Wednesday, June 24, 2009

چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸ نگاهی به تحلیل های مردم تهران ایران مانند غزه شده


گزارشی که در پی می آید نگاهی به تفسیرها و تحلیلهای مردم درباره وضعیت کشور و تحولات پس از انتخابات است. قرار نیست از این شنیده ها به نتیجه مشخص واحدی برسیم. بلکه تلاشمان این بوده است که دیدگاه های متفاوت را بشنویم و بدانیم فراتر از حرفهای نمایشی رسانه ها و تریبونهای دولتی، در ذهن جامعه ایرانی چه می گذرد.



معترضان سازماندهی ندارند

علیرضا مهندس برق است و در یک شرکت خصوصی پیمانکاری کار می کند. به گفته خودش چند سالی در بطن سیاست بود و حالا سی و پنج سال است که در حاشیه سیاست نظاره گر است. علیرضا می گوید: معترضان ایرانی برنامه از پیش تعیین شده ای برای اعتراضهایشان ندارند. آنها عصبانی می شوند، به خیابان می آیند، تنها هماهنگی شان و سازماندهی شان این است که همدیگر را به آرامش و نفی خشونت دعوت کنند و نهایت اطلاع رسانی هم این است که از راهپیمایی یا تجمع بعدی باخبرشوند و به دیگران اطلاع بدهند.

ولی طرف مقابل معلوم است که دارای برنامه ریزی است. نیروهای مسلح آماده باشند. نیروهای سیاسی مقابل وقتی برای نتیجه انتخابات برنامه داشتند، معلوم است که برای اتفاقات پس از آن هم برنامه داشته و فکری کرده اند. عقل قبول نمی کند که آنها پیش بینی این حجم اعتراضها را نکرده اند. به خصوص کسانی که از قدیم میرحسین موسوی را می شناختند، می دانند که او مثل خاتمی پذیرنده هر تحمیلی نیست. و بالاترین مقامهای ایران از یاد نبرده اند مشکلاتی را که در زمان نخست ویزیری او داشتند. آنهایی که سن و سالشان بیشتر است از یاد نبرده اند که موسوی تنها کسی بود که در برابر خیلی از مسائل مقاومت می کرد و امکان نداشت کوتاه بیاید. البته آن زمان حمایت آیت اله خمینی را هم داشت و برای همین هم بعد از فوت ایشان همه مسوولان نظام دست به دست هم دادند تا او را کنار بگذارند. حالا اگر برخی که قبلا خویشی فکری با او نداشتند، از در دوستی و حمایت از او در آمدند به دلیل قبول داشتن نظر و نگاه موسوی نبوده، بلکه به همین دلیل است که می دانستند او شاید تنها کسی است که می تواند از انحصارگری در حکومت و تکصدایی جلوگیری کند. درواقع آنها پشت میرحسین موسوی قایم شدند چون اولا ریگی به کفش نداشت ونمی شد به او انگی زد، دوما آدم محکم و نترسی بود. ویژگی هایی که در کمتر مرد حکومتی می توان پیدا کرد.



دست بیگانه

ن. سلیمی دانشجوی ارشد مدیریت بازرگانی است. تند سخن می گوید و قبل از هرچیز تاکید می کند که آدم خوش بینی نیست:

دائما از مدیران کشور و در صدا و سیما حرف از حمایت و دخالت بیگانه و مزدور بودن می شنویم. اتفاقا من با این نظر موافقم. نه به این دلیل که دچار توهم توطئه هستم. بلکه به این دلیل که معتقدم این سطح از برخورد نمی تواند تنها برای حمایت از یک فرد باشد. در این مدت بارها از خودم سوال کرده ام که آیا واقعا یک نفر این همه ارزش دارد که نظام جمهوری اسلامی به خاطر او این هزینه سنگین را پرداخت کند؟ که در قبال آن خیلی از افراد بالای نظام از رهبر گرفته تا مراجع دیگر زیر سوال بروند و رو در روی مردم قرار بگیرند؟ و همیشه جواب روشنی نداشته ام.

در این چند روز تقریبا همه سرمایه ها و پتانسیل های حمایت کننده و مشروعیت دهنده جمهوری اسلامی دستگیر شده اند. مجاهدین انقلاب اسلامی همواره مدافع جمهوری اسلامی بوده اند. موسوی و خاتمی و کروبی از هر ده حرفشان دو تایش " امام" است. کارگزاران سازندگی و در راس آنها آقای هاشمی از ارکان نظام نامیده می شدند. جبهه مشارکت، اصلاح طلب داخل حکومت بوده اند نه اپوزیسیون. اما همه اینها دستگیر شده یا مورد توهین و تحقیر قرار گرفته اند. خب سوال من این است که چرا؟ چرا در این برهه از زمان جمهوری اسلامی به زدن ریشه های خود نشسته است. اگر در زمان قتلهای زنجیره ای دگراندیشان سیاسی و فرهنگی مورد غضب قرار گرفته و قلع و قمع شدند. حرف ما این بود که جمهوری اسلامی هرگز دگراندیشان و روشنفکران مستقل یا سکولار و لاییک را در خود راه نداد. می گفتیم حد تحمل جمهوری اسلامی روشنفکران دینی و منتقدان درون نظام است که به اساس و چارچوبهای قانون اساسی جمهوری اسلامی نه فقط پایبندند که حتا از آن دفاع می کنند. اما امروز سوال این است که چه شده که جمهوری اسلامی به زدن ریشه های خودش نشسته است؟ چرا خودش را می زند؟ آیا آقای احمدی نژاد برای جمهوری اسلامی آن قدرمهم است که برای رضای او همه پتانسیلهای فکری و اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی قربانی شوند؟ من چنین باوری ندارم.

