Sunday, February 22, 2015

معلمان در بسیاری از شهر‌های کشور تحصن کردند بنابر گزارشها امروز یکشنبه سوم اسفند معلمان سراسر کشور در اقدامی هماهنگ در راستای تحصن ماه پیش، تحصن کرده و از حضور در کلاسهای درس خودداری کردند. به گزارش ملی – مذهبی این تحصن جمعی در نتیجه هماهنگی های صورت گرفته از طریق شبکه‌های مجازی انجام شد و تا کنون از کرمانشاه ،فارس ،شهر رضا ،زرین شهر ،خراسان ،شهرستانهای تهران ،شهر تهران ،کهکیلویه وبویراحمد ،کردستان و گیلان گزارشهایی مبنی بر مشارکت معلمان گزارش شده است و بر این اساس در بسیاری از مدارس معلمان از حضور در کلاس درس خودداری کردند. شهرهای کرج قزوین بوشهر و برخی شهرهای استان اصفهان همگام با سایرین در این تحصن شرکت داشتند.این تحصن در اعتراض به تبعیضات حقوقی و عدم پرداخت مطالبات صورت گرفت

معلمان در بسیاری از شهر‌های کشور تحصن کردند

بنابر گزارشها امروز یکشنبه سوم اسفند معلمان سراسر کشور در اقدامی هماهنگ در راستای تحصن ماه پیش، تحصن کرده و از حضور در کلاسهای درس خودداری کردند.
به گزارش ملی – مذهبی این تحصن جمعی در نتیجه هماهنگی های صورت گرفته از طریق شبکه‌های مجازی انجام شد و تا کنون از کرمانشاه ،فارس ،شهر رضا ،زرین شهر ،خراسان ،شهرستانهای تهران ،شهر تهران ،کهکیلویه وبویراحمد ،کردستان و گیلان گزارشهایی مبنی بر مشارکت معلمان گزارش شده است و بر این اساس در بسیاری از مدارس معلمان از حضور در کلاس درس خودداری کردند. شهرهای کرج قزوین بوشهر و برخی شهرهای استان اصفهان همگام با سایرین در این تحصن شرکت داشتند.این تحصن در اعتراض به تبعیضات حقوقی و عدم پرداخت مطالبات صورت گرفت

عکس/ تجمع پرستاران مقابل مجلس در اعتراض به تبعیض «پرستاران حاضر در تجمع امروز نسبت به عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و افزایش اختلاف پرداختی بین پزشکان و پرستاران پس از اجرای طرح تحول نظام سلامت معترض‌اند.

عکس/ تجمع پرستاران مقابل مجلس در اعتراض به تبعیض
«پرستاران حاضر در تجمع امروز نسبت به عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و افزایش اختلاف پرداختی بین پزشکان و پرستاران پس از اجرای طرح تحول نظام سلامت معترض‌اند.»










عکس/ بیمارانی که از امکان دیدن دکتر محروم اند صف های طولانی بیماران بیمارستان صحرایی دومین روز از فعالیت بیمارستان صحرایی صدوقی سپاه پاسداران استان اصفهان صبح امروز یکشنبه با ازدحام مردم محروم منطقه هشت بندی استان هرمزگان از ساعت 4 صبح با وجود هوای بارانی همراه است.

عکس/ بیمارانی که از امکان دیدن دکتر محروم اند
صف های طولانی بیماران بیمارستان صحرایی


دومین روز از فعالیت بیمارستان صحرایی صدوقی سپاه پاسداران استان اصفهان صبح امروز یکشنبه با ازدحام مردم محروم منطقه هشت بندی استان هرمزگان از ساعت 4 صبح با وجود هوای بارانی همراه است.












Friday, February 20, 2015

عکس/ روستای اسفیدان

عکس/ روستای اسفیدان

روستای اسفیدان خراسان شمالی به علت بافت پلكانی خود به ماسوله شرق كشور نيز معروف است، این روستای زیبا و خوش آب و هوا در دره ای عمیق با کوههای سربه فلک کشیده قرار دارد.
























تاثیر اعدام بر چشم تابلوی بزرگ "اجرای حکم الهی" خبر از اعدام دو محکوم "تجاوز به عنف" در ملا عام در شهر شیراز می‌داد.

