Friday, December 14, 2012

فیلم / سخنان شجاعانهٔ هم محلی ستار بهشتی درباره او در مراسم چهلم وی /2 فیلم [تاريخ مطلب: بيست و چهارم آذر ۱۳۹۱ برابر با چهاردهم دسامبر ۲۰۱۲]


فیلم / سخنان شجاعانهٔ هم محلی ستار بهشتی درباره او در مراسم چهلم وی /2 فیلم




[تاريخ مطلب: بيست و چهارم آذر ۱۳۹۱ برابر با چهاردهم دسامبر ۲۰۱۲]

احمدی نژاد بار دیگر بدون ذکر نامی افشاگری کرد: ۶۰ درصد پول‌های کشور در جیب ۳۰۰ نفر به گزارش پایگاه اطلاع رسانی محمود احمدی نژاد ظهر جمعه در مراسم افتتاح طرح‌های عمرانی استان خراسان رضوی گفت: اجرای برنامه اقتصاد بدون نفت نیازمند هم افزایی و تلاش همه قوا، مسئولان و مدیران کشور است و همه باید دست به دست هم یکبار برای همیشه وابستگی به درآمد نفت را از اقتصاد کشور کنار بگذاریم. وی با بیان اینکه ۳۰۰ نفر در کشور ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جیب خود گذاشته و پس نمی‌دهند، خاطرنشان کرد: متأسفانه در کشور عده‌ای هم پیدا شده اند که فقط به فکر خود هستند و از این افراد دفاع میکنند. احمدی نژاد تأکید کرد: برخی هم در سازمان‌ها و دیگر جاها قانون تصویب میکنند تا نتوان حتی به افرادی که وام را پس نمی دهند، نزدیک شد، اما جای این سؤال باقیست که چرا نباید این وام‌ها را مسترد کنیم در حالی که عده‌ای خودخواهانه تلاش میکنند که پول‌های کشور را بلوکه و احتکار کنند. وی گفت: پول در کشور زیاد است، ولی وقتی پول زیاد میشود ردپایی از قدرت هم پیدا میشود، برخی به نام کارگر و کارخانه پول میگیرند ولی برای منافع شخصی خود تلاش میکنند

احمدی نژاد بار دیگر بدون ذکر نامی افشاگری کرد:
۶۰ درصد پول‌های کشور در جیب ۳۰۰ نفر


به گزارش  پایگاه اطلاع رسانی محمود احمدی نژاد ظهر جمعه در مراسم افتتاح طرح‌های عمرانی استان خراسان رضوی گفت: اجرای برنامه اقتصاد بدون نفت نیازمند هم افزایی و تلاش همه قوا، مسئولان و مدیران کشور است و همه باید دست به دست هم یکبار برای همیشه وابستگی به درآمد نفت را از اقتصاد کشور کنار بگذاریم.

وی با بیان اینکه ۳۰۰ نفر در کشور ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جیب خود گذاشته و پس نمی‌دهند، خاطرنشان کرد: متأسفانه در کشور عده‌ای هم پیدا شده اند که فقط به فکر خود هستند و از این افراد دفاع میکنند.
احمدی نژاد تأکید کرد: برخی هم در سازمان‌ها و دیگر جاها قانون تصویب میکنند تا نتوان حتی به افرادی که وام را پس نمی دهند، نزدیک شد، اما جای این سؤال باقیست که چرا نباید این وام‌ها را مسترد کنیم در حالی که عده‌ای خودخواهانه تلاش میکنند که پول‌های کشور را بلوکه و احتکار کنند.
وی گفت: پول در کشور زیاد است، ولی وقتی پول زیاد میشود ردپایی از قدرت هم پیدا میشود، برخی به نام کارگر و کارخانه پول میگیرند ولی برای منافع شخصی خود تلاش میکنند

فیلم / مراسم چهلم ستار بهشتی - 2 فیلم دقایقی بعد ماموران لباس شخصی با یورش به خانواده‌ای که در حال ترک مزار فرزندشان بودند

فیلم / مراسم چهلم ستار بهشتی - 2 فیلم
دقایقی بعد ماموران لباس شخصی با یورش به خانواده‌ای که در حال ترک مزار فرزندشان بودند





