نامه ای خطاب به سرلشگر جعفری
فرمانده کل سپاه می تواند
خود را فریب بدهد، اما مردم را نه
علیرضا بهشتی از مسئولین ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در پاسخ به آخرین اظهارات فرمانده کل سپاه پاسداران که مضمون آن کاملا منطبق با مقالات حسین شریعتمداری در باره انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران بود خطابیه ای نوشته است که در زیر میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در جدیدترین سخنرانی خود از دعوتهایی که برای وحدت صورت میگیرد اظهار ناراحتی کرده است و به کسانی که در این روزها نیروهای سیاسی را به همدلی فرامیخوانند، و بعضی از آنها مراجع تقلیدهستند، آمرانه میگوید ساکت باشید.
بعید میدانم شاه در اوج قدرت خود قاطبه مراجع را با چنین لحنی مخاطب قرار داده باشد. به راستی در جواب چنین کلماتی چه میشود گفت؟ آیا فرزندان آقای جعفری اجازه دارند مشابه همین کلمات را درگفتگو با او به کار برند؟ آیا او از فرزندان هرکدام از مراجع کبیرتر است یا معلوماتش از تازهکارترین شاگردانشان بیشتر است؟ خدا را شکر؛ شاید اگر سهام مخابرات به ما رسیده بود ما نیز دچار خودبزرگبینی میشدیم.خود را فریب ندهیم و به سراغ طنز و مچگیری نرویم.مسئله خودبزرگبینی نیست.
مسئله این است که کسانی ترجیح میدهند اهمیت رویدادی که در حال تکوین است را نبینند. این روزها درکشورما آنانی که از قضا زمام بسیاری از امور را در دست گرفتهاند به انکار واقعیتها پناه میبرند. از نظر آنها حادثه مهم و غیرمترقبهای در کشور روی نداده است؛ این حوادث طبیعی است، همه چیز تحت فرمان است، اتفاق مهمی نیفتاده است که نیاز به دخالت بزرگان و یا گفتگو داشته باشد.
چند روز دیگر، چند هفته دیگر، چند ماه دیگر (یا شاید چند سال دیگر) شرایط به روزهای آرام و آفتابی پیشین باز میگردد، تا متمردان از رفتارشان پشیمان شوند و با سرهایی فروافتاده به خطاهای خود اعتراف کنند. آن گاه در عین تمامی این خوشخیالیها اضطراب در لحن یکایکشان پیداست.
آیا سردار جعفری در تمامی عمر مراجع تقلید را اینگونه مخاطب قرار میداده است، یا وقوع شرایطی استثنایی است که پیاپی اختیار زبان را از دست او خارج میکند؟ شرایط ابدا عادی نیست، و انکار و فرافکنی شیوههایی کودکانه است. یک بار دیگر حوادث این چند ماه را مرور کنید. آیا اگر چرخ زمان باز میگشت و شما را از نو به قبل 22 خرداد میرساند تمامی رفتارهایی را که طی این چهار ماه از شما سر زد دوباره تکرار میکردید؟ قطعا چنین نیست. یک بار دیگر مرور کنید و ببینید خوب بود کدامیک از آن کارها را انجام نداده بودید، یا فراست و زیرکی بیشتری در اجرایشان به کار میبستید.
ایامی که در پیش رو قرار گرفته است با زمانی که گذشت فرقی نمیکند؛ همان خرد فراموششده را از این پس به اجرا بگذارید. این چهار ماه چه زود گذشت؛ چهار ماه آینده هم دقیقا به این زودی میگذرد. در این چهارماه شرایط سیاسی کشور چقدر دگرگون شد؛ در چهارماه آینده اگر همان شیوه گذشته دنبال شود دگرگونیها به مراتب بیشتر خواهد بود. آنچه روی داده است باز در مقابل آنچه که هنوز روی نداده است از اهمیت کمتری برخوردار است، زیرا هنوز میتوان با رفتاری عقلایی از خسارتهای پیشرو،یا لااقل بخشی از آنها پیشگیری کرد.
واقعیت برای آن که زندگیهای ما را متاثر کند از کسی اجازه نمیگیرد. واقعیت منتظر قانع شدن ما نمینشیند.واقعیت پشت دیوارهای قطور و رودربایستیهای کهنه متوقف نمیشود. واقعیت بزرگ و کوچک نمیشناسد. واقعیت به هیچکس احترام نمی گذارد و با احدی عهد و پیمان ندارد. این ما هستیم که باید خود را با آن تطبیق بدهیم و انکار واقعیت بزرگترین خطایی است که سیاستمداران میتوانند مرتکب شوند.تلخترین روزهای تاریخ زمانی رقم میخورند که سیاستمداران به تحلیلهای ساده و دروغین معتاد شده باشند، تفسیرهایی که همچون مادهای توهمزا بینشها را تملک میکنند و قربانیان خود را به هلاک میرسانند. بسیار سادهتر است که دو میلیون مردم تظاهرکننده را خانواده ساواکیها بنامیم، و به ملغمه پیچیدهای از خطاهای خود اعتراف نکنیم.
سادهتر از آن این است که اول یکی دو صفر از اعداد کم کنیم و سپس آنها را در گزارشها بگنجانیم. بسیار سادهتر است که اسم ناکامیهای خود را کامیابی بگذاریم. چه کسی گفته است در این چند ماه مسیر خطا رفته بودیم؛ اتفاقا عین صواب رفتیم و همانطور که میبینید نتایجی بسیار درخشان گرفتیم. فقط اندکی ریخت و پاشهای ماجرا باقی مانده است که در اجرای هر پروژه عظیمی طبیعی است و به زودی این مشکل نیز حل میشود. هیچ خطایی سرنزده است. همه چیز دارد دقیقا طبق نقشه پیش میرود. تا وقتی میشود مشکل را به همین راحتی حل کرد چه کسی حوصله دارد که به دنبال علت برای شکستها بگردد.
