Monday, April 25, 2011
تاکنون دستکم ۲۰ کشته در پی ورود تانکهای ارتش سوریه به درعا
تاکنون دستکم ۲۰ کشته در پی ورود تانکهای ارتش سوریه به درعا
دویچه وله : به گفتهی یک فعال سیاسی مخالف دولت سوریه، حدود ۳ هزار نفر از نیروهای رزمی ارتش سوریه با حرکت در پشت تانکهای نظامی در سحرگاه دوشنبه (۲۵ آوریل / ۵ اردیبهشت) وارد شهر درعا شدند.
بر اساس آخرین خبرها، این عملیات نظامی و ارعابی ارتش سوریه تاکنون ۲۰ کشته و شمار زیادی زخمی برجای گذارده است. شمار کشتهشدگان هر لحظه رو به فزونی است.
نظامیان با مسلسلهای سنگین سوار بر تانکها بر روی خانهها و مردم شلیک میکنند. حتا با توپ مناطقی از این شهر هدف قرار گرفتهاند. ویدئوهای شبکه تلویزیونی الجزیره بلندشدن دود از برخی مناطق را نشان میدهد.
خط تلفن و شبکه برق در درعا کاملا قطع شده است، ولی برخی دستگاههای موبایل اردنی هنوز قابل دسترسی هستند.
«نیروهای ویژهی ماهر اسد»
یک راننده تاکسی که در درعا زندگی میکند، به خبرگزاری آلمان گفت: «باید بگویم که حدود چندین هزار سرباز ارتش وارد شدهاند و هماکنون در حال حمله به خانهها هستند.»
وی افزود: «در اینجا مجروحان زیادی دیده میشود و آمبولانسها نمیتوانند از میان رگبار مسلسلها عبور کنند.»
این شهروند درعا اظهار داشت: «اینها نیروهای ویژهی ماهر اسد (برادر بشار اسد) هستند و به هر جنبدهای شلیک میکنند.»
به گزارش خبرگزاری آلمان، شاهدان عینی میگویند که کشتهها بر کف خیابانها افتادهاند و کسی نمیتواند به آنها نزدیک شود، زیرا تکتیراندازان مردم را هدف قرار میدهند.
شهر درعا در روزهای گذشته شاهد قربانیان بسیار در میان معترضان به دولت بشار اسد بوده است که توسط نیروهای امنیتی سوریه به قتل رسیده بودند. معترضان خواستار اصلاحات گستردهی سیاسی و کنارهگیری بشار اسد از قدرت هستند.
روز جمعه گذشته در تظاهراتهای گستردهی مردم حدود ۱۳۰ نفر در شهرهای مختلف این کشور توسط نیروهای امنیتی و تکتیراندازان حکومتی کشته شدند. روز بعد به هنگام مراسم مسالمتآمیز سوگواری نیز ۱۳ نفر به قتل رسیدند.
ویدئوهایی که شبکه الجزیره روز دوشنبه منتشر کرد، نشان میدهد که جوانان در کنار خیابان به سوی تانکها سنگ پرتاب میکنند. ویدئوی دیگری نشان میدهد که تمام مغازهها و فروشگاههای شهر بسته است. یک گزارشگر الجزیره از دمشق خبر داد که در برخی شهرها شبکههای تلفن و موبایل از کار افتادهاند.
عبدالله الحریری، فعال مخالف دولت صبح دوشنبه (۵ اردیبهشت) به خبرگزاری فرانسه گفت که نظامیان «در حالی که پشت تانکها پناه گرفته و در حرکت هستند، به هر سویی شلیک میکنند.»
روز یکشنبه هزاران نفر از مردم درعا علیه حکومت سوریه و در حالی که تابوت کشتهشدگان روزهای جمعه و شنبه را حمل میکردند دست به تظاهرات زدند.
یک نظامی ارتش سوریه گفت که نیروهای امنیتی روز یکشنبه وارد عملیات نشدند. وی مشروط به اینکه نامش فاش نشود به خبرگزاری فرانسه گفت که تظاهرکنندگان پرچم سوریه را به احتراز درآورده بودند و بر روی پلاکاتهای خود خواستار لغو ماده ۸ قانون اساسی سوریه بودند. ماده ۸ قانون اساسی حاکمیت یگانهی حزب بعث سوریه را تضمین میکند.
بسته شدن تمام گذرگاههای مرزی با اردن
دولت سوریه روز دوشنبه تمام گذرگاههای مرزی خود با کشور همجوار، اردن را بست. این خبر را مقامهای سوری اعلام کردند.
یک دیپلمات عالیرتبه در پایتخت اردن تأیید کرد که دو گذرگاه اصلی سوریه در نزدیکی درعا و نسیب از طرف سوریها بسته شدهاند. درعا در جنوبیترین نقطهی سوریه در مناطق مرزی با اردن قرار دارد.
یک مقام سوری به خبرگزاری رویترز در مورد مدت بسته ماندن گذرگاههای مرزی گفت که این امر به عملیات امنیتی گستردهای بستگی دارد که روز دوشنبه آغاز شده است.
بیانیه ۱۰۲ نویسنده و روزنامهنگار سوریه
دراین میان نویسندگان و روزنامهنگاران سوریه بیانیهای در محکومیت برخوردهای شدید دولت علیه مردم انتشار دادند. این بیانیه را ۱۰۲ نفر از نویسندگان و خبرنگاران داخل و خارج کشور و جناحهای مختلف امضا کردهاند.
این بیانیه روشنفکران سوریه را متهم می کند که آنها هنوز قادر نبودهاند از مانع ترس بگذرند و با اتخاذ رویکردی شفاف، خشونتهای رژیم سوریه علیه مردم را محکوم کنند.
سازمان حقوق بشر شمار قربانیان ناآرامیها سوریه را حدود ۴۰۰ نفر تخمین میزنند. اعتراضات چند روز گذشته بیشترین قربانی را داده است.
دویچه وله : به گفتهی یک فعال سیاسی مخالف دولت سوریه، حدود ۳ هزار نفر از نیروهای رزمی ارتش سوریه با حرکت در پشت تانکهای نظامی در سحرگاه دوشنبه (۲۵ آوریل / ۵ اردیبهشت) وارد شهر درعا شدند.
بر اساس آخرین خبرها، این عملیات نظامی و ارعابی ارتش سوریه تاکنون ۲۰ کشته و شمار زیادی زخمی برجای گذارده است. شمار کشتهشدگان هر لحظه رو به فزونی است.
نظامیان با مسلسلهای سنگین سوار بر تانکها بر روی خانهها و مردم شلیک میکنند. حتا با توپ مناطقی از این شهر هدف قرار گرفتهاند. ویدئوهای شبکه تلویزیونی الجزیره بلندشدن دود از برخی مناطق را نشان میدهد.
خط تلفن و شبکه برق در درعا کاملا قطع شده است، ولی برخی دستگاههای موبایل اردنی هنوز قابل دسترسی هستند.
«نیروهای ویژهی ماهر اسد»
یک راننده تاکسی که در درعا زندگی میکند، به خبرگزاری آلمان گفت: «باید بگویم که حدود چندین هزار سرباز ارتش وارد شدهاند و هماکنون در حال حمله به خانهها هستند.»
وی افزود: «در اینجا مجروحان زیادی دیده میشود و آمبولانسها نمیتوانند از میان رگبار مسلسلها عبور کنند.»
این شهروند درعا اظهار داشت: «اینها نیروهای ویژهی ماهر اسد (برادر بشار اسد) هستند و به هر جنبدهای شلیک میکنند.»
به گزارش خبرگزاری آلمان، شاهدان عینی میگویند که کشتهها بر کف خیابانها افتادهاند و کسی نمیتواند به آنها نزدیک شود، زیرا تکتیراندازان مردم را هدف قرار میدهند.
شهر درعا در روزهای گذشته شاهد قربانیان بسیار در میان معترضان به دولت بشار اسد بوده است که توسط نیروهای امنیتی سوریه به قتل رسیده بودند. معترضان خواستار اصلاحات گستردهی سیاسی و کنارهگیری بشار اسد از قدرت هستند.
روز جمعه گذشته در تظاهراتهای گستردهی مردم حدود ۱۳۰ نفر در شهرهای مختلف این کشور توسط نیروهای امنیتی و تکتیراندازان حکومتی کشته شدند. روز بعد به هنگام مراسم مسالمتآمیز سوگواری نیز ۱۳ نفر به قتل رسیدند.
ویدئوهایی که شبکه الجزیره روز دوشنبه منتشر کرد، نشان میدهد که جوانان در کنار خیابان به سوی تانکها سنگ پرتاب میکنند. ویدئوی دیگری نشان میدهد که تمام مغازهها و فروشگاههای شهر بسته است. یک گزارشگر الجزیره از دمشق خبر داد که در برخی شهرها شبکههای تلفن و موبایل از کار افتادهاند.
عبدالله الحریری، فعال مخالف دولت صبح دوشنبه (۵ اردیبهشت) به خبرگزاری فرانسه گفت که نظامیان «در حالی که پشت تانکها پناه گرفته و در حرکت هستند، به هر سویی شلیک میکنند.»
روز یکشنبه هزاران نفر از مردم درعا علیه حکومت سوریه و در حالی که تابوت کشتهشدگان روزهای جمعه و شنبه را حمل میکردند دست به تظاهرات زدند.
یک نظامی ارتش سوریه گفت که نیروهای امنیتی روز یکشنبه وارد عملیات نشدند. وی مشروط به اینکه نامش فاش نشود به خبرگزاری فرانسه گفت که تظاهرکنندگان پرچم سوریه را به احتراز درآورده بودند و بر روی پلاکاتهای خود خواستار لغو ماده ۸ قانون اساسی سوریه بودند. ماده ۸ قانون اساسی حاکمیت یگانهی حزب بعث سوریه را تضمین میکند.
بسته شدن تمام گذرگاههای مرزی با اردن
دولت سوریه روز دوشنبه تمام گذرگاههای مرزی خود با کشور همجوار، اردن را بست. این خبر را مقامهای سوری اعلام کردند.
یک دیپلمات عالیرتبه در پایتخت اردن تأیید کرد که دو گذرگاه اصلی سوریه در نزدیکی درعا و نسیب از طرف سوریها بسته شدهاند. درعا در جنوبیترین نقطهی سوریه در مناطق مرزی با اردن قرار دارد.
یک مقام سوری به خبرگزاری رویترز در مورد مدت بسته ماندن گذرگاههای مرزی گفت که این امر به عملیات امنیتی گستردهای بستگی دارد که روز دوشنبه آغاز شده است.
بیانیه ۱۰۲ نویسنده و روزنامهنگار سوریه
دراین میان نویسندگان و روزنامهنگاران سوریه بیانیهای در محکومیت برخوردهای شدید دولت علیه مردم انتشار دادند. این بیانیه را ۱۰۲ نفر از نویسندگان و خبرنگاران داخل و خارج کشور و جناحهای مختلف امضا کردهاند.
این بیانیه روشنفکران سوریه را متهم می کند که آنها هنوز قادر نبودهاند از مانع ترس بگذرند و با اتخاذ رویکردی شفاف، خشونتهای رژیم سوریه علیه مردم را محکوم کنند.
سازمان حقوق بشر شمار قربانیان ناآرامیها سوریه را حدود ۴۰۰ نفر تخمین میزنند. اعتراضات چند روز گذشته بیشترین قربانی را داده است.
دولت - سپاه - بیت رهبری
دولت - سپاه - بیت رهبری
3 رکن کودتا در برابر هم
بخش دوم از خبرنامه ای که در ایران دست به دست می شود، یک نسخه از آن نیز به پیک نت رسیده است. این بخش اختصاص دارد به مسائل مربوط به روحانیت.
