روحانی حامی دولت: هاشمی رفسنجانی داوطلبانه از ریاست خبرگان استعفا دهد
سایت آینده نیوز به نقل از روزنامه ابتكار : نشست جمعیت وعاظ ولایی ایران با حضور رویانیان، رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت كشور در سالن همایش مجتمع سید الشهدای تهران برگزار شد.
در این نشست كه با حضور بیش از 200 نفر از اعضای برگزار شده بود عباس امیری فر گفت: «قصد دارم پیرامون ادامه حضور آقای هاشمی رفسنجانی بر مسند ریاست خبرگان رهبری مطالبی رابیان كنم كه اگر حضار با مطالب مطرح شده اینجانب موافق هستند اجماعا تكبیر و صلوات بدهند.»
امیری فر افزود: «ما از آقای هاشمی رفسنجانی تقاضا داریم كه ایشان به دلیل اتخاذ مواضع دو پهلو در ایام فتنه 88 خود به طور داوطلبانه با حفظ شان و منزلتش از سمت ریاست خبرگان رهبری استفعاء داده و اجازه دهند فردی همسو با منویات و سیاستهای رهبر معظم انقلاب بر این مسند قرار بگیرد.»وی گفت: «هر كس با پیشنهاد من موافق است تكبیر سر دهد.»در این هنگام كلیه مدعوین با سر دادن تكبیر و صلوات خواستار كناره گیری هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان رهبری شدند.
Wednesday, February 9, 2011
رييس قوه قضاييه : برخورد با سران فتنه تابع مصالح نظام است، اگر با اين افراد برخورد ميشد امامزاده ميشدند
رييس قوه قضاييه : برخورد با سران فتنه تابع مصالح نظام است، اگر با اين افراد برخورد ميشد امامزاده ميشدند
ایسنا: رييس قوه قضاييه با بيان اين كه برخورد دستگاه قضايي با سران فتنه تابع مصالح نظام است گفت: اگر با اين افراد برخورد ميشد امامزاده ميشدند.
به گزارش ايسنا ، آيتالله صادق آملي لاريجاني در جمع نخبگان و اعضاي هيات علمي دانشگاههاي استان هرمزگان تصريح كرد: اين غيرمنصفانه است كه برخي بگويند قوه قضاييه در برخورد با فتنه گران تسامح كرده است، ما نميگوييم دستگاه قضايي معصوم است اما پروندههاي بسياري در دستگاه رسيدگي شده كه بيش از 1000 پرونده است و عدهي زيادي نيز در جريان فتنه محكوم شدهاند كه در حال گذراندن دوران محكوميت خود هستند.
وي افزود: در مورد سران فتنه، بحث مصلحت نظام مطرح است و تصميمگيري در مورد آن فقط به عهدهي من نيست، بلكه مصالح نظام به ولي فقيه بستگي دارد و اين مطلبي است كه فراتر از تصميمات دستگاه قضايي است.
آملي لاريجاني تاكيد كرد: من هم اين تصميم مصلحت آميز را صحيح ميدانم زيرا اگر با سران فتنه برخورد ميكرديم به امامزاده تبديل ميشدند.
رييس دستگاه قضايي خاطر نشان كرد: كساني كه آرايشان به اندازهي آراي باطله نبود روشنفكران پشت سرشان ايستادند كه پيش از اين هيچ روحاني را قبول نداشتند، لذا آنها افرادي نبودند كه آراي حقيقي داشته باشند بلكه همين آراء هم برايشان درست شده بود.
آمليلاريجاني خاطرنشان كرد: قوه قضاييه را مبرا از تسامح بدانيد زيرا دستگيري سران فتنه نيز براي ما مقولهي خاصي نيست اما تابع مصالح نظام است و در زمان خود نيز اين كار انجام خواهد شد.
ایسنا: رييس قوه قضاييه با بيان اين كه برخورد دستگاه قضايي با سران فتنه تابع مصالح نظام است گفت: اگر با اين افراد برخورد ميشد امامزاده ميشدند.
به گزارش ايسنا ، آيتالله صادق آملي لاريجاني در جمع نخبگان و اعضاي هيات علمي دانشگاههاي استان هرمزگان تصريح كرد: اين غيرمنصفانه است كه برخي بگويند قوه قضاييه در برخورد با فتنه گران تسامح كرده است، ما نميگوييم دستگاه قضايي معصوم است اما پروندههاي بسياري در دستگاه رسيدگي شده كه بيش از 1000 پرونده است و عدهي زيادي نيز در جريان فتنه محكوم شدهاند كه در حال گذراندن دوران محكوميت خود هستند.
وي افزود: در مورد سران فتنه، بحث مصلحت نظام مطرح است و تصميمگيري در مورد آن فقط به عهدهي من نيست، بلكه مصالح نظام به ولي فقيه بستگي دارد و اين مطلبي است كه فراتر از تصميمات دستگاه قضايي است.
آملي لاريجاني تاكيد كرد: من هم اين تصميم مصلحت آميز را صحيح ميدانم زيرا اگر با سران فتنه برخورد ميكرديم به امامزاده تبديل ميشدند.
رييس دستگاه قضايي خاطر نشان كرد: كساني كه آرايشان به اندازهي آراي باطله نبود روشنفكران پشت سرشان ايستادند كه پيش از اين هيچ روحاني را قبول نداشتند، لذا آنها افرادي نبودند كه آراي حقيقي داشته باشند بلكه همين آراء هم برايشان درست شده بود.
آمليلاريجاني خاطرنشان كرد: قوه قضاييه را مبرا از تسامح بدانيد زيرا دستگيري سران فتنه نيز براي ما مقولهي خاصي نيست اما تابع مصالح نظام است و در زمان خود نيز اين كار انجام خواهد شد.
مشاور ارشد موسوی: هیچ برنامهای برای لغو راهپیمایی وجود ندارد/ راهپیمایی برگزار میشود؛ حکومت به وظیفهاش عمل کند
مشاور ارشد موسوی: هیچ برنامهای برای لغو راهپیمایی وجود ندارد/ راهپیمایی برگزار میشود؛ حکومت به وظیفهاش عمل کند
همزمان با حمایت گروهها و احزاب سیاسی از فراخوان رهبران جنبش سبز به راهپیمایی ۲۵ بهمن در تهران، اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفتگو با دویچهوله، "تصمیم برای برگزاری راهپیمایی" را "جدّی" خواند و گفت: «هیچ برنامهای برای لغو آن وجود ندارد».
وی این راهپیمایی را نتیجه تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه بر یکدیگر دانست و گفت: «تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه و ضددیکتاتوری بر یکدیگر، تأثیری متقابل است و همان طور که تجربه جنبش سبز و انتشار اخبار و تصاویری از آنچه مردم میخواستند و رفتار خودکامهگان ایران با مردم بر آزادیخواهان در تونس و مصر تأثیر گذاشت جنبشهای منطقه هم بر ما تأثیر میگذارد».
میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این فراخوان که در قالب نامه به وزارت کشور منتشر شده است از حکومت ایران خواستهاند که با برگزاری راهپیمایی برای همبستگی با "قيام آزاديخواهانه مردم تونس و مصر عليه حکومت استبدادی در کشور" موافقت کند.
بر پایه این فراخوان، راهپیمایی روز دوشنبه (۱۴ فوریه / ۲۵ بهمن) منطبق با اصل بيست و هفتم قانون اساسي توصیف شده و ساعت ۳ بعدازظهر از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی تهران برگزار خواهد شد.
