Thursday, December 1, 2016

حکم دادگاه ویژه بلخ برای احمد منتظری/ چرا افشای ده‌ها حساب مخفی در قوه قضائیه به تلاش برای دستگیری شبانه افشاگر باید بیانجامد؟

حکم دادگاه ویژه بلخ برای احمد منتظری/ چرا افشای ده‌ها حساب مخفی در قوه قضائیه به تلاش برای دستگیری شبانه افشاگر باید بیانجامد؟
زیتون/ عبدالعلی بازرگان : روزی که احمد منتظری با شجاعتی میراث برده از پدر خداترس و با وجدان خود، نوار مذاکرات آن آزاد‌مرد با هیئت مرگ در سال ۱۳۶۷ و هشدا‌رهای بی‌پروایش به آمر و عاملین آن کشتار جمعی را منتشر کرد، به‌خوبی می‌دانست که به‌زودی باید تاوان آب ریختن در لانه مورچه‌های مرگ را بدهد! او با پرهیز از محافظه کاری در برملا‌کردن سندی که به آیندگان تعلق داشت، هم صدق ایمان خود در نترسیدن از غیرخدا را نشان داد و هم عملا ثابت کرد فرزند خلفی از آن آبرومند نزد خدا و خلق است.

حکم دادگاه ویژه روحانیت قم در محکوم‌کردن آقای احمد منتظری به ۲۱ سال زندان و خلع لباس به جرم انتشار نواری که متن مکتوب آن سال‌ها قبل در کتاب خاطرات مرحوم منتظری منتشر شده بود، آن‌قدر پوچ و بی‌پایه است که ابطالش نیازی به استدلال ندارد و همگان بر دست‌های پشت پرده و انگیزه‌های توطئه‌آمیز چنین واکنشی آگاه‌اند. می‌گویند کسی که به دروغ‌اش اعتراف نمی‌کند، برای توجیه آن دروغ‌های بزرگ‌تری می‌بافد و آبروی خود را بیشتر می‌برد؛ لاجرم با این عکس‌العمل‌های کور، اعدام جمعی زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ نیز بیشتر برملا خواهد شد.

یک‌بار دیگر نیز بیت مرحوم منتظری افشاگر روابط پنهانی بخش‌هایی از حاکمیت با دولت‌های آمریکا و اسرائیل در معامله اسلحه، هنگام جنگ ایران و عراق، شده بود که به «ماجرای مک فارلین و ایران گیت»معروف گشت. سید مهدی هاشمی که با افشای این ارتباط در نشریه «الشراع» لبنان جان خود را، البته به بهانه‌ای که قبلا از افتخارات انقلابی‌اش می‌شمردند، فدا کرد، آشکار ساخت که دستگاه اداری«رونالد ریگان» رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در معامله اسلحه‌های تحریم شده برای ایران چگونه با استفاده از نفوذ این کشوردر لبنان گروگان‌های آمریکائی در لبنان را آزاد کرده است. این رسوایی که «ایران- کنترا» نیز نامیده شده، بعد از «واتر گیت» بزرگ‌ترین رسوایی سیاسی دهه‌های اخیر آمریکا بوده است. هرچند حاکمیت ما به رغم شعارهای توخالی درممنوعیت مذاکره با آمریکا و اسرائیل خم به ابرو نیاورد.

دو روز پیش از ابلاغ این حکم (۲۵ نوامبر ۲۰۱۶)، آرشیو امنیت ملی آمریکا پس از ۳۰ سال، اسناد محرمانه «ایران کنترا» مربوط به روابط پنهانی دولت آمریکا در زمان «رونالد ریگان» با ایران را، طبق قانون، منتشر کرد. اینک آقای احمد منتظری به جرم انتشار نواری خصوصی که ۲۸ سال از عمر آن می‌گذرد، باید چنین محکومیتی را تحمل کند.

آن‌هایی که شیطان بزرگ خوانده شده‌اند، بعد از ۳۰ سال، اسناد پنهان‌کاری‌های خود را برملا می‌کنند. چرا اسناد پنهان‌کاری‌های مدعیان اسلام ولایی، که آن را از افتخارات خود می‌دانند، باید مخفی بماند؟! چرا افشای ده‌ها حساب مخفی در قوه قضائیه توسط نماینده شجاع مردم تهران در مجلس، به تلاش برای دستگیری شبانه او باید بیانجامد؟

وقتی سنگ را بسته و سگ را رها کرده باشند، دادگاه بلخی دیگر پدید می‌آید. وای از آن روز که پرده‌ها در دنیا یا آخرت بالا رود و رازهایی، از جمله جنایات سال ۱۳۶۷ و قتل‌های زنجیره‌ای که این روزها سالگردش را می‌گذرانیم و آنچه قبل و بعد از آن بوده برملا گردد؟

Tuesday, November 29, 2016

سیلی خوردن زن دست‌فروش فومنی و باقی قضایا! / رامین دادخواه

سیلی خوردن زن دست‌فروش فومنی و باقی قضایا! / رامین دادخواه



پخش گسترده فیلم سیلی خوردن زنی دست‌فروش در فومن در شبکه‌های اجتماعی سروصدای زیادی به پا کرد. بی‌حرمتی به زنی زحمتکش که زندگی خود و فرزندانش را می‌چرخاند موجب انزجار عمومی شد. این اولین بار نیست که دست‌فروشی مورد ضرب و شتم قرارگرفته است. تاکنون چندین دست‌فروش در گوشه و کنار کشور اقدام به خودسوزی کردند، یکی از دست‌فروشان در اثر ضرب و ستم شدید مأموران شهرداری به قتل رسیده است.

ماجرای زن فومنی و به‌طورکلی دست‌فروشی در ایران چنان ابعاد گسترده‌ای به خود گرفته است که تقریباً تمامی رسانه‌های رسمی مجبور به‌عکس العمل بدان گشته‌اند. حتی "صدای" نمایندگان مجلس نیز در آمده است.

تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تعداد دست‌فروشان کشور و تقریباً هیچ تحقیق جدی در مورد کار و زندگی این بخش از جامعه منتشرنشده است. گزارش‌های چندی که در این یا آن گوشه مطبوعات کشور منعکس‌شده کمتر به دلایل واقعی گسترش دست‌فروشی پرداخته‌اند و بیشتر بر برخی معلول‌ها انگشت می‌گذارند.

به‌راستی این بی‌نام‌ونشان ترین بخش جامعه که هرروز جلوی چشمان ما هستند، کیان‌اند؟ به چه‌کاری مشغول‌اند؟ چرا این‌قدر مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرند و سیاست گردانندگان جمهوری اسلامی در قبال آنان چیست؟

واقعیت‌ها چه می‌گویند: شهرداری تهران تعداد دست‌فروشان در خیابان‌های این شهر را که با بساط گستری، چرخ‌دستی و وانت سد معبر می‌کنند، ۵۵۰۰ تن ذکر کرده است. البته این آمار شامل دیگر اشکال دست‌فروشی مشخصاً دست‌فروشان در مترو تهران نیست. تقریباً بر هر پل عابر پیاده در تهران ۱۰ دست‌فروش به چشم می‌خورد. اما برای اینکه ابعاد واقعی ماجرا دستمان بیاید، باید نگاهی به آمار استان‌ها و شهرهای دیگر بیندازیم. تا دو سال پیش بنا به گزارش رسمی ۲۵ درصد فعالان صنفی در استان گیلان را دست‌فروشان تشکیل می‌دادند که بیش از صد هزار تن از آنان از افراد بازنشسته و مستمری‌بگیر بوده‌اند. در شهری مانند بروجرد هم‌اکنون سه هزار دست‌فروش مشغول به کارند. بیشتر آنان کسانی هستند که در اثر تعطیلی ۷۰ درصد کارخانه‌ها و صنایع این شهر از چاله بیکاری به چاه دست‌فروشی افتاده‌اند. روزنامه‌ها خبر از اعتراض ۷۵۰ تن از دست‌فروشان اهوازی داده‌اند که آنان را در مکان کم رفت‌وآمد و بی‌مشتری "پارک ربیع" اسکان داده بودند. تنها در شهر کوچکی چون یاسوج صدها زن مشغول فروش گیاهان کوهی، یا ارائه دست رنج‌های خانگی‌شان در خیابان‌ها هستند.

