Monday, March 21, 2011

شش روحانی؛ پیران مورد خطاب رهبر جمهوری اسلامی

شش روحانی؛ پیران مورد خطاب رهبر جمهوری اسلامی


جرس: سایت‌های «باکری آنلاین»، «محرمانه‌نیوز» و «دولت‌یار» با درج مطلبی به طور تلویحی از احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی، احمد علم‌الهدی، ناصر مکارم شیرازی، محمد یزدی و احمد خاتمی با عنوان روحانیونی نام بردند که در زمان ظهور امام زمان به مقابله با وی برخواهند خاست.



به گزارش دیگر بان که بتازگی به دنیای مجازی پیوسته است، این سایت‌ها با انتشار یادداشت مشترکی که در انتقاد از موضع‌گیری این روحانیون علیه دولت محمود احمدی‌نژاد منتشر کرده‌اند، آنها را «پیرانی» خطاب کرده‌اند که تحت تاثیر خبر‌های دروغی قرار گرفته‌اند که منجر به بروز «فجایعی» در جمهوری اسلامی شده است.



این سایت‌ها در ادامه با دعوت از مردم برای انتقاد از این روحانیون نوشته‌اند: «احدی حق ندارد به بهانه بزرگی و سابقه افراد نسبت به بعضی مواضع آنها که ممکن است آینده انقلاب را به خطر بیاندازد سکوت کند.»



این سایت‌ها همچنین اضافه کرده‌اند که در «هنگامه ظهور یک گروه از مخالفان سرسخت امام عصر بعضی از چهره‌های وجیه دینی هستند و لکن این واقعیت را هم در عصر نزدیک به ظهور نمی‌توان نادیده گرفت.»

شش روحانی؛ پیران مورد خطاب رهبر جمهوری اسلامی

شش روحانی؛ پیران مورد خطاب رهبر جمهوری اسلامی


جرس: سایت‌های «باکری آنلاین»، «محرمانه‌نیوز» و «دولت‌یار» با درج مطلبی به طور تلویحی از احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی، احمد علم‌الهدی، ناصر مکارم شیرازی، محمد یزدی و احمد خاتمی با عنوان روحانیونی نام بردند که در زمان ظهور امام زمان به مقابله با وی برخواهند خاست.



به گزارش دیگر بان که بتازگی به دنیای مجازی پیوسته است، این سایت‌ها با انتشار یادداشت مشترکی که در انتقاد از موضع‌گیری این روحانیون علیه دولت محمود احمدی‌نژاد منتشر کرده‌اند، آنها را «پیرانی» خطاب کرده‌اند که تحت تاثیر خبر‌های دروغی قرار گرفته‌اند که منجر به بروز «فجایعی» در جمهوری اسلامی شده است.



این سایت‌ها در ادامه با دعوت از مردم برای انتقاد از این روحانیون نوشته‌اند: «احدی حق ندارد به بهانه بزرگی و سابقه افراد نسبت به بعضی مواضع آنها که ممکن است آینده انقلاب را به خطر بیاندازد سکوت کند.»



این سایت‌ها همچنین اضافه کرده‌اند که در «هنگامه ظهور یک گروه از مخالفان سرسخت امام عصر بعضی از چهره‌های وجیه دینی هستند و لکن این واقعیت را هم در عصر نزدیک به ظهور نمی‌توان نادیده گرفت.»

پرس‌تي‌وي: پسر قذافي كشته شد

پرس‌تي‌وي: پسر قذافي كشته شد




به گزارش فارس،‌ شبكه خبري پرس‌تي‌وي گزارش داد كه "خميس قذافي " در حملات نيروهاي غربي به اين كشور كشته شد.



اين در حالي است كه نيروهاي غربي در ادامه حملات خود به مناطق مختلف ليبي مقر "معمر قذافي " ديكتاتور ليبي را در منطقه "باب العزيزيه " در شهر طرابلس پايتخت اين كشور با موشك هدف قرار دادند.

مقر قذافی مورد حمله موشکی قرار گرفته است

مقر قذافی مورد حمله موشکی قرار گرفته است


بی بی سی : مقام های نیروهای ائتلاف می گویند حمله موشکی به مقر معمر قذافی رهبر لیبی در طرابلس، ساختمان مرکز فرماندهی کنترل را نابود کرده است.



ساختمان آسیب دیده به خبرنگاران مستقر در منطقه نشان داده شده است، اما هنوز از تلفات احتمالی خبری نیست.



