Friday, May 1, 2009

رابرت دنيرو به اصغر فرهادي جايزه داد

دومين افتخارآفريني فيلم «درباره الي» ساخته «اصغر فرهادي»‌ در سطح جهاني با تمجيد فراوان هيات‌داوران جشنواره «ترابيكا» آمريكا و كسب جايزه بهترين فيلم داستاني اين جشنواره همراه شد.

به گزارش ايسنا، هشتمين جشنواره بين‌المللي فيلم «ترابيكا» كه «رابرت دنيرو» يكي از موسسان آن است، شب‌گذشته درحالي پايان يافت كه فيلم «درباره الي» اجازه نداد تا هيات‌داوران براي انتخاب بهترين فيلم بلند، به نامزدهاي ديگر فكر كند.

اين فيلم كه در جشنواره برلين جايزه خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني را براي «اصغر فرهادي» به‌همراه آورده بود، ديشب يك‌بار ديگر براي سازنده‌اش افتخارآفريني كرد و «فرهادي» جايزه بهترين فيلم بلند را از«رابرت دنيرو» دريافت كرد.

به گزارش خبرگزاري رويترز، هيات‌داوران جشنواره ترابيكا در توصيف اين فيلم اعلام كرد: «جهان‌شمولي شخصيت‌ها و مضامين در كنار كارگرداني كه اين داستان را مسحوركننده ساخته، موجب شده است تا «درباره الي» مرزهاي جهاني را فرو بريزد و درك ما از دنياي مشترك‌مان را تعميق ببخشد.»

«درباره الي» روز يكشنبه (سيزدهم ارديبهشت ماه) در اختتاميه جشنواره فيلم «سينماي باز» بلژيك نيز نمايش داده مي‌شود.

ترانه انتخاباتي "ساسي مانكن " براي كروبي خبرگزاري فارس: در پي ديدار حجت الاسلام والمسلمين كروبي با ساسي مانكن ، خواننده رپ زيرزميني ترانه انتخاباتي با


به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس و به نقل از كلمه نيوز، در پي ديدار حجت الاسلام والمسلمين كروبي با ساسي مانكن ، خواننده رپ زيرزميني، ترانه انتخاباتي با صداي ساسي براي تبليغ شيخ اصلاحات به بازار مي‌آيد.
ساسي مانكن از خوانندگان پرطرفدار رپ در ايران است و پيش بيني مي‌شود با انتشار اين ترانه انتخاباتي علاقه مندان ساسي به شيخ روي آورند.
نظرسنجي‌هاي اخير نيز حاكي از افزايش طرفداران كروبي و توقف رشد راي پايه ميرحسين طي هفته‌هاي اخير است.
از قراين و شواهد چنين بر مي‌آيد كه تيم تبليغاتي شيخ كروبي از طراحان عمليات رواني مهندس موسوي كارايي بيشتري دارند.

درپي ديدار اخير هنرمندان با شيخ اصلاحات به بازار مي‌آيد

ترانه انتخاباتي "ساسي مانكن " براي كروبي

خبرگزاري فارس: در پي ديدار حجت الاسلام والمسلمين كروبي با ساسي مانكن ، خواننده رپ زيرزميني ترانه انتخاباتي با صداي ساسي براي تبليغ شيخ اصلاحات به بازار مي آيد.


افزایش چشمگیر شمار اعدام در ایران

به گزارش "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" طی دو ماه و نیم اول سال ۲۰۰۹ دست‌کم ۱۲۰ حکم اعدام در ایران اجرا شده است. صبح جمعه (اول مه) نیز دلارا دارابی ۲۳ ساله به اتهام قتل یکی از بستگان پدرش، در ۱۷ سالگی اعدام شد
.سازمان "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" ضمن اشاره به افزایش موارد اعدام در ایران، هشدار داد که هدف جمهوری اسلامی از اعدام در ملاء عام، ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه است.