بنابراین حالا من هم از تئوری خود جمهوری اسلامی و نظریه پردازان سیاسی صدا و سیما استفاده می کنم و بدون توهم توطئه می گویم که حتما دست دیگری در کار است. حتما حمایت یا دخالتی در کار است. حتما از بیخ و بن زدن ارکان جمهوری اسلامی به نفع کسی یا کسانی است که از نبود انرژیهای فکری و عملی سیاست ایران سود می برند. و این سود نمی تواند تنها به حساب یک فرد یا حتا حزب و گروه و جناح گذاشته شود. من نیز مثل خود آقایان فکر می کنم که حتما دست بیگانه ای در میان است.



مخملی نه، چنگیزی!

سیمین .م کارمند یک اداره دولتی است. بعد از دیدن فیلمی از ندا صالحی آقا سلطان، بسیار پریشان و عصبی است . او می گوید: من می توانستم جای ندا صالحی باشم. به همین راحتی. من هم در همان روز ، در همان جمعیت و در معرض همان تیرها بودم. بارها گاز اشک آور خوردم. می خواستم خودم را از جمعیت بیرون ببرم اما همان را هم نمی توانستم. حالا از خودم می پرسم چرا؟ چرا ندا یا من باید خون بدهیم؟ آیا ارزشش را دارد؟ یک دلم می گوید بله، دارد. این بهای آزادی است. بهایی است که باید برای آینده پرداخت. اما از طرفی هم می گویم که گیرم آزادی به دست آمد . آیا من یا ندایی خواهیم بود که طعم آن را بچشیم؟ اینجاست که دیگر جوابی ندارم.

نسل پیش از ما خون داد و انقلاب کرد. اما نتیجه اش امروز است. گیج شده ام. بعد از شنبه و یک شنبه ای که ما را به خون کشیدند، حالا نشسته ام و همه اش فکر می کنم که آیا باید ادامه بدهم؟ یا این انتخابات حتا اگر هم نتیجه آن عوض شود نتیجه این همه کشته شدن و خونریزی را ندارد. آیا راه دیگری نیست؟ آیا آزادی همیشه باید از مسیرهای خونین بگذرد؟ هی می گویند انقلاب مخملی ! کجای این انقلاب مخملی است؟ اینکه جنگ و خونریزی طالبانی و چنگیزی است!



شرایط ایران مانند غزه است

مصطفا خووانی کارمند بازنشسته بیمه است. او شرایط ایران را با غزه مقایسه کده است:

غزه؟ کجا در غزه، حکومتی مردم خودش را کشت؟ مردم غزه را دشمن واقعی اش کشت. اما کدام حکومت مردم خودش را آنهم نه مردمی که خواهان براندازی اش هستند، بلکه مردمی که خواهان حقیقت یابی یک انتخابات هستند، را به تیر می بندد؟ من می گویم که همانطور که آقای خاتمی باعث تحکیم و خوش نامی جمهوری اسلامی شد، میر حسین موسوی هم این نظام را ماندگارتر می کرد. بنابراین برای من رفتار حکومت در این روزها یک معمای حل نشده است. معمایی که یک عالمه مجهول ناشناس دارد.



روال طبیعی را طی کردیم

اما م. نویسنده ای است که از شرایط موجود تعجب زیادی نکرده است و این برخوردها را قابل کشف در ماهیت جمهوری اسلامی می داند : از نظر من این حوادث طبیعی ترین اتفاقی است که می توانست در این کشور رخ بدهد. در سی سال گذشته هر کس که در جمهوری اسلامی قدرت را به دست گرفت، هرگز به کنار آمدن جدی با مخالفان خود راضی نشد. از همان اول انقلاب کسانی که در راس قدرت نشستند، به کشتار رقبای خود پرداختند. این نفی و انکار رقیب بعدها به گونه های متفاوتی ادامه پیدا کرد. حتا در دولت اصلاحات که شعار آن زنده باد مخالف من بود نیز، مخالفی که در حد منتقد بود تحمل می شد. نه مخالف جمهوری اسلامی. نه طرفدار رفراندوم برای نظام. منتقدان جدی، یا به حساب نمی آمدند یا دشمن تعریف می شدند. عده ای هم که در داخل نظام بیشتر از انتقاد ، ناسزاگوی دولت بودند، دولت حریف آنها نمی شد چون خودشان بنوعی در راس قدرت بودند. بنابراین از نظر بنده روال طبیعی دولت اصولگرای بنیادگرایی که چهار سال به اشاعه طالبانیسم در این کشور پرداخته و هیچ کس هم نتوانسته به طور جدی به او بگوید بالای چشمت ابروست، همین است که می بینیم. و از نظر من تازه اول راه است. لشگر طالبان در پشت این نمایش خونین پنهان است و وای بر مردمی که با آرامش و فرهنگ و نفی خشونت پا پیش گذاشتند و با چوب و چماق پذیرایی شدند. زیرا آنچه که در تصور ما نمی گنجید رخ داد و آنچه در تصورمان نمی گنجد در راه است.