Thursday, December 13, 2012

خواهر ستار بهشتی: مادرم را کتک زدند/ محمد نوری زاد: اگر ضرب و شتم و بی ادبی نمی کردند تعجب می کردیم+ فیلم کلمه : سحر بهشتی خواهر ستار پس از بازگشت از مراسم چهلم برادر خود با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است. محمد نوریزاد نیز با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند. به گزارش کلمه، خانواده ستار بهشتی که امیدوار بودند حداقل بتوانند با برگزاری مراسم چهلم تسلی خاطری برای دل های داغدارشان پیدا کنند، عصر امروز در قبرستان رباط کریم با حضور سنگین نیروهای امنیتی رو به رو شدند که نه تنها برای اندک افراد شرکت کننده ایجاد مزاحمت کرد، بلکه مادر بیمار ستار بهشتی را نیز مجروح کردند. سکوت نسبی خانواده ستار بهشتی طی چهل روز گذشته با این امید بود که ماموران قول برگزاری یک مراسم معمولی چهلم را به آنان داده بودند. اما مراسمی که قرار بود در آرامش کامل برگزار شود با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و نیمه کاره به پایان نرسید. بر اساس این گزارش قرار بود این مراسم از ساعت ۳ تا ساعت ۵ بعدازظهر‬ برگزار شود اما اجازه ندادند حتی قبل از ساعت ۵ مردم با آرامش از امامزاده خارج شوند. این در حالی است که شب پیش از مراسم نیز ماموران ناجا اعلامیه ها ی ستار بهشتی را پاره کرده و مغازه داران و شهروندان را تهدید کرده بودند که در مراسم شرکت نکنند. گفتگوی کلمه با محمد نوریزاد و سحر بهشتی را با هم می خوانیم: سحر بهشتی: خانواده ام را کتک زدند؛ پای مادرم به شدت آسیب دید‬ سحر بهشتی خواهر ستار با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است. خواهر ستار بهشتی همچنین با بیان اینکه ماموران تلاش کردند برادرش را بازداشت کنند به کلمه می گوید که با وساطت مردم و حضار برادرش را رها کردند اما در حال حاضر اعضای خانواده از نظر روحی در شرایط بسیار نامناسبی هستند. به گفته ی وی درگیری ها و تنش ها در پایان مراسم در امامزاده رخ داده و ماموران همزمان با ضرب و شتم و بازداشت اقدام به پراکنده کردن حاضران کردند. محمد نوری زاد: اگر فحاشی و ضرب و شتم نمی کردند باید تعجب می کردیم محمد نوریزاد، جهادگر و مستند ساز منتقد نیز در گفتگو با کلمه با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند. نوریزاد که خود از زندانیان سیاسی پس از انتخابات است با اشاره به تنش های به وجود آمده در این مراسم می گوید: ماجرای ضرب و شتم و تندی و تنش و برخوردهای بی ادبانه و گستاخانه چیز تازه ای نیست همیشه بوده و از این به بعد هم خواهد بود یعنی غیر از این را ما باید تعجب کنیم. یعنی اگر یک روز دیدیم که مردمی یک مراسم برگزار کردند به آرامی سپری شده است، باید تعجب کنیم. وگرنه یک مامور امنیتی جوری تربیت شده یا او را طوری تنظیم کرده اند که فحاشی و ضرب و شتم کند و ناسزا بگوید و ماموریت خودش را انجام دهد. این نویسنده ی منتقد در ادامه می افزاید: منتهی در نقطه مقابل ناراحتی، نگرانی، افسردگی و دلگیری من برای این بود که مراسم چهلم این مرد شریف با ۴۰ نفر برگزار شد آن هم با یک مرثیه خوانی که ماموران امنیتی گذاشته بودند بی وقفه توی باند بلندگو فریاد می کشید و چیزهایی را می گفت و حتی فرصت نمی داد که صدای مادر ستار بهشتی که اعتراض می کرد و فریاد می کشید، به گوش کسی برسد. به هر حال این، همه ی آن چیزهایی بود که می خواستم به شما بگویم. محمد نوریزاد با تاکید دوباره بر اینکه “من بیش از آنکه گله مند یا نگران باشم از ضرب و شتم خانواده ستار بهشتی بسیار مکدر شدم از جمعیتی که آنجا بودند، چیزی حدود ۲۰ آقا و ۲۰ خانم مجموعا ۴۰ نفر”، می گوید: این همه ی جمعیتی بود که در چهلم این مرد بزرگ جمع شده بودند. این بود خروجی هزاران ابراز علاقه مردمانی باشد که نسبت به مرگ این جوان معترض بودند و ابراز نگرانی می کردند؟ همه هیاهو سر دادیم و اعتراض کردیم و خواستار برخورد شدیم و بعد چهلم او ۴۰ نفر بتوانند بر سر مزار او بیایند؟ من اصلا تصور نمی کردم یک چنین اتفاقی رخ دهد. مردم را ترسانده اند/ کسی نمی داند اگر بگیرندش، چطور از بازداشت خارج خواهد شد‬ این فعال سیاسی در پاسخ به چرایی حضور نیافتن مردم در این مراسم تصریح می کند: من شخصا احساسم این است که ترس. یعنی مردم را ترسانده اند. و این ترس ناشی از ماجراهایی است که تا به حال شاهدش بودیم. که یک جوانی را می گیرند و می برند از تحصیل محرومش می کنند و در زندان شاهد ماجراهایی بودیم. که خود ستار بهشتی هم یکی از همان هاست. که وقتی شما را گرفتند معلوم نیست چه جوری از اینجا خارج خواهید شد. چنین چیزی یک ترس گسترده را در ذهن همه ایجاد کرده است که وقتی وارد مراسمی می شویم معلوم نیست انتهای این مراسم به کجا منجر می شود. و از این جهت باید بگویم که نیروهای امنیتی ما انصافا موفق بودند و باید بهشان تبریک گفت که مردم را ترسانده اند و امنیت خاطر آنها را برآشفتند. بله می ترسند. مردم می ترسند. با مشت به سینه یک خانم کوبیدند/ برای غربت این جوان گریستم وی در ادامه می افزاید: برخی را گرفتند، بعضی ها را بردند، بعضی ها را هم برخی از دوستان وساطت کردند که آزاد کنند. واقعا برخوردها پرتنش بود. با مشت به سینه یکی از خانم ها کوفتند. نوریزاد همچنین می گوید: به هر حال من باز هم می خواهم بگویم که این چیز عجیبی نیست ما از چنین برخوردی نباید تعجب کنیم عمده نگاهمان باید متوجه برگزاری یک مراسم غریبانه برای این عزیز باشد. وی در پایان تصریح می کند: من آنچنان می گریستم برای غربت این جوان که در هیچ مراسمی این چنین نگریسته بودم. غربت جوانی که هستیش را از او گرفتیم و بعد اجازه نمی دهیم که خانواده اش ضجه بزنند و ناله کنند و خودشان را تخلیه کنند بر سر مزار عزیزشان. و آنچه که بسیار بسیار آزار دهنده بود حضور لباس شخصی ها و ماموران امنیتی در همه جا یعنی حضور فراگیرشان بود ۴۰ نفر شرکت کننده در محاصره ۴۰ مامور امنیتی بودند. جدای از پلیس هایی که با لباس فرم و یونیفرم رسمی مراقبت می کردند. ولی واقعا ۴۰ زن و مردی که آمده بودند از جاهای مختلف با بستگان خود ستار بهشتی در محاصره ۴۰ ماموران امنیتی و لباس شخصی بودند که مراقب بودند و عکس و فیلم گرفتند از همه.