رئيس کميته حقوقی ستاد انتخاباتی ميرحسين موسوی در انتخابات سال ۸۸، درخواست مجوز از وزارت کشور را کاری "حقوقی و مسئولانه" خواند و گفت: «حکومت، موظف است مسئولیت خود را برای حفظ امنیت راهپیمایان معترض بپذیرد و به همین دلیل، درخواستکنندگان مجوز، کاری حقوقی و مسئولانه کردند و امیدوارم حکومت هم به وظیفه خود عمل کند».
نگران شعور حکومتایم نه بلوغ مردم
اردشیر امیرارجمندمشاور ارشد موسوی بر "ظرفیت مردم در برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز" تأکید کرد و گفت: «نگرانی ما از بلوغ مردم نیست بلکه از شعور حکومت است؛ زیرا مردم با برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد ظرفیت خود را نشان دادند، اما آیا حکومت هم این شعور را دارد که با تن دادن به مطالبات و شنیدن اعتراضات مسالمتآمیز مردم، این خواستهها را به حرکات خشونت آمیز و کور تبدیل نکند؟»
"بازگشت حکومت به عقلانیت" آرزویی است که در بیانیه "جبهه مشارکت ایران اسلامی" برای حمایت از راهپیمایی ۲۵ بهمن نیز مطرح شده است؛ به نوشته این بیانیه «مسئولان کشور اینک در آزمونی تعیین کننده قرار گزفتهاند و صدور مجوز میتواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید میرود از آن پس، مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفتگو به نفع مردم حل و فصل شود».
فرعون ایران، مخوفتر است
رئيس پيشين کرسی حقوق بشر يونسکو در ايران بر این باور است که: «همانطور که آزادیخواهان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی از قواعد و روشهای مشترکی پیروی میکنند دیکتاتورها هم برای بقای خودشان و سرکوب آزادیخواهان از قواعد و روشهای مشابهی بهره میبرند».
آقای امیرارجمند با اشاره به مشابهت تجربههای ایران و مصر گفت: «عبور ماشین حکومتی از روی مردم معترض، در میدان ولیعصر شروع شد و در میدان التحریر تکرار شد چنان که بسیج کردن اوباش برای حمله به شهروندان معترض نیز از تهران آغاز شد و در قاهره ادامه یافت»؛ اما از نظر وی «رفتار فرعون ایران از فرعون مصر مخوفتر و غیراخلاقیتر است زیرا برای سرکوب به دین متوسل شده و از آن استفاده ابزاری کرده است».
چندی پیش میرحسین موسوی نیز در پیامی برای همبستگی با جنبشهای ضد دیکتاتوری منطقه از "راز این مشابهت ها" سخن گفته بود: «در همهی این نظامها به یکسان شبکههای اجتماعی وعرصهی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار میگیرند و به شکل حیرتانگیزی اساماسها و تلفنها و اینترنت قطع، و قلمها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندانها برده میشوند».
جنبش سبز؛ مرده یا زنده؟
آقای امیرارجمند واکنش حکومت ایران به درخواست راهپیمایی را آزمونی برای ادعاهایش درباره تداوم یا مرگ جنبش سبز و نیز حمایت از جنبشهای اعتراضی در تونس و مصر دانست و گفت: «مگر نمیگویند جنبش سبز مدتهاست که مرده است؟ مگر نمیگویند حامی مردمی هستند که در تونس و معترض علیه دیکتاتوری برخاستهاند؟ صداقت خود و درستی حرفهایشان را در صدور مجوز راهپیمایی بیازمایند تا معلوم شود چقدر در دفاعشان از معترضان به دیکتاتوری صادقاند و تا چه اندازه ادعای مرگ جنبش سبز واقعیت دارد؟»
در ماههای گذشته بارها رسانهها و مسئولان دولتی و نیز امامان جمعه در ایران جنبش سبز را پایان یافته و یا مرده خواندهاند. چندی پیش مهدی کروبی نیز در واکنش به این اظهارات پرسیده بود: «اگر مدعی هستید که جنبش را مهار کردهاید پس چرا هر روز از فتنه سخن میگویید؟ اگر فتنه مرده است، پس چرا پشت سر مرده صحبت میکنید و از کوچکترین حرکتها بیم دارید و نگرانید؟ اگر فتنه مرده است پس چرا بگیر و ببندهایتان تمامی ندارد؟»
در تازهترین اظهارات مقامهای رسمی ایران در زمینه "پایان یافتن جنبش"، خبرگزاری فارس سخنان محمد رضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین را منتشر کرد که معتقد است هزاران زندانی معترض پس از انتخابات سال ۸۸ "منحرفانی" بودند که توسط بسیج "هدایت" شدهاند. وی گفته است: «با بیش از ۴ هزار نفر از افراد به انحراف کشیده شده در جریان بعد از انتخابات سال گذشته و فتنه توسط بسیج، جلسات دوستانهای گذاشته شد و بسیاری از این افراد نیز با بیان منطقی مسائل از سوی بسیجیان به راه انقلاب کشیده شدند».
دویچه وله، محمدجواد اکبرین
همزمان با حمایت گروهها و احزاب سیاسی از فراخوان رهبران جنبش سبز به راهپیمایی ۲۵ بهمن در تهران، اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی در گفتگو با دویچهوله، "تصمیم برای برگزاری راهپیمایی" را "جدّی" خواند و گفت: «هیچ برنامهای برای لغو آن وجود ندارد».
وی این راهپیمایی را نتیجه تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه بر یکدیگر دانست و گفت: «تأثیر جنبشهای آزادیخواهانه و ضددیکتاتوری بر یکدیگر، تأثیری متقابل است و همان طور که تجربه جنبش سبز و انتشار اخبار و تصاویری از آنچه مردم میخواستند و رفتار خودکامهگان ایران با مردم بر آزادیخواهان در تونس و مصر تأثیر گذاشت جنبشهای منطقه هم بر ما تأثیر میگذارد».
میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این فراخوان که در قالب نامه به وزارت کشور منتشر شده است از حکومت ایران خواستهاند که با برگزاری راهپیمایی برای همبستگی با "قيام آزاديخواهانه مردم تونس و مصر عليه حکومت استبدادی در کشور" موافقت کند.
بر پایه این فراخوان، راهپیمایی روز دوشنبه (۱۴ فوریه / ۲۵ بهمن) منطبق با اصل بيست و هفتم قانون اساسي توصیف شده و ساعت ۳ بعدازظهر از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی تهران برگزار خواهد شد.
رئيس کميته حقوقی ستاد انتخاباتی ميرحسين موسوی در انتخابات سال ۸۸، درخواست مجوز از وزارت کشور را کاری "حقوقی و مسئولانه" خواند و گفت: «حکومت، موظف است مسئولیت خود را برای حفظ امنیت راهپیمایان معترض بپذیرد و به همین دلیل، درخواستکنندگان مجوز، کاری حقوقی و مسئولانه کردند و امیدوارم حکومت هم به وظیفه خود عمل کند».
نگران شعور حکومتایم نه بلوغ مردم
اردشیر امیرارجمندمشاور ارشد موسوی بر "ظرفیت مردم در برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز" تأکید کرد و گفت: «نگرانی ما از بلوغ مردم نیست بلکه از شعور حکومت است؛ زیرا مردم با برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز ۲۵ خرداد ظرفیت خود را نشان دادند، اما آیا حکومت هم این شعور را دارد که با تن دادن به مطالبات و شنیدن اعتراضات مسالمتآمیز مردم، این خواستهها را به حرکات خشونت آمیز و کور تبدیل نکند؟»
"بازگشت حکومت به عقلانیت" آرزویی است که در بیانیه "جبهه مشارکت ایران اسلامی" برای حمایت از راهپیمایی ۲۵ بهمن نیز مطرح شده است؛ به نوشته این بیانیه «مسئولان کشور اینک در آزمونی تعیین کننده قرار گزفتهاند و صدور مجوز میتواند به منزله حاکمیت عقلانیت و بازگشت به نقطه اغازی باشد که امید میرود از آن پس، مناقشات سیاسی کشور در روندی قانونی و آرام بر اساس مفاهمه و گفتگو به نفع مردم حل و فصل شود».
