Monday, August 1, 2011
رویدادهای جلسه دیروزمجلس
رویدادهای جلسه دیروزمجلس
تذکر به نمایندگان مجلس
در حوزه دخالت های رهبر قرار گرفت
تقریبا کلیه خبرگزاری های داخلی، روز گذشته گزارش هائی از جدال لفظی میان علی لاریجانی رئیس مجلس و کوچک زاده نماینده ای که در لیست سپاه و امنیتی ها به مجلس هشتم فرستاده شد دادند. شرح مفصلی درباره شرایط و مدارس تحصیلی نمایندگان میاندوره ای و...
همه آن بحث ها یکطرف، این جمله یکی از باصطلاح نمایندگان حاضر در مجلس هشتم بنام جهانبخش محبی نیا، با صدای بلند خطاب به کوچک زاده یکطرف:
"رهبر خواسته اند "به آنها که مجلس را بر هم می زنند تذکر داده شود".
تفسیر این جمله چه می توان باشد جز این که حتی تذکرهای آئین نامه ای در مجلس را علی خامنه ای تعیین می کند.
خودمحوری، مانند همه نمونه های تاریخی، استبداد و خودکامگی را بدنبال می آورد و معنای جمله بالا جز این نیست.
شاید در آینده از بیت رهبری دستور صادر شود در توالت های مجلس را از صبح که کار مجلس شروع می شود، تا ظهر که وقت نماز است ببندند تا نمایندگان بهانه ای برای در رفتن از جلسات نداشته باشند. دراین صورت بر این مجلس، توسط خود نمایندگان همان خواهد رفت که میرزاده عشقی در باره مجلسی که به استبداد رضاشاه رای داد سرود: بر چنین مجلس و کر و فرش باید.....
تذکر به نمایندگان مجلس
در حوزه دخالت های رهبر قرار گرفت
تقریبا کلیه خبرگزاری های داخلی، روز گذشته گزارش هائی از جدال لفظی میان علی لاریجانی رئیس مجلس و کوچک زاده نماینده ای که در لیست سپاه و امنیتی ها به مجلس هشتم فرستاده شد دادند. شرح مفصلی درباره شرایط و مدارس تحصیلی نمایندگان میاندوره ای و...
همه آن بحث ها یکطرف، این جمله یکی از باصطلاح نمایندگان حاضر در مجلس هشتم بنام جهانبخش محبی نیا، با صدای بلند خطاب به کوچک زاده یکطرف:
"رهبر خواسته اند "به آنها که مجلس را بر هم می زنند تذکر داده شود".
تفسیر این جمله چه می توان باشد جز این که حتی تذکرهای آئین نامه ای در مجلس را علی خامنه ای تعیین می کند.
خودمحوری، مانند همه نمونه های تاریخی، استبداد و خودکامگی را بدنبال می آورد و معنای جمله بالا جز این نیست.
شاید در آینده از بیت رهبری دستور صادر شود در توالت های مجلس را از صبح که کار مجلس شروع می شود، تا ظهر که وقت نماز است ببندند تا نمایندگان بهانه ای برای در رفتن از جلسات نداشته باشند. دراین صورت بر این مجلس، توسط خود نمایندگان همان خواهد رفت که میرزاده عشقی در باره مجلسی که به استبداد رضاشاه رای داد سرود: بر چنین مجلس و کر و فرش باید.....
حمایت مالی جمهوری اسلامی از رژیم اسد
حمایت مالی جمهوری اسلامی از رژیم اسد
رادیو فرانسه : فرفیگارو، نشریه صبح چاپ پاریس، به نقل از برهان غلیون، متفکر سوری، از مخالفان رژیم بشار اسد که در فرانسه در تبعید بسر می برد، می نویسد: کار رژیم بشار اسد به پایان رسیده است اما پرسش اساسی در اینجاست که چگونه این رژیم سقوط خواهد کرد؟ همین نشریه در ادامه می نویسد در طی حدود چهار ماه و نیم از آغاز اعتراضات نسبت به رژیم بشار اسد، تظاهرات کنندگان با خون خود برگ دیگری از تاریخ سوریه را به نگارش درآورده اند. خیابانها دیگر بیمی از حضور آلات و ادوات نیروهای امنیتی ندارند. حکومت اسد در صحنه بین المللی به انزوا کشیده شده است و رژیم بدلیل سرکوبها، مشروعیت خود را از دست داده است. با این وجود بشار اسد همچنان مقاومت می کند.
برهان غلیون، در ادامه متذکر می شود که سوریه در برابر شرایط دشواری قرار گرفته است: از یک سو رژیم که تصمیم گرفته است تا هرگونه اعتراضی را سرکوب نماید، با شکست روبرو شده است و اکنون تنها به نجات خود می اندیشد و از سوی دیگر، جوانان دیگر نمی توانند به عقب برگردند. بدین جهت اوضاع کشور سوریه طی چند ماه اخیر بی ثبات شده است و کشور را به جنگ داخلی کشانده است.
فیگارو همچنین به نقل از یک جوان سوری می نویسد هر چه بیشتر رویاروئی میان مخالفان و رژیم به طول انجامد، حمایتها نسبت به رژیم اسد کاهش خواهد یافت. این درحالیست که گروه بزرگی از هنرمندان این کشور، اکنون به مخالفان پیوسته اند.
به رغم ادامه اعتراضات مردم سوریه و تلاشهای مخالفان و به ویژه جوانانی که پدران و مادرانشان آنها را به ادامه اعتراضات تا سرنگونی اسد و رسیدن به آزادی حمایت می کنند، فیگارو خاطرنشان می کند بشار اسد هنوز تعدادی کارت در دست دارد: از یک سو بحران لیبی، گزینه دخالت نظامی را از این رژیم دور می کند و از سوئی متحدش، جمهوری اسلامی کمکی بالغ بر پنج میلیارد و هشتصد میلیون دلار در بانک مرکزی سوریه واریز کرده است که این کمک برای رژیم اسد بسیار موثر واقع شده است. فیگاور همچنین به نقل از یک مقام بلندپایه سوری متذکر می شود که جمهوری اسلامی به ترکیه برای هرگونه حمله نظامی به سوریه هشدار داده است و از طرف دیگر ایالات متحده آمریکا برای حفظ امنیت نیروهای خود به هنگام خروج از خاک عراق در پایان سال جاری میلادی، به جمهوری اسلامی نیاز دارد؛ و بنا بر دلایل ذکر شده، این عوامل باعث شدند تا فشار زیادی بر اسد، از سوی غرب وارد نشود.
لوموند، نشریه عصر چاپ پاریس، نیز با تاکید برسرکوب معترضان در آستانه ماه رمضان به نقل از یک فعال سوری که نخواسته است نامش فاش شود، یادآور می شود که از زمان آغاز اعتراضات تاکنون، در حدود بیست جمعه در سوریه شاهد حضور معترضان در خیابانها بودیم؛ این درحالیست که با فرارسیدن ماه عبادت، رژیم می داند که هر روز، جمعه خواهد بود. به گفته همین فعال سوری، رژیم در حالی یک روز پیش از آغاز ماه مبارک دست به این سرکوب خونین می زند و حتی مساجد نیز از حملات آنان در امان نمی ماند که تلاش دارد تا از این راه مسلمانان را تحریک نماید تا جائی که شاید موفق شود تا در میان آنان، درگیریهای مذهبی را نیز دامن بزند.
لوموند در جائی دیگر، در همین ارتباط می نویسد کمیته های هماهنگی در سوریه، بدنبال سرکوب خونین روز گذشته، در شهر حما، در فراخوانی از "تمامی کسانی که تاکنون نسبت به جنایتهای این رژیم در تردید هستند"، خواسته اند تا به جنبش معترضان و مردم سوریه بپیوندند.
رادیو فرانسه : فرفیگارو، نشریه صبح چاپ پاریس، به نقل از برهان غلیون، متفکر سوری، از مخالفان رژیم بشار اسد که در فرانسه در تبعید بسر می برد، می نویسد: کار رژیم بشار اسد به پایان رسیده است اما پرسش اساسی در اینجاست که چگونه این رژیم سقوط خواهد کرد؟ همین نشریه در ادامه می نویسد در طی حدود چهار ماه و نیم از آغاز اعتراضات نسبت به رژیم بشار اسد، تظاهرات کنندگان با خون خود برگ دیگری از تاریخ سوریه را به نگارش درآورده اند. خیابانها دیگر بیمی از حضور آلات و ادوات نیروهای امنیتی ندارند. حکومت اسد در صحنه بین المللی به انزوا کشیده شده است و رژیم بدلیل سرکوبها، مشروعیت خود را از دست داده است. با این وجود بشار اسد همچنان مقاومت می کند.
