Friday, November 1, 2013
روابط جنسی بدون مرز گذار از سنت به نوگرایی در ایران در روابط جنسی
روابط جنسی بدون مرز
گذار از سنت به نوگرایی در ایران در روابط جنسی
آنچه در روابط جنسی و عاطفی میان نسلهای مختلف در ایران اتفاق میافتد گذار است نه زوال. دگرگونی و فرآیندهای ناشی از ساخته شدن که نگرشی پویا و دیالکتیک را برای درک و فهم و تحلیل صحیح میطلبد...
این روزها شاهد تغییرات فراوانی در فضای اجتماعی، فرهنگی، و سبک زندگی ایرانیان هستیم. تغییراتی که بیشترین تاثیرش را در خانواده، زندگی خصوصی و شخصی، و بهخصوص در نگاه به روابط جنسی و عاطفی آنها به جا گذاشته است. ایران سالهاست که در این حوزه یک تحول اساسی را پشت سر میگذراند و بدون شک سطح این تغییرات در زمان و مکان و مناطق مختلف دامنه متفاوتی داشته است. تغییراتی که موجب قضاوتهای اخلاقی در مورد زندگی جوانان و چشم انداز و پیامدهای این روابط شده است.
تغییراتی که ریشه آن را میتوان در سرعت گردش اطلاعات، تاثیر فضای مجازی، ماهواره، برداشتهای مختلف از تجدد و نوگرایی و جهانی شدن جستجو کرد. اما آنچه مسلم است وضعیت سیاسی، اجتماعی ایران و نوع سیاستگذاری عمومی، رشد شهر نشینی و تمرکز جمعیت در شهرها،ظهور گروههای اجتماعی و هویتهای تازه آنها نیز دارای اهمیت است. گروههایی که مطالبات و خواستهایی به جز فرهنگ دستوری جمهوری اسلامی دارند و سبک دیگری برای زندگی میپسندند.
هویتهایی که با جهان پیرامونی خود ارتباط دارند و علیالقاعده انتخاب این سبک زندگی متفاوت، ابتدا بر روی رفتارهای شخصی و اجتماعی و روابط عاطفی و جنسی افراد تاثیر میگذارد و سپس نگاه آنها به جنس موافق، زندگی مشترک، خانواده و آزادیهای که در این حوزه قرار میگیرد را تحت تاثیر خود قرار میدهد. معیارهای جدید به وجود میآید و انسانها بر اساس این معیارها زندگی خود را برنامه ریزی میکنند. ملاک ارزشگذاری و ارزیابی نسبت به رفتارهای اجتماعی نیز متحول میشود و شبکههای اجتماعی نوین و ارتباطات و حمایتها و حتی گروههای غیر رسمی و رسمی از این هویت خواهی جدید تاثیر میپذیرد.
این تحولات سلسهوار خود دارای فرهنگ و سنتهای جدید است که رو در روی سنتهایی که جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده میایستد و چه بسا به دلیل آنکه فاقد سازماندهی است با افراط و عصبیت پیش رفته و نمیتواند خود را مدیریت کند. به صورتی که گاهی به شکل زنگ خطری برای فرو پاشی خانواده و بنیانهای روابط اخلاقی خودش را نشان میدهد. تغییراتی که در مواجه با مدرنتیته در هر جامعهای اتفاق میافتد و البته مقاومتها و نگرانیهایی در مقابلش ایجاد میکند. مقاومتهایی که در صورت تحلیل درست وضعیت گذار، میتواند از تنشهای حاصل از تغییرات و هم از نگرانیهای پیرامونیاش کاست و به سرمایه اجتماعی مناسبی دست یافت که دارای زوایای ساختی و کارکردی مثبتی در مناسبات روابط خانوادگی و عاطفی و جنسی برای جامعه ایران باشد. سرمایهای که از هم گسیختگی کنونی اجتماعی و فرهنگی را به اعتمادی قابل قبول تبدیل کند و با اعتماد حاصله، مجددا پای بست روابطی مدرن و سالم بر اساس احترام به حریم خصوصی و انتخاب سبک زندگی ایرانیان را طراحی کند.
