خواهرزاده علی خامنهای: هاشمی مقصر جنايات حکومت است
دکتر محمود مرادخانی، خواهرزاده تبعیدی رهبر حکومت اسلامی ایران، در گفتگویی ویدیویی هاشمی رفسنجانی را عامل بسیاری از جنایتهای رژیم معرفی کرد: «هاشمی رفسنجانی به مانند خود علی خامنهای قبل از سال ۱۳۵۷ جوهری نبود... هاشمی رفسنجانی نه تنها بانی و معلم نسل احمدینژاد و ارگانهای سرکوب تحت فرمان است که بلکه ترورهای ابتدای جمهوری اسلامی نيز توطئه او بودهاند.»
در یک گفتگوی ویدیویی که با حضور محمود مرادخانی از فرانسه، آرش مهدوی از نروژ، آرمان چاروستايی از آلمان و «مبارز نستوه» از ايران برگزار شد، خواهرزاده آیتالله خامنهای، به بررسی نقش هاشمی رفسنجانی از گذشته تا حال پرداخت و او را عامل بسیاری از وقایع سالهای اول انقلاب خواند:«هاشمی رفسنجانی به مانند خود علی خامنهای قبل از سال ۱۳۵۷ جوهری نبود. اما پس از به قدرت رسيدن خمينی حس فرصتطلبی و جاهطلبیاش رشد نمود و سعی بر باز نمودن جا پايی برای خود در ميان پيش کسوتان و دور و بريهای خمينی کرد. هاشمی رفسنجانی نه تنها بانی و معلم نسل احمدینژاد و ارگانهای سرکوب تحت فرمان است که بلکه ترورهای ابتدای جمهوری اسلامی نيز توطئه او بودهاند، از جمله ترور بهشتی، احمد خمينی، کشتار ۷۲ تن در حزب جمهوری اسلامی و بسياری ديگر. مدارک اين ادعا در دست رژيم است و به يقين پس از اين رژيم اين اسرار فاش خواهند شد. ولی مردم ايران بخوبی به اين موضوع آگاه هستند و هاشمی رفسنجانیها بدانند که هر گونه بگويند و يا هر گونه انجام بدهند، نمیتوانند آبرويی برای خود کسب کنند. ندامت و همدردی و همياری واقعی با مردم بهترين راه برای کسب بخشش و کسر مجازات در دادگاه مردم خواهد بود.»
در این گفتگوی چهار نفره، مباحث دیگری نیز مورد بررسی قرار گرفت:
اختلافات درون حکومتی جمهوری اسلامی : اختلافات و جنگ قدرت در بين جناحهای جمهوری اسلامی واقعی و موجود هستند. نقطه مشترک و وحدت کلمه جناحهای جمهوری اسلامی (چه اصولگرا و چه اصلاحطلب) اصل ولايت فقيه و حاکميت مذهب بر مردم است. نسل احمدینژاد و حاميان درجه يک او (مصباح يزدی، جنتی، بخش مهمی از سپاه پاسداران و شخص علی خامنهای) تربيت شده گان نسل اول جمهوری اسلامی هستند که اساس و پايه حاکميت را بر حذف و سرکوب گذاشتند. اين سياست کلان از آغاز جمهوری اسلامی شروع شد و هنوز هم ادامه دارد، چه در مورد مردم و چه در مورد خودیهای ديروزين که امروز بنا به کينه و دشمنیهايی که به ناچار در طول زمان بوجود میآيند، به مخالفت با سياستهای حاکمين امروزين در آمدهاند. تفاوتی بين مخالفين امروز و ديروز نيست و در نظر مطلقگرايانه حاکمان جمهوری اسلامی همه مخالفين مستحق حذف سياسی و يا حتی فيزيکی هستند.
مبارزه و مقاومت جامعه ايرانی: بديهی و روشن است که مبارزه و مقاومت با رژيم جبار جمهوری اسلامی از همان بدو تولد اين رژيم آغاز شد. بسياری با درک سريع، تن به ذلت ندادند. ناچار به مهاجرت شدند و يا بهدست مزدوران حاکم که تنها قدرت را در سرکوب میبينند، کشته شدند. مبارزه و مقاومت تنها به تهران و به زندانهای تهران خلاصه نشده و نمیشود. شهرستانهای ايران مملو از سياهچالهايی است که بيگناهان بسياری را در خود جا داده است. چه زندانيان سياسی ـ عقيدتی و چه آنهايی که به ناچار جرمی را مرتکب و يا مظلومانه به جرمی متهم شدهاند. اين مبارزه و مقاومت در سالهای اخير مشهودتر بوده ولی نبايد مبارزه را تنها از سال ۸۸ ديد و يا نبايد ناکامی جنبش ۸۸ موجب نااميدی و سردی گردد. با استفاده از تجربههای ديروز ما میتوانيم مقاومتر و محکمتر در مقابل اين نظام بايستيم و با کوتاه کردن دست مذهب و مذهبيون از سياست و حکومت، ايرانی نوين، مترقی و دموکرات بنا کنيم.