می دانستم موسوی کوتاه نمی آید

مهرداد نیز دانشجوست. روان شناسی دانشگاه آرزاد می خواند و این روزها بیشتر خود را در صف مقدم معترضان نگه داشته است: من روزهای اول گفتم که آقای موسوی هم مثل آقای خاتمی کوتاه خواهد آمد. گفتم که این چهار نفر همه زیر چادر جمهوری اسلامی زندگی می کنند. آقای خاتمی وقتی دانشجویان را به مسلخ بردند، آخرش هم از منافع نظام سخن گفت. بنابراین بی اعتماد بی اعتماد نظاره می کردم. البته رای هم دادم و اتفاقا به آقای کروبی رای دادم . چون حرفها و برنامه ها و آدمهای دور و برش را بیشتر قبول داشتم. اما روزی که دیدم موسوی خودش در بین مردم ایستاده و به آنها قول می دهد که کوتاه نخواهد آمد، متوجه شدم که شرایط امروز با دیروز تفاوتهایی دارد. حالا من کوتاه نمی آیم. و عقیده ام این است که مردم نباید پشت آنها را خالی کنند. هیچ حکومتی بدون پشتوانه مردم دوام ندارد. حکومت ایران هم اگر می خواهد باشد، تنها راهش جبران این اشتباه است . اگر نه، باید فاتحه اش را از حالا بخواند.



اقتدار یک رهبر!

سعداله ر. دبیر ریاضی بازنشسته ای است که همچنان به تدریس مشغول است. او نیز سالها پیش عضو یکی از گروه های سیاسی بوده است و سابقه مبارزاتی دارد. تحلیل او این است :

مردم سرگردانند. مشکل جنبشی که به راه افتاده نداشتن رهبری است. واقعیت این است که میرحسین موسوی نه گاندی است، نه ماندلا و نه حتا آیت اله خمینی. او کاریزمای لازم را برای هدایت مردم ندارد. دیگران دور و برش هم ندارند. کل اقتداری که ما از ایشان دیدیم در مناظره های تلویزیونی بود. موسوی شخصیت مردمی، منتقد، وسط میدان یا چهره ماندگاری در این بیست سال اخیر نبوده است. من پیش از انتخابات به یکی از روستاهای سمنان رفته بودم. آنجا از یک روستایی درباره انتخابات و نامزدها پرسیدم. او موسوی را فقط از روی همان دو سه مصاحبه و مناظره می شناخت. از گذشته او خوب یا بد چیزی به یاد نداشت. این میزان تاثیرگذاری که بخش عمده ای از آن هم به خاطر هیجان زدگی ناشی از دعوای طرف مقابل است، نمی تواند از یک فرد رهبر تاثیرگذار یک جنبش بسازد. برای اینکه مردم دور هم باشند و هماهنگ، نیاز به این تاثیرگذاری احساس می شود. شاید همین که آقای موسوی میدان را خالی نکرد و حتا امروز شایع شد که از همه پستهای دولتی اش دست می کشد، از او چهره جدی تری برای اقتدار مردمی بسازد. البته منظور من از رهبر ، جایگاه سیاسی یا قانونی رهبر نیست. بلکه منظور موتور متحرک یک حرکت اجتماعی است. مساله دیگر همان است که موسوی نماینده فکری بسیاری از مردم ما نیست.

به نظر من اگر چه دین و مذهب برای مردم ما یک مساله جدی و تاثیر گذار در زندگی شان است، ولی امروز دیگر وقت آن است که یک سیاستمدار سکولار به میدان بیاید. کسی که مردم به او اعتماد کنند. کسی که فطرت الهی و تقوی را برای رستگاری شخصی اش بگذارد و به دولت به عنوان یک دستگاه اجرایی بنگرد نه متولی و قیم یا خلیفه. من در سیاسیون فعلی چنین کسی نمی بینم. شاید در راه است. شاید برای قضاوت زود است، شاید حتا اتفاقات امروز را باید آغاز دوره جدیدی بدانیم که در آن بلور قداست مآبانه ولایت شکسته است و بعد از این باید به بازپروری نیروهای پراکنده سیاسی بیندیشیم. شاید از این پس حتا از درون خود نظام، افرادی به فکر این دگرگونی بیفتند و بشود به آنها به عنوان سرمایه هایی برای آینده فکر کرد. اما همه اینها احتمال است. آنچه من در امروز می بینم و تحلیل می کنم این است که نیروهای اجتماعی به دلیل نداشتن مرکزیت تصمیم گیری مقاومتشان کم می شود. اما این نیروهای پراکنده در زیر پوست قدرت طلبی بیشتر بنیادگرایان دولتی، در آینده نقشی بسزا خواهند داشت.

