بی بی سی : ایران می گوید از دولت افغانستان خواسته است افرادی که در مقابل سفارت این کشور در کابل تظاهرات کرده اند، شناسایی و دستگیر شوند.
دهها تن از افغان های معترض به توقیف تانکرهای سوخت افغانستان در مرزهای ایران، روز پنجشنبه در برابر سفارت ایران در کابل تظاهرات کردند و تصاویر رهبران ایران را آتش زدند.
فداحسین مالکی، سفیر ایران در افغانستان به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا گفت مقام های افغان در تماس تلفنی با او اظهار "تاسف" کرده و "قول" داده اند "مسببین" را بازداشت کنند.
وی به کابل هشدار داد در صورت عدم شناسایی و یا دستگیری این افراد، "احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران نسبت به ترانزیت سوخت و یا در برخی مسائل تجدید نظر کند."
این چهارمین تظاهرات ضد ایران در کابل ظرف دو هفته اخیر است.
معترضان تصاویری از سران دولت ایران را در جلو در سفارت این کشور در کابل آتش زده و تخم مرغ و رنگ به سوی تابلوی سفارت ایران پرتاب کردند.
این افراد شعارهای ضد ایران سر دادند و خواستار آزاد شدن تانکرهای مواد سوختی افغانستان از مرزهای شرقی ایران شدند.
ایران می گوید تظاهرکنندگان "عوامل غربی" مخالف بهبود روابط دو کشور هستند.
حدود هزار و ٦٠٠ تانکر حامل مواد سوخت از حدود یک ماه قبل تاکنون در مرزهای ایران متوقف شده است.
این تظاهرات کنندگان همچنین در شعارهای خود از حکومت ایران به دلیل آنچه که "بدرفتاری" با پناهجویان افغان در ایران می خواندند، انتقاد کردند.
سفیر ایران گفت که این تظاهرات به "تحریک" حزب همبستگی و نهضت سبز اندیشان افغانستان انجام شده است.
Thursday, January 13, 2011
این برخوردها یادآور دهه شصت است
شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل سال ۲۰۰۳ و رییس کانون مدافعان حقوق بشر در مورد موج جدید اعدامها در ایران با یادآوری اعدام های دهه 60 و ابراز نگرانی نسبت به اعدامهای اخیر، به روز می گوید: "ما مطمئن نیستیم که در میان افرادی که به نام قاچاقچی و به اتهام خرید و فروش مواد مخدر اعدام شده اند، متهمان سیاسی عقیدتی نیز وجود داشته اند یا خیر."
دستگاه قضائی جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، 22 دی ماه، اعدام 8 نفر را به اتهام تجاوز به عنف و خرید و فروش مواد مخدر تائید کرد تا بدین ترتیب تعداد اعدامهایی که خبرگزاری های رسمی داخلی در کمتر از یک ماه گذشته اعلام کرده اند به 40 نفر برسد.
در ادامه واکنش ها به اجرای احکام اعدام در ایران، گروهی از هنرمندان، نویسندگان و کنشگران حقوق بشر هم در بیانیه ای ضمن محکوم کردن موج جدید اعدامها، "همهی رهروان راه آبادی کشور" را فراخواندهاند تا با کنشهای مبتکرانهتر و کاراتر، خشونت لگام گسیختهی جمهوری اسلامی را به ابزاری برای روشنگری و سازمان دهی گستردهتر مردمان تبدیل کنند.
موج جدید اعدامها
خبرگزاریهای داخلی ایران، بامداد چهارشنبه، ۲۲ دیماه، از اعدام هفت نفر که از سال ۱۳۸۸ به اتهام "نگهداری، حمل و فروش" مواد مخدر از سوی شعب مختلف دادگاه انقلاب محکوم شده بودند، خبر دادند.
به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان، اعدام شدگان محکومان جرایم مواد مخدر بوده اند که از سوی دادگاههای انقلاب اسلامی تهران به اتهام "حمل و خرید و فروش مواد مخدر" به اعدام محکوم شده اند.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای تهران، محاکمه افراد یاد شده در شعب مختلف دادگاههای انقلاب اسلامی در سال ١٣٨٨ با حضور نمایندگان دادستان و وکلای آنان برگزار شده بود و احکام یاد شده در مورد نامبردگان نیز پس از طی تمامی مراحل قانونی به موقع اجرا گذارده شده است.
با این حال مشخص نیست مسئولیت وکالت و دفاع حقوقی افراد اعدام شده به عهده چه کسانی بوده است.
ایسنا دیروز در گزارشی دیگر، از اعدام یک شهروند به نام "فرزاد علیزاده" در سحرگاه روز چهارشنبه به اتهام "تجاوز به عنف" در زندان اوین تهران خبر داد.
به گزارش این خبرگزاری، دادگاه رسیدگی به اتهامات این شخص هم با حضور نماینده مدعی العموم و وکیل وی برگزار و نهایتا پس از طی تمامی مراحل قانونی، شعبه رسیدگی کننده، متهم یاد شده را به اتهام "ارتکاب زنای به عنف" به اعدام محکوم كرد که پس از اعتراض محکوم علیه، رای دادگاه بدوی توسط دیوانعالی کشور نیز مورد تأیید قرار گرفت.
به این ترتیب تعداد اعدام های صورت گرفته در کمتر از 21 روز گذشته درایران به اتهامات کیفری به 40 نفر رسید.
بر اساس اعلام مقامات قضایی جمهوری اسلامی، در 18 دیماه، چهار نفر در اصفهان به اتهام خرید و فروش انواع مواد مخدر اعدام شدند. سه روز پیش از این تاریخ نیز فردی که در آبان ماه یک جوان را در میدان کاج با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، در ملاء عام اعدام شد. در سیزدهم همین ماه هم دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه اعلام کرد که هفت نفر در این شهرستان به اتهام "خرید و فروش مواد مخدر" به دار آویخته شدهاند.
دو روز پیشتر در 11 دی ماه، رییس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان از اعدام چهار نفر از اعضای "یک باند آدمربا" به اتهام "افساد فیالارض" در حالی خبر داد که همان روز در قم نیز هشت نفر به اتهام "قاچاق مواد مخدر" اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاریها، روز هفتم دیماه، دو زندانی سیاسی به نامهای علی صارمی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و علی اکبر سیادت به اتهام "جاسوسی" برای سازمان اطلاعاتی اسرائیل، در زندان اوین به دار آویخته شدند.