بسیار سادهتر است که نزدیکترین یاران امام را خائن بنامیم تا در میان رفتارهایمان به دنبال کاستیها باشیم. بسیار سادهتر است که خود را حق مطلق و دیگران را طلحه و زبیر و قاسطین و ناکثین و مارقین بنامیم. بسیار سادهتر است که همه چیز را به گردن بیگانگان بیندازیم. همه چیز از سالها پیش سازماندهی شده بود. تکتک مخالفین با سرویسهای جاسوسی مرتبطند. همه دارند توطئه میکنند، همه با هم ارتباط دارند، همه از هم پول میگیرند وبه هم باج میدهند، همه دشمنند، همه ماجراها را یک تشکیلات مخوف و آهنین اداره میکند. و کسانی که در نزدیکترین خاکریزهای جبهه خودی عقیدهای غیر از این دارند وادادگان و خیانتکارانی هستند که باید قبل از موسوی و کروبی به مجازات برسند، مگر آن که توبه کنند؛ یعنی حرفها و تحلیلهای ما را تکرار و تقویت کنند. اینگونه است که حتی عقلای آن سو هم تسلیم تحلیلهای ساده شدهاند؛ تمامی ماجرا این است که مهندس موسوی دروغ بزرگی به نام وقوع تقلب در انتخابات را مطرح کرد و عدهای هم فریب آن را خوردند، بعد حوادث این ایام روی داد. چارهاش هم این است که او به خطای خود اعتراف کند. آن وقت است که بحران در یک چشم به زدن به پایان میرسد. راستی او چرا این کار را انجام نمیدهد در حالی که میداند وقوع بیش از یک میلیون رای تقلب در انتخابات اساسا غیرممکن است. این حرفها آخرین سخنان آقای باهنر نماینده مجلس شورای اسلامی است.
قبل از او هم کسان دیگری گفته بودند حداکثر تقلبی که ممکن است در یک انتخابات صورت بگیرد سه میلیون رای است؛ بیشتر از آن امکان وقوع ندارد. قطعا منظور از چنین سخنانی آن نیست که این ارقام از خواص شگفتانگیزی برخوردارند. تقلب که هفت رقمی شد جفالقلم نمیشود، دستها از کار نمیافتند و رایانههایی که باید آرای نامزدها را جمعبندی کنند در آستانه این ارقام دچار محدودیت تکنولوژیک نمیشوند. بلکه منظور آن است که مردم وقوع یک میلیون یا سه میلیون تفاوت را میان وجدانی که خود در مورد نتیجه احتمالی انتخابات دارند با آنچه در عمل اعلام میشود به حساب خطا در برآوردهایشان خواهند گذاشت، اما اگر تفاوت از این رقم بگذرد دیگر نمیتوانند نتایج را بپذیرند؛ خود به عنوان معتمدترین و معتبرترین ناظر وارد صحنه میشوند و از خطای صورت گرفته بازخواست میکنند. اگر تقلب در حجم بیش از سه میلیون رای عملی نیست از این روست.شما را به خدا آب در آسیاب توهم نریزید. چیزی که دارد از بین میرود، چیزی که دارید از بین میبرید شاید تا سالها قابل بازسازی نباشد. خودتان و سرمایههای سیاسی کشور را از بین نبرید. هنوز میشود بسیاری از اندوختهها را حفظ کرد
Thursday, October 8, 2009
چه گفته شد و چه شنیده شد؟


این عکس ها از دیدار خاتمی و حجاریان در سایت "پارلمان نیوز" منتشر شده است. مناسبات خاتمی و حجاریان به سالهای پیش از دولت خاتمی باز می گردد. سالهائی که خاتمی وزیر ارشاد اسلامی بود و بشدت زیر فشار شورای تبلیغات اسلامی و شخص احمد جنتی ریاست این شورا، برای تغییر سیاست های خاتمی در وزارت ارشاد اسلامی و تحمیل استعفا به وی. در آن دوران، احمد جنتی به همراه حسین شریعتمداری و خاتمی همراه حجاریان به دیدار یکدیگر می رفتند و بحث آغاز می شد. پایان آن دیدارها و جلسات آن شد که خاتمی از سیاست هایش صرفنظر نکرد، اما وزارت ارشاد اسلامی را با استعفا ترک کرد. آن بحث ها و چالش های قدیمی که کمتر درباره آنها صحبت می شود، این بار به داخل زندان کشیده شد. یعنی حسین شریعتمداری باز هم با حجاریان طرف بحث و گفتگو شد، اما نه در فلان "هتل" و با مراعات ضوابط یک دیدار فرهنگی، بلکه در زندان و زیر فشار و شکنجه. حجاریان "تقیه" کرد و میدان شکنجه و اعتراف را برای شریعتمداری و شریعتمداری ها خالی گذاشت. در دیدار با خاتمی، از آنچه در زندان گذشت چه گفت؟ این روزها نیز اگر اعلام نشود تا مردم بدانند، در آینده چنین خواهد شد و همگان خواهند دانست. چنان که درباره دیگرانی که هنوز زندانی اند خواهند دانست. دراین میان آن که جلوجلو دوید و نقش خود را فاش ساخت علی خامنه ای بود که اعترافات امثال حجاریان را نه تنها تائید کرد، بلکه قابل استناد حقوقی و محکمه پسند نیز معرفی کرد! کودتائی که در 22 خرداد انجام شد، دو پیامد تاریخی و تاثیر گذار روی حوادث آینده ایران داشت: نمایش سقوط خامنه ای در عرض 10 روز فاصله 22 خرداد تا به گلوله بستن مردم در خیابان ها و ضربه تاریخی که به اعتبار مردمی سپاه پاسداران وارد آمد و میلیون ها ایرانی تازه متوجه شدند آن مافیای اقتصادی که بر جمهوری اسلامی حکومت می کند همین فرماندهان کودتائی اند. آن تصوری که از نمایش چهره های در هم شکسته ای نظیر حجاریان در تلویزیون داشتند همانقدر نتیجه نداد، که این رویداد بعنوان دو نتیجه بزرگ کودتای 22 خرداد بدست آمد.
Thursday, August 13, 2009
در تهران
در تهران
چهارشنبه بازار سبز
با شعار مرگ بر دیکتاتور
امروز چهارشنبه بازار ضد کودتا در ایران است. جمع زیادی از مردم تهران، از اولین ساعات صبح امروز راهی بازار تهران شدند و در مقابل بازار سرپوشیده خیابان 15 خرداد اعتراض خود را با شعار "مرگ بر دیکتاتور" آغاز کردند.
از بامداد امروز نیروهای انتظامی و لباس شخصی در اطراف بازار تهران مستقر شده بودند. با آغاز تظاهرات مردم، موتورسوارهای چماق بدست به طرف مردم حمله ور شدند. علیرغم هشدار موتلفه اسلامی، بسیاری از مغازه داران بازار تهران بعنوان همدردی با مردم و یا بیم از درگیری ها و خسارت صبح امروز تعطیل بود.
جنبش سبز امروز را"چهارشنبه بازار سبز" اعلام کرده بود. مانند دیگر مردمی که به حرکت امروز لبیک گفته و راهی بازار تهران شده بودند، خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز وارد بازار تهران شد و به مردم پیوست، اما نیروهای امنیتی وی را مجبور به خروج از بازار کردند.
در شماری از "سرا"های بازار تهران بازاریان از مردم حمایت کردند و همراه با مردم شعار "الله اکبر" دادند.
