مطابق دستوری که خبرگزاری فارس منتشر کرد
مصاحبه فرماندهان سپاه
از این پس، نباید منتشر شود!
روابط عمومی سپاه پاسداران با دستوری که خبرگزاری وابسته به سپاه "فارس" آن را منتشر کرد، از مطبوعات و صدا و سیما خواست تا مطالبی را به نقل از فرماندهان سپاه منتشر نکنند، زیرا نظرات آنها، نظرات رسمی سپاه پاسداران نیست.
ظاهرا مصاحبه خبری روز گذشته فرمانده کل سپاه پاسداران با هدف اعلام نظر رسمی سپاه در باره مسائل سیاسی، اقتصادی و سیاست خارجی بود. (خلاصه این مصاحبه در شماره دیروز پیک نت منتشر شد)
روابط عمومی سپاه خطاب به رسانه ها اعلام داشت که انتشار برخی مطالب و اظهار نظرها، از زبان فرماندهان سپاه( برای نمونه سردار مشفق از طراحان امنیتی کودتای 22 خرداد) می تواند به "سوء استفاده دشمن و تشویش افکار عمومی" منجر شود. نظرات رسمی سپاه از زبان فرمانده کل سپاه و نماینده رهبری در سپاه اعلام می شود!
(ظاهرا تصمیم به انتشار یک ماهنامه جدید خبری در سپاه با نام "سپاه خبر" نیز تصمیمی است در ادامه این اطلاعیه)
نکته جالب در ارتباط با اطلاعیه آنست که چرا سپاه به فرماندهان دستور نداده سخنرانی و مصاحبه نکنند و از رسانه ها خواسته حرف های آنها را منتشر نکنند! مگر آن که بدانند انسجامی برای کنترل بیان نظرات فرماندهان سپاه وجود ندارد و بیم آن می رود که بتدریج برخی فرماندهان سپاه، نظراتی در تائید خواست های مردم و مخالفت با سرکوب مردم و یا دولت احمدی نژاد و ... بگویند و از حالا برای آن پیش بینی سانسور را کرده اند!
البته دور کردن سپاه از تیررس نگاه کنجکاو مردم و روحانیت معترض، و انکار حکومت سپاهی نیز بخشی از انگیزه این دستور است. چنان که درنماز جمعه اخیر رهبر نیز فرماندهان سپاه و ارتش از صف اول و دوم غایب بودند و اگر هم بودند در لباس شخصی بودند!
Tuesday, February 8, 2011
بدستور سپاه
بدستور سپاه
20 کیلومتر از خاک ایران
به دولت عراق هدیه شد!
سلام- من، مدتی پیش یک هیات... برای تهیه گزارشی که بی ارتباط با سفر احمدی نژاد به خوزستان نبود، به آبادان اعزام می شود. بعد از بازگشت از محل، به هیات اعزامی دستور داده می شود، در گزارش های خود اشاره به ماجرائی که در زیر برایتان می نویسم نشود:
چند سال پیش قسمتی از مرز شلمچه منطقه آزاد اقتصادی در نظر گرفته شد. هر دو طرف مرز دوربین مدار بسته نصب می شود که مطابق اطلاعات بدست آمده، 2 هزار دوربین در دو محل نصب می شود. البته با هزینه استفاده از فیبر نوری. مرز بدستور سپاه بُتن ریزی می شود و همه زمینه سازی ها فراهم می شود، اما مدتی بعد بی آنکه به کسی گفته شود به چه دلیل؟ سپاه دستور می دهد در نقطه مرزی تجدید نظر شود. مطابق دستور سپاه این تجدید نظر صورت می گیرد و قسمتی از خاک ایران که مطابق قرار داد الجزایر میان صدام حسین و شاه به ایران تعلق گرفته بود، به دولت کنونی عراق واگذار می شود. پس از این واگذاری، 20 کیلومتر در 200 متر عمق از خاک ایران به عراق داده می شود و تمام زیرساخت های منقطه آزاد شلمچه در این 20 کیلومتر را عراقی ها مفت و مجانی تصاحب می کنند.
20 کیلومتر از خاک ایران
به دولت عراق هدیه شد!
سلام- من، مدتی پیش یک هیات... برای تهیه گزارشی که بی ارتباط با سفر احمدی نژاد به خوزستان نبود، به آبادان اعزام می شود. بعد از بازگشت از محل، به هیات اعزامی دستور داده می شود، در گزارش های خود اشاره به ماجرائی که در زیر برایتان می نویسم نشود:
چند سال پیش قسمتی از مرز شلمچه منطقه آزاد اقتصادی در نظر گرفته شد. هر دو طرف مرز دوربین مدار بسته نصب می شود که مطابق اطلاعات بدست آمده، 2 هزار دوربین در دو محل نصب می شود. البته با هزینه استفاده از فیبر نوری. مرز بدستور سپاه بُتن ریزی می شود و همه زمینه سازی ها فراهم می شود، اما مدتی بعد بی آنکه به کسی گفته شود به چه دلیل؟ سپاه دستور می دهد در نقطه مرزی تجدید نظر شود. مطابق دستور سپاه این تجدید نظر صورت می گیرد و قسمتی از خاک ایران که مطابق قرار داد الجزایر میان صدام حسین و شاه به ایران تعلق گرفته بود، به دولت کنونی عراق واگذار می شود. پس از این واگذاری، 20 کیلومتر در 200 متر عمق از خاک ایران به عراق داده می شود و تمام زیرساخت های منقطه آزاد شلمچه در این 20 کیلومتر را عراقی ها مفت و مجانی تصاحب می کنند.
بعد از امضا و دكترای جعلی، نماینده جعلی هم آمد
در ادامه این خبر آمده است: «سید احمد رسولینژاد، نماینده مردم دماوند و فیروزكوه در مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب به شبكه ایران گفت: كسانی كه هیچ گاه به رویكرد و روحیه احمدی نژاد اعتقاد نداشتند و طی سالهای گذشته مجبور شدند خود را همراه مردم و طرفدار ایشان معرفی كنند؛ اكنون كه منافع اقتصادی و سیاسی و باندی خود را به علت رویكرد عدالت گرایانه رئیس جمهور در خطر می بینند؛ به بهانه های مختلف در صدد تضعیف رئیس جمهور هستند».
نكته جالب توجه در این خبر آن كه این فرد در حال حاضر نماینده مجلس نیست و فقط در دوره هفتم، به عنوان نماینده در بهارستان حضور داشته است.
جالب تر آنكه رسولی نژاد در حال حاضر معاون پشتیبانی، حقوقی و امور مجلس وزارت تعاون است.
امیدواریم این اتفاق، یك اشتباه سهوی در كار خبر بوده باشد، و الا از آن می توان به عنوان پروژه جعل نماینده در مجلس برای حمایت از دولت احمدی نژاد یاد كرد.
البته این جعل نماینده در حالی كه صورت می گیرد كه اكثریت نمایندگان مجلس را اصولگرایان تشكیل می دهند، اما ظاهرا آنچه در بین آنان كمیاب شده است، نمایندگان حامی دولت است كه در هفته های اخیر در پی برخی اقدامات و اظهارات دولتیان، از شمار آنان كاسته شده است و سایت رسمی روزنامه دولت برای حمایت از رئیسجمهور به گفتگو با یك مقام دولتی به عنوان نماینده پرداخته است.
نكته جالب توجه در این خبر آن كه این فرد در حال حاضر نماینده مجلس نیست و فقط در دوره هفتم، به عنوان نماینده در بهارستان حضور داشته است.
جالب تر آنكه رسولی نژاد در حال حاضر معاون پشتیبانی، حقوقی و امور مجلس وزارت تعاون است.
امیدواریم این اتفاق، یك اشتباه سهوی در كار خبر بوده باشد، و الا از آن می توان به عنوان پروژه جعل نماینده در مجلس برای حمایت از دولت احمدی نژاد یاد كرد.
البته این جعل نماینده در حالی كه صورت می گیرد كه اكثریت نمایندگان مجلس را اصولگرایان تشكیل می دهند، اما ظاهرا آنچه در بین آنان كمیاب شده است، نمایندگان حامی دولت است كه در هفته های اخیر در پی برخی اقدامات و اظهارات دولتیان، از شمار آنان كاسته شده است و سایت رسمی روزنامه دولت برای حمایت از رئیسجمهور به گفتگو با یك مقام دولتی به عنوان نماینده پرداخته است.
بعد از تكذیب قاطعانه دفتر احمدی نژاد :عكس همسراحمدی نژاد با سوزان مبارك به روایت رجاو رهوا
بعد از تكذیب قاطعانه دفتر احمدی نژاد :عكس همسراحمدی نژاد با سوزان مبارك به روایت رجاو رهوا
سایت آینده: در پی تكذیبیه دفتر رییس جمهور درباره دیدار همسر احمدی نزاد با سوزان مبارك، گوینده خبر تصاویر این خبر همراه با عكس را در اختیار رسانه ها قرار داد، اما رجانیوز در یك اقدام كاملا حرفه ای ، خبرش را تغییر داد!
پس از پخش برنامه" دیروز، امروز، فردا» با حضور خانم رجایی فر و حسین شیخ الاسلام، رجایی فر در بخشی از برنامه به دیدار همسر دكتر احمدی نژاد با «سوزان مبارك» همسر حسنی مبارك اشاره و از این سفر انتقاد كرد.
به دنبال اظهارات رجائی فر، معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور از سوی دولت تكذیبیه ای صادر و در آن خاطر نشان كرد: «در پی پخش اظهارات یكی از میهمانان برنامه زنده تلویزیونی "دیروز امروز فردا" در خصوص ملاقات همسر رییس جمهور اسلامی ایران با همسر رییس جمهور مصر اعلام میدارد همسر محترمه رییس جمهور هیچگونه ملاقاتی با همسر رییس جمهور مصر نداشته و مطالب یاد شده كذب محض میباشد. انتظار میرود رسانه ملی در انعكاس مطالب مرتبط با ریاست محترم جمهور دقت و ملاحظه بیشتری مبذول دارد.»
اما خانم رجائی فر، با ارسال نامه ای حاوی دفاعیات و تصاویر مربوط به این دیدار، خواستار رفع ابهامات و پاسخ به این تكذیبیه گردید.
وی با تأكید دوباره بر دیدار همسران رؤسای جمهوری ایران و مصر می نویسد: «استناد اینجانب به خبری بود كه در پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز (سایت نزدیك به دولت) در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۸ منتشر شده و درآن عكسی نیز با عنوان « دیدار اعظم السادات فراحی با سوزان مبارك همسر رییس جمهور مصر» درج شده بود. تا ساعت ۲۰:۱۰ دقیقه امروز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۸۹ این عكس خبری با همان زیرنویس قبلی در سایت رجا قرار داشت كه تصویر صفحه خبر نیز موجود است. بدیهی است اینجانب مسؤولیتی در قبال صحت یا سقم خبر نقل شده ندارم.
متأسفانه پس از این كه افرادی از طریق غیررسمی از منبع خبر اطلاع كسب كردند، بلافاصله در عملی غیرحرفه ای و غیراخلاقی قبل از ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه اقدام به تغییر زیرنویس عكس مذكور شد.
حال جای طرح این نكات است كه:
۱) اگر چنین خبر كذبی در سایتی كه یكی از نزدیك ترین پایگاه های اطلاع رسانی به دولت و به همین دلیل منبع موثقی در این باره محسوب می شود منتشر شده است، چرا معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور درهمان تاریخ نسبت به آن حساسیت و واكنشی نشان نداده و آن را تكذیب یا اصلاح ننموده است تا این خبر، مرجع انتشار در رسانه های دیگر و مورد استناد سایرین قرار نگیرد؛ كما این كه هم اكنون در بعضی از وبلاگ های علاقه مندان رییس جمهور عین خبر با همین عكس و زیرنویس درج شده كه تصاویر برخی از آنان نیز در دست است.