همزمان، صبح امروز جمعه (۱۱ اردیبهشت / اول ماه مه) دلارا دارابی به اتهام ارتکاب قتلی در سن هفده سالگی، در رشت اعدام شد. این خبر را محمد مصطفایی، وکیل مدافع دلارا دارابی، اعلام کرد. با توجه به آماری که "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" در مورد اعدام در ایران منتشر کرده، این دختر جوان یکی از حدود یک تا دو نفری است که هر روز در ایران اعدام می‌شوند. افزون بر این، اعدام وی در مقوله‌ی اعدام نوجوانان می‌گنجد که به منزله‌ی عدم رعایت کنوانسیون حقوق کودک توسط جمهوری اسلامی است
طبق گزارش ۶۵ صفحه‌ای "فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر" دست‌کم ۱۲۰ نفر تنها در دو ماه و نیم اول امسال در ایران اعدام شده‌اند. بدین ترتیب بر شمار اعدام‌ها در ایران افزوده شده است. به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، در طول سال گذشته ۳۴۶ مورد اعدام در ایران ثبت شده است. در سال ۲۰۰۷ حدود ۳۳۵ نفر در این کشور اعدام شده بودند و در سال ۲۰۰۶ شمار اعدام‌شدگان ۱۷۷ نفر بوده است

نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟


بسمه تعالی

حضرت آیت الله شاهرودی، ریاست محترم قوه قضائیه

با سلام

احتراما به استحضار می رساند چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با نام های مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بیش از هشتاد روز است که بدون دسترسی به وکیل و هیچ گونه ملاقاتی با خانواده هایشان در بازداشت به سر می برند. نزدیک به شصت روز از بازداشت دیگر فرزندانمان با نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و بیش از ۴۰ روز از دستگیری یاسر ترکمن نیز می گذرد. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی دیگر این دانشگاه بازداشت شد. تمام بازداشت ها به دلیل اعتراض به دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر و قبل و بعد از مراسم تدفین بوده است. چند تن از دانشجویان طی این مدت حتی تماسی با خانواده های خود نداشتند و اجازه ملاقات خانواده ها و دسترسی وکیل به پرونده آنها داده نشده است.

شما طی چند روز گذشته با صدور نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت رکسانا صابری شده اید. جای خوشحالی است که به سرنوشت شهروندان ایرانی حساسیت نشان می دهید اما آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟ آیا رسیدگی عادلانه یعنی فرق گذاشتن بین شهروندان ایرانی؟ چرا دستوری مشابه برای فرزندان بیگناه و جوان ما صادر نمی کنید؟ مادر و پدرهایی که هر روز با مراجعه به دادگاه انقلاب بی هیچ نتیجه ای باز می گردند و برنگرانی شان افزوده می شود، تاب و توان زندانی بودن فرزندانشان را در سلول های انفرادی زندان اوین ندارند. دو ماه است که برای دیدن آنها و اطلاع از وضعیت جسمانی شان به هر دری زده ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم. وقتی فرزندانمان را نمی بینیم چگونه اطمینان داشته باشیم که سالم هستند. چگونه آرام بگیریم در حالی که حتی از وضعیت جسمی و روحی آنها اطلاعی نداریم.

خواهشمدیم دستورات لازم را جهت دیدار فرزندانمان و آزادی آنها صادر کنید و خانواده نه دانشجوی در بند که جوانی شان را در زندان می گذرانند از نگرانی برهانید.

با احترام

خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی

ورود نیروی انتظامی به دانشگاه آزاد رودهن و ضرب وشتم یک دختر دانشجو

مامورین نیروی انتطامی از ایستادن دانشجویان در ترمینال تاکسی و کتاب فروشی های مقابل دانشگاه ممانعت به عمل آورده و ضمن چک کردن کارت دانشجویان با برخوردی توهین آمیز و خشونت آمیز سعی در متفرق نمودن آنان داشتند. تلاش مامورین برای بازداشت خواهر و برادری با مقاومت آنان روبرو شده و پس از پناه بردن این دو دانشجو به داخل دانشگاه و در پی آن ورود نیروی انتظامی به دانشگاه، حضور دانشجویان و اعتراضات شدید آنان ماموران انتظامی را ناچار به خروج از دانشگاه نمود. در تمام این مدت که نیروی انتظامی با الفاظی رکیک به دانشجویان به ویزه دختران دانشجو تو هین می نمود و نیروی های حراست و انتظامات این دانشگاه هیچ گونه حمایتی از دانشجویان در مقابل ورود نیروی انتظامی که به باتوم و گاز اشک آور مجهز بودند به عمل نیاورد و تنها نظاره گر صحنه بود و حتی در بعضی موارد به تهدید دانشجویان می پرداخت و به متفرق کردن دانشجویان می پرداخت.