نیروهای امنیتی و بویژه لباس شخصی ها از صبح زود در حیاط بزرگ دفتر امور اصناف تهران در میدان اعدام است مستقر شده بودند. رئیس بنکدارهای مواد غذایی "قاسم فراهانی" با اعتراض اعضای صنف روبرو شده است. بنکداراها به او اعتراض کرده و گفته اند: ما با مردم سروکار داریم و نمیخواهیم از جانب مردم به همکاری با لباس شخصی ها متهم شویم. فراهانی گفته ما موظف به همکاری با دولت هستیم!
امروز چهارشنبه بازار ضد کودتا در ایران است. جمع زیادی از مردم تهران، از اولین ساعات صبح امروز راهی بازار تهران شدند و در مقابل بازار سرپوشیده خیابان 15 خرداد اعتراض خود را با شعار "مرگ بر دیکتاتور" آغاز کردند.
از بامداد امروز نیروهای انتظامی و لباس شخصی در اطراف بازار تهران مستقر شده بودند. با آغاز تظاهرات مردم، موتورسوارهای چماق بدست به طرف مردم حمله ور شدند. علیرغم هشدار موتلفه اسلامی، بسیاری از مغازه داران بازار تهران بعنوان همدردی با مردم و یا بیم از درگیری ها و خسارت صبح امروز تعطیل بود.
جنبش سبز امروز را"چهارشنبه بازار سبز" اعلام کرده بود. مانند دیگر مردمی که به حرکت امروز لبیک گفته و راهی بازار تهران شده بودند، خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز وارد بازار تهران شد و به مردم پیوست، اما نیروهای امنیتی وی را مجبور به خروج از بازار کردند.
در شماری از "سرا"های بازار تهران بازاریان از مردم حمایت کردند و همراه با مردم شعار "الله اکبر" دادند.
نیروهای امنیتی و بویژه لباس شخصی ها از صبح زود در حیاط بزرگ دفتر امور اصناف تهران در میدان اعدام است مستقر شده بودند. رئیس بنکدارهای مواد غذایی "قاسم فراهانی" با اعتراض اعضای صنف روبرو شده است. بنکداراها به او اعتراض کرده و گفته اند: ما با مردم سروکار داریم و نمیخواهیم از جانب مردم به همکاری با لباس شخصی ها متهم شویم. فراهانی گفته ما موظف به همکاری با دولت هستیم!
چهارشنبه بازار سبز
با شعار مرگ بر دیکتاتور
امروز چهارشنبه بازار ضد کودتا در ایران است. جمع زیادی از مردم تهران، از اولین ساعات صبح امروز راهی بازار تهران شدند و در مقابل بازار سرپوشیده خیابان 15 خرداد اعتراض خود را با شعار "مرگ بر دیکتاتور" آغاز کردند.
از بامداد امروز نیروهای انتظامی و لباس شخصی در اطراف بازار تهران مستقر شده بودند. با آغاز تظاهرات مردم، موتورسوارهای چماق بدست به طرف مردم حمله ور شدند. علیرغم هشدار موتلفه اسلامی، بسیاری از مغازه داران بازار تهران بعنوان همدردی با مردم و یا بیم از درگیری ها و خسارت صبح امروز تعطیل بود.
جنبش سبز امروز را"چهارشنبه بازار سبز" اعلام کرده بود. مانند دیگر مردمی که به حرکت امروز لبیک گفته و راهی بازار تهران شده بودند، خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز وارد بازار تهران شد و به مردم پیوست، اما نیروهای امنیتی وی را مجبور به خروج از بازار کردند.
در شماری از "سرا"های بازار تهران بازاریان از مردم حمایت کردند و همراه با مردم شعار "الله اکبر" دادند.
نیروهای امنیتی و بویژه لباس شخصی ها از صبح زود در حیاط بزرگ دفتر امور اصناف تهران در میدان اعدام است مستقر شده بودند. رئیس بنکدارهای مواد غذایی "قاسم فراهانی" با اعتراض اعضای صنف روبرو شده است. بنکداراها به او اعتراض کرده و گفته اند: ما با مردم سروکار داریم و نمیخواهیم از جانب مردم به همکاری با لباس شخصی ها متهم شویم. فراهانی گفته ما موظف به همکاری با دولت هستیم!
امروز چهارشنبه بازار ضد کودتا در ایران است. جمع زیادی از مردم تهران، از اولین ساعات صبح امروز راهی بازار تهران شدند و در مقابل بازار سرپوشیده خیابان 15 خرداد اعتراض خود را با شعار "مرگ بر دیکتاتور" آغاز کردند.
از بامداد امروز نیروهای انتظامی و لباس شخصی در اطراف بازار تهران مستقر شده بودند. با آغاز تظاهرات مردم، موتورسوارهای چماق بدست به طرف مردم حمله ور شدند. علیرغم هشدار موتلفه اسلامی، بسیاری از مغازه داران بازار تهران بعنوان همدردی با مردم و یا بیم از درگیری ها و خسارت صبح امروز تعطیل بود.
جنبش سبز امروز را"چهارشنبه بازار سبز" اعلام کرده بود. مانند دیگر مردمی که به حرکت امروز لبیک گفته و راهی بازار تهران شده بودند، خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نیز وارد بازار تهران شد و به مردم پیوست، اما نیروهای امنیتی وی را مجبور به خروج از بازار کردند.
در شماری از "سرا"های بازار تهران بازاریان از مردم حمایت کردند و همراه با مردم شعار "الله اکبر" دادند.
نیروهای امنیتی و بویژه لباس شخصی ها از صبح زود در حیاط بزرگ دفتر امور اصناف تهران در میدان اعدام است مستقر شده بودند. رئیس بنکدارهای مواد غذایی "قاسم فراهانی" با اعتراض اعضای صنف روبرو شده است. بنکداراها به او اعتراض کرده و گفته اند: ما با مردم سروکار داریم و نمیخواهیم از جانب مردم به همکاری با لباس شخصی ها متهم شویم. فراهانی گفته ما موظف به همکاری با دولت هستیم!
همه شواهد تائید می کند
همه شواهد تائید می کند
کامیون حامل 5ر18 میلیارد دلار
توسط خبرچین های داخل سپاه لُو رفت
نمایندگان مجلس جرات ندارند در باره 5ر18 میلیارد دلاری که در راه لبنان، به چنگ دولت ترکیه افتاده سخن بگویند و یا حداقل از رئیس مجلس دراین باره توضیح بخواهند.
این پول افسانه ای، در یک کامیون جاسازی شده و پس از خروج از ایران و در آستانه خروج از مرز ترکیه به سمت سوریه و لبنان "لُو" رفته و گمرک ترکیه آن را کشف و ضبط کرد.