۲) چنانچه چنین غفلتی صورت گرفته، مخاطبان خصوصاً پس از گذشت ۴۴۸ روز از انتشار خبر و عدم تكذیب آن، مسؤولیتی در استفاده و نقل آن ندارند و این سایت منبع است كه باید به سهل انگاری خود اذعان نموده و مسؤولیت عدم صحت خبر و آثار ناشی از آن را به عهده بگیرد.
۳) با توجه به دو اشتباه اولیه، اشتباه سوم را مرتكب شدن دور از عقل و انصاف می باشد كه ترتیبی داده شود كه در یك اقدام ناپسند، با این انگیزه كه استناد به منبع غیر ممكن شود، در اصل خبر به نوعی جعل صورت گیرد. از آنجا كه با توجه به امكانات كنونی انكار واقعیت و فریب افكار ممكن نیست، انتظار دارم هم معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور از ایراد اتهام اظهارات كذب به این جانب و هم منبع انتشار خبر، بابت اقدامات نسنجیده بعدی خود عذرخواهی نمایند.»
http://www.rahva.ir/component/content/article/62-lastnews/5091-news.html
گزارش خبرگزاری دولت از دستاوردهای سفر احمدی نژاد به ایتالیا
سایت آینده: در پی تكذیبیه دفتر رییس جمهور درباره دیدار همسر احمدی نزاد با سوزان مبارك، گوینده خبر تصاویر این خبر همراه با عكس را در اختیار رسانه ها قرار داد، اما رجانیوز در یك اقدام كاملا حرفه ای ، خبرش را تغییر داد!
پس از پخش برنامه" دیروز، امروز، فردا» با حضور خانم رجایی فر و حسین شیخ الاسلام، رجایی فر در بخشی از برنامه به دیدار همسر دكتر احمدی نژاد با «سوزان مبارك» همسر حسنی مبارك اشاره و از این سفر انتقاد كرد.
به دنبال اظهارات رجائی فر، معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور از سوی دولت تكذیبیه ای صادر و در آن خاطر نشان كرد: «در پی پخش اظهارات یكی از میهمانان برنامه زنده تلویزیونی "دیروز امروز فردا" در خصوص ملاقات همسر رییس جمهور اسلامی ایران با همسر رییس جمهور مصر اعلام میدارد همسر محترمه رییس جمهور هیچگونه ملاقاتی با همسر رییس جمهور مصر نداشته و مطالب یاد شده كذب محض میباشد. انتظار میرود رسانه ملی در انعكاس مطالب مرتبط با ریاست محترم جمهور دقت و ملاحظه بیشتری مبذول دارد.»
اما خانم رجائی فر، با ارسال نامه ای حاوی دفاعیات و تصاویر مربوط به این دیدار، خواستار رفع ابهامات و پاسخ به این تكذیبیه گردید.
وی با تأكید دوباره بر دیدار همسران رؤسای جمهوری ایران و مصر می نویسد: «استناد اینجانب به خبری بود كه در پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز (سایت نزدیك به دولت) در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۸ منتشر شده و درآن عكسی نیز با عنوان « دیدار اعظم السادات فراحی با سوزان مبارك همسر رییس جمهور مصر» درج شده بود. تا ساعت ۲۰:۱۰ دقیقه امروز دوشنبه ۱۸ بهمن ماه ۱۳۸۹ این عكس خبری با همان زیرنویس قبلی در سایت رجا قرار داشت كه تصویر صفحه خبر نیز موجود است. بدیهی است اینجانب مسؤولیتی در قبال صحت یا سقم خبر نقل شده ندارم.
متأسفانه پس از این كه افرادی از طریق غیررسمی از منبع خبر اطلاع كسب كردند، بلافاصله در عملی غیرحرفه ای و غیراخلاقی قبل از ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه اقدام به تغییر زیرنویس عكس مذكور شد.
حال جای طرح این نكات است كه:
۱) اگر چنین خبر كذبی در سایتی كه یكی از نزدیك ترین پایگاه های اطلاع رسانی به دولت و به همین دلیل منبع موثقی در این باره محسوب می شود منتشر شده است، چرا معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور درهمان تاریخ نسبت به آن حساسیت و واكنشی نشان نداده و آن را تكذیب یا اصلاح ننموده است تا این خبر، مرجع انتشار در رسانه های دیگر و مورد استناد سایرین قرار نگیرد؛ كما این كه هم اكنون در بعضی از وبلاگ های علاقه مندان رییس جمهور عین خبر با همین عكس و زیرنویس درج شده كه تصاویر برخی از آنان نیز در دست است.
۲) چنانچه چنین غفلتی صورت گرفته، مخاطبان خصوصاً پس از گذشت ۴۴۸ روز از انتشار خبر و عدم تكذیب آن، مسؤولیتی در استفاده و نقل آن ندارند و این سایت منبع است كه باید به سهل انگاری خود اذعان نموده و مسؤولیت عدم صحت خبر و آثار ناشی از آن را به عهده بگیرد.
۳) با توجه به دو اشتباه اولیه، اشتباه سوم را مرتكب شدن دور از عقل و انصاف می باشد كه ترتیبی داده شود كه در یك اقدام ناپسند، با این انگیزه كه استناد به منبع غیر ممكن شود، در اصل خبر به نوعی جعل صورت گیرد. از آنجا كه با توجه به امكانات كنونی انكار واقعیت و فریب افكار ممكن نیست، انتظار دارم هم معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور از ایراد اتهام اظهارات كذب به این جانب و هم منبع انتشار خبر، بابت اقدامات نسنجیده بعدی خود عذرخواهی نمایند.»
http://www.rahva.ir/component/content/article/62-lastnews/5091-news.html
گزارش خبرگزاری دولت از دستاوردهای سفر احمدی نژاد به ایتالیا
اعلامیه مجمع نمایندگان ادوار مجلس
اعلامیه مجمع نمایندگان ادوار مجلس
زنده باد آزادی- زنده باد ایران
درود بر موسوی، کروبی و خاتمی
مجمع نمایندگان ادوار مجلس نیز بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن بیانیه ای صادر کرد که در آن به اوضاع کنونی منطقه و وضع بحرانی در کشور نیز پرداخته شده است.
دراین بیانیه آمده است:
انقلاب اسلامی با مؤلفه های آزادی خواهی , عدالت جویی , واستقلال طلبی با مشارکت گسترده مردم و حضور وهمراهی گروه های سیاسی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی به پیروزی رسید . جمهوری اسلامی ویا به عبارتی جمهوریت واسلامیت تجلی گاه آرمان های مردم وبه ویژه آرمان آزادی وعدالت تلقی وازسوی مردم پذیرفته شد .همزمان با شکل گیری نهادهای نظام جمهوری اسلامی برخی کاستی ها ازسویی وسوء تدبیر برخی گروه های سیاسی آن مقطع تاریخی ازسویی دیگر, به درگیری ها وخشونت ها دامن زد. و پس از آن نیزبا بروز جنگ فضای سیاسی تساهل وروامداری دچار انسداد شد .
با گذر از شرایط جنگی , تغییر قانون اساسی , درگذشت امام خمینی , کشوروارد مرحله ای تازه شد ؛ تغییرات ساختاری منجر به تمرکز قدرت در حوزه مدیریت کلان کشور شد . رویکرد تمرکز قدرت غیر پاسخگو آغازپررنگ ترشدن تفکر به حاشیه راندن مردم واصول آزادی وعدالت شد ؛ که تجلی این رویکرد را درمقاطع مختلف انتخابات می توان مشاهده نمود .
شکل عریان و ناب این تفکر در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خودنمایی نمود. علیرغم استقبال بی نظیر اقشار مختلف اعم از کار گران , جوانان , زنان , دانشگاهیان واندیشمندان جامعه، برخوردی در خور شآن ملت بزرگ ایران با مردم صورت نگرفت و اندیشه آزادیخواهی با سد تفکر سازمان یافته اقتدار گرایی وتمامیت خواهی روبه رو شد .
پاسخ اعتراض مدنی و مسالمت جویانه مردم چیزی جز سرکوب , دستگیری و شکنجه و زندان و اعدام نبود .
به موازات کم رنگ کردن نقش مردم , مسدود کردن آزادی های قانونی ومدنی ؛ نا کار آمدی مدیریت سیاسی کشور وسوء مدیریت ها , اتخاذ خط مشی های نسنجیده و برنامه های نادرست موجب گردید که روند شاخص های اقتصادی و معیشتی مردم شیب نزولی پیدا کرده وکارگران و کشاورزان , کارمندان ؛ دانشگاهیان وفرهنگیان و تولید کنندگان در تنگنای معیشتی قرار گرفته و بیکاری و رکود وفقدان شرایط شرایط سرمایه گذاری وگرانی قیمت کالا وخدمات گریبانگیر مردم شود .
همه اینها چیزی نیست جز دورشدن از آرمان ها و اصول اولیه انقلاب، چون آزادی وعدالت و رعایت حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن حق آزادی بیان و احزاب, حق آزادی انتخابات و آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن, حق آزادی اجتماعات وراه پیمایی ها , حق آزادی روزنامه ها , ممنوعیت شنود و باز کردن نامه ها و بسته های پستی وعدم دخالت در زندگی خصوصی افراد , مجاز نبودن تفتیش عقاید و ممنوعیت سانسور و.............. , که در قانون اساسی مورد توجه و پذیرش و در عمل به فراموشی سپرده شده است .
در آستانه سی وسومین سالگرد انقلاب هیچ منفعت ومصلحتی برتر از خوشبختی مردم و رفاه و آسایش وآزادی آنان وجود ندارد و همبستگی ملی از راه به رسمیت شناختن آزادی ها ی قانونی و رعایت حقوق شهروندی ممکن می گردد .
برای پاسداشت انقلاب وهزینه گزافی که مردم متحمل شده اند راهی جز تحول دیدگاه حاکم و اقدام فوری برای رفع کاستی ها و نا بسامانی ها و پاسخگویی به مطالبات مردم وجود ندارد .
برگزاری راهپیمایی ها و گردهمایی ازحقوق به رسمیت شناخته شده وقانونی شهروندان است , این حق قانونی آشکارا نادیده گرفته شده و مردم با تهدیدات و برخوردهای غیر قانونی از این حق محروم شده اند. استفاده ابزاری از حضور مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی و مصادره به مطلوب شرکت مردم از شگردهایی است که مخالفان مردم سالاری به کار بسته و می بندند. اگر گروه بزرگی از مردم با تاکید بر دستاوردهای انقلاب و مخالف با روش های جاری بخواهند برای یاد آوری درخواست های مردم در مقطع پیروزی و با برداشت متفاوت با برگزار کنندگان رسمی راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی بدارند نهادی که مسؤلیت امنیت مردم را برعهده گیرد وجود ندارد. درحالی که براساس قانون این وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت مردم و هر گونه راهپیمایی را باید تضمین کرده و برعهده بگیرد , امری که تا به حال به گونه ای دیگر رقم خورده است .
بار دیگر برخواست های قانونی واهمیت توجه به حقوق شهروندی وآزادی انتخابات تاکید کرده وپشتیبانی همه جانبه خود را از سران جنبش سبز مردم ایران اعلام می داریم . این بزرگواران یعنی آقایان موسوی و کروبی و خاتمی شایسته تکریم و احترام روزافزون هستند و ادبیات نامناسب در مورد آنان توهین به شعور و آگاهی مردم ایران یعنی صاحبان اصلی کشور است. دفاع از آزادی های قانونی مردم , دفاع از حقوق شهروندی؛ تاکید بر رعایت قانون در دادرسی ها ومحاکم , محکومیت کشتار و زندانی کردن آزادیخواهان , محکوم کردن اعدام زندانیان و اجرای احکام بدون طی مراحل قانونی , نادرست شمردن رفتارهای نامناسب با زندانیان فتنه و فتنه گری نیست بلکه آزادمنشی وآزادیخواهی نام دارد . مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از آزادی و آزادیخواهی پشتیبانی کرده و همبستگی وهمراهی همه ایرانیان با هر نگرش و فکر وعقیده درهرجای جهان را برای دست یابی به آزادی از نیازهای این مرحله تاریخی دانسته و بران تاکید می کند .
