Friday, May 29, 2009

خامنه ای به خاتمی پیغام داد تا کناره گیری کند-نیوزویک


مقاله بسیار جالبی در شماره اخیر نیوزویک در مورد ایران و انتخابات چاپ شده است. مختصری ازآن در اینجا ترجمه شده است. یکی از مشاوران خاتمی میگوید که هر بار خاتمی از موسوی خواست که وارد رقابت ها شود موسوی جواب رد قطعی میداد. خاتمی تصمیم گرفت که خود وارد شود. یک مقام رسمی اطلاعات ایران که خواست نامش فاش نشود گفت طبق یک نظرسنجی محرمانه در دسامبر ۲۰۰۸ خاتمی محبوب ترین فرد در ایران شناخته شده است. افراد نزدیک به خاتمی میکویند که وقتی موسوی اعلام کاندیداتوری کرد خاتمی شکه شد و گفت که فکر نمیکردم اینگونه به من خیانت شود. یکی از مشاوران خاتمی که خواست نامش فاش نشود گفت که خاتمی چند هفته قبل از اعلام کاندیداتور خود با خامنه ای دیدار کرد و خامنه ای دوستانه گفت که بهتر است وارد انتخابات نشود. ولی وقتی خاتمی تصمیم گرفت که وارد میدان رقابت شود حامنه ای ناراحت شد و به خاتمی پیغام خصوصی فرستاد که از تصمیمش منصرف شود. (خاتمی این را انکار میکند) همزمان نزدیکان خاتمی شایعه ترور خاتمی را شنیدند و روزنامه کیهان هم در یک سرمقاله ادعا کرد اطرافیان خاتمی قصد مرگ او را کرده اند. پیغام واضح بود و خاتمی قرار بود به نحوی حذف میشد.
Anyone but Ahmadinejad
The unlikely candidacy of Mir Hossein Mousavi
The candidate looked as if he wished he could be anywhere but where he was—among his most enthusiastic supporters. About 4,000 mostly young people had gathered in Tehran's Milad Hall for several hours, waiting to see and cheer their man: Mir Hossein Mousavi, the main reformist running in the upcoming Iranian presidential election
The crowd, overflowing with hope for freedom and a more open society, chanted, "Political prisoners should be released!" Then, "Death to the dictator!" And then, not quite as an afterthought, "Mousavi, we support you!" On a giant, pitiless video monitor above him, his face loomed large and wan. Mousavi hates to be photographed; he's said to be embarrassed by the size of his nose. But his cavernous nostrils looked insignificant compared with the chasm between what his supporters expect from him and what he can actually deliver.

Less than a month before balloting starts, all the polls give a healthy edge to the hardline incumbent. President Mahmoud Ahmadinejad knows what working-class Iranians want, and in the run-up to the vote, he's been handing out heaps of cash saved up during the oil boom of 2007 and 2008. Still, Iranian pollsters and pundits have guessed wrong before. They counted Ahmadinejad out in the 2005 contest—until he won. Mousavi's team is hoping the unexpected will happen again. "The choice is now between democracy and an authoritarian government," said Mohammed Javad Mozafar, a historian in the crowd at Milad Hall. "If Ahmadinejad wins, that means the end of this reformist dream for a while. Many of these young people will be depressed and even leave the country. But if Mousavi wins, that means the citizens have won despite Ahmadinejad's deceitful policies and the support he receives from above." Although Iran's Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei doesn't stoop to publicly endorsing a candidate, few Iranians doubt that Ahmadinejad is his man.

But whose man is Mousavi? Even by the baffling standards of Iranian politics, he and his candidacy are a puzzle. His revolutionary zeal made him a leading figure in the Islamic Republic's early years. Trained as a painter and architect, he accomplished a protean feat after the fall of the shah in 1979, building a name for himself as both a committed leftist and a fiercely loyal follower of Ayatollah Ruhollah Khomeini. He served as prime minister throughout most of the 1980s until he dropped out of politics in 1989, after Khomeini's death. Most supporters at this year's Milad Hall rally were too young to remember those times; the crowd's average age looked to be about 25. In fact, roughly 75 percent of Iranians are under 30. Mousavi is 68
In the two decades since he left public life, Mousavi has devoted himself mainly to his first love: abstract painting. At the start of this year's race the reformists' standard bearer was not Mousavi but Ahmadinejad's immediate predecessor, Mohammad Khatami. Before the former president declared his candidacy, he spoke repeatedly to Mousavi about joining the race. Calling him "one of the best politicians in Iran," Khatami told newsweek that he'd urged Mousavi to enter the contest. "Every time Khatami asked Mousavi if he wanted to run, the answer was a big 'no'," says a Khatami adviser, asking not to be named talking about the two men's relationship.