خواهر ستار بهشتی: مادرم را کتک زدند/ محمد نوری زاد: اگر ضرب و شتم و بی ادبی نمی کردند تعجب می کردیم+ فیلم

کلمه : سحر بهشتی خواهر ستار پس از بازگشت از مراسم چهلم برادر خود با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است. محمد نوریزاد نیز با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند.
به گزارش کلمه، خانواده ستار بهشتی که امیدوار بودند حداقل بتوانند با برگزاری مراسم چهلم تسلی خاطری برای دل های داغدارشان پیدا کنند، عصر امروز در قبرستان رباط کریم با حضور سنگین نیروهای امنیتی رو به رو شدند که نه تنها برای اندک افراد شرکت کننده ایجاد مزاحمت کرد، بلکه مادر بیمار ستار بهشتی را نیز مجروح کردند.
سکوت نسبی خانواده ستار بهشتی طی چهل روز گذشته با این امید بود که ماموران قول برگزاری یک مراسم معمولی چهلم را به آنان داده بودند. اما مراسمی که قرار بود در آرامش کامل برگزار شود با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و نیمه کاره به پایان نرسید.
بر اساس این گزارش قرار بود این مراسم از ساعت ۳ تا ساعت ۵ بعدازظهر‬ برگزار شود اما اجازه ندادند حتی قبل از ساعت ۵ مردم با آرامش از امامزاده خارج شوند.
این در حالی است که شب پیش از مراسم نیز ماموران ناجا اعلامیه ها ی ستار بهشتی را پاره کرده و مغازه داران و شهروندان را تهدید کرده بودند که در مراسم شرکت نکنند.
گفتگوی کلمه با محمد نوریزاد و سحر بهشتی را با هم می خوانیم:
سحر بهشتی: خانواده ام را کتک زدند؛ پای مادرم به شدت آسیب دید‬
سحر بهشتی خواهر ستار با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است.
خواهر ستار بهشتی همچنین با بیان اینکه ماموران تلاش کردند برادرش را بازداشت کنند به کلمه می گوید که با وساطت مردم و حضار برادرش را رها کردند اما در حال حاضر اعضای خانواده از نظر روحی در شرایط بسیار نامناسبی هستند.
به گفته ی وی درگیری ها و تنش ها در پایان مراسم در امامزاده رخ داده و ماموران همزمان با ضرب و شتم و بازداشت اقدام به پراکنده کردن حاضران کردند.
محمد نوری زاد: اگر فحاشی و ضرب و شتم نمی کردند باید تعجب می کردیم
محمد نوریزاد، جهادگر و مستند ساز منتقد نیز در گفتگو با کلمه با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند.
نوریزاد که خود از زندانیان سیاسی پس از انتخابات است با اشاره به تنش های به وجود آمده در این مراسم می گوید: ماجرای ضرب و شتم و تندی و تنش و برخوردهای بی ادبانه و گستاخانه چیز تازه ای نیست همیشه بوده و از این به بعد هم خواهد بود یعنی غیر از این را ما باید تعجب کنیم. یعنی اگر یک روز دیدیم که مردمی یک مراسم برگزار کردند به آرامی سپری شده است، باید تعجب کنیم. وگرنه یک مامور امنیتی جوری تربیت شده یا او را طوری تنظیم کرده اند که فحاشی و ضرب و شتم کند و ناسزا بگوید و ماموریت خودش را انجام دهد.
