Friday, June 25, 2010

درگیری و فحاشی نمایندگان اصولگرا

,پنجشنبه ۳ تير ۱۳۸۹


هشدار لاریجانی به مراکزی که بانی تجمع دیروز بودند

درگیری و فحاشی نمایندگان اصولگرا

نازنین کامدار



با پرتاب چند شئی از سوی مهدی کوچک زاده به سمت علی مطهری و همچنین حمله وی و حمید رسایی به کاظم دلخوش، نزاع دولت و مجلس که در ماه های اخیر به اوج خود رسیده است، وارد مرحله تازه ای شد.در جریان دعوای دانشگاه آزاد، هواداران محمود احمدی نژاد در مجلس که به "دولتیان" مشهور شده اند، برای رویارویی با مخالفان دولت در مجلس،برگ های تازه ای رو کردند؛آنها هم تجمع اعتراضی نیروهای بسیجی را ـ آن طور که کاظم دلخوش گفت ـ در برابر مجلس سامان دادند و هم با فریادهای "بتمرگ،خفه شو...." ادبیات تازه ای را وارد مجلس کردند.همزمان علی لاریجانی از "آن مراکزی که این تجمعات را شکل دادند" خواست "به رفتار خود توجه کنند".



یک روز پس از تجمع بسیجیان و لباس شخصی ها در برابر ساختمان مجلس، که با خودروهای دولتی به محل منتقل و با هدایت حمید رسایی،نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس، خواستار اعدام جاسبی، برکناری لاریجانی و به توپ بستن مجلس شده بودند، نمایندگان منتقد دولت در جلسه دیروز مجلس به رفتارهای هواداران دولت در مجلس و نیز رسانه های حامی دولت اعتراض کردند.



درگیری ها در مجلس دیروز درحالی به زد و خورد کشید که پیش از آغاز جلسه، روزنامه کیهان، در گزارش خود از تجمع شبه نظامیان بسیجی، نمایندگان موافق مصوبه روز یکشنبه مجلس را "خائن" خوانده بود.



کیهان نوشت: "با وجود خطای فاحش نمایندگان رای دهنده- و خیانت محرز برخی از آنان- كه جای توبیخ و سرزنش دارد، روند ماجرا به نفع اصولگرایی در كشور تمام خواهد شد كه یكی از ابعاد آن قطعا اعمال مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است".



مطلب روزنامه کیهان و نیز شعارهای بسیجیان علیه نمایندگان محافظه کار پارلمان، موجب شد تا روز گذشته، علاوه بر علی لاریجانی، علی مطهری و کاظم دلخوش نیز نسبت به توهین ها واکنش نشان دهند؛ واکنشی که با حمله فیزیکی مهدی کوچک زاده و حمید رسایی مواجه شد و صحن مجلس اسلامی که اکثریت اعضای آن را محافظه کاران ـ اصولگرایان ـ تشکیل می دهند، برای لحظاتی به صحنه زد و خورد تبدیل شود.



علی لاریجانی که هواداران دولت خواستاراستعفای او شده و مهدي كوچك‌زاده،نماینده حامی احمدی نژاد در مجلس،رفتارهای او را باعث "به لجن كشيدن حيثيت مجلس" دانسته بود،با اشاره به شعارهایی که در گردهمایی شبه نظامیان بسیجی در خارج از مجلس داده شده بود،در این جلسه از جمله گفت: "برخی شعارهایی که روز گذشته در اجتماعی که برخی عزیزان بسیجی دانشجو در جوار مجلس مطرح کردند به هیچ وجه با مصالح نظام و ادب اسلامی سازگار نبود."

وی افزود: "شعارهایی که به اینجانب داده شد قاعدتا حجت شرعی دارم و بنده مساله ای با آن بیانات ندارم و آن باید بین بنده و خدا باشد اما توهین به یک نهاد مهم و یک قوه از سه قوه کشور نه سنت امام قدس سره بود و نه راه و مسلک رهبر معظم انقلاب."

رییس مجلس گفت: "این شعارها را ملاحظه کنید، «وای بر این مجلس جاسبی گرا، مجلس بی کفایت حمایت حمایت، وکیل جاسبی گرا استعفا استعفا، مجلس اشرافیت مایه ننگ ملت، نماینده جاهل نمی خواهیم نمی خواهیم، خانه ملت ننگ ملت، مجلس بی ولایت تعطیل باید گردد، مرگ بر منافق، مافیای مجلس پیوندتان مبارک» و تابلوی کیف انگلیسی را هم برای توهین به مجلس آوردند.دوستان عزیز این شعارها و متاسفانه مطالب موهن دیگر در بنرها چیزی نبود که مخفی باشد و در منظر تمام رسانه های داخلی و خارجی این اقدام صورت گرفت. آیا درست است قوه مقننه کشور که مفتخر به اسلامی بودن و ولایی بودن است اینگونه در معرض ناسزا و دشنام قرار گیرد؟.... این مجلس را متهم به کیف انگلیسی می‌کنید؟ این مجلس را متهم به بی‌ولایتی و تهدید به تعطیلی می‌کنید؟ این مجلس خمینی است این مجلس خامنه‌ای است. آیا این راه و رسم رفتار حزب الهی و ولایی است؟ کجای سنت سی ساله انقلاب از لسان امام و رهبر معظم کوچکترین توهینی به مجلس سراغ دارید؟ آیا وقت آن نرسیده قدری به رفتار و گفتار خود تجدیدنظر کنید، گیریم که در مصوبه ای از صدها مصوبه مجلس ایرادی وجود دارد آیا این حق است این طور توهینهای ناحق به مجلس شود."



رئیس مجلس تاکید کرد: "بنده ضمن تاسف از این رفتار غیراسلامی و غیرولایی و محکوم نمودن این گفتارها نسبت به مجلس شورای اسلامی به این عزیزان جوان نصیحت می کنم که مراقب باشید برای انجام وظیفه اسلامی خود دچار دهها لغزش غیراسلامی نشوید و آن مراکزی که این تجمعات را شکل دادند به رفتار خود توجه کنند.این دفاع از رهبری نیست رهبری نیازی به این حرکات ضعیف ندارد."



این جلسه سپس با تذکرات نمایندگان منتقد دولت در مجلس ادامه یافت. به نوشته پارلمان نیوز، درگیری ها زمانی روی داد که کاظم دلخوش، یک نماینده محافظه کار منتقد دولت در تذکر آیین نامه ای خود به تجمع هواداران بسیجی دولت اشاره کرد و گفت: "كسانی كه این تجمع را سازماندهی كردند افرادی را به‌ عنوان دانشجو فرماندهی كردند و دادگاه ویژه باید سوابق خانوادگی آنها را بررسی كند. این‌ها اشك تمساح ریختند غافل اینكه در دفاع از خانواده شهدا ما پیشگام بودیم."



اشاره وی به نقش حمید رسایی، نماینده هوادار دولت در مجلس بود که در تجمع سه شنبه هدایت شعارها را بر عهده داشت.



دلخوش خطاب به لاریجانی گفت: "به وزارت كشور تذكر دهید، زیرا در شرایطی كه طرح قانونی در مجلس رسیدگی می‌شود امروز باید فحش بشنویم، آیا این رسم اصولگرایی است؟ مگر شما رئیس اصولگرا نیستید، وزارت كشور در این زمینه اهمال كرده است؛ چطور احزاب دیگر برای راهپیمایی باید مجوز بگیرند اما این افراد حتی ناهار، ‌كیك، ساندیس و اتوبوس‌شان فراهم بود و در قالب حدود 150 نفر به اسم دانشجو تجمع كردند ولی هیچ اقدامی صورت داده نشد؟"



افشاگری این نماینده در باره تجمع حکومتی بسیجیان تحت نام دانشجو در برابر مجلس، با خشم حمید رسایی همراه شد و قصد حمله به دلخوش را داشت که با ممانعت حسینیان رو به رو گردید. اما حرکات وی برای حمله سمت دلخوش، موجب شد تا او در ادامه سخنان اش چنین بگوید: "متاسفانه برخی آقایان صحنه‌گردان این اتفاقات شدند و البته اینها دو سه نفری هستند كه مجلس هم حوصله‌ آنها را ندارد اما اینها روز گذشته آن قضایا را ساماندهی و هدایت كردند و به تجمع كنندگان بلندگو و وسایل مورد نیاز را دادند تا به مجلس توهین كنند. این آقایان خود پرونده و مشكل دارند".



وی خطاب به بسیجیانی که تحت عنوان دانشجو در برابر مجلس تجمع کرده بودند نیز گفت: "اگر شما عرضه داشتید رای احمدی‌نژاد را در تهران بیشتر از رقبا می‌كردید و تهران را بهتر اداره می‌كردید".



