Tuesday, October 12, 2010

سفر آیت الله خامنه ای به قم و بازاريابى براى «آقا مجتبى»

روحانيت شيعه در ايران، قم را پايتخت فكرى جهان شيعه مى دانسته است. به همين لحاظ حكومت دينى قم را از شهر قبرستان‌ها و مدارس سوت و كور حاشيه كوير به استانى آباد و پر رونق با قدرت سياسى و اقتصادى و فرهنگى قابل توجه تبديل كرد.




قم در جمهورى اسلامى مركز توليد و بسط انواع ايدئولوژى‌هاى اسلامگرا از جمله اسلامگرايى فقه گرا، نظامى گرا و موعود گرا، تربيت و صدور روحانى به مراكز دولتى، فراهم آوردن نيرو و مواد تبليغاتى براى دستگاه‌هاى دولتى، آموزش و اعزام مبلغ به خارج كشور و پر كردن رايزنى‌هاى فرهنگى، و تداوم سنت فقهى روحانيت شيعه است.



از همين جهت سفر رهبر كشور به اين شهر به نوعى يادآور سرازير شدن سالانه هزاران ميليارد تومان بودجه‌ى دولتى و حكومتى از منابع سرشار كشور به اين قطب فرهنگى و سياسى كشور است.



خامنه‌اى كه بارها به قم سفر كرده (رسمى و غير رسمى) از سفر عمومى سال ۱۳۸۹ به قم چه اهدافى را دنبال مى كند؟ ولى فقيه و حوزه‌ها در اين مقطع خاص و شرايط سياسى و اجتماعى ويژه در كدام سطح به مبادلات و تعاملات سياسى مشغولند؟ خامنه‌اى و بيت وى براى جانشينى چه برنامه اى دارند و نقش قم در اين ميان چيست؟ چه نقشى براى قم در اين ميان در نظر گرفته شده است؟



روياى مرجعيت عام



خامنه اى با اتكا به درآمدهاى نفتى و درآمد آستان‌هاى قدس و بنيادهاى تحت نظر وى توانسته سكوت بسيارى از مراجع قم را بخرد يا با پرداخت بيشترين شهريه بسيارى از طلاب و روحانيون را وامدار خود سازد. اما اين درآمدها به همراه فشار نيروهاى امنيتى و لباس شخصى به روحانيون قم نتوانسته مرجعيت عام را براى وى به ارمغان بياورد.



خامنه‌اى صدها ميليارد تومان را براى ساخت و ساز مدارس و پژوهشگاه‌هاى جديد و دفتر وى و شهرك‌هاى خوابگاهى در قم صرف كرده است و دولت به توصيه‌ى وى همه‌ى طلاب و روحانيون را تحت بيمه‌هاى بهداشتى قرار داده و طلاب هرچه بيشتر در دستگاه هاى دولتى استخدام شده‌اند. با اين احوال روحانيت كه اين روياى محقق نشده را به خوبى مى شناسند بيش تر و بيش تر طلب كرده‌اند. سفرهاى خامنه‌اى به قم نه تنها با هدف منكوب كردن مخالفان و نمايش محبوبيت به مراجع بلكه با هدف فشار بيشتر به روحانيون جهت پذيرش وى به عنوان مرجع عام در مقابل رانت‌ها و امتيازات داده شده به آنها صورت مى گيرد.



خامنه‌اى حدود دو دهه است كه مدعى مرجعيت در خارج از كشور بوده است اما در داخل كشور حتى پس از مرگ برخى از مراجع، بسيارى از مقلدان به وى رجوع نمى كنند. از ماه‌ها پيش از سفر خامنه‌اى به قم دفتر وى در كار انتشار تقاضاهاى جمعى براى انتشار رساله‌ى وى بوده است تا صورت ظاهر اعلام مرجعيت در داخل را درست كنند. اين تقاضاها مدام در رسانه‌هاى دولتى و شبه دولتى انتشار مى يابند.



در صورت برگزارى نمايش اين باره‌ى استقبال از رهبرى احتمالا روحانيون وفادار به وى مرجعيت عام وى را اعلام خواهند كرد و رساله‌ى وى به فارسى براى داخل كشور منتشر خواهد شد. فيلتر سايت‌هاى مراجع مخالف، حمله به دفاتر آنان و محدود كردن جلسات درسى آنان نيز مقدمه‌هايى براى اعلام مرجعيت عامه‌ى خامنه‌اى هستند.



پيش از اين دستگاه اطلاعاتى ولى فقيه با اقدامات محدود كننده مثل بستن حساب‌هاى بانكى مراجع مستقل تر (مثل وحيد خراسانى و شيرازى) و وارد آوردن فشار به تامين كنندگان منابع مالى آنان جهت پرداخت شهريه، به آنها علائم لازم براى سكوت در برابر مدعيات رهبرى را ارسال كرده است. پيش از ورود خامنه‌اى به قم نيز دستگاه هاى امنيتى فشار لازم را به مدرسين و مراجع و اعضاى خانواده‌ى آنها آورده يا خواهند آورد كه شرفياب شده و با رسيدن به خدمت "آقا" بر قدرت فائقه‌ى وى مهر تاييد زنند و با وى بيعت كنند.



خامنه‌اى بازنده‌ى داد و ستد حوزه و ولايت فقيه



انتظارى كه خامنه‌اى از حوزه‌ها داشته اين بوده كه رهبرى سياسى مطلق العنان وى را بپذيرند و در مقابل، انتظارى كه حوزويان از خامنه‌اى داشته‌اند آن بوده كه هر چه بيشتر منابع كشور در اختيار حوزه‌ها قرار گيرد. در اين ميان برنده‌ى كوتاه مدت اين داد و ستد، حوزه‌ها و روحانيون بوده‌اند كه با استفاده از ضعف علمى و فقدان پايگاه اجتماعى و دينى خامنه‌اى در حوزه‌ها هزاران ميليارد تومان بودجه‌هاى عمومى و دولتى را به خود اختصاص داده ‌اند( در دراز مدت با تاييد ولايت جور مشروعيت خويش را در ميان مردم واگذاشته‌اند).



خامنه‌اى در اين ميان بازنده ى اصلى است چون على رغم دو دهه سرازير كردن امكانات كشور به سوى حوزه ها و روحانيت، آن گاه كه به كمك آنها نياز داشت (بحران سياسى بعد از انتخابات) بسيارى از آنها سكوت پيشه كرده و به ولى نعمت خويش پشت كردند. از همين جهت خامنه‌اى آنها را "خواص بى بصيرت" ناميد.



تنها مرجع دولتى كه در حوادث دوران پس از انتخابات كاملا و بدون قيد و شرط از خامنه اى حمايت كرد نورى همدانى بود. بقيه به تصريح يا تلويحا با خامنه اى مخالفت كردند (منتظرى، بيات، صانعى)، يا به صراحت از دولت به انتقاد پرداختند (جوادى آملى)، يا با سكوت و در خفا سعى كردند به مخالفان كمك كنند (موسوى اردبيلى)، يا با سكوت سعى كردند خود را از سركوب حكومت مبرا سازند (شبيرى زنجانى، صافى گلپايگانى، و وحيد خراسانى).



بار عام و خدم و حشم



در سفرهاى عمومى خامنه‌اى به قم تلاش مى شود فقدان اقتدار و مشروعيت دينى و عدم مرجعيت وى با تشكيل ستاد استقبال با دهها ميليارد تومان هزينه (مستقيم و غير مستقيم) جهت ايجاد شور و نشاطِ صحنه سازى شده و ارعاب روحانيون مخالف جبران شود. خامنه‌اى در اين سفرها با پول پاشى و سكه دادن به مردم عادى كه بر دست‌هاى وى بوسه مى زنند و اختصاص دادن صدها ميليارد تومان به مدارس و نهادهاى دينى تلاش مى كند برترى و جلال و جبروت خويش را به رخ مدرسان و روحانيون قم بكشد.



شكوه و عظمت ولايت فقيه نه با مشروعيت و محبوبيت و نفوذ و اقتدار اجتماعى بلكه با گرد آوردن مردم از روستاها و شهرهاى ديگر، راه اندازى ايستگاه هاى صلواتى، تعطيلى مدارس عمومى و حوزوى، جشنواره‌هايى با جوايز قابل توجه، چادر زدن در بيرون قم براى ميهمانان، قطارهاى مجانى و پذيرايى از مهمانان (كارى كه بسيج و سپاه در آن خبرويت دارند) به نمايش در مى آيد.



بازاريابى براى آقا مجتبى



در حالى كه مخالفان مذهبى حكومت بر روى طرح اجتهاد سيد حسن خمينى به عنوان ولى فقيه آينده كار مى كنند و وى دروس خارج خود را در قم آغاز كرده است بيت رهبرى و نهادهاى نظامى و امنيتى نمى توانند آينده‌ى سياسى خود را به دست تقدير بسپارند.



گزينه‌ى آنان طبعا بايد فردى باشد با چهار ويژگى: ۱) نزديكى خاص با عوامل كليدى در نهادهاى امنيتى و نظامى و آشنا با فرايند سركوب، ۲) فقدان سابقه‌ى مستقيم در نهادهاى حكومتى كه وى را بتوان از فساد گسترده‌ى آن مبرا دانست، ۳) جوانى و انرژى براى رهبرى در كشورى بحران زده كه نسل جوانش به راحتى آرام نخواهند نشست، و ۴) سيادت كه بتوان با تمسك به آن فرد مزبور را به خاندان اهل بيت نسبت داد.



همه‌ى اين ويژگى‌ها در يكى از فرزندان خامنه اى بالاخص مجتبى جمع است. بدين لحاظ وى در سفر خامنه‌اى به قم به احتمال زياد در جوار پدر به ديدار روحانيون و مدرسان حوزه خواهد رفت تا از مجراى پدر تلويحا به عنوان جانشين احتمالى معرفى شود و آنها نيز در نظام روابط آقازادگى و تعارفات معمول وى را تحويل خواهند گرفت.



خامنه‌اى با انتخاب‌هاى خود براى عضويت در شوراى نگهبان و قوه‌ى قضاييه و امامت جمعه نشان داده كه جوانگراست و كسى از نسل روحانيون نزديك به خمينى را براى جانشينى مناسب نمى داند. او هرگز نتوانست به آن نسل اعتماد كند چون آنها به فرد ديگرى وفادار بودند و خامنه‌اى را جدى نمى گرفتند. آن نسل عملا از صحنه‌ى قدرت به كنار رفته است و هيچ جاى پايى در قدرت ندارد تا بتواند به آن بازگشت كند.



خامنه‌اى و همراهانش بر اين انديشه‌اند كه همان طور كه يك روحانى ميان رتبه مثل رهبر فعلى در مقام رهبرى جاى گرفت و با سركوب مخالفان از روز اول توانست بر اين مقام تكيه زند فرزند وى نيز خواهد توانست از اين گردنه به راحتى عبور كند.



ترساندن و همراه كردن و تحت فرمان آوردن روحانيون قم اولين مرحله از اين فرايند دشوار است. البته معترضان به انتخابات كه در خيابان‌هاى تهران عليه مجتبى شعار دادند كار خامنه اى و بيت را در فروش آقا مجتبى دشوار كرده‌اند.