محمد ۲۹ ساله و کارشناس ارشد مدیریت، ۳ سال پیش به آمریکا آمده است. خانواده وی سالها در محله تهران پارس تهران سکونت داشته و متعلق به طبقه متوسط هستند. محمد در جواب سوال من مبنی بر رواج روابط خارج از ازدواج، بر خلاف گفتمان مسلط حکومت میگوید : من با نحوه طراحی سوال شما مخالفم. شما با پیش داوری سوال میکنید. نسل من در فضایی بزرگ شد که آموزش و تبلیغات عمومی رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج را تقبیح میکرد و گناه میشمرد. پدر من استاد دانشگاه و مادرم معلم دبیرستان بود ولی وقتی در ۱۷ سالگی دختری به من تلفن زد همه خانواده عزادار شده بودند و فکر میکردند من فردا هم معتاد میشوم،هم ایدز میگیرم و هم بیکار و بی عار خواهم شد. خانه و خیابان برای روابط معمولی امن نبود و نسل من برداشت درستی در روابط دختر و پسر بجز روابط جنسی آنهم برای پاسخ دادن به نیاز جنسی نداشت. برخورد افراطی حکومت و فرهنگ تبلیغ شده اجتماعی جز افراط نتیجهای نداشت. ما از کودکی تا بزرگسالی با دختران هم بازی، هم مدرسه و هم شاگردی نبودیم. دخترها در هالهای از ابهام و ایهام و همزمان با بلوغ جنسی برای ما موضوعیت پیدا کردند انهم در شرایطی که باید از همه، روابطمان را مخفی میکردیم چون از نظر آنها ما منحرف محسوب میشدیم. دخترها و پسرها در چنین شرایطی ازدواج میکردند و تازه میفهمیدند معنای زندگی مشترک نه آنچیزی است که برای آنها ترسیم کردهاند و نه ان روابطی که با دوست دختر و پسر خود داشتهاند. ما برای زندگی مشترک و پذیرش مسئولیتهای ناشی از آن آموزش ندیدیم و یاد نگرفتیم که احترام به جنس مخالف زیر بنای زندگی است و بدون شناخت از جنس مخالف احترامی شکل نمیگیرد.
بر اساس دیدگاه حسین بشیریه«پدیدههای اجتماعی، پدیدههای متصلب و خشک و لایتغیری نیستند، پدیدههای اجتماعی ترکیبی از ذهنیت و معنا و غایت هستند و هیچ گاه به نهایت و اتمام نمیرسند، پدیدههای ناتمامی هستند که همواره در حال تغییر و شدن هستند، به خصوص این که پدیدههای اجتماعی در یکدیگر تاثیر میگذارند و یکدیگر را مشروط و محدود میکنند. و پدیدههای
اجتماعی در حال ترکیب و تغییر هستند.»
اجتماعی در حال ترکیب و تغییر هستند.»
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که «انسان اگرچه در ضروریات زمان و مکان و محصور در شرایط اجتماعی طبقاتی فرهنگی و... است، اما شرایط نسبت بین رابطه ی انسان و جامعه رابطه ی دوسویه و دو جانبه است.هم تاثیرمی گیرد و هم تاثیر میگذارد اما تعیین نمیشود. پس جریان سنت ونوگرایی هم در یک رابطه متقابل دیالکتیکی شکل میگیرند و تغییر بوجود میآورند و این تغییرات اجتناب پذیر است و چشم بستن بر آنها تنها بحرانهای ناشی از تغییرات را افزایش میدهد.»
به گفته اینگلهارت: «بنمایه نوسازی و تجددگرایی بیشتر فرهنگی است و همراه با این تغییر اعتبار و کارکردهای اقتصادی اجتماعی نهادهای اصلی سنتی و خانواده و ضرورت و اهمیت نقش خانواده نسبت به روزگاران گذشته کمتر میشود». مسلما جامعه ایران از این تغییرات فرهنگی مستثنی نیست. تکانههای ناشی از اعتبارات نوین جامعه را در هم مینوردد و با موعظه و تبلیغ بهشت و جهنم، نمیتوان جوان رودر رو با فضای مجازی را از این تکانهها دور کرد. توجه نکردن به این تکانهها تنها تخریب و فرو پاشی فرهنگی را روز به روز بیشتر میکند، در حالیکه برنامه ریزی و سیاستگذاری برای شرایط جدید دست آوردهایی دارد که موجب زایش روابط و گروههای میشود که منبع تولید سرمایه اجتماعی هستند.