روحانیت - پس از انتقاد برخی از روحانیون سرشناس قم از رفتارهای احمدی نژاد و ابراز مخالفت با سیاست های دولت، حامیان احمدی نژاد از طریق حفاظت اطلاعات سپاه فشار فراوانی به علماء مخالف دولت وارد ساخته و علاوه بر نصب شنود در کلاس های درس و دفاتر آنان ، سعی در وادار کردن آنها به همراهی با دولت و تائید اقدام های آن را داشتند. در پی تشدید این رفتار ها، دو تن از علماء قم به صراحت برای آقای خامنه ای پیغام فرستادند که چنانچه مزاحمت های دولت و امنیتی های سپاه کنترل نشود آنها به تکلیف خود عمل خواهند کرد و دولت و سپاه را سر جای خود خواهند نشاند. بدنبال این پیام و ترس از صدور فتوا و به خیابان آمدن مردم در قم و دیگر شهرهای مذهبی ایران یگان ویژه و پر تعدادی در قم مستقر شد. این اقدام خشم علماء را بیشتر کرد و برای رهبر پیام فرستادند که دلیل این قشون کشی باید هرچه زودتر معلوم شود! همین علما در ادامه اعتراض های خود، اشاره به شهریه بالای طلاب درس مجتبی خامنه ای در حوزه قم کردند.
متعاقب همین پیام ها، احمدی نژاد در اقدامی که از آن بوی اختلاف میان او و مجتبی خامنه ای می آید، از شهریه دولتی 220 طلبه قم که از طرفداران مجتبی خامنه ای هستند و حدود 80 نفرشان در درس مجتبی خامنه ای حاضر می شوند نفری 900 هزار تومان کم کرد و به 600 هزار تومان در ماه کاهش داد.
3 رکن کودتا در برابر هم
بخش دوم از خبرنامه ای که در ایران دست به دست می شود، یک نسخه از آن نیز به پیک نت رسیده است. این بخش اختصاص دارد به مسائل مربوط به روحانیت.
روحانیت - پس از انتقاد برخی از روحانیون سرشناس قم از رفتارهای احمدی نژاد و ابراز مخالفت با سیاست های دولت، حامیان احمدی نژاد از طریق حفاظت اطلاعات سپاه فشار فراوانی به علماء مخالف دولت وارد ساخته و علاوه بر نصب شنود در کلاس های درس و دفاتر آنان ، سعی در وادار کردن آنها به همراهی با دولت و تائید اقدام های آن را داشتند. در پی تشدید این رفتار ها، دو تن از علماء قم به صراحت برای آقای خامنه ای پیغام فرستادند که چنانچه مزاحمت های دولت و امنیتی های سپاه کنترل نشود آنها به تکلیف خود عمل خواهند کرد و دولت و سپاه را سر جای خود خواهند نشاند. بدنبال این پیام و ترس از صدور فتوا و به خیابان آمدن مردم در قم و دیگر شهرهای مذهبی ایران یگان ویژه و پر تعدادی در قم مستقر شد. این اقدام خشم علماء را بیشتر کرد و برای رهبر پیام فرستادند که دلیل این قشون کشی باید هرچه زودتر معلوم شود! همین علما در ادامه اعتراض های خود، اشاره به شهریه بالای طلاب درس مجتبی خامنه ای در حوزه قم کردند.
متعاقب همین پیام ها، احمدی نژاد در اقدامی که از آن بوی اختلاف میان او و مجتبی خامنه ای می آید، از شهریه دولتی 220 طلبه قم که از طرفداران مجتبی خامنه ای هستند و حدود 80 نفرشان در درس مجتبی خامنه ای حاضر می شوند نفری 900 هزار تومان کم کرد و به 600 هزار تومان در ماه کاهش داد.
خشم و نارضائی مردم، رژیمی را
خشم و نارضائی مردم، رژیمی را
خواهد بُرد که جانشین رژیم شاه شده؟
بیش از سه دهه، پس از سقوط شاه و بازگشت آیت الله خمینی به ایران، نسل جوانی که نه روزهای انقلاب سال1357 را دیده و نه خاطره ای از آن روزها دارد، خود را در کنار ناظران کم سن و سال آن روزها و نسل در صحنه آن انقلاب می یابد. آنها، هر دو، در کنار نسلی که 10 سال بعد از انقلاب بدنیا آمده، هر سه، در جریان کودتای 22 خرداد و آغاز جنبش سبز به همان نقطه ای رسیده اند که انقلاب 57 از آن نقطه آغاز شد. 33 سال، عقربه زمان برمحور یک دایره چرخید و امروز به همان نقطه ای رسیده که 33 سال پیش حرکت را از آنجا آغاز کرده بود: آزادی، دمکراسی و حکومتی پاسخگو به مردم!
امروز بعد از33 سال وقتی به تصاویر بازگشت آیت الله خمینی به ایران، در آغاز دهه های فجر نگاه می کنیم، شاید یک سوال از ذهن همه ما ایرانیان بگذرد. آیا امکان آن بود که جلوی آمدن آیت الله خمینی به ایران را گرفت و عقربه ساعت در همان 33 سال پیش متوقف بماند و به اینجا نرسیم که رسیده ایم؟
ما سئوال می کنیم که اگر چنین رویدادی امکان پذیر بود، چرا دکتر شاپور بختیار و ارتش شاه که در اختیار او بود چنین نکردند و یا نتوانستند چنین کنند؟
پاسخ این سوال را شاید با نگاهی به وقایع اخیر ایران بتوان داد.
چرا در طی دو سال گذشته دولت کودتا و شخصی علی خامنه ای نتوانستند دستور دستگیری موسوی و کروبی و بردن آنها به زندان و شکنجه را صادر کنند و حداکثر توانستند آنها را را با ترس و لرز و بسیج نظامی و انتظامی و چماقدرا حبس خانگی کنند؟ چرا دست به ترور آنها نزدند؟ چرا نتوانستند آنها را مانند عبدالله نوری محاکمه نمایشی کنند ؟
شک نیست که میان عمال و کارگزاران کودتا عده ای بودند وهستند که حاضر بوده و هستند فرمان ترور را اجرا کنند و میرحسین موسوی را از سر راه بر دارند. پس چرا تاکنون چنین نکرده اند؟
پاسخ اما اینست:
به همان دلیلی که دکتر شاپور بختیار جرات از میان برداشتن آیت الله خمینی را پیدا نکرد.
و این دلیل چیزی نیست جز نفوذ آنها در میان مردم و خطر شورش غیر قابل کنترل مردم و رفتن به سوی جنگ داخلی.
امروز محبوبیت موسوی و کروبی از زمان کاندیداتوری آنها در انتخابات بیشتر نیز شده و هرگونه سوء قصد به جان آنها، میلیون ها ایرانی خشمگین را به خیابان ها خواهد کشاند. آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه در التهاب یک جنبش سراسری ضد استبدادی است و حکومت در ایران، علیرغم شعارهائی که درباره تکرار انقلاب اسلامی بهمن 57 و اسلامی بودن آن میدهد، خود میداند که یگانه مخرج مشترک جنبش خاورمیانه و شاخ افریقا با انقلاب بهمن 57 سمت گیری ضد استبدادی آنست و اتفاقا جنبش سبز نیز روی همین ریل به حرکت در آمد.
33 سال پیش، شاپور بختیار و سران ارتش شاه نیز می دانستند که با سقوط هواپیمای حامل آیت الله خمینی و از بین بردن او جنگ بزرگی در ایران در خواهد گرفت که خاموش کردن آن – اگر کار به تجزیه کشور نمی انجامید- به سالها زمان و تغییر قطعی حکومت و نظام نیازمند است. ایران، در آن مقطع می توانست به لبنانی دیگر در منطقه تبدیل شود.
امروز نیز ایران شرایط 33 سال پیش را دارد. حتی هولناک تر. چرا که مردم ایران علاوه بر فساد و استبدادی که از فساد و استبداد قبل از انقلاب عمیق تر و هولناک تر است، از حکومتی که بنام دین و بنام اسلام مردم را می کشد و ضرب و شتم می کند به ستوه آمده و دیگر هیچ مقام مذهبی و غیر مذهبی در کشور چنان قدرتی را ندارد که در صورت تعرض به موسوی بتواند با صدور فتوا و دستور شرعی و غیر شرعی جلوی خشم مردم را بگیرد.
به نظر می رسد، هنوز علیرغم تمامی خشونت هایی که علیه مردم در راهپیمائی ها و تظاهرات مردم نشان داده شد، افراد عاقلی در حکومت وجود دارند که روحیه و فرهنگ ایرانیان را به خوبی می شناسند و می دانند که ایرانی ها ظلم به خود را بیشتر تحمل می کنند تا ظلم به رهبرانی که آنها را دوست دارند. به همین دلیل است که حکومت می داند تعرض به جان موسوی و کروبی و یا انتقال آنها به زندان و شکنجه بسیار پرهزینه تر از ترور و یا کشتن و یا زندان و شکنجه فعالان سیاسی است. به همین دلیل، همانقدر که در عرصه دوم با دست باز اقدام می کند، در زمینه و عرصه اول احتیاط می کند.
به همین دلیل است که ما شاهد حبس خانگی و ترساندن آنها، با ترفند دستگیری و ترور اطرافیان آنها، با هدف ترساندن مردم و اطرافیانشان هستیم.
حکومت امیدوار است با این سیاست، پس از مدتی شعله های حریق اعتراضات خاموش خواهد شد و با افتادن آب از آسیاب و بالا آمدن ابر سیاه فراموشی به سراغ رهبران منزوی شده خواهد رفت و این یورش را همراه خواهند کرد با تعرض به خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی و روحانیونی نظیر آیت الله صانعی که عملا جانشین آیت الله منتظری شده است.
در این میان، یک حادثه پیش بینی نشده، یعنی خیزش ضد استبدادی در منطقه، موفقیت احتمالی این نقشه را ناممکن کرد.
33 سال پیش شاپور بختیار اجازه داد هواپیمای حامل آیت الله خمینی در تهران به زمین بنشیند. او این نقشه را در سر داشت که با آمدن آقای خمینی به ایران بخشی از آرزوی مردم برای بازگشت وی به ایران را برآورده کرده و پس از مدتی، حضور وی در میان مردم عادی شده و اوضاع به روال سابق بازخواهد گشت. درعین حال که بخشی از مشکلات ناشی از انقلاب مانند نتایج و عوارض اعتصاب نفت، کمبود مایحتاج عمومی و دهها مسئله دیگر ناشی از انقلاب به گردن آیت الله خمینی خواهد افتاد و او به جای دولت بختیار به مردم پاسخگو خواهد شد. اما آیت الله خمینی هوشیارتر از آن بود که از این نقشه بختیار غافل بماند. به همین دلیل او به محض ورود به ایران در "بهشت زهرا" حضور یافته و فرماندهان ارتش را به پیوستن به مردم دعوت کرد و گفت که آنها را می بخشد و در همان محل تشکیل یک دولت موقت را درکنار دولت رسمی بختیار اعلام کرد. با همین تصمیم، در طول دهه فجر، یعنی از زمان بازگشت آیت الله خمینی به ایران و سقوط رژیم شاه و سقوط دولت شاپور بختیار، ایران دارای دو نخست وزیر و دو دولت بود. یکی دولت بختیار و دیگری دولت مهدی بازرگان. اولی را شاه تائید کرده بود و دومی را خمینی. همین دولت موقت و 10 روزه، پس از سقوط رژیم شاه مامور تشکیل کابینه و یک دولت موقت تا تدوین و تصویب قانون اساسی و برگزاری یک انتخابات پارلمانی شد.