چند روز پیش این تاریخ، در چهارم دی ماه، شش نفر دیگر به اتهاماتی در ارتباط با نگهداری، حمل و خرید و فروش موادمخدر و یک نفر دیگر به اتهام "تجاوز به عنف" اعدام شدند.
تشدید اجرای احکام اعدام در شرایطی صورت می گیرد که سازمانهای مدافع حقوق بشر بارها از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز "نگرانی" کردهاند. ماه گذشته، مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه مصوب کميته سوم اين مجمع درباره وضعيت "نگرانکننده" حقوق بشر در ايران را به تصويب رساند.
جمهوری اسلامی در کنار چین، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا، یکی از کشورهایی است که بیشترین مجازات اعدام در آن به اجرا در میآید. بر اساس گزارش خبرگزاری های بین المللی از جمله خبرگزاری فرانسه، در سال ۲۰۱۰ دستکم ۱۷۹ نفر در ایران اعدام شدهاند.
اوضاع داخلی بی تاثیر نیست
موج جدید اعدام ها به اتهام های متفاوت نظیر "نگهداری"، "حمل" و "خرید و فروش" مواد مخدر، نگرانی هایی را در میان فعالان و سازمان های حقوق بشری بر انگیخته تا جایی که حتی برخی از آنها در مورد واقعی بودن این اتهامات ابراز تردید کرده اند.
شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه نوبل سال ۲۰۰۳ و رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در این مورد به روز می گوید: "در بین اعدام شدگان روزهای اخیر، افرادی هستند که مسلما محروم از روند دادرسی عادلانه بودند و وکلای آنها نیز در مورد پرونده های آنها حق اطلاع رسانی نداشتند، بر این اساس ما مطمئن نیستیم که در میان افرادی که به نام قاچاقچی و به اتهام خرید و فروش مواد مخدر اعدام شده اند، متهمان سیاسی عقیدتی نیز وجود داشته اند یا خیر."
خانم عبادی دراین راستا اعدامهای سیاسی دهه شصت را یادآوری می کند: "در دهه شصت تعدادی از اقلیت های مذهبی تحت عنوان قاچاقچی اعدام شدند. دولت در آنزمان با در نظر گرفتن واکنش جامعه بین المللی نمی توانست صراحتا اعلام کند که این افراد به علت تعلق به یک مذهب خاص اعدام شده اند. بنابراین آنچه که در موج اخیر اعدام ها حائز اهمیت است، هویت وکلای متهمان و اتهامات واقعی آنهاست که تا این لحظه مشخص نیست."
به گفته ی این شخصیت مدافع حقوق بشر، "البته حتی اگر اتهام واقعی اعدام شده ها آنطور که حکومت اعلام می کند قاچاق باشد باز آنها شایسته اعدام نیستند"، چراکه "علوم کیفری ثابت کرده است که مجازات اعدام نه تنها راه حل مشکلات جامعه نیست بلکه باعث افزایش خشونت هم می شود. قاچاقچی را نباید کشت. بلکه باید طرقی اتخاذ شود که مساله قاچاق از بین برود، نه اینکه یک عده خرده پا را دستگیر کرده و آن ها به دار بیاویزند و در برابر قاچاقچیان و جانیان اصلی در کمال آسودگی به تجارت خانمانسوز خود ادامه دهند."
تشدید اجرای احکام اعدام در طول ماه گذشته بسیاری از ناظران سیاسی و شخصیت های ایرانی را واداشته است که اقدامات اخیر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را بی ارتباط با اوضاع داخلی ایران بدانند.
خانم عبادی در این مورد معتقد است: "طبیعتا اوضاع داخلی ایران در گسترش اجرای احکام بی تاثیر نیست. زیرا این اعدام ها نشان از شدیدتر شدن سرکوب و خشونت دولتی است؛ دولتی که ضعیف می شود واهمه بیشتری نسبت به واکنش شهروندان خود خواهد داشت و در برابر دست به خشونت خواهد زد که یکی از رایج ترین انواع آن استفاده از مجازات اعدام است."
رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه می گوید: "افزایش روزافزون اجرای احکام اعدام در ایران، قبل از هر چیز نشان از خشونت دولتی در حق شهروندان دارد. حکومت های قوی با مدارای بیشتری با شهروندان خود رفتار می کنند؛تنها دولتهایی دست به خشونت می زنند که پایه های خود را ضعیف می بیند؛ این دولتها از آنجا که پایگاه های مردمی خود را هر روز بیشتر از روز گذشته شکننده می بینند، چاره ای جز توسل به خشونت ندارند."
حساس سازی وجدان
آغاز موج جدید اعدامها علاوه بر خانم عبادی، واکنش بسیاری از فعالان حقوق بشر روزنامه نگاران ایرانی را نیز در پی داشت.
همزمان با اعدام دو زندانی سیاسی، علی اکبر سیادت و علی صارمی، ۴۳ فعال مدنی و روزنامه نگار با امضای بیانیه ای به اعتراض دو زندان سیاسی در سحرگاه هفتم دی ماه در ایران اعتراض و اعلام کردند که اطلاعات دقیقی در مورد پرونده این افراد وجود نداشته است که بتوان به حقیقت ماجرا پی برد.
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، این افراد با استناد به"اطلاعات موجود در مورد علی صارمی"، این زندانی اعدام شده را در رده زندانیان عقیدتی دسته بندی کرده اند.
امضا کنندگان بیانیه همچنین با انتقاد از افزایش اعدام ها و اشاره به اعدام های صورت گرفته در زندان وکیل آباد مشهد که مقامات دولتی درمورد آن سکوت کرده اند، خواستار شناسایی مسببین شناسایی و محاکمه مسبیین این اعدام ها شده اند.
در ادامه واکنش ها، دیروز 127 هنرمند، نویسنده و کنشگر حقوق بشر ایرانی در بیانیه ای موجود جدید سرکوب و اعدام های اخیر در ایران را محکوم کرده اند.
