الیاس نادران نماینده راستگرای منتقد دولت که به طور مشخص پیگیر پرونده جعل مدرک تحصیلی و فساد اقتصادی محمد رضا رحیمی، معاون اول احمدی نژاد است روز گذشته با شکایت وی به دادگاه احضار شد. همزمان با این احضار، پایگاه اطلاع رسانی دولت که پیش از این به دستور احمدی نژاد از استفاده از لقب "دکتر" برای محمد رضا رحیمی منع شده بود، بار دیگر در پوشش اخبار مربوط به سفر وی به سیستان و بلوچستان از این عنوان استفاده کرد.
سایت خبری جام جم آنلاين روز گذشته اعلام کرد:" محمدرضا رحيمي با اتهام نشر اكاذيب و افترا از الياس نادران نماينده تهران شكايت كرده است كه در همين راستا پرونده اي در شعبه 6 كاركنان دولت گشوده شده است. نادران تاكنون حداقل دو بار براي توضيحات به دادسرا احضار شده است".
این گزارش افزوده: "رحیمی در شكايت خود عنوان داشته كه اينجانب از عنوان دكترا براي خود استفاده نكرده و آنچه نادران در اين زمينه مي گويد كذب است".
این گزارش روز گذشته درحالی منتشر شد که از صبح دیروز رسانه های حامی دولت اخبار سفر محمد رضا رحیمی به سیستان و بلوچستان را با عنوان "دکتر" منتشر می کردند.
پایگاه اطلاع رسانی دولت از جمله این رسانه ها بود که با وجود ممنوعیت اعلام شده از سوی احمدی نژاد در استفاده از عنوان دکتربرای رحیمی، روز گذشته باز هم او را "دکتر محمد رضا رحیمی" معرفی کرد: "دكتر محمد رضا رحيمي صبح امروز(دوشنبه) وارد فرودگاه ايرانشهر شد ودر بدو ورود از سوي استاندار و مقامات ارشد محلي مورد استقبال قرار گرفت. معاون اول رييس جمهور..."
سایت آتی نیوز در اینباره نوشته است:" پایگاه اطلاعرسانی ریاست جمهوری صبح امروز در دو خبر مجزا از سفر محمدرضا رحیمی معاون اول رئیسجمهوری به استان سیستان و بلوچستان، از وی به عنوان "دکتر" یاد کرد. این در حالی است؛ از سال گذشته که برخی نسبت به مدرک رحیمی اعتراض داشتند و میگفتند که مدرک وی دکتری نیست، محمود احمدینژاد گفته بود که دیگر به وی نگوید دکتر و از آن زمان تاکنون این عنوان برای رحیمی به کار برده نمیشد".
اما ساعاتی پس از انتشار این خبر در رسانه های داخلی، پایگاه اطلاع رسانی دولت اخباری را که طی آن رحیمی بها عنوان "دکتر" معرفی شده بود، از خروجی خود حذف کرد.
احضار الیاس نادران به دادگاه، درست در فردای نشست مشترک دولت و مجلس که از بهمن ماه گذشته تا کنون برگزار نشده بود صورت می گیرد. نشستی که به گزارش تابناک، محمد رضا رحیمی نیز در آن شرکت داشته و با برخی از راهیافتگان به مجلس هم گفت و گوهایی داشته است.
بنا به گزارش تابناک، رحیمی در حالی از الیاس نادران شکایت کرده که روز گذشته کوشیده با برخی از منتقدان خود در مجلس از جمله احمد توکلی و علیرضا زاکانی گفت و گو کند اما موفق به این اقدام نشده است.
این گزارش همچنین می افزاید: "پس از انتقادات غلامعلی حداد عادل از اسفندیار رحیم مشایی که در نشست نیز حضور داشت، اعلام شده که به دلیل کمبود وقت، فرصتی برای سخنرانی احمد توکلی وجود ندارد. شنیده ها حاکیست که توکلی قصد داشته است در این سخنرانی به ماجرای فساد اقتصادی و جعل مدرک رحیمی نیز اشاره کند".
بنا به گزارش ها از تهران، اخبار مربوط به شکایت رحیمی و نیز افشای استفاده پایگاه اطلاع رسانی دولت از عنوان "دکتر" برای رحیمی، روز گذشته در سایت های افراطی و تریبون های احمدی نژاد از جمله جوان آنلاین و رجانیوز سانسور شد.
گفتنی است فروردین ماه گذشته، کامران دانشجو، وزیر علوم دولت احمدی نژاد در جلسه هیات دولت گفته بود رحیمی فاقد مدرک دکترا است و مدرک مورد ادعای وی درمقطع فوق لیسانس نیز اعتبار و سندیت ندارد.
سایت الف، پایگاه خبری نزدیک به احمد توکلی دراینباره نوشته بود: "در جلسه اخير هيات دولت وزير علوم براساس تحقيقات خود اعلام كرد آقاي محمدرضا رحيمي، مدرك دكتري ندارد و مدرك ارايه شده از سوي وی فاقد صحت و اعتبار است. در اين جلسه آقاي احمدي نژاد پس از استماع گزارش وزير علوم اعلام كرد آقاي رحيمي از مدرك دكتري استفاده نميكنند و ديگران هم نبايد ايشان را دكتر خطاب كنند".
محمد رضا رحیمی علاوه بر اتهام جعل مدرک تحصیلی، به دلیل هدایت یک باند فساد مالی بیمه ای، مشهور به "باند خانه فاطمی" که تنها در یک مورد برای اجساد فاقد ولی دم، بیمه عمر درست می کرده اند، پرونده ای در قوه قضاییه دارد.
نام وی به عنوان "مفسد اقتصادی" اولین بار از زبان الیاس نادران و پس از سخنرانی صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه مبنی بر "انهدام یک شبکه فساد اقتصادی در دولت" مطرح شد.
این اتهام بارها از سوی رحیمی رد شده است، اما الیاس نادران، احمد توکلی و علیرضا زاکانی سه نماینده ای هستند که بر پیگیری این پرونده از سوی قوه قضاییه اصرار دارند.
محمود احمدی نژاد در واکنش به این اتهام رحیمی وی را به سمت "دبیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی" منصوب کرد. او در واپسین دفاع اش از رحیمی عنوان کرد که "رحیمی حتی یک خط تخلف هم ندارد".
یک نماینده مجلس در مورد احضار نادران به دادگاه به روز گفت: "نادران پیش از این به قوه قضاییه اعلام کرده بود که بهترین فرصت وی برای افشاگری علیه مفاسد رحیمی احضارش به دادگاه است. او تا آنجایی که مطلع شده ام از این احضاریه استقبال کرده و در حال جمع آوری مستندات خود برای ارائه به دادگاه است".
Tuesday, August 24, 2010
اگر کسی واجبالقتل باشد، در نمازجمعه فتوا میدهم
در حالی که فشار بر فعالان دانشجویی، روز به روز افزایش مییابد، آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با عدهای از دانشجویان، گرچه "تندروی" در برخوردهای انضباطی را رد کرد، اما این را هم گفت که: " صدالبته كه دانشگاه هم انضباط و امنيت ميخواهد. نميشود محيط دانشگاه را رها كرد چرا كه آماج بسياري از توطئههاي دشمن دانشگاه است."وی همچنین با اشاره به اینکه "دشمنان گفتند كه اين قتلها با يك فتوا انجام شده تا از اين طريق پاي رهبري را وسط بكشند" افزود: "من همان موقع در نماز جمعه گفتم اگر احساس كنم كسي لازم القتل است، در نماز جمعه علني خواهم گفت."
رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار با اشاره به وظایف جنبش دانشجویی، چنین گفت: "جریان و جنبش دانشجویی نباید تصور کند که معارضه با دستگاهها، جزء وظایف اوست، بلکه آنچه مهم است طرح سئوال و مطالبه پاسخ از مسئولان ذیربط است".
آیتالله خامنهای ضمن انتقاد از دانشجویان طرفدار دولت، به دلجویی از آنان هم پرداخت، و با اشاره به تجمع دانشجویان در مقابل مجلس در اعتراض به تصویب طرح وقف دانشگاه ازاد گفت: "در اين زمينه اظهار نظري نمي كنم البته شعارهاي اكثر تجمع كنندگان بد نبود اما برخي شعارهاي تند دادند كه طبعاً اين دانشجويان نيز بايد نقدپذير باشند."
