Wednesday, January 12, 2011

سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی

سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی


دشمن در خرقه دوست

به ج. اسلامی حمله ور شده





محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:







ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم می‌کند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیت‌های با سابقه ولو معترض؛ سرمایه‌ای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.



اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید می‌کنیم و می‌گوییم راه برون‌رفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به‌ گونه‌ای برگزار شود که مردم احساس کنند رای‌شان موثر است و آزادانه می‌توانند رای بدهند و هر کسی را خواستند می‌توانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.



اینکه این روزها گفته می‌شود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانی‌که مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.

اگر فضا آزاد باشد و محدودیت‌ها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم می‌شود. همین محدودیت‌ها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.







ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوری‌راد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشان‌دهنده آن است که چه اشتباهی صورت می‌گیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی می‌شوند، درحالی‌که معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل می‌کنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.

در این مدت موجی از دستگیری‌ها بخصوص جوان‌ها به بهانه‌های مختلف را شاهد بوده ایم که بعضی‌ها با وثیقه آزاد شدند، بعضی‌ها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانواده‌ها زیاد است.

آنهایی را که می‌شناسیم بچه‌های خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشته‌اند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما این‌طور رفتار شود.

هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.



خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود می‌آید و سرکوب می شود از بین می‌رود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.



ممکن است با این محدود کردن‌ها و مشکل درست کردن‌ها کسانی از دوروبرو کسانی ‌که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع می‌کنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی می‌افتند که اصل را قبول ندارند.



اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت می‌شد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور این‌ها جمع شوند.



باید "شخصیت‌های باسابقه ولو معترض" سرمایه‌ای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردن‌ها و تهمت‌زدن‌ها و نسبت دادن‌ها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که می‌گوید اصل نظام نباید باشد.



جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزش‌های اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزه‌های علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرف‌شان را بزنند و پشتوانه‌های نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بی‌نیاز کنند؛ وعده‌ها این چنین بود.





بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه می‌کردند، خود را نظریه‌پرداز منحصربه‌فرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.



کسانی‌که حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی می‌کنند در مقابله توطئه‌های بیگانه هوشیارند ولی در مقابل می‌گویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنی‌اش دشمن‌تراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنی‌ها هوشیار بود. کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند محدود می‌شوند و متهم به انواع اتهامات می‌شوند و کسانی به‌عنوان نظریه‌پرداز می‌آیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونت‌مدار و انعطاف‌نا‌پذیری قرار می‌گیرند.



کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز می‌شمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه می‌شود.



‌امروز صحبت از تقابل اصول‌گرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی می‌خواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، تحریف می‌کند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف می‌کند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و می‌گوید آن جریانی که ما نمی‌پسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاح‌طلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانی‌که در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.



کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود می‌کنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغ‌پردازی می‌شوند و کسانی‌که این کار را می‌کنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمی‌تواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع می‌شود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را می‌خواهد و چه کسی را نمی‌خواهند.

آنها چه کاره‌اند که بگویند مردم کی را می‌خواهند و کی را نمی‌خواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسن‌نیت بیشترین مقابله را با حق مردم کرده‌اند و محدودیت‌ها را ایجاد کرده‌اند و می‌کنند.



اگر صحبت از این می‌شود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینه‌ای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریان‌ها و گرایش‌ها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.



چگونه می‌توان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟



بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشته‌اند، بیان شود.

آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیت‌ها درست است؟



فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.

باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیین‌کننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.

اینها برای برون ‌رفت از بحران و به ‌نفع نظام و مردم و کشور گفته می‌شود

سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی

سخنان صریح خاتمی در باره امروز و فردای ج. اسلامی


دشمن در خرقه دوست

به ج. اسلامی حمله ور شده





محمد خاتمی بمناسبت 19 دیماه 1356، روز تظاهرات مردم قم علیه مقاله توهین آمیزی که علیه آیت الله خمینی در روزنامه های دوران شاه منتشر شد، با جمعی از اساتید دانشگاه و اعضاء جامعه پزشکی دیدار کرد. وی دراین دیدار، بار دیگر یک جمعبندی از اوضاع کنونی کشور و آینده ارائه داد. او طی سخنانی، ضمن پاسخ غیر مستقیم به علی خامنه ای که رهبران جنبش سبز را "قدرت طلب" خطاب کرده بود، و همچین با تکرار آن نگرانی که مدتی پیش به نقل از هاشمی رفسنجانی منتشر شده بود گفت:







ما در این موقعیتی هستیم، که ممکن است بخاطر رفتارهای نادرستی که هست، خیزش بعدی دیگر به طرف اسلام و نظام اسلامی نباشد. تدبیر حکم می‌کند که منتقدان و معترضان معتقد به اصل نظام تقویت شوند. باید شخصیت‌های با سابقه ولو معترض؛ سرمایه‌ای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. دعوا بر سر قدرت نیست. ما خودمان مطرح نیستیم و اگر نگرانی هست این نیست که بنده در عرصه نیستم و کس دیگری در عرصه مسئولیت است؛ نگرانی از این است که نظام و انقلاب لطمه بخورد.