در همین رابطه (مریم.د ) برنامه ساز رادیو ۴۹ ساله میگوید: «شاید بهتر باشم نظرم را همراه با آماری ارائه کنم. چندی پیش در وب سایت آفتاب گزارشی را خواندم که دولت برای مجمع عمومی سازمان ملل در زمینه ایدز تهیه کرده بود. در این گزارش که حتما هم دقیق نیست نوشته شده بود که مطابق آخرین بررسیها ۱۵/۹ درصد مردان مجرد و ۴/۵ درصد زنان مجرد پیش از ۱۹ سالگی آمیزش جنسی نامشروع داشتهاند و ۱/۴درصد از دختران دانشجوی ۲۰ تا ۲۴ ساله در یکی از دانشگاههای کشور قبل از ۱۵ سالگی ارتباط جنسی داشتهاند. این درصد در گروه زیر ۱۸ سال به ۶/۹ درصد میرسید. در بخش دیگری از گزارش دولت به سازمان ملل هم آمده بود که ۱۵/۱ درصد از پسران زیر ۱۵ سال رابطه نامشروع داشتهاند که این رقم برای زیر ۱۸ سالها به ۲۷/۵ درصد میرسد. نتایج بخش دیگری از این مطالعه تاسفبرانگیز تصریح میکند که از بین کسانی که ارتباط جنسی در یک سال داشتهاند،۲۱/۱ درصد با بیش از یک شریک جنسی رابطه برقرار کردهاند. سوال من از مسولان فرهنگی جامعه این است که شما به لحاظ بهداشتی و آموزشی و تبعات دیگر چه برنامه ریزی به جز بازداشت یا مجازات داشته اید که در میان گروههای مختلف سنی روابطی که میتواند همان رابطه درست خارج از ازدواج را تخریب نکند به وجود نیاید.
مریم که تحصیلاتش علوم سیاسی است و برنامههای برای کودکان و خانواده ساخته معتقد است: «همه ادیان بزرگ جهان مخالف روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج هستند، اما همه آنها به طور مساوی در کنترل رفتارهای جنسی پیروانشان موثر نیستند، بنابراین در کشورهای مثل امریکا که جامعه مسیحی قوی دارد دولت به بهانه دستورات دینی از وظایف خود سر باز نمیزند و برای این دسته از مردم برنامه ریزی میکند.»
در همین ایران که مرتب بر پوشش تبلیغ میکنند و انرا موجب سلامت جامعه میدانند چه اتفاقی افتاده است؟ من افرادی را میشناسم که با پوششهای مختلف رابطه آزاد جنسی دارند. با شوهر یا بی شوهر و در سنین مختلف. بنابراین به جای موعظه میبایست به فکر راه حل بود. به فکر قوانینی که این روابط را تعریف و حقوق و مسئولیتهای ناشی از آن را ترویج کند
غلامحسین رئیسی، حقوقدان در رابطه با قوانین جمهوری اسلامی نسبت به روابط خارج از ازدواج میگوید: «در قوانين به روشني چيزي در اين خصوص وجود ندارد. آنچه در همه عرصهها چه در محل كار و يا دانشگاه وجود دارد، تابعي از محرم و نا محرم و مشروع و نامشروع بودن رابطه بين طرفين است. همه روابط بر محور حرام يا حلال بودن درارتباط است. همين موضوع بازار ازدواج موقت را توسعه ميدهد و در برخي موارد به غير واقعي بودن و عدم رضايت در تن دادن به به ارتباط بخصوص در محيط كار و يا براي بدست أورده حقي چنانچه امروزه در جامعه متداول است. برخي تن به ارتباط بدون رضايت واقعي ميدهند. مثلا زنان زنداني براي تمديد مرخصي ممكن است با چنين مواردي در ارتباط با كاركنان زندانها و واحدهاي اجراي احكام دادگستري روبرو شوند. ممكن است ارتباط در ظاهر مشروع باشد اما در واقع رضايت واقعي بصورت عقد موقت و در اثر نياز روي ميدهد.»