طبق پژوهشی موردی که انجمن جامعه شناسان تهران انجام داده است، ۷۶% دست‌فروشان سرپرست خانوارند؛ ۹۰% آنان شغلی ندارند، ۹۸% آنان هیچ درامد دیگری ندارند، ۳۱% آنان حتی از دریافت یارانه محروم‌اند.۴۳% آنان در اثر بیکاری و ورشکستگی به این شغل رانده‌شده‌اند؛ ۳۶% آنان قبلاً کارگر ماهر و ۲۱% کارگر ساده بوده‌اند؛ تنها ۵/۳۳% آنان دست‌فروشی اولین شغل آنان می‌باشد. ۷۸% دست‌فروشان به دلیل پیدا نکردن شغل دیگر به این شغل روی آورده‌اند.

 مترو تهران یکی از مراکز مهم تمرکز و تراکم دست‌فروشان است. طبق یک پژوهش میدانی، اغلب دست‌فروشان مترو زنانی مسن و جوانی هستند که یا سرپرست خانوارند یا کمک‌خرج خانوار. ۳۳ درصد آنان زنان سرپرست خانوارند که معمولاً هنگام فروش کالا شوهران معتاد یا بیکارشان را نفرین می‌کنند و درآمد  حدود ۲۷% این زنان مکمل درآمد خانوار است. ۵۷% آنان متأهل و ۴۳%  مجردند. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در بساطشان هست. از لوازم‌آرایش، بدلیجات، آدامس، جوراب، گل سر، پیژامه، لباس‌زیر، لیف و کیسه، دستمال‌سفره، دم‌کنی، سطل، زیرلیوانی، باتری، اسباب بازی تا پلوخورشت تا فروش عینک طبی. چنان بازار دست‌فروشی در مترو تهران گرم است که اخیراً تعدادی از شرکت‌ها برای معرفی و بخشا فروش محصولاتشان در مترو ویزیتور استخدام می‌کنند. عده‌ای صاحب کالا نیز به استخدام دست‌فروشان در مترو روی آورده‌اند. ۶۵% سود متعلق به صاحبان کالا و تنها ۳۵% سود به دست‌فروشان می‌رسد.

دست‌فروشی کار شاقی است، حداقل باید هفت الی هشت ساعت سرپا بود، در مناطق پررفت‌وآمد بساط پهن کرد و دائم به فکر جنگ‌وگریز با مأموران شهرداری و انتظامی و پرداخت رشوه یا جنس به آنان بود و اگر دست فروش زن یا دختر جوان باشد باید حواسش به آزار جنسی مردان و به‌ویژه اذیت مأموران شهرداری باشد. به قول دکتر آزاد ملکی از استادان دانشگاه، دست‌فروشان چریک‌های شهری‌اند که هرروز باید نقشه و طرحی برای حضورشان در شهر داشته باشند. آنان باید با دائم به فکر جنگ‌وگریز با مأموران شهرداری و انتظامی (بخشا با برخی مغازه‌داران) و تغییر محل بساط خود باشند. تنها در شهرداری تهران ۱۵۰۰ معبربان با ۸۰۰ وانت حضور دارند که وظیفه‌شان مقابله با دست‌فروشان است. فساد در بین این معبربانان چنان بالاگرفته که چندی پیش صد تن از آنان به جرم رشوه‌خواری از کار برکنار شدند. کمتر دست‌فروشی است که با این مأموران برخوردی نداشته باشد. طبق همان گزارش انجمن جامعه شناسان ایران، ۸۸% آنان مدام با مأموران شهرداری درگیری داشته‌اند و اجناس ۶۷% دست‌فروشان دستکم یک‌بار توقیف‌شده است و ۱۸ درصد آنان مجبور به پرداخت جریمه‌شده‌اند. اگر جنسی ضبط شود و توسط مأموران بالا کشیده نشود، حداقل سه تا چهار ماه طول می‌کشد که دست‌فروشان آن را پس بگیرند. معمولاً زنان – به‌ویژه زنان جوان از خیر بازپس‌گیری اجناس شان سرباز می‌زنند زیرا مأموران شهرداری درازای برگرداندن اجناس تقاضای رابطه جنسی می‌کنند. دست‌فروشان مدام با فشار و محدودیت و ضرب و شتم مأموران روبرو هستند. دو سال پیش علی چراغی در اثر ضرب و شتم مأموران به قتل رسید و دست‌فروشی دیگر به نام امیر احمدی در راسته جمهوری خودسوزی کرد. در مقابل این وضعیت بخشی از دست‌فروشان به مقاومت جمعی رو آورده‌اند. البته بیشتر بر مبنای اینکه از کدام منطقه یا شهر، ملیت و گروه زبانی باشند از یکدیگر حمایت می‌کنند. شهرداری تهران در سال ۱۳۹۴ اعلان کرده است که ۷۴ تن از نیروهای شهرداری در مقابله با دست‌فروشان مصدوم شده‌اند. برخلاف تبلیغات رسمی اغلب مردم از دست‌فروشان دفاع می‌کنند. حتی بسیاری از مغازه‌داران هنگام حمله مأموران غالبا به کودکان دست‌فروش پناه می‌دهند و اجناسشان را پنهان می‌کنند.

در چنین وضعیتی برخی نمایندگان مجلس به میدان آمده‌اند، البته نه در دفاع از حقوق دست‌فروشان بلکه در دفاع از شهرداری. آنان با برخی انتقادات آبکی از وضعیت اقتصادی و بیکاری مردم، عمدتاً دست‌فروشان را محکوم کرده‌اند. نماینده زنجان، تحت عنوان استفاده افراد سودجو و سو استفاده از کودکان خواهان برخورد با مسئله دست‌فروشی شد. نماینده بروجرد، دست‌فروشی را مزاحمتی برای مردم و مولد انواع بزهکاری دانست. عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دست‌فروشی را آفت و آسیب دانست و از مأموران انتظامی و شهرداری تشکر و تقدیر کرد. نماینده شیروان، از برخورد جدی با مافیای دست‌فروشی سخن راند و از دولت خواست که دست‌فروشان را شناسایی، ساماندهی و شناسنامه‌دار کنند.

برخی قلم به مزدان "اقتصاددان" نیز ندا سر دادند که دولت به دست‌فروشی به‌صورت یک فرصت نگاه کند نه تهدید. آنان می‌گویند که دولت با رسمی و قانونی کردن دست‌فروشی می‌تواند از این منبع برای خود کسب درآمد کند و از دوران رکود اقتصادی گذر کند. آنان چشم طمع به آخرین لقمه نان این تهیدست‌ترین بخش جامعه دوخته‌اند.

بسیاری از تحلیل گران اقتصادی علت عمده روی‌آوری به دست‌فروشی را بیکاری فزاینده در جامعه می‌دانند. این واقعیت دارد که در کشوری که هر یک ساعت ۱۵۰ نفر (سالانه رقمی حدود یک‌میلیون و سیصد هزار نفر) به جمعیت بیکار اضافه می‌شود، بسیاری از افراد مجبورند به چنین کار دشوار، اعصاب‌خردکن همراه با تحقیر و سرکوب روزمره روی‌آورند. بیکاری یک دلیل واقعی است اما همه واقعیت نیست. برخی دیگر از تحلیل‌گران اقتصادی دست‌فروشی را شغلی کاذب و مضر به حال بنیه تولیدی جامعه می‌دانند. دلایل را نباید در بیکاری یا "کاذب بودن" این شغل دانست. خود بیکاری و "شغل کاذب" معلول عوامل بنیادین دیگر هستند. تمام واقعیت  را باید در ساختار اقتصادی کشور جستجو کرد. ساختاری که به‌شدت باسیاست‌های جمهوری اسلامی حمایت می‌شود. ریشه معضل را باید در مدل اقتصادی حاکم بر جامعه دید. اقتصادی ناموزون ازهم‌گسسته و معوج که مدام از بنیه تولیدی آن کاسته می‌شود و بر بخش خدمات آن اضافه می‌شود. مدام تولید داخل – به‌جز در بر برخی رشته‌های تولیدی معین – در رقابت با بازار جهانی ورشکسته می‌شود و درنتیجه مدام بر نیاز کشور به واردات افزوده می‌گردد. طبق منطق این نظم اقتصادی تولیدکنندگان شهر و روستا باید مدام ورشکسته و بیکار شوند و  به کار پخش و توزیع کالاهای وارداتی بپردازند. این است تناقض واقعی و ذاتی نظم و روابط اقتصادی حاکم بر جامعه. این مسئله منجر به شکل‌گیری پدیده‌ای به نام اقتصاد غیررسمی تقریباً در تمامی کشورهای جهان به‌ویژه کشورهای جهان سومی چون ایران  شده است. اقتصاد غیر رسمی که در محاسبات اقتصادی جایی ندارد اما بخش مهمی از این اقتصاد را تشکیل می‌دهد. طبق آمارها، ارزش بخش اقتصاد غیررسمی در ایران برابر با ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی است و  ۳۰ درصد اشتغال کشور را شامل می‌شود.

