Thursday, July 1, 2010

دستگيري عوامل صدور قبض جريمه بدحجابي

ایلنا : اين قبوض با شماره ملي غيرمعتبر و شماره حساب نامعلوم چاپ شده بود که برخي از متهمان آن شناسايي شدند و به زودي تحويل مقامات قضايي خواهند شد.


جانشين فرمانده نيروي انتظامي از دستگيري عوامل صدور قبوض جعلي جريمه بدحجابي خبر داد.به گزارش واحد مرکزي خبر، سردار رادان در جمع خبرنگاران در بيرجند با بيان اينکه به تازگي در برخي از مناطق کشور افرادي قصد داشتند قبض‌هاي جعلي را به عنوان مبارزه با بدحجابي توزيع کنند افزود: «اين قبوض با شماره ملي غيرمعتبر و شماره حساب نامعلوم چاپ شده بود که برخي از متهمان آن شناسايي شدند و به زودي تحويل مقامات قضايي خواهند شد.»وي افزود: «توقيف اين قبوض دليل بر متوقف کردن طرح مقابله با بدحجابي نيست بلکه رويکرد نيروي انتظامي براي اجراي طرح عفاف وحجاب افزون بر برخورد قانوني، فرهنگ سازي در جامعه است.»جانشين فرمانده نيروي انتظامي همچنين افزايش جريمه‌هاي راهنمايي و رانندگي را گامي موثر براي اصلاح وضع ترافيکي دانست و افزود: «اين اقدام براي دفاع از حقوق 90 درصد از شهروندان و برخورد با 10 درصد از متخلفان قوانين رانندگي است.»سردار رادان گفت: «تبديل گواهينامه‌هاي فعلي به هوشمند به صورت آزمايشي در استان‌هاي تهران، اصفهان، فارس، آذربايجان غربي و شرقي اجرا مي‌شود و تا پايان شهريور در کشور اجرا خواهد شد.»وي افزود: «در اين گواهينامه‌ها تمام جرائم و تخلفات رانندگي به نام فرد متخلف ثبت خواهد شد.»

نظرات خوانندگان


نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 21:12:33 توسط Amiz

What happend to the killer of Prof Alimohammdi,have you find'em that one too?



نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 19:54:50 توسط Javan

به امید روزی که مردم ایران از هر رنگ و زبان و دین بجای خود پرستی و پول پرستی و بی تفا وتی از مردم اروپا و ا مریکا وطن پرستی و خدمت به وطن و مردم را یاد بگیرند. تا اوره این کشورها نشوند و ترک وطن و خانه نکنند. متاسفا نه در طول تاریخ کسانی بوده و هستند که وطن فروشی و قتل مردم بی گناه ایران خدمت به دشمنان مردم شریف ایران کرده و می کنند و شرم و نفرین بر انان باد

اعتراض هنگامه شهیدی به 'بدرفتاری وزارت اطلاعات'

بی بی سی : هنگامه شهیدی، روزنامه نگار اصلاح طلب زندانی، بازجویان وزارت اطلاعات را به اعمال نفوذ بر قوه قضاییه و بدرفتاری با زندانیان متهم کرد.




خانم شهیدی به مناسبت اولین سالگرد بازداشتش در نامه ای خطاب به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، گلایه کرده است که بازجوی او، آقای صالحی، تهدید کرده بود که دو سال به محکومیت حبس شش ساله این حامی مهدی کروبی، از رهبران مخالفان دولت ایران، اضافه خواهد کرد.



خانم شهیدی در این نامه که سایتهای مخالفان دولت در روز چهارشنبه ۹ تیر (۳۰ ژوئن) منتشر کرده اند، آورده است: "گویا بحث استقلال قوا، مخصوصا در قوه قضاییه، هنوز در مرحله حرف می گنجد و به مرحله عملی در نیامده است و گویا فشار وزارت اطلاعات بر قوه قضاییه بیشتر است."



یک سال پیش هنگامه شهیدی، عضو حزب اعتماد ملی و مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی آقای کروبی، در جریان اعتراض به نتایج انتخابات دستگیر و به حکم دادگاه انقلاب به شش سال و ۹۱ روز زندان محکوم شد.



"اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور از طریق حضور در اغتشاشات"، "فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی از طریق مصاحبه با شبکه ضد انقلاب بی بی سی"، "امضاء بیانیه های برخوردار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران" و "توهین به ریاست جمهوری ایران" از جمله اتهامهای هنگامه شهیدی بوده است.



کمیته عفو مشروط



خانم شهیدی در نامه اش از اینکه امکان ملاقات حضوری با دادستان و استفاده از مرخصی برای معالجات پزشکی را ندارد، شکایت کرده است و دلیل این محدودیتها را فشار وزارت اطلاعات بر دستگاه قضایی عنوان می کند.