ارتش که با خروج شاه روحیه خود را از دست داده بود، در آستانه ورود آیت الله خمینی به ایران اعلام بی طرفی کرد، تا بلکه مانع از هم پاشیدگی ساختار خود شود، اما این بی طرفی در حقیقت سقوط رژیم شاه در پادگان های نظامی بود. درحقیقت نیز رژیم شاه پیش از آنکه مردم مسلح شوند، در داخل پادگان های نظامی شاه سقوط کرد و از هم پاشید، زیرا ارتش شاه حتی هویت و پایگاه مردمی ارتش مصر را هم نداشت. نه تنها فاقد این هویت و پایگاه بود، بلکه شاه در ارتش نیز از بیم کودتا علیه خود وی و خودبرتر بینی بیمارگونه اش، نظامی و ژنرالی را باقی نگذاشته بود که مردم حداقل با نام او آشنا باشند. مردم این را بخوبی می دانستند.
اینها، نگاهی بسیار گذرا به حوادث انقلاب 57 ایران است. اما، حوادثی کلیدی و رمزگشا، برای دیدن 33 سال پیش، و پیوند زدن آن ها با رویدادهای امروز ایران.
امروز، بویژه موقعیت میرحسین موسوی و جنبش سبز شبیه، موقعیت مردم در سال 1357 است.
هنگامی که آقای خمینی به ایران آمد، رژیم شاه طی تقریبا یکسال زیر فشار جنبش انقلابی مردم و زیر فشار اعتصابات و راهپیمایی ها فرسوده شده بود و دستگاه حکومتی از درون متلاشی شده بود.
امروز نیز زیر فشار جنبش سبز حکومت از درون دچار بزرگترین شکاف و از هم پاشیدگی شده است.
این از هم پاشیدگی و ناتوانی حکومت برای حتی برگزاری یک انتخاباتی دیگر و تشکیل مجلسی تازه و یا انتخابات متعاقب آن برای ریاست جمهوری تازه همزمان است با نه تنها مشروعیت سقوط کرده حکومت، بلکه همراه است با خشم و نفرت مردمی که منتظر کوچکترین فرصت برای آمدن به خیابان و یکسره کردن کار حکومت اند.
مردم ایران تا قبل از انتخابات 22 خرداد، هرگز آن شناختی را از علی خامنه ای نداشتند که امروز دارند. در واقع طی دو سال گذشته، رهبر جمهوری اسلامی بیش از هر شخصیت سیاسی ایران از اعتبار ساقط شد. نه تنها در میان مردم، بلکه در میان روحانیون و مراجع تقلید نیز مورد انتقاد شدید است. این که فرماندهان سپاه پاسداران از او حمایت می کنند نیز نمی تواند قابل دوام باشد. مانند همه کشورهای دیگر دنیا، وقتی فرماندهان نظامی صاحب قدرت باشند، بتدریج خود هوس رهبری مطلق را می کنند و در این میان افرادی که واسطه بوده اند و به سد راه این قدرت مطلق تبدیل شده اند را کنار می گذارند. آقای خامنه ای واسطه قدرت یابی فرماندهان نظامی بوده است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که فرماندهان نظامی او را برای همیشه تحمل کنند. اگر روند رویدادها همچنان ادامه یابد که تاکنون ادامه یافته، همین فرماندهان آلوده به نفت و ثروت و تجارت و زد و بندهای بین المللی، هرگاه که او را سد راه خود ببینند کنارش می گذارند. شاید یکی از دلائل همراهی رهبر جمهوری اسلامی با فرماندهان نظامی سپاه همین نکته باشد. یعنی وی از بیم کنار گذاشته شدن توسط نظامی ها، با آنها جلو می رود. اما تا کجا و تا چه زمانی؟
درست است که شباهت های بسیاری بین انقلاب سال 1357 و حوادث دو سال گذشته ایران وجود دارد، اما یک اختلاف بزرگ نیز میان این دو رویداد وجود دارد.
شاه با جنبش و رهبری روبرو بود که بکلی با وی و حکومت وی مخالف بود و رهبر جمهوری اسلامی در حال حاضر با جنبشی روبروست که در داخل نظام است و نه خواستار سرنگونی نظام، بلکه اصلاح و نجات آن از سقوط است.
شاید این اقبال جمهوری اسلامی باشد که مخالفانش نیز، مخالفانی خودی و درونی اند که سابقه انقلابی و سیاسی آنها در بین سران نظام روشن و آشکار است و مردم نیز آنها را بعنوان رهبران خود پذیرفته اند.
حیرت انگیز است که کسانی در خارج از کشور، این پدیده مثبت را ندیده و تلاش می کنند رهبری نهضت خودجوش داخلی را از داخل به خارج منتقل کنند! یعنی اجرای همان سیاست 33 ساله ای که در جمهوری اسلامی پی گرفته شده و از بودن رهبران هر حزب و سازمان و جنبشی در خارج از کشور استقبال کرده است.
باید امیدوار بود که این جمع خارج از کشور که ادعای پیوند با جنبش سبز را هم دارند منتظر نابودی رهبری جنبش سبز در داخل کشور نباشد تا به زغم خودشان شانس بزرگ رهبری جنبش نارضائی مردم به در خانه آنها در خارج از کشور بکوبد!
آیا میر حسین موسوی، خاتمی، کروبی و یا حتی هاشمی رفسنجانی هشیاری 33 سال پیش آیت الله خمینی را دارند که بتوانند مانورهای حکومت را خنثی کرده و رهبری جنبش را حفظ کنند؟
پاسخ این سئوال به هوشیاری حکومت و مردم برای خنثی کردن یکدیگر بستگی دارد. تا وقتی مردم آماده به صحنه آمدن باشند، ابتکارات حکومت- حتی حصر خانگی رهبران جنبش- نقش چندانی نمی تواند بازی کند و این یعنی یک تقابل فرسایشی که در آن حکومت و بویژه بخش نظامی حکومت بیش از جنبش مردم فرسوده می شود. طبیعی است که این نقش دو طرفه، شامل حال رهبران جنبش سبز- حتی از درون حصر خانگی و حمایت های بیرون از حصر از آنها- نیز می شود تا بتوانند رهبری جنبش در داخل کشور حفظ کنند. شاید به میدان آمدن بخش دیگری از روحانیون درحمایت از جنبش مردم بتواند تاثیر مثبتی در این زمینه داشته باشد. همچنان که اختلاف و جنگ قدرت در داخل حکومت می تواند چنین نقشی را ایفاء کند. آنها نیز خوب میدانند که نارضائی مردم از حکومت به آشنای عمیق آنها از حکومت انجامیده است و بسیار بعید است که این نارضائی و این شناخت و آشنائی را بتواند از ذهن جامعه ایران پاک کرد. هراندازه سرکوب ها، خشونت ها، توسل به خرافات و دروغگوئی و نیرنگ بازی حکومت در مقابل مردم بیشتر شود، مقابله و ایستادگی و عزم مردم برای ایجاد تغییرات وسیع ترو بنیادی تر می شود.
شاه به علت بیماری خود بزرگ بینی و بیکانگی اش با جامعه ایران و دلایلی دیگر- که جای بحث آن دراینجا نیست- فرصت های خود را سوزاند و توفان انقلاب، او و رژیمش را با خود برد.
آیا همان فرصت سوزی، 33 سال پیش، گریبان کودتاچی ها را خواهد گرفت و جنبش مردم رژیمی را با خود خواهد بُرد که جانشین رژیم شاه شده است؟
راه توده 312 5 اردیبهشت ماه
خواهد بُرد که جانشین رژیم شاه شده؟
بیش از سه دهه، پس از سقوط شاه و بازگشت آیت الله خمینی به ایران، نسل جوانی که نه روزهای انقلاب سال1357 را دیده و نه خاطره ای از آن روزها دارد، خود را در کنار ناظران کم سن و سال آن روزها و نسل در صحنه آن انقلاب می یابد. آنها، هر دو، در کنار نسلی که 10 سال بعد از انقلاب بدنیا آمده، هر سه، در جریان کودتای 22 خرداد و آغاز جنبش سبز به همان نقطه ای رسیده اند که انقلاب 57 از آن نقطه آغاز شد. 33 سال، عقربه زمان برمحور یک دایره چرخید و امروز به همان نقطه ای رسیده که 33 سال پیش حرکت را از آنجا آغاز کرده بود: آزادی، دمکراسی و حکومتی پاسخگو به مردم!
امروز بعد از33 سال وقتی به تصاویر بازگشت آیت الله خمینی به ایران، در آغاز دهه های فجر نگاه می کنیم، شاید یک سوال از ذهن همه ما ایرانیان بگذرد. آیا امکان آن بود که جلوی آمدن آیت الله خمینی به ایران را گرفت و عقربه ساعت در همان 33 سال پیش متوقف بماند و به اینجا نرسیم که رسیده ایم؟
ما سئوال می کنیم که اگر چنین رویدادی امکان پذیر بود، چرا دکتر شاپور بختیار و ارتش شاه که در اختیار او بود چنین نکردند و یا نتوانستند چنین کنند؟
پاسخ این سوال را شاید با نگاهی به وقایع اخیر ایران بتوان داد.
چرا در طی دو سال گذشته دولت کودتا و شخصی علی خامنه ای نتوانستند دستور دستگیری موسوی و کروبی و بردن آنها به زندان و شکنجه را صادر کنند و حداکثر توانستند آنها را را با ترس و لرز و بسیج نظامی و انتظامی و چماقدرا حبس خانگی کنند؟ چرا دست به ترور آنها نزدند؟ چرا نتوانستند آنها را مانند عبدالله نوری محاکمه نمایشی کنند ؟
شک نیست که میان عمال و کارگزاران کودتا عده ای بودند وهستند که حاضر بوده و هستند فرمان ترور را اجرا کنند و میرحسین موسوی را از سر راه بر دارند. پس چرا تاکنون چنین نکرده اند؟
پاسخ اما اینست:
به همان دلیلی که دکتر شاپور بختیار جرات از میان برداشتن آیت الله خمینی را پیدا نکرد.
و این دلیل چیزی نیست جز نفوذ آنها در میان مردم و خطر شورش غیر قابل کنترل مردم و رفتن به سوی جنگ داخلی.
امروز محبوبیت موسوی و کروبی از زمان کاندیداتوری آنها در انتخابات بیشتر نیز شده و هرگونه سوء قصد به جان آنها، میلیون ها ایرانی خشمگین را به خیابان ها خواهد کشاند. آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه در التهاب یک جنبش سراسری ضد استبدادی است و حکومت در ایران، علیرغم شعارهائی که درباره تکرار انقلاب اسلامی بهمن 57 و اسلامی بودن آن میدهد، خود میداند که یگانه مخرج مشترک جنبش خاورمیانه و شاخ افریقا با انقلاب بهمن 57 سمت گیری ضد استبدادی آنست و اتفاقا جنبش سبز نیز روی همین ریل به حرکت در آمد.
33 سال پیش، شاپور بختیار و سران ارتش شاه نیز می دانستند که با سقوط هواپیمای حامل آیت الله خمینی و از بین بردن او جنگ بزرگی در ایران در خواهد گرفت که خاموش کردن آن – اگر کار به تجزیه کشور نمی انجامید- به سالها زمان و تغییر قطعی حکومت و نظام نیازمند است. ایران، در آن مقطع می توانست به لبنانی دیگر در منطقه تبدیل شود.