So Khatami hit the stump, touring Iran for more than a month. Cheering crowds greeted him as the man to defeat Ahmadinejad and the conservative establishment. An Iranian intelligence official, requesting anonymity because he's not authorized to talk to reporters, cites a confidential December 2008 survey that ranked Khatami's popularity higher than that of any other public figure in Iran. And several people close to Khatami say that he was shocked when Mousavi changed his mind. "When he heard Mousavi's announcement, Khatami became so furious," says a Khatami confidant. "He said, 'I didn't know I would be betrayed like this'."

The decision should have been no surprise to Khatami. He had met with the Supreme Leader a few weeks before announcing his candidacy. "In the meeting Mr. Khamenei told Mr. Khatami as a friend that it would be better if he didn't enter the race," says a Khatami adviser, asking not to be quoted by name on such a sensitive subject. When Khatami went ahead and announced he'd run anyway, the adviser says Khamenei became quite upset and sent a personal message to Khatami asking him to step down. (Khatami denies that the Supreme Leader made any such request.) At the same time, Khatami's team heard rumors that there were plans to assassinate him if his campaign continued. The hardline newspaper Kayhan heightened the paranoia with an editorial purporting to warn Khatami that people in his own camp might want him dead. "The message was obvious," says the Khatami adviser. "Khatami would be gotten rid of one way or another. He had no choice but to withdraw." Khatami insists he stepped down simply to avoid splitting the reformist vote.

آخرین عکس قبل مرگ ـ


این عکس رو عکاس طبیعت معروف
Michio Hoshino درست قبل از مرگش گرفته
Michio Hoshino, a photographer known for his pictures of bears and other wildlife, was mauled to death by a brown bear on the Kamchatka Peninsula in eastern Russia. He was in his mid-40?s and lived in Fairbanks, Alaska.

Thursday, May 28, 2009

هسته مرکزی «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» (موج سوم) خواستار آزادی فوری عماد بهاور شد


پیش از ظهر امروز عماد بهاور، عضو هسته مرکزی «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» و یکی از فعالان خوش‌فکر و توانمند «موج سوم» و ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی با حکم دادگاه انقلاب (و بدون نشان دادن تعمدی شعبه صادرکننده‌ی حکم) بازداشت شده است، منزل وی تفتیش شده و رایانه و پاره‌ای از لوازم شخصی او نیز توقیف شده است.

هسته مرکزی «پویش» این بازداشت غیرقانونی، نامتعارف و پرشائبه را شدیداً محکوم می‌کند و خواستار آزادی فوری این عضو ارزشمند خود می‌شود. اعتدال، متانت و خوش‌فکری عماد بهاور و فعالیت‌های موثر او در «موج سوم» برای افزایش احتمال پیروزی میرحسین موسوی از یک سو و شیب رو به رشد آرای موسوی به این شائبه دامن می‌زند که بازداشت وی اقدامی در جهت اخلال در مبارزات انتخاباتی عادلانه و قانونی است.

هسته مرکزی «پویش» امید دارد با آزادی فوری عماد بهاور به دستور مقامات قضایی و دولتی‌ای که به ایجاد فضایی سالم برای برگزاری انتخاباتی عادلانه و پرشور می‌اندیشند، شائبه‌هایی از این دست، عرصه عمومی و فضای پرنشاط انتخابات را آلوده نکند.

به باور پویشگران «موج سوم» هیچ یک از این اقدامات غیرقانونی و ایذایی در عزم و امید ایرانیان برای آفرینش حماسه انتخاباتی دیگری خللی ایجاد نخواهد کرد و در 22 خرداد حامیان موسوی با نوشتن نام میرحسین موسوی بر برگه‌های رای پاسخ مناسبی به این دست اقدامات خواهند داد. «موج سوم» از طرق قانونی ممکن با جدیت پیگیر آزادی وی خواهد بود و در این زمینه اطلاع‌رسانی لازم را به عمل خواهد آورد.

Wednesday, May 27, 2009

محمد هاشمي : هر سفر استاني احمدي نژاد 100 ميليارد تومان هزينه دارد!


