سفر محمود احمدی نژاد به لبنان، پیش از آغاز خبرساز شده و چند روزی است که در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته است. این در حالی است که دولت لبنان و همچنین "حزب الله لبنان" به عنوان بزرگترین متحد جهموری اسلامی در لبنان در تلاش اند تا همه شرایط برای سفر احمدی نژاد به لبنان فراهم شود.
تاخير در اكران فیلم حنا مخلمباف با نام "روزهای سبز" در جشنواره فيلم بيروت كه سركوب معترضين انتخابات ايران را به تصوير كشيده، يكى از تدابيرى است كه اين روزها دولت لبنان، سازمان حزب الله و نيروهاى ايرانى مستقر در لبنان براى استقبال از محمود احمدى نژاد انديشيده اند.
در اين راستا، مسوولان لبنانى از دست اندركاران جشنواره فيلم بيروت خواسته اند فيلم ايرانى "روزهاى سبز"، كار خانم حنا مخملباف را فعلا اكران نكنند. طبق جدول زمانى از پيش تعيين شده جشنواره، مى بايست اين فيلم يكشنبه و چهارشنبه اكران شود؛ اما چهارشنبه همان روزى است كه احمدى نژاد سفر رسمى خود به بيروت را آغاز مى كند.
حزب الله لبنان در حالی در پی آن است تا بهترین شرایط برای احمدی نژاد فراهم شود که ائتلاف "چهارده مارس" لبنان به رهبرى سعد حريرى، نخست وزير لبنان از دو هفته قبل از عواقب سفر احمدى نژاد به اين كشور ابراز نگرانى و تاكيد كرده بود كه ايران همواره از لبنان براى پيشبرد منافع خود سوء استفاده كرده است. دولت هاى آمريكا و اسرائيل نيز در بيانيه هايى ناخشنودى خود را از اين سفر نشان داده اند. سفير آمريكا در لبنان با اشاره به احتمالاتى كه در مورد بى ثبات شدن لبنان در آستانه انتشار گزارش دادگاه بين المللى پرونده قتل رفيق حريرى منتشر شده، دوباره گفت كه آمريكا نگران است و از ادامه كار دادگاه جنايى بين المللى براى روشن شدن حقايق قتل رفيق حريرى حمايت مى كند.
از سوى ديگر، هفته گذشته، پوسترهايى عليه احمدى نژاد در خيابان هاى شهر تريپولى، در شمال لبنان نصب شده بود. در اين پوسترها، صورت احمدى نژاد با خط قرمز ضربدر خورده و زير آن به عربى نوشته شده بود: "لا أهلا" و لا سهلا"، لا بولايه الفقيه فى لبنان" (خوش نيامديد، نه به ولايت فقيه در لبنان). پوسترها امضاى "جبهة العمل الاسلامى- هيئة الطوارى"، يك تشكل سنى را داشت؛ هر چند ساعاتى بعد، پوسترها پايين آورده شدند.
برخی رسانه هاى لبنان و عرب زبان مى گويند حزب الله و ايران صدها هزار دلار براى استقبال گسترده از احمدى نژاد هزينه كرده اند؛ تداركاتى گسترده كه از بيروت تا مرز لبنان با اسرائيل را در بر گرفته است. از رقم هشتصد هزار دلار براى اين تداركات سخن رفته است. نه تنها صدها هزار پوستر خوشآمد گويى و تصاوير احمدى نژاد و آيت الله خامنه اى و پرچم جمهوری اسلامی براى اهتزاز و نصب آماده شده، بلكه استاديوم بزرگ بيروت و بسیاری از اماكنى كه احمدى نژاد در آن حضور خواهد يافت، شاهد جنب و جوش گسترده است.
روزنامه عرب زبان "الحيات" روز يكشنبه نوشت كه همه اين تدابير با دخالت گسترده سفارت جمهوری اسلامی در لبنان و زير چشم صدها مهره امنيتى و اطلاعاتى ايران صورت مى گيرد.
حسن نصرالله، دبيركل حزب الله نیز روز شنبه از مردم لبنان خواست استقبال گسترده اى از احمدى نژاد به عمل آورند، و "كمك هاى بى دريغ ايران به خاطر عمران و آبادى همه لبنان" را ياد آور شد.
دبير كل حزب الله گفت: "احمدى نژاد به عنوان نماينده انقلاب اسلامى به لبنان مى آيد... انقلاب اسلامى موجب هم پيمانى راهبردى ميان ملت هاى عربى و ايجاد مقاومت اسلامى شد...آيت الله خامنه اى مانند امام خمينى از مقاومت لبنان و مقاومت فلسطين حمايت كرده است...دوره احمدى نژاد مسايل حساس و مهمى داشته است. اوست كه حمايت ايران از نهضت هاى مقاومت را تقويت كرده است. در مهم ترين نبرد (چهار سال پيش) اين ايران بود كه در كنار ما ايستاد و با انواع وسايل به ما كمك كرد. بعد از جنگ هم، ايران كمك بسيارى به بازسازى لبنان كرد. حمايت هاى مالى فراوان ايران به لبنان ادامه دارد. ايران امروز نيز حاضر به ادامه كمك هاى گسترده به لبنان است. ايران پشيزى در برابر اين كمك هاى بى دريغ خود از لبنان درخواست نكرده. حتى نگفته كه از من تشكر كنيد."
سفر احمدی نژاد در حال صورت می گیرد که برخی اخبار حکایت از کمک 450 میلیون دلاری جمهوری اسلامی به لبنان حکایت دارد. سیدحسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان اعلام کرده پولی که حزب الله از ایران دریافت کرد، باعث شد تا خانههای تخریب شده در نتیجهی حملهی اسراییل به لبنان در سال ۲۰۰۶ میلادی، بازسازی شوند. حسن نصرالله در پیامی ویدیویی همچنین افشا کرد: "حزب الله به نظام اداری لبنان اعتماد ندارد و ایران مبلغ اهدایی را بصورت نقدی به ما تحویل داد".