--------------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸ دعوت موسوی و کروبی به تجمع امروز در برابر مجلس

حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی تصمیم دارند امروز و فردا دو تجمع دیگر در اعتراض به "کودتای انتخاباتی" برگزار کنند. بنابر خبرهای منتشر شده اولین تجمع قرار است روز چهارشنبه سوم تیر در مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان تهران برگزار شود، و روز پنج شنبه نیز معترضان به تخلفات انتخاباتی قصد تجمع در مدفن آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی را دارند.

همزمان مهدی کروبی در بیانیه ای اعلام کرد که قصد دارد برای کشته شدگان حوادث اخیر که در سرکوب گسترده اعتراض مسالمت آمیز مردم از سوی نیروهای نظامی و شبه نظامی کشته شدند، مراسم سوگواری برگزار کند.





اخبار تائید نشده حاکی است که میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد در تجمع مردمی مقابل ساختمان مجلس در میدان بهارستان که از ساعت 4 بعد از ظهر برگزار می شود، حاضر خواهند شد. اطلاعیه ای که با امضای "مردم معترض تهران، حامیان میر حسین موسوی و حامیان مهدی کروبی" منتشر شده همچنین از شهروندان خواسته تا روز پنج شنبه در "حرم آیت الله خمینی" تجمع کنند. در این اطلاعیه آمده است "با توجه به تاکید میر حسین بر اعتراض مسالمت آمیز برای احقاق حقوق، منتظر اعلام مسیر راهپیمایی و عزاداری هستیم، فعلا مرقد مطهر بنیانگذار انقلاب امن ترین مکان به نظر می آید. تا در کنار آن روح آزاده به سوگواری شهدایمان بپردازیم."

در بخش دیگری از اطلاعیه مشترک حامیان میرحسین موسوی و حامیان مهدی کروبی با تاکید بر تداوم اعتراضات اعلام شده که "تظاهرات و راهپیمایی عظیم و خود جوش مردمی در اعتراض به سرکوب و کشتن مردم تا ابطال انتخابات هر شب در تمامی میادین اصلی و مهم تهرا" تا زمان ابطال انتخابات از ساعت 6 عصر به بعد برگزار می شود.

سردادن "ندای الله اکبر و یا حسین، میرحسین" که از هفته گذشته به روشی اعتراضی مردم تهران تبدیل شده نیز بنابر این اطلاعیه از ساعت ۱۰ شب هر شب تداوم خواهد یافت.



سوگواری برای "شهدا"

در واکنشی دیگر، مهدی کروبی با انتشار اطلاعیه ای ضمن ابراز تاسف از "صحنه های دلخراش و تکان دهنده شهادت تعدادی از زنان و مردان" در جریان "اعتراض مسالمت آمیز در قبال تقلب و تخلف گسترده"، از مردم برای شرکت در مراسم سوگواری شهدای حوادث اخیر دعوت کرد.

در اطلاعیه کروبی که در سایت حزب اعتماد ملی منتشر شد، آمده است "اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدا و مجروحین حوادث اخیر و در جهت برگزاری مراسم سوگواری در شان و منزلت شهدا بدین وسیله از هموطنان عزیز دعوت می کنم در مراسم بزرگداشت شهدای چند روز گذشته كه متعاقبا زمان و مكان آن اعلام خواهد شد حضور یابند."

وی با اشاره به اینکه "علی رغم تلاش های مكرر تا كنون موفق به گرفتن مكان خاص برای برگزاری این مراسم نشده ایم" تاکید کرد: "با پیگیری های مستمر موفق به اخذ مكان مناسب برای برگزاری مراسم گرامیداشت شهدای حوادث اخیر شویم كه به محض به نتیجه رسیدن پیگری ها مكان و زمان برگزاری این مراسم به هموطنان اعلام خواهد شد."

دبیر کل حزب اعتماد ملی از اینکه "اعتراض مسالمت آمیز هموطنان در قبال تقلب و تخلف گسترده و نادیده گرفتن حق آنان در انتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور، با سرکوب و خشونت غیر قابل وصف مواجه شد" ابراز تاسف کرد، و گفت: "صحنه های دلخراش و تکان دهنده شهادت تعدادی از زنان و مردان این سرزمین که مطابق نص صریح قانون اساسی و در جهت نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها رفته بودند، دل هر انسان آزاده ای را به درد آورد."

کروبی با اشاره به اصل 27 قانون اساسی تاکید کرد که "تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد، آزاد است." وی با طرح این پرسش که "آیا به راستی با مردمی که در جمعه 22 خرداد با حضور خود حماسه افتخار آمیزی برای نظام خلق کردند، باید چنین بی رحمانه برخورد کرد؟" اعلام کرد"خیانت در امانت ملت مغایر تعهد دولت در قبال ملت بوده است و اتفاقا آنانكه حرمت رای مردم را پاس نداشتند به ملت باید مورد مواخذه و بازخواست قرار گیرند."