برهان غلیون، در ادامه متذکر می شود که سوریه در برابر شرایط دشواری قرار گرفته است: از یک سو رژیم که تصمیم گرفته است تا هرگونه اعتراضی را سرکوب نماید، با شکست روبرو شده است و اکنون تنها به نجات خود می اندیشد و از سوی دیگر، جوانان دیگر نمی توانند به عقب برگردند. بدین جهت اوضاع کشور سوریه طی چند ماه اخیر بی ثبات شده است و کشور را به جنگ داخلی کشانده است.
فیگارو همچنین به نقل از یک جوان سوری می نویسد هر چه بیشتر رویاروئی میان مخالفان و رژیم به طول انجامد، حمایتها نسبت به رژیم اسد کاهش خواهد یافت. این درحالیست که گروه بزرگی از هنرمندان این کشور، اکنون به مخالفان پیوسته اند.
به رغم ادامه اعتراضات مردم سوریه و تلاشهای مخالفان و به ویژه جوانانی که پدران و مادرانشان آنها را به ادامه اعتراضات تا سرنگونی اسد و رسیدن به آزادی حمایت می کنند، فیگارو خاطرنشان می کند بشار اسد هنوز تعدادی کارت در دست دارد: از یک سو بحران لیبی، گزینه دخالت نظامی را از این رژیم دور می کند و از سوئی متحدش، جمهوری اسلامی کمکی بالغ بر پنج میلیارد و هشتصد میلیون دلار در بانک مرکزی سوریه واریز کرده است که این کمک برای رژیم اسد بسیار موثر واقع شده است. فیگاور همچنین به نقل از یک مقام بلندپایه سوری متذکر می شود که جمهوری اسلامی به ترکیه برای هرگونه حمله نظامی به سوریه هشدار داده است و از طرف دیگر ایالات متحده آمریکا برای حفظ امنیت نیروهای خود به هنگام خروج از خاک عراق در پایان سال جاری میلادی، به جمهوری اسلامی نیاز دارد؛ و بنا بر دلایل ذکر شده، این عوامل باعث شدند تا فشار زیادی بر اسد، از سوی غرب وارد نشود.
لوموند، نشریه عصر چاپ پاریس، نیز با تاکید برسرکوب معترضان در آستانه ماه رمضان به نقل از یک فعال سوری که نخواسته است نامش فاش شود، یادآور می شود که از زمان آغاز اعتراضات تاکنون، در حدود بیست جمعه در سوریه شاهد حضور معترضان در خیابانها بودیم؛ این درحالیست که با فرارسیدن ماه عبادت، رژیم می داند که هر روز، جمعه خواهد بود. به گفته همین فعال سوری، رژیم در حالی یک روز پیش از آغاز ماه مبارک دست به این سرکوب خونین می زند و حتی مساجد نیز از حملات آنان در امان نمی ماند که تلاش دارد تا از این راه مسلمانان را تحریک نماید تا جائی که شاید موفق شود تا در میان آنان، درگیریهای مذهبی را نیز دامن بزند.
لوموند در جائی دیگر، در همین ارتباط می نویسد کمیته های هماهنگی در سوریه، بدنبال سرکوب خونین روز گذشته، در شهر حما، در فراخوانی از "تمامی کسانی که تاکنون نسبت به جنایتهای این رژیم در تردید هستند"، خواسته اند تا به جنبش معترضان و مردم سوریه بپیوندند.
Saturday, July 30, 2011
مردم دنبال رهبر
مردم دنبال رهبر
برای جنگ راه خواهند افتاد؟
ابرهای سیاه جنگ و ویرانی به آسمان ایران نزدیک شده اند. حالا دیگر، تنها خبرگزاری ها تهدیدهای غیر مستقیم مقامات اسرائیل و امریکا را منتشر نمی کنند و یا دولت های کشورهای کوچک خلیج فارس و یا همسایگان ایران در انتظار آن نیستند، بلکه در خود ایران، و نه از زبان اصلاح طلبانی که تاکنون نسبت به این خطر هشدار داده اند، بلکه بتدریج از جانب باصطلاح اصولگرایان نیز این خطر مطرح می شود. البته از جانب آن گروه از اصولگرایان جناح راست حاکم در جمهوری اسلامی که واقع بین شده اند. آنها بدرستی نگران نتیجه آن توهماتی هستند که رهبر جمهوری اسلامی و گروهی از فرماندهان سپاه در سر دارند و تصور می کنند، هنوز جمهوری اسلامی، آن جمهوری اسلامی دوران حمله ارتش صدام به ایران است. آنها تصور می کنند مردمی که سپاه و بسیج را امروز نه درکنار خود، بلکه روبروی خود می بینند برای دفاع از این جمهوری اسلامی سینه سپر خواهند کرد!
"بولتن نیوز" از جمله سایت های خبری- تفسیری جمهوری اسلامی است که در دوران اخیر و از سوی مخالفان دولت احمدی نژاد و بتدریج سیاست های علی خامنه ای راه اندازی شده است.
این سایت روز پنجشنبه گذشته نوشت:
«مردم در زمان امام با دشمنان و در رأس آنها آمریکا جنگیدند، اما نه حوزه میتوانست در برابر وی بایستد و نه سایر جناحها مانند رفاه طلبان و... اما اگر الآن بخواهیم بجنگیم مشکلات ما زیاد خواهد بود. اگر مقام معظم رهبری بخواهند با گروهی بجنگند و با مسایل داخلی و خارجی بصورت جدی برخورد کنند، چه موانعی خواهند داشت؟ آیا مقدسین و حوزههای علمیه و اقشار مختلف در حال حاضر جنگ را تحمل میکنند؟ یا اینکه در این مسایل با مقام معظم رهبری مقابله خواهند کرد؟ الآن یک کانون تبلیغاتی عظیمی مانند جنگ در کشور وجود ندارد، تا انگیزش عموم را تحریک نماید، حال باید ببینیم ایشان در این شرایط باید چگونه برای اسلام کار کند؟ هم نفاق داخلی مانع است و هم ضعف فهم بعضی از متدینین یک مشکل است. ساده لوحی بعضی از حزباللهیها هم مضاف بر علت است، نمیتوان حزباللهیها را متحجر و مقدس مآب دانست؛ اما بعضی از اینها ساده لوحند که با یک قوره مزاجشان تلخ شده و با یک مویز شیرین میشود، تحمل و سعه صدر ندارند، اگر کار به دستشان بیافتد یا درمانده میشوند یا به فساد تن میدهند، اگر هم کار به دستشان نباشد، منزوی شده و آنگاه خیلی از مطالب را زیر سئوال میبرند.»
از این روشن تر، که ایران باید در انتظار چه حوادثی باشد؟
برای جنگ راه خواهند افتاد؟
ابرهای سیاه جنگ و ویرانی به آسمان ایران نزدیک شده اند. حالا دیگر، تنها خبرگزاری ها تهدیدهای غیر مستقیم مقامات اسرائیل و امریکا را منتشر نمی کنند و یا دولت های کشورهای کوچک خلیج فارس و یا همسایگان ایران در انتظار آن نیستند، بلکه در خود ایران، و نه از زبان اصلاح طلبانی که تاکنون نسبت به این خطر هشدار داده اند، بلکه بتدریج از جانب باصطلاح اصولگرایان نیز این خطر مطرح می شود. البته از جانب آن گروه از اصولگرایان جناح راست حاکم در جمهوری اسلامی که واقع بین شده اند. آنها بدرستی نگران نتیجه آن توهماتی هستند که رهبر جمهوری اسلامی و گروهی از فرماندهان سپاه در سر دارند و تصور می کنند، هنوز جمهوری اسلامی، آن جمهوری اسلامی دوران حمله ارتش صدام به ایران است. آنها تصور می کنند مردمی که سپاه و بسیج را امروز نه درکنار خود، بلکه روبروی خود می بینند برای دفاع از این جمهوری اسلامی سینه سپر خواهند کرد!
"بولتن نیوز" از جمله سایت های خبری- تفسیری جمهوری اسلامی است که در دوران اخیر و از سوی مخالفان دولت احمدی نژاد و بتدریج سیاست های علی خامنه ای راه اندازی شده است.