بنا به نوشته ایلنا، پس از تذکر جنجالی این نماینده محافظه کار که با فریادهای "دولتیان" همراه بود، علی مطهری، یکی دیگر از منتقدان احمدی نژاد نیز تذکر آیین نامه ای داد؛ اما در حین ایراد سخناش مورد اصابت چند شیء از جمله زونکن، کتاب آیین نامه و... از سوی مهدی کوچک زاده قرار گرفت. اما مطهری بدون توجه به این حمله که همزمان با فریاد های حسینیان، زارعی و رسایی هم همراه بود که فریاد می زدند "بتمرگ، خفه شو و..."، به سخنان خود ادامه داد و مهدی کوچک زاده را "کوچک اف" نامید.



درگیری دولتیان با مطهری از آنجا شروع شد که وی در ضمن تذکر خود اظهار داشت: "نظرات رهبری را باید از مجموع صحبت‌هایشان به دست آورد نه اینكه یك بخش كه مورد قبل ماست را مطرح كنیم و بقیه را نادیده بگیریم".



او در پاسخ به حسینیان که فریاد می زد "اصولگرایان برای رفع مشكلاتشان به طرح معتبر بودن مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي رای دهند"، گفت: "اصولگرایان هیچ مشكلی جز امثال جنابعالی و دوستانتان كه برنامه دیروز را اجرا كردید ندارند، مثل آقای كوچك‌اف كه ریشه روسی دارد و نام كوچك‌اف را به كوچك‌زاده تبدیل كرد".



سخنانی که حملات کوچ زاده را به دنبال داشت؛اما مطهری در هر حال موفق شد سخنان خود را چنین به پایان برساند: "نیازی نیست كه مجلس بعد از سه روز بگوید اشتباه كردم و تحت فشار برخی آقایان مصوبه خود را پس بگیرد زیرا این موجب وهن مجلس است؛ مجلس باید از شخصیت خودش دفاع كند و نگذارد عده كمی آن را زیر سئوال ببرند".



اما با این حال بنا به نوشته فارس،مجلس از شخصیت خود دفاع نکرد و به طرح دو فوریتی پیشنهادی فراکسیون دولتیان مبنی بر "معتبر بودن مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره دانشگاه آزاد"، 116 رای مثبت داد.



تصویب این طرح که بنا به گفته برخی آگاهان با تهدید نمایندگان به "برخورد رهبری" به تصویب رسید، موجب خشنودی فراکسیون دولتیان شد، تا حدی که مهدی کوچک زاده که چند شیء را به سوی علی مطهری پرتاب کرده بود را به جمع خبرنگاران کشاند تا ادامه فحاشی هایش را در راهروهای مجلس انجام دهد.



به گزارش فارس او در جمع خبرنگاران، تصویب طرح روز گذشته و رفتارهای خود و دوستان اش را با هدف "دفاع از حیثیت مجلس" توجیه کرد و با اشاره به حملات اش به علی مطهری چنین گفت: "تلاش من و دوستان ما براي دفاع از حيثيت مجلس بود و امروز آقاي مطهري با توهيني كه به ما كرد، روح پدرش را آزرد. ما براي اينكه حيثيت مجلس لكه‌دار نشود، اين تلاش‌ها را مي‌كنيم. ممكن است نماينده‌اي گرفتار مال فتون شود. امروز همه دنيا سخن پسر آيت‌الله شهيد مطهري را شنيد و من امروز در دلم همان قدري براي شهيد مطهري غصه خوردم كه روز شهادت ايشان ناراحت بودم".



او درباره لاریجانی نیز گفت: "ما درصدد دفاع از حيثيت مجلس بوديم. اما لاريجاني با اجازه دادن به دلخوش و صحبت‌هايي كه اين نماينده داشت، به مجلس توهين كرد. لاريجاني از كساني است كه عملكرد او مورد انتقاد آحاد جامعه و برخي از نمايندگان است اما متأسفانه او براي اينكه سپر دفاعي قوي‌اي براي خود درست كند، انتقاد خود را انتقاد به مجلس تلقي مي‌كند در حالي كه اصلاً چنين نيست. ما هم معتقديم مجلس در رأس امور و جايگاه آن مقدس است و كساني كه در مجلس هستند نبايد هر گونه رابطه‌اي داشته باشند. اينكه لاريجاني انتقاد به خود را توهين به مجلس تعبير كرد يك "دروغ " بود".



وي درباره جاسبی هم گفت "عزت مجلس روزي لكه‌دار شد كه اجازه دادند سرمايه‌داران مفت‌خوری مثل جاسبی در سالن‌هاي مجلس با يكي، دو نماينده براي چيزهايي كه منفعت ملت در آن نيست لابي كنند. آقاي جاسبي و نايب او هر روز در مجلس چه مي‌كنند؟ او به بدترين شكل و مانند يك پادشاه به اينجا مي‌آيد و در سالن غذاخوري با نمايندگان گفت‌وگو مي‌كند كه اين كارها به لجن كشيدن حيثيت مجلس است و اگر لاريجاني نگران حيثيت مجلس است، اينها را درست كند".



اشاره او به لاریجانی مربوط به نطق روز گذشته رئیس مجلس بود که با اشاره به تجمع هواداران دولت گفته بود: "برخی شعارهایی که روز گذشته در اجتماعی که برخی عزیزان بسیجی دانشجو در جوار مجلس مطرح کردند به هیچ وجه با مصالح نظام و ادب اسلامی سازگار نبود. شعارهایی که به اینجانب داده شد قاعدتا حجت شرعی دارم و بنده مساله ای با آن بیانات ندارم و آن باید بین بنده و خدا باشد اما توهین به یک نهاد مهم و یک قوه از سه قوه کشور نه سنت امام بود و نه راه و مسلک رهبر معظم انقلاب".



لاریجانی به برخی از شعارها اشاره کرد افزود: "این شعارها را ملاحظه کنید، «وای بر این مجلس جاسبی گرا، مجلس بی کفایت حمایت حمایت، وکیل جاسبی گرا استعفا استعفا، مجلس اشرافیت مایه ننگ ملت، نماینده جاهل نمی خواهیم نمی خواهیم، خانه ملت ننگ ملت، مجلس بی ولایت تعطیل باید گردد، مرگ بر منافق، مافیای مجلس پیوندتان مبارک» و تابلوی کیف انگلیسی را هم برای توهین به مجلس آوردند. دوستان عزیز! این شعارها و متاسفانه مطالب موهن دیگر در بنرها چیزی نبود که مخفی باشد و در منظر تمام رسانه های داخلی و خارجی این اقدام صورت گرفت. آیا درست است قوه مقننه کشور که مفتخر به اسلامی بودن و ولایی بودن است اینگونه در معرض ناسزا و دشنام قرار گیرد؟"



او که به شدت عصبی به نظر می رسید، افزود: "این مجلس را متهم به کیف انگلیسی می‌کنید؟ این مجلس را متهم به بی‌ولایتی و تهدید به تعطیلی می‌کنید؟ این مجلس خمینی است. این مجلس خامنه‌ای است که شما درباره آن چنین گفتید. آیا این راه و رسم رفتار حزب الهی و ولایی است؟ کجای سنت سی ساله انقلاب از لسان امام و رهبر معظم کوچکترین توهینی به مجلس سراغ دارید؟ این مصداق بی بندوباری گفتاری که رهبر معظم چند سال پیش انزار دادند نیست؟ آیا وقت آن نرسیده که در رفتار و گفتار خود تجدیدنظر کنید؟ آیا وقت آن نرسیده قدری به رفتار و گفتار خود تجدیدنظر کنید، گیریم که در مصوبه ای از صدها مصوبه مجلس ایرادی وجود دارد آیا این حق است این طور توهینهای ناحق به مجلس شود".



لاریجانی ادامه داد: "بنده ضمن تاسف از این رفتار غیراسلامی و غیرولایی و محکوم نمودن این گفتارها نسبت به مجلس شورای اسلامی به این عزیزان جوان نصیحت می کنم که مراقب باشید برای انجام وظیفه اسلامی خود دچار دهها لغزش غیراسلامی نشوید و آن مراکزی که این تجمعات را شکل دادند به رفتار خود توجه کنند. این دفاع از رهبری نیست رهبری نیازی به این حرکات ضعیف ندارد. مجددا عرض می کنم در شرایط فعلی کشور به هیچ وجه اینگونه کشمکشها را به مصلحت جامعه نمی دانم زمان همدلی و مقاومت است نه تفرقه و تخریب و متاسفم که اینگونه اقدامات و شعارها مستمسکی برای رسانه های بیگانه فراهم کرد که به اختلافات دامن بزند. درست است که شورای انقلاب فرهنگی نهاد محترمی است اما مجلس شورای اسلامی یک قوه کشور است و احترام همه نهادها و قوا دال بر فهم درست راه رهبری است".