به گفته کروبی "اعتراض مسالمت آمیز ملت نسبت به خیانت صورت گرفته نه تنها مخل مبانی اسلام نیست بلکه در جهت اعمال آموزه های اسلامی است."

کروبی در اطلاعیه اخیرش چهار خواسته از مسئولان کشور را نیز اعلام کرد و از مقامات حکومت خواست تا به "تحویل پیکر شهدا به خانواده آنان و اجازه برگزاری مراسم سوگواری مطابق شان و منزلت آنان" اقدام کنند.

وی همچنین با اشاره به "بازداشت فله ای فعالان سیاسی و تعداد زیادی از هموطنان در راهپیمایی ها" اعلام کرد که کلیه این بازداشت ها "مطابق قوانین و مقررات کشور چه به لحاظ شکلی و چه به لحاظ ماهوی غیر قانونی است" و بازداشت شدگان باید فورا آزاد شوند.

"فراهم آوردن امکانات و شرایطی در جهت درمان مجروحان اخیر"، و "لغو فضای سانسور و فشار بر مطبوعات و سایر رسانه ها" دو خواسته دیگر مهدی کروبی از مقامات حاکم بر کشور است.



--------------------------------------------------------------------------------

عکس اختصاصی روز از بزرگداشت شهدای حوادث روزهای اخیر در دانشگاه سیستان و بلوچستان


عکس اختصاصی روز از بزرگداشت شهدای حوادث روزهای اخیر در دانشگاه سیستان و بلوچستان

بیم از حمله مردم به کیهان تدابیر شدید نظامی برای حفاظت از ساختمان کیهان

از شب گذشته واحدهای ضد شورش در نقاط مختلف ساختمان روزنامه کیهان در جنوب خیابان فردوسی واقع در کوچه کم عرضی که به کوچه اتابک مشهور است مستقر شدند. همچنین در مسجد کوچک نبش این کوچه به سمت خیابان فردوسی نیز شمار زیادی نیرو و تجهیزات نظامی مستقر شد. یک سر دیگر این کوچه به خیابان لاله زاد وصل است که در امتداد خود به خیابان سعدی جنوبی می رسد. دراین مسیر نیز نیرو پیاده کرده اند.

گفته می شود همین تدارکات در ضلع دیگر محوطه کیهان که به کوچه دیگری منشعب از دو خیابان فردوسی و لازار وصل است نیز دیده شده است. رفت و آمد مراجعین به کیهان ممنوع شده و گارد ویژه در بخش نگهبانی آن مستقر شده است. حسین شریعتمداری اکنون چند روز است در کیهان دیده نشد اما مطالب تحریک آمیز علیه میرحسین موسوی به کیهان دیکته شده و منتشر می شود که احتمالا این تدارکات نظامی با پیش بینی از خشم مردم و حرکت به سمت کیهان است.

برای روزجمعه "بادکنک" در تهران نایاب شد؟

از دیروز در تهران بادکنک نایاب شده است. یک شایعه اینست که مردم بصورت گسترده باد کنک خریده اند تا همزمان با نماز جمعه رهبر، آن را با دود سیگار پر کرده و با شعار ابطال انتخابات به هوا بفرستند. شایعه دیگر که بی ارتباط با شایعه اول نیست، آنست که از دیروز به بسیج دستور داده اند در سطح شهر هرچه بادکنک هست بخرند تا مردم نتوانند آن را بخرند!

همچنین از بیم شکل گیری یک راهپیمائی دیگر، از دیروز و بدنبال پخش شایعه اجتماع روز 5 شنبه در برابر مجلس، تدابیری در تمام گلوگاه های ارتباطی که می تواند به مجلس ختم شود دیده شده است.

در یک خبر دیگر، نگرانی حکومت از آغاز یک اعتصاب عمومی رو به گسترش است و به همین دلیل در بسیاری از ادارت دولتی ابلاغ شده که تمام مرخصی ها لغو شود و درخواست مرخصی ها تا اطلاع بعدی پذیرفته نشود. این تصمیم هم برای فعال نگهداشتن ادارات است و هم برای جلوگیری از پیوستن کارمندان به اجتماعی که گفته می شود برای حرکت به سمت مجلس برای روز 5 شنبه تدارک دیده شده است.

رضوی فقیه: راه نجات کشور تشکیل شورای رهبری است


سعید رضوی فقیه، فعال سیاسی اصلاح طلب، که در انتخابات دهم ریاست جهوری سخنگویی ستاد مهدی کروبی را برعهده داشت، در گفت‌وگویی با رادیو فردا، ریشه مشکل کنونی ایران را در این می‌بیند که مردم به حکومتگران، بی اعتماد شده‌اند.

سعید رضوی فقیه، برای حل این مشکل، راه‌کارهایی را هم پیشنهاد می‌کند:

سعید رضوی فقیه: به نظر من کشور ما با يک بحران جدی مواجه است و می‌توان گفت مردم نسبت به تصميم‌گيری‌هايی که در سطوح کلان انجام می شود، اعتماد چندانی ندارند و به همين دليل با اعتراضات جدی مردم در سطح خيابان‌ها روبه‌رو هستيم.