حسن نصرالله با تاييد بر اينكه احمدى نژاد به جنوب لبنان هم خواهد رفت، در مورد گزارش هايى كه در زمينه احتمال سنگ پرانى از سوى احمدى نژاد به خاك اسرائيل منتشر شده، گفت: "اگر از من بپرسيد، احمدى نژاد نه يك سنگ، كه خيلى چيزهاى ديگر مى تواند به اسرائيل پرتاب كند."
Monday, October 11, 2010
برای دور زدن تحریم ها
برای دور زدن تحریم ها
پرسنل ناوگان دریائی ج. اسلامی
مجهز به کارت های جعلی شدند!
سلام و خسته نباشید- این اطلاعات مستقیم را به نقل از دو نفر از پرسنل ناوگان دریایی (کشتیرانی کشور) می توانید منتشر کنید:
پرسنل ناوگان دریایی جمهوری اسلامی با استفاده از پاسپورت های جعلی کشورهای عربی خلیج فارس وارد آب های بین المللی برای تجارت دریایی شده و انجام خدمت می کنند. آن دو نفری که این اطلاعات را به من دادند خودشان پاسپورت جعلی کشورهای خلیج فارس را داشتند. به گفته آنها، حتی کشتی های تجاری ایران نیز با صاحبان جعلی که عموما تابعیت کشورهای حوزه اسکاندیناوی را دارند ادامه فعالیت می دهند و هر از چند گاهی به دلیل ترانزیت غیر قانونی جریمه شده و نام مالک کشتی تغییر می کند و بصورت جعلی و با پرداخت رشوه شخص دیگری را برای این کار انتخاب می شود.
پرسنل ناوگان دریائی ج. اسلامی
مجهز به کارت های جعلی شدند!
سلام و خسته نباشید- این اطلاعات مستقیم را به نقل از دو نفر از پرسنل ناوگان دریایی (کشتیرانی کشور) می توانید منتشر کنید:
پرسنل ناوگان دریایی جمهوری اسلامی با استفاده از پاسپورت های جعلی کشورهای عربی خلیج فارس وارد آب های بین المللی برای تجارت دریایی شده و انجام خدمت می کنند. آن دو نفری که این اطلاعات را به من دادند خودشان پاسپورت جعلی کشورهای خلیج فارس را داشتند. به گفته آنها، حتی کشتی های تجاری ایران نیز با صاحبان جعلی که عموما تابعیت کشورهای حوزه اسکاندیناوی را دارند ادامه فعالیت می دهند و هر از چند گاهی به دلیل ترانزیت غیر قانونی جریمه شده و نام مالک کشتی تغییر می کند و بصورت جعلی و با پرداخت رشوه شخص دیگری را برای این کار انتخاب می شود.
مثلث رابطه با امریکائی ها
مثلث رابطه با امریکائی ها
ثمره - مشائی- امیر احمدی
سلام- دوستان زحمتکش پیک نت. در خبر خواب طلائی احمدی نژاد برای مذاکره با امریکائی ها، به نام هوشنگ امیراحمدی اشاره کرده بودید، اما چرا لابیست حرفه ای پرفسور "مولانا" ستون نویس روزنامه کیهان را در کنار امیراحمدی مطرح نکردید؟
مجلس برای بیناد "مولانا" در تهران مبلغ سیصد میلیون تومان در بودجه 89 در نظر گرفت. ضمنا نقش ثمره هاشمی را درکنار رحیم مشائی نادیده نگیرید. ثمره سالها در وزارت امور خارجه در پست های بی سر و صدا و حساس از جمله مدیر کل گزینش این وزارت خانه انجام ماموریت کرده و سرنخ اصلی وزارت خارجه نه در دست منوچهر متکی، بلکه در دست این فرد مرموز است. اگر در عکس مذاکرات کنفرانس تهران با دو کشور ترکیه و برزیل دقت نمائید امیر احمدی را در نفرات آخر، پشت سر روسای جمهور دو کشورمشاهده می کنید. او در اصل نماینده دولت امریکا در این جلسه بود و در مصاحبه جدیدی هم که با رسانه ها داشته به نقش اصلی خود در آزادی یک از سه گروگان امریکائی یعنی "سارا شورد" اشاره کرده است. درحد توانم هر اطلاعاتی بدست بیآورم برایتان ارسال خواهم کرد.
ثمره - مشائی- امیر احمدی
سلام- دوستان زحمتکش پیک نت. در خبر خواب طلائی احمدی نژاد برای مذاکره با امریکائی ها، به نام هوشنگ امیراحمدی اشاره کرده بودید، اما چرا لابیست حرفه ای پرفسور "مولانا" ستون نویس روزنامه کیهان را در کنار امیراحمدی مطرح نکردید؟
مجلس برای بیناد "مولانا" در تهران مبلغ سیصد میلیون تومان در بودجه 89 در نظر گرفت. ضمنا نقش ثمره هاشمی را درکنار رحیم مشائی نادیده نگیرید. ثمره سالها در وزارت امور خارجه در پست های بی سر و صدا و حساس از جمله مدیر کل گزینش این وزارت خانه انجام ماموریت کرده و سرنخ اصلی وزارت خارجه نه در دست منوچهر متکی، بلکه در دست این فرد مرموز است. اگر در عکس مذاکرات کنفرانس تهران با دو کشور ترکیه و برزیل دقت نمائید امیر احمدی را در نفرات آخر، پشت سر روسای جمهور دو کشورمشاهده می کنید. او در اصل نماینده دولت امریکا در این جلسه بود و در مصاحبه جدیدی هم که با رسانه ها داشته به نقش اصلی خود در آزادی یک از سه گروگان امریکائی یعنی "سارا شورد" اشاره کرده است. درحد توانم هر اطلاعاتی بدست بیآورم برایتان ارسال خواهم کرد.
مسائل اصلی مردم ایران
مسائل اصلی مردم ایران
مسئله اصلی حاکمان بر کشور
علی خامنه ای در دفاع از دولت احمدی نژاد و برنامه های اقتصادی و سیاسی اش می گوید: مسائل را اصلی و فرعی باید کرد و باعث تضعیف دولت خدمتگذار نشد.
امام جمعه مشهد "علم الهدا" می گوید: مردم برای اسفالت خیابان و آبادی روستاها انقلاب نکردند، بلکه برای حاکمیت ارزش ها انقلاب کردند.