سخنان علی لاریجانی در حالی بیان می شد که شب قبل از آن محمود احمدی نژاد، "نشست اضطراری" شورای عالی انقلاب فرهنگی را تشکیل داده بود تا "از نمایندگانی که در این روزها در مخالفت با مصوبه یکشنبه تلاش کردند"، قدردانی کند و نیزدر قدامی بی سابقه مصوبه روز یکشنبه مجلس را "خلاف شرع" اعلام کند.



گفتنی است، تشخیص خلاف شرع بودن مصوبات بر اساس قانون اساسی ایران بر عهده شورای نگهبان است و به اعتقاد آگاهان، احمدی نژاد با اقدام روز گذشته خود به نوعی پاسخ نصیحت های احمد جنتی را با ورود به مباحث شرعی مصوبه مجلس داده است.



به نوشته رجانیوز، محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره نتایج این نشسا اضطراری چنین گفته است: "در این جلسه از آن دسته از نمایندگان عزیزی که در این روزها خیلی تلاش کردند موضوعی که پیش آمده است را به نوعی اصلاح کنند، قدردانی و تشکر شد. با توجه به مصوبه مجلس درباره لغو اساسنامه که خلاف شرع است، اعضای شورا به این نتیجه رسیدند که مجلس باید رأی خود را پس بگیرد".



وی افزوده است: "بر اساس نظر شورا آقای هاشمی به عنوان رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد، علاوه بر هماهنگی با سایر اعضا برای برگزاری جلسه و معرفی رئیس جدید دانشگاه آزاد، باید حکم 5 عضو جدید هیات امنا را هم امضا کند".



بنا به نوشته رجا نیوز در جلسه علی لاریجانی و صادق لاریجانی روسای قوای مقننه و قضاییه حضور نداشته اند.



در همین حال، آیت الله خامنه ای که از روز 14 خرداد و آغاز حملات سازمان یافته عوامل بسیج به سید حسن خمینی و پس از آن بیوت مراجع و در نهایت مجلس سکوت کرده بود، سرانجام روز گذشته در دیدار "اعضای بسیجی هیات های علمی دانشگاه ها" حاضر شد و به شکل مبهمی درباره حوادث روزهای اخی سخن گفت.



بنا به گزارش دفتر وی، او گفته است: "حفظ وحدت، همدلي و انسجام در جامعه و پرهيز از هرگونه اختلاف و شكاف، نظر رهبري در اين برهه حساس است. نبايد با يك كلمه و يا نوشته و يا حركتي نابجا در مورد فرد يا افرادي كه مستحق آن نيستند، به آنان ظلم شود. نبايد اينگونه تصور شود كه چون برخي افراد مجاهد، مبارز و انقلابي هستند، مي توانند در مورد برخي افراد ديگر كه به زعم خود از اين لحاظ در درجات پايين تر قرار دارند، هرچه بخواهند بگويند".



وی کماکان درباره توهین عوامل بسیج به نوه آیت الله خمینی و بیوت راجع شیعه در قم سکوت کرد، به تکرار برخی از تهدید های خود پرداخت و گفت: "اگر كسي مرزبندي شفاف با دشمنان انقلاب و دين نكند، قدر خود را كاهش داده است و اگر به آنها گرايش پيدا كند، از دايره نظام خارج مي شود".



او همچنین غرب را در حال فروپاشی و گرفتار سردرگمی و بن بست دانست.



بنا به اعتقاد آگاهان در هفته های اخیر چهره هایی چون هاشمی رفسنجانی، علی لاریجانی، حداد عادل و محمدی گلپایگانی جملاتی را به نقل از آیت الله خامنه ای درباره حوادث 14 خرداد، حمله به بیوت مراجع و نزاع دولت و مجلس بیان کرده اند که با این وجود او در سخنان دیروز اش به هیچ یک از این مسائل به طور شفاف اشاره نکرد.

حکومت، ظلم صدام به من را تکرار می کند

پنجشنبه ۳ تير ۱۳۸۹


فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی درمصاحبه باروز:

حکومت، ظلم صدام به من را تکرار می کند

کیوان بزرگمهر



فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی، عضو زندانی شورای مرکزی و سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم)در مصاحبه با روز از روزهایی که بر او می رود گفته است واینکه ظلمی که حکومت به او می کند تکرار همان ظلمی است که صدام به خانواده وی روا داشت.این مصاحبه، با گفتگوهای معمول در عرصه سیاست اما متفاوت است. به زوایای زندگی خانواده ای سرک می کشد که از یکسو رنج کشیده جنگ ایران و عراق اند و از سوی دیگر ملتزم به همه آداب یک زندگی دینی؛ با کمترین زمینه بهانه جویی برای حاکمان این روزها.



عبدالله مومنی، با همسر برادر شهیدش ازدواج کرده و پس از سالها فعالیت سیاسی در جنبش دانشجویی، دوباره در بندست و سالی از زندانی بودنش می گذرد؛زندانی سخت که همسرش با دیدن آثار شکنجه در چهره او، گفت: "باور نمی کردم با او چنین کرده باشند... فکر می کردم حکومت دارد ظلمی را که صدام به من کرده تکرار می کند".



این مصاحبه در پی می آید.







شاید بهترین مساله برای شروع بحث، جریان ازدواج شما با آقای مومنی باشد. ازدواجی که چندان معمولی نبوده است. کمی در این باره توضیح می دهید ؟



بعد از اینکه برادر عبدالله در عملیات عاشورای 2 مفقودالاثرشد، من که در آن دوران یک دختر داشتم، رفتم خانه پدرم. من و برادر عبدالله دو سال با هم بودیم. بعد از مفقودالاثر شدن او هفت سال در خانه پدری بودم. زمانی که من با برادر عبدالله زندگی می کردم، شبی خواب دیدم او زخمی شده و از خرمشهر برگشته است. توی خواب اشاره ای کرد به عبدالله و گفت:"این کوچیکه سهم توست." آن موقع عبدالله کم سن وسال بود. عبدالله متولد 1355 است و برادرش سال 1364 مفقودالاثر شد؛ بعد از 13 سال هم جنازه اش را آوردند. قبل از آخرین رفتنش به جبهه در خرمشهر زخمی شده بود. یک ماه به او مرخصی دادند. خوب که شد گفت عملیات است وباید بروم و احتمال برگشتن کم است. من خوابی را که دیده بودم برایش تعریف کردم. او در جواب فقط گفت پدرم خیلی تو را دوست دارد و با اینکه می دانم سن و سالی نداری ولی می خواهم دخترم را رها نکنی. من هم قول دادم که بچه را خودم نگه می دارم. همان عملیات رفت و برنگشت.







یعنی برای همان خواب صبر کردید تا عبدالله مومنی به سن ازدواج برسد و با او ازدواج کنید؟



نه. من وقتی بحث ازدواج با عبدالله مطرح شد دو دل بودم. خانواده مومنی خیلی خانواده مذهبی بودند. برادرانش تقریبا همگی جبهه بودند و پدرش هم انقلابی بود و کدخدای پدری طایفه پدری خودم بود. من هم با خانواده پدر مومنی در تمام هفت سالی که خانه پدرم بودم ارتباط خوبی داشتم. مهمان که داشتند من هم حتما باید می رفتم. سال 1371 این پیشنهاد را به عبدالله داده بودند و او هم قبول کرده بود. بعد به من پیشنهاد دادند که چنین چیزی هست. اول به من بر خورد و گفتم یعنی چه و نمی توانم این کار را بکنم. چونکه چند سالی از عبدالله بزرگتر بودم و تناسب سنی نداشتیم. آنها هم گفتند اتفاقی نمی افتد، چون عبدالله آدم پخته ای است. البته واقعا هم همینطور بود. اما من یک مادر بودم ویک دختر داشتم با تفاوت سنی 8 سال نسبت به عبدالله. با این وجود قبول کردم ودر آذر 1371 ازدواج کردیم.