اینکه ما اینقدر بر انتخابات و اهمیت آن تاکید می‌کنیم و می‌گوییم راه برون‌رفت از بحران اینست که ما بتوانیم به یک اجماعی برسیم که انتخابات به‌ گونه‌ای برگزار شود که مردم احساس کنند رای‌شان موثر است و آزادانه می‌توانند رای بدهند و هر کسی را خواستند می‌توانند انتخاب کنند در چارچوب همین قانون اساسی، چیزی علاوه بر این گفته نشده.



اینکه این روزها گفته می‌شود(آیت الله جنتی و سپس مقلدان حکومتی او در یورش تبلیغاتی علیه خاتمی به دلیل اعلام شرایط حضور اصلاح طلبان درانتخابات)، مردم چه کسی را بخواهند و چه کسی را نخواهند؛ باید گفت که کسانی‌که مردم را قبول ندارند حق ندارند درباره مردم و از زبان مردم صحبت کنند.

اگر فضا آزاد باشد و محدودیت‌ها رفع شود، حرف و گرایش مردم معلوم می‌شود. همین محدودیت‌ها خود نشانه این است که مردم را قبول ندارند.







ذکر خیری بکنم از برادر عزیز؛ مومن، دلسوز و علاقمند، جناب دکتر شکوری‌راد که امروز خیلی جای او در میان ما خالی است و دستگیری همین افراد نشان‌دهنده آن است که چه اشتباهی صورت می‌گیرد و چه کسانی دارند بعنوان دشمن تلقی می‌شوند، درحالی‌که معتقدم دشمنان خیلی با دست بازعمل می‌کنند و احیانا در لباس دوست در داخل کشور و از بیرون کشور هم که معلوم است.

در این مدت موجی از دستگیری‌ها بخصوص جوان‌ها به بهانه‌های مختلف را شاهد بوده ایم که بعضی‌ها با وثیقه آزاد شدند، بعضی‌ها هنوز گرفتارند. دلهره و اضطراب برای خانواده‌ها زیاد است.

آنهایی را که می‌شناسیم بچه‌های خوب و سالم هستند حالا ممکن است گاهی اعتراضی هم داشته‌اند ولی واقعا درخور این نیست که با جوانان ما این‌طور رفتار شود.

هنر رهبران بزرگ اینست که زمان خود را درک کنند؛ مقتضیات را بفهمند و جهات اصلی را تشخیص بدهند.



خیال نکنیم وقتی جنبش هایی در جامعه بوجود می‌آید و سرکوب می شود از بین می‌رود. نه، بلکه زمینه هست تا چگونه بروز و ظهور پیدا کند.



ممکن است با این محدود کردن‌ها و مشکل درست کردن‌ها کسانی از دوروبرو کسانی ‌که به اصل نظام اعتقاد دارند و از اصل نظام دفاع می‌کنند ولی نسبت به مسائل انتقاد دارند پراکنده و مایوس بشوند. اینها به دامن حکومت نخواهند افتاد، بلکه به دامن کسانی می‌افتند که اصل را قبول ندارند.



اگر تدبیر وجود داشت این گروه تقویت می‌شد تا نیروهایی که به هر حال اعتراض و انتقادی دارند دور این‌ها جمع شوند.



باید "شخصیت‌های باسابقه ولو معترض" سرمایه‌ای به حساب بیایند که پیرامون آنان بخش عظیمی از نیروهای جوان جامعه که به هر حال اعتراضی هم دارند جمع شوند و در کنار اصل نظام و انقلاب و راه امام بمانند. محدود کردن‌ها و تهمت‌زدن‌ها و نسبت دادن‌ها سبب خواهد شد بخش جوان و نخبه جامعه اگر از این طرف مایوس شود به دامن کسانی بیفتند که می‌گوید اصل نظام نباید باشد.



جمهوری اسلامی یعنی ملاک مردمند؛ حکومت و قدرت برآمده از مردم و در مقابل آنها مسئول است به علاوه که ارزش‌های اسلامی هم حاکم است. از لوازم مهم جمهوریت آزادی اندیشه و بیان است، اینکه عالمان ما در جامعه ارج داشته باشند، حوزه‌های علمیه ما با آزادی کامل بیاندیشند و حرف‌شان را بزنند و پشتوانه‌های نظری حاکمیت دین را با رعایت زمان و مکان و جهت حل مشکلات مردم فراهم آورند؛ نه تنها مراجع بلکه همه علما و طلاب و محققان محترم باشند. اینکه دانشگاه ما، استاد و دانشجوی ما در کمال آزادی بتواند کار کند، حرف بزند و اعتراض کند و نیز این مراکز نیروهایی تربیت کند که بتواند کشور را اداره و آن را از دیگران بی‌نیاز کنند؛ وعده‌ها این چنین بود.