نه آقای خامنه ای راست و پوست کنده می گوید آن مسئله اصلی که همه مسائل دیگر فرعی و تابع آنست کدام است و نه آقای علم الهدا می گوید آن ارزشی که باید حاکم باشد چیست؟ نه آقای خامنه ای می گوید مسئله اصلی اتم و جنگ است و نه آقای علم الهدا راست و پوست کنده می گوید منظورش ار ارزش ها ترویج خرافات مذهبی و سرکوب است.
اما برای مردم، مسائل اساسی درست خلاف آن مسئله و مسائل اصلی است که اقایان در نظر دارند. مسئله اصلی برای مردم گرانی، فقر، ترس از جنگ، نفرت از سرکوب و تحمیل خرافات مذهبی است.
آقای خامنه ای تصور کرده با سفر به قم و یک تظاهرات امنیتی و فرمایشی برای ترساندن روحانیون معترض به وضع حاکم بر کشور، مسائلش حل می شود و جبهه اش تقویت می شود. آقای علم الهدا نیز تصور کرده هرچه بیشتر چاپلوسی آقای خامنه ای را بکند، موقعیتش درحاکمیت بیشتر تثبیت می شود و لابد رئیس مجلس خبرگانی، رئیس شورای نگهبانی، تولیت خراسانی ... یک چنین پست های نان و آب دار تری نصیبش خواهد شد. اینها تصورات آنهاست، اما واقعیات در جامعه بی اعتناء به این تصورات و نقشه و خیالات پیش می رود. به نمونه های زیر توجه کنید:
1- شرکت های بیمه قادر به پرداخت بدهی داروخانهها نیستند و به همین دلیل، در روزهای اخیر هرج ومرج در داروخانههای کشور حاکم شده است. داروخانهها در روزهای اخیر نسخه بیماران را اگر بنام بیمه باشد قبول نمی کنند و پول نقد می خواهند. این وضع علاوه بر تهران، در شهرهای دیگر نیز حاکم است.
2- کارگران کارخانه نازنخ قزوین روز گذشته- جمعه- بجای حضور در نماز جمعه، در اعتراض به عدم دریافت 6 ماه حقوق خود در سال جای و 2 ماه حقوق مربوط به سال گذشته و همچنین اعلام تعطیلی این کارخانه مقابل نهاد ریاستجمهوری تجمع کردند. شمار تجمع کنندگان یکصد تن اعلام شد.
3- کارگران و کارکنان کاغذسازی کارون، با در دست داشتن شعارهائی با مضمون زیر، روز گذشته در مقابل مجلس اجتماع کردند: افسردگی، فقر و بیماری خانوادههای ما برای شما اهمیتی دارد؟ مگر ما ایرانی نیستیم؟
4- شهرام میرآخورلو، مدیرکل دفتر کالاهای فلزی و معدنی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در گفتگو با خبرگزاری مهر: 1760 قلم لوازم خانگی گران شده است. افزایش قیمت ها به قانون هدفمندی یارانه ها گره خورده است. جلوی افزایش قیمت کالاها را نمی توان گرفت.
مسئله اصلی حاکمان بر کشور
علی خامنه ای در دفاع از دولت احمدی نژاد و برنامه های اقتصادی و سیاسی اش می گوید: مسائل را اصلی و فرعی باید کرد و باعث تضعیف دولت خدمتگذار نشد.
امام جمعه مشهد "علم الهدا" می گوید: مردم برای اسفالت خیابان و آبادی روستاها انقلاب نکردند، بلکه برای حاکمیت ارزش ها انقلاب کردند.
نه آقای خامنه ای راست و پوست کنده می گوید آن مسئله اصلی که همه مسائل دیگر فرعی و تابع آنست کدام است و نه آقای علم الهدا می گوید آن ارزشی که باید حاکم باشد چیست؟ نه آقای خامنه ای می گوید مسئله اصلی اتم و جنگ است و نه آقای علم الهدا راست و پوست کنده می گوید منظورش ار ارزش ها ترویج خرافات مذهبی و سرکوب است.
اما برای مردم، مسائل اساسی درست خلاف آن مسئله و مسائل اصلی است که اقایان در نظر دارند. مسئله اصلی برای مردم گرانی، فقر، ترس از جنگ، نفرت از سرکوب و تحمیل خرافات مذهبی است.
آقای خامنه ای تصور کرده با سفر به قم و یک تظاهرات امنیتی و فرمایشی برای ترساندن روحانیون معترض به وضع حاکم بر کشور، مسائلش حل می شود و جبهه اش تقویت می شود. آقای علم الهدا نیز تصور کرده هرچه بیشتر چاپلوسی آقای خامنه ای را بکند، موقعیتش درحاکمیت بیشتر تثبیت می شود و لابد رئیس مجلس خبرگانی، رئیس شورای نگهبانی، تولیت خراسانی ... یک چنین پست های نان و آب دار تری نصیبش خواهد شد. اینها تصورات آنهاست، اما واقعیات در جامعه بی اعتناء به این تصورات و نقشه و خیالات پیش می رود. به نمونه های زیر توجه کنید:
1- شرکت های بیمه قادر به پرداخت بدهی داروخانهها نیستند و به همین دلیل، در روزهای اخیر هرج ومرج در داروخانههای کشور حاکم شده است. داروخانهها در روزهای اخیر نسخه بیماران را اگر بنام بیمه باشد قبول نمی کنند و پول نقد می خواهند. این وضع علاوه بر تهران، در شهرهای دیگر نیز حاکم است.
2- کارگران کارخانه نازنخ قزوین روز گذشته- جمعه- بجای حضور در نماز جمعه، در اعتراض به عدم دریافت 6 ماه حقوق خود در سال جای و 2 ماه حقوق مربوط به سال گذشته و همچنین اعلام تعطیلی این کارخانه مقابل نهاد ریاستجمهوری تجمع کردند. شمار تجمع کنندگان یکصد تن اعلام شد.