رهبر جمهوری اسلامی همچنین در این دیدار از روند پیگیری حادثه کوی دانشگاه انتقاد کرد و اظهار داشت: "من دنبال قضيه بودم و هستم. البته قضيه كند پيش رفته ولي بايد پيش برود. انشاءالله پيش خواهد رفت. لكن تصور نكنيد فراموش شده است. برخي دستگاهها شايد براي همكاري انگيزه لازم را ندارند اما بايد اين قضيه پيش برود."
این در حالی است که پیش از این سردار عزیز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، سال گذشته اعلام کرده بود "گروه ویژهای برای بررسی این موضوع تشکیل شده و احتمال میدهیم تا پایان این ماه [تیر ۱۳۸۸] دادگاهی مخصوص این عوامل تشکیل شود".
دیدار با افسران جنگ نرم
دیدار رهبر جمهوری اسلامی با این دانشجویان در حالی صورت گرفت که عملا هیچ یک از دانشجویان منتقد دولت در این دیدار حضور نداشتند. شاید به همین دلیل بود که سخنان مجری برنامه - محمد بياتيان، از اعضای سابق طیف شیراز دفتر تحکیم ـ که از این دانشجویان با عنوان "افسران جنگ نرم" یاد کرد، مورد پسند رهبر جمهوری اسلامی واقع شد و وی اعلام کرد که "از بن دندان به اين تعبير" معتقد است و "از به كار بردن و تكرار آن توسط مجري لذت" برده است. شاید به همین دلیل بود که رهبر جمهوری اسلامی پس از پایان سخنان دیگر سخنرانی این جمع، محمد افكانه، نماینده اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل، پلاكي را كه به گردن وی آويخته بود بوسید؛پلاکی که رویش نوشته شده بود: "ویژه افسر جوان جنگ نرم".
دیگر سخنان عدهای از دانشجویان در انتقاد از دولتهای پیشین جمهوری اسلامی ـ دولت هاشمیرفسنجانی و دولت خاتمی ـ هم موجب انبساط خاطر آقای خامنه ای شد، و او ضمن تایید این نظریات، درباره تخریب فرهنگی در این دولتها چنین گفت:"در برخی از دولتها حتی تخریب فرهنگی ارزشهای اسلام و انقلاب هم انجام شد."
رهبرو قتل ها
آیتالله خامنهای در این دیدار فراموش نکرد که اشارهای هم به سالهای پیشین داشته باشد: "مبادا كسي تصور كند كه رهبري برخلاف آنچه به عنوان نظر رسمي مطرح مي كند، مواضع ديگري دارد كه به برخي خواص مي گويد چرا كه اين تصور مطلقاً درست نيست و اگر كسي چنين نسبتي بدهد گناه كبيره كرده است. چند سال پيش قتلي اتفاق افتاده بود. دشمنان گفتند كه اين قتلها با يك فتوا انجام شده تا از اين طريق پاي رهبري را وسط بكشند. من همان موقع در نماز جمعه گفتم اگر احساس كنم كسي لازم القتل است، در نماز جمعه علني خواهم گفت."
دانشجویان خودی، انتقادهای خودی
در چند روز گذشته، به دنبال اتخاذ مواضعی از سوی رهبر جمهوری اسلامی و همچنین برخی از ائمه جمعه، برخی از تحلیلگران، از عزم رهبر جمهوری اسلامی برای وحدت دوباره با اصلاحطلبان سخن رانده بودند. رهبر جمهوری اسلامی در همین زمینه و در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان که پرسیده بود "سكوت و سخنان خاص برخي از شخصيتها و افراد كه به موجب آن آتش فتنه شعلهورتر ميشد، برخي ميگويد وحدت و برخي از خالصسازي انقلاب دم ميزنند، حال از مقتدايمان اين سؤال را داريم كه شما كدام را توصيه ميكنيد؟" گفت: "خالص كردن جامعه با فشار و حركتهاي تند به وجود نمي آيد و اسلام نيز كسي را مأمور نكرده است كه اشخاص ضعيف الايمان را به بهانه خالص كردن جامعه، از دايره خارج كنند. تأكيد بر وحدت به معنی اتحاد بر مبناي اصول است. بر اين مبنا، با هركسي به همان اندازه كه اصول را قبول دارد متصل و متحديم و هركسي اصول را قبول ندارد طبعاً از اين دايره وحدت خارج است".
انتقادهای دانشجویان اما به همین مسایل خلاصه نمیشد. انتقاد به موضوع اسفندیار رحیم مشایی، عدم برخوردبا محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت که متهم به فساد مالی است، و سخنانی در انتقاد از صدا وسیما هم مطرح بود.اما کسی در این دیدار درباره محروم شدن دانشجویان از تحصیل، احکام سنگین انضباطی و قضایی برای دانشجویان و برخوردهایی که با آنان در زندان میشود، سخنی نگفت. شاید به همین دلیل بود که رهبر جمهوری اسلامی در پایان این دیدار، از این "جمع صمیمی و خودی" تشکر ویژه کرد.
رهبر جمهوری اسلامی در این دیدار با اشاره به وظایف جنبش دانشجویی، چنین گفت: "جریان و جنبش دانشجویی نباید تصور کند که معارضه با دستگاهها، جزء وظایف اوست، بلکه آنچه مهم است طرح سئوال و مطالبه پاسخ از مسئولان ذیربط است".
آیتالله خامنهای ضمن انتقاد از دانشجویان طرفدار دولت، به دلجویی از آنان هم پرداخت، و با اشاره به تجمع دانشجویان در مقابل مجلس در اعتراض به تصویب طرح وقف دانشگاه ازاد گفت: "در اين زمينه اظهار نظري نمي كنم البته شعارهاي اكثر تجمع كنندگان بد نبود اما برخي شعارهاي تند دادند كه طبعاً اين دانشجويان نيز بايد نقدپذير باشند."
رهبر جمهوری اسلامی همچنین در این دیدار از روند پیگیری حادثه کوی دانشگاه انتقاد کرد و اظهار داشت: "من دنبال قضيه بودم و هستم. البته قضيه كند پيش رفته ولي بايد پيش برود. انشاءالله پيش خواهد رفت. لكن تصور نكنيد فراموش شده است. برخي دستگاهها شايد براي همكاري انگيزه لازم را ندارند اما بايد اين قضيه پيش برود."
این در حالی است که پیش از این سردار عزیز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، سال گذشته اعلام کرده بود "گروه ویژهای برای بررسی این موضوع تشکیل شده و احتمال میدهیم تا پایان این ماه [تیر ۱۳۸۸] دادگاهی مخصوص این عوامل تشکیل شود".
دیدار با افسران جنگ نرم
دیدار رهبر جمهوری اسلامی با این دانشجویان در حالی صورت گرفت که عملا هیچ یک از دانشجویان منتقد دولت در این دیدار حضور نداشتند. شاید به همین دلیل بود که سخنان مجری برنامه - محمد بياتيان، از اعضای سابق طیف شیراز دفتر تحکیم ـ که از این دانشجویان با عنوان "افسران جنگ نرم" یاد کرد، مورد پسند رهبر جمهوری اسلامی واقع شد و وی اعلام کرد که "از بن دندان به اين تعبير" معتقد است و "از به كار بردن و تكرار آن توسط مجري لذت" برده است. شاید به همین دلیل بود که رهبر جمهوری اسلامی پس از پایان سخنان دیگر سخنرانی این جمع، محمد افكانه، نماینده اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل، پلاكي را كه به گردن وی آويخته بود بوسید؛پلاکی که رویش نوشته شده بود: "ویژه افسر جوان جنگ نرم".
دیگر سخنان عدهای از دانشجویان در انتقاد از دولتهای پیشین جمهوری اسلامی ـ دولت هاشمیرفسنجانی و دولت خاتمی ـ هم موجب انبساط خاطر آقای خامنه ای شد، و او ضمن تایید این نظریات، درباره تخریب فرهنگی در این دولتها چنین گفت:"در برخی از دولتها حتی تخریب فرهنگی ارزشهای اسلام و انقلاب هم انجام شد."
رهبرو قتل ها
آیتالله خامنهای در این دیدار فراموش نکرد که اشارهای هم به سالهای پیشین داشته باشد: "مبادا كسي تصور كند كه رهبري برخلاف آنچه به عنوان نظر رسمي مطرح مي كند، مواضع ديگري دارد كه به برخي خواص مي گويد چرا كه اين تصور مطلقاً درست نيست و اگر كسي چنين نسبتي بدهد گناه كبيره كرده است. چند سال پيش قتلي اتفاق افتاده بود. دشمنان گفتند كه اين قتلها با يك فتوا انجام شده تا از اين طريق پاي رهبري را وسط بكشند. من همان موقع در نماز جمعه گفتم اگر احساس كنم كسي لازم القتل است، در نماز جمعه علني خواهم گفت."
