Friday, August 2, 2013

«سعید صحنه»؛ قلمروی مستقل قاچاقچیان در دل پایتخت

«سعید صحنه»؛ قلمروی مستقل قاچاقچیان در دل پایتخت

دکتر سعید پیوندی: بیشتر مقامات نظام به «حجاب و بدحجابی، ماهواره، اینترنت و ..» می‌پردازند، اما در برابر اعتیاد سکوت کرده‌اند.

زیر پل ملاصدرا ضلع غربی چمران،‌ رودخانه اوین – درکه؛ محل تجمع و خرید و فروش مواد مخدر با نام «سعید صحنه» توسط قاچاقچیان حرفه‌ای اداره می‌شود و گفته‌ می‌شود پلیس هم از حضور در آن وحشت دارد.

تیرماه امسال بود که صفرعلی براتلو، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار تهران از پاکسازی پارک‌های هرندی، فرحزاد و میدان شوش تهران از توزیع کنندگان مواد مخدر و معتادان خبر داد.
وی با بیان اینکه برگزاری انتخابات باعث شد موضوع مواد مخدر طی ماه‌های گذشته کمتر مورد توجه قرار بگیرد، افزود: «به همین دلیل توزیع کنندگان و معتادان این محل‌ها را برای کسب و کار خود در نظر گرفته و آزادانه اقدام به خرید و فروش مواد می‌کردند.»
اما آیا برخوردهای این‌چنینی با قاچاقچیان، «اراذل و اوباش» و دیگر بزه‌کاری‌ها منجر به از بین رفتن کامل آن می‌شود؟ تجربه نشان داده است که این‌طور نیست و ظهور محلی دیگر با نام «سعید صحنه» در دل پایتخت جمهوری اسلامی موید همین نکته است.
«سعید صحنه» منطقه‌ای است زیر پل ملاصدرا ضلع غربی چمران،‌ و کنار رودخانه اوین – درکه؛ این محل مکانی است برای تجمع معتادان و قاچاقیچان که گفته می‌شود حتی پلیس هم جرات حضور در این محل را ندارد.
اهالی منطقه می‌گویند این شهرک دو سه‌ سالی‌ است که ایجاد شده؛ آنها می‌گویند «سعید صحنه» در مجاورت خانوارهایی است که با ترس شب و روزشان را سر می‌کنند. یکی از آنها به «تابناک» گفته است: «معمولا تنهایی بیرون نمی‌رویم؛ گاهی شب‌ها معتادان گرسنه از دیوارمان بالا می‌آیند. گاهی جلوی راه‌مان را می‌گیرند و گاهی به کابل تلفن می‌زنند. یک شب که برای گذاشتن زباله در مخزن به بیرون خانه رفتم، معتادی زنده از مخزن زباله بیرون آمد و با چشمان وحشت‌زده و چهره سیاه مرا نگاه کرد؛ قالب تهی کردم.»
اما چرا در سال‌های اخیر و علیرغم گرانی سرسام‌آور همه‌ی اقلام زیر سایه‌ی تحریم‌ها، مواد مخدر نه‌تنها ارزان‌تر شده، بلکه دسترسی به‌آن هم ساده‌تر شده است. آیا جمهوری اسلامی پشت این قضیه است و یا عوامل دیگری در این ماجرا دخالت دارند؟
دکتر سعید پیوندی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه لورن پاریس در پاسخ به این پرسش به «خودنویس» می‌گوید: از آنجا که ما اطلاعات کافی نداریم نمی‌توانیم به‌ضرس قاطع جمهوری اسلامی را متهم اصلی معرفی کنیم. اما می‌توان گفت که ایران به‌دو صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث رشد مواد مخدر است.
آقای دکتر پیوندی می‌گوید در بعد مستقیم، دو علت اصلی، «بی‌توجهی و ناتوانی در مبارزه با مواد مخدر» عامل گسترش این آسیب اجتماعی است.
وی می‌گوید مقامات جمهوری اسلامی علیرغم ازدیاد فاجعه‌آمیز این آسیب اجتماعی آن را به حاشیه رانده و به آن بی‌توجهی می‌کنند. حتی در سخنان و اظهارات مقامات ایران در مقایسه با دیگر مسائل دیگر هم کمتر به مساله‌ی اعتیاد پرداخته می‌شود. به عنوان مثال بیشتر مقامات جمهوری اسلامی همواره به مسائلی چون «حجاب و بدحجابی، ماهواره، اینترنت و ..» می‌پردازند، اما در برابر آسیب اجتماعی اعتیاد سکوت کرده‌اند.
دکتر پیوندی در ادامه، ناتوانی مسوولین انتظامی را هم در مبارزه با مواد مخدر مزید بر علت می‌داند و می‌گوید از آنجا که میلیون‌ها معتاد در کشور وجود دارد و یک شبکه‌ی عظیم اقتصادی هم پشت آن است و آن را می‌چرخاند، لذا مبارزه با این پدیده دشوار است و به‌نظر می‌رسد رژیم ایران توان برخورد با آن را ندارد.
وی افزوده است راهکارهای عمده‌ای که جمهوری اسلامی طی این ۳۴ سال در پیش گرفته از قبیل اعدام‌های فله‌ای توسط خلخالی و اعدام‌های حال حاضر قاچاقچیان هرگز نتوانسته این ماجرا را کنترل کند.
این جامعه‌شناس در بعد غیرمستقیم هم به این نکته اشاره دارد که ایران در جایگاهی قرار دارد که مسیر عبور مواد مخدر است و از این‌رو توجه به آن هوشیاری بالایی را می‌طلبد که نزد مقامات ایران غایب است.
با این همه دکتر پیوندی می‌گوید ممکن است با انبوه معتادان و شبکه‌ی عظیم اقتصادی تنی چند از مقامات کشور هم در آن سهیم باشند اما اینکه بتوان کل قدرت را دخیل در این موضوع دانست نمی‌شود به صراحت گفت. وی افزوده است به‌هر حال کم‌توجهی بیش از حد مسئولین رژیم و نبود اراده‌ی قاطعی برای برخورد با این آسیب اجتماعی تعجب‌برانگیز است که به موضوع دخالت سیستماتیک ارگان‌های رژیم در تهیه و توزیع مواد مخدر دامن می‌زند.
اما پلیس ایران هر از چندگاهی به مبارزه با مواد مخدر می‌پردازد، تعدادی را اعدام و برخی را هم زندان می‌کند. هر چند وقت یک‌بار هم در خیابان انبوهی از مواد کشف شده را به‌آتش می‌کشد.
دکتر پیوندی می‌گوید شاید این شیوه‌های مبارزه در کشورهای دیگر که حاشیه‌هایی از آن درگیر مواد مخدر هستند راهگشا باشد، اما در جمهوری اسلامی با توجه به اینکه فقط میلیون‌ها نفر معتاد هستند، کافی نیست و بسیار زودگذر است و در عمل هم می‌بینیم که با هر پاکسازی نیروی انتظامی، این شبکه در جایی دیگر بساط خود را می‌چیند و این دور باطل ۳۴ است که ادامه یافته است.
