Friday, September 18, 2015

هشدار خامنه‌ای در مورد نفوذ «دشمن» در نظام خامنه‌ای: دشمن در پی نفوذ در مراکز تصمیم‌گیرنده و تصمیم‌ساز است

هشدار خامنه‌ای در مورد نفوذ «دشمن» در نظام

خامنه‌ای: دشمن در پی نفوذ در مراکز تصمیم‌گیرنده و تصمیم‌ساز است

رهبر جمهوری اسلامی در جمع فرماندهان سپاه ضمن هشدار در مورد برنامه «دشمن» گفت: «برای هیچ سازمان و نهادی همچون سپاه وظیفه سازمانی برای پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان عزیزترین حادثه تاریخی و جاری کشور، تعریف نشده است.»
به گزارش خبرگزاری‌ها، روز چهارشنبه، آیت‌الله خامنه‌ای در دیداری با فرماندهان سپاه پاسداران با تأکید بر وظیفه اصلی سپاه «رصد دائمِ مسائل داخلی، منطقه ای و بین المللی بمنظور شناخت تهدیدها» گفت:«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان سر به زیر و سرگرم کارهای اداری خود نیست بلکه یک ناظرِ آگاه و بینا و متوجه مسائل داخلی و خارجی است.»
به عقیده خامنه‌ای، دشمن همچنان به دنبال راه‌های نفوذ می‌گردد. او گفت: «راه مقابله با چنین نفوذی، مجهز شدن سپاهیان به منطق مستحکم انقلاب از طریق افزایش قدرت اقناعی، منطقی و بیانی در مورد انقلاب اسلامی است.» رهبر جمهوری اسلامی افزود: «برای هیچ سازمان و نهادی همچون سپاه وظیفه سازمانی برای پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان عزیزترین حادثه تاریخی و جاری کشور، تعریف نشده است.»
خامنه‌ای همچنین با تاکید روی اهمیت مجموعه اطلاعات سپاه  افزود: «مجموعه اطلاعات سپاه باید بطور دائم مسائل را رصد و تهدیدها را شناسایی کند.»
در سال‌های اخیر، دستگیری عده زیادی از منتقدان حکومت بر عهده‌ی اطالاعات سپاه بوده است. گفته می‌شود جیسون رضائیان، خبرنگار واشینگتن پست نیز به‌وسیله‌ی سپاه دستگیر شد. به نظر کارشناسان، بسیاری از این دستگیری‌ها برای فشار به دولت روحانی بوده است. 

Thursday, September 3, 2015

عکس کودک سوری غرق‌شده اروپا را تکان داد + عکس

عکس کودک سوری غرق‌شده اروپا را تکان داد + عکس



آیلان کوردی سه ساله در جریان گریز خانواده‌اش به اروپا در آب‌های دریای مدیترانه جان خود را از دست داد. پیکر بی‌جان این کودک که تی‌شرتی قرمز رنگ بر تن داشت به ساحل بودروم در ترکیه رسید. چهره‌ی او در شن فرو رفته بود و موج‌‌های آب بر تن‌اش فرومی‌ریخت. در تصویری دیگر مأمور پلیسی را می‌توان دید که جسد این کودک را بلند کرده و حمل می‌کند.
به گزارش دویچه وله، طبق اطلاعات نشریه بریتانیایی "گاردین" این کودک سه ساله از یک گروه پناهجویان سوری بوده که روز چهارشنبه (۲ ستپامبر) در آب‌های سواحل ترکیه غرق شده بودند. گفته می‌شود که برادر پنج ساله این کودک نیز جان خود را جریان این واقعه دلخراش از دست داده است. روزنامه کانادایی "اوتاوا سیتی‌زن" نوشته که خانواده این کودک احتمالا قصد مهاجرت به کانادا را داشته است.
شوک در شبکه‌های توئیتر و فیس‌بوک
عکس این کودک سوری غرق‌شده که در شبکه‌های اجتماعی تحت هشتگ‌های #KiyiyaVuranInsalik و #HumanityWashedAshore دست به دست می‌گردد، در عرض زمانی کوتاه به یکی از پرخواننده‌ترین مضامین شبکه اجتماعی توئیتر بدل شد.
نشریه ایتالیایی لا رپوبلیکا در این ارتباط نوشت: «عکسی که جهان را به خاموشی وامی‌دارد.» نشریه اسپانیایی ال پریودیکو نیز از "زوال اروپا" سخن گفت. نشریه بریتانیایی ایندیپندنت نیز این پرسش را مطرح ساخت: «اگر نه این عکس، پس دیگر چه عکسی می‌تواند موضع اروپاییان در قبال پناهجویان را تغییر دهد؟» این عکس وحشت فاجعه‌ای بشری را روایت می‌کند که امروزه در سواحل اروپا شاهد آن هستیم.


نیروهای امدادگر جنوب ترکیه احتمال می‌دهند که آیالان سرنشین یکی از دو قایق حامل پناهجویان بوده که بامداد چهارشنبه (۲ سپتامبر) در حین حرکت از سواحل ترکیه به سوی یکی از جزایر یونان واژگون و غرق شده است. این سانحه ۱۲ قربانی داشت، از جمله آیالان، برادر پنج ساله‌اش و سه کودک دیگر. جان ۱۵ سرنشین نجات داده شد ولی سه تن همچنان مفقودالاثر هستند.

به گفته پیتر بوکرت، یکی از مسئولان سازمان دیده‌بان حقوق بشر، پناهجویانی که در این سانحه جان خود را از دست دادند، تازه‌ترین قربانیان پاسخ فلاکت‌بار اروپا به بحرانی هستند که هر روز بیش از پیش شدت می‌یابد.

