Monday, October 12, 2009

13 آبان



شرایط داخلی و جهانی، اجازه تکرار فجایع تیرماه را به کوتاچی ها نمی دهد
13 آبان
هم راهپیمائی و هم تحصن خیابانی




مراسم هر ساله 13 آبان، می رود تا به تظاهراتی مردمی تبدیل شده و حلقه دیگری از حلقه های زنجیر سبز و اعتراضی مردم ایران شود. روزی که بصورت سنتی از زمان تصرف سفارت امریکا درایران تظاهرات رسمی برگزار می شود و از سلسله روزهای رسمی تظاهرات – مانند روزقدس- است، آیا می توانند جلوی مردم را بگیرند که به خیابان نیآیند؟ و یا وقتی می آیند، می توانند بگویند این شعار را بده و آن شعار را نده؟ این رنگ لباس مجاز است و فلان رنگ مجاز نیست؟

شواهد بسیاری وجود دارد که بموجب آن سرکوب خیابانی مردم و تکرار روزهای پس از خطبه های خونین علی خامنه ای در نماز جمعه تهران ممکن نیست. حاکمیت کودتائی زیر فشار مذاکرات اتمی است و فرماندهان سپاه زیر فشار افکار عمومی که می خواهد بداند سپاه این همه پول را از کجا آورده که یکی پس از دیگری واحدهای تولیدی را خریده و به شرکت های تحت فرمان خود منتقل می کند؟ این شرکت ها از چه وقت ثبت شده‌اند و سرمایه آن ها چقدراست و مدیران و هیات مدیره آن کدام فرماندهان سپاه هستند؟

این انتقال ثروت و اقتصاد در سالهای گذشته ممکن بود، اما اکنون که مردم به موی دماغ خودکامگی تبدیل شده اند، این اخبار بسرعت دهان به دهان می شود و از این نظر نیز فرماندهان کودتاچی سپاه زیر فشار افکار عمومی اند. افشای جنایاتی که پس از کودتا شده نیز باندازه کافی جهانی شده است. در چنین شرایطی 13 آبان برگزار می شود. 16 آذر در پی آن می آید و پس از آن نوبت به 10 روز اول ماه محرم است و "یاحسین" های سنتی که امسال میرحسین نیز به آن اضافه خواهد شد.

متعاقب آن 22 بهمن فراخواهد رسید و راهپیمائی سنتی این روز. برای هر یک از این روزها و مناسبت ها، قطعا ابتکارات تازه ای به میدان خواهد آمد. همچنان که برای 13 آبان امسال ابتکار تحصن در خیابان ها، پس از راهپیمائی پیشنهاد شده است.

مخملباف جایزه جشنواره نورنبرگ را به کروبی تقدیم کرد

محسن مخلمباف فيلمساز ايرانی، جايزه پرسپکتيو ، جشنواره حقوق بشر نورنبرگ آلمان را به خاطر دستاوردهای هنری و فعاليت هايش برای دفاع از حقوق بشر دريافت کرد.

محسن مخملباف در اين مراسم، جايزه خود را به خاطر افشای موضوع تجاوز در زندان های ايران، به مهدی کروبی تقديم کرد.

مخملباف گفت: «جايزه گرفتن و جايزه دادن در جهان امروز بايد به نوعی مبارزه دموکراتيک تبديل شود، من جايزه ام را تقديم می کنم به مرد بزرگی که تجاوز در زندان های ايران را با شجاعت افشاء کرد. بسياری از ايرانی ها او را برای جايزه صلح نوبل سال آينده پيشنهاد کرده اند، او در جامعه ای که استبداد با ايجاد ترس حکومت می کند با شجاعت مرزهای اين ترس را عقب می زند. نام اين شخص کروبی است.»

وی افزود: «سی و چند سال پيش من و او در زندان های شاه شکنجه می شديم و او آن روز هم چون امروز شجاع بود. کروبی در ۳۰ سال گذشته در هر مقامی بوده از حقوق بشر دفاع کرده است و هر زندان رفته و ظلم ديده ای خاطره ای از حمايت های او را به ياد دارد. او برای اين جايزه هزاران بار سزاوارتر از من است.»

مهدی کروبی، دبير کل حزب اعتماد ملی اطلاعاتی در خصوص اقدامات عليه بازداشت شدگان، از جمله تجاوز، منتشر کرده و از مسئولان خواسته بود به اين موارد رسيدگی کنند.

