Wednesday, August 3, 2011

قیام خاورمیانه از دروازه های اسرائیل عبور کرد

قیام خاورمیانه از دروازه های اسرائیل عبور کرد


دهها هزار اسرائیلی

در خیابان ها به حرکت در آمدند





علیرغم پرهیزی که خبرنگاران در انتشار اخبار داخلی اسرائیل دارند، خبر مربوط به اعتراض مردم این کشور به افزایش قیمت بنزین درشهر اسرائیل، در چند خط انتشار یافت. تظاهرات واعتراضاتی که اگر در هر کشور دیگر خاورمیانه بود، پوشش وسیع تصویری وخبری به آن داده شده بود.



این اعتراض ها در حدی بود که کابینه دولت اسرائیل تشکیل جلسه فوق العاده داد و طرح افزایش قیمت بنزین را متوقف کرد. به گزارش بی بی سی، اعتراضات و تظاهرات دهها هزار نفریعلیه افزایش هزینه زندگی از سوی مردم بیت المقدس، تل آویو و حیفا ادامه دارد و



تظاهرات چند روزهای گذشته، بزرگ ترین تظاهرات در اسرائیل طی دهه های اخیر بوده است.



بی بی سی اضافه می کند که مردم اسرائیل در اعتراض به قیمت مسکن در چند شهر، خیابان‌ها را مسدود کردند و با پلیس درگیر شدند.



بدین ترتیب و به اعتراف بزرگترین شبکه های خبری جهان، قیام مردم خاورمیانه علیه گرانی و استبداد و گرانی های ناشی از بحران اقتصادی و طرح های صندوق بین المللی پول که در اسرائیل با افزایش قیمت بنزین آشکار شد، از مرزهای اسرائیل نیز عبور کرده و مردم این کشور را نیز مانند مردم مصر، تونس، مراکش، سوریه، یمن، بحرین و... به خیابان ها کشاند.



بی بی سی می افزاید: زنان خانه دار، پزشکان، دانشجویان و دانش آموزان که در مجموع به طبقه متوسط شهرت یافته اند در این جنبش اعتراضی و خیابانی اسرائیل حضور دارند.



حضور دارند و حتی به همان شیوه که در میدان التحریر مصر مردم جمع شدند، در تل آویو نیز مردم طی شب های متوالی در میدان مرکز این شهر مستقر شدند.



خبرنگار بی بی سی به بی بی سی گفته است:«نتانیاهو از ابعاد گسترده این تظاهرات شگفت زده شده است.»



اشپیگل آنلاین نیز در باره اعتراضات و تظاهرات اسرائیل نوشت:



«نتانیاهو می کوشد با اعلام انجام اصلاحات "عظیم " جلوی بحران داخلی را بگیرد. اعتراضات اجتماعی در روزهای گذشته چنان وسعت گرفته که نتان یاهو قدرت خود را درخطر می دید. طبق نظرخواهی روزنامه هآرتس که روز سه شنبه منتشر شد، تنها 32 در صد اسرائیل ها با ادامه دولت او موافق اند و 54 درصد مخالف او. نتانیاهو این تغییر ناگهانی نظرات مردم را جدی می گیرد: روز دوشنبه سفر خود را به لهستان که از مدت ها پیش برنامه ریزی شده بود لغو کرد. او قصد داشت در این سفر حمایت دولت لهستان را از موضع سختی که در برابر خواست فلسطینی ها مبنی بر ایجاد دولت فلسطین اتخاذ کرده است، جلب کند. برای او آرام کردن بحران داخلی از این سفر مهم تر بود. دهها هزار اسرائیلی به مقاومت در برابر نابرابری اجتماعی و ترکتازی سرمایه داری در اسرائیل دست تظاهرات زده اند. 87 در صد از مردم از اعتراضی جوانان حمایت می کنند. خشم بسیاری از تظاهر کنندگان مستقیما متوجه نتان یاهوست . برنامه های اصلاحاتی که اعلام کرده نیز از این خشم نخواهد کاست. »

Tuesday, August 2, 2011

لحظات اجرای حکم و بخشش از زبان آمنه بهرامی

آمنه بهرامی، دختر جوانی که روز شنبه از قصاص مردی که با پاشیدن اسید بر چهره اش او را نابینا کرده بود گذشت کرد در مصاحبه با "روز" به پیام سید محمد خاتمی پاسخ گفت.




او خطاب به سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران گفت: "وعده ای که شما به من داده بودید بعد از پایان ریاست جمهوری شما، به فراموشی سپرده شد. شما به من قول داده بودید که رئیس جمهور ایران، همیشه پشت من خواهد بود اما بعد از شما به فراموشی سپرده شد و رئیس جمهوری سراغ از من نگرفت".



سید محمد خاتمی روز گذشته در پیامی که با دست خط خود در وب سایت شخصی اش منتشر کرده از آمنه بهرامی به عنوان "آموزگار مهربانی، شرافت، احترام به زندگی، دیگرخواهی و بزرگ منشی" نام برده و با اشاره به گذشت خانم بهرامی از قصاص چشمان مرد اسید پاش پرسیده است: "آیا در عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی نیز نمی توان از آمنه آموخت و بحران را با آرامش و تنش را با احترام به یکدیگر و پاس داشت حق و حرمت انسان و دوری از غرور – بخصوص آنان که قدرت بیشتری دارند – سودا کرد"؟



خانم بهرامی در پاسخ به این پیام به "روز" گفت: "به اقای خاتمی سلام برسانید و بگویید نامه ایشان مرا بسیار خوشحال کرد و من از ایشان ممنون ام که همچنان به یاد من هستند".



او همچنین خبر داد: "امروز (دوشنبه) آقای احمدی نژاد پزشکی فرستاده و گفته که این پزشک، جراحی های مرا در ایران و رایگان انجام دهد. پاسخ دادم که من نیازی به دکترشما ندارم. من بهترین دکترها را دارم و حاضر نیستم پزشکان خودم را عوض کنم. من نیاز به کمک و پول دارم که در تمام این سالها از من دریغ شده".



روز شنبه و در حالی که از قبل به صورت رسمی اعلام نشده بود، قرار بود دو چشم مجید موحدی، مردی که به دلیل پاسخ رد شنیدن از دختر مورد علاقه اش، بر صورت او اسید پاشید، پس از بی هوشی توسط اسید کور شود. این حکم، حکمی بود که با تقاضای آمنه بهرامی که اکنون علاوه بر زیبایی، چشم هایش را نیز از دست داده، و با پی گیری او صادر شده بود.



اما در بیمارستان دادگستری تهران و در حالیکه پزشکان متخصص قانونی و دادیار اجرای احکام دادسرای امور جنایی، آماده اجرای حکم قصاص بودند، آمنه بهرامی اعلام کرد از قصاص چشم های مجید موحدی گذشت کرده است. او اما گفت که دیه صورت و چشمانش را میخواهد و از مردم نیز خواست که او را تنها نگذارند.