این روزنامه نگار زندانی در ادامه فاش کرده است که وزارت اطلاعات کمیته ای برای عفو مشروط زندانیان سیاسی دارد، ولی بازجوی خانم شهیدی تهدید کرده که جلوی عفو او را خواهد گرفت.



خانم شهیدی در ادامه این نامه همچنین فاش می کند که دادستان تهران پیغام داده بود که اگر کسی او را در زندان کتک می زند، جنجال به راه نیاندازد که "ایها الناس مرا کتک زده اند."



این روزنامه نگار به آقای جعفری دولت آبادی می گوید بخاطر کتکهایی که از یک زندانی زن خورده، تا چند روز بدنش درد می کرده است. خان شهیدی می پرسد: "ممکن بود بجای ضربات مشت و لگدی که از سوی این بیمار روانی نصیب بنده گردید، ضربات چاقو یا سرنگ آلوده به ویروس ایدز می بود. در آنصورت هم باز شما شکایت داشتید که چرا این خبر به بیرون درز کرده است؟"



پدر معنوی



در این نامه او به شرط دادستان تهران مبنی بر "عدم تماس تلفنی با آقای کروبی" اشاره کرده و نوشته است: "آقای کروبی پدر معنوی من است و من نیز دختر ایشان هستم در مرحله بعد فراموش نکنید که اینجانب هنوز عضو حزب اعتماد ملی هستم و مشاور دبیر کل حزب یعنی آقای کروبی و تا کنون از سوی کمیسیون ماده ۱۰ احزاب فعالیت این حزب غیر قانونی اعلام نشده است."



او علت تماس تلفنی با آقای کروبی را نگرانی از بابت جان او در مقابل مخاطراتی که برایش پیش می آید، عنوان کرده و نوشته است که با این که شرط ملاقات حضوری با آقای جعفری دولت آبادی، تماس نداشتن با آقای کروبی عنوان شده است، اما او این شرط را نمی پذیرد.



او در بخش دیگری از نامه اش خواسته است که اسامی زندانیانی که مشمول عفو قرار گرفته اند منتشر شود، "چرا که این شبهه وجود دارد که اصولا کسی مشمول عفو قرار نگرفته است و لااقل از ۲۴ نفر از زنان زندانی سیاسی بند عمومی هیچ زنی آزاد نشده است."



او در پایان نامه اش آورده است که اگر قرار است تهدید های بازجویش به طور کامل عملی شود او را به بازداشتگاه موقت ۲۰۹ منتقل کنند.



او نوشته است که در جایی که حق نوشتن خاطراتش روزانه خود را ندارد و مواد خام تهیه کتابش به وسیله یکی از مسئولان زندان ضبط می شود، "دیگر چه فرقی میان بند عمومی و بازداشتگاه موقت ۲۰۹ است؟"



خانم شهیدی آبان ماه سال گذشته خورشیدی به قید وثیقه ای صد میلیون تومانی موقتا از زندان اوین آزاد شده بود.



او پیش از آزادی موقت دست به اعتصاب دارو و غذا زده بود که نهایتا به دلیل ضعف شدید جسمانی به بهداری زندان اوین منتقل شد.

نامه زندانی سیاسی مهدی اقبال : از مرگ بر روسیه تا مرگ بر روسیه

خبرگزاری هرانا - مهدی اقبال کریمیان، عضو حزب مشارکت که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اقدام تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش و توهین به رهبری به چهار سال زندان محکوم شده است در نامه ای نسبت به تغییر موضع حاکمیت در قبال روابط خود با دولت روسیه و عدم تغییر رفتار نسبت به زندانیانی که در اعتراض به سیاست های دولت روسیه بازداشت و محاکمه شده اند اعتراض نموده است.




در این رابطه لازم به توضیح است، یکی از مصداقهایی که دادگاه به آن در خصوص اتهامات منتسبه به ایشان استناد نموده بود شعار نویسی آقای اقبال بر روی دیوار سفارت روسیه بوده است، بطوریکه قاضی صلواتی در زمان دفاع آقای اقبال از خود در خصوص نوشتن شعار مرگ بر روسیه بر دیوار این سفارت به وی اعلام داشت که "شما به روسیه بعنوان شریک استراتژیک ما توهین کرده اید و این جرمی مشخص و دارای مجازات است".