ابتدای ازدواج شما، آقای مومنی بسیار جوان بودند. ممر درآمدی او در این ایام چه بود؟



سال اول زندگی با عبدالله را در اصفهان گذراندیم؛ در کنار خانواده برادر عبدالله. به خاطر اینکه آنها ما را در زندگی کمک کنند و واقعا هم این کار را کردند. موقعی که من با عبدالله ازدواج کردم، عبدالله محصل بود و در آمدی نداشت. تنها چیزی که بود حقوق بنیاد شهید من بود با کمکی که خانواده عبدالله می کردند. برادر و پدر مومنی واقعا کمک می کردند. در منطقه ما، پدر عبدالله کشاورز بود و کشاورزی خوبی هم داشت و نسبتا وضع اش خوب بود. سال اول زندگی که رفتیم اصفهان، عبدالله سال سوم دبیرستانم بود. بعد از یک سال، دوران دانشجویی برادرش تمام شد و ما برگشتیم گوهردشت. همان سال خدا یک پسر به ما داد. سال 73 بود. سال بعد عبدالله دانشگاه قبول نشد. این البته به نظر من خوب بود. ولی سال 75 دانشگاه تربیت معلم تهران قبول شد.







وقتی زندگی خود را با آقای مومنی شروع کردید، از آینده این زندگی، با کسی که 8 سال از شما کوچکتر بود و تازه 17 سال داشت چه تصوری داشتید؟



عبدالله در خانواده ای اجتماعی بزرگ شده بود. پدرش آدمی اجتماعی و مردم دار بود. من هم می دانستم عبدالله، علیرغم سن وسال کمش آدم منطقی و پخته ای است. درسش هم خوب بود و حس می کردم اگر کمکش کنم به جایی می رسد. در این راه هم تمام تلاش خودم را می کردم. مثلا حتی یک بار صبح بیدارش نکردم که برود نان بخرد. می خواستم او درسش را بخواند. حتی پیش آمده بود وقتی بچه داشتیم، شب هایی که بچه ام تب می کرد، بچه را توی حیاط لای پتو می گرفتم تا عبدالله از صدای گریه او بیدار نشود.







شما تا زمان ورود آقای مومنی به دانشگاه هنوز به تهران نقل مکان نکرده بودید. زندگی سیاسی آقای مومنی که اساساً با ورود اوبه دانشکاه شکل گرفت چگونه شروع شد و شما در این بین چگونه زندگی می کردید؟



سال اول که عبدالله وارد دانشگاه شد دو ترم اول تنها بود و در ترم دوم دانشگاه او، پسر دوم هم گیرمان آمد ومن دیگر نتوانستم تنها باشم و عبدالله خوابگاه متاهلی گرفت تا ما هم به تهران بیاییم. چهار سال را آنجا گذراندیم. خوابگاه خیابان شهید نادری در بلوار کشاورز. همان سال اول، ترم دوم وارد انجمن اسلامی شده بود. خانواده مومنی کلا گرایش سیاسی دارند و آدم های اجتماعی هستند.







چه طور شد عبدالله برای فعالیت سیاسی، انجمن اسلامی را انتخاب کرد؟ آیا یک انتخاب فکر شده بود یا اتفاقی؟



خودش دوست داشت برود انجمن اسلامی و می فهمید چه کار دارد می کند. بیشتر خانواده من ومومنی بسیجی و جنگ رفته بودند. ولی خودم این را می دانستم که انجمن اسلامی جای خوبی است و مناسب عبدالله. عبدالله خیلی در آن دوران تلاش می کرد. یکبار در نماز جمعه سال 76 عکس آقای خاتمی را پخش کرده بود که بسیجی ها تا در خوابگاه دنبال او آمده بودند. می گفتند چرا این عکس ها را پخش می کنی؟ آن سال در خوابگاه تقریبا 60 نفر بودیم که از این میان فقط یکی مخالف آقای خاتمی بود. این یک نفر مرتب عبدالله را تهدید می کرد و یک بار هم او را زده بودند. حتی به من خبر دادند که من را هم می خواستند بزنند. بعد از مدتی عبدالله بین بچه های انجمن شناخته شد. خیلی هم روی اطرافیان تاثیر می گذاشت.







زندگی خوابگاهی برای شما با وجود سه فرزند چگونه بود؟



خب، امکانات محدود بود.اتاق ما تقریبا 40متری بود که بین آن را پرده کشیده بودیم. یک طرف برای خودمان و یک طرف برای مهمان. تا سالی که عبدالله درسش تمام شد، راه درآمدمان همان حقوق بنیاد شهید من و کمک های پدرش بود. ولی وقتی درسش تمام شد یک تعهد داد و دبیر شد. بعد از آن، یکی دو سال خانه کرایه کردیم تا اینکه عبدالله دوباره فوق لیسانس قبول شد و رفت دانشگاه علامه برای ادامه تحصیل. این شد که دوباره گذر ما به خوابگاه دانشجویی افتاد و دوباره دو سال در خوابگاه دانشجویی بودیم. عبدالله در این دوران حقوق معلمی را داشت و حقوق من هم بود. علاوه بر این کرایه هم نمی بایست می دادیم. جای ما کوچک بود. مثلا وقتی دخترم کنکوری بود، من کلید مسجد خوابگاه را گرفته بودم تا دخترم آنجا درس بخواند. با امکانات کمی که داشتیم سخت بود، ولی دوران پر خاطره ای بود. در آن محیط همه مثل هم بودند. وقتی درسش تمام شد ما آمدیم دوباره کرایه نشین شدیم و او معلم بود تا همین سال قبل. از وقتی عبدالله را دستگیر کردند، حقوقش قطع شده و وقتی آمده بود مرخصی، رفت آموزش و پرورش، گفته بودند به شما دیگر نیاز نداریم.







رابطه دختر شما با آقای مومنی چگونه است؟ رابطه دوستانه است یا پدر فرزندی و یا عمو و برادرزادگی؟



دختر من با عبدالله 7 ـ 8 سال اختلاف سنی دارند. رابطه آنها خیلی خوب بود. خیلی به او امید می داد. هم برای ادامه تحصیل و هم در همه موارد زندگی. بیشتر رابطه عمو وعموزادگی داشتند. هنوز یک بار هم دخترم به او نگفته پدر. به اسم عمو هم کم او را صدا می زند.







اگر به گذشته بر می گشتید آیا باز قبول می کردید با عبدالله مومنی ازدواج کنید؟



برای قبول کردن راحت تر بودم. آن موقع سن عبدالله بسیار کم بود و من نمی دانستم که آینده چه می شود. الان می دانم عبدالله چی شده و ازاو راضیم. آن موقع با ترس و دلهره قبول کردم با او ازدواج کنم.







نقش شما در این راه چه بوده است؟



من همیشه نیروی کمکی عبدالله بودم. این را خودم می خواستم. چون کارش را دوست داشت. مثلا اگر جلسه ای در دانشگاه داشت و بچه من نیز مریض بود قبول می کردم خودم او را ببرم بیمارستان. این اتفاق بارها افتاده. می دانستم نه خلاف شرع می کند و نه خلاف قانون. کار سالمی راهم داشت انجام می داد. من هم به کارهای سیاسی بی علاقه نبودم. شاید دوست داشتم مثل زن های دیگر وقتی مهمان داشتم یا کاری بیرون داشتم شوهرم هم باشد، ولی مانع او نمی شدم. چون که فکر می کردم راه روشنی را می‏رود. سعی من این بود که سد راه او نشوم. من بیشتر توی خانه هستم. یعنی پشت صحنه را دارم. یک بار که آقای عبدالله نوری آمده بودند اینجا، خاطره ای برایشان گفتم. وقتی عبدالله در دانشگاه تربیت معلم دانشجو بود آقای نوری را دستگیر کردند. عبدالله هم جلوی در خوابگاه تعداد زیادی عکس از آقای نوری چسباند. در خیابان خوابگاه هر جمعه نماز جمعه می خواندند. آنجا عبدالله داشت عکس آقای نوری را پخش می کرد که یک سری حمله کردند و او را زدند. او هم فریاد می زد و می خواست از چنگ آنها در برود. من هم از پشت، دیگر محرم ونامحرم حالی ام نبود، دستم را کردم توی چادرم که به نامحرم نخورد، تلاش می کردم که عبدالله را نجات دهم. من یک زن خانه دار هستم. ولی می خواهم همه جا پشتیبان عبدالله باشم. چون به راه او ایمان دارم.







این یک برداشت عقلی بود یا حسی؟



هم عقلم به من این را می گفت وهم حس خوبی نسبت به او و کارش داشتم. سعی می کردم به خاطر کار خودم مانع او نشوم.







تاثیر وجود عبدالله مومنی در زندگی شما روی فرزندانتان چگونه بوده است؟



من فکر می کنم عبدالله تاثیری خیلی عالی روی بچه ها داشته و مخصوصا روی دخترم. زندگی دخترم را از عبدالله می بینم. اینکه عبدالله هم تحصیل و هم سیاست را کنار هم داشت برای بچه ها نوعی تشویق بود.