با تغییرات در اقتصاد جهانی و تبدیل چین به کارگاه جهانی، بخش خدمات در بسیاری از کشورهای جهان حتی در کشورهای پیشرفته‌تر صنعتی نیز طی چند دهه اخیر رشد کرده است. انتقال کالا از خارج به چهارگوشه یک کشور ناگزیر به رشد انواع و اقسام رشته‌های خدماتی از حمل‌ونقل کالا از یک منطقه به منطقه دیگر تا توزیع و پخش کالا در میان مصرف‌کنندگان خرد منجر می‌شود. اما این رشد بی‌حساب‌وکتاب در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی شکل خاصی به خود گرفته است. از ابتدای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی قاچاق کالا به شکلی مهم از تجارت کشور بدل شده است. طبق گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس سالانه ۲۲ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور می‌شود که تقریباً معادل یک‌سوم حجم واردات کالا به کشور را تشکیل می‌دهند. البته همه می‌دانند که انحصار بخش اعظم این تجارت – به‌ویژه کالاهای سودآوری چون دارو، گوشی همراه، طلا  و غیره - در دست آقازاده‌ها و انواع و اقسام نهادهای غیرنظامی و نظامی مانند سپاه پاسداران قرار دارد. کالاها خود جابجای نمی‌شوند نیاز به نیروی کار معین برای توزیع،  پخش و فروش آنان است. نیاز به کسانی است که این کالاها را در سراسر کشور توزیع کنند و به دست مصرف‌کننده خرد در دور ترین نقاط کشور و سوراخ سنبه های یک شهر برسانند. این امر به انواع و اقسام شبکه‌های رسمی و غیررسمی، قانونی و غیرقانونی و مافیایی حمل‌ونقل کالا و توزیع و پخش آن منجر شده است. در واقع سران مافیا در بالا، در رأس اقتصاد و سیاست کشور و حامیان اصلی آنان در مجلس شورای اسلامی نشسته‌اند.

کافی است رجوع کوچکی به آمار واردات برخی کالاهایی که دست‌فروشان در پخش آن‌ها نقش دارند بیندازیم. ۴۷% مصرف پوشاک کشور غیرقانونی وارد کشور می‌شود. تنها طی نه ماه منتهی به آذر ۱۳۹۳ بیش از ۲ میلیارد دلار پوشاک قاچاق وارد کشور شده است. در سال ۱۳۹۲ بیش از یک میلیارد دلار لوازم‌آرایشی و حدود ۷/۲ میلیارد دلار لباس و پارچه به‌طور غیرقانونی وارد کشور شده‌اند. سیگار یکی دیگر از اقلام مهم است. طبق آمار جهانی ایران و برمه دو کشوری هستند که بیشترین میزان قاچاق سیگار در جهان را به خود اختصاص داده‌اند. در سال ۱۳۹۲، ۳۷۰۰۰ تن کولبر در مناطق مرزی کشور مشغول به کار بودند که در مجموع یک میلیارد و سیصد میلیون دلار کالا حمل کرده‌اند.

طبق آمار رسمی در سال ۱۳۹۲ تقریباً معادل 900 میلیارد تومان کالای قاچاق کشف‌شده است. (که معمولاً معادل ده درصد کل کالاهای وارداتی حساب می‌شود.) توزیع، فروش و پخش خود این کالاهای کشف‌شده حکایتی دیگری از انواع و اقسام فساد در نهادهای انتظامی و گمرکی کشور است. 

ناگفته نماند که دروازه اصلی ورود کالای قاچاق همان مناطق آزاد تجاری هستند که از دوره ریاست جمهوری رفسنجانی تحت عنوان طرح تعدیل اقتصادی در بنادر تحت کنترل سپاه و دیگر نهادهای دولتی در برخی مناطق مرزی تأسیس‌شده‌اند.

روشن است که سود حاصله میلیارد دلاری از این تجارت مافیایی نصیب چه کسانی می‌شود. تا جایی که به دست فروشان مربوط می شود، طبق گزارش انجمن جامعه شناسان ایران، ۷۲% دست‌فروشان اجناس خود را از عمده‌فروشی‌ها بازار تهیه می‌کنند که توان و امکان خریدوفروش کالاها در حجم عظیم را دارند. (تنها ۵/۱۱% دست‌فروشان اجناس خود را از تولیدی‌ها و ۲/۴% از مغازه‌داران تهیه می‌کنند و تنها حدود ۵% از تولید شخصی و خانگی است.)

هزاران هزار تن از مردم باید کولبری کنند و خطر مرگ را پذیرا شوند، هزاران هزار راننده باید ریسک جابجایی این کالاها را به جان بخرند، هزاران هزار دست‌فروش باید جان بکنند تا سود قاچاقچیان بزرگ رسمی و غیررسمی، که اغلب از اعوان‌وانصار دولت جمهوری اسلامی‌اند متحقق شود. این است واقعیت بزرگ و بنیادین و عامل رشد اصلی دست‌فروشی در سراسر کشور. اختصاص بخش مهمی از نیروی کار کشور به این حیطه و وضعیت ناگوار دست‌فروشان حاصل ساختار اقتصادی – اجتماعی و هیولایی به نام جمهوری اسلامی است. تحت این نظام دست‌فروشی پایان نخواهد یافت و در وضعیت دستفروشان بهبودی حاصل نخواهد شد. زندگی و کار دست‌فروشان تنها آیینه تمام نمای یک واقعیت بزرگ است: در این نظام هیچ چیز تغییر نخواهد کرد مگر اینکه همه چیز تغییر کند. 

نامه علی مطهری به دادستان تهران درباره محمود صادقی : مشکل اصلی قوه قضائیه این است که خود را به هیچ کس پاسخگو نمی داند

نامه علی مطهری به دادستان تهران درباره محمود صادقی : مشکل اصلی قوه قضائیه این است که خود را به هیچ کس پاسخگو نمی داند


نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در نامه ای خطاب به دادستان تهران با اشاره به اختلاف نگاه مجلس و قوه قضائیه در ماجرای حکم بازداشت محمود صادقی نماینده مردم تهران در مجلس گفت که اگر این نماینده مجلس شاکی خصوصی جدی داشته چرا قبلا به آن رسیدگی نشده و بعد از تذکر وی در مورد حساب های بانکی قوه قضائیه به جریان افتاده است؟

به گزارش خبرنگار ایسنا، در نامه علی مطهری که در اختیار خبرگزاری دانشجویان قرار گرفته آمده است:

«جناب آقای جعفری دولت آبادی

دادستان محترم تهران

با اهداء سلام، جناب عالی به تبع رئیس محترم قوه قضائیه تذکر جناب آقای دکتر محمود صادقی در جلسه علنی مجلس درباره حسابهای بانکی قوه قضائیه را جرم تلقی کرده و آنگاه به بهانه هشت فقره شکایت خصوصی ایشان را احضار و سپس حکم جلب وی را صادر کرده اید، در حالی که اگر آن شکایتهای خصوصی جدی بود چرا قبلا رسیدگی نشده و بلافاصله بعد از تذکر مذکور به جریان می افتد؟

معلوم می شود که اصل ماجرا همان مسئله حسابهای بانکی است. اختلاف نگاه مجلس و قوه قضائیه در این گونه موارد ناشی از اختلاف در دو مبناست:

۱- از نظر شما انتقاد یا سوال نماینده از قوه قضائیه اگر وارد نباشد جرم است و دادستانی می تواند او را مستقیما احضار یا جلب کند، در حالی که از نظر ما انتقاد یا سوال می تواند وارد باشد و می تواند وارد نباشد و به هر حال در این گونه موارد قوه قضائیه باید به وسیله وزیر دادگستری پاسخ بدهد و رفع ابهام کند. مثلا در موضوع مورد بحث می گویید این که آقای صادقی گفته حسابها شخصی است افترا و تشویش اذهان عمومی‌ست و ایشان مجرم است و باید احضار شود، در حالی که شما صرفا باید توضیح دهید که این حسابها شخصی نیست و نحوه هزینه کرد آن نیز این گونه بوده است و مسئله اینجا تمام است.