متن نامه آقای اقبال کریمیان با عنوان "از مرگ بر روسیه تا مرگ بر روسیه" که به خبرگزاری حقوق بشر ایران (هرانا) ارسال شده است به قرار زیر است:



از حدود یکی، دو ماه قبل که یک روحانی در تلویزیون شعار مرگ بر روسیه را حق دانست تا یکی، دو روز پیش که شنیدم وزارت اطلاعات خواستار کاهش یا قطع روابط با روسیه شده است مدام به این فکر میکردم که آیا بازجو و قاضی پرونده ام نیز در جریان این موضع گیری ها هستند یا خیر ؟



آخر فقط چند ماه زودتر از آنان همانطور مقام رهبری اخیراْ اظهار داشته اند که گاهی توده های عادی مردم بهتر از خواص مسائل را میفهمند من هم به عنوان بخشی از این توده مردم هستم که این روسیه را شناختم و روی دیوار سفارت آن نوشتم "مرگ بر روسیه" آن وقت فکر میکردم من نیز به اندازه آنان که بدون مجوز و به طور خودجوش جلوی سفارت خانه ها جمع میشوند و شعار میدهند و سنگ و بطری به سفارت پرت میکنند، حق دارم علیه یک سفارت متعلق به کشوری با سابقه سرشار از تجاوز و خیانت به کشورم اقدام کنم و روی دیوارش بنویسم "مرگ بر روسیه"



حال آنکه سهم آن برادرانم در حمله به آن سفارت خانه ها، تجلیل و کیک و ساندیس بود و سهم من انفرادی و بازجویی و حبس شده است و حالا سوال اینجاست که آیا مقامات مسئولی که اخیرا به شناختی مشابه از من عامی به روسیه رسیده اند به این بخش از عناوین اتهامی من نگاه جدید خواهند افکند ؟. تا کنون که بخاطر روسیه با من شهروند ایرانی مسلمان جمهوری اسلامی سیاست کاهش رابطه و تنبیه را انتخاب کردند آیا به اندازه رابطه گذشته شان با روسیه به فکر ترمیم ارتباطشان با من ایرانی مسلمان هستند ؟



مهدی اقبال کریمیان/ زندان اوین بند امنیتی ۳۵۰

Wednesday, June 30, 2010

سياست روز : آقای احمدی نژاد چرا از خبرنگاران می‌خواهید که سوالات خود را پیش از طرح در جلسه به اطلاع واحد اطلاع رسانی نهاد ریاست جمهوری رسانده شود؟

روزنامه سیاست روز (طرفدار دولت): در تاریخ دوشنبه هفتم تیرماه دکتر محمود احمدی‌نژاد اقدام به برگزاری یک مصاحبه مطبوعاتی کرد که به صورت زنده از شبکه خبر و رادیو سراسری پخش شد.




متاسفانه در مصاحبه‌های رئیس جمهور و در حالت کلی نحوه اطلاع رسانی دولت‌های نهم و دهم، شاهد اتفاقاتی هستیم که با مشی عدالت‌طلبانه رئیس جمهوری و نظرات وی در حوزه نقد و نقادی تناقضات بسیاری دارد.



به عنوان نمونه، در سه مصاحبه مطبوعاتی اخیر رئیس جمهوری هیچگاه فرصت طرح سوال به من نرسیده و جالب آنکه در دو مورد از این سه مصاحبه مطبوعاتی، به عنوان نماینده دو رسانه حضور داشتم. یکی خبرنگار حوزه دولت روزنامه سیاست روز و دیگری خبرنگار حوزه دولت یکی از پایگاه‌های اطلاع رسانی دولتی!



از آنجایی که در مصاحبه اخیر احمدی‌نژاد، مسئولین برگزار کننده مجددا فرصت طرح سوال به من ندادند، مجبورم از این طریق سوالاتی را مطرح کنم و امید است این سوالات را حمل بر تخریب دولت و رئیس جمهوری نکرده و یا حداقل آنها را به استماع دکتر احمدی‌نژاد برسانند.



۱ – آقای رئیس جمهور،



بر اساس کدام ضابطه قانونی و یا حداقل عرف مرسوم، واحد اطلاع رسانی نهاد ریاست جمهوری از خبرنگاران می‌خواهد که سوالات خود را پیش از طرح در جلسه به اطلاع آنها رسانده و اگر سوالی به دیده آقایان خوش نیامد، خبرنگار و رسانه‌ فوق را به راحتی از انجام وظیفه خود که پرسشگری است و در این رابطه رهبری معظم انقلاب نظرات صریح و روشنی دارند، محروم می‌کنند؟



۲ – آقای رئیس جمهور،



به چه دلیل در سه مصاحبه قبلی حضرتعالی به من و به عبارت بهتر به دو رسانه‌ای که نمایندگی آن را برعهده داشته و دارم، علیرغم اینکه سوال خود به اطلاع مسئول کنترل سوالات خبرنگاران!! ارائه کرده بودم، اجازه طرح سوال ندادند؟



آقای رئیس جمهور، جالب است بدانید که من همان خبرنگار پیراهن نارنجی هستم که حضرتعالی سه بار فرمودید سوال خود را بیان کنم، اما مجری و مجریان جلسه اجازه حضور در پشت تریبون را با وجود دستور جنابعالی به من ندادند؟



۳ – آقای رئیس جمهور،



تاکنون یک بار از خود و یا مسئولان واحد اطلاع رسانی و روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری سوال کرده‌اید که چرا همواره یک تعداد رسانه‌های خاص در مصاحبه‌های شما فرصت طرح سوال می‌یابند و جالب آنکه حتی ترتیب سوال کنندگان نیز تغییر نمی‌کند؟



در مصاحبه مطبوعاتی روز دوشنبه جنابعالی، به محض ورود از آقای … که مسئولیت …. نهاد ریاست جمهوری را برعهده دارد، خواهش کردم حداقل این بار این اجازه را به من بدهند. ایشان فرمودند ترتیب سوالات بر اساس ساعت ورود خبرنگاران است و هر خبرنگاری که زودتر آمده باشد، پیش از دیگران فرصت طرح سوال می‌یابد.



