Monday, January 28, 2013

خروج منصور اسانلو با اسناد و تحرک وزارت اطلاعات در درون سندیکای شرکت واحد + فیلم فعالان در تبعید : بنا بر گزارشات تایید نشده ؛ خروج منصور اسانلو با انبوهی از اطلاعات اعم از عکس , فیلم و سند ؛ و به صورت مخفی از ایران ؛ موجب موجی از نگرانی در نیروهای امنیتی و فشار و ارعاب اعضای سندیکای اتوبوسرانی و نهایتا واکنش های رسانه ای اخیر شده است گفتنی است در روزهای گذشته سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در نامه ای عجیب خطاب به فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل اعلام کرده است که منصور اسانلو از ریاست هیات مدیره ی این سندیکا برکنار شده است. رونوشت نامه ی کارگران شرکت واحد به سازمان جهانی کار ، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری، کنفدراسیون کارگران فرانسه و کلیه اتحادیه ها و نهادهای کارگری داخلی و بین الملل ارسال شده است. این نامه گنگ و سربسته سندیکای شرکت واحد بر علیه یکی از رهبرانش که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی زندانی شده‌است ؛ بحث های فراوانی به دنبال داشته است ویدئوی زیر , پیشتر در فیس بوک منتشر شده اخراج سوال برانگیز اخیر آقای اسانلو , انگیزه ای شد تا این ویدئو توسط ” کمپین صلح فعالان در تبعید” در یوتیوب باز نشر شود لازم به یادآوری است که منصوراسانلو از چهره‌ای شناخته شده در سطح ایران و در مجامع کارگری جهانی می باشد و فشارهای وارده بر او و سندیکای تحت رهبری او اعتراض گسترده‌ای را در سطح ایران و جهان در بر داشت. لازم به تاکید است که بر اساس مبارزات و تلاشهای منصور اسانلو بود که سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد به عضویت رسمی و دائمی اتحادیه بین‌الملل کارگران حمل و نقل و تحت حمایت سازمان جهانی کار قرار گرفت فیلم زیر تنها گوشه ای از مبارزات شجاعانه منصور اسانلو ؛ شرف جنبش کارگری ایران , است منصور اسانلو در اجلاس سالیانه لندن پیشتر آقای اسانلو به عنوان نماینده سندیکای اتوبوسرانی ایران برای شرکت در اجلاس سالیانه (اتحادیه بین‌الملل کارگران حمل و نقل) که در لندن و در تابستان سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷ میلادی) برگزار شد دعوت به عمل آمد. اسانلو علیرغم سابقه دستگیری و مشکلات امنیتی در این اجلاس شرکت و ضمن ابراز نقطه نظرهای سازنده در ارتباط با وضعیت کارگران اتوبوسرانی ایران و وضعیت معیشتی آنان، مسائلی را پیرامون حل مشکلات کارگران ایران بیان کرد دو هفته پس از بازگشت از اجلاس لندن، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران برای بار سوم او را در خیابان و در حالی که به منزل خود باز می‌گشت مورد ضرب و شتم قرار داده و ربودند تا فصل دیگری را در زندان اوین تهران بگذراند. گزارشی از شکنجه های زندان منصور اسانلو , کسی که فصل نوینی را در جنبش کارگری ایران گشوده بود حمله به عروس خانواده و سقط جنین وی اوایل تیر ۱۳۸۹ گزارش‌هایی درباره ربودن و کتک‌زدن زویا صمدی، عروس خانواده اسانلو منتشر شد. پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو تایید کرد روز ۲ تیر ۱۳۸۹ ماموران امنیتی ایران، زویا صمدی را ربوده و او را به‌شدت کتک زدند. او گفت ماموران از وی خواسته‌اند با چشم بسته تعهد دهد در صورت آزادی منصور اسانلو هیچ فعالیتی نکنند و ایران را ترک کنند. زویا صمدی خواستهٔ ماموران را رد می‌کند، آنها به‌شدت او را کتک می‌زنند و ساعت ۱۰ شب زیرپل سیدخندان از ماشین به بیرون پرتاب می‌کنند در تاریخ ۶ تیر ۱۳۸۹ خانواده اسانلو خبرهایی منتشر کردند مبنی بر اینکه زویا صمدی در اثر ضرب و شتم شدید، سقط جنین کرده‌است. روز جهانی راه آهن , روز همبستگی با منصور اسانلو منصور اسانلو در تمام مدت بازداشت خود مورد تایید و حمایت سازمانهای بین المللی قرار داشت . بطوریکه در پی دستگیری پی در پی وی ؛ اتحادیه‌های کارگری و نهادهای بین‌المللی به دستگیری او اعتراض کردنند و اسانلو تبدیل به نماد مبارزات کارگری در ایران و جهان شده‌است. فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل روز ۶ مارس ۲۰۰۸ میلادی (۱۶ اسفند ۱۳۸۶)، روز جهانی راه آهن را، به عنوان روز «اقدام جهانی در همبستگی با منصور اسانلو» اعلام کرد اخراج اسانلو روز 2 بهمن سال جاری سایت رسمی سندیکای اتوبوسرانی طی بیانیه ای عجیب و به دلیل آنچه توسط این وبسایت “انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا” ، خوانده میشود ؛ از کار برکنار شد نکته عجیب تر اینکه این نامه خطاب به سازمان های بین المللی تنظیم شده و توجه ای به کارگران سندیکا و کارگران ایران نشده است بنا بر گزارشات تایید نشده ؛ خروج منصور اسانلو با انبوهی از اطلاعات اعم از عکس , فیلم و سند ؛ و به صورت مخفی از ایران ؛ موجب موجی از نگرانی در نیروهای امنیتی و فشار و ارعاب اعضای سندیکای اتوبوسرانی شده است ( در روزهای آینده اطلاع رسانی دقیق تر انجام خواهد شد نظر خوانندگان از میان نظرات خوانندگان ؛ نظر کاربری به نام “علی کارگر ” در سایت اخبار روز جالب توجه می بود که عینا در زیر میخوانید کسانی که نامه پراکنی می کنند آیا اطلاع ندارند که طبق همه اساسنامه های تشکل های صنفی فقط مجمع عمومی حق اخراج اعضای یک تشکل را دارد .دوم از کی تا حالا به خودتان این اجازه را می دهید که با دست گرفت سایت و یک دسته سربرگ سندیکادرگیری های داخلی صنف را بین المللی کنید؟سوما مرکز هدایت این جریان همان جریانی است که سندیکا را در آخرین گردهمایی اش که اسانلو در زندان بود با طرح اعتصاب رانندگان شرکت واحد به کمین نیروهای امنیتی فرستاد وفرصت ضربه را به سلاخان حکومت داد که بعد از دستگیری گسترده و متلاشی کردن تشکیلات سندیکا صد ها نفر را زندانی وبیش از یک هزار نفر از اعضای سندیکارا به منجلاب بدبختی بکشانند. سندیکا ارث و میراث فردی کسی نیست که بخواهید آن را تقسیم کنید ، چنین تحرکاتی فقط از نیروهای امنیتی حکومت ساخته است ،فعالان سیاسی ،اجتماعی و کارگری ایران چه در داخل کشور و چه در خارج ایران ازنیرو های خالص سندیکا می خواهند با مبارزه علیه عناصر نفوذی اطلاعات و نیرو های ضد تشکیلاتی قدرت طلب ،از موجودیت و حیثیت سندیکای شرکت واحد دفاع کنند و مسایل صنفی و تشکیلاتی را در محافل داخلی خود حل و فصل نمایند.برای پایداری سندیکا وخنثی کردن عناصر نفوذی وزارت اطلاعات دوچندان تلاش کنید که فردا دیر است .اتحاد شما رمز پایداری وسرافرازی شماست و تفرقه ریشه شکست و بی اعتباری شما در روزهای آینده اطلاعات دقیق تر در اختیار خوانندگان محترم قرار خواهد گرفت



خروج منصور اسانلو با اسناد و تحرک وزارت اطلاعات در درون سندیکای شرکت واحد + فیلم


 فعالان در تبعید :  بنا بر گزارشات تایید نشده ؛ خروج منصور اسانلو با انبوهی از اطلاعات اعم از عکس , فیلم و سند ؛ و به صورت مخفی از ایران ؛ موجب موجی از نگرانی در نیروهای امنیتی و فشار و ارعاب اعضای سندیکای اتوبوسرانی و نهایتا واکنش های رسانه ای اخیر شده است
گفتنی است  در روزهای گذشته سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، در نامه ای عجیب خطاب به فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل اعلام کرده است که منصور اسانلو از ریاست هیات مدیره ی این سندیکا برکنار شده است. رونوشت نامه ی کارگران شرکت واحد به سازمان جهانی کار ، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری، کنفدراسیون کارگران فرانسه و کلیه اتحادیه ها و نهادهای کارگری داخلی و بین الملل ارسال شده است.
این نامه گنگ و سربسته سندیکای شرکت واحد بر علیه  یکی از رهبرانش که بارها بدلیل مبارزات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی زندانی شده‌است ؛  بحث های فراوانی به دنبال داشته است
ویدئوی زیر , پیشتر در فیس بوک منتشر شده
اخراج سوال برانگیز اخیر آقای اسانلو , انگیزه ای شد تا این ویدئو توسط ” کمپین صلح فعالان در تبعید” در یوتیوب باز نشر شود

لازم به یادآوری است که منصوراسانلو از چهره‌ای شناخته شده در سطح ایران و  در مجامع کارگری جهانی می باشد و فشارهای وارده بر او و سندیکای تحت رهبری او اعتراض گسترده‌ای را در سطح ایران و جهان در بر داشت.
لازم به تاکید است که  بر اساس مبارزات و تلاشهای منصور اسانلو بود که  سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد به عضویت رسمی و دائمی اتحادیه بین‌الملل کارگران حمل و نقل و تحت حمایت سازمان جهانی کار قرار گرفت
فیلم زیر تنها گوشه ای از مبارزات شجاعانه منصور اسانلو ؛ شرف جنبش کارگری ایران , است