این نویسنده ی منتقد در ادامه می افزاید: منتهی در نقطه مقابل ناراحتی، نگرانی، افسردگی و دلگیری من برای این بود که مراسم چهلم این مرد شریف با ۴۰ نفر برگزار شد آن هم با یک مرثیه خوانی که ماموران امنیتی گذاشته بودند بی وقفه توی باند بلندگو فریاد می کشید و چیزهایی را می گفت و حتی فرصت نمی داد که صدای مادر ستار بهشتی که اعتراض می کرد و فریاد می کشید، به گوش کسی برسد. به هر حال این، همه ی آن چیزهایی بود که می خواستم به شما بگویم.
محمد نوریزاد با تاکید دوباره بر اینکه “من بیش از آنکه گله مند یا نگران باشم از ضرب و شتم خانواده ستار بهشتی بسیار مکدر شدم از جمعیتی که آنجا بودند، چیزی حدود ۲۰ آقا و ۲۰ خانم مجموعا ۴۰ نفر”، می گوید: این همه ی جمعیتی بود که در چهلم این مرد بزرگ جمع شده بودند. این بود خروجی هزاران ابراز علاقه مردمانی باشد که نسبت به مرگ این جوان معترض بودند و ابراز نگرانی می کردند؟ همه هیاهو سر دادیم و اعتراض کردیم و خواستار برخورد شدیم و بعد چهلم او ۴۰ نفر بتوانند بر سر مزار او بیایند؟ من اصلا تصور نمی کردم یک چنین اتفاقی رخ دهد.
مردم را ترسانده اند/ کسی نمی داند اگر بگیرندش، چطور از بازداشت خارج خواهد شد‬
این فعال سیاسی در پاسخ به چرایی حضور نیافتن مردم در این مراسم تصریح می کند: من شخصا احساسم این است که ترس. یعنی مردم را ترسانده اند. و این ترس ناشی از ماجراهایی است که تا به حال شاهدش بودیم. که یک جوانی را می گیرند و می برند از تحصیل محرومش می کنند و در زندان شاهد ماجراهایی بودیم. که خود ستار بهشتی هم یکی از همان هاست. که وقتی شما را گرفتند معلوم نیست چه جوری از اینجا خارج خواهید شد. چنین چیزی یک ترس گسترده را در ذهن همه ایجاد کرده است که وقتی وارد مراسمی می شویم معلوم نیست انتهای این مراسم به کجا منجر می شود. و از این جهت باید بگویم که نیروهای امنیتی ما انصافا موفق بودند و باید بهشان تبریک گفت که مردم را ترسانده اند و امنیت خاطر آنها را برآشفتند. بله می ترسند. مردم می ترسند.
با مشت به سینه یک خانم کوبیدند/ برای غربت این جوان گریستم
وی در ادامه می افزاید: برخی را گرفتند، بعضی ها را بردند، بعضی ها را هم برخی از دوستان وساطت کردند که آزاد کنند. واقعا برخوردها پرتنش بود. با مشت به سینه یکی از خانم ها کوفتند.
نوریزاد همچنین می گوید: به هر حال من باز هم می خواهم بگویم که این چیز عجیبی نیست ما از چنین برخوردی نباید تعجب کنیم عمده نگاهمان باید متوجه برگزاری یک مراسم غریبانه برای این عزیز باشد.
وی در پایان تصریح می کند: من آنچنان می گریستم برای غربت این جوان که در هیچ مراسمی این چنین نگریسته بودم. غربت جوانی که هستیش را از او گرفتیم و بعد اجازه نمی دهیم که خانواده اش ضجه بزنند و ناله کنند و خودشان را تخلیه کنند بر سر مزار عزیزشان. و آنچه که بسیار بسیار آزار دهنده بود حضور لباس شخصی ها و ماموران امنیتی در همه جا یعنی حضور فراگیرشان بود ۴۰ نفر شرکت کننده در محاصره ۴۰ مامور امنیتی بودند. جدای از پلیس هایی که با لباس فرم و یونیفرم رسمی مراقبت می کردند. ولی واقعا ۴۰ زن و مردی که آمده بودند از جاهای مختلف با بستگان خود ستار بهشتی در محاصره ۴۰ ماموران امنیتی و لباس شخصی بودند که مراقب بودند و عکس و فیلم گرفتند از همه.