3- کارگران و کارکنان کاغذسازی کارون، با در دست داشتن شعارهائی با مضمون زیر، روز گذشته در مقابل مجلس اجتماع کردند: افسردگی، فقر و بیماری خانوادههای ما برای شما اهمیتی دارد؟ مگر ما ایرانی نیستیم؟
4- شهرام میرآخورلو، مدیرکل دفتر کالاهای فلزی و معدنی سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان در گفتگو با خبرگزاری مهر: 1760 قلم لوازم خانگی گران شده است. افزایش قیمت ها به قانون هدفمندی یارانه ها گره خورده است. جلوی افزایش قیمت کالاها را نمی توان گرفت.
نبرد دلار و ریال
نبرد دلار و ریال
ریال ایران دربرابر دلار
هنوز باندازه کافی "له" نشده!
از صف طولانی خرید دلار در تهران، نه تنها کم نمی شود، بلکه روز به روز این صف طولانی تر می شود. پاسخ صراف های بازار تهران به همه آنها که برای خرید دلار صف می کشند اینست:«دلار نداریم!»
صراف های خیابان استانبول، از بس این جمله را به خریداران دلار گفته است، خسته شده و آن را روی یک مقوای بزرگ نوشته و پشت شیشه دکه های خود چسبانده اند. نه صراف ها و نه خریداران ارز نمی دانند قیمت دلار از امروز تا فردا چه میزان گران تر خواهد شد، اما میدانند که در نبرد دلار و ریال، هنوز دلار تثبیت قیمت نشده و ریال ایران را باندازه کافی "له" نکرده است.
در طول این نبرد، که سومین هفته آن آغاز شده، قیمت مواد اولیه کارخانجات نیز به این بهانه که وارداتی است گران شده و طبیعی است که محصولی که از کارخانه ها بیرون می آید نیز گران شود. چنان که بموجب خبر رسمی که در همین شماره پیک نت می خوانید، قیمت بیش از 1760 قلم لوازم خانگی گران شده است.
پس از رنگ فروشان، اکنون دبیر انجمن فولاد با اشاره به اینکه مشکلات صنایع از یکدیگر جدا نیست و می توان گفت تقریبا تمامی صنایع با مشکلات همسانی مواجه هستند از گرانی های بیشتر سخن گفته و آن را ناشی از بی ثباتی نرخ ارز اعلام کرده است.
صنعت کشور بیش از هر زمان دیگری وابسته به واردات اند و بی ثباتی نرخ ارز و تحریم های جهانی واردات را روز به روز محدود تر و قیمت تولیدات را روز به روز بیشتر می کند.
خبرگزاری های داخلی از جلسه ویژه ای خبر داده اند که قرار است در بانک مرکزی برای بررسی بحران ارزی کشور تشکیل شود.
ریال ایران دربرابر دلار
هنوز باندازه کافی "له" نشده!
از صف طولانی خرید دلار در تهران، نه تنها کم نمی شود، بلکه روز به روز این صف طولانی تر می شود. پاسخ صراف های بازار تهران به همه آنها که برای خرید دلار صف می کشند اینست:«دلار نداریم!»
صراف های خیابان استانبول، از بس این جمله را به خریداران دلار گفته است، خسته شده و آن را روی یک مقوای بزرگ نوشته و پشت شیشه دکه های خود چسبانده اند. نه صراف ها و نه خریداران ارز نمی دانند قیمت دلار از امروز تا فردا چه میزان گران تر خواهد شد، اما میدانند که در نبرد دلار و ریال، هنوز دلار تثبیت قیمت نشده و ریال ایران را باندازه کافی "له" نکرده است.
در طول این نبرد، که سومین هفته آن آغاز شده، قیمت مواد اولیه کارخانجات نیز به این بهانه که وارداتی است گران شده و طبیعی است که محصولی که از کارخانه ها بیرون می آید نیز گران شود. چنان که بموجب خبر رسمی که در همین شماره پیک نت می خوانید، قیمت بیش از 1760 قلم لوازم خانگی گران شده است.
پس از رنگ فروشان، اکنون دبیر انجمن فولاد با اشاره به اینکه مشکلات صنایع از یکدیگر جدا نیست و می توان گفت تقریبا تمامی صنایع با مشکلات همسانی مواجه هستند از گرانی های بیشتر سخن گفته و آن را ناشی از بی ثباتی نرخ ارز اعلام کرده است.
صنعت کشور بیش از هر زمان دیگری وابسته به واردات اند و بی ثباتی نرخ ارز و تحریم های جهانی واردات را روز به روز محدود تر و قیمت تولیدات را روز به روز بیشتر می کند.
خبرگزاری های داخلی از جلسه ویژه ای خبر داده اند که قرار است در بانک مرکزی برای بررسی بحران ارزی کشور تشکیل شود.
استیضاح دولت در توان مجلس نیست
نامه مشترک سحرخیز، اسانلو، طبرزدی، رفیعی و بداغی از زندان رجائی شهر
استیضاح دولت در توان مجلس نیست
مردم در یک رفراندم تکلیف را روشن کنند!
پنج زندانی سیاسی نام آشنای زندان رجائی شهر، طی نامه ای مشترک، از پیشنهاد میرحسین موسوی برای به رفراندم گذاشتن برنامه های دولت و حکومت حمایت کردند. دراین نامه آمده است:
دولت برای تامین مالی خسارتهای اقتصادی ناشی از برنامههای یك سویه و مستبدانه، مجبور شده است از طریق اعمال اجباری مالیات بر ارزش افزوده و حذف یارانهها به شهروندان ایران فشار مضاعف وارد آورد و ملت را بهسمت بیكاری برده و به كام اعتراضها و اعتصابهای ناخواسته بكشاند. این در شرایطی است كه قاطبهی نمایندگان مجلس كاری جز تمكین به دولت ندارند و در عمل اجرای اصل 89 قانون اساسی را بهدست فراموشی سپرده، ملت را از حق استیضاح دولتی ناتوان و ناكارآمد محروم ساخته و بحث بررسی «عدم كفایت دولت» را تعطیل كردهاند.