در ادامه این وقایع، انتظامات و حراست دانشگاه به همراه شخص رئیس حراست که در صحنه حضور داشت حجاب و پوشش دختران دانشجو را بررسی کرده و با دانشجویان برخورد کردند که در نتیجه این برخوردها یکی از دختران دانشجو توسط انتظامات از ناحیه بینی به شدت مجروح شده و بینی وی خونریزی شدیدی کرد به حدی که ماموران انتظامات و حراست با نگرانی سریعا وی را به هلال احمر دانشگاه منتقل می کنند.

گفتنی است بر طبق گفته شاهدان عینی و دانشجویان حضور نیروی انتظامی با چندین دستگاه خودرو در مقابل دانشگاه آزاد واحد رودهن دلیل خاصی نداشته است. همچنین گشت ارشاد همه روزه به طور منظم در مقابل درب این دانشگاه استقرار می یابد و محدودیت ها و مزاحمت هایی را برای دانشجویان فراهم می آورد.

لازم به ذکر است که برخورد های این چنینی در دانشگاه آزاد در گذشته نیز وجود داشته است. پیش از این نیز در همین واحد دانشگاهی دانشجوی دختر دیگری توسط ماموران زن و مرد انتظامات مورد ضرب و شتم و بازرسی بدنی قرار گرفته بود که در پی آن دکتر حیدری رئیس دانشگاه آزاد واحد رودهن قول پیگیری ماجرا و عدم تکرار آن را در آینده داده بود که از قرار معلوم اینگونه نشده است

بی خبری از وضعیت حامد یازرلو، زندانی سیاسی


حامد یازرلو، کارشناس ارشد هوا فضا که در جریان بازداشت های گسترده در اسفندماه در منزلش بازداشت شده بود، پس از گذشت 57 روز همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود و نسبت به شرایط او اطلاعی در دست نیست.

هود یازرلو، برادر وی، پیش تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به تحمل 3 سال حبس تعزیری محکوم شده بود و هم اکنون در بند 8 زندان اوین نگهداری می شود. همچنین مادر این خانواده نیز، با داشتن 3 سال حکم، در انتظار دادگاه تجدید نظر به سر می برد.

گفتنی است حامد یازرلو، از جمله دانشجویان ستاره دار است که با وجود قبولی در مقطع دکترای دانشگاه امیرکبیر، طی دو سال متوالی، امکان ثبت نام و ادامه تحصیل را بدست نیاورد.

لازم به ذکر است، در ماههای اخیر، بازداشت افراد خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در ایران شدت یافته است. این افراد، که به اتهام ارتباط با گروهک های مخالف نظام مورد محاکمه قرار می گیرند، از جمله کسانی هستند، که برخی از اعضای خانواده شان، عضو سازمان مجاهدین خلق هستند.

دلارا دارابی اعدام شد


دلارا دارابی، دختری که متهم بود در سن 17 سالگی، دختر عموی پدرش را به قتل رسانده است، صبح امروز در زندان رشت اعدام شد.

عبدالصمد خرمشاهی وکیل دلارا، در حالی که شوکه است با تأیید این خبر می گوید:" نمیدانم چه اتفاقی افتاده است، من در حال رفتن به رشت هستم. حالم خیلی بد است."

حکم اعدام دلارا در حالی اجرا شد، که چندی پیش، به دلیل عدم حضور اولیای دم مقتول ، اجرای حکم وی به تعویق افتاده بود. با این وجود، این بار دادسرای استان رشت، بدون اعلام و اطلاع قبلی، حکم اعدام این هنرمند جوان را به اجرا در آورد.

دل آرا دارابی متهم بود که در آبان ماه سال ۸۶ درحالی که ۱۷ سال داشت، یکی از بستگان پدرش را به قتل رساند. طبق اقرار دل آرا ، دادگاه وی را به عنوان متهم ردیف اول پرونده معرفی کرد. درحالی که او پس از این اقرار اولیه، علت اقرارش را علاقه زیاد به پسری عنوان کرد که به گفته دل آرا، عامل اصلی جنایت بود. دل آرا در جلسه دادگاه عنوان کرد، به دلیل اینکه ورزشکار است و کاراته کار می کند، توانسته است با وجود جثه کوچک و نحیفش، مقتول را مورد حمله قرار دهد. او پس از این اقرار که یکی از دلایل اصلی صدور حکم قصاص علیه وی بود، ارتکاب به قتل را انکار کرد.

عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع وی، ایراداتی را به جریان پرونده وارد دانسته بود، از جمله اینکه با توجه به چپ دست بودن دلارا، وی نمی توانسته ضربات را از سمت راست به بدن مقتول وارد اورد.

نمایشگاه نقاشی آثار دل آرا دارابی باعث ایجاد توجه محافل حقوق بشری به پرونده اعدام وی شده بود.

به یاد از امیدرضا میرصیافی /نامه عباس خرسندی از زندان اوین


وقتی فقط یک ماه با او زندگی کردم . زمان کوتاهی بود . اما حکایتی تلخ و طولانی از غمی جانکاه با خود داشت . واقعیتی که می تواند سرگذشت اسفناک مردمان ایرانی در این سرزمین باشد . سرزمینی زخم خورده که درد و غم مشترک تمامی جوانان خود را بر شانه های کهن خود به دوش می کشد و آنان را به سوی طلوع آرزوها، آنجا که امیدمیرصیافی نگاهش را به آن دوخته بود رهنمون می سازد . آرزوهای امید در زندان سرنوشتش به بند کشیده شد تا امید نسلش و نسلهای جوان آینده بارور گردند و حیات و زندگی، دگرباره بر بستر امنیت و صلح و آرامش به جریان در آید .

مرگ امیدرضا غم انگیز است. اما واقعیت دارد. حادثه ای است که از بی عدالتی ها سرچشمه گرفته است. بی عدالتی که ریشه در قانون شکنی و خشونت بی حد و مرز دارد . امید جوانی بود که ذوق و عشقش را با هنر و موسیقی درآمیخته بود تا با عشق سرود موسیقی بخواند . عشقی که دینش بود . دین شیعی و عشقی که او را به مقابله با ظلم زمانه کشاند . آن گونه که مدعیان ، دیگر نتوانند در حصار و پرده حجاب آن،خود را از آسیب بی عدالتی هایی که مرتکب می شوند محفوظ دارند .

امید همواره درحال نیایش بود . شاید برای کسانی که دل درگرو عشق ندارند ارتباط موسیقی با خدا گناهی عظیم و نابخشودنی باشد . اما او از موسیقی و خدا می گفت . او می گفت موسیقی و صوت خوش، هنر زیبای آفریدگار است. از زمزمه باد تا صدای بارانش، از همهمه پر آواز طبیعت تا صوت خوش کلام قرآنش، از موسیقی بی کلام تا نوای ساز و نی که ترجمان عواطف انسانی است. اینها همه هنر است. هنری که بخش مهمی از فلسفه هستی را در سرزمین مقدسمان شکل داده است .

پس از بیست و پنج روز وقتی در آخرین دوشنبه سال 78 امیدرضا از اولین و آخرین ملاقات حضوری با خانواده اش برگشت بسیار شادمان بود. از دیدار اعضای خانواده اش گفت . تسبیح رنگارنگی بر گردنش بود که هدیه خواهرش به او بود و حاضر نبود آن را با هیچ چیز عوض کند.به رسم سنت و اعتقاد مذهبی برای حفاظت وی از بلایا و مصیبتهای زمانه، خانواده اش دعا نوشته ای برایش آورده بودند . اینها هدایای گرانبها و عیدی خانواده اش به او بودند.از نظر من اینها سنت و باور مذهبی است. اما امیدرضا با پذیرش تمام این سنتها و باور ها بود که در جستجوی آزادی برای هم نسلهای خود بود. او حضور دین در عرصه سیاست را موجب خسران دین و جایگاه آن را هم برای خود و هم برای دیگران، خاص می دانست و از همین منظر ارتباط با خدای خویش را بی واسطه می خواست .

امیدرضا برای اثبات خویش دست از تلاش بر نداشت . او معتقد بود این قاضی است که اشتباه می کند و در متقاعد کردن آنها نامه ها نوشت.نامه هایش را با عبارت "به نام حق" آغاز می کرد.نامه ای شکوه آمیز برای آیت الله شاهرودی نوشت و از قاضی شعبه پانزده دادگاه انقلاب شکایت کرد.نامه ای هم برای قاضی حداد نوشت . در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی، پاسخی دریافت کرد با این عبارت :" اقدامی ندارد" . خانواده اش درتمام روزهای ماه اسفند 78 در راهروهای دادگاه انقلاب سرگردان بودند و رنجها کشیدند. اما هیچ کس از میان حکام قضایی فریاد آنها را نشنید .