زنده باد ایران , زنده باد آزادی وعدالت , زنده باد جنبش سبز
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
تهران بهمن ماه 1389
زنده باد آزادی- زنده باد ایران
درود بر موسوی، کروبی و خاتمی
مجمع نمایندگان ادوار مجلس نیز بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن بیانیه ای صادر کرد که در آن به اوضاع کنونی منطقه و وضع بحرانی در کشور نیز پرداخته شده است.
دراین بیانیه آمده است:
انقلاب اسلامی با مؤلفه های آزادی خواهی , عدالت جویی , واستقلال طلبی با مشارکت گسترده مردم و حضور وهمراهی گروه های سیاسی با دیدگاه ها ونگرش های گوناگون سیاسی وعقیدتی به پیروزی رسید . جمهوری اسلامی ویا به عبارتی جمهوریت واسلامیت تجلی گاه آرمان های مردم وبه ویژه آرمان آزادی وعدالت تلقی وازسوی مردم پذیرفته شد .همزمان با شکل گیری نهادهای نظام جمهوری اسلامی برخی کاستی ها ازسویی وسوء تدبیر برخی گروه های سیاسی آن مقطع تاریخی ازسویی دیگر, به درگیری ها وخشونت ها دامن زد. و پس از آن نیزبا بروز جنگ فضای سیاسی تساهل وروامداری دچار انسداد شد .
با گذر از شرایط جنگی , تغییر قانون اساسی , درگذشت امام خمینی , کشوروارد مرحله ای تازه شد ؛ تغییرات ساختاری منجر به تمرکز قدرت در حوزه مدیریت کلان کشور شد . رویکرد تمرکز قدرت غیر پاسخگو آغازپررنگ ترشدن تفکر به حاشیه راندن مردم واصول آزادی وعدالت شد ؛ که تجلی این رویکرد را درمقاطع مختلف انتخابات می توان مشاهده نمود .
شکل عریان و ناب این تفکر در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خودنمایی نمود. علیرغم استقبال بی نظیر اقشار مختلف اعم از کار گران , جوانان , زنان , دانشگاهیان واندیشمندان جامعه، برخوردی در خور شآن ملت بزرگ ایران با مردم صورت نگرفت و اندیشه آزادیخواهی با سد تفکر سازمان یافته اقتدار گرایی وتمامیت خواهی روبه رو شد .
پاسخ اعتراض مدنی و مسالمت جویانه مردم چیزی جز سرکوب , دستگیری و شکنجه و زندان و اعدام نبود .
به موازات کم رنگ کردن نقش مردم , مسدود کردن آزادی های قانونی ومدنی ؛ نا کار آمدی مدیریت سیاسی کشور وسوء مدیریت ها , اتخاذ خط مشی های نسنجیده و برنامه های نادرست موجب گردید که روند شاخص های اقتصادی و معیشتی مردم شیب نزولی پیدا کرده وکارگران و کشاورزان , کارمندان ؛ دانشگاهیان وفرهنگیان و تولید کنندگان در تنگنای معیشتی قرار گرفته و بیکاری و رکود وفقدان شرایط شرایط سرمایه گذاری وگرانی قیمت کالا وخدمات گریبانگیر مردم شود .
همه اینها چیزی نیست جز دورشدن از آرمان ها و اصول اولیه انقلاب، چون آزادی وعدالت و رعایت حقوق شهروندی و به رسمیت شناختن حق آزادی بیان و احزاب, حق آزادی انتخابات و آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن, حق آزادی اجتماعات وراه پیمایی ها , حق آزادی روزنامه ها , ممنوعیت شنود و باز کردن نامه ها و بسته های پستی وعدم دخالت در زندگی خصوصی افراد , مجاز نبودن تفتیش عقاید و ممنوعیت سانسور و.............. , که در قانون اساسی مورد توجه و پذیرش و در عمل به فراموشی سپرده شده است .
در آستانه سی وسومین سالگرد انقلاب هیچ منفعت ومصلحتی برتر از خوشبختی مردم و رفاه و آسایش وآزادی آنان وجود ندارد و همبستگی ملی از راه به رسمیت شناختن آزادی ها ی قانونی و رعایت حقوق شهروندی ممکن می گردد .
برای پاسداشت انقلاب وهزینه گزافی که مردم متحمل شده اند راهی جز تحول دیدگاه حاکم و اقدام فوری برای رفع کاستی ها و نا بسامانی ها و پاسخگویی به مطالبات مردم وجود ندارد .
برگزاری راهپیمایی ها و گردهمایی ازحقوق به رسمیت شناخته شده وقانونی شهروندان است , این حق قانونی آشکارا نادیده گرفته شده و مردم با تهدیدات و برخوردهای غیر قانونی از این حق محروم شده اند. استفاده ابزاری از حضور مردم در راهپیمایی سالگرد انقلاب اسلامی و مصادره به مطلوب شرکت مردم از شگردهایی است که مخالفان مردم سالاری به کار بسته و می بندند. اگر گروه بزرگی از مردم با تاکید بر دستاوردهای انقلاب و مخالف با روش های جاری بخواهند برای یاد آوری درخواست های مردم در مقطع پیروزی و با برداشت متفاوت با برگزار کنندگان رسمی راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی بدارند نهادی که مسؤلیت امنیت مردم را برعهده گیرد وجود ندارد. درحالی که براساس قانون این وظیفه نیروی انتظامی است که امنیت مردم و هر گونه راهپیمایی را باید تضمین کرده و برعهده بگیرد , امری که تا به حال به گونه ای دیگر رقم خورده است .
بار دیگر برخواست های قانونی واهمیت توجه به حقوق شهروندی وآزادی انتخابات تاکید کرده وپشتیبانی همه جانبه خود را از سران جنبش سبز مردم ایران اعلام می داریم . این بزرگواران یعنی آقایان موسوی و کروبی و خاتمی شایسته تکریم و احترام روزافزون هستند و ادبیات نامناسب در مورد آنان توهین به شعور و آگاهی مردم ایران یعنی صاحبان اصلی کشور است. دفاع از آزادی های قانونی مردم , دفاع از حقوق شهروندی؛ تاکید بر رعایت قانون در دادرسی ها ومحاکم , محکومیت کشتار و زندانی کردن آزادیخواهان , محکوم کردن اعدام زندانیان و اجرای احکام بدون طی مراحل قانونی , نادرست شمردن رفتارهای نامناسب با زندانیان فتنه و فتنه گری نیست بلکه آزادمنشی وآزادیخواهی نام دارد . مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی از آزادی و آزادیخواهی پشتیبانی کرده و همبستگی وهمراهی همه ایرانیان با هر نگرش و فکر وعقیده درهرجای جهان را برای دست یابی به آزادی از نیازهای این مرحله تاریخی دانسته و بران تاکید می کند .
زنده باد ایران , زنده باد آزادی وعدالت , زنده باد جنبش سبز
مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی
تهران بهمن ماه 1389
مصاحبه خبری سرلشگر عزیز جعفری
مصاحبه خبری سرلشگر عزیز جعفری
ادامه خطبه های فرمانده کل قوا
توسط فرمانده کل سپاه پاسداران
سرلشكر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران روزگذشته در یک كنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران ایرانی و خارجی در تهران شرکت کرد تا خطبه های علی خامنه ای در نماز جمعه تهران را تکمیل کند!
او دراین مصاحبه، روی بخش ادعای عدالت پروری تحت رهبری آقای خامنه ای متمرکز شد، تا اولا زهر نتایج اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها را بگیرد(همان تلاشی که خامنه ای در نماز جمعه تهران کرد) و دوم بگوید که سپاه فقیر نواز است؛ سرکوبگر نیست!
هیچ خبرنگاری در مصاحبه خبری فرمانده کل سپاه، از او نپرسید، این ادعاهائی که درباره طرح محرومیت زدائی می کنید، به سپاه و به شما بعنوان فرمانده کل نیروی نظامی کشور چه ارتباطی دارد؟ مگر این که بخواهید ذهن مردم را از واقعیاتی که درباره نقش اقتصادی فرماندهان سپاه در جمهوری اسلامی پیدا کرده اند منحرف کنید!
فرمانده کل سپاه، در ادامه آن ادعاهای خامنه ای در باره آباد شدن روستاها در دوران رهبری ایشان گفت:
«اجرای حدود 10 هزار پروژه محرومیتزدایی در مناطق مختلف در عرصههای سازندگی از جمله احداث پل، جاده، مدرسه و مجموعههای ورزشی مواردی است كه سپاه بدون دریافت هزینهای از دولت، به عهده گرفته است. پیش از این، بالگردهای سپاه به منبعهای حمل آب با ظرفیت 3 تن مجهز بودند كه اخیرا هواپیماهای ایلوشین نیز به منبعهای 30 تنی آب مجهز شدهاند. همچنین منبعهای 40 تنی آب در آینده در این هواپیماها نصب میشود كه قادرند در ظرف 20 ثانیه این آب را تخلیه كنند. این اقدام برای حل مشكلاتی كه در مواقع آتشسوزی جنگلها به وجود میآید و پس از این مشكلاتی را كه در خصوص آتشسوزی جنگل گلستان شاهد بودیم نخواهیم داشت. »
در همین مصاحبه خبرنگار ایلنا خیلی با احتیاط از فعالیت های اقتصادی سپاه سئوال کرد که جعفری گفت:
«قسمتی از فعالیتها كه در قالب بنیاد تعاون صورت میگیرد مختص به سپاه نبوده و در سایر سازمانهای امنیتی و نظامی نیز وجود دارد. این طبیعی است كه برای خدمات رسانی به كاركنان و پرسنل تحت امر، چنین فعالیتی صورت گیرد. فعالیت اقتصادی عمده و گسترده سپاه در بخش سازندگی است كه توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء صورت میگیرد، ما اذعان داریم كه فعالیتهای این قرارگاه بسیار گسترده بوده و با هدف كمك به دولت در امر سازندگی و مقابله با تحریمهایی كه از سوی شركتهای خارجی میتواند محدودیتهایی را برای كشور به وجود آورد،صورت میگیرد. امروز ما توانمندیهایی در حوزههای مختلف از جمله نیروگاه هستهای، حفر چاه، لوله انتقال آب، گاز و نفت دست یافتهایم و این آمادگی را داریم كه به دولت كمك كنیم. »
خبرنگاران در باره قیام مصر و تونس پرسیدند و فرمانده کل سپاه خودش را به کوچه علی چپ زد و به این خیال که مردم ایران جنایاتی را که بسیج و سپاه و نیروی انتظامی در سرکوب مخالفان کودتای 22 خرداد انجام داده فراموش کرده اند گفت:
«وقتی كشورهای منطقه شعار آزادخواهی و رویكردهای انقلاب اسلامی را می بیند و از سوی دیگر رفتار حاكمان خود را مشاهد میكنند، طبیعی است این گونه حركتها شروع شود . البته با تاخیر این اتفاقات رخ داد. بهتر است حاكمان مستبد این كشورها به خواستههای ملتها توجه كند چرا كه آنها چیزی جز آزادی، استقلال و خارج شدن از سلطه كشورها نمیخواهند! »
از سرلشگر جعفری درباره ارتش سایبری پرسیدند و نقش آن، که شباهت کامل دارد با قطع اینترنت و اس ام اس و دیگر خدمات کامپیوتر و ایجاد پارازیت روی شبکه های تلویزیونی که اکنون در مصر جریان دارد. جعفری باز هم خود را به همان کوچه قبلی زد و گفت:
«این ارتش صحنهای است كه نیاز امروز دفاعی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی در فضای مجازی است كه بسیاری از كشورها (از جمله رژیم مبارک در مصر) از آن استفاده میكند.»