این استاد دانشگاه لورن می‌گوید البته این دور باطل تاحدی هم به نفع قاچاقچیان تمام شده چراکه آنها به تجربه آموخته‌اند چگونه از شبکه‌ی اقتصادی خود محافظت کنند و چگونه امنیت خود را تامین نمایند.
در خبرگزاری‌ها آمده بود که پلیس هم از حضور در منطقه‌ی «سعید صحنه» وحشت دارد و ترجیح می‌دهد از کنار این مساله بگذرد. به روابط عمومی نیروی انتظامی تلفن می‌زنم تا از چند و چون ماجرا باخبر شوم.
ابتدا که جواب درستی نمی‌دهند، اما پس از چند بار تماس و بارها وصل کردن تلفن به این و آن، نهایتا آقایی که خود را هم معرفی نمی‌کند می‌گوید موضوع «سعید صحنه» یک «بزرگنمایی رسانه‌ای» است.
این مامور نیروی انتظامی افزود که رسانه‌ها علاقه دارند از هیچ، خبر بسازند و این مساله هم که منطقه‌ای در تهران باشد که پلیس نتواند آنجا برود اساسا کذب محض است. وی گفت که تمام کشور زیر نظر نیروی انتظامی است و فرضا اگر در محله‌ای چند نفر به خرید و فروش مواد مخدر بپردازند، نمی‌شود گفت که آن منطقه قلمرو آنهاست یا پلیس نمی‌تواند با آنها برخورد کند.
از دکتر سعید پیوندی می‌پرسم آیا به نظر شما این مساله به گفته‌ی این مقام نیروی انتظامی «بزرگنمایی رسانه‌ای» است؟
دکتر پیوندی می‌گوید از مجموعه اطلاعاتی که در دسترس است این موضوع نه‌تنها اغراق نیست بلکه ما به‌نوعی با یک اپیدمی مطرح نشدن موضوع در جامعه روبرو هستیم.
وی افزوده است که جامعه باید تا چه میزان آلوده شود تا مقامات انتظامی رژیم از آن به عنوان بزرگنمایی رسانه‌ای یاد نکنند؟
این استاد دانشگاه گفت در واقع اگر روزی معتادی به مواد مخدر دسترسی پیدا نکرد و رسانه‌ای به مساله‌ی اعتیاد پرداخت آن وقت می‌شود اغراق و بزرگنمایی رسانه‌ای نه الان که در دل پایتخت شبکه‌ی اعتیاد برای خودشان قلمروهای مجزا تشکیل می‌دهند.
اما در منطقه‌ی «سعید صحنه» و به گفته یکی از اهالی منطقه، رییس این منطقه، آنجا را به چهار بخش تقسیم کرده و هر بخش را به یکی از معتادان سرکرده برای خرید و فروش مواد مخدر اجاره داده است. هیچ‌کس حق ورود به قلمرو دیگری را ندارد. درآمد همه‌ی مناطق خط‌کشی شده است. روزها، گروهی که مامور توزیع مواد مخدر هستند، بر بلندی مخصوص ایستاده و کار فروش مواد افیونی با شیوه معمول خود آغاز می‌شود. همه به کارشان واردند؛ می‌خوابند و می‌خورند و از آب گندیده کانال خوش می‌نوشند و روزشان را شب می‌کنند. ساکنان، به حوادث آنجا هم حسابی خو کرده‌اند: جیب‌زنی، قمه‌کشی، آدم‌کشی، نزاع و غیره..
از دکتر سعید پیوندی می‌پرسم علت این تقسیمات در قلمروی قاچاقچیان چیست و آیا این تقسیم قلمرو معمول است؟
دکتر پیوندی می‌گوید: در همه جای دنیا وضعیت مشابه است. مافیا و شبکه‌های مواد مخدر به‌تنظیم روابط درون سازمانی خود می‌پردازند تا از این طریق امنیت مالی و جانی خود را تامین کنند. این سازمان‌ها با ایجاد نوعی پویایی درونی و طراحی قوانین خودشان درصدد این نیستند که قدرت‌شان را به رخ پلیس بکشند بلکه از این طریق در جستجوی امنیت هستند که غالبا موفق هم می‌شوند.
به گفته‌ی آقای پیوندی تقسیم بندی یک قلمرو (برای مثال همین سعید صحنه)، تنها و تنها به خاطر تجربیاتی است که قاچاقچیان طی این سال‌ها از برخوردهای نیروهای انتظامی آموخته‌اند و بدین طریق امنیت مالی و جانی خودشان را حفظ می‌کنند.
دکتر سعید پیوندی در پایان و در خصوص روش درست در مبارزه با مواد مخدر هم می‌گوید: شبکه‌ی مواد مخدر هم پول دارد هم نیروی نظامی و اسلحه. بنابراین تا زمانی که این بحران و آسیب اجتماعی به رسمیت شناخته نشود و یک اراده‌ی جدی برای مبارزه با آن در میان مقامات کشور بوجود نیاید، ما شاهد دورهای باطلی تحت عنوان مبارزه با مواد مخدر هستیم که راه به جایی نمی‌برند.
دکتر پیوندی اضافه می‌کند که در وهله‌ی نخست جمهوری اسلامی نباید اجازه دهد به آمار معتادان افزوده شود و در درجه‌ی دوم باید در جامعه نیاز به مواد مخدر از بین برود. اما متاسفانه در جمهوری اسلامی این دو حلقه در جهت منفی رشد داشته‌اند.
صحبت‌های چند شهروند:
در همین حال به سراغ دو نفر از شهروندان می‌روم تا نظر آنان را جویا شوم.
شاهرخ یکی از شهروندان در این خصوص به «خودنویس» گفت که این منطقه را به‌خوبی می‌شناسد.
وی گفت البته چنین منطقه‌ای با چنین نامی «سعید صحنه» خیلی مشهور نیست؛ ولی هنگامی که از چمران به سمت توحید می‌آیید بعد از پل مدیریت جایی را می‌بینید که هر نوع خلافکاری در آن آمد و شد دارد.
یکی دیگر از هموطنان هم در این خصوص به «خودنویس» گفت که به این منطقه رفته است و آن را از نزدیک می‌شناسد.
وی گفت برای خرید مواد مخدر حتما باید کسی شما را معرفی کند و پس از آن، شما مشتری دائمی می‌شوید و دیگر نیازی به همراه نخواهید داشت.
وی گفت اگر به‌صورت مستقل و تنها بروید قطعا مورد حمله معتادان قرار خواهید گرفت و آنها با سنگ یا چاقو به شما حمله خواهند کرد.
این شهروند تهرانی افزود که در این منطقه نه فقط معتادان یا قاچاقچی‌ها؛ بلکه انواع و اقسام بزهکارها در آن جمع هستند، فراری‌ها، کارتن‌خواب‌ها و..
اما نکته‌ای که وی در پایان به آن اشاره می‌کند جالب توجه است. وی می‌گوید بسیاری از ساکنان این محل نوعی همزیستی مسالمت آمیز با این افراد دارند. یعنی از آنها به‌طرق و در شرایط و زمان‌های مختلف حمایت‌هایی می‌کنند و بعد این بزهکاران هم برای تلافی آنها را پوشش می‌دهند. مثلا ممکن است همسایه‌ای در قبال حمایتی از یکی از این بزهکاران بخواهد که به‌عنوان «شرخر» چک وی را نقد کند و از این قبیل حمایت‌های دوطرفه