دانشجویان خودی، انتقادهای خودی
در چند روز گذشته، به دنبال اتخاذ مواضعی از سوی رهبر جمهوری اسلامی و همچنین برخی از ائمه جمعه، برخی از تحلیلگران، از عزم رهبر جمهوری اسلامی برای وحدت دوباره با اصلاحطلبان سخن رانده بودند. رهبر جمهوری اسلامی در همین زمینه و در پاسخ به سئوال یکی از دانشجویان که پرسیده بود "سكوت و سخنان خاص برخي از شخصيتها و افراد كه به موجب آن آتش فتنه شعلهورتر ميشد، برخي ميگويد وحدت و برخي از خالصسازي انقلاب دم ميزنند، حال از مقتدايمان اين سؤال را داريم كه شما كدام را توصيه ميكنيد؟" گفت: "خالص كردن جامعه با فشار و حركتهاي تند به وجود نمي آيد و اسلام نيز كسي را مأمور نكرده است كه اشخاص ضعيف الايمان را به بهانه خالص كردن جامعه، از دايره خارج كنند. تأكيد بر وحدت به معنی اتحاد بر مبناي اصول است. بر اين مبنا، با هركسي به همان اندازه كه اصول را قبول دارد متصل و متحديم و هركسي اصول را قبول ندارد طبعاً از اين دايره وحدت خارج است".
انتقادهای دانشجویان اما به همین مسایل خلاصه نمیشد. انتقاد به موضوع اسفندیار رحیم مشایی، عدم برخوردبا محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت که متهم به فساد مالی است، و سخنانی در انتقاد از صدا وسیما هم مطرح بود.اما کسی در این دیدار درباره محروم شدن دانشجویان از تحصیل، احکام سنگین انضباطی و قضایی برای دانشجویان و برخوردهایی که با آنان در زندان میشود، سخنی نگفت. شاید به همین دلیل بود که رهبر جمهوری اسلامی در پایان این دیدار، از این "جمع صمیمی و خودی" تشکر ویژه کرد.
Monday, August 23, 2010
کشف رئیس موسسه امام زمان
کشف رئیس موسسه امام زمان
موساد و سیا فهمیده اند
علی خامنه ای، امام زمان است!
اسماعیل شفیعی سروستانی رییس موسسه فرهنگی "موعود عصر (عج)" است. ایشان که خود را كارشناس " امام زمان" معرفی می کند در "همایش آخرالزمان" در دانشگاه قزوین اظهار داشت که ظهور امام زمان نزدیک است چنانکه "از 1200 نشانه آخرالزمان تنها 5 نشانه باقی مانده است."
به گزارش تابناک آقای سروستانی با اشاره به موج دامن زدن به بحث آخرالزمان در غرب می گوید:
" 130 سال است که در دانشگاههای وابسته به کلیسای کاتولیک در رشته آخرالزمانشناسی فارغالتحصیل دارند و در ایالات متحده آمریکا بیش از 257 کالج و دانشگاه در این رشته وجود دارد." این درحالیست که "در دانشگاهی مانند دانشگاه بینالمللی که به نام امام خمینی (ره) مزین است و در شهری مانند قزوین که شهری با سابقه فرهنگی است و در نقطه مرکزی ایران واقع شده است دو واحد درس اختیاری در خصوص آخرالزمان، فرجامشناسی وجود ندارد"
آقای سروستانی در واقع می خواهد تبلیغ جنگ اتمی غرب که زیر عنوان نزدیکی آخرالزمان جریان دارد و مهملاتی را که خود وی در چارچوب این جنگ روانی خطرناک بنام امام زمان شناسی و نزدیکی ظهور تبلیغ می کند به درس دانشگاهی تبدیل کند. مردم ما زمانی که گرانی، سختی معیشت و بیماری در زندگیشان پدیدار میشود، زمانی که دچار خشکسالی میشوند میگویند آخرالزمان است، یعنی آخرالزمان را چیزی مساوی با بلا، آفت و بحران میشناسند.خشکسالی، زلزله، قحطی و گرسنگی از نشانههای آخرالزمان است به طوری که در سال 2009 یک میلیارد نفر در دنیا گرسنه هستند. هر سال نیز یک هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و یک زلزله عظیم کره زمین را میلرزاند. پیامبر فرمودهاند «شما را به هفت فتنه بیم میدهم که بعد از من روی میدهد، فتنهای از مدینه، فتنهای از مکه، فتنهای از یمن، فتنهای از شام، فتنهای از شرق، فتنهای از غرب و فتنه آخر فتنه سفیانی است" ... از بیش از 1200 نشانه آخرالزمان که در روایات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه محققان تمام نشانهها رخ داده و فقط 5 نشانه باقی مانده است که اولین آن «فتنه سفیانی» است. سفیانی در سوریه کودتا می کند و درگیری به راه می اندازد و زمانی که درگیری از شام به کوفه میرسد از کنار شهر قزوین لشگر سید خراسانی حرکت میکند و از منطقه مرکزی ایران عبور کرده و به کوفه میرود و در روایات آمده که اگر لشگر خراسانی را یافتید با او همراه شوید... فرمانده اصلی سپاه خراسانی «شعیببن صالح» است. امروز در طالقان قبری به این نام است که مردم برای زیارت او میروند و وزیران، مشاوران و سرداران اصلی امام زمان (عج) همه ایرانی هستند . در زمان ریاست جمهوری بوش زیر نظر رئیس جمهور، کمیسیونی برای شناسایی امام زمان شکل گرفت. 20 روز قبل موساد و سیا اعلام کردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نیز کرده بودند شاید سید خراسانی آیتالله خامنهای باشد زیرا در جوانی در خراسان بوده است."
در آخرالزمان حوادث مختلفی روی میدهد و پیامبر نیز فرمودهاند به ناگزیر فتنهای پدید خواهد آمد که هر گاه در نقطهای آرامش پیدا کند، در نقطه دیگری ناآرامی شروع میشود ... یکی از مشخصات فتنه این است که فتنه کور است یعنی اجازه تشخیص نمیدهد تا جایی که همه در تشخیص حق و باطل دچار تردید میشوند و حتی خواص نیز نمیتوانند حق و باطل را تشخیص دهند؛ بنابراین تأکید شده است که مواظب باشید که خود را از دست نداده و نابود نشوید. با ظهور امام "یک میلیون ایرانی به امام می پیوندند."
حالا سوال اینجاست که ایران بیش از 70 میلیون جمعیت دارد. 69 میلیون تن بقیه کجا هستند؟ جزو مخالفان "سید خراسانی" هستند؟ تا پارسال که گفته می شد ما 12 میلیون بسیجی داریم که می خواهند جانشان را در راه "سید خراسانی" بدهند. مردم به کنار، این 12 میلیون کجا غیب شدند؟
موساد و سیا فهمیده اند
علی خامنه ای، امام زمان است!
اسماعیل شفیعی سروستانی رییس موسسه فرهنگی "موعود عصر (عج)" است. ایشان که خود را كارشناس " امام زمان" معرفی می کند در "همایش آخرالزمان" در دانشگاه قزوین اظهار داشت که ظهور امام زمان نزدیک است چنانکه "از 1200 نشانه آخرالزمان تنها 5 نشانه باقی مانده است."