و اکنون پدر مجید موحدی در مصاحبه با "روز" می گوید که از بخشش آمنه دچار شوک شده و تا لحظه آخر تصور میکرده آمنه حکم قصاص را اجرا خواهد کرد.



پدر و برادر آمنه بهرامی اما به "روز" میگویند که در درون خود مطمئن بودند آمنه قصاص نخواهد کرد.







سرنوشت مجید موحدی



مجید موحدی دقیقا 7 سال بعد از آنکه ظرف اسید را در خیابان رسالت بر صورت آمنه بهرامی خالی کرد، با گذشت خانم بهرامی از مجازات قصاص نجات یافت.



پیش از این قرار بود 2 اردیبهشت این قصاص انجام گیرد و آمنه بر آن اصرار داشت اما به دلایلی به تعویق افتاد تا روز شنبه که با گذشت آمنه، قصاص منتفی شد.



اکنون بیش از هر سئوالی، این پرسش در افکار عمومی مطرح است که با گذشت آمنه بهرامی از قصاص، سرنوشت مجید موحدی چه خواهد بود؟ آیا او پس از پرداخت دیه ازاد خواهد شد؟ هرچند دادستان تهران گفته است که پرونده این بار باید از جنبه عمومی جرم مورد بررسی قرار گیرد اما پدر مجید موحدی به "روز" می گوید: قاضی گفته اگر دیه را پرداخت کنیم پرونده مختومه خواهد شد و مجید آزاد می شود.



و این همان نگرانی است که آمنه بهرامی دارد و به "روز" می گوید: اگر روزی مجید آزاد شود من برای همیشه ایران را ترک خواهم کرد چوم هیچ گونه احساس امنیت و آرامش ندارم.به دادستان هم گفته ام هر موقع خواستند او را آزاد کنند از قبل بگویند که بروم.







سرنوشت آمنه بهرامی



خانم بهرامی ممکن است بگویید وضعیت پرونده به چه شکلی است؟ دیه تعیین شده چقدر است و...



من فقط از چشم های این آدم گذشته ام ولی دیه ام را میخواهم. دادگاه که رفتیم گفتند دیه شما، نصف دیه یک مرد است. گفتم من 200 میلیون میخواهم که دیه من است اما گفتند دیه شما نصف دیه مرد یعنی صد میلیون است و قانون اسلام است و... گفتم قبول ندارم خدا زن و مرد را برابر آفریده و در قرآن هم زن و مرد را کنار هم قرار داده و می گوید "المومن و المومنات". گفتند قانون ایران است. گفتم قبول ندارم گفتند برو مجلس و انجا بگو. من هم زنگ زدم به مجلس و گفتم شنیده ام میخواهید قانونی برای اسید پاشان تصویب کنید، قبل از تصویب آن من میخواهم بیایم مجلس و صحبت کنم. گفتند خبر میدهیم. من هم منتظرم که خبر بدهند.من نمی پذیرم که ارزش من، نصف ارزش یک مرد است. من یک بشرم و حق خود را به عنوان یک بشر و یک انسان میخواهم. چطور ارزش من از فردی که جنایت کرده وبهصورت من اسید پاشیده کمتر و نصف اوست؟ من دیه کامل یک انسان را میخواهم چون یک انسان هستم.







شما در حالی از قصاص گذشت کردید که بر آن اصرار داشتید. در مصاحبه قبلی با "روز" هم گفته بودید که اگر نهادهای حقوق بشری، دو میلیون یورو به شما ندهند حکم را اجرا خواهید کرد. چطور شد گذشت کردید؟



سعدی می گوید "نام نیکی گربماند زآدمی، به که از او بماند سرای زرنگار". من همان موقع گذشت هم توضیح دادم که به خاطر شخص موحدی نگذشته ام. گفتم سوتفاهم نشود من به خاطر تو نگذشته ام به خاطر خدا، جامعه و دو پزشکی که همیشه یاور من بودند و خودم و خانواده ام گذشتم. اما حکم را به ثبت رساندم و به کسی هم نگفتم که قصد گذشت دارم جز ان دو پزشک. فکر میکردم اگر بفهمند در نهایت می بخشم حکم را ثبت نخواهند کرد. حتی خانواده ام هم نمیدانستند که گذشت خواهم کرد اما در اصل میخواستم حکم ثبت شود تا دیگر کسی جرات نکند برود و روی کسی اسید بپاشد و بداند که حکم او قصاص خواهد بود نه اعدام که زود راحت شود یا زندان. باید آماده قصاص باشد. خواستم بگویم اگر امروز آمنه گذشت اما این حکم ها هست و فردا روزی شاید کس دیگری نگذرد و اجرا کند.



اما وقتی دو میلیون یورو را مطرح کردم تنها میخواستم چهره زشت حقوق بشر و مدعیان حقوق بشر را نشان بدهم همه فکر کردند من دنبال پول هستم اما من میخواستم به همه بگویم دوسال بعد از اینکه به صورت من اسید ریختند، من برای این نهادهای حقوق بشری نامه نوشتم، درخواست کمک کردم و گفتم که کمک کنید به زندگی بازگردم اما جواب دادند ما روی گنج ننشسته ایم. ولی وقتی بعد ها حکم قصاص را گفتم همه آمدند که گذشت کن، باید ببخشی و گفتند این هم انسان است و نباید کور شود و... گفتم مگر من انسان نبودم و نیستم ؟ مگر من حق و حقوقی نداشتم و ندارم؟ دو میلیون یورو بدهید بگذرم. خواستم به مردم بگویم حقوق بشری وجود ندارد این همه بودجه و... می گیرند و همه چیز سیاسی است. بشر خود ما هستیم. من و شما و باید خودمان عادلانه رفتار کنیم و انتظاری از اینها نیست.







گفتید خانواده تان خبر نداشتند از قصاص خواهید گذشت. برادر شما قرار بود اسید را بر چشمان اقای موحدی بریزد آیا ایشان هم خبر نداشت؟



نه خبر نداشت؛ پدر و مادرم و حتی عمویم حاضر نشدند اما برادرم گفت می ریزد. ما 7 سال رنج کشیده ایم و برادرم این رنج ها را با تمام وجود لمس کرده بود. حتی در اتاق قبل از بخشش مجید همین جور به من فحاشی میکرد. می گفت تو ترشیده بدبختی هستی که کسی حاضر نیست با تو باشد. می گفت تو زمان دانشگاه هم ترشیده بودی و کسی به تو محل نمی گذاشت و من برای تو دلم سوخت میخواستم تو را بگیرم و.... برادرم اینها را می شنید و خیلی عصبانی شده بود من اما سعی میکردم عصبانی نشوم برای من شخص موحدی مهم نبود. برادرم قطره را دستش گرفت و گفت شروع کند. گفتم فرهاد نریز. گفت می ریزم که دادستان را صدا کردم و گفتم گذشتم ازش....







