Sunday, March 20, 2011

پیام نوروزی باراک اوباما: دولت ایران دچار ترس شده است

باراک اوباما، رييس جمهور آمريکا، در پيامی به مردم ايران، نوروز سال ۱۳۹۰ را به آنها و همه کسانی که اين عيد را در ايالات متحده آمريکا و سراسر جهان جشن می گيرند، تبريک گفت. آقای اوباما می گويد که «دولت ايران دچار ترس شده است» و تاکيد کرده که آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت، آينده ايران از آن جوانان است.



متن کامل پيام باراک اوباما به مناسبت جشن نوروز به شرح زير است:



من امروز می خواهم بهترين آرزوهای خود را به همه کسانی که نوروز را در ايالات متحده جشن می گيرند تقديم دارم. من هر سال در دوره رياست جمهوری خود اين روز را با خطاب مستقيم به مردم ايران بزرگ داشته ام.



اين کاری است که من مايلم يک بار ديگر انجام دهم.



امروز برای مردم ايران جشنی به منظور گردآمدن با دوستان و خانواده، برای تامل بر موهبت های بی همتايی است که شما از آن برخورداريد و نيز برای چشم دوختن به نويدی است که يک روز نو در بر دارد.




باراک اوباماهر چه باشد، اين فصل، فصل اميد و بازآفرينی است. و امروز، ما می دانيم که اين فصل نويد بخشی در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا نيز هست، هر چند که هنوز چالش های عظيمی نيز بر جای مانده اند.



من بر اين باورم که برخی از ارزش ها- آزادی تجمع و تشکيل انجمن، توانايی ابراز آنچه که در فکر داريد و انتخاب رهبران- جهانی هستند. و آنچه که ما در سراسر منطقه می بينيم پافشاری برای پاسخگو بودن دولت ها در برابر مردم است.



ولی ما همچنين می دانيم که اين جنبش ها منحصر به همين چند ماه گذشته نبوده اند. همان نيروهای اميدی که ميدان تحرير را در نورديدند در ژوئن ۲۰۰۹ در ميدان «آزادی» ديده شدند. و درست به همانگونه که مردم منطقه بر حق انتخاب خود برای اينکه چگونه حکومتی داشته باشند پای فشرده اند، دولت های منطقه نيز در پاسخ خود دارای انتخاب هستند.



تا به حال پاسخ دولت ايران اين بوده است که برای حفظ قدرت خود اهميتی به مراتب بيشتر از احترام به حقوق مردم ايران قائل بوده است.



طی مدتی نزديک به دو سال، پيکاری از ارعاب و نقض حقوق در جريان بوده است. مردم ايران – از پير و جوان؛ زن و مرد؛ ثروتمند و فقير- در معرض تعقيب و آزار قرار داشته اند. صدها زندانی زندانی عقيدتی در زندان ها به سر می برند. بی گناهان ناپديد شده اند. روزنامه نگاران را خاموش کرده اند. زنان در معرض شکنجه قرار گرفته اند، کودکان به مرگ محکوم شده اند.



جهان با اضطراب به نظاره اين اعمال بيدادگرانه نشسته است. ما شاهد بوده ايم که نسرين ستوده به خاطر دفاع از حقوق بشر به زندان افتاده است؛ جعفر پناهی به زندان رفته و قادر به ساختن فيلم های خود نيست؛ عبدالرضا تاجيک به خاطر اينکه روزنامه نگار است روانه زندان شده است. جامعه بهاييان و مسلمانان صوفی به خاطر اعتقاداتشان مجازات شده اند؛ محمد وليان، يک دانشجوی جوان، به خاطر اينکه سه تا سنگ پرتاب کرده، به مرگ محکوم شده است.



اين انتخاب ها نشانه نيرومندی نيست، آنها ترس را نشان می دهند. زيرا وقتی دولتی تا آنجا از مردم خود وحشت دارد که به آنها حتی اجازه دسترسی به اطلاعات يا برقراری ارتباط با يکديگر را نمی دهد، اين به خودی خود گويا است. اما آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت، آينده ايران از آن جوانان است- جوانانی که سرنوشت خود را تعيين می کنند.



بيش از ۶۰ درصد مردم ايران بعد از سال ۱۹۷۹ چشم به جهان گشوده اند. شما پايبند زنجيرهای گذشته نيستيد- نفرت انحراف آفرين از آمريکا که از آن نه کار و نه فرصت به وجود می آيد؛ يک دولت سختگير و غير پاسخگو؛ جلوگيری از اين که مردم ايران توان بالقوه خود را به تحقق در آورند، از ترس اين که مبادا اقتدار دولت متزلزل شود.



به جای آن – شما مردم جوان ایران- هم فرهنگ باستانی ایران و هم توان شکل دادن به کشوری را که در برابر خواست های شما پاسخگو باشد در خود دارید.