ارتباط بين مردان با دختران زیر ۱۸ سال نيز تابعي از همين مسله مشروعيت يا عدم مشروعيت است و قانوني مشخص موجود نیست. تنها جايي كه به طرز خاصي در قالب ازدواج زير سن قانوني به اين موضوع در قانون پرداخته است در فرض اسيب ديده گي دختر در اثر ازدواج در سن كودكي زير ١٣ سال است. قانون جديد خانواده نیز مجروح شدن دختر كودك و يا حتي مرگ او ناشئ از عمل جنسي در حالتي كه كودك با اجازه پدرش درسن كودكي زير ١٣ سال به عقد مردي ولو ٨٠ سأله در اورده باشد و در اثر ان بيمار يا فوت شود براي پدر و مادر و ان مردمجازاتي در نظر گرفته است اين تا حد ناچيزي مفيد و البته نادرست ارزيابي ميشود نادرست به دليل اينكه اين نوع ازدواج ممنوع نشده است و باشرايطي مجاز شمرده شده است. خوب به دليل اينكه كاملا بي تفاوت نسبت به ان نيست. در باره دوست پسر و دختر هم قانون ساكت است و هر نوع ارتباط كه به تماس بدني منجر شود و خارج از ازدواج باشد حسب مورد جرم شناخته شده است و حداقل فعل حرام و حد أكثر زنا محسوب ميگردد.
بدون شک بررسی دقیق و کارشناسی چنین پدیده اجتماعی نیاز به وقت و حوصله بیشتر از این مقاله را دارد. ما برای آنکه بتوانیم تکانههای ناشی از گذار را بر روی روابط عاطفی و جنسی بررسی کنیم نیازمندیم که از هویت تغییر، سطح و جهت آن، مدت و وسعت تغییرات و بخصوص آهنگی که ایجاد میکند اطلاعات کافی داشته باشم. باید بدانیم تغییرات چه قلمرویی را در بر میگیرد و چه مدتی دوام و پایداری دارد و اصولا از سطح دوام و استمرار و الگوهای حاکم بر آن مطلع باشیم. متغییرهایی که میبایست به وسیله گروههای تحقیقاتی هدفمند، بررسی شود تا جامعه شناسان و برنامه ریزان اجتماعی با تکیه بر آن به تحلیلی درست از چشم انداز و واقعیتی که هم اکنون در روابط جنسی و الگوهای آن وجود دارد دست یابند. اما در کشور ما ایران به دلیل گناه و تابو بودن چنین موضوعاتی اقدامات اساسی پژوهشی صورت نمیگیرد و بدون پژوهش حتی نمیتوان به تحلیل ابتدایی چنین موضوعاتی پرداخت.
اما در پایان میتوان به یک نکته اساسی اشاره کرد. آنچه در روابط جنسی و عاطفی میان نسلهای مختلف در ایران اتفاق میافتد گذار است نه زوال. دگرگونی و فرآیندهای ناشی از ساخته شدن که نگرشی پویا و دیالکتیک را برای درک و فهم و تحلیل صحیح میطلبد. باز ساختی که وجود دارد و قابل کتمان نیست.
عَجّلوا بِالجماع
عَجّلوا بِالجماع
این شعرمربوط به یک سال پیش است اما گویا باز هم سید علی درباره تخمریزی گویندگان لا اله الا الله در ایران فرمایشات داهیانه فرموده است:
در اخبار بود که مقام ولایت امر فرمودهاند: باید جمعیت ایران به ۱۵۰ملیون برسد.
(البته سال گذشته ۲۰۰ملیون خواسته بودند ظاهراً این بار با توجه به اعتدال کلیددارباشی جدید خود ۵۰ملیون تخفیف داده و تقاضای تخمریزی مؤمنان را به ۱۵۰ملیون محدود کردهاند؟)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقت جنگ است و روزگار جهاد
عجّلوا بالجماع یا عُبّاد!
عجّلوا بالجماع یا عُبّاد!
تخمریزی کنید بیتأخیر
کُـّره سازی کنید بیابعاد
کُـّره سازی کنید بیابعاد
زوجگان را به بار بنشانید
تا بزایند شاخهء شمشاد
تا بزایند شاخهء شمشاد
اکبر و اصغر و تقی و نقی
جعفر و جابر و جمال و جواد
جعفر و جابر و جمال و جواد
دخت نُه ساله را عروس کنید
بفرستید پیش ِ نو داماد
بفرستید پیش ِ نو داماد
تا شود تخمِ شیعیان ترویج
تا شود توپ ِ مؤمنان پُرباد
تا شود توپ ِ مؤمنان پُرباد
کشتی ما شنا کند در آب
پرچم ما تکان خورد در باد
پرچم ما تکان خورد در باد
پُر شود شهرِ شیعیان زنفوس
دین ِ خالص، به از خلوص ِ نژاد
دین ِ خالص، به از خلوص ِ نژاد
سُنیان غالبند و خود خطرند
همه از مصر و تونس و بغداد
همه از مصر و تونس و بغداد
گفت رهبر که: ای اناث و ذکور
ولَد و زاد را کنید زیاد!