بلافاصله و بی سر و صدا فردی بنام اسماعیل صفاریان نسب، بعنوان یک تاجر ایرانی ادعای مالکیت این پول را کرد اما دولت ترکیه زیر بار قبول این ادعا نرفت.
گفته می شود اسماعیل صفاریان نسب نه تنها تاجر نیست، بلکه یکی از سرداران سپاه پاسداران است که حواله اجناس عادی بار کامیون بنام وی صادر شده و او مامور انتقال این پول به لبنان و رساندن آن بدست شیخ حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان بوده است.
آن داستانی که جمهوری اسلامی و بویژه سپاه پاسداران در باره ادعای تاجر ایرانی – همان پاسدار- درست کرده به همان اندازه پوچ است که تکذیب کامل این خبر از سوی روزنامه کیهان.
1- نخست وزیر ترکیه رسما ضبط این پول را در یک سخنرانی تائید کرده است. نخستین خبری که پیک دراین باره منتشر کرد نیز همراه با فیلم همین سخنرانی بود که یکبار دیگر آن را می توانید ببینید.
2- هیچ تاجری 5ر18 میلیارد دلار پول نقد و شمش طلا را برای خارج کردن از ایران بار کامیون نمی کند. با چنین پولی می تواند چند بانک در شیخ نشین ها راه اندازی کرد. یعنی همان کاری که حزب الله لبنان می خواست با این پول بکند.
3- اما مهم ترین بخش این ماجرا اینست که چگونه این کامیون و جاسازی آن به این آسانی توسط گمرک ترکیه کشف شده است؟
این کشف گمرکی ممکن نبود، مگر با کسب اطلاع از داخل ایران. یعنی از میان همان ها که این پول را برای رساندن به حزب الله لبنان بار کامیون کرده بودند.
بنابراین، عوامل جاسوس و خبرچین اسرائیل و امریکا و انگلیس در قلب حساس ترین ارگان های امنیتی سپاه پاسداران باید لانه داشته باشند که این خبر را توانسته اند بموقع اطلاع بدهند.
با توجه به پیوند امنیتی اسرائیل و ترکیه، روی عوامل اطلاعاتی اسرائیل بیشتر باید حساب کرد.
با این فرضیات است که باید خطاب به فرمانده کل قوا گفت: بجای ادعای اطلاع از انقلاب مخملی، فکری برای امنیتی ترین ارگان های زیر نظر خود می کردی. همان ارگان هائی که از دل آنها لب تاپ اتمی ایران به اسرائیل و فرانسه رسانده شد. همان ارگان هائی که زمان و ماموریت سرداران سپاه قدس را به امریکائی ها اطلاع دادند تا در ساختمان جمهوری اسلامی در "اربیل" عراق همراه با نقشه و اطلاعاتشان به چنگ امریکائی ها بیفتند.
در میان آنها که اکنون در زندان کودتای 22 خرداد اند، نباید دنبال جاسوس گشت. جاسوس زیر گوش رهبر و دولت دست نشانده او و فرماندهان سپاه است.
سخنان نخست وزیر ترکیه را در اینجا ببنیید!
این مشخصات نیز در باره اسماعیل صفاریان نسب منتشر شده است:
او از سرداران واحد «طرح های برون مرزی» سپاه قدس است و پاسدار رابط او در سوریه "ملاعباسی" است. او از نزدیکان سردار محصولی وزیر کشور نیز هست.
کامیون حامل 5ر18 میلیارد دلار
توسط خبرچین های داخل سپاه لُو رفت
نمایندگان مجلس جرات ندارند در باره 5ر18 میلیارد دلاری که در راه لبنان، به چنگ دولت ترکیه افتاده سخن بگویند و یا حداقل از رئیس مجلس دراین باره توضیح بخواهند.
این پول افسانه ای، در یک کامیون جاسازی شده و پس از خروج از ایران و در آستانه خروج از مرز ترکیه به سمت سوریه و لبنان "لُو" رفته و گمرک ترکیه آن را کشف و ضبط کرد.
بلافاصله و بی سر و صدا فردی بنام اسماعیل صفاریان نسب، بعنوان یک تاجر ایرانی ادعای مالکیت این پول را کرد اما دولت ترکیه زیر بار قبول این ادعا نرفت.
گفته می شود اسماعیل صفاریان نسب نه تنها تاجر نیست، بلکه یکی از سرداران سپاه پاسداران است که حواله اجناس عادی بار کامیون بنام وی صادر شده و او مامور انتقال این پول به لبنان و رساندن آن بدست شیخ حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان بوده است.
آن داستانی که جمهوری اسلامی و بویژه سپاه پاسداران در باره ادعای تاجر ایرانی – همان پاسدار- درست کرده به همان اندازه پوچ است که تکذیب کامل این خبر از سوی روزنامه کیهان.
1- نخست وزیر ترکیه رسما ضبط این پول را در یک سخنرانی تائید کرده است. نخستین خبری که پیک دراین باره منتشر کرد نیز همراه با فیلم همین سخنرانی بود که یکبار دیگر آن را می توانید ببینید.
2- هیچ تاجری 5ر18 میلیارد دلار پول نقد و شمش طلا را برای خارج کردن از ایران بار کامیون نمی کند. با چنین پولی می تواند چند بانک در شیخ نشین ها راه اندازی کرد. یعنی همان کاری که حزب الله لبنان می خواست با این پول بکند.
3- اما مهم ترین بخش این ماجرا اینست که چگونه این کامیون و جاسازی آن به این آسانی توسط گمرک ترکیه کشف شده است؟
این کشف گمرکی ممکن نبود، مگر با کسب اطلاع از داخل ایران. یعنی از میان همان ها که این پول را برای رساندن به حزب الله لبنان بار کامیون کرده بودند.
بنابراین، عوامل جاسوس و خبرچین اسرائیل و امریکا و انگلیس در قلب حساس ترین ارگان های امنیتی سپاه پاسداران باید لانه داشته باشند که این خبر را توانسته اند بموقع اطلاع بدهند.
با توجه به پیوند امنیتی اسرائیل و ترکیه، روی عوامل اطلاعاتی اسرائیل بیشتر باید حساب کرد.
با این فرضیات است که باید خطاب به فرمانده کل قوا گفت: بجای ادعای اطلاع از انقلاب مخملی، فکری برای امنیتی ترین ارگان های زیر نظر خود می کردی. همان ارگان هائی که از دل آنها لب تاپ اتمی ایران به اسرائیل و فرانسه رسانده شد. همان ارگان هائی که زمان و ماموریت سرداران سپاه قدس را به امریکائی ها اطلاع دادند تا در ساختمان جمهوری اسلامی در "اربیل" عراق همراه با نقشه و اطلاعاتشان به چنگ امریکائی ها بیفتند.