این عملیات در حالی انجام می شود که ائتلافی از کشورهای آمریکا، بریتانیا و فرانسه به حملات خود برای اجرای قطعنامه پرواز ممنوع بر فراز لیبی ادامه می دهند.



سرهنگ قذافی نیز همچنان مشغول نبرد با مخالفان مسلح خود است که از یکماه پیش آغاز شد.



مقام های آمریکایی گفته اند هدف این حملات هوایی نیروهای مسلح و سیستم دفاع هوایی لیبی است نه سرهنگ قذافی.



شامگاه یکشنبه صدای شلیک ضدهوایی و چند انفجار در طرابلس شنیده شد. یکی از خبرنگاران بی بی سی می گوید دود از محلی در نزدیکی باب العزیزیه که مقر نظامی سرهنگ قذافی است، بلند شد.



مقام های لیبی خبرنگاران غربی را به این مقر برده و یک ساختمان سه یا چهار طبقه را که به گفته آنها توسط نیروهای ائتلاف بمباران شده است، نشان داده اند.



یک مقام کشورهای ائتلاف که خواست نامش فاش نشود به خبرنگاران گفت که این حمله "توانایی فرماندهی و کنترل" سرهنگ قذافی را نابود کرده است.



پیش از آن دریادار ویلیام گورتنی در وزارت دفاع آمریکا گفت که عملیات نظامی که از روز شنبه آغاز شده "توانایی دفاع هوایی" حکومت لیبی را به میزان قابل ملاحظه ای کاهش داده است.



وی گفت نیروهایی که به سمت مخالفان مسلح حکومت در حال پیشروی هستند نیز هدف حمله هستند، اما افزود سرهنگ قذافی و محل زندگی او مورد حمله قرار نخواهند گرفت.



با وجود آنکه سرهنگ قذافی اعلام آتش بس کرده، کاخ سفید می گوید که این تعهد او صحت ندارد و حملات حکومت لیبی متوقف نشده است.

Sunday, March 20, 2011

پیام نوروزی باراک اوباما: دولت ایران دچار ترس شده است

باراک اوباما، رييس جمهور آمريکا، در پيامی به مردم ايران، نوروز سال ۱۳۹۰ را به آنها و همه کسانی که اين عيد را در ايالات متحده آمريکا و سراسر جهان جشن می گيرند، تبريک گفت. آقای اوباما می گويد که «دولت ايران دچار ترس شده است» و تاکيد کرده که آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت، آينده ايران از آن جوانان است.



متن کامل پيام باراک اوباما به مناسبت جشن نوروز به شرح زير است:



من امروز می خواهم بهترين آرزوهای خود را به همه کسانی که نوروز را در ايالات متحده جشن می گيرند تقديم دارم. من هر سال در دوره رياست جمهوری خود اين روز را با خطاب مستقيم به مردم ايران بزرگ داشته ام.



اين کاری است که من مايلم يک بار ديگر انجام دهم.



امروز برای مردم ايران جشنی به منظور گردآمدن با دوستان و خانواده، برای تامل بر موهبت های بی همتايی است که شما از آن برخورداريد و نيز برای چشم دوختن به نويدی است که يک روز نو در بر دارد.




باراک اوباماهر چه باشد، اين فصل، فصل اميد و بازآفرينی است. و امروز، ما می دانيم که اين فصل نويد بخشی در سراسر خاورميانه و شمال آفريقا نيز هست، هر چند که هنوز چالش های عظيمی نيز بر جای مانده اند.



من بر اين باورم که برخی از ارزش ها- آزادی تجمع و تشکيل انجمن، توانايی ابراز آنچه که در فکر داريد و انتخاب رهبران- جهانی هستند. و آنچه که ما در سراسر منطقه می بينيم پافشاری برای پاسخگو بودن دولت ها در برابر مردم است.



ولی ما همچنين می دانيم که اين جنبش ها منحصر به همين چند ماه گذشته نبوده اند. همان نيروهای اميدی که ميدان تحرير را در نورديدند در ژوئن ۲۰۰۹ در ميدان «آزادی» ديده شدند. و درست به همانگونه که مردم منطقه بر حق انتخاب خود برای اينکه چگونه حکومتی داشته باشند پای فشرده اند، دولت های منطقه نيز در پاسخ خود دارای انتخاب هستند.