اکنون اگر آقای موحدی دیه را پرداخت کنند آزاد خواهند شد؟



بله احتمال دارد آزاد شود البته من فکر نمیکنم چنین پولی داشته باشد که بدهد. دنبال راهی بودم که در زندان بماند چون ادم نرمالی نیست. حتی وقتی شنید ما دیه میخواهم شروع به فحاشی کرد که پدرش توی گوش او زد. امیدوارم دولت فکری برای این مسائل بکند که انسان های غیر نرمال به راحتی وارد جامعه نشوند چون برای جامعه خطر دارند.



و اگر آزاد شود؟ به هر حال قصاص منتفی شده و او اگر دیه را بدهد به گفته پدرش، پرونده مختومه خواهد شد.



اگر بخواهند آزاد کنند من نمی توانم ارام بنشینم. به دادستان هم گفته ام هر موقع خواستید آزادش کنید قبل از آزادی او، به من بگویید ایران را ترک کنم. اگر او آزاد شود من هیچ گونه امنیت و ارامشی نخواهم داشت و ناچار خواهم شد ایران را برای همیشه ترک کنم و هرگز برنگردم. خاک ایران را می بوسم و برای همیشه می روم.







خانم بهرامی، گذشت شما از قصاص واکنش های زیادی ایجاد کرده. مردم بسیاری از بزرگواری شما سخن گفتند و آقای خاتمی پیامی خطاب به شما منتشر کرد و... پاسخی دارید برای این پیام ها؟



من از مردمفقط میخواهم مرا تنها نگذارند. خواهش میکنم نه فقط من را بلکه امثال مرا تنها نگذارند ما به کمک و روحیه نیاز داریم، به پول نیاز داریم که بتوانیم به زندگی بازگردیم. من 7 سال تمام تنها بودم، دیگر مرا تنها نگذارید. پیام آقای خاتمی را هم نشنیده بودم اما لطفا از طرف من به ایشان سلام برسانید و بگویید پیامش مرا بسیار خوشحال کرد که هنوز به یاد من است. به آقای خاتمی بگویید آمنه گفت که "وعده ای که شما به من داده بودید بعد از پایان ریاست جمهوری شما، به فراموشی سپرده شد. شما به من قول داده بودید که رئیس جمهور ایران، همیشه پشت من خواهد بود اما بعد از شما به فراموشی سپرده شد و رئیس جمهوری سراغ از من نگرفت". امروز آقای احمدی نژاد دکتری فرستاده و گفته من در ایران مجانی توسط این دکتر جراحی شوم اما گفتم من دکترم را تغییر نمیدهم و دکترهای بسیار خوبی دارم من نیاز به دکتر شما ندارم بلکه نیاز به کمک، همراهی و پول دارم.







سرنوشت دیه آمنه در دادگاه مشخص می شود



فرهاد بهرامی، برادر آمنه که قرار بود اسید را بر چشم های مجید موحدی بریزد به "روز" می گوید در درون خود مطمئن بوده آمنه گذشت خواهد کرد. از او می پرسم پدر، مادر و عموی شما حاضر به انجام چنین کاری نبودند شما چطور پذیرفتید؟ می گوید: من 7 سال درد و رنج آمنه را دیدم، هنوز هم این درد و رنج ها تمامی ندارد. وقتی پدر و مادر و عمویم نپذیرفتند گفتم من می ریزم اما درونم یک حسی بود؛ حسی مطمئن که به من می گفت آمنه گذشت خواهد کرد. با اینکه تمام این مدت جرات نکردم و هرگز درباره گذشت با آمنه حرف نزدم اما من خواهرم را می شناسم و میدانستم آزارش به یک مورچه هم نمی رسد. مطمئن بودم می گذرد. وقتی آمپول دستم بود و گفت که بخشیده خیلی خوشحال شدم. من در شناخت خواهرم اشتباه نکرده بود.



فرهاد، گوشی تلفن را به پدرش می دهد و پدر آمنه بهرامی می گوید که سرنوشت دیه آمنه به جلسه آتی دادگاه بستگی دارد.



آقای بهرامی توضیح میدهد: آمنه برای درمان نیاز به پول دارد و چیز زیادی نمی خواهد؛ او فقط دیه اش را میخواهد. دادگاه علاوه بر چشم ها، آسیب های وارده بر صورت و بدن آمنه را براورد کرده ؛ 200 میلیون دیه می شود اما در دادگاه مجید گفت که قصاص زن، نصف مرد است و براورد روز میکرد و می گفت که تنها 22 میلیون و 500 می شود که قاضی گفت اگر آمنه از تو پولی بیشتر میخواست می توانست بخشش از قصاص را مشروط کند و بگوید فلان قدر پول بدهید بگذرم اما او گذشت کرد و چیزی نخواست و شرطی نگذاشت. الان هم چیز زیادی نمیخواهد که اینقدر حساب و کتاب میکنی. اما خب قاضی هم می گفت قانون می گوید نصف و نصف اش می شود 100 میلیون. با این حال قرار شد جلسه دادگاه بعدی، شرایط دیه را تعیین کند.



از آقای بهرامی درباره گذشت دخترش از قصاص می پرسم ؛ می گوید: ما قبل از این مساله با امنه حرف زده و گفته بودیم که در عفو لذتی است که در انتقام نیست؛ اما او گفت باید فکر کند و دیگر چیزی به ما نگفت. برای اجرای حکم که رفتیم باز به امنه گفتیم بهتر است ببخشی چون مساله اعدام نیست که بگوییم طرف می میرد و راحت می شود تو خود نابینا زندگی میکنی و میدانی چه زجری است و این رنج را حتی برای قاتلت هم نپسند. آمنه حرفی نزد و باز گفت فکر میکنم. اما ما میدانستیم امنه اهل گذشت است او میخواست تایید حکم را بگیرد تا عبرتی برای دیگران باشد. او گذشت کرد. شما نمی توانید بفهمید 7 سال چه بر خانواده ما گذشته.







قالیباف خیابانی به نام "ایثار آمنه" کند



پدر مجید موحدی اما میگوید در تلاش است دیه آمنه را تهیه کند و به "روز" می گوید هرگز فکر نمیکرده آمنه، از قصاص گذشت کند و از این مساله شوکه است.







آقای موحدی آمنه گذشت کرد. شما و خانواده تان هرگز فکر میکردید آمنه با همه مسائلی که پیش آمد از قصاص چشمان فرزندتان بگذرد؟



من هرگز فکر نمی کردم. می گفتم حتما قصاص خواهد کرد.حق را هم به آمنه خانم میدادم چون پسر من واقعا کار وحشتناکی کرده بود. اما وقتی گذشت کرد شوکه شدم وقتی گفت بخشیده یک لحظه واقعا نفسم در سینه حبس شد و فکر کردم قلبم ایستاده. این خانم لطف بزرگی در حق ما کرد که هیچ گونه نمی توانیم پاسخ دهیم. من از آقای قالیباف، شهردار تهران می خواهم میدان یا خیابانی را به نام "ایثار آمنه" نامگذاری کنند چون او واقعا ایثار کرد و تولد دوباره ای به بچه ما بخشید. من واقعا درخواست رسمی از آقای قالیباف خواهم کرد و پی گیری می کنم. میدانم هرگز نخواهم توانست جبران کنم و زبانم قاصر است از گفتن بزرگی کار این خانم که کاری زینبی کرد. روز یکشنبه هم در دادگاه ایشان را دیدم وبه پایش افتادم و تشکر کردم و به او گفتم که زبان من قاصر است چه بگویم که در اوج قدرت یعنی لحظه ای که می توانستی قصاص کنی گذشت کردی. من میدانم آمنه خانم چه زجری کشیده؛ به خدا میدانم. از روز اول هم گفتم این حکم، حق شماست و پسر من جنایت کرده.