برادر اكبرهاشمي رفسنجاني در گفت و گويي با انتقاد از سفرهاي استاني دولت، گفت: احمدي نژاد با سفرهاي استاني فضايي را به وجود آورده است تا از پول بيت المال تبليغات وسيعي براي خود انجام دهد.
وي افزود: واقعا نمي دانم چه ضرورتي دارد كه در روزهاي پاياني دولت براي هر سفر مبلغي بالغ بر يكصد ميليارد تومان هزينه مي شود. اين سفرها دليلي ندارد به جز اينكه آقايان بتوانند وعده هاي انتخاباتي خود را به مردم اعلام كنند.
محمد هاشمي همچنين گفت: با نگاهي دقيق به گفته هاي انتخاباتي رييس جمهوري مي توان به نكته هاي جالبي رسيد. ايشان وعده هاي عملي نشده 4 سال قبل خود را در حالي تكرار مي كند كه در دولت نهم هيچكدام عملي نشد. اين رفتار موجب مي شود تا مردم نسبت به او و دولتش ذهنيت بدي پيدا كنند.
وي كه برادرش در انتخابات گذشته از احمدي نژاد شكست خورد گفت: متاسفانه دولت احمدي نژاد عملكرد صادقانه اي ندارد و مردم در دولت نهم صداقت را نديدند.
محمد هاشمي همچنين با حمايت از ميرحسين موسوي ، در خصوص شرايط كنوني گفت:كسي نمي تواند شرايط فعلي را با زمان پايان دولت هاي هاشمي و خاتمي قياس كند. زماني كه دولت شش و هشتم به پايان رسيد ، كشور اوضاع نسبتا مطلوبي داشت و در مجامع بين المللي احترام برانگيز بود. اما ديپلماسي آقاي احمدي نژاد و ادبياتي كه او در اين 4 سال اخير به كار برد ، باعث شد تا وضعيت بدي در دنيا پيدا كنيم.

امیر تاجيک، خواننده پاپ گفت:احمدي‌نژاد و صفارهرندي به صراحت موسيقي را مطرب‌بازي اعلام


امير تاجيک، خواننده پاپ گفت: ‌در جلسه اي وزير ارشاد اعلام کرد که «من وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستم نه هنر و مطرب بازي . وقتي وزير فرهنگ و ارشاد دولت نهم به هنر موسيقي مي گويد مطرب بازي داد اهالي موسيقي به کجا مي‌رسد.»

امير تاجيک خواننده پاپ به خبرنگار زاگرس پرس گفت: اهالي موسيقي پاپ از سوي دولت احمدي نژاد هيچ گاه به رسميت شناخته شدند و هيچ کانون، انجمن و يا راگاني براي اين گروه از هنرمندان در نظر گرفته نشد.

او افزود: وزير محترم ارشاد در نشستي گفت:‌ من وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستم نه هنر و مطرب بازي. وقتي وزير فرهنگ و ارشاد دولت نهم به هنر موسيقي مي گويد مطرب بازي داد اهالي موسقي به کجا مي رسد . متاسفانه آقاي احمدي نژاد و کابينه دولت نهم موسيقي را هنر نمي دانستند اما در کمال تعجب در تبليغات خود از ترانه و سرود استفاده کردند.

امير تاجيک در ادامه گفت: به جز تيتراژ برنامه تلويزوني از خوانندگان پاپ تصويري پخش نمي‌شود و صداي آنها را نمي‌شنويم پس چه طور توقع داريم جوان ايراني به سمت خوانندگان خارجي نرود و يا به قولي از خوانندگان لوس آنجلسي پيروي نکند. او افزود: پخش ترانه و موسيقي هنرمندان حق طبيعي آنهاست اما صدا و سيما هنرمندان را ياري نمي‌کند.

اين خواننده پاپ تصريح کرد:‌به نظر من بزرگترين قدم رييس جمهوري آينده شناخت و حمايت موسيقي ايراني است تا جوانان به موسيقي غرب گرايش پيدا نکنند و شرايط مهيا شوند تا هنرمندان بتوانند زير چتر قانون به فعاليت خود ادامه دهند.

عکس غمگین احمدی نژاد در نیوزویک


از ادعاهای بی محتوا تا واقعیت

انتشار بخشی از شنود جلسه احمدی نژاد و یاران نزدیکش مگر من از "چاوز" کمترم که نتوانم رئیس جمهور دائم شوم؟

سایت خبری سلام، گزارش مشروح جلسه ای را منتشر کرده است که مدتی پیش بصورت خلاصه و اشاره در برخی سایت های داخل کشور منتشر شده بود. یعنی آن جلسه ای که احمدی نژاد در آن می گوید برای آینده نقشه هائی مهم تر در سر دارد و می خواهد مانند چاوز قانون اساسی را تغییر بدهد و ریاست جمهوری خود را طولانی کند!