در میان آنها که اکنون در زندان کودتای 22 خرداد اند، نباید دنبال جاسوس گشت. جاسوس زیر گوش رهبر و دولت دست نشانده او و فرماندهان سپاه است.
سخنان نخست وزیر ترکیه را در اینجا ببنیید!
این مشخصات نیز در باره اسماعیل صفاریان نسب منتشر شده است:
او از سرداران واحد «طرح های برون مرزی» سپاه قدس است و پاسدار رابط او در سوریه "ملاعباسی" است. او از نزدیکان سردار محصولی وزیر کشور نیز هست.
با سازماندهی کروبی
با سازماندهی کروبی
قربانیان تجاوز در بازداشتگاه ها
با لاریجانی و بروجردی دیدار می کنند؟
علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی، تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه های پس از کودتای انتخاباتی را کذب اعلام کرد. این درحالی است که شیخ مهدی کروبی با تجاوز شدگان دیدار داشته است.
این سخنان لاریجانی، در حالی است که کمیته پیگیری حوادث بازداشتگاهها، از مهدی کروبی خواسته است تا شواهد و مستندات خود در باره تجاوز به زندانیان را دراختیار این کمیته قرار دهد.
همزمان با تکذیب تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها، روزنامه کیهان، که سرپرست آن "حسین شریعتمداری" آمر و آگاه از جزئیاتی است که در بازداشتگاه ها گذشته است، حملات شدیدی را علیه کروبی آغاز کرد. این حملات ناشی از افشاگری جسورانه مهدی کروبی در باره تجاوز به بازداشت شدگان است، اما حسین شریعتمداری مستقیم نمی نویسد که به این دلیل به کروبی حمله می کند، زیرا هنوز بیم دارد که مستندات کروبی رسانه ای شود!
با توجه به آن که مهدی کروبی نیز خود دو دوره رئیس مجلس بوده است، این احتمال که وی مستندات خود را دراختیار لاریجانی قرار بدهد زیاد است و حتی این احتمال نیز دور از ذهن نیست که ملاقاتی را میان شخص لاریجانی و علاء الدین بروجردی (مهم ترین چهره مجلس پس از لاریجانی) سازمان بدهد تا آنها خود مستقیما از زبان قربانیان شرح آنچه بر سرشان در بازداشتگاه ها رفته قرار بگیرند.
قربانیان تجاوز در بازداشتگاه ها
با لاریجانی و بروجردی دیدار می کنند؟
علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی، تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه های پس از کودتای انتخاباتی را کذب اعلام کرد. این درحالی است که شیخ مهدی کروبی با تجاوز شدگان دیدار داشته است.
این سخنان لاریجانی، در حالی است که کمیته پیگیری حوادث بازداشتگاهها، از مهدی کروبی خواسته است تا شواهد و مستندات خود در باره تجاوز به زندانیان را دراختیار این کمیته قرار دهد.
همزمان با تکذیب تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها، روزنامه کیهان، که سرپرست آن "حسین شریعتمداری" آمر و آگاه از جزئیاتی است که در بازداشتگاه ها گذشته است، حملات شدیدی را علیه کروبی آغاز کرد. این حملات ناشی از افشاگری جسورانه مهدی کروبی در باره تجاوز به بازداشت شدگان است، اما حسین شریعتمداری مستقیم نمی نویسد که به این دلیل به کروبی حمله می کند، زیرا هنوز بیم دارد که مستندات کروبی رسانه ای شود!
با توجه به آن که مهدی کروبی نیز خود دو دوره رئیس مجلس بوده است، این احتمال که وی مستندات خود را دراختیار لاریجانی قرار بدهد زیاد است و حتی این احتمال نیز دور از ذهن نیست که ملاقاتی را میان شخص لاریجانی و علاء الدین بروجردی (مهم ترین چهره مجلس پس از لاریجانی) سازمان بدهد تا آنها خود مستقیما از زبان قربانیان شرح آنچه بر سرشان در بازداشتگاه ها رفته قرار بگیرند.
Wednesday, August 12, 2009
بیانیه مجاهدین انقلاب
بیانیه مجاهدین انقلاب
احمدی نژاد و سردار محصولی
مسئول جنایات کهریزک اند
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای در باره آنچه در زندان کهریزک گذشت، نوشت:
زندان کهریزک یک زندان غیر قانونی و خارج از نظارت و کنترل سازمان زندان ها بوده است. مسئول نهایی و پاسخگوی اصلی حوادث این زندان که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شده است، شخص آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و آقای محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور است. این دو تن مسئول تمام تخلفات و رفتارهای غیر قانونی و اسفناک دو ماهه اخیر از جمله در زندان کهریزک علیه شهروندان هستند. فرمانده نیروی انتظامی زیر نظر وزیر کشور فعالیت می کند و شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که رئیس دولت و وزیر کشور وی در طول دو ماهه اخیر نه تنها کمترین حساسیت و تلاشی برای نظارت بر عملکرد این نیرو و ممانعت از اقدامات غیر قانونی آن از جمله وجود و فعالیت زندان کهریزک نداشته اند، بلکه برعکس شواهد آشکاری از حمایت رئیس دولت از اقدامات مذکور حکایت دارد. رئیس دولت نهم در حالی اقدام به حرکات تبلیغاتی نظیر نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه و درخواست رأفت اسلامی با بازداشت شدگان حوادث اخیر می کند که درحمایت از رفتارهای سرکوب گرانه و غیر قانونی علیه مردم، وزیر اطلاعات را به دلیل"کم کاری و عدم برخورد فعال وزارت اطلاعات با حوادث دو ماهه اخیر" عزل میکند و ضمن برعهده گرفتن مسئولیت مستقیم این وزارتخانه و ابراز رضایت از ارگان ها و نهادهای نظامی و انتظامی در حوادث مذکور، پرسنل این وزارت را مورد انتقاد قرار می دهد و بلافاصله چند تن از معاونان این وزارت را تنها به خاطر این که توهماتی نظیر انقلاب مخملی و برخوردهای سرکوب گرانه اخیر با معترضان را تأیید نکرده اند، از کار برکنار می کند.
با توجه به آنچه که ذکر شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می کند هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات و قانون شکنی های دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن ها جنایات ابوغریب کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم به عنوان مسئولان اجرایی اصلی این تخلفات، اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است و نمی تواند نگرانی ها را نسبت به امکان تکرار چنین جنایاتی در آینده منتفی سازد.