منصور اسانلو در اجلاس سالیانه لندن

پیشتر  آقای اسانلو به عنوان نماینده سندیکای اتوبوسرانی ایران برای شرکت در اجلاس سالیانه  (اتحادیه بین‌الملل کارگران حمل و نقل) که در لندن و در تابستان سال ۱۳۸۶ (۲۰۰۷ میلادی) برگزار شد دعوت به عمل آمد.
اسانلو علیرغم سابقه دستگیری و مشکلات امنیتی در این اجلاس شرکت و ضمن ابراز نقطه نظرهای سازنده در ارتباط با وضعیت کارگران اتوبوسرانی ایران و وضعیت معیشتی آنان، مسائلی را پیرامون حل مشکلات کارگران ایران بیان کرد
دو هفته پس از بازگشت از اجلاس لندن، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران برای بار سوم او را در خیابان و در حالی که به منزل خود باز می‌گشت مورد ضرب و شتم قرار داده و ربودند تا فصل دیگری را در زندان اوین تهران بگذراند.
گزارشی از شکنجه های زندان منصور اسانلو , کسی که فصل نوینی را در جنبش کارگری ایران گشوده بود



حمله به عروس خانواده و سقط جنین وی


اوایل تیر ۱۳۸۹ گزارش‌هایی درباره ربودن و کتک‌زدن زویا صمدی، عروس خانواده اسانلو منتشر شد. پروانه اسانلو همسر منصور اسانلو تایید کرد روز ۲ تیر ۱۳۸۹ ماموران امنیتی ایران، زویا صمدی را ربوده و او را به‌شدت کتک زدند. او گفت ماموران از وی خواسته‌اند با چشم بسته تعهد دهد در صورت آزادی منصور اسانلو هیچ فعالیتی نکنند و ایران را ترک کنند. زویا صمدی خواستهٔ ماموران را رد می‌کند، آنها به‌شدت او را کتک می‌زنند و ساعت ۱۰ شب زیرپل سیدخندان از ماشین به بیرون پرتاب می‌کنند

00299-02-mansoor-osanloo

در تاریخ ۶ تیر ۱۳۸۹ خانواده اسانلو خبرهایی منتشر کردند مبنی بر اینکه زویا صمدی در اثر ضرب و شتم شدید، سقط جنین کرده‌است.

روز جهانی راه آهن , روز همبستگی با منصور اسانلو

منصور اسانلو در تمام مدت بازداشت خود مورد تایید و حمایت سازمانهای بین المللی قرار داشت . بطوریکه در پی دستگیری پی در پی وی ؛ اتحادیه‌های کارگری و نهادهای بین‌المللی به دستگیری او اعتراض کردنند و اسانلو تبدیل به نماد مبارزات کارگری در ایران و جهان شده‌است. 

 فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل روز ۶ مارس ۲۰۰۸ میلادی (۱۶ اسفند ۱۳۸۶)، روز جهانی راه آهن را، به عنوان روز «اقدام جهانی در همبستگی با منصور اسانلو» اعلام کرد

 اخراج اسانلو 

روز 2 بهمن سال جاری سایت رسمی سندیکای اتوبوسرانی طی بیانیه ای عجیب و به دلیل آنچه توسط این وبسایت “انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا” ، خوانده میشود ؛ از کار برکنار شد

نکته عجیب تر اینکه این نامه خطاب به سازمان های بین المللی تنظیم شده و توجه ای به کارگران سندیکا و کارگران ایران نشده است

بنا بر گزارشات تایید نشده ؛ خروج منصور اسانلو با انبوهی از اطلاعات اعم از عکس , فیلم و سند ؛ و به صورت مخفی از ایران ؛ موجب موجی از نگرانی در نیروهای امنیتی و فشار و ارعاب اعضای سندیکای اتوبوسرانی شده است (  در روزهای آینده اطلاع رسانی دقیق تر انجام خواهد شد

نظر خوانندگان 

از میان نظرات خوانندگان ؛ نظر کاربری به نام “علی کارگر ” در سایت اخبار روز جالب توجه می بود که عینا در زیر میخوانید

کسانی که نامه پراکنی می کنند آیا اطلاع ندارند که طبق همه اساسنامه های تشکل های صنفی فقط مجمع عمومی حق اخراج اعضای یک تشکل را دارد .دوم از کی تا حالا به خودتان این اجازه را می دهید که با دست گرفت سایت و یک دسته سربرگ سندیکادرگیری های داخلی صنف را بین المللی کنید؟سوما مرکز هدایت این جریان همان جریانی است که سندیکا را در آخرین گردهمایی اش که اسانلو در زندان بود با طرح اعتصاب رانندگان شرکت واحد به کمین نیروهای امنیتی فرستاد وفرصت ضربه را به سلاخان حکومت داد که بعد از دستگیری گسترده و متلاشی کردن تشکیلات سندیکا صد ها نفر را زندانی وبیش از یک هزار نفر از اعضای سندیکارا به منجلاب بدبختی بکشانند.
سندیکا ارث و میراث فردی کسی نیست که بخواهید آن را تقسیم کنید ، چنین تحرکاتی فقط از نیروهای امنیتی حکومت ساخته است ،فعالان سیاسی ،اجتماعی و کارگری ایران چه در داخل کشور و چه در خارج ایران ازنیرو های خالص سندیکا می خواهند با مبارزه علیه عناصر نفوذی اطلاعات و نیرو های ضد تشکیلاتی قدرت طلب ،از موجودیت و حیثیت سندیکای شرکت واحد دفاع کنند و مسایل صنفی و تشکیلاتی را در محافل داخلی خود حل و فصل نمایند.برای پایداری سندیکا وخنثی کردن عناصر نفوذی وزارت اطلاعات دوچندان تلاش کنید که فردا دیر است

.اتحاد شما رمز پایداری وسرافرازی شماست و تفرقه ریشه شکست و بی اعتباری شما

در روزهای آینده اطلاعات دقیق تر در اختیار خوانندگان محترم قرار خواهد گرفت

اینترنت مخابرات قطع شد از یکشنبه سرویس اینترنت شرکت مخابرات قطع شده است و این قطعی همچنان تا روز دوشنبه ادامه دارد.شرکت مخابرات ایران از رقبای شرکت‌های اینترنتی دیگر به حساب می‌آید. ایسنا گزارش داد که از اولین ساعات بامداد امروز کاربرانی که اینترنت خود را از شرکت مخابرات استان تهران می‌گیرند با قطعی مواجه شده‌اند که البته تاکنون شرکت مخابرات دلیلی درباره این اختلال ارائه نکرده و به نظر می‌رسد موضوع در دست بررسی قرار دارد. شرکت ارتباطات زیرساخت و مدیر روابط عمومی آن مهدی خدایی، در گفت‌وگویی با ایسنا ارتباط این اختلال با شرکت ارتباطات زیرساخت را رد کرده و گفت: «اگر مشکل به زیرساخت‌ها مربوط می‌شد، قطعی و اختلال برای تمام کاربران اینترنت پیش می‌آمد و نه تنها مشترکان اینترنت مخابرات.» اما براساس قوانین تعریف‌ شده، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی در صورتی که بیش از حد‌ مجاز قطعی ماهانه داشته باشند، موظف هستند براساس میزان قطعی غیرمجاز، جریمه‌ای را در شارژ‌های ماهانه مشترکان خود بازپرداخت کنند. البته بر اساس این قانون نوع دسترسی کاربران به اینترنت به شیوه‌های مختلفی چون برنزی، نقره‌ای، طلایی و الماس تقسیم می شود و در هر یک از این سیستم‌ها کاربر بنا بر هزینه‌هایی که پرداخت می‌کند به تسهیلات ویژه‌ای نیز دسترسی پیدا می‌کند. بر اساس جداول طراحی شده سطح پایه مشترکان برنز محسوب می‌شود و اگر کاربری در قرارداد خود به طور خاص اشاره نکرده باشد که سرویسی بالاتر از برنز می خواهد برای او همان سطح برنزی در نظر گرفته می‌شود. میزان دسترسی در سطح برنزی ۹۹ درصد اعلام شده و تا ۴۳۲ دقیقه در ماه زمان مجاز قطعی در این بخش است. به عبارت دیگر با توجه به این که بر اساس این قانون بیشترین ساعت قطعی مجاز اینترنت حدود هفت و نیم ساعت محسوب می‌شود، حال که بیش از 16 ساعت از قطعی اینترنت مخابرات می‌گذرد به نظر می‌رسد طبق قوانین و شرایط نرمال این شرکت موظف به پرداخت خسارت به کاربران است.


اینترنت مخابرات قطع شد


image
از یکشنبه سرویس اینترنت شرکت مخابرات قطع شده است و این قطعی همچنان تا روز دوشنبه ادامه دارد.شرکت مخابرات ایران از رقبای شرکت‌های اینترنتی دیگر به حساب می‌آید.
ایسنا گزارش داد که از اولین ساعات بامداد امروز کاربرانی که اینترنت خود را از شرکت مخابرات استان تهران می‌گیرند با قطعی مواجه شده‌اند که البته تاکنون شرکت مخابرات دلیلی درباره این اختلال ارائه نکرده و به نظر می‌رسد موضوع در دست بررسی قرار دارد.
شرکت ارتباطات زیرساخت و مدیر روابط عمومی آن مهدی خدایی، در گفت‌وگویی با ایسنا ارتباط این اختلال با شرکت ارتباطات زیرساخت را رد کرده و گفت: «اگر مشکل به زیرساخت‌ها مربوط می‌شد، قطعی و اختلال برای تمام کاربران اینترنت پیش می‌آمد و نه تنها مشترکان اینترنت مخابرات.»
اما براساس قوانین تعریف‌ شده، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی در صورتی که بیش از حد‌ مجاز قطعی ماهانه داشته باشند، موظف هستند براساس میزان قطعی غیرمجاز، جریمه‌ای را در شارژ‌های ماهانه مشترکان خود بازپرداخت کنند.
البته بر اساس این قانون نوع دسترسی کاربران به اینترنت به شیوه‌های مختلفی چون برنزی، نقره‌ای، طلایی و الماس تقسیم می شود و در هر یک از این سیستم‌ها کاربر بنا بر هزینه‌هایی که پرداخت می‌کند به تسهیلات ویژه‌ای نیز دسترسی پیدا می‌کند.
بر اساس جداول طراحی شده سطح پایه مشترکان برنز محسوب می‌شود و اگر کاربری در قرارداد خود به طور خاص اشاره نکرده باشد که سرویسی بالاتر از برنز می خواهد برای او همان سطح برنزی در نظر گرفته می‌شود.
میزان دسترسی در سطح برنزی ۹۹ درصد اعلام شده و تا ۴۳۲ دقیقه در ماه زمان مجاز قطعی در این بخش است.
به عبارت دیگر با توجه به این که بر اساس این قانون بیشترین ساعت قطعی مجاز اینترنت حدود هفت و نیم ساعت محسوب می‌شود، حال که بیش از 16 ساعت از قطعی اینترنت مخابرات می‌گذرد به نظر می‌رسد طبق قوانین و شرایط نرمال این شرکت موظف به پرداخت خسارت به کاربران است.