بعد از امام راحل، جریانی که مناسبتی با فکر امام و انقلاب نداشت و با معیارهایی که در انقلاب مطرح شد به خصوص آنچه را که امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رای دادند، یعنی جمهوری اسلامی، آزادی، مسئول بودن حکومت، هزینه نداشتن انتقاد و اعتراض، آزاد بودن گروهها. مردم به اینها رای دادند و البته استقلال عدالت پیشرفت و اخلاق همه اینها مطرح بود. کسانی که اینها را قبول نداشتند و راه امام را تخطئه می‌کردند، خود را نظریه‌پرداز منحصربه‌فرد انقلاب و اسلام معرفی کردند و دیگران؛ حتی یاران واقعی امام را حذف و طرد کردند.



کسانی‌که حرمت مردم را قبول دارند، استقلال مملکت را قبول دارند، دخالت نیروهای بیگانه را نفی می‌کنند در مقابله توطئه‌های بیگانه هوشیارند ولی در مقابل می‌گویند باید از امکانات دنیا استفاده کرد، طرفدار انقلاب اند. مخالفت با بیگانگان معنی‌اش دشمن‌تراشی نیست، گرچه باید در مقابل دشمنی‌ها هوشیار بود. کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند محدود می‌شوند و متهم به انواع اتهامات می‌شوند و کسانی به‌عنوان نظریه‌پرداز می‌آیند و در کنار جریان بسیار اندک خشونت‌مدار و انعطاف‌نا‌پذیری قرار می‌گیرند.



کسانی می گویند هرچه و هرکس خلاف سلیقه آنان است باید حذف شود و برای این کار هر دروغ و فریب و تهمتی را جایز می‌شمرند. اینجاست که جامعه با مشکل مواجه می‌شود.



‌امروز صحبت از تقابل اصول‌گرایی و اصلاح طلبی نیست؛ صحبت این است که جریانی می‌خواهد همه امکانات را در کشور به دست بگیرد؛ دروغ می‌گوید، تهمت می‌زند، تحریف می‌کند. حتی برای نهادهای جمهوری اسلامی ایران تعیین تکلیف می‌کند که کی باید بیاید کی باید نیاید(جنتی)! و می‌گوید آن جریانی که ما نمی‌پسندیم باید حذف شود. این دیگر محدود به اصلاح‌طلبان هم نیست، بلکه بسیاری از کسانی‌که در مملکت هستند و مشهور به اصول گرایی هستند ولی چون خردمندند و انصاف دارند آنها هم باید حذف شوند! این امر نباید به نام نظام تمام شود.



کسانی که دفاع از حقوق مردم، از آزادی و از اخلاق و حق انتخاب مردم و اینکه به مردم ظلم نشود می‌کنند، متهم به انواع اتهامات عجیب و غریب و دروغ‌پردازی می‌شوند و کسانی‌که این کار را می‌کنند امنیت کامل و مصونیت دارند و این طرف حتی نمی‌تواند از خود دفاع کند و حتی ممنوع می‌شود از اینکه اسم و حرف آنها در جاهایی که خیلی هم محدود است برده شود. در جریان انتخابات آزاد است که معلوم خواهد شد مردم چه کسی را می‌خواهد و چه کسی را نمی‌خواهند.

آنها چه کاره‌اند که بگویند مردم کی را می‌خواهند و کی را نمی‌خواهند؟! آن هم کسانی که ولو با حسن‌نیت بیشترین مقابله را با حق مردم کرده‌اند و محدودیت‌ها را ایجاد کرده‌اند و می‌کنند.



اگر صحبت از این می‌شود که به آینده نگاه شود فضا باز و آزاد گردد زمینه‌ای فراهم شود که انتخاباتی پرشور با حضور آزاد همه جریان‌ها و گرایش‌ها و البته همه در چارچوب قانون اساسی و مردم هم حضور داشته باشند و اعتماد کنند که حضورشان موثر است این ها در جهت مصلحت کشور و مردم و انقلاب است.



چگونه می‌توان گفت یک طرف که قصد خدمت به نظام و مردم را داشته و کار کرده، منحرف و خطاکاراست ولی آن طرفی که خیلی کارهای بدی کرده، معصوم و مصون است؟



بیایید فضای آزاد، مناظره و بحث بگذارید و اینها منتشر شود، انتقاد شود و اگر اشتباهی هم بوده در یک فضای باز همه به آن اعتراف کنند. اگر کسانی از این طرف و آن طرف اشتباهی داشته‌اند، بیان شود.

آیا حمله به کوی دانشگاه درست بود؟! آیا آنچه در کهریزک رخ داد درست بود؟ آیا برخوردهای کنونی با افراد و شخصیت‌ها درست است؟



فضا آزاد شود تا جامعه قضاوت کند کرد. ادامه فضای تنگ امنیتی و تهمت و فشار غلط است.