آقای کروبی همچنين با اشاره به حوادث پس از انتخابات و رويکرد مسئولان نظام جمهوری در قبال تظاهرات «آرام»، معترضان گفته بود:« جريان حاکم به جای ادای مسئوليت، معترضان را سرکوب کرده، مورد ضرب و شتم قرار داد و موجب جان باختن کسانی شد که تنها به نتيجه يک انتخابات اعتراض داشتند و متاسفانه با بازداشت شدگان رفتاری صورت گرفت که موجب شده تا به امروز همچنان گرفتار حوادث پس از انتخابات باشيم.»

«پرسپکتيو» يا (چشم‌انداز) اولين فستيوال آلمانی است که موضوع فيلمهای آن حقوق بشر است. در اين جشنواره فيلم های سينمايی، مستند و کارتون با کيفيت بالا که به حقوق بشر توجه دارند، نمايش داده می شود.

خاتمی: مطمئن باشید مردم از راه خود برنمی‌گردند


محمد خاتمی، رئیس‌ جمهوری پیشین ایران، بار دیگر پشتیبانی خود را از اعتراض‌های «میلیونی» و «مدنی» پس از انتخابات اعلام کرد و به جریاناتی که در مقابل معترضان قرار گرفته‌اند اطمینان داد که مردم از این راه برنمی‌گردند.
رئیس جمهوری پیشین ایران دوره حکومت‌های مستبد را به لحاظ تاریخی پایان یافته قلمداد کرده و گفت: «اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مسئله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»

رئیس جمهوری پیشین ایران بزرگترین «خسارت» وارد شده از سوی حاکمیت در رویدادهای پس از انتخابات را «اهانت به ملت» دانست و گفت:«حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»

رئیس جمهوری پیشین ایران با بیان این که «اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم» خطاب به جریانایی در حکومت که اعتراض‌ها را به شدت سرکوب کردند، گفت: «مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود نه فقط به زیان اصلاح‌طلبان یا به زیان مردم، گرچه زیان بزرگی به مردم وارد شده،خون‌هایی که ریخته شد، بازداشت‌هایی که شد و فشارهایی که وارد آمده است.»

رئیس جمهوری پیشین ایران همچنین اظهار داشت کسانی که در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ نقش داشته و از همراهان آیت الله خمینی بوده‌اند هم‌اکنون تحت فشارند و سخن گفتن برای آنها «هزینه» دارد.

محمد خاتمی گفت نتیجه متهم کردن مخالفان به «براندازی» چیزی جز «براندازی» نخواهد بود.

وی راه‌حل برای خروج از اوضاع کنونی را بازگشت به قانون اساسی دانست که به گفته وی حقوق مردم و از جمله حق اعتراض در آن محترم شمرده شده است.

محمد خاتمی گفت: «این جریان باید بداند که با زور نمی‌تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچ‌گاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»

سخنان آقای خاتمی روز یکشنبه در سایت های نزدیک به اصلاح طلبان منتشر شده است.

«اگر راست می‌گویید، به ما در تلویزیون وقت بدهید»


ميرحسين موسوى و مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات رياست جمهورى در ايران از سركوب معترضان به شدت انتقاد كردند.

به گزارش پايگاه اطلاع رسانى حزب اعتماد ملى، ميرحسين موسوى، نخست وزیر پیشین ایران روز شنبه به منزل مهدى كروبى، رییس سابق مجلس شورای اسلامی رفت و با وى درباره رويدادهاى پس از انتخابات به رايزنى پرداخت.

ديدار این دو کاندیدای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری با حضور خبرنگاران برگزار شد. ابتدا مهدى كروبى در سخنانى با ابراز تاسف از «رفتار هاى پس از انتخابات» آن را دور از شان نظامى دانست كه «امام راحل آن را پايه گذارى كرده بود.»
مهدى كروبى همچنين در پاسخ به انتقادهاى «برخى از نظاميان همچون فرمانده سپاه از اصلاح‌طلبان» اظهار داشت: «چه كسى سخنان تند مى گويد ما يا شما؟ چه كسى برخوردهاى تند را سرلوحه كارهاى خود قرار داده است ما يا شما؟»

وى با اشاره به شركت انبوه معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى در تظاهرات روز قدس و واكنش برخى از مقام‌هاى جمهورى اسلامى نسبت به شعارهاى معترضان اظهار داشت: «عموم كسانى كه به دعوت ما به اين مراسم آمدند، شعارى هايى كه دادند دررابطه با ايران و كشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمى توان به مردم گفت كه نگران كشور خود نباشيد... آقايان توضيح دهند كه چه اتفاقى در كشور افتاده است كه روز فلسطين ناگهان مردم دو دسته مى شوند و عده اى نگرانى هاى خود را در شعارهايشان بازتاب مى دهند؟»

مهدى كروبى با تاكيد دوباره بر انجام تقلب در انتخابات اظهار داشت: « برخى درباره انتخابات به گونه‌اى سخن مى گويند كه گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. نه خانى رفته نه خانى آمده است. مى گويند تقلب نشده است. آخر چرا اين حرف ها را به مردم مى زنيد؟ يعنى مردم نمى دانند كه چه برسرشان آمده است؟ پس اين اعتراضات چيست؟»

وى همچنين خطاب به مقام‌هاى جمهورى اسلامى و حاميان محمود احمدى‌نژاد گفت: « اگر راست مى‌گوييد در برابر دهها ساعت انكار تقلب در رسانه ملى و فشار بر زندانيان بيگناه براى اعتراف، به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون دلايل و مدارک خود را ارايه دهيم.»