از آنجا که این حرف را پیش‌ از این بارها شنیده بودم، همان موقع ساعت خود را به ایشان نشان داده و گفتم “ببینید تا این لحظه خبرنگاران بسیاری از رسانه‌ها نیامده‌اند. امیدوارم این بار اجازه طرح سوال به من بدهید. اما ….



۴ – آقای رئیس جمهور،



تاکنون یک بار از خود و یا مسئولان واحد اطلاع رسانی و روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری سوال کرده‌اید که چرا در سفرهای استانی و یا سخنرانی‌های شما تنها چند رسانه خاص دعوت می‌شوند؟



جالب است بدانید در سفر دو هفته گذشته شما به عسلویه و عقد قراردادهای پارس جنوبی خبرنگار یک رسانه تخصصی حوزه نفت و گاز که متعلق به وزارت نفت هم هست، تقاضا داشت به دلیل مرتبط بودن برنامه با فعالیت آن رسانه، حداقل اینبار اجازه همراهی به عنوان خبرنگار با تیم خبری ریاست جمهوری را داشته باشد. اما ….



۵ – آقای رئیس جمهور،



چرا برنامه‌ خبری روزهای چهارشنبه هیئت دولت که خبرنگاران رسانه‌های مختلف می‌توانستند بدون مانع سوالات خود را از جنابعالی و وزرای کابینه مطرح کنند، تا این اندازه محدود شده است؟ دعوت از چند رسانه خاص در روزهای یکشنبه دیگر چه فلسفه‌ای دارد که ما از آن اطلاعی نداریم و حتی یک بار هم به این جلسه دعوت نشده‌ایم.



۶ – آقای رئیس جمهور،



شاید برای شما این سوال پیش نیامده باشد، اما برای خبرنگاران و رسانه‌های داخلی همواره این سوال مطرح است که چرا حضرتعالی تاکنون ده‌ها بار با رسانه‌های خارجی (آنهم رسانه‌هایی از آمریکا و انگلیس و آلمان و … ) به صورت اختصاصی مصاحبه‌کرده‌اید، اما تاکنون حتی یک رسانه مستقل و یا حتی دولتی (به غیر صدا و سیما) چنین فرصت مهمی را پیدا نکرده است.



آقای رئیس جمهور،



شما و تیم همراهتان در دولت، بارها از عدم اطلاع رسانی صحیح عملکرد دولت‌ گلایه‌‌ها کرده‌اید. خودتان انصاف دهید، وقتی حتی فرصت طرح یک سوال نداریم و هرگونه حمایت تنها به سمت رسانه‌های خاص روانه شود، از کجا باید بدانیم شما و همکارانتان در دولت چه کرده‌اید و می‌کنید که بخواهیم آن را به اطلاع مردم برسانیم.



آقای دکتر احمدی‌نژاد، به عنوان یک دلسوز. اجازه دهید راحت‌تر و صمیمانه‌تر با شما صحبت کنم. به عنوان یک بچه‌ محل قدیمی از حضرتعالی تقاضا دارم در تیم اطلاع‌رسانی نهاد ریاست جمهوری تجدید نظر جدی بفرمایید تا اینگونه خبرنگاران و رسانه‌ها مورد بی مهری این افراد قرار نگیرند.

نظرات خوانندگان


نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 14:41:27 توسط Neda

Part-1 این یارواردانی که خودشو"بچه محل" ا.ن آقا خطاب کرده!صدمرتبه تو متنش گفته"آقای رئیس جمهور"!که درحقیقت بایدمیگفت:ا.ن آقا،آقای کودتاچی،منتصب ولی وقیح،تیرخلاص زن،دکتر قلابی،نوچه مصباح،ای هاله نوردرسازمان ملل،دروغگو،پینوکیو،ای آورنده پول نفت برسرسفره مردم!،افشاکننده مفسدان اقتصادی!!،دزد،جانی،بیشرم،نابخرد،روانی،خائن به ملت،ای عکس یادگاری گرفته بافرماندهان نیروهای آمریکایی مستقردرعراق!،ای مشورت کننده بابچه5ساله درباره مسائل کشور،ای انتصاب کننده هلوبعنوان وزیر بهداشت!،ای کسی که روشنفکران رابزغاله ومردم راخس وخاشاک نامیدی،ای توصیه کننده به افزایش زادوولد(کشورما برای صد و بیست میلیون نفر جادارد!)،ای یابنده دختر۱۶ساله ای که انرژی هسته‌ای درزیرزمین خانه اش کشف کرد!،ای حمایت کننده اززنان گیلانی!فاتح بازارهای اقتصادی جهان،ای کسی که امریکا برای دزدینت نقشه ها کشید!،ای کاشف این تئوری که آمریکاباحمله به عراق می‌خواهدجلوی ظهورامامزمان رابگیرد!،ای کسی که گفتی:در رژيم سابق٩٨٪مردم ايران فقيربودنددرايران فعلي كسي گرسنه نميخوابد!ما قبلا وابسته بوديم الان به خودكفايي كامل رسيده ايم!!