این سایت روز پنجشنبه گذشته نوشت:
«مردم در زمان امام با دشمنان و در رأس آنها آمریکا جنگیدند، اما نه حوزه میتوانست در برابر وی بایستد و نه سایر جناحها مانند رفاه طلبان و... اما اگر الآن بخواهیم بجنگیم مشکلات ما زیاد خواهد بود. اگر مقام معظم رهبری بخواهند با گروهی بجنگند و با مسایل داخلی و خارجی بصورت جدی برخورد کنند، چه موانعی خواهند داشت؟ آیا مقدسین و حوزههای علمیه و اقشار مختلف در حال حاضر جنگ را تحمل میکنند؟ یا اینکه در این مسایل با مقام معظم رهبری مقابله خواهند کرد؟ الآن یک کانون تبلیغاتی عظیمی مانند جنگ در کشور وجود ندارد، تا انگیزش عموم را تحریک نماید، حال باید ببینیم ایشان در این شرایط باید چگونه برای اسلام کار کند؟ هم نفاق داخلی مانع است و هم ضعف فهم بعضی از متدینین یک مشکل است. ساده لوحی بعضی از حزباللهیها هم مضاف بر علت است، نمیتوان حزباللهیها را متحجر و مقدس مآب دانست؛ اما بعضی از اینها ساده لوحند که با یک قوره مزاجشان تلخ شده و با یک مویز شیرین میشود، تحمل و سعه صدر ندارند، اگر کار به دستشان بیافتد یا درمانده میشوند یا به فساد تن میدهند، اگر هم کار به دستشان نباشد، منزوی شده و آنگاه خیلی از مطالب را زیر سئوال میبرند.»
از این روشن تر، که ایران باید در انتظار چه حوادثی باشد؟
دیدار محمد خاتمی با رهبران انجمن اسلامی دانشگاه ها
دیدار محمد خاتمی با رهبران انجمن اسلامی دانشگاه ها
مردم انقلاب کردند
تا حاکمیت مطلقه در ایران نباشد
محمد خاتمی، در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران و علوم پزشکی تهران، که از قدیمی ترین و استوارترین انجمن های اسلامی دانشگاههای ایران در سه دهه گذشته است دیدار کرده و در پاسخ به ابراز نگرانی های آنها در باره وضع کشور و اوضاع امنیتی حاکم بر دانشگاه ها گفت:
معتقدم تاریخ در مسیر آزادی و رهایی حرکت می کند. تاریخ ایستا نیست. جامعه نیازمند پیشتاز است و جامعه دانشگاهی از جمله پیشتازان. یعنی نقش پیشرویی جامعه به سوی آزادی؛ رهایی، توحید؛ پیشرفت و کرامت.
در جوامعی مثل ما که دچار استبداد تاریخی بوده اند و مردم در متن جامعه دارای حق و حرمتی نبودند و حاکمان همه حقوق را داشتند؛ و هیچ تکلیفی را متوجه خود نمی دانستند رسالت بزرگی روشنگری است. باید انتقاد کرد و حاکمانی که از مسیر حق مردم منحرف می شوند و یا از امکانات سوء استفاده می کنند مورد انتقاد قرار گیرند . هر کسی مسؤولیتی پیدا کرد باید جوابگوی آن باشد.
اگر تاریخ دویست سال گذشته مملکتمان را در نظر بگیریم که از سه مساله بسیار وحشتناک رنج می برده یکی استبداد و خود کامگی؛ یکی استعمار و وابستگی به بیگانه و دیگر عقب افتادگی در همه عرصه های اقتصادی علمی اجتماعی؛ جنبش و حرکتی که در این سالها بوده است این حرکتی که با همه تفاوت هایی که بین بخش های مختلف بوده است وجه مشترکش این بوده که خواستار آزادی در مقابل استبداد بوده است. خواستار استقلال در برابر وابستگی و استعمار بوده و نیز خواستار پیشرفت و توسعه در مقابل عقب افتادگی بوده است.
ما می گوییم برداشتمان از اسلام این است که جامعه را به آزادی، عدالت و برخورداری همگان می رساند و معتقدیم برداشت درستی است. این بدان معنا نیست بیاییم همه برداشت های دیگر را نفی کنیم اتفاقا آن شیوه ای که بعضی ها دارند و می گویند آنچه ما می گوییم همان است و تمام آنچه خلاف آن است باید به هر قیمتی شده است حذف شود مردود و محکوم می شناسیم! نه. ما می گوییم دیگری هم می تواند حرفش را بزند ولی اولا این طرف هم بتواند از اسلامی که میگوییم حرفش را در جامعه بزند ثانیا اینکه مدار و محور نظام اجتماعی آن بینش و منش یا توهماتی که هم معتقدیم مغایر با روح اساسی ادیان الهی و اسلام است و هم مغایر با خواست تاریخی ملت است آن حاکمیت مطلق را نداشته باشد و امکان حذف دیگران را نداشته باشد. مردم هم این را می خواهند. اصلا انقلاب برای همین بود.
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران در این میان یک خصوصیتی دارد و ان اینکه همیشه جنبه اعتقادی داشته؛ هم دغدغه نسبت به ارزش های اصیل انقلاب و اسلام داشته و هم درد مردم و دردهای زمان را می خواسته بشناسد و نسبت به انها لااقل در جامعه هوشیاری ایجاد کرده در عین حالی که همواره از نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و ارزش ها دفاع کرده است. هیچگاه عنصر وابسته به قدرت و جریانی خاص نبوده و خودش را مستقل نگاه داشته و نیز با سعه صدر مشکلات و تنگناهایی که برایش ایجاد شده را تحمل کرده است.
مردم انقلاب کردند
تا حاکمیت مطلقه در ایران نباشد
محمد خاتمی، در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای تهران و علوم پزشکی تهران، که از قدیمی ترین و استوارترین انجمن های اسلامی دانشگاههای ایران در سه دهه گذشته است دیدار کرده و در پاسخ به ابراز نگرانی های آنها در باره وضع کشور و اوضاع امنیتی حاکم بر دانشگاه ها گفت:
معتقدم تاریخ در مسیر آزادی و رهایی حرکت می کند. تاریخ ایستا نیست. جامعه نیازمند پیشتاز است و جامعه دانشگاهی از جمله پیشتازان. یعنی نقش پیشرویی جامعه به سوی آزادی؛ رهایی، توحید؛ پیشرفت و کرامت.
در جوامعی مثل ما که دچار استبداد تاریخی بوده اند و مردم در متن جامعه دارای حق و حرمتی نبودند و حاکمان همه حقوق را داشتند؛ و هیچ تکلیفی را متوجه خود نمی دانستند رسالت بزرگی روشنگری است. باید انتقاد کرد و حاکمانی که از مسیر حق مردم منحرف می شوند و یا از امکانات سوء استفاده می کنند مورد انتقاد قرار گیرند . هر کسی مسؤولیتی پیدا کرد باید جوابگوی آن باشد.
اگر تاریخ دویست سال گذشته مملکتمان را در نظر بگیریم که از سه مساله بسیار وحشتناک رنج می برده یکی استبداد و خود کامگی؛ یکی استعمار و وابستگی به بیگانه و دیگر عقب افتادگی در همه عرصه های اقتصادی علمی اجتماعی؛ جنبش و حرکتی که در این سالها بوده است این حرکتی که با همه تفاوت هایی که بین بخش های مختلف بوده است وجه مشترکش این بوده که خواستار آزادی در مقابل استبداد بوده است. خواستار استقلال در برابر وابستگی و استعمار بوده و نیز خواستار پیشرفت و توسعه در مقابل عقب افتادگی بوده است.
ما می گوییم برداشتمان از اسلام این است که جامعه را به آزادی، عدالت و برخورداری همگان می رساند و معتقدیم برداشت درستی است. این بدان معنا نیست بیاییم همه برداشت های دیگر را نفی کنیم اتفاقا آن شیوه ای که بعضی ها دارند و می گویند آنچه ما می گوییم همان است و تمام آنچه خلاف آن است باید به هر قیمتی شده است حذف شود مردود و محکوم می شناسیم! نه. ما می گوییم دیگری هم می تواند حرفش را بزند ولی اولا این طرف هم بتواند از اسلامی که میگوییم حرفش را در جامعه بزند ثانیا اینکه مدار و محور نظام اجتماعی آن بینش و منش یا توهماتی که هم معتقدیم مغایر با روح اساسی ادیان الهی و اسلام است و هم مغایر با خواست تاریخی ملت است آن حاکمیت مطلق را نداشته باشد و امکان حذف دیگران را نداشته باشد. مردم هم این را می خواهند. اصلا انقلاب برای همین بود.
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران در این میان یک خصوصیتی دارد و ان اینکه همیشه جنبه اعتقادی داشته؛ هم دغدغه نسبت به ارزش های اصیل انقلاب و اسلام داشته و هم درد مردم و دردهای زمان را می خواسته بشناسد و نسبت به انها لااقل در جامعه هوشیاری ایجاد کرده در عین حالی که همواره از نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و ارزش ها دفاع کرده است. هیچگاه عنصر وابسته به قدرت و جریانی خاص نبوده و خودش را مستقل نگاه داشته و نیز با سعه صدر مشکلات و تنگناهایی که برایش ایجاد شده را تحمل کرده است.