ما (زندانیان سیاسی، مطبوعاتی و صنفی امضاء كنندهی این بیانیه) در شرایطی كه دولت احمدینژاد بهصورت فزاینده به تحقیر دولتها و ملتها پرداخته و پرخاشگری را در صحنهی بینالمللی جایگزین رفتار عاقلانه و دیپلماتیك كرده است، اجرای اصل 59 و 89 قانون اساسی را فوریت شرایط امروز ایران دانسته و از پیشنهاد خردمندانهی آقای میرحسین موسوی برای برگزاری رفراندومی آزاد و دموكراتیك، با نظارت مستقیم و همهجانبهی ملت، پشتیبانی میكنیم؛ نظارتی كه از بروز حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 كه منجر به سركوب، دستگیری، بازداشت و شكنجهی فرزندان ایرانزمین شد، جلوگیری می كند.
در این چارچوب حضور نمایندگان نهادهای بینالمللی را نیز برای نظارت بر صحت رفراندوم ضروری و لازم میدانیم .
16/7/1389
منصور اسانلو- رسول بداغی- رضا رفیعی فروشانی- عیسی سحرخیز- حشمتالله طبرزدی
استیضاح دولت در توان مجلس نیست
مردم در یک رفراندم تکلیف را روشن کنند!
پنج زندانی سیاسی نام آشنای زندان رجائی شهر، طی نامه ای مشترک، از پیشنهاد میرحسین موسوی برای به رفراندم گذاشتن برنامه های دولت و حکومت حمایت کردند. دراین نامه آمده است:
دولت برای تامین مالی خسارتهای اقتصادی ناشی از برنامههای یك سویه و مستبدانه، مجبور شده است از طریق اعمال اجباری مالیات بر ارزش افزوده و حذف یارانهها به شهروندان ایران فشار مضاعف وارد آورد و ملت را بهسمت بیكاری برده و به كام اعتراضها و اعتصابهای ناخواسته بكشاند. این در شرایطی است كه قاطبهی نمایندگان مجلس كاری جز تمكین به دولت ندارند و در عمل اجرای اصل 89 قانون اساسی را بهدست فراموشی سپرده، ملت را از حق استیضاح دولتی ناتوان و ناكارآمد محروم ساخته و بحث بررسی «عدم كفایت دولت» را تعطیل كردهاند.
ما (زندانیان سیاسی، مطبوعاتی و صنفی امضاء كنندهی این بیانیه) در شرایطی كه دولت احمدینژاد بهصورت فزاینده به تحقیر دولتها و ملتها پرداخته و پرخاشگری را در صحنهی بینالمللی جایگزین رفتار عاقلانه و دیپلماتیك كرده است، اجرای اصل 59 و 89 قانون اساسی را فوریت شرایط امروز ایران دانسته و از پیشنهاد خردمندانهی آقای میرحسین موسوی برای برگزاری رفراندومی آزاد و دموكراتیك، با نظارت مستقیم و همهجانبهی ملت، پشتیبانی میكنیم؛ نظارتی كه از بروز حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 كه منجر به سركوب، دستگیری، بازداشت و شكنجهی فرزندان ایرانزمین شد، جلوگیری می كند.
در این چارچوب حضور نمایندگان نهادهای بینالمللی را نیز برای نظارت بر صحت رفراندوم ضروری و لازم میدانیم .
16/7/1389
منصور اسانلو- رسول بداغی- رضا رفیعی فروشانی- عیسی سحرخیز- حشمتالله طبرزدی
خدا مجوز ابطال وقف دانشگاه آزاد را صادر کرد
رادیو فردا، مجید محمدی (جامعهشناس) : هاشمی رفسنجانی در شکایت از ابطال احتمالی وقف دانشگاه آزاد گفته بود که «فکر نمیکنم که خداوند اجازه بدهد هیچکس بتواند این وقف را به هم بزند و اگر کسی بتواند به هم بزند خدا از او قویتر است.» (پایگاه اطلاعرسانی هاشمی، ۶ مهر ۱۳۸۹)
به نظر میآید که در جمهوری اسلامی خداوند اجازه داد که این وقف به هم بخورد: «وقف مزبور دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است از جمله، هم به لحاظ مشروعیت وقف مذکور و هم از جهت صلاحیت هیئت محترم مؤسس در انشای این وقف... وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحیح نیست.» (علی خامنهای، کیهان، ۱۹ مهر ۱۳۸۹)
هاشمی رفسنجانی مدعی است که به هنگام تصمیم گیری در هیئت مؤسس «نظر فقهی حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه اخذ و در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی خوانده و ثبت شد» اما خامنهای میگوید: «مشکل اساسی تحقق قبول مقام ذیصلاح نیز مطرح است» (منابع فوق)
در این رد و بدل، مضمون سخن رفسنجانی این است که خامنهای پس از انتخابات دهم نظر خود را مبنی بر صحت وقف تغییر داده است و خامنهای منکر این موضوع میشود. غیر از سخن خامنهای که در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات خود را نزدیکتر به احمدینژاد معرفی کرد این سخنان تقابل مستقیم دو مقام جمهوری اسلامی را آشکار میسازند به گونهای که یک طرف، طرف دیگر را تلویحاً به انکار یا پوشاندن حقیقت یا دروغگویی متهم میکند.
این تقابل، آینده سیاسی هاشمی رفسنجانی را چگونه تصویر میکند؟ دانشگاه آزاد به چه سمتوسویی میرود؟ و در نهایت خامنهای اکنون در روابط قدرت چه نقشی را بازی میکند؟
روی هاشمی حساب نکنید
هاشمی رفسنجایی تا پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری آنقدر از اهرمهای فشار برخوردار بود که ناچار به تمسک به خداوند نشود. تمسک به خداوند یا شکایت به وی در جامعه سیاسی متشکل از اسلامگرایان شیعه به معنی پایان قدرت سیاسی، کوتاه شدن دست از اهرمهای قدرت، و استیصال تام و تمام است. پیام خامنهای در مورد دانشگاه آزاد نمایانگر خلع کامل هاشمی از قدرت واقعی سیاسی در جمهوری اسلامی است.