نوشته شده در تاريخ نهم تير ۱۳۸۹ برابر با سی ام ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:44:48 توسط شعبان بي مخ بسيجي

اقاي احمدي نژاد راست بگو چقدر پول به اين بچه محلت داده اي تا برايت اين حرفهارا بنويسد خر خودتان هستيد

می دانید حرف مردم چیست

آقایان!


می دانید حرف مردم چیست

نمی خواهید اعتراف کنید؟





دکتر مهدی خزعلی بمناسبت سالروز تولد حضرت علی، یادداشتی در وبسایت خود نوشته و دوران حکومت آن علی را با حکومت "علی" کنونی مقایسه کرده است. او از همه حاکمان خواست تا واقعیت را ببینند و به آن اعتراف کنند. این واقعیت که مشکل جنبش سبز بر خلاف طبلی که صدا و سیما می زند "دین" نیست، مشکل مردم حکومتی است که بنام دین تیغ بر گلوی معترضان می کشد. خزعلی نوشت:



«چرا نمی خواهید راستش را بگوئید؟ یا لااقل راستش را بشنوید؟ می دانم که می دانید!



حضرات آیات، علمای اعلام، زعمای قوم، رجال سیاسی، ولایتمداران و دینمداران؛ می دانید درد مردم چیست؟ کسی با اسلام جنگ ندارد، کسی با خدا و پیامبر قهر نکرده است، کسی با اولیاء و اوصیاء دعوا ندارد! قرآن سوزی کدام است؟ هتک حرمت چیست؟ مردم عاشق حسین اند، شعارشان "یا حسین" است، فریادشان" ابوالفضل علمدار" است، بر بام تکبیر می زنند.



حرف مردم چیز دیگری است، خطاب مردم کس دیگری است، مردم یکتا پرستند و با خدایگان زمینی می ستیزند. مردم دیندارند و با دین فروش می جنگند. مردم قرآن بر سینه دارند و با قرآن بر نیزه مخالفند. مردم عدل علی(ع) را می خواهند، نه چماق علی را. مردم رسم علی(ع) را می خواهند، نه اسم علی را. این مائیم که نام علی و اولادش(علیهم السلام) را چماقی کرده ایم برای تکفیردیگران! برای توجیه خشونت خویش، سیره آن امام همام را نیز خشونتبار ترسیم می کنیم! جان و آبرو و مال ملتی را فدای حکومت می کنیم!



آیا بر این باوریم که حکومت مربوط به مردم است و به هر کس که می خواهند می توانند رای بدهند؟ یا این که حکومت را آسمانی و خود را منصوب از ناحیه خدا می دانیم؟ (امیدواریم با این مطلب، بار دیگر تیغ بر گلوی وبسایت خزعلی نکشند!)

میدانند اما هنوز نگفته اند

بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران که از هفتم دیماه سال گذشته(پس از تظاهرات عاشوا) دستگیر و زندان شده بود پس از ۱۶۱ روز بازداشت موقت (!) که ۴۰ روز آن در انفرادی طی شد و بقیه در بند زنان اوین - معروف به متادون- با 200 میلیون تومان وثیقه آزاد شد. او نیز از جمله زندانیان کودتای 22 خرداد است. این عکس مربوط به دیدار مهدی کروبی با زندانی تازه آزاد شده ایست که اگر هم درباره آنچه که در اوین دیده و شنیده و کشیده لب گشوده باشد، چیزی دراین باره انتشار نیافته است. این روزها، مادران، همسران، شوهران، فرزندان، برادران و خواهران زندانیانی که به مرخصی می آیند و همچنین موسوی، کروبی، خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی چه اطلاعات وسیعی از پشت دیوارهای بلند اوین دارند که درباره آن چیزی نمی گویند!

حلقه محاصره فرماندهان سپاه تنگ می شود

آیت الله بیات، از حامیان بی تزلزل مهندس موسوی است. زمانی که نماینده مجلس بود و نایب رئیس مجلس سوم شد هنگام کشیده شدن اختلافات خامنه ای با موسوی به مجلس، او حامی موسوی بود.




در جریان انتخابات 22 خرداد و کودتائی که علیه برنده واقعی این انتخابات، یعنی میرحسین موسوی شد، آیت الله بیات بارها با موسوی دیدار کرده و حمایت خود را از وی اعلام داشت.