استعداد، امیدها و گزینه های شما به آینده ایران شکل خواهند داد و به روشن ساختن جهان یاری می دهند. و هر چند که زمانه تاریک جلوه می کند، می خواهم بدانید که من با شما هستم.



در چنین روزی- در جشنی که همانند پلی میان گذشته و آینده گسترده است- می خواهم سخنانم را با نقل قولی از شاعر سیمین بهبهانی، زنی که سخنانش جهان را به لرزه افکنده اند، حتی اگر از سفر او فرای مرزهای ایران جلوگیری به عمل آمده است، پایان دهم: «اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود/ جوانی آغاز می کنم کنار نوباوگان خویش/ حدیث حب الوطن ز شوق بدان روش ساز می کنم/ که جان شود هر کلام دل چون برگشایم دهان خویش.»



باشد که این فصل جوانی دو باره ای برای همه ایرانیان به ارمغان آورد- زمانی که در آن یک فصل نو زاینده زندگی دوباره ای است. از شما سپاسگذارم. و عید شما مبارک

امسال را سال «آگاهی تا رهایی» نام گذاري مي كنيم

امسال را سال «آگاهی تا رهایی» نام گذاري مي كنيم


سحام نيوز: رسانه هاي سبز امسال را سال آگاهي و رهايي نام گذاري كردند. به گزارش سحام نيوز در بخشي از اين نامه آمده است:”ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است.”



هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شما

درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.



سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.



آری! در سال 1389 همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از 25 خرداد 88 آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.



ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.



سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم.



اللهم حول حالنا الی احسن الحال



امضا: سایتهای کلمه، سحام نيوز، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا

پیام نوروزی کلینتون: تظاهرات مسالمت آمیز در منطقه مورد ستایش ما است

رادیو فردا : هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در پیامی نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ ابراز امیدواری کرده که سال نو با احساس تازه ای از اميدواری و تعهدی نو به حقوق بشر و آزادی های بنيادين که حق حيات جهانی ماست، پر بار شود.




متن کامل پیام خانم کلینتون به شرح زیر است:



من نيز برای تقديم آروزهای تندرستی و کاميابی به همۀ کسانی که نوروز را در سراسر جهان جشن می گيرند، ازجمله آمريکاييان، افغانها، کردها، آذری ها، ايرانيان و مردم آسيای مرکزی، به رییس جمهوری می پيوندم.



هزاران سال است که نوروز زمانی برای گرد هم آمدن دوستان و اعضای خانواده به منظور برپا داشتن جشن آغاز سالی نو است. در ميان سنت های غنی بسياری که در ارتباط با جشن نوروز وجود دارد، زايش دوباره و پيگيری شادمانی آرمان هايی پايدار است که همۀ ما در آنها اشتراک داريم.



همانگونه که حافظ شاعر ايرانی سروده است:



ز کوی يار می آيد نسيم باد نوروزی

از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی



امسال برای ما اين مجال را فراهم می کند که به رويدادهای اخير خاورميانه بينديشيم. تظاهرات مسالمت آميز در ابراز و بيان حقوق و منزلت انسانی که ما در بخش بزرگی از منطقه شاهد بوده ايم، مورد تقدير و ستايش ما است. ما در استقبال از فرصت های نوروزی و کوشش برای پاسداری از ارزش های آن به جامعۀ جهانی می پيونديم.



باشد که اين سال نو با احساس تازه ای از اميدواری و تعهدی نو به حقوق بشر و آزادی های بنيادين که حق حيات جهانی ماست، پر بار شود.


نوروزتان پيروز، هر روزتان نوروز؛ نوروز مبارک!


نورزتان فرخنده و هر روزتان نوروز باد.

فیلم / پیام باراک اوباما به مناسبت نوروز

Saturday, March 19, 2011

خدعه های جنتی در نماز جمعه تهران

خدعه های جنتی در نماز جمعه تهران


استبداد و کشتار

درایران مجاز است، اما برای

بحرین و لیبی و یمن نه!