خامنهای به عنوان رهبر نظام سیاسی هنگامی چنین حکمی را صادر میکند که مطمئن باشد هیچ خدشهای به قدرت وی از این نظر وارد نخواهد آمد. یار دیرین وی امروز هیچکس را در میان مقامات قدرتمند جمهوری اسلامی ندارد تا از عتاب و خطاب خامنهای به وی روی ترش کنند یا بتوانند فشاری به بیت وارد سازند.
نقش توازن بخش هاشمی در روابط قدرت در جمهوری اسلامی پس از انتخابات دهم به پایان رسیده بود و پیام خامنهای به این امر رسمیت بخشید. این پیام خامنهای به کسانی که قبلاً هاشمی را وزنهای حساب میکردند تلویحاً میگوید «روی وی حسابی باز نکنید.» مقامهای رسمی وی در مجمع تشخیص مصلحت و خبرگان نیز نقش چندانی در تصمیمگیریها نخواهد داشت.
آخرین تیر در کمان
دانشگاه آزاد چه از حیث مدیریت و چه از حیث نیروهای دانشجویی در تحولات سیاسی دوران خاتمی تقریباً در کنار گود ایستاد و از این جهت هدف مخالفت مستقیم سپاهیان و بیت رهبری قرار نگرفت. اما در تحولات قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری این دانشگاه به میدان وارد شده و صدای مخالفت با خامنهای و احمدینژاد از آن به گوش رسید.
این امر از طرف قدرتمندان امروز جمهوری اسلامی قابل تحمل نبود. پیگیری تغییر اساسنامه در کنار ارجاع موضوع وقف به دو هیئت حقوقی و فقهی از سوی رئیس دولت و رهبر باید به خلع قدرت هاشمی و دوستان از این دانشگاه و انتقال قدرت در آن به نظامیان و بیت رهبری منجر میشد.
هاشمی رفسنجانی به عنوان یک بازیگر خبره در فضای سیاسی جمهوری اسلامی از پیش میدانست که با درگیر شدن دانشگاه آزاد در رقابتهای سیاسی مخاطره از دست دادن کنترل آن را به جان میپذیرد اما فضا آنچنان بر وی و خانواده و دوستانش تنگ شده بود که در انتخابات همه نیروهایشان را به صحنه آوردند ولی حریف سپاهیان و بیت رهبری نشدند. از حیث قدرت واقعی، دانشگاه آزاد آخرین تیر هاشمی رفسنجانی بود که در کمان انتخابات پرتاب شد و به هدف اصلی که حذف احمدینژاد بود، اصابت نکرد.
بخش عمومی، در اختیار بیت
خامنهای در پیام خود مبنی بر ابطال وقف به دو موضوع دیگر نیز اشاره میکند. موضوع اول آن که دانشگاه آزاد نه خصوصی و نه دولتی است. روال حاکم در جمهوری اسلامی آن است که بخش عمومی غیردولتی مثل نهادهای مذهبی از جمله اوقاف در اختیار ولی فقیه باشد. تلاش هیئت مؤسسان دانشگاه آزاد این بود که با وقف آن، این دانشگاه را به بخش عمومی منتقل کرده و از دولتی شدن آن جلوگیری کنند.
خامنهای از این جهت مخالفتی با هیئت مؤسس ندارد اما او خواستار بخش عمومیای است که تحت نظر ولایت فقیه باشد و نه بخش عمومیای که مردم یا نهادهای مستقل از حکومت و دولت آن را اداره میکنند. بدین ترتیب دانشگاه آزاد با ابطال وقف آن همانند بنیادها و دیگر مؤسسات عمومی کشور تحت انقیاد بیت رهبری قرار خواهد گرفت.
موضوع دیگر ضرورت تجدید نظر در بندهای ۵ و ۱۰ اساسنامه جدید دانشگاه آزاد است که از یک سو تغییرات مدیریتی را عملاً به دست دولت میسپارد و از سوی دیگر هیئت مؤسس و هیئت امنا را کاملاً خلع ید میکند.
خامنهای حداقل در این مقطع نمیخواهد دانشگاه آزاد را یکسره در دست احمدینژاد و دوستان قرار دهد. این موضوع نگرانی عمیق وی از جا گذاشتن وی در تحولات قدرت از سوی سپاهیان و دولت را منعکس میسازد.
خامنهای، بازنده اصلی
خامنهای تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری همانند خمینی سعی میکرد در منازعات نیروهای معتقد به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نقش توازنبخش و هدایتکننده را بازی کند. آخرین تلاش بیرنگ وی جلوگیری از تغییر رئیس دانشگاه آزاد بر اساس اساسنامه جدید توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که با ابطال وقف و درگیری مستقیم با رفسنجانی تأثیر چندانی در ایجاد توازن نخواهد داشت. اما حضور میلیونی مردم در خیابانها و نیاز به سرکوب گسترده منطق بازی قدرت در جمهوری اسلامی را بر هم زد.
خامنهای که شخصاً اقتدارگراترین و تمامیتطلبانهترین دیدگاهها را داشته است پرده ملاحظات را کنار زد و مستقیماً فرماندهی سرکوب را در اختیار گرفت و همه قدرت را نیز در اختیار سرکوبکنندگان قرار داد.
از این حیث بازنده اصلی در سرکوبها نه معترضان بلکه خامنهای بود که نقش توازن بخش خود را واگذاشت و به مهره اصلی نظامیان برای بسط قدرت تبدیل شد. برنده سیاسی و دراز مدت این ماجرا قائلان به براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند که همواره بر اصلاحناپذیری این نظام تأکید میکردند.
اما برنده اقتصادی و نظامی اما کوتاهمدت این تحولات نظامیان و امنیتیهایی هستند که چند صباح درآمدهای نفتی را به حسابهای خود سرازیر و پستهای مدیریتی بالا را اشغال خواهند کرد.