تخلیه هدایای خارجی رئسای جمهور ایران در 3 روز آخر دولت احمدی نژاد؟! انتخاب (Entekhab.ir) : اخبار رسیده به سایت انتخاب حکایت از آن دارد که هدایای خارجی رئسای جمهور و مقامات عالی کشور که در موزه‌‌ هدایا و یادمان رؤسای جمهور (واقع در مجموعه‌ سعدآباد) نگهداری می شود، به وسیله چند دستگاه کامیون، درحال تخلیه شدن است! بنابراین گزارش، در دوره ی ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تصویب شد که هدایای گرانقیمتی که به مقامات عالی کشور اهداء می شود، به موزه سعدآباد منتقل شود. مرحوم حبیبی معاون اول وقت دولت آیت الله هاشمی، دستور داده بود که هدایایی که قیمت آن، بالای 100 دلار باشد، به این موزه منتقل شود. با این حال، اخبار رسیده به خبرنگار پایگاه خبری «انتخاب»، حکایت از آن دارد که دو روز است که این هدایا در حال جمع آوری و انتقال به مکان نامعلومی است! یک منبع مطلع در این مورد به «انتخاب» گفت که «مشخص نیست هدایای جمع آوری شده، مربوط به دوران دولت های احمدی نژاد است یا شامل دولت های قبل تر نیز می شود»! با این حال، خبرنگار سیاسی «انتخاب» کسب اطلاع کرد که براساس، مصوبه دولت هاشمی، هدیه ی مذکور از اموال بین المال است و هیچ کس حق ندارد هدایا را از موزه خارج کند، مگر آنکه آقای احمدی نژاد، مصوبه ی دولت هاشمی را ملغی کرده باشد! از هدایای مربوط به احمدی نژاد، چیزی باقی مانده؟ نکته ی جالب تر آنکه، حمید بقایی در تاریخ 2 بهمن 1389، در مقان «ریاست سازمان میراث فرهنگی» از «حراج هدایای متعلق به احمدی نژاد» خبر داده و گفته بود: همراه رییس‌جمهور از هدایایی که به شخص آقای احمدی‌نژاد داده شده بود، دیدن کردیم. آقای احمدی‌نژاد گفتند که میراث فرهنگی در این زمینه کارشناسی کند تا اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند، نگهداری شوند و آن‌هایی که ارزش اقتصادی دارند، به‌فروش برسند.

تخلیه هدایای خارجی رئسای جمهور ایران در 3 روز آخر دولت احمدی نژاد؟!

انتخاب (Entekhab.ir)  : اخبار رسیده به سایت انتخاب حکایت از آن دارد که هدایای خارجی رئسای جمهور و مقامات عالی کشور که در موزه‌‌ هدایا و یادمان رؤسای جمهور (واقع در مجموعه‌  سعدآباد) نگهداری می شود، به وسیله چند دستگاه کامیون، درحال تخلیه شدن است!

بنابراین گزارش، در دوره ی ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تصویب شد که هدایای گرانقیمتی که به مقامات عالی کشور اهداء می شود، به موزه سعدآباد منتقل شود.

مرحوم حبیبی معاون اول وقت دولت آیت الله هاشمی، دستور داده بود که هدایایی که قیمت آن، بالای 100 دلار باشد، به این موزه منتقل شود.

با این حال، اخبار رسیده به خبرنگار پایگاه خبری «انتخاب»، حکایت از آن دارد که دو روز است که این هدایا در حال جمع آوری و انتقال به مکان نامعلومی است!

یک منبع مطلع در این مورد به «انتخاب» گفت که «مشخص نیست هدایای جمع آوری شده، مربوط به دوران دولت های احمدی نژاد است یا شامل دولت های قبل تر نیز می شود»!

با این حال، خبرنگار سیاسی «انتخاب» کسب اطلاع کرد که براساس، مصوبه دولت هاشمی، هدیه ی مذکور از اموال بین المال است و هیچ کس حق ندارد هدایا را از موزه خارج کند، مگر آنکه آقای احمدی نژاد، مصوبه ی دولت هاشمی را ملغی کرده باشد!