ولَد و زاد را کنید زیاد!
تا جوانان ما به وقت ظهور
به امام زمان کنند امداد
به امام زمان کنند امداد
حکم شرع است: کاندوم ممنوع
فرج، بی مانع و دخول آزاد
فرج، بی مانع و دخول آزاد
غمِ نان کم خورید و حال کنید
نان دهد آنکه اوت دندان داد
نان دهد آنکه اوت دندان داد
مرغ اگر نیست، بار اِشگنه هست
گردن ِ کُفر، تیغ ِ دین شکناد!
گردن ِ کُفر، تیغ ِ دین شکناد!
تا شود شهر کافران ویران
تا شود باع ِ شیعیان آباد
تا شود باع ِ شیعیان آباد
اسپرمها، حامیان جدید سیاستهای جمعیتی مقام معظم رهبری
اسپرمها، حامیان جدید سیاستهای جمعیتی مقام معظم رهبری

Thursday, October 31, 2013
شجونی: خویشاوندان امام همه ضد انقلاباند مگر حکومت ما بتپرستی شده است؟
شجونی: خویشاوندان امام همه ضد انقلاباند
مگر حکومت ما بتپرستی شده است؟
یک بار به حسن آقا گفتم امام مثل پیغمبر است. گفت چطور؟ گفتم خویشاوندان امام هم مثل پیغمبر همه ضد انقلاباند؛ خویشاوندان پیغمبر نیز بعد از فوت امام علیه خواستهها و فرمایشات او عمل کردند؛ حسن آقا خندید.
جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز، در گفتگو با خبرگزاری«نسیم»، به سخنان و موضعگیریهای اخیر خانواده خمینی در موضوعات رابطه با آمریکا، حجاب و موسیقی واکنش نشان داد و همه آنان را ضد انقلاب خواند و خود را فرزند معنوی امام دانست.
فعالیتهای فیسبوکی، انتشار عکسهای خلاف عرف مسئولان جمهوری اسلامی، انتشار عکس فتوشاپی نعیما طاهری، حمایت از خاطرات و پیشنهادهای هاشمی رفسنجانی، پیشنهاد حذف شعار «مرگ بر آمریکا»، بیان یک جوک از قول خمینی درباره همسر شهدا، سخن گفتن از «انقلاب رنگ» در لباس و نیز اعلام علاقه به «هایده و مهستی» توسط خویشاوندان و نوههای خمینی از جمله مواضعی است که مورد خشم محافظهکاران و جنجال در سپهر رسانهای شده است.
مهمترین محورهای سخنان جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز، در گفتگو با خبرگزاری «نسیم» به شرح زیر است:
- آنان که با قرآن سروکار دارند میدانند قرآن، محکمات و متشابهاتی دارد. امام محکمات انقلاب را بیان کرده است؛ امام در رابطه با سه چیز محکم حرف زده است: «آمریکا، موسیقی و حجاب».
- بعضی از منسوبین امام که لیاقت آن را ندارند که امام، بزرگ آنها باشد، اخیراً در این سه مورد اظهار نظرهای غلطی کرده و بعضاً آنها را به حضرت امام نسبت دادند.
- اگر رابطه با آمریکا فایدهای داشت، آمریکا با همپیمانان اروپایی خود اینطور تعامل نمیکرد؛ امروز شاهد هستیم که از موبایل خانم مرکل تا سایر دستگاههای دولتی کشورهای اروپایی مورد شنود و جاسوسی دستگاه اطلاعاتی آمریکاست. وضعیت اقتصادی اروپا و آمریکا نیز روز به روز بدتر میشود و همپیمانان آمریکا بهرهای از آن نبردهاند. با چنین وضعیتی برخی در داخل میگویند «مرگ بر آمریکا» را حذف کنیم.