مشروح این جلسه، که یا شنود شده و یا ضبط و یا یادداشت برداری شده، بی شک بیش از آنست که اکنون "سلام" منتشر کرده و جای تردید هم نیست که این گزارش بصورت مستند در اختیار رهبر و دیگر مقامات نیز گذاشته شده است.

احمدی نژاد در این جلسه، اشاراتی به علی لاریجانی نیز می کند و این که تکلیف او را هم سرانجام یکسره خواهد کرد. همچنین اشاره به توصیه هائی می کند که از مقامات عالی تر از او و یا از طرف مراجع قم می شود ولی وی به آنها عمل نمی کند و به کار خودش ادامه میدهد.
درجلسه انتخاباتی مهمی که با حضور محمود احمدی نژاد، مجتبی هاشمی ثمره، اسفندیار رحیم مشایی، غلام حسین الهام و برخی نمایندگان مجلس که مورد اعتماد احمدی نژاد هستند، مانند آقا تهرانی و اسماعیل کوثری و چند تن از مسئولان مهم ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد برگزار شده است، احمدی نژاد از قصد خود برای تغییر قانون اساسی خبر داده و گفته است که هیچ معنایی ندارد ریاست جمهوری در ایران دو دوره یی باشد و همانگونه که نمایندگی مجلس در ایران نامحدود است، دوران ریاست جمهوری هم باید نامحدود باشد.

در این جلسه انتخاباتی که چند روز پیش از استعفای مجتبی هاشمی ثمره از مقام مشاورت ریاست جمهوری برگزار شده است، احمدی نژاد گفته است که ماموریت همه طرفداران دولت به ویژه نمایندگان مجلس این است که زمزمه های تغییر قانون اساسی را سر بدهند.

در این جلسه غلامحسین الهام با طرح مباحث حقوقی و اسماعیل کوثری با طرح مباحث سیاسی گفته اند که در سال آخر ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم برخی نمایندگان در مجلس نطق کردند و گفتند که می‌بایستی شرایط قانونی برای حذف محدودیت دو دوره یی انتخابات ریاست جمهوری فراهم شود اما افکار عمومی، احزاب و گروههای سیاسی ازاین ایده استقبال نکردند لذا طرح یاد شده در همان ابتدا مسکوت گذاشته شد. احمدی نژاد پاسخ می دهد اشتباه آنان این بود که طرح شان را پیگیری نکردند و می بینید که تاوان آنرا هم پس می دهند که انشاالله در دوره دوم تمامی پست های سیاسی و مراکز مهم مالی را که در اختیار آنان است، از دست شان خارج می کنیم و در اختیار خود خواهیم گرفت.

احمدی نژاد می افزاید: البته آنان در انتخابات شورای شهر دوم هم همین اشتباه استراتژیک را مرتکب شدند و در واقع با برگزاری آن انتخابات در حالیکه می توانستند فضا را مدیریت کنند، ولی این کار را نکردند و یک سنگر مهم را از دست دادند و آن سنگر سکوی پرش ما به مراحل بعدی شد و اکنون به جایی رسیده ایم که آنان دیگر از نظر سیاسی مرده اند و کارشان تمام است. البته این سنگر هم سکوی پرش ما به مرحله نهایی خواهد بود.

احمدی نژاد سپس به تجارب سیاسی خود اشاره می کند و می گوید البته فکر نکنید به این راحتی به اینجاها رسیده ایم. کسانی که به ظاهر دوست ما هستند اما در پشت دیوار خانه مان {اشاره به مجلس} می نشینند و طرح می دهند که مثلاً به بهانه تجمیع انتخابات طول دوره ریاست جمهوری بنده را کم بکنند تا شاید زودتر از دست من خلاص شوند، اما دیدید که به نتیجه نرسیدند و نمی دانستند که ما حالا حالا ها در خدمت آنان خواهیم بود. در این لحظه حضار می خندند و احمدی نژاد ادامه می دهد اولین اشتباه در سیاست آخرین اشتباه هم خواهد بود. به نظر شما چرا هرچقدر به ما فشار آوردند که یکی از نزدیکترین همراهان حاضر در این جمع {اشاره به مشایی} را از قطار دولت پیاده کنیم، زیر بار نرفتیم؟ چون اگر زیر بار می رفتیم داستان ادامه پیدا می کرد و رویای کسانی که می‌خواستند زمستان ٨٧ دولت را از اکثریت بیندازند تحقق پیدا می کرد و شکست طرح آنان به خاطر ایستادگی ما بود وگرنه معلوم نبود این دولت الان به چه سرانجامی رسیده بود.