سخنان دیروز هاشمی، خط و نشان امروز یاران سابق و مخالفان روز گذشته، هاشمی رفسنجانی در دیدار با گروهی از طرفدارانش تاکید کرد که «مصلحت نمی‌دانم که راه ديگری جز همکاری با رهبری بروم». با این حال، گفتن این حرف که «اگر مطمئن بودم کسی غير از من نمی‌تواند شرايط کشور را تغيير دهد، لحظه‌ای ترديد نمی‌کردم و وارد عرصه می‌شدم» با دستگیری گسترده روزنامه‌نگاران، حمله مجدد رسایی و نیز انتقاد تند و تهدید به افشاگری یکی از یاران سابق همراه شد. بر اساس گزارش‌های همکاران رسانه‌ای از تهران، تا قبل از دستگیری گسترده روزنامه‌نگاران با اتهام‌هایی که هنوز از سوی مقام‌های ارشد دستگاه قضایی تایید نشده، بسیاری از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب از دیدار با هاشمی رفسنجانی به شوق آمده بودند. هاشمی گفته بود: «اگر مطمئن بودم کسی غير از من نمی‌تواند شرايط کشور را تغيير دهد، لحظه‌ای ترديد نمی‌کردم و وارد عرصه می‌شدم.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت اما با اشاره به این نکته که بسیاری سعی دارند میان او و رهبری نظام فاصله بیاندازند، اعلام کرد که «مصلحت» در همکاری با رهبری است. هاشمی رفسنجانی گفت: «هنوز بنا ندارم وارد صحنه شوم و کار من صحبت با مقام معظم رهبری است و با ايشان برادرانه و دوستانه همچون دوران گذشته گفت‌وگو دارم و فکر می‌کنم اين بهترين راه است...در اين شرايط که دشمن دنبال اختلاف‌افکنی است برخی سعی می کنند بين من و رهبری را به هم بزنند؛ اما مصلحت نمی‌دانم که راه ديگری جز همکاری با رهبری را بروم.» این سخنان هاشمی رفسنجانی و تلاش برای اثبات برادری با رهبری نظام، به دنبال انتقادات آیت‌الله خامنه‌ای و گروهی از اصول‌گرایان از تاکید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر «انتخابات آزاد» بوده است. هاشمی اما، دیروز در باره اهمیت خوب برگزار شدن انتخابات سخن گفت: «معتقدم اگر انتخابات به خوبی و با حضور انبوه مردم و پرشور برگزار شود، دشمنان ما را ۱۰ گام به عقب می‌راند اما اگر آلوده باشد، آنها سوء استفاده می‌کنند.» از سوی دیگر، رئیس ستاد مردمی حمایت از هاشمی در انتخابات ۸۴، وی را تهدید به افشاگری کرد. محمدمهدی امامی ناصری مدیرمسئول روزنامه «مغرب» که به تازگی آزاد شده است، در گفتگو با خبرگزاری امنیتی فارس، با انتقاد از رفتار هاشمی رفسنجانی و بی‌توجهی به او در طی دوران بازداشت گفت: «نسبت به رفتار هاشمی در دوره بازداشتم انتقاد جدی دارم و توقع داشتم به عنوان مدیر روزنامه «فرهنگ آشتی» که حتی بیشتر از فرزندش برای او فعالیت کردم، در این ایام، به خانواده من توجه می‌کرد.» امامی ناصری به فارس گفت که هاشمی رفسنجانی ثابت کرد که خانواده‌اش را بر هر چیزی حتی اهداف و آرمان‌ها ترجیح می‌دهد، هشدار داد چنانچه هاشمی رفتار خود را اصلاح نکند، ناگفته‌هایی که از وی دارد منتشر خواهد کرد. حمید رسایی، نماینده مجلس نیز که چندی پیش با انتقادهای تند خود از هاشمی رفسنجانی با حملات مختلفی روبرو شده بود، امروز در سایت اصول‌گرای «رجانیوز» با حمله به رئیس مجمع نوشت: «آقای هاشمی ! شما چه کاندیدا بشوید و چه از پشت صحنه همچون انتخابات سال ۸۸ به مدیریت برخی از کاندیداها بپردازید، به جای اینکه از ایده های گذشته تان سخن بگویید، باید به سئوالاتی پاسخ دهید که فرزندتان در باره تقسیم کار با شما ادعا کرده است.» اشاره حمید رسایی به فایل گفتگوی تلفنی مهدی هاشمی و سردبیر سایت خودنویس است که در آن، فرزند هاشمی رفسنجانی حرف از تقسیم کار میان اعضای خانواده برای مقابله با دولت می‌زند.


سخنان دیروز هاشمی، خط و نشان امروز یاران سابق و مخالفان


image
روز گذشته، هاشمی رفسنجانی در دیدار با گروهی از طرفدارانش تاکید کرد که «مصلحت نمی‌دانم که راه ديگری جز همکاری با رهبری بروم». با این حال، گفتن این حرف که «اگر مطمئن بودم کسی غير از من نمی‌تواند شرايط کشور را تغيير دهد، لحظه‌ای ترديد نمی‌کردم و وارد عرصه می‌شدم» با دستگیری گسترده روزنامه‌نگاران، حمله مجدد رسایی و نیز انتقاد تند و تهدید به افشاگری یکی از یاران سابق همراه شد.
بر اساس گزارش‌های همکاران رسانه‌ای از تهران، تا قبل از دستگیری گسترده روزنامه‌نگاران با اتهام‌هایی که هنوز از سوی مقام‌های ارشد دستگاه قضایی تایید نشده، بسیاری از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب از دیدار با هاشمی رفسنجانی به شوق آمده بودند. هاشمی گفته بود: «اگر مطمئن بودم کسی غير از من نمی‌تواند شرايط کشور را تغيير دهد، لحظه‌ای ترديد نمی‌کردم و وارد عرصه می‌شدم.»
رئیس مجمع تشخیص مصلحت اما با اشاره به این نکته که بسیاری سعی دارند میان او و رهبری نظام فاصله بیاندازند، اعلام کرد که «مصلحت» در همکاری با رهبری است. هاشمی رفسنجانی گفت: «هنوز بنا ندارم وارد صحنه شوم و کار من صحبت با مقام معظم رهبری است و با ايشان برادرانه و دوستانه همچون دوران گذشته گفت‌وگو دارم و فکر می‌کنم اين بهترين راه است...در اين شرايط که دشمن دنبال اختلاف‌افکنی است برخی سعی می کنند بين من و رهبری را به هم بزنند؛ اما مصلحت نمی‌دانم که راه ديگری جز همکاری با رهبری را بروم.»
این سخنان هاشمی رفسنجانی و تلاش برای اثبات برادری با رهبری نظام، به دنبال انتقادات آیت‌الله خامنه‌ای و گروهی از اصول‌گرایان از تاکید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر «انتخابات آزاد» بوده است. هاشمی اما، دیروز در باره اهمیت خوب برگزار شدن انتخابات سخن گفت: «معتقدم اگر انتخابات به خوبی و با حضور انبوه مردم و پرشور برگزار شود، دشمنان ما را ۱۰ گام به عقب می‌راند اما اگر آلوده باشد، آنها سوء استفاده می‌کنند.»
از سوی دیگر،  رئیس ستاد مردمی حمایت از هاشمی در انتخابات ۸۴، وی را تهدید به افشاگری کرد. محمدمهدی امامی ناصری مدیرمسئول روزنامه «مغرب» که به تازگی آزاد شده است، در گفتگو با خبرگزاری امنیتی فارس، با انتقاد از رفتار هاشمی رفسنجانی و بی‌توجهی به او در طی دوران بازداشت گفت: «نسبت به رفتار هاشمی در دوره بازداشتم انتقاد جدی دارم و توقع داشتم به عنوان مدیر روزنامه «فرهنگ آشتی» که حتی بیشتر از فرزندش برای او فعالیت کردم، در این ایام، به خانواده من توجه می‌کرد.» امامی ناصری به فارس گفت که هاشمی رفسنجانی ثابت کرد که خانواده‌اش را بر هر چیزی حتی اهداف و آرمان‌ها ترجیح می‌دهد، هشدار داد چنانچه هاشمی رفتار خود را اصلاح نکند، ناگفته‌هایی که از وی دارد منتشر خواهد کرد.
حمید رسایی، نماینده مجلس نیز که چندی پیش با انتقادهای تند خود از هاشمی رفسنجانی با حملات مختلفی روبرو شده بود، امروز در سایت اصول‌گرای «رجانیوز» با حمله به رئیس مجمع نوشت: «آقای هاشمی ! شما چه کاندیدا بشوید و چه از پشت صحنه همچون انتخابات سال ۸۸ به مدیریت برخی از کاندیداها بپردازید، به جای اینکه از ایده های گذشته تان سخن بگویید، باید به سئوالاتی پاسخ دهید که فرزندتان در باره تقسیم کار با شما ادعا کرده است.» اشاره حمید رسایی به فایل گفتگوی تلفنی مهدی هاشمی و سردبیر سایت خودنویس است که در آن، فرزند هاشمی رفسنجانی حرف از تقسیم کار میان اعضای خانواده برای مقابله با دولت می‌زند.