بنابراین، طرفداری وی از میرحسین موسوی نه از مردم پنهان است و نه از مراجع مذهبی قم. به همین دلیل دیدار و گفتگوی وی با آیت الله العظمی حاج سید صادق روحانی، که از مراجع مهم مستقر در قم است، دیداری است که نه تنها امثال مصباح یزدی و حواریونش باید روی آن حساب کنند، نه تنها دولت و فرماندهان سپاه باید حلقه محاصره خود توسط روحانیون را تنگ تر ببینند، بلکه بیت خامنه ای و شخص خود وی نیز باید این دیدار را نوعی تشدید تنگی نفس سیاسی – مذهبی تلقی کند.



این دیدار به بهانه درگذشت خواهر آیت الله روحانی انجام شد اما در آن پیرامون مسائل جاری کشور بحث شد!

ایران زیر فشار امواج

هاشمی رفسنجانی:

ایران زیر فشار امواج

فتنه خارجی و مقدس مآبان داخلی





جمعی از خانواده قربانیان انفجار حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیر، با هاشمی رفسنجانی دیدار کردند و گلایه های خودشان را در ارتباط با جلوگیری از برپائی مراسم سالگرد این قربانیان با وی مطرح کردند. هاشمی در پاسخ گفت:



تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی مثل امواج فتنه به سوی ما می‌آیند. انتظار به حق در داخل این است که از امثال مراسم شهدای هفتم تیر بعنوان پرچم وحدت و همدلی استفاده و تهدیدات را با درایت و اتحاد برطرف نماییم.



امروز هر کسی در هر کجا باعث تفرقه مردم بشود حتی اگر باصطلاح خود با حسن‌نیت هم این کار را می‌کند دچار اشتباه بزرگ و استراتژیک شده است. امروز تنها راه خروج از تهدیدات و نگرانی‌ها تقویت وحدت و همدلی و یکپارچگی کشور است.



امروز از دوره‌هایی است که وحدت و همدلی و حتی گاهی سکوت و صبر جزو مجاهدت‌های بزرگ الهی محسوب می‌شود.



روحانیت و مراجع معظم شیعه که همواره در طول تاریخ ملجأ و پناه مردم از بیداد طاغوتیان بوده‌اند اکنون مورد بی‌‌مهری برخی قرار می‌گیرند و متأسفانه دست‌هایی درکارند تا ارتباط روحانیت و مراجع را با مردم قطع کنند.



چطور امروز عده‌ای به خود اجازه می‌دهند به نام دین، اسلام و انقلاب مراجع و بیت معظم امام را مورد اهانت قرار دهند. در شرایطی که مشکلات گوناگون گریبان کشور را گرفته است این نوع اقدامات نشان از بی‌تدبیری برخی مقدس‌مآبان به ظاهر انقلابی می‌‌دهد.

خطر بلوکه شدن 44 میلیارد دلار ایران

سایت خبرنگاران سبز در اروپا اعلام کرد: فهرست شبکه گسترده ای از شرکت های ایرانی وابسته به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران در اتحادیه اروپا شناسایی و تهیه شده که با سرمایه ای بالغ بر 44 میلیارد دلار بصورت غیر مستقیم اقدام به نقل و انتقال غیر قانونی پول (پولشویی) و خرید های نظامی کالاهای تحریم شده می کنند. دفاتر اصلی این شرکت ها در کشورهایی مانند ترکیه، هند، مالزی، ماکائو، امارات و کویت است و اکنون این بیم وجود دارد که 44 میلیارد دلار سرمایه آنها بلوکه شده و طبق قوانین بین المللی بازگشت این سرمایه ها به ایران غیر ممکن شود.




برخی از این شرکت ها که در کشورهایی مانند اتریش ، ایتالیا ، بلژیک و اسپانیا فعالیت دارند در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و برای بهره مندی از مشارکت اروپائیان در توسعه اقتصادی و صنعتی ایران راه اندازی شد که فعالیت قابل قبولی نیز داشتند. اما از حدود 30 ماه پیش اداره این شرکت ها رسما به سپاه پاسداران واگذار شد که نتیجه آن فعالیت های غیر قانونی و پولشویی در قالب این موسسات و شرکت ها بود.



دولت های اروپایی به 27 شرکت نفتی هشدار داده اند که در صورت هر گونه همکاری با صنایع نفت و گاز ایران از سوی آمریکا و اروپا مشمول تحریم و تنبیه می شوند.