یک خبرنگار خارجی هم در باره ارتباط سپاه با حزب الله لبنان سئوال کرد که فرمانده سپاه با خیال راحت و خونسرد به دروغ گفت:
«از آنجا كه رویكرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حزبالله لبنان در زمینه عقاید و باورها نزدیك بوده حزبالله نیز همچون سپاه پاسداران از منابع و ذخایر عظیم علمی و دینی فقه شیعه استفاده میكند، چنین تصوری راجع به سپاه شكل میگیرد، در حالی كه حزبالله از همه جهت مستقل است و به لحاظ فكری، اعتقادی و نیروی انسانی روی پای خود ایستاده و هیچ احتیاجی به كمك سپاه ندارد. »
ادامه خطبه های فرمانده کل قوا
توسط فرمانده کل سپاه پاسداران
سرلشكر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران روزگذشته در یک كنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران ایرانی و خارجی در تهران شرکت کرد تا خطبه های علی خامنه ای در نماز جمعه تهران را تکمیل کند!
او دراین مصاحبه، روی بخش ادعای عدالت پروری تحت رهبری آقای خامنه ای متمرکز شد، تا اولا زهر نتایج اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها را بگیرد(همان تلاشی که خامنه ای در نماز جمعه تهران کرد) و دوم بگوید که سپاه فقیر نواز است؛ سرکوبگر نیست!
هیچ خبرنگاری در مصاحبه خبری فرمانده کل سپاه، از او نپرسید، این ادعاهائی که درباره طرح محرومیت زدائی می کنید، به سپاه و به شما بعنوان فرمانده کل نیروی نظامی کشور چه ارتباطی دارد؟ مگر این که بخواهید ذهن مردم را از واقعیاتی که درباره نقش اقتصادی فرماندهان سپاه در جمهوری اسلامی پیدا کرده اند منحرف کنید!
فرمانده کل سپاه، در ادامه آن ادعاهای خامنه ای در باره آباد شدن روستاها در دوران رهبری ایشان گفت:
«اجرای حدود 10 هزار پروژه محرومیتزدایی در مناطق مختلف در عرصههای سازندگی از جمله احداث پل، جاده، مدرسه و مجموعههای ورزشی مواردی است كه سپاه بدون دریافت هزینهای از دولت، به عهده گرفته است. پیش از این، بالگردهای سپاه به منبعهای حمل آب با ظرفیت 3 تن مجهز بودند كه اخیرا هواپیماهای ایلوشین نیز به منبعهای 30 تنی آب مجهز شدهاند. همچنین منبعهای 40 تنی آب در آینده در این هواپیماها نصب میشود كه قادرند در ظرف 20 ثانیه این آب را تخلیه كنند. این اقدام برای حل مشكلاتی كه در مواقع آتشسوزی جنگلها به وجود میآید و پس از این مشكلاتی را كه در خصوص آتشسوزی جنگل گلستان شاهد بودیم نخواهیم داشت. »
در همین مصاحبه خبرنگار ایلنا خیلی با احتیاط از فعالیت های اقتصادی سپاه سئوال کرد که جعفری گفت:
«قسمتی از فعالیتها كه در قالب بنیاد تعاون صورت میگیرد مختص به سپاه نبوده و در سایر سازمانهای امنیتی و نظامی نیز وجود دارد. این طبیعی است كه برای خدمات رسانی به كاركنان و پرسنل تحت امر، چنین فعالیتی صورت گیرد. فعالیت اقتصادی عمده و گسترده سپاه در بخش سازندگی است كه توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء صورت میگیرد، ما اذعان داریم كه فعالیتهای این قرارگاه بسیار گسترده بوده و با هدف كمك به دولت در امر سازندگی و مقابله با تحریمهایی كه از سوی شركتهای خارجی میتواند محدودیتهایی را برای كشور به وجود آورد،صورت میگیرد. امروز ما توانمندیهایی در حوزههای مختلف از جمله نیروگاه هستهای، حفر چاه، لوله انتقال آب، گاز و نفت دست یافتهایم و این آمادگی را داریم كه به دولت كمك كنیم. »
خبرنگاران در باره قیام مصر و تونس پرسیدند و فرمانده کل سپاه خودش را به کوچه علی چپ زد و به این خیال که مردم ایران جنایاتی را که بسیج و سپاه و نیروی انتظامی در سرکوب مخالفان کودتای 22 خرداد انجام داده فراموش کرده اند گفت:
«وقتی كشورهای منطقه شعار آزادخواهی و رویكردهای انقلاب اسلامی را می بیند و از سوی دیگر رفتار حاكمان خود را مشاهد میكنند، طبیعی است این گونه حركتها شروع شود . البته با تاخیر این اتفاقات رخ داد. بهتر است حاكمان مستبد این كشورها به خواستههای ملتها توجه كند چرا كه آنها چیزی جز آزادی، استقلال و خارج شدن از سلطه كشورها نمیخواهند! »
از سرلشگر جعفری درباره ارتش سایبری پرسیدند و نقش آن، که شباهت کامل دارد با قطع اینترنت و اس ام اس و دیگر خدمات کامپیوتر و ایجاد پارازیت روی شبکه های تلویزیونی که اکنون در مصر جریان دارد. جعفری باز هم خود را به همان کوچه قبلی زد و گفت:
«این ارتش صحنهای است كه نیاز امروز دفاعی، امنیتی، سیاسی، فرهنگی در فضای مجازی است كه بسیاری از كشورها (از جمله رژیم مبارک در مصر) از آن استفاده میكند.»
یک خبرنگار خارجی هم در باره ارتباط سپاه با حزب الله لبنان سئوال کرد که فرمانده سپاه با خیال راحت و خونسرد به دروغ گفت:
«از آنجا كه رویكرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حزبالله لبنان در زمینه عقاید و باورها نزدیك بوده حزبالله نیز همچون سپاه پاسداران از منابع و ذخایر عظیم علمی و دینی فقه شیعه استفاده میكند، چنین تصوری راجع به سپاه شكل میگیرد، در حالی كه حزبالله از همه جهت مستقل است و به لحاظ فكری، اعتقادی و نیروی انسانی روی پای خود ایستاده و هیچ احتیاجی به كمك سپاه ندارد. »
یک گزارش دریافتی
یک گزارش دریافتی
جایگاه واقعی آقای خامنه ای
در میان مردم کشورهای عرب
به خاطر سالها ارتباط تنگاتنگ خویش با دیپلمات ها عرب، میدانم که همیشه بر سر این موضوع مناقشه بوده است که "چرا شما دست از سر کشورهای عربی بر نمی دارید و دائم در کارهای آنان دخالت می کنید؟ "این مسئله همیشه سیر صعودی داشته و زمانی شدت یافت که رد پای جاسوسان ایرانی در بحرین پیدا شد و آن رسوایی به بار آمد.
روند این مناقشه (بین دیپلماتهای عرب و ایرانی) البته شکل دیگری گرفت . دیپلماتهای عرب همزمان با دولت خاتمی که دستگیری ها، شکنجه ها و قتل و کشتار منتقدان و مخالفان از سوی جناح مخالف خاتمی شدت گرفت، حمله خود را با این جمله آغاز می کردند: "شما که عرضه ندارید کسی مثل خاتمی را که از خودتان هست تحمل کنید و مخالفان و منتقدانتان را که همه از خودتان هستند، نیست و نابود می کنید، چرا حاکمان ما را «دیکتاتورهای عرب» خطاب می کنید و برای اعراب هم نسخه جمهوری اسلامی می پیچید؟! رهبر شما که پس از دو دهه و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز جرات ندارد بین مردم خودش آزادانه رفت و آمد کند، به چه جرأتی خودش را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب می کند؟ از همه اینها گذشته، سیستم فکری تشیع در بین اعراب جایگاهی ندارد و از دید آنان مردود است، اما بنا به مصالحی آن را نادیده می گیرند. چگونه است کسی که در بین شیعیان کشور خودش جایگاهی ندارد و مردم بر خلاف نظر او، خاتمی را انتخاب می کنند، می تواند در بین کشورهای سنی مذهب به عنوان «ولی امر» شناخته شود؟" (واقعاً هم همینطور بود که دیپلماتهای عرب می گفتند و می گویند.)
اینها بحث هایی بود که بین دیپلماتهای ایرانی و عرب در می گرفت و دست آخر نیز با یک قهر یا یک شوخی پایان می یافت.
به طور کل، نه جمهوری اسلامی در بین اعراب وجهه ای دارد، و نه آقای خامنه ای «ولی امر» آنهاست. آنها حتی برای مسئولان جمهوری اسلامی و دیپلماسی خارجی آن تره هم خرد نمی کنند و آنچه که امروز در سطح روابط اعراب و ایران می گذرد، یک تعارف دیپلماتیک است و ارزش دیگری ندارد. حتی قطر که به نظر می رسد به ایران بسیار نزدیک است و در مسئله غزه با جمهوری اسلامی هماهنگ است، در عمل چشم دیدن ایران را ندارد و هر از گاهی هم که تعارفات دیپلماتیک با ایران رد و بدل می کند و آن را به حساب می آورد، بیشتر برای بهره برداری از میدان مشترک گازی است. زیرا این تعارفات سالهاست کار خودش را کرده و قطری ها را بسیار به جلو انداخته است. متاسفانه دیپلماسی ایران نیز به خاطر ضعف و سستی، دم به تله آنها داده و از اینکه آنها در برخی مناسبات از جمهوری اسلامی اسم می برند، دلشاد هستند. همان بلایی که روسها بر سر ایران آورده اند و دریای خزر را حباله نکاح خود کرده اند!
در بحرین فقط اندکی شیعه تندرو (بین اکثریت شیعه) که هر ساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینه های روضه و مراسم عزاداری آنها را فراهم می کند و به جیب برخی از رهبران آنها نیز دلارهای نفتی سرازیر می کند، کسی به آقای خامنه ای به عنوان «ولی امر» نگاه نمی کند. در مصر به جز در میان تعداد اندکی تندرو در بین اخوان المسلمین که آنها نیز از سفره مردم بیچاره ایران بهره ها می برند، آقای خامنه ای در نزد اکثریت اعضای اخوان المسلمین و مسلمانان مصر به عنوان یک سرکوبگر شناخته می شود و هیچ جایگاهی ندارد.
در سایر کشورهای عرب، از جمله امارات متحده عربی، قطر و عمان، مردم آنها عموماً با دنیای سیاست بیگانه اند و اکثر آنها حتی نام خامنه ای را هم نشنیده اند و وی را نمی شناسند که معتقد به «ولایت امر» از سوی ایشان باشند. می ماند در کشورهایی همچون عربستان و اردن که اقلیتی تندرو خیال می کنند خامنه ای یک «سلفی» است و حکومت ایران نیز در دست اهل سنت است! (در مراجعات حضوری و دیدار با تندروها، این را بوضوح دیده و شنیده ام.) و گرنه سایر مردم هیچ ارزشی برای خامنه ای قائل نیستند. در کویت نیز جریان مخالف خامنه ای بسیار شدید است و سلفی ها در آنجا حرف آخر را می زنند. بخش مدرن آن نیز دل در گرو دنیای غرب دارد و کاری به «ولی امر» خودخوانده ندارد.