دادگاهها همه شبیه به هم هستند،بدون دفاع،بدون هیئت منصفه و کاملا صوری و تشریفاتی . امیدرضا اعتراضش را،مبنی بر نادیده گرفتن حق تجدید نظر هم از طریق خانواده اش و هم وکیلش اعلام کرد. حقی که بارها و برای دیگر متهمان هم به آسانی زیر پا گذاشته شد. برای امید رضا دو پرونده تشکیل داده بودند . در یکی دو و نیم سال محکومیت قطعی و دیگری در حال رسیدگی .ظاهرا قصد بر محکومیت سالها زندان برای وی بوده است و او این را به خوبی می دانست .

صبح روز 28 اسفند، امیدرضا در هم شکست . فشار روانی انتظار،حاصل از بلاتکلیفی قانونی و اعمال خشونت و تخریب روانی وی با احکام سنگین، او را از پای در آورد . در ساعت 11 صبح حادثه ای تلخ اتفاق افتاد . هنگامی که او را در آمبولانس زندان قرار دادیم چشمانش بی فروغ بود . ساعاتی بعد تمام انتظارش به پایان رسید . جوانی که تنها در روزهای پایان عمر کوتاهش دریافت که مقهور قدرت و خشونتی شده است که مرزهایش را گم کرده است. این دانش،بسیار بدیهی در علم سیاست است که دولتها اولین ناقضین قوانینی هستند که خود آن را وضع می کنند. هرچه وسعت دایره دولتها بیشتر باشد امکان زیر پا گذاشتن حقوق شهروندان و قوانین بیشتر می شود. محکومیت های سنگین غیرقضایی و غیرحقوقی برای زندانیان سیاسی و مدنی پایمال کردن حقوق آنهاست که در طی دوسال گذشته به شکل گسترده ای صورت گرفته است و نشان از عدم استقلال قوه قضاییه از مراکز متعدد قدرت دارد .

به نظر می رسد عدم وجود قانون درمورد فعالان سیاسی و مدنی در قوه قضاییه کشور و عدم حساسیت جامعه نسبت به بی قانونی در این مورد هزینه های سنگینی را متوجه زندانیان سیاسی و مدنی کرده است که در آنها تمام اقشار اجتماعی حضور دارند. از جمله روزنامه نگاران،فعالان اتحادیه های کارگری و سندیکاهای کارگری،فعالان دانشجویی،اساتیددانشگاهها و محققان کشور ، هنرمندان مستقل و وابسته به نهادهای هنری،فعالان جامعه مدنی،وبلاگ نویسان هنری و غیره

آیا باز هم در آینده شاهد چنین حوادث جانگذازی خواهیم بود ؟ زمان، پذیرش یا تمرد از قواعد اجتماعی و انسانی و شاهد رویدادهای تاریخ خواهد بود .

به یاد عزیزم که همیشه در قلبم خواهد ماند

هم بند امیدرضا

عباس خرسندی

انتقال مجدد محمد پورعبدالله به زندان قزل حصار


محمد پورعبدالله، دانشجوی زندانی که از 10 روز پیش به سلول انفرادی بند 209 زندان اوین انتقال یافته بود، مجددا به زندان قزل حصار منتقل شد.

مادر این دانشجوی زندانی با اعلام این خبر گفت:" محمد را به مدت 10 روز در سلول انفرادی نگهداری کردند، تا حاضر به قبول اتهامات وارد بر خود شود ."

گفتنی است پورعبدالله در بهمن ماه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به بند 209 انتقال یافت. نگهداری وی در زندان قزل حصار در شرایطی صورت می گیرد، که این زندان در طبقه بندی سازمان زندان ها محل نگهداری مجرمان با جرایم شرارت، قتل، تجاوز و .. است.

مطابق با قانون، محل نگهداری متهم بر اساس محل وقوع جرم و یا محل سکونت وی تعیین می شود.

در سال های گذشته، مسئولان دادگاه انقلاب با انتقال متهمان سیاسی به زندان هایی چون رجایی شهر و یا قزل حصار، تلاش کرده اند تا از این طریق آنان را تحت فشار مضاعف قرار دهند.

لازم به ذکر است، محمد پورعبدالله در آذرماه سال گذشته نیز در جریان بازداشت گسترده دانشجویان طیف چپ بازداشت شد و پس از آزادی، بارها از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گرفت