فرعون ایران، مخوفتر است
رئيس پيشين کرسی حقوق بشر يونسکو در ايران بر این باور است که: «همانطور که آزادیخواهان برای رسیدن به آزادی و دموکراسی از قواعد و روشهای مشترکی پیروی میکنند دیکتاتورها هم برای بقای خودشان و سرکوب آزادیخواهان از قواعد و روشهای مشابهی بهره میبرند».
آقای امیرارجمند با اشاره به مشابهت تجربههای ایران و مصر گفت: «عبور ماشین حکومتی از روی مردم معترض، در میدان ولیعصر شروع شد و در میدان التحریر تکرار شد چنان که بسیج کردن اوباش برای حمله به شهروندان معترض نیز از تهران آغاز شد و در قاهره ادامه یافت»؛ اما از نظر وی «رفتار فرعون ایران از فرعون مصر مخوفتر و غیراخلاقیتر است زیرا برای سرکوب به دین متوسل شده و از آن استفاده ابزاری کرده است».
چندی پیش میرحسین موسوی نیز در پیامی برای همبستگی با جنبشهای ضد دیکتاتوری منطقه از "راز این مشابهت ها" سخن گفته بود: «در همهی این نظامها به یکسان شبکههای اجتماعی وعرصهی مطبوعات و فضای مجازی مورد حمله قرار میگیرند و به شکل حیرتانگیزی اساماسها و تلفنها و اینترنت قطع، و قلمها مشابه یکدیگر در هم شکسته و معترضین به زندانها برده میشوند».
جنبش سبز؛ مرده یا زنده؟
آقای امیرارجمند واکنش حکومت ایران به درخواست راهپیمایی را آزمونی برای ادعاهایش درباره تداوم یا مرگ جنبش سبز و نیز حمایت از جنبشهای اعتراضی در تونس و مصر دانست و گفت: «مگر نمیگویند جنبش سبز مدتهاست که مرده است؟ مگر نمیگویند حامی مردمی هستند که در تونس و معترض علیه دیکتاتوری برخاستهاند؟ صداقت خود و درستی حرفهایشان را در صدور مجوز راهپیمایی بیازمایند تا معلوم شود چقدر در دفاعشان از معترضان به دیکتاتوری صادقاند و تا چه اندازه ادعای مرگ جنبش سبز واقعیت دارد؟»
در ماههای گذشته بارها رسانهها و مسئولان دولتی و نیز امامان جمعه در ایران جنبش سبز را پایان یافته و یا مرده خواندهاند. چندی پیش مهدی کروبی نیز در واکنش به این اظهارات پرسیده بود: «اگر مدعی هستید که جنبش را مهار کردهاید پس چرا هر روز از فتنه سخن میگویید؟ اگر فتنه مرده است، پس چرا پشت سر مرده صحبت میکنید و از کوچکترین حرکتها بیم دارید و نگرانید؟ اگر فتنه مرده است پس چرا بگیر و ببندهایتان تمامی ندارد؟»
در تازهترین اظهارات مقامهای رسمی ایران در زمینه "پایان یافتن جنبش"، خبرگزاری فارس سخنان محمد رضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین را منتشر کرد که معتقد است هزاران زندانی معترض پس از انتخابات سال ۸۸ "منحرفانی" بودند که توسط بسیج "هدایت" شدهاند. وی گفته است: «با بیش از ۴ هزار نفر از افراد به انحراف کشیده شده در جریان بعد از انتخابات سال گذشته و فتنه توسط بسیج، جلسات دوستانهای گذاشته شد و بسیاری از این افراد نیز با بیان منطقی مسائل از سوی بسیجیان به راه انقلاب کشیده شدند».
دویچه وله، محمدجواد اکبرین
اختلاف نظر سپاه و وزارت اطلاعات: احمدی نژاد سخنران مراسم ۲۲ بهمن نباشد
اختلاف نظر سپاه و وزارت اطلاعات: احمدی نژاد سخنران مراسم ۲۲ بهمن نباشد
ندای سبز آزادی: منابع خبری ندای سبز آزادی از اختلاف شدید نهادهای اطلاعاتی برای سخنرانی محمود احمدی نژاد در مراسم ساگرد ۲۲ بهمن خبر می دهند.
سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با بیان این نکته که سخنرانی احمدی نژاد در روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸ در میدان ولی عصر باعث تحریک مردم بر علیه وی شده بود اعتقاد دارد که سخنرانی رئیس دولت در مراسم سالگرد ۲۲ بهمن به دلیل ادبیات خاص آقای احمدی نژاد به تحریک مردم و حضور بیشتر در راه پیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن منجر خواهد شد.
در میان بدنه وزارت اطلاعات هم در این مورد دو دستگی وجود دارد. گروهی مطابق دیدگاه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه به مقامات مسئول توصیه کرده اند که بهتر است احمدی نژاد در روز ۲۲ بهمن در تهران نباشد و به سفر استانی برود. اما گروه دیگری که دیدگاه نزدیک به دفتر رئیس دولت دارند ترجیح می دهند که احمدی نژاد سخنران مراسم ۲۲ بهمن امسال باشد.
دیدگاه مصلحی وزیر اطلاعات فعلی به دیدگاه گروه دوم نزدیک است. او معتقد است هرگونه کوتاه آمدن در مقابل خواست مخالفان موجب تضعیف بیشتر خواهد شد و تلقی اینگونه خواهد بود که دولت توان جمع کردن بحران را ندارد.
سخنرانی ۲۴ خرداد احمدی نژاد همان سخنرانی معروفی است که مخالفان را در جمع ۳۰ هزار طرفدار خود به "خس و خاشاک" تعبیر کرده بود. در فردای آن روز یعنی در ۲۵ خرداد ۸۸، شهروندان تهرانی مسیر میدان امام حسین تا میدان آزادی را با پرچم های سبز طی کردند. محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، در جمع نمایندگان مجلس تعداد تظاهرکنندگان ۲۵ خرداد را مطابق برآوردهای شهرداری، ۳ میلیون نفر برآورد کرده بود.
ندای سبز آزادی: منابع خبری ندای سبز آزادی از اختلاف شدید نهادهای اطلاعاتی برای سخنرانی محمود احمدی نژاد در مراسم ساگرد ۲۲ بهمن خبر می دهند.
سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با بیان این نکته که سخنرانی احمدی نژاد در روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸ در میدان ولی عصر باعث تحریک مردم بر علیه وی شده بود اعتقاد دارد که سخنرانی رئیس دولت در مراسم سالگرد ۲۲ بهمن به دلیل ادبیات خاص آقای احمدی نژاد به تحریک مردم و حضور بیشتر در راه پیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن منجر خواهد شد.
در میان بدنه وزارت اطلاعات هم در این مورد دو دستگی وجود دارد. گروهی مطابق دیدگاه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه به مقامات مسئول توصیه کرده اند که بهتر است احمدی نژاد در روز ۲۲ بهمن در تهران نباشد و به سفر استانی برود. اما گروه دیگری که دیدگاه نزدیک به دفتر رئیس دولت دارند ترجیح می دهند که احمدی نژاد سخنران مراسم ۲۲ بهمن امسال باشد.
دیدگاه مصلحی وزیر اطلاعات فعلی به دیدگاه گروه دوم نزدیک است. او معتقد است هرگونه کوتاه آمدن در مقابل خواست مخالفان موجب تضعیف بیشتر خواهد شد و تلقی اینگونه خواهد بود که دولت توان جمع کردن بحران را ندارد.