آنها به کار سیاسی هم علاقه مند هستند؟



دخترم که آدم آرامی است. نسبت به مسایل سیاسی هم آگاه است ولی کمتر داخل می شود. پسرها هم الان دوران راهنمایی و دبیرستان هستند. معلوم نیست چه کاره بشوند. ولی با پدرشان هم بحث می کنند و هم می پرسند. نسبت به سن و سالشان فکر می کنم از عالم سیاست خوب سر در می آورند و می دانند چی به چی است.







بدترین خاطره دوران بازداشت آقای مومنی طی یک سال گذشته برای شما چه بوده است؟



همان لحظه که عبدالله را برای اولین بار بعد از بازداشت، در حیاط اوین دیدم و آن دفعه ای که اعترافات او را از تلویزیون نشان دادند. واقعا سخت بود. نمی دانم چه طور طاقت آوردم. جلوی بچه ها عکس العمل نشان ندادم و مثلا در جریان پخش صحبت های او از تلویزیون فقط گفتم بیایید بابایتان را ببینید. البته بچه ها هم خیلی ناراحت شدند.







صحنه ای که شما از اولین دیدارتان بعد از بازداشت آقای مومنی، در مصاحبه ها بازگو کردید بسیار تاسف بار بود. آن لحظات بر خود شما چگونه گذشت و چه حسی داشتید؟



من توی زندگی خیلی سختی کشیده ام، ولی شاید آن لحظه سخت ترین لحظات بود. وقتی عبدالله از ماشین پیاده شد چهره اش زرد و پف کرده بود؛ شده بود پوست و استخوان. حتی نمی توانست خودش از ماشین پیاده شود. من اگر می دانستم عبدالله آن وضعیت را دارد اصلا بچه ها را نمی بردم. باور نمی کردم با او چنین کرده باشند. انگار تمام زندگی ام جلوی چشمم خلاصه شد. فکر می کردم حکومت دارد ظلمی را که صدام به من کرده تکرار می کند و دوباره دارند زندگی من را تباه می کنند. عبدالله فقط گریه می کرد. فقط به من فهماند که وضعیتش را بیرون فاش کنم. نمی توانستیم درست صحبت کنیم. نه عبدالله توانش را داشت و نه شرایط آن بود. یک نفر هم صدای ما را ضبط می کرد.







این روزها با نبودن ایشان چگونه کنار می آیید؟



اولین بار که او دستگیر شد، آمادگی نداشتم که عبدالله به خاطر کار سیاسی بازداشت شود. سال 84 هم عبدالله چهل و پنج روز بازداشت بود واین واقعا برای من سخت گذشت. سال 86 که سی وپنج روز او را گرفتند به خودم قبولاندم که باید با این موضوع کنار بیایم و به نحوی به آن عادت کنم. بالاخره منطقی کنار آمدن بهتر ازخود خوری است. حداقل این طور آدم بر خودش مسلط است و در مواقع ضروری بهتر تصمیم می گیرد.







برای نبودن آقای مومنی زیاد گریه می کنید؟



خیلی زیاد. ولی نمی گذارم بچه ها متوجه شوند. حداقل هفته ای دو یا سه بار برایش گریه می کنم. از اینکه کنار من و بچه ها نیست ناراحتم. عبدالله شخصیت عاطفی دارد. خیلی هم خانواده دوست است. خودش هم سریع گریه می کند. این را دوستانش می فهمند. من وقتی از چیزی ناراحت بودم، او کنار من می نشست و خیلی مواقع گریه می کرد.







دیدتان نسبت به آینده چگونه است؟



حس خوبی دارم. فکر می کنم عبدالله در زندان نمی ماند و می آید بیرون و کار سیاسی اش را هم ادامه می دهد. روزی که عبدالله وارد انتخابات شد من چنین چیزی را پیش بینی نمی کردم. اصلا شرایط طور دیگری بود. فکر می کردیم همه چیز دارد خوب می شود.







در زندگی اختلافی هم با عبدالله مومنی داشته اید؟



اختلافات ما خیلی کم و جزیی بود. خیلی مهم نبودند. مهم ترین آنها زیاده روی عبدالله در استفاده از کامپیوتر بود و تلفن های نصف شب. شب ها تا دیر وقت کارش گشتن توی اینترنت بود. من می گفتم آدم باید ساعت 11 شب بخوابد تا صبح بتواند بیدار شود. عبدالله این را رعایت نمی کرد.







از ازدواج با آدمی مثل او با این همه دردسر پشیمان نیستید؟



نه هیچوقت این اتفاق نیفتاده. درد سرها تقصیر او نیست. تقصیر کسانی است که او را به این روز انداخته اند. ولی من می گویم کار خدا بود و نتیجه خوبی هم خواهد داشت. من و عبدالله اول توی یک روستای دور افتاده بودیم والان عبدالله در راهی که دوست داشته برای خودش کسی شده است. مشکلات مالی دوران دانشجویی عبدالله را با زندگی در خوابگاه و سه بچه گذراندیم. فشار در زندگی ما بود ولی هیچ وقت احساس کمبود و حقارت نکردم. این همان تصور و رویای من از زندگی آینده ام بود. بچه که بودیم در بازی با هم سن وسالان خودم همیشه احساس می کردم من باید طور دیگری باشم. توی بازی ها می گفتم من از تهران آمدم و نقش آدم هایی را داشتم که زندگی آنها با بقیه متفاوت بود.فکر می کنم خیلی خوشبختم و از خدا به این خاطر متشکرم.







بعد از عبدالله مومنی، بیشتر برای کدام یک از زندانیان سیاسی ناراحتید؟



برای زیدآبادی خیلی دعا می کنم. برای امویی و میردامادی و ملیحی و بقیه زندانیان سیاسی هم همینطور. امروز من با خانواده همه این آدم ها همدرد هستم. وقتی به عبدالله فکر می کنم نمی توانم در فکر بقیه نباشم

ممنوعیت چاپ پوستر مشترک اردوغان، احمدی نژاد و اسد در سوریه بنا به در خواست آنکارا

– السیاسه، العربیه : بنا به خواست مقامات ترکیه، سوریه انتشار پوستری که در آن سران ایران و سوریه و ترکیه در کنار هم دیده می شوند را ممنوع اعلام کرد.




در سوریه پوسترهایی چاپ می شد که در آن ها چهره رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در کنار بشار اسد و محمود احمدی نژاد روسای جمهور سوریه و ایران و همچنین خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان به تصویر کشیده می شد.



به گزارش روزنامه کویتی "السیاسیه" به نقل از منابع آگاه، "عمر اهانون" سفير ترکيه در دمشق چند روز پيش در پيامي فوري به "وليد معلم" وزير خارجه سوريه و "رضوان لطفي" رييس دفتر اروپا در وزارت خارجه سوريه، از آنها خواست انتشار پوسترها متوقف شود.



در این پیام سفیر ترکیه در دمشق به گزارش هایی اشاره کرده است سفارتخانه متبوعش درباره زیان های انتشار این پوسترها به ترکیه وارد می کند آن هم در اين مرحله روزنامه هاي بين المللي و محلي مخالف تبليغاتي را بر ضد اردوغان راه انداخته اند و او را به دور شدن از غرب و پيوستن به اردوگاه مخالفان در منطقه متهم مي کنند .



به گفته روزنامه السیاسیه سفير ترکيه در دمشق در پيام خود تاکيد کرده است اردوغان از مواضع خود خجالت زده نيست و قصد ندارد به اندازه سرسوزني از حمايت از سوريه ايران حماس و حزب الله دور شود اما شرايط کنوني نيازمند ارامش است تا بتوان در با دشمن مشترک رويارو شد و بهانه اي براي اقدام بر ضد طرف هاي مذکور به او نداد.



در همين راستا به پليس راهنمايي و رانندگي سوريه نيز دستور داده شده است اين پوسترها را از روي خودروها و اتوبوس ها بردارد.

فیلم : گزارش خبرنگار صدا و سيما از تولید خرمای حلال و اينکه بزودی محصولات حلال تمام بازارهای مهم دنيا را تسخير خواهد کرد

تآکید گروه ۸ بر لزوم اجرای تحریم ایران

دویچه وله : کشورهای حاضر در اجلاس گروه هشت، خواهان اجرای بین‌المللی تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران هستند. در پیش‌نویس بیانیه پایانی این اجلاس، ایران به انجام مطالبات شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی فراخوانده شده است.