مصاحبه احمد قابل، علیرغم خطر بازگشت به زندان
مصاحبه احمد قابل، علیرغم خطر بازگشت به زندان
آقای مجتبی برای رهبری
روی فرماندهان سپاه حساب کرده
احمد قابل از شاگردان مشهور آیت الله خمینی که بارها بازداشت شده و سر از دادگاه روحانیت و زندان درآورده، در گفتگوئی که "سحام نیوز" منتشر کرده، درباره تشکیل هیات حل اختلافی که گریبان حکومت یکدست(!) را گرفته گفت:
قانون گریزان بر سر منافع با هم دعوایشان شده و در این دعوا آنکه ضعیف تر است حذف خواهد شد. ترکیب شورائی که آقای خامنه ای تشکیل داده علیه احمدی نژاد و به نفع مجلس و قوه قضائیه است و پیام روشنی است از سوی تیم رهبری. آقای خامنه ای به این نتیجه رسیده که کوچکترین عقب نشینی به اضمحلال قدرتش می انجامد.
این شاید آخرین مصاحبه ام قبل از زندان دوباره باشد، اما امیدوارم این گرفتاری ها از سر ملت بگذرد.
آقای شاهرودی بین روسای قوا به چهره ای معتدل شناخته شد و مورد اعتماد آقای خامنه ایست. اما تشکیل این هیات یعنی 32 سال بعد از انقلاب و تصویب قانون اساسی ، اختلاف بین قوا درحدی است که نیازمند تشکیل هیاتی برای رسیدگی به آن است.
مجمع تشخیص مصلحت و فلسفه وجودیش رسیدگی به اختلافات بین شورای نگهبان و مجلس است در جایی که مصالح کشور و تصلب شورای نگهبان بر قانون اساسی و شرع اختلاف ایجاد می کرد. در زمان آیت الله خمینی مشکلاتی پیش آمده بود و بنابر قانون اساسی مجمع را تشکیل دادند. اما در همین قانونی که بازنگری شد. تنظیم روابط قوا را از رئیس جمهور گرفتند و به رهبری دادند. اختلافی که در گذشته بین قوا پیش می آمد باید رئیس جمهور رفع می کرد اما الان با رهبری است. مجمع تشخیص مصلحت چنین وظیفه ای ندارد.
به نظر می آید که اصل اختلاف ناشی از این است که هیچ یک از اجزا ی جناح اقتدارگرایان به حد خودش بسنده نمی کند. برای همین است که آنها در مقابل اصلاح طلبان، همه ازحد قانونی گذشتند و همه با هم از این قانون گریزی حمایت کردند و عادت کردند به قانون گریزی. و حالا قانون گریزان با هم دعوایشان شده است. می خواهند رقیب را دور بزنند و طبیعی است که این دعوا با این سادگی قابل حل نیست. این هیات هم از کسانی تشکیل شده که جهت گیری آنها به نفع جناح مجلس و قوه قضاییه خواهد بود.
قدرت در جمهوری اسلامی و به خصوص در ۲۳ سال اخیر و رهبری آیت الله خامنه ای، منحصرا در اختیار رهبری بوده و تمامی قدرت هایی که قانون اساسی به بعضی افراد از جمله رییس جمهور یا رییس قوه قضاییه و مجلس واگذار کرده اینها تبعی بوده و قدرت اصلی در دست رهبری بوده است و همان قدرت های فرعی را هم رهبری محدود می کرده است. به یاد بیاوریم که قوه قضاییه و شورای نگهبان چگونه در برابر دولت اصلاحات و مجلس ششم سد بستند، به طوری که قدم از قدم نتوانستند بردارند و عملا اصلاحات را به شکست کشاندند. تاکنون مجلس اگرهم بخواهد در قبال دولت کاری انجام دهد با نظر رهبری منتفی شده است.
تصور من این است که آقای احمدی نژاد –عملا- حذف شده است. احمدی نژادی که امروز در قدرت است تضعیف شده است و موجودی است که باید تمکین کند و اگر کوچکترین سرکشی کند با شدیدترین برخوردها و تحقیرها روبرو می شود. خود احمدی نژاد این را درک کرده است، حالا اینکه بخواهد در این مدت دست به کاری بزند، من فکر می کنم توانش را ندارد. آقای خامنه ای و تیم رهبری پیام می دهند که کوچکترین تخلفی با خواست رهبری یعنی حذف. و زمانی که احمدی نژاد را که به قول خودشان ۲۵ میلیون رای دارد کنار می گذارند دیگران جای خودشان را دارند.
درباره ترکیب شورای ۵ نفره انتصابی رهبری برای حل اختلاف هم باید بگویم:
آقای شاهرودی در انتخابات از حامیان آقای احمدی نژاد نبود و از رقبای او حمایت می کرد. آقای مرتضی نبوی عضو موتلفه است و درگیر با احمدی نژاد. آقای ابوترابی که نایب رئیس مجلس است از منتقدان احمدی نژاد و وابسته به بیت رهبری است. بنابراین احمدی نژاد نمی تواند امیدی داشته باشد. گرچه ممکن است ظواهر امر را رعایت کند و یک جایی آقای خامنه ای توصیه ای به مجلس بکند ولی انتهای ماجرا این است که احمدی نژاد از چشم آقایان افتاده است. این در حالی است که احمدی نژاد با "به به" و "چه چه" آمد و هر کاری را با اراده رهبری می کرد. آنچه مسلم اینست که؛ کسی که 80 درصد قدرت را بنابر قانون اساسی دارد باز هم طمع می کند به آن بیست درصد بقیه قدرت. در واقع می خواهد دیگران حقی در قدرت نداشته باشد و تابع محض باشند.
- نوعی آماده سازی هاشمی شاهرودی برای قائم مقامی رهبری مطرح است؟
زمانی که آقای شاهرودی به ریاست قوه قضاییه منصوب شد هم این بحث ها مطرح بود که آقای خامنه ای به فکر کسی برای جانشینی خودش است. نمی توانم حدس بزنم، اما می توانم تصور کنم این یک وجه عقلانی می تواند داشته باشد، اما دلیل و شاهدی برای این امر ندارم. حتی بحث جانشینی مجتبی خامنه ای هم مطرح بود و یا صحبت از آقای مصباح یزدی بود اما این را مطمئن هستم که تمام کسانی که در کنار ایشان قرار دارند دائما درگیر این فکر هستند که اگر اتفاقی برای آقای خامنه ای بیفتند تنها کسی که امکان دارد توافقی برای بر سر او انجام گیرد، آقای هاشمی رفسنجانی است. به این خاطر از شش، هفت سال پیش بیت رهبری و کسانی در این بیت بدشان نمی آید با حذف رفسنجانی نوبت به کسانی دیگر برسد. این اتفاق درباره آقای منتظری افتاد و طبیعی بود که کسانی هستند که برای قدرت مطلقه ای که حفظش با ولایت فقیه است، تدارک ببینند و بده بستان هایی صورت بگیرد. اما من مطمئن نیستم که آقای شاهرودی در مجموعه سپاه و بیت رهبری فعلی پذیرفته شده باشد و یا بپذیرند. این را مقداری بعید می دانم چون آقای شاهرودی از روابط وسیعی برخوردار نیست، شاید مجتبی خامنه ای در سپاه طرفدارانی داشته و زمینه آماده ای داشته باشد. در برابر آقای هاشمی رفسنجانی هم فکر نمی کنم آقای شاهرودی بتواند عرض اندام کند. به نظر من هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که اگر اتفاق خاصی بیفتد ممکن است به رهبری برسد.
آقای مجتبی برای رهبری
روی فرماندهان سپاه حساب کرده
احمد قابل از شاگردان مشهور آیت الله خمینی که بارها بازداشت شده و سر از دادگاه روحانیت و زندان درآورده، در گفتگوئی که "سحام نیوز" منتشر کرده، درباره تشکیل هیات حل اختلافی که گریبان حکومت یکدست(!) را گرفته گفت:
قانون گریزان بر سر منافع با هم دعوایشان شده و در این دعوا آنکه ضعیف تر است حذف خواهد شد. ترکیب شورائی که آقای خامنه ای تشکیل داده علیه احمدی نژاد و به نفع مجلس و قوه قضائیه است و پیام روشنی است از سوی تیم رهبری. آقای خامنه ای به این نتیجه رسیده که کوچکترین عقب نشینی به اضمحلال قدرتش می انجامد.
این شاید آخرین مصاحبه ام قبل از زندان دوباره باشد، اما امیدوارم این گرفتاری ها از سر ملت بگذرد.
آقای شاهرودی بین روسای قوا به چهره ای معتدل شناخته شد و مورد اعتماد آقای خامنه ایست. اما تشکیل این هیات یعنی 32 سال بعد از انقلاب و تصویب قانون اساسی ، اختلاف بین قوا درحدی است که نیازمند تشکیل هیاتی برای رسیدگی به آن است.