Wednesday, September 2, 2015

بسیجی ها پرچم آمریکا را به آتش کشیدند+ عکس

بسیجی ها پرچم آمریکا را به آتش کشیدند+ عکس

سنگ یادبود یکصد لقب خمینی به دولت آمریکا در دیوار اصلی سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، صبح امروز سنگ‌نوشته یکصد لقب دولت آمریکا در کلام و سخنان آخوند خمینی در مقابل دیوار سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.

در مراسم رونمایی از این سنگ‌نوشته پرچم آمریکا، انگلیس و اسرائیل توسط دانشجویان بسیجی به آتش کشیده شد و شرکت کنندگان در این مراسم با سردادن شعارهای از قبیل «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «سازشگری با شیطان خیانت است به قرآن» نفرت خود را از جنایت‌های صورت گرفته این دولت آمریکا نسبت به ملت ایران اعلام کردند.

در این مراسم جمعی از دانشجویان و مسئولان سازمان بسیج دانشجویی حضور داشتند.





نامه خشمگینانه عفت هاشمی به محسنی اژه‌ای همزمان با نامه بیت هاشمی به محسنی اژه‌ای

نامه خشمگینانه عفت هاشمی به محسنی اژه‌ای

همزمان با نامه بیت هاشمی به محسنی اژه‌ای

عفت هاشمی، پاسخ محسنی‌ اژه‌ای به سوالی در باره ضبط سکه طلا و موبایل از مهدی هاشمی را «جواب سوال‌های معلوم‌الحال» خواند و ادعا کرد که محسنی اژه‌ای با این جواب‌ها خودش را «تسکین» می‌دهد.
روز گذشته، عفت هاشمی و «بیت» هاشمی، نامه‌هایی جداگانه به محسنی اژه‌ای در اعتراض به گفته‌های اخیر او در باره یافت شدنسکه‌های طلا و گوشی موبایل متعلق به مهدی هاشمی در زندان، نوشتند. محسنی اژه‌ای گفته بود: «از مهدی هاشمی یک گوشی تلفن همراه با سیم کارت و ۳۰ سکه طلا اعم از ربع سکه، نیم سکه و سکه گرمی کشف شد».
این مساله با واکنش خانواده هاشمی رفسنجانی مواجه شد که فرزند هاشمی را از هر خطایی مبرا دانسته‌اند.