دلايل ناکامی اپوزيسيون و هدف نهايی اپوزيسيون: دوری از مردم، به روز نبودن افکار جامعه اپوزيسيون سنتی، حاشيه پراکنی و نداشتن رسانههای همگون و همسو همگی دلايلی هستند که در ناکامی مبارزه مردم ايران و اپوزيسيون شريک بوده و هستند. در برابر وحدت کلمه سردمداران و به اصطلاح اصلاحطلبان جمهوری اسلامی که به حاکميت مذهب بر مردم اعتقاد دارند، جامعه ايرانی بايد خود را بيابد و بر حول اصول مشترک، مرکزيتی منسجم را بوجود آورد. اصل مشترک و لازم اعتقاد به جدايی حکومت و دين است. بديهی است که همه معتقدين به اين اصل خواهان دموکراسی (حکومت مردم بر مردم) و حق انتخاب مردم نيز میباشند. همانطور که در طرح براندازی که در اين ويدئو تشريح میشود آمده است، کافی است که پس از انسجام دورن گروهی همه جناحهای موجود و باورمند به سرنگونی جمهوری اسلامی و اصول ياد شده، نمايندهای را برای تشکيل شورايی ملی و مرکزی ارسال دارند. اين شورا موظف به تدوين مراحل مبارزه مردمی در امروز و مراحل دوران گذاردر فرداست. خلق اين شورا به پرسش برحق مردم که «بعد از اين رژيم چه خواهد شد؟ و که خواهد آمد؟»، پاسخ خواهد داد و موجب بيداری شهامت و خلاقيت و اميد در جامعه ايرانی خواهد گرديد.
راه کارهای مبارزاتی : مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی وظيفه ملی همگان است. با اين رژيم چه مبارزه بکنيم و چه مبارزه نکنيم، او در نابودی فرد فرد ما ايرانيان میکوشد. امروز نباشد فردا خواهد بود. نابودی جانی نباشد، نابودی مالی و فرهنگی خواهد بود. همچنان که تا به امروز شاهد بودهايم. راه کارهای لازم برای رسيدن به اين هدف تدوين شده اند و قابل مشورت و ارائه میباشند. به اشاره میتوان گفت که گردهم درآمدن، همکاری و همبستگی در عمل در ميان کنشگران لازم است و با تشکيل کميته های کاری در موضوعات مبارزاتی همچون تظاهرات میتوانيم هسته های مقاومت و مبارزه را، چه در داخل و چه در خارج، تشکيل بدهيم. در ويدئو گفتگو گوشه هايی از فعاليتهای در جريان را میتوانيد ببينيد. داشتن رسانه های همگون و همسو از خود اپوزيسيون (و نه متعلق به کشورهای بيگانه) نيز ابزاری بسيار مفيد و کارساز میباشد. نيروهای جدا شده از رژيم هم میتوانند در مبارزه نقش مهمی داشته باشند. افشاگريهای مفيد حتی اگر موجب بی آبرو شدن افشاگران گردد، برگ بنده ای است برای فردا و کمکی به مبارزه برحق ملت ايران، که هرگز فراموش نخواهند شد.
انتخابات نمايشی خرداد ماه: همچون ديگر نمايشهای انتخاباتی، خيمه شب بازی در پيش نيز نمايشی مضحک از حاکميت مذهب بر مردم بيش نيست. در هر بوقی میخواهند بدمند که انتخاباتشان دموکراتيک و آزاد است، ولی حتی کودکان شيرخوار هم میدانند که در حکومتی که ولايت فقيه قدرت مطلقه باشد و مذهب ملاک سنجش و قضاوت باشد، آزادی و آگاهی رسانی ممکن نيست. شرط دموکراتيک بودن هر انتخاباتی وجود آزادی و امکان آگاهی رسانی است. مردم و اپوزيسيون انتخابات در پيش را تحريم بايد بکنند و اين تحريم تا آنجا که ممکن است بايد فعال باشد. تحريم فعال به معنای استفاده از فرصت انتخابات برای مبارزه و سست نمودن حاکميت است و دفاع از جان و مال خود و همنوعان خود حق هر انسانی است. مقابل اين رژيم ايستادن نه تنها وظيفه که جبر تاريخ امروز ايران است.
متن این گفتگو توسط آرمان چاروستايی تهیه و تنظیم شده است.
متن این گفتگو توسط آرمان چاروستايی تهیه و تنظیم شده است.
No comments:
Post a Comment