آخرین شماره پیک نت در سال 89 را با تازه ترین دروغ و دغل، سفسطه و ریاکاری احمد جنتی در نماز جمعه تهران منتشر می کنیم. شیخ ریزه اندامی که تاریخی ترین نقش را در قتل و کشتار و به انحراف بردن جمهوری اسلامی و انقلاب 57 بازی کرد و در سن 85 سالگی، اگر جنبش مردم و یا اجل امانش بدهد، در سال آینده هم به همین نقش ادامه خواهد داد. از خطبه های روز گذشته نماز جمعه او در تهران، نکاتی را بیرون کشیده و منتشر می کنیم، که می توان آن را بعنوان لوح نیرنگ و فریب و دغلکاری در تاریخ جمهوری اسلامی، بالای سنگ قبرش نصب کرد. بخوانید، از دهان مرد 85 ساله ای که درعین چسبیدن به دبیری شورای نگهبان و تهدید به رد صلاحیت ها برای انتخابات بعدی، همچنان چشم به صندلی ریاست مجلس خبرگان رهبری هم دارد و می گوید، دیگران هم از هاشمی باید درس بگیرند و از ریاست دست بکشند! در باره بحرین و یمن و لیبی چنان سخن می گوید که گوئی در برابر مردم یک دنیای دیگر به سخن و خطبه ایستاده است و نه مردمی که زخم سرکوب خونین بزرگترین تظاهرات، راهپیمائی و اعتراض ها، علیه کودتائی انتخاباتی که جنتی نقش تعیین کننده در آن داشت را بر پیکر خود دارند.



بخوانید:



«با وجود برخی تلاش‌ها برای تبدیل کردن اعتراضات حق‌طلبانه‌ مردم بحرین علیه ظلم حاکمان به نوعی دعوای مذهبی بین شیعه و سنی، مردم این کشور از هر دو مذهب، آگاهانه در کنار یکدیگر علیه دیکتاتوری مبارزه می‌کنند. كشورهای منطقه به بیداری اسلامی (تفسیر بیداری علیه حکومت های خودکامه) رسیده اند! آنها از استبداد بیزارند. در بحرین كسانی كه داد دمكراسی سر می‌دهند مگر نمی‌بینند كه اینها مردم این كشور هستند كه در صحنه اند و حركت مسالمت‌آمیز و بدون سلاحی داشته‌اند. این كشور در حال تبدیل شدن به عرصه كربلاست.



من همیشه فكر می كردم كه چطور مردم لیبی این دیوانه را تحمل می كنند؟ تصویب منطقه پرواز ممنوع هم گرچه قدری به مردم این كشور كمك می كند، اما به هر حال آنها وضعیت خوبی ندارند.(تائید توطئه امریکا و اروپا برای اشغال لیبی نفت خیر و زمینه ای که قدرت مطلقه قذافی برای این اشغال فراهم آورد!) همه باید به هر نحوی كه هست كمك كنند تا حق مردم را بگیرند و این شر را از سر مردم كوتاه كنند.



تجدید هیات رئیسه و عوض شدن رئیس مجلس خبرگان با كمال صفا صورت گرفت و این درسی برای همه كسانی بود كه سمت‌هایی دارند. آنها باید بدانند همیشه نمی‌توانند در این سمت‌ها بمانند. از خدا می‌خواهیم كسالت و بیماری آقای مهدوی کنی را زودتر شفا دهند.»



چه تفسیری بر این خطبه جنتی می توان نوشت، جز آنچه در بالا نوشته شد. به آخرین جمله خدعه آمیز او توجه کنید که می داند مهدوی کنی بیمار و رفتنی است و بعد از رفتن "محلل" در پی توطئه ای برای اشغال صندلی خبرگان است. آزادی مطبوعات را سرکوب کردند تا خود یکسویه و از بالای سر مردم هرچه می خواهند بگویند و بکنند. رابطه چوپان و گوسفند را، می خواهند در جامعه حاکم کنند و آقای خامنه ای امثال جنتی را بر سرنوشت مردم و کشور حاکم کرد. جرم از این بالاتر؟

یادداشت سردبیری

یادداشت سردبیری


آنچه برای لیبی تدارک دیدند

بیگانه با آینده ج. اسلامی نیست!




لیبی در همان ورطه ای فرو رفت که با ادامه حکومت مطلقه قذافی و جنون قدرتی که کار او را به بمباران هوائی شهرهای لیبی و کشتار مردم خودش کشاند، پیش بینی می شد. مردمی که برای اندک اصلاحاتی در ساختار حکومت و شریک شدن مردم در قدرت حکومتی به خیابان آمده بودند، حالا جز به سرنگونی قذافی رضایت نمی دهند و با سرکوب و بمباران آنها، حالا همین مردم از دخالت نظامی قدرت های جهانی در امور داخلی لیبی استقبال می کنند. یعنی از "مار" حاضرند بگریزند، حتی اگر به افعی پناه ببرند!



درس بزرگی که باید از این فاجعه گرفت، اینست و نه آن بافته های ذهنی و بیمارگونه رهبران حکومت ایران که دست خودشان آلوده به خون مردم خواهان اصلاحات در جمهوری اسلامی است.