سخنرانی ۲۴ خرداد احمدی نژاد همان سخنرانی معروفی است که مخالفان را در جمع ۳۰ هزار طرفدار خود به "خس و خاشاک" تعبیر کرده بود. در فردای آن روز یعنی در ۲۵ خرداد ۸۸، شهروندان تهرانی مسیر میدان امام حسین تا میدان آزادی را با پرچم های سبز طی کردند. محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، در جمع نمایندگان مجلس تعداد تظاهرکنندگان ۲۵ خرداد را مطابق برآوردهای شهرداری، ۳ میلیون نفر برآورد کرده بود.
استقبال بیسابقه از صفحه راهپیمایی دوشنبه در سایت فیسبوک
استقبال بیسابقه از صفحه راهپیمایی دوشنبه در سایت فیسبوک
بیش از بیست هزار نفر در صفحه ۲۵ بهمن در سایت فیسبوک عضو شدند.
به گزارش کلمه، در حالی که کمتر از سه روز از فعالیت این صفحه در سایت فیسبوک میگذرد، تاکنون نزدیک به ۲۲ هزار نفر در این صفحه عضو شدهاند و به تبادل نظر و به اشتراکگذاری ایدهها و روشهای مختلف اطلاعرسانی و آگاهیبخشی در عرصه عمومی میپردازند.
در همین حال استقبال از این صفحه و دیگر فعالیتها در راستای ایجاد آمادگی برای راهپیمایی روز دوشنبه هفته آینده نیز همچنان ادامه دارد. صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن در آدرس زیر قرار دارد:
www.facebook.com/25bahman
روزنامه کیهان و حامیان دولت در حالی از بهکارگیری شبکههای مجازی در مصر و تونس استقبال کردهاند که در اعتراضات سال گذشته در ایران، این سایتها را ابزار جنگ نرم و عامل سیا و موساد برای انقلاب مخملی توصیف میکردند!
حال که بار دیگر سبزها در نبود امکانات قانونی حضور و فعالیت در عرصه عمومی، از فیسبوک و تویتر و دیگر امکانات فضای مجازی برای آگاهیبخشی و هماهنگی استفاده میکنند، باید دید این بار هم این شبکهها به ابزار جنگ نرم تبدیل میشوند و موضع یک بام و دو هوا در قبال آنها تکرار میشود، یا آنکه در ایران هم میتوان به مانند مصر و تونس و دیگر کشورهای عربی، اینترنت را رهاییبخش و شبکههای مجازی را ابزار مقاومت در برابر دیکتاتوری دانست
بیش از بیست هزار نفر در صفحه ۲۵ بهمن در سایت فیسبوک عضو شدند.
به گزارش کلمه، در حالی که کمتر از سه روز از فعالیت این صفحه در سایت فیسبوک میگذرد، تاکنون نزدیک به ۲۲ هزار نفر در این صفحه عضو شدهاند و به تبادل نظر و به اشتراکگذاری ایدهها و روشهای مختلف اطلاعرسانی و آگاهیبخشی در عرصه عمومی میپردازند.
در همین حال استقبال از این صفحه و دیگر فعالیتها در راستای ایجاد آمادگی برای راهپیمایی روز دوشنبه هفته آینده نیز همچنان ادامه دارد. صفحه فیسبوک ۲۵ بهمن در آدرس زیر قرار دارد:
www.facebook.com/25bahman
روزنامه کیهان و حامیان دولت در حالی از بهکارگیری شبکههای مجازی در مصر و تونس استقبال کردهاند که در اعتراضات سال گذشته در ایران، این سایتها را ابزار جنگ نرم و عامل سیا و موساد برای انقلاب مخملی توصیف میکردند!
حال که بار دیگر سبزها در نبود امکانات قانونی حضور و فعالیت در عرصه عمومی، از فیسبوک و تویتر و دیگر امکانات فضای مجازی برای آگاهیبخشی و هماهنگی استفاده میکنند، باید دید این بار هم این شبکهها به ابزار جنگ نرم تبدیل میشوند و موضع یک بام و دو هوا در قبال آنها تکرار میشود، یا آنکه در ایران هم میتوان به مانند مصر و تونس و دیگر کشورهای عربی، اینترنت را رهاییبخش و شبکههای مجازی را ابزار مقاومت در برابر دیکتاتوری دانست
Tuesday, February 8, 2011
بازی زیرکانه ژنرال ها
بازی زیرکانه ژنرال ها
با قیام خیابانی مردم مصر
یونگه ولت ـ ترجمه رضا نافعی
پرفسور یوسف ” ز ” که در قاهره پزشگ است، می گوید : “آنچه اینجا می گذرد انقلاب نیست، این هنوز قیام است، انقلاب وقتی است که ارتش به مردم بپیوندد “. یوسف ” ز” خود را لیبرال می داند ولی دلش با جنبش دموکراتیک مردم مصر است.
ارتش مصر از آغاز اعتراضات در 25 ژانویه، نقشی مرکزی ایفا کرده است. در زمانی که نیروهای امنیتی و پلیس وزارت کشور با لباس رسمی پلیس یا لباس شخصی، با خشونت تمام به مردم حمله کردند، ارتش بعنوان حافظ مردم به میدان آمد. ارتشیان در میدان تحریر قاهره میان مردم و اوباش سازمان یافتۀ دولتی موضع گرفتند و از مردم در برابر حملات اوباش دولتی حفاظت کردند.
آنها امروز راههای ورود به مبدان آزادی را کنترل می کنند. برخورد سربازان ساده با مردم مودب و آرام است، ولی آنها که دارای درجات بالاتر هستند، بویژه مواظب خارجیان و روزنامه نگاران هستند و وظیفه دارند که یا آنها را رد یا دستگیر کنند.
به نظر پرفسور یوسف، در آغاز اعتراضات، نظامیان در تردید بودند و نمی دانستند که چه روشی در پیش گیرند، ولی حالا روشن شده است که حسنی مبارک قصد ندارد قبل از پایان مدت ریاستش کنار برود. اینک نظامیان به یک دلیل ساده از او پشتیبانی می کنند : ” آنها دقیقا می دانند که وقتی او برود آنها هم سرنگون خواهند شد. ارتش بیش از 60 سال است که از علی محمد نجیب، جمال عبدالناصر، انور السادات و بعد حسنی مبارک حمایت کرده است. همه رئیس جمهور ها ارتشی بوده اند. در این مدت ارتش قدرت زیادی در دست خود متمرکز کرده است ، ” قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی “.
ارتش اختاپوس وار بر همه بخش های جامعه دست می گذارد، بر هتل های زنجیره ای، موسسات ساختمانی، بر ساختن جاده ها، فرودگاهها و بنادر و نیز بر تولید مواد غذائی. بیش از ده در صد از اقتصاد مصر را نظامیان کنترل می کنند. ژنرالهای سابق، امروز ار نخبگان اقتصادی کشور هستند و سرمایه داران بخش سنتی برغم تلاشهائی که برای بدست آوردن سفارشات دولتی می کنند دستشان خالی می ماند و قرار داد ها نصیب نظامیان می شود.
ارتش مصر از لحاظ تعداد نفرات دهمین ارتش جهان است. 468 هزار عضو فعال و 479 هزار عضو احتیاط دارد. فرمانده کل نیروهای نظامی پرزیدنت مبارک است. بودجه نظامی به 2،4 میلیارد دلار بالغ می گردد، که بیش از نیمی از آن ، یعنی 1،3 میلیارد آن را آمریکا می پردازد. تعداد ارتشیان به تقریبا یک میلیون نفر بالغ می گردد، اما نیروی پلیس که تحت فرمان وزارت کشور است از نظامیان بیشتر است، از سال 1990 تعداد آنها به 1،4 میلیون نفر افزایش یافته است.
عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور، پیش از آن که رئیس سازمان اطلاعات گردد، ژنرال بود. همچنین احمد شفیق، نخست وزیر، یک ژنرال بازنشسته نیروی هوائی بود. با توجه به اعترضات دوباره چند صد هزار نفری مردم در روز سه شنبه، سلیمان تاکید کرد که ارتش علیه مردم وارد میدان نخواهد شد و آنها را تهدید به مجازات نیز نکرد. با این وجود روشن است که رژیم حاضر به ترک صحنه نیست و با رژیم ارتش هم سرجای خود می ماند. ” امتیازاتی که فعلا داده می شود چیزی نیست جز تاکتیک وقت گذرانی در مقابل مردم مصر و همچنین در برابر خارج . آنها عامل زمان را به بازی گرفته اند و می کوشند تا روز به روز ، متر به متر، مواضع گذشته را دو باره بدست آورند و نهایتا دوباره ابتکار را بدست گیرند.”
یوسف مطمئن است که اگر ارتش به روی جنبش دموکراتیک مردم اسلحه بکشد، اکثر سربازان سر به شورش برخواهند داشت و به مردم خواهند پیوست. و آنوقت است که میلیونها نفر ساکنان حلبی آباد ها هم ، که الان در خیابان نیستند، بپا خواهند خاست.”
http://www.jungewelt.de/2011/02-09/034.
با قیام خیابانی مردم مصر
یونگه ولت ـ ترجمه رضا نافعی
پرفسور یوسف ” ز ” که در قاهره پزشگ است، می گوید : “آنچه اینجا می گذرد انقلاب نیست، این هنوز قیام است، انقلاب وقتی است که ارتش به مردم بپیوندد “. یوسف ” ز” خود را لیبرال می داند ولی دلش با جنبش دموکراتیک مردم مصر است.
ارتش مصر از آغاز اعتراضات در 25 ژانویه، نقشی مرکزی ایفا کرده است. در زمانی که نیروهای امنیتی و پلیس وزارت کشور با لباس رسمی پلیس یا لباس شخصی، با خشونت تمام به مردم حمله کردند، ارتش بعنوان حافظ مردم به میدان آمد. ارتشیان در میدان تحریر قاهره میان مردم و اوباش سازمان یافتۀ دولتی موضع گرفتند و از مردم در برابر حملات اوباش دولتی حفاظت کردند.
آنها امروز راههای ورود به مبدان آزادی را کنترل می کنند. برخورد سربازان ساده با مردم مودب و آرام است، ولی آنها که دارای درجات بالاتر هستند، بویژه مواظب خارجیان و روزنامه نگاران هستند و وظیفه دارند که یا آنها را رد یا دستگیر کنند.
به نظر پرفسور یوسف، در آغاز اعتراضات، نظامیان در تردید بودند و نمی دانستند که چه روشی در پیش گیرند، ولی حالا روشن شده است که حسنی مبارک قصد ندارد قبل از پایان مدت ریاستش کنار برود. اینک نظامیان به یک دلیل ساده از او پشتیبانی می کنند : ” آنها دقیقا می دانند که وقتی او برود آنها هم سرنگون خواهند شد. ارتش بیش از 60 سال است که از علی محمد نجیب، جمال عبدالناصر، انور السادات و بعد حسنی مبارک حمایت کرده است. همه رئیس جمهور ها ارتشی بوده اند. در این مدت ارتش قدرت زیادی در دست خود متمرکز کرده است ، ” قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی “.
ارتش اختاپوس وار بر همه بخش های جامعه دست می گذارد، بر هتل های زنجیره ای، موسسات ساختمانی، بر ساختن جاده ها، فرودگاهها و بنادر و نیز بر تولید مواد غذائی. بیش از ده در صد از اقتصاد مصر را نظامیان کنترل می کنند. ژنرالهای سابق، امروز ار نخبگان اقتصادی کشور هستند و سرمایه داران بخش سنتی برغم تلاشهائی که برای بدست آوردن سفارشات دولتی می کنند دستشان خالی می ماند و قرار داد ها نصیب نظامیان می شود.
ارتش مصر از لحاظ تعداد نفرات دهمین ارتش جهان است. 468 هزار عضو فعال و 479 هزار عضو احتیاط دارد. فرمانده کل نیروهای نظامی پرزیدنت مبارک است. بودجه نظامی به 2،4 میلیارد دلار بالغ می گردد، که بیش از نیمی از آن ، یعنی 1،3 میلیارد آن را آمریکا می پردازد. تعداد ارتشیان به تقریبا یک میلیون نفر بالغ می گردد، اما نیروی پلیس که تحت فرمان وزارت کشور است از نظامیان بیشتر است، از سال 1990 تعداد آنها به 1،4 میلیون نفر افزایش یافته است.
عمر سلیمان، معاون رئیس جمهور، پیش از آن که رئیس سازمان اطلاعات گردد، ژنرال بود. همچنین احمد شفیق، نخست وزیر، یک ژنرال بازنشسته نیروی هوائی بود. با توجه به اعترضات دوباره چند صد هزار نفری مردم در روز سه شنبه، سلیمان تاکید کرد که ارتش علیه مردم وارد میدان نخواهد شد و آنها را تهدید به مجازات نیز نکرد. با این وجود روشن است که رژیم حاضر به ترک صحنه نیست و با رژیم ارتش هم سرجای خود می ماند. ” امتیازاتی که فعلا داده می شود چیزی نیست جز تاکتیک وقت گذرانی در مقابل مردم مصر و همچنین در برابر خارج . آنها عامل زمان را به بازی گرفته اند و می کوشند تا روز به روز ، متر به متر، مواضع گذشته را دو باره بدست آورند و نهایتا دوباره ابتکار را بدست گیرند.”
یوسف مطمئن است که اگر ارتش به روی جنبش دموکراتیک مردم اسلحه بکشد، اکثر سربازان سر به شورش برخواهند داشت و به مردم خواهند پیوست. و آنوقت است که میلیونها نفر ساکنان حلبی آباد ها هم ، که الان در خیابان نیستند، بپا خواهند خاست.”
http://www.jungewelt.de/2011/02-09/034.
حرف “مفت” مفتی عربستان
حرف “مفت” مفتی عربستان
جرقه ای شد بر خرمن تظاهرات در ریاض
ترجمه رضا نافعی
دو نکته ازگفتگوی فرانکفورتر آلگماینه با رابرت زولیک رئیس بانک جهانی:
- جمعیت کره جنوبی برابر با نیمی از جمعیت مصر است ولی صادرات تولیدات صنعتی آن در یک روز برابر است با صادرات مصر در طول یک سال ..
- حدود 900 میلیون نفر از مردم جهان امکان دست یافتن به پول کافی برای غذای خود ندارند.
امواج اعتراض به عربستان سعودی هم رسید
به گزارش خبرگزاری های آلمان و فرانسه امواج شوکی که از قیام مصر پدید آمده به عربستان سعودی هم رسیده است. بویژه سخنان شیخ عبدالعزیز الشیخ، مفتی (رهبر مذهبی) عربستان موجب نارضایتی اجتماعی شده است. مفتی عربستان در مسجدی در ریاض ، پایتخت عربستان، گفته است که درپس تظاهرات اعتراضی در تونس و مصر دست “دشمنان اسلام ” در کار است که هدفشان تضعیف کشورهای عربی و مسلمان است و به همین دلیل او از جوانان عربستان خواسته است که تحت تاثیر این هرج و مرج طلبان قرار نگیرند .
