Saturday, January 15, 2011

حسین خضری، صبح امروز در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد

حسین خضری، صبح امروز در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد


حسین خضری، صبح امروز در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد.

به گزارش هرانا، دوازدهم دی ماه سال جاری تیم ویژه ای از تهران برای اعدام حسین خضری به زندان مرکزی ارومیه آمده بودند تا شبانه وی را اعدام کنند، اما مسئولان به دلایل نامعلوم اجرای این حکم را به تعویق انداختند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی در خبری اتهامات حسین خضری را "شرکت در عملیات مسلحانه و کشتن یکی از ماموران نیروی انتظامی در پاسگاه مرزی گل شیخان شهرستان ارومیه در سال 1383" عنوان کرده است.

حسین خضری پیش تر تمامی این اتهامات را رد کرده بود و در ملاقات با خانواده اش از تلاش ماموران وزارت اطلاعات برای اخذ اعترافات تلوزیونی دروغین از وی خبر داده بود.

شایان ذکر است که برادر این زندانی سیاسی شب گذشته در گفتگو با هرانا احتمال داده بود که مسئولان آقای خضری را مخفیانه اعدام می کنند.

مسئولان طی مدتی که حسین خضری از بندش خارج شده بود، هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری وی به خانواده اش نداده بوند.

وی در تاریخ 10/5/87 در شهرستان کرمانشاه توسط نیروهای سپاه نبی اکرم آن شهرستان دستگیرشد و مدت 49 روز را در اختیار نیروهای سپاه نبی اکرم کرمانشاه بود. حسین خضری در طی این زمان متحمل شکنجه های روحی و جسمی متعددی در زمان بازجویی ها شده بود.

حسین خضری متولد 1361 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه و همچنین تایید شعبه 10 دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی و تایید این حکم از سوی شعبه 31 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شده است.

وی در رنجنامه ای که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار داده بود شکنجه های جسمی خود را به قرار زیر اعلام کرده بود:

1- کتک زدن به مدت چندین ساعت در هر روز

2- ایجاد فشار روحی و روانی در حین بازجویی

3- تهدید بازجو هایم مبنی بر آنکه اگر آن مواردی که ما میگوییم قبول نکنی به برادر و داماد خانواده شما میتوانیم برچسب فعالیت های غیرقانونی علیه نظام بزنیم

4- ضربه زدن با لگد به اندام های تناسلی من و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت چهارده روز

5- پارگی پای راستم تقریبا به اندازه 8 سانتیمتر به علت ضربه محکم پای بازجو که هنوز قابل مشاهده است

6- وارد کردن ضربات متعدد به تمامی بدنم با باتوم

آیا خامنه ای متهم به قتل رفیق حریری می شود؟

آیا خامنه ای متهم به قتل رفیق حریری می شود؟


رادیو فرانسه: منابع خبری اعلام کردند که دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله علی خامنه ای را متهم نموده که دستور قتل رفیق حریری را در سال 2005 صادر کرده است. همین منابع تصریح کرده اند که این فرمان به وسیلۀ سردار پاسدار قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس پاسداران ایران که عمدتاً مأموریت های برون مرزی حکومت تهران را برعهده دارد به عماد مقنیه فرماندۀ پیشین نظامی حزب الله لبنان منتقل شد که در فوریه سال 2008 در دمشق به قتل رسید. حزب الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران سرویس های مخفی اسرائیل را عامل این ترور معرفی کردند. منابع خبری به نقل از گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نوشته اند که مسئولیت سازماندهی تیم های ترور نخست وزیر پیشین لبنان را عماد مقنیه و یکی از بستگان وی مصطفی بدرالدین برعهده داشته اند و قتل رفیق حریری با هماهنگی کامل میان حزب الله لبنان و سپاه پاسداران صورت گرفته است. همین منابع افزوده اند که رییس جمهوری سوریه بشار اسد و رییس سرویس های مخفی این کشور، آصف شوکت، که از بستگان نزدیک بشار اسد است نقش کلیدی در قتل رفیق حریری داشته اند. منابع خبری تصریح کرده اند که از نظر رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، رفیق حریری مأمور عربستان در لبنان بوده و کشته شدن وی می توانسته زمینۀ به قدرت رسیدن حزب الله در لبنان را فراهم سازد. جراید لبنانی با اشاره به همین مطلب نوشته اند که علت استعفای وزرای وابسته به حزب الله از کابینۀ سعد حریری در روزهای گذشته که منجر به سقوط حکومت در لبنان شد نتایج تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری بوده است که قرار است در روزهای آینده منتشر شود. منابع نزدیک به سعد حریری گفته اند که حزب الله تهدید کرده بود که در صورت انتشار گزارش تحقیق دادگاه بین المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نه فقط اقدام به کودتا خواهد کرد، بلکه علیه اسرائیل نیز اعلام جنگ خواهد نمود. . .