نامه عفت هاشمی، به سرح زیر است:
 «جناب محسنی اژه‌ای گویا عذاب وجدان به خاطر ستمی که بر مهدی رفته شما را راحت نمی‌گذارد که با جواب سوال‌های معلوم‌الحال خودتان را تسکین می‌فرمایید. گوشه‌ای سؤالات فراوان از جریان به اصطلاح دادگاه مهدی را برایتان می‌فرستم اگر جواب دادید، سؤالات مهمتر را می‌فرستم شاید شفای دردتان باشد.»
نامه منتسب به «بیت» هاشمی هم بعد از نامه همسر هاشمی رفسنجانی منتشر شد:
بسم‌الله العالم العادل
پس از شدت گرفتن تهمت‌ها و دروغ‌ها در سالیان اخیر، مهدی تصمیم به بازگشت گرفت. او معتقد بود که تیر کینه‌توزی‌های سیاسی دیر یا زود بر او خواهد نشست و ما می‌دانستیم که مهدی، مدت‌هاست به بزرگترین هدف برای ضربه به پدر تبدیل شده است. او مدت‌ها قبل از این که به ایران بیاید، تصمیم به بازگشت داشت. اما بسیاری از رجال سیاسی، حتی در بالاترین سطح در قوه قضاییه، پیغام می‌دادند که به ایران باز نگردد.
در مقابل، مهدی مصرانه عنوان می‌نمود که تنها راه پایان دادن به اتهامات و دروغ‌ها، حضور در برابر قانون است. در هر صورت، او به عنوان یک شهروند مقید به قانون، خود را موظف به پاسخگویی در برابر ابهامات مطروحه پیرامون خود دانست، لذا در برابر قانون تمکین کرد و به ایران آمد تا قانون بر پرونده وی حکم نماید. او با میل خود و با وجود مخالفت‌ بسیاری از رجال، به احترام قانون خود را به قانون و دستگاهی سپرد که محل تحقق عدالت باید باشد. اما مهدی علاوه بر اتهاماتی که شکل قضایی یافته بود، با یک هجمه و فضای پیرامونی نیز مواجه بود. معطوف به یک تخریب سیاسی و دروغ‌پراکنی طولانی، هنوز دادرسی آغاز نشده بود که آن‌چنان بی‌رحمانه بر مهدی تاختند که عامه مردم، بدون آن که مستندی باشد، به بسیاری از موضوعات ذهنیت پیدا کرده بودند و هیاهو و تبلیغات فراوان رسانه‌ای، مقدمه‌ای بود که دورنمای پرونده را کدر و تیره می‌نمایاند.
در ابتدا، قبل و سرانجام، در حین رسیدگی به پرونده، روزنامه‌ها، سایت‌ها و برخی از رجال سیاسی بی‌پروا در خصوص مجرمیت وی سخن می‌گفتند، اما هر چه گذشت، و هر چه اطلاعات بیشتری از پرونده به دست آمد، بی‌گناهی وی در نظر ناظرین و به ویژه کسانی که بر جریان دادرسی نظارت داشتند، تقویت گردید. و در مقابل ما که اطلاعات و جریان مرتبط با پرونده را به دقت پی‌گیری می‌‌نمودیم، آنقدر بی‌قانونی دیدیم که باور نمی‌کردیم. پرونده‌سازان و برخی سیاسیون، برای متهم کردن مهدی به هر اقدام خلاف قانون و حتی غیراخلاقی دست می‌زدند. پیش‌بینی همین امر بود که موجب شد اولین خواسته ما از دادگاه، علنی بودن دادرسی باشد. این امر موجب می‌شد که جلوی بسیاری از تخلفات و نقض‌های آشکار قانون گرفته شود، اما هرگز چنین نشد. هنوز هم معتقدیم که اگر قوه قضاییه به سلامت این دادرسی اعتقاد دارد، لازم است که فیلم تمامی جلسات دادگاه را بدون سانسور پخش نماید.
در این پرونده، از همان ابتدا موارد فراوانی از آنچه گذشت، بی‌عدالتی آشکار بود و نقض مکرر قانون. ما به احترام کسی که اوامرش برایمان محترم است، در آن ابتدا بر تخلف آشکار تغییر قاضی و تغییر شعبه سکوت کردیم و برای تخلفات متعدد، مانند جعل متون فقهیه و تحریف و دستکاری اقاریر و اسناد و تغییر اسامی و زمان‌ها و وقایع، تنها، توسط وکلا مکررا در دادگاه اعلام جرم شد. اما حال که وظیفه تمکین در برابر قانون به سرمنزل رسانیده شد، لازم است که اندکی از ناگفته‌ها بیان شود.
به زودی و با انتشار جریان دادگاه، آشکار خواهد شد که آنچه رخ داد، مجموعه‌ای از تخلفات قضایی در یک پرونده بود. اما خواهیم گفت که متعاقب اعلام مکرر و متعدد جرم و تخلف از سوی وکلا به دادستان و به قاضی، هرگز هیچ اتفاقی رخ نداد به جز آن که پرونده‌هایی علیه وکلای مهدی تشکیل شود! در ذیل، بخش کوچکی از تخلفات آشکار قضایی و کوچکی از دلایل بطلان رأی صادر آمده است:
۱ـ در پرونده، هیچ سند و دلیلی برای اینکه مهدی وجهی گرفته وجود نداشت و دادستان و قاضی، هیچ کدام ادعای این را که مهدی هاشمی وجهی را گرفته باشد، نداشتند. نماینده دادستان (در جلسه دادگاه، مورخ ۱۵/۶/۹۳) در جواب قاضی که می‌پرسد: «آیا شما در این ۳۰ هزار صفحه در مورد پورسانت (پول گرفتن مهدی) به سرنخی رسیده‌اید؟» جواب می‌دهد: «ما مدعی دریافت پول توسط مهدی نبوده‌ایم.» این امر، در دادگاه صورتجلسه شد و البته تمامی اسناد پرونده و اسناد رسمی کشور و احکام و اسناد خارجی هم این مسأله را اثبات می‌کنند که هیچ پولی به مهدی نرسیده است. همه این اسناد که اسناد رسمی کشور هم هستند، از جمله ردیابی‌های مالی عباس یزدی و شرکت‌هایش تا سه رده در یک بازه زمانی هشت ساله در پرونده موجود است. به تعبیر ساده‌تر، سرنوشت ریال به ریال آن قرارداد کذایی در ردیابی‌های وزارت اطلاعات مشخص و حتی معلوم است که چه کسانی از عباس یزدی در ایران باج‌‌خواهی کرده‌اند. واقعیت این است که این نخستین پرونده در تاریخ قضای ایران است، که شخصی بدون این که ریالی پول گرفته باشد و حتی قاضی پرونده بگوید که علم دارد متهم پول نگرفته است، اما به گرفتن پول متهم شود و حکم بگیرد!
۲ـ در زمان اتفاقات هم در کیفرخواست و هم در دادنامه بدوی دست برده شده و در خصوص تاریخ رخدادها، جعل صورت گرفته است، تا بتوان بلکه به هر طریق ممکنه، تأثیر و نقشی را در یک اتهام برای مهدی تراشید!
۳ـ اقاریر افراد جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. در دادنامه از قول افراد که اصل اظهاراتشان در پرونده موجود است، دست برده شده و جعل صورت گرفته است.
۴ـ اسامی اشخاص در اظهارات عوض شده و به مهدی هاشمی تغییر پیدا کرده است! در حالی که اصل اظهارات در پرونده موجود است!