به گزارش تابناک آقای سروستانی با اشاره به موج دامن زدن به بحث آخرالزمان در غرب می گوید:
" 130 سال است که در دانشگاههای وابسته به کلیسای کاتولیک در رشته آخرالزمانشناسی فارغالتحصیل دارند و در ایالات متحده آمریکا بیش از 257 کالج و دانشگاه در این رشته وجود دارد." این درحالیست که "در دانشگاهی مانند دانشگاه بینالمللی که به نام امام خمینی (ره) مزین است و در شهری مانند قزوین که شهری با سابقه فرهنگی است و در نقطه مرکزی ایران واقع شده است دو واحد درس اختیاری در خصوص آخرالزمان، فرجامشناسی وجود ندارد"
آقای سروستانی در واقع می خواهد تبلیغ جنگ اتمی غرب که زیر عنوان نزدیکی آخرالزمان جریان دارد و مهملاتی را که خود وی در چارچوب این جنگ روانی خطرناک بنام امام زمان شناسی و نزدیکی ظهور تبلیغ می کند به درس دانشگاهی تبدیل کند. مردم ما زمانی که گرانی، سختی معیشت و بیماری در زندگیشان پدیدار میشود، زمانی که دچار خشکسالی میشوند میگویند آخرالزمان است، یعنی آخرالزمان را چیزی مساوی با بلا، آفت و بحران میشناسند.خشکسالی، زلزله، قحطی و گرسنگی از نشانههای آخرالزمان است به طوری که در سال 2009 یک میلیارد نفر در دنیا گرسنه هستند. هر سال نیز یک هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و یک زلزله عظیم کره زمین را میلرزاند. پیامبر فرمودهاند «شما را به هفت فتنه بیم میدهم که بعد از من روی میدهد، فتنهای از مدینه، فتنهای از مکه، فتنهای از یمن، فتنهای از شام، فتنهای از شرق، فتنهای از غرب و فتنه آخر فتنه سفیانی است" ... از بیش از 1200 نشانه آخرالزمان که در روایات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه محققان تمام نشانهها رخ داده و فقط 5 نشانه باقی مانده است که اولین آن «فتنه سفیانی» است. سفیانی در سوریه کودتا می کند و درگیری به راه می اندازد و زمانی که درگیری از شام به کوفه میرسد از کنار شهر قزوین لشگر سید خراسانی حرکت میکند و از منطقه مرکزی ایران عبور کرده و به کوفه میرود و در روایات آمده که اگر لشگر خراسانی را یافتید با او همراه شوید... فرمانده اصلی سپاه خراسانی «شعیببن صالح» است. امروز در طالقان قبری به این نام است که مردم برای زیارت او میروند و وزیران، مشاوران و سرداران اصلی امام زمان (عج) همه ایرانی هستند . در زمان ریاست جمهوری بوش زیر نظر رئیس جمهور، کمیسیونی برای شناسایی امام زمان شکل گرفت. 20 روز قبل موساد و سیا اعلام کردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نیز کرده بودند شاید سید خراسانی آیتالله خامنهای باشد زیرا در جوانی در خراسان بوده است."
در آخرالزمان حوادث مختلفی روی میدهد و پیامبر نیز فرمودهاند به ناگزیر فتنهای پدید خواهد آمد که هر گاه در نقطهای آرامش پیدا کند، در نقطه دیگری ناآرامی شروع میشود ... یکی از مشخصات فتنه این است که فتنه کور است یعنی اجازه تشخیص نمیدهد تا جایی که همه در تشخیص حق و باطل دچار تردید میشوند و حتی خواص نیز نمیتوانند حق و باطل را تشخیص دهند؛ بنابراین تأکید شده است که مواظب باشید که خود را از دست نداده و نابود نشوید. با ظهور امام "یک میلیون ایرانی به امام می پیوندند."
حالا سوال اینجاست که ایران بیش از 70 میلیون جمعیت دارد. 69 میلیون تن بقیه کجا هستند؟ جزو مخالفان "سید خراسانی" هستند؟ تا پارسال که گفته می شد ما 12 میلیون بسیجی داریم که می خواهند جانشان را در راه "سید خراسانی" بدهند. مردم به کنار، این 12 میلیون کجا غیب شدند؟
نوری زاد خطاب به میردامادی در زندان
نوری زاد خطاب به میردامادی در زندان:
در سالهای گذشته
نباید سکوت مصلحتی می کردیم
من دکتر میردامادی را پیش تر می شناختم ؛ اما هرگز با او روبرو نشده بودم . او در ذهن معیوب من ؛ یکی از کسانی بود که نه ایران را و نه آینده ی آن را ؛ دوست ندارد . ظاهرا باید این ذهن معیوب ؛در زندان ترمیم می شد . در جایی که آدمها ذات خود را ” رو” می کنند . و یا فرصت برای ابراز آن ذات پنهان ؛ نسبت به بیرون از زندان ؛ فراهم تر است .
دوسه روز در بند ۲۰۹ زندان اوین به اعتصاب غذای سختی فرو رفتم . بیشتر بخاطر نحوه ی برخورد نگهبانان بند ؛ که نوشته های مرا ربوده بودند و در برابر اعتراض های من ؛ که تنها خواستار دیدار با افسر نگهبان بودم ؛ در کمال خونسردی ؛ و پنج نفره ؛ مرا از زمین بلند کرده و بر زمین گرم سلول کوفته بودند .
خبر ضربه ای که به سرم خورده بود و دید چشمانم را تار ساخته بود و خراش هایی که به کتف و بازویم نشسته بود ؛ به بیرون از زندان درز کرد و مسئولان زندان را متوجه حضور من در جایی کرد که نباید آنجا می بودم . آنان با شتاب نگاهی به تبصره ها و بندهای خاک خورده ی قانون خود انداختند و دیدند فلانی با وجود آن که رای محکومیتش در دادگاه صادر شده اما هم چنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات است .
خلاصه این که شبانه و با هزار منت مرا به بند عمومی منتقل کردند . در آنجا به دوستانی برخوردم که تماشای جمال مبارک آنان ؛ حال ناخوش مرا جلا بخشود . مثل : حمزه کرمی ؛ مثل : مجید توکلی ؛ مثل : سید حسین مرعشی ؛ مثل عماد بهاور ؛ مثل : محمد رضا رجبی ؛ مثل : آرمان رضا خانی . و خیلی های دیگر .
دو روز از حضورم در بند عمومی (اندرزگاه هفت) نمی گذشت که جمال مبارک دکتر میردامادی را دیدم که در کت و شلواری بسیار شیک و چمدانی سفری در دست ؛ بی های و هوی به همان سالن پنج – که ما آنجا بودیم – داخل شد . خبر ورود او زود در میان همه پیچید و شادمانی ما را مضاعف کرد . او را در اتاق آقای مرعشی اسکان دادیم . در این بند ؛ که عمدتا به زندانیان مالی تعلق دارد ؛ حضور هفت هشت ده نفر زندانی سیاسی خالی از لطف نبود . تختی را بچه های مالی ؛ بزرگوارانه برای دکتر میردامادی خالی کردند و او درست در مقابل تخت آقای مرعشی خانه کرد .
ظاهرا در عروسی یکی از پسران آقای میردامادی ؛ عکسی از سران فتنه ؛ آن هم با چهره هایی خندان در اطراف یک میز ؛ کام دوستان را تلخ کرده و او را که در مرخصی به سر می برده ؛ به زندان باز آورده بود .
دکتر میردامادی یک گل است . من به جرات می گویم : فردی چون او ؛ یک نقطه ضعف کوچک اگر در پرونده داشت ؛ وزارت اسلامی اطلاعات ما ؛ آن را تا خود خورشید بالا برده بود . مشکل بزرگ دوستان اطلاعات ما در این است که نقطه ضعفی از این گل دوست داشتنی نیافته اند . و شاید علت این که جرایمی چون : اقدام علیه امنیت ملی ؛ شرکت در راهپیمایی غیر قانونی ؛ تبانی و مشارکت علیه نظام ؛ و اتهاماتی که در غرب کافر ؛ همگان را به غش غش خنده وا می دارد ؛ در این یک سال و چند ماه گذشته سرزمین ما ؛ مظهریت مضاعف پیدا کرده ؛ در این است که مدرکی و سندی که محکمه پسند باشد ؛ در اختیار دوستان نیست و آنان برای زندانی کردن و چزاندن مخالفان بالاخره به لطایفی باید دست ببرند و قوانینی خلق کنند.
دکتر میر دامادی را فردی فهیم ؛ صبور ؛ مطلع ؛ صاحب تحلیل های درست ؛ دوستدار وطن ؛ مسلمان ؛ دوستدار انقلاب و سرنوشت آن ؛ و یک پدر و مشاور خوب و موفق یافتم . ایکاش ما را آنچنان رشدی بود که از مردان صاحب تجربه ی خود ؛ گرچه مخالف ما ؛ بهره می بردیم .
متاسفانه ما ؛ در این افسوس بزرگ باید همچنان بگدازیم که چرا با برآمدن یک جمعیت سیاسی ؛ جمعیت های با تجربه ی دیگر ؛ به قهقرا رانده می شوند ؟ شاید این خصلت کشورهای رده ی چندم جهان سوم است که مردان سیاست ؛ هنوز به بلوغی از رشد دست نیافته اند که از انرژی رقیب ؛ برای توسعه و ترقی جامعه و منافع ملی آن بهره ببرند .