مصاحبه جدید و اصلاحی وزیر اطلاعات

مصاحبه جدید و اصلاحی وزیر اطلاعات


سربازان امام زمان

کَِرم Stuxnet"" را نگرفتند!







حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات، روز گذشته با خبرگزاری از نفس افتاده "ایسنا" مصاحبه کرد تا مصاحبه قبلی اش درباره نقش سربازان امام زمان در گرفتن "کرم اینترنتی" را اصلاح کرده و عقب نشینی کند. او گفت:



جاسوسان هسته‌یی تازه دستگیر شده كسانی نیستند كه ویروس استاكسنت را منتشر كردند. مصلحی در پاسخ به این سئوال خبرگزاری ایسنا که پرونده این جاسوسان در چه مرحله‌ای قرار دارد؟



گفت: وقتش كه شد اطلاعات بیشتر را در این ارتباط ارائه می‌دهیم .



همین خبرگزاری از او درباره ترورها وانفجارهای اخیر سنندج سئوال کرد و مصلحی گفت:



هنوز به چیز خاصی نرسیده‌ایم و بموقع نتایج حاصله را اعلام می‌كنیم.



خبرگزاری ایسنا پرسید، که بالاخره ماجرای نفوذ کرم ویروس استاکسنت در تاسیسات اتمی ایران چیست؟ و مصلحی گفت: این ویروس شناسایی و كنترل شده و مجموعه‌ای كه می‌خواسته از این ویروس استفاده كند، نتوانسته هیچ بهره‌برداری از آن ببرد.

شیخ محمد یزدی:

شیخ محمد یزدی:


ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی

حسابشان را از حاکمیت جدا کرده اند





هفته نامه پنجره، گفتگوئی مشروح با شیخ محمد یزدی، عضو شورای نگهبان و رئیس حکومتی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم کرده است. او در این مصاحبه به چند نکته خبری اشاره می کند که ما این چند نکته را از متن آن مصاحبه استخراج کرده و منتشر می کنیم. از جمله درباره انتخاب خامنه ای به رهبری، بحث های آستانه اولین جلسه مجلس خبرگان پس از کودتای 22 خرداد، جدا شدن ناطق نوری از دار و دسته محمد یزدی و موتلفه اسلامی، کینه قدیمی یزدی نسبت به هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی و ... ادعای پایان جنبش اعتراضی!







در مورد انتخاب آیت‌ا… خامنه‌ای به‎عنوان رهبری، ظاهرا برخی از اعضای جامعه مانند آقای آذری قمی مخالفت‎هایی داشتند؟



خیر، مخالفت داشتن، یک مسئله و فکر تشکیل شورای رهبری مسئله‌ای دیگر است که بیشتر از طرف آقای هاشمی سرچشمه گرفته بود و در این رابطه، همان زمان، اکثر اعضای جامعه مدرسین مخالفت کردند. در حال حاضر هم که دوباره آقای هاشمی این مباحث را مطرح می‌کند، باز هم ما مخالفیم و بعدا هم مخالف خواهیم بود. به این علت که مسئله تشکیل شورای رهبری مبنای فقهی و علمی ندارد، بلکه مبنای روشنفکری دارد، چون یک مجتهد هیچ‎وقت نمی‌تواند مقلد باشد و با نظر شورایی بحث کند.



نحوه عملکرد آقای هاشمی در بعد از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم چگونه بوده است؟

در جریان فتنه، سران فتنه به پشتیبانی آقای هاشمی خیلی کارها کردند و آقای هاشمی اساسا یک نوع تفکر داشته و دارد که هیچ ربطی به جامعه مدرسین ندارد . ایشان هیچ وقت عضو جامعه مدرسین نبوده و همیشه عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و در آن‌جا نیز همیشه این بحث‌ها با ایشان وجود داشته است.



علت عدم شرکت شما در اجلاسیه خبرگان سال قبل چه بود؟



عدم حضور بنده به علت اختلاف با آقای هاشمی بود. در حقیقت شبی که صبح‎اش اجلاس مجلس خبرگان رهبری آغاز به کار می‌کرد، بنده گفتم آقای هاشمی هیچ تعارفی نداریم، شما باید فاصله‎تان با رهبری را کم کنید، فاصله شما با رهبری زیاد است، در این شرایط اگر شما فاصله‎تان را با رهبری کم کنید، به‎خصوص در جلسه و قبل از نطق‎تان، حتما می‌توانید جلسه را خوب اداره کنید و بنده با توجه به ارتباطی که با اعضا دارم و گفت‌وگوهای تلفنی و حضوری، پیش‎بینی می‌کنم جلسه فردا خالی از تشنج نخواهد بود؛ به این دلیل که شما با رهبری فاصله گرفته‎اید و در حقیقت یک نوع برداشت‎هایی از این فاصله و سکوت‎تان شده. شما در نطق افتتاحیه، فاصله‎تان را با رهبری کم کنید. بالاخره آن شب در کمیسیون سه نفره‌ای که بنده عضو آن بودم و این مباحث با آقای هاشمی طرح شد، بنده همان شب از سر سفره نتوانستم بلند شوم و در حقیقت دچار بیماری شدم که هنوز هم آثار آن باقی مانده. ولی خوشبختانه مقام معظم رهبری تدبیرهای بسیار خوبی داشتند و تبیین کردند که حساب ایشان از سران فتنه جداست و در نهایت این اواخر دوستانه گفتند که شما حساب‎تان را از فرزندان‎تان جدا کنید، زیرا شما یک موقعیت و فرزندان‎تان موقعیت دیگری دارند.



نویسنده‌ای گفته که قضیه ما با لبخند حل می‌شود که این مطلب صحیح نیست، زیرا قضیه ما با ایشان حل شدنی نیست، آقای هاشمی یک نوع تفکری دارد و ما هم یک تفکر دیگر، اما در عین‎حال ایشان یک روحانی سابقه‎دار، مبارز و خدوم در کشور است که ما روشش را نمی‌پسندیم و با خودش هم صحبت کرده‎ایم، ولی تخریبش را هم جایز نمی‌دانیم.



در مقطعی که آقای خاتمی برای ریاست‌جمهوری کاندیدا شدند، شما از آقای ناطق حمایت کردید؛ این حمایت براساس چه تحلیلی بود؟



تحلیل لازم نداشت؛ کار ایشان را در دوره مجلس دیده بودیم و با هم معاشرت داشتیم و رفتار ایشان را دیده بودیم. در این جهت از وی حمایت کردیم.



در حال حاضر هم نسبت به آقای ناطق نوری این نظر را دارید؟



آقای ناطق امروز، غیر از آقای ناطق پنج سال پیش است، مثل آقای هاشمی که غیر از آقای هاشمی ۱۰ سال پیش است. الان روش آقای ناطق نوری را تأیید نمی‌کنم. زیرا بدون علت از دوستانش کناره‌گیری کرده، به‎خاطر یک‎سری مسائلی که جزئی است.



چیزی که عقیدمان از نظر مبانی اسلامی بوده، عمل می‌کنیم. مثلا در دوران آقای هاشمی، ایشان طرفدار آقای کرباسچی بود و ما هم سخت مخالف این قضیه بودیم و در مرحله بحث به نقطه حساسی رسید و ایشان آن‎را در محضر رهبری طرح کرد و ما هم در محضر رهبری گفتیم که به نظر ما رهبری نباید در این مسئله وارد شود، زیرا در دنیا رییس‎جمهوری را محاکمه می‌کنند، آب از آب تکان نمی‌خورد، اما آقای هاشمی می‌گوید اگر شهردار را محاکمه کنید، کشور به هم می‌ریزد؛ نخیر، کشور به هم نمی‌ریزد. ما برخلاف نظر آقای هاشمی شهردار را محاکمه کردیم و اتفاقی هم نیفتاد.



در مورد آینده جریان فتنه چه تحلیلی دارید؟



در جریان فتنه خیلی روشن است که سران فتنه تحت تأثیر تبلیغات خارجی و داخلی قرار گرفته و شاید بعضی از آن‎ها نیز تا این حد، خودشان اطلاع نداشتند. برای همه کسانی که مختصری در جریان باشند، مثل روز روشن است که آن‎ها در مقام براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بودند و پشتیبانی خارجی را نیز به همین دلیل داشتند و از بعضی نیروهای داخلی نیز در این جهت بهره‌برداری شده بود که خوشبختانه با تدبیر بسیار جالب مقام معظم رهبری، این نقشه‌ها نقش بر آب شد. امروز سران فتنه خودشان هستند و خودشان و آن مثل معروف در خصوص آن‎ها صدق می‌کند که وقتی در سلمانی مشتری نداشتند، سر همدیگر را می‌تراشیدند و در حال حاضر آن‎ها چون مشتری ندارند، به دیدن همدیگر می‌روند و می‌نشینند صحبت‌هایی می‌کنند که یعنی ما هستیم، در حقیقت سران فتنه فکر می‌کردند با پشتیبانی‌هایی که از خارج و داخل داشتند، در فاصله کوتاهی نظام را از بین خواهند برد. ولی در این رابطه حضور مردم و تدبیر فوق‌العاده مقام معظم رهبری توانست این نظام را حفظ کند و نقشه‌های آن‎ها را با شکست مواجه سازد

مصاحبه رئیس سازمان انرژی اتمی

مصاحبه رئیس سازمان انرژی اتمی


کارشناسان اتمی ج. اسلامی

در تور امنیتی- رفاهی غرب





خبرگزاری فارس به نقل از علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی و درعین حال معاون احمدی نژاد، برای ارائه توضیحاتی یپرامون مصاحبه های جاسوس بگیری وزیر اطلاعات و نقش سربازان امام زمان در گرفتن گرم اینترنتی گزارش داد:



صالحی گفت : کشورهای غربی با بعضی از کارشناسان سازمان انرژی اتمی ایران تماس گرفته و آنها را با وعده ادامه تحصیل و فراهم آوردن شغل و امکانات رفاهی بهتر در خارج از ایران وسوسه کرده اند و در مواردی موفق شده اند که اطلاعاتی را از این طریق به دست آورند.



سازمان انرژی اتمی توانست با کسب اعتماد مهندسان نسبت به رفع دغدغه های فکری آنان از جهت تحصیل و سربازی فرزندانشان اقدام کند تا آنها بدون دغدغه در سازمان کار کنند:



از طرف “ستاد فرماندهی کل قوا” و رئیس دولت اقداماتی برای تأمین امکانات رفاهی و مسکن این کارمندان در اصفهان، بوشهر، کاشان و تهران در حال انجام است.



بعضی از کارمندان سازمان انرژی اتمی در برابر “اغواگری” کشورهای غربی “ لغزش هایی” داشته اند. البته در آن زمان افراد به سهولت به اطلاعات دسترسی داشته اند ولی در حال حاضر این شرایط عوض شده است.