از هدایای مربوط به احمدی نژاد، چیزی باقی مانده؟

نکته ی جالب تر آنکه، حمید بقایی در تاریخ 2 بهمن 1389، در مقان «ریاست سازمان میراث فرهنگی» از «حراج هدایای متعلق به احمدی نژاد» خبر داده و گفته بود: همراه رییس‌جمهور از هدایایی که به شخص آقای احمدی‌نژاد داده شده بود، دیدن کردیم. آقای احمدی‌نژاد گفتند که میراث فرهنگی در این زمینه کارشناسی کند تا اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند، نگهداری شوند و آن‌هایی که ارزش اقتصادی دارند، به‌فروش برسند.

 

تخلیه هدایای خارجی رئسای جمهور ایران در 3 روز آخر دولت احمدی نژاد؟! انتخاب (Entekhab.ir) : اخبار رسیده به سایت انتخاب حکایت از آن دارد که هدایای خارجی رئسای جمهور و مقامات عالی کشور که در موزه‌‌ هدایا و یادمان رؤسای جمهور (واقع در مجموعه‌ سعدآباد) نگهداری می شود، به وسیله چند دستگاه کامیون، درحال تخلیه شدن است! بنابراین گزارش، در دوره ی ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تصویب شد که هدایای گرانقیمتی که به مقامات عالی کشور اهداء می شود، به موزه سعدآباد منتقل شود. مرحوم حبیبی معاون اول وقت دولت آیت الله هاشمی، دستور داده بود که هدایایی که قیمت آن، بالای 100 دلار باشد، به این موزه منتقل شود. با این حال، اخبار رسیده به خبرنگار پایگاه خبری «انتخاب»، حکایت از آن دارد که دو روز است که این هدایا در حال جمع آوری و انتقال به مکان نامعلومی است! یک منبع مطلع در این مورد به «انتخاب» گفت که «مشخص نیست هدایای جمع آوری شده، مربوط به دوران دولت های احمدی نژاد است یا شامل دولت های قبل تر نیز می شود»! با این حال، خبرنگار سیاسی «انتخاب» کسب اطلاع کرد که براساس، مصوبه دولت هاشمی، هدیه ی مذکور از اموال بین المال است و هیچ کس حق ندارد هدایا را از موزه خارج کند، مگر آنکه آقای احمدی نژاد، مصوبه ی دولت هاشمی را ملغی کرده باشد! از هدایای مربوط به احمدی نژاد، چیزی باقی مانده؟ نکته ی جالب تر آنکه، حمید بقایی در تاریخ 2 بهمن 1389، در مقان «ریاست سازمان میراث فرهنگی» از «حراج هدایای متعلق به احمدی نژاد» خبر داده و گفته بود: همراه رییس‌جمهور از هدایایی که به شخص آقای احمدی‌نژاد داده شده بود، دیدن کردیم. آقای احمدی‌نژاد گفتند که میراث فرهنگی در این زمینه کارشناسی کند تا اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند، نگهداری شوند و آن‌هایی که ارزش اقتصادی دارند، به‌فروش برسند.

تخلیه هدایای خارجی رئسای جمهور ایران در 3 روز آخر دولت احمدی نژاد؟!

انتخاب (Entekhab.ir)  : اخبار رسیده به سایت انتخاب حکایت از آن دارد که هدایای خارجی رئسای جمهور و مقامات عالی کشور که در موزه‌‌ هدایا و یادمان رؤسای جمهور (واقع در مجموعه‌  سعدآباد) نگهداری می شود، به وسیله چند دستگاه کامیون، درحال تخلیه شدن است!

بنابراین گزارش، در دوره ی ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی تصویب شد که هدایای گرانقیمتی که به مقامات عالی کشور اهداء می شود، به موزه سعدآباد منتقل شود.

مرحوم حبیبی معاون اول وقت دولت آیت الله هاشمی، دستور داده بود که هدایایی که قیمت آن، بالای 100 دلار باشد، به این موزه منتقل شود.

با این حال، اخبار رسیده به خبرنگار پایگاه خبری «انتخاب»، حکایت از آن دارد که دو روز است که این هدایا در حال جمع آوری و انتقال به مکان نامعلومی است!

یک منبع مطلع در این مورد به «انتخاب» گفت که «مشخص نیست هدایای جمع آوری شده، مربوط به دوران دولت های احمدی نژاد است یا شامل دولت های قبل تر نیز می شود»!

با این حال، خبرنگار سیاسی «انتخاب» کسب اطلاع کرد که براساس، مصوبه دولت هاشمی، هدیه ی مذکور از اموال بین المال است و هیچ کس حق ندارد هدایا را از موزه خارج کند، مگر آنکه آقای احمدی نژاد، مصوبه ی دولت هاشمی را ملغی کرده باشد!

از هدایای مربوط به احمدی نژاد، چیزی باقی مانده؟

نکته ی جالب تر آنکه، حمید بقایی در تاریخ 2 بهمن 1389، در مقان «ریاست سازمان میراث فرهنگی» از «حراج هدایای متعلق به احمدی نژاد» خبر داده و گفته بود: همراه رییس‌جمهور از هدایایی که به شخص آقای احمدی‌نژاد داده شده بود، دیدن کردیم. آقای احمدی‌نژاد گفتند که میراث فرهنگی در این زمینه کارشناسی کند تا اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند، نگهداری شوند و آن‌هایی که ارزش اقتصادی دارند، به‌فروش برسند.

 

توبه عذرخواهی

Wednesday, July 31, 2013

پاسپورت ایرانی؛ آنچه بود، آنچه شد

پاسپورت ایرانی؛ آنچه بود، آنچه شد


کاملا محترمانه و با تمام جزئيات برايم توضيح می‌داد. گفت اگر بيشتر از ۷۵ هزار يورو نقد سپرده‌گذاری کنم، نامم در فهرست مشتريان ويژه بانک ثبت می‌شود و می‌توانم از انواع امکانات و تسهيلات آن استفاده کنم. صراحتا گفت که در اين صورت می‌تواند ويزای دو ماهه‌ام را ناديده بگيرد و ترتيب افتتاح يک حساب دائمی را برايم بدهد. من هم ذوق‌زده قبول کردم. نامم را پرسيد تا برايم از مسئول مربوطه وقت ملاقات بگيرد. يکی دو بار فاميلی‌ام را تکرار کردم اما متوجه نشد. با خنده خواست پاسپورتم را به او بدهم تا از روی آن نامم را يادداشت کند. درست در همين لحظه بود که همه چيز فرق کرد. اول خنده‌اش يخ زد اما فورا خودش را جمع و جور کرد. خواهش کرد چند دقيقه منتظر بمانم. از صندلی‌اش بلند شد و به قسمت اداری رفت. بعد از چند دقيقه برگشت، به من نگاه کرد و گفت: «واقعا متاسفم اما ما در اين بانک نمی‌توانيم برای ايرانی‌ها حساب باز کنيم.»
 