Wednesday, December 12, 2012

سرنوشت عبرت آموز آقا زاده ها درج. اسلامی آقا زاده ها، در جمهوری اسلامی سرگذشت عجیبی یافته اند و می یابند. آنها دو گروه اند. گروهی که پول پارو کردند و سیمشان را روی سیم سیاست نیانداختند و هوس حکومت نکردند. گروه دوم، آنها که هم هوس حکومت کردند و هم انگشت به سوراخ مار، چنان که دودمان "ابوی" را هم بر باد دادند و یا ممکن است بدهند. اولین آقازاده فرزند بزرگ آیت الله منتظری بنام "محمد" بود، که سابقه انقلابی اش از همه روحانیون جوان بیشتر بود و بسیار تند و کارآمد. آیت الله منتظری او را سرمایه عمر خود میدانست. آیت الله بهشتی را هم چندان قبول نداشت و انقلابی نمی دانست. سرش درجریان انفجار حزب جمهوری اسلامی برباد رفت. عجیب است که شب انفجار، او را که اصلا قرار نبوده درجلسه حزب جمهوری اسلامی شرکت داشته باشد، با چند تلفن و به هوای این که آقای بهشتی با شما یک کار واجبی دارد به مرکز حزب جمهوری اسلامی کشاندند تا زیر آوار در کنار بهشتی کشته شود! آقا زاده بعدی، حاج احمد خمینی بود که همه (از جمله علی خامنه ای) هنگام ورود به بیت آیت الله خمینی و دیدار با وی، دست او را پیش از رسیدن به آیت الله خمینی و یا پس از دیدار و هنگام ترک بیت می بوسیدند و درعین حال نمی خواستند سر به تنش باقی بماند. آقای خمینی که فوت کرد، واقعا هم نگذاشتند سر به تنش باقی بماند. قرص هایش را امنیتی کردند و با ایست قلبی کارش را ساختند. شاید از نخستین قربانیان قتل های زنجیره ای او بود. پس از شنیدن خبر فوت آیت الله خمینی در بیمارستان، می گویند خود را در اتاقش حبس کرد و ساعت ها گریست. وقتی اهل خانه بالاخره توانستند وارد اتاق شوند به آنها گفت: من تمام شدم! منظورش جلال جبروت و امکان و قدرتی بود که در سایه پدرش داشت و اندک زمانی پس از آن نیز واقعا "تمامش کردند"! کمی بیائیم پائین و دوباره برویم بالا: آقا زاده آیت الله خزعلی که پیر حجتیه است، پس از چند بار گرفتن و آزاد کردن، بالاخره در آستانه 13 آبان اخیر (روز اشغال سفارت امریکا) دستگیرش کردند و در بند سپاه در اوین است. معلوم نیست که همچنان در اعتصاب غذاست یا نیست. آقا زاده آیت الله بهشتی، که حالا تحصیل کرده و شده دکتربهشتی، درجریان جنبش سبز چند بار بازداشت و زندانی و آزاد شد و فعلا منزوی است و شاید هم منتظر فرصت اند تا کلک او را هم بکنند. آقا زاده آیت الله مطهری، یعنی علی مطهری فعلا در مجلس است و اگر نبود حمایت لاریجانی ها تا حالا حداقل زبانش را بریده بودند. کاری که اگر در روی پاشنه کنونی درجمهوری اسلامی بچرخد بعید نیست سرانجام بکنند. البته همزمان با زبان، شاید نفسش را هم بریدند. آقا زاده احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، یعنی "علی جنتی" را به جرم نزدیکی اش با هاشمی رفسنجانی فرستاده اند کویت. باید دید پس از جنتی که بزودی به 90 سالگی می رسد و یا شاید هم نرسد، با او چه خواهند کرد. حالا دوباره یک پله برویم بالا: آقا زاده و خانم زاده هاشمی رفسنجانی (مهدی و فائزه) در زندان اند و ظاهرا برای سر اولی، یعنی مهدی نقشه ها دارند. فعلا یک نوار (جعلی و غیر جعلی اش مورد بحث نیست) به همت "نیک آهنگ کوثر" برایش کوک کرده اند که در آنها لقمه بزرگتر از دهانش برداشته و گفته : آقای خامنه ای دیکتاتور شده و باید جلوی او را گرفت و کنترلش کرد! جرم از این بالا تر؟ در کشتی شکسته ای که سکانش دست رهبرمطلقه و فرزانه، آقای خامنه ایست، کسی در خارج از کشور تلفنی با یکی مثل نیک آهنگ کوثر تلفنی حرف بزند و از این فضولی ها بکند؟ این آقا زاده با آقا زاده چهره پنهان اما نام آشنای علی خامنه ای، یعنی "آقامجتبی" دوست و همنشین بوده است و با هم سری هم به جبهه های جنگ با عراق زده اند. البته نه از آن نوع جبهه رفتن ها و ترکش خوردن ها، که آقا زاده خزعلی، یعنی مهدی خزعلی رفته است. رسیدیم به آقا زاده آقای خامنه ای. یعنی آقا مجتبی که با آگاهی از سرنوشت همه آقا زاده ها که در بالا و بعنوان نمونه از آنها یاد کردیم، پیشدستی کرد و از سرگذشت احمد خمینی درس گرفت و چسبید به سپاه و سازمان امنیت آن و به امید نشستن بر جای پدر، تمرین جانشینی را با قتل و کشتار و بگیر و زندانی کن و شکنجه کن آغاز کرد. صبر مردم ایران زیاد است. سرنوشت این آقا زاده را هم خواهند دید. چه کسی با قتل و کشتار رهبر شده و یا رهبر مانده که او بشود و یا بماند. هنوز سر بزرگ حوادث زیر لحاف است!