امروز نیز ایران شرایط 33 سال پیش را دارد. حتی هولناک تر. چرا که مردم ایران علاوه بر فساد و استبدادی که از فساد و استبداد قبل از انقلاب عمیق تر و هولناک تر است، از حکومتی که بنام دین و بنام اسلام مردم را می کشد و ضرب و شتم می کند به ستوه آمده و دیگر هیچ مقام مذهبی و غیر مذهبی در کشور چنان قدرتی را ندارد که در صورت تعرض به موسوی بتواند با صدور فتوا و دستور شرعی و غیر شرعی جلوی خشم مردم را بگیرد.
به نظر می رسد، هنوز علیرغم تمامی خشونت هایی که علیه مردم در راهپیمائی ها و تظاهرات مردم نشان داده شد، افراد عاقلی در حکومت وجود دارند که روحیه و فرهنگ ایرانیان را به خوبی می شناسند و می دانند که ایرانی ها ظلم به خود را بیشتر تحمل می کنند تا ظلم به رهبرانی که آنها را دوست دارند. به همین دلیل است که حکومت می داند تعرض به جان موسوی و کروبی و یا انتقال آنها به زندان و شکنجه بسیار پرهزینه تر از ترور و یا کشتن و یا زندان و شکنجه فعالان سیاسی است. به همین دلیل، همانقدر که در عرصه دوم با دست باز اقدام می کند، در زمینه و عرصه اول احتیاط می کند.
به همین دلیل است که ما شاهد حبس خانگی و ترساندن آنها، با ترفند دستگیری و ترور اطرافیان آنها، با هدف ترساندن مردم و اطرافیانشان هستیم.
حکومت امیدوار است با این سیاست، پس از مدتی شعله های حریق اعتراضات خاموش خواهد شد و با افتادن آب از آسیاب و بالا آمدن ابر سیاه فراموشی به سراغ رهبران منزوی شده خواهد رفت و این یورش را همراه خواهند کرد با تعرض به خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی و روحانیونی نظیر آیت الله صانعی که عملا جانشین آیت الله منتظری شده است.
در این میان، یک حادثه پیش بینی نشده، یعنی خیزش ضد استبدادی در منطقه، موفقیت احتمالی این نقشه را ناممکن کرد.
33 سال پیش شاپور بختیار اجازه داد هواپیمای حامل آیت الله خمینی در تهران به زمین بنشیند. او این نقشه را در سر داشت که با آمدن آقای خمینی به ایران بخشی از آرزوی مردم برای بازگشت وی به ایران را برآورده کرده و پس از مدتی، حضور وی در میان مردم عادی شده و اوضاع به روال سابق بازخواهد گشت. درعین حال که بخشی از مشکلات ناشی از انقلاب مانند نتایج و عوارض اعتصاب نفت، کمبود مایحتاج عمومی و دهها مسئله دیگر ناشی از انقلاب به گردن آیت الله خمینی خواهد افتاد و او به جای دولت بختیار به مردم پاسخگو خواهد شد. اما آیت الله خمینی هوشیارتر از آن بود که از این نقشه بختیار غافل بماند. به همین دلیل او به محض ورود به ایران در "بهشت زهرا" حضور یافته و فرماندهان ارتش را به پیوستن به مردم دعوت کرد و گفت که آنها را می بخشد و در همان محل تشکیل یک دولت موقت را درکنار دولت رسمی بختیار اعلام کرد. با همین تصمیم، در طول دهه فجر، یعنی از زمان بازگشت آیت الله خمینی به ایران و سقوط رژیم شاه و سقوط دولت شاپور بختیار، ایران دارای دو نخست وزیر و دو دولت بود. یکی دولت بختیار و دیگری دولت مهدی بازرگان. اولی را شاه تائید کرده بود و دومی را خمینی. همین دولت موقت و 10 روزه، پس از سقوط رژیم شاه مامور تشکیل کابینه و یک دولت موقت تا تدوین و تصویب قانون اساسی و برگزاری یک انتخابات پارلمانی شد.
ارتش که با خروج شاه روحیه خود را از دست داده بود، در آستانه ورود آیت الله خمینی به ایران اعلام بی طرفی کرد، تا بلکه مانع از هم پاشیدگی ساختار خود شود، اما این بی طرفی در حقیقت سقوط رژیم شاه در پادگان های نظامی بود. درحقیقت نیز رژیم شاه پیش از آنکه مردم مسلح شوند، در داخل پادگان های نظامی شاه سقوط کرد و از هم پاشید، زیرا ارتش شاه حتی هویت و پایگاه مردمی ارتش مصر را هم نداشت. نه تنها فاقد این هویت و پایگاه بود، بلکه شاه در ارتش نیز از بیم کودتا علیه خود وی و خودبرتر بینی بیمارگونه اش، نظامی و ژنرالی را باقی نگذاشته بود که مردم حداقل با نام او آشنا باشند. مردم این را بخوبی می دانستند.
اینها، نگاهی بسیار گذرا به حوادث انقلاب 57 ایران است. اما، حوادثی کلیدی و رمزگشا، برای دیدن 33 سال پیش، و پیوند زدن آن ها با رویدادهای امروز ایران.
امروز، بویژه موقعیت میرحسین موسوی و جنبش سبز شبیه، موقعیت مردم در سال 1357 است.
هنگامی که آقای خمینی به ایران آمد، رژیم شاه طی تقریبا یکسال زیر فشار جنبش انقلابی مردم و زیر فشار اعتصابات و راهپیمایی ها فرسوده شده بود و دستگاه حکومتی از درون متلاشی شده بود.
امروز نیز زیر فشار جنبش سبز حکومت از درون دچار بزرگترین شکاف و از هم پاشیدگی شده است.
این از هم پاشیدگی و ناتوانی حکومت برای حتی برگزاری یک انتخاباتی دیگر و تشکیل مجلسی تازه و یا انتخابات متعاقب آن برای ریاست جمهوری تازه همزمان است با نه تنها مشروعیت سقوط کرده حکومت، بلکه همراه است با خشم و نفرت مردمی که منتظر کوچکترین فرصت برای آمدن به خیابان و یکسره کردن کار حکومت اند.
مردم ایران تا قبل از انتخابات 22 خرداد، هرگز آن شناختی را از علی خامنه ای نداشتند که امروز دارند. در واقع طی دو سال گذشته، رهبر جمهوری اسلامی بیش از هر شخصیت سیاسی ایران از اعتبار ساقط شد. نه تنها در میان مردم، بلکه در میان روحانیون و مراجع تقلید نیز مورد انتقاد شدید است. این که فرماندهان سپاه پاسداران از او حمایت می کنند نیز نمی تواند قابل دوام باشد. مانند همه کشورهای دیگر دنیا، وقتی فرماندهان نظامی صاحب قدرت باشند، بتدریج خود هوس رهبری مطلق را می کنند و در این میان افرادی که واسطه بوده اند و به سد راه این قدرت مطلق تبدیل شده اند را کنار می گذارند. آقای خامنه ای واسطه قدرت یابی فرماندهان نظامی بوده است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که فرماندهان نظامی او را برای همیشه تحمل کنند. اگر روند رویدادها همچنان ادامه یابد که تاکنون ادامه یافته، همین فرماندهان آلوده به نفت و ثروت و تجارت و زد و بندهای بین المللی، هرگاه که او را سد راه خود ببینند کنارش می گذارند. شاید یکی از دلائل همراهی رهبر جمهوری اسلامی با فرماندهان نظامی سپاه همین نکته باشد. یعنی وی از بیم کنار گذاشته شدن توسط نظامی ها، با آنها جلو می رود. اما تا کجا و تا چه زمانی؟
درست است که شباهت های بسیاری بین انقلاب سال 1357 و حوادث دو سال گذشته ایران وجود دارد، اما یک اختلاف بزرگ نیز میان این دو رویداد وجود دارد.
شاه با جنبش و رهبری روبرو بود که بکلی با وی و حکومت وی مخالف بود و رهبر جمهوری اسلامی در حال حاضر با جنبشی روبروست که در داخل نظام است و نه خواستار سرنگونی نظام، بلکه اصلاح و نجات آن از سقوط است.
شاید این اقبال جمهوری اسلامی باشد که مخالفانش نیز، مخالفانی خودی و درونی اند که سابقه انقلابی و سیاسی آنها در بین سران نظام روشن و آشکار است و مردم نیز آنها را بعنوان رهبران خود پذیرفته اند.
حیرت انگیز است که کسانی در خارج از کشور، این پدیده مثبت را ندیده و تلاش می کنند رهبری نهضت خودجوش داخلی را از داخل به خارج منتقل کنند! یعنی اجرای همان سیاست 33 ساله ای که در جمهوری اسلامی پی گرفته شده و از بودن رهبران هر حزب و سازمان و جنبشی در خارج از کشور استقبال کرده است.
باید امیدوار بود که این جمع خارج از کشور که ادعای پیوند با جنبش سبز را هم دارند منتظر نابودی رهبری جنبش سبز در داخل کشور نباشد تا به زغم خودشان شانس بزرگ رهبری جنبش نارضائی مردم به در خانه آنها در خارج از کشور بکوبد!
آیا میر حسین موسوی، خاتمی، کروبی و یا حتی هاشمی رفسنجانی هشیاری 33 سال پیش آیت الله خمینی را دارند که بتوانند مانورهای حکومت را خنثی کرده و رهبری جنبش را حفظ کنند؟
پاسخ این سئوال به هوشیاری حکومت و مردم برای خنثی کردن یکدیگر بستگی دارد. تا وقتی مردم آماده به صحنه آمدن باشند، ابتکارات حکومت- حتی حصر خانگی رهبران جنبش- نقش چندانی نمی تواند بازی کند و این یعنی یک تقابل فرسایشی که در آن حکومت و بویژه بخش نظامی حکومت بیش از جنبش مردم فرسوده می شود. طبیعی است که این نقش دو طرفه، شامل حال رهبران جنبش سبز- حتی از درون حصر خانگی و حمایت های بیرون از حصر از آنها- نیز می شود تا بتوانند رهبری جنبش در داخل کشور حفظ کنند. شاید به میدان آمدن بخش دیگری از روحانیون درحمایت از جنبش مردم بتواند تاثیر مثبتی در این زمینه داشته باشد. همچنان که اختلاف و جنگ قدرت در داخل حکومت می تواند چنین نقشی را ایفاء کند. آنها نیز خوب میدانند که نارضائی مردم از حکومت به آشنای عمیق آنها از حکومت انجامیده است و بسیار بعید است که این نارضائی و این شناخت و آشنائی را بتواند از ذهن جامعه ایران پاک کرد. هراندازه سرکوب ها، خشونت ها، توسل به خرافات و دروغگوئی و نیرنگ بازی حکومت در مقابل مردم بیشتر شود، مقابله و ایستادگی و عزم مردم برای ایجاد تغییرات وسیع ترو بنیادی تر می شود.
شاه به علت بیماری خود بزرگ بینی و بیکانگی اش با جامعه ایران و دلایلی دیگر- که جای بحث آن دراینجا نیست- فرصت های خود را سوزاند و توفان انقلاب، او و رژیمش را با خود برد.
آیا همان فرصت سوزی، 33 سال پیش، گریبان کودتاچی ها را خواهد گرفت و جنبش مردم رژیمی را با خود خواهد بُرد که جانشین رژیم شاه شده است؟
راه توده 312 5 اردیبهشت ماه
دبیرکل اتحادیه عرب:
دبیرکل اتحادیه عرب:
حرکت باد تغییرات
از مصر، لیبی و یمن بسوی ایران
روزنامه فیگارو چاپ فرانسه، با "عمروموسی" دبیرکل مصری اتحادیه عرب مصاحبه ای مشروح انجام داده است. در این مصاحبه نه تنها جنبش ضد استبدادی در کشورهای عرب زبان، بلکه آینده جنبش ضد دیکتاتوری در ایران نیز پیش کشیده شد.