اينها را حميدرضا، يک ايرانی ۴۲ ساله می‌گويد که سال گذشته ويزای توريستی ورود به فرانسه را گرفته بود.
 
«با هزار بدبختی ويزا گرفتم. رفتار کارکنان سفارت در تهران واقعا بی‌ادبانه است. مطمئنم در کشور خودشان با حيوانات خيلی محترمانه‌تر برخورد می‌کنند. آخرش هم به همسرم و دختر کوچک‌مان ويزا ندادند تا خيال‌شان راحت باشد که بر می‌گردم. فکر می‌کردم اگر بتوانم در فرانسه يک حساب بانکی داشته باشم، کارمان برای گرفتن ويزا در دفعات بعد راحت‌تر می‌شود که نشد.»
 
کشور مسلمان و آسيايی اندونزی آخرين کشوری است که اعلام کرده شهروندان ايران ديگر نمی‌توانند در فرودگاه‌های اين کشور، ويزای ورود را روی پاسپورت خود داشته باشند.
 
قبل از اندونزی، گرجستان هم به طور يک جانبه قرارداد لغو رواديد با اتباع ايران را باطل اعلام کرده بود و ايرانيان از مردادماه برای ورود به اين کشور بايد درخواست ويزا کنند.
 
در رتبه آخر اعتبار
 
«هنلی و شرکا» يک شرکت بين‌المللی است که در زمينه اقامت و شهروندی فعاليت می‌کند.
اين شرکت، سالانه، گزارش‌هايی درباره اعتبار پاسپورت کشورهای مختلف جهان تهيه و منتشر می‌کند که به عنوان معياری از ميزان اعتبار و شخصيت شهروندان آنها در جامعه بين‌الملل مورد توجه قرار می‌گيرد.
 
در گزارش سال ۲۰۱۲ «هنلی و شرکا»‌، پاسپورت ايرانی جزو بی‌اعتبارترين پاسپورت‌های جهان بود.
 
در ميان تقريبا ۱۰۰ کشوری که اعتبار گذرنامه آنها در اين گزارش سنجيده شد، ايران در کنار افغانستان در رتبه ۹۶ قرار داشت.
 
بر اساس اين گزارش، شهروندان ايرانی در سال ۲۰۱۲ برای سفر تنها به ۳۷ کشور جهان نيازی به درخواست ويزا نداشتند. اين کشورها اکثرا در آسيا، آفريقا و آمريکای جنوبی قرار دارند.
 
آن‌گونه که «هنلی و شرکا» بررسی کرده، فقط پاسپورت کشورهای نپال، لبنان، پاکستان و افغانستان، از پاسپورت ايرانی بی اعتبارتر هستند.
 
بخشی مهم از حس تحقير جمعی
 
سعيد پيوندی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پاريس می‌گويد: «بی‌اعتباری پاسپورت ايرانی، بخشی مهم از حس تحقير جمعی است که ايرانيان در سراسر جهان با آن روبرو هستند.»
 
به گفته آقای پيوندی، شهروندان ايرانی وقتی می‌بينند که اعتبارشان تا اين حد در جامعه بين‌المللی پايين است، دچار احساس تفاوت با ديگران و تحقير جمعی می‌شوند. به همين خاطر است که مسئولان حکومتی و حاميان‌شان خيلی تلاش می‌کنند تا اين حس را تسکين دهند و بگويند درست است که دولت‌ها با ما خوب نيستند ولی در عوض ما در نزد افکار عمومی کشورها محبوب هستيم.
 
گزارش «هنلی و شرکا» حاکی از آن است که گذرنامه کشورهايی مانند آنگولا، اتيوپی، جيبوتی، ليبی، بنگلادش، بوسنی و هرزگووين، مصر، تايلند، امارات متحده عربی، ويتنام و مالزی، وضعيت بهتری از گذرنامه ايرانی دارند.
 
از عرش تا فرش
 
البته اوضاع هميشه به اين سياهی نبوده است. پيش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و در اواخر حکومت پهلوی، شهروندان ايران می‌توانستند بدون درخواست ويزا به بسياری از کشورهای جهان از جمله بيشتر کشورهای اروپايی سفر کنند.
 
در آن هنگام کشورهايی مانند فرانسه، آلمان غربی، بريتانيا، ايتاليا، سوئد، ژاپن، کره جنوبی و... از ايرانيان بدون ويزا پذيرايی می‌کردند.
 
وقوع انقلاب و حمله دانشجويان موسوم به «مسلمان پيرو خط امام» به سفارت آمريکا در تهران و گروگان‌گيری پرسنل آن، آغازگر روند افول پاسپورت ايرانی بود.
 
اکنون سال‌هاست که شهروندان ايرانی مجبورند برای وارد شدن به سفارتخانه کشورهای مختلف در تهران، ساعت‌ها در صف‌های طولانی بايستند و از چند ماه قبل وقت سفارت بگيرند.
 
گزارش‌های متعددی هم از رفتار توهين‌آميز کارکنان سفارتخانه‌های خارجی در تهران با اتباع ايرانی در سال‌های اخير منتشر شده است. 
 
«کشوری که به قهقرا می‌رود»
 
آقای پيوندی می‌گويد: «معيارهای مربوط به اعتبار پاسپورت کشورها می‌توانند در طول زمان تغيير کنند. اتباع يک کشور می‌توانند در يک مقطع زمانی به آسانی به کشورهای ديگر مسافرت کنند اما اتفاقات بعدی می‌تواند شرايط را متفاوت سازد.»
 
او ايران را يکی از «برجسته‌ترين نمونه‌ها» در اين وضعيت می‌داند: «کشوری که قبل از سال ۱۳۵۷ به دليل رابطه دولتش با دنيا و شرايط اقتصادی، تسهيلات زيادی برای شهروندانش در دنيا وجود داشت، به مرور زمان دچار وضعيتی کاملا متفاوت می‌شود.»
 