باید برای انتخابات، در چارچوب قوانین ساز و کاری تعیین شود که هر کسی نامزد خود را در صحنه داشته باشد، بتواند رای بدهد و مطمئن باشد رایش تعیین‌کننده است. انتخابات آزاد و سالم یعنی همین.

اینها برای برون ‌رفت از بحران و به ‌نفع نظام و مردم و کشور گفته می‌شود

فاعتبروا یا اولی الابصار

فاعتبروا یا اولی الابصار


مردم با بصیرت ایران

برای آینده عبرت گرفتند!





در سالگرد تشکیل شورای انقلاب، دکتر مهدی خزعلی آرشیو انقلاب 57 را ورق زده و لیست اعضای شورای انقلاب را با کنایه به اوضاع امروز کشور و نقش و موضع آقای خامنه ای منتشر کرده است.



« 22 دیماه 1357 شورای انقلاب به پیشنهاد شهید آیت الله مطهری تشکیل شد. هسته اولیه پنج تن بودند: سه شهید بزرگوار( مطهری - بهشتی - باهنر) که فرزندانشان منتقدین امروزند، و آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رفسنجانی که هر دو از منتقدین جدی هستند و به آنها خواص بی بصیرت می‌گویند!



اعضایی که به دعوت هسته مرکزی اضافه شدند عبارتند از: " آیت الله طالقانی که همان موقع، زودتر از همه به جرگه خواص بی بصیرت پیوست!، احمد صدر حاج سید جوادی، مهدی بازرگان، یدالله سحابی، مصطفی کتیرایی، سر لشگر قرنی ( که او هم زود شهید شد)، سرتیپ مسعودی، میر حسین موسوی، احمد جلالی و حبیب الله پیمان، که ظاهراً همه از خواص بی بصیرت بودند!



از جمع 17 نفری شورای انقلاب فقط می ماند آیت الله خامنه ای و آیت الله مهدوی کنی که در زمره خواص با بصیرتند، که البته گاهی اوقات پای آقای مهدوی کنی هم می لغزد و انتقادی می فرماید و یا از خواص بی بصیرت حمایت می کند، حتی اخیراً یکی از خواص بی بصیرت(ناطق نوری) را مجدداً به جامعه روحانیت دعوت کرده بود که او نپذیرفت!



در مجموع می توان گفت ترکیب شورای انقلاب عبارت بود از جمعی از سران فتنه و خواص بی بصیرت. پس بر ما حرجی نیست اگر اینجوری شدیم! خشت اول را معمار (آقای خمینی) اینگونه نهاد!»

ادامه اعدامهای روزانه: صبج امروز 8 نفر اعدام شدند

ادامه اعدامهای روزانه: صبج امروز 8 نفر اعدام شدند


هفت متهم به قاچاق مواد مخدر سحرگاه امروز اعدام شدند

ایرنا- بدنبال برخورد قاطعانه قوه قضاييه با عاملان انحطاط و فساد در جامعه ،هفت نفر از محكومان جرايم مواد مخدر كه از سوي دادگاههاي انقلاب اسلامي تهران به اعدام محكوم شده بودند، سحرگاه امروز (چهارشنبه) ‌به دار مجازات آويخته شدند.

به گزارش ايرنا و به نقل از پايگاه اطلاع رساني دادسراي تهران‌ ، اسامي و موارد اتهامي هر يك از محكومان ياد شده عبارت است از:

1 – محسن بهرامي فرزند عبدالله به اتهام نگهداري يك هزار و 980 گرم هرويين.

2 – پرويز اصغري فرزند فرخ به اتهام نگهداري بيش از 6 كيلوگرم هرويين

3 – منوچهر نجفي فرزند فرمان به اتهام خريد و فروش 9 كيلوم گرم حشيش

4 – عبدالواحد باران زهي فرزند محمد به اتهام فروش 5/84 كيلوگرم و نگهداري15 كيلو و 500 گرم هرويين

5 – لطيف صحرايي فرزند بهار بك به اتهام حمل و نگهداري 4 كيلو و 910 گرم هرويين و نگهداري پنجاه كيلوگرم ترياك

6 – خليل تاجيك ‌فرزند فضل احمد به اتهام نگهداري 2 كيلو و 55 گرم گرم

7 - رضا قرباني فرزند غلامرضا به اتهام فروش 200 گرم ترياك و خريد و فروش دويست گرم هرويين در مدت چهار ماه و نيز نگهداري يك كيلو و سيصد و پنجاه و پنج گرم هرويين.

اين گزارش افزود : محاكمه افراد ياد شده در شعب مختلف دادگاههاي انقلاب اسلامي در سال 1388 با حضور نمايندگان دادستان و وكلاي آنان برگزار شده بود و احكام ياد شده در مورد نامبردگان نيز پس از طي تمامي مراحل قانوني به موقع اجرا گذارده شد.