ميرحسين موسوى: دانشجويان پاسخ مى‌خواهند

ميرحسين موسوى ديگر نامزد معترض به نتايج انتخابات در ايران نيز در سخنانى با اشاره به در پيش بودن سيزده آبان سالگرد اشغال سفارت آمريكا در تهران در سال ۱۳۵۸ توسط گروهى از دانشجويان از اين رويداد با عنوان يک «حماسه» ياد كرد و افزود: « كسانى كه آن حماسه را آفريدند ، امروز در گوشه‌هاى زندان هستند و اين طنز تلخى است كه اين روزها متاسفانه رخ داده است و من نمى دانم كه چرا اين مسايل و اين اتفاقات در حال روى دادن است و چرا بايد با نيروهاى مومن انقلاب چنين كنند.»

ميرحسين موسوى همچنين با نمايشى خواندن برگزارى دادگاه براى شمارى از فعالان سياسى و بازداشت‌شدگان در رويدادهاى پس از انتخابات، خطاب به مقام‌هاى جمهورى اسلامى گفت: « چه نتيجه اى از اين نمايش عايد شما شد؟ آيا به دنبال برگزارى دادگاه تفتيش عقايد هستيد؟ آيا متوجه اثرات منفى آن در جامعه هستيد؟»

وى «برخى‌ نهادهاى قدرت» در جمهورى اسلامى را به «سواستفاده از دارايى‌هاى مالى كشور» متهم كرده و نسبت به «ابهام در واگذارى سهام مخابرات و منابع تامين ۸۰۰۰ ميليارد تومان هزينه خريد آن از سوى سپاه پاسداران» ابراز تاسف كرد.

ميرحسين موسوى همچنين تلويحاً به مقايسه جمهورى اسلامى با حكومت اتحاد جماهير شوروى پيشين پرداخت و اظهار داشت:«در مقطعى افرادى بر سركار آمدند و تلاش كردند، نيروهايى را كه انقلاب كرده بودند حذف كنند. در كتاب ها و عكس‌هاى انقلاب خود، نقش آفرينان انقلاب را حذف كردند و تلاش كردند با جعل تاريخ ، تاريخ ديگرى را براى مردم خود و دنيا بيافرينند. حكومت آنها برچيده شد، تاريخ نگاران آمدند و تاريخ واقعى را نگاشنتد.»

وى نيز صدا و سيماى جمهورى اسلامى را به تلاش براى تخريب چهره معترضان متهم كرده و افزود:«.سه، چهارماه است كه عليه بنده و آقاى كروبى و افراد ديگرى كه از ما حمايت مى‌كردند، به صورت يك طرفه در صدا و سيما و رسانه‌هاى خود دورغ مى‌پراكنند و ما را تخريب مى‌كنند. آيا ما حق نداريم در صدا و سيما از خود دفاع كنيم؟»

وى با انتقاد شديد از حاميان دولت به خاطر استفاده از تريبون صدا و سيما براى تخريب مخالفان اظهار داشت: «خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستيد چرا نگران حضور ما در سيما هستيد يا چرا از حضور كارشناسان ما در سيما خود دارى مى كنيد؟ اگر صادقانه سخن مى گوييد ميزگردى را با حضور كارشناسانى از ما و خودتان برگزار كنيد تا دو طرف سخن خود را بگويد.»

به گفته ميرحسين موسوى، آيت الله شاهرودى رييس پيشين قوه قضاييه به وى پيشنهاد برگزارى تجمعى قانونى را داده بود كه با موافقت شوراى عالى امنيت ملى نيز روبرو شده بود. ولى در نهايت با درخواست كتبى وى مخالفت شده است.

ميرحسين موسوى با انتقاد از «رواج دروغ در ميان برخى مسوولان» افزود: «مدام اطلاعات غلط به مردم مى‌دهند و فكر مى‌كنند كه مردم باور مى كنند. همين تعداد كشته‌هاى پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مى گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخى بسيج شدند تا وانمود كنند كه تقلبى صورت نگرفته است.»