به گفته اين استاد جامعه شناسی دانشگاه پاريس، حکومت يک کشور، تاثير بسيار زيادی بر تصوير آن کشور در جامعه بين‌الملل می‌گذارد و در شرايطی که دولت ايران روابط خوبی با بسياری از کشورهای جهان ندارد، تصويری که از اين کشور در دنيا ثبت شده، تصوير کشوری است که به قهقرا می‌رود.
 
بازگشت احترام
 
شايد به همين خاطر بود که حسن روحانی، ریيس جمهوری منتخب ايران، در جريان تبليغات انتخاباتی خود «قول» داد تا «احترام» را به پاسپورت ايرانی بازگرداند.
 
احترامی که حتی ارشدترين مقام‌های حکومتی جمهوری اسلامی هم اذعان دارند که قبل از انقلاب وجود داشت و پس از انقلاب ديگر اثری از آن باقی نمانده است.
 
اکبر هاشمی رفسنجانی، ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در خردادماه امسال گفته بود: «ايران کشوری عزيز بود. من خودم با ماشين همه کشورهای اروپايی را گشتم و رانندگی کردم. از اين کشور به آن کشور می‌خواستم بروم، فقط پاسپورت را نشان می‌دادم. حالا به جايی رسيديم که مردم امروز می‌ترسند زن خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون بی‌اهانتی [بی احترامی] می‌شود.»
 
البته در حکومت ايران، همه مانند آقای هاشمی فکر نمی‌کنند.
 
سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی، ریيس سازمان بسيج مستضعفين در آبان ماه ۱۳۸۹گفته بود: «شما به هر کجای دنيا که سفر می‌کنيد، فقط کافی است پاسپورت خود را نشان دهيد تا ببينيد چقدر مردم دنيا به شما عشق و علاقه دارند.»
 
سعيد رفيعی، يکی از مسئولان آژانس مسافرتی لندن در بريتانيا می‌گويد: «پاسپورت همان پاسپورت است ولی تغيير شرايط سياسی، اقتصادی، روابط ميان دولت‌ها و تحريم‌های بين‌المللی است که مشکلات را هر روز بيشتر می‌کند.»
 
آقای رفيعی اضافه می‌کند: «ما قبلا مسافر زياد داشتيم، ويزا هم زياد می‌گرفتيم. اما الان هم به علت شرايط اقتصادی و افزايش قيمت ارز، از تعداد مسافران کاسته شده و هم سخت‌گيری سفارت‌ها درباره ايرانی‌ها نسبت به قبل بسيار بيشتر و صدور ويزا خيلی کمتر شده است.»
 
دموکراسی، رفاه، پاسپورت معتبر
 
«هنلی و شرکا» در گزارش سال ۲۰۱۲ خود آورده که دانمارک، کشور دمکراتيک و ثروتمند شمال اروپا، معتبر‌ترين گذرنامه را در ميان تمام کشورهای جهان دارد. شهروندان دانمارک در سال گذشته می‌توانستند بدون دريافت رواديد يا ويزا به ۱۶۹ کشور جهان سفر کنند.
 
رتبه دوم به طور مشترک به سه کشور سوئد، فنلاند و آلمان اختصاص دارد که باز هر سه از کشورهای دموکراتيک و توسعه‌يافته شمال و مرکز اروپا هستند. شهروندان اين کشور‌ها در سال ۲۰۱۲ امکان مسافرت بدون ويزا به ۱۶۸ کشور جهان را داشته‌اند.
 
بريتانيا، فرانسه، هلند و بلژيک، چهار کشور ديگر اروپايی هستند که شهروندان آنها امکان سفر بدون ويزا به ۱۶۷ کشور جهان در سال ۲۰۱۲ را داشتند و بدين ترتيب دارای سومين پاسپورت معتبر در تمام دنيا بوده‌اند.
 
رتبه چهارم به دوک‌نشين لوکزامبورگ از ثروتمند‌ترين و کوچک‌ترين کشورهای جهان رسيده که شهروندان آن توانسته‌اند به ۱۶۶ کشور بدون ويزا سفر کنند.

ايتاليا ديگر کشور اروپايی نيز در کنار لوکزامبورگ قرار دارد و تازه در اينجاست که نوبت به کشوری غير اروپايی می‌رسد؛ ايالات متحده آمريکا که شهروندانش در سال گذشته می‌توانستند به ۱۶۶ کشور بدون رواديد سفر کنند.

عکس / آبشار Godafoss (آبشار خدایان) در ایسلند

عکس / آبشار Godafoss (آبشار خدایان) در ایسلند
















Tuesday, July 30, 2013

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند. به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های تسویه هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است! شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند. ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت. پس از مطرح شدن موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است. بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است. این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن
این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند.

به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های  تسویه  هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است!

شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند.

ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت.

پس از مطرح شدن  موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور  سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است.

بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است.

این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند. به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های تسویه هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است! شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند. ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت. پس از مطرح شدن موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است. بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است. این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن
این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند.

به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های  تسویه  هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است!

شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند.

ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت.

پس از مطرح شدن  موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور  سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است.

بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است.

این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند. به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های تسویه هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است! شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند. ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت. پس از مطرح شدن موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است. بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است. این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

اسباب کشی احمدی نژاد و دوستان به ساختمان لادن
این روزها پاستور نشین ها سخت سرگرم جمع و جور کردن کارهایشان و اسباب کشی هستند.

به گزارش آینده آنلاین، بسیاری از یاران احمدی نژاد از جمله بقایی و مشایی در حال تکمیل برگه های  تسویه  هستند و نکته قابل تامل آنکه برگه های تسویه بقایی، در نهاد ریاست جمهوری بدون تاریخ امضاء شده است!

شنیده ها حکایت از آن دارد که احمدی نژاد و رفقا در حال آماده کردن ساختمانی معروف به لادن برای روزهای پس از تحویل امورات به دولت جدید هستند.

ساختمان لادن در ونک که پیش از این در اختیار سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود، چند سال پیش به کنترل نهاد ریاست جمهوری درآمد و پس از بازسازی در اختیار سعید لو قرار گرفت.