سرنوشت عبرت آموز
آقا زاده ها درج. اسلامی
 
آقا زاده ها، در جمهوری اسلامی سرگذشت عجیبی یافته اند و می یابند. آنها دو گروه اند. گروهی که پول پارو کردند و سیمشان را روی سیم سیاست نیانداختند و هوس حکومت نکردند. گروه دوم، آنها که هم هوس حکومت کردند و هم انگشت به سوراخ مار، چنان که دودمان "ابوی" را هم بر باد دادند و یا ممکن است بدهند.
اولین آقازاده فرزند بزرگ آیت الله منتظری بنام "محمد" بود، که سابقه انقلابی اش از همه روحانیون جوان بیشتر بود و بسیار تند و کارآمد. آیت الله منتظری او را سرمایه عمر خود میدانست. آیت الله بهشتی را هم چندان قبول نداشت و انقلابی نمی دانست. سرش درجریان  انفجار حزب جمهوری اسلامی برباد رفت. عجیب است که شب انفجار، او را که اصلا قرار نبوده درجلسه حزب جمهوری اسلامی شرکت داشته باشد، با چند تلفن و به هوای این که آقای بهشتی با شما یک کار واجبی دارد به مرکز حزب جمهوری اسلامی کشاندند تا زیر آوار در کنار بهشتی کشته شود!
آقا زاده بعدی، حاج احمد خمینی بود که همه (از جمله علی خامنه ای) هنگام ورود به بیت آیت الله خمینی و دیدار با وی، دست او را پیش از رسیدن به آیت الله خمینی و یا پس از دیدار و هنگام ترک بیت می بوسیدند و درعین حال نمی خواستند سر به تنش باقی بماند. آقای خمینی که فوت کرد، واقعا هم نگذاشتند سر به تنش باقی بماند. قرص هایش را امنیتی کردند و با ایست قلبی کارش را ساختند. شاید از نخستین قربانیان قتل های زنجیره ای او بود. پس از شنیدن خبر فوت آیت الله خمینی در بیمارستان، می گویند خود را در اتاقش حبس کرد و ساعت ها گریست. وقتی اهل خانه بالاخره توانستند وارد اتاق شوند به آنها گفت: من تمام شدم!
منظورش جلال جبروت و امکان و قدرتی بود که در سایه پدرش داشت و اندک زمانی پس از آن نیز واقعا "تمامش کردند"!
کمی بیائیم پائین و دوباره برویم بالا:
آقا زاده آیت الله خزعلی که پیر حجتیه است، پس از چند بار گرفتن و آزاد کردن، بالاخره در آستانه 13 آبان اخیر (روز اشغال سفارت امریکا) دستگیرش کردند و در بند سپاه در اوین است. معلوم نیست که همچنان در اعتصاب غذاست یا نیست.
آقا زاده آیت الله بهشتی، که حالا تحصیل کرده و شده دکتربهشتی، درجریان جنبش سبز چند بار بازداشت و زندانی و آزاد شد و فعلا منزوی است و شاید هم منتظر فرصت اند تا کلک او را هم بکنند.
آقا زاده آیت الله مطهری، یعنی علی مطهری فعلا در مجلس است و اگر نبود حمایت لاریجانی ها تا حالا حداقل زبانش را بریده بودند. کاری که اگر در روی پاشنه کنونی درجمهوری اسلامی بچرخد بعید نیست سرانجام بکنند. البته همزمان با زبان، شاید نفسش را هم بریدند.
آقا زاده احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، یعنی "علی جنتی" را به جرم نزدیکی اش با هاشمی رفسنجانی فرستاده اند کویت. باید دید پس از جنتی که بزودی به 90 سالگی می رسد و یا شاید هم نرسد، با او چه خواهند کرد.
حالا دوباره یک پله برویم بالا:
آقا زاده و خانم زاده هاشمی رفسنجانی (مهدی و فائزه) در زندان اند و ظاهرا برای سر اولی، یعنی مهدی نقشه ها دارند. فعلا یک نوار (جعلی و غیر جعلی اش مورد بحث نیست) به همت "نیک آهنگ کوثر" برایش کوک کرده اند که در آنها لقمه بزرگتر از دهانش برداشته و گفته : آقای خامنه ای دیکتاتور شده و باید جلوی او را گرفت و کنترلش کرد!
جرم از این بالا تر؟ در کشتی شکسته ای که سکانش دست رهبرمطلقه و فرزانه، آقای خامنه ایست، کسی در خارج از کشور تلفنی با یکی  مثل نیک آهنگ کوثر تلفنی حرف بزند و از این فضولی ها بکند؟
این آقا زاده با آقا زاده چهره پنهان اما نام آشنای علی خامنه ای، یعنی "آقامجتبی" دوست و همنشین بوده است و با هم سری هم به جبهه های جنگ با عراق زده اند. البته نه از آن نوع جبهه رفتن ها و ترکش خوردن ها، که آقا زاده خزعلی، یعنی مهدی خزعلی رفته است.
رسیدیم به آقا زاده آقای خامنه ای. یعنی آقا مجتبی که با آگاهی از سرنوشت همه آقا زاده ها که در بالا و بعنوان نمونه از آنها یاد کردیم، پیشدستی کرد و از سرگذشت احمد خمینی درس گرفت و چسبید به سپاه و سازمان امنیت آن و به امید نشستن بر جای پدر، تمرین جانشینی را با قتل و کشتار و بگیر و زندانی کن و شکنجه کن  آغاز کرد.
صبر مردم ایران زیاد است. سرنوشت این آقا زاده را هم خواهند دید. چه کسی با قتل و کشتار رهبر شده و یا رهبر مانده که او بشود و یا بماند. هنوز سر بزرگ حوادث زیر لحاف است!

فیلم / جای خالی نسرین ستوده و جعفر پناهی در مراسم اهدای جایزه ساخاروف [تاريخ مطلب: بيست و دوم آذر ۱۳۹۱ برابر با دوازدهم دسامبر ۲۰۱۲]


فیلم / جای خالی نسرین ستوده و جعفر پناهی در مراسم اهدای جایزه ساخاروف
[تاريخ مطلب: بيست و دوم آذر ۱۳۹۱ برابر با دوازدهم دسامبر ۲۰۱۲]