- نعیمه اشراقی از اول ضد انقلاب بود؛ اینها بخواهند در این حوزهها اظهار نظر کنند خودشان را کوچک میکنند نه حضرت امام را.
- ما که به حرفها و فرمایشات امام عمل میکنیم فرزندان معنوی امام هستیم و اینها به لحاظ نسبت فامیلی نمیتوانند چیزی از عظمت او را در خود ایجاد کنند زیرا خلاف مشی امام عمل میکنند.
- این که میخواهند امام به این عظمت و بزرگی را کوچک کنند پستی است. داماد خانم زهرا اشراقی به جرم فعالیت علیه نظام محکومیت داشته است و این افراد منسوب به حضرت امام اعمال ضد انقلابی داشتهاند و یا زندان رفتهاند یا باید بروند.
- حسین خمینی هم کارهای غلطی داشت و حالا نوبت به اینها رسیدهاست.
- من ماه رمضان به چین کمونیستی و کره شمالی رفته بودم. مردم آن جا بیشتر از فامیلهای امام به امام احترام میگذارند.
- لیاقت میخواهد که کسی فامیل حضرت امام باشد. آیا نوه امام باید بگوید من هایده و مهستی را دوست دارم و میخواهم تابوشکنی کنم؟ مگر حکومت ما تابویی و بتپرستی شده است؟
- یک بار به حسن آقا گفتم امام مثل پیغمبر است. گفت چطور؟ گفتم خویشاوندان امام هم مثل پیغمبر همه ضد انقلاباند؛ خویشاوندان پیغمبر نیز بعد از فوت امام علیه خواستهها و فرمایشات او عمل کردند؛ حسن آقا خندید.
- این ها به امام نود و چند ساله چه کار دارند که میخواهند او را نقد کند؟ او و دو پسرش از دنیا رفتند و حضرت امام زمینی که در خمین داشت وقف ساخت مسکن برای بیخانمانهای خمین کرد و خانه قمش را موزه کردند.
- اگر اینها خیلی شجاعت داشتند زمان شاه خیلی اعتراضها را میکردند و آن زمان سکوت نمیکردند، نه این که حالا که امام در قید حیات نیست او را نقد کنند.
- این رفتارها در شأن این خانواده نیست؛ ما به حسن آقا توصیه و از او خواهش کردیم که اینها را سر جای خود بنشاند و باعث آبروریزی برای خاندان امام نباشند
باز کنید راه را...یا...مقام معظم خطای خود را اینچنین جبران میکند اندازه حروف۰۹/آبان/۱۳۹۲ نیک آهنگ کوثر
باز کنید راه را...یا...مقام معظم خطای خود را اینچنین جبران میکند

هالووین ایرانی و ترسناکترین چهرههایش
هالووین ایرانی و ترسناکترین چهرههایش
هالووین ایرانی چه حال و هوایی خواهد داشت؟ در بازار هالووینی ایران، نقابهای پر فروش به خمینی و خامنهای و قسی ترین نزدیکان آنها خواهد داشت.
تصور کنید که جمهوری اسلامی رخت بربسته و مردم ایران آزادند هر آن طور که میخواهند شادی و نشاط و جشن داشته باشند. در آن صورت نه تنها بسیاری از جشنهای ایران باستان مثل مهرگان احیا خواهد شد و مردم مناطق مختلف جشنوارهها و مراسم خاص خود را خواهند داشت برخی از جشنهای غربی نیز امکان بروز در ایران را خواهند یافت. چهار دهه سیاهی و غم و سوگواری موجب نیاز شدید ایرانیان به شادی و جشن شده است.