پس از مطرح شدن  موضوع راه اندازی دفتر رییس جمهور  سابق، گفته می شود این ساختمان راسا توسط تیم احمدی نژاد برای این منظور در نظر گرفته شده است.

بقایی نیز در حرکتی گاز انبری، ساختمان را از چنگ سعیدلو درآورده و سعیدلو هم به ناچار و با ناراحتی به ساختمانی در خیابان الوند، میدان آرژانتین نقل مکان کرده است.

این روزها بقایی بیشترین وقت خود را در لادن می گذراند و گویا بسیار امیدوار است دولت روحانی با راه اندازی و استقرار دفتر رییس جمهور سابق در آن محل موافقت کند!

Monday, July 29, 2013

انتقاد از پی گیری نشدن حمله به کوی دانشگاه در حضور علی خامنه ای بی بی سی: یکی از دانشجویان شرکت کننده در جلسه اخیر گروهی از دانشجویان با آیت الله خامنه ای، از عدم مجازات و معرفی "عاملان اصلی" تهاجم به کوی دانشگاه تهران در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ انتقاد کرده است. به نوشته کلیک سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دبیر این انجمن یکشنبه ۶ مرداد (۲۸ ژوییه) در سخنان خود در حضور رهبر جمهوری اسلامی گفته است: "علی‌رغم اعلام صدور احکام قضایی و رسیدگی به این دو پرونده، یک سوال همچنان در ذهن دانشجویان باقی مانده، و آن اینکه چرا هنوز عاملان اصلی تعدی به حریم دانشجویان و جوانان که با ظلم آشکار، حرمت لباس خدمت به نظام را هتک کردند به مردم معرفی نگردیده اند؟" مصطفی دینی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، با ذکر اینکه "ما از تاکیدات جناب‌عالی بر پیگیری حادثه کوی دانشگاه آگاهیم" افزوده است: "حتما شما هم می‌دانید که تنها نتیجه این پرونده محکومیت شماری از دانشجویان بوده است. اگر ما همواره بر پیگیری این حادثه تاکید کرده ایم و می کنیم نه از سر کینه توزی و انتقام جویی، بلکه از این روست که راه بر تکرار چنین فجایعی بسته شود و آسیب های وارد آمده به دانشجویان جبران گردد." در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، کوی دانشگاه تهران مورد حمله خشونت آمیز نیروهای پلیس و لباس شخصی قرار گرفت که به آسیب دیدن شدید تعداد زیادی از دانشجویان انجامید. هرچند در هر دو مورد، رهبر ایران از حمله به دانشجویان ابراز نارضایتی کرد، ولی تاکنون حکمی علیه هیچ یک از آمران حمله به کوی دانشگاه صادر نشده است. خامنه‌ای در شهریور ماه ۱۳۸۸، چند ماه بعد از حمله دوم نیروهای پلیس و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران، در سخنانی در جمع تعدادی از دانشجویان قول داده بود که که عاملان حمله به کوی "بدون توجه به وابستگی سازمانی به مجازات برسند". وی در عین حال با اشاره به حمله به کوی دانشگاه و نیز واقعه کلیک بازداشتگاه کهریزک تصریح کرده بود: "عده‌ای ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملت‌ها را نادیده می‌گیرند و مساله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه‌ اصلی قلمداد می‌کنند، اما این یک ظلم آشکار است." در خبری که در کلیک سایت رهبر ایران از ملاقات دیروز دانشجویان با آیت الله خامنه ای منتشر شده نیز، آمده که وی "با اشاره به مباحثی که برخی دانشجویان درباره فتنه ۸۸ مطرح کرده اند" گفته است: "در بررسی آن حوادث تلخ، مساله اصلی و عمده، قانون شکنی و رفتار غیر نجیبانه‌ جماعتی است که در مقابل جریان قانون ایستادند و به ایران عزیز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند." به نوشته این سایت وی افزوده است: "البته در حاشیه و گوشه و کنار یک حادثه بزرگ، ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود، اما در هر حال نباید مساله اصلی به خاطر این مسائل گم شود." به نوشته سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دبیر این انجمن اسلامی در همین جلسه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی اظهار داشته: "به باور ما نه تنها جبران صدمات وارد آمده و دلجویی از دانشجویان آسیب دیده لازم و ضروری است، بلکه آنچه حقیقتا دل‌ها را آرام و جان‌ها را امیدوار می کند همانا ایجاد فضای آشتی و همدلی و علاج زخمهای کهنه و شکاف‌های سیاسی است که دامنه های آن متن جامعه را نیز جریحه دار کرده است." وی در بخشی دیگری از صحبت های خود گفته است: "در سال های گذشته شمار زیادی از استادان و همدرسان ما به بهانه‌های سیاسی و امنیتی از کرسی های تدریس و تحصیل محروم و برخی محبوس شدند و نیز معیارهای سیاسی و غیر علمی بر روند جذب اساتید و پذیرش دانشجویان حاکم شد." مصطفی دینی افزوده است: "در سال‌های اخیر فشارهای زیادی بر تشکل‌ها و کانون‌های دانشجویی نظیر شوراهای صنفی، انجمن های علمی، کانون فرهنگی و تشکل‌های منتقدی چون انجمن اسلامی دانشجویان وارد شده است به گونه ای که بسیاری از این انجمن ها و تشکل ها تعطیل گشته یا توسط نهادهای غیردانشگاهی تغییر ماهیت پیدا کرده اند." او با انتقاد از اینکه "امروز در دانشگاه‌های کشور تقریبا اثری از گروه‌های منتقد نمانده" تاکید کرده است: "تشکل‌های موجود نه تنها بازنمود تکثر در دانشگاه نیستند، بلکه صرفا تعدد گروه‌هایی هستند که صدای یکسانی از آنان به گوش می‌رسد. این در حالی است که جریان ها و سلایق دیگری هستند که به دلیل تنگ نظری مسئولان، امکان فعالیت قانونی در دانشگاه را نمی‌یابند." در سایت رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکنون خبری در مورد اظهارات دانشجویان شرکت کننده در جلسه مشترک اخیر رهبر و دانشجویان منتشر نشده است. بنا بر سنتی رایج، هر سال در یکی از شب های ماه رمضان، گروهی از اعضای تشکل های دانشجویی به دیدار آیت الله خامنه ای می روند و به طور معمول، خبر دیدار این دیدار منحصرا توسط دفتر رهبری تنظیم و در اختیار رسانه ها قرار می گیرد.