آقای موحدی گفتید روز یکشنبه دادگاه بودید. دادگاه برای چه بود؟



دادگاه برای تعیین دیه بود. آمنه خانم می گفت 200 میلیون می شود دیه اش و بحث بر سر تفاوت دیه زن و مرد بود. مجید می گفت چشم های مرا بخشیده اند و طبق دادنامه دیه اینقدر نمی شود قاضی هم گفت که با هیچ پولی قابل جبران نیست اما قانون می گوید نصف دیه یک مرد به زن تعلق می گیرد.باور کنید من اگر 200 میلیارد هم داشتم میدادم باز هم کم بود برای آمنه؛ اما چه کنم که دست من هم تنگ است من یک بازنشسته ام. ولی یک خانه تنها دارم که گفتم نصفش را به امنه میدهم و نصف دیگرش را برای دخترانم. من هم بچه هایی دارم که باید به انها برسم. مجید می گفت خطاکار اوست.می گفت من خطاکارم و ارزش فداکاری شما را ندارم ندهید و بگذارید من در زندان بمانم که من زدم توی گوشش و گفتم این خانم دنیا را به تو بازگردانده. به هر حال در نهایت گفتند اگر من دیه را به حساب دادگستری واریز کنم پرونده مختومه خواهد شد.







مختومه شدن پرونده به معنی آزادی مجید است؟



بله







آقای موحدی برای شما به عنوان یک پدر دردناک است این سئوال اما ناچارم بپرسم که اگر مجید ازاد شود جامعه مشکلی پیدا نخواهد کرد؟



مجید آدم غیر نرمالی نیست باور کنید قبل از زندان، فوق دیپلم داشت و توی زندان لیسانس اش را گرفت. الان در زندان حافظ قرآن است و اگر 6 ماه دیگر زندان بماند کل قرآن را حفظ می شود. شما می توانید از همه مسئولان زندان بپرسید که در این 7 سال شرایط عقلانی مجید چطور بوده. اما من نمیدانم چرا هر بار که امنه خانم را می بیند به شدت به هم می ریزد و کنترلش را از دست میدهد. تا قبل از دیدن امنه خانم ابراز پشیمانی و شرمندگی میکند، اما او را که می بیند کنترلش را از دست میدهد. روز دادگاه هم حالش اصلا خوب نبود حتی ناچار شده بودند به او اب قند بدهند. حتی من و مادرش را نمی شناخت و از ما سراغ مادر و پدرش را می گرفت که خب نتیجه فشارهای عصبی قبل از اجرای حکم بود. یعنی او را از شب قبل به قرنطینه برده بودند و تا صبح در انتظار اجرای حکم بود. روز اجرای حکم همسرم ها را اماده کرده بودند، همه چیز آماده بود، قطره ها در دست برادر آمنه خانم بود و او فکر میکرد همان لحظه کور می شود که امنه خانم بخشید. در اصل الان هم از بخشش آمنه خانم شوکه است هم از اتفاقاتی که افتاده. او به هر حال در حال اجرای حکم، مورد بخشش قرار گرفت و ضربه روحی بدی خورد.







و شما با اوصافی که گفتید چگونه میخواهید مبلغ دیه خانم بهرامی را تامین کنید؟



برخی آدم های خیر گفته بودند که قطعی که شد کمک میکنیم این دو روزه سراغ همه رفتم اما راست است که می گویند کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من. هر جور شده باید جور کنم.این دیه حق آمنه خانم است که به ما زندگی و امید داد و من تا آخر عمرم مدیونش هستم و برایش دعا میکنم تا روزی که زنده هستم. شما نمیدانید من 4 بچه را با چه بدبختی بزرگ کردم 4 بچه دانشگاهی را با رانندگی تامین میکردم خودم بازنشسته تامین اجتماعی هستم اما باز کار میکردم که سر بلند باشند در زندگی و دانشگاه را تمام کنند؛ نمیدانستم چه پیش روی ماست و....

مملکت را آب برد

مملکت را آب برد

بازار سنتی عراق و افغانستان از دست رفت

بازار سنتی عراق و افغانستان از دست رفت


سقوط 40 در صدی

صادرات پوشاک و فرش ماشینی







صادرات پوشاک و نساجی تولید ایران در سه ماه نخست سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته 40 درصد کاهش یافت.



کاهش صادرات کالاهای تولیدی ایران به کشورهای همسایه، از جمله عراق و افغانستان که بصورت تاریخی بازار نساجی ایران بوده، تاثیر منفی خود را در آمار سه ماهه صادرات نساجی و پوشاک نشان داده است.



واردات بی‌رویه و همچنین ورود پوشاک قاچاق از کشورهای چین و ترکیه نیز به فروش داخلی این تولیدی لطمه زده است. درعین حال که افزایش هزینه‌های ناشی از طرح هدفمندی یارانه‌ها امکان رقابت را از بین برده است.



دبیر اتحادیه تولید و صادرات نساجی، پوشاک و چرم که اطلاعات بالا را دراختیار خبرگزاری "ایسنا" قرار داده بود؛ اضافه کرد: وضع فرش ماشینی هم سرنوشتی مشابه نساجی و پوشاک پیدا کرده است. ارزش صادرات فرش ماشینی در سه ماه نخست سال 38 درصد در مقایسه با مدت مشابه در سال گذشته پائین آمده است.







تشکیل اجلاس فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل

تشکیل اجلاس فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل


بیداری دیر هنگام "اسد"

سوریه را به کام گرداب کشید







رویدادهای سه روز گذشته سوریه، یکبار دیگر نشان داد که این کشور به سمت جنگ داخلی، تجزیه و دخالت خارجی پیش می رود. درحالیکه بشار اسد بی وقفه از اعتقاد خود به اصلاحات سخن می گوید و حتی گام هائی در این جهت برداشته، اما از دو سو، این گام ها با ناکامی روبرو می شود. از یکسو تظاهراتی که برخی خبرگزاری ها موتور آن را سلفی ها و القاعده می دانند و از سوی دیگر ژنرال های ارتش سوریه که یا می خواهند گره را با دندان باز کنند و یا در پی برقراری یک حکومت نظامی در سوریه اند. حکومتی که ماهیت آن قابل پیش بینی نیست و ای بسا همان مسیری را طی کند که انورسادات در مصر طی کرد. یعنی گرفتن برخی امتیازها – از جمله پس گرفتن بلندی های جولان از اسرائیل- و سپس همسو شدن با اسرائیل. یعنی همان مسیری که مصر در زمان سادات و سپس مبارک رفت. سادات نیز با پس گرفتن صحرای سینا از اسرائیل نخست به یک قهرمان ملی تبدیل شد، اما همه برگ های بازی از پیش تدارک دیده شده و زیر میزی رد و بدل شده بود. صحرای سینا به مصر بازگردانده شد و در عوض مصر به متحد اسرائیل تبدیل شد!