۵ـ اظهارات مهدی نیز جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. جالب این است که در اینجا نیز اصل اظهارات در پرونده موجود است!
۶ـ مدارک به نفع مهدی که در سازمان‌ها و نهادهای مختلف بود، با وجود درخواست فراوان و با وجودی که اسناد رسمی دال بر برائت بودند، خواسته نشد. مسخره‌تر این بود که در دادگاه و دادنامه به این مستندات استناد می‌شد ولی خواسته نمی‌شد!
۷ـ با وجود این که قاضی سراج و بازپرس ویژه پرونده دستور ارجاع امر به کارشناسی را دادند، پرونده به کارشناسی داده نشد.
۸ـ حتی یک شاهد به دادگاه خواسته نشد. وکلای مهدی، شهود متعددی را به دادگاه فراخواندند، اما قاضی مقیسه حاضر به احضار رسمی آنها به جلسه دادگاه نشد و حق سوال و جرح آنها از ما گرفته شد. اینها دلایل اصلی و کلیدی ما در دعوا بودند.
۹ـ به اظهارات کسانی استناد شد که به جلسه دادگاه خوانده نشدند و حتی خود، متهم در این پرونده بودند. این در حالی بود که صریح قانون و فتوای علما اجازه این کار را نمی‌داد.
۱۰- اسناد رسمی کشور به کنار گذاشته شد و به اسناد کپی، بدون امضا و بدون هویت استناد شد.
۱۱- با وجود این که اصرار بر این بود که پرونده مهدی اقتصادی است، پرونده را به قضاتی در بدوی و تجدیدنظر ارجاع دادند که تخصصی در این امر نداشتند و بیش از هر چیز، پرونده‌های امنیتی و یا مواد مخدر به آنها ارجاع می‌شد. این در حالی بود که این قضات، حتی با وجود عدم تخصص، حتی در یک مورد هم حاضر نشدند که پرونده به کارشناسی ارجاع شود!
۱۲- بعد از برگزاری جلسه دفاع آخر و اعلام رسمی ختم مذاکرات، نماینده‌ی دادستانی ده‌ها ساعت بر خلاف قانون با قاضی جلسه برگزار نمود که به معنی نیاز به دفاع آخر مجدد و تفهیم اتهام ادله و مستنداتی بود که نماینده دادستان ارائه کرده بود. اما علیرغم درخواست ما برای دفاع، قاضی اجازه دفاع در برابر آن ادعاها و مطالب مطروحه نداد. در واقع، با توجه به این که براساس قانون، آخرین حرف را در دادگاه، تنها و تنها این متهم است که باید در دادگاه ایراد کند و هیچ سخن و اقدامی بعد از آن مسموع یا جایز نیست. حتی وفق قانون دادگاه بدوی نیز براساس قانون هنوز تمام نشده است و باید فرصت دفاع به ساعات مطلبی که نماینده دادستان در جلسات با قاضی مقیسه گفته داده شود!
۱۳- مسئولیت اعمال افراد دیگر بر دوش مهدی گذاشته شده است. در واقع، رأی بدوی که صادر شد، تنها چند روز پس از تعیین قضات خاص که رویارویی آنان در مقابل خانواده آیت‌الله هاشمی مشخص و زبانزد بود، وضعیت و مفاد رأی دادگاه تجدیدنظر قابل پیش‌بینی شد.
هدایت پرونده را به کسی سپردند که از وی به عالی‌ترین شخص این کشور، حتی قبل از ارجاع پرونده به وی، شکایت و اعلام جرم نموده بودیم، لذا انتظار داشتیم که وفق قانون، رئیس دادگاه انقلاب که تصدی پرونده در مرحله تجدیدنظر را برعهده گرفته بود، قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید. رئیس دادگاه انقلاب که در مرحله بدوی، رئیس قاضی مقیسه بود و بر دادگاه نظارت و هدایت داشت، با رد اعتراض، با وجود قابل تجدیدنظر بودن این نظر، آن را قطعی اعلام کردند و اعتراض به صلاحیت خود را قابل تجدیدنظر ندانستند!! نهایتاً به اعتراض ما رسیدگی نشد و در واقع حق قانونی مهدی در رسیدگی به صلاحیت قاضی تعمداً ضایع شد و این در حالی است که اگر کسی، دیگری را از حقوق مندرج در قانون اساسی مانند حق تظلم و شکایت به مراجع صالح محروم نماید، مجرم است و باید منفصل از خدمت شود. اما راستی قانون چه جایگاهی دارد؟ چرا تقابل سیاسی و حب و بغض‌های سیاسی این‌طور می‌تواند مؤثر باشد؟ چرا دستگاه قضا و دادستانی به تظلمات واصله در مورد خود واکنشی نشان نمی‌دهد؟ لذا مجدداً از دستگاه قضا می‌خواهیم که جلسات دفاعیه مهدی را به طور کامل و بدون سانسور، در اختیار مردم قرار دهد. ما از ابتدای رسیدگی درخواست کردیم که این دادگاه علنی باشد. در دادگاه تجدیدنظر درخواست را تکرار کردیم، اما حتی یک جلسه غیرعلنی نیز تشکیل نشد. اگر حقیقتاً تخلفات مهدی محرز و مستند بود، چرا به قضاوت مردم واگذار نشد؟
مگر در قانون اساسی، اصل علنی بودن دادرسی‌ها، مقرره و تدبیری برای نظارت مردم بر عملکرد دستگاه قضا نیست؟ تلخ‌تر و غم‌انگیزتر از تمامی این وقایع، این است که چند ماهی قبل از اعلان حکم نهایی، پیش‌نویس حکمی به دست ما رسید که ادعا می‌شد حکم نهایی مهدی است و می‌گفتند که تصمیم از قبل گرفته شده است. متأسفانه باید گفت که حکم صادره، عیناً بخشی از آن متن بود! ما آن حکم را جدی نگرفته بودیم و تصور می‌کردیم که آن متن ارسالی تنها یک شوخی برای ایجاد واهمه در مهدی و وکلایش است. اما حکم نهایی که صادر شد، حقیقت تلخ موضوعی که بازگفتنی نیست، بر ما آشکار گردید و مهم‌تر از همه اینها این است که قاضی در جواب اعتراضات با «مأمور و معذور» خود را تبرئه می‌کند. و گیریم که بتوان چند صباحی عدالت را از مردم پنهان نگاه داشت، آیا خداوند از آنچه کرده‌اند بی‌اطلاع و غافل است؟ آیا نمی‌دانند که خداوند چه وعده‌ای به این افراد داده است؟
بیت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی   
لازم به ذکر است که بازگشت مهدی هاشمی به ایران بعد از تعطیل شدن دانشگاه آزاد شعبه آکسفورد و نیز عدم امکان ادامه تحصیل نام‌برده در دانشگاه آکسفورد به خاطر حل نشدن پرونده در کانادا و احتمال تشدید حکم در خارج از کشور انجام گرفت. مهدی هاشمی یک ماه و نیم پیش از بازگشت به ایران، در مقابل وکیل شاکی، راستی آزمایی شد.
به‌نظر می‌رسد خانواده هاشمی رفسنجانی وقایع مربوط به سال ۱۳۹۱ را به طور کامل فراموش کرده باشند. خانواده هاشمی در موارد مختلف نیز، برخورد با مهدی هاشمی را سیاسی خوانده و جرایم مرتبط با استات‌اویل و سازمان بهینه سازی را به رسمیت نمی‌شناسند.