ميرحسين موسوى در پايان با اشاره به اين كه نمى‌توان پرسش‌هاى مردم و دانشجويان را بى‌پاسخ گذاشت، ابراز اميدوارى كرد، «دلسوزان نظام تدبير كنند و مشكلات بوجود آمده را حل كنند.»

Friday, October 9, 2009

مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی/ ممانعت مدیریت دانشگاه از برگزاری مراسم یادبود این دانشجو

مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.



به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سمیه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.

بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد.

این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد.

ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است.

هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پیرامون این حادثه هولناک تلاش های زیادی نموده اند.

حکم اعدام يکی از معترضين به نتيجه انتخابات صادر شد

محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ايران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخيل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات رياست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گرديد و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلويزيونی نيز مواجه شده بود، روز دوشنبه ۱۳ مهرماه از بند ۲۰۹ زندان اوين به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به رياست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.


به گزارش کميته گزارشگران حقوق بشر، هيچ يک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخيری مورد تأييد دادگاه انقلاب، در اين محاکمات حضور يافته بودند.

با گذشت ۱۰۲ روز از دستگیری برادر، برادرزاده زهرا رهنورد نیز بازداشت شد

بیش از صد و دو روز از بازداشت مهندس شاپور کاظمی، برادر زهرا رهنورد می گذرد و اکنون برخی خبرها از بازداشت پسر ارشد مهندس کاظمی حکایت دارد.


به گزارش خبرنگار جرس، مهندس کاظمی که 62 سال دارد، متخصص برجسته مخابراتی کشور،عضو هیات مدیره تولیدکنندگان يو پي اس، عضو اتاق بازرگانی مخابرات و از شخصیت های برجسته علمی در عرصه مخابرات و الکترونیک است


خانواده آقای کاظمی در حالی بدون رسانه ای کردن قضیه بازداشت وی ، هر روزبرای پی گیری وضعیت عزیز دربند خود به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه می کنند که رسانه های حامی دولت کودتا با دروغپردازی و هتاکی به این شخصیت علمی کشور، تلاش کردند او را سردمدار آشوب و اغتشاشات و یکی از بدهکاران سیستم بانکی کشور معرفی کنند. اتهاماتی که زهرا رهنورد با تکذیب آنها اعلام کرده که علیه "پرونده سازان" اقدام قانونی خواهد کرد.


قضیه بازداشت شاپور کاظمی، یک ماه بعد از بازداشت او فاش شد و زهرا رهنورد در پاسخ به دروغپردازی رسانه های حامی دولت کودتا اعلام کرد که "سکوت من در این مدت بر این مبنا بوده که تصور می کردم برادرم به عنوان فردی که علاقه مند به سرنوشت کشور است، به زودی آزاد خواهد شد و دلیلی ندیدم برای او امتیاز خاصی قائل شوم. اما اکنون شاهد کلید خوردن یک پروژه غیراخلاقی و غیرقانونی هستم که طبعا از مجاری قانونی و مراجع ذیربط پیگیری خواهم کرد".

براساس گزارش ها "آقای کاظمی، در یک پروسه فرسایشی گروگان گیری و به دلیل نسبت خویشی سببی که با مهندس موسوی دارد»، اکنون در کنج عزلت در زندان بسر می برد.


پیشتر خانم رهنورد اعلام کرده بود که "اگر از مهندس کاظمی به زور اقرار بگیرند، یا صدها برگ بر ضد او چاپ کنند و ارائه دهند، نه من و نه ملت اینها را باور نخواهند کرد".


خانواده آقای کاظمی همچنان با پرهیز از سیاسی کردن موضوع بازداشت فردی که اساساً شخصیتی غیرسیاسی و بلکه صرفا اقتصادی و علمی وتخصصی دارد، برای آزادی وی تلاش می کنند؛ اما اکنون بر اساس گزارش ها از 22 روز پیش ، پسر ارشد وی نیز بازداشت شده است.

خانم رهنورد همچنین با انتشار نامه ای سرگشاده خواستار آزادی برادر خود شده و اعلام کرده بود که "پس از يك ماه فرزند‌مهندس كاظمي و مادر 86 ساله‌اش خانم احترام‌السادات نواب‌صفوي، در مقابل دوربين فيلمبرداري در زندان‌اوين با او ملاقات كرده‌اند و اين در حالي است ‌كه به لحاظ قانوني هيچ‌گونه پروسه دادرسي تاكنون صورت نگرفته است".