دکتر سید محسن میردامادی ؛ دوستی پرانرژی ؛ و صاحب نظر در میان ما است . او ؛ قد کوتاه خود را با قدم های ریز و تند خود جبران می کند و در پیاده روی ؛ همیشه این ما هستیم که باید بدویم و به او برسیم . او به شش سال حبس و ده سال محرومیت از حضور رسانه ای و سیاسی محکوم شده است . اما به گمان من ؛ این جامعه ی محتاج و کم خرد ما است که خود را به بی نیازی از تخصص او محکوم کرده است .
یک روز به دکتر سید محسن میردامادی گفتم : بزرگوار ؛ دعا کنیم خدای خوب ؛ این روزهای زندان مارا به حساب کفاره ی گناهان ما رقم بزند . روزهایی که خلاف و گناه و بی عدالتی را دیدیم و به امید آینده ای بهتر و مصلحتی نافرجام ؛ سکوت کردیم و از کنارهمه ی آنها گذشتیم . و او ؛ سری به تاسف تکان داد و سخن مرا تایید کرد .
محمد نوری زاد – هجدهم خرداد سال هشتاد و نه – زندان اوین – اندرزگاه هفت
اکنون دکتر سید محسن میردامادی در بند ۳۵۰ زندان اوین ؛ زندانی است . در کنار یک صد و پنجاه نفر زندانی دیگر که هر کدام در جایگاه خود یک میردامادی بزرگ هستند . بی هیچ گناه ؛ و بی هیچ چشم اندازی از سلامت قانون .
۸۹/۵/۲۷
پانوشت: هم اکنون دکتر میردامادی در بند ۳۵۰ اوین بسر می برند و از مکان فعلی جناب دکتر نوری زاد که بدلیل نامه آخر ایشان به رهبری ۲ روز است به اوین بازگشته اند خبری در دست نیست.
در سالهای گذشته
نباید سکوت مصلحتی می کردیم
من دکتر میردامادی را پیش تر می شناختم ؛ اما هرگز با او روبرو نشده بودم . او در ذهن معیوب من ؛ یکی از کسانی بود که نه ایران را و نه آینده ی آن را ؛ دوست ندارد . ظاهرا باید این ذهن معیوب ؛در زندان ترمیم می شد . در جایی که آدمها ذات خود را ” رو” می کنند . و یا فرصت برای ابراز آن ذات پنهان ؛ نسبت به بیرون از زندان ؛ فراهم تر است .
دوسه روز در بند ۲۰۹ زندان اوین به اعتصاب غذای سختی فرو رفتم . بیشتر بخاطر نحوه ی برخورد نگهبانان بند ؛ که نوشته های مرا ربوده بودند و در برابر اعتراض های من ؛ که تنها خواستار دیدار با افسر نگهبان بودم ؛ در کمال خونسردی ؛ و پنج نفره ؛ مرا از زمین بلند کرده و بر زمین گرم سلول کوفته بودند .
خبر ضربه ای که به سرم خورده بود و دید چشمانم را تار ساخته بود و خراش هایی که به کتف و بازویم نشسته بود ؛ به بیرون از زندان درز کرد و مسئولان زندان را متوجه حضور من در جایی کرد که نباید آنجا می بودم . آنان با شتاب نگاهی به تبصره ها و بندهای خاک خورده ی قانون خود انداختند و دیدند فلانی با وجود آن که رای محکومیتش در دادگاه صادر شده اما هم چنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات است .
خلاصه این که شبانه و با هزار منت مرا به بند عمومی منتقل کردند . در آنجا به دوستانی برخوردم که تماشای جمال مبارک آنان ؛ حال ناخوش مرا جلا بخشود . مثل : حمزه کرمی ؛ مثل : مجید توکلی ؛ مثل : سید حسین مرعشی ؛ مثل عماد بهاور ؛ مثل : محمد رضا رجبی ؛ مثل : آرمان رضا خانی . و خیلی های دیگر .
دو روز از حضورم در بند عمومی (اندرزگاه هفت) نمی گذشت که جمال مبارک دکتر میردامادی را دیدم که در کت و شلواری بسیار شیک و چمدانی سفری در دست ؛ بی های و هوی به همان سالن پنج – که ما آنجا بودیم – داخل شد . خبر ورود او زود در میان همه پیچید و شادمانی ما را مضاعف کرد . او را در اتاق آقای مرعشی اسکان دادیم . در این بند ؛ که عمدتا به زندانیان مالی تعلق دارد ؛ حضور هفت هشت ده نفر زندانی سیاسی خالی از لطف نبود . تختی را بچه های مالی ؛ بزرگوارانه برای دکتر میردامادی خالی کردند و او درست در مقابل تخت آقای مرعشی خانه کرد .
ظاهرا در عروسی یکی از پسران آقای میردامادی ؛ عکسی از سران فتنه ؛ آن هم با چهره هایی خندان در اطراف یک میز ؛ کام دوستان را تلخ کرده و او را که در مرخصی به سر می برده ؛ به زندان باز آورده بود .
دکتر میردامادی یک گل است . من به جرات می گویم : فردی چون او ؛ یک نقطه ضعف کوچک اگر در پرونده داشت ؛ وزارت اسلامی اطلاعات ما ؛ آن را تا خود خورشید بالا برده بود . مشکل بزرگ دوستان اطلاعات ما در این است که نقطه ضعفی از این گل دوست داشتنی نیافته اند . و شاید علت این که جرایمی چون : اقدام علیه امنیت ملی ؛ شرکت در راهپیمایی غیر قانونی ؛ تبانی و مشارکت علیه نظام ؛ و اتهاماتی که در غرب کافر ؛ همگان را به غش غش خنده وا می دارد ؛ در این یک سال و چند ماه گذشته سرزمین ما ؛ مظهریت مضاعف پیدا کرده ؛ در این است که مدرکی و سندی که محکمه پسند باشد ؛ در اختیار دوستان نیست و آنان برای زندانی کردن و چزاندن مخالفان بالاخره به لطایفی باید دست ببرند و قوانینی خلق کنند.
دکتر میر دامادی را فردی فهیم ؛ صبور ؛ مطلع ؛ صاحب تحلیل های درست ؛ دوستدار وطن ؛ مسلمان ؛ دوستدار انقلاب و سرنوشت آن ؛ و یک پدر و مشاور خوب و موفق یافتم . ایکاش ما را آنچنان رشدی بود که از مردان صاحب تجربه ی خود ؛ گرچه مخالف ما ؛ بهره می بردیم .
متاسفانه ما ؛ در این افسوس بزرگ باید همچنان بگدازیم که چرا با برآمدن یک جمعیت سیاسی ؛ جمعیت های با تجربه ی دیگر ؛ به قهقرا رانده می شوند ؟ شاید این خصلت کشورهای رده ی چندم جهان سوم است که مردان سیاست ؛ هنوز به بلوغی از رشد دست نیافته اند که از انرژی رقیب ؛ برای توسعه و ترقی جامعه و منافع ملی آن بهره ببرند .
دکتر سید محسن میردامادی ؛ دوستی پرانرژی ؛ و صاحب نظر در میان ما است . او ؛ قد کوتاه خود را با قدم های ریز و تند خود جبران می کند و در پیاده روی ؛ همیشه این ما هستیم که باید بدویم و به او برسیم . او به شش سال حبس و ده سال محرومیت از حضور رسانه ای و سیاسی محکوم شده است . اما به گمان من ؛ این جامعه ی محتاج و کم خرد ما است که خود را به بی نیازی از تخصص او محکوم کرده است .
یک روز به دکتر سید محسن میردامادی گفتم : بزرگوار ؛ دعا کنیم خدای خوب ؛ این روزهای زندان مارا به حساب کفاره ی گناهان ما رقم بزند . روزهایی که خلاف و گناه و بی عدالتی را دیدیم و به امید آینده ای بهتر و مصلحتی نافرجام ؛ سکوت کردیم و از کنارهمه ی آنها گذشتیم . و او ؛ سری به تاسف تکان داد و سخن مرا تایید کرد .