آقای خامنه ای در لبنان هم جایگاهی که تصور می کند در میان مردم این کشور ندارد. فقط گاهی وقتها بر اثر فشارهای تبلیغاتی حزب الله و پروپاگاندی که راه می اندازند، در بین اقلیت بسیار شکننده ای از مردم لبنان جایگاه پیدا می کند و بلافاصله نیز به فراموشی سپرده می شود. مردم لبنان نیز دانسته اند که مسئولین حزب الله به خاطر باج ستانی از خامنه ای و دست یابی به زندگی مرفه، سنگ آنان را به سینه می زنند. در سوریه نیز وضع به همین منوال است و به خاطر اینکه اکثر مردم از بشار اسد ناراضی اند و او نیز روابط حسنه ای با ایران دارد، از خامنه ای به عنوان حامی بشار اسد یاد می کنند و از او متنفر هستند. حکومت سوریه به خاطر باجگیری از ایران چاره ای ندارد در برخی مناسبات نام خامنه ای را زنده نگه دارد که صد البته به ضرر خامنه ای تمام می شود و تنفر مردم سوریه را از او بیشتر می کند.
تنها مردمی که بیشتر آنها از «امام خامنه ای» یاد می کنند، مردم ستمدیده و بلازده غزه هستند. آنان به خاطر تبلیغات شدید حماس در آنجا، از خامنه ای به عنوان «ولی امر» یاد می کنند، اما طنز ماجرا اینجاست که مردم غزه نمی دانند خامنه ای شیعه است و عکس صدام حسین و «ولی امر» را با هم در خانه هایشان نصب کرده اند. آنها بر اثر ناآگاهی می پندارند که آن دو دوست ملت اعراب هستند، با این تفاوت که اولی «شهید» شده و دومی به عنوان «ذخیره الهی» نگه داشته شده است! (این را نیز به عینه دیده ام و شنیده ام. یکبار به یکی از اعضای حماس این مسئله را یادآور شدم که گفت:همینطوری بهتر است!) مردم غزه حتی نمی دانند که روزگاری بین «منجی» و «ولی امر» شان کینه و دشنمی و جنگ شدیدی در جریان بوده و صدام حسین با تجاوز به خاک «ولی امر» به نوامیس ایرانیان تجاوز کرده و دختران آنان را پس از تجاوز وحشایانه سربازان عراقی، زنده به گور کرده است! تلخ ترین خاطره اینکه امام جماعت یکی از مساجد غزه با ساده دلی تمام عکسی از «شهید صدام حسین» را به من داد تا آن را به «امام خامنه ای» هدیه کنم بلکه«متبرک» شود و بر عمرش افزوده گردد! در فلسطین محمود عباس که وضع کاملاً متفاوت است. زیرا «ولی امر مسلمین» را عامل همه بدبختی های خود می دانند. به اعتقاد آنان، اگر دخالت های ایران در هماهنگی با اسرائیل نبود، امروز فلسطین دو شقه نمی شد. اکثر مردم فلسطین می دانند که حماس با چراغ سبز اسرائیل برای مقابله با جنبش فتح و تفرقه انداختن بین آندو راه اندازی شد و امروز خامنه ای «ولی امر مسلمین!» مخارج این تفرقه و بیچارگی را فراهم می کند.
بالاخره در پی قیام های مردمی تونس و مصر، اتاق فکر بیت رهبری تلاش دارد تا برای کم کردن نگرانی های «ولی امر مسلمین»، حرکت آنان را در جهت «منویات رهبری» قلمداد کند و آن متوهم از همه جا بی خبر (خامنه ای) را وادار کنند تا خطبه عربی نیز برای آنان بخواند. خطبه ای که مخاطبی ندارد و برای قیام کنندگان تونس و مصر بسیار بیش از آنچه که فکر می کنیم، بی ارزش است. انقلاب مصر در دست جوانان مصری است. یعنی کسانی که با بچه های سبز ایران اهداف مشترکی دارند و علاوه بر آزادی انتخاب و دموکراسی، خواهان شغل و کار هستند. هنگامی که در انتخابات سال 88 کشتار مردم ایران به دستور «ولی امر مسلمین» آغاز شد، جوانان مصری همدردی خود را در فیس بوک و تویتر با ایرانیان داغ دیده اعلام کردند و تنفر خود را از خامنه ای اظهار داشتند. (همان کسانی که امروز به دست جنایتکاران مبارک کشته شده اند.)
چند روز پیش، تنی چند از رهبران اخوان المسلمین نیز در چند مصاحبه محترمانه به خامنه ای فهماندند که خواسته آنها با خواسته «ولی امر» خودخوانده متفاوت است! رهبر اسلامگراهای تونس هم حساب خود را از آیت الله خمینی و آقای خامنه ای جدا کرد. او اعلام کرد که در پی سیستمی مانند ترکیه هستند، نه ایران.
اکنون اگر بگوییم «ولی امر خودخوانده باقی مانده و حوضش»، بیراه نرفته ایم. آنچه که امروز باعث می شود تا اتاق فکر «ولی امر» جنبش های مردمی و ترقی خواهانه مصر و تونس را به «تدابیر ولی امر مسلمین جهان» منگنه کنند، چیزی نیست جز نگرانی های روز افزون خامنه ای از اینکه او و حوضش تنها مانده اند و کسی در بین اعراب برایشان تره هم خرد نمی کند. اتاق فکر «ولی امر» هم این را می داند ولی چاره ای ندارد که برای درمان دردهای بی شمار این «ولی امر» خود خوانده، او را در کانون توجه جهان عرب قرار دهد و «دوز» سرم توهم ایشان را بیشتر کند که طبیبان گفته اند: سعی کنید اخبار نگران کننده به گوش «ولی امر مسلمین جهان» نرسد. زیرا اگر بداند که نه تنها در بین ایرانیان، بلکه در هیچ جای جهان جایگاهی ندارد و تنها در بین مردم غزه همپای صدام حسین از او تجلیل می کنند،قبضه روح می شود!
جایگاه واقعی آقای خامنه ای
در میان مردم کشورهای عرب
به خاطر سالها ارتباط تنگاتنگ خویش با دیپلمات ها عرب، میدانم که همیشه بر سر این موضوع مناقشه بوده است که "چرا شما دست از سر کشورهای عربی بر نمی دارید و دائم در کارهای آنان دخالت می کنید؟ "این مسئله همیشه سیر صعودی داشته و زمانی شدت یافت که رد پای جاسوسان ایرانی در بحرین پیدا شد و آن رسوایی به بار آمد.
روند این مناقشه (بین دیپلماتهای عرب و ایرانی) البته شکل دیگری گرفت . دیپلماتهای عرب همزمان با دولت خاتمی که دستگیری ها، شکنجه ها و قتل و کشتار منتقدان و مخالفان از سوی جناح مخالف خاتمی شدت گرفت، حمله خود را با این جمله آغاز می کردند: "شما که عرضه ندارید کسی مثل خاتمی را که از خودتان هست تحمل کنید و مخالفان و منتقدانتان را که همه از خودتان هستند، نیست و نابود می کنید، چرا حاکمان ما را «دیکتاتورهای عرب» خطاب می کنید و برای اعراب هم نسخه جمهوری اسلامی می پیچید؟! رهبر شما که پس از دو دهه و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز جرات ندارد بین مردم خودش آزادانه رفت و آمد کند، به چه جرأتی خودش را «ولی امر مسلمین جهان» خطاب می کند؟ از همه اینها گذشته، سیستم فکری تشیع در بین اعراب جایگاهی ندارد و از دید آنان مردود است، اما بنا به مصالحی آن را نادیده می گیرند. چگونه است کسی که در بین شیعیان کشور خودش جایگاهی ندارد و مردم بر خلاف نظر او، خاتمی را انتخاب می کنند، می تواند در بین کشورهای سنی مذهب به عنوان «ولی امر» شناخته شود؟" (واقعاً هم همینطور بود که دیپلماتهای عرب می گفتند و می گویند.)
اینها بحث هایی بود که بین دیپلماتهای ایرانی و عرب در می گرفت و دست آخر نیز با یک قهر یا یک شوخی پایان می یافت.
به طور کل، نه جمهوری اسلامی در بین اعراب وجهه ای دارد، و نه آقای خامنه ای «ولی امر» آنهاست. آنها حتی برای مسئولان جمهوری اسلامی و دیپلماسی خارجی آن تره هم خرد نمی کنند و آنچه که امروز در سطح روابط اعراب و ایران می گذرد، یک تعارف دیپلماتیک است و ارزش دیگری ندارد. حتی قطر که به نظر می رسد به ایران بسیار نزدیک است و در مسئله غزه با جمهوری اسلامی هماهنگ است، در عمل چشم دیدن ایران را ندارد و هر از گاهی هم که تعارفات دیپلماتیک با ایران رد و بدل می کند و آن را به حساب می آورد، بیشتر برای بهره برداری از میدان مشترک گازی است. زیرا این تعارفات سالهاست کار خودش را کرده و قطری ها را بسیار به جلو انداخته است. متاسفانه دیپلماسی ایران نیز به خاطر ضعف و سستی، دم به تله آنها داده و از اینکه آنها در برخی مناسبات از جمهوری اسلامی اسم می برند، دلشاد هستند. همان بلایی که روسها بر سر ایران آورده اند و دریای خزر را حباله نکاح خود کرده اند!
در بحرین فقط اندکی شیعه تندرو (بین اکثریت شیعه) که هر ساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینه های روضه و مراسم عزاداری آنها را فراهم می کند و به جیب برخی از رهبران آنها نیز دلارهای نفتی سرازیر می کند، کسی به آقای خامنه ای به عنوان «ولی امر» نگاه نمی کند. در مصر به جز در میان تعداد اندکی تندرو در بین اخوان المسلمین که آنها نیز از سفره مردم بیچاره ایران بهره ها می برند، آقای خامنه ای در نزد اکثریت اعضای اخوان المسلمین و مسلمانان مصر به عنوان یک سرکوبگر شناخته می شود و هیچ جایگاهی ندارد.
در سایر کشورهای عرب، از جمله امارات متحده عربی، قطر و عمان، مردم آنها عموماً با دنیای سیاست بیگانه اند و اکثر آنها حتی نام خامنه ای را هم نشنیده اند و وی را نمی شناسند که معتقد به «ولایت امر» از سوی ایشان باشند. می ماند در کشورهایی همچون عربستان و اردن که اقلیتی تندرو خیال می کنند خامنه ای یک «سلفی» است و حکومت ایران نیز در دست اهل سنت است! (در مراجعات حضوری و دیدار با تندروها، این را بوضوح دیده و شنیده ام.) و گرنه سایر مردم هیچ ارزشی برای خامنه ای قائل نیستند. در کویت نیز جریان مخالف خامنه ای بسیار شدید است و سلفی ها در آنجا حرف آخر را می زنند. بخش مدرن آن نیز دل در گرو دنیای غرب دارد و کاری به «ولی امر» خودخوانده ندارد.
آقای خامنه ای در لبنان هم جایگاهی که تصور می کند در میان مردم این کشور ندارد. فقط گاهی وقتها بر اثر فشارهای تبلیغاتی حزب الله و پروپاگاندی که راه می اندازند، در بین اقلیت بسیار شکننده ای از مردم لبنان جایگاه پیدا می کند و بلافاصله نیز به فراموشی سپرده می شود. مردم لبنان نیز دانسته اند که مسئولین حزب الله به خاطر باج ستانی از خامنه ای و دست یابی به زندگی مرفه، سنگ آنان را به سینه می زنند. در سوریه نیز وضع به همین منوال است و به خاطر اینکه اکثر مردم از بشار اسد ناراضی اند و او نیز روابط حسنه ای با ایران دارد، از خامنه ای به عنوان حامی بشار اسد یاد می کنند و از او متنفر هستند. حکومت سوریه به خاطر باجگیری از ایران چاره ای ندارد در برخی مناسبات نام خامنه ای را زنده نگه دارد که صد البته به ضرر خامنه ای تمام می شود و تنفر مردم سوریه را از او بیشتر می کند.