سازمان عفو بین الملل و کمپین بین المللی حقوق بشرنیز با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی مهندس کاظمی شده بود. در همین زمینه 16 شركت و موسساتي كه در زمينه مخابرات و آي‌تي فعالت مي‌كنند، در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه با اشاره
به "عدم برخورداري مهندس کاظمی از وكيل و دادرسي منصفانه" از رئیس دستگاه قضا خواسته‌ بودند "به عنوان سكاندار دستگاه قضايي با درايت و اعمال قانون دستور دهد، حقوق قانوني نامبرده مورد توجه قرار گرفته و با رعايت حقوق شهروندي كه او مدافع آن بوده است، شاپور كاظمي بتواند مجددا به عنوان يكي از خدمتگزاران جامعه صنعتي كشور به خدمات خود ادامه دهد".


همچنين انجمن صنفي سازندگان "یو پی اس" ايران و نيز سنديكاي صنعت مخابرات ايران، در نامه‌هاي جداگا‌نه‌اي به رئيس قوه‌قضائيه از او خواسته‌ بودند كه "در جهت حفظ حقوق و شأن جايگاه علمي شا‌پور كاظمي و جلوگيري از تضييع حقوق شهروندي، دستورات لازم در جهت آزادي او صادر شود".

تاکنون هیچ یک از این درخواست ها و پی گیریهای خانواده آقای کاظمی ، نتیجه ای نداشته و نه تنها او همچنان در زندان به سر می برد، بلکه فرزند ارشد او نیز بازداشت شده است.
نام اصلی خانم رهنورد، "زهره کاظمی" است. او پیش از انقلاب با نام مستعار "زهرا رهنورد" به مبارزه سیاسی می پرداخته و پس از انقلاب هم این نام را حفظ کرده و به نام زهرا رهنورد شناخته شده است.

پاسخ مهدی کروبی به اظهارات دروغین احمدی نژاد در مصاحبه با PBS امریکا


مهدی کروبی به ادعاهای کذب احمدی نژاد پیرو مصاحبه با شبکهPBS امریکا در نامه ای که فرزندش به ضرغامی نوشته آورده است:

باسمه تعالی

خشت اول چو نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج


برادر گرامی آقای مهندس ضرغامی
ریاست محترم سازمان صدا و سیما

با سلام

همانطور که میدانید سه شنبه شب مصاحبه آقای احمدی نژاد با چارلی رز مجری شبکه پی بی اس آمریکا از شبکه یک سیما پخش شد. مجری این شبکه تلویزیونی آمریکایی در ارتباط با حوادث پس از انتخابات به موضوع تجاوز در زندانها اشاره کرد که آقای احمدی‌نژاد در پاسخ مدعی شدند آقای کروبی این حرف‌ها را زده است و وقتی هیات سه نفره قوه قضائیه از او اسناد خواستند گفت عصبانی شدم ، این حرف‌ها را زدم و هیچ سندی ندارم.


جای بسی تاسف است که قلب واقعیت، فرهنگ لا یتغیر رئیس قوه مجریه شده است. نمی دانم نیویورک چه خصوصیتی دارد که ایشان هر گاه به آنجا می روند این خصوصیت فردی شان دو چندان می گردد. از بد حادثه، سیمای جمهوری اسلامی نیز به ابزاری برای ترویج این فرهنگ مذموم قرار گرفته که نتیجه مستقیم آن ، سلب اعتماد مردم از حاکمیت و رسانه ملی است .


آقای کروبی ضمن تکذیب ادعای مطرح شده آاقای احمدی نژاد جهت اطلاع مردم بزرگ ایران فرمودند:

“مردم عزیز بدانند اخبار بسیارتکان دهنده ای از بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی علیه فرزندان این کشور که تنها حق قانونی خود را مطالبه کرده بودند، بدست من رسید. وظیفه شرعی، قانونی، ملی و انسانی خود دیدم مراتب را اعلام و اجازه ندهم تعرض به جان، مال، ناموس و کرامت مردم به امری عادی در جمهوری اسلامی تبدیل گردد. بعد از تعین هیات از سوی ریاست محترم قوه قضائیه، نشست های خوبی برگزار شد و من مستندات مربوط را با این اطمینان که هیت ۳ نفره کمر به پیگیری جنایات و مجازات مرتکبین اعم از مباشرین و آمران بسته، تحویل هیات دادم. به ناگاه و بجای پیگیری حوادث تکان دهنده، حملات یکجانبه از سوی دین فروشان به من آغاز و دفتر حزب اعتماد ملی و دفتر شخصی ام پلمب گردید و کپی دیگری از مستندات در اختیار مقامات قرار گرفت. ادعای مطرح شده در آن مصاحبه کذب محض و من کماکان بر پیگیری جنایت انجام گرفته که وجدان هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد، تاکید دارم. از سیمای به اصطلاح ملی می خواهم یک سوم وقتی که در اختیار دادستان محترم قرارداده به من یا نماینده ای از سوی من اختصاص دهد تا ابعاد این جنایت ها را برای مردم بگویم و ملت ، صاحبان اصلی این کشور به عنوان هیات منصفه عمومی به قضاوت میان ما و شما بپردازند. امام (ره) می فرمودند جان من فدای تک تک مردم، حال چگونه است که این مردم اینقدر نامحرم شده اند و نباید از آنچه بر سر فرزندانشان رفته از طریق سیستم خود مطلع شوند.”