مجمع تشخیص مصلحت و فلسفه وجودیش رسیدگی به اختلافات بین شورای نگهبان و مجلس است در جایی که مصالح کشور و تصلب شورای نگهبان بر قانون اساسی و شرع اختلاف ایجاد می کرد. در زمان آیت الله خمینی مشکلاتی پیش آمده بود و بنابر قانون اساسی مجمع را تشکیل دادند. اما در همین قانونی که بازنگری شد. تنظیم روابط قوا را از رئیس جمهور گرفتند و به رهبری دادند. اختلافی که در گذشته بین قوا پیش می آمد باید رئیس جمهور رفع می کرد اما الان با رهبری است. مجمع تشخیص مصلحت چنین وظیفه ای ندارد.
به نظر می آید که اصل اختلاف ناشی از این است که هیچ یک از اجزا ی جناح اقتدارگرایان به حد خودش بسنده نمی کند. برای همین است که آنها در مقابل اصلاح طلبان، همه ازحد قانونی گذشتند و همه با هم از این قانون گریزی حمایت کردند و عادت کردند به قانون گریزی. و حالا قانون گریزان با هم دعوایشان شده است. می خواهند رقیب را دور بزنند و طبیعی است که این دعوا با این سادگی قابل حل نیست. این هیات هم از کسانی تشکیل شده که جهت گیری آنها به نفع جناح مجلس و قوه قضاییه خواهد بود.
قدرت در جمهوری اسلامی و به خصوص در ۲۳ سال اخیر و رهبری آیت الله خامنه ای، منحصرا در اختیار رهبری بوده و تمامی قدرت هایی که قانون اساسی به بعضی افراد از جمله رییس جمهور یا رییس قوه قضاییه و مجلس واگذار کرده اینها تبعی بوده و قدرت اصلی در دست رهبری بوده است و همان قدرت های فرعی را هم رهبری محدود می کرده است. به یاد بیاوریم که قوه قضاییه و شورای نگهبان چگونه در برابر دولت اصلاحات و مجلس ششم سد بستند، به طوری که قدم از قدم نتوانستند بردارند و عملا اصلاحات را به شکست کشاندند. تاکنون مجلس اگرهم بخواهد در قبال دولت کاری انجام دهد با نظر رهبری منتفی شده است.
تصور من این است که آقای احمدی نژاد –عملا- حذف شده است. احمدی نژادی که امروز در قدرت است تضعیف شده است و موجودی است که باید تمکین کند و اگر کوچکترین سرکشی کند با شدیدترین برخوردها و تحقیرها روبرو می شود. خود احمدی نژاد این را درک کرده است، حالا اینکه بخواهد در این مدت دست به کاری بزند، من فکر می کنم توانش را ندارد. آقای خامنه ای و تیم رهبری پیام می دهند که کوچکترین تخلفی با خواست رهبری یعنی حذف. و زمانی که احمدی نژاد را که به قول خودشان ۲۵ میلیون رای دارد کنار می گذارند دیگران جای خودشان را دارند.
درباره ترکیب شورای ۵ نفره انتصابی رهبری برای حل اختلاف هم باید بگویم:
آقای شاهرودی در انتخابات از حامیان آقای احمدی نژاد نبود و از رقبای او حمایت می کرد. آقای مرتضی نبوی عضو موتلفه است و درگیر با احمدی نژاد. آقای ابوترابی که نایب رئیس مجلس است از منتقدان احمدی نژاد و وابسته به بیت رهبری است. بنابراین احمدی نژاد نمی تواند امیدی داشته باشد. گرچه ممکن است ظواهر امر را رعایت کند و یک جایی آقای خامنه ای توصیه ای به مجلس بکند ولی انتهای ماجرا این است که احمدی نژاد از چشم آقایان افتاده است. این در حالی است که احمدی نژاد با "به به" و "چه چه" آمد و هر کاری را با اراده رهبری می کرد. آنچه مسلم اینست که؛ کسی که 80 درصد قدرت را بنابر قانون اساسی دارد باز هم طمع می کند به آن بیست درصد بقیه قدرت. در واقع می خواهد دیگران حقی در قدرت نداشته باشد و تابع محض باشند.
- نوعی آماده سازی هاشمی شاهرودی برای قائم مقامی رهبری مطرح است؟
زمانی که آقای شاهرودی به ریاست قوه قضاییه منصوب شد هم این بحث ها مطرح بود که آقای خامنه ای به فکر کسی برای جانشینی خودش است. نمی توانم حدس بزنم، اما می توانم تصور کنم این یک وجه عقلانی می تواند داشته باشد، اما دلیل و شاهدی برای این امر ندارم. حتی بحث جانشینی مجتبی خامنه ای هم مطرح بود و یا صحبت از آقای مصباح یزدی بود اما این را مطمئن هستم که تمام کسانی که در کنار ایشان قرار دارند دائما درگیر این فکر هستند که اگر اتفاقی برای آقای خامنه ای بیفتند تنها کسی که امکان دارد توافقی برای بر سر او انجام گیرد، آقای هاشمی رفسنجانی است. به این خاطر از شش، هفت سال پیش بیت رهبری و کسانی در این بیت بدشان نمی آید با حذف رفسنجانی نوبت به کسانی دیگر برسد. این اتفاق درباره آقای منتظری افتاد و طبیعی بود که کسانی هستند که برای قدرت مطلقه ای که حفظش با ولایت فقیه است، تدارک ببینند و بده بستان هایی صورت بگیرد. اما من مطمئن نیستم که آقای شاهرودی در مجموعه سپاه و بیت رهبری فعلی پذیرفته شده باشد و یا بپذیرند. این را مقداری بعید می دانم چون آقای شاهرودی از روابط وسیعی برخوردار نیست، شاید مجتبی خامنه ای در سپاه طرفدارانی داشته و زمینه آماده ای داشته باشد. در برابر آقای هاشمی رفسنجانی هم فکر نمی کنم آقای شاهرودی بتواند عرض اندام کند. به نظر من هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که اگر اتفاق خاصی بیفتد ممکن است به رهبری برسد.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز : در جریان خانه نشینی احمدینژاد٬ اوباما و نتانیاهو از وی در مقابل علی خامنهای حمایت کردند
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز : در جریان خانه نشینی احمدینژاد٬ اوباما و نتانیاهو از وی در مقابل علی خامنهای حمایت کردند
دیگربان : احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز اظهار امیدواری کرده که اجنه اطراف محمود احمدینژاد روسی٬ آمریکایی و اسرائیلی نباشند.
آقای سالک در گفتگویی که با شماره روز شنبه (هشت مرداد) روزنامه شرق داشته گفته که در جریان خانه نشینی احمدینژاد٬ اوباما و نتانیاهو از وی در مقابل علی خامنهای حمایت کردند.
وی افزوده که اگر خانه نشینی احمدینژاد ادامه مییافت٬ مجلس تکلیف اداره کشور را مشخص میکرد.
رابطه محمود احمدینژاد و علی خامنهای ماههاست تیره شده است و حامیان خامنهای از ایستادگی احمدینژاد در مقابل دستورات رهبر جمهوری اسلامی خشمگین هستند.
مهمترین گفتههای احمد سالک به روزنامه شرق:
● احمدینژاد با ۲۵ میلیون رای ۱۱ روز به منزل رفتند و اتفاقی نیفتاد چون کشور مدیریت خودش را دارد. اگر این خانهنشینی بیشتر هم ادامه پیدا میکرد، البته طبق ضوابط قانونی با ایشان برخورد میشد.
● {احمدینژاد} فکر میکرد {با خانه نشینی} مردم در حمایت از او حرکت میکنند٬ اما دید مردم در این زمینه حمایتی نکردند. اگر خانه نشینی احمدینژاد ادامه مییافت٬ اتفاق قانونی میافتاد و مجلس تکلیف اداره کشور را روشن میکرد.
● ماجرای علی یعقوبی و عباس غفاری، دستگیریهایی که صورت گرفت، ۱۱و ۱۲ نفری که دستگیر شدند از کیاپاشا تا امیریفر و غیره و کشف ارتباطات داخلی–خارجی {جریان انحرافی} را مشخص کرد.
● جریان انحرافی، کارش به جایی رسیده که میگوید وقتی ما دولت امام زمان هستیم با خود امام زمان ارتباط داریم، صحبت میکنیم و حرفهایمان رد و بدل میشود دلیلی ندارد با ولایت فقیه، روحانیت یا مراجع کاری داشته باشیم.
● اوباما و نتانیاهو یک مرتبه میآیند از احمدینژاد حمایت میکنند. دیدند اتفاقها در راستای اندیشه خودشان است.