احمدی نژاد می گوید کسانی بودند که می خواستند با اختیاراتی که با امضای ما به دست آورده بودند با این تصور که از قدرت فراوانی برخوردارند مسیر پرونده هسته یی را عوض کنند ولی دیدید نتوانستند و ناچار صحنه را ترک کردند هرچند اکنون در جای دیگری مشغول حفر سنگر برای مقابله با دولت اند و برخلاف قول و قرارها، کارهایی می‌کنند که قول داده بودند انجام ندهند که البته این اقدامات از دید ما پنهان نیست و آن را به حسابشان میگذاریم. {ظاهرا اشاره به لاریجانی است}

احمدی نژاد به ماجرای کردان اشاره می کند و می گوید البته در جاهای دیگری هم گفته ام و می گویم من حاضر بودم جناب کردان را در کابینه دهم هم جا بدهم و اگر مجلس استیضاح نکرده بود قطعاً او اکنون وزیر کشور باقی مانده بود چرا که همه شما می دانید من در عزل و نصب مقامات دولت هیچ ملاحظه یی ندارم اما به همان میزان هم که از ناحیه خارج حتی آن بالایی ها یا قم به بنده برای عزل و نصب ها توصیه یا فشار وارد شود من زیر بار نمی روم ومحترمانه می گویم شما یا کاره یی نیستید که در این صورت الزامی به پذیرش رای شما ندارم و اگر هم قانون به شما اجازه عزل و نصب داده است، خوب خودتان از اختیار قانونی تان استفاده کنید چرا می خواهید بنده مایه بگذارم درحالیکه به همکارانم اعتماد کامل دارم.

احمدی نژاد می افزاید: البته به شما بگویم من برخی از این آدم ها را از عرصه خارج کرده ام، فعلاً با برخی مدارا می کنم تا موقع مناسب اش برسد و آنان را غربال خواهم کرد و یک سرندی را با سوراخ های ریز درست کرده ام که آدم ها به این راحتی ها نتوانند از آن عبور کنند. هرکس از این سرند عبور کرد دوست ما محسوب می شود ولاغیر!

الهام پاسخ می دهد که اما تغییر قانون اساسی شرایطی دارد که ممکن است با مقاومت مجلس مواجه شود. احمدی نژاد می گوید که ما باید ازتجارب دوستان مان در آمریکای لاتین یاد بگیریم. مگر آقای چاوز نبود که با مقاومت وصف ناشدنی همین تغییرات را در قانون اساسی خودشان اعمال کردند پس ما هم می توانیم چنین اقداماتی را انجام دهیم فقط یک شرط دارد و آن هم نترسیدن است.

بر اساس این گزارش احمدی نژاد به حاضران می گوید برنامه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم به گونه یی مدیریت شده است که پیروزی ما درآن قطعی است و ما اهدافی بسیار فراتر از این انتخابات داریم که از جمله آن به دست گرفتن برخی مراکز مالی مهم نظیر ... است چرا که هیچ دلیلی ندارد چنین مراکزی خارج از اختیار دولت باشد.

وزیر کشور خاتمی: بموجب نظرسنجی ارگان های رسمی 60 درصد مردم احمدی نژاد را نمی خواهند!

موسوی لاری عضو شورای مرکزی روحانیون مبارز و وزیر کشور دولت خاتمی در جریان سفر به استان گلستان، در شهر گرگان با خبرنگاران یک جلسه خبری تشکیل داد. او در این دیدار و مصاحبه خبری گفت:

براساس برخی نظرسنجی های صورت گرفته از سوی ارگانهای رسمی، موسوی 70 تا 80 درصد آرای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به خود اختصاص خواهد داد.

در این نظر سنجی بیش از 60 درصد افراد گفته اند به احمدی نژاد رای نمی دهند.

استقبال از موسوی در برخی استانهای کشور نظیر اصفهان و یزد – و تبریز- کم نظیر بود به ویژه اینکه این استقبال مردمی و خود جوش بوده است.

هرچه به زمان برگزاری انتخابات نزدیک تر می شویم، گرایش و استقبال از موسوی سیر صعودی پیدا می کند و اگر امروز انتخابات برگزار شود موسوی بیشترین رای را می آورد.