اگر نگاه شما را ملاک قرار دهیم هر روز تعدادی از نمایندگان باید در راه مجلس و دادستانی باشند چون هر روز از رئیس جمهور و وزرا انتقاد یا سوال می کنند و در برخی موارد بعدا معلوم می شود که آن طور نبوده است. مشکل اصلی قوه قضائیه این است که خود را به هیچ کس پاسخگو نمی داند و اساسا شأن خود را اجل از پاسخگویی می داند.

۲ - از نظر شما به تبع رئیس قوه قضائیه قانون نظارت بر رفتار نمایندگان قانون درستی نیست و تشخیص جرم مختص قاضی است و هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان صلاحیت تشخیص جرم را ندارد، در حالی که ما می گوییم هر گونه احضار یک نماینده توسط دادستانی باید با اجازه این هیئت باشد، به این معنی که اگر این هیئت اتهام او را خارج از حیطه وظایف نمایندگی تشخیص داد دادستانی مجاز به احضار اوست.

به هر حال با روشی که دادستانی در پیش گرفته است مجلس به صورت یک موجود بی خاصیت و همیشه نگران از احضار و بازداشت در خواهد آمد و حریت و آزادگی خود را از دست خواهد داد و ای بسا که به تملق و چاپلوسی روی آورد. امید است در این مبانی خود تجدید نظر نمایید.

با تقدیم احترام- علی مطهری»

خشم حداد عادل از سئوال در مورد حساب بانکی آملی لاریجانی

خشم حداد عادل از سئوال در مورد حساب بانکی آملی لاریجانی:
این کار مانند آن است که از کسی بپرسند،آیا این صحت دارد که شمافرزندنامشروع پدرومادر خودهستید؟


غلامعلی حدادعادل، نماینده سابق مجلس از محمود صادقی نماینده مردم تهران انتقاد کرد.

به گزارش «انتخاب»؛ حدادعادل در توییتر نوشت:  برای روشن شدن فرق بین تهمت و سوال: اگرکسی از کسی بپرسد،آیااین صحت دارد که شمافرزندنامشروع پدرومادر خودهستید؟ به نظرشما این سوال است یا تهمت؟

وی افزود: گاهی وقت‌ها احضار و دستگیری کسی سبب می شود تا فرصت طرح موضوع در جامعه و داوری خواستن از افکار عمومی از دست برود.

نماینده سابق مجلس در توییت پایانی خود نوشت: در این گونه موارد با بزرگ کردن اقدام قضایی و ایجاد جنجال اصل موضوع به فراموشی کشانده می شود.البته وارد ماهیت حقوقی و قضایی مساله نمی شوم.

مقابل تهمت‌ها به رئیس قوه قضائیه سکوت نکنیم

غلامعلی حداد عادل٬ مشاور علی خامنه‌ای گفته نباید مقابل «تهمت‌ها» علیه رئیس قوه قضائیه سکوت کرد.

به گزارش دیگربان ، حداد عادل این مطلب را شامگاه یک‌شنبه و در بحبوحه تلاش نیرو‌‌های امنیتی برای بازداشت محمود صادقی٬ نماینده مجلس در توییتر خود نوشته است.

وی نوشته «به رئیس قوه قضاییه در مورد حسابی که بیش از ۲۰ سال و بطور قانونی وجود دارد تهمت دزدی نزنیم.»

محمود صادقی در روز‌های اخیر خواستار توضیح صادق لاریجانی درباره وجود ۶۳ حساب شخصی وی در قوه قضائیه شده است.

پیگیری‌های این نماینده مجلس در خصوص این حساب‌ها منجر به صدور حکم جلب وی شد و ماموران شب گذشته قصد اجرای این حکم را داشتند که موفق نشدند.

انتشار خبر تلاش ماموران برای بازداشت این نماینده مجلس با واکنش محمد‌رضا عارف٬ مسعود پزشکیان و چند نماینده دیگر مجلس مواجه شده است.

Sunday, October 2, 2016

عکس‌خبر؛ مانور ضد گروگان‌گیری نوپو در اصفهان

عکس‌خبر؛ مانور ضد گروگان‌گیری نوپو در اصفهان


نوپوImage copyrightMEHR
Image captionنیروهای نوپو
یگان ویژه نیروی انتظامی ایران در یکی از مراکز خرید شهر اصفهان مانور ضد گروگان‌گیری برگزار کرده است.
ماموریت "نوپو" یا نیروهای ویژه پادوحشت پلیس که در این مانور شرکت داشتند، مبارزه با گروگان‌گیری و عملیات تروریستی است.
پیش از این هم عملیات مشابهی در شهرهای دیگر از جمله مشهد انجام شده بود.
نوپوImage copyrightMEHR
Image captionنیروهای ویژه درگیر با گروگان‌گیرهای فرضی
نوپوImage copyrightMEHR
Image captionسلفی با یکی از نیروهای ویژه حاضر در مانور

کشف تازه احمد جنتی: نامزدی "احمدی نژاد" فتنه بود!


کشف تازه احمد جنتی:
نامزدی "احمدی نژاد" فتنه بود!


مرور مطبوعات 10 مهر
کشف تازه احمد جنتی:
نامزدی "احمدی نژاد" فتنه بود!
 
 
 
 
 
۱ – کیهان

 - ایت اله جنتی از دیدار خود با رهبر در شب چهارشنبه یاد کرد و گفت: در این دیدار از اقدام اخیر ایشان (نهی احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات ۹۶) که برای جلوگیری از برپا شدن آتش فتنه بوده است تشکر کردم چرا که ایشان فتنه را در نطفه خفه کرده اند.

 - در ستون کیهان و خوانندگان: بار دیگر امام و ولی امر مسلمین برنامه توطئه آمیز دشمنان را به هم ریخت. حال مردم با بصیرت کامل در انتخابات ریاست جمهوری سال اینده سرنوشت کشور را بدست فردی صالح و انقلابی بسپارند.

 ۲ – اعتماد

 - روزنامه اعتماد در صفحه ۱۰ گزارشی دارد درباره سفر هیأت تجاری آلمانی به ایران اعتماد نوشت: امید یراقی رئیس اتاق بازرگانی ایران-المان معتقد است المان ها باید بتوانند رقیب اصلیشان در ایران، یعنی چین را از صحنه خارج کنند.

 ۳ – ایران

 - اسد اله عسکرولادی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین به خبرنگار "ایران" گفت: چین شریک اول تجاری ایران است و تا کنون کشوری وارد نشده که بخواهد سطح تعاملات خود را مانند چین کند.
 - وزیر بهداشت به مناسبت روز جهانی "سالمند" خبر داد: تدوین سند ملی سلامت سالمندان. دکتر هاشمی با اشاره به سفر اخیر خود به مسکو افزود: در شهر مسکو که جمعیتی نزدیک به تهران دارد، ۸۱ هزار تخت ببمارستانی وجود دارد، درحالیکه مجموع تخت های بیمارستانی تهران۲۶ هزار مورد است که بیشتر انها نیز پیش از انقلاب راه اندازی شده اند. وی اضافه کرد: مایه تاسف است که روند سپردن سالمندان به مراکز سالمندی رو به افزایش است.
 - وزارت بهداشت: شیوع دیابت در شهرها بیش از ۲ برابر روستاها.
 - برگزاری سالگرد درگذشت "دکتر سید محمد حسین مبین" پدر جذامیان ایران در تبریز.
 - به انگیزه اهدای جایزه به امیرهوشنگ ابتهاج (ه.ا سایه). عاطفه طیه از مؤلفان کتاب "پیر پرنیان اندیش" - گفتگو با سایه، نوشت: دیوان "سایه" نمایشگاهی است که می توان در آن امیال و عواطف به زخم ها و التهاب های عاشقانه شخصی را به روشنی دید.
 - محمد رضا خاتمی: اجازه مطالعه پرونده خود را ندارم!
 - حکم محکومیت ۱۶ سال زندان "نرگس محمدی" تایید شد.