عمر موسی درباره ایران گفت: من بر این اعتقادم که بادهای سهمگین تغییرات به جهان عرب محدود نخواهد ماند و بزودی به ایران نیز خواهد رسید.
آنچه که اکنون در جهان عرب شاهدیم آنست که مردم این کشورها خواهان مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. این خواست در هر کشوری با ویژگی آن کشور مطرح است و به همین دلیل اتحادیه عرب فرمول واحدی برای ارائه به کشورهای عرب در اختیار ندارد. درعین حال که ما بارها به حاکمیت ها هشدار داده ایم که جامعه نیاز به تغییرات دارد. من اعتقاد دارم که حرکت جهان عرب بسوی آزادی بازگشت ناپذیر است.
مبارزه با فساد و خودکامگی اکنون بصورت قیام خیابانی در لیبی، یمن، بحرین و سوریه جریان دارد و البته در لیبی وارد مرحله مسلحانه شده است. علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن اعلام کرده که طرح شورای همکاری خلیج فارس را پذیرفته و ظرف یک ماه مقام خود را ترک خواهد کرد. در لیبی نیز گفته می شود "سیف الاسلام" پسر قذافی خود را آماده تحویل گرفتن قدرت از پدرش کرده و وعده تغییر قانون اساسی با سمت گیری آزادی ها کرده است.
می بینید که هر کشوری ویژگی های خود را دارد، درعین حال که محور اصلی مبارزه با استبداد است.
در باره بحرین نیز ما اعتقاد داریم اعزام نیرو به این کشور قانونی بوده و در راستای معاهده ای است که میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امضاء شده است. مسئله برای ما روشن است: بحرین یک کشور عربی است و باید عربی هم باقی بماند. حفظ ثبات این کشور حیاتی است.
حرکت باد تغییرات
از مصر، لیبی و یمن بسوی ایران
روزنامه فیگارو چاپ فرانسه، با "عمروموسی" دبیرکل مصری اتحادیه عرب مصاحبه ای مشروح انجام داده است. در این مصاحبه نه تنها جنبش ضد استبدادی در کشورهای عرب زبان، بلکه آینده جنبش ضد دیکتاتوری در ایران نیز پیش کشیده شد.
عمر موسی درباره ایران گفت: من بر این اعتقادم که بادهای سهمگین تغییرات به جهان عرب محدود نخواهد ماند و بزودی به ایران نیز خواهد رسید.
آنچه که اکنون در جهان عرب شاهدیم آنست که مردم این کشورها خواهان مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. این خواست در هر کشوری با ویژگی آن کشور مطرح است و به همین دلیل اتحادیه عرب فرمول واحدی برای ارائه به کشورهای عرب در اختیار ندارد. درعین حال که ما بارها به حاکمیت ها هشدار داده ایم که جامعه نیاز به تغییرات دارد. من اعتقاد دارم که حرکت جهان عرب بسوی آزادی بازگشت ناپذیر است.
مبارزه با فساد و خودکامگی اکنون بصورت قیام خیابانی در لیبی، یمن، بحرین و سوریه جریان دارد و البته در لیبی وارد مرحله مسلحانه شده است. علی عبدالله صالح، رئیس جمهور یمن اعلام کرده که طرح شورای همکاری خلیج فارس را پذیرفته و ظرف یک ماه مقام خود را ترک خواهد کرد. در لیبی نیز گفته می شود "سیف الاسلام" پسر قذافی خود را آماده تحویل گرفتن قدرت از پدرش کرده و وعده تغییر قانون اساسی با سمت گیری آزادی ها کرده است.
می بینید که هر کشوری ویژگی های خود را دارد، درعین حال که محور اصلی مبارزه با استبداد است.
در باره بحرین نیز ما اعتقاد داریم اعزام نیرو به این کشور قانونی بوده و در راستای معاهده ای است که میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امضاء شده است. مسئله برای ما روشن است: بحرین یک کشور عربی است و باید عربی هم باقی بماند. حفظ ثبات این کشور حیاتی است.
مجرمین در یک صف!
این جمعی است که روز گذشته، به بهانه گرفتن رهنمود از رهبری برای ترویج اخلاق در جامعه، با وی دیدار کردند و به نشانه بیعت دوباره پشت سر او نماز خواندند. همه آنها که به صف نماز ایستاده اند متهمین کودتای 22 خرداد و رئیس جمهور اعلام شدن احمدی نژاد، متهمین جنایات کهریزک و زیر زمین وزارت کشور و...، سازماندهنده هتاکی به حسن خمینی و هدایت کنندگان چماق بدستان اند. از نجار تا مقدم و از مقدم تا رادان.(خبر این دیدار را با عنوان "چشم دیدن هم را ندارند..." بخوانید)
دیدار سئوال برانگیز با خامنه ای
دیدار سئوال برانگیز با خامنه ای
چشم دیدن هم را نداریم
اما اجازه ندهید، مردم این را بفهمند
سردار نجار وزير کشور، به همراه جمعی از فرماندهان و مسؤولان نيروي انتظامی، روز گذشته با علی خامنه ای دیدار کرد. از آنجا که وزارت کشور زیر نظر دولت است و آقای خامنه ای بر خلاف دوران محمد خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی، اختیار نیروی انتظامی را به وزارت کشور و دولت سپرده، این دیدار می تواند تجدید بیعت این وزارتخانه و نیروی انتظامی با خامنه ای ارزیابی شود. بیعتی که با توجه به کشاکش های جاری میان دولت و بیت رهبری معنای تازه ای پیدا می کند. یعنی بخش انتظامی دولت، پشت خامنه ای جمع شده و با وی نماز خواند تا احمدی نژاد روی این نیروی نظامی حساب ویژه برای خود باز نکند.
در همین دیدار خامنه ای به ماجرای برکناری و ابقای وزیر اطلاعات اشاره کرده و مدعی شد: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه ها کردند، القای دوگانگی و دعوا بود.
نبايد به گونه ای صحبت و يا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگيری در جامعه (در حاکمیت) باشد، زيرا خلاف شرايط کنونی کشور است. نبايد بهانه به دست رسانه های بيگانه داد. هماهنگي موجود ميان وزارت کشور و نيروی انتظامی باید بيش از پيش تقویت شود
چشم دیدن هم را نداریم
اما اجازه ندهید، مردم این را بفهمند
سردار نجار وزير کشور، به همراه جمعی از فرماندهان و مسؤولان نيروي انتظامی، روز گذشته با علی خامنه ای دیدار کرد. از آنجا که وزارت کشور زیر نظر دولت است و آقای خامنه ای بر خلاف دوران محمد خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی، اختیار نیروی انتظامی را به وزارت کشور و دولت سپرده، این دیدار می تواند تجدید بیعت این وزارتخانه و نیروی انتظامی با خامنه ای ارزیابی شود. بیعتی که با توجه به کشاکش های جاری میان دولت و بیت رهبری معنای تازه ای پیدا می کند. یعنی بخش انتظامی دولت، پشت خامنه ای جمع شده و با وی نماز خواند تا احمدی نژاد روی این نیروی نظامی حساب ویژه برای خود باز نکند.
در همین دیدار خامنه ای به ماجرای برکناری و ابقای وزیر اطلاعات اشاره کرده و مدعی شد: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامه ها کردند، القای دوگانگی و دعوا بود.
نبايد به گونه ای صحبت و يا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگيری در جامعه (در حاکمیت) باشد، زيرا خلاف شرايط کنونی کشور است. نبايد بهانه به دست رسانه های بيگانه داد. هماهنگي موجود ميان وزارت کشور و نيروی انتظامی باید بيش از پيش تقویت شود
Sunday, April 24, 2011
نگرانی و ترس در سخنان خامنه ای : نباید به گونهای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است
نگرانی و ترس در سخنان خامنه ای : نباید به گونهای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است
جرس: آقای خامنهای با اشاره به تلاش رسانههای بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلافنظرها، تأکید کرد: نباید از گفتهها و یا نوشتههای ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلافنظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانههای بیگانه داد.
رهبری بعد ازظهر امروز در دیدار وزیر کشور، و جمعی از فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، تأمین امنیت بهویژه امنیت اخلاقی و روانی جامعه را یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی دانست و با اشاره به مسئولیت سنگین رسانهها، مطبوعات، گروهها و افراد تأثیرگذار برای حفظ آرامش روانی مردم، تاکید کرد شرایط کنونی کشور بسیار آرام و مناسب و روحیه مردم هم مستحکم است بنابراین مسئولان، نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعات و رسانههای مجازی نباید بگونهای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود زیرا این موضوع، خلاف واقع است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبری، وی با اشاره به سخنان روز گذشته خود درخصوص برخی مسائل روز، افزود: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامهها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را میکرد.
رهبری خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کرد: نباید به گونهای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.
آقای خامنهای با اشاره به تلاش رسانههای بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلافنظرها، تأکید کرد: نباید از گفتهها و یا نوشتههای ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلافنظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانههای بیگانه داد.
وی پیش از این نیزگفته بود که اختلافات خود را در جامعه مطرح نکنید.
رهبری در بخش دیگر ی از سخنان خود با قدردانی از زحمات و تلاشهای فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی و بدون اشاره به خشونتهای این نهاد در برخورد با مردم افزود: مردم این تلاشها و خدمات را میبینند و قدردان آن نیز هستند.
وی یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی را ایجاد امنیت در جامعه بویژه امنیت اخلاقی و روانی برشمرد و افزود: امنیت اخلاقی در جامعه به معنای آن است که مردم دغدغه ای درخصوص احتمال انحراف اخلاقی فرزندان خود در جامعه نداشته باشند.
جرس: آقای خامنهای با اشاره به تلاش رسانههای بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلافنظرها، تأکید کرد: نباید از گفتهها و یا نوشتههای ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلافنظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانههای بیگانه داد.
رهبری بعد ازظهر امروز در دیدار وزیر کشور، و جمعی از فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی، تأمین امنیت بهویژه امنیت اخلاقی و روانی جامعه را یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی دانست و با اشاره به مسئولیت سنگین رسانهها، مطبوعات، گروهها و افراد تأثیرگذار برای حفظ آرامش روانی مردم، تاکید کرد شرایط کنونی کشور بسیار آرام و مناسب و روحیه مردم هم مستحکم است بنابراین مسئولان، نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان مطبوعات و رسانههای مجازی نباید بگونهای سخن بگویند و یا مطلبی منتشر کنند که القای نبود آرامش و دو دستگی در کشور شود زیرا این موضوع، خلاف واقع است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبری، وی با اشاره به سخنان روز گذشته خود درخصوص برخی مسائل روز، افزود: متأسفانه برخوردی که برخی روزنامهها با این سخنان کردند، بجای القای آرامش در کشور، القای دوگانگی و دعوا را میکرد.
رهبری خطاب به صاحبان قلم و تریبون خاطرنشان کرد: نباید به گونهای صحبت و یا مطلبی نوشته شود که القای تنش و درگیری در جامعه باشد زیرا این موضوع، خلاف شرایط کنونی کشور است.
آقای خامنهای با اشاره به تلاش رسانههای بیگانه برای بزرگنمایی برخی اختلافنظرها، تأکید کرد: نباید از گفتهها و یا نوشتههای ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلافنظری است نباید جلوی مردم اخم کرد و بهانه به دست رسانههای بیگانه داد.
وی پیش از این نیزگفته بود که اختلافات خود را در جامعه مطرح نکنید.