آقای ضرغامی


ازآنجا که شما را فردی صادق و باهوش می دانم، به عنوان یک دوست توصیه می کنم که دیوار بی اعتمادی موجود میان مردم و رسانه ملی که این روزها به نظر آنان به رسانه میلی تبدیل شده را از میان بردارید. صلاح کشور و مردم در آگاهی آنان است والا کیست که نداند جریان آزاد اطلاعات در پرتو تکنولوژی موجود، علیرغم همه تدبیر ها ، مرز ها را در هم ریخته و مردم را در جریان حوادث قرار می دهد.


توفیق و سلامت شما را از ایزد یکتا مسئلت دارم.


با تشکر
محمد تقی کروبی
۱۶ مهر ۱۳۸۸

Thursday, October 8, 2009

نامه ای خطاب به سرلشگر جعفری

نامه ای خطاب به سرلشگر جعفری
فرمانده کل سپاه می تواند
خود را فریب بدهد، اما مردم را نه


علیرضا بهشتی از مسئولین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در پاسخ به آخرین اظهارات فرمانده کل سپاه پاسداران که مضمون آن کاملا منطبق با مقالات حسین شریعتمداری در باره انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران بود خطابیه ای نوشته است که در زیر میخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در جدیدترین سخنرانی خود از دعوت‌هایی که برای وحدت صورت می‌گیرد اظهار ناراحتی کرده است و به کسانی که در این روزها نیروهای سیاسی را به همدلی فرامی‌خوانند، و بعضی از آنها مراجع تقلیدهستند، آمرانه می‌گوید ساکت باشید.

بعید می‌دانم شاه در اوج قدرت خود قاطبه مراجع را با چنین لحنی مخاطب قرار داده باشد. به راستی در جواب چنین کلماتی چه می‌شود گفت؟ آیا فرزندان آقای جعفری اجازه دارند مشابه همین کلمات را درگفتگو با او به کار برند؟ آیا او از فرزندان هرکدام از مراجع کبیرتر است یا معلوماتش از تازه‌کارترین شاگردانشان بیشتر است؟ خدا را شکر؛ شاید اگر سهام مخابرات به ما رسیده بود ما نیز دچار خودبزرگ‌بینی می‌شدیم.خود را فریب ندهیم و به سراغ طنز و مچ‌گیری نرویم.مسئله خودبزرگ‌بینی نیست.

مسئله این است که کسانی ترجیح می‌دهند اهمیت رویدادی که در حال تکوین است را نبینند. این روزها درکشورما آنانی که از قضا زمام بسیاری از امور را در دست گرفته‌اند به انکار واقعیت‌ها پناه می‌برند. از نظر آنها حادثه مهم و غیرمترقبه‌ای در کشور روی نداده است؛ این حوادث طبیعی است، همه چیز تحت فرمان است، اتفاق مهمی نیفتاده است که نیاز به دخالت بزرگان و یا گفتگو داشته باشد.

چند روز دیگر، چند هفته دیگر، چند ماه دیگر (یا شاید چند سال دیگر) شرایط به روزهای آرام و آفتابی پیشین باز می‌گردد، تا متمردان از رفتارشان پشیمان ‌شوند و با سرهایی فروافتاده به خطاهای خود اعتراف ‌کنند. آن گاه در عین تمامی این خوش‌خیالی‌ها اضطراب در لحن یکایکشان پیداست.

آیا سردار جعفری در تمامی عمر مراجع تقلید را این‌گونه مخاطب قرار می‌داده است، یا وقوع شرایطی استثنایی است که پیاپی اختیار زبان را از دست او خارج می‌کند؟ شرایط ابدا عادی نیست، و انکار و فرافکنی شیوه‌هایی کودکانه است. یک بار دیگر حوادث این چند ماه را مرور کنید. آیا اگر چرخ زمان باز می‌گشت و شما را از نو به قبل 22 خرداد می‌رساند تمامی رفتارهایی را که طی این چهار ماه از شما سر زد دوباره تکرار می‌کردید؟ قطعا چنین نیست. یک بار دیگر مرور کنید و ببینید خوب بود کدامیک از آن کارها را انجام نداده بودید، یا فراست و زیرکی بیشتری در اجرایشان به کار می‌بستید.