تکمیلی: تعداد روزنامه‌نگاران بازداشتی به عدد ۱۱ رسید بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، به جز دو نفری که دیشب دستگیر شده‌اند، نیروهای امنیتی ۹ نفر از روزنامه‌نگاران را پس از یورش به روزنامه‌های بهار، شرق، آرمان، اعتماد و مجله آسمان با خود برده‌اند. این دستگیری‌ها درست چند روز پس از سخنان محسنی اژه‌ای و طرح اتهام ارتباط تعدادی از روزنامه‌نگاران با «غربی‌ها» و «ضد انقلاب» اناجم گرفته. محسنی اژه‌ای گفته بود: «براساس اطلاعاتی که از منابع موثق به دست من رسیده است، متأسفانه عده‌ای از روزنامه‌نگاران امروز جدای آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است.» امشب تعداد بازداشتی‌های دو روز گذشته به ۱۱ رسیده است. از سوی دیگر، حکم بازداشت سه نفر از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب صادر، اما به خاطر غیبت در محل کار به بازداشت‌گاه منتقل نشده‌اند. در شام‌گاه یک‌شنبه، اکبر منتجبی، پوریا عالمی، جواد دلیری، ساسان آقایی، مطهره شفیعی، نرگس جودکی، پژمان موسوی، نسرین تخیری و امیلی امرایی به‌وسیله نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند. یک خبرنگار از تهران می‌گوید که ماموران کارت‌های شناسایی روزنامه‌گاران حاضر در تحریریه‌ها را بررسی و در یکی از رسانه‌ها، از فضا و اعضای تحریریه فیلم‌برداری کرده‌اند. بنا به گزارشی دیگر، تعدادی از تلفن‌های همراه روزنامه‌نگاران توسط ماموران امنیتی بازبیبی شده است. روز گذشته نیز، ميلاد فدايی اصل و سلیمان محمدی بازداشت شدند. ميلاد فدايی اصل، دبير سرويس سياسی خبرگزاری ايلنا، دیشب پس از خروج از محل کار توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به نقطه نا‌معلومی منتقل شده است. این روزنامه‌نگار از جمله بازداشت شدگان سال ۸۸ بود که پس از سپری شدن حکم زندان یک‌ساله، در سال ۸۹ آزاد شده بود. به گزارش سایت کلمه، سلیمان محمدی خبرنگار و دبیر سرویس حوادت روزنامه بهار نیز توسط پليس امنيت و با «دادسرای فرهنگ و رسانه»بازداشت شده است. دو روز پیش نیز فاطمه خردمند در حالی که فرزند خردسال خود را همراه داشت، مورد حمله دو موتورسوار قرار گرفته بود. یورش امشب به روزنامه‌ها به دنبال تهدید ضمنی دادستان کل کشور در جلسه مطبوعاتی هفته پیش انجام گرفته است. چند روز پیش، محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه گفته بود: «براساس اطلاعاتی که از منابع موثق به دست من رسیده است، متأسفانه عده‌ای از روزنامه‌نگاران امروز جدای آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است. حال فردا اگر هر کدام از این افراد به دلیل یک اقدام مجرمانه دستگیر شوند داد و فریاد خود شما نیز بلند می‌شود غافل از انکه آن فرد بلندگو و تریبون دشمن بوده است.» بنا به گزارش‌‌های سایت‌های مختلف، «تابناک» متعلق به محسن رضایی به خاطر انتشار کامنت‌هایی از خوانندگانش، از سوی دادستانی موقتا توقیف شده است. به گزارش فرارو، دادستان تهران علیه سایت تابناک اعلام جرم کرده و دستور مسدود ساختن آن را صادر نموده است. علت این برخورد، انتشار «نظرات نادرست» برخی کاربران ذکر شده است


تکمیلی: تعداد روزنامه‌نگاران بازداشتی به عدد ۱۱ رسید


image 
بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، به جز دو نفری که دیشب دستگیر شده‌اند، نیروهای امنیتی ۹ نفر از روزنامه‌نگاران را پس از یورش به روزنامه‌های بهار، شرق، آرمان، اعتماد و مجله آسمان با خود برده‌اند. این دستگیری‌ها درست چند روز پس از سخنان محسنی اژه‌ای و طرح اتهام ارتباط تعدادی از روزنامه‌نگاران با «غربی‌ها» و «ضد انقلاب» اناجم گرفته. محسنی اژه‌ای گفته بود: «براساس اطلاعاتی که از منابع موثق به دست من رسیده است، متأسفانه عده‌ای از روزنامه‌نگاران امروز جدای آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است.»
 امشب تعداد بازداشتی‌های دو روز گذشته به ۱۱ رسیده است. از سوی دیگر، حکم بازداشت سه نفر از روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب صادر، اما به خاطر غیبت در محل کار به بازداشت‌گاه منتقل نشده‌اند.
در شام‌گاه یک‌شنبه، اکبر منتجبی، پوریا عالمی، جواد دلیری، ساسان آقایی، مطهره شفیعی، نرگس جودکی، پژمان موسوی، نسرین تخیری و امیلی امرایی به‌وسیله نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.
یک خبرنگار از تهران می‌گوید که ماموران کارت‌های شناسایی روزنامه‌گاران حاضر در تحریریه‌ها را بررسی و در یکی از رسانه‌ها، از فضا و اعضای تحریریه فیلم‌برداری کرده‌اند.
بنا به گزارشی دیگر، تعدادی از تلفن‌های همراه روزنامه‌نگاران توسط ماموران امنیتی بازبیبی شده است.
روز گذشته نیز، ميلاد فدايی اصل و سلیمان محمدی بازداشت شدند. ميلاد فدايی اصل، دبير سرويس سياسی خبرگزاری ايلنا، دیشب پس از خروج از محل کار توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به نقطه نا‌معلومی منتقل شده است. این روزنامه‌نگار از جمله بازداشت شدگان سال ۸۸ بود که پس از سپری شدن حکم زندان یک‌ساله، در سال ۸۹ آزاد شده بود. به گزارش سایت کلمه، سلیمان محمدی خبرنگار و دبیر سرویس حوادت روزنامه بهار نیز توسط پليس امنيت و با «دادسرای فرهنگ و رسانه»بازداشت شده است.
دو روز پیش نیز فاطمه خردمند در حالی که فرزند خردسال خود را همراه داشت، مورد حمله دو موتورسوار قرار گرفته بود.
یورش امشب به روزنامه‌ها به دنبال تهدید ضمنی دادستان کل کشور در جلسه مطبوعاتی هفته پیش انجام گرفته است. چند روز پیش، محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه گفته بود: «براساس اطلاعاتی که از منابع موثق به دست من رسیده است، متأسفانه عده‌ای از روزنامه‌نگاران امروز جدای آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است. حال فردا اگر هر کدام از این افراد به دلیل یک اقدام مجرمانه دستگیر شوند داد و فریاد خود شما نیز بلند می‌شود غافل از انکه آن فرد بلندگو و تریبون دشمن بوده است.»
بنا به گزارش‌‌های سایت‌های مختلف، «تابناک» متعلق به محسن رضایی به خاطر انتشار کامنت‌هایی از خوانندگانش، از سوی دادستانی موقتا توقیف شده است.
به گزارش فرارو، دادستان تهران علیه سایت تابناک اعلام جرم کرده و دستور مسدود ساختن آن را صادر نموده است. علت این برخورد، انتشار «نظرات نادرست» برخی کاربران ذکر شده است.