در پی این سخنان بسیاری از مردم عربستان چه در محافل خصوصی و چه در اینترنت بشدت به سخنان الشیخ اعتراض کردند و بیکاری وسیع، فقر، بحران خانه سازی و رشوه خواری در عربستان را مطرح ساختند.
در ریاض دهها نفر از اعضای خانواده های زندانیان در برابر وزارت دادگستری دست به اعتراض زدند و خواستار آزادی زندانیان شدند. به گفته شاهدان عینی بخش عمدۀ معترضان زنان محجبه بوده اند در کنار کودکان و مردان، درعربستان سعودی ، دست زدن به تظاهرات ممنوع است.
مقاومت در الجزائر گسترش می یابد
خبرگزاری های آلمان و فرانسه ـ در الجزایر، همسایه بزرگ تونس نیز مقاومت در برابر طبقه حاکمه شکل می گیرد.
هوادارن جنبش اعتراضی تایید کردند که قرار است در 12 فوریه تظاهراتی اعتراضی برای ساقط کردن رژیم صورت گیرد. این تظاهرات برغم وجود قوانین وضع اضطراری که از 19 سال پیش برقرار است برپا خواهد شد. عبدالعزیز بوتفلیقه قول داده است این قوانین در آینده لغو گردند. در هفنه های گذشته افزون بر اعتصاب و تظاهرات اعتراضی حتی چند خود سوزی رخ داد.
همزمان با این رویدادها، نیروهای انتظامی در جنوب غربی الجزائر 14 نفر را که مظنون به عضویت در یکی از شعبات القاعده در شمال آفریقا هستند دستگیر کرده اند. این افراد مظنون به این هستند که در تدارک عملیات تروریستی در کشورهای اروپائی بوده اند. روز یک شنبه روزنامه الوطن، از قول محافل امنیتی نوشت که این افراد در دسامبر سال گذشته دستگیر شده اند و در میان آنها دو تن از اتباع موریتانی نیز هستند.
.
URL: http://www.neues-deutschland.de/artikel/190296.in-algerien-waechst-der-widerstand.html
http://www.neues-deutschland.de/artikel/190297.protest-regt-sich-auch-in-saudi-arabien.htmll
جرقه ای شد بر خرمن تظاهرات در ریاض
ترجمه رضا نافعی
دو نکته ازگفتگوی فرانکفورتر آلگماینه با رابرت زولیک رئیس بانک جهانی:
- جمعیت کره جنوبی برابر با نیمی از جمعیت مصر است ولی صادرات تولیدات صنعتی آن در یک روز برابر است با صادرات مصر در طول یک سال ..
- حدود 900 میلیون نفر از مردم جهان امکان دست یافتن به پول کافی برای غذای خود ندارند.
امواج اعتراض به عربستان سعودی هم رسید
به گزارش خبرگزاری های آلمان و فرانسه امواج شوکی که از قیام مصر پدید آمده به عربستان سعودی هم رسیده است. بویژه سخنان شیخ عبدالعزیز الشیخ، مفتی (رهبر مذهبی) عربستان موجب نارضایتی اجتماعی شده است. مفتی عربستان در مسجدی در ریاض ، پایتخت عربستان، گفته است که درپس تظاهرات اعتراضی در تونس و مصر دست “دشمنان اسلام ” در کار است که هدفشان تضعیف کشورهای عربی و مسلمان است و به همین دلیل او از جوانان عربستان خواسته است که تحت تاثیر این هرج و مرج طلبان قرار نگیرند .
در پی این سخنان بسیاری از مردم عربستان چه در محافل خصوصی و چه در اینترنت بشدت به سخنان الشیخ اعتراض کردند و بیکاری وسیع، فقر، بحران خانه سازی و رشوه خواری در عربستان را مطرح ساختند.
در ریاض دهها نفر از اعضای خانواده های زندانیان در برابر وزارت دادگستری دست به اعتراض زدند و خواستار آزادی زندانیان شدند. به گفته شاهدان عینی بخش عمدۀ معترضان زنان محجبه بوده اند در کنار کودکان و مردان، درعربستان سعودی ، دست زدن به تظاهرات ممنوع است.
مقاومت در الجزائر گسترش می یابد
خبرگزاری های آلمان و فرانسه ـ در الجزایر، همسایه بزرگ تونس نیز مقاومت در برابر طبقه حاکمه شکل می گیرد.
هوادارن جنبش اعتراضی تایید کردند که قرار است در 12 فوریه تظاهراتی اعتراضی برای ساقط کردن رژیم صورت گیرد. این تظاهرات برغم وجود قوانین وضع اضطراری که از 19 سال پیش برقرار است برپا خواهد شد. عبدالعزیز بوتفلیقه قول داده است این قوانین در آینده لغو گردند. در هفنه های گذشته افزون بر اعتصاب و تظاهرات اعتراضی حتی چند خود سوزی رخ داد.
همزمان با این رویدادها، نیروهای انتظامی در جنوب غربی الجزائر 14 نفر را که مظنون به عضویت در یکی از شعبات القاعده در شمال آفریقا هستند دستگیر کرده اند. این افراد مظنون به این هستند که در تدارک عملیات تروریستی در کشورهای اروپائی بوده اند. روز یک شنبه روزنامه الوطن، از قول محافل امنیتی نوشت که این افراد در دسامبر سال گذشته دستگیر شده اند و در میان آنها دو تن از اتباع موریتانی نیز هستند.
.
URL: http://www.neues-deutschland.de/artikel/190296.in-algerien-waechst-der-widerstand.html
http://www.neues-deutschland.de/artikel/190297.protest-regt-sich-auch-in-saudi-arabien.htmll
آیت الله مهدوی کنی
آیت الله مهدوی کنی
پدرخوانده ای که محلل "زن بابا" ست!
دکتر مهدی خزعلی، در مطلبی که در باره سعید مهدوی کنی، آقا زاده معمم آیت الله مهدوی کنی نوشت، گوشه ای از سراپرده "پدرخوانده" را که خیز برداشته اند تا او را جانشین هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان کنند بالا زده است. آیت الله کنی دبیر جامعه روحانیت مبارز است و از کسانی که مخالفت مردم با کودتای 22 خرداد را "فتنه" می داند. خزعلی می نویسد:
بنگاه های اقتصادی مهمی نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور( تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیار آیت الله مهدوی کنی است. وی در قصری که در دانشگاه امام صادق ساخته زندگی میکند. میخواهید او در اصلاح مملکت کاری کند؟
پدرخوانده ای که محلل "زن بابا" ست!
دکتر مهدی خزعلی، در مطلبی که در باره سعید مهدوی کنی، آقا زاده معمم آیت الله مهدوی کنی نوشت، گوشه ای از سراپرده "پدرخوانده" را که خیز برداشته اند تا او را جانشین هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان کنند بالا زده است. آیت الله کنی دبیر جامعه روحانیت مبارز است و از کسانی که مخالفت مردم با کودتای 22 خرداد را "فتنه" می داند. خزعلی می نویسد:
بنگاه های اقتصادی مهمی نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور( تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیار آیت الله مهدوی کنی است. وی در قصری که در دانشگاه امام صادق ساخته زندگی میکند. میخواهید او در اصلاح مملکت کاری کند؟
گزارش دیدار آقا با هیات های انتخابات 22 خرداد
گزارش دیدار آقا با هیات های انتخابات 22 خرداد
نگوئید احمدی نژاد دروغگوست
دل آقای خامنه ای می شکند!