هیچکس نمی داند و هیچکس نیز، تا سالهای سال نخواهد گفت که چگونه و با توصیه چه کسانی قذافی مردم لیبی را بمباران کرد و مرتکب جنایاتی شد که حالا امریکا و اروپا و حتی ارتش مصر بعنوان ناجی مردم لیبی، مورد استقبال قرار می گیرند. نقش پسر او که در این دوران سخنگوی اصلی پدرش در لندن شده و چپ و راست با رسانه های مهم جهانی مصاحبه کرده و بر سرکوب مردم و پیروزی قطعی پدرش سخن می گفت، دراین فاجعه چقدر است؟ و نقش دست های دیگری در کنار قذافی که از خود بزرگ بینی و قدرت طلبی او بهترین بهره را در مناسب ترین شرایط بردند و او را به همان ورطه ای کشیدند که صدام حسین را کشیدند، چقدر است؟ آنچه که امریکا و کشورهای بزرگ اروپائی عضو ناتو با هزینه ای سنگین در عراق بدست آوردند، اکنون با کمترین هزینه و طی یک محاسبه دقیق سیاسی که برخاسته از تجربه عراق و افغانستان بود، بدست آوردند. ساده لوحی است اگر تصور شود آنها برای نجات مردم لیبی صف آرائی نظامی کردند. اگر لیبی نفت نداشت، آنگاه حاکم آن اگر همه مردم خود را به دریا هم می ریخت آب از آب تکان نمی خورد. چنان که می بینیم در بحرین و یمن، همزمان با لیبی حکومت مردم را به گلوله بسته و می بندند و آب از آب تکان نمی خورد. در شورای امنیت سازمان ملل که قطعنامه مقابله نظامی با حکومت قذافی تصویب شد و در آن قید شد که تمام نیروهای خارجی که قذافی برای سرکوب مردمش وارد لیبی کرده باید از این کشور خارج شوند، حتی یکنفر درباره حضور نیروهای نظامی عربستان سعودی و مشاوران نظامی ارتش پاکستان که درکنار آنها قرار دارند، سخنی نگفت و نپرسید که آنها در بحرین چه می کنند؟ دراینجا هم نفت سخن می گوید!



سرانجامی که برای لیبی رقم زده شد، یکبار دیگر ثابت نکرد که این حکومت ها هستند که زمینه ساز دخالت نظامی و غیر نظامی خارجی در امور داخلی کشورها می شوند؟ چرا که تا وقتی وحدت ملی و حمایت ملی از حکومتی وجود داشته باشد و حاکمیت با باتوم و سرنیزه و شوکر و اعدام و زندان بر سر کار نباشد، چنین دخالتی ممکن نیست. چنان که در دهه اول جمهوری اسلامی ممکن نشد و اکنون نه تنها زمینه های آن ممکن شده، بلکه چندین قطعنامه سازمان ملل نشانه ها و علائم دخالت های بزرگتر است. آنچه اکنون در لیبی می گذرد، بیگانه با آنچه برای آینده ایران در نظر دارند نیست.



در ارتباط با جنبش ضد استبدادی یمن و بحرین، که شعار و خواست اصلی مردم آنها نان و آب و کار و رهائی از حکومت مطلقه بود، اگر نبود دخالت ها و سخنان تحریک آمیز مقامات جمهوری اسلامی، ای بسا دو حکومت یمن و بحرین، با حمایت عربستان و چراغ سبز اروپا و امریکا چنان نمی توانستند بکنند که طی چند روز اخیر کرده و مردم خواهان اصلاحات را به خاک و خون کشیدند.



حکومتی که خود با کودتا و سرنیز بر سر کار است و مشروعیت مردمی ندارد، چگونه می تواند حامی و مدافع جنبش های اصلاح طلب در منطقه و در همسایگی آبی و خشکی خود شود؟ مگر با گفتن حرف های تحریک آمیز و دخالت های پنهان نظامی، زمینه سرکوب و دخالت خارجی را دراین کشورها فراهم کند، و این همان نقشی است که در هفته های جمهوری اسلامی در ارتباط با یمن و بحرین بازی کرده است.



امریکا و حکام مستبد منطقه، درعین حال که خطر دخالت ایران شیعه را مستند به گفته ها و سخنرانی های مقامات جمهوری اسلامی – حتی کشف برخی ارتباط ها و محموله های نظامی- بزرگ کرده و از آن بهره بردند، درعین حال از مسخره کردن مقامات جمهوری اسلامی نیز غفلت نکردند.



این سخنان هیلاری کلینتون وزیر خارج امریکا، در سفر به مصر، در پایان هفته ای که گذشت، در مصاحبه با شبکه تلویزونی "نیل" جز آنست که در بالا اشاره شد؟




«انقلاب سال1357 ایران انقلابی است که ربوده شد و مردم کشورهای عرب از جمله مصر و تونس از آن "درس عبرت" گرفتند. آزادی و حقوق مردم ایران در پی انقلاب سرکوب شد و این چیزی نیست که مصری ها در پی آن باشند.»