انتقاد از پی گیری نشدن حمله به کوی دانشگاه در حضور علی خامنه ای
بی بی سی:  یکی از دانشجویان شرکت کننده در جلسه اخیر گروهی از دانشجویان با آیت الله خامنه ای، از عدم مجازات و معرفی "عاملان اصلی" تهاجم به کوی دانشگاه تهران در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ انتقاد کرده است.

به نوشته کلیک سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دبیر این انجمن یکشنبه ۶ مرداد (۲۸ ژوییه) در سخنان خود در حضور رهبر جمهوری اسلامی گفته است: "علی‌رغم اعلام صدور احکام قضایی و رسیدگی به این دو پرونده، یک سوال همچنان در ذهن دانشجویان باقی مانده، و آن اینکه چرا هنوز عاملان اصلی تعدی به حریم دانشجویان و جوانان که با ظلم آشکار، حرمت لباس خدمت به نظام را هتک کردند به مردم معرفی نگردیده اند؟"

مصطفی دینی، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، با ذکر اینکه "ما از تاکیدات جناب‌عالی بر پیگیری حادثه کوی دانشگاه آگاهیم" افزوده است: "حتما شما هم می‌دانید که تنها نتیجه این پرونده محکومیت شماری از دانشجویان بوده است. اگر ما همواره بر پیگیری این حادثه تاکید کرده ایم و می کنیم نه از سر کینه توزی و انتقام جویی، بلکه از این روست که راه بر تکرار چنین فجایعی بسته شود و آسیب های وارد آمده به دانشجویان جبران گردد."
در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، کوی دانشگاه تهران مورد حمله خشونت آمیز نیروهای پلیس و لباس شخصی قرار گرفت که به آسیب دیدن شدید تعداد زیادی از دانشجویان انجامید. هرچند در هر دو مورد، رهبر ایران از حمله به دانشجویان ابراز نارضایتی کرد، ولی تاکنون حکمی علیه هیچ یک از آمران حمله به کوی دانشگاه صادر نشده است.

خامنه‌ای در شهریور ماه ۱۳۸۸، چند ماه بعد از حمله دوم نیروهای پلیس و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران، در سخنانی در جمع تعدادی از دانشجویان قول داده بود که که عاملان حمله به کوی "بدون توجه به وابستگی سازمانی به مجازات برسند". وی در عین حال با اشاره به حمله به کوی دانشگاه و نیز واقعه کلیک بازداشتگاه کهریزک تصریح کرده بود: "عده‌ای ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملت‌ها را نادیده می‌گیرند و مساله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه‌ اصلی قلمداد می‌کنند، اما این یک ظلم آشکار است."
در خبری که در کلیک سایت رهبر ایران از ملاقات دیروز دانشجویان با آیت الله خامنه ای منتشر شده نیز، آمده که وی "با اشاره به مباحثی که برخی دانشجویان درباره فتنه ۸۸ مطرح کرده اند" گفته است: "در بررسی آن حوادث تلخ، مساله اصلی و عمده، قانون شکنی و رفتار غیر نجیبانه‌ جماعتی است که در مقابل جریان قانون ایستادند و به ایران عزیز، لطمه و ضربه و خسارت وارد آوردند."
به نوشته این سایت وی افزوده است: "البته در حاشیه و گوشه و کنار یک حادثه بزرگ، ممکن است مسائلی روی داده باشد که گاه یک نفر مظلوم یا ظالم واقع شود، اما در هر حال نباید مساله اصلی به خاطر این مسائل گم شود."
به نوشته سایت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران، دبیر این انجمن اسلامی در همین جلسه خطاب به رهبر جمهوری اسلامی اظهار داشته: "به باور ما نه تنها جبران صدمات وارد آمده و دلجویی از دانشجویان آسیب دیده لازم و ضروری است، بلکه آنچه حقیقتا دل‌ها را آرام و جان‌ها را امیدوار می کند همانا ایجاد فضای آشتی و همدلی و علاج زخمهای کهنه و شکاف‌های سیاسی است که دامنه های آن متن جامعه را نیز جریحه دار کرده است."
وی در بخشی دیگری از صحبت های خود گفته است: "در سال های گذشته شمار زیادی از استادان و همدرسان ما به بهانه‌های سیاسی و امنیتی از کرسی های تدریس و تحصیل محروم و برخی محبوس شدند و نیز معیارهای سیاسی و غیر علمی بر روند جذب اساتید و پذیرش دانشجویان حاکم شد."
مصطفی دینی افزوده است: "در سال‌های اخیر فشارهای زیادی بر تشکل‌ها و کانون‌های دانشجویی نظیر شوراهای صنفی، انجمن های علمی، کانون فرهنگی و تشکل‌های منتقدی چون انجمن اسلامی دانشجویان وارد شده است به گونه ای که بسیاری از این انجمن ها و تشکل ها تعطیل گشته یا توسط نهادهای غیردانشگاهی تغییر ماهیت پیدا کرده اند."
او با انتقاد از اینکه "امروز در دانشگاه‌های کشور تقریبا اثری از گروه‌های منتقد نمانده" تاکید کرده است: "تشکل‌های موجود نه تنها بازنمود تکثر در دانشگاه نیستند، بلکه صرفا تعدد گروه‌هایی هستند که صدای یکسانی از آنان به گوش می‌رسد. این در حالی است که جریان ها و سلایق دیگری هستند که به دلیل تنگ نظری مسئولان، امکان فعالیت قانونی در دانشگاه را نمی‌یابند."
در سایت رهبر جمهوری اسلامی ایران، تاکنون خبری در مورد اظهارات دانشجویان شرکت کننده در جلسه مشترک اخیر رهبر و دانشجویان منتشر نشده است.

بنا بر سنتی رایج، هر سال در یکی از شب های ماه رمضان، گروهی از اعضای تشکل های دانشجویی به دیدار آیت الله خامنه ای می روند و به طور معمول، خبر دیدار این دیدار منحصرا توسط دفتر رهبری تنظیم و در اختیار رسانه ها قرار می گیرد.