33 سال پس از دخالت

33 سال پس از دخالت


در امور داخلی افغانستان









راهپیمائی اعتراضی و اجتماع توام با پرتاب رنگ، تخم مرغ و گوچه فرنگی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی و به آتش کشیدن عکس های بزرگ خامنه ای و احمدی نژاد در پایتخت افغانستان "کابل"، از آتش زیر خاکستر دیگری در همسایه شرقی ایران خبر داد. همچنان که بالا گرفتن مخالفت ها در دولت و حوزه علمیه نجف علیه نفوذ سپاه و ارگان های امنیتی در عراق، از آتش زیر خاکستری خبر داد که در عراق علیه ایران شکل گرفته است.



اعتراض ها در پایتخت افغانستان، پس از اعدام های اخیر افغان ها در زندان های خراسان شکل گرفت و ایجاد محدودیت های امنیتی علیه افغان های مهاجر در ایران آن را تشدید کرد. بدنبال این اعتراض ها، از آنجا که جمهوری اسلامی عادت دارد هر گرهی را با دندان باز کند و پشه را با خمپاره بزند(!)، بعنوان اقدامی تلافی جویانه مانع عبور تانکرهای سوخت از مرزهای مشترک دو کشور شد. با این اقدام، دولت افغانستان که وعده کنترل تظاهرات مردم علیه مقامات جمهوری اسلامی را داشت، خود نیز در این جبهه قرارگرفت. رفت و آمدهای سیاسی در حد معاون اول رئیس جمهور افغانستان به تهران نیز دردی را درمان نکرد، زیرا دولت افغانستان نه می تواند و نه می خواهد جلوی تظاهرات مردم علیه اقدامات جمهوری اسلامی را بگیرد. نمی تواند، زیرا در افغانستان قدرت پراکنده است، و نمی تواند، زیرا نه ناتو موافق چنین اقدامی است و نه طالبان و ضمنا موقعیت مطلوبی برای امریکائی ها پیش آمده تا خشم مردم از حضور ارتش بیگانه در افغانستان را متوجه همسایه ای کند که امریکا نیز با آن مسئله دارد!



در یک چنین موقعیتی است که تظاهرات افغان ها علیه جمهوری اسلامی در کابل ادامه دارد و حالا بیم از آنست که این تظاهرات به داخل ایران نیز رخنه کرده و با افغان های داخل ایران پیوند پیدا کند.



هر گرهی با دندان باز نمی شود و ای بسا یک گره ساده را تبدیل به "گره کور" کند، چنان که مناسبات دو دولت جمهوری اسلامی و افغانستان و مردم افغانستان و حکومت ایران و افغان های داخل ایران و افغان های داخل افغانستان می رود تا به "گره کور" تبدیل شود. سیاست و روشی که در بلوچستان ایران و در تقابل با اهل سنت و مردم بلوچ نیز "گره کور"ی را باعث شده که روز به روز و با ادامه سیاست های خشن دولتی و حکومتی کورتر می شود. گرهی که ابتدا و با گشوده شدن مرزهای ایران به روی افغانها، پس از سقوط دولت داوود و برقرار جمهوری دمکراتیک، در آخرین سال حکومت شاه در ایران آغاز شد و بدنبال انقلاب 57 در ایران، با وسعتی کم نظیر، بصورت مذهبی و نظامی و سیاسی ادامه یافت تا رسید به شرایط کنونی. شرایطی که نزدیک به 3 میلیون افغانی در ایران زندگی می کنند و صدها هزار افغانی که از ایران اخراج شده و با خشم و نفرت علیه ایران در کابل و شهرهای دیگر افغانستان زندگی را دوباره سامان داده اند.