۴ - دنیای اقتصاد

 - معاون راه آهن: هیچ برنامه ای برای خرید واگن خارجی نداریم.
نعمت زاده وزیر صنعت، در حاشیه مراسم امضای تفاهم نامه رنو گفت: شرکت های خودرو سازی زیادی مورد بررسی قرار گرفته و به این نتیجه رسیدیم که "رنو" شریک مناسبی است. وی تاکید کرد: برای فاز اول، تولید ۱۵۰ هزار دستگاه در سال و برای فاز دوم ۳۰۰ هزار دستگاه لحاظ شده است. به گفته نعمت زاده با احتساب تولید خودروهای دیگر شرکت "پژو" سبد خودروهای فرانسوی در ایران به ۵۰۰ هزار دستگاه در سال خواهد رسید.

 ۵ - جمهوری اسلامی

 - تیتر اول روزنامه جمهوری اسلامی؛ بحران سوریه، امریکا و روسیه را در استانه رویارویی قرار داد/تلاش امریکا برای تجهیز ترروریست ها به سلاح های سنگین علیه روسیه و سوریه/ وزارت دفاع روسیه نسبت به هرگونه تعرض علیه نیروهایش هشدار داد و اعلام کرد روسیه دقیقا از محل پایگاه ها و مناطق استقرار امریکایی ها در سوریه اطلاع دارد.
 - روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله خود را به عنوان "عزاداری سنتی را نجات دهید" نوشت: هفته گذشته شهرداری تهران اعلام کرد مبلغ ۸میلیارد تومان به تکایا کمک می کند که باعث می شود مسئولین پرداخت کننده این پول ها، امکان بهره برداری های سیاسی از این اقدام پیدا کنند. علاوه بر این ها شهرداری ها با چه مجوز شرعی و قانونی بودجه ای را که از مردم برای عمران و آبادانی شهر می گیرند هزینه عزاداری می کنند?! این واقعیت را در نظر داشته باشیم که مردم این پول ها را با اکراه و از روی ناچاری به شهرداری پرداخت می کنند. مردم هرگز شهرداری را برای این قبیل کارها وکیل خود قرار ندادند.

۶ – اطلاعات

 - بزرگداشت یادروز حافظ در میعادگاه عاشقان شعر و ادب در حافظیه شیراز.
 - وزیر راه کریدور شمال-جنوب فعال می شود. آخوندی استفاده از این کریدور را بهترین مسیر برای انتقال کالا به روسیه دانست.

 ۷ – شرق

 - رییس جمهور: خدا نیامرزد افرادی را که تزریق یأس و نا امیدی می کنند.

۸ – آفتاب

 - سکوت سنگین دلواپسان نفتی در برابر دستاورد بزرگ نفتی ایران.
  - پاستور یا بهشت! دو راهی سخت اقای شهردار.
 - کمک ۴۰۰ میلیاردی دولت به شهرداری در مورد بافت های فرسوده.
 - عیادت عارف از دکتر معین فر، اولین وزیر نفت جمهوری
رییس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران گفت: کارت های بازرگانی به صورت غیر مجاز -اجاره ای-  در اختیار وارد کنندگان مورد سو استفاده قرار می گیرد.

 ۹ - وقایع اتفاقیه

 - دود مبارزه با قاچاق به چشم مردم رفت، لوازم خانگی گران شد.
 - وزارت جهاد کشاورزی؛ ۱۰ هزار تن برنج و ۵ هزار تن شکر به قیمت مصوب دولتی، برنج هر کیلو زیر ۴ هزار تومان و شکر ۲۵۲۰تومان در بازار توزیع می شود.

 ۱۰ – آرمان

 - محمد رضا باهنر در گفتگو با آرمان: مصباح یزدی مرجع واحد همه اصولگرایان نیست.
 - فرمانده ناجا هشدار داد: مجرمان از زندان رفتن واهمه ای ندارند.
 - آرمان در صفحه ۸ نوشت: یکی از شناخته شده ترین ترفندها استفاده از کارت های بازرگانی یکبار مصرف است. بررسی ها در ماه های اخیر نشان می دهد قاچاق از طریق کارت های بازرگانی یکبار مصرف و اجاره ای ادامه دارد.

۱۱  - مردم سالاری

 - حمایت هاشمی از روحانی، هر روز پر رنگ تر از دیروز.
 - دلواپسان امروز، ساکتان دیروز.
 - کسب مقام سیزدهم اصغر فرهادی در بین ۱۰۰ کارگردان هیجان انگیز دنیا.

  ۱۲ – همشهری

 - پوست اندازی حامیان دولت احمدی نژاد، جبهه پایداری با چهره های جدید.
 - حجت الاسلام صادق زاده رییس مرکز فعالیت های دینی شهرداری در جمع ائمه جماعات مساجد جنوب تهران گفت: خط تخریب مدیریت شهری با اهداف سیاسی.

 ۱۳ - جام جم

 - ایرانیان اولین مصرف کنندگان کیسه پلاستیکی.
 - پیشنهاد ثبت روز ملی تئاتر خیابانی.
 - کنسرت شهرام و حافظ ناظری در کیش با حضور نیکی کریمی و رضا عطاران. ( دیگر روزنامه ها به نقل از شهرام ناظری نوشتند: از خانه خودم یعنی صدا و سیما آواره شده ام)

 ۱۴ - خبر جنوب

 - دفتر تحقیقات و بررسی های اقتصادی اتاق بازرگانی ایران اعلام کرد: فقط ۱۰ درصد فعالان بخش خصوصی، دولت یازدهم را موفق می دانند.

 ۱۵ - وطن امروز

 - رییس کمیسیون صنایع بازرگانی اتاق ایران: امار بانک مرکزی را قبول نداریم

 ۱۶ - هفته نامه ۹ دی (سخنگوی سرکوب جنبش سبز)
 - حمید رسایی در سرمقاله خود نوشت: تکلیف ما در برابر توصیه دلسوزانه رهبری به "عدم حضور احمدی نژاد در انتخابات"؛ ما به خضر زمانه خود اطمینان داریم.
 - هفته نامه ۹ دی در صفحه اخر خود نوشت: حسن خمینی اولین مدعی فقاهت در تاریخ حوزه های علمیه که عکس های اندرونی خانواده را به اشتراک می گذارد. شاید در شرایط کنونی که تبختر نخبگانی و اجتماعی "حسن خمینی" در حد کاندیداتوری مجلس خبرگان رهبری است، اسیب بی پروایی های "اخوندی" از این دست چندان احساس نشود. اما تصور کنید که فیل بلند پروازی های او در اینده نه چندان دوری یاد هندوستان مرجعیت شیعیان را کند و رساله علمیه اش هم به پشتوانه بیت المالی انتشارات مؤسسه اطلاعات اقای محمود دعایی، در بهترین کیفیت چاپ و روانه بازار شود و به برکت دوپینگ تلویزیون های ماهواره خارجی بساط تقلید و مقلدی به هم بزند و بشود مرجع تقلید مخالفان جمهوری اسلامی.

به دبیرکلی شیخ مشکوکی بنام آقا تهرانی فرشته چون بیرون شود دیو "جبهه پایداری" در آید!

فرشته چون بیرون شود
دیو "جبهه پایداری" در آید!
همه جمع اند. آقا تهرانی کنار مصباح، رسائی و با یک فاصله
 کوچک زاده  نشسته و روح الله حسینیان با 
شکم برآمده.

با اعلام انحلال تمام احزاب سیاسی واقعی و شناسنامه دار در جمهوری اسلامی جز حزب موتلفه، نوبت رسید به شبکه مداحان و دار و دسته مصباح یزدی که حزب تشکیل بدهند و کنگره برگزار کنند.
اولی با آهنگ های هایده و مهستی و دلکش و گلپایگانی که روی آنها اشعار باصطلاح مذهبی گذاشته اند و جای دلبر و معشوق را با "حسین" و "فاطمه" عوض کرده اند به شهرت رسید و دومی با جمع کردن همه طرد شدگان هر انتخاباتی، کفن پوشان حرفه ای، لباس شخصی ها، بازجوها و روحانیون متهم به قتل های زنجیره ای مانند روح الله حسینیان میداندار شد و اسمش شد جبهه پایداری!
این جبهه همگی از متهمین دوران احمدی نژاد اند که اگر روزی دادگاه او تشکیل شود، یکی یکی باید بروند پای میز محاکمه. از جمله "آقا تهرانی" نماینده مجلس نهم که نماینده روحانیت در آن مجلس و معلم اخلاق کابینه احمدی نژاد بود. شیخ مجهول الهویه ای که چند سالی در امریکا بوده و ناگهان سر و کله اش در تهران پیدا شد و رفت به مجلس. حالا هم در کنگره چند روز پیش جبهه پایداری شد دبیرکل این جبهه. همه آنها دلشان لک زده که سعید جلیلی بشود رئیس جمهوری و دور بیفتد بار دیگر به دست آنها. بگیر و ببند و بدزد و بکوب.
آنها مشهد را تبدیل کرده اند به ستاد خود. بویژه حالا که ابراهیم رئیسی از سه قاضی شرع قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 شده تولیت آستانقدس و سر کیسه این آستان در اختیارش است و می شود سر سفره اش نشست و علم الهدا که همچنان از رانت سخنرانی در راهپیمائی ساندیسی 9 دی علیه مردم معترض به کودتای انتخاباتی سال 88 می خورد. او سخنران آن راهپیمائی بود و در آن مردم معترض به کودتا را مشتی گوساله و بزغاله خطاب کرد.
آنها یک روزنامه ارگان هم دارند بنام "9 دی" که شیخ میانه سال، بی حیا و هتاکی بنام "رسائی"  آن را اداره می کند و از رانده شدگان انتخابات مجلس دهم است.