ایامی که در پیش رو قرار گرفته است با زمانی که گذشت فرقی نمی‌کند؛ همان خرد فراموش‌شده را از این پس به اجرا بگذارید. این چهار ماه چه زود گذشت؛ چهار ماه آینده هم دقیقا به این زودی می‌گذرد. در این چهارماه شرایط سیاسی کشور چقدر دگرگون شد؛ در چهارماه آینده اگر همان شیوه گذشته دنبال شود دگرگونی‌ها به مراتب بیشتر خواهد بود. آنچه روی داده است باز در مقابل آنچه که هنوز روی نداده است از اهمیت کمتری برخوردار است، زیرا هنوز می‌توان با رفتاری عقلایی از خسارت‌های پیش‌رو،‌یا لااقل بخشی از آنها پیشگیری کرد.

واقعیت برای آن که زندگی‌های ما را متاثر کند از کسی اجازه نمی‌گیرد. واقعیت منتظر قانع شدن ما نمی‌نشیند.واقعیت پشت دیوارهای قطور و رودربایستی‌های کهنه متوقف نمی‌شود. واقعیت بزرگ و کوچک نمی‌شناسد. واقعیت به هیچ‌کس احترام نمی گذارد و با احدی عهد و پیمان ندارد. این ما هستیم که باید خود را با آن تطبیق بدهیم و انکار واقعیت بزرگترین خطایی است که سیاستمداران می‌توانند مرتکب شوند.تلخ‌ترین روزهای تاریخ زمانی رقم می‌خورند که سیاستمداران به تحلیل‌های ساده و دروغین معتاد شده باشند، تفسیرهایی که همچون ماده‌ای توهم‌زا بینش‌ها را تملک می‌کنند و قربانیان خود را به هلاک می‌رسانند. بسیار ساده‌تر است که دو میلیون مردم تظاهرکننده را خانواده‌ ساواکی‌ها بنامیم، و به ملغمه‌ پیچیده‌ای از خطاهای خود اعتراف نکنیم.

ساده‌تر از آن این است که اول یکی دو صفر از اعداد کم کنیم و سپس آنها را در گزارش‌ها بگنجانیم. بسیار ساده‌تر است که اسم ناکامی‌های خود را کامیابی بگذاریم. چه کسی گفته است در این چند ماه مسیر خطا رفته بودیم؛ اتفاقا عین صواب رفتیم و همان‌طور که می‌بینید نتایجی بسیار درخشان گرفتیم. فقط اندکی ریخت‌ و پاش‌های ماجرا باقی‌ مانده است که در اجرای هر پروژه عظیمی طبیعی است و به زودی این مشکل نیز حل می‌شود. هیچ خطایی سرنزده است. همه چیز دارد دقیقا طبق نقشه پیش می‌رود. تا وقتی می‌شود مشکل را به همین راحتی حل کرد چه کسی حوصله دارد که به دنبال علت برای شکست‌ها بگردد.

بسیار ساده‌تر است که نزدیک‌ترین یاران امام را خائن بنامیم تا در میان رفتارهایمان به دنبال کاستی‌ها باشیم. بسیار ساده‌تر است که خود را حق مطلق و دیگران را طلحه و زبیر و قاسطین و ناکثین و مارقین بنامیم. بسیار ساده‌تر است که همه چیز را به گردن بیگانگان بیندازیم. همه چیز از سال‌ها پیش سازماندهی شده بود. تک‌تک مخالفین با سرویس‌های جاسوسی مرتبطند. همه دارند توطئه می‌کنند، همه با هم ارتباط دارند، همه از هم پول می‌گیرند وبه هم باج می‌دهند، همه دشمنند، همه ماجراها را یک تشکیلات مخوف و آهنین اداره می‌کند. و کسانی که در نزدیک‌ترین خاکریزهای جبهه خودی عقیده‌ای غیر از این دارند وادادگان و خیانتکارانی هستند که باید قبل از موسوی و کروبی به مجازات برسند، مگر آن که توبه کنند؛ یعنی حرف‌ها و تحلیل‌های ما را تکرار و تقویت کنند. این‌گونه است که حتی عقلای آن سو هم تسلیم تحلیل‌های ساده شده‌اند؛ تمامی ماجرا این است که مهندس موسوی دروغ بزرگی به نام وقوع تقلب در انتخابات را مطرح کرد و عده‌ای هم فریب آن را خوردند،‌ بعد حوادث این ایام روی داد. چاره‌اش هم این است که او به خطای خود اعتراف کند. آن وقت است که بحران در یک چشم به زدن به پایان می‌رسد. راستی او چرا این کار را انجام نمی‌دهد در حالی که می‌داند وقوع بیش از یک میلیون رای تقلب در انتخابات اساسا غیرممکن است. این حرف‌ها آخرین سخنان آقای باهنر نماینده مجلس شورای اسلامی است.