تنها مردمی که بیشتر آنها از «امام خامنه ای» یاد می کنند، مردم ستمدیده و بلازده غزه هستند. آنان به خاطر تبلیغات شدید حماس در آنجا، از خامنه ای به عنوان «ولی امر» یاد می کنند، اما طنز ماجرا اینجاست که مردم غزه نمی دانند خامنه ای شیعه است و عکس صدام حسین و «ولی امر» را با هم در خانه هایشان نصب کرده اند. آنها بر اثر ناآگاهی می پندارند که آن دو دوست ملت اعراب هستند، با این تفاوت که اولی «شهید» شده و دومی به عنوان «ذخیره الهی» نگه داشته شده است! (این را نیز به عینه دیده ام و شنیده ام. یکبار به یکی از اعضای حماس این مسئله را یادآور شدم که گفت:همینطوری بهتر است!) مردم غزه حتی نمی دانند که روزگاری بین «منجی» و «ولی امر» شان کینه و دشنمی و جنگ شدیدی در جریان بوده و صدام حسین با تجاوز به خاک «ولی امر» به نوامیس ایرانیان تجاوز کرده و دختران آنان را پس از تجاوز وحشایانه سربازان عراقی، زنده به گور کرده است! تلخ ترین خاطره اینکه امام جماعت یکی از مساجد غزه با ساده دلی تمام عکسی از «شهید صدام حسین» را به من داد تا آن را به «امام خامنه ای» هدیه کنم بلکه«متبرک» شود و بر عمرش افزوده گردد! در فلسطین محمود عباس که وضع کاملاً متفاوت است. زیرا «ولی امر مسلمین» را عامل همه بدبختی های خود می دانند. به اعتقاد آنان، اگر دخالت های ایران در هماهنگی با اسرائیل نبود، امروز فلسطین دو شقه نمی شد. اکثر مردم فلسطین می دانند که حماس با چراغ سبز اسرائیل برای مقابله با جنبش فتح و تفرقه انداختن بین آندو راه اندازی شد و امروز خامنه ای «ولی امر مسلمین!» مخارج این تفرقه و بیچارگی را فراهم می کند.
بالاخره در پی قیام های مردمی تونس و مصر، اتاق فکر بیت رهبری تلاش دارد تا برای کم کردن نگرانی های «ولی امر مسلمین»، حرکت آنان را در جهت «منویات رهبری» قلمداد کند و آن متوهم از همه جا بی خبر (خامنه ای) را وادار کنند تا خطبه عربی نیز برای آنان بخواند. خطبه ای که مخاطبی ندارد و برای قیام کنندگان تونس و مصر بسیار بیش از آنچه که فکر می کنیم، بی ارزش است. انقلاب مصر در دست جوانان مصری است. یعنی کسانی که با بچه های سبز ایران اهداف مشترکی دارند و علاوه بر آزادی انتخاب و دموکراسی، خواهان شغل و کار هستند. هنگامی که در انتخابات سال 88 کشتار مردم ایران به دستور «ولی امر مسلمین» آغاز شد، جوانان مصری همدردی خود را در فیس بوک و تویتر با ایرانیان داغ دیده اعلام کردند و تنفر خود را از خامنه ای اظهار داشتند. (همان کسانی که امروز به دست جنایتکاران مبارک کشته شده اند.)
چند روز پیش، تنی چند از رهبران اخوان المسلمین نیز در چند مصاحبه محترمانه به خامنه ای فهماندند که خواسته آنها با خواسته «ولی امر» خودخوانده متفاوت است! رهبر اسلامگراهای تونس هم حساب خود را از آیت الله خمینی و آقای خامنه ای جدا کرد. او اعلام کرد که در پی سیستمی مانند ترکیه هستند، نه ایران.
اکنون اگر بگوییم «ولی امر خودخوانده باقی مانده و حوضش»، بیراه نرفته ایم. آنچه که امروز باعث می شود تا اتاق فکر «ولی امر» جنبش های مردمی و ترقی خواهانه مصر و تونس را به «تدابیر ولی امر مسلمین جهان» منگنه کنند، چیزی نیست جز نگرانی های روز افزون خامنه ای از اینکه او و حوضش تنها مانده اند و کسی در بین اعراب برایشان تره هم خرد نمی کند. اتاق فکر «ولی امر» هم این را می داند ولی چاره ای ندارد که برای درمان دردهای بی شمار این «ولی امر» خود خوانده، او را در کانون توجه جهان عرب قرار دهد و «دوز» سرم توهم ایشان را بیشتر کند که طبیبان گفته اند: سعی کنید اخبار نگران کننده به گوش «ولی امر مسلمین جهان» نرسد. زیرا اگر بداند که نه تنها در بین ایرانیان، بلکه در هیچ جای جهان جایگاهی ندارد و تنها در بین مردم غزه همپای صدام حسین از او تجلیل می کنند،قبضه روح می شود!
بیانیه مجمع مدرسین و محققین
بیانیه مجمع مدرسین و محققین
خودکامگی شاه
انگیزه انقلاب 57 ملت بود
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، که مرکب است از روحانیون شاگرد و یا مقلد آیت الله خمینی و در دوران رهبری او، بسیاری از امور اجرائی و قضائی و مقننه کشور را دراختیار داشتند، با صدور اطلاعیه ای بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن، از جمله نوشت:
فرا رسیدن 22 بهمن روز سرنگونی نظام استبدادی - سلطنتی وسر آغاز نظام جمهوری اسلامی وحاكمیت مردم ،روز نوید بخش تاریخ ایران و اسلام است . هماهنگی ملت ایران در آن روز برای نابودی نظام شاهنشاهی و محو آثار سلطنتی یعنی : دیكتاتوری ،دست نشاندگی ، بی تفاوتی به حقوق اساسی ملت، حیف و میل كردن ثروت ملی ، بی توجهی به منافع ملی در عرصه جهان ، از پدیده های مهم در تاریخ این مرز و بوم بود.
ملت ایران یكپارچه به دنبال رهبری داهیانه و شجاعانه امام خمینی (قدس سره)برای تحقق آرمانهایی كه ایشان در سخنان ومصاحبه هایش همواره مطرح می كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهی شد كه در آن ارزش های انسانی و اسلامی و در راس آن حاكمیت مردم ، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی و اجرای مرّ قانون بود و این كه هیچ كس در هیچ جایگاهی حق تخطی از قانون را ندارد ،
حاكمیت مطلقه در رژیم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون می پنداشت و مفسران قانون برای تقرب به اعلی حضرت، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسیر می كردند. نهاد های قانونی نظارت بر قدرت مانند مجلسین و مطبوعات نیز دست نشانده و ثنا گوی شخص شاه شده بودند.
به خاطرحاكمیت شخص بر قانون، بزرگترین دست آورد ملت ایران در انقلاب مشروطه ، یعنی قانون اساسی كه در روزگار خود بهترین ره آورد در منطقه بود، زیر پا نهاده شد و حقوق ملت ایران، با تحریف قانون، در راه بقای سلطنت ضایع گردید. بی شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت یكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگونی رژیم پیشین، یكه تازی، غرور، تحقیر ملت، بی تحملی و بلند پروازی شاه واطرافیان او در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ كشور بود.
بلند پروازی های شخص اول مملكت چنان او را در هاله ای ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هیچ مخالفی را بر نمی تافت، دستور سركوبی منتقدین را شخص او صادر می كرد، آنان را به زندان می انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو می برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملی كشور، در كام خود كامگی، به حالت ایستایی و عقب ماندگی در آمد. بودجه بر آمده از نفت، آن سرمایه ملی كه باید صرف عمران و آبادانی و سرمایه گذاری كشور می شد تا ریشه فساد را بخشكاند، هزینه تسلیحات و تبلیغات و تقویت بنیه نظامی و انتظامی و در راس آن ساواك می شد. اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدایی كردن مطبوعات و رسانه ها، حتی احزاب درون حكومتی خویش، سركوبی داخلی و ژاندارم منطقه بودن، زیان های بزرگی را برای ملت ایرا ن ببار آورد، كه در نهایت آثار آن تاختن مركب بیداد بر گرده ملت بود.
بنابراین اگر بخواهیم علت سقوط نظام پیشین را در یك جمله كوتاه خلاصه نماییم باید گفت: نظامی كه بر اساس ظلم ، بی قانونی و نادیده گرفتن حقوق مردم قرار گیرد پایه های آن، به حكم سنت الهی درهم فرو می ریزد.
همچنان كه در این روزگار شاهدیم كه چگونه ملت های مظلوم و ستمدیده منطقه در برابر حكومت های خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ایستاده اند و یقینا ایستادگی مردم در برابر این مستبدان فرجام آن پیروزی خواهد شد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم روز 22 بهمن را برای همیشه گرامی می دارد و همواره خواهان این است كه عوامل اصلی سقوط شاه و دلایل و عوامل حضور مردم برای برپایی حاكمیت ملت و اجرای قانون و پاسخگویی مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت های خود كامگان پیشین در هیچ لباسی باز نگردد و اهداف و آرمانی كه ملت و رهبری بزرگ انقلاب در پی آن بود محقق شود.
خودکامگی شاه
انگیزه انقلاب 57 ملت بود
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، که مرکب است از روحانیون شاگرد و یا مقلد آیت الله خمینی و در دوران رهبری او، بسیاری از امور اجرائی و قضائی و مقننه کشور را دراختیار داشتند، با صدور اطلاعیه ای بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن، از جمله نوشت:
فرا رسیدن 22 بهمن روز سرنگونی نظام استبدادی - سلطنتی وسر آغاز نظام جمهوری اسلامی وحاكمیت مردم ،روز نوید بخش تاریخ ایران و اسلام است . هماهنگی ملت ایران در آن روز برای نابودی نظام شاهنشاهی و محو آثار سلطنتی یعنی : دیكتاتوری ،دست نشاندگی ، بی تفاوتی به حقوق اساسی ملت، حیف و میل كردن ثروت ملی ، بی توجهی به منافع ملی در عرصه جهان ، از پدیده های مهم در تاریخ این مرز و بوم بود.
ملت ایران یكپارچه به دنبال رهبری داهیانه و شجاعانه امام خمینی (قدس سره)برای تحقق آرمانهایی كه ایشان در سخنان ومصاحبه هایش همواره مطرح می كرد ، حركت نمود و خواستار ادامه راهی شد كه در آن ارزش های انسانی و اسلامی و در راس آن حاكمیت مردم ، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی و اجرای مرّ قانون بود و این كه هیچ كس در هیچ جایگاهی حق تخطی از قانون را ندارد ،
حاكمیت مطلقه در رژیم گذشته از آن جا بوجود آمد كه شخص شاه حاكم بر قانون بود و در مقابل قانون و ملت پاسخگو نبود، خود را ما فوق قانون می پنداشت و مفسران قانون برای تقرب به اعلی حضرت، قانون را به نفع طبقه حاكمه تفسیر می كردند. نهاد های قانونی نظارت بر قدرت مانند مجلسین و مطبوعات نیز دست نشانده و ثنا گوی شخص شاه شده بودند.
به خاطرحاكمیت شخص بر قانون، بزرگترین دست آورد ملت ایران در انقلاب مشروطه ، یعنی قانون اساسی كه در روزگار خود بهترین ره آورد در منطقه بود، زیر پا نهاده شد و حقوق ملت ایران، با تحریف قانون، در راه بقای سلطنت ضایع گردید. بی شك عوامل عمده به وجود آورنده حركت یكپارچه مردم در 22 بهمن و سرنگونی رژیم پیشین، یكه تازی، غرور، تحقیر ملت، بی تحملی و بلند پروازی شاه واطرافیان او در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ كشور بود.