دیگری از گشت و گذار این هفته در ایران.

سامان نسیم اعدام شد سامان نسیم زندانی سیاسی در زندان ارومیه (دریا)، سحرگاه روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، در این زندان اجرا شد. به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، خانواده‌ی سامان نسیم گفته‌اند: «از وزارت اطلاعات تماس گرفته‌اند و به ما خبر دادند که شنبه برای تحویل وسایل سامان به زندان ارومیه مراجعه کنیم.» همزمان منابع دیگری نیز خبر داده‌اند که این زندانى سیاسى توسط ماموران اداره اطلاعات ارومیه و با حضور شخص دادستان عمومى و انقلاب ارومیه در زندان مرکزى ارومیه اعدام شده است. سامان نسیم زندانی محبوس در بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه، سپیده‌دم روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، درحالی به چوبه دار آویخته شد که سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر درخواست توقف فوری حداقل حکم اعدام سامان نسیم را از رهبر و رییس جمهور اسلامی ایران داشتند. دراین رابطه سامان رسول‌پور روزنامه‌نگار درصفحه رسمی خودش نوشت: «سامان اعدام شد و درحال تدارک مراسم هستیم.» این را یکی از بستگان نزدیک «سامان نسیمی» به من می‌گوید. او می‌گوید «به خانواده سامان گفته شده که لباس‌هایش را در روزهای آینده می‌توانند تحویل بگیرند.» او می‌گوید: «خانواده سامان به شدت تهدید شده‌اند که دراین زمینه سکوت کنند.» می‌گوید: «خانواده کاملا پذیرفته‌اند که سامان دیگر زنده نیست.» او این‌ها را می‌گوید و قبل از این‌که تلفن را قطع کنم می‌گوید: «صبر کن! صبر کن! گوش بده!» صدای مادرِ پیرِ سامان را برایم می‌گذارد که مویه می‌کند. سرود می‌خواند. با صدای بلند گریه می‌کند و می‌خواند. صدایی که تلفن را قطع کرده‌ام؛ اما هنوز در گوشم می‌پیچد.» درچند روز اخیر سازمان ملل متحد، عفو بین‌الملل، دیدبان حقوق بشر، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، اتحادیه اروپا و کمیسر حقوق بشر دولت فدرال آلمان، ازحاکمان ایران درخواست توقف حکم اعدام سامان نسیم را کرده بودند. این زندانی سیاسی که در زمان بازداشت ۱۷ سال داشت، به اتهام همکاری با«پژاک» و«محاربه» اعدام شد. به دنبال انتشار خبرهای مربوط به سامان نسیم، اعتراض به اعدام این زندانی نوجوان، واکنش گسترده و قابل توجه فعالان حقوق بشردرشبکه‌های اجتماعی اینترنت را در پی داشت. گفته شده شماری از بستگان سامان نسیم و هم‌چنین سایر زندانیان، شب گذشته را درمقابل درب زندان مرکزی ارومیه گذرانده‌ بودند، بدون این‌که به آن‌ها پاسخی داده شود. بر پایه اطلاعات رسیده، وزارت اطلاعات چهار روز پیش، از مسئولان زندان ارومیه خواسته بودند حکم اعدام سامان نسیم زندانی سیاسی را متوقف کنند؛ اما آن‌ها پاسخی نداده بودند. این درحالی است که سپاه پاسداران نیز براجرای این حکم درتاریخ مقرر اصرار داشت. سامان نسیم زندانی سیاسی کُرد، در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۰، در سن ۱۷ سالگی بازداشت شد. وی در شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام محاربه به اعدام محکوم و حکمش در دیوان‌عالی کشور تایید شد. سامان نسیم متولد شهریورماه سال ۱۳۷۳ و اهل شهر مریوان از استان کردستان است. او در۲۶ تیرماه سال ۱۳۹۰، در زمانی که ۱۷ سال سن داشته، درجریان درگیری نیروهای سپاه پاسداران با تعدادی از نیروهای پژاک از احزاب کُرد مخالف حکومت، در مرز سردشت بازداشت شد. او به مدت دوماه درسلول انفرادی حفاظت اطلاعات سپاه در ارومیه، تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت و بعد‌ها به زندان مهاباد منتقل شد. وی در ‌نهایت به اتهام محاربه ازطریق عضویت درحزب حیات آزاد کردستان ازسوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شد و این حکم از سوی دادگاه تجدید نظراستان آذربایجان‌غربی و شعبه۳۲ دیوان‌عالی کشور در آذرماه ۱۳۹۲، عینا تایید شد. سامان نسیم هم‌چنین از جمله زندانیان زندان ارومیه بود که به همراه ۲۹ زندانی سیاسی دیگر، از۲۹ آبان‌ماه سال جاری، دراعتراض به عدم اجرای اصل تفکیک جرایم زندانیان دراین زندان، دست به اعتصاب غذا زده بود. اعتصاب آن‌ها پس از ۳۳ روز پایان یافت. مسوولان زندان درآن زمان و پس از آن، بار‌ها زندانیان اعتصاب کننده را به تبعید و اجرای احکام اعدام آن‌ها تهدید کرده‌اند.