کیهان خطاب به خاتمی: با وطن فروش مناظره نمی کنند اعدامش می کنند

کیهان خطاب به خاتمی: با وطن فروش مناظره نمی کنند اعدامش می کنند


روزنامه کیهان در مطلبی نوشت:



*یکی از دست اندرکاران فتنه 88 اذعان کرد این جریان بدیل جریان برانداز و ضدنظام است. خاتمی می گوید «باید شخصیت های باسابقه ولو معترض سرمایه نظام به حساب آیند و تقویت شوند در غیر این صورت خیزش بعدی ممکن است به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد»!



* خاتمی با چه رویی و در حالی که آفرین های متعددی از اوباما و کلینتون و شیمون پرز و رئیس موساد و سلطنت طلبانی چون داریوش همایون (بانی اهانت به حضرت امام در دی ماه 56 و باعث خیزش الهی مردم قم در 19 دی) دریافت کرده، فتنه عناصر وابسته به ضد انقلاب را با قیام 15 خرداد و 19 دی مقایسه می کند. آیا همان خروش چند میلیونی مردم غیور تهران در 9 دی 88 و اقیانوس جمعیت از میدان امام حسین تا میدان انقلاب و آزادی که شعار می دادند «لعن علی عدوک یا حسین- خاتمی و کروبی و میرحسین»، کافی نیست تا این عنصر بازی خورده محافل غربی یقین کند که جریان متبوع وی نه به کمون ]کما![ رفته بلکه مرده است؟



*اگر جریان همراه خاتمی و دیگر فتنه گران غم و نگرانی نظام را داشتند که بساط بی قانونی، اردوکشی و آشوب خیابانی و اهانت به مقدسات ملت ایران را فراهم نمی کردند. جای سؤال دارد که اگر به جای منافقین فتنه گر جدید قرار بود جریان های ضد انقلاب محارب (منافقین قدیم) مانند سال های اول انقلاب معرکه گیری کنند، جز همان حوادث سیاه و خیانت های بی سابقه را رقم می زدند که امثال خاتمی و موسوی و کروبی تدارک کردند؟! بله شما «سرمایه» بودید اما نه سرمایه ملت ایران بلکه همان طور که نتانیاهو گفت: «سرمایه بزرگ اسرائیل بودید» اما سوخت شدید و روی دست سرمایه گذاران باد کردید.



*در هیچ جای جهان با خائن و جاسوس و وطن فروش «مناظره و مباحثه» نمی کنند و خیانت وطن فروشی را که حکمش اعدام است، به حساب «اشتباه» نمی گذارند.

انفجار و حریق در پتروشیمی خارک

انفجار و حریق در پتروشیمی خارک




مجتمع پتروشیمی خارک بدنبال انفجار در یکی از مخازن 40 هزار لیتری گاز پرویان آتش گرفت. بدنبال دستور سانسور اخبار این حادثه به مطبوعات؛ شایعاتی که در باره سرایت حریق به مخزن بزرگتری که با یک میلیون لیترگاز در نزدیکی محل انفجار و حریق قرار دارد تائید و یا تکذیب نشده است. شمار تلفات احتمالی این حادثه نیز بدلیل سانسور خبر معلوم نیست. این درحالی است که بیش از ۴۰۰ نفر در مجتمع پتروشیمی خارک کار می‌کنند.

3 گزارش از واکنش نفوذ در موساد

3 گزارش از واکنش نفوذ در موساد


نمایش نفوذ در موساد را

حسین درخشانی سرهم کرده بود







درباره نمایش خنده دار باصطلاح امنیتی که وزارت اطلاعات "مصلحی" بعنوان نفوذ در "موساد" در سیمای جمهوری اسلامی راه اندازی کرد، این چند نکته را از ایران برای ما نوشته اند:



1- مردم اصلا حوصله این حرف ها و نمایش ها را ندارند و با بی اعتنائی کامل آنها را ندیده می گیرند. شخصا در شهر محل اقامتم که یکی از شهرهای مهم و مذهبی ایران است و همچنین در میان مردم، بویژه در تاکسی که معمولا محل همه نوع بحثی است، حرفی و توجهی در باره این نمایش نشنیدم.