در قسمتی از این بیانیه که نسخه ای از آن به روز ارسال شده، آمده است: "ما ضمن محکوم کردن موج نوین سرکوبها، همهی رهروان راه آبادی کشور را فرامیخوانیم تا با کنشهای مبتکرانهتر و کاراتر، خشونت لگام گسیختهی زمامداران جمهوری اسلامی را به ابزاری برای روشنگری و سازمان دهی گستردهتر مردمان تبدیل کنند. پایداری دلیرانهی مبارزان دربند راهنمایی است برای همهی رزمندگان جنبش. این پایداریها، پایان شب سیاه را ندا میدهند."
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 نیز در پایان مصاحبه خود با روز ضمن تاکید بر اینکه "فلسفه مجازات اصلاح مجرم است نه انتقام گیری و ارعاب و تهدید سایر افراد" عکس العمل های بین المللی را به عنوان عاملی تاثیر گذار در توقف موج جدید اعدام ها در ایران معرفی می کند.
او اما این واکنشها را به نحوه فعالیت شهروندان ایرانی مشروط می کند: "عکس العمل های بین المللی زمانی به وجود می آید که ابتدا ما ایرانی ها نسبت به این گونه مجازات ها واکنش نشان بدهیم و آنها را محکوم کنیم؛ بعد جامعه بین المللی را از آنچه که در ایران می گذرد آگاه کنیم. آنزمان ما شاهد واکنش مناسب جامعه بین المللی خواهیم بود. بنابراین اولین اقدام حساس سازی وجدان جامعه ایرانی به اعمال اینگونه مجازات هاست."
دستگاه قضائی جمهوری اسلامی روز چهارشنبه، 22 دی ماه، اعدام 8 نفر را به اتهام تجاوز به عنف و خرید و فروش مواد مخدر تائید کرد تا بدین ترتیب تعداد اعدامهایی که خبرگزاری های رسمی داخلی در کمتر از یک ماه گذشته اعلام کرده اند به 40 نفر برسد.
در ادامه واکنش ها به اجرای احکام اعدام در ایران، گروهی از هنرمندان، نویسندگان و کنشگران حقوق بشر هم در بیانیه ای ضمن محکوم کردن موج جدید اعدامها، "همهی رهروان راه آبادی کشور" را فراخواندهاند تا با کنشهای مبتکرانهتر و کاراتر، خشونت لگام گسیختهی جمهوری اسلامی را به ابزاری برای روشنگری و سازمان دهی گستردهتر مردمان تبدیل کنند.
موج جدید اعدامها
خبرگزاریهای داخلی ایران، بامداد چهارشنبه، ۲۲ دیماه، از اعدام هفت نفر که از سال ۱۳۸۸ به اتهام "نگهداری، حمل و فروش" مواد مخدر از سوی شعب مختلف دادگاه انقلاب محکوم شده بودند، خبر دادند.
به گزارش ایسنا، خبرگزاری دانشجویان، اعدام شدگان محکومان جرایم مواد مخدر بوده اند که از سوی دادگاههای انقلاب اسلامی تهران به اتهام "حمل و خرید و فروش مواد مخدر" به اعدام محکوم شده اند.
بر اساس گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای تهران، محاکمه افراد یاد شده در شعب مختلف دادگاههای انقلاب اسلامی در سال ١٣٨٨ با حضور نمایندگان دادستان و وکلای آنان برگزار شده بود و احکام یاد شده در مورد نامبردگان نیز پس از طی تمامی مراحل قانونی به موقع اجرا گذارده شده است.
با این حال مشخص نیست مسئولیت وکالت و دفاع حقوقی افراد اعدام شده به عهده چه کسانی بوده است.
ایسنا دیروز در گزارشی دیگر، از اعدام یک شهروند به نام "فرزاد علیزاده" در سحرگاه روز چهارشنبه به اتهام "تجاوز به عنف" در زندان اوین تهران خبر داد.
به گزارش این خبرگزاری، دادگاه رسیدگی به اتهامات این شخص هم با حضور نماینده مدعی العموم و وکیل وی برگزار و نهایتا پس از طی تمامی مراحل قانونی، شعبه رسیدگی کننده، متهم یاد شده را به اتهام "ارتکاب زنای به عنف" به اعدام محکوم كرد که پس از اعتراض محکوم علیه، رای دادگاه بدوی توسط دیوانعالی کشور نیز مورد تأیید قرار گرفت.
به این ترتیب تعداد اعدام های صورت گرفته در کمتر از 21 روز گذشته درایران به اتهامات کیفری به 40 نفر رسید.
بر اساس اعلام مقامات قضایی جمهوری اسلامی، در 18 دیماه، چهار نفر در اصفهان به اتهام خرید و فروش انواع مواد مخدر اعدام شدند. سه روز پیش از این تاریخ نیز فردی که در آبان ماه یک جوان را در میدان کاج با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، در ملاء عام اعدام شد. در سیزدهم همین ماه هم دادستان عمومی و انقلاب کرمانشاه اعلام کرد که هفت نفر در این شهرستان به اتهام "خرید و فروش مواد مخدر" به دار آویخته شدهاند.
دو روز پیشتر در 11 دی ماه، رییس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان از اعدام چهار نفر از اعضای "یک باند آدمربا" به اتهام "افساد فیالارض" در حالی خبر داد که همان روز در قم نیز هشت نفر به اتهام "قاچاق مواد مخدر" اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاریها، روز هفتم دیماه، دو زندانی سیاسی به نامهای علی صارمی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و علی اکبر سیادت به اتهام "جاسوسی" برای سازمان اطلاعاتی اسرائیل، در زندان اوین به دار آویخته شدند.
چند روز پیش این تاریخ، در چهارم دی ماه، شش نفر دیگر به اتهاماتی در ارتباط با نگهداری، حمل و خرید و فروش موادمخدر و یک نفر دیگر به اتهام "تجاوز به عنف" اعدام شدند.
تشدید اجرای احکام اعدام در شرایطی صورت می گیرد که سازمانهای مدافع حقوق بشر بارها از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز "نگرانی" کردهاند. ماه گذشته، مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه مصوب کميته سوم اين مجمع درباره وضعيت "نگرانکننده" حقوق بشر در ايران را به تصويب رساند.