احمدی نژاد و سردار محصولی
مسئول جنایات کهریزک اند
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای در باره آنچه در زندان کهریزک گذشت، نوشت:
زندان کهریزک یک زندان غیر قانونی و خارج از نظارت و کنترل سازمان زندان ها بوده است. مسئول نهایی و پاسخگوی اصلی حوادث این زندان که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شده است، شخص آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و آقای محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور است. این دو تن مسئول تمام تخلفات و رفتارهای غیر قانونی و اسفناک دو ماهه اخیر از جمله در زندان کهریزک علیه شهروندان هستند. فرمانده نیروی انتظامی زیر نظر وزیر کشور فعالیت می کند و شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که رئیس دولت و وزیر کشور وی در طول دو ماهه اخیر نه تنها کمترین حساسیت و تلاشی برای نظارت بر عملکرد این نیرو و ممانعت از اقدامات غیر قانونی آن از جمله وجود و فعالیت زندان کهریزک نداشته اند، بلکه برعکس شواهد آشکاری از حمایت رئیس دولت از اقدامات مذکور حکایت دارد. رئیس دولت نهم در حالی اقدام به حرکات تبلیغاتی نظیر نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه و درخواست رأفت اسلامی با بازداشت شدگان حوادث اخیر می کند که درحمایت از رفتارهای سرکوب گرانه و غیر قانونی علیه مردم، وزیر اطلاعات را به دلیل"کم کاری و عدم برخورد فعال وزارت اطلاعات با حوادث دو ماهه اخیر" عزل میکند و ضمن برعهده گرفتن مسئولیت مستقیم این وزارتخانه و ابراز رضایت از ارگان ها و نهادهای نظامی و انتظامی در حوادث مذکور، پرسنل این وزارت را مورد انتقاد قرار می دهد و بلافاصله چند تن از معاونان این وزارت را تنها به خاطر این که توهماتی نظیر انقلاب مخملی و برخوردهای سرکوب گرانه اخیر با معترضان را تأیید نکرده اند، از کار برکنار می کند.
با توجه به آنچه که ذکر شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می کند هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات و قانون شکنی های دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن ها جنایات ابوغریب کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم به عنوان مسئولان اجرایی اصلی این تخلفات، اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است و نمی تواند نگرانی ها را نسبت به امکان تکرار چنین جنایاتی در آینده منتفی سازد.
میرحسین موسوی:
میرحسین موسوی:
آنچه در زندان می گذرد، ضرورت
اصلاح عمیق در کشور را ثابت کرد
آنها که به مردم دروغ می گویند، جنبش مردم را به بیگانگان نسبت می دهند، آنها که دادگاه های نمایشی را ترتیب داده اند و آن روزنامه ای (کیهان) که به روشنفکران، فرهیختگان و به امثال شیخ مهدی کروبی توهین می کند به امریکا و انگلیس خدمت می کنند.
شماری از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با میرحسین موسوی برنده انتخابات ریاست جمهوری که علیه او کودتا شد، دیدار کردند. در این دیدار موسوی گفت:
آنچه امروز در زندانها میگذرد، به خوبی نشاندهنده ضرورت یک اصلاح عمیق در کشور است. هیچ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمیخواستند این حوادث روی دهد و بدتر آن که با دروغهای پی در پی توجیه شود. بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند. مردم خواهان طرح خواستهها و اعتراضات خود در جوی آرام و عاری از تشنج بوده و هستند و آن کسانی که با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونین کردند، به منافع بیگانگان خدمت میکنند.
یک اراده سیاسی میخواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی - تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند؛ حال آن که وقتی دقت میکنیم، میبینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.
آیا حرکت اعتراضی مردم که بر پایه گفتمانی در چارچوبه قانون اساسی استوار است و با شعارهای برگرفته از شعارهای انقلاب شکل گرفته در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاههای نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیتهای انقلاب مینشانند. کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟
آیا آمریکا ترجیح میدهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغگوییهای پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آیا کسانی که باعث شدهاند مردم برای گرفتن خبر به رسانههای خارجی مراجعه کنند، به دنبال منافع بیگانگان هستند یا کسانی که میگویند رسانه ملی بیطرف باشد و اخبار را شفاف بیان کند؟ آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج میکرد، میتوانست به اندازه اتفاقاتی که در زندانها افتاده است، به کشور و انقلاب لطمه بزند؟ آیا روزنامه کیهان که قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار میدهد یک جریان همسو با بیگانگان نیست که همطراز منافقین با نظام دشمنی میکند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمیدارد؟ آیا اهانت کیهان به آقای کروبی که توان بسیج جمعهای مؤمن و دلسوز به نظام و کشور را دارد، خدمت به منافع بیگانه نیست؟
آنچه در زندان می گذرد، ضرورت
اصلاح عمیق در کشور را ثابت کرد
آنها که به مردم دروغ می گویند، جنبش مردم را به بیگانگان نسبت می دهند، آنها که دادگاه های نمایشی را ترتیب داده اند و آن روزنامه ای (کیهان) که به روشنفکران، فرهیختگان و به امثال شیخ مهدی کروبی توهین می کند به امریکا و انگلیس خدمت می کنند.
شماری از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با میرحسین موسوی برنده انتخابات ریاست جمهوری که علیه او کودتا شد، دیدار کردند. در این دیدار موسوی گفت:
آنچه امروز در زندانها میگذرد، به خوبی نشاندهنده ضرورت یک اصلاح عمیق در کشور است. هیچ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمیخواستند این حوادث روی دهد و بدتر آن که با دروغهای پی در پی توجیه شود. بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند. مردم خواهان طرح خواستهها و اعتراضات خود در جوی آرام و عاری از تشنج بوده و هستند و آن کسانی که با برهم زدن تجمعات آرام مردم آن را خونین کردند، به منافع بیگانگان خدمت میکنند.
یک اراده سیاسی میخواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی - تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند؛ حال آن که وقتی دقت میکنیم، میبینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.