2- آقا! این چه نفوذی است که بقول خودشان دانشمند اتمی را در ایران شناسائی کرده و کشته اند و حالا اینها می گویند ما در آنها نفوذ کرده بودیم. اگر نفوذ کرده بودند که جلوی ترور را می گرفتند!



3- نمایشی که با به تلویزیون آوردن یک آدم قربانی و یا مامور خودشان برپا کردند، تماما دست پخت حسین درخشانی و حسن شایانفر معاون شریعتمداری در موسسه کیهان بود. سناریوی این نمایش را از روی بازجوئی های حسین درخشانی در موسسه کیهان تنظیم کرده بودند و خود درخشانی هم در مراحل فیلمبرداری نظارت داشت.



(حسین درخشانی وبلاگ نویسی است که چند سالی خارج از کشور بود و پس از حمایت از احمدی نژاد و سفر به اسرائیل و نوشتن خاطراتش از این سفر در وبلاگی که داشت و همچنین چند مصاحبه درباره همین سفرها، به ایران بازگشت به این امید که هم از حمایت دولت برخوردار شود و هم نقش پل ارتباطی بین جمهوری اسلامی و اسرائیل را ایفاء کند. پس از بازگشت به ایران دستگیر شد و پس از یک دوران نسبتا طولانی و دشوار در زندان که اتفاقا همزمان شد با انتخابات 22 خرداد و کودتای متعاقب آن، سرانجام با قبول همه نوع همکاری با سازمان امنیت سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات از زندان بیرون آمد و به ارتش سایپری سپاه پاسداران پیوست.

ایران به افغانستان: تظاهر کنندگان مقابل سفارت ایران را بازداشت کنید!

بی بی سی : ایران می گوید تظاهرکنندگان 'عوامل غربی' بودند


حکومت افغانستان به درخواست سفارت ایران در کابل که خواستار بازداشت تظاهرکنندگان در برابر این سفارتخانه شده بود، جواب رد داده است.

اخیرا سفارت ایران در کابل، از دولت افغانستان خواست تا عاملان این تظاهرات را که روز پنجشنبه هفته گذشته در برابر سفارت ایران در کابل برگزار شد، شناسایی و بازداشت کند.

این تظاهرات در اعتراض به اقدام ایران به توقف تانکرهای مواد سوخت افغانستان در مرزهای این کشور و آنچه که "بدرفتاری" ایران با پناهجویان افغان خوانده می شد، برگزار شد.

تظاهرکنندگان تصاویر رهبران ایران را به آتش کشیده و رنگ و تخم مرغ بسوی تابلوی سفارت پرتاب کردند.

در پی این تظاهرات، سفیر ایران در کابل هشدار داد که در صورت عدم شناسایی و یا دستگیری این افراد، "احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترانزیت سوخت و یا در برخی مسائل تجدید نظر کند."

فدا حسین مالکی، سفیر ایران در کابل گفته است که مقام های افغان در تماس تلفنی با او اظهار "تاسف" کرده و "قول" داده اند تا "مسببین" را بازداشت کنند، اما یکی از مسئولان مرکز رسانه های حکومت به بی بی سی گفت که چنین تصمیمی در مورد تظاهر کنندگان روز پنجشنبه اتخاذ نشده است.

رفیع فردوس، مشاور مرکز رسانه های حکومت افغانستان به بی بی سی گفت که آزادی بیان و حق اعتراض در قانون اساسی این کشور تسجیل شده و حکومت قصد ندارد علیه این قانون عمل کند.

آقای فردوس گفت: "کابل تهران نیست. بر بنیاد آزادی بیان که در قانون اساسی ما تضمین شده هر کس حق دارد در هر موردی که می خواهد معترض باشد و نظر خود را ابراز کند."

تظاهرات روز پنجشنبه در کابل، چهارمین تظاهرات از این نوع ظرف دو هفته اخیر در برابر سفارت ایران در کابل بود.

ایران می گوید تظاهرکنندگان "عوامل غربی" مخالف بهبود روابط دو کشور هستند.

حدود یکهزار و ششصد تانکر حامل مواد سوخت از حدود یک ماه قبل تاکنون در مرزهای ایران متوقف شده است.