جمهوری اسلامی در کنار چین، عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا، یکی از کشورهایی است که بیشترین مجازات اعدام در آن به اجرا در میآید. بر اساس گزارش خبرگزاری های بین المللی از جمله خبرگزاری فرانسه، در سال ۲۰۱۰ دستکم ۱۷۹ نفر در ایران اعدام شدهاند.
اوضاع داخلی بی تاثیر نیست
موج جدید اعدام ها به اتهام های متفاوت نظیر "نگهداری"، "حمل" و "خرید و فروش" مواد مخدر، نگرانی هایی را در میان فعالان و سازمان های حقوق بشری بر انگیخته تا جایی که حتی برخی از آنها در مورد واقعی بودن این اتهامات ابراز تردید کرده اند.
شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه نوبل سال ۲۰۰۳ و رییس کانون مدافعان حقوق بشر، در این مورد به روز می گوید: "در بین اعدام شدگان روزهای اخیر، افرادی هستند که مسلما محروم از روند دادرسی عادلانه بودند و وکلای آنها نیز در مورد پرونده های آنها حق اطلاع رسانی نداشتند، بر این اساس ما مطمئن نیستیم که در میان افرادی که به نام قاچاقچی و به اتهام خرید و فروش مواد مخدر اعدام شده اند، متهمان سیاسی عقیدتی نیز وجود داشته اند یا خیر."
خانم عبادی دراین راستا اعدامهای سیاسی دهه شصت را یادآوری می کند: "در دهه شصت تعدادی از اقلیت های مذهبی تحت عنوان قاچاقچی اعدام شدند. دولت در آنزمان با در نظر گرفتن واکنش جامعه بین المللی نمی توانست صراحتا اعلام کند که این افراد به علت تعلق به یک مذهب خاص اعدام شده اند. بنابراین آنچه که در موج اخیر اعدام ها حائز اهمیت است، هویت وکلای متهمان و اتهامات واقعی آنهاست که تا این لحظه مشخص نیست."
به گفته ی این شخصیت مدافع حقوق بشر، "البته حتی اگر اتهام واقعی اعدام شده ها آنطور که حکومت اعلام می کند قاچاق باشد باز آنها شایسته اعدام نیستند"، چراکه "علوم کیفری ثابت کرده است که مجازات اعدام نه تنها راه حل مشکلات جامعه نیست بلکه باعث افزایش خشونت هم می شود. قاچاقچی را نباید کشت. بلکه باید طرقی اتخاذ شود که مساله قاچاق از بین برود، نه اینکه یک عده خرده پا را دستگیر کرده و آن ها به دار بیاویزند و در برابر قاچاقچیان و جانیان اصلی در کمال آسودگی به تجارت خانمانسوز خود ادامه دهند."
تشدید اجرای احکام اعدام در طول ماه گذشته بسیاری از ناظران سیاسی و شخصیت های ایرانی را واداشته است که اقدامات اخیر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را بی ارتباط با اوضاع داخلی ایران بدانند.
خانم عبادی در این مورد معتقد است: "طبیعتا اوضاع داخلی ایران در گسترش اجرای احکام بی تاثیر نیست. زیرا این اعدام ها نشان از شدیدتر شدن سرکوب و خشونت دولتی است؛ دولتی که ضعیف می شود واهمه بیشتری نسبت به واکنش شهروندان خود خواهد داشت و در برابر دست به خشونت خواهد زد که یکی از رایج ترین انواع آن استفاده از مجازات اعدام است."
رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه می گوید: "افزایش روزافزون اجرای احکام اعدام در ایران، قبل از هر چیز نشان از خشونت دولتی در حق شهروندان دارد. حکومت های قوی با مدارای بیشتری با شهروندان خود رفتار می کنند؛تنها دولتهایی دست به خشونت می زنند که پایه های خود را ضعیف می بیند؛ این دولتها از آنجا که پایگاه های مردمی خود را هر روز بیشتر از روز گذشته شکننده می بینند، چاره ای جز توسل به خشونت ندارند."
حساس سازی وجدان
آغاز موج جدید اعدامها علاوه بر خانم عبادی، واکنش بسیاری از فعالان حقوق بشر روزنامه نگاران ایرانی را نیز در پی داشت.
همزمان با اعدام دو زندانی سیاسی، علی اکبر سیادت و علی صارمی، ۴۳ فعال مدنی و روزنامه نگار با امضای بیانیه ای به اعتراض دو زندان سیاسی در سحرگاه هفتم دی ماه در ایران اعتراض و اعلام کردند که اطلاعات دقیقی در مورد پرونده این افراد وجود نداشته است که بتوان به حقیقت ماجرا پی برد.
به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، این افراد با استناد به"اطلاعات موجود در مورد علی صارمی"، این زندانی اعدام شده را در رده زندانیان عقیدتی دسته بندی کرده اند.
امضا کنندگان بیانیه همچنین با انتقاد از افزایش اعدام ها و اشاره به اعدام های صورت گرفته در زندان وکیل آباد مشهد که مقامات دولتی درمورد آن سکوت کرده اند، خواستار شناسایی مسببین شناسایی و محاکمه مسبیین این اعدام ها شده اند.
در ادامه واکنش ها، دیروز 127 هنرمند، نویسنده و کنشگر حقوق بشر ایرانی در بیانیه ای موجود جدید سرکوب و اعدام های اخیر در ایران را محکوم کرده اند.
در قسمتی از این بیانیه که نسخه ای از آن به روز ارسال شده، آمده است: "ما ضمن محکوم کردن موج نوین سرکوبها، همهی رهروان راه آبادی کشور را فرامیخوانیم تا با کنشهای مبتکرانهتر و کاراتر، خشونت لگام گسیختهی زمامداران جمهوری اسلامی را به ابزاری برای روشنگری و سازمان دهی گستردهتر مردمان تبدیل کنند. پایداری دلیرانهی مبارزان دربند راهنمایی است برای همهی رزمندگان جنبش. این پایداریها، پایان شب سیاه را ندا میدهند."
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل در سال 2003 نیز در پایان مصاحبه خود با روز ضمن تاکید بر اینکه "فلسفه مجازات اصلاح مجرم است نه انتقام گیری و ارعاب و تهدید سایر افراد" عکس العمل های بین المللی را به عنوان عاملی تاثیر گذار در توقف موج جدید اعدام ها در ایران معرفی می کند.