بازجوی ستار بهشتی از خانواده وی تقاضای عفو کرد وکیل خانواده ستار بهشتی گفته است که یکی از بازجویان ستار بهشتی از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش کرده است. در رویدادی دیگر مرتبط با وضعیت حقوق بشر در ایران ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه ایران گفته است که «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه گران ساواک را سفید کرده است.» وکیل ستار بهشتی از ملاقات تعدادی از نیروهای پلیس فتا با خانواده وی خبر داد و گفت: در این دیدار یکی از بازجویان وبلاگ نویس از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش داشت. به گزارش باشگاه خبرنگاران گیتی پورفاضل درباره‌ی ملاقات تعدادی از عوامل مرگ ستار بهشتی با خانواده وی اظهار داشت: «شنبه هفته جاری این ملاقات در حضور وی و خانواده موکلش صورت گرفته است.» وکیل خانواده ستار بهشتی ادامه داد: «طی این ملاقات یکی از بازجویان وبلاگ نویس از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش داشت.» گفتنی است ستار بهشتی وبلاگ نویسی است که در فاصله روزهای ۱۱ تا ۱۵ آبان ماه سال جاری در بازداشت پلیس فتا به سر می‌برد که طی همین مدت در بازداشتگاه فوت کرد. قدیانی: مفاسد بازجویان سپاه و اطلاعات روی ساواک را سفید کرده است در رویدادی دیگر مرتبط با وضعیت حقوق بشر در ایران ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه ایران گفته است که «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه گران ساواک را سفید کرده است. به گزارش کلمه این زندانی سیاسی در نامه‌ی خود خبر داده که بازجوی علیرضا رجایی، روزنامه نگار و فعال سیاسی، از همسر وی خواسته تا از شوهرش طلاق بگیرد. آقای قدیانی با اشاره به شکنجه در رژیم گذشته گفته است که «در آن رژیم علی رغم همه مفاسد و ظلم هایش حرمت خانواده‌های زندانیان رعایت می‌شد و هیچ مشکلی برای همسر و فرزندان زندانیان سیاسی ایجاد نمی‌شد.» وی افزوده است: «بارها و بارها برخوردهای کثیف برخی از بازجویان فاسد الاخلاق سپاه و وزارت اطلاعات که متاسفانه امروز حاکم بر قضات بی‌اراده دادگاه‌های سیاسی نیز هستند با خانواده‌های مظلوم زندانیان سیاسی بیان شده و حتما شما هم شنیده و مطلع شده‌اید ولی هیچ ترتیب اثری به آنها نداده‌اید.» آقای قدیانی در نامه خود به «آخرین مورد از این اقدامات» توسط یکی از «بازجویان فاسد اطلاعات سپاه با نام مستعار "اوسط"» اشاره کرده و گفته است: «نام واقعی این بازجو، "علی انواری" است که با نام های مستعار "علی اوسط" و "علی انوری زاده" در اطلاعات سپاه فعالیت می‌کند.»


بازجوی ستار بهشتی از خانواده وی تقاضای عفو کرد


image
وکیل خانواده ستار بهشتی گفته است که یکی از بازجویان ستار بهشتی از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش کرده است. در رویدادی دیگر مرتبط با وضعیت حقوق بشر در ایران ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه ایران گفته است که «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه گران ساواک را سفید کرده است.»
وکیل ستار بهشتی از ملاقات تعدادی از نیروهای پلیس فتا با خانواده وی خبر داد و گفت: در این دیدار یکی از بازجویان وبلاگ نویس از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش داشت.

به گزارش باشگاه خبرنگاران گیتی پورفاضل درباره‌ی ملاقات تعدادی از عوامل مرگ ستار بهشتی با خانواده وی اظهار داشت: «شنبه هفته جاری این ملاقات در حضور وی و خانواده موکلش صورت گرفته است.»

وکیل خانواده ستار بهشتی ادامه داد: «طی این ملاقات یکی از بازجویان وبلاگ نویس از خانواده وی تقاضای عفو و بخشش داشت.»

گفتنی است ستار بهشتی وبلاگ نویسی است که در فاصله روزهای ۱۱ تا ۱۵ آبان ماه سال جاری در بازداشت پلیس فتا به سر می‌برد که طی همین مدت در بازداشتگاه فوت کرد.

قدیانی: مفاسد بازجویان سپاه و اطلاعات روی ساواک را سفید کرده است


در رویدادی دیگر مرتبط با وضعیت حقوق بشر در ایران ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه ایران گفته است که «مفاسد بازجویان شما روی شکنجه گران ساواک را سفید کرده است.

به گزارش کلمه این زندانی سیاسی در نامه‌ی خود خبر داده که بازجوی علیرضا رجایی، روزنامه نگار و فعال سیاسی، از همسر وی خواسته تا از شوهرش طلاق بگیرد.

آقای قدیانی با اشاره به شکنجه در رژیم گذشته گفته است که «در آن رژیم علی رغم همه مفاسد و ظلم هایش حرمت خانواده‌های زندانیان رعایت می‌شد و هیچ مشکلی برای همسر و فرزندان زندانیان سیاسی ایجاد نمی‌شد.»

وی افزوده است: «بارها و بارها برخوردهای کثیف برخی از بازجویان فاسد الاخلاق سپاه و وزارت اطلاعات که متاسفانه امروز حاکم بر قضات بی‌اراده دادگاه‌های سیاسی نیز هستند با خانواده‌های مظلوم زندانیان سیاسی بیان شده و حتما شما هم شنیده و مطلع شده‌اید ولی هیچ ترتیب اثری به آنها نداده‌اید.»

آقای قدیانی در نامه خود به «آخرین مورد از این اقدامات» توسط یکی از «بازجویان فاسد اطلاعات سپاه با نام مستعار "اوسط"» اشاره کرده و گفته است: «نام واقعی این بازجو، "علی انواری" است که با نام های مستعار "علی اوسط" و "علی انوری زاده" در اطلاعات سپاه فعالیت می‌کند.»