تا به حال پاسخ دولت ايران اين بوده است که برای حفظ قدرت خود اهميتی به مراتب بيشتر از احترام به حقوق مردم ايران قائل بوده است.



طی مدتی نزديک به دو سال، پيکاری از ارعاب و نقض حقوق در جريان بوده است. مردم ايران – از پير و جوان؛ زن و مرد؛ ثروتمند و فقير- در معرض تعقيب و آزار قرار داشته اند. صدها زندانی زندانی عقيدتی در زندان ها به سر می برند. بی گناهان ناپديد شده اند. روزنامه نگاران را خاموش کرده اند. زنان در معرض شکنجه قرار گرفته اند، کودکان به مرگ محکوم شده اند.



جهان با اضطراب به نظاره اين اعمال بيدادگرانه نشسته است. ما شاهد بوده ايم که نسرين ستوده به خاطر دفاع از حقوق بشر به زندان افتاده است؛ جعفر پناهی به زندان رفته و قادر به ساختن فيلم های خود نيست؛ عبدالرضا تاجيک به خاطر اينکه روزنامه نگار است روانه زندان شده است. جامعه بهاييان و مسلمانان صوفی به خاطر اعتقاداتشان مجازات شده اند؛ محمد وليان، يک دانشجوی جوان، به خاطر اينکه سه تا سنگ پرتاب کرده، به مرگ محکوم شده است.



اين انتخاب ها نشانه نيرومندی نيست، آنها ترس را نشان می دهند. زيرا وقتی دولتی تا آنجا از مردم خود وحشت دارد که به آنها حتی اجازه دسترسی به اطلاعات يا برقراری ارتباط با يکديگر را نمی دهد، اين به خودی خود گويا است. اما آينده ايران با ترس شکل نخواهد گرفت، آينده ايران از آن جوانان است- جوانانی که سرنوشت خود را تعيين می کنند.



بيش از ۶۰ درصد مردم ايران بعد از سال ۱۹۷۹ چشم به جهان گشوده اند. شما پايبند زنجيرهای گذشته نيستيد- نفرت انحراف آفرين از آمريکا که از آن نه کار و نه فرصت به وجود می آيد؛ يک دولت سختگير و غير پاسخگو؛ جلوگيری از اين که مردم ايران توان بالقوه خود را به تحقق در آورند، از ترس اين که مبادا اقتدار دولت متزلزل شود.



به جای آن – شما مردم جوان ایران- هم فرهنگ باستانی ایران و هم توان شکل دادن به کشوری را که در برابر خواست های شما پاسخگو باشد در خود دارید.



استعداد، امیدها و گزینه های شما به آینده ایران شکل خواهند داد و به روشن ساختن جهان یاری می دهند. و هر چند که زمانه تاریک جلوه می کند، می خواهم بدانید که من با شما هستم.



در چنین روزی- در جشنی که همانند پلی میان گذشته و آینده گسترده است- می خواهم سخنانم را با نقل قولی از شاعر سیمین بهبهانی، زنی که سخنانش جهان را به لرزه افکنده اند، حتی اگر از سفر او فرای مرزهای ایران جلوگیری به عمل آمده است، پایان دهم: «اگر چه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود/ جوانی آغاز می کنم کنار نوباوگان خویش/ حدیث حب الوطن ز شوق بدان روش ساز می کنم/ که جان شود هر کلام دل چون برگشایم دهان خویش.»



باشد که این فصل جوانی دو باره ای برای همه ایرانیان به ارمغان آورد- زمانی که در آن یک فصل نو زاینده زندگی دوباره ای است. از شما سپاسگذارم. و عید شما مبارک

امسال را سال «آگاهی تا رهایی» نام گذاري مي كنيم

امسال را سال «آگاهی تا رهایی» نام گذاري مي كنيم


سحام نيوز: رسانه هاي سبز امسال را سال آگاهي و رهايي نام گذاري كردند. به گزارش سحام نيوز در بخشي از اين نامه آمده است:”ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است.”



هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شما

درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.



سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.



آری! در سال 1389 همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از 25 خرداد 88 آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.



ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.



سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم.



اللهم حول حالنا الی احسن الحال



امضا: سایتهای کلمه، سحام نيوز، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا

پیام نوروزی کلینتون: تظاهرات مسالمت آمیز در منطقه مورد ستایش ما است

رادیو فردا : هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در پیامی نوروزی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ ابراز امیدواری کرده که سال نو با احساس تازه ای از اميدواری و تعهدی نو به حقوق بشر و آزادی های بنيادين که حق حيات جهانی ماست، پر بار شود.