رهبری در بخش دیگر ی از سخنان خود با قدردانی از زحمات و تلاشهای فرماندهان و کارکنان نیروی انتظامی و بدون اشاره به خشونتهای این نهاد در برخورد با مردم افزود: مردم این تلاشها و خدمات را میبینند و قدردان آن نیز هستند.
وی یکی از مهمترین وظایف نیروی انتظامی را ایجاد امنیت در جامعه بویژه امنیت اخلاقی و روانی برشمرد و افزود: امنیت اخلاقی در جامعه به معنای آن است که مردم دغدغه ای درخصوص احتمال انحراف اخلاقی فرزندان خود در جامعه نداشته باشند.
داستان دنبالهدار برکناری حیدر مصلحی
داستان برکناری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، گویا قرار نیست به زودی پرده آخر خود را شاهد باشد. اگر در روزهای گذشته، نامه رهبر جمهوریاسلامی خطاب به حیدر مصلحی - که وی در آن صراحتا دستور بازگشت مصلحی به وزارت اطلاعات را داده بود - باعث جنجال شد، اینبار سخنان آیتالله خامنهای و نحوه انعکاس آنها در خبرگزاری رسمی جمهوریاسلامی - ایرنا - است که حاشیهساز شده در حالی که سایت های نزدیک به قدرت فاش کرده اند که محمود احمدینژاد به حیدر مصلحی اجازه شرکت در جلسات کابینه را نمیدهد.
تیتر اول اکثر روزنامه های صبح یکشنبه تهران این سخن آیت الله خامنه ای است که "تا جان دارم اجازه انحراف نمی دهم" و این روزنامه ها در متن گزارش های خود از زبان رهبر نوشته اند "در قضیه وزارت اطلاعات از مصلحت غفلت شده بود"، او به قول روزنامه جمهوری اسلامی "هر جا رهبری احساس کند که غفلت بزرگ شده است دخالت می کند" اما در همان زمان آشکار شد خبرگزاری دولت نارضایتی خود را از دخالت های ایت الله خامنه ای با انتشار متنی تحریف شده از سخنان وی، و انتخاب تیتری منحرف کننده نشان داده است. و اهمیت بیشتر را واکنش روابط عمومی بیت رهبری برانگیخت که در نامه ای به این خبرگزاری هشدار داد، در حالی که تنها چند ساعت قبل رهبر بر استفاده بیگانگان از اختلافات سخن گفته و با عبارت "موضوع کوچکی بود" رسانه های جهانی را متهم کرد که مسائل کوچک را بزرگ می کنند". رهبر جمهوریاسلامی در سخنان خود با اشاره به بحث برکناری و سپس ابقای حیدر مصلحی، اعلام کرد که در کارهای دولت دخالت نمیکند، اما "در قضیه برکناری حیدر مصلحی بر این عقیده بوده است که از مصلحت غفلت شده" است. ایرنا - خبرگزاری رسمی جمهوریاسلامی - متنی گزینش شده از سخنان رهبر جمهوریاسلامی را با تیتر "رئیس جمهور و دولت شبانهروز در حال خدمت هستند" منتشر کرد. دفتر آیتالله خامنهای با ذکر ساعت و کد انتشار گزارش اولیه ایرنا، این اقدام را تأسفبار و غیرمسئولانه خوانده است و از رسانهها خواسته است تا از خبر ایرنا به هیچ عنوان استفاده نکنند و روابط عمومی دفتر آیتالله خامنهای را به عنوان تنها مرجع انتشار اخبار وی بشناسند. این مساله باعث شد که ایرنا این خبر را از خروجی خود حذف کند. ایرنا سپس اقدام به انتشار متن عذرخواهی از دفتر رهبر جمهوریاسلامی کرد.
از سوی دیگر علیاکبر جوانفکر - مدیرعامل ایرنا - با انتشار مقالهای در روزنامه ایران - در مقام سرمقاله - و همچنین سخنانی در جمع کارکنان خبرگزاری جمهوریاسلامی اعلام کرد که "ایرنا همواره در خدمت منویات مقام معظم رهبری است". سخنان جوانفکر در حالی بیان شده است که سایت خبری جهان نیوز - نزدیک به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس - در خبر خود از جوانفکر با عنوان فردی یاد کرده است که "هفته گذشته به دلایل مختلف از جمله مقاله توهین آمیز و عملکرد مشکوک در برخورد با نامه رهبر انقلاب مورد انتقاد شدید رسانهها قرار گرفت و بزودی شکایت از وی در دستگاه قضائی به جریان میافتد".
جوانفکر در سرمقاله خود در روزنامه ایران با اشاره به جنجالهای رخ داده پیرامون استعفای مصلحی نوشته است: "در جامعه امروز ما جریانی وجود دارد که بشدت مایل است دوره مشعشع خدمتگزاری در دولت احمدی نژاد را به طور کلی از تاریخ انقلاب اسلامی حذف نماید.این جریان که منش و ممشای آن، آشکارا در تضاد با اصول و ارزشهای اسلامی است و با بیپروایی تمام، هتاکی و بیحرمتی به دیگران را در دستور کار خود قرار داده است و بدون آنکه دل نگران واکنشی از سوی دستگاه قضایی باشد، همکاران صدیق و دلسوز رئیسجمهور را که هیچ دغدغهای جز تحقق آرمانهای والای انقلاب اسلامی ندارند، عناصری فاسد، منحرف، فتنهگر، فراماسونر، مخالف ولایت فقیه و... مینامد. نمیتوان از نظر دور داشت که تداوم این هجمه ناجوانمردانه به دولت، خواسته یا ناخواسته میتواند فراهم کننده مقدمات اجرای یک طرح براندازی باشد".
مصلحی هنوز در کابینه نیست!
درست در زمانی که طرفین به اشاراتی همدیگر را متهم می کردند که از ارزش ها فاصله گرفته اند سایت الف - نزدیک به احمد توکلی، رییس مرکز پژوهشهای مجلس - در گزارشی نوشت محمود احمدینژاد حاضر نیست با حیدر مصلحی وزیر اطلاعات همکاری کند. این سایت گزارش داده است که احمدینژاد: "از مصلحی که چندی پیش با حکم حکومتی رهبر انقلاب در وزارت اطلاعات ابقا شد، برای حضور در هیات دولت دعوت نکرده است". الف همچنین نوشته که احمدینژاد از به همراه بردن حیدر مصلحی در سفر به کردستان نیز خودداری کرده بود. به نوشته این سایت٬ احمدینژاد معتقد است "وزیر اطلاعات عملکرد ضعیفی در این وزارتخانه داشته و اجازه نداده که تیم مدیریتی این مجموعه با دولت همراه شود".
همین سایت در مقاله دیگری موضوع را گسترش داد و نوشت " جریان سازی در انحرافات برای جلوگیری از حذفپیگیری این برنامه ها به مشائی ختم نمی شود و او فقط به عنوان علمدار و راه باز کن جریان انحرافی شناخته شده است. آنها با تشکیل یک جریان در مسیر انحرافی که شامل افرادی نظیر مشائی، رحیمی، بقایی، جوانفکر و... می شود، در واقع تلاش دارند تا مانع از حذف فیزیکی خود شوند. طبیعی است که اگر قرار بود تمام جاذبه مسیر انحرافی در وجود مشائی خلاصه شود، همانگونه که یک بار از معاون اولی رئیس جمهور عزل شد، حکم دیگری هم صادر می شد تا به طور کامل از تمامی مناصب دولتی حذف شود. اما در شرایط حاضر آنها یک جریان هستند که مسیر انحرافات لازم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود را مدیریت می کنند و در کمتر حالتی پیش خواهد آمد که دچار حذف فیزیکی شوند، زیرا حذف آنان برابر است با حذف بدنه تنومندی از مدیریت ها در دولت که حتی ممکن است موتور محرکه دولت دهم را از کار بیاندازد. بنابراین جریان انحرافی با این استراتژی خیال خود را از حذف فیزیکی راحت کرده و با فراغ بال، مطامع سیاسی خاصی را دنبال می کنند."
در همین زمان صراط نیوز، سایت دیگر متعلق به جناح راست که تاکنون به شدت از احمدی نژاد دفاع می کرد تیم نزدیک به احمدینژاد را جریانی "مشکوک"، "فاسد" و "جاهطلب"خواند که پروژههای سیاه آن "با نابودی دولت عدالت هم متوقف نخواهد شد." این سایت نوشته: "مطابق اخبار نگران کننده هیچ تردیدی باقی نمانده است که در ورای پروژه ضدامنیتی عزل وزیر اطلاعات، جریان مشکوکی قرار داشته که با تمام توان در پی نفوذ به دژ اطلاعاتی – امنیتی نظام بوده است. این جریان فاسد با کسی شوخی ندارد. کارنامه سیاه آنها ثابت میکند هرکسی که سد راه جاهطلبیهایشان بوده را به مسلخ بردهاند. غلامحسین محسنی اژهای، محمدحسین صفارهرندی، منوچهر متکی، پرویز فتاح، محمد باقری لنکرانی و داوود احمدینژاد از جمله افرادی هستند قربانیان لیست سیاه این گروه منحرف هستند." روزنامه جوان نیز در این باره هشدار داده بود که "بهرهبرداری سیاسی از اسناد و اطلاعات طبقهبندی شده و تلاش برای خصوصیسازی آنان در دستور کار جریان انحرافی اصولگرایان قرار گرفته و برکناری مصلحی در راستای سیاست جدید این تیم صورت گرفته است". این روزنامه همچنین اضافه کرده بود که این جریان با بهرهبرداری خاص و خروج برخی اسناد و مدارک ویژه مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای ترغیب و تهدید برخی از جریانها و چهرههای سیاسی و پیشبرد اهداف سود بجوید.
گلایه از عدم حضور مصلحی در جلسات کابینه در حالی صورت میگیرد که نزدیکان احمدینژاد معتقدند نامه آیتالله خامنهای حکم حکومتی نبوده است. سایت محرمانهنیوز – که منابع مختلف آن را از جمله سایت های راه اندازی شده توسط مشائی می دانند - پیش از این نوشته بود که "از نظر فقهی و حقوقی نامه رهبر معظم انقلاب حکم حکومتی محسوب نمیشود و تنها در جهت تقویت توان امنیتی کشور در باب توصیه به مصلحی ابلاغ شده است". محرمانهنیوز به همراه چندین وبسایت دیگر حامی اسفندیار رحیممشایی پس از درج تحلیلهای اینچنینی دچار فیلترینگ شدند. سایتهای برای همه، دولت یار، رهوا، و پنهان نیوز از جمله این سایتها هستند. علاوه بر آن وبلاگ علیاکبر جوان فکر، مشاور سابق احمدینژاد و مدیرعامل خبرگزاری ایرنا نیز از دسترس خارج شده است.
زبان ها باز شده
درست در زمانی که با آشکار شدن تخطئی احمدی نژاد از اجرای دستور رهبر، زبان چهره های جناح راست باز شده و در عرض دو روز آشکار گردید که چه بخشی از هواداران احمدی نژاد به خاطر حمایت رهبر جمهوری اسلامی از وی به او پایدار مانده بودند، غلامحسین محسنیاژهای دادستان کل کشور نیز با ذکر این نکته که "نحوه عملکرد در مورد برکناری وزیر اطلاعات توجیه پذیر نیست" گوشه ای از ماجرای مربوط به عزل خود را بیان کرد تا نشان داده باشد که رهبر تا جای ممکن با احمدی نژاد مماشات کرده است. اژه ای اعلام کرده است که پیش از انتشار نامه آیتالله خامنهای خطاب به مصلحی: "ایشان در نامه ای خطاب به رئیس جمهوری عنوان کردند که کنار گذاشتن مصلحی در شرایط کنونی نه به مصلحت کشور و نه به مصلحت شماست".