او اما این واکنشها را به نحوه فعالیت شهروندان ایرانی مشروط می کند: "عکس العمل های بین المللی زمانی به وجود می آید که ابتدا ما ایرانی ها نسبت به این گونه مجازات ها واکنش نشان بدهیم و آنها را محکوم کنیم؛ بعد جامعه بین المللی را از آنچه که در ایران می گذرد آگاه کنیم. آنزمان ما شاهد واکنش مناسب جامعه بین المللی خواهیم بود. بنابراین اولین اقدام حساس سازی وجدان جامعه ایرانی به اعمال اینگونه مجازات هاست."
فوتوکاتور/ تدابیر تازه ایران ایر برای جلوگیری از سقوط هواپیماها!
فوتوکاتور/ تدابیر تازه ایران ایر برای جلوگیری از سقوط هواپیماها!
پیشینه خبر/ مطبوعات از قول استاندار کرمان: مردم معتقدند نصب عکس احمدینژاد از تخریب دیوار خانه براثر زلزله جلوگیری کرد!
پیشینه خبر/ مطبوعات از قول استاندار کرمان: مردم معتقدند نصب عکس احمدینژاد از تخریب دیوار خانه براثر زلزله جلوگیری کرد!
Wednesday, January 12, 2011
سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی
سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی
دشمن در خرقه دوست
به ج. اسلامی حمله ور شده
محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:
ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم میکند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.
اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به گونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.
اینکه این روزها گفته میشود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم میشود. همین محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی میشوند، درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بخصوص جوانها به بهانههای مختلف را شاهد بوده ایم که بعضیها با وثیقه آزاد شدند، بعضیها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود میآید و سرکوب می شود از بین میرود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند.
باید "شخصیتهای باسابقه ولو معترض" سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه میکردند، خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود. کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید، تهمت میزند، تحریف میکند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند، بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟
فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
اینها برای برون رفت از بحران و به نفع نظام و مردم و کشور گفته میشود
دشمن در خرقه دوست
به ج. اسلامی حمله ور شده
محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:
ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم میکند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.
اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به گونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.
اینکه این روزها گفته میشود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم میشود. همین محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی میشوند، درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بخصوص جوانها به بهانههای مختلف را شاهد بوده ایم که بعضیها با وثیقه آزاد شدند، بعضیها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود میآید و سرکوب می شود از بین میرود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند.
باید "شخصیتهای باسابقه ولو معترض" سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه میکردند، خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود. کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید، تهمت میزند، تحریف میکند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند، بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟
فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
اینها برای برون رفت از بحران و به نفع نظام و مردم و کشور گفته میشود
سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی
سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی
دشمن در خرقه دوست
به ج. اسلامی حمله ور شده
محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:
ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم میکند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.
اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به گونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.
اینکه این روزها گفته میشود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم میشود. همین محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی میشوند، درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بخصوص جوانها به بهانههای مختلف را شاهد بوده ایم که بعضیها با وثیقه آزاد شدند، بعضیها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود میآید و سرکوب می شود از بین میرود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند.
باید "شخصیتهای باسابقه ولو معترض" سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه میکردند، خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود. کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید، تهمت میزند، تحریف میکند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند، بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟
فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
اینها برای برون رفت از بحران و به نفع نظام و مردم و کشور گفته میشود
دشمن در خرقه دوست
به ج. اسلامی حمله ور شده
محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:
ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم میکند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیتهای با سابقه ولو معترض؛ سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.
اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید میکنیم و میگوییم راه برونرفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به گونهای برگزار شود که مردم احساس کنند رایشان موثر است و آزادانه میتوانند رای بدهند و هر کسی را خواستند میتوانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.
اینکه این روزها گفته میشود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانیکه مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.
اگر فضا آزاد باشد و محدودیتها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم میشود. همین محدودیتها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.
ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوریراد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشاندهنده آن است که چه اشتباهی صورت میگیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی میشوند، درحالیکه معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل میکنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.
در این مدت موجی از دستگیریها بخصوص جوانها به بهانههای مختلف را شاهد بوده ایم که بعضیها با وثیقه آزاد شدند، بعضیها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانوادهها زیاد است.
آنهایی را که میشناسیم بچههای خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشتهاند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما اینطور رفتار شود.
هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.
خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود میآید و سرکوب می شود از بین میرود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.
ممکن است با این محدود کردنها و مشکل درست کردنها کسانی از دوروبرو کسانی که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع میکنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی میافتند که اصل را قبول ندارند.
اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت میشد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور اینها جمع شوند.
باید "شخصیتهای باسابقه ولو معترض" سرمایهای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردنها و تهمتزدنها و نسبت دادنها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که میگوید اصل نظام نباید باشد.
جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزشهای اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزههای علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرفشان را بزنند و پشتوانههای نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بینیاز کنند؛ وعدهها این چنین بود.
بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه میکردند، خود را نظریهپرداز منحصربهفرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.
کسانیکه حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی میکنند در مقابله توطئههای بیگانه هوشیارند ولی در مقابل میگویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنیاش دشمنتراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنیها هوشیار بود. کسانی که این حرفها را میزنند محدود میشوند و متهم به انواع اتهامات میشوند و کسانی بهعنوان نظریهپرداز میآیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونتمدار و انعطافناپذیری قرار میگیرند.
کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز میشمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه میشود.
امروز صحبت از تقابل اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی میخواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ میگوید، تهمت میزند، تحریف میکند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف میکند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و میگوید آن جریانی که ما نمیپسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاحطلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانیکه در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.
کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود میکنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغپردازی میشوند و کسانیکه این کار را میکنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمیتواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع میشود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را میخواهد و چه کسی را نمیخواهند.
آنها چه کارهاند که بگویند مردم کی را میخواهند و کی را نمیخواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسننیت بیشترین مقابله را با حق مردم کردهاند و محدودیتها را ایجاد کردهاند و میکنند.
اگر صحبت از این میشود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینهای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریانها و گرایشها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.