متن کامل پیام خانم کلینتون به شرح زیر است:



من نيز برای تقديم آروزهای تندرستی و کاميابی به همۀ کسانی که نوروز را در سراسر جهان جشن می گيرند، ازجمله آمريکاييان، افغانها، کردها، آذری ها، ايرانيان و مردم آسيای مرکزی، به رییس جمهوری می پيوندم.



هزاران سال است که نوروز زمانی برای گرد هم آمدن دوستان و اعضای خانواده به منظور برپا داشتن جشن آغاز سالی نو است. در ميان سنت های غنی بسياری که در ارتباط با جشن نوروز وجود دارد، زايش دوباره و پيگيری شادمانی آرمان هايی پايدار است که همۀ ما در آنها اشتراک داريم.



همانگونه که حافظ شاعر ايرانی سروده است:



ز کوی يار می آيد نسيم باد نوروزی

از اين باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی



امسال برای ما اين مجال را فراهم می کند که به رويدادهای اخير خاورميانه بينديشيم. تظاهرات مسالمت آميز در ابراز و بيان حقوق و منزلت انسانی که ما در بخش بزرگی از منطقه شاهد بوده ايم، مورد تقدير و ستايش ما است. ما در استقبال از فرصت های نوروزی و کوشش برای پاسداری از ارزش های آن به جامعۀ جهانی می پيونديم.



باشد که اين سال نو با احساس تازه ای از اميدواری و تعهدی نو به حقوق بشر و آزادی های بنيادين که حق حيات جهانی ماست، پر بار شود.


نوروزتان پيروز، هر روزتان نوروز؛ نوروز مبارک!


نورزتان فرخنده و هر روزتان نوروز باد.

فیلم / پیام باراک اوباما به مناسبت نوروز

Saturday, March 19, 2011

خدعه های جنتی در نماز جمعه تهران

خدعه های جنتی در نماز جمعه تهران


استبداد و کشتار

درایران مجاز است، اما برای

بحرین و لیبی و یمن نه!







آخرین شماره پیک نت در سال 89 را با تازه ترین دروغ و دغل، سفسطه و ریاکاری احمد جنتی در نماز جمعه تهران منتشر می کنیم. شیخ ریزه اندامی که تاریخی ترین نقش را در قتل و کشتار و به انحراف بردن جمهوری اسلامی و انقلاب 57 بازی کرد و در سن 85 سالگی، اگر جنبش مردم و یا اجل امانش بدهد، در سال آینده هم به همین نقش ادامه خواهد داد. از خطبه های روز گذشته نماز جمعه او در تهران، نکاتی را بیرون کشیده و منتشر می کنیم، که می توان آن را بعنوان لوح نیرنگ و فریب و دغلکاری در تاریخ جمهوری اسلامی، بالای سنگ قبرش نصب کرد. بخوانید، از دهان مرد 85 ساله ای که درعین چسبیدن به دبیری شورای نگهبان و تهدید به رد صلاحیت ها برای انتخابات بعدی، همچنان چشم به صندلی ریاست مجلس خبرگان رهبری هم دارد و می گوید، دیگران هم از هاشمی باید درس بگیرند و از ریاست دست بکشند! در باره بحرین و یمن و لیبی چنان سخن می گوید که گوئی در برابر مردم یک دنیای دیگر به سخن و خطبه ایستاده است و نه مردمی که زخم سرکوب خونین بزرگترین تظاهرات، راهپیمائی و اعتراض ها، علیه کودتائی انتخاباتی که جنتی نقش تعیین کننده در آن داشت را بر پیکر خود دارند.



بخوانید:



«با وجود برخی تلاش‌ها برای تبدیل کردن اعتراضات حق‌طلبانه‌ مردم بحرین علیه ظلم حاکمان به نوعی دعوای مذهبی بین شیعه و سنی، مردم این کشور از هر دو مذهب، آگاهانه در کنار یکدیگر علیه دیکتاتوری مبارزه می‌کنند. كشورهای منطقه به بیداری اسلامی (تفسیر بیداری علیه حکومت های خودکامه) رسیده اند! آنها از استبداد بیزارند. در بحرین كسانی كه داد دمكراسی سر می‌دهند مگر نمی‌بینند كه اینها مردم این كشور هستند كه در صحنه اند و حركت مسالمت‌آمیز و بدون سلاحی داشته‌اند. این كشور در حال تبدیل شدن به عرصه كربلاست.