به گزارش خبرگزاری آلمان، روسای کشورهای عضو گروه هشت از لزوم متقاعد کردن رهبران جمهوری اسلامی به پیشبرد مذاکراتی شفاف پیرامون طرح‌های اتمی خود یاد کرده‌اند. دعوت ایران به همکاری با شورای امنیت و آژانس انرژی اتمی در پیش‌نویس بیانیه پایانی این اجلاس آمده است.



قرار است شرکت‌کنندگان در اجلاس گروه هشت، روز شنبه ۲۶ ژوئن در باره جنبه‌های امنیتی طرح‌های اتمی ایران به مذاکره بنشینند. اتحادیه اروپا هم‌اینک، تحریم‌های جدیدی علیه ایران را در راستای تصمیمات شورای امنیت به مورد اجرا گذاشته است.



اقدام کشورهای گروه هشت یک روز پس از تصویب تحریم‌های فراگیر ایران توسط کنگره آمریکا صورت می‌گیرد. سنای آمریکا روز پنجشنبه ۲۴ ژوئن، لایحه تحریم‌های جدید علیه ایران را با هدف وارد کردن فشار بر صنایع انرژی و بانکداری به تصویب رساند. این لایحه که قبلا به تصویب نمایندگان مجلس آمریکا نیز رسیده بود، مشتمل بر ایجاد محدودیت برای "ناقضان حقوق بشر" در ایران نیز هست. لایحه یادشده با رای موافق ۴۰۸ سناتور در قبال ۸ رای مخالف قانونی شده و باید برای اجرا به امضای باراک اوباما برسد. این اولین مرتبه است که کنگره آمریکا، صادرات و فروش "فرآورده‌‌های نفتی تصفیه شده" به ایران، شامل بنزین، گازوییل و سوخت موتور جت را تحریم می‌کند. کنگره آمریکا همچنین خواستار افزایش بودجه وزارت امور خارجه این کشور برای اطلاع‌‌‌‌‌‌‌‌رسانی هرچه بیشتر در باره وضعیت حقوق بشر در ایران و به ویژه شرایط پس از انتخابات ۲۲ خرداد شده‌است.



واکنش‌ها در ایران



شماری از نمایندگان مجلس ایران، تصویب این لایحه در کنگره آمریکا را بی‌اثر دانستند و از مقابله به مثل جمهوری اسلامی خبر دادند. حسن سبحانی‌نیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام کرده که جمهوری اسلامی نیز می‌تواند رفتار متقابلی در بازرسی کشتی‌ها در خلیج فارس و دریای عمان داشته باشد. آقای سبحانی‌نیا گفته که ملت و دولت ایران از این تحریم‌ها استقبال نمی‌کنند اما در برابر آن نیز ساکت نخواهند نشست.



اسماعیل کوثری، عضو دیگر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران نیز در گفتگو با ایرنا، این تحریم‌ها را "بی‌اثر" توصیف کرد و افزود که هدف آمریکا از این روش‌ها، ناامید کردن ایران از دستیابی به اهدافش است. آقای کوثری گفته که زمان مصرف این‌گونه اقدامات، مربوط به جنگ دوم جهانی بوده و آمریکاییان باید بدانند که راه رسیدن به مذاکره واقعی، پذیرش حق طرفین با تکیه بر عزت و استقلال آنهاست.

دیده بان حقوق بشر : یوتل ست اقدامات خود را برای مقابله با سانسور در ایران توضیح دهد

نیویورک، 25 ژوئن 2010) – دیده بان حقوق بشر امروز گفت شرکت ماهواره ای فرانسوی یوتل ست باید سیاست ها و اقدامات خود را برای حفاظت از آزادی بیان و مقابله با حکومت هایی که بطور سیستماتیک به سانسور مشغولند تصریح کند. این شرکت همچنین باید توضیح دهد چرا پس از آنکه حکومت ایران اوایل امسال بر روی یکی از پر طرفدارترین ماهواره های آن پارازیت فرستاد تصمیم به لغو پخش برخی شبکه های فارسی زبان گرفت.


دیده بان حقوق بشر در 25 ژوئن 2010 با ارسال نامه ای به یوتل ست یکبار دیگر خواستار اطلاعاتی درباره تلاش های این شرکت برای مقابله با پارازیت های حکومت ایران بر روی امواج ماهواره ای شبکه های تلویزیونی بی بی سی فارسی و صدای آمریکا شد. دیده بان حقوق بشر نخست در 8 فوریه نامه ای به این شرکت فرستاد و خواستار توضیحات آنها برای تعلیق پخش برنامه های ماهواره هاتبرد 6 شد. سپس در تاریخ 17 مارس نامه دیگری با سوالات بیشتر فرستاده و در آن از یوتل ست خواسته شد اطلاعاتی درباره سیاست ها و روندی که برای حمایت از آزادی اطلاعات به اجرا گذاشته ارائه دهد.

دیده بان حقوق بشر همچنان در انتظار دریافت پاسخ نامه دوم است.

سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید: «اکنون که تهران بدنبال ساکت کردن جامعه مدنی و قطع دسترسی مردم ایران به اطلاعات است، این شرکت های ارتباطاتی طرف معامله با ایران هستند که در خط مقدم نبرد برای حمایت از آزادی بیان قرار دارند و باید با اتخاذ سیاست ها و گام های مقتضی به جریان اطلاع رسانی کمک کنند».

پیامدهای طرح تشدید تحریم‌ها علیه ایران

دويچه وله : کنگره آمریکا طرح تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را تصویب کرد. اجرای طرح پس از امضای باراک اوباما قطعی است. پیامدهای این طرح برای اقتصاد و جامعه و اعتبار جهانی ایران چه خواهد بود؟


دکتر فریدون خاوند، اقتصاد دان ایرانی مقیم پاریس، به پرسش‌های دویچه وله در این زمینه پاسخ گفت.

دویچه‏وله: آقای دکتر خاوند، برخی تحلیل‏گران طرح تشدید تحریم ایران در کنگره‏ی آمریکا را ضربه‏ی اساسی به اقتصاد ایران دانسته‏اند. به نظر شما هم می‏توان در این‏جا از "ضربه‏ی اساسی" سخن گفت؟

فریدون خاوند: تصویب این مجازات‏ها از سوی کنگره‏ی آمریکا - که البته هنوز هم به قانون تبدیل نشده، چون باید رییس جمهور آمریکا آن‏را امضا کند و به‏احتمال قریب به یقین امضا خواهد کرد - از قبل پیش‏بینی شده بود. یعنی هم ایالات متحده‏ی آمریکا و هم اتحادیه‏ی اروپا در نظر داشتند با رقیق کردن قطعنامه‏ی ۱۹۲۹ شورای امنیت، به خاطر این که چین و روسیه به آن رأی بدهند، چراغ سبزی از شورای امنیت سازمان ملل متحد در عرصه‏ی حقوقی به‏دست بیاورند و بعد تصمیم‏های یک‏جانبه‏ای را علیه ایران به‏اجرا بگذارند.





در مورد پرسش شما که آیا این مجازات‏ها خواهد توانست اقتصاد ایران را به زانو دربیاورد، در کوتاه‏مدت و برای هدفی که این مجازات‏ها وضع شده است، یعنی پرونده‏ی هسته‏ای جمهوری اسلامی، بعید می‏دانم. چون ایران از دو برگ برنده‏ی مهم برخوردار است:

یکی درآمدهای انبوه و سرشار نفتی است که به‏هرحال بازار جهانی نفت در وضعیت خوبی به‏سر می‏برد و از اول ژانویه‏ی سال ۲۰۱۰ تا آخر ماه مای، ایران حدود ۳۰میلیارد دلار (معادل ۶ میلیارد دلار در ماه) درآمد ارزی داشته است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند که به‏احتمال زیاد ادامه پیدا خواهد کرد، ایران در سال ۲۰۱۰ میلادی جمعاً بیش از ۷۰ میلیارد دلار درآمد ارزی خواهد داشت.

نکته‏ی دیگر آن است که قدرت‏های نوظهوری در کنار ایالات متحده‏ی آمریکا و اتحادیه‏ی اروپا وجود دارند که می‏توانند برخی از کالاهای مورد نیاز ایران را تأمین کنند. چون ایران امکانات مالی لازم برای تأمین آن‏ها را هم دارد.

بنابراین در کوتاه‏مدت نتایج نمایشی و فوق‏العاده زیادی را از این تحریم‏ها، نه آمریکا می‏تواند انتظار داشته باشد و نه اتحادیه‏ی اروپا. ولی در مجموع این تحریم‏ها از مدت‏ها پیش، یعنی از ابتدای انقلاب تا کنون، وجود تنش در ایران با کشورهای مختلف، کمر اقتصاد ایران را شکسته و طبعاً بیش از پیش بر اقتصاد ایران سنگینی خواهد کرد.