تظاهر کنندگان همچنین در شعارهای خود از حکومت ایران به دلیل آنچه که "بدرفتاری" با پناهجویان افغان در ایران می خواندند، انتقاد کردند.

سفیر ایران گفت که این تظاهرات به "تحریک" حزب همبستگی و نهضت سبز اندیشان افغانستان انجام شده است.

مسلمان نماهای دو آتشه

مسلمان نماهای دو آتشه


برای امام زمان سینه می زنند

اما به اسرائیل خدمت می کنند





به نقل از هاشمی رفسنجانی در تازه ترین مطلبی که به بهانه سخنرانی سال 48 وی منتشر شده ، برای نخستین بار به تبار یهودی کسانی کرد که در جمهوری اسلامی صاحب دولت و مقام شده اند اشاره شده است.با این مضمون:



یک خط انحرافی؛ بیشتر در پی تهییج مردم و استفاده ابزاری از احساسات مردم مسلمان نسبت به اهل بیت و حتی امام زمان است. كسی كه همزمان هم امام زمان می​گوید و هم كوروش كوروش می​كند هر دو را دروغ می​گوید!



اسرائیلی​ها می​خواهند با هر روش ممكن، حتی با استفاده از چهره های نفوذی ظاهر الصلاح، بازار اسلام ایرانی؛ اسلام عربی و اسلام آفریقایی راه بیاندازد!



باید مراقب نفوذ چهره های مشكوك مسلمان نمایی كه با پای برهنه به زیارت برخی اماكن مذهبی «خاص» (چاه جمکران که در دولت احمدی نژاد دو قلو شده) می روند، ولی در خفا با یهودی ها ارتباط دارند باشید. از صدر اسلام تاكنون همیشه بوده اند به ظاهر مسلمانان دو آتشه ای كه در واقع در خدمت اهداف ضد اسلامی یهود بوده​اند.



(حرف امروز، به بهانه سخنرانی سال 48 هاشمی و از زبان او مطرح شده است و این همان نکته ایست که دلیل انتشار آن سخنرانی در سال 48 است، در سال 1389 است!)

هشدار جدید آیت الله سیستانی به علی خامنه ای

هشدار جدید آیت الله سیستانی به علی خامنه ای


طلبه های نفوذی سپاه

از حوزه نجف پاکسازی می شوند





در برخی محافل مذهبی – سیاسی ایران گفته می شود که آیت الله سیستانی در هشداری صریح، از رهبر جمهوری اسلامی خواسته تا مانع دخالت های سپاه پاسداران در امور داخلی عراق و بویژه حوزه های علمیه نجف و کربلا شود.



در این هشدار تاکید شده که سپاه پاسداران، افرادی را بعنوان طلبه به حوزه علمیه نجف می فرستد که کار آنها درس خواندن نیست، بلکه تبلیغ سیاسی و جذب نیروی نظامی است و این امر به اعتبار و استقلال حوزه نجف لطمه می زند.



در ادامه همین خبر گفته می شود که در نجف، به مدارس حوزه دستور داده شده از ثبت نام طلبه هائی که از ایران می آیند، تا بررسی کامل پرونده آنها خودداری کنند. چنانچه این طلبه ها از سوی دفاتر مراجع شناخته شده و مستقل حوزه های قم و مشهد و اصفهان تائید و معرفی شده باشند ثبت نام می شوند و در غیر اینصورت آنها را به حوزه ها راه نمی دهند.



در یک خبر دیگر، تصفیه هلال احمر عراق از ایرانی های نفوذی آغاز شده و دولت عراق از ایران خواسته تا مدیریت درمانگاه هائی که توسط برخی نهادهای جمهوری اسلامی مانند کمیته امداد و دفتر تبلیغات اسلامی و... در مناطق شیعه نشین نجف، کربلا و بصره ساخته شده را به دولت عراق واگذار کند.



حدس زده می شود که یورش اخیر به پایگاه مجاهدین خلق در عراق – پایگاه اشرف- نتیجه ادامه مذاکرات و تفاهم هائی باشد که میان هیات های ایرانی و عراق در زمینه قطع دخالت در امور داخلی دولتی و مذهبی یکدیگر صورت گرفته است. از جمله نتایج این توافق، آزادی شماری از ایرانیان زندانی در عراق توسط دولت این کشور است، که گفته می شود از افراد اعزامی سپاه و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بوده اند.