آیا حرکت اعتراضی مردم که بر پایه گفتمانی در چارچوبه قانون اساسی استوار است و با شعارهای برگرفته از شعارهای انقلاب شکل گرفته در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاههای نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیتهای انقلاب مینشانند. کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟
آیا آمریکا ترجیح میدهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغگوییهای پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟ آیا کسانی که باعث شدهاند مردم برای گرفتن خبر به رسانههای خارجی مراجعه کنند، به دنبال منافع بیگانگان هستند یا کسانی که میگویند رسانه ملی بیطرف باشد و اخبار را شفاف بیان کند؟ آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج میکرد، میتوانست به اندازه اتفاقاتی که در زندانها افتاده است، به کشور و انقلاب لطمه بزند؟ آیا روزنامه کیهان که قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار میدهد یک جریان همسو با بیگانگان نیست که همطراز منافقین با نظام دشمنی میکند و در جهت منافع آمریکا و انگلستان گام برمیدارد؟ آیا اهانت کیهان به آقای کروبی که توان بسیج جمعهای مؤمن و دلسوز به نظام و کشور را دارد، خدمت به منافع بیگانه نیست؟
بیانیه آیت الله دستغیب عضو مجلس خبرگان
بیانیه آیت الله دستغیب عضو مجلس خبرگان
برای روشن تکلیف وضع موجود
و رسیدگی به اعتراضات مردم و شکایت های موسوی و کروبی
مجلس خبرگان را فرا بخوانید!
آیتالله سید علیمحمد دستغیب، از مراجع شیراز و عضو مجلس خبرگان رهبری، با انتشار نامه ای خواستار تشکیل فوری مجلس خبرگان برای رسیدگی به شکایات میرحسین موسوی و مهدی کروبی در باره کودتای انتخاباتی شد. وی در نامه خود نوشت:
«این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد، یعنی اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.
وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.
چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.
معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.
در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.
امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟
اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعاده حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد، آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیله نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد...»
برای روشن تکلیف وضع موجود
و رسیدگی به اعتراضات مردم و شکایت های موسوی و کروبی
مجلس خبرگان را فرا بخوانید!
آیتالله سید علیمحمد دستغیب، از مراجع شیراز و عضو مجلس خبرگان رهبری، با انتشار نامه ای خواستار تشکیل فوری مجلس خبرگان برای رسیدگی به شکایات میرحسین موسوی و مهدی کروبی در باره کودتای انتخاباتی شد. وی در نامه خود نوشت:
«این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد، یعنی اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد.
وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. این قانون حاصل خون هزاران شهید و جانباز و نتیجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعید شدن علما و روحانیون و نخبگان است. در وقایع اخیر (انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری) اعتراض مردم در راهپیمایی ها که هنوز هم معترضند، به نتیجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گردید مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.
چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظیر همین خبرگان فعلی و بعضی از اعضای این مجلس از اعضای آن بودند و در تدوین قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ایشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسیدگی شود.
معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.
در انتخابات چند دوره قبل بیش از بیست میلیون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئیس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کردیم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأیید امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آیا یک بار از ایشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسیه خبرگان بیایند و به سؤالات پاسخ دهند یا او را از خود دور کردیم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات دیگر.
امّا رئیس دولت نهم که در کسوت روحانیت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و دیگری را برای این جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آیا این محلّ سؤال برای مردم نیست که چرا خبرگان این همه تبعض قائل می شوند؟
اینجانب صادقانه و خیرخواهانه عرض می کنم تا دیر نشده خبرگان برای اعاده حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد، آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیله نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود، ببینید چه قدر محبوب خواهید شد...»
امامی کاشانی تسلیم احمد جنتی و محمد یزدی نشد
امامی کاشانی تسلیم احمد جنتی و محمد یزدی نشد
اختلاف بر سر تقلب انتخاباتی
در میان فقها و شورای نگهبان
بدنبال خبر تبریک پیروزی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی در شب شمارش آراء" که سایت "رجانیوز" از دستش در رفت و آن را اعلام کرد، اکنون آن خبری که بصورت شنیده ها در محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران دهان به دهان می شد، در سایت های خبری انتشار یافت. این که در جریان رسیدگی به پرونده انتخابات اخیر در شورای نگبهان، دراین شورا اختلاف نظر وجود داشته و بخشی از تعلل این شورا برای تائید نظر رهبر جمهوری اسلامی و آن یک هفته مهلتی که توسط وی تمدید شد، همگی ناشی از این اختلاف بوده است. در همان هفته تمدید مهلت نیز این شورا نتوانست به اتفاق آراء نتیجه انتخابات را تائید کند و به همین دلیل جلسه شورای نگهبان درحضور علی خامنه ای تشکیل شد. دراین جلسه، پس از همه بحث ها، یکی از اعضای شورای نگهبان اعلام داشت که حاضر نیست این تقلب را تائید کند و آخرت خود را به این دنیا بفروشد.
از سوی دیگر در همان دوران فاصله نماز جمعه پس از انتخابات رهبر و اعلام تمدید مهلت یک هفته ای شورای نگهبان، پیک نت با انتشار برخی شنیده ها اعلام کرد که آیت الله امامی کاشانی که در چند دوره عضو شورای نگهبان بوده و اکنون عضو مجلس خبرگان و یکی از 4 امام جمعه موقت تهران است حاضر به تائید نتیجه انتخابات نیست و "اما و اگر" های بسیاری دارد.
حضور امامی کاشانی در آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی و سکوتی که هفته گذشته صدا و سیما و مطبوعات دولتی در باره نماز جمعه امامی کاشانی و خطبه های او کردند نیز نشان داد که آن اخبار مربوط به اختلاف ها واقعیت بوده است.
اختلاف بر سر تقلب انتخاباتی
در میان فقها و شورای نگهبان
بدنبال خبر تبریک پیروزی لاریجانی رئیس مجلس به میرحسین موسوی در شب شمارش آراء" که سایت "رجانیوز" از دستش در رفت و آن را اعلام کرد، اکنون آن خبری که بصورت شنیده ها در محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران دهان به دهان می شد، در سایت های خبری انتشار یافت. این که در جریان رسیدگی به پرونده انتخابات اخیر در شورای نگبهان، دراین شورا اختلاف نظر وجود داشته و بخشی از تعلل این شورا برای تائید نظر رهبر جمهوری اسلامی و آن یک هفته مهلتی که توسط وی تمدید شد، همگی ناشی از این اختلاف بوده است. در همان هفته تمدید مهلت نیز این شورا نتوانست به اتفاق آراء نتیجه انتخابات را تائید کند و به همین دلیل جلسه شورای نگهبان درحضور علی خامنه ای تشکیل شد. دراین جلسه، پس از همه بحث ها، یکی از اعضای شورای نگهبان اعلام داشت که حاضر نیست این تقلب را تائید کند و آخرت خود را به این دنیا بفروشد.
از سوی دیگر در همان دوران فاصله نماز جمعه پس از انتخابات رهبر و اعلام تمدید مهلت یک هفته ای شورای نگهبان، پیک نت با انتشار برخی شنیده ها اعلام کرد که آیت الله امامی کاشانی که در چند دوره عضو شورای نگهبان بوده و اکنون عضو مجلس خبرگان و یکی از 4 امام جمعه موقت تهران است حاضر به تائید نتیجه انتخابات نیست و "اما و اگر" های بسیاری دارد.