● یک عباسغفاری نامی هست که جنگیر است. اگر بخواهند ماجرا را بکشند به اوهام خیلی خطرناک است. بنابراین باید دعا کرد که کشور از دست امثال غفاریها نجات پیدا کند.
● امیدوارم این اجنه {اطراف احمدینژاد} انگلیسی، اسراییلی و روسی نباشند.
● ما آرزو میکنیم این دو سال به خوبی طی شود. اما زود است برای قضاوت. بگذارید دو، سه ماه دیگر بگذرد آن وقت راحتتر میشود قضاوت کرد؛ انتخابات که اوج بگیرد خیلی چیزها روشن میشود.
دیگربان : احمد سالک سخنگوی جامعه روحانیت مبارز اظهار امیدواری کرده که اجنه اطراف محمود احمدینژاد روسی٬ آمریکایی و اسرائیلی نباشند.
آقای سالک در گفتگویی که با شماره روز شنبه (هشت مرداد) روزنامه شرق داشته گفته که در جریان خانه نشینی احمدینژاد٬ اوباما و نتانیاهو از وی در مقابل علی خامنهای حمایت کردند.
وی افزوده که اگر خانه نشینی احمدینژاد ادامه مییافت٬ مجلس تکلیف اداره کشور را مشخص میکرد.
رابطه محمود احمدینژاد و علی خامنهای ماههاست تیره شده است و حامیان خامنهای از ایستادگی احمدینژاد در مقابل دستورات رهبر جمهوری اسلامی خشمگین هستند.
مهمترین گفتههای احمد سالک به روزنامه شرق:
● احمدینژاد با ۲۵ میلیون رای ۱۱ روز به منزل رفتند و اتفاقی نیفتاد چون کشور مدیریت خودش را دارد. اگر این خانهنشینی بیشتر هم ادامه پیدا میکرد، البته طبق ضوابط قانونی با ایشان برخورد میشد.
● {احمدینژاد} فکر میکرد {با خانه نشینی} مردم در حمایت از او حرکت میکنند٬ اما دید مردم در این زمینه حمایتی نکردند. اگر خانه نشینی احمدینژاد ادامه مییافت٬ اتفاق قانونی میافتاد و مجلس تکلیف اداره کشور را روشن میکرد.
● ماجرای علی یعقوبی و عباس غفاری، دستگیریهایی که صورت گرفت، ۱۱و ۱۲ نفری که دستگیر شدند از کیاپاشا تا امیریفر و غیره و کشف ارتباطات داخلی–خارجی {جریان انحرافی} را مشخص کرد.
● جریان انحرافی، کارش به جایی رسیده که میگوید وقتی ما دولت امام زمان هستیم با خود امام زمان ارتباط داریم، صحبت میکنیم و حرفهایمان رد و بدل میشود دلیلی ندارد با ولایت فقیه، روحانیت یا مراجع کاری داشته باشیم.
● اوباما و نتانیاهو یک مرتبه میآیند از احمدینژاد حمایت میکنند. دیدند اتفاقها در راستای اندیشه خودشان است.
● یک عباسغفاری نامی هست که جنگیر است. اگر بخواهند ماجرا را بکشند به اوهام خیلی خطرناک است. بنابراین باید دعا کرد که کشور از دست امثال غفاریها نجات پیدا کند.
● امیدوارم این اجنه {اطراف احمدینژاد} انگلیسی، اسراییلی و روسی نباشند.
● ما آرزو میکنیم این دو سال به خوبی طی شود. اما زود است برای قضاوت. بگذارید دو، سه ماه دیگر بگذرد آن وقت راحتتر میشود قضاوت کرد؛ انتخابات که اوج بگیرد خیلی چیزها روشن میشود.
Friday, July 29, 2011
از بیم انتخاباتی که به رای مردم نیاز باشد
از بیم انتخاباتی که به رای مردم نیاز باشد
نماینده های مجلس
با تخم کبوتر زبانشان باز شده
مهندس باهنر نایب رئیس مجلس چند هفته پیش گفت «آقای احمدینژاد سال 84 با آقای احمدینژاد امروز شاید فرقی نكرده باشد فقط اطلاعات ما در باره ایشان بیشتر شده باشد. بحث دیگری كه آن موقع با ایشان داشتم این بود كه سئوال كردم در مجموعه اداره مملكت تئوری اقتصادیتان چیست؟ ایشان به این مضمون میگفت من كاری به تئوری و این حرفها ندارم، من مهندسم و دنبال این هستم كه تولید در كشور راه بیفتد، به عنوان مثال عرض میكنم مثلاً ده هزار قندان میخواهم، اعلام میكنم هر كس بهتر، سریعتر و ارزانتر میسازد بیاید بسازد. من میخواهم اینجوری مملكت را اداره كنم. ... همانجا عرض كردم كه مسائل اقتصادی مسائل پیچیدهای است و به همدیگر ارتباط دارند، یعنی در همین مثالی كه شما میزنید ما قندان را مجرد از استكان نمیتوانیم بسازیم، نمیتوانیم قندان را مجرد از اشتغال ببینیم، قندان را مجرد از تورم ببینیم؛ اینها مجموعه بههم پیچیدهای است كه همه روی هم اثر میگذارند. بنابراین برای اداره امور اقتصادی باید تئوری داشته باشیم. ... »
این حرف هائی که حالا مهندس باهنر می گوید و یا فاش می کند، حرف هائی است که یکبار شیخ مهدی کروبی نیز با طنز و به زیرکی گفت: ننه جون من هم میداند تورم چیه و گرانی شده!
2- حمید کاتوزیان رئیس کمیسیون انرژی مجلس هم گفت:
«ایمنی در نفت رها شده است، مدیریت نیروی انسانی در حوزه نفت بسیار نگران كننده است و مربوط دانستن بیتدبیری و سوء مدیریت در وزارت نفت به «تحریمها» اشتباه است. ... واگذاری پروژهها و مقاطعههای كلان و بزرگ به شركتهای خاص و مدیریت برخی افراد وابسته به جریانهای مسئله دار اشتباه است. قراردادهای نفت و گاز بر خلاف قانون و بدون اطلاع مجلس بسته میشود.
3- حدود دو سال پیش موسوی گفت قراردادهای نفتی در دفاتر و وزارتخانههای غیرمرتبط منعقد میشود. و حالا تازه مجلسی ها زبانشان باز شده است.
4- احمد توکلی در نطق دوم مرداد خود در مجلس گفت:
«تخلف دیگر دولت عدم ارائه آمارها و گزارش سالانه از نرخ رشد اقتصادی و گزارش عملكرد بودجه و قانون هدفمند كردن یارانهها به مجلس است. آیا رئیس جمهور میخواهد مردم نفهمند كه مسئولان ضعیف بانك مركزی به دستور غیر قانونی او، اسكناس بیپشتوانه چاپ كردهاند و پول پرقدرت را روانه بازار كرده اند كه با ضریب ۵/۴ نقدینگی را زیاد می كند و فشار تورم را بر دوش مردم كوچه و بازار هر روز زیادتر می سازد؟»
5- حالا رهبر معظم برای این بلبشو «شورای حل اختلاف» تشکیل داده است و ظاهرا هاشمی رفسنجانی رفته به مشهد تا با آیت الله پرنفوذ، یعنی آیت الله طبسی که آقای خامنه ای پیش از انقلاب در مجالس مذهبی خانه او چای می گرداند مشورت کرده و برای این وضع آشفته و خودسری و یکه تازی خامنه ای، تا کار به فروپاشی نکشیده فکری بکند.
نماینده های مجلس
با تخم کبوتر زبانشان باز شده
مهندس باهنر نایب رئیس مجلس چند هفته پیش گفت «آقای احمدینژاد سال 84 با آقای احمدینژاد امروز شاید فرقی نكرده باشد فقط اطلاعات ما در باره ایشان بیشتر شده باشد. بحث دیگری كه آن موقع با ایشان داشتم این بود كه سئوال كردم در مجموعه اداره مملكت تئوری اقتصادیتان چیست؟ ایشان به این مضمون میگفت من كاری به تئوری و این حرفها ندارم، من مهندسم و دنبال این هستم كه تولید در كشور راه بیفتد، به عنوان مثال عرض میكنم مثلاً ده هزار قندان میخواهم، اعلام میكنم هر كس بهتر، سریعتر و ارزانتر میسازد بیاید بسازد. من میخواهم اینجوری مملكت را اداره كنم. ... همانجا عرض كردم كه مسائل اقتصادی مسائل پیچیدهای است و به همدیگر ارتباط دارند، یعنی در همین مثالی كه شما میزنید ما قندان را مجرد از استكان نمیتوانیم بسازیم، نمیتوانیم قندان را مجرد از اشتغال ببینیم، قندان را مجرد از تورم ببینیم؛ اینها مجموعه بههم پیچیدهای است كه همه روی هم اثر میگذارند. بنابراین برای اداره امور اقتصادی باید تئوری داشته باشیم. ... »
این حرف هائی که حالا مهندس باهنر می گوید و یا فاش می کند، حرف هائی است که یکبار شیخ مهدی کروبی نیز با طنز و به زیرکی گفت: ننه جون من هم میداند تورم چیه و گرانی شده!