بلند پروازی های شخص اول مملكت چنان او را در هاله ای ازغرور قدرت و ثروت فرو برده بود كه هیچ مخالفی را بر نمی تافت، دستور سركوبی منتقدین را شخص او صادر می كرد، آنان را به زندان می انداخت و گاه تا مرز اعدام به جلو می برد. از آن سو اقتصاد و منافع ملی كشور، در كام خود كامگی، به حالت ایستایی و عقب ماندگی در آمد. بودجه بر آمده از نفت، آن سرمایه ملی كه باید صرف عمران و آبادانی و سرمایه گذاری كشور می شد تا ریشه فساد را بخشكاند، هزینه تسلیحات و تبلیغات و تقویت بنیه نظامی و انتظامی و در راس آن ساواك می شد. اختناق و گرفتن حق اعتراض از مردم و تك صدایی كردن مطبوعات و رسانه ها، حتی احزاب درون حكومتی خویش، سركوبی داخلی و ژاندارم منطقه بودن، زیان های بزرگی را برای ملت ایرا ن ببار آورد، كه در نهایت آثار آن تاختن مركب بیداد بر گرده ملت بود.
بنابراین اگر بخواهیم علت سقوط نظام پیشین را در یك جمله كوتاه خلاصه نماییم باید گفت: نظامی كه بر اساس ظلم ، بی قانونی و نادیده گرفتن حقوق مردم قرار گیرد پایه های آن، به حكم سنت الهی درهم فرو می ریزد.
همچنان كه در این روزگار شاهدیم كه چگونه ملت های مظلوم و ستمدیده منطقه در برابر حكومت های خود كامه حاكمان دست نشانده اجانب ایستاده اند و یقینا ایستادگی مردم در برابر این مستبدان فرجام آن پیروزی خواهد شد.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم روز 22 بهمن را برای همیشه گرامی می دارد و همواره خواهان این است كه عوامل اصلی سقوط شاه و دلایل و عوامل حضور مردم برای برپایی حاكمیت ملت و اجرای قانون و پاسخگویی مسئولان فراموش نگردد تا دگر بار خصلت های خود كامگان پیشین در هیچ لباسی باز نگردد و اهداف و آرمانی كه ملت و رهبری بزرگ انقلاب در پی آن بود محقق شود.
محمد خاتمی:
محمد خاتمی:
فضای کنونی کشور
باید از این حالت خارج شود!
محمد خاتمی در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب 57 با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات دیدار کرد. او در این دیدار گفت:
حرفها و مواضع ما در تاریخ میماند؛ قضاوت نسلهای گوناگون را جدی بگیریم به خصوص نسل امروز که دفعتا در اثر انفجار جمعیت وضعیت ترکیب جمعیتی را عوض کرد. نسلی الان روی کار است که 70 درصد آنها انقلاب و جنگ را ندیده یا اگر جنگ بوده خیلی خردسال بودهاند. باید از انقلاب دفاع کنیم تا دیگرانی که با اصل مخالفند نیایند همه چیز را زیر پا بگذارند. یکی از رسالتهای اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است.
تونس کشور کوچکی است و نسبتا هم از نظر اقتصادی بد نبودند ولی دیکتاتوری نفس گیری که هم با دین و هم با دنیای مردم مخالف بود حکومت خودکامه داشت؛ دیدیم چه رخ داد. شاید تا سه چهار روز پیش از قیام مردم کسی احساس نمی کرد این رژیم در مقابل حضور مردم اینگونه فرو بپاشد. از شروع این جنبش تا فرار دیکتاتور آنجا 29 روز طول کشید.
در مصر هم همین طور است. بخصوص در مصر جوانان به صحنه آمده اند در مقابل رژیم مسلطی که کاملا مورد پشتیبانی دنیا بود. مصر کوچک نیست بلکه تمدن چند هزار ساله دارد. به هر حال ملت تمدنساز؛ ملت بزرگی است همچنان که ما دارای سابقه تمدن بزرگ هستیم.
انسان گرسنگی را میتواند تحمل کند ولی تحقیرشدگی تا مغز استخوان او را میسوزاند و استبداد انسان را تحقیر میکند. انسان نمیتواند استبداد را بپذیرد.انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح میدهد؛ این فطرت انسان است.
کسی که با تحقیر شدگی مقابله می کند مورد احترام قرار میگیرد. و حالا مردم مصر میبینند که مصر با آن سابقه در این سالیان دراز؛ نه دست آورد اقتصادی تاثیرگذار در زندگی مردم داشته است، نه فضای باز سیاسی را تجربه کرده است نه از لحاظ بینالمللی اعتبار لازم را دارد.
آزادیهایشان سرکوب شده. نه انتخابات درستی وجود دارد. نه احزاب امکان نفس کشیدن دارند. همین اخوانالمسلمین هم که معتدل هم هست منحل شد. حزب حاکم جا را برای همه تنگ کرد و به صورت فرمالیته انتخابات برگزار شد؛ فضا فضای خفقانآور و نفسگیر شد.
خواست آنها مشخص است: دیکتاتور برود. آزادی احزاب و گروهها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانی به نمایندگی از ملت برای عدالت؛ برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.
این چیزی است که الان در مصر است و امیدوارم خداوند به آنها توفیق دهد و موفق باشند؛ هزینه دادهاند و هزینه میدهند ولی مطمئنا این مسیر غیرقابل برگشت است.
برگردم به خودمان؛ ما همواره گفتیم و میگوییم که خواست ما استقرار و پایداری جمهوری اسلامی است. نظامی که در آن هم ارزشهای الهی حاکم است هم ازادی انسان و هم پیشرفت جامعه و هم حق اعتراض و انتقاد وجود دارد و هم مسئولیت قدرتمداران در مقابل مردم و نهادهایی و این حاصل انقلاب ما بوده و باید باشد. اگر ما در ارائه الگو موفق باشیم خود به خود دیگران از اینجا الگو میگیرند.
انتخابات آزاد؛ آزادی بیان و آزادی اندیشه و تبادل اندیشه و رای و هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض را در جمهوری اسلامی مهم میدانیم .
معتقدیم انقلاب ما انقلاب آزاد کننده بود و این آزادی باید در همه عرصهها باشد به همین دلیل میگوییم در نظام جمهوری اسلامی رای؛ آزادی، حرمت مردم و عدالت باید جایگاه والا داشته باشد.
فضای مطلوب در همان چارچوبی که قانون اساسی میگوید و در آرمانهای ملت ایران بود و در انقلاب بیان شد و مطابق در خواستهای تاریخی ملت بود اگر درست تامین شود بهترین خدمت به جمهوری اسلامی شده است و مردم ما با اشتیاق بیشتری در صحنه خواهند بود و خودشان را صاحب همه چیز میدانند.
من اصلا کاری به محتوای انتخابات گذشته ندارم، ولی ببینید چقدر نیروها به خاطر مشارکت در انتخابات دچار تنگنا شدند. این نه با معیارهای منطقی و شرعی و قانونی نظام جمهوری اسلامی سازگار است و نه به مصلحت خود نظام و حاکمیت. این فضا باید باز شود. از این فضای امنیتی باید بیرون رویم اگر واقعا دلبسته به انقلاب هستیم. همه هم باید تلاش کنیم. نه به عنوان نقد باید تخریب کرد از ان طرف هم اعتراض و نقد نباید هزینه داشته باشد آن وقت خواهیم دید باز چه شورو شوقی در مردم ایجاد خواهد شد و چه دلبستگیهایی برای مردم خارج از مرزها ایجاد میشود که حرکتشان به این سو باشد. به صراحت عرض کنم فضای کنونی کشور نه به مصلحت کشور و جامعه و حتی حکومت است و نه مطابق با معیارها وملاکهایی که قانونا و شرعا داریم.
امروز به ناحق گروههای قانونی و دلسوز منحل میشوند و راه فعالیت به روی دیگران هم بسته میشود. چرا باید احزاب و تشکلها طی دو سال گذشته حتی نتوانند کنگره سالانه خود را برگزار کنند؟ به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود که همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند. این یعنی باز شدن آن فضای سیاسی و اجتماعی که البته این کافی نیست بلکه همه باید بتوانند در فرآیندهای تعیین کننده مثل انتخابات؛ با تضمین امنیت و آزادیشان حضور فعال داشته باشند.
ساز و کار انتخابات طوری باشد که همه گروهها احساس کنند آزادانه و با امنیت میتوانند حضور داشته باشند و نامزد داشته باشند و برگزاری انتخابات به صورتی باشد که واقعا رای و نظر واقعی مردم تامین شود.
همه دولت ها و همه وزرای کشور در همه ادوار اجماع روی این داشته اند که باید در ساز و کار انتخابات تجدید نظر شود. آیا دیگر اجماعی بالاتر از این وجود دارد؟ این کار زودتر باید انجام شود و خود نظام هم باید آن را انجام دهد. با این امر میتوان نگاه به آینده داشت نه نگاه به گذشته؛ وقتی افق روشن باشد! آن وقت میبینید کشور دوباره متحد؛ منسجم و پیشرو و همه در عرصه خواهند بود.
بزرگترین تضمین کننده نظام و انقلاب حضور مردم در صحنه است. حضور مردم هم انگیزه و شوق میخواهد. نظام و حاکمیت بیشترین نقش را میتواند در ایجاد فضا برای حضور مردم و تضمین حضور آنها داشته باشد.
فضای کنونی کشور
باید از این حالت خارج شود!
محمد خاتمی در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب 57 با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات دیدار کرد. او در این دیدار گفت:
حرفها و مواضع ما در تاریخ میماند؛ قضاوت نسلهای گوناگون را جدی بگیریم به خصوص نسل امروز که دفعتا در اثر انفجار جمعیت وضعیت ترکیب جمعیتی را عوض کرد. نسلی الان روی کار است که 70 درصد آنها انقلاب و جنگ را ندیده یا اگر جنگ بوده خیلی خردسال بودهاند. باید از انقلاب دفاع کنیم تا دیگرانی که با اصل مخالفند نیایند همه چیز را زیر پا بگذارند. یکی از رسالتهای اصلاحات دفاع از انقلاب و آرمان های انقلاب است.
تونس کشور کوچکی است و نسبتا هم از نظر اقتصادی بد نبودند ولی دیکتاتوری نفس گیری که هم با دین و هم با دنیای مردم مخالف بود حکومت خودکامه داشت؛ دیدیم چه رخ داد. شاید تا سه چهار روز پیش از قیام مردم کسی احساس نمی کرد این رژیم در مقابل حضور مردم اینگونه فرو بپاشد. از شروع این جنبش تا فرار دیکتاتور آنجا 29 روز طول کشید.
در مصر هم همین طور است. بخصوص در مصر جوانان به صحنه آمده اند در مقابل رژیم مسلطی که کاملا مورد پشتیبانی دنیا بود. مصر کوچک نیست بلکه تمدن چند هزار ساله دارد. به هر حال ملت تمدنساز؛ ملت بزرگی است همچنان که ما دارای سابقه تمدن بزرگ هستیم.
انسان گرسنگی را میتواند تحمل کند ولی تحقیرشدگی تا مغز استخوان او را میسوزاند و استبداد انسان را تحقیر میکند. انسان نمیتواند استبداد را بپذیرد.انسان آزادی توام با گرسنگی را بر سیری با استبداد ترجیح میدهد؛ این فطرت انسان است.
کسی که با تحقیر شدگی مقابله می کند مورد احترام قرار میگیرد. و حالا مردم مصر میبینند که مصر با آن سابقه در این سالیان دراز؛ نه دست آورد اقتصادی تاثیرگذار در زندگی مردم داشته است، نه فضای باز سیاسی را تجربه کرده است نه از لحاظ بینالمللی اعتبار لازم را دارد.