اعدام یک محکوم متجاوز به عنف



فرزاد علیزاده فرزند بهادر که با همدستی دو نفر دیگر اقدام به تجاوز به عنف به یک دختر نوجوان محصل کرده بود سحرگاه امروز (‌چهارشنبه) ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش دادسرای عمومی و انقلاب تهران، معدوم با کمک دو نفر دیگر از همدستان خود، این دختر نوجوان را که در حال بازگشت از مدرسه به منزل بود به اجبار سوار یک خودروی مسافرکش کرده بودند.

رسانه های اسرائیلی، ادعاهای وزارت اطلاعات ایران و "اعترافـات تلویزیونی" را "خیالبـافی آماتوری" نامیدند

رسانه های اسرائیلی، ادعاهای وزارت اطلاعات ایران و "اعترافـات تلویزیونی" را "خیالبـافی آماتوری" نامیدند


صفحه فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل: "افشاگری های" وزارت اطلاعات ایران دائر بر این که "شبکه ای از جاسوسان و تروریست های مامور اسرائیل بازداشت شده اند و قاتلان دکتر مسعود علی محمدی شناسائی و بازداشت گردیده اند، و حتی وزارت اطلاعات توانسته است به مرکز موساد رخنه کند و عواملی را در نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بکارد"، امروز (سه شنبه 21 دی ماه – 11 ژانویه 2011) در رسانه های همگانی اسرائیل "مجموعه ای از ادعاهای تمسخرانگیز" تلقی شد که پایه و اساسی ندارد.

در بیانیه وزارت اطلاعات که دیروز انتشار یافت، از جمله ادعا شده بود که "ماموران گمنام امام زمان، پس از اقدامات پیچیده و چند لایه آفندی و پدافندی و نفوذ به عمق اطلاعاتی رژیم صهیونیست (اسرائیل)، منجر به کشف اطلاعات بسیار مهم و حساس از تیم های جاسوسی و عملیاتی موساد شده است".

یک روزنامه اسرائیلی نوشت "اطلاعاتی" که در "اعترافات" تلویزیونی شب گذشته بیان گردید، "بسیار آماتوری و غیرحرفه ای" تنظیم گردیده بود، که نشان از بی اطلاعاتی آشکار مقامات اطلاعاتی ایران از شیوه کار نهادهای اطلاعاتی در اسرائیل دارد.

یک روزنامه دیگر، ادعاهای انتشار یافته را با سالگرد قتل دکتر علی محمدی و رقابت بین وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی سپاه پاسداران و انتقادهای فزاینده مجلس و مقامات قضائی نسبت به ناکارآمدی وزارت اطلاعات مربوط دانست.

مقامات رسمی اسرائیل به سکوت کامل در برابر این ادعاها ادامه می دهند – زیرا اسرائیل به طور اصولی و سنتی، از ابراز واکنش نسبت به گزارش های امنیتی و اطلاعاتی خودداری می ورزد.



«"اعترافات تلویزیونی" آن جوان، خیالبافی بود»



"یوسی ملمن" تحلیلگر امور اطلاعاتی و اتمی در روزنامه اسرائیلی "هاآرتس" امروز (سه شنبه) در یک مصاحبه رادیوئی گفت: "اعترافات" جوانی که در تلویزیون ایران ظاهر شد و ادعا کرد که از عوامل جاسوسی اسرائیل در ایران بوده، به صورتی بسیار ابتدائی و غیرحرفه ای تنظیم شده بود که نشان می دهد تهیه کنندگان این "اعترافات" از اساسی ترین جزئیات مربوط به شیوه کار و حتی محل قرار گرفتن مراکز اطلاعاتی اسرائیل ناآگاه هستند – و این در حالی که به آسانی و حتی در اینترنت می توان درباره این گونه مطالب اطلاعات زیادی گردآوری کرد.

روزنامه "ییسرائل هیوم" (اسرائیل امروز) در گزارش تحلیلی امروز خود، همین دیدگاه را عرضه کرد و نوشت "اعترافات" آن جوان نشان از ناآگاهی دست اندرکاران دارد.

از مواردی که به عنوان نمونه این ناآگاهی ذکر شده، از جمله بخشی است که آن جوان چگونگی ورود خود به فرودگاه بین المللی اسرائیل و شیوه برخورد با ماموران فرودگاه را شرح می دهد. (او می گوید: مسوول بازرسی گذرنامه در فرودگاه چیزی از او به زبان عبری پرسید که چون نفهیمد، موجب سوءظن شد و آن گاه مامور اسرائیلی که مسؤول گرفتن آن ها بود دخالت کرد و کارت شناسائی خود را نشان داد و از آن جا بیرون آمدند). چنین تعریفی نمی تواند با واقعیات وفق دهد.