بازی فوتبال ايران و کره جنوبی در روز تاسوعا/ رئيس فدراسيون فوتبال آخوندی: بنر می آوریم،جریمه اش را می‌دهیم ايران واير - رسانه ها در ایران خبر داده اند که «کارلوس کی روش» در رنکینگ گران ترین مربیان ملی جهان، در رده پنجم ایستاده است؛ یعنی بعد از «فاتح تریم»، سرمربی تیم ملی ترکیه (با ۲.۷ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «تیته»، سرمربی تیم ملی برزیل (با ۲.۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «یوآخیم لو»، سرمربی تیم ملی آلمان (با ۲.۱۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه) و «یورگن کلینزمن»، سرمربی تیم ملی امریکا (با ۲.۰۱ میلیون پوند دستمزد سالیانه). او بالاتر از مردانی مانند «دیده دشان» و «خوزه پکرمن»، یا همتای خودش، «فرناندو سانتوس» در تیم ملی پرتغال قرار گرفته است. اما همین کی روش که طی سال های اخیر توانایی اداره کلیت فوتبال ایران (به جز تیم ملی) را داشته است، هنوز به صورت قطعی از زمان بازی تیم خود مقابل کره جنوبی مطلع نیست. شاید هم برای همین باید بالاترین دستمزد میان مربیان آسیا و افریقا در تمام رده های ملی و باشگاهی را داشته باشد. داستان از بیانیه آیت الله «هاشم بطحایی گلپایگانی» آغاز شد؛ این عضو مجلس خبرگان رهبری در وب سایت خود نوشت: «آقای "مهدی تاج"، رییس فدراسیون فوتبال با کمال تاسف، بدون توجه به افکار عمومی و مقدسات کشور و انظار علما و مراجع و مقام معظم رهبری، از برنامه ریزی فدراسیون فوتبال کره جنوبی تبعیت کرده و الزاماً مسابقات را در بیستم مهرماه، مطابق با شب تاسوعای حسینی برگزار می کنند.» این درحالی است که برگزاری مسابقات بین المللی کم ترین ارتباطی با فدراسیون های فوتبال هر کشور ندارد. فدراسیون ها تابع تاریخ و زمان بندی فدراسیون جهانی فوتبال هستند و به جز در موارد بسیار خاص، اجازه تغییر در زمان بازی ها یا دست بردن در «فیفادی» را ندارند. این بیانیه روز 30 شهریورماه روی وب سایت بطحایی گلپایگانی منتشر شد اما فدراسیون فوتبال براساس معذوریت های قانونی، از کنار آن گذشت. تصور این است که بازی ایران مقابل کره جنوبی شبیه به دیدار «استقلال» برابر «دالیان» چین در محرم سال 1378 خواهد بود؛ روزی که استقلال موفق شد حریف چینی خود را شکست دهد و به فینال باشگاه های آسیا برسد. همان روز صداوسیمای جمهوری اسلامی به بهانه عزاداری ماه محرم، بدون دادن اطلاع قبلی، از پخش مستقیم بازی نماینده ایران خودداری کرد و فقط 80 هزار تماشاگر داخل ورزشگاه، بازی را به صورت مستقیم تماشا کردند. حتی هیچ شبکه رادیویی هم اجازه پخش مستقیم گزارش بازی را نداشت. اما مسابقه بدون حاشیه و بیانیه برگزار شد. «علی موسوی» در وقت های تلف شده، گل برتری استقلال را به ثمر رساند و نماینده ایران به فینال رفت. آن روزها روزنامه «خبرورزشی» چنین تیتری را روی جلد خود برد: «صداوسیما شرمنده مردم شد». مهدی تاج ابتدا با سکوت از کنار بیانیه و اعتراض عضو مجلس خبرگان رهبری گذشت اما وزیر ورزش و جوانان حاضر به سکوت نیست. برای «محمود گودرزی»، تداوم محبوبیت و مقبولیتش در جبهه اصول گرایان آن قدر دارای اهمیت است که به رییس فدراسیون فوتبال ایران دستور دهد به صورت مستقیم با فدراسیون جهانی فوتبال برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی وارد مذاکره شود. «ایسنا» روز هشتم مهرماه و پس از رسانه ای شدن گسترده بیانیه آیت الله بطحایی گلپایگانی، خبر از برگزاری نشست فوری با رییس فدراسیون فوتبال و ابلاغ دستوری به او برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی داد: «وزیر ورزش و جوانان به مهدی تاج ماموریت داد تا ضمن سفر به هند و حضور در کنگره فیفا، رایزنی‌های جدی خود با مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای تغییر زمان برگزاری دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل کره به انجام برساند.» این خبرگزاری نزدیک به وزارت ورزش در همان روز خبر از رایزنی های فدراسیون فوتبال با «جیانی اینفانتینو»، رییس فدراسیون جهانی فوتبال داد و نوشت: «رییس فیفا در پاسخ به درخواست رییس فدراسیون فوتبال ایران درباره‌ امکان تغییر زمان بازی ایران و کره، هرگونه جابه جایی در برنامه این بازی را موکول به توافق دو تیم کرده است.» یعنی اگر کره ای ها برای تغییر زمان مقابل ایران مشکلی نداشته باشند، بازی در زمانی غیر از روز بیستم مهر (تاسوعای محرم) برگزار می شود. اما رییس تازه وارد فدراسیون فوتبال یک روز بعد میهمان برنامه تلویزیونی «ورزش و مردم» شد و مقابل «بهرام شفیع»، مجری برنامه و همین طور رییس فدراسیون هاکی نشست و گفت: «بازی با کره در روز تاسوعا قطعی است.» این حرف یعنی فدراسیون موفق به تغییر نظر کره ای ها نشده است. کره جنوبی بلیت سفر تیم خود، رزرو هتل و همین طور لیگش را براساس تاریخ بیستم تنظیم کرده بود و دلیلی برای تغییر زمان بازی نمی دید. اما این برنامه مناظره بود، نه مصاحبه. در حقیقت، بهرام شفیع نه فقط به عنوان مجری بازنشسته صداوسیما که در قامت رییس فدراسیون هاکی و یکی از نزدیکان وزیر ورزش و جوانان مقابل مهدی تاج نشست. ریتم برنامه هم به شکلی تنظیم شده بود که رییس فدراسیون فوتبال گوشه رینگ باشد. بهرام شفیع بازنشسته صداوسیما است و برای ادامه همکاری با فدراسیون هاکی ایران، منع قانونی دارد؛ اردیبهشت ماه سال 1390 هیات دولت فعالیت افراد بازنشسته در دوایر و دستگاه های دولتی را ممنوع کرد اما مدیرانی مانند «محمود مشحون» و بهرام شفیع با اخذ مجوز از هیات دولت، موفق شده اند هم‎چنان به عنوان رییس در فدراسیون های بسکتبال و هاکی ریاست کنند. شفیع در بخشی از برنامه ورزش و مردم، دبیر ورزشی خبرگزاری «تسنیم» را روی خط آورد و از او خواست در مورد برگزاری بازی ایران مقابل کره جنوبی در روز تاسوعا نظر بدهد. انتخاب خبرگزاری تسنیم از سوی بهرام شفیع برای شرکت در این برنامه، هوشمندانه بود. تسنیم و «فارس» شاید تنها خبرگزاری هایی بودند که مجبور به محکوم کردن زمان انتخابی فیفا برای این مسابقه رسمی شدند. سایر رسانه ها اما باید به جبر قانونی فیفا و کنفدراسیون آسیا در این انتخاب هم اشاره ای می کردند. مهدی تاج در نهایت چنین استدلالی آورد: «تقویم فیفا چهار ساله تنظیم می‌شود و در سال 1391 نوشته شده است. الان در سایت فیفا تا سال 2024 هم برنامه‌ریزی شده است. آن جا هم گفته شده که در مجموع 11 اکتبر که 20 مهر می شود، زمان بازی ایران و کره جنوبی است.» تاج به این نکته هم اشاره می کند که ساعت بازی نه با عزاداری ظهر تاسوعا تداخل دارد و نه شب عاشورا. اما رییس فدراسیون فوتبال در نهایت مقابل رییس فدراسیون هاکی وعده داده است که در روز بازی ایران و کره جنوبی، در ورزشگاه «آزادی» تهران، هم پرچم های مذهبی نصب شود و هم مراسم عزاداری برپا. تاج به شفیع گفت: «کار دیگری نمی توان کرد. چیزی که وجود دارد، ممنوعیت استفاده از شعایر مذهبی در بازی‌ها است اما ما حتی اگر بخواهیم جریمه هم بدهیم، باز هم این کار را می‌کنیم و پرچم های مشکی بزرگ در ورزشگاه نصب خواهد شد.» حداقل میزان جریمه فیفا برای شعارهای مذهبی، سیاسی، قومیتی و نژادی در ورزشگاه های فوتبال، 60هزار دلار تعیین شده است. به عبارتی، فدراسیون فوتبال ایران پیشاپیش به استقبال جریمه 210 میلیون تومانی رفته است. به یاد داشته باشیم بازیکنان تیم ملی فوتسال ایران به دلیل کیفیت نامرغوب البسه و همین طور نداشتن حتی یک دست لباس اضافه، شب قبل از بازی با روسیه، پیراهن های پاره خود را می دوختند. به نظر می رسد نه نظر عضو مجلس خبرگان رهبری برآورده شده، نه خواسته وزیر ورزش و جوانان؛ فعلا توییت هایی در فضای مجازی دست به دست می شوند در شوخی با فدراسیون فوتبال، خواسته وزارت ورزش و برنامه ورزش و مردم. پنجمین مربی گران فوتبال ملی دنیا فعلا در قبال این اتفاقات سکوت کرده است.