آزادیهایشان سرکوب شده. نه انتخابات درستی وجود دارد. نه احزاب امکان نفس کشیدن دارند. همین اخوانالمسلمین هم که معتدل هم هست منحل شد. حزب حاکم جا را برای همه تنگ کرد و به صورت فرمالیته انتخابات برگزار شد؛ فضا فضای خفقانآور و نفسگیر شد.
خواست آنها مشخص است: دیکتاتور برود. آزادی احزاب و گروهها باشد و مردم تعیین کننده سرنوشت خود باشند و خیرخواهانی به نمایندگی از ملت برای عدالت؛ برای حیثیت و امنیت زندگی مصریان تلاش کنند.
این چیزی است که الان در مصر است و امیدوارم خداوند به آنها توفیق دهد و موفق باشند؛ هزینه دادهاند و هزینه میدهند ولی مطمئنا این مسیر غیرقابل برگشت است.
برگردم به خودمان؛ ما همواره گفتیم و میگوییم که خواست ما استقرار و پایداری جمهوری اسلامی است. نظامی که در آن هم ارزشهای الهی حاکم است هم ازادی انسان و هم پیشرفت جامعه و هم حق اعتراض و انتقاد وجود دارد و هم مسئولیت قدرتمداران در مقابل مردم و نهادهایی و این حاصل انقلاب ما بوده و باید باشد. اگر ما در ارائه الگو موفق باشیم خود به خود دیگران از اینجا الگو میگیرند.
انتخابات آزاد؛ آزادی بیان و آزادی اندیشه و تبادل اندیشه و رای و هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض را در جمهوری اسلامی مهم میدانیم .
معتقدیم انقلاب ما انقلاب آزاد کننده بود و این آزادی باید در همه عرصهها باشد به همین دلیل میگوییم در نظام جمهوری اسلامی رای؛ آزادی، حرمت مردم و عدالت باید جایگاه والا داشته باشد.
فضای مطلوب در همان چارچوبی که قانون اساسی میگوید و در آرمانهای ملت ایران بود و در انقلاب بیان شد و مطابق در خواستهای تاریخی ملت بود اگر درست تامین شود بهترین خدمت به جمهوری اسلامی شده است و مردم ما با اشتیاق بیشتری در صحنه خواهند بود و خودشان را صاحب همه چیز میدانند.
من اصلا کاری به محتوای انتخابات گذشته ندارم، ولی ببینید چقدر نیروها به خاطر مشارکت در انتخابات دچار تنگنا شدند. این نه با معیارهای منطقی و شرعی و قانونی نظام جمهوری اسلامی سازگار است و نه به مصلحت خود نظام و حاکمیت. این فضا باید باز شود. از این فضای امنیتی باید بیرون رویم اگر واقعا دلبسته به انقلاب هستیم. همه هم باید تلاش کنیم. نه به عنوان نقد باید تخریب کرد از ان طرف هم اعتراض و نقد نباید هزینه داشته باشد آن وقت خواهیم دید باز چه شورو شوقی در مردم ایجاد خواهد شد و چه دلبستگیهایی برای مردم خارج از مرزها ایجاد میشود که حرکتشان به این سو باشد. به صراحت عرض کنم فضای کنونی کشور نه به مصلحت کشور و جامعه و حتی حکومت است و نه مطابق با معیارها وملاکهایی که قانونا و شرعا داریم.
امروز به ناحق گروههای قانونی و دلسوز منحل میشوند و راه فعالیت به روی دیگران هم بسته میشود. چرا باید احزاب و تشکلها طی دو سال گذشته حتی نتوانند کنگره سالانه خود را برگزار کنند؟ به عنوان گام خیرخواهانه اول اجازه داده شود که همه احزاب کنگره خود را با امنیت و آزادی برگزار کنند. این یعنی باز شدن آن فضای سیاسی و اجتماعی که البته این کافی نیست بلکه همه باید بتوانند در فرآیندهای تعیین کننده مثل انتخابات؛ با تضمین امنیت و آزادیشان حضور فعال داشته باشند.
ساز و کار انتخابات طوری باشد که همه گروهها احساس کنند آزادانه و با امنیت میتوانند حضور داشته باشند و نامزد داشته باشند و برگزاری انتخابات به صورتی باشد که واقعا رای و نظر واقعی مردم تامین شود.
همه دولت ها و همه وزرای کشور در همه ادوار اجماع روی این داشته اند که باید در ساز و کار انتخابات تجدید نظر شود. آیا دیگر اجماعی بالاتر از این وجود دارد؟ این کار زودتر باید انجام شود و خود نظام هم باید آن را انجام دهد. با این امر میتوان نگاه به آینده داشت نه نگاه به گذشته؛ وقتی افق روشن باشد! آن وقت میبینید کشور دوباره متحد؛ منسجم و پیشرو و همه در عرصه خواهند بود.
بزرگترین تضمین کننده نظام و انقلاب حضور مردم در صحنه است. حضور مردم هم انگیزه و شوق میخواهد. نظام و حاکمیت بیشترین نقش را میتواند در ایجاد فضا برای حضور مردم و تضمین حضور آنها داشته باشد.
مشاور ارشد میرحسین موسوی:
مشاور ارشد میرحسین موسوی:
چرا باید بترسند؟
مردگان می خواهند
به خیابان انقلاب بیآیند
بخشی از مصاحبه اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی که سایت "جرس" با وی انجام داده است:
امیدواریم آنهایی که پس از حدود دو سال سرکوب مردم، در روزهای اخیر یکباره دمکر ات شده اند و ندای حمایت از مردم مصر و تونس و مبارزه با حکومتهای دیکتاتوری را سر داده اند، اگر کوچکترین صداقتی دارند اجازه ابراز نظر به جنش سبز به عنوان بخش وسعیی از مردم ایران دراعلام حمایت از جنبش مردم مصر و تونس را بدهند و اگر ندادند نشانه این خواهد بود که اصولا با هر گونه ابراز عقیده مردم ایران به صورت آزاد و غیر فرمایشی مخالف هستند و از آن میترسند و تنها وقتی ابراز نظر مردم برایشان موجه است که سازمان یافته از جانب خودشان باشد و از هر حرکت مردمی و خودجوشی ترس و خوف دارند. این درخواست راهپیمایی در واقع آزمونی بر ادعای آنهایی است که مدت مدیدی است میگویند جنبش سبز مرده و وجود ندارد. امیدواریم که اجازه بدهند و مردم بتوانند بیایند و در یک فضای کاملا مسالمتآمیز و با اعلام حمایت از مردم مصر و تونس ابراز عقیده کنند.
جریانهای دموکراسیخواه در سراسر جهان به خصوص در منطقه با یکدیگر پیوند دارند و وظیفه ما است که از اینگونه حرکتها در منطقه حمایت کنیم. همانطور که تحولات ایران روی منطقه تاثیر داشت و جنبش سبز بدون تاثیر بر جنبشهای دموکراسیخواهی منطقه نبوده، به صورت طبیعی آنچه در منطقه اتفاق میافتد میتواند تاثیراتی بر وضعیت ایران داشته باشد. البته جنبش سبز در ایران جنبشی بسیار قوی است و ۲ سال قبل از جریانهای مصر و تونس به صورت کاملا قوی ابراز وجود کرد. جنبش سبز، جنبشی است که ریشه در مطالبات تاریخی مردم ایران برای آزادی ,عدالت و توسعه دارد و دو سال پیش به صورت جدیدی بیان شده و سرمنشا تحولات بسیار زیادی بوده است. با این حال آنچه در منطقه اتفاق افتاده نیز به نوبهی خود میتواند بر روند مطالبات مردم ایران تاثیر بگذارد که این امری بسیار طبیعی است.
اگر آقایان اجازه این راهپیمایی را ندهند به این معنا خواهد بود که نگران این موضوع هستند که بیرون آمدن مردم بدنبال دعوت آقای موسوی و کروبی نشان دهنده میزان حمایت مردم از جنبش سبز باشد. اگر چنین اجازه ای داده نشود آنوقت کسی که به مردم خودش اجازه ابراز عقیده نمیدهد، به طور طبیعی حق اظهار نظر درباره مردم کشورهای دیگر را ندارد. هیچ تفاوتی بین ایران و مصر و تونس نیست. هر جماعتی وقتی که میخواهد از حقوق ملت دیگری دفاع کند اول باید در صدد تحقق و تضمین حقوق مردم خودش باشد.
چرا باید بترسند؟
مردگان می خواهند
به خیابان انقلاب بیآیند
بخشی از مصاحبه اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی که سایت "جرس" با وی انجام داده است:
امیدواریم آنهایی که پس از حدود دو سال سرکوب مردم، در روزهای اخیر یکباره دمکر ات شده اند و ندای حمایت از مردم مصر و تونس و مبارزه با حکومتهای دیکتاتوری را سر داده اند، اگر کوچکترین صداقتی دارند اجازه ابراز نظر به جنش سبز به عنوان بخش وسعیی از مردم ایران دراعلام حمایت از جنبش مردم مصر و تونس را بدهند و اگر ندادند نشانه این خواهد بود که اصولا با هر گونه ابراز عقیده مردم ایران به صورت آزاد و غیر فرمایشی مخالف هستند و از آن میترسند و تنها وقتی ابراز نظر مردم برایشان موجه است که سازمان یافته از جانب خودشان باشد و از هر حرکت مردمی و خودجوشی ترس و خوف دارند. این درخواست راهپیمایی در واقع آزمونی بر ادعای آنهایی است که مدت مدیدی است میگویند جنبش سبز مرده و وجود ندارد. امیدواریم که اجازه بدهند و مردم بتوانند بیایند و در یک فضای کاملا مسالمتآمیز و با اعلام حمایت از مردم مصر و تونس ابراز عقیده کنند.
جریانهای دموکراسیخواه در سراسر جهان به خصوص در منطقه با یکدیگر پیوند دارند و وظیفه ما است که از اینگونه حرکتها در منطقه حمایت کنیم. همانطور که تحولات ایران روی منطقه تاثیر داشت و جنبش سبز بدون تاثیر بر جنبشهای دموکراسیخواهی منطقه نبوده، به صورت طبیعی آنچه در منطقه اتفاق میافتد میتواند تاثیراتی بر وضعیت ایران داشته باشد. البته جنبش سبز در ایران جنبشی بسیار قوی است و ۲ سال قبل از جریانهای مصر و تونس به صورت کاملا قوی ابراز وجود کرد. جنبش سبز، جنبشی است که ریشه در مطالبات تاریخی مردم ایران برای آزادی ,عدالت و توسعه دارد و دو سال پیش به صورت جدیدی بیان شده و سرمنشا تحولات بسیار زیادی بوده است. با این حال آنچه در منطقه اتفاق افتاده نیز به نوبهی خود میتواند بر روند مطالبات مردم ایران تاثیر بگذارد که این امری بسیار طبیعی است.
اگر آقایان اجازه این راهپیمایی را ندهند به این معنا خواهد بود که نگران این موضوع هستند که بیرون آمدن مردم بدنبال دعوت آقای موسوی و کروبی نشان دهنده میزان حمایت مردم از جنبش سبز باشد. اگر چنین اجازه ای داده نشود آنوقت کسی که به مردم خودش اجازه ابراز عقیده نمیدهد، به طور طبیعی حق اظهار نظر درباره مردم کشورهای دیگر را ندارد. هیچ تفاوتی بین ایران و مصر و تونس نیست. هر جماعتی وقتی که میخواهد از حقوق ملت دیگری دفاع کند اول باید در صدد تحقق و تضمین حقوق مردم خودش باشد.
Subscribe to:
Posts (Atom)