صالحی گفت: "ما موضوع مهم و سری نداریم، اما ضرورتی هم ندارد که همه افراد از تمامی اطلاعات موجود آگاهی پیدا کنند. از جمله درباره خریدهای خارجی سازمان. در حال حاضر درز اطلاعات تقریبا غیرممکن شده است."



صالحی حاضر نشد گزارش های مربوط به بیرون آمدن بعضی از دانشمندان اتمی از سازمان انرژی اتمی و خروج آنها از ایران را تأیید کند.

انتشار یک نامه محرمانه

انتشار یک نامه محرمانه


وحشت کودتا، از دیده شدن

شیخ مهدی کروبی در شهر قم





سایت استانداری قم اعلام کرد که معاون امنیتی - انتظامی استانداری قم با هماهنگی فرماندهی سپاه و رئیس اداره اطلاعات قم مانع از ورود مهدی کروبی به شهر قم برای حضور در مراسم سالگرد درگذشت آیت الله حاج حسین بروجردی شد.



این خبر از متن یک "نامه محرمانه" که در سایت استانداری قم، براثر غفلت گرداننده این سایت منتشر شده بود بیرون آمده است.



در آن نامه محرمانه آمده است: «بنا بر اخبار واصله، مهدی کروبی قصد داشت در مراسم سالگرد ارتحال آیت الله بروجردی که در تاریخ سی ام شهریور در مسجد اعظم قم برگزار می گردید شرکت نماید. تدابیر اتخاذ شده:



1- نامه به فرماندهی محترم سپاه علی بن ابیطالب، فرماندهی محترم انتظامی و مدیر کل محترم اطلاعات جهت جلوگیری از ورود ایشان به قم.



2- حضور مدیرکل امنیتی- انتظامی در محل عوارضی قم، جهت کنترل وضعیت.



3- با اقدامات و پیگیری های به عمل آمده هیچگونه مورد خاصی مشاهده نگردید و به نامبرده اجازه ورود به قم داده نشد.



همین ستاد، اکنون در تدارک استقبال امنیتی و حکومتی از علی خامنه ای برای سفر به قم است.

پرونده سازی برای 2 خبرنگار آلمانی شروع شد : این دو تن با ضدانقلاب ارتباط داشتند

سخنگوی وزارت امور خارجه درباره دستگیری دو تبعه خارجی گفت: این دو تبعه با شبكه ضدانقلاب ارتباط داشتند و به همین خاطر دستگیر شدند.




به گزارش واحد مركزی خبر ، رامین مهمانپرست در نشست خبری امروز خود افزود: این دو تبعه به اسم خبرنگار به خانواده س. آ. برای تهیه گزارش مراجعه كرده بودند و روادید گردشگری داشتند.



وی اضافه كرد: مسائل مربوط به این دو تبعه دستگیر شده در دست پیگیری است.



دوخبرنگار آلمانی در تبریز در حال تهیه گزارشی در مورد سکینه محمدی آشتیانی که محکوم به سنگسار است بودند.

هزینه دو میلیاردی شرکت نفت برای سفر رهبری به قم

تحول سبز: حکومت در تدارک بزرگترین سفر دوران زمامداری سید علی خامنه ای است. این سفر اهداف متعدد سیاسی دنبال می کند و هزینه کلانی بر بیت المال تحمیل کرده است.




شرکت ملی نفت ایران از سوی بیت رهبری موظف شده است در همکاری کامل با استانداری قم و لشکر تیپ امام صادق سپاه هزینه های سفر را تامین کند. به گفته این مقام آگاه مقدمات این سفر در دوسطح برنامه ریزی شده است بخش آماده سازی وتبلیغات توسط استانداری انجام می شود و بخش هماهنگی با دیگر نهادها وبرنامه های کاری رهبری در قم ودیدارها و همچنین بسیج مردم برای حضور در مراسم استقبال تو سط سپاه صورت می‌گیرد.



به گزارش جرس ، نکته جالب در این میان آن است که بر استقبال مردمی از رهبر در خیابان های قم توسط مردم تاکید زیادی صورت می‌شود. در این راستا تیپ تبلیغی امام صادق که مجتبی ذوالنور معاون نماینده ولی فقیه در سپاه، روزگاری فرمانده اش بود در حال جمع آوری خودجوش بسیجی اصفهان وشهرضا برای آوردن به قم است.



بریز و بپاش بیت المال در سفر قم



شنیده می شود تاکنون شرکت ملی نفت یک میلیارد تومان به استانداری و یک میلیارد تومان هم به سپاه برای این موضوع پرداخته است. به نظر آگاهان سیاسی تاکید بر پرشور نشان دادن استقبال از رهبر در قم به نوعی پاسخ به روز تشییع جنازه آیت الله منتظری است که مردم بدون هیچگونه تبلیغات حکومتی و پذیرایی از بودجه بیت المال, به صورت میلیونی و خود جوش در این مراسم شرکت کرده بودند.



هزینه سفر دهه هفتاد آقای خامنه ای به قم هشتصد میلیون تومان برآورده شد که مورد اعتراض شدید مرحوم آیت الله العظمی منتظری در سخنرانی مشهور ۱۳ رجب سال ۷۶ قرار گرفت .



ارقام برکات مادی سفر از زبان حجت الاسلام استاندار



موسی پور استاندار قم اظهار کرده است: از سال ۵۸ تا ۷۵ تنها ۱۵ میلیارد تومان اعتبارات عمرانی قم بوده که بعد از استان شدن این مبلغ از سال ۷۵ تا ۸۸ به ۸۰ میلیارد تومان ارتقا یافته است، همچنین ۴۵۲ میلیارد تومان اعتبارات استانی قم ازسال ۸۴ تا ۸۹ بوده که از دستارود‌های استان شدن این خطه محسوب می شود.



دیدار “صمیمانه” با مراجع عظام



به گزارش مرکز خبر حوزه، معاون تبلیغ حوزه های علمیه حجت الاسلام نبوی با اشاره به این که احتمال تغییر در برنامه ها وجود دارد، افزود: مقام معظم رهبری در این سفر پر خیر و برکت، دیدارهای “صمیمانه ای” نیز با مراجع معظم تقلید؛ البته بدون حضور خبرنگاران خواهند داشت. زمان دقیق سفر معظم له به قم هنوز مشخص نیست، اما این سفر اواخر هفته آینده انجام می شود، رهبر معظم انقلاب به طور طبیعی هر چند وقت یک بار سفرهای استانی دارند و لذا تحلیل ها و گمانه زنی های فراوان راجع به این سفر نشان از بی دقتی رسانه های بیگانه است. البته ایشان به نام هیچیک از مراجع اشاره نکرده است، زیرا فشار بر تک تک مراجع توسط نیروهای امنیتی برای راضی شدن به ملاقات به شدت ادامه دارد.



ابعاد استانی، ملی و بین المللی سفر قم



نبوی در نشست مدیران ومعاونان آموزش وتبلیغ مدارس علمیه قم شایعه تفاوت دیدگاههای رهبری با مراجع را ازجمله تبلیغات سوء و روش های جذب طرفدار مخالفین و دشمنان برشمرد و اظهار کرد: سفر مقام معظم رهبری به قم تمام این تبلیغات سوء را از بین می‌برد و جایگاه دشمنان را دچار فرو پاشی خواهد کرد ، همچنین استقبال پرشکوه از ایشان نیز ضربه ای محکم به استکبار و کفار خواهد بود. معاون تبلیغ و آموزش های کاربردی حوزه های علمیه، این سفر را دارای ابعاد استانی ،ملی و بین المللی توصیف کرد و گفت : در بعد بین الملل دستاوردهای رهبر معظم انقلاب موجب قوت قلب تمام شیعیان جهان خواهد شد.



ذبح قربانی از روزها پیش



نبوی از اشتیاق فراوان مردم و طلاب برای استقبال از رهبری خبر داد و اظهار کرد: “بسیاری از مردم قم از روزها پیش برای سلامتی مقام معظم رهبری به ذبح قربانی پرداخته و گوشت آن را بین نیازمندان توزیع نمود ه اند.”

با توجه به کثرت قربانی برای “سلامتی مقام رهبری”، قیمت گوشت در سطح استان قم به ارزان ترین نرخ در سه سال اخیر رسیده و کار قصابی ها کاملا کساد شده است.



سه ستاد خودجوش حوزوی، اداری و مردمی استقبال



به گزارش مرکز خبر حوزه، حجت‌الاسلام‌ سیعد روستا آزاد اظهار داشت: این سفر در حالی صورت می‌پذیرد که سال گذشته شاهد فتنه‌انگیزی‌هایی در کشور بودیم و دشمنان از این ماجرا سوء استفاده کرده و به بیان یاوه‌‌گویی‌هایی مبنی بر ایجاد فاصله بین مقام‌ معظم‌ رهبری با حوزه و مراجع پرداختند؛ بر این اساس این سفر خط بطلانی بر تمام این یاوه‌گویی‌ها است. وی با بیان این مطلب که برای ساماندهی و استقبال هر چه با شکوه‌تر از مقام‌ معظم‌ رهبری از هفته‌های پیش سه ستاد حوزوی، اداری و مردمی در قم شکل گرفت، افزود: ستاد حوزوی با عضویت مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه، جامعةالمصطفی العالمیه، مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران و دفتر تبلیغات اسلامی کار خود را رسماً آغاز کرد.



کمک هزینه عمره و سفر به عتبات جایزه شرکت در جشنواره سفر رهبری



به گزارش مرکز خبر حوزه، حجت‌الاسلام علی مولایی رئیس مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران در زمینه استقبال از مقام معظم رهبری در سفر به قم اظهار داشت: جوایز شرکت در جشنواره سفر مقام معظم رهبری به قم کمک ‌هزینه سفر به عمره، عتبات عالیات و سوریه است.



تعطیل دروس حوزه علمیه قم برای استقبال از موکب مقام رهبری



به گزارش مرکز خبر حوزه ،حجت الاسلام عباسی، در نشست مدیران ومعاونان آموزش وتبلیغ مدارس علمیه قم با اشاره به سفر قریب الوقوع مقام معظم رهبری به قم و شور هیجان عامه مردم به خصوص طلاب برای استقبال از ایشان، اظهار داشت: درزمان استقبال ولی‌امر مسلمین کلیه دروس حوزه علمیه قم تعطیل خواهد بود.

Monday, October 11, 2010

مصاحبه کریستین ساینس مونیتور با آدمیرال مایک مولن

آدمیرال مایک مولن،رییس ستاد کل فرماندهی ارتش آمریکا،هفته گذشته در مراسم صبحانه کریستین ساینس مونیتور در واشنگتن با خبرنگاران دیدار کرد و در آن جا گفت ما طرفدار راه های دیپلوماتیک در مورد ایران هستیم.








سووال من این نیست که آیا حمله اي به ایران درکار خواهد بود یا کي این حمله انجام خواهد شد. اما اگر کار به آنجا برسد، چه کساني موافق و چه کساني مخالف هستند؟ این تصور وجود دارد که برخي از افراد در دولت اوباما احساس مي کنند که سیاست اسرائیل در مقابل فلسطین، امنیت ملي آمریکا را برهم مي زند. آیا شما گمان مي کنید که سیاست هاي اسرائیل تهدیدي براي مردان و زنان ارتش آمریکا در جاهایي مثل افغانستان باشد؟



نه من چنین تصوری ندارم.