دلیل برکناری مصلحی به نوشته سایت الف این بود که "وزیر اطلاعات به دلیل برداشتن یکی از معاونین خود که نماینده مشایی و جریان انحرافی دولت در وزارتخانه بوده است با فشار دفتر رییس جمهور مجبور به استعفا شده بود. [البته] پیش از این نیز رییس جمهور تصمیم داشت وزیر اطلاعات را برکنار کند که آن دفعه نیز با مخالفت رهبر انقلاب مواجه شده بود".
سایت پارلمان نیوز که نزدیک به جناح اقلیت مجلس شورای اسلامی است خبر داده که این معاون وزیر اطلاعات، "عبداللهیان معاون حقوقی و امور مجلس وزارت اطلاعات" که "بسیاری از تحلیلگران سیاسی این اتفاق را بی ارتباط با انتخابات دوره نهم مجلس نمی دانند". خبرگزاری مهر نیز بدون نام بردن از معاون وزیر اطلاعات که باعث جنجال شده است اعلام کرد: "جلسه تودیع و معارفه معاون هماهنگ کننده وزارت اطلاعات با حضور حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات در محل این وزارتخانه برگزار شد".
افزایش حملات علیه اسفندیار رحیممشایی
در روزهای گذشته اما بسیاری از اصولگرایان تصمیم احمدینژاد درباره برکناری مصلحی را ناشی از تاثیر اسفندیار رحیممشایی دانستند و بر شدت حملات خود علیه وی افزودند. در عین حال برخی از اصولگرایان نیز به احمدینژاد هشدار دادهاند که حمایت آنها از وی تا زمانی که ادامه دارد که "در خط ولایت حرکت کند و از ولایت تبعیت کند".
محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران در گفتوگویی با خبرگزاری فارس نزدیکان احمدینژاد را خوارج نامیده و اعلام کرده است که آنها "در آینده به طور قطع به مقابله با انقلاب بلند خواهد شد. البته اینها در آینده حتما شکست خواهند خورد اما اینکه این اتفاق چطور و با چه حوادثی همراه باشد، معلوم نیست. جریان انحرافی جدید با سر دادن شعارها و بکارگیری ترفندهای جدید قصد رویارویی با انقلاب را دارد.این جریان انحرافی امروز پشت سر برخی افراد محبوب در جریان اصولگرایی مواضع خود را دنبال میکند".
از سوی دیگر حسین اللهکرم٬ مسئول شورای هماهنگی حزبالله نیز اعلام کرده است که نزدیکان احمدینژاد با هماهنگی جریان فراماسونری و انجمن حجتیه در پی حذف روحانیت است.وی اعلام کرد که وهابیت، انجمن حجتیه جدید و فراماسونری با هدف کنار کذاشتن روحانیت از عرصه قدرت در بدنه دولت دهم فعال شدهاند و "قصد دارند ضربهای اساسی بر پیکر روحانیت و ولایت فقیه وارد کنند".روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده ولیفقیه در این موسسه اداره میشود نیز در گزارشی با گفتوگو با چند تن از روحانیون خواستار آن شده است که احمدینژاد در خط ولایت حرکت و از وی تبعیت کند.
آیتالله مهدیکنی رییس جدید مجلس خبرگان نیز در دیداری با اعضای حزب موتلفه گفت: "نكته آخر من توصيه به دولتي ها و جناب آقاي رئيس جمهور است كه واقعاً يك وقت خداي ناكرده، خود آقاي رئيس جمهور را نمي گويم، اطرافيان كاري نكنند كه باعث جدايي شود. اين همان اشتباهي است كه گاهي ممكن است بعضي بكنند". در عین حال غلامحسین الهام نیز اطرافیان احمدینژاد را به گفتن "اباطیل" متهم کرده است. روز قبل همسر وی – فاطمه رجبی نویسنده کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم – نوشته وی احمدی نژاد خیال نکند 25 میلیون رای دارد.
از سوی دیگر شهابالدین واجدی - عکاس نشریات جناح راست که مدعی است در جریان اعتراضات روز ۲۵ بهمن و در درگیری با هوادارن جنبش سبز مجروح شده است - در وبلاگ خود نوشت بسیاری از بچه مذهبیهای ساده غلام زرخرید اسفندیار رحیممشایی شده و خدا میداند وی با چه طلسمی به قدرت رسیده است. وی ادامه داده است که "رحیممشایی قصد دارد بین محمود احمدینژاد و علی خامنهای اختلاف بیندازد" و "حضور وی در دولت برخلاف نظر مقام معظم رهبری است".
دور جدید جنجالها بر سر رحیم مشایی از زمانی مجددا آغاز شد که وی از سمت معاونت اجرائی ریاست جمهوری کنار گذاشته شد. همان زمان بولتننیوز به نقل از "تحلیلگران داخلی" نوشته بود: "حذف رحیممشایی از مسوولیت نهاد ریاست جمهوری در واقع فرصتی به وی بوده است تا بتواند با خیالی راحت برنامههای خود را برای انتخابات بعد سامان دهد و از بخشی از فشارهایش در این زمینه کاسته شود."
در همین زمینه عباس امیریفر دبیر جامعه وعاظ ولایی در گفتوگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد که رحیممشایی رئیس جمهور آینده ایران است٬ اصولگرایان خاصیت خود را از دست دادهاند و تمام گفتههای مشایی مورد تائید احمدینژاد است. وی اضافه کرده بود که اصولگرایان از ریاست جمهوری رحیم مشایی وحشت کردهاند و به همین علت است که به تیم احمدینژاد حمله میکنند. وی اضافه کرده بود که "دولت یعنی رئیس جمهور و یارانش که آقای مشایی هم جزو آن است، برنامه مدونی برای انتخابات آتی دارند و قطعا در رقابت با اصولگرایان، این جریان را شکست خواهند داد… هر چقدر به انتخابات مجلس نهم نزدیکتر خواهیم شد، شکاف بیشتری را مشاهده خواهیم کرد".
وی در سخنان خود با اشاره به انتقادات از مشایی افزوده بود: "اگر کسی بگوید طرفدار احمدینژاد است اما مشایی را قبول نکند، قطعا دروغ میگوید چرا که مشایی و احمدینژاد تفاوتی با یکدیگر ندارند هر چه مشایی میگوید مورد تائید احمدینژاد است".
تیتر اول اکثر روزنامه های صبح یکشنبه تهران این سخن آیت الله خامنه ای است که "تا جان دارم اجازه انحراف نمی دهم" و این روزنامه ها در متن گزارش های خود از زبان رهبر نوشته اند "در قضیه وزارت اطلاعات از مصلحت غفلت شده بود"، او به قول روزنامه جمهوری اسلامی "هر جا رهبری احساس کند که غفلت بزرگ شده است دخالت می کند" اما در همان زمان آشکار شد خبرگزاری دولت نارضایتی خود را از دخالت های ایت الله خامنه ای با انتشار متنی تحریف شده از سخنان وی، و انتخاب تیتری منحرف کننده نشان داده است. و اهمیت بیشتر را واکنش روابط عمومی بیت رهبری برانگیخت که در نامه ای به این خبرگزاری هشدار داد، در حالی که تنها چند ساعت قبل رهبر بر استفاده بیگانگان از اختلافات سخن گفته و با عبارت "موضوع کوچکی بود" رسانه های جهانی را متهم کرد که مسائل کوچک را بزرگ می کنند". رهبر جمهوریاسلامی در سخنان خود با اشاره به بحث برکناری و سپس ابقای حیدر مصلحی، اعلام کرد که در کارهای دولت دخالت نمیکند، اما "در قضیه برکناری حیدر مصلحی بر این عقیده بوده است که از مصلحت غفلت شده" است. ایرنا - خبرگزاری رسمی جمهوریاسلامی - متنی گزینش شده از سخنان رهبر جمهوریاسلامی را با تیتر "رئیس جمهور و دولت شبانهروز در حال خدمت هستند" منتشر کرد. دفتر آیتالله خامنهای با ذکر ساعت و کد انتشار گزارش اولیه ایرنا، این اقدام را تأسفبار و غیرمسئولانه خوانده است و از رسانهها خواسته است تا از خبر ایرنا به هیچ عنوان استفاده نکنند و روابط عمومی دفتر آیتالله خامنهای را به عنوان تنها مرجع انتشار اخبار وی بشناسند. این مساله باعث شد که ایرنا این خبر را از خروجی خود حذف کند. ایرنا سپس اقدام به انتشار متن عذرخواهی از دفتر رهبر جمهوریاسلامی کرد.
از سوی دیگر علیاکبر جوانفکر - مدیرعامل ایرنا - با انتشار مقالهای در روزنامه ایران - در مقام سرمقاله - و همچنین سخنانی در جمع کارکنان خبرگزاری جمهوریاسلامی اعلام کرد که "ایرنا همواره در خدمت منویات مقام معظم رهبری است". سخنان جوانفکر در حالی بیان شده است که سایت خبری جهان نیوز - نزدیک به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس - در خبر خود از جوانفکر با عنوان فردی یاد کرده است که "هفته گذشته به دلایل مختلف از جمله مقاله توهین آمیز و عملکرد مشکوک در برخورد با نامه رهبر انقلاب مورد انتقاد شدید رسانهها قرار گرفت و بزودی شکایت از وی در دستگاه قضائی به جریان میافتد".
جوانفکر در سرمقاله خود در روزنامه ایران با اشاره به جنجالهای رخ داده پیرامون استعفای مصلحی نوشته است: "در جامعه امروز ما جریانی وجود دارد که بشدت مایل است دوره مشعشع خدمتگزاری در دولت احمدی نژاد را به طور کلی از تاریخ انقلاب اسلامی حذف نماید.این جریان که منش و ممشای آن، آشکارا در تضاد با اصول و ارزشهای اسلامی است و با بیپروایی تمام، هتاکی و بیحرمتی به دیگران را در دستور کار خود قرار داده است و بدون آنکه دل نگران واکنشی از سوی دستگاه قضایی باشد، همکاران صدیق و دلسوز رئیسجمهور را که هیچ دغدغهای جز تحقق آرمانهای والای انقلاب اسلامی ندارند، عناصری فاسد، منحرف، فتنهگر، فراماسونر، مخالف ولایت فقیه و... مینامد. نمیتوان از نظر دور داشت که تداوم این هجمه ناجوانمردانه به دولت، خواسته یا ناخواسته میتواند فراهم کننده مقدمات اجرای یک طرح براندازی باشد".
مصلحی هنوز در کابینه نیست!
درست در زمانی که طرفین به اشاراتی همدیگر را متهم می کردند که از ارزش ها فاصله گرفته اند سایت الف - نزدیک به احمد توکلی، رییس مرکز پژوهشهای مجلس - در گزارشی نوشت محمود احمدینژاد حاضر نیست با حیدر مصلحی وزیر اطلاعات همکاری کند. این سایت گزارش داده است که احمدینژاد: "از مصلحی که چندی پیش با حکم حکومتی رهبر انقلاب در وزارت اطلاعات ابقا شد، برای حضور در هیات دولت دعوت نکرده است". الف همچنین نوشته که احمدینژاد از به همراه بردن حیدر مصلحی در سفر به کردستان نیز خودداری کرده بود. به نوشته این سایت٬ احمدینژاد معتقد است "وزیر اطلاعات عملکرد ضعیفی در این وزارتخانه داشته و اجازه نداده که تیم مدیریتی این مجموعه با دولت همراه شود".