محمد نوری زاد – هجدهم خرداد سال هشتاد و نه – زندان اوین – اندرزگاه هفت
اکنون دکتر سید محسن میردامادی در بند ۳۵۰ زندان اوین ؛ زندانی است . در کنار یک صد و پنجاه نفر زندانی دیگر که هر کدام در جایگاه خود یک میردامادی بزرگ هستند . بی هیچ گناه ؛ و بی هیچ چشم اندازی از سلامت قانون .
۸۹/۵/۲۷
پانوشت: هم اکنون دکتر میردامادی در بند ۳۵۰ اوین بسر می برند و از مکان فعلی جناب دکتر نوری زاد که بدلیل نامه آخر ایشان به رهبری ۲ روز است به اوین بازگشته اند خبری در دست نیست.
وزیر کار آمار یک میلیونی
وزیر کار آمار یک میلیونی
کارگر اخراجی امسال را اعلام کرد
" بر اساس اطلاعات مركز آمار ایران - كه تنها مركز رسمی برای استخراج و اعلام آمار های رسمی و معتبر است - یك میلیون نفر در مدت یك سال از كار بیكار شده اند، پذیرشش سخت است اما قبول می كنیم" (علیرضا شیخ الاسلامی وزیر كار، روزنامه كار و كارگر 21 مرداد 1389 صفحه 4 .)
این هنوز آمار واقعی نیست. آمار واقعی شاید بیش از دو تا سه برابرآن اعترافی باشد که وزیر کار کرده است.
واقعیت این است كه هیچ آماری در مورد اشتغال جدید وجود ندارد که اگر داشت وزیر كار آن را اعلام می كرد. در حقیقت حاصل فعالیت دولت طی یكسال همین تولید یک میلیون بیكار است.
وزارت كار و ادارات تابعه آن نه تنها در ایجاد اشتغال جدید كمكی نكرده اند، بلكه باید گفت در ایجاد بیكاری، درحقیقت تكمیل كننده، فعالیت های ضد تولیدی وزارت بازرگانی و باند های مافیایی وارداتچی ها و قاچاقچی ها بوده اند.
آنهایی كه با ادارات كار در تهران و استانها سر و كار دارند می توانند گواهی بدهند كه بیشتر ادارات كار از جمله هیئت های تشخیص و هیئت های حل اختلاف كه در حقیقت باید از حقوق نیروی كار( حداقل با توجه به قانون كار كج و كوله ما ) پشتیبانی كنند برده كار فرماها شده اند.
کارگر اخراجی امسال را اعلام کرد
" بر اساس اطلاعات مركز آمار ایران - كه تنها مركز رسمی برای استخراج و اعلام آمار های رسمی و معتبر است - یك میلیون نفر در مدت یك سال از كار بیكار شده اند، پذیرشش سخت است اما قبول می كنیم" (علیرضا شیخ الاسلامی وزیر كار، روزنامه كار و كارگر 21 مرداد 1389 صفحه 4 .)
این هنوز آمار واقعی نیست. آمار واقعی شاید بیش از دو تا سه برابرآن اعترافی باشد که وزیر کار کرده است.
واقعیت این است كه هیچ آماری در مورد اشتغال جدید وجود ندارد که اگر داشت وزیر كار آن را اعلام می كرد. در حقیقت حاصل فعالیت دولت طی یكسال همین تولید یک میلیون بیكار است.
وزارت كار و ادارات تابعه آن نه تنها در ایجاد اشتغال جدید كمكی نكرده اند، بلكه باید گفت در ایجاد بیكاری، درحقیقت تكمیل كننده، فعالیت های ضد تولیدی وزارت بازرگانی و باند های مافیایی وارداتچی ها و قاچاقچی ها بوده اند.
آنهایی كه با ادارات كار در تهران و استانها سر و كار دارند می توانند گواهی بدهند كه بیشتر ادارات كار از جمله هیئت های تشخیص و هیئت های حل اختلاف كه در حقیقت باید از حقوق نیروی كار( حداقل با توجه به قانون كار كج و كوله ما ) پشتیبانی كنند برده كار فرماها شده اند.
قرارگاه ثارالله و سپاه محمد
قرارگاه ثارالله و سپاه محمد
دو بازوی نظامی و امنیتی برای سرکوب مردم
لژ قدرت و توطئه
تحت رهبری مجتبی خامنه ای
اخیرا جزوه ای 54 صفحه درباره طرح های پشت پرده بیت رهبری انتشار یافته که محور آن، معرفی یک لژ قدرت در بیت رهبری است. این جزوه مملو از اطلاعاتی که بصورت آشفته و طولانی نوشته شده و به همین دلیل جز خوانندگانی که در پی کارهای تحقیقاتی هستند، حوصله خواندن آن را تا پایان ندارند. به همین دلیل، ما سعی کرده ایم از متن این جزوه که با امضای جمعی از فعالان سیاسی ایران و عنوان طولانی "چشماندازهای جنبش سبز: طرح "دهه چهارم انقلاب اسلامی" و "گفتمان تعالیِ" حکومت کودتا" منتشر شده، بتدریج گزارش های مستقلی را با عناوین مشخص استخراج کرده و منتشر کنیم تا با این شیوه بتوانیم اطلاعات داخل آن را جهت آگاهی مردم پخش کنیم. اینک بخش اول این سلسله گزارش ها را که مربوط به "سپاه پاسداران" است می خوانید.
«سپاه، از سال 1384 سرگرم طرح کشف رهبر سوم و دهه چهارم جمهوری اسلامی شد.
عزيز جعفری فرمانده کنونی سپاه بدستور علی خامنه ای "مرکز راهبردی سپاه" را برای این هدف راه اندازی کرد و دو سال بعد، برای اجرای این طرح با حکم علی خامنه ای فرمانده کل سپاه شد. بلافاصله عده ای از فرمانده رده پائین سپاه، با درجاتی که از خامنه ای گرفتند، به رده های بالا برکشیده شدند و فرماندهی واحدهای زمین و هوائی و دریائی سپاه را از فرماندهان سابقه دار سپاه تحویل گرفتند. فرماندهانی که درجریان کودتای 22 خرداد نقش آفرینان اصلی این فاجعه و جنایات پس از آن شدند.
آن روز که علی خامنه ای در نماز جمعه تهران سخن از ریزش نیروهای انقلاب و رویش نیروهای پس از انقلاب سخن گفت و نیروی دوم را ستود، ستاد راهبردی سپاه سرگرم تهیه طرحی بود که سلطه سپاه براقتصاد و دستگاه های اطلاعاتی و فرهنگ و قوای سه گانه جمهوری اسلامی را ممکن می ساخت.
سپاه به ۳۰ سپاه استانی تقسيم شد. در تهران سپاه تهران بزرگ، سپاه محمد و سپاه استان تهران (بقيه مناطق استان تهران به جز تهران) سپاه سيدالشهداء نام گرفت. یعنی همان دو سپاهی که کودتا کردند.
تصفیه ای که ستاد راهبری برای کنار گذاشتن فرماندهان با سابقه و دوران جنگ سپاه سازمان داد برای برگشیدن همان رویش یافتگان بعد از انقلاب بود که علی خامنه ای نقشه برکشیدن آنها در سپاه و در تمام قوای سه گانه کشوری داشت. ستاد راهبری، از آن بیم داشت که فرماندهان با سابقه سپاه در لحظه موعود حاضر به مقابله با مردم نشوند و به همین دلیل افراد بی ریشه باید بالا کشیده می شدند که تابع و مجری فرامین باشند.
درهمین ستاد، طرح راهبری "جنگ های نامتقارن" تدوین شد که هدف از آن آماده ساختن سپاه برای مقابله با مردم و حتی در صورت لزوم کودتا علیه مردم باشد. این طرح زیر پوشش خطر حمله خارجی و ضرورت جنگ های پارتیزانی شهری پیش برده شد اما هدف اصلی سازماندهی نیروی سرکوب داخلی هر اجتماع و حزب و سازمان و نیرویی بود که در برایر سیاست های نظامی علی خامنه ای مقاومت کند.
زیر زمینه همه این مقدمات، تحمیل یک سیاست جنگی بر کشور بود و به همین دلیل از
"جنگ ۳۳ روزه لبنان و اسرائيل همه جانبه ستایش شد و تقویت حضور سپاه در لبنان، عراق، پاکستان، بوسنی، آمريکال لاتين (ونزوئلا، بوليوی ...)، آفريقا (يمن، سودان ...) و آبهای آزاد در دستور کار قرار گرفت.