Friday, August 28, 2015

مرادخانی: جنتی و نوری‌همدانی آمران فاجعه سینما رکس بودند

مرادخانی: جنتی و نوری‌همدانی آمران فاجعه سینما رکس بودند

مرادخانی: جنتی و نوری‌همدانی آمران فاجعه سینما رکس بودند
دکتر محمود مرادخانی، خواهرزاده آیت‌الله خامنه‌ای که از فعالان سیاسی معتقد به براندازی نظام محسوب می‌شود، در گفتگو با رو‌به‌رو می‌گوید که آیت‌الله جنتی و آیت‌الله نوری‌همدانی در کشتار سینما رکس آبادان نقش داشته‌اند.
۳۷ سال از فاجعه ۲۸ مرداد، یعنی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان و کشته شدن ۶۰۰ نفر در این فاجعه می‌گذرد. تبلیغات آن زمان بر این استوار بود که این کشتار، کار حکومت شاه است. کمتر کسی آن زمان می‌توانست این ادعا را به چالش بکشد و بعد از انقلاب نیز بسیاری از واقعیت‌ها در این باره به خاک سپرده شد.
کسی که در اوایل انقلاب مامور بررسی این فاجعه شد، شیخ علی تهرانی بود که نهایتا به خاطر مشاهده دخالت‌هایی از طرف کسانی در راس قدرت، از ماجرا کنار کشید. فرزند شیخ علی تهرانیا اما، کسی است که این روزها تلاش زیادی برای زنده کردن ماجرا می‌کند.
دکتر محمود مرادخانی، خواهرزاده سید علی خامنه‌ای نیز هست. نیک آهنگ کوثر، روزنامه‌نگار با این فعال سیاسی ساکن فرانسه در باره ماجرای سینما رکس آبادان گفتگو کرده است.
 