Tuesday, June 29, 2010

سرمقاله گاردين درباره نگرانی اصلی ايران

سرمقاله گاردين درباره نگرانی اصلی ايران


تحریم خرید نفت خطرناک تر از همه



روز آنلاين، روشنک تقوی (برای گاردين) : جديدترين تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران، سخت ترين تحريم هايی است که تا کنون عليه اين کشور وضع شده است. هرچند نحوه گفتار علنی اين کشورهمچنان جسورانه است، اما مسؤولان ايران در خفا به نگرانی های موجود در خصوص افزايش قيمت ها و دشواری های اداری بر سر راه شرکت های ايرانی اذعان دارند. آنها در عين حال به طور شتاب زده می گويند قطعنامه جديد نمی تواند بيش از قطعنامه های قبلی بر سر راه طرح های نفت و گاز کشور مانع ايجاد کند. قطعنامه اخير شورای امنيت سبب کند شدن روند توسعه می شود اما صنعت انرژی ايران را از کار نمی اندازد.



آنچه مقامات و دست اندرکاران پشت صحنه سيستم پيچيده جمهوری اسلامی و نيز حوزه نفتی کشور را نگران کرده، تحريم ها نيست بلکه کاهشی است که اخيراً در فروش نفت ايران به برخی از قديمی ترين مشتريان بين المللی کشور خصوصاً در آسيا رخ داده است.



به گفته يکی از مقامات ايرانی که نخواست نامش فاش شود، اين کشور اکنون حدود 35 ميليون بشکه نفت خام را در تانکرهای نفتی در کرانه های آبی ذخيره کرده است.



البته اينکه سطح ذخاير ايران بالا باشد، اتفاق غيرعادی نيست. ايران معمولاً مقادير زيادی از نفت را در بين ماه های مه و اوت، هنگاميکه دومين دوره فصلی تعمير و نگهداری پالايشگاهی کشور انجام می شود و شاهد کاهش فروش است، در تأسيسات ذخيره ای ساحلی نگهداری می کند. اين ذخاير در مه 2008، تا مقدار 60 ميليون بشکه افزايش يافته بود.



نفت ذخيره شده در اين ذخاير معولاً پس از پايان عمليات نگهداری فصلی به فروش می رسد. اما آنچه امسال متفاوت است و موجبات نگرانی وزارت نفت ايران را فراهم آورده، تصميم برخی از مشتريان «شرقی» مهم کشور شامل چين، هند و ژاپن برای کاهش رقم قرارداد با جمهوری اسلامی به دليل کمتر بودن بهای نفت ساير توليد کنندگان و يا لغو کامل بخشی از قراردادهايشان است.



مشتريان نفت خام سنگين ايران معمولاً شرکت هايی از هند، ژاپن، کره جنوبی، چين و آسيای جنوبشرقی و نيز اسپانيا، ايتاليا هستند. به گفته مقام نفتی ياد شده چين، هند و ژاپن به طور خاص ميزان خريد نفت خام خود از ايران را در طول دو تا سه ماه اخير بيش از بقيه کاهش داده اند.



هرچند کاهش تقاضا و مناقشه بر سر بهای بالای نفت ايران مهمترين دليل کاهش خريد نفت اين کشور هستند، اين اقدامات از ديد مقامات نفتی ايران به عنوان شاهدی از تمايل شرکای تجاری قديمی به تسليم شدن در برابر فشار سياسی آمريکا و کاهش مبادلات تجاری با جمهوری اسلامی تا زمان حل شدن معضل برنامه هسته ای تهران تفسير شده است.



يک مقام مشاور در دولت ايران می گويد: "مازاد عرضه نفت وجود دارد و اين بازار متعلق به مشتريان است. بنابراين وقتی شما می توانيد از هر کس ديگری خريد کنيد، قيمت کمتری طلب می کنيد و جايگاه بهتری هم نزد ايالات متحده پيدا می کنيد. اين يک وضعيت برد- برد است".



اگر کاهش فروش نفت خام ايران ادامه پيدا کند و مشتريان سنتی از رقم قرادادهايشان بکاهند، شرکت ملی نفت ايران مجبور به تجديد نظر در مورد چگونگی و نيز تعيين طرف های تجاری خود می شود. اين درحالی است که مازاد عرضه سبب کاهش بهای نفت و تشويق اوپک به افزايش توليد نفت ظرف يکسال گذشته شده است.



اين برای ايران اهميت حياتی دارد زيرا پالايشگاه های فرسوده آن نمی توانند نفت سنگين و گوگرد دار را به خوبی تصفيه کنند و اين نوع نفت، قسمت عمده صادرات نفتی اين کشور را تشکيل می دهد.



ايران سعی می کند با دو برابر کردن ظرفيت پالايشگاهی کشور، شکاف ميان توليد ناکافی محصولات پالايشگاهی از يک سو، و مصرف بی رويه بنزين داخلی از سوی دیگر را پر کند. در حال حاضر، برای پاسخگويی به نياز موجود می بايد 40 درصد بنزين مصرفی از خارج تأمين شود.