متاسفانه هم در حوزه سياست و هم در حوزه دين بدعت‌هايی در کشور ما گذاشته شده است و می‌توان گفت به تدريج به سمتی پيش می رويم که نه از «جمهوريت» در کشور خبری است و نه از «اسلاميت» درعرصه حکومت.

آقای رضوی فقيه! شما در حالی از بدعت صحبت می کنيد که از هر دو سو، طرف مقابل به بدعت‌گذاری متهم می‌شود. چگونه اين مسئله را ارزيابی می‌کنيد؟

آن چه رهبر جمهوری اسلامی بدعت ناميده، در واقع امری است که در برابر بدعت تقلب فراگير مطرح شده است. وقتی مردم و نيروهای فعال سياسی مدعی هستند يک تقلب وسيع در انتخابات ۲۲ خرداد اتفاق افتاده است، بايد روی ابطال انتخابات يا بررسی جدی تمام صندوق‌های رأی تاکيد کنند.

اين بدعت نيست بلکه واکنشی است در قبال ِ بدعت ِ بزرگ تقلب در انتخابات که وزارت کشور آقای احمدی نژاد در جمهوری اسلامی انجام داده است.

روز يکشنبه آيت الله صافی گلپايگانی در صحبت با برخی از اعضای شورای نگهبان اشاره کرده است که حتی اگر يک طرف برای حفظ مصالح اسلام از حق خود کوتاه بيايد، جا دارد. در واقع ايشان به دنبال نوعی چاره‌انديشی بوده است. صحبت‌های آقای لاريجانی، رئيس مجلس، هم سمت و سوی چاره‌انديشی داشت. شما به عنوان يک تحليلگر مسايل سياسی فکر می‌کنيد راه چاره چيست؟

مهم‌ترين مشکلی که اکنون کشور با آن مواجه است، سلب اعتماد عمومی نسبت به سيستم سياسی است. برای بازگشت اين اعتماد بايد تغييرات جدی در رفتار رهبران سياسی ايران مشاهده شود يا تغييرات جدی و معنا دار در سطوح تصميم گيرندگان ايجاد گردد.

من فکر می‌کنم برای نجات کشور و نظام سياسی آن و حتی برای دفاع و نجات دين از تهمت‌هايی که متاسفانه با عملکرد سردمداران جمهوری اسلامی به دين وارد می‌شود، بايد رجال دينی و سياسی وارد ميدان شوند و با رايزنی‌ها، تصميم گيرندگان اصلی قدرت را وادار کنند به قانون اساسی عمل کرده و حقوق مردم را به رسميت بشناسند و برای بقای جمهوريت و اسلاميت نظام تضمين های لازم را بدهند .

امروز يک مسئوليت سنگين به عهده علمای حوزه علميه، مراجع تقليد و همه دلسوزان کشور در هر قشر و لباسی وجود دارد.

شما به انجام اين مسئله خوشبين هستيد؟

من نمی‌توانم پيش‌بينی کنم، ولی اميدوارم که کشورمان از اين آشوب‌ها نجات پيدا کند و فکر می کنم راه حل نجات کشور اين است که مسئوليت اداره کشور که از عهده يک نفر فراتر است به عهده چند نفر از دلسوزان کشور گذاشته شود و به جای رهبر، يک شورايی از رهبران دلسوز و عادل داشته باشيم که بتوانند با رايزنی و سعه صدر مشکلات را حل کنند.

گاردین: پسر دوم خامنه‌ای، از عوامل اصلی سرکوب مردم


روزنامه بریتانیایی گاردین از قول دیپلمات‌ها و تحلیل‌گران می‌گوید مجتبی خامنه‌ای، پسر دوم رهبر جمهوری اسلامی، یکی از عوامل اصلی سرکوب مردم معترض به نتیجه انتخابات است.

به گزارش این روزنامه معتبر، مجتبی خامنه‌ای متحد اصلی محمود احمدی‌نژاد است که در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران توسط وزارت کشور دولت نهم به عنوان پیروز میدان معرفی شد، خبری که گسترده‌ترین اعتراضات مردم ایران از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ را به دنبال داشته و پس از ۹ روز هنوز فروکش نکرده است.
گاردین می‌گوید مجتبی خامنه‌ای در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ توانسته است نظر پدر خود را به محمود احمدی‌نژاد که در آن زمان شهردار تهران بود جلب کند.

آقای احمدی‌نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۴ که به دور دوم کشیده شد، در برابر اکبر هاشمی رفسنجانی به پیروزی رسید.

این روزنامه بریتانیایی و همچنین شبکه خبری سی‌ان‌ان می‌گویند که برای راه یافتن به «بیت رهبری» و دیدار با خود رهبر جمهوری اسلامی باید اجازه مجتبی خامنه‌ای را داشت که «از پدر خود افراطی‌تر است».

گاردین از قول «تحلیل‌گران ایرانی» می‌گوید علی خامنه‌ای که اکنون ۷۰ سال دارد در پی آن است که پسر دوم خود را به جای خود بنشاند.

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، تعیین رهبر در ایران بر عهده مجلس خبرگان رهبری است که ریاست آن اکنون در دست اکبر هاشمی رفسنجانی، به گفته گاردین «قدرتمندترین رقیب خامنه‌ای و احمدی‌نژاد» قرار دارد.