به نظر میآید که در جمهوری اسلامی خداوند اجازه داد که این وقف به هم بخورد: «وقف مزبور دارای اشکالات اساسی فقهی و حقوقی است از جمله، هم به لحاظ مشروعیت وقف مذکور و هم از جهت صلاحیت هیئت محترم مؤسس در انشای این وقف... وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحیح نیست.» (علی خامنهای، کیهان، ۱۹ مهر ۱۳۸۹)
هاشمی رفسنجانی مدعی است که به هنگام تصمیم گیری در هیئت مؤسس «نظر فقهی حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه اخذ و در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی خوانده و ثبت شد» اما خامنهای میگوید: «مشکل اساسی تحقق قبول مقام ذیصلاح نیز مطرح است» (منابع فوق)
در این رد و بدل، مضمون سخن رفسنجانی این است که خامنهای پس از انتخابات دهم نظر خود را مبنی بر صحت وقف تغییر داده است و خامنهای منکر این موضوع میشود. غیر از سخن خامنهای که در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات خود را نزدیکتر به احمدینژاد معرفی کرد این سخنان تقابل مستقیم دو مقام جمهوری اسلامی را آشکار میسازند به گونهای که یک طرف، طرف دیگر را تلویحاً به انکار یا پوشاندن حقیقت یا دروغگویی متهم میکند.
این تقابل، آینده سیاسی هاشمی رفسنجانی را چگونه تصویر میکند؟ دانشگاه آزاد به چه سمتوسویی میرود؟ و در نهایت خامنهای اکنون در روابط قدرت چه نقشی را بازی میکند؟
روی هاشمی حساب نکنید
هاشمی رفسنجایی تا پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری آنقدر از اهرمهای فشار برخوردار بود که ناچار به تمسک به خداوند نشود. تمسک به خداوند یا شکایت به وی در جامعه سیاسی متشکل از اسلامگرایان شیعه به معنی پایان قدرت سیاسی، کوتاه شدن دست از اهرمهای قدرت، و استیصال تام و تمام است. پیام خامنهای در مورد دانشگاه آزاد نمایانگر خلع کامل هاشمی از قدرت واقعی سیاسی در جمهوری اسلامی است.
خامنهای به عنوان رهبر نظام سیاسی هنگامی چنین حکمی را صادر میکند که مطمئن باشد هیچ خدشهای به قدرت وی از این نظر وارد نخواهد آمد. یار دیرین وی امروز هیچکس را در میان مقامات قدرتمند جمهوری اسلامی ندارد تا از عتاب و خطاب خامنهای به وی روی ترش کنند یا بتوانند فشاری به بیت وارد سازند.
نقش توازن بخش هاشمی در روابط قدرت در جمهوری اسلامی پس از انتخابات دهم به پایان رسیده بود و پیام خامنهای به این امر رسمیت بخشید. این پیام خامنهای به کسانی که قبلاً هاشمی را وزنهای حساب میکردند تلویحاً میگوید «روی وی حسابی باز نکنید.» مقامهای رسمی وی در مجمع تشخیص مصلحت و خبرگان نیز نقش چندانی در تصمیمگیریها نخواهد داشت.
آخرین تیر در کمان
دانشگاه آزاد چه از حیث مدیریت و چه از حیث نیروهای دانشجویی در تحولات سیاسی دوران خاتمی تقریباً در کنار گود ایستاد و از این جهت هدف مخالفت مستقیم سپاهیان و بیت رهبری قرار نگرفت. اما در تحولات قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری این دانشگاه به میدان وارد شده و صدای مخالفت با خامنهای و احمدینژاد از آن به گوش رسید.
این امر از طرف قدرتمندان امروز جمهوری اسلامی قابل تحمل نبود. پیگیری تغییر اساسنامه در کنار ارجاع موضوع وقف به دو هیئت حقوقی و فقهی از سوی رئیس دولت و رهبر باید به خلع قدرت هاشمی و دوستان از این دانشگاه و انتقال قدرت در آن به نظامیان و بیت رهبری منجر میشد.
هاشمی رفسنجانی به عنوان یک بازیگر خبره در فضای سیاسی جمهوری اسلامی از پیش میدانست که با درگیر شدن دانشگاه آزاد در رقابتهای سیاسی مخاطره از دست دادن کنترل آن را به جان میپذیرد اما فضا آنچنان بر وی و خانواده و دوستانش تنگ شده بود که در انتخابات همه نیروهایشان را به صحنه آوردند ولی حریف سپاهیان و بیت رهبری نشدند. از حیث قدرت واقعی، دانشگاه آزاد آخرین تیر هاشمی رفسنجانی بود که در کمان انتخابات پرتاب شد و به هدف اصلی که حذف احمدینژاد بود، اصابت نکرد.
بخش عمومی، در اختیار بیت
خامنهای در پیام خود مبنی بر ابطال وقف به دو موضوع دیگر نیز اشاره میکند. موضوع اول آن که دانشگاه آزاد نه خصوصی و نه دولتی است. روال حاکم در جمهوری اسلامی آن است که بخش عمومی غیردولتی مثل نهادهای مذهبی از جمله اوقاف در اختیار ولی فقیه باشد. تلاش هیئت مؤسسان دانشگاه آزاد این بود که با وقف آن، این دانشگاه را به بخش عمومی منتقل کرده و از دولتی شدن آن جلوگیری کنند.
خامنهای از این جهت مخالفتی با هیئت مؤسس ندارد اما او خواستار بخش عمومیای است که تحت نظر ولایت فقیه باشد و نه بخش عمومیای که مردم یا نهادهای مستقل از حکومت و دولت آن را اداره میکنند. بدین ترتیب دانشگاه آزاد با ابطال وقف آن همانند بنیادها و دیگر مؤسسات عمومی کشور تحت انقیاد بیت رهبری قرار خواهد گرفت.
موضوع دیگر ضرورت تجدید نظر در بندهای ۵ و ۱۰ اساسنامه جدید دانشگاه آزاد است که از یک سو تغییرات مدیریتی را عملاً به دست دولت میسپارد و از سوی دیگر هیئت مؤسس و هیئت امنا را کاملاً خلع ید میکند.
خامنهای حداقل در این مقطع نمیخواهد دانشگاه آزاد را یکسره در دست احمدینژاد و دوستان قرار دهد. این موضوع نگرانی عمیق وی از جا گذاشتن وی در تحولات قدرت از سوی سپاهیان و دولت را منعکس میسازد.