واقعیت اینست که این سخنان، هراندازه هم که جنبه تبلیغاتی به سود رژیم باقی مانده از مبارک درمصر و به نفع امریکا داشته باشد، بیش از خطبه های احمد جنتی و سخنرانی های احمدی نژاد و علی خامنه ای و علی لاریجانی در مجلس با واقعیت موجود در ایران نزدیک است و به همین دلیل مردم آن را می پذیرند. و این فاجعه ممکن نشد، مگر براثر عملکرد حاکمیتی که با کودتا بر سرکار است و زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کرده و پشت دروغ و نیرنگ و تشدید خرافات مذهبی می خواهد خود را پنهان کند.

Friday, March 18, 2011

سازمانهای آسیایی، آفریقایی و خاورمیانه از کشورهای اسلامی می خواهند تا از نظارت ویژه بر ایران حمایت کند

سازمانهای آسیایی، آفریقایی و خاورمیانه از کشورهای اسلامی می خواهند تا از نظارت ویژه بر ایران حمایت کند


کنفرانس کشورهای اسلامی باید مانند لیبی، از اقدام سازمان ملل متحد در خصوص ایران حمایت کند



(26 اسفند 1389) کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، انجمن آسیایی حقوق بشر و توسعه(فروم-آسیا) ، و موسسۀ حقوق بشر قاهره امروز اعلام کردند که سازمانهای حقوق بشری فعال در سراسر جهان اسلام از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی خواسته اند تا از قطعنامۀ شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص ایجاد مکانیسمی برای نظارت بر حقوق بشر در ایران حمایت کند.



هادی قائمی، سخنگوی کمپین کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: "از اعدامهای گروهی تا شکنجه و سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز، ایران در بحبحۀ یک بحران جدی حقوق بشری است و به همین دلیل گروههای حقوق بشری از کشورهای مسلمان مختلف نیاز به اقدام را درک کرده اند." وی افزود: "حمایت کشورهای اسلامی از قطعنامۀ سازمان ملل متحد این موضوع را روشن خواهد کرد که نقض حقوق بشر در هرکجا که باشد، از سوی همگان، من جمله توسط شهروندان مسلمان، غیر قابل قبول است."



روز دوشنبه، 23 اسفند 1389، سی و هشت سازمان حقوق بشری مستقلِ خاورمیانه، آفریقا، و آسیا، با ارسال نامه ای به وزرای امور خارجۀ کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی از کشورهای مسلمان دعوت کردند تا از قطعنامۀ شورای حقوق بشر که یک گزارشگر ویژه برای نظارت و گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران را منصوب خواهد کرد، حمایت کنند. سازمانهایی از الجزایر، بحرین، مصر، اندونزی، عراق، لبنان، مالزی، نیجریه، فلسطین، سوریه، اوگاندا، و یمن و همچنین از سازمانهای منطقه ای عرب، آفریقایی، و آسیایی این نامه را امضاء کردند.



در این نامه آمده است: " ما به عنوان گروه های حقوق بشری که عمدتا مدافع حقوق شهروندان کشورهای مسلمان هستیم....امیدواریم شما به قطعنامه ای که موجب کمک به تغییر روال منفی حقوق بشری که در حال حاضر بر جمهوری اسلامی ایران سایه افکنده است خواهد شد، با دید مثبت نگاه کنید."



در این نامه همچنین آورده شده: " یک مکانیسم نظارتی زمینه ای برای جمع آوری اطلاعات و گفت و گوی سازنده با مقامات در خصوص تغییر شیوه هایی که ادامۀ آنها فقط می تواند منجر به نا آرامی های بیشتر شود را فراهم خواهد آورد."



بهاءالدین حسن، رییس موسسۀ مطالعات حقوق بشر قاهره گفت: "ظرف ماههای اخیر، مقامات ایرانی دولتهای کشورهای لیبی، مصر و اینک بحرین را بدرستی برای استفاده از خشونت برای سرکوب خواسته های مسالمت آمیز ملت هایشان برای دستیابی به حقوق بشر مورد انتقاد قرار داده اند." وی افزود: "اما دولت ایران خود به خشونت و بی رحمی مشابهی علیه مردم خود دست زده است. اینک زمان آن رسیده که مقامات ایرانی همان حقوقی را که ادعا می کنند از آن برای سایر کشورهای جهان عرب و اسلام حمایت می کنند برای مردم خویش بخواهند."



در تاریخ 6 اسفند 1389، سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی، همراه با 57 کشوردارای اکثریت مسلمان، بیانیه ای صادر کرد که در آن تخلفات گسترده در لیبی را محکوم نمود. ضمیر اکرم، سفیر دائم کشور پاکستان در سازمان ملل متحد، که از طرف کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در پانزدهمین اجلاس ویژۀ شورای حقوق بشر در خصوص وضعیت لیبی صحبت می کرد گفت: " مسلمانان دیگر از حقوق خود محروم نخواهند شد. عدالت، برابری، و حاکمیت قانون، نه تنها در جوامع اسلامی، بلکه در سراسر جهان باید استیلا یابد."