رو‌به‌رو: آقای دکتر مرادخانی، به نظر شما چرا واقعیت‌ها در باره‌ی سینما رکس پنهان مانده و همه چیز در حد یک گزارش کوتاه در باره‌ی واقعه‌ای در تابستان ۵۷ است؟
دکتر مرادخانی: این فاجعه در ۲۸ مرداد ۵۷ اتفاق افتاد و بعدها بسیاری در باره‌اش نوشتند و ۶ ماه پیش، یکی از محققان، آقای مجید احمدیان، کتابی۲۰۰ صفحه‌ای در این باره نوشت که ما آن را در سایتی اینترنتی پخش کرده‌ایم.
این فاجعه به دستور مستقیم جمع کوچکی از آخوندهای قم به نام «شورای اسلامی» انجام شد، برای اینکه مردم آبادان که هنوز وارد جریان اعتراض‌های انقلاب نشده بودند، تشویق تهییج شوند به  شرکتن کردن و تظاهرات، مخصوصا کارگران شرکت نفت.
در همان آغاز [انقلاب] وقتی از جانب خمینی، پدرم مامور شد که به خوزستان برود و ریاست دادگاه انقلاب را در دست بگیرد، نگذاشتند که به درستی تحقیقاتی که مقدار زیادی در زمان قدیم انجام شده بود را افشا کند. آنها می‌خواستند افرادی را اعدام کنند که به هیچ وجه مجرم نبودند، من‌جمله، مدیر و صاحب سینما، و همان موقع سردمداران انقلاب در روزهای آغازی که حزب جمهوری اسلامی بود و شورای انقلاب، یعنی مثلث رفسنجانی، خامنه‌ای و بهشتی نگذاشتند دادگاه عادلانه برگزار شود، و شخص خمینی هم خبر داشت. پدر من شرکت نداشت و استعفا کرد و کس دیگری را به جای او به عنوان قاضی گذاشتند و افراد دیگری را به جای مجرمین اعدام کردند و خانواده قربانیان را هم بی جواب گذاشتند. بسیاری تحصن کرده بودند و بسیاری اعتراض کرده بودند. همه این جریان‌ها در کتاب هست و من دعوت می کنم که کتاب را بخوانند.
اگر می‌گذاشتند در عرض این ۳۷ سال در باره اینکه این فاجعه به دست چه کسی انجام شده بوده و هدف چه بوده، و فریبی که زده بودند که بگویند رژیم وقت(پهلوی) این را انجام داده، به ضرر این گروه تمام می‌شد و به همین خاطر همواره نگذاشته‌اند کسی تحقیق کند و همان‌طوری که گفتید، یادبود کوچک بوده و بسیاری از این واقعه بی‌اطلاع بوده‌اند و مناسب است که این آگاهی به آنها برسد.
رو‌به‌رو: برخی، گناه این فاجعه را به گردن سید احمد خمینی انداخته‌اند. این مساله واقعیت دارد یا نه؟
دکتر مرادخانی: این‌جوری که از پدر من در کتاب نقل شده، آن موقع، احمد خمینی نقشی نداشته و افرادی که در قم بودند، به نام نوری همدانی و یادم می‌آید که از جنتی هم یاد می‌شد که در شورا بوده است که به طور خودسرانه این کار را انجام داده بودند. نوری همدانی با پدر من در تبعید بود به پدر من گفته بود که این کار را آنها انجام داده بودند که پدر من باورش نشده بود.
من فکر می‌کنم به مقدار زیادی این کار خودسرانه بود و از سوی آخونده‌هایی که در حکومت هم وارد شدند، از جمله نوری همدانی و احمد جنتی و نفر سوم هم به روایتی، منتظری بوده است.
روبه‌رو: آن زمان مسوولان رژیم شاه تلاش زیادی کرده بودند که واقعیت را بیان کنند و مسوولیت را ازگردن خودشان بردارند. در کتاب چیزی در این مورد گفته شده است؟
دکتر مرادخانی:  آقای احمدیان در کتاب توضیحاتی داده‌اند. در آن موقع خود رژیم در وضعیتی نبود که از خودش دفاع کند. تباستان ۵۷ بود،  فراموش نکنید که در آن موقع حرکت‌های اعتراضی شروع شده بود و سینما و کاباره آتش زده بودند که البته چون حمله در شب بود، کشته و قربانی نداشت.
رژیم و فرمانداران و استانداران در وضعیتی نبودند که از خودشان دفاع کنند و بسیاری‌سان هم تحت تاثیر قرار گرفته بودند.
وقتی همان عاملان به قدرت رسیدند‌(آخوندها) به فریب‌دادنها ادامه دادند به دروغ گفتن. اینها فلسفه ماکیاول را قبول دارند که هدف، وسیله را توجیه می‌کند و هر کاری را که برای رسیدن به هدف مفید است را انجام می‌دهند، از جمله کشتار انسان‌ها...و اینها ترسی از فریب دادن نداشتند و شناساندن این فریب بسیار بسیار مفید است چون هنوز هم به همان روش، در حال فریب دادن هستند.
رو‌به‌رو: آیا پدر شما می‌توانست با توجه به جو آن زمان می‌توانست روی فزای جو گرفته اثری بگذارد؟
دکتر مرادخانی: این کار پدر من انجام داد. بعد از سال ۵۷ بعد از پیروزی انقلاب، برای مدتی در یک سری از کارهای دادگاه انقلاب خراسان و خوزستان شرکت داشت و عضو مجلس خبرگان شد، البته تمایلی نداشت و نهایتا کنار کشید. همان موقع هم همین قضیه را پدر من افشا کرد و البته همان‌طور که گفتید، متاسفانه تاثیر نداشت و آن‌گونه که باید، بازتاب نداشت، و به نظر من روشنفکران آن موقع که حمایت نکردند و تشکل لازم را ایجاد نکردند، مقصر هستند.
رو‌به‌و: اگر روزی روزگاری، موقعیتی برای محاکمه مسوولان وجود داشته باشد، با توجه به مستندها، فکر می کنید دادگاه بتواند واقعیت‌ها را به مردم نشان بدهد؟
دکتر مرادخانی: به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد، و امیدوارم وضعیتی به‌وجود بیاید که دادگاهی تشکیل بدهیم، البته در مورد سردمداران جمهوری اسلامی، جنایت‌های زیادی مرتکب شده‌اند اما در مورد سینما رکس، دلیل و مدرک  و سند فراوان است.
بقیه گفتگو را می‌تونید در لینک یوتیوب ببینید و بشنوید

Friday, August 21, 2015

اکثریت آمریکایی‌ها در مقابل اوباما: نه به توافق وین ۶۰ درصد آمریکایی‌ها با تدبیر اوباما در قبال رابطه آمریکا با جمهوری اسلامی راضی نیستند

اکثریت آمریکایی‌ها در مقابل اوباما: نه به توافق وین

۶۰ درصد آمریکایی‌ها با تدبیر اوباما در قبال رابطه آمریکا با جمهوری اسلامی راضی نیستند

این هفته، تعداد بیشتری از شهروندان آمریکایی نسبت به تلاش‌های باراک اوباما برای دست‌یابی به توافقی با جمهوری اسلامی بدگمان شده‌اند، اینک ۵۶٪ مردم آمریکا خواهان برخورد کنگره با این توافق هستند.

به گزارش سی‌ان‌ان، بر اساس یک نظرسنجی، از هر ۱۰ نفر آمریکایی، ۶ نفر مخالف دست‌یابی به توافق هسته‌ای فعلی با جمهوری اسلامی هستند. نظرسنجی مشترک سی‌ان‌ان و او.آر.سی، که از ۱۳ تا ۱۶ ماه آگست جاری انجام گرفته، ۶۰٪ پرسش شوندگان تلفنی، ازتدبیر اوباما در قبال رابطه‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی، اظهار نارضایتی کرده‌اند و تنها ۳۸٪ از کارکرد او در این مورد راضی هستند.
از طرف دیگر، ۵۶٪ نیز خواهان مقابله کنگره با توافق هسته‌ای هستند. این رقم چند هفته‌ی پیش، ۵۲٪ بود. تعداد موافقان نیز از ۴۴٪ به ۴۱٪ کاهش یافته است.
این نظرسنجی بر اساس مکالمه تلفنی با ۱۰۰۱ نفری است که به مصاحبه‌کنندگان جواب داده‌اند و ۲۷٪ خود را دموکرات، ۲۳٪ خود را جمهوری‌خواه و ۵۰٪ نیز خود را مستقل معرفی کرده‌اند.