در اين ميان، تصميم واشنگتن به تحريم حوزه انرژی جمهوری اسلامی به فوريت نياز کشوربرای توسعه و تأسيس پالايشگاه ها افزوده است. اعضای خانواده تجاری ايران که دارای روابطی با بخش نفتی کشور هستند، به طور خصوصی گفته اند تعدادی از طرح های توسعه پالايشگاهی کشور يا دچار آهسته شدن روند اجرايی شده اند و يا به دليل کاهش سرمايه گذاری خارجی و دسترسی کم به بازار مالی دنيا به دليل تحريم ها، با بن بست روبرو شده اند.



تنها يک پالايشگاه در بندرعباس وجود دارد که می تواند "نفت خام سنگين" ايران را تصفيه کند. اما اين پالايشگاه هم از عهده تصفيه نفت های سنگين ديگر ايران نظير فروزان بر نمی آيد. اين درحالی است که اين محصول دارای بازار فروش کمی است و خريداران کمی قادر به پالايش اين محصول هستند. هرچند ايران تلاش کرده نفت خام فروزان را در اوت 2008 در پالايشگاه بندر عباس تصفيه کند، اما معلوم نيست اين تلاش موفقيت آمیز بوده و یا تا چه حد با موفقيت همراه بوده است.



شرکت نفت ايران از دو سو با مشکل روبرو شده است. از يک سو مجبور شده بخش عمده نفت گرانقيمت تر خود را به محصولات مصرفی داخل نظير بنزين تبديل کند که آن هم از طريق يارانه با بهای ارزانی در داخل فروخته می شود. از سوی ديگر بايد نفت خام سنگين تر خود را به مشتريان بين المللی بفروشد که تمايل کمتری به خريد اين نوع نفت دارند.



رويکرد مصلحت انديشانه در صنعت نفت ايران با سياست های دولت محمود احمدی نژاد در هزينه کرد بی مهابانه پول کشور در تضاد قرار گرفته است. دولت احمدی نژاد پول اندکی را برای قرض دادن به بخش خصوصی کشور باقی گذاشته و به نظر می رسد اين بخش در ايران هرچه بيشتر از واقعيت های اقتصادی کشور دور می افتد.



کارشناس دولتی ايران می گويد: "رئيس جمهور دوست ندارد اخبار بد بشنود. به نظر می رسد وقتی مشکلی پيش می آيد، افراد اطراف او چيزی به رئيس جمهور نمی گويند. دولت هنوز به هراس نيفتاده است، اما بايد از اين وضع هراسان باشد."

نظرات خوانندگان


نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 12:57:49 توسط راوی

آخوندهای غاصب ایران آن 35 میلیون بشکه نفت را برای آتش زدن و در خلیج فارس ریختن در صورت حمله خارجی، انبار کرده اند نه چیز دیگر.



نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 07:50:16 توسط تهمتن

تا زمانيكه نظام ولي وقيح در دزدي سرمايه ملي - نفت - مشغول تاراج آن باشد; پس درقدرت ماندن جمهوري اسلامي ادامه دارد;و درنتيجه;سركوب قيام مردم ادامه دارد;كشتار وشكنجه وزندان ادامه دارد;قدرت سپاه و سران جنايتكار ازفروش همين نفت فزوني وادامه دارد و اصولا ماندگاري حكومتي كه پايه هاي آن بر روي دزدي سرمايه هاي مردم استوار است با قطع كردن اين سرمايه; شاهراه تنفس او هم قطع شده و مرگ او حتمي ست.. درقطعنامه١٩٢٩شوراي امنيت به زيركي به تحريم نفتي;اما غير مستقيم اشاره شده كه بطور خزنده( آهسته)راه تنفس رژيم را مسدود كرده كه انصراف كشورهاي خريدار نفت دزدي شده مردم ايران هم شاهد همين حركت خزنده جوامع جهاني بوده كه اگر خريد نفت دزدي شده از مردم ايران از حلقوم ولي وقيح قطع شود; اين نظام چند ماه هم دوام نخواهدآورد و اصولا قبل از به نتيجه رسيدن قيام مردم; سران جنايتكار از عقوبت خود و تآثير قطع تنفس خود آگاه بوده و فروپاشي از درون آغاز و فرار جنايتكاران از دست عدالت حتمي ست... اما فرار به كجا؟؟



نوشته شده در تاريخ هشتم تير ۱۳۸۹ برابر با بيست و نهم ژوئن ۲۰۱۰ ، 05:10:58 توسط بابک

فکر نمی کنم ملاهای بی سواد اصلا به این نکات یا به این خطرات واقف باشند. احمدی نژاد یکی از مهرهای کثیف سازمان های جاسوسی است که فقط و فقط به قصد تخریب و چپاول این سرزمین غنی، به میان آمده است. کارتلهای بزرگ نفتی به قول معروف با دست پس میزنند و با پا پیش می کشند. خدا می داند که این سرمایه ملت ایران در کدامین اتاق محرمانه به قیمت مفت خرید و فروش می شود، تا از یک طرف جیب افرادی امثال مصباح و خامنه ای و ... پر شده و طرف دیگر معامله، به اهداف شوم خود برسد.