در مورد ایران من مدت ها پیش بطور مشخص درمورد عواقب دستیابي این کشور به سلاح اتمي توضیح دادم. از سوي دیگر، اگر به ایران حمله بشود، من به همان اندازه نگران عواقب ناخواسته این اقدام هستم.



به همین دلیل من طرفدار راهکار دیپلماسي، گفتگو، تحریم و فشار هاي بین الملي هستم. ایران متعلق به بخشي از جهان است که ثبات زیادي ندارد. و ادامه دادن به راهي که مي روند، یعني دستیابي به سلاح اتمي از یک سو و تحریک دیگران براي حمله از سوي دیگر، یک مناقشه جدي را بوجود مي آورد.عواقب شناخته شده و ناشناخته اي که باید آن را جدي گرفت. پس فهماندن این نکته به ایران که دستیابي به سلاح اتمي به سودش نیست، در اولویت قرار دارد و بسیار مهم است. این موضوع در دراز مدت به نفع ایران است. رسیدن به این هدف بدون حمله کردن به ایران فوق العاده است. آیا این کار شدني است؟ هنوز پاسخي براي این سووال وجود ندارد.







ارزیابي شما از عدم توانایي عراق در نگه داشتن یک دولت کارآمد چیست؟



نگراني من درباره ناتواني دولت عراق رو به افزایش است. از لحاظ امنیت به نظر من همه چیز شکننده است. به نظر من سیاستمدارن آهسته حرکت مي کنند درحالیکه باید هرچه زودتر دولت را برقرار کنند. هرچقدر این کار بیشتر طول بکشد، نگراني من و دیگران در مورد آینده بیشتر مي شود. این یک فرصت بزرگ براي رهبران سیاسي و مردم عراق است که در نتیجه فداکاری هایشان بدست آمده است. امیدوارم از آن استفاده کنند.







نشستي درباره ارتش چین برگزار شد و اینکه آیا این ارتش همچنان کوچک و دفاعي است یا باید نگران آن بود. نگراني هاي شما درباره چین چیست؟



آنچه من را بیش از هرچیز نگران مي کند، چیزهایي است که نمي دانم. اینکه بودجه دفاعي که براي ما قابل رویت است، بشدت افزایش پیدا کرده است. شواهد زیادي وجود دارد که ما همه این بودجه دفاعي را نمي بینیم و در واقع نمي دانیم چیست. من نگران آنچه مي دانم هستم، بخصوص درباره موشک هاي بالیستیک ضد ناو که به تازگي توسعه پیدا کرده اند. سرمایه گذاري عظیمي روي این موشک ها بخصوص در سواحل شرقي شده است. آنها در آبهاي سواحل شرقي، دریاي جنوب چین، دریاي شرق چین و دریاي زرد بسیار سلطه جویانه عمل مي کنند. دیدید زماني که خانم کلینتون درباره اتحاد و تلاش دوکشور با احترام به مرزهاي دریایي صحبت کرد، چه اتفاقي افتاد. انها ادعا کردند که آمریکا نباید در دریاي زرد مانور دریایي انجام بدهدو دریاي زرد دریاي آزاد است. ما در دریاي زرد مانور برگزار مي کنیم. ما به همراه دیگران. به هر حال نگراني من درحال حاضر نسبت به آینده کمتر است. چین هنوز چندین سال وقت دارد تا قدرت دفاعي خود را افزایش بدهد. مسلما هر کشوري حق دارد قدرت دفاعي خود را که براي منافع ملي اش بالا ببرد. من هیچ مشکلی با این موضوع ندارم. به نظر من آنها با اغراق در مورد توانایي های نظامي شان قصد دارند مانع دیگران بشوند که آنها را تهدید کنند، اما گفتن این موضوع بطور قطع، مشکل است. نگراني من این است که نمی توانم بنشینم و با آنها گفتگو کنم چون ما روابط نظامي با هم نداریم. من انتظار ندارم که اگر گفتگویي بین ما انجام شود بر سر همه چیز به توافق برسیم. اما به نظر من اینکه ما نمی توانیم با وجود اینکه در مورد مسائلی توافق داریم اما نمي توانیم درباره آن بحث کنیم، خطرناک است.







کریستین سانیس مونیتور، 9 اکتبر

دوربین شده است مدرک جرم و جاسوسی

با گذشت بیش از یک سال و سه ماه از انتخابات مخدوش 22 خرداد سال گذشته که بازداشت و برخوردهای امنیتی با عکاس خبرنگاران را به دنبال داشت؛ تعداد زیادی از این خبرنگار عکاسان به ایجاد آتلیه و پرداختن به کارهایی جز عکاسی خبری مشغول شده و یا بیکار هستند؛تعدادی هم ایران را ترک کرده اند اما با این حال همچنان از زنده و در جریان بودن عکاسی خبری می گویند، هر چند نگران به مخاطره افتادن این شغل هستند.




بعد از انتخابات سال گذشته تعدادی از عکاسان خبری بازداشت شدند و مدتها در بند 2 الف سپاه به خاطر عکس هایی که گرفته بودند با اتهام جاسوسی تحت بازجویی قرار گرفتند؛ عکاسان خبری مستقل ممنوع الکار شدند و کارت های فعالیت انان لغو شد؛، تعدادی از این عکاسان مورد حمله قرار گرفتند و حتی برخی، از سوی نیروهای لباس شخصی با چاقو مضروب شدند. دوربین های بسیاری از عکاسان شکست و دوربین های تعدادی دیگر از سوی نهادهای امنیتی و انتظامی ضبط شد، اما با همه این محدودیت ها و فشارها و تهدید ها، جهان به نظاره عکس هایی نشست که واقعیات روزهای بعد از انتخابات ایران را گویاتر از هر خبری بیان میکرد.



وضعیت فعلی عکاسان خبری در ایران و محدودیت ها و فشارها، موضوعی است که با عباس کوثری، جواد منتظری، مجید سعیدی و حسن سربخشیان در مورد آنها به گفتگو نشسته ایم.







به مخاطره افتادن شغل عکاسی خبری



عباس کوثری، دبیر گروه عکس روزنامه شرق و از باسابقه ترین عکاسان خبری مطبوعات ایران است که به "روز" می گوید: طی یکسال گذشته عکاسان بسیاری را دیده ام که آتلیه تاسیس کرده اند و به جشن ها و مراسم ها می روند. تعدادشان هم زیاد تر می شود و این نشان میدهد که از حرفه تخصصی شان دور می شوند.



او از به مخاطره افتادن شغل عکاسی خبری در ایران سخن می گوید: با محدودیت هایی که برای روزنامه ها به وجود می آید، روزنامه ها توقیف می شوند و... شغل همه به خطر می افتد و باید بروند کارهایی بکنند که با تخصص شان ربطی ندارد. از طرفی فضا، طوری است که کار جدی صورت نمی گیرد. به خیلی از برنامه ها اصلا دعوت نمی شویم؛ضمن اینکه قبلا مراسم ها بیشتر بود الان هم شاید به لحاظ کمیت باشد اما چند رسانه بیشتر دعوت نمی شوندکه اکثرا هم خبرگزاری ها هستند.



به اعتقاد آقای کوثری جذابیت به لحاظ تصویری در حال از بین رفتن است: به حوزه ها دعوت نمی شویم و خبرگزاری ها پوشش میدهند و مجانی در اختیار روزنامه ها می گذارند، در حالیکه باید پول بگیرند. وقتی مجانی است حرفه عکاسی هم به خطر می افتد. الان خیلی از روزنامه ها علاقه ای به گرفتن عکاس خبری ندارند و فقط یک یا دو عکاس برای مصاحبه های اختصاصی خودشان می گیرند و این روند باعث می شود که شغل عکاسی خبری به مخاطره بیفتد. همین مساله باعث شده است که عکس های مطبوعات خیلی شبیه هم شوند و جذابیت سابق را نداشته باشد. چون همه شبیه هم هستند، و شخصیت تصویری ندارند. اتفاقا امروز روی دکه مطبوعات 5 روزنامه را دیدم که عکس شان دقیقا یک عکس بود 5 روزنامه با 5 لوگوی مختلف و متفاوت اما تصویری واحد که جذابیت ندارد.



او می گوید: همه چیز سیاسی نیست؛ خیلی چیزها مالی است و خیلی چیزها هم حرفه ای و صنفی. وقتی عکس مجانی به روزنامه ها می رسد طبیعی است نخواهند عکاس استخدام کنند.



آقای کوثری که بیش از دو سال است کار گالری را به عکاسی صرف خبری ترجیح داده می گوید: بیشتر دارم با گالری کار میکنم که یک امر شخصی است. از یک جایی فکر کردم عکس هایی که می گیریم به عنوان عکس خبری، خیلی ماندگاری ندارد و یک کار روزمره تکراری است و برای من مثل سابق جذابیت نداشت اما اینکه عکس هایم را به عنوان یک اثر هنری بفروشم و روی دیوار مردم قاب شود برایم مهم تر است تا اینکه یک روز در روزنامه کار شود و بعد برود سطل آشغال. در اصل از دو سه سال پیش این قضیه شروع شد وهر چه گشتم از میان عکس هایم عکسی برای چاپ روی دیوار نیافتم.



از عباس کوثری درباره تاثیر وقایع بعد از انتخابات بر حرفه او و همکارانش می پرسم. می گوید:بعد از انتخابات پارسال، اتفاقی که افتاده این است که اعتماد از بین رفته و مردم به عکاسان اعتماد ندارند. نمیدانند عکس شان کجا میرود، می ترسند و حق طبیعی مردم هم است. در اروپا هم عکاسان نمی توانند از مردم عکس بگیرند و جای دیگری مصرف کنند و یا کار تبلیغاتی کنند و پول دربیاورند. در اصل مردم نمی خواهند از تصویرشان سو استفاده شود؛چون نمیدانند عکس شان کجا میرود، واکنش نشان میدهند.







علیرغم محدودیت ها



مجید سعیدی، همچون عباس کوثری از عکاسان پرسابقه ای است که سابقه فعالیت خبری اش به قبل از دوم خرداد 76 برمیگردد. او بعد از انتخابات سال گذشته از سوی سپاه بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شد.



او به "روز" می گوید: بعد از انتخابات سال گذشته حکومت به این نتیجه رسید که عکس هم می تواند برای حکومت مضر باشد و تصمیم گرفت با عکاسان هم برخورد کند. تعدادی از عکاسان در حین عکاسی در خیابان ها بازداشت شدند و تعدادی دیگر در خانه هایشان و این زنگ خطری بود برای جامعه خبری ایران که حکومت قصد محدود کردن کار عکاسی خبری و برخورد با عکاسان را به صورت هدف مند دنبال میکند..