بازی فوتبال ايران و کره جنوبی در روز تاسوعا/
رئيس فدراسيون فوتبال آخوندی: بنر می آوریم،جریمه اش را می‌دهیم 


ايران واير - رسانه ها در ایران خبر داده اند که «کارلوس کی روش» در رنکینگ گران ترین مربیان ملی جهان، در رده پنجم ایستاده است؛ یعنی بعد از «فاتح تریم»، سرمربی تیم ملی ترکیه (با ۲.۷ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «تیته»، سرمربی تیم ملی برزیل (با ۲.۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «یوآخیم لو»، سرمربی تیم ملی آلمان (با ۲.۱۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه) و «یورگن کلینزمن»، سرمربی تیم ملی امریکا (با ۲.۰۱ میلیون پوند دستمزد سالیانه).

 
او بالاتر از مردانی مانند «دیده دشان» و «خوزه پکرمن»، یا همتای خودش، «فرناندو سانتوس» در تیم ملی پرتغال قرار گرفته است. اما همین کی روش که طی سال های اخیر توانایی اداره کلیت فوتبال ایران (به جز تیم ملی) را داشته است، هنوز به صورت قطعی از زمان بازی تیم خود مقابل کره جنوبی مطلع نیست. شاید هم برای همین باید بالاترین دستمزد میان مربیان آسیا و افریقا در تمام رده های ملی و باشگاهی را داشته باشد.
 
داستان از بیانیه آیت الله «هاشم بطحایی گلپایگانی» آغاز شد؛ این عضو مجلس خبرگان رهبری در وب سایت خود نوشت: «آقای "مهدی تاج"، رییس فدراسیون فوتبال با کمال تاسف، بدون توجه به افکار عمومی و مقدسات کشور و انظار علما و مراجع و مقام معظم رهبری، از برنامه ریزی فدراسیون فوتبال کره جنوبی تبعیت کرده و الزاماً مسابقات را در بیستم مهرماه، مطابق با شب تاسوعای حسینی برگزار می کنند.»
 
این درحالی است که برگزاری مسابقات بین المللی کم ترین ارتباطی با فدراسیون های فوتبال هر کشور ندارد. فدراسیون ها تابع تاریخ و زمان بندی فدراسیون جهانی فوتبال هستند و به جز در موارد بسیار خاص، اجازه تغییر در زمان بازی ها یا دست بردن در «فیفادی» را ندارند.
 
این بیانیه روز 30 شهریورماه روی وب سایت بطحایی گلپایگانی منتشر شد اما فدراسیون فوتبال براساس معذوریت های قانونی، از کنار آن گذشت. تصور این است که بازی ایران مقابل کره جنوبی شبیه به دیدار «استقلال» برابر «دالیان» چین در محرم سال 1378 خواهد بود؛ روزی که استقلال موفق شد حریف چینی خود را شکست دهد و به فینال باشگاه های آسیا برسد.
 
همان روز صداوسیمای جمهوری اسلامی به بهانه عزاداری ماه محرم، بدون دادن اطلاع قبلی، از پخش مستقیم بازی نماینده ایران خودداری کرد و فقط 80 هزار تماشاگر داخل ورزشگاه، بازی را به صورت مستقیم تماشا کردند. حتی هیچ شبکه رادیویی هم اجازه پخش مستقیم گزارش بازی را نداشت. اما مسابقه بدون حاشیه و بیانیه برگزار شد. «علی موسوی» در وقت های تلف شده، گل برتری استقلال را به ثمر رساند و نماینده ایران به فینال رفت. آن روزها روزنامه «خبرورزشی» چنین تیتری را روی جلد خود برد: «صداوسیما شرمنده مردم شد».
 
مهدی تاج ابتدا با سکوت از کنار بیانیه و اعتراض عضو مجلس خبرگان رهبری گذشت اما وزیر ورزش و جوانان حاضر به سکوت نیست. برای «محمود گودرزی»، تداوم محبوبیت و مقبولیتش در جبهه اصول گرایان آن قدر دارای اهمیت است که به رییس فدراسیون فوتبال ایران دستور دهد به صورت مستقیم با فدراسیون جهانی فوتبال برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی وارد مذاکره شود.
 
«ایسنا» روز هشتم مهرماه و پس از رسانه ای شدن گسترده بیانیه آیت الله بطحایی گلپایگانی، خبر از برگزاری نشست فوری با رییس فدراسیون فوتبال و ابلاغ دستوری به او برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی داد: «وزیر ورزش و جوانان به مهدی تاج ماموریت داد تا ضمن سفر به هند و حضور در کنگره فیفا، رایزنی‌های جدی خود با مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای تغییر زمان برگزاری دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل کره به انجام برساند.»
 
این خبرگزاری نزدیک به وزارت ورزش در همان روز خبر از رایزنی های فدراسیون فوتبال با «جیانی اینفانتینو»، رییس فدراسیون جهانی فوتبال داد و نوشت: «رییس فیفا در پاسخ به درخواست رییس فدراسیون فوتبال ایران درباره‌ امکان تغییر زمان بازی ایران و کره، هرگونه جابه جایی در برنامه این بازی را موکول به توافق دو تیم کرده است.»
یعنی اگر کره ای ها برای تغییر زمان مقابل ایران مشکلی نداشته باشند، بازی در زمانی غیر از روز بیستم مهر (تاسوعای محرم) برگزار می شود.
 
اما رییس تازه وارد فدراسیون فوتبال یک روز بعد میهمان برنامه تلویزیونی «ورزش و مردم» شد و مقابل «بهرام شفیع»، مجری برنامه و همین طور رییس فدراسیون هاکی نشست و گفت: «بازی با کره در روز تاسوعا قطعی است.» 
این حرف یعنی فدراسیون موفق به تغییر نظر کره ای ها نشده است. کره جنوبی بلیت سفر تیم خود، رزرو هتل و همین طور لیگش را براساس تاریخ بیستم تنظیم کرده بود و دلیلی برای تغییر زمان بازی نمی دید.
 