Friday, January 25, 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۳): خوک رفسنجان - قسمت اول کاریکاتور: نیک آهنگ کوثر از معجزات اکبر این بود که مخالفانش غیب می‌شدند...بهشتی، پر...احمد خمینی، پر... بنی‌صدر، پر...سید مهدی هاشمی، پر...شیخ حسن لاهوتی، پر...منتقدان استقراض و سیاست‌های اقتصادی، پر...نظارت استصوابی در دوران او اختراع شد...وقتی به ریاست جمهوری رسید، مادرش خوشحال شد و گفت: «اکبرو شاه شده». مرحوم جورج اورول، در قلعه حیوانات از خوکی به نام «ناپلئون» یاد می‌کند که قوانین را به نفع خود تغییر می‌داد و کاری می‌کرد که به «مصلحت» خودش بود. ناپلئون، از استوانه‌های انقلاب حیوانات بود. درست مثل اکبر، خوک رفسنجان. عبید زاکانی در منظومه «موش و گربه» به خاطر حرام بودم خوک، مجبور شد خوک بی‌ریش رفسنجان را گربه بخواند. در نسخه بمبئی آمده: «مژدگانی که کوسه عابد شد، عابد و زاهد و مسلمانا». خوک رفسنجان علاقه زیادی به نفت و کیش و فامیل داشت. وقتی به ریاست جمهوری رسید، مادرش خوشحال شد و گفت: «اکبرو شاه شده». متخصصان ژنتیک، خوک گوشت‌خوار رفسنجان را از بازماندگان مغول‌های بی‌ریش خوانده‌اند. این موجود تلفیقی که از نقطه نظر ژنتیکی به «کوسه‌»ها و مغول‌ها بسیار نزدیک است، به‌دلیل برخورداری از چهره‌ای بی مو، مورد علاقه «ویژه» اساتید حوزه بود. اکبر علاقه زیادی به یکی از طلبه‌های جوان عینکی مشهدی داشت که بی‌دست و پا بود، اما به او قول داد که او را صاحب دست‌ها و پاهای بی‌شمار کند تا اینکه سید علی خامنه‌ای را تبدیل به «اختاپوس معظم رهبری» کرد. و این از معجزات اکبر بود. اکبر هاشمی چون می‌خواست ثابت کند انسان است و موجودی با عفت، با عفت مرعشی ازدواج کرد. اکثر عمرش، زندگی با عفتی داشته به جز مواردی که مرتکب «بی عفتی» شده است. می‌گویند وقتی خاطرات هاشمی در روزنامه همشهری منتشر می‌شد، از بس در مورد ناهار و خواب و عادات عفت می‌نوشت که همه مسخره‌اش کردند، پس پسر کوچک را به همشهری فرستاد تا هر چه «عفت» است از متن خاطرات حذف کند. اینچنین شد که خاطرات هاشمی «بی‌عفت» از آب در آمد. هاشمی علاقه زیادی به زیرآبی رفتن داشت و به این روش وارد شورای انقلاب شد. در سال ۵۷ مردم با قیافه نحیف یک موجود عمامه‌دار بدون ریش آشنا شدند که درست مثل ناپلئون قلعه حیوانات، در اوائل کار بسیار مهربان بود. گروه فرقان که متوجه حرام بودن او شد، خواست ترورش کند اما عفت که گفته می‌شود از اکبر ریشوتر است و احتمالا رفتاری مردانه‌تر دارد، مهاجمان را فتیله‌پیچ کرد. او سال‌ها رئیس مجلس بود و فرد دوم مملکت می‌خواست باشد تا آنکه بنی‌صدر فرد دوم شد، پس رجایی را به جان بنی‌صدر انداخت و چون اثر نکرد، نمایندگان مجلس را علیه رئیس جمهوری شوراند و می‌خواست بنی‌صدر را دچار مهرورزی کند که پدر دامادهایش به رئیس جمهوری پیام داد که جانت را بردار و برو...شیخ حسن لاهوتی هم چند ماه بعد دچار خودکشی شد...بسیار تصادفی و اکبر نگذاشت تحقیق در باره مرگ مرحوم لاهوتی به جایی برسد. و این از کرامات او بود. بهشتی هم که شخص دوم شد، بعد از چند روز دچار انفجار شد و پر...از معجزات تاریخ این بود که می‌گویند ربع ساعت قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، اکبر به بهشتی سر زد و یکهو رفت... اکبر با زیرآبی رفتنش، زیراب هر کسی را زد که جلوی او ظاهر می‌شد. از معجزات دیگر او این بود که دولت موقت، بنی‌صدر، بهشتی، رجایی، باهنر، آیت، سید مهدی هاشمی و لاشخور خمین، در موقعی که به نفع او بود، جان‌شان را می‌دادند به شما و یا مثل آیت‌الله منتظری و یا میرحسین موسوی، مجبور به کناره‌گیری می‌شدند و یا تبدیل به مشاور بی خاصیت می‌گردیدند. هر کسی هم از او انتقاد می‌کرد، سر از دم و دستگاه سعید امامی در می‌آورد و با میل و رغبت جلوی دوربین اعتراف می‌کرد. می‌گویند مرحوم عزت سحابی و یارانش خود داوطلبانه جلوی دوربین رفتند و از برخورد انسانی وزارت اطلاعات دوره هاشمی تقدیر کردند و آن‌را با ساواک قابل قیاس ندانستند. اکبر در همه دوران، ظاهرا فرد شماره دو بود، چه در دوران لاشخور خمین و چه در دوران اختاپوس معظم رهبری.او در دوران پیری لاشخور خمین، هرچه دلش می‌خواست به اسم رهبر کبیر قلعه حیوانات نظام انجام می‌داد و تقصیرش را می‌انداخت گردن لاشخور. در سنوات جنگ، از طریق برادرزاده‌اش با دولت ریگان ارتباط برقرار کرد و مشاور ریگان به فرودگاه مهرآباد آمد و با او ملاقات کرد...اما سید مهدی هاشمی ماجرا را لو داد و چند بعد به دیار باقی شتافت. به یک حرف لاشخور خمین گوش داد و آن هم چسبیدن به خامنه‌ای بود...خامنه‌ای بی‌دست و پا را رهبر کرد. اکبر از جنگ خیلی خوشش می‌آمد و نگذاشت جنگ در سال ۶۱ پایان یابد. نزدیکان شیخ اکبر هم از قاچاق سلاح خیلی خوششان می‌آمد و وقتی دیگر دولت پولی برای خرید سلاح قاچاق نداشت، اکبر به محسن رضایی و میرحسین گفت که به لاشخور خمین بگویند که جنگ را تمام کند، چون حالا نوبت گران کردن نفت و بهره‌مندی بهرمانی‌ها از بازار نفت است. جنگ که تمام شد، اول برادرزاده‌اش و بعد اقازاده‌اش را راهی بازار نفت کرد و کلمه «رانت» در همان زمان اختراع شد. وقتی لاشخور پیر خمین در بستر بیماری بود، خوک رفسنجان پا روی لوله اکسیژنش گذاشت و او در حالی که داشت احوال فامیل‌های او را می‌پرسد و «خوا...خوا...» می‌گفت. خوک رفسنجان خیال کرد خمینی می‌گوید «خامنه‌ای رهبر شود»...اما اکسیژن به پیر خمین نرسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد. اکبر از تملق متنفر بود ولی متملقین را تحمل می‌کرد و خلعت می‌بخشید. می‌گویید نه، از س. ل. و ا.ن. بپرسید!از بی‌بی‌سی فارسی به هم به شدت بدش می‌آمد از بس که هوای او و خانواده‌اش را نداشت. او را سردار سازندگی لقب دادند، از بس پروژه‌های ناتمام ساخت و کار مملکت را با پروژه‌هایش ساخت. از دیگر معجزات او این بود که ایران را زیر بار استقراض خارجی برد، و ارزش دلار را چهار برابر کرد. می‌گویند کلاغ سق سیاه آرادان به همین سبب شاگرد اکبر محسوب می‌شود. در دوران سازندگی، روی هر برکه‌ای سد ساخت جیب‌های پیمانکاران و کارگزاران را پر پول کرد. وقتی در مجلس سوم از او و دولتش انتقاد کردند، تصادفا شورای نگهبان به یاد نظارت استصوابی افتاد و منتقدین هاشمی رد صلاحیت شدند. کار به جایی رسید که مخالف هاشمی را دشمن پیغمبر خواندند و به این ترتیب، مجلس چهارم از مخالفان پیامبر خالی شد! چون ایرانیان حافظه تاریخی بسیار خوبی دارند، اعمال آن زمان را کاملا به خاطر دارند! علاقه زیادی به عباس عبدی داشت و مقالات انتقادی عبدی را حتی بعد از به زندان انداختنش می‌خواند. گویند از کوچک‌ترین اتفاقات با خبر بود ولی از غیب شدن روشنفکران و روزنامه‌نگاران و نویسندگان و غیره توسط وزارت اطلاعات به هیچ وجه خبر نداشت، و این بی‌خبری هم از معجزات دیگر او بود! مثلا وقتی فرج سرکوهی در بازداشت بود، گفت که به آلمان سفر کرده و یا وقتی اتوبوس نویسندگان داشت در دره سقوط می‌کرد، یا سعید امامی زحمت بقیه را می‌کشید، خوک رفسنجان کاملا بی‌خبر بود! چون از زحمات فلاحیان و غیره کاملا بی‌خبر بود و نمی‌دانست که وزارت اطلاعات می‌تواند بدون اطلاع رئیس جمهوری در داخل و خارج آدم بکشد، اکبر گنجی او را عالیجناب سرخ‌پوش خواند، درست عین کاردینال ریشیلو...البته اکبر هاشمی، عالیجناب سرخ‌پوش بی‌ریشیلیو بود... در دوران او، برادران «فرنگی‌کار» وزارت اطلاعات زحمت بسیاری کشیدند تا مخالفان جمهوری اسلامی مزاحم دولت‌های فرانسه و آلمان نباشند و به همین دلیل بختیار و شرفکندی و فرخزاد و بقیه دچار «سازندگی» شدند و کارشان ساخته شد. اطلاعاتی‌ها و سپاهی‌ها در دوران سازندگی جیب‌های‌شان پر پول شد و هم آنها راضی بودند و هم حاج اکبر آقا... وقتی لاشخور خمین مرد، احمد خمینی را فریب داد و اختاپوس را به رهبری نشاند. بعدا احمد خمینی که اندکی زیادی زورش گرفته بود، سیاست‌های دولت را مورد انتقاد قرار داد و ناگهان سکته شد! بعدها به پسر احمد خمینی گفتند که دوستان سعید امامی زحمت یادگار امام را کشیده بودند و باز هم هاشمی از این ماجرا خبری نداشت! اما در دوران دوم ریاست جمهوری‌اش موافقینش یواش یواش رفتند سراغ ناطق نوری و اندک اندک مجبور شد برای رفع ظلمی که به او شده بود، به سراغ بازار نفت برود و مهدی بشکه، فرزند برومندش که ابو علی سینای خانواده بود را چشم و گوشش در وزارت نفت کرد...از کنسرسیوم نفتی و توتال و اجیب و شل و هالیبرتون و شرکت‌های نفتی بزرگ هم خیلی خیلی خوشش می‌آمد. دولت عربستان علاقه عظیمی به او داشت و حتی وقتی پایگاه آمریکایی‌ها در عربستان منفجر شد و رابطه عربستان با ایران شکراب، ارتباط هاشمی با شاه و شاهزاده‌ها شدیدا قوی بود...و این هم از معجزات او بود و ربطی به انتقال احتمالی اطلاعات از طریق عربستان به جاهای دیگر دنیا نداشت. ٰادامه دارد مرتبط: حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۲): اختاپوس معظم رهبری حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: لاشخور خمین خودنویس: «حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند» روزهای جمعه منتشر می‌شود


حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۳): خوک رفسنجان - قسمت اول


imageکاریکاتور: نیک آهنگ کوثر
از معجزات اکبر این بود که مخالفانش غیب می‌شدند...بهشتی، پر...احمد خمینی، پر... بنی‌صدر، پر...سید مهدی هاشمی، پر...شیخ حسن لاهوتی، پر...منتقدان استقراض و سیاست‌های اقتصادی، پر...نظارت استصوابی در دوران او اختراع شد...وقتی به ریاست جمهوری رسید، مادرش خوشحال شد و گفت: «اکبرو شاه شده».
مرحوم جورج اورول، در قلعه حیوانات از خوکی به نام «ناپلئون» یاد می‌کند که قوانین را به نفع خود تغییر می‌داد و کاری می‌کرد که به «مصلحت» خودش بود. ناپلئون، از استوانه‌های انقلاب حیوانات بود. درست مثل اکبر، خوک رفسنجان.
عبید زاکانی در منظومه «موش و گربه» به خاطر حرام بودم خوک، مجبور شد خوک بی‌ریش رفسنجان را گربه بخواند. در نسخه بمبئی آمده: «مژدگانی که کوسه عابد شد، عابد و زاهد و مسلمانا». خوک رفسنجان علاقه زیادی به نفت و کیش و فامیل داشت. وقتی به ریاست جمهوری رسید، مادرش خوشحال شد و گفت: «اکبرو شاه شده».
متخصصان ژنتیک، خوک گوشت‌خوار رفسنجان را از بازماندگان مغول‌های بی‌ریش خوانده‌اند. این موجود تلفیقی که از نقطه نظر ژنتیکی به «کوسه‌»ها و مغول‌ها بسیار نزدیک است، به‌دلیل برخورداری از چهره‌ای بی مو، مورد علاقه «ویژه» اساتید حوزه بود.
اکبر علاقه زیادی به یکی از طلبه‌های جوان عینکی مشهدی داشت که بی‌دست و پا بود، اما به او قول داد که او را صاحب دست‌ها و پاهای بی‌شمار کند تا اینکه سید علی خامنه‌ای را تبدیل به «اختاپوس معظم رهبری» کرد. و این از معجزات اکبر بود.
اکبر هاشمی چون می‌خواست ثابت کند انسان است و موجودی با عفت، با عفت مرعشی ازدواج کرد. اکثر عمرش، زندگی با عفتی داشته به جز مواردی که مرتکب «بی عفتی» شده است. می‌گویند وقتی خاطرات هاشمی در روزنامه همشهری منتشر می‌شد، از بس در مورد ناهار و خواب و عادات عفت می‌نوشت که همه مسخره‌اش کردند، پس پسر کوچک را به همشهری فرستاد تا هر چه «عفت» است از متن خاطرات حذف کند. اینچنین شد که خاطرات هاشمی «بی‌عفت» از آب در آمد.
هاشمی علاقه زیادی به زیرآبی رفتن داشت و به این روش وارد شورای انقلاب شد. در سال ۵۷ مردم با قیافه نحیف یک موجود عمامه‌دار بدون ریش آشنا شدند که درست مثل ناپلئون قلعه حیوانات، در اوائل کار بسیار مهربان بود.
گروه فرقان که متوجه حرام بودن او شد، خواست ترورش کند اما عفت که گفته می‌شود از اکبر ریشوتر است و احتمالا رفتاری مردانه‌تر دارد، مهاجمان را فتیله‌پیچ کرد.
او سال‌ها رئیس مجلس بود و فرد دوم مملکت می‌خواست باشد تا آنکه بنی‌صدر فرد دوم شد، پس رجایی را به جان بنی‌صدر انداخت و چون اثر نکرد، نمایندگان مجلس را علیه رئیس جمهوری شوراند و می‌خواست بنی‌صدر را دچار مهرورزی کند که پدر دامادهایش به رئیس جمهوری پیام داد که جانت را بردار و برو...شیخ حسن لاهوتی هم چند ماه بعد دچار خودکشی شد...بسیار تصادفی و اکبر نگذاشت تحقیق در باره مرگ مرحوم لاهوتی به جایی برسد. و این از کرامات او بود.
بهشتی هم که شخص دوم شد، بعد از چند روز دچار انفجار شد و پر...از معجزات تاریخ این بود که می‌گویند ربع ساعت قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، اکبر به بهشتی سر زد و یکهو رفت...
اکبر با زیرآبی رفتنش، زیراب هر کسی را زد که جلوی او ظاهر می‌شد. از معجزات دیگر او این بود که دولت موقت، بنی‌صدر، بهشتی، رجایی، باهنر، آیت، سید مهدی هاشمی و لاشخور خمین، در موقعی که به نفع او بود، جان‌شان را می‌دادند به شما و یا مثل آیت‌الله منتظری و یا میرحسین موسوی، مجبور به کناره‌گیری می‌شدند و یا تبدیل به مشاور بی خاصیت می‌گردیدند. هر کسی هم از او انتقاد می‌کرد، سر از دم و دستگاه سعید امامی در می‌آورد و با میل و رغبت جلوی دوربین اعتراف می‌کرد. می‌گویند مرحوم عزت سحابی و یارانش خود داوطلبانه جلوی دوربین رفتند و از برخورد انسانی وزارت اطلاعات دوره هاشمی تقدیر کردند و آن‌را با ساواک قابل قیاس ندانستند.
اکبر در همه دوران، ظاهرا فرد شماره دو بود، چه در دوران لاشخور خمین و چه در دوران اختاپوس معظم رهبری.او در دوران پیری لاشخور خمین، هرچه دلش می‌خواست به اسم رهبر کبیر قلعه حیوانات نظام انجام می‌داد و تقصیرش را می‌انداخت گردن لاشخور.
در سنوات جنگ، از طریق برادرزاده‌اش با دولت ریگان ارتباط برقرار کرد و مشاور ریگان به فرودگاه مهرآباد آمد و با او ملاقات کرد...اما سید مهدی هاشمی ماجرا را لو داد و چند بعد به دیار باقی شتافت.
به یک حرف لاشخور خمین گوش داد و آن هم چسبیدن به خامنه‌ای بود...خامنه‌ای بی‌دست و پا را رهبر کرد.
اکبر از جنگ خیلی خوشش می‌آمد و نگذاشت جنگ در سال ۶۱ پایان یابد. نزدیکان شیخ اکبر هم از قاچاق سلاح خیلی خوششان می‌آمد و وقتی دیگر دولت پولی برای خرید سلاح قاچاق نداشت، اکبر به محسن رضایی و میرحسین گفت که به لاشخور خمین بگویند که جنگ را تمام کند، چون حالا نوبت گران کردن نفت و بهره‌مندی بهرمانی‌ها از بازار نفت است.
جنگ که تمام شد، اول برادرزاده‌اش و بعد اقازاده‌اش را راهی بازار نفت کرد و کلمه «رانت» در همان زمان اختراع شد.
وقتی لاشخور پیر خمین در بستر بیماری بود، خوک رفسنجان پا روی لوله اکسیژنش گذاشت و او در حالی که داشت احوال فامیل‌های او را می‌پرسد و «خوا...خوا...» می‌گفت. خوک رفسنجان خیال کرد خمینی می‌گوید «خامنه‌ای رهبر شود»...اما اکسیژن به پیر خمین نرسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
اکبر از تملق متنفر بود ولی متملقین را تحمل می‌کرد و خلعت می‌بخشید. می‌گویید نه، از س. ل. و ا.ن. بپرسید!از بی‌بی‌سی فارسی به هم به شدت بدش می‌آمد از بس که هوای او و خانواده‌اش را نداشت.
او را سردار سازندگی لقب دادند، از بس پروژه‌های ناتمام ساخت و کار مملکت را با پروژه‌هایش ساخت.
از دیگر معجزات او این بود که ایران را زیر بار استقراض خارجی برد، و ارزش دلار را چهار برابر کرد. می‌گویند کلاغ سق سیاه آرادان به همین سبب شاگرد اکبر محسوب می‌شود.
در دوران سازندگی، روی هر برکه‌ای سد ساخت جیب‌های پیمانکاران و کارگزاران را پر پول کرد.
وقتی در مجلس سوم از او و دولتش انتقاد کردند، تصادفا شورای نگهبان به یاد نظارت استصوابی افتاد و منتقدین هاشمی رد صلاحیت شدند.
کار به جایی رسید که مخالف هاشمی را دشمن پیغمبر خواندند و به این ترتیب، مجلس چهارم از مخالفان پیامبر خالی شد! چون ایرانیان حافظه تاریخی بسیار خوبی دارند، اعمال آن زمان را کاملا به خاطر دارند!
علاقه زیادی به عباس عبدی داشت و مقالات انتقادی عبدی را حتی بعد از به زندان انداختنش می‌خواند.
گویند از کوچک‌ترین اتفاقات با خبر بود ولی از غیب شدن روشنفکران و روزنامه‌نگاران و نویسندگان و غیره توسط وزارت اطلاعات به هیچ وجه خبر نداشت، و این بی‌خبری هم از معجزات دیگر او بود! مثلا وقتی فرج سرکوهی در بازداشت بود، گفت که به آلمان سفر کرده و یا وقتی اتوبوس نویسندگان داشت در دره سقوط می‌کرد، یا سعید امامی زحمت بقیه را می‌کشید، خوک رفسنجان کاملا بی‌خبر بود!
چون از زحمات فلاحیان و غیره کاملا بی‌خبر بود و نمی‌دانست که وزارت اطلاعات می‌تواند بدون اطلاع رئیس جمهوری در داخل و خارج آدم بکشد، اکبر گنجی او را عالیجناب سرخ‌پوش خواند، درست عین کاردینال ریشیلو...البته اکبر هاشمی، عالیجناب سرخ‌پوش بی‌ریشیلیو بود...
در دوران او، برادران «فرنگی‌کار» وزارت اطلاعات زحمت بسیاری کشیدند تا مخالفان جمهوری اسلامی مزاحم دولت‌های فرانسه و آلمان نباشند و به همین دلیل بختیار و شرفکندی و فرخزاد و بقیه دچار «سازندگی» شدند و کارشان ساخته شد.
اطلاعاتی‌ها و سپاهی‌ها در دوران سازندگی جیب‌های‌شان پر پول شد و هم آنها راضی بودند و هم حاج اکبر آقا...
وقتی لاشخور خمین مرد، احمد خمینی را فریب داد و اختاپوس را به رهبری نشاند. بعدا احمد خمینی که اندکی زیادی زورش گرفته بود، سیاست‌های دولت را مورد انتقاد قرار داد و ناگهان سکته شد! بعدها به پسر احمد خمینی گفتند که دوستان سعید امامی زحمت یادگار امام را کشیده بودند و باز هم هاشمی از این ماجرا خبری نداشت!
اما در دوران دوم ریاست جمهوری‌اش موافقینش یواش یواش رفتند سراغ ناطق نوری و اندک اندک مجبور شد برای رفع ظلمی که به او شده بود، به سراغ بازار نفت برود و مهدی بشکه، فرزند برومندش که ابو علی سینای خانواده بود را چشم و گوشش در وزارت نفت کرد...از کنسرسیوم نفتی و توتال و اجیب و شل و هالیبرتون و شرکت‌های نفتی بزرگ هم خیلی خیلی خوشش می‌آمد.
دولت عربستان علاقه عظیمی به او داشت و حتی وقتی پایگاه آمریکایی‌ها در عربستان منفجر شد و رابطه عربستان با ایران شکراب، ارتباط هاشمی با شاه و شاهزاده‌ها شدیدا قوی بود...و این هم از معجزات او بود و ربطی به انتقال احتمالی اطلاعات از طریق عربستان به جاهای دیگر دنیا نداشت.
ٰادامه دارد