همین سایت در مقاله دیگری موضوع را گسترش داد و نوشت " جریان سازی در انحرافات برای جلوگیری از حذفپیگیری این برنامه ها به مشائی ختم نمی شود و او فقط به عنوان علمدار و راه باز کن جریان انحرافی شناخته شده است. آنها با تشکیل یک جریان در مسیر انحرافی که شامل افرادی نظیر مشائی، رحیمی، بقایی، جوانفکر و... می شود، در واقع تلاش دارند تا مانع از حذف فیزیکی خود شوند. طبیعی است که اگر قرار بود تمام جاذبه مسیر انحرافی در وجود مشائی خلاصه شود، همانگونه که یک بار از معاون اولی رئیس جمهور عزل شد، حکم دیگری هم صادر می شد تا به طور کامل از تمامی مناصب دولتی حذف شود. اما در شرایط حاضر آنها یک جریان هستند که مسیر انحرافات لازم برای پیشبرد اهداف سیاسی خود را مدیریت می کنند و در کمتر حالتی پیش خواهد آمد که دچار حذف فیزیکی شوند، زیرا حذف آنان برابر است با حذف بدنه تنومندی از مدیریت ها در دولت که حتی ممکن است موتور محرکه دولت دهم را از کار بیاندازد. بنابراین جریان انحرافی با این استراتژی خیال خود را از حذف فیزیکی راحت کرده و با فراغ بال، مطامع سیاسی خاصی را دنبال می کنند."
در همین زمان صراط نیوز، سایت دیگر متعلق به جناح راست که تاکنون به شدت از احمدی نژاد دفاع می کرد تیم نزدیک به احمدینژاد را جریانی "مشکوک"، "فاسد" و "جاهطلب"خواند که پروژههای سیاه آن "با نابودی دولت عدالت هم متوقف نخواهد شد." این سایت نوشته: "مطابق اخبار نگران کننده هیچ تردیدی باقی نمانده است که در ورای پروژه ضدامنیتی عزل وزیر اطلاعات، جریان مشکوکی قرار داشته که با تمام توان در پی نفوذ به دژ اطلاعاتی – امنیتی نظام بوده است. این جریان فاسد با کسی شوخی ندارد. کارنامه سیاه آنها ثابت میکند هرکسی که سد راه جاهطلبیهایشان بوده را به مسلخ بردهاند. غلامحسین محسنی اژهای، محمدحسین صفارهرندی، منوچهر متکی، پرویز فتاح، محمد باقری لنکرانی و داوود احمدینژاد از جمله افرادی هستند قربانیان لیست سیاه این گروه منحرف هستند." روزنامه جوان نیز در این باره هشدار داده بود که "بهرهبرداری سیاسی از اسناد و اطلاعات طبقهبندی شده و تلاش برای خصوصیسازی آنان در دستور کار جریان انحرافی اصولگرایان قرار گرفته و برکناری مصلحی در راستای سیاست جدید این تیم صورت گرفته است". این روزنامه همچنین اضافه کرده بود که این جریان با بهرهبرداری خاص و خروج برخی اسناد و مدارک ویژه مقاصد خود را تامین و از عنصر اطلاعات به عنوان اهرمی برای ترغیب و تهدید برخی از جریانها و چهرههای سیاسی و پیشبرد اهداف سود بجوید.
گلایه از عدم حضور مصلحی در جلسات کابینه در حالی صورت میگیرد که نزدیکان احمدینژاد معتقدند نامه آیتالله خامنهای حکم حکومتی نبوده است. سایت محرمانهنیوز – که منابع مختلف آن را از جمله سایت های راه اندازی شده توسط مشائی می دانند - پیش از این نوشته بود که "از نظر فقهی و حقوقی نامه رهبر معظم انقلاب حکم حکومتی محسوب نمیشود و تنها در جهت تقویت توان امنیتی کشور در باب توصیه به مصلحی ابلاغ شده است". محرمانهنیوز به همراه چندین وبسایت دیگر حامی اسفندیار رحیممشایی پس از درج تحلیلهای اینچنینی دچار فیلترینگ شدند. سایتهای برای همه، دولت یار، رهوا، و پنهان نیوز از جمله این سایتها هستند. علاوه بر آن وبلاگ علیاکبر جوان فکر، مشاور سابق احمدینژاد و مدیرعامل خبرگزاری ایرنا نیز از دسترس خارج شده است.
زبان ها باز شده
درست در زمانی که با آشکار شدن تخطئی احمدی نژاد از اجرای دستور رهبر، زبان چهره های جناح راست باز شده و در عرض دو روز آشکار گردید که چه بخشی از هواداران احمدی نژاد به خاطر حمایت رهبر جمهوری اسلامی از وی به او پایدار مانده بودند، غلامحسین محسنیاژهای دادستان کل کشور نیز با ذکر این نکته که "نحوه عملکرد در مورد برکناری وزیر اطلاعات توجیه پذیر نیست" گوشه ای از ماجرای مربوط به عزل خود را بیان کرد تا نشان داده باشد که رهبر تا جای ممکن با احمدی نژاد مماشات کرده است. اژه ای اعلام کرده است که پیش از انتشار نامه آیتالله خامنهای خطاب به مصلحی: "ایشان در نامه ای خطاب به رئیس جمهوری عنوان کردند که کنار گذاشتن مصلحی در شرایط کنونی نه به مصلحت کشور و نه به مصلحت شماست".
دلیل برکناری مصلحی به نوشته سایت الف این بود که "وزیر اطلاعات به دلیل برداشتن یکی از معاونین خود که نماینده مشایی و جریان انحرافی دولت در وزارتخانه بوده است با فشار دفتر رییس جمهور مجبور به استعفا شده بود. [البته] پیش از این نیز رییس جمهور تصمیم داشت وزیر اطلاعات را برکنار کند که آن دفعه نیز با مخالفت رهبر انقلاب مواجه شده بود".
سایت پارلمان نیوز که نزدیک به جناح اقلیت مجلس شورای اسلامی است خبر داده که این معاون وزیر اطلاعات، "عبداللهیان معاون حقوقی و امور مجلس وزارت اطلاعات" که "بسیاری از تحلیلگران سیاسی این اتفاق را بی ارتباط با انتخابات دوره نهم مجلس نمی دانند". خبرگزاری مهر نیز بدون نام بردن از معاون وزیر اطلاعات که باعث جنجال شده است اعلام کرد: "جلسه تودیع و معارفه معاون هماهنگ کننده وزارت اطلاعات با حضور حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات در محل این وزارتخانه برگزار شد".
افزایش حملات علیه اسفندیار رحیممشایی
در روزهای گذشته اما بسیاری از اصولگرایان تصمیم احمدینژاد درباره برکناری مصلحی را ناشی از تاثیر اسفندیار رحیممشایی دانستند و بر شدت حملات خود علیه وی افزودند. در عین حال برخی از اصولگرایان نیز به احمدینژاد هشدار دادهاند که حمایت آنها از وی تا زمانی که ادامه دارد که "در خط ولایت حرکت کند و از ولایت تبعیت کند".
محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران در گفتوگویی با خبرگزاری فارس نزدیکان احمدینژاد را خوارج نامیده و اعلام کرده است که آنها "در آینده به طور قطع به مقابله با انقلاب بلند خواهد شد. البته اینها در آینده حتما شکست خواهند خورد اما اینکه این اتفاق چطور و با چه حوادثی همراه باشد، معلوم نیست. جریان انحرافی جدید با سر دادن شعارها و بکارگیری ترفندهای جدید قصد رویارویی با انقلاب را دارد.این جریان انحرافی امروز پشت سر برخی افراد محبوب در جریان اصولگرایی مواضع خود را دنبال میکند".
از سوی دیگر حسین اللهکرم٬ مسئول شورای هماهنگی حزبالله نیز اعلام کرده است که نزدیکان احمدینژاد با هماهنگی جریان فراماسونری و انجمن حجتیه در پی حذف روحانیت است.وی اعلام کرد که وهابیت، انجمن حجتیه جدید و فراماسونری با هدف کنار کذاشتن روحانیت از عرصه قدرت در بدنه دولت دهم فعال شدهاند و "قصد دارند ضربهای اساسی بر پیکر روحانیت و ولایت فقیه وارد کنند".روزنامه کیهان که زیر نظر نماینده ولیفقیه در این موسسه اداره میشود نیز در گزارشی با گفتوگو با چند تن از روحانیون خواستار آن شده است که احمدینژاد در خط ولایت حرکت و از وی تبعیت کند.
آیتالله مهدیکنی رییس جدید مجلس خبرگان نیز در دیداری با اعضای حزب موتلفه گفت: "نكته آخر من توصيه به دولتي ها و جناب آقاي رئيس جمهور است كه واقعاً يك وقت خداي ناكرده، خود آقاي رئيس جمهور را نمي گويم، اطرافيان كاري نكنند كه باعث جدايي شود. اين همان اشتباهي است كه گاهي ممكن است بعضي بكنند". در عین حال غلامحسین الهام نیز اطرافیان احمدینژاد را به گفتن "اباطیل" متهم کرده است. روز قبل همسر وی – فاطمه رجبی نویسنده کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم – نوشته وی احمدی نژاد خیال نکند 25 میلیون رای دارد.
از سوی دیگر شهابالدین واجدی - عکاس نشریات جناح راست که مدعی است در جریان اعتراضات روز ۲۵ بهمن و در درگیری با هوادارن جنبش سبز مجروح شده است - در وبلاگ خود نوشت بسیاری از بچه مذهبیهای ساده غلام زرخرید اسفندیار رحیممشایی شده و خدا میداند وی با چه طلسمی به قدرت رسیده است. وی ادامه داده است که "رحیممشایی قصد دارد بین محمود احمدینژاد و علی خامنهای اختلاف بیندازد" و "حضور وی در دولت برخلاف نظر مقام معظم رهبری است".
دور جدید جنجالها بر سر رحیم مشایی از زمانی مجددا آغاز شد که وی از سمت معاونت اجرائی ریاست جمهوری کنار گذاشته شد. همان زمان بولتننیوز به نقل از "تحلیلگران داخلی" نوشته بود: "حذف رحیممشایی از مسوولیت نهاد ریاست جمهوری در واقع فرصتی به وی بوده است تا بتواند با خیالی راحت برنامههای خود را برای انتخابات بعد سامان دهد و از بخشی از فشارهایش در این زمینه کاسته شود."
در همین زمینه عباس امیریفر دبیر جامعه وعاظ ولایی در گفتوگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد که رحیممشایی رئیس جمهور آینده ایران است٬ اصولگرایان خاصیت خود را از دست دادهاند و تمام گفتههای مشایی مورد تائید احمدینژاد است. وی اضافه کرده بود که اصولگرایان از ریاست جمهوری رحیم مشایی وحشت کردهاند و به همین علت است که به تیم احمدینژاد حمله میکنند. وی اضافه کرده بود که "دولت یعنی رئیس جمهور و یارانش که آقای مشایی هم جزو آن است، برنامه مدونی برای انتخابات آتی دارند و قطعا در رقابت با اصولگرایان، این جریان را شکست خواهند داد… هر چقدر به انتخابات مجلس نهم نزدیکتر خواهیم شد، شکاف بیشتری را مشاهده خواهیم کرد".
وی در سخنان خود با اشاره به انتقادات از مشایی افزوده بود: "اگر کسی بگوید طرفدار احمدینژاد است اما مشایی را قبول نکند، قطعا دروغ میگوید چرا که مشایی و احمدینژاد تفاوتی با یکدیگر ندارند هر چه مشایی میگوید مورد تائید احمدینژاد است".
Subscribe to:
Posts (Atom)