اما این برنامه مناظره بود، نه مصاحبه. در حقیقت، بهرام شفیع نه فقط به عنوان مجری بازنشسته صداوسیما که در قامت رییس فدراسیون هاکی و یکی از نزدیکان وزیر ورزش و جوانان مقابل مهدی تاج نشست. ریتم برنامه هم به شکلی تنظیم شده بود که رییس فدراسیون فوتبال گوشه رینگ باشد. بهرام شفیع بازنشسته صداوسیما است و برای ادامه همکاری با فدراسیون هاکی ایران، منع قانونی دارد؛ اردیبهشت ماه سال 1390 هیات دولت فعالیت افراد بازنشسته در دوایر و دستگاه های دولتی را ممنوع کرد اما مدیرانی مانند «محمود مشحون» و بهرام شفیع با اخذ مجوز از هیات دولت، موفق شده اند هم‎چنان به عنوان رییس در فدراسیون های بسکتبال و هاکی ریاست کنند.
 
شفیع در بخشی از برنامه ورزش و مردم، دبیر ورزشی خبرگزاری «تسنیم» را روی خط آورد و از او خواست در مورد برگزاری بازی ایران مقابل کره جنوبی در روز تاسوعا نظر بدهد. انتخاب خبرگزاری تسنیم از سوی بهرام شفیع برای شرکت در این برنامه، هوشمندانه بود. تسنیم و «فارس» شاید تنها خبرگزاری هایی بودند که مجبور به محکوم کردن زمان انتخابی فیفا برای این مسابقه رسمی شدند. سایر رسانه ها اما باید به جبر قانونی فیفا و کنفدراسیون آسیا در این انتخاب هم اشاره ای می کردند. 
مهدی تاج در نهایت چنین استدلالی آورد: «تقویم فیفا چهار ساله تنظیم می‌شود و در سال 1391 نوشته شده است. الان در سایت فیفا تا سال 2024 هم برنامه‌ریزی شده است. آن جا هم گفته شده که در مجموع 11 اکتبر که 20 مهر می شود، زمان بازی ایران و کره جنوبی است.»
 
تاج به این نکته هم اشاره می کند که ساعت بازی نه با عزاداری ظهر تاسوعا تداخل دارد و نه شب عاشورا. اما رییس فدراسیون فوتبال در نهایت مقابل رییس فدراسیون هاکی وعده داده است که در روز بازی ایران و کره جنوبی، در ورزشگاه «آزادی» تهران، هم پرچم های مذهبی نصب شود و هم مراسم عزاداری برپا.
 
تاج به شفیع گفت: «کار دیگری نمی توان کرد. چیزی که وجود دارد، ممنوعیت استفاده از شعایر مذهبی در بازی‌ها است اما ما حتی اگر بخواهیم جریمه هم بدهیم، باز هم این کار را می‌کنیم و پرچم های مشکی بزرگ در ورزشگاه نصب خواهد شد.»
 
حداقل میزان جریمه فیفا برای شعارهای مذهبی، سیاسی، قومیتی و نژادی در ورزشگاه های فوتبال، 60هزار دلار تعیین شده است. به عبارتی، فدراسیون فوتبال ایران پیشاپیش به استقبال جریمه 210 میلیون تومانی رفته است.
 
به یاد داشته باشیم بازیکنان تیم ملی فوتسال ایران به دلیل کیفیت نامرغوب البسه و همین طور نداشتن حتی یک دست لباس اضافه، شب قبل از بازی با روسیه، پیراهن های پاره خود را می دوختند.
 

به نظر می رسد نه نظر عضو مجلس خبرگان رهبری برآورده شده، نه خواسته وزیر ورزش و جوانان؛ فعلا توییت هایی در فضای مجازی دست به دست می شوند در شوخی با فدراسیون فوتبال، خواسته وزارت ورزش و برنامه ورزش و مردم. پنجمین مربی گران فوتبال ملی دنیا فعلا در قبال این اتفاقات سکوت کرده است.

حکومت پلیسی اسلامی ایران همیشه در حال مانور است مانور "رهایی گروگان" در سیتی‌سنتر اصفهان

حکومت پلیسی اسلامی ایران همیشه در حال مانور است
مانور "رهایی گروگان" در سیتی‌سنتر اصفهان



مانور رهایی گروگان پلیس ویژه نیروی انتظامی (نوپو) به مناسبت هفته نیروی انتظامی.




















شورش قم علیه حسن روحانی به بهانه کنسرت موسیقی + عکس

شورش قم علیه حسن روحانی به بهانه کنسرت موسیقی + عکس
ایران وایر : محمد یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مهم ترین نهاد سیاسی داخلی محسوب می شود، با انتقاد شدید از حسن روحانی، رییس جمهور ایران از مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان قم خواسته است استعفا بدهد و برود. او به دیگران هم توضیح داده که عذرخواهی مدیرکل ارشاد را نپذیرند.

محمد یزدی به حسن روحانی گفته «غیرت روحانیت لباس تان ایجاب می کند وقتی این قبیل چیزها را می شنوید، نتوانید تحمل کنید» و به علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد هم گفته است: «اکثر اقدامات شما مشتمل بر منکرات است.»

ماجرا به برگزاری کنسرت موسیقی «گروه مهبد» باز می گردد که شش مهرماه با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم برگزار شد. رسانه ها از  این برنامه به عنوان اولین کنسرت رسمی قم یاد کردند.

دو روز بعد از برگزاری این کنسرت، صافی گلپایگانی، مرجع تقلید ساکن شیعه گفت برگزاری کنسرت قلب امام زمان را به درد می آورد و باید با برگزاری کنسرت در قم برخورد جدی شود.

همان روز حجت الاسلام عباس دانشی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد قم گفت ما به دغدغه مراجع تقلید احترام می گذاریم، هیچ کنسرتی برگزار نشده، چند سرود انقلابی با استفاده از اشعار فاخر حافظ مولوی اجرا شد و هنرمندان شئونات اسلامی را رعایت کردند و ما هم از این برنامه های فاخر حمایت می کنیم.

این توضیحات اما مقبول نیفتاد و اعتراض ها اوج گرفت. بر خلاف گفته های مدیرکل ارشاد قم، محمد یزدی گفته است «عکس های بسیار زننده ای از این کنسرت دیدم» و کنسرت را مصداق حرمت شکنی خوانده است.

اما محمد یزدی، تنها روحانی بلندپایه قم نیست که دادش به آسمان رفته است. آخوندحسین نوری همدانی، مرجع تقلید ساکن قم هم به دولت روحانی کنایه زده که «اگر می خواهید جوانان را شاد کنید، جای کنسرت برایشان کار و ازدواج ایجاد کنید.»‌ احمد خاتمیِ، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم گفته است فیلم و تصاویر کنسرت را دیده، این کار «خلاف شرع» بوده و «باورکردنی نیست.» وی همچنین حرمت شکنی شهر قم را دستورکار استکبار دانسته است.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم اطلاعیه تندی داد و نوشت «صبر مردم متدین و مراجع بزرگ محدود است» و «شخص وزیر ارشاد باید در این زمینه پاسخگو باشد.» نمایندگان قم در مجلس هم امروز بیانیه دادند که این کنسرت «جلسه ای خلاف شئونات اسلامی و اخلاقی» بوده و وزیر ارشاد با متخلفان به ویژه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم انجام دهد. این نامه را علی لاریجانی، رییس مجلس ایران که نماینده قم است نیز امضا کرده است.

جنگ جدید قم با دولت روحانی در حالی شکل گرفته است که دولت روحانی در طول سه سال گذشته تلاش بسیار زیادی کرده بود که رابطه اش با مراجع تقلید را بهبود ببخشید.

۵ شهریور امسال، محمد نهاوندیان، رییس دفتر رییس جمهور ایران در سفر به قم به جلسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رفت و پاسخ های حسن روحانی، رییس جمهور ایران به انتقادهای آنان را منتقل کرد. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پیش از این در سه نامه محرمانه به حسن روحانی، انتقادهایی درباره رویکرد سیاست داخلی و خارجی او مطرح کرده بود.

پس از این نشست، ایرنا، خبرگزاری دولت به نقل از محمد غروی، عضو جامعه مدرسین خبر داد که «رویکرد جامعه مدرسین نسبت به دولت بسیار خوب بود» ولی حادثه کنسرت قم نشان داد این روابط به تار مویی وصل است.