2- حمید کاتوزیان رئیس کمیسیون انرژی مجلس هم گفت:
«ایمنی در نفت رها شده است، مدیریت نیروی انسانی در حوزه نفت بسیار نگران كننده است و مربوط دانستن بیتدبیری و سوء مدیریت در وزارت نفت به «تحریمها» اشتباه است. ... واگذاری پروژهها و مقاطعههای كلان و بزرگ به شركتهای خاص و مدیریت برخی افراد وابسته به جریانهای مسئله دار اشتباه است. قراردادهای نفت و گاز بر خلاف قانون و بدون اطلاع مجلس بسته میشود.
3- حدود دو سال پیش موسوی گفت قراردادهای نفتی در دفاتر و وزارتخانههای غیرمرتبط منعقد میشود. و حالا تازه مجلسی ها زبانشان باز شده است.
4- احمد توکلی در نطق دوم مرداد خود در مجلس گفت:
«تخلف دیگر دولت عدم ارائه آمارها و گزارش سالانه از نرخ رشد اقتصادی و گزارش عملكرد بودجه و قانون هدفمند كردن یارانهها به مجلس است. آیا رئیس جمهور میخواهد مردم نفهمند كه مسئولان ضعیف بانك مركزی به دستور غیر قانونی او، اسكناس بیپشتوانه چاپ كردهاند و پول پرقدرت را روانه بازار كرده اند كه با ضریب ۵/۴ نقدینگی را زیاد می كند و فشار تورم را بر دوش مردم كوچه و بازار هر روز زیادتر می سازد؟»
5- حالا رهبر معظم برای این بلبشو «شورای حل اختلاف» تشکیل داده است و ظاهرا هاشمی رفسنجانی رفته به مشهد تا با آیت الله پرنفوذ، یعنی آیت الله طبسی که آقای خامنه ای پیش از انقلاب در مجالس مذهبی خانه او چای می گرداند مشورت کرده و برای این وضع آشفته و خودسری و یکه تازی خامنه ای، تا کار به فروپاشی نکشیده فکری بکند.
با یک وثیقه صد میلیون تومانی
با یک وثیقه صد میلیون تومانی
پگاه آهنگرانی
به شرط دهان نگشودن آزاد شد
پگاه آهنگرانی، بازیگر برجسته سینمای ایران بعد از ۱۷ روز بازداشت امنیتی، روز گذشته با یک وثیقه صد میلیون تومانی از زندان اوین بیرون آمد. البته با این شرط که با هیچ رسانه ای مصاحبه نکند. نه خودش و نه خانواده اش! بنابراین هنوز معلوم نیست او را به چه اتهامی بازداشت کردند؟ در بازداشتگاه بر او چه گذشت؟ و این شایعه که او را باتهام تهیه فیلم مستندی در نقد فیلم های سریالی مسعود ده نمکی تهیه کرده بازداشت کرده بودند درست است؟ شاکی او مسعود ده نمکی است؟ و یا خود ده نمکی و دوستان قدیمی اش بازداشت کننده پگاه بوده اند؟
پگاه آهنگرانی
به شرط دهان نگشودن آزاد شد
پگاه آهنگرانی، بازیگر برجسته سینمای ایران بعد از ۱۷ روز بازداشت امنیتی، روز گذشته با یک وثیقه صد میلیون تومانی از زندان اوین بیرون آمد. البته با این شرط که با هیچ رسانه ای مصاحبه نکند. نه خودش و نه خانواده اش! بنابراین هنوز معلوم نیست او را به چه اتهامی بازداشت کردند؟ در بازداشتگاه بر او چه گذشت؟ و این شایعه که او را باتهام تهیه فیلم مستندی در نقد فیلم های سریالی مسعود ده نمکی تهیه کرده بازداشت کرده بودند درست است؟ شاکی او مسعود ده نمکی است؟ و یا خود ده نمکی و دوستان قدیمی اش بازداشت کننده پگاه بوده اند؟
بیانیه شورای جنبش سبز
بیانیه شورای جنبش سبز
جنبش سبز مردم ایران
با 3 گزینه آماده انتخابات می شود
شورای رهبری جنبش سبز که با نام "راه سبز امید" خود را معرفی می کند، با صدور اطلاعیه ای مشروح، شرایط کنونی کشور و مسئله انتخابات مجلس آینده را بررسی و نظرات خود را اعلام کرده است. در این اطلاعیه نخست تاکید شده که "سال جاری، سال برگزاری انتخابات مجلس نهم است. از هم اکنون بحث حول این موضوع در محافل مردمی و سیاسی و همچنین فعالان مدنی همراه و همدل با جنبش اعتراضی سبز آغاز شده است. پرسش این است که جنبش سبز ایران در قبال این انتخابات چه موضعی باید اتخاذ کند.
مشارکت بی قید و شرط؟
تحریم بی قید و شرط ؟
مشارکت مشروط؟
بیانیه سپس به موارد زیر اشاره می کند:
«امنیت ملی و اجتماعی با تردیدهای جدی مردم روبروست. در عرصة فرهنگی، تنگ نظری ها و تصمیمات غیرکارشناسانه، تأثیرات خود را در حوزة نشر، سینما، تئاتر و دیگر حوزه های فرهنگی گذاشته و عرصه را بر هنرمندان و هنردوستان تنگ کرده است.
همچنین در نتیجة مدیریت ناکارآمد و سیاست های غلط اقتصادی و افزایش فزاینده نقدینگی ناشی از پمپاژ میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی و توزیع پول به بهانه های مختلف، ازجمله تحت عناوینی مانند طرح حذف یارانه ها و سود سهام عدالت، آن هم در شرایط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد و کاهش تولید ملی ناشی از تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، آثار خود را بصورت تورم مهار گسیخته، گسترش فقر، فاصله طبقاتی، موج فزاینده بیکاری، نرخ رشد پائین نزدیک به صفر و یک درصد و عقب ماندگی کشور، نشان داده و خواهد داد. ادامه این روند دیر یا زود موجب به میدان آمدن بازهم بیشتر ارتش بیکاران، دشدید نارضایتیاز اوضاع اقتصادی را در کنار ناراضائی های سیاسی و فرهنگی خواهد شد.
شرایط جهانی و بویژه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در مقایسه با شرایط سال های گذشته تغییر اساسی کرده است. دو سال پس از جنبش اعتراضی مردم ایران و تأثیر آن برمنطقه خاورمیانه، اینک شاهد جنبش های گسترده مردمی علیه نظام های استبدادی (چه از نوع سلطنتی و چه از نوع جمهوری، چه از گونه باصطلاح مستقل و ضد امپریالیستی و چه از قماش وابسته و هم پیمان با آمریکا و غرب و …) است. آمریکا و غرب نیز اگر در گذشته به اقتضای نیازهای جهانی دو اردوگاهی و جنگ سرد به نفع خود می دیدند که از دیکتاتوری های سلطنتی تا جمهوری دفاع کنند و از آن ها به عنوان هم پیمان خود در مبارزه با کمونیسم شوروی حمایت سیاسی، نظامی و … کنند، اینک با توجه به تغییر کیفی شرایط جهان و به ستوه آمدن ملت ها از استبداد و تحقیر و فقر، دیگر پشتیبانی از نظام های استبدادی را به سود خود نمی بینند و به جای حمایت ازمتحدان دیکتاتور خود، می کوشند با استفاده از راهبرد جدید مدیریت و مواجهه دسته جمعی با شرایط جدید و همراهی با مردم و جنبش های آزادی خواه، حتی المقدور در جهت منافع استراتژیک و بلند مدت خود، یعنی تامین امنیت انرژی وحفاظت از زیر ساخت ها و مناطق حساس انرژی و نیز مبارزه با بنیادگرایی و رادیکالیسم در کادر طرح خاور میانه بزرگ، بر این جنبش ها اثر بگذارند.
بر این شرایط، فشار فزاینده ناشی از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیت هسته ای ایران و تحریم ها و قطع همکاری های اقتصادی ناشی از آن، احتمال اعمال تحریم های فلج کننده در آینده نزدیک و نیز انزوای اقتصادی و سیاسی در حال گسترش در سطح جهانی و منطقه که آثار محتوم خود را بر همکاریهای اقتصاد و طرح های توسعه کشور برجای گذاشته و خواهد گذاشت، و هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل کرده را نیز باید افزود. فشاری که ناشی از فقدان عقلانیت در نظام سیاسی و مواضع و تصمیمات ماجراجویانه و توهم آلود است.»