مرتبط:

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۲): اختاپوس معظم رهبری

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: لاشخور خمین


خودنویس: «حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند» روزهای جمعه منتشر می‌شود

عکس/ به بهانه اجرای حکم وحشیانه قطع دست متهم یه سزقت در شیراز ایسنا ، پنجشنبه 5 بهمن: حکم قطع انگشتان یکی از دستان سارقی که در محاکم شیراز به مجازات حد قطع ید محکوم شده بود امروز در ملا عام اجرا شد. به گزارش خبرنگار ایسنا، منطقه فارس، این متهم که در سابقه کیفری خود دارای اتهامات زیادی از جمله سرقت، رابطه نامشروع و خرید و فروش اموال مسروقه است، براساس رأی شعبه 122 دادگاه جزایی شیراز و تأیید شعبه 17 تجدیدنظر استان فارس به مجازات حدالهی سرقت محکوم شده بود. متهم این پرونده ا.س.ح که 29 سال سن دارد، سرکردگی یک باند سرقت را به عهده داشت که پس از دستگیری و شکایت 47 نفر از شکات و طی شدن مراحل رسیدگی در دستگاه قضایی شیراز، علاوه بر مجازات قطع ید به سه سال حبس از باب انجام سرقت های متعدد و 99 ضربه شلاق به لحاظ رابطه نامشروع نیز محکوم شده است. این گزارش حاکی است همدستان وی نیز که در انجام سرقت ها مشارکت داشته اند به مجازات های مشابه قطع ید، حبس و شلاق محکوم شده اند. دادستان عمومی و انقلاب شیراز در این خصوص گفت: مکرراً دستگاه قضایی اعلام کرده که برخورد قاطع و بدون اغماضی در دستور کار خود قرار داده و هر کجا متخلفین تخطی خود از قانون را دست مایه بر هم زدن امنیت اجتماعی و آسایش عمومی قرار دهند با شدیدترین برخورد‌ها مواجه خواهند شد. علی القاصی‌مهر در جمع خبرنگاران افزود: نمونه این اجرای حکم هشداری جدی است به همه کسانی که با اقدام به سرقت موجبات ناامنی را فراهم می‌کنند.

عکس/  به بهانه اجرای حکم وحشیانه  قطع دست متهم یه سزقت در شیراز


ایسنا ، پنجشنبه 5 بهمن: حکم قطع انگشتان یکی از دستان سارقی که در محاکم شیراز به مجازات حد قطع ید محکوم شده بود امروز در ملا عام اجرا شد.
به گزارش خبرنگار ایسنا، منطقه فارس، این متهم که در سابقه کیفری خود دارای اتهامات زیادی از جمله سرقت، رابطه نامشروع و خرید و فروش اموال مسروقه است، براساس رأی شعبه 122 دادگاه جزایی شیراز و تأیید شعبه 17 تجدیدنظر استان فارس به مجازات حدالهی سرقت محکوم شده بود.
متهم این پرونده ا.س.ح که 29 سال سن دارد، سرکردگی یک باند سرقت را به عهده داشت که پس از دستگیری و شکایت 47 نفر از شکات و طی شدن مراحل رسیدگی در دستگاه قضایی شیراز، علاوه بر مجازات قطع ید به سه سال حبس از باب انجام سرقت های متعدد و 99 ضربه شلاق به لحاظ رابطه نامشروع نیز محکوم شده است.
این گزارش حاکی است همدستان وی نیز که در انجام سرقت ها مشارکت داشته اند به مجازات های مشابه قطع ید، حبس و شلاق محکوم شده اند.

دادستان عمومی و انقلاب شیراز در این خصوص گفت: مکرراً دستگاه قضایی اعلام کرده که برخورد قاطع و بدون اغماضی در دستور کار خود قرار داده و هر کجا متخلفین تخطی خود از قانون را دست مایه بر هم زدن امنیت اجتماعی و آسایش عمومی قرار دهند با شدیدترین برخورد‌ها مواجه خواهند شد.

علی القاصی‌مهر در جمع خبرنگاران افزود: نمونه این اجرای حکم هشداری جدی است به همه کسانی که با اقدام به سرقت موجبات ناامنی را فراهم می‌کنند.











Thursday, January 24, 2013

25 میلیارد دلار سپرده ارزی ایران در بانک‌های چینی بلوکه شد دویچه وله : مهرداد عمادی اقتصاددان به دویچه وله می‌گوید ایران اخیرا و دوبار تلاش کرده تا بخشی از ذخیره ارزی خود در بانک‌های چین را که رقمی بیش از ۲۵ میلیارد دلار است، برداشت کند اما چین حاضر نیست این سپرده را به صورت دلار پس دهد. مهرداد عمادی، کارشناس اقتصادی، از قول یکی از نمایندگان مجلس به دویچه وله می‌گوید ایران اخیرا و طی دو مرحله تلاش کرده تا بخشی از ذخیره ارزی خود در بانک‌های چین را که رقمی بیش از ۲۵ میلیارد دلار است، برداشت کند اما چین حاضر نیست این ذخیره ارزی را به صورت دلار پس بدهد. آن‌طور که مهرداد عمادی می‌گوید ایران در دو مورد قصد برداشت از حساب ارزی خود در بانک‌های چینی را داشته اما مقامات این کشور گفته‌اند که ایران فقط اجازه دارد از حساب ارزی خود تنها به یوان (واحد پول چین) و برای خرید کالاهای چینی برداشت کند. به گفته مهرداد عمادی، ایران در فاصله زمانی بین اواخر ۲۰۰۷ تا اواسط ۲۰۱۱ میلادی، بیش از ۲۵ میلیارد دلار از ذخیره ارزی خود به دلار را که حاصل فروش نفت به کشورهای مختلف بوده، به‌صورت سپرده‌گذاری به بانک‌های چینی منتقل کرده است. مهرداد عمادی معتقد است، با این اقدام چین بخش قابل توجهی از ذخیره‌ بین‌المللی ارزی ایران، تبدیل به گرو برای خرید کالاهای چینی توسط ایران شده است. مهرداد عمادی می‌گوید: «در عرف و مقررات بین‌المللی این‌گونه است که وقتی کشوری ارزی را در بانک یک کشور خارجی سپرده‌گذاری می‌کند، می‌تواند همان ارز را پس بگیرد. البته ممکن است بهره‌ آن پول را به پول محلی بدهند. در هیچ کجا دیده نشده که کشوری به صورت یکطرفه چنین تصمیمی بگیرد. باور من این است که الان رابطه‌ تجاری ایران با چین خیلی خیلی یکطرفه شده است. در حقیقت ایران قمر تجاری و اقتصادی چین شده است و تمام شرایط این تجارت به ایران دیکته می‌شود.» "ترکمانچای ارزی" بین ایران و چین پیش از این رسانه‌های داخلی ایران نیز از سرنوشت مبهم سپرده بیش از ۲۵ میلیارد دلاری ایران در بانک‌های چینی خبر داده بودند. سایت "بازتاب‌امروز"، شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در گزارشی با عنوان "افشای ترکمانچای ارزی" به جزئیات این "قرارداد عجیب و بی‌سابقه در تاریخ بانکی جهان" پرداخت و آن را یکی از زیان‌بارترین قراردادهای اقتصادی جمهوری اسلامی" نامید. بنا بر این گزارش، سه سال قبل مطابق یک قرارداد عجیب، دولت ایران بیش از ۲۵ میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین و در اختیار این کشور گذاشت تا به عنوان پشتوانه "ال‌سی"‌های ‌خرید کالای چینی برای ایران استفاده شود. دولت چین علاوه بر آن‌که پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه می‌دارد، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و می‌تواند خود این پول را به ارزهای مختلف تبدیل کند. در ادامه گزارش سایت "بازتاب‌امروز" نوشته شده بود: «برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از محل این قرارداد، تنها به ذکر این نکته بسنده می‌کنیم که اگر این مبلغ هنگفت به جای سپرده گذاری نزد برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده بود و علاوه بر آنکه اصل ۲۵ میلیارد دلار موجود بود، حدود ۵۰ میلیارد دلار دیگر که یارانه دو سال مردم است، سود عاید ایران شده بود.» مدتی پس از انتشار این گزارش، سایت "بازتاب‌امروز" مشمول فیلترینگ نهادهای امنیتی شد.

25 میلیارد دلار سپرده ارزی ایران در بانک‌های چینی بلوکه شد

دویچه وله : مهرداد عمادی اقتصاددان به دویچه وله می‌گوید ایران اخیرا و دوبار تلاش کرده تا بخشی از ذخیره ارزی خود در بانک‌های چین را که رقمی بیش از ۲۵ میلیارد دلار است، برداشت کند اما چین حاضر نیست این سپرده را به صورت دلار پس دهد.