چگونه میتوان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟
بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشتهاند، بیان شود.
آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیتها درست است؟
فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.
باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیینکننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.
اینها برای برون رفت از بحران و به نفع نظام و مردم و کشور گفته میشود
فاعتبروا یا اولی الابصار
فاعتبروا یا اولی الابصار
مردم با بصیرت ایران
برای آینده عبرت گرفتند!
در سالگرد تشکیل شورای انقلاب، دکتر مهدی خزعلی آرشیو انقلاب 57 را ورق زده و لیست اعضای شورای انقلاب را با کنایه به اوضاع امروز کشور و نقش و موضع آقای خامنه ای منتشر کرده است.
« 22 دیماه 1357 شورای انقلاب به پیشنهاد شهید آیت الله مطهری تشکیل شد. هسته اولیه پنج تن بودند: سه شهید بزرگوار( مطهری - بهشتی - باهنر) که فرزندانشان منتقدین امروزند، و آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی که هر دو از منتقدین جدی هستند و به آنها خواص بی بصیرت میگویند!
اعضایی که به دعوت هسته مرکزی اضافه شدند عبارتند از: " آیت الله طالقانی که همان موقع، زودتر از همه به جرگه خواص بی بصیرت پیوست!، احمد صدر حاج سید جوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، مصطفی کتیرایی، سر لشگر قرنی ( که او هم زود شهید شد)، سرتیپ مسعودی، میر حسین موسوی، احمد جلالی و حبیب الله پیمان، که ظاهراً همه از خواص بی بصیرت بودند!
از جمع 17 نفری شورای انقلاب فقط می ماند آیت الله خامنه ای و آیت الله مهدوی کنی که در زمره خواص با بصیرتند، که البته گاهی اوقات پای آقای مهدوی کنی هم می لغزد و انتقادی می فرماید و یا از خواص بی بصیرت حمایت می کند، حتی اخیراً یکی از خواص بی بصیرت(ناطق نوری) را مجدداً به جامعه روحانیت دعوت کرده بود که او نپذیرفت!
در مجموع می توان گفت ترکیب شورای انقلاب عبارت بود از جمعی از سران فتنه و خواص بی بصیرت. پس بر ما حرجی نیست اگر اینجوری شدیم! خشت اول را معمار (آقای خمینی) اینگونه نهاد!»
مردم با بصیرت ایران
برای آینده عبرت گرفتند!
در سالگرد تشکیل شورای انقلاب، دکتر مهدی خزعلی آرشیو انقلاب 57 را ورق زده و لیست اعضای شورای انقلاب را با کنایه به اوضاع امروز کشور و نقش و موضع آقای خامنه ای منتشر کرده است.
« 22 دیماه 1357 شورای انقلاب به پیشنهاد شهید آیت الله مطهری تشکیل شد. هسته اولیه پنج تن بودند: سه شهید بزرگوار( مطهری - بهشتی - باهنر) که فرزندانشان منتقدین امروزند، و آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی که هر دو از منتقدین جدی هستند و به آنها خواص بی بصیرت میگویند!
اعضایی که به دعوت هسته مرکزی اضافه شدند عبارتند از: " آیت الله طالقانی که همان موقع، زودتر از همه به جرگه خواص بی بصیرت پیوست!، احمد صدر حاج سید جوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، مصطفی کتیرایی، سر لشگر قرنی ( که او هم زود شهید شد)، سرتیپ مسعودی، میر حسین موسوی، احمد جلالی و حبیب الله پیمان، که ظاهراً همه از خواص بی بصیرت بودند!
از جمع 17 نفری شورای انقلاب فقط می ماند آیت الله خامنه ای و آیت الله مهدوی کنی که در زمره خواص با بصیرتند، که البته گاهی اوقات پای آقای مهدوی کنی هم می لغزد و انتقادی می فرماید و یا از خواص بی بصیرت حمایت می کند، حتی اخیراً یکی از خواص بی بصیرت(ناطق نوری) را مجدداً به جامعه روحانیت دعوت کرده بود که او نپذیرفت!
در مجموع می توان گفت ترکیب شورای انقلاب عبارت بود از جمعی از سران فتنه و خواص بی بصیرت. پس بر ما حرجی نیست اگر اینجوری شدیم! خشت اول را معمار (آقای خمینی) اینگونه نهاد!»
ادامه اعدامهای روزانه: صبج امروز 8 نفر اعدام شدند
ادامه اعدامهای روزانه: صبج امروز 8 نفر اعدام شدند
هفت متهم به قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز اعدام شدند
ایرنا- بدنبال برخورد قاطعانه قوه قضاييه با عاملان انحطاط و فساد در جامعه ،هفت نفر از محكومان جرايم مواد مخدر كه از سوي دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران به اعدام محكوم شده بودند، سحرگاه امروز (چهارشنبه) به دار مجازات آويخته شدند.
به گزارش ايرنا و به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي تهران ، اسامي و موارد اتهامي هر يك از محكومان ياد شده عبارت است از:
1 – محسن بهرامي فرزند عبدالله به اتهام نگهداري يك هزار و 980 گرم هرويين.
2 – پرويز اصغري فرزند فرخ به اتهام نگهداري بيش از 6 كيلوگرم هرويين
3 – منوچهر نجفي فرزند فرمان به اتهام خريد و فروش 9 كيلوم گرم حشيش
4 – عبدالواحد باران زهي فرزند محمد به اتهام فروش 5/84 كيلوگرم و نگهداري15 كيلو و 500 گرم هرويين
5 – لطيف صحرايي فرزند بهار بك به اتهام حمل و نگهداري 4 كيلو و 910 گرم هرويين و نگهداري پنجاه كيلوگرم ترياك
6 – خليل تاجيك فرزند فضل احمد به اتهام نگهداري 2 كيلو و 55 گرم گرم
7 - رضا قرباني فرزند غلامرضا به اتهام فروش 200 گرم ترياك و خريد و فروش دويست گرم هرويين در مدت چهار ماه و نيز نگهداري يك كيلو و سيصد و پنجاه و پنج گرم هرويين.