خامنهای، بازنده اصلی
خامنهای تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری همانند خمینی سعی میکرد در منازعات نیروهای معتقد به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نقش توازنبخش و هدایتکننده را بازی کند. آخرین تلاش بیرنگ وی جلوگیری از تغییر رئیس دانشگاه آزاد بر اساس اساسنامه جدید توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که با ابطال وقف و درگیری مستقیم با رفسنجانی تأثیر چندانی در ایجاد توازن نخواهد داشت. اما حضور میلیونی مردم در خیابانها و نیاز به سرکوب گسترده منطق بازی قدرت در جمهوری اسلامی را بر هم زد.
خامنهای که شخصاً اقتدارگراترین و تمامیتطلبانهترین دیدگاهها را داشته است پرده ملاحظات را کنار زد و مستقیماً فرماندهی سرکوب را در اختیار گرفت و همه قدرت را نیز در اختیار سرکوبکنندگان قرار داد.
از این حیث بازنده اصلی در سرکوبها نه معترضان بلکه خامنهای بود که نقش توازن بخش خود را واگذاشت و به مهره اصلی نظامیان برای بسط قدرت تبدیل شد. برنده سیاسی و دراز مدت این ماجرا قائلان به براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند که همواره بر اصلاحناپذیری این نظام تأکید میکردند.
اما برنده اقتصادی و نظامی اما کوتاهمدت این تحولات نظامیان و امنیتیهایی هستند که چند صباح درآمدهای نفتی را به حسابهای خود سرازیر و پستهای مدیریتی بالا را اشغال خواهند کرد.
Sunday, October 10, 2010
عکس / امير حسين شيراني که بوسیله جندالله به گروگان گرفته شده است
جندالله مدعی است که امير حسين شيراني کارمند نیروگاه هسته ای است ولی مقامات قوه قضائيه ضمن تایید ربوده شدن " امیرحسین شیرانی " در اصفهان ارتباط وی با برنامه اتمی ایران را تکدیب کردند.
عکس از سایت "تفتان"
عکس از سایت "تفتان"
کشتی نظام، میان امواج بحران ها
کشتی نظام، میان امواج بحران ها
ترس از جنگ و قطع یارانه ها
گرانی از در و دیوار می بارد!
همزمان با انتشار خبر جیره بندی و کوپنی شدن چند قلم مایحتاج روزانه مردم، که وحشت از آغاز حمله و جنگ را تداعی کرده، گرانی ناگهانی روغن، برنج و حتی بلیت قطارهای مسافربری گزارش شده است. در این میان گرانی بلیت قطارها، بیش از همه تعجب آور است. آیا پیش بینی فرار و جابجائی مردم از هم اکنون شروع شده؟
معاون وزیر بازرگانی به خبرگزاری ایلنا گفته که کار نظارت بر واردات از دست همه در رفته است و «یکی از خودرو سازهای بزرگ کشور، برنج وارد کرده است!»
معاون وزیر نام این خورو سازی بزرگ کشور را نبرد، اما چه کسی نمی داند که سپاه بر خودروسازی های کشور چنگ انداخته است؟
رییس کل سازمان توسعه تجارت نیز اعلام کرد:
بیش از پنج هزار کالای صنعتی بدون استاندارد اجباری یا با گواهی موسسه استاندارد و یا با گواهیهای استانداردهای بینالمللی وارد خواهند شد. واردات هیچ گونه خودرویی به کشور ممنوع نیست.
سرپرست نمایندگی شركت رجا در خوزستان گفت: قیمت بلیط قطارهای بخش خصوصی از 11 مهرماه افزایش یافته است. قیمت بلیط قطار مسافربری 6 تختهی خرمشهر– تهران از 12 هزار تومان به 17 هزار تومان افزایش یافته است. همچنین بهای بلیط قطار محور اهواز– مشهد از 19 هزار تومان به 26 هزار تومان افزایش یافته است.
باتوجه به واگذاری تعدادی از قطارها به بخش خصوصی و حذف كمك دولت بدلیل اجرای طرح هدفمند كردن یارانهها، این بخش به منظور تامین نیازها و به صرفه بودن فعالیتهای خود ناچار به افزایش بهای بلیط قطارها است.
ترس از جنگ و قطع یارانه ها
گرانی از در و دیوار می بارد!
همزمان با انتشار خبر جیره بندی و کوپنی شدن چند قلم مایحتاج روزانه مردم، که وحشت از آغاز حمله و جنگ را تداعی کرده، گرانی ناگهانی روغن، برنج و حتی بلیت قطارهای مسافربری گزارش شده است. در این میان گرانی بلیت قطارها، بیش از همه تعجب آور است. آیا پیش بینی فرار و جابجائی مردم از هم اکنون شروع شده؟
معاون وزیر بازرگانی به خبرگزاری ایلنا گفته که کار نظارت بر واردات از دست همه در رفته است و «یکی از خودرو سازهای بزرگ کشور، برنج وارد کرده است!»
معاون وزیر نام این خورو سازی بزرگ کشور را نبرد، اما چه کسی نمی داند که سپاه بر خودروسازی های کشور چنگ انداخته است؟
رییس کل سازمان توسعه تجارت نیز اعلام کرد:
بیش از پنج هزار کالای صنعتی بدون استاندارد اجباری یا با گواهی موسسه استاندارد و یا با گواهیهای استانداردهای بینالمللی وارد خواهند شد. واردات هیچ گونه خودرویی به کشور ممنوع نیست.
سرپرست نمایندگی شركت رجا در خوزستان گفت: قیمت بلیط قطارهای بخش خصوصی از 11 مهرماه افزایش یافته است. قیمت بلیط قطار مسافربری 6 تختهی خرمشهر– تهران از 12 هزار تومان به 17 هزار تومان افزایش یافته است. همچنین بهای بلیط قطار محور اهواز– مشهد از 19 هزار تومان به 26 هزار تومان افزایش یافته است.
باتوجه به واگذاری تعدادی از قطارها به بخش خصوصی و حذف كمك دولت بدلیل اجرای طرح هدفمند كردن یارانهها، این بخش به منظور تامین نیازها و به صرفه بودن فعالیتهای خود ناچار به افزایش بهای بلیط قطارها است.
Subscribe to:
Posts (Atom)