آقای سعیدی می افزاید: من از یک هفته قبل از انتخابات ممنوع الکار شدم؛یعنی رسما به روزنامه خبر نامه دادند که اگر این در روزنامه باشد توقیف میکنیم آنها هم به من گفتند لطفا برو و رفتم اما کار خودم را کردم.



او در ادامه می گوید: مرا به خاطر عکاسی گرفتند. بخشی از سپاه بود ابتدا تصور میکردم وزارت اطلاعات است. آمدند در منزل و مرا بردند و از ابتدای بازجویی ها متهم به جاسوسی شدم. بعد گفتند از انتخابات عکاسی کرده ای. من هم اعتراض کردم و گفتم همانطور که طرفداران میرحسین موسوی غیرقانونی به خیابان آمدند، طرفداران احمدی نژاد هم غیرقانونی آمدند دو سه بار و جشن هم گرفتند مگر مجوز داشتند آنها؟ من از هر دو طرف عکس گرفتم. کار من طرفداری از کسی نیست و بی طرفانه کارم را میکنم. بعد گفتم چرا مرا بازداشت کردید من با یک آژانس کوچکی کار میکنم که در دنیا هم زیاد پخش نمی شود؛ گفتند "آژانست" کوچک اما اسم خودت بزرگ است و با تو برخورد میکنیم تا برای سایر عکاس ها عبرت شود. بارها گفتم که اصل عکاسی خبری بی طرفثی است و باید تنها به عنوان یک چشم باشی. ممکن است من قلبا به کاندیدایی علاقه داشته باشم و این طبیعی است اما در عکس ها نباید این مساله بروز داشته باشد. من همانطور که در میتینگ های احمدی نژاد ـ البته هر موقع که اجازه حضور میدادند ـ شرکت می کردم و عکس می گرفتم در میتینگ های موسوی هم عکس می گرفتم و ثبت میکردم. وظیفه من تنها ثبت صحنه ها است و رساندن آنها به افکار عمومی. نمی توانم که فقط از طرفداران حکومت عکس بگیرم عده ای دفاع میکنند عده ای نقد میکنند و من از همه باید عکس بگیرم.



آقای سعیدی که اکنون در کشور افغانستان و برای یک آژانس خارجی عکاسی میکند به جنگ ایران و عراق اشاره دارد: شما ببینید زمان جنگ ایران و عراق، بخشی از عکاسان ما را اجازه ندادند که به جبهه بروند تحت این عنوان که می روند جاسوسی می کنند و یا چهره منفی ارائه میدهند و... بعد خودشان پشیمان شدند الان دنبال عکس میگردند که آن 8 سال را چگونه به مردم نشان دهند. بخشی از عکاس ها بودند اما بخشی هم نبودند اجازه نیافتند بروند. حکومت باید بداند که عکاس باید ثبت کند. این همه آدم آمدند توی خیابان و این تاریخ است که نشان خواهد داد چه کسانی خیانت کار بودند یا نبودند و باید بگذارند عکاس ها ثبت کنند، اگر نگذارند تاریخ خواهد گفت نگذاشتند.



این عکاس خبری که علیرغم ممنوع الکار بودن از اعتراضات مردمی عکس می گرفته معتقد است: برخی از بچه ها از جمله خود من وظیفه خودمان میدانستیم برویم و صحنه ها را ثبت کنیم و هنوز هم از این کارم دفاع میکنم. اما حکومت نپسندید؛ می گفتند غیر قانونی کار کرده ای و برخورد کردند. اما سئوال من این است که مگر عکاس خبری بودن به این است که کارت در جیبت داشته باشی؟ البته که نه؛ عکاس خبری بودن به این است که دوربین داشته باشی و کار حرفه ای ات را انجام دهی. این نمی شود که بگوییم از امروز عکاس نیستیم چون ممنوع الکار هستیم خب پس فرق یک بقالی که مغازه اش پلمپ شده و خانه نشسته با عکاس خبری چیست؟ اگر عکاسی خبری به این باشد که کارتت را گرفتند و ممنوع الکارت کردند پس خانه بنشینی باید فاتحه عکاسی خبری را خواند. هزاران هزار مردمی که با موبایل عکس گرفتند مگر مجوز داشتند؟ میدانستند اگر آنها را بگیرند پدرشان را در میآورند اما عکس گرفتند و منتشر کردند؛ بار عکاسان خبری را بر دوش گرفتند در حالی که عکاسان ما گفتند مجوز نداریم کار نمیکنیم. اگر کسی واقعا عکاس خبری باشد، باید اتفاقات به این مهمی و تاریخی را در دل خیابان ها ثبت کند.



آقای سعیدی که خود زمانی دبیر گروه عکس خبرگزاری فارس بوده و در عین حال سابقه همکاری با تایمز را نیز دارد، در تشریح فضای حاکم بر عکاسی خبری در ایران می گوید: در همه دوره های عکاسی خبری در ایران مشکل و محدودیت وجود داشته اما الان مشکلات بیشتر شده و کار عکاسی خبری بسیار محدود تر شده است و به حالت فرمایشی درامده. دلیل عمده اش این است که بخش امنیتی در کشور ما به چند دسته تبدیل شده است. خود مردم دوربین عکاسی را یک خطر می بینند 22 خرداد سال گذشته در خیابان کسی به من نمی گفت کارت شناسایی بده اما امسال کافیست دوربینی روی دوشت باشد مثلا از چهارراه ولیعصر تا میدان ولیعصر 17 نفر کارت می خواهند. این نشان میدهد که فضای کار برای ما امنیتی است و تصمیم بر برخورد با عکاسان خبری است. در حالیکه حکومت نباید اینقدر سست باشد که از عکس بترسد.



به اعتقاد او: "حرمت دوربین عکاسی شکسته شده؛ از سال گذشته که عکاس ها را کتک زدند بازداشت کردند توهین کردند و به زندان انداختند. جامعه امنیتی شده نمی توانید دوربین به دست باشید همه یکباره احساس مسئولیت کرده اند اعم از بسیج و سپاه و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات که جاسوس بگیرند و اولین چیزی که می بینند دوربین عکاسی است. دوربین عکاسی شده است مدرک جرم و جاسوسی. مردم هم دوربین عکاسی را به چشم خطر می بینند، به خاطر برخی سواستفاده های دولت، مردم نسبت به عکاسان خبری بی اعتماد شده اند. وقتی عکس های مردم را در برخی سایت ها به عنوان اغتشاش گر گذاشتند و خواستار شناسایی آنها شدند، مردم هم اعتمادشان را از دست دادند. نمیدانند طرف برای کجا عکس می گیرد و ممکن است عکس شان سر از کجا در آورد".



از آقای در مورد چشم انداز این حرفه در ایران می پرسم؛ پاسخ میدهد: عکاسی خبری ما متاسفانه کمی فرمایشی شده یعنی چیزی که آقایان علاقه دارند نشان داده شود همان را اجازه میدهند منتشر شود اما عکاسان ما کار خودشان را می کنند؛ ممکن است الان در رسانه های داخلی نتوانند منتشر کنند اما ثبت میکنند برای تاریخ و روزی که این فضا تغییر کند. در اصل میخواهم بگویم که عکاسی خبری ایران در جریان است. بچه ها دارند کار میکنند و علیرغم محدودیت ها واقعا تلاش میکنند یک سری بیکار شده اند یک سری هم از ایران رفته اند که البته بخشی از آنها مشکلی نداشتند و برای اینکه کاری پیدا کنند و جایی برسند رفتند. اما اگر حرفه ای نگاه کنیم می بینیم حتی عکاسان ایرنا و حتی کیهان هم عکاس خبری هستند و کار میکنند؛ کاری به رسانه هایشان و خطوط سیاسی آنها ندارم که فیلترینگ شدید میکنند اما بچه های عکاس کار خودشان را می کنند. هرچند که می بینیم بسیاری از عکاسان خبری از این رسانه ها بخصوص فارس رفتند به خاطر همین فیلترینگ ها، واین رسانه ها هم ترجیح دادند به جای آنها عکاسانی را بیاورند و تربیت کنند که همچون خودشان هیچ نگاه انتقادی به حاکمیت نداشته باشند.







وحشت حکومت از عکس



جواد منتظری، دبیر گروههای عکس روزنامه های توقیف شده خرداد، فتح، همبستگی و بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب که سابقه همکاری با رسانه های خارجی در ایران را نیز دارد، مشکلات حرفه عکاسی خبری را در دو بخش توضیح میدهد: یک بخش مربوط به خود بچه های عکاس و نحوه کار عکاسان خبری است وبخش دیگر مربوط می شود به حکومت و نوع درگیری هایی که ممکن است به خاطر انتشار عکس های خاص به وجود بیاید.



آقای منتظری می گوید: واقعیت این است که در واقع توجه حکومت نسبت به عکس به حدی بود که وقتی قرار نبود و یا حکومت احساس میکرد یک جایی یا چیزی نباید دیده شود، عکاس خبری حضور نمی یافت. چون عکاس شاهد عینی بی واسطه است لدا کنترل می کردند که عکاس نباشد. این مساله در دوران اصلاحات طوری اتفاق می افتاد که مشکل خاصی پیش نمی آمد مثلا عکسی از آقای خاتمی گرفته بودیم که مدیر کل روابط عمومی ریاست جمهوری خواهش کرد منتشر نکنیم؛ عکسی در نمایشگاه جنگ بود که آقای خاتمی را سوار بر پدافندی نشان میداد که از دوربین آن نگاه میکرد. ما هم احترام گذاشتیم. واین مسائل در قاموس کار خبری هست ولی اینطور هم نیست که فکر کنید اگر منتشر نکنید رسالت کار خبری تان را انجام نداده اید. ولی یکی از بچه ها عکسی از اعدام گرفته بود که منتشر کرد و به صورت گسترده پخش شد؛ وزارت ارشاد او را خواست و سئوال جواب کرد یا سر قضیه 18 تیر که برخی از عکاس ها خیلی اذیت شدند.



آقای منتظری به در تیررس بودن عکاسان خبری اشاره می کند و می گوید: مشکلی که ما همواره داشتیم این بود که من و یک خبرنگار وقتی با هم برای کار خبری وارد جایی می شویم اگر حساسیت ثبت واقعه بالا باشد من در تیر رس اول قرار می گیرم بعد خبرنگار اما این را خبرنگاران متوجه نمی شدند. من باید یک دستگاه حجیم را بیاورم بالا جلوی صورتم تا ببینم و کار کنم؛ یعنی من به راحتی توسط همه دیده می شوم ولی یک خبرنگار در نهایت یادداشت میکند و اگر حساسیت بیشتر هم باشد قلم را هم در جیب میگذارد و تنها نظاره میکند. 18 تیر نمونه بارزی است. با خبرنگاری بودیم که گروههای فشار آمدند به او چیزی نگفتند یقه مرا گرفتند در حالیکه او هم چون من داشت کار خبری میکرد.