در این حال، نه بسیاری از مردم بلکه حداقل بخشهایی از آنان همانطور که والنتاین (روز عشق) را گرامی میدارند نوعی هالووین ایرانی نیز به راه خواهند انداخت. البته ممکن است بسیاری از سنن و رسوم هالووینی به شب چهارشنبه سوری سرایت کند یا شب دیگری (مثل شب یلدا، البته نه از بالا و از مجرای حکومت) برای آن در نظر گرفته شود. هالووین ایرانی چه حال و هوایی خواهد داشت؟
نقابها
نقاب بخشی لاینفک از مراسم هالووین است. در بازار هالووینی ایران، نقابهای پر فروش به خمینی و خامنهای و قسیترین نزدیکان آنها یعنی خلخالی، محسنی اژهای، سعید مرتضوی، احمدی نژاد، لاجوردی، رادان، احمدی مقدم، محمد یزدی، احمد خاتمی، مصباح یزدی، احمد جنتی، محمدی گیلانی، و قاضی مقیسه تعلق خواهد داشت. البته نقابهای صدام، قذافی، هیتلر، جرج دبلیو و اسامه نیز طرفدارانی پیدا خواهد کرد. همچنین در شهرهای مختلف نقابهای خاصی پر فروش خواهند بود: حسنی در ارومیه، حائری شیرازی در شیراز، محسن رضایی در اهواز، مشکینی در قم، هاشمی رفسنجانی در کرمان و رفسنجان، و طبسی در مشهد. خانوادههای این افراد هیچ گونه سهمی از فروش این نقابها به عنوان دشمنان مردم نخواهند برد.
اشیا و لوازم ترسناک
ایرانیان مبتکر (احتمال با همکاری صادر کنندگان چینی) نمونههای بسیاری از لوازم و اشیای ترسناک را از روی مشابه خارجی آنها تولید کرده و به بازار روانه خواهند کرد:
- مجسمهی خمینی به اندازهی واقعی خود وی که از قبر بیرون آمده، سر بلند کرده و به آن باز خواهد گشت (به طور خود کار) و در هنگام بیرون آمدن، دهان پر از خون خویش را باز کرده و میگوید «من دولت تعیین میکنم؛
- نیم تنهای از خامنهی با چشمان کاملا قرمز و دندانهایی دراکولایی که یکباره به سمت شما آمده و چند بار با تکیهها و فراز و نشیبهای صدایی متفاوت میگوید: "دشمن"، "دشمن"، "دشمن"؛
- ماری که سر آن شبیه احمد جنتی است زبانش را بیرون آورده و در حالی که اسلحهی ژ-س اش را به سمت جلو هل میدهد میگوید «اعدامشان کنید»؛
- مجسمهی کوچکی از خلخالی که سرش را حدود ۱۵ تا بیست درجه میچرخاند و با لحنی ترسناک میگوید «من آدم رقیق القلبی هستم»؛
- دست و پاها و انگشتانی پلاستیکی که سر آنها آغشته به رنگ قرمز است و به نظر میآید که رگهایی از درون آنها بیرون زده و گویی تازه توسط ماموران اجرای حکم قوهی قضاییه قطع شدهاند؛ به اینها میتوان حدقهی چشم و لالهی گوش را نیز که در قصاص قابل جدا کردن هستند افزود؛
- مجسمهی فردی که به نظر میآید تا نیم تنه در خاک قرار داده شده و اطراف وی پر از سنگ است و آثار زخم و خون بر روی بدن وی مشاهده میشود؛
- مجسمههای غولها و اجنه بودار و غیر بودار که در داستانهای عامه پسند ایرانی به وفور به چشم میخورند.
- مجسمههای خفاش و جغد و دیگر حیواناتی که ایرانیان ترسناک یا بد یمن میانگارند؛ و
- مجسمههای خفاش و جغد و دیگر حیواناتی که ایرانیان ترسناک یا بد یمن میانگارند؛ و
- تابوت و کفن و دیگر لوازم و اسباب مربوط به مردگان.
لباسهای نمایشی (کاستوم)
پیراهن بی یقهی دیپلماتهای جمهوری اسلامی، چفیه (بالاخص از نوعی که بسیجیان و«آقا» استفاده میکردند)، عبا و عمامه و نعلین، لباس فرم سپاه و بسیج، مقنعههای چهار رنگ دههی شصت که تا کمر پایین میآمد، در کنار لباسهای نمایشی غربی و مورد علاقه در ایران (هری پاتر، جنگ ستارگان، بتمن، سوپر من، زورو، باربی) و لباسهای سنتی ترسناک در ایران (قابلمه به سر، ملافهی سفید با دو سوراخ برای چشمان) در بازار به وفور یافت خواهند شد. لباسهای قدیمی مثل لباس یزید و شمر و مانند آنها نیز از دنیای تعزیه وام گرفته شده و به عالم قرن بیستمی هالووین در ایران پرتاب خواهند شد.