بیانیه راه سبز امید، در پایان سه راه حل را در باره انتخابات مجلس آینده به نظر خواهی گذاشته و تاکید کرده که هیچیک از این سه راه حل را از هم اکنون نمی توان مطلق و قطعی کرد، چرا که شرایط جهانی و شرایط داخلی بی وقفه متغیر است.
1- «مشارکت بی قید و شرط» ،
2- «تحریم بی قید و شرط»
3- «مشارکت مشروط» در انتخابات
در شرایطی که جامعه حساس، ملتهب و فعال است، از هم اکنون با اعلام یکی از سه راه حل نباید خود را از امکان فعالیت مدنی و از جمله انتخابات محروم کرد.»
بیانیه می افزاید:
این شورا طی ماه های گذشته پس از رایزنی و گفتگو با طیف گسترده ای از فعالان سیاسی و صاحبنظران داخل و خارج کشور که خود را متعهد به همراهی با جنبش سبز مردم ایران به جمعبندی یاد شده در این بیانیه مقدماتی دست یافته که آن را برای نظرخواهی وسیع از مردم طرح می کند:
در این جمعبندی شرط حضور در انتخابات اینگونه مشخص شده است:
آزادی شهروندانی که بعد از انتخابات بازداشت شده اند.
آزادی رهبران جنبش سبز،
کوتاه کردن دست نهادهای نظامی و امنیتی از هر گونه دخالت و مهندسی انتخابات،
محترم شمردن آزادی قلم،
فعال شدن تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، عقیدتی و قومی.
لغو نظارت استصوابی،
ایجاد امنیت جانی و مالی و حیثیتی فعلان حزبی ، نامزدها و رای دهندگان در انتخابات.
مردم می توانند نظرات خود را به هر صورت ممکن ارائه کنند تا شورا بتواند با استفاده از نظرات و پیشنهادها، جمعبندی نهایی و اعلام موضع انتخاباتی خود را اعلام کند.
جنبش سبز مردم ایران
با 3 گزینه آماده انتخابات می شود
شورای رهبری جنبش سبز که با نام "راه سبز امید" خود را معرفی می کند، با صدور اطلاعیه ای مشروح، شرایط کنونی کشور و مسئله انتخابات مجلس آینده را بررسی و نظرات خود را اعلام کرده است. در این اطلاعیه نخست تاکید شده که "سال جاری، سال برگزاری انتخابات مجلس نهم است. از هم اکنون بحث حول این موضوع در محافل مردمی و سیاسی و همچنین فعالان مدنی همراه و همدل با جنبش اعتراضی سبز آغاز شده است. پرسش این است که جنبش سبز ایران در قبال این انتخابات چه موضعی باید اتخاذ کند.
مشارکت بی قید و شرط؟
تحریم بی قید و شرط ؟
مشارکت مشروط؟
بیانیه سپس به موارد زیر اشاره می کند:
«امنیت ملی و اجتماعی با تردیدهای جدی مردم روبروست. در عرصة فرهنگی، تنگ نظری ها و تصمیمات غیرکارشناسانه، تأثیرات خود را در حوزة نشر، سینما، تئاتر و دیگر حوزه های فرهنگی گذاشته و عرصه را بر هنرمندان و هنردوستان تنگ کرده است.
همچنین در نتیجة مدیریت ناکارآمد و سیاست های غلط اقتصادی و افزایش فزاینده نقدینگی ناشی از پمپاژ میلیاردها دلار از در آمدهای نفتی و توزیع پول به بهانه های مختلف، ازجمله تحت عناوینی مانند طرح حذف یارانه ها و سود سهام عدالت، آن هم در شرایط رکود تورمی حاکم بر اقتصاد و کاهش تولید ملی ناشی از تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی، آثار خود را بصورت تورم مهار گسیخته، گسترش فقر، فاصله طبقاتی، موج فزاینده بیکاری، نرخ رشد پائین نزدیک به صفر و یک درصد و عقب ماندگی کشور، نشان داده و خواهد داد. ادامه این روند دیر یا زود موجب به میدان آمدن بازهم بیشتر ارتش بیکاران، دشدید نارضایتیاز اوضاع اقتصادی را در کنار ناراضائی های سیاسی و فرهنگی خواهد شد.
شرایط جهانی و بویژه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در مقایسه با شرایط سال های گذشته تغییر اساسی کرده است. دو سال پس از جنبش اعتراضی مردم ایران و تأثیر آن برمنطقه خاورمیانه، اینک شاهد جنبش های گسترده مردمی علیه نظام های استبدادی (چه از نوع سلطنتی و چه از نوع جمهوری، چه از گونه باصطلاح مستقل و ضد امپریالیستی و چه از قماش وابسته و هم پیمان با آمریکا و غرب و …) است. آمریکا و غرب نیز اگر در گذشته به اقتضای نیازهای جهانی دو اردوگاهی و جنگ سرد به نفع خود می دیدند که از دیکتاتوری های سلطنتی تا جمهوری دفاع کنند و از آن ها به عنوان هم پیمان خود در مبارزه با کمونیسم شوروی حمایت سیاسی، نظامی و … کنند، اینک با توجه به تغییر کیفی شرایط جهان و به ستوه آمدن ملت ها از استبداد و تحقیر و فقر، دیگر پشتیبانی از نظام های استبدادی را به سود خود نمی بینند و به جای حمایت ازمتحدان دیکتاتور خود، می کوشند با استفاده از راهبرد جدید مدیریت و مواجهه دسته جمعی با شرایط جدید و همراهی با مردم و جنبش های آزادی خواه، حتی المقدور در جهت منافع استراتژیک و بلند مدت خود، یعنی تامین امنیت انرژی وحفاظت از زیر ساخت ها و مناطق حساس انرژی و نیز مبارزه با بنیادگرایی و رادیکالیسم در کادر طرح خاور میانه بزرگ، بر این جنبش ها اثر بگذارند.
بر این شرایط، فشار فزاینده ناشی از قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیت هسته ای ایران و تحریم ها و قطع همکاری های اقتصادی ناشی از آن، احتمال اعمال تحریم های فلج کننده در آینده نزدیک و نیز انزوای اقتصادی و سیاسی در حال گسترش در سطح جهانی و منطقه که آثار محتوم خود را بر همکاریهای اقتصاد و طرح های توسعه کشور برجای گذاشته و خواهد گذاشت، و هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل کرده را نیز باید افزود. فشاری که ناشی از فقدان عقلانیت در نظام سیاسی و مواضع و تصمیمات ماجراجویانه و توهم آلود است.»
بیانیه راه سبز امید، در پایان سه راه حل را در باره انتخابات مجلس آینده به نظر خواهی گذاشته و تاکید کرده که هیچیک از این سه راه حل را از هم اکنون نمی توان مطلق و قطعی کرد، چرا که شرایط جهانی و شرایط داخلی بی وقفه متغیر است.
1- «مشارکت بی قید و شرط» ،
2- «تحریم بی قید و شرط»
3- «مشارکت مشروط» در انتخابات
در شرایطی که جامعه حساس، ملتهب و فعال است، از هم اکنون با اعلام یکی از سه راه حل نباید خود را از امکان فعالیت مدنی و از جمله انتخابات محروم کرد.»
بیانیه می افزاید:
این شورا طی ماه های گذشته پس از رایزنی و گفتگو با طیف گسترده ای از فعالان سیاسی و صاحبنظران داخل و خارج کشور که خود را متعهد به همراهی با جنبش سبز مردم ایران به جمعبندی یاد شده در این بیانیه مقدماتی دست یافته که آن را برای نظرخواهی وسیع از مردم طرح می کند:
در این جمعبندی شرط حضور در انتخابات اینگونه مشخص شده است:
آزادی شهروندانی که بعد از انتخابات بازداشت شده اند.
آزادی رهبران جنبش سبز،
کوتاه کردن دست نهادهای نظامی و امنیتی از هر گونه دخالت و مهندسی انتخابات،
محترم شمردن آزادی قلم،
فعال شدن تمامی شهروندان و همه گرایش ها و تشکل های سیاسی، عقیدتی و قومی.
لغو نظارت استصوابی،
ایجاد امنیت جانی و مالی و حیثیتی فعلان حزبی ، نامزدها و رای دهندگان در انتخابات.
مردم می توانند نظرات خود را به هر صورت ممکن ارائه کنند تا شورا بتواند با استفاده از نظرات و پیشنهادها، جمعبندی نهایی و اعلام موضع انتخاباتی خود را اعلام کند.
Subscribe to:
Posts (Atom)