درهفته نخست پس از کودتای 22 خرداد، علی خامنه ای در ادامه مانورهائی که برای توجیه کودتا می کرد، خواهان دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی کاندیداها شد. از ستاد موسوی، کروبی، رضائی و احمدی نژاد هیات هائی به بیت رهبری رفته و با وی دیدار کردند. فیلم کوتاهی از این دیدار، منتشر شد که شامل سخنرانی خامنه ای بود و نه اعتراض ها و استدلال های هیات های معترض به نتیجه کودتائی انتخابات. مدتی پس از این دیدار و سرکوب خونین مردم، مرتضی الویری نیز گزارشی از این دیدار و جلسه منتشر کرد که چوب آن را خورد. یعنی بازداشت شد و مدتی نیز در اوین بود. الویری از جمله زندانیان سیاسی – مذهبی مشهور دوران شاه است و همشهری حسین شریعتمداری. یعنی دماوندی است، اما در برابر شریعتمداری! الویری بعد از انقلاب در صدر نشست و نماینده مجلس و رئیس مناطق آزاد نیز شد. او نیز مانند حجت الاسلام منتجب نیا از ستاد کروبی به دیدار و مذاکره خامنه ای رفته بود و شاید انگیزه اصلی انتخاب او برای حضور در این هیات، سوابق دوستی او با خامنه ای بود.
بهرحال، از آن جلسه تاکنون جز همین دو فیلم و گزارش مطلبی در جائی منتشر نشده بود تا اخیرا که فردی بنام جعفر فرجی، در وبلاگ یکی از دوستان همفکرش گزارشی با تفسیرهای خود منتشر کرد. فرجی طرفدار دو آتشه احمدی نژاد است و نوع نوشته اش نشان میدهد که از دار و دسته الله کرم و خود احمدی نژاد و بقیه این دسته بندی هاست.
ما افاضات شخصی فرجی را از گزارشی که نوشته – تا آنجا که توانستیم- حذف کردیم تا گزارشی مستقل را منتشر کنیم. در صورت تمایل می توانید به وبلاگ خود وی نیز مراجعه کنید. از اینجا
حتی همین گزارش و تفسیرهای طرفدارانه و پرستایش از "آقا" نیز نشان میدهد که در آن دیدار و مذاکره، حتی افرادی نظیر الویری با صراحت به وی گفته اند که انتخابات باید باطل شود. اما خامنه ای پس از شنیدن همه استدلال ها، باز هم حرف خود را تکرار می کند و می گوید تقلب در انتخابات ممکن نیست. البته او راست گفته است، زیرا تقلب نشد، بلکه کودتا شد و چند رقم را بعنوان آراء احمدی نژاد و موسوی و کروبی و رضائی اعلام کردند که هیچ ربطی به آنچه در صندوق ها بود نداشت. دفاع حضرت آقا از دروغگوئی های احمدی نژاد هم در گزارش فرجی خواندنی است.
متن زیر از گزارش فرجی استخراج شده است:
دقایق زیادی بود که نفرات شورای مرکزی ستادهای مختلف تکمیل شده بودند. سکوت سنگین و حزن انگیزی بر فضا حاکم بود. جلسه قرار بود راس ساعت 18 شروع شود. هیچ یک از نفرات شورای مرکزی ستادهای کاندیداهای مختلف با یکدیگر صحبت نمی کردند. تا حدودی می شود گفت غم خاصی در چهره شان موج می زد...
رأس ساعت 18حضرت آقا وارد شدند. وقتی بر روی صندلی نشستند، تک به تک، به چهره تمامی حضار می نگریستند و "سلام علیکم"ی می گفتند. برخی که ارادت ویژه ای به آقا داشتند، وقتی نوبتشان می رسید، تمام قد بلند می شدند و سلامی عرض می کردند.(ستاد احمدی نژاد و رضائی!)
- آقا بسم اللهی گفتند و مقدمه کوتاهی فرمودند که: جمع ویژه ای است، رفقای دیروز و رقبای امروز در سر یک چهار راهی پرترافیک به هم رسیده اند. سر و صدا و ترافیک اگر با بی تحملی افراد همراه شود، محیط ناراحت کننده ای را بوجود می آورد. ولی اگر افراد در این چهاراه پرترافیک با صبر و نظم و قانون عمل کنند، بالاخره راه باز می شود و هر کس به مقصد می رسد و از تصادم جلوگیری می شود...
من از آقایان واقعاً خواهش می کنم که هر چه در ته دلشان دارند، بدون ملاحظه هیچ کس حتی خود من بهراحتی بر زبان بیاورند. مدیریت جلسه هم با خود من است.
بر اساس سن کاندیداها شروع به صحبت کنید. با این اوصاف از آقای کروبی شیخ الکاندیداها شروع می کنیم.
تریبون که جلوی آقای الویری(ستاد کروبی) قرار گرفت آقا به شوخی گفتند:
- آقای الویری در حالی که صحبت می کنید مدام به ساعت هم نگاه کنید. ساعت آن قسمت سالن نصب شده است. دوستانی هم که کنار این عزیزان نشسته اند به سخنرانان یک طوری وقت را تذکر دهند.
آقای نجفی(ستاد احمدی نژاد) که کنار آقای الویری نشسته بودند، با آرنج خود اشاره ای کردند و گفتند آقا نگران نباشید وقت تمام شد، من به ایشان می زنم. در حالی که همه می خندیدند آقا گفتند نه آقای نجفی زدن خوب نیست. آقای کلهر که نوعاً موجود شلوغ و شوخي است، گفتند که آقا آخه اینها عادت دارند به کتک زدن... یکدفعه سکوت سنگینی حاکم شد و آقا چپ چپ نگاهی کردن.
آقای الویری از روی برگه صحبت می کردند و مطالب منسجمی را از دید خودشان در لزوم ابطال انتخابات و مخدوش بودن آن آماده کرده بودند. ایشان صحبت های خود را اینگونه آماده کرده بودند که: من در قبل از انقلاب و راهپیمایی های دوران انقلاب "مسئول صدا" بودم. بهخاطر همین در تمام راهپیمایی ها بوده ام. من باید اعتراف کنم از ابتدای شروع حرکت انقلاب تاکنون راهپیمایی به بزرگی آنچه که دیروز در مسیر انقلاب- آزادی در اعتراض به انتخابات رخ داد، ندیده ام.
ما شما را پدر ملت ایران می دانیم و بهخاطر همین این مطالب را به حساب صحبت فرزندانی در نزد پدر خود بگذارید.
آقای الویری صحبتهایشان در چند محور خلاصه می شد که عبارت بود از:
- شورای نگهبان نبايد صلاحیت آقای احمدینژاد را تأیید می کرد. آقای احمدینژاد که رجل سیاسی نیست. تازه گاهي در مواردی دیده شده، بی تقوا و دروغگو هم هست.
- صلاحیت اتفاقات قبل از انتخابات نیز زیر سؤال است. از آن جمله است، توزیع سهام عدالت، افزایش حقوق بازنشستگان با هدف خرید رأی، بی حرمتی به بزرگان و... در رودهن آقای کروبی 1400 رأی داشته ولی آن را صفر کردند. به برخی از ناظرین کارت نداده اند و...
در نهایت آقای الویری گفتند که این مهندسی انتخاباتی که صورت گرفت و چینشی که از آراء اعلام شد، بهخاطر این بود که اولاً 22 میلیون آقای خاتمی را تحت الشعاع قرار دهند و بگویند بیشتر از خاتمی رأی داریم و ثانیاً آقای کروبی کمتر از آراء باطله و سر جمع همه مخالفان 13 میلیون چیزی در حدود نصف ما رأی دارند. لذا باید انتخابات ابطال شود...
فرزند شهید بهشتی به نمایندگی از ستاد موسوی صحبت کردند و گفتند اکثر مطالبی که مدنظر بود، آقای الویری گفتند. نتایج و میزان آراء اعلام شده، بیان کننده میزان نظر و آراء مردم نیست و بايد انتخابات ابطال شود.