یپ سویی سنگ، مدیر کل انجمن آسیایی حقوق بشر و توسعه (فروم-آسیا) گفت: "موضع قوی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی علیه حملات خشونت آمیز دولت لیبی به شهروندانش ما را امیدوار کرده است." وی افزود: "دولت های مسلمان باید مجددا در دفاع از حقوق شهروندان مسلمان سراسر جهان، شامل حمایت از قطعنامۀ شورای حقوق بشر در خصوص ایران، سخن بگویند."



در نامۀ روز دوشنبه، این سی و هشت سازمان حقوق بشری تاکید کردند: " شورای حقوق بشر باید همۀ توان خود را به کار گیرد تا از اینکه جمهوری اسلامی راه خشونت بار لیبی را طی کند جلوگیری کند و جمهوری اسلامی را تشویق به پایبندی به اصول و استانداردهای حقوق بشر نماید. "



روز دوشنبه، 24 اسفند 1389، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، گزارشی را منتشر کرد که در آن از وضعیت حقوق بشر ایران و شکست مکرر دولت ایران در همکاری با مکانیسم های فعلی حقوق بشر سازمان ملل متحد انتقاد شده بود.



از زمان انتخابات خرداد 1388، سازمانهای بین المللی شاهد وخامت روزافزون وضعیت حقوق بشر در ایران بوده اند. پس از انتخابات، مقامات بیش از پنج هزار نفر را فقط به دلیل شرکت در تظاهرات مسالمت آمیز و یا به دلیل استفاده از آزادی بیان دستگیر کرده اند. اخیرا نیز، پس از اینکه موج آزادی خواهی سراسر منطقه را در بر گرفت، ایران هزار و پانصد نفر معترض دیگر را دستگیر کرد. دولت ایران همچنین مرتبا به شکنجه و محاکمات غیر منصفانه جهت سرکوب منتقدینش دست می زند. دانشگاههای ایران از ورود دانشجویان صرفا به دلیل باورهای سیاسی و مذهبی داوطلبان خودداری به عمل می آورند. با بیش از 150 مورد اعدام از آغاز سال 2011 میلادی، در مقایسه با 94 مورد در کل سال 2005، آمار اعدام در کشور به نحو خیره کننده ای افزایش یافته است. روز 13 بهمن 1389، کریستف هینز، گزارشگر ویژۀ اعدامهای فراقضایی، شتابزده، و یا خودسرانه گفت: " “با توجه به وخامت شرایط و به طور منظم نادیده گرفتن حداقل تضمین های دادرسی، ما از دولت ایران میخواهیم تا بلافاصله مجازات اعدام را متوقف نماید.”



درمیان سازمانهایی که نامۀ فوق الذکر را امضاء کرده اند، می توان از انجمن دموکراسی آفریقا؛ انجمن آسیایی حقوق بشر و توسعه (فروم-آسیا)؛ سازمان حقوق بشر عرب؛ مرکز حقوق بشر بحرین ؛ موسسۀ مطالعات حقوق بشر قاهره؛ مرکز مطالعات حقوق بشر دمشق؛ شبکۀ مدافعان حقوق بشر شرق و شاخ آفریقا؛ دستور کار حقوق بشر نیجریه؛ گروه کاری حقوق بشر؛ کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ انجمن خواهران عرب برای حقوق بشر؛ و سوآرا راکیات مالزی—سوآرام نام برد.



برای مطالعۀ متن کامل نامه، شامل لیست کامل امضاء کنندگان به اینجا مراجعه کنید: http://persian.iranhumanrights.org/1389/12/oic-letter/

لالائی احمدی نژاد برای دیگران

لالائی احمدی نژاد برای دیگران


مردم بحرین

اصلاحات می خواهند



چرا حکومت با آنها گفتگو نمی کند؟







بدنبال مصاحبه های نوروزی دادستان کل ج.اسلامی که در روزنامه خراسان منتشر شده و مصاحبه خبری دادستان تهران که خبرگزاری های داخلی منتشر کردند، روز گذشته احمدی نژاد نیز بمناسبت پایان سال 89 با خبرنگاران مصاحبه کرد. احمدی نژاد با این تصور که مردم ایران و جهان در یک کره دیگری زندگی می کنند و خبر ندارند در ایران چه گذشته و چه می گذرد، در این مصاحبه برای مردم بحرین اشک تمساح ریخت و گفت:



«حدود یك ماه قبل در همین جا، خطاب به كسانی كه نسبت به ملت های خود رفتارهای غیرقابل توجیه و غیرقابل درك انجام می‌دهند(دارند) صحبت‌هایی را مطرح كردم و امروز می‌بینیم كه در بحرین نیز دربرابر توده‌های مردم صف‌آرایی شده و این كار زشتی است. می بینیم چگونه اكثریت مردم را تحت فشار قرار می‌دهند و می‌خواهند با توپ و تفنگ با مردم‌شان صحبت می‌كنند. در حالی كه حاكمیت متعلق به مردم است. آنها باید بنشینند، ببینند كه مردم چه می‌گویند و خواسته‌های مردم را اجرا كنند، نه آنكه با تفنگ و مسلسل و هلی‌كوپتر در برابر آنها بایستند.