قدرت گیری القاعده و سلفی ها در سوریه نیز می تواند روی دیگر این طرح، یعنی حکومت نظامی ها در سوریه شود. یعنی روی کار آمدن حکومتی ارتجاعی و ضد شیعه که بزرگترین نفوذ را عربستان بر آن خواهدداشت و بر قدرت ترکیه در منطقه نیز خواهد افزود. دراینصورت نیز، حزب الله لبنان بزرگترین بازنده همسایه و جمهوری اسلامی بزرگترین بازنده منطقه خواهد بود.



اگر تصویر آینده را اینگونه ببینیم، آنگاه بیشتر می توان نتایج مخرب آن توصیه ها و دخالت های بیت رهبری و فرماندهان سپاه و همچنین حزب الله لبنان در رویدادهای سوریه را ارزیابی کرد. توصیه ها و دخالت هائی که نزدیک به 1600 قربانی از میان مردم و بالای 300 کشته از میان نظامی های سوریه تاکنون باقی گذاشته است و عملا گرهی را که می شد در همان ابتدا حرکت های اعتراضی با سر انگشت باز کرد، حالا با دندان هم نمی شود باز کرد.



نشانه هائی وجود دارد که زیر پای بشار اسد پوست خربزه گذاشته شد و حالا، هر اندازه که تلاش می کند پرچمدار اصلاحات شود و خطرخارجی و ضرورت وحدت ملی برای مردم توضیح دهد، بی نتیجه می ماند.



در این شرایط است که خبرگزاری ها از تلفات نزدیک به 200 نفر در جریان سرکوب نظامی مردم در چند شهر سوریه در روز یکشنبه گذشته دادند و متعاقب آن نماینده آلمان در شورای امنیت سازمان ملل خواهان جلسه فوق العاده این شورای برای رسیدگی به وقایع سوریه و بویژه کشتار اخیر شد. اوباما "بشار اسد" را ناتوان در پاسخگوئی به خواست های اصلاحی مردم اعلام کرد و وزارت خارجه روسیه، نگران از آنچه در پیش است، با صدور بیانیه ای مخالفان و دولت سوریه را دعوت به خویشتن داری، رعایت حقوق انسانی و پرهیز از خشونت کرد.



توصیه هائی که اعتبار اجرائی ندارد، اما نشان دهنده نگرانی روسیه از تشکیل اجلاس شورای امنیت و موقعیت خود هنگام گرفتن رای به قطعنامه ای علیه دولت سوریه است. قطعنامه ای که می تواند مقدمه ای برای گام های بعدی برای دخالت های مستقیم تر در امور سوریه شود.





Monday, August 1, 2011

چه کسانی در قتل دانشمندان هسته ای نقش دارند

درحالی که حیدر مصلحی اعلام کرده دستگاه اطلاعاتی کشور هنوز درباره دست داشتن سرویس های اطلاعاتی وامنیتی کشورهای دیگر در ماجرای قتل داریوش رضایی نژاد به نتیجه قطعی نرسیده، وزیر دفاع ضمن اعلام "افزایش اقدامات حفاظتی" برای "تامین امنیت دانشگاهیان" ابراز امیدواری کرده است که "تروریست های موساد و دیگر دستگاه های اطلاعاتی خارجی" مرتبط با این پرونده بزودی شناسایی شوند.





سرتیپ پاسدار احمد وحیدی با بیان اینکه "اقدامات حفاظتي براي تأمين امنيت دانشگاهيان كشور توسعه مي‌يابد" گفته است:"مسئولان امنيتي كشور مطمئنا تلاش‌هاي خود را براي امنيت دانشمندان و دانشگاهيان كشور توسعه خواهند داد و اميدواريم هر چه زودتر تروريست‌هاي وابسته به موساد و يا ديگر دستگاه‌هاي اطلاعاتي خارجي شناسايي و مورد برخورد قرار گيرند."



وی در عین حال درباره اقداماتی که تاکنون برای حفاظت از دانشمندان ایرانی صورت گرفته است نیزگفته:" دوستان ما در مسئوليت‌هاي حفاظتي به اين موضوع توجه دارند اما حجم بالاي دانشمندان و نخبگان كشورمان به گونه‌اي است كه براي تك‌تك آنان حفاظت فيزيكي خاص شايد نتوان گذاشت، البته دشمن با در بسته مواجه شده و در واقع به سنگ مي‌كوبد كه دانشمندان و دانشجويان كشورمان را از ما مي‌گيرد."



البته وزیر دفاع و از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران هم مانند مقامات دیگر بر "دانشجو" بودن داریوش رضایی نژاد تاکید و اضافه کرده:" دشمنان تاكنون ترور اساتيد دانشگاه‌هاي كشورمان را دنبال مي‌كردند امام امروز ترورهاي خود را به حوزه دانشجويان كشورمان رسانده‌اند و اين اقدامات نشان مي‌دهد كه آنان با يك ملت مواجهند. طبيعتاً دشمن تلاش دارد در كشور ايجاد رعب و وحشت كند و از دسترسي به پيشرفت‌هاي علمي در ايران اسلامي مانع شود."



اتهام دست داشتن اسراییل و آمریکا در ترور داریوش رضایی نژاد درشرایطی از سوی مقامات جموری اسلامی مطرح می شود که هفته گذشته ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در اظهاراتی دست داشتن در ترور این چهره دانشگاهی ایرانی را تکذیب کرده بود. مقامات اسراییلی اما تاکنون نسبت به این مساله واکنشی نشان نداده اند.



اعلام افزایش اقدامات حفاظتی برای تامین امنیت دانشگاهیان کشور و گرفتن انگشت اتهام به سوی کشورهای غربی و اسراییل در حالی است که ماه گذشته نیز محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران از "راه اندازی موج جدید ترورها توسط دشمنان انقلاب" خبرداده بود.



فرمانده کل سپاه به خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی همچنین گفته بود: "هم اکنون در مقطعی هستیم که احساس می شود دشمنان ما در برنامه هایی که از قبل تعیین کرده بودند به شکست رسیده اند و در این مقطع طبیعی است که این اقدامات ترور فیزیکی و ناامنی را توسعه دهند.البته اطلاعات و شواهدی هم از این حرکت های اخیرا بدستمان رسیده است که راه آن هوشیاری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و همه مسئولان بخش های مختلف است."