از این عکاس با سابقه درباره محدودیت هایی که با شروع ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در سال 84 برای عکاسان خبری به وجود آمد می پرسم می گوید: اولین مشکلی که در دوره احمدی نژاد پیدا کردیم محدودیت دسترسی به محیط های خبری بود؛ یعنی به محض اینکه احمدی نژاد آمد، فاکس هایی که برای ما از اداره مطبوعات خارجی فرستاده می شد به شدت کم شد. خود من تماس گرفتم و پرسیدم گفتند سیاست جدید است. خیلی جاها راهمان نمیدادند و اجازه عکاسی نداشتیم. کما اینکه من هیچ گاه نیروگاه اتمی بوشهر نرفتم با اینکه بارها درخواست دادم اما نگذاشتند، جلسات احمدی نژاد را نرفتم چون اجازه ندادند. در بیت رهبری اجازه عکاسی نداشتم. جالب است بدانید که در بیت رهبری به من می گفتند باید ریش و مویت را کوتاه کنی وگرنه اجازه امدن و عکاسی کردن نداری. من گفتم نمی کنم گفتند نیا و دیگر اجازه ندادند. برای همین تعداد عکس هایی که از خامنه ای دارم بسیار محدود است. اما این سیاست ها هیچ وقت سیاست های درست و واحدی نبوده کما اینکه همان روز انتخابات به من اجازه دادند از رهبر عکس بگیرم.



آقای منتظری سپس به اتفاقی اشاره میکند که با آغاز دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد در مطبوعات ایران پیش آمد و پیش از ان سابقه نداشت: خبرگزاریهایی که جنبه بولتن سیاسی یک جناح خاص را داشتند از جمله خبرگزاری فارس تعدادی آدم آوردند؛ اینکه چگونه انتخاب شدند نمیدانم اما آوردند و گذاشتند در کنار عکاسان خبری. این افراد گرایش های جناحی داشتند؛ یکی دو سال زیر دست عکاسان خبری کار کردند و یواش یواش عکاس های ما کنار گذاشته شدند و آنها جایشان را گرفتند. این قضیه قبل از انتخابات اتفاق افتاد و بعد از انتخابات شدت پیدا کرد. یعنی آمدند یک نسلی پرورش دادند که روزنامه نگارها و عکاسان خودشان باشند برای انکه همیشه در این عرصه مشکل داشتند چون به ندرت پیدا میکردند روزنامه نگار و عکاسی که طرفدار آنها باشد. دوره اول احمدی نژاد همین رفتار در سازمان مجلات همشهری با خود من شد. یک طلبه ای را آوردند که من قبول نکردم بعد بدون اطلاع من او را به جلسه مطبوعاتی قالیباف که شهردار بود فرستادند.



وی آنگاه با اشاره به نقش نیروی انتظامی توضیح میدهد:. نیروی انتظامی تعدادی عکاس جوان را که اصلا سواد و دانش اجتماعی هم ندارند تحویل می گیرد، برای آنها شرایط را فراهم می آورد؛ نتیجه اش این می شود که وسط تجمعات مردمی این افراد را تحت الحفظ می اورند که عکس بگیرند. می گویند برای هر کجا میخواهید عکس بگیرید اما باید از عکس هایتان به ما هم بدهید. کما اینکه یکبار سر گشت حجاب خود من هم خیلی اتفاقی و براساس دعوت نامه ای که فرستاده بودند رفتم. سرهنگ نیروی انتظامی مرا می شناخت و شوکه شد گفت به خارجی ها ندهی گفتم نمی دهم. وسط کار گفت یک سری از عکس هایت را به ما بده گفتم باشد اما هیچ وقت نداد؛اوم در تمام مدت کار به همه بچه ها جهت میداد که چگونه و از کجا عکس بگیرند. تنها به یکی دو نفر از ما جرات نکرد. شاید فکر میکرد واکنش نشان خواهیم داد.



آقای منتظری که اکنون در کشور نروژ و به صورت عکاس آزاد کار میکند به نوع برخوردها با عکاسان خبری اشاره میکند: به شکل بازداشت نبوده عمدتا ممنوع الکار میکردند؛احضار و پرس و جو میکردند کما اینکه مثلا مرا خواستند و پرسیدند که یکسال گذشته کجا بودی، کجا رفتی، از کجاها عکاسی کردی و... می خواستند در اصل بگویند که حواس ما است اما بازجویی نبود. بچه ها را دوره ای می بردند و سئوال و جواب میکردند.



وی در خصوص علت برخورد حکومت با عکاس خبرنگاران توضیح میدهد: می گویند یک عکس خوب برابر است با هزار کلمه و یک عکس خوبتر برابر است با ده هزار کلمه. در جایی که مطبوعات ارائه می شوند، یعنی دکه ها و کیوسک های مطبوعاتی، اولین چیزی که مردم می بینند عکس است. یعنی اول عکس را می بینند بعد تیتر و بقیه مطالب را و عکس بی واسطه تاثیرش را می گذارد، و نتیجه گیری بلافاصله بعد از دیدن عکس چیزی است که نه تنها حکومت ایران بلکه هر سیستمی که نمیخواهد واقعیت ها دیده شوند را می ترساند. آن چیزی که اینها را می ترساند همین است. حجم زیادی عکس در ایران و جهان منتشر شد که شاهد عینی بودند و این حکومت را چنان اذیت کرد که مجبور شد رو به حرکت ایذایی بیاورد. بازداشت کند جلوی کار را بگیرد دوربین ها را بشکند و به هر نحوی تلاش کرد جلوی کار را بگیرد. دوربین خیلی از بچه ها را گرفتند و دیگر پس ندادند و جالب این است که گفتند برو دو شاهد بیاور که ما گرفتیم.



به اعتقاد آقای منتظری حکومت در کاری که میخواست بکند، یعنی در جلوگیری از انتشار واقعیت موفق نبود: چون ارزیابی درستی از زمان و مکانی که در آن هستند ندارند؛ اگر ارزیابی درستی داشتند انتخابات به این شکل نمی شد. پیشرفت تکنولوژی به مردم این فرصت را داد که خودشان این کار را انجام دهند عکس ها به لحاظ اصول حرفه ای شاید حرفه ای نبود اما به لحاظ خبری کاملا حرفه ای بود. بسیاری از خبرگزار یها و رسانه هاتوان پوشش در چند جای مختلف در یک زمان را ندارند و مردم بار آنها را بر دوش کشیدند و من واقعا لذت می بردم که مردم چقدر قشنگ این کار را انجام میدهند. مهم انتشار خبر و واقعیت ها بود که مردم به بهترین نحو انجام دادند و چنان تاثیر گذار بود که در تجمعات آخر می دیدیم نیروهای انتظامی موبایل ها را از دست مردم در می آورند یا با باتوم می زنند؛ این نشان دهنده اهمیت موضوع و تاثیر بسیار بالای آن بود و چقدر اهمیت دارد که با چه نوع دیافراگم و لنز و دوربینی گرفته شده اند، اصلی ترین و اولین مساله خبر است که مردم به بهترین نحو آن را انتقال دادند.



وی در عین حال همچون مجید سعیدی به بی اعتمادی مردم به عکاس خبرنگارها اشاره میکند که بعد از درگیری ها و اعتراضات سال گذشته به وجود آمده است: مردم کاملا بی اعتماد هستند چون دیدند که چگونه از عکس ها سواستفاده شد به خاطر رفتار ناجوانمردانه ای که وجود دارد، این عکس ها مورد سواستفاده سیستم قرار می گیرد و مردم را جلب می کنند.



آقای منتظری مثال میزند: در جریان تجمعات سال گذشته یکی از همکاران ما در میدان آزادی عکس می گرفت مردم به شدت عصبانی شدند و به او حمله کردند تا کارتش را نشان داد و گفت که عکاس خبرگزاری های خارجی است مردم او را با هورا بالای دست گرفتند و خوشحال بودند و او هوار میزد که تو رو خدا نکنید الان شناسایی ام می کنند و مرا می گیرند. در اصل ما چوب دو سر طلا شده ایم اما من به مردم حق میدهم چون هیچ چیزی مشخص نیست.







آخرین تصویر از دوربین به دست بودن در ایران



حسن سربخشیان، عکاس سابق آسوشیتدپرس در تهران است که در گفتگو با "روز" کمی به عقب برمیگردد: واقعیت این است که بعد از انقلاب، تمام دریچه های خروج تصاویر از ایران توسط حکومت کنترل می شود. به غیر از یکی دو سال اول، مخصوصا با شروع جنگ، توسط وزارت ارشاد کنترل ها شدت گرفت و اینطور نبود که عکاس ها به راحتی کار کنند. نمونه های زیادی داریم که کارتشان را گرفتند. بازداشت و یا ممنوع الکار کردند که کاوه گلستان از نمونه های بارز آن است که ممنوع الکار شد. عکاسان بسیاری به خاطر عکس هایی که گرفتند ممنوع الکار شدند. ولی سالهای اخیر به مرز مشخصی رسیده. در اصل آن چیزی که حکومت میخواست در رسانه های خارجی نشان داده شود به صورت غیر مستقیم اما از سوی حکومت اعمال می شد.



این عکاس خبری که در حال حاضر از ایران خارج شده و در امریکا اقامت گزیده است می افزاید: در ده سال کار من میدیدم که به صورت غیر مستقیم اعمال میشد که چه جیزی نشان داده شود یا نشود یا چگونه نشان داده شود؛ وقتی به برنامه ها دعوت نمی کردن این را می فهمیدمد. اما تهدید ها همیشه بوده خود من به خاطر عکس هایی که گرفته ام بارها احضار و بازجویی شدم. مثلا از مراسم روز ارتش از رژه عکس گرفتم یک آخوندی داشت پوست پرتقال را می کند به خاطر همان یکسال به برنامه های ارتش ممنوع الورود شدم. عصبانی بودند که چرا اینطور نشان دادید.



به اعتقاد آقای سربخشیان حکومت به اهمیت تصویر و خطرناک بودن آن واقف است اما یک جاهایی از دستشان خارج شد بخصوص با اینترنت: شما ببینید 70 – 80 درصد نیروهای کل خبرگزاری ها عوض شده اند به عنوان نمونه خبرگزاری فارس را ببینید از بچه های سابق کسی نمانده همه به نوعی اخراج و تسویه شدند. در مورد عکاسان خبری که برای خارجی ها کار میکنند هم شما درصد تصاویری که از ایران بیرون آمد را ببینید چقدر تولیدی داشته و مقایسه کنید با سال قبل. اصلا امکان کار نمی دهند. اینها نشان می دهد که حکومت چگونه با حرفه ما برخورد میکند.



آقای سربخشیان 12 روز قبل از انتخابات ممنوع الکار شده است. او می گوید: در شرایط زمانی و مکانی مختلف عکاس ها ممنوع الکار بودند. عمدتا عنوان نمی کنند چون شانس کوچکی که برای کار کردن دارند را از دست ندهند. بعد از انتخابات ابتدا گفتند کارت ها لغو شد بعد گفتند اگر بیرون عکاسی کنید امنیت شما را تضمین نمی کنیم. به عکاسان خبری که با خارجی ها کار می کردند هم گفتند عکسی که نام عکاس زیرش نباشد حق انتشار ندارد. آخرین تصویر من از دوربین به دست بودن در تهران این است که وقتی که دوربین در کیف یا ماشین ام بود می ترسیدم به هیچ عنوان امنیت نداشتم.