بحرین 700 هزار نفر جمعیت دارد و بیش از 600 هزار نفر حرف‌هایی دارند، مطالباتی دارند، به جای برخی از كارها بنشینید و گفت‌وگو كنید و به مردم احترام بگذارید و اصلاحات انجام دهید.»



(اگر مطبوعات ایران آزاد بودند، برای این مصاحبه، این عنوان را انتخاب می کردند: تو که لالائی بلدی- چرا خوابت نمی برد؟



این که حاکم و سلطان بحرین عامل امریکا و انگلستان است و با حمایت عربستان سعودی بر سر کار است، اظهر من الشمس است و رفتارش با مردم بحرین که برای نان و آب و کار به خیابان آمده اند و این ربطی به شیعه و اکثریت بودن آنها ندارد، طبیعی است و پاسخش را هم از مردم بحرین خواهد گرفت. اما، جنابعالی که با یک کودتای خونین بر سر کاری و مسالمت آمیزترین جنبش اصلاحی را به کمک سپاه و بسیج و اوباش حکومتی و حمایت رهبر جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده ای، نمی توانی از اصلاحات در بحرین و از مخالفت با سرکوب مردم بحرین سخن بگوئی. این محرومیت شامل رئیس مجلس "علی لاریجانی" نیز می شود. همچنان که شامل حال وزیر خارجه "صالحی" و رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس "بروجردی" در دو سفر به ایتالیا و ژنو شد. ناممکن است که در خانه خویش مردم را سرکوب کرد، زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کرد و مردم را محروم از آزادی کرد و درعین حال برای مردم کشورهای دیگری که علیه حاکمیت مطلقه و استبداد به خیابان آمده اند سینه به تنور چسباند. این همان تضادی است که در ماه های اخیر، و درجریان اظهار نظر در باره جنبش آزادیخواهی در کشورهای منطقه، تمام سکانداران حاکمیت کودتائی با آن دست به گریبان اند. چنان که گفته هایشان هیچ بازتاب مثبتی نه در داخل و نه در منطقه ندارد، مگر حمایت و دخالت نظامی و دست زدن به ماجراجوئی نهادینه شده در جمهوری اسلامی که توقیف یک کشتی آلمانی و پائین آوردن یک هواپیمای حامل سلاح و مهمات که عازم سوریه و غزه بود، نمونه های آنست.)

لشکری کشی رژیم برای ممانت از حضور خانواده ها در خاوران

لشکری کشی رژیم برای ممانت از حضور خانواده ها در خاوران


به گزارش "کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)"، آخرین پنچشنبه و جمعه هرسال، خاوران میعادگاه خانواده ها با عزیزان جان سپرده شان است. امسال نیز برسم هرسال، جمع وسیعی از خانواده ها از اوایل صبح روز پنچشنبه ۲۶ اسفند برای دیدار نوروزی با عزیزان به خون خفته خود در دهه شصت عازم گلستان خاوران شدند. صدها مامور امنیتی و انتظامی از ساعت شش صبح تمام منطقه را به محاصره در آورده بودند و به کسی اجازه نزدیک شدن به گلستان خاوران را نمی دادند. حضور این همه نیرو با تجهیزات سنگین ضدشورش و امبولانس، اهالی منظقه خاوران را بهت زده کرده بود. نیروهای سرکوبگر، با خشونت زایدالوصفی از ورود خانواده ها به کوچه منتهی به گلستان خاوران و نزدیک شدن آن ها به گلستان جلوگیری کردند. به شماری از خانواده ها فحاشی کرده و تعدادی را مورد ضرب و شتم قرار دادند و به سینه مادری که توانسته بود خود را به میل های درب خاوران برساند، با این هدف گل هائی را که در دست داشت به درون گلستان پرتاب کند، چند مشت زدند و وی را با خشونت و پرخاشگری از محل دور کردند. خانواده ها از ساعت ۹ صبح در طول جاده خراسان منتهی به کوچه خاوران تجمع کرده و تا ساعت دوازده ظهر هرلحظه برشمار آن ها اضافه می شد. آن ها نامید از رسیدن به میعادگاه نوروزی با عزیزان به خون خفته ی شان، بعد از ساعت های کشمکش و درگیری با سرکوبگران، دسته گل هائی را که آورده بودند، به طول صدها متر در اطراف جاده کنار هم قرار دادند. مادری با صدای بلند روبه گشتاپوهای رژیم گفت" شما از مرده ما هم می ترسید."