هسته های سپاه قدس در مناطق مختلف جهان تقویت شد و امروز وقتی علی خامنه ای می گوید ضربه ما به امریکا در مناطق وسیعی امکان پذیر است و احمدی نژاد می گوید ما در همه نقاط کره زمین می توانیم به امریکا ضربه بزنیم، متکی به همین سازماندهی است که عمدتا با پول نفت بدست آمده و ریشه ای عمیق در کشورها و در میان مردم ندارد.
قرارگاه ثارالله در سال ۱۳۷۴ که به دستور شورای عالی امنيت ملی تاسيس شده بود مسئوليت آن بر عهده فرمانده سپاه قرار گرفت.
لشکر محمد رسول الله (لشکر اصلی تهران در جنگ تحميلی) نيز به اين قرارگاه منتقل شد. اين قرارگاه پس از رياست جمهوری محمد خاتمی بر امکانات و ماموريت های امنيتی خود افزود و در پادگاه وليعصر (بازداشتگاه ۵۲) و در اوين بخش مخصوص به خود را تاسیس کرد که معروف است به بند ۲- الف.
کار بازجويی و اعتراف گيری را پاسداران امنیتی قرارگاه ثارالله انجام میدهند.
در واقع فرمانده اين قرارگاه فرماندار نظامی تهران بزرگ است که تحت فرمان یک حلقه قدرت در بیت رهبری است. حلقه ای که مجتبی خامنه ای در راس آن قرار دارد و گزارش کار و دستورات علی خامنه نیز از طریق او ابلاغ می شود.
فرمانده سپاه محمد که از عوامل اجرايی کودتای خرداد ۸۸ بود سردار "عراقی" است. این سپاه زیر مجموعه قرارگاه ثارالله است.
در عین حال، سازمان اطلاعات سپاه، که از مجتبی خامنه ای دستور می گیرد کارشناس، بازجو، تحليلگر، زندان اختصاصی، سناريست اعترافات، کارگردان تلويزيونی، استوديوی ضبط اعترافات، متخصصين شنود و ... را دراختیار دارد.
در زمستان ۱۳۸۸ و در اوج افشای جنایاتی که سپاه و گروه های چماقدار وابسته به آن در تهران و شهرهای بزرگ مرتکب شده بودند، حسین طائب که طراح و فرمانده همه این جنایات بود با حکم علی خامنه ای رئیس سازمان امنیت مخوف سپاه شد. او بعد از مجتبی خامنه ای، پرقدرت ترین فرد در لژ قدرت در بیت رهبری است.
او از شاگردان علی خامنه و صمیمی ترین دوست مجتبی خامنه ایست. فرماندهی کودتای 22 خرداد با او بود و از صبح روز جمعه ۲۲ خرداد با اختيارات کامل، بموجب حکم رهبر و ليستی بلند مرکب از نام کسانی که بايد بازداشت می شدند در قوه قضائيه مستقر شده بود. اختيارات کامل او درصدور و اجرای احکام بازداشت درهمان روز جمعه به رئيس سابق قوه قضائيه ابلاغ شده بود! اين سازمان و شخص طائب به هيچکس جز رهبر پاسخگو نيست.
درجریان تحولات در سپاه، سازمان بسیج به سپاه پاسداران وصل شد و اولين فرمانده بسيج در طرح تحول حسين طائب بود. همزمان سردار ذوالقدر ديگر عضو لژ قدرت در بیت رهبری به معاونت ستاد کل نيروهای مسلح در امور بسيج منصوب شد. بنا به دستور مستقيم رهبری نيمی از توان و امکانات و بودجه سپاه به بسيج منتقل شد و امنيت داخلی به بسيج سپرده شد. جعفری فرمانده سپاه رسما اعلام کرد که "بسيج به دستور رهبری مامور مقابله به نهديدات نرم شده است".
توسعه سازمانی بسيج شامل گسترش پايگاههای بسيج در تمام سازمانها، عرصه ها و مناطق کشور شد. این نکته ایست که سردار ذوالقدر پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، با تاکید بر نقش بسیج در به پیروزی رساندن احمدی نژاد برآن تاکید کرد.
بيش از ۳۰۰۰ گردان ضد شورش (۲۵۰۰ گردان عاشورا، ۶۰۰ گردان الزهرا و دهها گردان امام حسين) تشکيل شد و به ادوات و تجهيرات ضد شورش و سرکوب اعتراضات شهری تجهيز گرديد.
برنامه بسيج چند ده ميليونی به عنوان سرمشق اصلی توسعه بسيج، افزايش بودجه بسيج، اختصاص نيمی از بودجه و امکانات سپاه به بسیج، صدور کارت ملی بسيج همه از نتایج این دوره از گسترش بسیج است.
تدارک و گسترشی که در جریان انتخابات 22 خرداد پوچ بودن آن بر طراحان و مبلغان آن آشکار شد. چنان که نتوانستند حتی در روزی که احمدی نژاد جشن پیروزی کودتائی خود را در میدان فاطمی تهران گرفت، 60 هزار نفر را جمع کنند. و درمقابل تظاهرات سه میلیونی 25 خرداد تهران، یخ آن ها زیر تابش گرمان آن راهپیمائی آب شد. توحشی که درهفته های بعد از خود نشان دادند، عمدتا متکی به سلاح سرد و گرم و جنوب آدم کشی در خیابانها بود، تا نمایش انسانی بسیج دهها میلیونی!
این بسیج دهها میلیونی و ادعائی که میلیاردها دلار به حلقوم آن ریخته شده بود، برای جنایت نیز نیرو کم آورد و از اوباش تحت امر مداحان معروف تهران کمک گرفت.
بسيج سازمان مداحان در این زمینه سنگ تمام گذاشت و مانند شعبان جعفری که خود را شعبان تاج بخش می نامید، شدند مداحان ولایت بخش!
دو بازوی نظامی و امنیتی برای سرکوب مردم
لژ قدرت و توطئه
تحت رهبری مجتبی خامنه ای
اخیرا جزوه ای 54 صفحه درباره طرح های پشت پرده بیت رهبری انتشار یافته که محور آن، معرفی یک لژ قدرت در بیت رهبری است. این جزوه مملو از اطلاعاتی که بصورت آشفته و طولانی نوشته شده و به همین دلیل جز خوانندگانی که در پی کارهای تحقیقاتی هستند، حوصله خواندن آن را تا پایان ندارند. به همین دلیل، ما سعی کرده ایم از متن این جزوه که با امضای جمعی از فعالان سیاسی ایران و عنوان طولانی "چشماندازهای جنبش سبز: طرح "دهه چهارم انقلاب اسلامی" و "گفتمان تعالیِ" حکومت کودتا" منتشر شده، بتدریج گزارش های مستقلی را با عناوین مشخص استخراج کرده و منتشر کنیم تا با این شیوه بتوانیم اطلاعات داخل آن را جهت آگاهی مردم پخش کنیم. اینک بخش اول این سلسله گزارش ها را که مربوط به "سپاه پاسداران" است می خوانید.
«سپاه، از سال 1384 سرگرم طرح کشف رهبر سوم و دهه چهارم جمهوری اسلامی شد.
عزيز جعفری فرمانده کنونی سپاه بدستور علی خامنه ای "مرکز راهبردی سپاه" را برای این هدف راه اندازی کرد و دو سال بعد، برای اجرای این طرح با حکم علی خامنه ای فرمانده کل سپاه شد. بلافاصله عده ای از فرمانده رده پائین سپاه، با درجاتی که از خامنه ای گرفتند، به رده های بالا برکشیده شدند و فرماندهی واحدهای زمین و هوائی و دریائی سپاه را از فرماندهان سابقه دار سپاه تحویل گرفتند. فرماندهانی که درجریان کودتای 22 خرداد نقش آفرینان اصلی این فاجعه و جنایات پس از آن شدند.
آن روز که علی خامنه ای در نماز جمعه تهران سخن از ریزش نیروهای انقلاب و رویش نیروهای پس از انقلاب سخن گفت و نیروی دوم را ستود، ستاد راهبردی سپاه سرگرم تهیه طرحی بود که سلطه سپاه براقتصاد و دستگاه های اطلاعاتی و فرهنگ و قوای سه گانه جمهوری اسلامی را ممکن می ساخت.
سپاه به ۳۰ سپاه استانی تقسيم شد. در تهران سپاه تهران بزرگ، سپاه محمد و سپاه استان تهران (بقيه مناطق استان تهران به جز تهران) سپاه سيدالشهداء نام گرفت. یعنی همان دو سپاهی که کودتا کردند.