به نوشته‌ای سی‌ان‌ان، ۷۰٪ دموکرات‌‌ها خواهان موافقت کنگره با توافق هسته‌ای هستند که رشدی ۹ درصدی را نسبت به نظرسنجی پیشین نشان می‌دهد، در حالی‌که ۸۳٪ جمهوری‌خواهان، یعنی با ۱۷٪ رشد نسبت به نظرسنجی قبلی، از کنگره می‌خواهند که با توافق هسته‌ای مخالفت کند. مستقل‌ها اما با همان ۵۸٪، نظری متمایل به جمهوری‌خواهان دارند.
اگراکثریت سناتورهای دموکرات، با خواسته‌ی رئیس جمهوری همراه باشند، ممکن است بخت خود را در انتخابات بعدی سنا از دست بدهند، اما مقابل رهبر حزب ایستادن، کار ساده‌ای نخواهد بود. شومر و منندز که با توافق با جمهوری اسلامی مخالفت کرده‌اند، با حملات بسیاری از سوی لیبرال‌های حامی رئیس جمهوری مواجه شده‌اند.

Thursday, August 20, 2015

داعش: اعدام باستان شناس سوریه / یکی از دلایل اعدام سفر به ایران + عکس

داعش: اعدام باستان شناس سوریه / یکی از دلایل اعدام سفر به ایران + عکس



داعش یک باستان شناس معروف و بزرگ را اعدام کرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری ها، دکتر خالد الاسعد باستان شناس بزرگ سوریه را می توان معروف ترین و مهمترین شخصیت علمی و فرهنگی اعدام شده توسط داعش دانست.
داعش تاکنون دهها هزار نفر را در عراق و سوریه به اتهامات ودلایل مختلف اعدام کرده است.

داعش این باستان شناس بزرگ را در منطقه تاریخی باستانی پالمیرا (تدمر) سربرید و سپس جنازه او را از یک فلزی در خیابان آویزان کرد. 
در کنار جنازه او کاغذ نوشته ای از اتهاماتش نیز نصب شده است.

در این کاغذ نوشته، اتهامات این باستان شناس به این صورت نوشته شده است:
 مرتد خالد محمد الاسعد حامی حکومت مسیحی. 
5 اتهام این باستان شناس از نظر داعش به این صورت بیان شده است: 
1- نمایندگی سوریه در کنفرانس های کفرآمیز
2- مدیر بت های تدمر (پالمیرا)
3- سفر به ایران و حضور در جشن های پیروزی انقلاب خمینی 
4- ارتباط با سرهنگ عیسی رئیس بخش فلسطین (از فرماندهان ارشد سوریه)
5- ارتباط با سرهنگ حسام سکر در کاخ ریاست جمهوری سوریه

 سفر این باستان شناس به ایران نیز مربوط به بهمن ماه گذشته بود.

دکتر خالد الاسعد یکی از بزرگترین باستان شناسان جهان عرب به شمار می رفت و برای سال های طولانی با هیات های باستان شناسی آمریکا، فرانسه و آلمان در حفاری ها و فعالیت های باستان شناسی منطقه پالمیرا (تدمر) سوریه همکاری کرده بود. 

این باستان شناس 82 ساله 50 سال از عمر خود را صرف فعالیت های باستان شناسی و فرهنگی کرده بود.
 
گروه مسلح داعش هم اکنون نصف خاک سوریه و یک سوم خاک عراق را در تصرف خود دارد.
منطقه باستانی تدمر یا پالمیرا 

عکس: سالگرد آتش‌سوزی سینما رکس آبادان شب هنگام ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان، هنگام نمایش فیلم، دچار آتش سوزی عمدی شد و ۳۷۷ نفر از تماشاچیان آن پشت درهای بسته، زنده در آتش سوختند

عکس: سالگرد آتش‌سوزی سینما رکس آبادان

شب هنگام ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان، هنگام نمایش فیلم، دچار آتش سوزی عمدی شد و ۳۷۷ نفر از تماشاچیان آن پشت درهای بسته، زنده در آتش سوختند.

تامین اجتماعی به حکم مرتضوی اعتراض می کند وکیل سازمان تامین اجتماعی گفت: این سازمان به عنوان شاکی پرونده سعید مرتضوی، حکم صادره را متناسب با تخلفات و جرایم ارتکابی وی نمی داند و در مهلت قانونی به آن اعتراض خواهد کرد. به گزارش روز پنج شنبه ایرنا از سازمان تامین اجتماعی، مجتبی نظری اظهار کرد: حکم صادره مربوط به عدم تمکین مرتضوی به قانون و آرای صادره از سوی دیوان عدالت اداری مبنی بر عدم صلاحیت وی جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی است. وی ادامه داد: از نظر سازمان تامین اجتماعی، باید کل ایام تصدی مرنضوی مورد حکم قرار می گرفت و همه حقوق و مزایای نامبرده مسترد می گشت، اما رای صادره فقط بخشی از ایام تصدی را موضوع حکم قرار داده است. نظری اضافه کرد: با توجه به اینکه نامبرده از ابتدا فاقد شرایط قانونی جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی بوده و در ایام مذکور، تصرفات مالی متعددی را صورت داده از این رو باید مورد موضوع حکم قرار می گرفت. وی تصریح کرد: حکم صادره را متناسب با جرایم ارتکابی نمی دانیم و ضمن اعتراض به این حکم، از مرجع تجدید نظر، صدور حکم متناسب را درخواست خواهیم کرد. 6 جلسه رسیدگی به اتهامات سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و سرپرست سابق سازمان تامین اجتماعی با شکایات سازمان تامین اجتماعی و ولی دم یکی از کشته شدگان حادثه کهریزک در شعبه 9 دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی برگزار شد. آخوند محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه یکشنبه گذشته در نشست خبری از صدور حکم سعید مرتضوی خبر داده و گفته بود که وی در بخشی از پرونده تبرئه و در بخشی دیگر به حبس و رد مال محکوم شده است. دادستان سابق تهران در پرونده شکایت ولی دم یکی از کشته شدگان حادثه کهریزک با اتهام معاونت در قتل تبرئه و در پرونده سازمان تامین اجتماعی به حبس و رد مال محکوم شد.