در مورد خود دولت جمهوری اسلامی هم از این پس با تحریم‏های جدید، به‏هرحال تضییقات تازه‏ای بر دولت وارد خواهد شد و اجرای بعضی از برنامه‏ها برای آن‏ها مشکل‏تر خواهد شد.

به دولت‏های قدرت‏مند نوظهور اشاره کردید؛ احیاناً روسیه و چین مورد نظرتان بود و…

روسیه، چین و هم‏چنین کشوری مانند ترکیه، برزیل و یا برخی از کشورهای آسیایی دست دوم مانند مالزی و اندونزی، می‏توانند در مواردی به ایران کمک کنند و کمک هم کرده‏اند.

تاثیر تصویب این طرح در کنگره‏ی آمریکا را بر وضعیت جامعه‏ی ایران چگونه می‏بینید؟

این‏گونه طرح‏ها و این‏گونه فشارها در مجموع وضعیت اقتصادی ایران را خواه‏ناخواه از آن‏چه هست، بدتر خواهد کرد. این به معنای آن نیست که دولت جمهوری اسلامی همین فراد یا یک هفته‏ی دیگر اعلام تسلیم می‏کند و یا در مورد پرونده‏ی هسته‏ای عقب می‏نشیند. اما آن‏چه در این‏گونه تحریم‏ها جنبه‏ی اساسی دارد، این است که به‏هرصورت فضای عدم‏ اعتمادی را که در ایران و همین‏طور در فضای روابط بین‏المللی کشور وجود دارد، تشدید می‏کند.

تشدید چنین تحریم‏هایی و کم‏تر شدن فضای اعتماد، باعث می‏شود که فعالیت واحد‏های تولید‏ی کم‏تر شود، بیکاری بالا برود، سرمایه‏گذاری‏ها کم‏تر شود و در نهایت ما بازتاب این تحریم‏ها را متأسفانه در جامعه‏ی ایران خواهیم دید.

ایالات متحده و همین‏طور اتحادیه‏ی اروپا در توضیح اتخاذ چنین ابتکارات یک‏جانبه‏ای می‏گویند که هدف عمده‏ی ‏آن‏ها این است که واحدهای مربوط به برنامه‏های هسته‏ای و موشکی ایران یا این که گروه‏ها و نهادهایی مانند سپاه پاسداران که هدف اصلی این‏گونه تحریم‏ها هستند مورد آسیب قرار بگیرند.

ولی خواه‏ناخواه وضعیت اقتصادی ایران هم از آن‏چه هست بدتر خواهد شد، دامنه‏ی تنش در روابط بین‏المللی ایران بیشتر می‏شود، کشورهایی که به روابط اقتصادی خود با جمهوری اسلامی ادامه می‏دهند، طبعاً هزینه‏ی بیشتری را از دولت ایران مطالبه می‏کنند، حمل و نقل دریایی برای ایران و هم‏چنین دسترسی به نظام بانکی بین‏المللی دشوار می‏شود. در نتیجه، مجموعه‏ی این عوامل هم بر بازیگران عرصه‏ی اقتصاد ایران تأثیر منفی دارد و هم طبعاً بر جامعه‏ی ایران.

آقای محمود احمدی‏نژاد این تحریم‏ها را مضحک خوانده‏اند. به نظر شما، با توجه به آن‏چه برشمردید، جنبه‏ی مضحکی در این قضیه می‏توان دید؟

تحلیل حرف‏های آقای احمدی‏نژاد کار بسیار سختی است. ولی در ورای مسئله‏ای که ایشان مطرح کرده‏اند، هیچ کشوری روابط‏اش را با جامعه‏ی بین‏المللی و به‏خصوص قدرت‏های بزرگ مضحک تلقی نمی‏کند. ما در جهانی به‏سر می‏بریم که اصل روابط متقابل بر کشورها و وضعیت سیاسی و اقتصادی‏شان بسیار سنگینی می‏کند.

هیچ مرد مسئولی حق ندارد با مسائل با چنین ادبیاتی روبرو شود. این‏ ادبیات دیپلماتیک نیست، این ادبیات سیاسی نیست و در نتیجه هم باعث می‏شود که دنیا جمهوری اسلامی ایران را به‏هیچ‏وجه جدی نگیرد و رهبران‏اش را رهبرانی تلقی کند که با ادبیات دیپلماتیک بین‏المللی آشنا نیستند و هم موجب می‏شود وضعیت از آن‏چه که هست، بدتر شود و فشارهای بین‏المللی علیه ایران شدت بگیرد.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری

مدودف و اوباما برنامه هسته ای ایران را بررسی کردند

خبرگزاری «ریا نووستی» : "ناتالیا تیماکووا" دبیر مطبوعاتی ریاست جمهوری روسیه به خبرنگاران اطلاع داد که "دمیتری مدودف" رییس جمهور روسیه و "باراک اوباما" رییس جمهور آمریکا در جریان مذاکرات خصوصی در کاخ سفید آمریکا مسائل مهم بین المللی را بررسی کردند.




وی تاکید کرد: "مدودف و اوباما برنامه هسته ای ایران و اوضاع پیرامون کره شمالی را بررسی کردند. رییس جمهور روسیه پیشنهاد کرد که مسئله حل مناقشه خاور نزدیک به طور مشروح تری بررسی شود. مسئله قرقیزستان نیز به طور جداگانه ای مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت".

پروانه اسانلو: کسی صدای ما را نمی شنود

خبرگزاری هرانا - روز گذشته خبری مبنی بر یورش ماموران امنیتی به زویا صمدی، عروس خانواده ی اسانلو و ضرب و شتم وی در برخی رسانه های جمعی منتشر شد. بر همین اساس گزارشگر هرانا با توجه به حساسیت افکار عمومی و اهمیت موضوع با پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو فعال کارگری دربند به گفتگو نشسته است.




خانم اسانلو که از فشارهای نهادهای امنیتی به خانواده ی اسانلو به ستوه آمده است می گوید کسی صدای ما را نمی شنود که به دادمان برسد.



پروانه اسانلو از تهدیدهای گاه و بیگاه عروس خانواده شان می گوید و اینکه آن ها باید متعهد شوند تا منصور اسانلو در صورت آزادی منفعل باشد...



متن این گفتگو را در زیر می خوانید:



هرانا : خانم اسانلو، خبری که مبنی بر حمله به عروس خانواده ی شما منتشر شده است، صحت دارد؟



متاسفانه بله.



هرانا : آیا چنین برخوردهایی موارد مشابه نیز در گذشته داشته است؟



عروس من تا به حال تنها یکبار آقای اسانلو را آن هم در شب نامزدی اش دیده است اما از روزی که با ما وصلت کرده است جدا از مزاحمت های تلفنی بسیار و تهدیدهای گاه و بی گاه وی، چندین ماه پیش یکبار حتی به روی وی در خیابان "کلت" کشیدند!!



ما در این رابطه به دادگاه شکایت کردیم اما خب رسیدگی ای به این موضوع نشد.



هرانا : جزئیات این حادثه را به طور دقیق برای ما شرح می دهید؟



بله، عروس من مهندس است و شاغل. به دلیل مزاحمت هایی که برای وی ایجاد می شود وی همیشه یا به وسیله ی آژانس مجبور به تردد است آن هم با توجه به هزینه ی سرسام آور آن، یا ما خودمان او را به مقصد می رسانیم. اما روز چهارشنبه(دوم تیرماه)، بر حسب اتفاق وی برای رفتن به محل کارش از وسایل نقلیه ی عمومی و مترو استفاده کرد.



عروس جوان من هنگامی که در ایستگاه "طرشت" در حال پیاده شدن از قطار به منظور جابه جایی مسافرین بود، توسط چند تن از مامورین مورد حمله قرار گرفت. آن ها موهای وی را از پشت سر کشیده و او را روی زمین می کشانند. عروس من هم با توجه به اینکه به منظور ایشان پی می برد، در حالی که خود را عروس اسانلو می نامید شروع به فریاد زدن و درخواست کمک از مردم می نماید. آن ها با توجه به شناختی که نسبت به آقای اسانلو دارند بهت زده به این صحنه نگاه می کنند و پیش از هر واکنشی ماموران با چشم بند و دهان بند وی را به مکانی نامعلوم منتقل می کنند.



در آنجا با تکیه دادن وی به دیواری شروع به ضرب و شتم اش می کنند...