البته مشارکت گسترده مردم در پای صندوق های رای موجب کاهش تخلفات می شود و اگر کمیته صیانت از آرا تشکیل شود، امکان تخلف به مراتب کمتر می شود.

اگر مردم اراده کنند و حرف خود را پای صندوقهای رای بزنند، هیچ کس نمی تواند اراده ملت را تغییر دهد.

بیانیه جدید مجاهدین انقلاب برای بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق رای فرماندهان سپاه و بسیج از در پشت، وارد شده اند!

سازمان مجاهدین انقلاب با انتشار پنجمین بیانیه انتخاباتی خود، مسئله نقش آفرینی فرماندهان سپاه و تشکیلات بسیج در انتخابات را بررسی و به نکات مهمی اشاره کرده است. بخش هائی از این بیانیه را می خوانید:



ممنوعیت دخالت نیروهای مسلح در رقابت های سیاسی و انتخاباتی در کشورهای مختلف جهان، امری متعارف و پذیرفته شده است.

ورود نیروهای مسلح مأمور پاسداری و حفاظت از تمامیت ارضی کشور به عرصه رقابت سیاسی و حزبی علاوه بر مخدوش ساختن جایگاه و محبوبیت نیروهای مسلح، موجب بروز اختلاف و جناح بندی و از دست رفتن انسجام نظامیان شده، عرصه رقابت سیاسی را مختل و به عرصه‌ای نابرابر تبدیل کرده، آزادی و اصل حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش را مخدوش می سازد.

کشورهای ترکیه و پاکستان در همسایگی ما از جمله قربانیان عدم توجه به این اصل مهم هستند. دخالت نظامیان، جوامع مذکور را برای سالیان متمادی از ثبات و استقرار سیاسی و برخورداری از دموکراسی محروم ساخت.

به قول آیت الله خمینی- «اگر جهات سیاسى و مناقشات سیاسى در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم ...»

ماده 48 اساسنامه سپاه (مصوب سال 61) تصریح دارد : "اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حق عضویت در هیچ حزب و گروه یا سازمان سیاسی را ندارند".

به رغم این سابقه روشن و این تأکید های آشکار، طی سالهای اخیر برخی از نظامیان که قادر به کنترل تمایلات سیاسی خود نبوده و نمی توانند از دخالت در عرصه رقابت سیاسی خودداری کنند برای تأمین خواست خود دست به توجیهات ناموجه می زنند و به لطایف الحیل می کوشند به ورود خود به عرصه رقابت سیاسی به نفع این یا آن جناح صورتی قانونی بخشیده مغایرت این اقدام را با توصیه های اکید امام و قوانین کشور، توجیه کنند.

-گاه با استناد به اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، که بر نقش سپاه در "نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن" تصریح کرده است، چنین استدلال می شود که این نقش منحصر به دفاع نظامی و مقابله با تهاجمات نظامی دشمنان نیست و سایر عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نیز شامل می شود.

باید پرسید: در عرصه رقابت میان نامزدهایی که همگی از چهره های شناخته شده نظام بوده و صلاحیت همگی آنان به تأیید مراجع قانونی رسیده است، و احزاب حامی آنها همگی احزاب قانونی کشور هستند، کدامین خطر دستاوردها و کیان انقلاب را تهدید می کند که سپاه پاسداران خود را موظف به حضور فعال در آن می یابد ؟

در این صورت چگونه می توان مدعی وجود انتخاباتی سالم و آزاد در ایران بود؟
گاه نیز برای توجیه دخالت نظامیان در عرصه سیاست، ماهیت نظامی بخش هایی از بسیج انکار می شود. اخیراً فرمانده محترم سپاه طی سخنانی بیان داشته اند: "آن بخش از بسیج که فعالیت های نظامی ندارند، جزو نیروهای مسلح محسوب نمی شود و مجاز است که در رابطه با انقلاب خود را وارد مباحث سیاسی و فعالیت های موثر در این زمینه کند".