در این روز، تنها کسانی که اجازه یافتند به گلستان خاوران راه یابند، دختر یکی از جان سپردگان تابستان شصت هفت همراه همسرش بود که بتازگی ازدواج کرده اند. به مادر و مادر بزرگ وی اجازه ورود به خاوران داده نشد.



شماری از خانواده ها که روز پنچشنبه موفق نشدند به خاوران بروند، صبح روز جمعه ۲٧اسفند به آنجا رقتند. بنا به یک گزارش از تهران، تلفن دستی برخی از این خانواده ها از جمله تلفن دستی دو خواهر یک جان سپرده قطع شده است، که گفته می شود امکان برقراری تماس با آن ها تا لحظه دریافت این خبر وجود نداتشه است. خانواده ها احتمال می دهند که ماموران امنیتی مستقر در منطقه آن ها را دستگیر کرده باشند.



حضور ماموران امنیتی و انتظامی رژیم در روز جمعه ۲٧اسفند در بهشت زهرا نیز چشمگیر بوده است. سرکوبگران در اطراف مزار ندا آقاسلطان و سهراب اعرابی مستقر شده و از نزدیک شدن مردم به این محوطه جلوگیری می کردند.

قذافی قطعنامه شورای امنیت را دربست پذیرفت؛ «اعلام آتش‌بس در ليبی»

قذافی قطعنامه شورای امنیت را دربست پذیرفت؛ «اعلام آتش‌بس در ليبی»




رادیو فردا: موسی کوسا، وزير امور خارجه ليبی، روز جمعه در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که معمر قذافی قطعنامه شورای امنيت برای اجرای طرح منطقه پرواز ممنوع را پذیرفته و آتش‌بس را بلافاصله به اجرا خواهد گذاشت.



این در حالی است که تنها ساعاتی پس از تصويب تازه‌ترین قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل علیه حاکم لیبی برای دست زدن به «هر اقدامی که جان شهروندان و غيرنظاميان در ليبی را حفظ کند»، بريتانيا، فرانسه و ايتاليا اعلام کردند به سرعت نيروهای نظامی خود را فعال و راهی منطقه خواهند کرد.



ايتاليا اعلام کرده است که حريم هوايی و پايگاه‌های نظامی خود را در اختيار نيروهای نظامی حامی اجرای قطعنامه شورای امنيت قرار می‌دهد. فرانسه در اولين واکنش نسبت به قطعنامه شورای امنيت در ليبی گفت که «طی ساعات آينده» نيروهای نظامی‌اش وارد عمل خواهند شد.



در لندن، ديويد کامرون، نخست وزير بريتانيا، اعلام کرد جنگنده‌های هوايی «تايفون» و «تورنادو» را طی چند ساعت آينده راهی منطقه خواهد کرد.



نخست وزير بريتانيا گفت اگر نيروهای حامی معمر قذافی به بنغازی برسند، اوضاع اسفباری روی می‌دهد و غيرنظاميان زيادی آسيب می‌بينند. وی افزود: «نمی‌خواهيم در ليبی حمام خون به راه بيفتد.»



گزارش آسوشیتدپرس حاکی است بريتانيا، فرانسه و سازمان آتلانتيک شمالی، ناتو، روز جمعه جلسه‌ای اضطراری برگزار کردند تا راه‌های اجرای طرح پرواز ممنوع برفراز ليبی را بررسی کنند. هنوز اعلام نشده است مشارکت آمريکا در عمليات نظامی در چه حد يا چگونه خواهد بود.



سخنگوی دولت فرانسه هم حاضر به ذکر جزييات نشده ولی فقط گفته به سرعت و طی چند ساعت آينده، نيروهای نظامی آماده کار خواهند شد.



آمريکا شماری از ناوهای هواپيمابر و ناوهای جنگی خود را در منطقه مستقر کرده که حدود ۴۰۰ تفنگدار هم در آنها حضور دارند. فرانسه هم ناو جنگی شارل دوگل را در نزديکی بندر تولون مستقر کرده است.



وزير خارجه دانمارک نیز اعلام کرد که اين کشور چهار جنگنده هوايی اف – ۱۶ به همراه يک هواپيمای باربری پر از تسليحات به عمليات نظامی اعزام خواهد کرد. پايگاه های ناتو در ايتاليا و فرانسه وضعيت در ليبی را زير نظر دارند و هواپيماهای آواکس ۲۴ ساعته تمامی تحرکات نظامی در ليبی را ثبت می‌کنند