مورد دیگری که "یوسی ملمن" به عنوان مثال ذکر کرد هنگامی است که آن جوان شرح می دهد که پس از خروج از فرودگاه، از تل آویو رهسپار مرکز عملیاتی و اطلاعاتی اسرائیل شدند (او از جمله تعریف کرد در اتوبان تل آویو – اورشلیم حدود نیم ساعت با اتومبیل پیش رفتند و وارد پادگانی شدند و در داخل پادگان چند کیلومتر پیش رفتند و در کنار آن ها جدار سیمی نصب شده بود که جریان برق در داخل آن وجود داشت). این گفته ها با واقعیات بسیار فاصله دارد و چیزی جز خیال بافی غیرحرفه ای نیست.

��� ������ی�� ��ی�ی ����� �� �ی��ʐ�� ی���ی�� ���� �� �ی� ��

��� ������ی�� ��ی�ی ����� �� �ی��ʐ�� ی���ی�� ���� �� �ی� ��


���ی ���ی��: �� ����� ��ѐ���ی ���� �� ����� ����ی �� ������ی�� ��ی�ی ���Ԑ�� ����ی �ی� �� ������ ���� � �����ی �� ����� ��� ���� � �� ������ ���� ��ی� ����یی� ������� � ���� �����ی �ی� �ی��ʐ�� �� ����.

�ی� ��� �� ������ی�� ��ی�ی ���ی� �����: ǐ� ��� ����یی� ��� �� �ی���ی ���������ی ���ϡ �ی��� �ی� ������ � �ی��ʐ�� ���� � �����ی �� �ی��� ����� ���.



��� ������ی �������ی�� ��ی�ی� ���Ԑ�� ����ی �ی��ی ����� � ��� �� �ی� ��� ���� ����ی �ی���� �ی� ی��ϡ ��� ����� �ی����ی ��ی� � ���ی�ی ���� ����.

��ی� ������یی ���Ԑ�� ����ی �ی� �� �����ی� ��� ���ی ��� �� �ی� ������ ���� �ی���� �ی� ی�� ��ی��� ���� �� �ی� ������ �� �������� ���ی�� ��.



������ ������ ��ѐ�� � �ی������ ��ی�� ���ی �� ���ی ���� �ی �ی�� �� �� ������ ��� �����ی � ��یی�ی� ������ �ی��� ����ی ���� ��ی�ی ������ �ی������ �ی� ی�� �� ���� ��یی� ����� �ی� ���� �� �ی��� ���� ���� �� �ǘ�� ��� ���� ������ �ی���� ����� ���� ��ϡ �� ��� ������ ی��ڡ ���ی�� ��ی� �ی��ޡ ��ی� �ی��ѡ �����ی� ��� �...



��� ��� �� ی�ی �� �����ی� ���� �ی��� ����ی �ی��� ��ی� �� ��� ��� �� ���� ���ј ��ی�� �����ی�ی �� ������ ��������� ��� �ی��� ����ی � ����ی ��� �� �� �ی ����.

ی�ی �� ��������� ��� �ی��� ����ی ��� �� ����� ����� ���: ��ی� ��� � �� �� ��ی �� �� ����� �ی ��� ���ی ������ �� ��� ����یی� ���� ������ی � �ی��� ����ی �ی��� ��ی� �� �ی��� ���Ͽ�

خشم مردم ارومیه از بنرهای تبلیغی وزیر راه در تشییع جنازه قربانیان بوئینگ

خشم مردم ارومیه از بنرهای تبلیغی وزیر راه در تشییع جنازه قربانیان بوئینگ


عصرایران - اقدامات نمایشی وزیر راه و ترابری در ارومیه ، خشم مردم عزادار این شهر داغدیده را برانگیخت.



به گزارش خبرنگار عصرایران ، دهها هزار نفر از مردم سوگوار ارومیه که روز سه شنبه برای تشییع پیکر های عزیزان خود و بدرقه آنها به خانه هاب ابدی شان در مرکز شهر گرد آمده بودند ، بنرهای بزرگ متعددی را دیدند که با سرعت عمل عجیب وزرات راه ، در آن شرایط بحرانی چاپ شده و به بهانه تسلیت حمید بهبهانی و منقش به عکس رنگی آقای وزیر در مسیر تشییع جنازه نصب شده بودند!



تبلیغ برای وزیر ، آن هم درست در میان شیون و زاری خانواده های قربانیان و در شرایطی که افکار عمومی وزیر راه را مکلف به پاسخگویی و شایسته برکناری می دانند ، واکنش های منفی مردم را به دنبال داشت به گونه ای که با بالا گرفتن اعتراضات ، ساعاتی پس از نصب این بنرها در مسیر تشییع جنازه ، مسوولان نسبت به جمع آوری آنها اقدام کردند.

مردم ارومیه می گفتند در حالی که ما مشغول عزاداری بودیم و مجروحان نیز در بیمارستان ها با مرگ دست و پنجه نرم می کردند ، مسوولان راه و ترابری شبانه در حال طراحی ، چاپ و نصب بنرهای تبلیغی حمید بهبهانی در خیابان ها بوده اند!