در نقداین استدلال باید به این نکته توجه کرد که اساساً مقصود امام و قانون و تمامی عقلای جهان امروز از عدم دخالت نظامیان در سیاست و رقابت های سیاسی این نبوده است که نظامیان به صورت مسلح به این حوزه وارد نشوند. بدیهی است نظامیان تنها به منظور کودتای نظامی با اسلحه وارد خیابان ها می شوند و برای ورود به عرصه رقابت حزبی و سیاسی از راهکارهای حزبی و سیاسی و البته به پشتوانه تشکیلات و حمایت های مالی و لجستیکی نهاد نظامی بهره می گیرند. بنابراین فرماندهی محترم سپاه پاسداران که ورود بسیج عادی و فعال را صرفاً به این دلیل که مسلح نیست به عرصه رقابت انتخابات مجاز دانسته و در نتیجه فعالیت سازمانیافته بسیج دانشجویی و دانش آموزی و کارگری و ... را مصداق دخالت نظامیان درسیاست نمی داند شایسته است پاسخ دهند آیا نیروهای مذکور در فعالیت انتخاباتی تحت امر و مجری فرامین و اراده فرماندهی سپاه عمل خواهند کرد یا خیر؟ آیا در این فعالیت از امکانات مالی و لجستیکی و تشکیلاتی سپاه برخوردارند یا خیر؟ آیا در حمایت و تبلیغ از یک کاندیدا و علیه کاندیدای دیگر براساس نظر فرماندهی سپاه عمل می کنند یا خیر؟ اگر پاسخ این سئوال ها مثبت است که علی القاعده باید مثبت باشد، دخالت نیروهای مذکور مصداق بارز و روشن دخالت نظامیان در سیاست و انتخابات خواهد بود.

از این گذشته، در تشکیلات سپاه، این تنها بسیجی های فعال و عادی نیستند که غیر مسلح به شمار می روند. به عنوان مثال بخش های اقتصادی نیروهای مسلح به ویژه سپاه پاسداران که اکنون در پروژه های بزرگ و ملی کشور با حجم قراردادهای چندین میلیاردی فعال هستند، نیز غیر مسلح محسوب می شوند. سئوال این است آیا این بخشهای اقتصادی نیز می توانند به دلیل غیر مسلح و غیر نظامی بودن امکانات مالی خود را برای تبلیغ و پیروزی یک کاندیدا و یا یک جریان سیاسی به کار بگیرند؟ و در این صورت آیا اساساً می توان نام آنچه که برگزار می شود انتخابات سالم و آزاد و قانونی و عادلانه گذاشت؟

در بیانیه سپاه پاسداران استدلال شده است که عدم دخالت بخش های غیر مسلح بسیج در انتخابات به معنای محروم ساختن بیست میلیون بسیجی از حضور در انتخابات است. حال آنکه تردیدی وجود ندارد که امروز میلیون ها نفر از رزمندگان دوران دفاع مقدس و جوانان دیگری که با هدف ایجاد آمادگی برای دفاع از کشور در مواقع ضروری در تشکیلات بسیج آموزش دیده و سازماندهی شده اند، به مثابه نیروهای احتیاط آماده جانفشانی برای حفظ استقلال کشور، بسیجی به حساب می آیند. از آنجا که اینگونه افراد هیچگونه ارتباط و تبعیتی نسبت به فرماندهی سپاه و بسیج ندارند و حداکثر برای حفظ آمادگی، چند روز در سال در دوره های مربوط شرکت می کنند، کاملاً واضح و پذیرفته است که چنین نیروهایی برای فعالیت سیاسی مشکلی نداشته باشند و اساساً کسی نیز با فعالیت سیاسی اینگونه افراد مخالفتی ندارد. مسئله قابل انتقاد و اعتراض شدید که فرماندهی سپاه نسبت به آن سکوت کرده است، امکان فعالیت سیاسی رده هایی از بسیج است که تحت امر فرماندهی بسیج و سپاه سازماندهی شده، از امکانات و اعتبارات دولتی در اختیار سپاه استفاده می کنند.

ما معتقدیم رده هایی از بسیج که تحت امر فرماندهی نیرویی مسلح بوده و از اموال و امکانات دولتی استفاده می کنند، چنانچه بدنبال تبعیت از نظرات صریح امام، قوانین کشور و اجتناب از اثرات نامطلوب دخالت نیروهای مسلح در سیاست هستند، خواه نظامی باشند، خواه غیر نظامی، باید از دخالت در امور سیاسی خودداری کنند. ما فعالیت سیاسی اینگونه افراد را حتی اگر در ستاد انتخاباتی نامزد مورد حمایتمان نیز باشند، نادرست و غیر اصولی می دانیم. البته این امر به مفهوم اعتقاد به نقص آگاهی های سیاسی اینگونه افراد و عدم امکان مشارکت سیاسی فردیشان نیست و آنان می توانند مانند سایر آحاد مردم با حضور در پای صندوق های رأی، نظرات شخصی خود را اعمال کنند.
در پایان به این نکته توجه می دهیم که در دوره های انتخاباتی همواره شائبه دخالت بسیجیان در انتخابات مطرح بود و این امر همواره از سوی فرماندهان نظامی تکذیب می شد. اما در این دوره عده ای به صراحت از فعالیت انتخاباتی بسیجیان دفاع کرده و با توجیهات ناموجه و برخلاف نص صریح قانون و توصیه های اکید امام می کوشند به مداخله نظامیان در سیاست رسمیت بخشیده و عملاً از امام و قانون عبور کنند.