قبل از او هم کسان دیگری گفته‌ بودند حداکثر تقلبی که ممکن است در یک انتخابات صورت بگیرد سه میلیون رای است؛ بیشتر از آن امکان وقوع ندارد. قطعا منظور از چنین سخنانی آن نیست که این ارقام از خواص شگفت‌انگیزی برخوردارند. تقلب که هفت رقمی شد جف‌القلم نمی‌شود، دست‌ها از کار نمی‌افتند و رایانه‌هایی که باید آرای نامزدها را جمع‌بندی کنند در آستانه این ارقام دچار محدودیت تکنولوژیک نمی‌شوند. بلکه منظور آن است که مردم وقوع یک میلیون یا سه میلیون تفاوت را میان وجدانی که خود در مورد نتیجه احتمالی انتخابات دارند با آنچه در عمل اعلام می‌شود به حساب خطا در برآوردهایشان خواهند گذاشت، اما اگر تفاوت از این رقم بگذرد دیگر نمی‌توانند نتایج را بپذیرند؛ خود به عنوان معتمدترین و معتبرترین ناظر وارد صحنه می‌شوند و از خطای صورت گرفته بازخواست می‌کنند. اگر تقلب در حجم بیش از سه میلیون رای عملی نیست از این روست.شما را به خدا آب در آسیاب توهم نریزید. چیزی که دارد از بین می‌رود،‌ چیزی که دارید از بین می‌برید شاید تا سال‌ها قابل بازسازی نباشد. خودتان و سرمایه‌های سیاسی کشور را از بین نبرید. هنوز می‌شود بسیاری از اندوخته‌ها را حفظ کرد

چه گفته شد و چه شنیده شد؟



این عکس ها از دیدار خاتمی و حجاریان در سایت "پارلمان نیوز" منتشر شده است. مناسبات خاتمی و حجاریان به سالهای پیش از دولت خاتمی باز می گردد. سالهائی که خاتمی وزیر ارشاد اسلامی بود و بشدت زیر فشار شورای تبلیغات اسلامی و شخص احمد جنتی ریاست این شورا، برای تغییر سیاست های خاتمی در وزارت ارشاد اسلامی و تحمیل استعفا به وی. در آن دوران، احمد جنتی به همراه حسین شریعتمداری و خاتمی همراه حجاریان به دیدار یکدیگر می رفتند و بحث آغاز می شد. پایان آن دیدارها و جلسات آن شد که خاتمی از سیاست هایش صرفنظر نکرد، اما وزارت ارشاد اسلامی را با استعفا ترک کرد. آن بحث ها و چالش های قدیمی که کمتر درباره آنها صحبت می شود، این بار به داخل زندان کشیده شد. یعنی حسین شریعتمداری باز هم با حجاریان طرف بحث و گفتگو شد، اما نه در فلان "هتل" و با مراعات ضوابط یک دیدار فرهنگی، بلکه در زندان و زیر فشار و شکنجه. حجاریان "تقیه" کرد و میدان شکنجه و اعتراف را برای شریعتمداری و شریعتمداری ها خالی گذاشت. در دیدار با خاتمی، از آنچه در زندان گذشت چه گفت؟ این روزها نیز اگر اعلام نشود تا مردم بدانند، در آینده چنین خواهد شد و همگان خواهند دانست. چنان که درباره دیگرانی که هنوز زندانی اند خواهند دانست. دراین میان آن که جلوجلو دوید و نقش خود را فاش ساخت علی خامنه ای بود که اعترافات امثال حجاریان را نه تنها تائید کرد، بلکه قابل استناد حقوقی و محکمه پسند نیز معرفی کرد! کودتائی که در 22 خرداد انجام شد، دو پیامد تاریخی و تاثیر گذار روی حوادث آینده ایران داشت: نمایش سقوط خامنه ای در عرض 10 روز فاصله 22 خرداد تا به گلوله بستن مردم در خیابان ها و ضربه تاریخی که به اعتبار مردمی سپاه پاسداران وارد آمد و میلیون ها ایرانی تازه متوجه شدند آن مافیای اقتصادی که بر جمهوری اسلامی حکومت می کند همین فرماندهان کودتائی اند. آن تصوری که از نمایش چهره های در هم شکسته ای نظیر حجاریان در تلویزیون داشتند همانقدر نتیجه نداد، که این رویداد بعنوان دو نتیجه بزرگ کودتای 22 خرداد بدست آمد.