وزیر راه و ترابری ، بلافاصله بعد از سقوط هواپیما ، خود را به ارومیه رساند و با خبرنگاران مصاحبه کرد. وی بدون این که از بابت این سانحه که در مجموعه مدیریتی وی رخ داده است عذرخواهی کند ، گفت که میزان سقوط هواپیما در ایران و تلفات ناشی از آن در ایران کمتر از سایر کشورهاست!

خشم مردم ارومیه از بنرهای تبلیغی وزیر راه در تشییع جنازه قربانیان بوئینگ

خشم مردم ارومیه از بنرهای تبلیغی وزیر راه در تشییع جنازه قربانیان بوئینگ


عصرایران - اقدامات نمایشی وزیر راه و ترابری در ارومیه ، خشم مردم عزادار این شهر داغدیده را برانگیخت.



به گزارش خبرنگار عصرایران ، دهها هزار نفر از مردم سوگوار ارومیه که روز سه شنبه برای تشییع پیکر های عزیزان خود و بدرقه آنها به خانه هاب ابدی شان در مرکز شهر گرد آمده بودند ، بنرهای بزرگ متعددی را دیدند که با سرعت عمل عجیب وزرات راه ، در آن شرایط بحرانی چاپ شده و به بهانه تسلیت حمید بهبهانی و منقش به عکس رنگی آقای وزیر در مسیر تشییع جنازه نصب شده بودند!



تبلیغ برای وزیر ، آن هم درست در میان شیون و زاری خانواده های قربانیان و در شرایطی که افکار عمومی وزیر راه را مکلف به پاسخگویی و شایسته برکناری می دانند ، واکنش های منفی مردم را به دنبال داشت به گونه ای که با بالا گرفتن اعتراضات ، ساعاتی پس از نصب این بنرها در مسیر تشییع جنازه ، مسوولان نسبت به جمع آوری آنها اقدام کردند.

مردم ارومیه می گفتند در حالی که ما مشغول عزاداری بودیم و مجروحان نیز در بیمارستان ها با مرگ دست و پنجه نرم می کردند ، مسوولان راه و ترابری شبانه در حال طراحی ، چاپ و نصب بنرهای تبلیغی حمید بهبهانی در خیابان ها بوده اند!



وزیر راه و ترابری ، بلافاصله بعد از سقوط هواپیما ، خود را به ارومیه رساند و با خبرنگاران مصاحبه کرد. وی بدون این که از بابت این سانحه که در مجموعه مدیریتی وی رخ داده است عذرخواهی کند ، گفت که میزان سقوط هواپیما در ایران و تلفات ناشی از آن در ایران کمتر از سایر کشورهاست!

مسئولان از فیلترشکن استفاده می‌کنند؟

مسئولان از فیلترشکن استفاده می‌کنند؟


امکان افشا شدن اطلاعات محرمانه

روز آنلاين، آرش بهمنی: برای یک کاربر اینترنتی، تصور چنین تصویری تا چه می‌تواند واقعی باشد: آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری‌اسلامی، بعد از اتمام روز کاری خود پای کامپیوتر می‌نشیند. وی برای آنکه از بازتاب‌های آخرین سخنرانی خود درباره "سران فتنه" مطلع شود، قصد می‌کند نگاهی به برخی سایت‌های اپوزیسیون بیندازد. اما همه این سایت‌ها فیلتر هستند و فیلترشکن مورد استفاده وی، "اولتراسرف" هم دیگر کار نمی‌کند. آیت‌الله خامنه‌ای ناچار با وزیر ارتباطات تماس می‌گیرد و از او می خواهد یک فیلترشکن در اختیارش قرار دهد. وزیر مخابرات یک فیلترشکن چینی در اختیار رهبر جمهوری‌اسلام قرار می‌دهد. اما هکرهای چینی هم‌زمان با استفاده وی از این نرم‌افزار، موفق به نفوذ به سیستمش می‌شود و...شاید چنین تصویری اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما یک وب‌سایت اصول‌گرا نوشته است که: "مسوولین بسیاری را می‌شناسم و می‌دانم که به ضرورت در جریان اتفاقات قرار گرفتن، از این نرم‌افزارها [ی فیلترشکن] استفاده می‌کنند. یعنی مسوولانی فرهنگی‌ ای که در رایانه‌ی خود، گاه اطلاعات به شدت محرمانه‌ای قرار داده‌اند، با استفاده از این نرم‌افزارها، این اطلاعات محرمانه را در اختیار بیگانه قرار می‌دهند."



نویسنده این مطلب اعلام کرده است که علاوه بر مسوولان بسیاری از "نیروهای جبهه انقلاب اسلامی" نیز برای آنکه در جریان امور قرار گیرند، ناچار به استفاده از نرم‌افزارهای عبور از فیلترینگ هستند.