تصفیه ای که ستاد راهبری برای کنار گذاشتن فرماندهان با سابقه و دوران جنگ سپاه سازمان داد برای برگشیدن همان رویش یافتگان بعد از انقلاب بود که علی خامنه ای نقشه برکشیدن آنها در سپاه و در تمام قوای سه گانه کشوری داشت. ستاد راهبری، از آن بیم داشت که فرماندهان با سابقه سپاه در لحظه موعود حاضر به مقابله با مردم نشوند و به همین دلیل افراد بی ریشه باید بالا کشیده می شدند که تابع و مجری فرامین باشند.
درهمین ستاد، طرح راهبری "جنگ های نامتقارن" تدوین شد که هدف از آن آماده ساختن سپاه برای مقابله با مردم و حتی در صورت لزوم کودتا علیه مردم باشد. این طرح زیر پوشش خطر حمله خارجی و ضرورت جنگ های پارتیزانی شهری پیش برده شد اما هدف اصلی سازماندهی نیروی سرکوب داخلی هر اجتماع و حزب و سازمان و نیرویی بود که در برایر سیاست های نظامی علی خامنه ای مقاومت کند.
زیر زمینه همه این مقدمات، تحمیل یک سیاست جنگی بر کشور بود و به همین دلیل از
"جنگ ۳۳ روزه لبنان و اسرائيل همه جانبه ستایش شد و تقویت حضور سپاه در لبنان، عراق، پاکستان، بوسنی، آمريکال لاتين (ونزوئلا، بوليوی ...)، آفريقا (يمن، سودان ...) و آبهای آزاد در دستور کار قرار گرفت.
هسته های سپاه قدس در مناطق مختلف جهان تقویت شد و امروز وقتی علی خامنه ای می گوید ضربه ما به امریکا در مناطق وسیعی امکان پذیر است و احمدی نژاد می گوید ما در همه نقاط کره زمین می توانیم به امریکا ضربه بزنیم، متکی به همین سازماندهی است که عمدتا با پول نفت بدست آمده و ریشه ای عمیق در کشورها و در میان مردم ندارد.
قرارگاه ثارالله در سال ۱۳۷۴ که به دستور شورای عالی امنيت ملی تاسيس شده بود مسئوليت آن بر عهده فرمانده سپاه قرار گرفت.
لشکر محمد رسول الله (لشکر اصلی تهران در جنگ تحميلی) نيز به اين قرارگاه منتقل شد. اين قرارگاه پس از رياست جمهوری محمد خاتمی بر امکانات و ماموريت های امنيتی خود افزود و در پادگاه وليعصر (بازداشتگاه ۵۲) و در اوين بخش مخصوص به خود را تاسیس کرد که معروف است به بند ۲- الف.
کار بازجويی و اعتراف گيری را پاسداران امنیتی قرارگاه ثارالله انجام میدهند.
در واقع فرمانده اين قرارگاه فرماندار نظامی تهران بزرگ است که تحت فرمان یک حلقه قدرت در بیت رهبری است. حلقه ای که مجتبی خامنه ای در راس آن قرار دارد و گزارش کار و دستورات علی خامنه نیز از طریق او ابلاغ می شود.
فرمانده سپاه محمد که از عوامل اجرايی کودتای خرداد ۸۸ بود سردار "عراقی" است. این سپاه زیر مجموعه قرارگاه ثارالله است.
در عین حال، سازمان اطلاعات سپاه، که از مجتبی خامنه ای دستور می گیرد کارشناس، بازجو، تحليلگر، زندان اختصاصی، سناريست اعترافات، کارگردان تلويزيونی، استوديوی ضبط اعترافات، متخصصين شنود و ... را دراختیار دارد.
در زمستان ۱۳۸۸ و در اوج افشای جنایاتی که سپاه و گروه های چماقدار وابسته به آن در تهران و شهرهای بزرگ مرتکب شده بودند، حسین طائب که طراح و فرمانده همه این جنایات بود با حکم علی خامنه ای رئیس سازمان امنیت مخوف سپاه شد. او بعد از مجتبی خامنه ای، پرقدرت ترین فرد در لژ قدرت در بیت رهبری است.
او از شاگردان علی خامنه و صمیمی ترین دوست مجتبی خامنه ایست. فرماندهی کودتای 22 خرداد با او بود و از صبح روز جمعه ۲۲ خرداد با اختيارات کامل، بموجب حکم رهبر و ليستی بلند مرکب از نام کسانی که بايد بازداشت می شدند در قوه قضائيه مستقر شده بود. اختيارات کامل او درصدور و اجرای احکام بازداشت درهمان روز جمعه به رئيس سابق قوه قضائيه ابلاغ شده بود! اين سازمان و شخص طائب به هيچکس جز رهبر پاسخگو نيست.
درجریان تحولات در سپاه، سازمان بسیج به سپاه پاسداران وصل شد و اولين فرمانده بسيج در طرح تحول حسين طائب بود. همزمان سردار ذوالقدر ديگر عضو لژ قدرت در بیت رهبری به معاونت ستاد کل نيروهای مسلح در امور بسيج منصوب شد. بنا به دستور مستقيم رهبری نيمی از توان و امکانات و بودجه سپاه به بسيج منتقل شد و امنيت داخلی به بسيج سپرده شد. جعفری فرمانده سپاه رسما اعلام کرد که "بسيج به دستور رهبری مامور مقابله به نهديدات نرم شده است".
توسعه سازمانی بسيج شامل گسترش پايگاههای بسيج در تمام سازمانها، عرصه ها و مناطق کشور شد. این نکته ایست که سردار ذوالقدر پس از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، با تاکید بر نقش بسیج در به پیروزی رساندن احمدی نژاد برآن تاکید کرد.
بيش از ۳۰۰۰ گردان ضد شورش (۲۵۰۰ گردان عاشورا، ۶۰۰ گردان الزهرا و دهها گردان امام حسين) تشکيل شد و به ادوات و تجهيرات ضد شورش و سرکوب اعتراضات شهری تجهيز گرديد.
برنامه بسيج چند ده ميليونی به عنوان سرمشق اصلی توسعه بسيج، افزايش بودجه بسيج، اختصاص نيمی از بودجه و امکانات سپاه به بسیج، صدور کارت ملی بسيج همه از نتایج این دوره از گسترش بسیج است.
تدارک و گسترشی که در جریان انتخابات 22 خرداد پوچ بودن آن بر طراحان و مبلغان آن آشکار شد. چنان که نتوانستند حتی در روزی که احمدی نژاد جشن پیروزی کودتائی خود را در میدان فاطمی تهران گرفت، 60 هزار نفر را جمع کنند. و درمقابل تظاهرات سه میلیونی 25 خرداد تهران، یخ آن ها زیر تابش گرمان آن راهپیمائی آب شد. توحشی که درهفته های بعد از خود نشان دادند، عمدتا متکی به سلاح سرد و گرم و جنوب آدم کشی در خیابانها بود، تا نمایش انسانی بسیج دهها میلیونی!
این بسیج دهها میلیونی و ادعائی که میلیاردها دلار به حلقوم آن ریخته شده بود، برای جنایت نیز نیرو کم آورد و از اوباش تحت امر مداحان معروف تهران کمک گرفت.
بسيج سازمان مداحان در این زمینه سنگ تمام گذاشت و مانند شعبان جعفری که خود را شعبان تاج بخش می نامید، شدند مداحان ولایت بخش!
جایزه به احمدی نژاد
جایزه به احمدی نژاد
درجریان پرده برداری از یک هواپیمای بیسرنشین که مدعی تولید آن درایراناند به احمدینژاد که سخنران این مراسم بود، بعنوان جایزه دستهگلهائی که در 5 سال گذشته به آب داده، یک عکس قدی اقای خامنهای را جایزه دادند. البته پشت قاب عکس هم سردار نقدی رییس سازمان بسیج ایستاده تا یك وقت قاب از دستش نیفتد!
درجریان پرده برداری از یک هواپیمای بیسرنشین که مدعی تولید آن درایراناند به احمدینژاد که سخنران این مراسم بود، بعنوان جایزه دستهگلهائی که در 5 سال گذشته به آب داده، یک عکس قدی اقای خامنهای را جایزه دادند. البته پشت قاب عکس هم سردار نقدی رییس سازمان بسیج ایستاده تا یك وقت قاب از دستش نیفتد!
Subscribe to:
Posts (Atom)