اين گزارش افزود : محاكمه افراد ياد شده در شعب مختلف دادگاههاي انقلاب اسلامي در سال 1388 با حضور نمايندگان دادستان و وكلاي آنان برگزار شده بود و احكام ياد شده در مورد نامبردگان نيز پس از طي تمامي مراحل قانوني به موقع اجرا گذارده شد.
اعدام یک محکوم متجاوز به عنف
فرزاد علیزاده فرزند بهادر که با همدستی دو نفر دیگر اقدام به تجاوز به عنف به یک دختر نوجوان محصل کرده بود سحرگاه امروز (چهارشنبه) در زندان اوین به دار مجازات آویخته شد.
به گزارش دادسرای عمومی و انقلاب تهران، معدوم با کمک دو نفر دیگر از همدستان خود، این دختر نوجوان را که در حال بازگشت از مدرسه به منزل بود به اجبار سوار یک خودروی مسافرکش کرده بودند.
هفت متهم به قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز اعدام شدند
ایرنا- بدنبال برخورد قاطعانه قوه قضاييه با عاملان انحطاط و فساد در جامعه ،هفت نفر از محكومان جرايم مواد مخدر كه از سوي دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران به اعدام محكوم شده بودند، سحرگاه امروز (چهارشنبه) به دار مجازات آويخته شدند.
به گزارش ايرنا و به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي تهران ، اسامي و موارد اتهامي هر يك از محكومان ياد شده عبارت است از:
1 – محسن بهرامي فرزند عبدالله به اتهام نگهداري يك هزار و 980 گرم هرويين.
2 – پرويز اصغري فرزند فرخ به اتهام نگهداري بيش از 6 كيلوگرم هرويين
3 – منوچهر نجفي فرزند فرمان به اتهام خريد و فروش 9 كيلوم گرم حشيش
4 – عبدالواحد باران زهي فرزند محمد به اتهام فروش 5/84 كيلوگرم و نگهداري15 كيلو و 500 گرم هرويين
5 – لطيف صحرايي فرزند بهار بك به اتهام حمل و نگهداري 4 كيلو و 910 گرم هرويين و نگهداري پنجاه كيلوگرم ترياك
6 – خليل تاجيك فرزند فضل احمد به اتهام نگهداري 2 كيلو و 55 گرم گرم
7 - رضا قرباني فرزند غلامرضا به اتهام فروش 200 گرم ترياك و خريد و فروش دويست گرم هرويين در مدت چهار ماه و نيز نگهداري يك كيلو و سيصد و پنجاه و پنج گرم هرويين.
اين گزارش افزود : محاكمه افراد ياد شده در شعب مختلف دادگاههاي انقلاب اسلامي در سال 1388 با حضور نمايندگان دادستان و وكلاي آنان برگزار شده بود و احكام ياد شده در مورد نامبردگان نيز پس از طي تمامي مراحل قانوني به موقع اجرا گذارده شد.
اعدام یک محکوم متجاوز به عنف
فرزاد علیزاده فرزند بهادر که با همدستی دو نفر دیگر اقدام به تجاوز به عنف به یک دختر نوجوان محصل کرده بود سحرگاه امروز (چهارشنبه) در زندان اوین به دار مجازات آویخته شد.
به گزارش دادسرای عمومی و انقلاب تهران، معدوم با کمک دو نفر دیگر از همدستان خود، این دختر نوجوان را که در حال بازگشت از مدرسه به منزل بود به اجبار سوار یک خودروی مسافرکش کرده بودند.
رسانه های اسرائیلی، ادعاهای وزارت اطلاعات ایران و "اعترافـات تلویزیونی" را "خیالبـافی آماتوری" نامیدند
رسانه های اسرائیلی، ادعاهای وزارت اطلاعات ایران و "اعترافـات تلویزیونی" را "خیالبـافی آماتوری" نامیدند
صفحه فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل: "افشاگری های" وزارت اطلاعات ایران دائر بر این که "شبکه ای از جاسوسان و تروریست های مامور اسرائیل بازداشت شده اند و قاتلان دکتر مسعود علی محمدی شناسائی و بازداشت گردیده اند، و حتی وزارت اطلاعات توانسته است به مرکز موساد رخنه کند و عواملی را در نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بکارد"، امروز (سه شنبه 21 دی ماه – 11 ژانویه 2011) در رسانه های همگانی اسرائیل "مجموعه ای از ادعاهای تمسخرانگیز" تلقی شد که پایه و اساسی ندارد.
در بیانیه وزارت اطلاعات که دیروز انتشار یافت، از جمله ادعا شده بود که "ماموران گمنام امام زمان، پس از اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیست (اسرائیل)، منجر به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم های جاسوسی و عملیاتی موساد شده است".
یک روزنامه اسرائیلی نوشت "اطلاعاتی" که در "اعترافات" تلویزیونی شب گذشته بیان گردید، "بسیار آماتوری و غیرحرفه ای" تنظیم گردیده بود، که نشان از بی اطلاعاتی آشکار مقامات اطلاعاتی ایران از شیوه کار نهادهای اطلاعاتی در اسرائیل دارد.
یک روزنامه دیگر، ادعاهای انتشار یافته را با سالگرد قتل دکتر علی محمدی و رقابت بین وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی سپاه پاسداران و انتقادهای فزاینده مجلس و مقامات قضائی نسبت به ناکارآمدی وزارت اطلاعات مربوط دانست.
مقامات رسمی اسرائیل به سکوت کامل در برابر این ادعاها ادامه می دهند – زیرا اسرائیل به طور اصولی و سنتی، از ابراز واکنش نسبت به گزارش های امنیتی و اطلاعاتی خودداری می ورزد.
«"اعترافات تلویزیونی" آن جوان، خیالبافی بود»
"یوسی ملمن" تحلیلگر امور اطلاعاتی و اتمی در روزنامه اسرائیلی "هاآرتس" امروز (سه شنبه) در یک مصاحبه رادیوئی گفت: "اعترافات" جوانی که در تلویزیون ایران ظاهر شد و ادعا کرد که از عوامل جاسوسی اسرائیل در ایران بوده، به صورتی بسیار ابتدائی و غیرحرفه ای تنظیم شده بود که نشان می دهد تهیه کنندگان این "اعترافات" از اساسی ترین جزئیات مربوط به شیوه کار و حتی محل قرار گرفتن مراکز اطلاعاتی اسرائیل ناآگاه هستند – و این در حالی که به آسانی و حتی در اینترنت می توان درباره این گونه مطالب اطلاعات زیادی گردآوری کرد.