علی انصاری، تحلیل‌گر ایران در دانشگاه سنت‌اندروز انگلیس، به گاردین گفته است: «اخیرا خیلی صحبت این بوده است که تمام این مسائل به مجتبی و جانشین شدن او مربوط است.»

آقای انصاری می‌گوید: «او احتمالا در پی آن است که این مقام را در درازمدت برای خود به دست آورد و حفظ کند.»

رهبر جمهوری اسلامی یک روز پس از اجرای انتخابات در حالی به محمود احمدی‌نژاد به عنوان پیروز میدان تبریک گفت که شورای نگهبان هنوز صحت و سلامت انتخابات را تایید نکرده بود.

آقای علی خامنه‌ای در دیدار با نمایندگان نامزدهای ریاست جمهوری نیز محمود احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور «منتخب» خواند و در اشاره‌ای غیرمستقیم به اعتراضات میرحسین موسوی و مهدی کروبی به نتیجه انتخابات بر ضرورت داشتن فرهنگ شکست تاکید کرد

چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸ گفت و گو با مردی که همسر و دخترش را از دست داده اسلحه به دستان مسئول این قتل ها هستند


ابراهیم رجب پور، هفته گذشته همسر و دخترش را در حمله لباس شخصی ها به تظاهر کنندگان در میدان آزادی تهران از دست داد. با او که در غم ازدست دادن عزیزانش به شدت متاثر و داغدار است، گفتگو کرده ایم. وی می گوید: به کمر و گلوی زن و دخترم تیر زده بودند. وقتی رسیدیم هردو غرق خون بودند. تشخیص پزشکان این است که در همان لحظه اصابت گلوله کشته شده اند."



آقای رجب پور این اتفاق دردناک را به شما تسلیت می گوییم. لطفا در مورد روز حادثه برایمان بگویید.

همسر و دختر من از مدت ها پیش در مهد کودک "آوای باران" مشغول کار بودند و بسیار هم از کار خود راضی و خشنود. آنها از بچه های مهد کودک پرستاری می کردند ودرطول روز بارها به دلایل مختلف از محل کار خود خارج می شدند ودوباره مراجعه می کردند.



روز حادثه هم ازمهدکودک خارج شده بودند، یا اینکه درون مهد بودند مورد اصابت گلوله قرار گرفتند؟

نه؛ زمان حادثه دیروقت ووقت بازگشت آنها به خانه بود. به گمانم به دلیل ازدحامی که به وجود آمده بود نتوانسته بودند از مهدکودک خارج شوند.



اطلاع رسانی به شما درمورد این حادثه چگونه شکل گرفت؟

من و پسرهایم می دانستیم آن روز سیاه قرار است در اطراف میدان آزادی راه پیمایی شود و حامیان آقای میرحسین موسوی در میدان آزادی تجمع داشته باشند. بنابراین هرچه قدر که میدان آزادی شلوغ تر می شد و از ساعت کاری همسرو فرزندم می گذشت نگرانی های من هم بیشتر می شد. یعنی دلشوره ای عجیب در همان لحظات به سراغم آمد. به پسرم محمد گفتم که شماره مهدکودک را بگیرد تا از اوضاع آن طرف اطلاع داشته باشیم. ولی وقتی با مهدکودک تماس گرفتیم هیچ کس جواب تلفن مارا نمی داد. نگرانی من وپسرهایم دو چندان شد و تصمیم گرفتیم به سمت مهد راه بیفتیم.



وسایل ارتباطی خاصی مانند تلفن همراه نزد خانواده شما نبود که با آنها تماس بگیرید؟

درآن روز همه تلفن ها را قطع کرده بودند؛ اصلا یکی از دلشوره های من همین بود که هرچه تلاش کردیم از این نگرانی در بیاییم نمی شد.



از محل سکونت شما تا مهد کودک آوای باران چه مسیری را باید طی می کردید؟

منزل ما در محله طرشت است وتا ضلع مورد نظرمان در میدان آزادی چیزی حول وحوش 30 دقیقه طول کشید.



ادامه بدهید.

با تاریک شدن هوا و نزدیکی به میدان آزادی صدای شلیک گلوله را شنیدیم. همین طور تلاشمان برای رسیدن به مهد کودک بیشتر و بیشتر می شد. دردلم آشوب و بی قراری غریبی به وجود آمد(می گرید. سکوت) صدای گلوله هرلحظه بیشتر می شد و پسرانم محمد و علی تندتر از من می دویدند. دود غلیظی در نزدیکی محل کاربه هوا پخش شده بود. ما فکر کردیم آنجا آتش گرفته و درگیری مستقیم درمهد کودک است.



اولین صحنه هایی که درمحل درگیری دیدید چه بود؟

مردم زیادی جمع شده بودند. اغلب آنها شعار می دادندویک جا را نشانه گرفته بودند. درون کوچه یک موتور سیکلت آتش گرفته بود و مردم بودند که با سنگ به سوی ساختمان بسیج حمله ور شده بودند. علت را ازیکی دو نفر با نگرانی پرسیدم وبه من گفتند کسانی که درون ساختمان هستند با مردم درگیر شده اند.