توقیف هدیه بخاری دانشجویان به وزیر توسط حراست آموزش و پرورش! محمد علی‌ انصاری ۲۱ آذر ۱۳۹۱


توقیف هدیه بخاری دانشجویان به وزیر توسط حراست آموزش و پرورش!

محمد علی‌ انصاری 
۲۱ آذر ۱۳۹۱

    افزایش ناگهانی قیمت پهنای باند اینترنت تا 70 درصد براساس مصوبه ای که در کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به تصویب رسیده است، پهنای باند اینترنت از این پس با افزایشی حدود 70درصد در قیمت تمام شده در اختیار توزیع کنندگان اینترنت در کشور قرار می‌گیرد. به گزارش خبرنگار مهر، کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات مصوبه ای را به شرکت ارتباطات زیرساخت ابلاغ کرده که براساس آن نرخ پهنای باند اینترنت از حدود 37 میلیون تومان به ازای هر لینک STM1 که معادل 155 مگابیت بر ثانیه پهنای باند است به 54 میلیون و 826 هزار تومان افزایش یافته که این مصوبه نشان از افزایشی بالغ بر 70 درصد در قیمت تمام شده اینترنت برای توزیع کنندگان اینترنت پرسرعت در کشور دارد. کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات که ریاست آن را رضا تقی پور وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات به عهده داشت، در جلسه شماره 153 خود، تعرفه فروش پهنای باند اینترنت شرکت ارتباطات زیر ساخت را بررسی و "سقف تعرفه پهنای باند اینترنت" را با افزایش قیمتی تا سقف 70 درصد به تصویب رساند. این افزایش تعرفه در نرخ پهنای باند اینترنت به گفته شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنت در کشور افزایش حدود 50 تا 70 درصدی را در نرخ اینترنت تمام شده شرکتهای اینترنتی به همراه خواهد داشت و باعث افزایش قیمت اینترنت حداقل 50 درصد برای کاربران نهایی خواهد شد.

    افزایش ناگهانی قیمت پهنای باند اینترنت تا 70 درصد


    براساس مصوبه ای که در کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به تصویب رسیده است، پهنای باند اینترنت از این پس با افزایشی حدود 70درصد در قیمت تمام شده در اختیار توزیع کنندگان اینترنت در کشور قرار می‌گیرد.
    به گزارش خبرنگار مهر، کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات مصوبه ای را به شرکت ارتباطات زیرساخت ابلاغ کرده که براساس آن نرخ پهنای باند اینترنت از حدود 37 میلیون تومان به ازای هر لینک STM1 که معادل 155 مگابیت بر ثانیه پهنای باند است به 54 میلیون و 826 هزار تومان افزایش یافته که این مصوبه نشان از افزایشی بالغ بر 70 درصد در قیمت تمام شده اینترنت برای توزیع کنندگان اینترنت پرسرعت در کشور دارد.
    کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات که ریاست آن را رضا تقی پور وزیر سابق ارتباطات و فناوری اطلاعات به عهده داشت، در جلسه شماره 153 خود، تعرفه فروش پهنای باند اینترنت شرکت ارتباطات زیر ساخت را بررسی و "سقف تعرفه پهنای باند اینترنت" را با افزایش قیمتی تا سقف 70 درصد به تصویب رساند.
    این افزایش تعرفه در نرخ پهنای باند اینترنت به گفته شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنت در کشور افزایش حدود 50 تا 70 درصدی را در نرخ اینترنت تمام شده شرکتهای اینترنتی به همراه خواهد داشت و باعث افزایش قیمت اینترنت حداقل 50 درصد برای کاربران نهایی خواهد شد.

    Monday, December 10, 2012

    این دست ها سرانجام یکروز مشت خواهد شد! اگر در حاکمیت یک جو عقل وجود داشت، حتی در همین محرم امسال و مراسم سینه زنی و نوحه خوانی ها و پخش غذای نذری هم باید می فهمید اوضاع از مرز وخامت گذشته و توبمیری ای که در راه است، با توبمیری های دوم خرداد 76 و 22 خرداد 88 تفاوت بسیار دارد. امسال مردم با نوحه های ضد استبدادی سینه می زدند. اینجا را بخوانید. این عکس هم مربوط به پخش غذای مجانی در روزعاشورا در یکی از مساجد محلات حاشیه جنوبی تهران است. برای یک کاسه پلو دهها دست دراز است. این دست ها اگر مشت شود و شعار خیابانی، می شود همان توبمیری که با تو بمیری های قبلی تفاوت خواهد داشت!

    این دست ها سرانجام 
    یکروز مشت
     خواهد شد!
     اگر در حاکمیت یک جو عقل وجود داشت، حتی در همین محرم امسال و مراسم سینه زنی و نوحه خوانی ها و پخش غذای نذری هم باید می فهمید اوضاع از مرز وخامت گذشته و توبمیری ای که در راه است، با توبمیری های دوم خرداد 76 و 22 خرداد 88 تفاوت بسیار دارد. امسال مردم با نوحه های ضد استبدادی سینه می زدند. اینجا را بخوانید.
    این عکس هم مربوط به پخش غذای مجانی در روزعاشورا در یکی از مساجد محلات حاشیه جنوبی تهران است. برای یک کاسه پلو دهها دست دراز است. این دست ها اگر مشت شود و شعار خیابانی، می شود همان توبمیری که با تو بمیری های قبلی تفاوت خواهد داشت!