من همیشه فكر می كردم كه چطور مردم لیبی این دیوانه را تحمل می كنند؟ تصویب منطقه پرواز ممنوع هم گرچه قدری به مردم این كشور كمك می كند، اما به هر حال آنها وضعیت خوبی ندارند.(تائید توطئه امریکا و اروپا برای اشغال لیبی نفت خیر و زمینه ای که قدرت مطلقه قذافی برای این اشغال فراهم آورد!) همه باید به هر نحوی كه هست كمك كنند تا حق مردم را بگیرند و این شر را از سر مردم كوتاه كنند.



تجدید هیات رئیسه و عوض شدن رئیس مجلس خبرگان با كمال صفا صورت گرفت و این درسی برای همه كسانی بود كه سمت‌هایی دارند. آنها باید بدانند همیشه نمی‌توانند در این سمت‌ها بمانند. از خدا می‌خواهیم كسالت و بیماری آقای مهدوی کنی را زودتر شفا دهند.»



چه تفسیری بر این خطبه جنتی می توان نوشت، جز آنچه در بالا نوشته شد. به آخرین جمله خدعه آمیز او توجه کنید که می داند مهدوی کنی بیمار و رفتنی است و بعد از رفتن "محلل" در پی توطئه ای برای اشغال صندلی خبرگان است. آزادی مطبوعات را سرکوب کردند تا خود یکسویه و از بالای سر مردم هرچه می خواهند بگویند و بکنند. رابطه چوپان و گوسفند را، می خواهند در جامعه حاکم کنند و آقای خامنه ای امثال جنتی را بر سرنوشت مردم و کشور حاکم کرد. جرم از این بالاتر؟

یادداشت سردبیری

یادداشت سردبیری


آنچه برای لیبی تدارک دیدند

بیگانه با آینده ج. اسلامی نیست!




لیبی در همان ورطه ای فرو رفت که با ادامه حکومت مطلقه قذافی و جنون قدرتی که کار او را به بمباران هوائی شهرهای لیبی و کشتار مردم خودش کشاند، پیش بینی می شد. مردمی که برای اندک اصلاحاتی در ساختار حکومت و شریک شدن مردم در قدرت حکومتی به خیابان آمده بودند، حالا جز به سرنگونی قذافی رضایت نمی دهند و با سرکوب و بمباران آنها، حالا همین مردم از دخالت نظامی قدرت های جهانی در امور داخلی لیبی استقبال می کنند. یعنی از "مار" حاضرند بگریزند، حتی اگر به افعی پناه ببرند!



درس بزرگی که باید از این فاجعه گرفت، اینست و نه آن بافته های ذهنی و بیمارگونه رهبران حکومت ایران که دست خودشان آلوده به خون مردم خواهان اصلاحات در جمهوری اسلامی است.



هیچکس نمی داند و هیچکس نیز، تا سالهای سال نخواهد گفت که چگونه و با توصیه چه کسانی قذافی مردم لیبی را بمباران کرد و مرتکب جنایاتی شد که حالا امریکا و اروپا و حتی ارتش مصر بعنوان ناجی مردم لیبی، مورد استقبال قرار می گیرند. نقش پسر او که در این دوران سخنگوی اصلی پدرش در لندن شده و چپ و راست با رسانه های مهم جهانی مصاحبه کرده و بر سرکوب مردم و پیروزی قطعی پدرش سخن می گفت، دراین فاجعه چقدر است؟ و نقش دست های دیگری در کنار قذافی که از خود بزرگ بینی و قدرت طلبی او بهترین بهره را در مناسب ترین شرایط بردند و او را به همان ورطه ای کشیدند که صدام حسین را کشیدند، چقدر است؟ آنچه که امریکا و کشورهای بزرگ اروپائی عضو ناتو با هزینه ای سنگین در عراق بدست آوردند، اکنون با کمترین هزینه و طی یک محاسبه دقیق سیاسی که برخاسته از تجربه عراق و افغانستان بود، بدست آوردند. ساده لوحی است اگر تصور شود آنها برای نجات مردم لیبی صف آرائی نظامی کردند. اگر لیبی نفت نداشت، آنگاه حاکم آن اگر همه مردم خود را به دریا هم می ریخت آب از آب تکان نمی خورد. چنان که می بینیم در بحرین و یمن، همزمان با لیبی حکومت مردم را به گلوله بسته و می بندند و آب از آب تکان نمی خورد. در شورای امنیت سازمان ملل که قطعنامه مقابله نظامی با حکومت قذافی تصویب شد و در آن قید شد که تمام نیروهای خارجی که قذافی برای سرکوب مردمش وارد لیبی کرده باید از این کشور خارج شوند، حتی یکنفر درباره حضور نیروهای نظامی عربستان سعودی و مشاوران نظامی ارتش پاکستان که درکنار آنها قرار دارند، سخنی نگفت و نپرسید که آنها در بحرین چه می کنند؟ دراینجا هم نفت سخن می گوید!