حضور امامی کاشانی در آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی و سکوتی که هفته گذشته صدا و سیما و مطبوعات دولتی در باره نماز جمعه امامی کاشانی و خطبه های او کردند نیز نشان داد که آن اخبار مربوط به اختلاف ها واقعیت بوده است.
Sunday, August 9, 2009
صدام حسین اگر ایران را تصرف کرده بود
صدام حسین اگر ایران را تصرف کرده بود
با مردم چنین نمی کرد که بدستور علی خامنه ای کردند
کودتاچی های 22 خرداد
با این جنایات
روی کودتاچیان 28 مرداد را سفید کردند
آن سرداران بی غیرت سپاه پاسداران
و روحانیون رو سیاهی که پشت این جنایات پنهان اند، مجرم اند
مهدی کروبی در نامه ای به هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری، از وی خواست تا با توجه به مسئولیتی که در آن مجلس دارد، یک هیات ویژه را جهت رسیدگی به جنایات و بویژه جنایات جنسی که در جریان سرکوب مردم معترض به کودتا، اوباش پیاده نظام کودتاچی ها در بازداشتگاه ها مرتکب شده اند تشکیل دهد. او در نامه خود نوشت: عدهای از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند، به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند. احمدی نژاد، مسئولین دفتر سیاسی سپاه، حسین شریعتمداری، احمد جنتی، سرلشگر فیروزآبادی، عزیز جعفری، مجتبی خامنه ای، طائب، ذوالنوری، رادان، احمدی مقدم، نقدی، مرتضوی و همه جنایتکاران دیگری که دست به دست هم دادند و با کودتای انتخاباتی و چنین فجایعی احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند و علی خامنه ای که این جنایات را سرکوب اغتشاشگران نامید، باید بر صندلی محاکمه یک ملت بنشینند. فریاد الله اکبر مردم، یعنی طلب چنین محاکمه ای.
حضور محترم آیتالله هاشمیرفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام
بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروهها و رسانههای مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگیریهای بیحساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانههای مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشتانگیز حتی با خانمها در سطح خیابانهای شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعتآمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شدهاند نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیدهایم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بیمحابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشتشدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروهها جایی ندارد و نشاندهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شدهاند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمیپردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامهای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنیدهام که هنوز از آن بر خود میلرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیدهام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده میکردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذرهای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکیهای طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی این مطالب را به من گفتهاند که دارای پستهای حساس در این کشور بودهاند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بودهاند. این افراد اظهار داشتهاند، اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین میکند که روی بسیاری از حکومتهای دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.
گمان نمیکنم زندانیان دوران 25 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد حزب توده گرفته تا گروههای مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کردهاند، دیده یا شنیده باشند.
اینجانب این مطالب را برای شما مینویسم و مصرانه میخواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح میدانید با حضرت آیتالله خامنهای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که انشاءالله هم نیست و بعید میدانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچههای بازداشتی در رسانهها و سایتها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصتطلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیدهام تهدید شدهاند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاریها و شهادتها و به قصد قربت الی الله، بهرغم آنکه در شأن من نیز نمیباشد و به رغم همه مشغلهها و گرفتاریها و بهرغم آنکه میدانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آمادهام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی مینمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از این قرار است:
عدهای از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند.
با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بیغرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوریاسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور میشوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.
با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
7/5/1388
با مردم چنین نمی کرد که بدستور علی خامنه ای کردند
کودتاچی های 22 خرداد
با این جنایات
روی کودتاچیان 28 مرداد را سفید کردند
آن سرداران بی غیرت سپاه پاسداران
و روحانیون رو سیاهی که پشت این جنایات پنهان اند، مجرم اند
مهدی کروبی در نامه ای به هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری، از وی خواست تا با توجه به مسئولیتی که در آن مجلس دارد، یک هیات ویژه را جهت رسیدگی به جنایات و بویژه جنایات جنسی که در جریان سرکوب مردم معترض به کودتا، اوباش پیاده نظام کودتاچی ها در بازداشتگاه ها مرتکب شده اند تشکیل دهد. او در نامه خود نوشت: عدهای از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند، به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند. احمدی نژاد، مسئولین دفتر سیاسی سپاه، حسین شریعتمداری، احمد جنتی، سرلشگر فیروزآبادی، عزیز جعفری، مجتبی خامنه ای، طائب، ذوالنوری، رادان، احمدی مقدم، نقدی، مرتضوی و همه جنایتکاران دیگری که دست به دست هم دادند و با کودتای انتخاباتی و چنین فجایعی احمدی نژاد را رئیس جمهور کردند و علی خامنه ای که این جنایات را سرکوب اغتشاشگران نامید، باید بر صندلی محاکمه یک ملت بنشینند. فریاد الله اکبر مردم، یعنی طلب چنین محاکمه ای.
حضور محترم آیتالله هاشمیرفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام
بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروهها و رسانههای مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگیریهای بیحساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانههای مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشتانگیز حتی با خانمها در سطح خیابانهای شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعتآمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شدهاند نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیدهایم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بیمحابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشتشدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروهها جایی ندارد و نشاندهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شدهاند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمیپردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامهای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنیدهام که هنوز از آن بر خود میلرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیدهام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده میکردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذرهای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکیهای طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی این مطالب را به من گفتهاند که دارای پستهای حساس در این کشور بودهاند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بودهاند. این افراد اظهار داشتهاند، اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین میکند که روی بسیاری از حکومتهای دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.
گمان نمیکنم زندانیان دوران 25 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد حزب توده گرفته تا گروههای مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کردهاند، دیده یا شنیده باشند.
اینجانب این مطالب را برای شما مینویسم و مصرانه میخواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح میدانید با حضرت آیتالله خامنهای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که انشاءالله هم نیست و بعید میدانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچههای بازداشتی در رسانهها و سایتها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصتطلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیدهام تهدید شدهاند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاریها و شهادتها و به قصد قربت الی الله، بهرغم آنکه در شأن من نیز نمیباشد و به رغم همه مشغلهها و گرفتاریها و بهرغم آنکه میدانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آمادهام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی مینمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از این قرار است:
عدهای از افراد بازداشت شده مطرح نمودهاند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نمودهاند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کردهاند به طوریکه برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیدهاند و در کنج خانههای خود خزیدهاند.
با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بیغرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوریاسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور میشوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.
با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
7/5/1388
Subscribe to:
Posts (Atom)