هرانا : آثار این ضرب و شتم مشهود است؟



بله کاملا؛ دندان هایش ارتودنسی بودند و به همین دلیل در حین ضرب و شتم لثه و دندان هایش به شدت آسیب دیده. همان چهارشنبه نیز پس از رسیدن به خانه حالت تهوع داشتند و حتی چند مرتبه استفراغ کرد. دیشب هم دچار خون ریزی بینی شد و ما مجبور هستیم با توجه به این حالات وی را به پزشک نشان دهیم و آزمایش ام آر آی بگیریم.



هرانا : دلیل چنین برخورد غیرانسانی و غیرقانونی چه می تواند باشد؟



ماموران پس از ربودن وی، برگه ی تعهدی جلوی وی گذاشته بودند مبنی بر اینکه در صورت آزادی اسانلو، شما باید تضمین کنید که وی فعالیتی انجام ندهد و اینکه پس از آزادی وی به همراه خانواده اش از کشور خارج شود!



من نمی فهمم این اقدامات چه معنایی دارد؛ اینکه ما از کشور برویم و نرویم که به کسی مربوط نمی شود...



هرانا : این اتفاق را چطور ارزیابی می کنید؟



راستش من در برابر خانواده ی عروسم واقعا باید جوابگو باشم. این ها با آبروی خانواده ی ما بازی می کنند. عروس منصور اسانلو چرا باید تاوان فعالیت های پدر شوهرش را پس دهد؟ آن هم عروسی که تنها یکبار اسانلو را دیده. او خودش سه سال است که در زندان است و تاوان فعالیت هایش را می پردازد. یعنی پای همه چیزش ایستاده. چرا دست از سر خانواده اش برنمی دارند.



هرانا : وضعیت آقای منصور اسانلو اکنون در زندان به چه ترتیب است؟



وضعیت آقای اسانلو مثل همیشه نامساعد است. وی را به تازگی به اندرزگاه 3 زندان رجایی شهر که برخی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نیز در آنجا نگهداری می شوند منتقل کردند.



از لحاظ جسمی نیز کمامان با درد کمر و چشم مواجه است و البته ناراحتی قلبی وی که کمامان پابرجاست. پزشک قانونی در رابطه با ناراحتی قلبی وی تا به حال سه بار گواهی صادر کرده و ماندن وی در زندان با آن فضای بد را ممنوع اعلام کرده اما متاسفانه مسئولان هیچ توجهی نمی کنند...



هرانا : در پایان صحبت دیگری اگر هست بفرمائید.



حرف که زیاد هست اما شنونده ای در کار نیست. اما من می خواهم بدانم در کجای دنیا یک فرد بی گناه و خانواده ی یک زندانی را این طور مورد آزار و اذیت قرار می دهند؟

حملات معاونت اطلاعات سپاه به دراویش گنابادی در کرج

میزان:نیروهای لباس شخصی که خود را از پرسنل معاونت اطلاعات سپاه معرفی می نمودند روز گذشته اقدام به بازرسی حسینیه دراویش کرج و همچنین احضار شش تن از دروایش به معاونت اطلاعات سپاه کرج نمودند.


در ساعات پایانی روز چهارشنبه حدود 20 نفر از نیروهای لباس شخصی مجهز به بی سیم و ... که خود را ماموران معاونت اطلاعات سپاه معرفی می کردند بدون مجوز قضایی وارد حسینیه دراویش گنانبادی در کرج و منزل برخی دراویش شده و انجا را مورد بازرسی و تفتیش قرار دادند.

این افراد علت حضور خود در حسینیه دراویش را تحقیق و بازجویی پیرامون ضرب و شتم یکی از مأمورین خود در شهرستان کرج و شناسایی ضارب اعلام نمودند .

همچنین شش درویش گنابادی به اسامی سعید کریمایی، پوریابراتی، محمد ساکی، کمیل رحیم زاده، احسان دشتی وسعید دشتی ،شب گذشته از سوی بخش اطلاعات سپاه پاسداران شهرکرج به صورت غیرقانونی احضار شدند .

احضاریه این افراد بر روی سربرگ نیروی مقاومت بسیج و از سوی مقامی فاقد هویت و بدون رعایت تشریفات دادرسی تنظیم گردیده و برای روز یکشنبه 6 تیرماه ، به معاونت اطلاعات سپاه احضار شدند .

بنابرگزارشهای پایگاه خبری مجذوبان وابسته به دراویش گنابادی ؛ بدون مجوز مقام قضایی منازل شخصی دو تن از دراویش به نامهای رحیم زاده و دشتی نیز مورد تفتیش و بازرسی مأمورین قرار گرفته است .

بنابراین گزارش ؛ مأمورین پس از بازجویی و استنطاق چند تن از حاضرین در حسینیه ، تهدید نموده اند در صورت عدم شناسایی و معرفی ضاربین ، نسبت به برخورد با دراویش اقدام خواهند کرد .

همچنین براساس این گزارش ؛ دراویش در نامه ای خطاب به دادستان نظامی شهرستان کرج ، نسبت به تحركات گروهي آشوب طلب و مغرض كه با سوء استفاده از عناوين برخي مراكز نظامي ، قصد بلوا ، جوسازي و درگیری با دراويش را دارند و اهداف و مقاصد شومی را دنبال می کنند ، اعتراض كردند . دراويش در اين شكايت نامه ، به برخي رفتارهاي ناشايست و ضد انساني اين گروه اشاره و مي نويسند : این جماعت هر از چندی با اجتماع مقابل حسينيه دراويش و سردادن شعار و اهانت به بزرگان اين سلسله ، قصد حمله به اين مكان عبادي را دارند كه خوشبختانه تاكنون با درايت و خويشتنداري دراويش ، از هرگونه درگيري و مقابله به مثل ممانعت به عمل آمده است . حتی در زمان برگزاري مجالس درويشي نيز سوار بر موتورسیکلت با حضوردر مقابل حسينيه و تردد دركوچه هاي اطراف با ايجاد سروصداهاي مهيب و آزار دهنده ، علاوه بر اخلال در آسايش اهالي ، با فحاشي و بعضاً هتك نوامیس عابرین ، دراویش و مردم را تحریک به درگیری می کنند.


خوانندگان


نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:55:28 توسط hi

پیک ایران : لینک تبدیل حروف لاتین به فارسی در بالا آمده. با نوشتن هر کلمه وقتی کلید فاصله space بزنيد کلمه لاتين به فارسی تبديل ميشود.



نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:59:55 توسط ساسان اول

لطفن کمی به این قیافه ها دقت کنید ، ببینید چقدر به گروه های " پیرهن سیاه های موسولینی در ایتالیای فاشیستی ، شباهت دارند . بی رحمی و شرارت از چشمانشان می بارد . این ها توسط امثال دکتر عباسی معروف و طی دوره های خاص ، شست و شوی مغزی شده اند و مانند قوای جوان گشتاپو تنها منتظر دستور مجتبا خامنه ای ( رئیس لباس شخصی های خونخوار ) هستند . ایران ما توسط یک قوای اشغال گر شبه فاشیستی ، تصرف شده و باید برای مبارزه رهائی بخش به منظور باز پس گیری وطن اشغال شده سازماندهی شود. تمام ذخیره طلای بانک مرکزی که پشتوانه پولی ایران است و طی هزاران سال اندوخته شده است ، همه را به لبنان انتقال داده اند و در انبار های مخفی حزب اله لبنان نگهداری می شود. سال گذشته تنها جزئی از آن در 2 کامیون ایران حاوی 23 تن طلا و چندین میلیارد دلار پول نقد توسط پلیس مرزی ترکیه کشف و ضبط شد.



نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 06:09:51 توسط مراغه اي

اين دراويش كه بهايى نيستند بلكه مسلمان معتقد هستند و براى على امام اول شيعيان احترام و قداست خاصى قائلند٠اينها چرا اينطور مورد ظلم واقع ميشوند؟شايد به اين خاطر كه مجيز آسيدعلى را نميگويند و اين ديكتاتور را امام! خطاب نميكنند اينطور با آنها رفتار ميشود؟ مثل اينكه اسلام ناب خمينى دجال با اسلام ديگران فرق ميكنه!!! اگر فردا اعلام شد كه آغا! همون امامزمونه زياد تعجب نكنيد!



نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:37:03 توسط shomali

سپاهیان موجودات عجیبی هستند، آنها همچون غده های سرطانی به تمامی بدن جامعه حمله ور میشوند. یک روز مراکز این غده های سرطانی را درایران از ریشه نابود خواهیم کرد.



نوشته شده در تاريخ چهارم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و پنجم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:25:12 توسط سخایی

کلاهخود موتورسیکلت چماق کیک و ساندیس شعار هر بسیجی