سامان نسیم اعدام شد

سامان نسیم زندانی سیاسی در زندان ارومیه (دریا)، سحرگاه روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، در این زندان اجرا شد. به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، خانواده‌ی سامان نسیم گفته‌اند: «از وزارت اطلاعات تماس گرفته‌اند و به ما خبر دادند که شنبه برای تحویل وسایل سامان به زندان ارومیه مراجعه کنیم.» همزمان منابع دیگری نیز خبر داده‌اند که این زندانى سیاسى توسط ماموران اداره اطلاعات ارومیه و با حضور شخص دادستان عمومى و انقلاب ارومیه در زندان مرکزى ارومیه اعدام شده است.

سامان نسیم زندانی محبوس در بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه، سپیده‌دم روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، درحالی به چوبه دار آویخته شد که سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر درخواست توقف فوری حداقل حکم اعدام سامان نسیم را از رهبر و رییس جمهور اسلامی ایران داشتند.

دراین رابطه سامان رسول‌پور روزنامه‌نگار درصفحه رسمی خودش نوشت: «سامان اعدام شد و درحال تدارک مراسم هستیم.» این را یکی از بستگان نزدیک «سامان نسیمی» به من می‌گوید. او می‌گوید «به خانواده سامان گفته شده که لباس‌هایش را در روزهای آینده می‌توانند تحویل بگیرند.» او می‌گوید: «خانواده سامان به شدت تهدید شده‌اند که دراین زمینه سکوت کنند.» می‌گوید: «خانواده کاملا پذیرفته‌اند که سامان دیگر زنده نیست.» او این‌ها را می‌گوید و قبل از این‌که تلفن را قطع کنم می‌گوید: «صبر کن! صبر کن! گوش بده!» صدای مادرِ پیرِ سامان را برایم می‌گذارد که مویه می‌کند. سرود می‌خواند. با صدای بلند گریه می‌کند و می‌خواند. صدایی که تلفن را قطع کرده‌ام؛ اما هنوز در گوشم می‌پیچد.»

درچند روز اخیر سازمان ملل متحد، عفو بین‌الملل، دیدبان حقوق بشر، فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، اتحادیه اروپا و کمیسر حقوق بشر دولت فدرال آلمان، ازحاکمان ایران درخواست توقف حکم اعدام سامان نسیم را کرده بودند. این زندانی سیاسی که در زمان بازداشت ۱۷ سال داشت، به اتهام همکاری با«پژاک» و«محاربه» اعدام شد.

به دنبال انتشار خبرهای مربوط به سامان نسیم، اعتراض به اعدام این زندانی نوجوان، واکنش گسترده و قابل توجه فعالان حقوق بشردرشبکه‌های اجتماعی اینترنت را در پی داشت. گفته شده شماری از بستگان سامان نسیم و هم‌چنین سایر زندانیان، شب گذشته را درمقابل درب زندان مرکزی ارومیه گذرانده‌ بودند، بدون این‌که به آن‌ها پاسخی داده شود.