"بن علی" در تونس فرصت ها را از دست داد

"بن علی" در تونس فرصت ها را از دست داد


کمربند سبز انقلابی

از تونس به سوی اردن و الجزایر





بعد از روزهای مقابله خونین با مردم تونس، که با شعار آزادیخواهی- نان و آب - کار و علیه گرانی به خیابان آمده بودند، رئیس جمهوری که قدرت خود را مادام العمر تصور کرده بود در تلویزیون ظاهر شده و گفت که فریاد مردم را شنیده است و حاضراست در انتخابات بعدی کاندیدا نشود. ضمنا مطبوعات و احزاب را حاضر است آزاد کند و زندانیان را هم مرخص کند، اما برنامه حذف یارانه ها و برابری قیمت ها با دلار باید بعنوان یک طرح اقتصادی در کشور اجرا شود.



48 ساعت پس از این سخنرانی، مردم بار دیگر ریختند به خیابان و فریاد زدند ما "نان" و "آب" و "کار" می خواهیم و مرگ بر گرانی و بیکاری و سرانجام "بن علی باید برود!"



رئیس جمهور مادام العمر "بن علی" که تا هفته های پیش مردم تونس را خس و خاشاک و بز و بزغاله می دانست و میکروب های سیاسی را زندانی کرده بود، سرانجام شب گذشته استعفاء داده و قدرت را به نخست وزیرش منتقل کرد. نخست وزیر نیز وعده های تلویزیونی "بن علی" را برای آزادی احزاب و مطبوعات و حذف فیلترینگ و آزادی زندانیان سیاسی تکرار کرد اما گفت که برنامه اقتصادی دولت که همان هدفمند کردن یارانه ها در تونس باشد باید ادامه یابد.



مردم یکبار دیگر با همان شعار "نان، کار، ارزانی و آزادی" ریختند به خیابان و این بار رئیس جمهور مادام العمر تونس که چند روز پیش خانواده اش را از کشور خارج کرده بود، خود از کشور گریخت و جمع آوری عکس های وی از سطح شهرها توسط ارتش آغاز شد و پسر بزرگ وی نیز به جرم دست داشتن در سرکوب مردم به دام افتاد و بازداشت شد.



جنبش ادامه دارد و بموجب آخرین خبرها، نه تنها در الجزایر جنبشی مشابه علیه بیکاری و گرانی و حذف یارانه ها و همسوئی دولت با بانگ جهانی ادامه دارد، بلکه شب گذشته خبرگزاری ها با احتیاط گزارش دادند که جنبش به "اردن" نیز سرایت کرده و حالا کمربندی سبز مرکب از تونس، اردن و الجزایر در منطقه تشکیل شده که درانتظار پیوستن مصر به خویش است!



درتمام روزهائی که در الجزایر و تونس جنبش اعتراضی مردم جریان دارد، برخلاف تصورات و تبلیغات حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی، نه کسی تصویر احمدی نژاد و خامنه ای را بلند کرد و نه بانگ الله اکبر و زنده باد حزب الله سر داد.



درس بزرگ جنبش سبز ایران از آنچه که در منطقه می گذرد، پیوند زدن فریاد آزادی با شکم گرسنه مردم و به میدان فراخواندن توده های مردم برای نان و آب و کار و مسکن و آزادی است.



اما درس بزرگی که حاکمیت باید بگیرد: فریاد مردم پیش از تقلب در انتخابات 22 خرداد باید شنیده می شد و علیه رای مردم کودتا نمی شد. به جای سرکوب خونین مردم و به زندان کشیدن و کشتن معترضان و باز کردن توپخانه دروغ از صدا و سیما و منابر نماز جمعه، هنوز فرصت شنیدن پیام مردم و حفظ نظام بود. هنوز هم که چهره هائی از درون نظام مورد اعتماد و وثوق مردم اند، امکان شنیدن صدای مردم و حفظ نظام هست. اما این فرصت های ابدی نیست و از کف می رود. همچنان که در تونس از کف "بن علی" رئیس جمهوری که قدرت خویش را مادام العمر تصور کرده بود رفت!