محمدعلی جعفر همچنین در این اظهاراتش با اعلام اینکه "مسئولیت حفاظت از دانشمندان هسته ای کشور از سال 1389 را سپاه بر عهده گرفته است" افزوده بود: "با این حال در این زمینه هوشیاری بیشتر، آماده باش و توجه خاص به موارد مشکوک مورد نظر است."







به سرنخ رسیدیم



اظهارات وزیر دفاع در شرایطی بیان می شود که حیدر مصلحی وزیر اطلاعات روز پنجشنبه هفته گذشته اعلام کرده بود که " پرونده آقاي رضايي نژاد در دست پيگيري است و سرنخ‌هايي نيز به دست آمده است اما هنوز به اينكه سرويس‌هاي اطلاعاتي پشت اين حركت هستند، نرسيده‌ايم."



وی همچنین با اشاره به ماجرای قتل مجید شهریاری، از دیگر افراد و چهره های دانشگاهی مرتبط با برنامه هسته ای کشور که آذرماه سال 1389 براثر انفجار بمب جاگذاری شده بر خودروی شخصی اش کشته شد نیز گفت: "در اين رابطه خبرهاي خوبي را اعلام خواهيم كرد."



گفته های متناقض دو وزیر دولت محمود احمدی نژاد درباره عوامل دخیل در کشته شدن داریوش رضایی نژاد در شرایطی است که درباره رشته ، درجه تحصیلی و ارتباط وی با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی نیز گزارش های متضاد و متناقضی منتشر شده است.



داریوش رضایی نژاد عصر روز شنبه 1 مردادماه مقابل در منزل خود در تهران توسط دو فرد موتور سوار مسلح به ضرب گلوله به قتل رسید و همسرش نیز که گفته می شود از همکاران وی بود مجروح شد.



طی دوسال گذشته چند تن از چهره های دانشگاهی کشور که اخبار متناقضی درباره همکاری آنها با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی منتشر شده به قتل رسیده اند. از جمله مسعود علی محمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران در 22 دی ماه 1388بر اثر انفجار بمب کشته شد. مجید شهریاری از اساتید دانشگاه شهید بهشتی تهران نیز در 8 آذر 1389 به صورتی مشابه بر اثر انفجار بمب کشته شد. فریدون عباسی رییس کنونی سازمان انرژی اتمی کشور نیز همزمان با ترور مجید شهریاری مورد تهاجمی مشابه قرار گرفت که البته تنها به جراحت وی منجر شد. او از اعضای سپاه پاسداران و از اساتید فیزیک دانشگاه امام حسین، وابسته به این نهاد نظامی است.



ماجرای قتل و مرگ چهره های دانشگاهی کشور که مرتبط با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی بوده اند تنها به همین چند مورد خلاصه نمی شود. پیش از این در بهمن ماه سال 1385 نیز با مدتی تاخیر اعلام شد اردشیر حسین پور، یکی از دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی و از محققان دانشگاه مالک اشتر (وابسته به وزارت دفاع و نیروهای مسلح) نیز بر اثر "گازگرفتگی" در منزل خود در شیراز فوت کرده است.







انتشار مشخصات دانشمندان هسته ای



قتل یا ترور دانشمندان مرتبط با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی در شرایطی طی سال گذشته افزایش یافته که ستاد ویژه توسعه فن‌آوری نانو ریاست‌جمهوری، بانک اطلاعاتی 15هزار و 268 دانشمند، پژوهشگر،‌ استاد، دانشجو و مخترع حوزه فن‌آوری نانو،‌ فیزیک هسته‌ای و شیمی کشور را شامل مشخصات و نشانی محل خدمت و سکونت روی پایگاه اینترنتی این ستاد منتشر کرد که مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت.



این ستاد در مقدمه گزارش بانک اطلاعاتی خود نوشته بود: "بانک اطلاعاتی، افراد فعال، جزئیات فعالیت‌ها و دستاوردهای متخصصان داخلی را در کنار همدیگر جمع آوری می‌کند تا با ارائه مستندات موجود، به نوعی افراد فعال داخلی را معرفی کند. برخی از اطلاعات قابل دریافت درباره افراد موجود در این بانک عبارتند از: نام و نام خانوادگی، پست الکترونیک، زمینه تحقیقاتی، رشته تحصیلی، شغل، محل اشتغال، تصویر چهره، مقالات، پایان نامه‌های دانشجویی، کتب منتشره، نحوه تماس."



روزنامه تهران امروز با انتقاد از این مساله در 22 آذرماه 1389، یکماه پس از ترور مجید شهریاری و فریدون عباسی دراین باره نوشت: "اکثر قریب به اتفاق افرادی که مشخصات آنها در این بانک اطلاعاتی قابل دسترسی است در بخش‌های مختلف مربوط به فن‌آوری هسته‌ای و نانو کشور مشغول فعالیت هستند و جالب اینکه سمت و محل اشتغال و نشانی و تلفن و ایمیل تمامی آنان در این بانک اطلاعاتی قابل بهره‌برداری برای دشمنان کشور است که از جمله آنان می‌توان به 9 تن از استادان و دانشجویان فیزیک، نانو و شیمی دانشگاه امام حسین(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره کرد."



البته پس از افزایش انتقادات از انتشار عمومی این بانک اطلاعاتی، مسئولان این ستاد توسعه فن‌آوری نانو ریاست‌جمهوری متن مشخصات و اسامی دانشمندان همکار در پروژه های هسته ای جمهوری اسلامی را حذف کردند اما همچنان تصاویری از این آمار و اطلاعات در اینترنت موجود است. (تصویر)

در محکومیت ترور شخصیت احمد باطبی

جمعی از روزنامه نگاران، مدافعان حقوق بشر، فعالان دانشجویی و سیاسی با انتشار نامه ای حملات به احمد باطبی، چهره سرشناس جنبش دانشجویی را محکوم کردند.در این نامه با تاکید بر اینکه "احمد باطبی بهترین سال های عمر و جوانی اش را در پای ایستادگی بر روی آرمان های جنبش دانشجویی ومبارزه بر علیه استبداد دینی وقف نمود" آمده است: البته اینگونه اقدامات ایذایی جدید نیست و یکی از حربه های اصلی حاکمیت برای از میدان به در کردن مخالفان است.




متن این نامه و اسامی امضا کنندگان در پی می آید.



در روزهای اخیر شاهد شدت گرفتن حملات تخریبی علیه احمد باطبی فعال شناخته شده دانشجویی و زندانی سیاسی سابق هستیم.



بی تردید این حملات اگرچه شخص وی را نشانه گرفته است اما اهدافی فراتر را دنبال می کند. مروری بر مواضع وزیر اطلاعات و فعالیت های پیدا و پنهان نیروهای امنیتی آشکار می سازد که پروژه جدیدی برای ترور شخصیت فعالان دانشجویی و سیاسی خارج از کشور کلید خورده است تا با طرح اتهامات واهی وجهه مخالفان سیاسی مخدوش گردد.