بر پایه اطلاعات رسیده، وزارت اطلاعات چهار روز پیش، از مسئولان زندان ارومیه خواسته بودند حکم اعدام سامان نسیم زندانی سیاسی را متوقف کنند؛ اما آن‌ها پاسخی نداده بودند. این درحالی است که سپاه پاسداران نیز براجرای این حکم درتاریخ مقرر اصرار داشت.

سامان نسیم زندانی سیاسی کُرد، در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۰، در سن ۱۷ سالگی بازداشت شد. وی در شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام محاربه به اعدام محکوم و حکمش در دیوان‌عالی کشور تایید شد.
سامان نسیم متولد شهریورماه سال ۱۳۷۳ و اهل شهر مریوان از استان کردستان است. او در۲۶ تیرماه سال ۱۳۹۰، در زمانی که ۱۷ سال سن داشته، درجریان درگیری نیروهای سپاه پاسداران با تعدادی از نیروهای پژاک از احزاب کُرد مخالف حکومت، در مرز سردشت بازداشت شد. او به مدت دوماه درسلول انفرادی حفاظت اطلاعات سپاه در ارومیه، تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت و بعد‌ها به زندان مهاباد منتقل شد.

وی در ‌نهایت به اتهام محاربه ازطریق عضویت درحزب حیات آزاد کردستان ازسوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شد و این حکم از سوی دادگاه تجدید نظراستان آذربایجان‌غربی و شعبه۳۲ دیوان‌عالی کشور در آذرماه ۱۳۹۲، عینا تایید شد.

سامان نسیم هم‌چنین از جمله زندانیان زندان ارومیه بود که به همراه ۲۹ زندانی سیاسی دیگر، از۲۹ آبان‌ماه سال جاری، دراعتراض به عدم اجرای اصل تفکیک جرایم زندانیان دراین زندان، دست به اعتصاب غذا زده بود. اعتصاب آن‌ها پس از ۳۳ روز پایان یافت. مسوولان زندان درآن زمان و پس از آن، بار‌ها زندانیان اعتصاب کننده را به تبعید و اجرای احکام اعدام آن‌ها تهدید کرده‌اند.

Thursday, February 19, 2015

گلشاه 2 ساله قربانی گدایی و اعتیاد + عکس

گلشاه 2 ساله قربانی گدایی و اعتیاد + عکس


گلشاه از پدر و مادر معتاد متولد شد و امروز آنقدر با اعتیاد خوگرفته که دوز مصرفش در حد مصرف بزرگسالان است.

به گزارش ایسنا، گلشاه چشم‌هایش را در خانه‌ای گشود که دود و بوی تریاک با آن عجین بود و درد و رنج زبانه می‌کشید. اگر گریه می‌کرد با تریاک آرامش می‌کردند، دردش را با تریاک تسکین می‌دادند. مادرش می‌گوید: " هم خانه‌هایم گفتند گلشاه درد دارد به او تریاک بده تا آرام شود".

گلشاه از مادر و پدری معتاد متولد شد، امروز آنقدر با اعتیاد خو گرفته است که دوز مصرفش بالاست که طبق گفته پزشک حدمصرف یک بزرگسال را دارد.



یکی از اعضای جمعیت امام‌ علی  خراسان‌جنوبی می‌گوید: مادر گلشاه دختر فراری بوده که تاریخ عقد دائمش بعد از تاریخ تولد اولین فرزندش است، او چهار فرزند به نام‌های فائزه، سمیه، مریم و گلشاه دارد.

او ادامه‌داد: فائزه معلول است و در مرکز نگهداری از معلولان علی‌اکبر  نگهداری می‌شود، سمیه پیش پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند، مریم چهار سال دارد تاکنون با مادربزرگش در روستا زندگی می‌کرد و به تازگی پیش مادرش آمده و معتاد است و خانواده‌اش ترکش داده‌اند اما باز هم مشکوک است و گلشاه نیز شناسنامه ندارد و معتاد است.

مادر گلشاه گدایی می‌کند و گلشاه را به همراه خود برای گدایی می‌برد و پدرش تا حالا زندان بوده و اکنون برای ترک اعتیاد به کمپ منتقل شده است.

گلشاه شناسنامه ندارد زیرا در خانه به دنیا آمده کسی برای او گواهی تولد صادر نکرده و ثبت احوال برای صدور شناسنامه نیاز به گواهی بیمارستان یا تقاضانامه نیروی انتظامی دارد.