وی می افزاید: از دور اول که احمدی نژاد رئیس جمهور شد عملابه برنامه های دولتی و حوزه های خبری دعوتمان نکردند. من هم بیشتر کارهای فرهنگی انجام میدادم بخصوص روی اقوام مختلف و عروسی هایشان کار میکردم بعد از اینکه احمدی نژاد هولوکاست را نفی کرد پروژه یهودی ها را شروع کردم، فکر کردم جالب باشد و یک روزی منتشر خواهم کرد برای همین شروع کردم به کار. در اصل نوعی مستند نگاری بود هیچ چیز پنهانی هم وجود نداشت. من یک سال قبل این پروژه را به وزارت ارشاد اطلاع داده و ثبت کرده بودم. اما پررنگ شدن قضیه و حساسیت آقایان برای من عجیب بود چون دهها نمونه کار از این موضوع قبلا کار شده بود به آنها هم گفتم که اداره کتاب زیر نظر شماست و قبلا این همه کتاب منتشر شده و... اما مرا متهم کردند که تو داری تبلیغ یهودیت میکنی و از اسرائیل حمایت می کنی و... 4 بار احضارم کردند و من هم ترسیدم. بالاخره پشت من که به جایی بند نبود؛ بعد کارتم را گرفتند و تمدید نکردند. در اصل دوازده روز قبل از انتخابات ممنوع الکار شدم و چهل روز بعد هم کارتم را تمدید نکردند تا مجید و ساتیار را که گرفتند فهمیدم که قضیه جدی تر از این حرفها است. در اصل یک داستانی را دنبال میکردند که مبتنی بر توهم توطئه و جاسوسی بود و از مدتها قبل هم شروع شده بود.



آقای سربخشیان علت برخورد حکومت با عکاسان خبری را ترس حکومت از عکس میداند: حکومت ابتدا تعدادی عکاس و خبرنگار را دعوت کرد همان دو روز اول عکس ها مخابره شد و حکومت به وحشت افتاد برای همین به قلع و قمع عکاس ها پرداخت.



وی همچون سایر همکارانش به بی اعتماد شدن مردم به عکاسان خبری اشاره میکند: وقتی حکومت عکس های مردم را منتشر و دور آنها خط می کشد که اینها اغتشاش گر هستند و شناسایی کنید شما با چه امنیتی می توانید بروید و عکاسی کنید؟ عامل نفوذی محسوب می شوید نه مردم شما را قبول دارند و نه حاکمیت. در اصل امنیت روانی ندارید.







مشکلات صنفی و حرفه ای عکاسان خبری



اما آیا همه مشکلات حرفه عکاسی خبری در ایران سیاسی است و در برخورد حکومت با این صنف خلاصه می شود یا همچنان که عباس کوثری میگوید مسائل حرفه ای و صنفی نیز پررنگ هستند؟



جواد منتظری می گوید: مشکلاتی که خود عکاسان داشتند ربطی به حکومت نداشت، به ساختار شکل گیری مطبوعات در ایران ربط داشت. من به جرات می گویم که ما عکاس خبری در ایران نداریم چون بستر مناسب برای انجام و ارائه عکس خبری را نداریم. یعنی این بستر در مطبوعات ما شکل نگرفت. چون تلاش های به وجود آوردن مطبوعات به لحاظ حرفه ای با معیارهای روزنامه نگاری محدود بود و دوام پیدا نکرد چون بقا نداشت که از دل آن تجربه بیرون بیاید. کما اینکه می بینیم هر چند سال یکبار دسته ای از عکاسان خبری مهاجرت کرده اند. بعد از انقلاب باید کسانی که تجربه داشتند می ماندند اما رفتند.



وی به دوره جنگ اشاره میکند: در دوره جنگ یکی از مشکلات اصلی ما بسته شدن عکاسان خبری است، خیلی ها ناچار شدند بروند یا کنار بگذارند و تعدادی آمدند و تازه شروع کردند. امثال رضا دقتی و آلفرد یعقوب زاده خیلی کم بودند و جزو معدود عکاسانی بودند که تاثیر گذار شدند که انها هم در مطبوعات داخلی کار نمی کردند. بهمن جلالی و کاوه گلستان توش و توان داشتند که عکاس بسازند و جزو معدود کسانی هستند که عکاس پرورش دادند.



به گفته آقای منتظری؛ دگر دیسی مطبوعات به سمت یک نشریه ایده آل یا رشد به سمت ایده آلیسم در مطبوعات از سمت کسانی می آید که مغزشان همیشه فعال است: ما در ای نزمینه کم داشتیم؛ کسانی که بودند را تاراندیم، کسانی که ماندند کار اتوماتیک وار انجام میدادند و از دوربین به عنوان ابزار صرف استفاده میکردند. بخشی از مشکل ما اینجا بود. بعد از انقلاب همه چیز مسدود ماند و آنهایی که می توانستند و انگیزه داشتند، رفتند و آدم های اتوماتیک وار ماندند و همین طور ادامه پیدا کرد تا رسیدیم به دوم خرداد که همه از آن به عنوان بهار مطبوعات یاد میکنند و من می گویم بهار در عین خزان بود. چون مطبوعات دچار رشد قارچ گونه شدند؛ دلیلش هم این بود که دولت اصلاحات که برایش جامعه مدنی مهم بود مهم ترین لایه برای ارتباط با جامعه مدنی را مطبوعات دانست. این اتفاق باعث شد مطبوعات عین قارچ رشد کنند. این همه مطبوعات زیاد کردیم اما نیروی متخصص به اندازه کافی نداشتیم. کسانی که روزنامه ها را تولید میکردندئ یا پشت پرده به عنوان مدیر مئسول ایستاده بودند، تجربه روزنامه نگاری نداشتند و همین ما را به شدت اذیت میکرد. مهم ترین چالش من این بود که در محیط کارم جا بیندازم که عکس خبری یعنی چی؟ و چه عکسی را باید چاپ کرد و چرا؟ و این به مرور فرسایش ایجاد میکرد.



آقای منتظری می افزاید: وقتی نیروی متخصص نداشتیم فوجی آدم وارد کردیم که اطلاعات و تخصصی نداشتند و همین به آفت ها اضافه کرد. یعنی در عین حالی که با سردبیری که تجربه ای نداشت می جنگیدیم به خبرنگار و عکاس هم باید تازه یاد میدادیم.



به گفته او خود عکاس ها هم مقصر بودند: من، وحید سالمی حسن سربخشیان، پیمان هوشمندزاده، امید سالمی و خیلی های دیگر با دوم خرداد به رسانه ها آمدیم. عباس کوثری و مجید سعیدی پیش از آن کار میکردند، اما با دوم خرداد آمدیم. دوم خرداد این حسن رابرای ما داشت که کسانی که عکاسی خوانده بودند وارد این حوزه شوند. ما هم عکاس خبری متخصص نبودیم؛چند واحد در این زمینه گذرانده بودیم و خیلی سریع توانستیم ارتباط برقرار کنیم.



آقای منتظری می افزاید: پس زمینه بچه ها را ببینید همه در واقع به نحوی آبشخور فکری از بهمن جلالی و کاوه گلستان دارند. یعنی یک دوره عکاس تحصیلکرده این رشته که میدانستند مجله و مطبوعات چیست و انگیزه داشتند وارد این کار شدند. کما اینکه من قبل از دوم خرداد به چند روزنامه رفته بودم اما قبول نکردند. از این نظر به نفع عکاس ها شد ولی کماکان این مشکلات را داشتیم و در گذر ایام یواش یواش تبدیل شدیم به عکاس هایی که عکس هایی را که روزنامه ها میخواهند تولید کنیم. این مساله تا مدتی برای ما جذاب بود اما وقتی تکرار شد خستگی هم آمد فکر کردم تا کی باید این عکس ها را بگیرم یک جایی بریدم به این نتیجه رسیدم که برای من ارزش مردم هستند. برای من مهم نیستند آدم هایی که در هر شرایطی خبر هستند مثل مقامات و رهبران سیاسی بلکه برای من مردم مهم هستند و تلاش کردم دنبال همین کار بروم.



او سپس عکاسی خبری را متشکل از دو شاخه پرس فتوگرافی یعنی عکاس صرف خبری که فقط با نیوز کار دارد وفیچر فتوگرافی میداند که به نوعی عکاسی که ریشه در عکاسی مستند دارد می پردازد. او می گوید: من همیشه تلاش کرده ام که عکاسی ژورنالیستی من رگ و ریشه مستند داشته باشد. مشکل ما این است آن تکه ای که ارزش بیشتر دارد را نمی توانیم در مطبوعات چاپ کنیم. وقتی برمیگردم می بینم مطبوعات ما به لحاظ عکاسی، آئینه جامعه ما نیست و غم ها، شادی های مردم و اتفاقات توی کوچه و خیابان ها را ندارد. این بزرگترین چالشی هست که همیشه با مطبوعات داشته ام و نتوانستم جا بیندازم. مشکلات دیگر هم بود اینترنت و نبودن کپی رایت و... اما به هر حال ما تلاش خودمان را کردیم.



آقای منتظری در پایان ابراز امیدواری میکند: یک روزی بیاید که بتوانیم قوانینی برای عکاسی خبری تدوین کنیم و حریم های عکاسی مطبوعات را به لحاظ حرفه ای مراعات کنیم و نیروهای امنیتی و انتظامی فکر نکنند عکاسان دشمن شان هستند. امیدوارم یک روزی به لحاظ صنفی، اینقدر قوی شویم که مطبوعات بر اساس معیارهای واقعی رسانه ای شکل بگیرند.



از سوی دیگر انجمن صنفی عکاسان خبری هرچند در ایران تشکیل شده اما تاکنون از کمک به عکاسان خبری در موارد بخصوص امنیتی و انتشار حتی یک بیانیه پرهیز کرده است. آقای منتظری در این مورد می گوید:یک بار خود من زنگ زدم که بیایید یک بیانیه بنویسیم و به بازداشت و برخوردهایی که می شود اعتراض کنیم متاسفانه گفتند در این شرایط ترجیح میدهیم هیچ کاری نکنیم.



او می افزاید:درست است که انجمن صنفی عکاسان خبری تشکیل شده اما کسانی در حکومت دنبال این هستند که این انجمن ها هیچ وقت قوی نشوند چون قوی شدن این انجمن ها یعنی قوی شدن مطبوعات و با مطبوعات قوی نمی توان به راحتی برخورد کرد. درست نشدن بیمه، درست نبودن چارت حرفه ای کاری، درست نشدن مسائل صنفی به جهت حقوق و امکانات بازنشستگی دست به دست هم میدهد که بدنه مطبوعات ریزش داشته باشد.

جنتی: خامنه ای فرمانده سپاه امام زمان است

آیت الله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، رهبر جمهوری اسلامی را فرمانده لشگر امام زمان نامید. او همزمان افرادی راکه از آنها به عنوان "سران فتنه" نام برد نیز متهم به "نفهمی" کرد.