البته اینگونه اقدامات ایذایی جدید نیست و یکی از حربه های اصلی حاکمیت برای از میدان به در کردن مخالفان است تا با فراغت خاطر به چپاول منابع عمومی و برخورداری از موهبت تملک انحصاری قدرت بپردازد. البته آگاهی افکار عمومی و بصیرت اپوزیسیون می تواند این حربه را خنثی سازد.



در این میان گزافه گویی های حیدر مصلحی وزیر اطلاعات و بلوف زنی های وی در خصوص نفوذ در اپوزیسیون زمینه ای شده است تا اتهام بی اساس "ارتباط سازمان یافته" و "همکاری اطلاعاتی" با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی به احمد باطبی نسبت داده شود.



ما به عنوان کسانی که شاهد فعالیت های این کوشنده سابق جنبش دانشجویی و روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر فعلی بوده ایم، اینگونه اقدامات موهن و غیراخلاقی را محکوم می کنیم. احمد باطبی بهترین سال های عمر و جوانی اش را در پای ایستادگی بر روی آرمان های جنبش دانشجویی ومبارزه بر علیه استبداد دینی وقف نمود.



بسی مایه تاسف است فردی که سال ها در زندان های مخوف جمهوری اسلامی بوده و شکنجه های طاقت فرسایی را تحمل نموده است و هنوز از عوارض سنگین روحی و جسمی آنها رنج می برد و در وجودش آثار باقی مانده زخم های سیستم امنیتی و عمله استبداد دینی دیده می شود، به ادعاهای واهی "همکاری مستمر با مامورین وزارت اطلاعات" و "لو دادن مبارزان" منتسب گردد.



البته ما دراین نامه، در مقام داوری پیرامون مواضع نظری، کارنامه عملکرد و مسائل مربوط به حوزه خصوصی وی نیستیم بلکه اتهام ناجوانمردانه "نفوذی وزارت اطلاعات" و برخوردهای غیراخلاقی جهت تخریب شخصیت او را قاطعانه محکوم می کنیم.



به باور ما، شایسته است نیروهای دموکراسی خواه و بویژه فعالان دانشجویی با هوشیاری مراقب این اقدامات توطئه آمیز باشند که هدف تخطئه جنبش دانشجویی ایران و تضعیف کارزار برای دموکراسی و حقوق بشر را دنبال می کند.







عنوان نام خانوادگی نام ردیف



فعال حقوق بشر احمدی رامین 1



روزنامه نگار وفعال دانشجویی سابق اردشیر زارع زاده حسن 2



فعال سابق دانشجویی ازرحیمی آرنوش 3



فعال دانشجویی اصلاحچی مرتضی 4



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی افشاری علی 5



هنرمند اقبالی داریوش 6



فعال سیاسی اکبرزاده پژمان 7



فعال سیاسی و استاد دانشگاه اکبری حمید 8



فعال زنان اکرمی سارا 9



عکاس روزنامه نگار امانی کیان 10



فعال سیاسی امینی مهدی 11



فعال حقوق کودک ایرانی بهاره 12



فعال زنان باور شهلا 13



فعال حقوق بشر بداغی احسان 14



فعال سیاسی و استاد دانشگاه برقعی محمد 15



فعال حقوق بشر برومند لادن 16



فعال حقوق بشر پرهیزی سهیل 17



فعال زنان و فعال سابق دانشجویی پور آقایی سپیده 18



فعال سیاسی پور واحدی علی 19



فعال سیاسی پورزند بنفشه 20



مدافع حقوق بشر پورزند لیلی 21



فعال دانشجویی تهرانی حامد 22



نویسنده و شاعر ثانی خسرو 23



روزنامه نگار جامی مهدی 24



مدافع حقوق بشر و فعال سابق دانشجویی جهاندار پویا 25



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی حبیبی سعید 26



فعال سیاسی و پژوهشگر حریری مهرداد 27



فعال سابق دانشجویی حسن پور ستاره 28



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی حقیقت جو فاطمه 29



فعال دانشجویی حکیم زاده عباس 30



فعال سیاسی خرسندی عباس 31



فعال زنان و روزنامه نگار داوودی مهاجر فریبا 32



فعال سیاسی و دیپلمات سابق درویش محمد حسین 33



نویسنده و شاعر دلیری محسن 34



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی رشیدی امیر 35



روزنامه نگار رضایی شیده 36



روزنامه نگار روزبه اردوان 37



فعال سابق دانشجویی ریاحی امین 38



فعال سیاسی سازگارا محسن 39



فعال دانشجویی ساعدی علی 40



هنرمند سبحانی آرش 41



روزنامه نگار سنجری کیانوش 42



فعال حقوق بشر سهرابی سارا 43



فعال سیاسی سیاووشی رضا 44



فعال دانشجویی سیما سلمان 45



فعال سیاسی شاه حسینی رضا 46



فعال سیاسی شکرابی اردلان 47



فعال زنان صبری بانو 48



روزنامه نگار وفعال سابق دانشجویی صحتی کوروش 49



روزنامه نگار صدر بنیامین 50



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی صفری پرویز 51



روزنامه نگار صف سری بیژن 52



فعال سابق دانشجویی صفوی سیاوش 53



فعال دانشجویی طبرزدی علی 54



فعال دانشجویی طبرزدی حسین 55



فعال دانشجویی عباس زادگان بابک 56



فعال زنان عباسقلیزاده محبوبه 57



فعال سیاسی عباسی غلام 58



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی عطری اکبر 59



هنرمند عمویی کیوان 60



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی علیپور مزدک 61



فعال سیاسی فرجی منصور 62



فعال سیاسی فروزان کیوان 63



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی فریدی ناصح 64



فعال سیاسی فولادی فیروزه 65



فعال سیاسی قاسمی امیر 66



فعال سابق دانشجویی قاضی نوری نائینی سید رضا 67



فعال سیاسی کاویانی کیان 68



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی کحال زاده هادی 69



فعال سیاسی کرد امین 70



فعال سابق دانشجویی کیانی علیرضا 71



فعال سیاسی و پژوهشگر گنجبخش امیر حسین 72



فعال حقوق بشر و فعال سابق دانشجویی گودرزی کوهیار 73



فعال سابق دانشجویی ماجدی مهرداد 74



فعال سیاسی ماسالی حسن 75



فعال سابق دانشجویی مبین رضا 76



فعال زنان محمودی ستاره 77



فعال دانشجویی محمودیان پویان 78



فعال سیاسی و فعال سابق دانشجویی مدادی احمد 79



روزنامه نگار مطمئن فر آویده 80



فعال دانشجویی معماریان امیر 81



مدافع حقوق بشر منفرد اشکان 82



فعال دانشجویی مهرانی بهزاد 83



روزنامه نگار موسوی سید داوود 84



فعال دانشجویی موسوی علیرضا 85



روزنامه نگار وفعال سابق دانشجویی میر دامادی سراج الدین 86



روزنامه نگار نجدی یوحنا 87



هنرمند نجفی شاهین 88



فعال سیاسی نجفی کاظم 89



فعال زنان نشاط پری 90



فعال هویت طلب کرد نصری صباح 91



استاد دانشگاه و فعال سابق دانشجویی نظامی نرج آباد بورگان 92



فعال سابق دانشجویی نظری علی 93



فعال سیاسی نوجو شیوا 94



فعال سیاسی و استاد دانشگاه نوربخش مهدی 95



روزنامه نگار نوری زاده علیرضا 96



فعال سیاسی نیکنام امینی مجید 97



روحانی منتقد هدایتی محمد 98



فعال سیاسی همتی رحیم 99



روزنامه نگار و فعال سیاسی واحدی سید مجتبی 100



روزنامه نگار ولی زاده رضا 101



فعال دانشجویی ویس مرادی سجاد 102


اعتراض هاشمی به فرار مغزها و...