برای صدور تقاضانامه نیروی انتظامی، نیاز به حضور شاهدانی است که تولد او را شهادت دهند اما در خانه‌ای تیمی که موادمخدر خرید و فروش می‌شود و همه اعضای خانه معتادند، هیچ‌کس حاضر نیست تولد گلشاه را شهادت دهد.


سه ایرانی درمریخ

سه ایرانی درمریخ

Comic-8749

سه ایرانی درمریخ

سه ایرانی درمریخ

Comic-8749

Wednesday, February 18, 2015

صادق هدایت ۱۱۲ ساله شد

صادق هدایت ۱۱۲ ساله شد
آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است:
«در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.»
فرج سرکوهی نویسنده و منتقد ادبی در مورد مرگ هدایت چنین می‌گوید: «غروب روز ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ ، ۹ آوریل ۱۹۵۱، صادق هدایت پس از سوزاندن برخی آثار منتشر نشده خود، در آپارتمانی در خیابان شامپونیه پاریس خوکشی کرد اما خودکشی فرهنگی او با مرگ شور نوشتن و شوق خلاقیت در او، از حدود ده سال پیش آغاز شده بود و هدایت در این ده سال، از ۲۰ ۱۳تا ۱۳۳۰، جز داستان کم ارزش «حاج آقا»، چند داستان کوتاه و چند ترجمه اثری درخور آثار پیشین خود خلق نکرده بود. صادق هدایت تنها بزرگ‌ترین و خلا‌ق‌ترین نویسنده معاصر ایران نیست که به علاوه، هم در آثار و هم در زندگی و مرگ خود، چون آهوی معروفی که نقاشی کرده است، نماد محزون و نجیب غربت روشنفکر مستقل، نقاد، خلاق و نوآور ایرانی، نماد زندگی تبعیدی در میهن و نماد انزوائی است که شکاف بین مردم و روشنفکر و بیگانگی فرهنگ غالب بر جامعه با روشنفکران مستقل، براین گروه کم شمار تحمیل و غربت در وطن، انزوا، سرخوردگی، یاس و تنهائی را به سرنوشت محتوم آنان بدل می کند.»
منصور کوشان نویسنده و شاعری که ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ در اروپا درگذشت در مورد صادق هدایت چنین می‌گوید: « صادق هدایت، نه تنها از استثنا‌های زمان خود است، که هنوز هم از استثناهای تاریخ معاصر ایران است. هیچ نویسنده‌ای چون او آگاهانه به فرهنگ و خرد کهن ایرانی عشق نورزیده است، هیچ داستان‌نویسی چون او در شناخت خرد و فرهنگ دودمان خود تلاش نکرده است و هیچ آفرینشگری چون او توأمان خرد گذشته را در پیوند با حال در اثرهایش متجلی نکرده است. در هستی‌شناسی‌ متن‌های صادق هدایت آن چه بیش از همه نمود می‌یابد، بازگشت به فرهنگ گذشته و احیای خرد ایرانی در جامعه معاصر است. جدا از متن‌هایی که در آن‌ها هدایت به صراحت جان و خرد فرهنگ ایرانی و هستی‌شناسی‌ِ ادبیات فارسی را می‌کاود، چون "زند و هومن یسن"، "گزارش گمان‌شکن"، "کارنامه‌ی اردشیر بابکان"، "آمدن شاه بهرام ورجاوند"، "گجسته ابالیش"، "شهرستان‌های ایران‌شهر"، "جاماسب‌نامه" و ... در بن‌مایه بسیاری از داستان‌هایش، به ویژه بوف کور، جان و خرد فرهنگ ایرانی نشسته است. همه تلاش او در آفرینش بهترین داستان‌هایش حیات بخشیدن به نمادها، تمثیل‌ها، استعاره‌ها و نشانه‌های گم‌شده یا فراموش شده در فرهنگ کهن و ادبیات ایرانی است. محور تلاش هدایت حول آن چه می‌چرخد که در بعد از تجاوز عرب‌ها و نابخردی‌ِ ایرانی‌های ‌مسلمان به مرور زمان عرصه تعالی و تکامل خود را از دست می‌دهد.»