امروز باندهای قدرتی که همواره کوشیده اند از سرمایه های ملی کشور در خدمت حفظ قدرت و موقعیت خود هزینه کنند، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، در صدد برآمده اند به جبران رویگرادانی اجتماعی ناشی از بی کفایتی ها و عملکرد سوء خویش از اعتبار و وجاهت نهادهای نظامی هزینه کنند. ما از تمامی دلسوزان کشور و احزاب و تشکل های سیاسی می خواهیم فراتر از منافع زودگذر سیاسی، این گونه رفتارها را که عواقب سوء و هزینه های سنگینی برای کشور و نظام خواهد داشت، قاطعانه محکوم کنند.

گزارش نیویورک تایمز از تبریز استقبال خود جوش مردم از موسوی درتبریز همه را تکان داد


خلاصه ای از گزارش نیویورک تایمز از سفر انتخاباتی میرحسین موسوی به آذربایجان:

جمعیتی چند ده هزار نفری از میرحسین موسوی در تبریز استقبال کرد. در یکی از پوسترئی که در تبریز نصب شده میرحسین موسوی را درحالیکه دست همسر خود را در دست دارد نشان میده. این پوستر یک واقعه بی سابقه است.

مهم ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد به شهر تبریز زادگاه خود رفت تا در اجتماع غیر منتظره ده ها هزار نفری هوادارانش تنها چند هفته مانده به انتخاباتی که ممکن است چالش جدی و شکست بزرگی برای دولت نهم باشد، سخن بگوید. نکته قابل توجه در جمعیتی که به استقبال موسوی آمده بودند تنها تعداد زیاد- حدود 30 هزار نفر- نبود، بلکه این مساله بود که این جمعیت به صورت خود جوش آمده بودند و کسی برای آوردن آنها وعده خوراک و غذا نداده و یا سازمان دهی نکرده بود و اداره ها برای استقبال از او تعطیل نشده بودند. آذربایجان زبانان ایران 15 میلیون رای دارند و این رقم حدود یک سوم کل واجدان شرایط رای درایران است .

موسوی در اجتماع ده ها هزار نفری مردم تبریز گفت که مطابق اصل 15 قانون اساسی آموزش زبان مادری در مدارس را احیا خواهد کرد .

زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی که نخستین بانویی است که در تاریخ 30 ساله پس از جمهوری اسلامی به طور جدی وارد کمپین انتخاباتی همسرش شده در اجتماع زنان گفت که او مدافع تک همسری مردان و افزایش حقوق زنان در قانون اساسی است .

خانم دکتر رهنورد رئیس سابق دانشگاه الزهرا در تهران است .

مهندس موسوی جدی ترین رقیب انتخاباتی محمود احمدی نژاد است و دو رقیب دیگر که مهدی کروبی از اردوگاه اصلاح طلبان و محسن رضایی از اردوگاه محافظه کاران و فرمانده اسبق سپاه است، از نظر میزان رای عقب تر از موسوی قرار دارند.

البته محمود احمدی نژاد نیز طرفداران زیادی در میان ترک زبانان، بویژه ترک زبانان حاشیه نشین در حومه تهران و دیگر شهرهای بزرگ دارد .

احمدی نژاد دستور داد تا مبلغ 50 هزار تومان بین 3 هزار نفر از دانشجویان خوابگاه کوی دانشگاه تهران توزیع شود ولی دانشجویان به این عمل او اعتراض کردند. بدستور او سیب زمینی مجانی بین روستائیان تقسیم کردند. به همین دلیل هواداران موسوی در استقبال از او در تبریز شعار می دادند "مرگ بر سیب زمینی" . آنها در واقع می خواستند به توزیع رایگان 400 هزار تن سیب زمینی از سوی دولت در ماه گذشته اعتراض کنند.چرا که معتقدند این قبیل کارها برای جمع آوری رای است نه خدمت واقعی به مردم.