مهرداد عمادی، کارشناس اقتصادی، از قول یکی از نمایندگان مجلس به دویچه وله می‌گوید ایران اخیرا و طی دو مرحله تلاش کرده تا بخشی از ذخیره ارزی خود در بانک‌های چین را که رقمی بیش از ۲۵ میلیارد دلار است، برداشت کند اما چین حاضر نیست این ذخیره ارزی را به صورت دلار پس بدهد.

آن‌طور که مهرداد عمادی می‌گوید ایران در دو مورد قصد برداشت از حساب ارزی خود در بانک‌های چینی را داشته اما مقامات این کشور گفته‌اند که ایران فقط اجازه دارد از حساب ارزی خود تنها به یوان (واحد پول چین) و برای خرید کالاهای چینی برداشت کند.

به گفته مهرداد عمادی، ایران در فاصله زمانی بین اواخر ۲۰۰۷ تا اواسط ۲۰۱۱ میلادی، بیش از ۲۵ میلیارد دلار از ذخیره ارزی خود به دلار  را که حاصل فروش نفت به کشورهای مختلف بوده، به‌صورت سپرده‌گذاری به بانک‌های چینی منتقل کرده است.
مهرداد عمادی معتقد است، با این اقدام چین بخش قابل توجهی از ذخیره‌ بین‌المللی ارزی ایران، تبدیل به گرو برای خرید کالاهای چینی توسط ایران شده است.

مهرداد عمادی می‌گوید: «در عرف و مقررات بین‌المللی این‌گونه است که وقتی کشوری ارزی را در بانک یک کشور خارجی سپرده‌گذاری می‌کند، می‌تواند همان ارز را پس بگیرد. البته ممکن است بهره‌ آن پول را به پول محلی بدهند. در هیچ کجا دیده نشده که کشوری به صورت یکطرفه چنین تصمیمی بگیرد. باور من این است که الان رابطه‌ تجاری ایران با چین خیلی خیلی یکطرفه شده است. در حقیقت ایران قمر تجاری و اقتصادی چین شده است و تمام شرایط این تجارت به ایران دیکته می‌شود.»

"ترکمانچای ارزی" بین ایران و چین

پیش از این رسانه‌های داخلی ایران نیز از سرنوشت مبهم سپرده بیش از ۲۵ میلیارد دلاری ایران در بانک‌های چینی خبر داده بودند.

سایت "بازتاب‌امروز"، شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ در گزارشی با عنوان "افشای ترکمانچای ارزی" به جزئیات این "قرارداد عجیب و بی‌سابقه در تاریخ بانکی جهان" پرداخت و آن را یکی از زیان‌بارترین قراردادهای اقتصادی جمهوری اسلامی" نامید.

بنا بر این گزارش، سه سال قبل مطابق یک قرارداد عجیب، دولت ایران بیش از ۲۵ میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین و در اختیار این کشور گذاشت تا به عنوان پشتوانه "ال‌سی"‌های ‌خرید کالای چینی برای ایران استفاده شود. دولت چین علاوه بر آن‌که پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه می‌دارد، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و می‌تواند خود این پول را به ارزهای مختلف تبدیل کند.

در ادامه گزارش سایت "بازتاب‌امروز" نوشته شده بود: «برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از محل این قرارداد، تنها به ذکر این نکته بسنده می‌کنیم که اگر این مبلغ هنگفت به جای سپرده گذاری نزد برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده بود و علاوه بر آنکه اصل ۲۵ میلیارد دلار موجود بود، حدود ۵۰ میلیارد دلار دیگر که یارانه دو سال مردم است، سود عاید ایران شده بود.»

مدتی پس از انتشار این گزارش، سایت "بازتاب‌امروز" مشمول فیلترینگ نهادهای امنیتی شد.


Wednesday, January 23, 2013

عکس / زمستان و تابستان در صف عصرایران : تابستان امسال ، کمبود مرغ ، از یک سو باعث رنج مردم شد و از دیگر سو ، دستاویزی برای وهن کشور در رسانه های بین المللی شد. در آن زمان ، مقامات ارشد دولتی ، مشکل را به گردن کسانی انداختند که با وارد کنندگان غذای طیور برخورد کردند و باعث شدند واردات نهاده های دامی به تعویق بیفتد. اینک مردم ، بار دیگر در صف اند اما این بار در صف برنج و در صحنه هایی مشابه تابستان. این بار آقایان چگونه توجیه خواهند کرد و تقصیر را به گردن که خواهند انداخت ، باید منتظر بود و دید. فعلاً تماشای صف ها را از دست ندهیم! مردان در صف مرغ - تابستان 91 مردان در صف برنج - زمستان 91 تبعیض ممنوع! زنان هم در صف مرغ - تابستان 91 ...و زمستان در صف برنج به دنبال خودروی حامل مرغ -تابستان 91 به استقبال خودروی حامل برنج -زمستان 91 همهمه خرید مرغ - تابستان 91 همهمه خرید برنج - زمستان 91 راستی کرامت انسانی که برخی دولتمردان به ویژه در سال های اخیر ، مدام دم از آن می زنند ، همین است؟

عکس / زمستان و تابستان در صف
عصرایران : تابستان امسال ، کمبود مرغ ، از یک سو باعث رنج مردم شد و از دیگر سو ، دستاویزی برای وهن کشور در رسانه های بین المللی شد. در آن زمان ، مقامات ارشد دولتی ، مشکل را به گردن کسانی انداختند که با وارد کنندگان غذای طیور برخورد کردند و باعث شدند واردات نهاده های دامی به تعویق بیفتد.

اینک مردم ، بار دیگر در صف اند اما این بار در صف برنج و در صحنه هایی مشابه تابستان. این بار آقایان چگونه توجیه خواهند کرد و تقصیر را به گردن که خواهند انداخت ، باید منتظر بود و دید. فعلاً تماشای صف ها را از دست ندهیم!

مردان در صف مرغ - تابستان 91
 

صف مرغ

مردان در صف برنج - زمستان 91
صف برنج

تبعیض ممنوع! زنان هم در صف مرغ - تابستان 91
صف مرغ

...و زمستان در صف برنج
 


به دنبال خودروی حامل مرغ -تابستان 91

خودروی مرغ

به استقبال خودروی حامل برنج -زمستان 91


همهمه خرید مرغ - تابستان 91


همهمه خرید برنج - زمستان 91

خرید برنج
 
راستی کرامت انسانی که برخی دولتمردان به ویژه در سال های اخیر ، مدام دم از آن می زنند ، همین است؟

Sunday, January 20, 2013

عکس / نابسامانی و تخریب پل تاریخی خواجو اصفهان اصفهان - خبرگزاری مهر : پل خواجو یکی از شاهکارهای معماری دوران صفوی که در حال حا ضر بدلیل ورود رطوبت افزایش ترکهای ایجاد شده در حال تخریب تدریجی می باشد.

عکس / نابسامانی و تخریب پل تاریخی خواجو اصفهان
اصفهان - خبرگزاری مهر : پل خواجو یکی از شاهکارهای معماری دوران صفوی که در حال حا ضر بدلیل ورود رطوبت افزایش ترکهای ایجاد شده در حال تخریب تدریجی می باشد.





























عکس / حکومت زورگیر جمهوری اسلامی 2 زورگیر خیابانی را اعدام کرد حکم اعدام دو فردی که با عنوان زورگيری، محاکمه و محکوم به اعدام شده بودند ، بامداد روز يکشنبه در خيابان بهشهرتهران به اجرا گذاشته شد . اين دو عليرضا مافی‌ها و محمدعلی سُروری، نام داشتند و پس از انتشار صحنه يکی از زورگيری‌هایشان در اينترنت، دستگير شدند و شعبه 15 دادگاه انقلاب آنها را به اعدام محکوم کرد. فردی که مورد زورگیری قرار گرفته بود در مصاحبه ای گفته بود که خواهان اعدام زورگیران نیست. خبرگزاری مهر در گزارش خود از اعدام این دو نفر یادآور شده که برخی اهالی به محل اجرای حکم گله داشتند و می گفتند نباید پارکی که محل اجتماع هنرمندان است برای اجرای حکم اعدام انتخاب می شد. مرد سالمندی که در گوشه ای از محوطه ایستاده بود نیز گفت : چرا تا چند سال قبل اینقدر زورگیر با سن و سال کم نبود. برخورد قاطع با این مجرمان لازم است اما کافی نیست. چرا بررسی نمی کنند علت این افزایش سرقت ها چه بوده و سن مجرمان کاهش پیدا کرده است؟

عکس / حکومت زورگیر جمهوری اسلامی 2 زورگیر خیابانی را اعدام کرد

حکم  اعدام دو فردی که با عنوان زورگيری، محاکمه و محکوم به اعدام شده بودند ، بامداد روز يکشنبه در خيابان بهشهرتهران به اجرا گذاشته شد .

اين دو  عليرضا مافی‌ها و محمدعلی سُروری، نام داشتند و پس از انتشار صحنه يکی از زورگيری‌هایشان  در اينترنت، دستگير شدند و شعبه 15 دادگاه انقلاب آنها را به اعدام محکوم کرد.
فردی که مورد زورگیری قرار گرفته بود در مصاحبه ای گفته بود که خواهان اعدام زورگیران نیست.
خبرگزاری مهر در گزارش خود از اعدام این دو نفر یادآور شده که  برخی اهالی به محل اجرای حکم گله داشتند و می گفتند نباید پارکی که محل اجتماع هنرمندان است برای اجرای حکم اعدام انتخاب می شد.

مرد سالمندی که در گوشه ای از محوطه ایستاده بود نیز گفت : چرا تا چند سال قبل اینقدر زورگیر با سن و سال کم نبود. برخورد قاطع با این مجرمان لازم است اما کافی نیست. چرا بررسی نمی کنند علت این افزایش سرقت ها چه بوده و سن مجرمان کاهش پیدا کرده است؟