اعتراض هاشمی به فرار مغزها و...


رویدادهای جلسه دیروزمجلس

رویدادهای جلسه دیروزمجلس


تذکر به نمایندگان مجلس

در حوزه دخالت های رهبر قرار گرفت





تقریبا کلیه خبرگزاری های داخلی، روز گذشته گزارش هائی از جدال لفظی میان علی لاریجانی رئیس مجلس و کوچک زاده نماینده ای که در لیست سپاه و امنیتی ها به مجلس هشتم فرستاده شد دادند. شرح مفصلی درباره شرایط و مدارس تحصیلی نمایندگان میاندوره ای و...



همه آن بحث ها یکطرف، این جمله یکی از باصطلاح نمایندگان حاضر در مجلس هشتم بنام جهانبخش محبی نیا، با صدای بلند خطاب به کوچک زاده یکطرف:



"رهبر خواسته اند "به آنها که مجلس را بر هم می زنند تذکر داده شود".



تفسیر این جمله چه می توان باشد جز این که حتی تذکرهای آئین نامه ای در مجلس را علی خامنه ای تعیین می کند.



خودمحوری، مانند همه نمونه های تاریخی، استبداد و خودکامگی را بدنبال می آورد و معنای جمله بالا جز این نیست.



شاید در آینده از بیت رهبری دستور صادر شود در توالت های مجلس را از صبح که کار مجلس شروع می شود، تا ظهر که وقت نماز است ببندند تا نمایندگان بهانه ای برای در رفتن از جلسات نداشته باشند. دراین صورت بر این مجلس، توسط خود نمایندگان همان خواهد رفت که میرزاده عشقی در باره مجلسی که به استبداد رضاشاه رای داد سرود: بر چنین مجلس و کر و فرش باید.....

حمایت مالی جمهوری اسلامی از رژیم اسد

حمایت مالی جمهوری اسلامی از رژیم اسد




رادیو فرانسه : فرفیگارو، نشریه صبح چاپ پاریس، به نقل از برهان غلیون، متفکر سوری، از مخالفان رژیم بشار اسد که در فرانسه در تبعید بسر می برد، می نویسد: کار رژیم بشار اسد به پایان رسیده است اما پرسش اساسی در اینجاست که چگونه این رژیم سقوط خواهد کرد؟ همین نشریه در ادامه می نویسد در طی حدود چهار ماه و نیم از آغاز اعتراضات نسبت به رژیم بشار اسد، تظاهرات کنندگان با خون خود برگ دیگری از تاریخ سوریه را به نگارش درآورده اند. خیابانها دیگر بیمی از حضور آلات و ادوات نیروهای امنیتی ندارند. حکومت اسد در صحنه بین المللی به انزوا کشیده شده است و رژیم بدلیل سرکوبها، مشروعیت خود را از دست داده است. با این وجود بشار اسد همچنان مقاومت می کند.



برهان غلیون، در ادامه متذکر می شود که سوریه در برابر شرایط دشواری قرار گرفته است: از یک سو رژیم که تصمیم گرفته است تا هرگونه اعتراضی را سرکوب نماید، با شکست روبرو شده است و اکنون تنها به نجات خود می اندیشد و از سوی دیگر، جوانان دیگر نمی توانند به عقب برگردند. بدین جهت اوضاع کشور سوریه طی چند ماه اخیر بی ثبات شده است و کشور را به جنگ داخلی کشانده است.

فیگارو همچنین به نقل از یک جوان سوری می نویسد هر چه بیشتر رویاروئی میان مخالفان و رژیم به طول انجامد، حمایتها نسبت به رژیم اسد کاهش خواهد یافت. این درحالیست که گروه بزرگی از هنرمندان این کشور، اکنون به مخالفان پیوسته اند.



به رغم ادامه اعتراضات مردم سوریه و تلاشهای مخالفان و به ویژه جوانانی که پدران و مادرانشان آنها را به ادامه اعتراضات تا سرنگونی اسد و رسیدن به آزادی حمایت می کنند، فیگارو خاطرنشان می کند بشار اسد هنوز تعدادی کارت در دست دارد: از یک سو بحران لیبی، گزینه دخالت نظامی را از این رژیم دور می کند و از سوئی متحدش، جمهوری اسلامی کمکی بالغ بر پنج میلیارد و هشتصد میلیون دلار در بانک مرکزی سوریه واریز کرده است که این کمک برای رژیم اسد بسیار موثر واقع شده است. فیگاور همچنین به نقل از یک مقام بلندپایه سوری متذکر می شود که جمهوری اسلامی به ترکیه برای هرگونه حمله نظامی به سوریه هشدار داده است و از طرف دیگر ایالات متحده آمریکا برای حفظ امنیت نیروهای خود به هنگام خروج از خاک عراق در پایان سال جاری میلادی، به جمهوری اسلامی نیاز دارد؛ و بنا بر دلایل ذکر شده، این عوامل باعث شدند تا فشار زیادی بر اسد، از سوی غرب وارد نشود.



لوموند، نشریه عصر چاپ پاریس، نیز با تاکید برسرکوب معترضان در آستانه ماه رمضان به نقل از یک فعال سوری که نخواسته است نامش فاش شود، یادآور می شود که از زمان آغاز اعتراضات تاکنون، در حدود بیست جمعه در سوریه شاهد حضور معترضان در خیابانها بودیم؛ این درحالیست که با فرارسیدن ماه عبادت، رژیم می داند که هر روز، جمعه خواهد بود. به گفته همین فعال سوری، رژیم در حالی یک روز پیش از آغاز ماه مبارک دست به این سرکوب خونین می زند و حتی مساجد نیز از حملات آنان در امان نمی ماند که تلاش دارد تا از این راه مسلمانان را تحریک نماید تا جائی که شاید موفق شود تا در میان آنان، درگیریهای مذهبی را نیز دامن بزند.



لوموند در جائی دیگر، در همین ارتباط می نویسد کمیته های هماهنگی در سوریه، بدنبال سرکوب خونین روز گذشته، در شهر حما، در فراخوانی از "تمامی کسانی که تاکنون نسبت به جنایتهای این رژیم در تردید هستند"، خواسته اند تا به جنبش معترضان و مردم سوریه بپیوندند.