آقای جنتی که شنبه شب در آیین تجلیل از آمران به معروف و ناهیان از منكر فعال اصفهان سخنرانی می کرد، به نقل از فردی که او را "یک عالم بزرگ" نامید، گفت: "آیت‌الله خامنه‌ای سپهسالار لشكر مولایمان صاحب الزمان هستند."



دبیر شورای نگهبان، نامی از این "عالم بزرگ" نبرد اما با بیان اینکه "مقام معظم رهبری با هدایت الهی و فرزانگی كشور را از فضای فتنه نجات دادند"، افزود: "من با تمام وجودم از رهبر فرزانه انقلاب برای مدیریت كشور و انقلاب در زمان فتنه تقدیر می‌كنم و این در حالیست كه امروز بزرگ‌ترین امر به معروف ما ولایت فقیه است و بزرگ‌ترین منكر ما مخالفت با ولایت فقیه است."



آیت الله جنتی که علاوه بر دبیری شورای نگهبان، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور نیز هست، در تمجید از عملکرد آقای خامنه ای گفت: "مقام معظم رهبری با شجاعت توانستند در دل فتنه‌ای بروند كه خیلی‌ها در داخل و خارج دل به آن برای خاتمه كار انقلاب و ولایت فقیه بسته بودند و ایشان با سخنرانی‌ها، بصیرت بخشی‌ها و موضع‌گیری‌های آگاهانه آرام آرام كاری كردند كه از آن شرایط عبور كردیم."



وی همچنین "مدیریت مقام معظم رهبری" را باعث فروکش کردن "شعله فتنه" توصیف و اضافه کرد که "باید این را مدنظر داشته باشیم كه دشمن بیكار ننشسته و این در حالیست كه نفس‌های الهی این مرد بزرگ و جانفشانی‌های بچه‌های بسیج و حزب‌اللهی‌ها همه دست به دست هم داد تا مبادا خدشه‌ای به انقلاب وارد شود."



دبیر شورای نگهبان در ادامه سخنانش به احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب که اخیرا توسط مسئولان دولت احمدی نژاد و مقامات ارشد قوه قضائیه "منحل" اعلام شده اند نیز حمله و آنها را متهم به "بی بصیرتی" کرد.



به گفته آیت الله جنتی "در زمان فتنه بسیاری از بی‌بصیرتان و آنانی كه عقلشان در چشمشان بود مانند جنگ احزاب عمل كردند و فضا مانند آن جنگ شد و آنها همه از مشاركت تا مجاهدین با یكدیگر برای این فتنه و اختلاف افكنی‌ها ائتلاف كردند."



دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور همچنین با انتساب صفت "نفهمی" به افرادی که آنها را "سران فتنه" خواند، گفت: "سران فتنه در آن زمان هر كسی با آنها در برابر نظام می‌ایستاد را از خود می‌دانستند. آنها بسیاری از مسائل را نتوانستند بفهمند و نتیجه این نفهمیدنشان فتنه‌ای بود كه برپا كردند."



مسئولان ارشد جمهوری اسلامی غالبا از میرحسین موسوی و مهدی کروبی، کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات گذشته ریاست جمهوری به عنوان "سران فتنه سبز" نام می برند هرچند که در بسیاری از موارد نام اکبر هاشمی رفسنجانی و بخصوص سید محمد خاتمی را هم به این جمع اضافه می کنند.







فرمانده دو جبهه



آیت الله سیدعلی خامنه ای، اگرچه طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، "فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی" و طبق نظریات طرفدارانش، "نایب امام زمان" است اما تاکنون هیچ یک از مقامات بلندپایه نظام او را فرمانده لشگر امام زمان توصیف نکرده بودند.



اعطای درجه سپهسالاری لشگر امام زمان به رهبر جمهوری اسلامی توسط دبیر شورای نگهبان در شرایطی صورت می گیرد که در ماه های اخیر و به طور مشخص پس از انتخابات مناقشه برانگیز دوره دهم ریاست جمهوری، بر میزان تعریف و تمجیدها از آقای خامنه ای توسط حامیان وی به صورت قابل ملاحظه ای افزوده شده است.



در این مدت استفاده از القابی مانند "امام المسلمین" یا "نایب امام زمان" برای آقای خامنه ای توسط حامیان وی، در رسانه های حکومتی و توسط مسئولان جمهوری اسلامی بیش از پیش افزایش یافته است.



همزمان برخی از طرفداران رهبر جمهوری اسلامی در ماه های اخیر تلاش گسترده ای را برای جایگزین کردن عنوان "امام خامنه ای" به جای عناوین دیگری مانند "مقام معظم رهبری" آغاز کرده اند اما این لقب جدید حتی در میان مسئولان حکومتی، نمایندگان مجلس و روحانیون طرفدار حکومت نیز با اقبال مواجه نشده است.



محمدعلی رامین، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جدی ترین پیگیر "امام" خطاب کردن آقای خامنه ای توسط رسانه ها و فعالان سیاسی است.



مهدی خزعلی، فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی، از روحانیون حامی احمدی نژاد، ماه گذشته در مطلبی که آن را بر روی سایت شخصی خود قرار داده بود، از گفت و گویی خبر داد که بین او و رامین در راهروهای وزارت ارشاد درگرفته بود.



آقای خزعلی نوشته بود: "در راهروهای وزارت ارشاد رامین را دیدم، همسر و فرزند دکتر شریعتی هم آنجا بودند، به او گفتم: برای لغوامتیاز دو نشریه پزشکی- که هر یک شخصیت حقوقی مستقل دارند - دو کاغذ آ5(نصف آ4) مصرف می کردید! و در یک نامه نیم صفحه ای دو نشریه پزشکی را لغو امتیاز نمی فرمودید! واز آن مهمتر، من را به عنوان یک مخالف و منتقد سر سخت بپذیرید و مباحث را با هم خلط نفرمایید، این نشریات پزشکی است و ربطی به سیاست ندارد!"



خزعلی سپس به نقل از رامین افزوده بود: "برای من این مسئله مهم است، موضع شما در مورد امام خامنه ای چیست؟ عرض کردم: بگذارید نظرم را راجع به بالاتر از ایشان – امام خمینی – بگویم. بر آشفت و گفت: «نه او بالاتر نیست! امام خمینی به گرد پای امام خامنه ای هم نمی رسد!» و برای اثبات ادعایش اضافه کرد: امام شاید یک زمانی مطرح بود، اما امام خامنه ای به مراتب بالاتر از اوست، امام خمینی در اواخر دوره رهبری کم آورد، و می گفت دعا کنید من از میان شما بروم، دیگر نمی توانم! با آن همه شاگرد همراه و مطیع، و امام خامنه ای شاگردی نداشت، تازه شاگردان امام هم به او پشت کردند، امام خامنه ای یکه و تنها 21 سال با اقتدار کشور را اداره کرد و خم به ابرو نیاورد، گله هم نمی کند! عصبانی هم نمی شود."







سخنگوی خدا و پیغمبر



آیت الله احمد جنتی که شنبه شب رهبر جمهوری اسلامی را فرمانده سپاه امام زمان توصیف کرده، بیش از 18 سال است که با حکم آقای خامنه ای، عضو فقها و دبیر شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی است.



او همچنین عضو مجلس خبرگان رهبری، دبیر شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور و از امامان جمعه موقت تهران است. آقای جنتی سابقه ای طولانی در مخالفت با جریان موسوم به اصلاح طلبی در ایران و حمایت از آیت الله خامنه ای و دیگر جناح سیاسی جمهوری اسلامی موسوم به اصولگرا یا محافظه کار دارد.



نام احمد جنتی برای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران ایرانی یادآور ردصلاحیت گسترده کاندیداهای اصلاح طلب و حتی مستقل مجلس شورای اسلامی، نظارت استصوابی و مخالفت با مصوبات اصلاح طلبانه مجلس ششم است.



عملکرد او در مقام دبیر شورای نگهبان و بسیاری از نطق هایش از تریبون نماز جمعه تهران همواره مورد اعتراض جدی منتقدان دولت قرار گرفته؛اما آیت الله خامنه ای همچنان به حمایت قاطع خود از این روحانی 84 ساله ادامه داده است.



آیت الله جنتی اخیرا در مراسم جشن نیمه شعبان در مسجد جمکران، پس از آنکه "سران فتنه" را متهم کرد که از طریق دولت عربستان سعودی، یک میلیارد دلار از ایالات متحده آمریکا پول گرفته اند و قرار بوده تا در صورت براندازی نظام، تا 50 میلیارد دلار دیگر نیز بگیرند، آیت الله خامنه ای را "ذخیره ای برای روز مبادا" توصیف کرد که "خداوند با مددهای خاص و همیشگیش ایشان را حفظ کرده است."



وی افزوده بود: "به همین دلیل در زمانی که امام خمینی(ره) رحلت کرد، خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد و ایشان، مأمور شد از طرف خداوند، که این انقلاب را و این نظام را و این راه علی(ع) را حفظ کند و ادامه دهد."



دبیر شورای نگهبان به غیر از این نیز تاکنون بارها از طرف خداوند با مردم صحبت کرده است. جنتی در خطبه های نماز جمعه 15 شهریور 1387 خود گفته بود: "توصیه الهی من از طرف خدا و پیغمبر به مردم و مقامات عراقی این است كه زیر بار ذلت نروید."







موساد و سیا به دنبال سید خراسانی



پیش از آنکه آیت الله جنتی، رهبر جمهوری اسلامی را سپهسالار لشگر امام زمان توصیف کند، برخی از سایت های اینترنتی عنوان کرده بودند که آیت الله خامنه ای در واقع همان "سید خراسانی" است که بر طبق برخی منابع شیعیان، شخصی است که در زمان ظهور امام زمان در پیشاپیش سپاهی با پرچم های سیاه، از سمت خراسان ایران برای جنگ با دشمنان او، به حرکت در می آید. این افراد معتقدند که نشانه های سید خراسانی کاملا بر آیت الله خامنه ای منطبق است و این مسئله نشاندهنده نزدیک بودن زمان ظهور امام دوازدهم شیعیان است.



همچنین بر مبنای این روایت اینگونه تبلیغ می شود که فرمانده سپاه "سید خراسانی" که "شعیب بن صالح" نام دارد، همان محمود احمدی نژاد است.



سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی (زیرنظر روح الله حسینیان) هم روز 26 دی ماه 88 در گزارشی به نقل از فردی که او را "اسماعیل شفیعی سروستانی، پژوهشگر مهدویت" معرفی کرد، نوشته بود "دشمنان خود را برای مقابله آماده کرده‌اند ولی ما غفلت کردیم، در زمان ریاست جمهوری بوش زیر نظر رئیس جمهور، کمیسیونی برای شناسایی امام زمان شکل گرفت."



به گفته وی، "20 روز قبل موساد و سیا اعلام کردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نیز کرده بودند شاید سید خراسانی آیت‌الله خامنه‌ای باشد زیرا در جوانی در خراسان بوده است و سید یمانی نیز سید حسن نصرالله باشد زیر در کودکی در یمن بوده است."