روزنامه "ییسرائل هیوم" (اسرائیل امروز) در گزارش تحلیلی امروز خود، همین دیدگاه را عرضه کرد و نوشت "اعترافات" آن جوان نشان از ناآگاهی دست اندرکاران دارد.
از مواردی که به عنوان نمونه این ناآگاهی ذکر شده، از جمله بخشی است که آن جوان چگونگی ورود خود به فرودگاه بین المللی اسرائیل و شیوه برخورد با ماموران فرودگاه را شرح می دهد. (او می گوید: مسوول بازرسی گذرنامه در فرودگاه چیزی از او به زبان عبری پرسید که چون نفهیمد، موجب سوءظن شد و آن گاه مامور اسرائیلی که مسؤول گرفتن آن ها بود دخالت کرد و کارت شناسائی خود را نشان داد و از آن جا بیرون آمدند). چنین تعریفی نمی تواند با واقعیات وفق دهد.
مورد دیگری که "یوسی ملمن" به عنوان مثال ذکر کرد هنگامی است که آن جوان شرح می دهد که پس از خروج از فرودگاه، از تل آویو رهسپار مرکز عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل شدند (او از جمله تعریف کرد در اتوبان تل آویو – اورشلیم حدود نیم ساعت با اتومبیل پیش رفتند و وارد پادگانی شدند و در داخل پادگان چند کیلومتر پیش رفتند و در کنار آن ها جدار سیمی نصب شده بود که جریان برق در داخل آن وجود داشت). این گفته ها با واقعیات بسیار فاصله دارد و چیزی جز خیال بافی غیرحرفه ای نیست.
صفحه فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل: "افشاگری های" وزارت اطلاعات ایران دائر بر این که "شبکه ای از جاسوسان و تروریست های مامور اسرائیل بازداشت شده اند و قاتلان دکتر مسعود علی محمدی شناسائی و بازداشت گردیده اند، و حتی وزارت اطلاعات توانسته است به مرکز موساد رخنه کند و عواملی را در نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بکارد"، امروز (سه شنبه 21 دی ماه – 11 ژانویه 2011) در رسانه های همگانی اسرائیل "مجموعه ای از ادعاهای تمسخرانگیز" تلقی شد که پایه و اساسی ندارد.
در بیانیه وزارت اطلاعات که دیروز انتشار یافت، از جمله ادعا شده بود که "ماموران گمنام امام زمان، پس از اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیست (اسرائیل)، منجر به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم های جاسوسی و عملیاتی موساد شده است".
یک روزنامه اسرائیلی نوشت "اطلاعاتی" که در "اعترافات" تلویزیونی شب گذشته بیان گردید، "بسیار آماتوری و غیرحرفه ای" تنظیم گردیده بود، که نشان از بی اطلاعاتی آشکار مقامات اطلاعاتی ایران از شیوه کار نهادهای اطلاعاتی در اسرائیل دارد.
یک روزنامه دیگر، ادعاهای انتشار یافته را با سالگرد قتل دکتر علی محمدی و رقابت بین وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی سپاه پاسداران و انتقادهای فزاینده مجلس و مقامات قضائی نسبت به ناکارآمدی وزارت اطلاعات مربوط دانست.
مقامات رسمی اسرائیل به سکوت کامل در برابر این ادعاها ادامه می دهند – زیرا اسرائیل به طور اصولی و سنتی، از ابراز واکنش نسبت به گزارش های امنیتی و اطلاعاتی خودداری می ورزد.
«"اعترافات تلویزیونی" آن جوان، خیالبافی بود»
"یوسی ملمن" تحلیلگر امور اطلاعاتی و اتمی در روزنامه اسرائیلی "هاآرتس" امروز (سه شنبه) در یک مصاحبه رادیوئی گفت: "اعترافات" جوانی که در تلویزیون ایران ظاهر شد و ادعا کرد که از عوامل جاسوسی اسرائیل در ایران بوده، به صورتی بسیار ابتدائی و غیرحرفه ای تنظیم شده بود که نشان می دهد تهیه کنندگان این "اعترافات" از اساسی ترین جزئیات مربوط به شیوه کار و حتی محل قرار گرفتن مراکز اطلاعاتی اسرائیل ناآگاه هستند – و این در حالی که به آسانی و حتی در اینترنت می توان درباره این گونه مطالب اطلاعات زیادی گردآوری کرد.
روزنامه "ییسرائل هیوم" (اسرائیل امروز) در گزارش تحلیلی امروز خود، همین دیدگاه را عرضه کرد و نوشت "اعترافات" آن جوان نشان از ناآگاهی دست اندرکاران دارد.
از مواردی که به عنوان نمونه این ناآگاهی ذکر شده، از جمله بخشی است که آن جوان چگونگی ورود خود به فرودگاه بین المللی اسرائیل و شیوه برخورد با ماموران فرودگاه را شرح می دهد. (او می گوید: مسوول بازرسی گذرنامه در فرودگاه چیزی از او به زبان عبری پرسید که چون نفهیمد، موجب سوءظن شد و آن گاه مامور اسرائیلی که مسؤول گرفتن آن ها بود دخالت کرد و کارت شناسائی خود را نشان داد و از آن جا بیرون آمدند). چنین تعریفی نمی تواند با واقعیات وفق دهد.
مورد دیگری که "یوسی ملمن" به عنوان مثال ذکر کرد هنگامی است که آن جوان شرح می دهد که پس از خروج از فرودگاه، از تل آویو رهسپار مرکز عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل شدند (او از جمله تعریف کرد در اتوبان تل آویو – اورشلیم حدود نیم ساعت با اتومبیل پیش رفتند و وارد پادگانی شدند و در داخل پادگان چند کیلومتر پیش رفتند و در کنار آن ها جدار سیمی نصب شده بود که جریان برق در داخل آن وجود داشت). این گفته ها با واقعیات بسیار فاصله دارد و چیزی جز خیال بافی غیرحرفه ای نیست.
Subscribe to:
Posts (Atom)