تامین اجتماعی به حکم مرتضوی اعتراض می کند

وکیل سازمان تامین اجتماعی گفت: این سازمان به عنوان شاکی پرونده سعید مرتضوی، حکم صادره را متناسب با تخلفات و جرایم ارتکابی وی نمی داند و در مهلت قانونی به آن اعتراض خواهد کرد.

به گزارش روز پنج شنبه ایرنا از سازمان تامین اجتماعی، مجتبی نظری اظهار کرد: حکم صادره مربوط به عدم تمکین مرتضوی به قانون و آرای صادره از سوی دیوان عدالت اداری مبنی بر عدم صلاحیت وی جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی است.
وی ادامه داد: از نظر سازمان تامین اجتماعی، باید کل ایام تصدی مرنضوی مورد حکم قرار می گرفت و همه حقوق و مزایای نامبرده مسترد می گشت، اما رای صادره فقط بخشی از ایام تصدی را موضوع حکم قرار داده است.

نظری اضافه کرد: با توجه به اینکه نامبرده از ابتدا فاقد شرایط قانونی جهت تصدی سمت مدیر عاملی سازمان تامین اجتماعی بوده و در ایام مذکور، تصرفات مالی متعددی را صورت داده از این رو باید مورد موضوع حکم قرار می گرفت.
وی تصریح کرد: حکم صادره را متناسب با جرایم ارتکابی نمی دانیم و ضمن اعتراض به این حکم، از مرجع تجدید نظر، صدور حکم متناسب را درخواست خواهیم کرد.

6 جلسه رسیدگی به اتهامات سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و سرپرست سابق سازمان تامین اجتماعی با شکایات سازمان تامین اجتماعی و ولی دم یکی از کشته شدگان حادثه کهریزک در شعبه 9 دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی برگزار شد.

آخوند محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه یکشنبه گذشته در نشست خبری از صدور حکم سعید مرتضوی خبر داده و گفته بود که وی در بخشی از پرونده تبرئه و در بخشی دیگر به حبس و رد مال محکوم شده است.

دادستان سابق تهران در پرونده شکایت ولی دم یکی از کشته شدگان حادثه کهریزک با اتهام معاونت در قتل تبرئه و در پرونده سازمان تامین اجتماعی به حبس و رد مال محکوم شد.

Thursday, August 6, 2015

حکومت ایران در چنبرۀ میلیون ها "دادزن" + عکس

حکومت ایران در چنبرۀ میلیون ها "دادزن" + عکس


علی ربیعی، وزیر کار ایران، گفته است که ۷ میلیون نفر یعنی حدود ۳۰ درصد از ۲۳ میلیون نفر جمعیت باصطلاح شاغل کشور را مشاغل کاذب تشکیل می دهند که خیابان‌ها و میادین شهرها، مراکز تجاری، ایستگاه‌های مترو و خطوط حمل و نقل را در قالب خرده‌ فروشان، دست فروشان و دلالان، پُر کرده‌اند.

خبرگزاری "مهر" با انعکاس این خبر افزوده است که در میان این "میلیون‌ها شغل کاذب" می توان به "مشاغلی" نظیر "دادزن"، "کمک دادزن"، "کارت پخش کن"، "گریه کن"، "نوبت گیر"، |"خط نگه‌دار تاکسی" و بسیاری از دیگر عناوین و "مشاغل" مشابه اشاره کرد.

حمید حاج اسماعیلی، کارشناس بازار کار در ایران، به خبرگزاری "مهر" گفته است که اساساً منشاء این نوع "مشاغل" رکود بازار کار در ایران است که بیش و پیش از هر چیز دلال‌پرور بوده است.

به گزارش رادیوفرانسه، به تازگی مسعود نیلی، مشاور ارشد اقتصادی رییس جمهوری ایران، این خصوصیت را مصداق ناکارآمدی دولت ایران در تولید کار دانست و گفت به دلیل همین ناکارآمدی طی ده سال گذشته حتا یک شغل خالص در ایران تولید نشده است، در حالی که طی همین مدت ۹ میلیون نفر به جمعیت جامعه و ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به جمعیت در سن کار کشور افزوده شده است. با این توصیف باید گفت که نه فقط دولت و اقتصاد ایران طی ده سال گذشته یک شغل خالص تولید نکرده اند، بلکه بیش از ۶ میلیون شغل موجود را نیز نابوده ساخته و "شاغلان" را به فعالیت‌هایی نظیر "دادزن" و "کمک دادزن" و "گریه کن" و دست فروش ... سوق داده اند.

اما، حضور دائمی این ۶ میلیون نفر در معابر و خیابان های کشور و در کنار جمعیت بیکار یا شاغلان فقیر جامعه، فی‌نفسه تهدیدی بزرگ برای نظام سیاسی ایران محسوب می‌شود. به همین دلیل مسعود نیلی در آخرین اظهارات‌اش، همچنین تأکید کرده است که نظام سیاسی-اقتصادی ایران "وارد مرحله ای خطرناک" شده است به طوری دیگر حتا فرصت به تعویق انداختن حل مشکلات جامعه را ندارد.