سرانجامی که برای لیبی رقم زده شد، یکبار دیگر ثابت نکرد که این حکومت ها هستند که زمینه ساز دخالت نظامی و غیر نظامی خارجی در امور داخلی کشورها می شوند؟ چرا که تا وقتی وحدت ملی و حمایت ملی از حکومتی وجود داشته باشد و حاکمیت با باتوم و سرنیزه و شوکر و اعدام و زندان بر سر کار نباشد، چنین دخالتی ممکن نیست. چنان که در دهه اول جمهوری اسلامی ممکن نشد و اکنون نه تنها زمینه های آن ممکن شده، بلکه چندین قطعنامه سازمان ملل نشانه ها و علائم دخالت های بزرگتر است. آنچه اکنون در لیبی می گذرد، بیگانه با آنچه برای آینده ایران در نظر دارند نیست.



در ارتباط با جنبش ضد استبدادی یمن و بحرین، که شعار و خواست اصلی مردم آنها نان و آب و کار و رهائی از حکومت مطلقه بود، اگر نبود دخالت ها و سخنان تحریک آمیز مقامات جمهوری اسلامی، ای بسا دو حکومت یمن و بحرین، با حمایت عربستان و چراغ سبز اروپا و امریکا چنان نمی توانستند بکنند که طی چند روز اخیر کرده و مردم خواهان اصلاحات را به خاک و خون کشیدند.



حکومتی که خود با کودتا و سرنیز بر سر کار است و مشروعیت مردمی ندارد، چگونه می تواند حامی و مدافع جنبش های اصلاح طلب در منطقه و در همسایگی آبی و خشکی خود شود؟ مگر با گفتن حرف های تحریک آمیز و دخالت های پنهان نظامی، زمینه سرکوب و دخالت خارجی را دراین کشورها فراهم کند، و این همان نقشی است که در هفته های جمهوری اسلامی در ارتباط با یمن و بحرین بازی کرده است.



امریکا و حکام مستبد منطقه، درعین حال که خطر دخالت ایران شیعه را مستند به گفته ها و سخنرانی های مقامات جمهوری اسلامی – حتی کشف برخی ارتباط ها و محموله های نظامی- بزرگ کرده و از آن بهره بردند، درعین حال از مسخره کردن مقامات جمهوری اسلامی نیز غفلت نکردند.



این سخنان هیلاری کلینتون وزیر خارج امریکا، در سفر به مصر، در پایان هفته ای که گذشت، در مصاحبه با شبکه تلویزونی "نیل" جز آنست که در بالا اشاره شد؟




«انقلاب سال1357 ایران انقلابی است که ربوده شد و مردم کشورهای عرب از جمله مصر و تونس از آن "درس عبرت" گرفتند. آزادی و حقوق مردم ایران در پی انقلاب سرکوب شد و این چیزی نیست که مصری ها در پی آن باشند.»






واقعیت اینست که این سخنان، هراندازه هم که جنبه تبلیغاتی به سود رژیم باقی مانده از مبارک درمصر و به نفع امریکا داشته باشد، بیش از خطبه های احمد جنتی و سخنرانی های احمدی نژاد و علی خامنه ای و علی لاریجانی در مجلس با واقعیت موجود در ایران نزدیک است و به همین دلیل مردم آن را می پذیرند. و این فاجعه ممکن نشد، مگر براثر عملکرد حاکمیتی که با کودتا بر سرکار است و زندان ها را از زندانیان سیاسی پر کرده و پشت دروغ و نیرنگ و تشدید خرافات مذهبی می خواهد خود را پنهان کند.