این در حالی است که پیش از این سایت گرداب، وابسته به دایره سایبری سپاه پاسداران، اعلام کرده بود: "استفاده از نرم‌افزارهای موسوم به فیلترشکن در دسته جرائم رایانه‌ای قرار دارد که می‌تواند مجازات زندان هم داشته باشد... انتشار فيلترشکن‌ها و آموزش روش‌هاي عبور از سامانه‌هاي فيلترينگ، برابر بند ج ماده 25 قانون جرائم رايانه‌اي جرم است و با متخلفاني که در اين زمينه در فضاي مجازي فعاليت مي‌کنند به عنوان يک مجرم برخورد مي‌شود و استفاده از آن‌ها، حبس از نود و يك روز تا يك سال يا جزاي نقدي از پنج تا بيست ميليون ريال يا هر دو مجازات را به همراه خواهد داشت."



اما نوشته این سایت چیزدیگری می گوید. در واقع مسوولان رده‌بالا و ادارات مختلف فرهنگی، نظامی و امنیتی از سرویس‌های خاصی استفاده می‌کنند که اینترنت را با سرعت بالا و بدون فیلتر در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد. یک روزنامه‌نگار از تهران در این‌باره به "روز" می گوید که نام سرویس‌دهنده اینترنتی به این نهادها، "یاور" است که از طرف اداره مخابرات در اختیار آن‌ها قرار گرفته است.



پیش از این سایت تابناک، نزدیک به محسن رضایی در گزارشی درباره خطرات استفاده از فیلترشکننوشته بود: "عبور از فيلتر با تهديدهايي روبه‌رو مي‌شود؛ به اين ترتيب که کاربر نمي‌داند، بيشتر و اغلب سرورهايي که اشتراک VPN را در اختيار کاربران قرار مي‌دهند، نه تنها تمامي اطلاعات رد و بدل شده را بررسي و کنترل مي‌کنند، بلکه به همين وسيله با پورت‌هاي باز رايانه کاربر به اطلاعات درون رايانه وي دسترسي پيدا کرده و امکان کپي‌برداري و يا ديدن اطلاعات داخلي رايانه کاربر براي سرورهاي خارجي ميسر مي‌شود و اين در حالي است که اگر کاربر براي مثال در شبکه محل کارش، اين نوع ارتباط را برقرار کند، سرور مي‌تواند از طريق رايانه کاربر به اطلاعات شبکه داخلي آن اداره نيز دسترسي پيدا کند و نيز با نرم‌افزارهاي پيشرفته بدون آگاهي کاربر، اطلاعات موجود در رايانه يا شبکه داخلي کاربر را براي خود کپي کند. همين مسأله در نرم‌افزارهاي فيلترشکن مانند «فري‌گيت» و «اولترا سورف» نيز در حال انجام است."



با این وجود، استفاده از نرم‌افزارهای فیلترشکن در ایران همچنان با رشد سریعی روبه‌روست. فیلترینگ سایت‌ها در ایران توسط کمیته فیلترینگ انجام می‌گیرد. کمیته‌ای که علاوه بر رییس، از افراد زیر تشکیل شده است: "وزیر یا نماینده آموزش و پرورش، وزیر یا نماینده ارتباطات و فن آوری اطلاعات، وزیر یا نماینده اطلاعات، وزیر یا نماینده دادگستری، وزیر یا نماینده علوم، تحقیقات و فن آوری، وزیر یا نماینده فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس سازمان صدا و سیما، فرمانده نیروی انتظامی، یک نفر خبره در فن آوری اطلاعات و ارتباطات به انتخاب کمسیون صنایع و معادن مجلس، یک نفر از نمایندگان عضو کمسیون قضایی و حقوقی به انتخاب کمیسیون قضایی و حقوقی و تایید مجلس."



این افراد به تعیین مصادیق سایت‌هایی می‌پردازند که در ایران مشمول فیلتر خواهند شد.



پیش از این یکی از مشاوران قوه‌قضاییه، تعداد سایت‌های فیلترشده در ایران تا آبان سال 87 را حدود 5 میلیون سایت ذکر کرده بود. آماری که البته پس از انتخابات رشد تصاعدی داشته است.



از ابتدای سال ۱۳۸۹ در صفحه نمایش دهنده پیغام فیلتر شدن وبسایت مورد نظر، اسامی تعدادی از وب سایتهای دولتی نمایش داده می‌شد که مخاطبان را ترغیب به بازدید از آنها می‌نمود. این صفحه اکنون در ایران، براساس آمار وب‌سایت آلکسا، پنجمین سایت پربازدید ایرانی و بالاتر از سایت‌هایی چون "ویکی‌پدیای فارسی" و "خبرگزاری فارس" قرار دارد.

علی خدابخشی دانشجوی نخبه شریف در بین کشته شدگان سانحه هوایی

علی خدابخشی دانشجوی نخبه شریف در بین کشته شدگان سانحه هوایی


واقعا چرا هیچ وقت هواپیمای احمدی نژاد یا خامنه ای دچار حادثه نمیشه؟



تا کی مردم باید تاوان این حکومت مردم کش نخبه کش رو بدهند؟



علی و مادرش و بقیه ی کشته شدگان این سانحه هوایی روحتون شاد و یادتون گرامی باد