درگیری آنها بر سر چه بود؟

نمی دانم. اصلا نمی دانم برای چه به جان هم افتاده بودند ولی امیدوارم که خداوند باعث وبانی ریختن خون این شهدا را تقاص بدهد. خون کسی به ناحق پایمال نخواهد شد. همین طور همسر و فرزند من. من دلبستگی شدیدی به هردوی آنها داشتم. آنها قربانی بازی هایی شدند که به هیچ عنوان نقشی در آن نداشتند. دختر من بسیارمعصوم بود وهمسرم یک همراه برای من وفرزندانش. همه می دانند که در خانواده ای که مادر، همسر و دخترغایب باشند چه فضایی به وجود می آید. خدا میداند که در این چند مدت چه کشیده ایم واوضاع مان چه شکلی به خود گرفته است.



درمهدکودک به غیر از خانوداه شما چه کسی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود؟

هیچ کس. وقتی درب آنجا را شکستیم و وارد شدیم دیدیم که هردوی آنها پشت پنجره روبروی ساختمان بسیج غرق در خون هستند.



گلوله به کجا اصابت کرده بود؟

به کمر و گلو. هردو غرق در خون بودند. با فرزندانم بالای سر پیکرشان قرار گرفتیم و... (به شدت می گرید) تشخیص پزشکان این بود که در همان لحظه اصابت کشته شده اند.



فکر می کنید عاملین این فاجعه چه کسانی بودند؟

مدیران سیاسی و کسانی که اسلحه بر دست داشتند.



آیا به غیر ازکسانی که در ساختمان بسیج بودند در دستان کسان دیگری هم اسلحه دیدید؟

من ندیدم. از ساختمان سه نفر شلیک می کردند.



از کسی شکایت کرده اید؟

از فرد خاصی نه اما موضوع در حال پیگیری است و مسئولین قول داده اند عاملین را شناسایی و آنها را تحت اختیار ما و قانون قرار دهند.



چه کسانی به شما این قول ها را داده اند؟

مسئولین قضایی و دادگستری و اداره آگاهی و نیروی انتظامی.



اوضاع روحی پسرانتان چگونه است؟

بسیار بد. آنها به شدت عصبی هستند و دربرابر هرچیزی این روزها عکس العمل نشان می دهند. خدا به فریاد ما برسد.



مسئولین مهد کودک چه تصمیمی گرفته اند؟

فعلا که در آنجا بسته و پلمپ شده است تا وضعیت خانوداه من مشخص شود.

دو دستگی در میان کارکنان صدا و سیما ج. اسلامی

برنامه "به خانه برمی گیردیم " که هر روز از شبکه تهران صدا و سیما بصورت مستقیم پخش می شد، امشب به شکل بسیار مشکوکی قطع شد. مجری سلام و پس از چند دقیقه خداحافظی کرد. بدنبال آن یک فیلم سینمایی آغاز شد. تا آنجا که کسب اطلاع شده این واقعه ناشی از دو دستگی در میان کارکنان صدا وسیما ایجاد شده و گروهی از کارکنان می خواهند استعفا بدهند یا اعتصاب کنند.

حساب بانکی مجتبی خامنه ای با1 میلیارد و 600 میلیون دلار

دولت انگلستان حساب بانکی‌ "مجتبی خامنه‌ای" پسر علی خامنه ای را در یکی‌ از بانک‌های لندن به مبلغ ۱ میلیارد و ششصد میلیون دلار مسدود کرد. با آنکه دولت انگلیس از مدت ها پیش اطلاع داشت که این حساب بانکی متعلق به کیست اما بهانه ای قانونی برای کنترل آن نداشت، که با فاش شدن نقش وی در کودتای اخیر، این مجوز پیدا شد.

گفته می شود حساب های مشابهی در آلمان به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار به نام مجتبی‌ تهرانی‌ و ۷۴۰ میلیون دلار به نام فردی به اسم شجونی وجود دارد که در صورت اثبات نقش دارندگان این حساب ها در کودتای اخیر، این حساب ها نیز می تواند تا رسیدگی به آنها و مشخص شدن ارتباط دارندگان آنها با کودتای اخیر در ایران مسدود شود. مجتبی تهرانی می تواند "آقا تهرانی" رئیس مداحان طرفدار احمدی نژاد باشد که نقش مهمی در تمام حوادث 4 سال گذشته و در بسیج حزب پادگانی و حوادث 10 روز گذشته در شهرهای ایران علیه مردم و کشتار آنها داشته است. شیخ شجونی نیز از اعضای رهبری حزب موتلفه اسلامی و از جمله دست اندرکاران هدایت تیم های چماق بدست در روزهای اخیر است.

تا آنجا که ما اطلاع داریم، جمع پول هائی که افرادی مشابه افراد یاد شده در بانک های اروپائی دارند نزدیک به 10 میلیارد دلار است، که عمدتا پولی است که رانت های نفتی و دریافت حق کمیسیون در قراردادهای نفتی جمع شده است.