لباسهای نمایشی دیگری نیز که ایرانیان را به یاد خاطرههای قومی تلخ و شیرین آنها خواهد انداخت بخشی از ماجرا خواهند بود: از لباس فرم ماموران اجرای حکم اعدام در خیابانها و لباسی که به زور بر تن زندانیان سیاسی میپوشانیدند تا لباسهای عمو نوروز و ننه سرما و کلاه قرمزی و خاله سوسکه که مردم آنها را در فیلمهای ایرانی یا کارتونها مشاهده کردهاند. چینیها آمادهی تولید انبوه این لباسهای نمایشی خواهند بود.
تنقلات
ایرانیها از تنقلات کم نمی آورند. شکلات و آب نبات و شیرینیای نیست که ایرانیها از آن خبر نداشته باشند و در داخل به دستشان نرسیده باشد. این تنقلات بچهها و بزرگترهای آنها را میتواند ساعتها از این خانه به آن خانه بکشاند. سنتهای پخش شله زرد و آش پشت پا میتوانند بسترهای مناسبی برای دادن تنقلات به کودکان در شب هالووین باشند. سنت قاشق زنی چهارشنبه سوری و تقاضای خوراکی در آن کاملا با سنت تریک و تریت آمریکاییها قابل مقایسه هستند و میتوانند در مراسم گوناگون دست به دست شوند.
شکرگذاری، کریستمس و هالووین
فرهنگ ایرانی همهی عناصر لازم برای اختصاص یک شب به ترساندن و به شگفتی آوردن دیگران و خوشگذرانی از این طریق برای بزرگترها و کودکان را دارد. همهی ایرانیان مقیم آمریکا شاید در روز شکرگذاری بوقلمون یا سیب زمینی له شده نپزند یا کیک سیب نخورند (که بسیاری از آنها چنین میکنند چون بهانهای برای دور هم جمع شدن اعضای خانواده و خوردن است) یا در ایام کریستمس درخت نگذارند اما ایرانیای سراغ ندارم که در ایالات متحده به وجهی در مراسم هالووین مشارکت نکرده باشد. حتی اگر خودت هم نخواهی بچهها در خانهات را میزنند و باید به آنها شکلات و شیرینی بدهی یا اگر بچه داشته باشی باید آنها را در جمع آوری تنقلات از در خانههای همسایهها همراهی کنی.
زمینهها: خز بازی
زمینههای هالووین ایرانی در سالهای اخیر به شدت فراهم شده است. نیاز جوانان به متفاوت بودن و متفاوت عمل کردن با فرهنگ رسمی نقشی جدی در این قلمرو ایفا میکند. نمونههایی از آنها، مراسم آب بازی و خز بازی بود که گروهی از جوانان تهرانی آن را برگزار کردند و با دخالت قوای قهریه سرکوب شد. در مراسم خز بازی، بخش پوشیدن لباسهای خیره کننده و آشنایی زدا (لباسهای قدیمی ایرانی مثل چادر نماز یا شلوارهای اصفهانی و کردی) کاملا هویدا بود، کاری که جوانان در ایالات متحده در مهمانیهای هالووینی انجام میدهند. جوانان ایرانی نیز به یک شب برای مخفی کردن خویش در پشت چهرهای دیگر و انجام اعمالی در آن قالب نیاز دارند تا بخشی از فشارها و انضباطهای اجتماعی را که در جریان اجتماعی شدن به آنها تحمیل شده پس بزنند البته بدون آن که حقی از دیگران نقض کنند. هالووین یک مراسم هرج و مرج طلبانه نیست بلکه فرصتی برای دیگر بودن است.
عناصر و اجزای هالووین نه تنها با عناصر و اجزای فرهنگ ایرانی تعارضی ندارند بلکه به راحتی با یکدیگر قابل مبادله و انطباق هستند. تنها لازم است موانع سیاسی آن برداشته شود. شاید چنین شبی در ایران با شب هالووین آمریکایی مقارن نشود و ایرانیها شب دیگری را بدان اختصاص دهند اما تمایل به انجام آن قابل مشاهده است، درست مثل روز والنتاین که در صورت عدم برخورد حکومت قابل گسترش است (و تا حدی در اقشار بالای متوسط بسط یافته است).
Subscribe to:
Posts (Atom)