آقای دانش جعفری نیز از طرف آقای رضایی صحبت کردند. آقای دانش نیز گفتند که اکثر مطالب را آقای الویری و دوستان دیگر گفتند، چند نکته هم بنده می گویم.
در این انتخابات تخلفات بزرگی رخ داد. یکی از این تخلفات استفاده از ارگانهای نظامی و آراء آنان توسط یک کاندیدا بود.
آقا به شوخی به آقای دانش فرمودند آقای دانش آیا آن کاندیدا سابقاً نظامی نبوده است؟
هر گاه فضای جلسه بشدت جدی و سنگین می شد، آقا یک شوخی می کردند.
آقای دانش در ادامه صحبت های خود رو به آقا گفتند، صحبت های شما در کردستان بهگونه ای بود که این احساس و تلقی پیش می آمد که مردم بايد به آقای احمدینژاد رأی دهند و...
آقای دانش نیز تقاضای ابطال انتخابات را کردند.
نوبت به آقای ثمره از ستاد احمدی نژاد رسید. تنها کسی که شروع کلام را با یاد خدا و با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد، آقای ثمره بودند. تنها کسی که از آقا بابت برگزاری جلسه تشکر کردند و حضور 40 میلیونی را تبریک گفتند، آقای ثمره بودند. تنها کسی که وقت را رعایت کرد و سر 5 دقیقه خودشان به آقا وقت را یادآوری کرد، آقای ثمره بودند. آقای ثمره گفتند که آقایان فریاد اخلاق و قانونگراییاشان گوش فلک را کرده، ولی روز انتخابات در حالی که رأی گیری در حال جریان است با رسانه های خارجی کنفرانس مطبوعاتی می گذارند و می گویند پیروز انتخاباتیم. بحث افزایش حقوق ها هم یک قانونی در زمان مجلس و دولت های قبلي خودشان تصویب کردند. نتوانستند اجرا کنند ولی این دولت با کمک مجلس سالانه به افزایش حقوق ها دست زده است. چیز عجیبی هم نبوده و هر ساله مجلس در بودجه قرار داده و دولت مکلف بوده که کما فی السابق انجام دهد. بروید به مجلس و قانون هایی که خودتان 7 تا 8 سال پیش تصویب کردید، اعتراض کنید.
آقا قبل از اینکه اعضا محترم شورای نگهبان و وزارت کشور صحبت کنند، گفتند که:
راجع به صحبت های آقای دانش( سخنان علی خامنه ای در حمایت غیر مستقیم از رای به احمدی نژاد در سفر به کردستان در آستانه برگزاری انتخابات 22 خرداد) بنده یک مطلبی بگویم. بنده 20 سال است که چنین مطالبی را می گویم. اصلاً ادامه حیات بنده وابسته به تکرار چنین مطالبی است و اگر روزی بنده دست از تکرار این مطالب بکشم، آن روزی است که در این دنیا نخواهم بود. بنده تکلیفم این است که به مردم معیارها را بدهم، تشخیص مصادیق با خود مردم است. بنده در بحث مصادیق یک رأی دارم که آن را هم هیچ کس مطلع نمی شود.
آقایان راجع به انتخابات مدارک مستندی تاکنون ارائه نکرده اند و برخی از مطالبی که می گویند، اصلاً شورای نگهبان امکان دخالت ندارد.
بالاخره انتخابات حق مردم است و نمی توان دستگاهی اختراع کرد و دنبال نیات مردم گشت که هر کسی به چه دلیلی به یک کاندید رأی داده. اصلاً اگر باب این ادعاها باز شود که عده ای پیدا بشوند و از موضع قیومیت بگویند که اگر مردم به فلانی رأی داده باشند، فریب خورده هستند، آیا اساس فلسفه انتخابات زیر سؤال نمی رود؟
اگر راجع به قبل از انتخابات مبنی بر سهام عدالت و افزایش حقوق و... اعتراض دارند که این مطالب را از 5 تا 6 ماه قبل از انتخابات می دانستند و مدام در سخنرانی هایشان می گفتند. خوب اگر به شرایط اعتراض داشتید، شرکت نمی کردید. بالاخره وقتی کاندیدا شده اید، یعنی با علم به همه این ها وارد صحنه شده اید.
آقای کامران دانشجو ( معاون سیاسی وقت وزارت کشور در برگزاری انتخابات 22 خرداد و از عاملین کودتا در وزارت کشور که اکنون وزیر علوم است) نیز راجع به بی سابقه ترین تعداد ناظرین کاندیدا توسط آقای موسوی در طول انتخاباتهای کشور از ابتدا تاکنون گفت و از صندوق های سیار در گذشته و هم اکنون گفت و گزارش روند انتخابات را داد و جواب هجمه تبلیغاتی علیه این همه تلاش کارمندان خدوم وزارت کشور را به روز قیامت و خدا سپرد.
با اتمام صحبت ها تازه اصل جلسه شروع شد که حدود 30 دقیق به طول انجامید. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید و جلسه وارد مرحله خصوصي شد ...
وقتی دوربین ها کامل خارج شد ، آقا فرمودند که : " آقای الویری شما 30 ثانیه وقت خواستید ، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می دهیم ."
آقای الویری شروع کردند و گفتند که : " از دید ما این انتخابات بایستی ابطال شود . هر گونه تصمیم دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت . بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردم است ، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین حضرتعالی شورای حکمیتی شکل دهید تا میان طرفین قضاوت کند ،آنوقت هر آنچه آن شورا حکمیت نمود ما هم می پذیریم .
این کار در زمان امام هم سابقه داشته است . مثلا در ماجرای 14 اسفند در زد و خورد مابین طرفداران بنی صدر و شهید بهشتی ، چون یک طرف دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بودند ، امام برای حل مساله شورایی 3 نفره را شکل دادند . با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد ."
حضرت آقا بلافاصله بعد از این جمله آقای الویری که "مشکل حل شد " فرمودند : " و مشکل حل نشد ...."
الویری گفت: آقا حل شد .... و حضرت آقا فرمودند:" نخیر مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آنطرف می برد هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد ."
آقا فرمودند یک مطلبی را اینجا جا دارد بیان کنم .
برخی از دوستانی که در این جلسه حضور دارند هر گاه به انتخاباتها نزدیک می شویم ، مدام با یک ژست خاصی در شعارهایشان تبلیغ می کنند که اختیارات رهبری در چهارچوب قانون اساسی است و رهبری در چهارچوب قانون اساسی بایست عمل کند و اختیارات فراقانونی و یا حکم حکومتی نداریم.
جناب آقای خاتمی نیز وقتی سال 76 می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند . بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت . در طول سالهای ریاست جمهوری ، ایشان بارها نامه می زدند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند .
شما ببینید این اختیارات رهبری در انتخاباتهای مختلف مثل تایید انتخابات مجلس تهران و یا تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری و ... تاکنون به نفع چه جریانی بیشتر بکار گرفته شده است . در همین جمع اکثر دوستان در زمان تصدی خود بر پست های مختلف در مواقع بحرانی کشور ، همین درخواستها را بصورت مکتوب برای استفاده از اختیارات رهبری داشته اند ولی چرا هر وقت انتخاباتی می شود ، مدام تکرار می کنید که حکم حکومتی نداریم و ...
الان هم شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چهارچوب های قانونی ، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده ، جهت حکمیت شکل دهم . نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید عمل شود و بایست همه گروهها در چهارچوب قانون عمل نمایند . راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چهارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم ."
آقای زنگنه دست خود را بالا بردند و اجازه گرفتند که صحبت کنند . آقای زنگنه مطالبی پیرامون عدم بیطرفی شورای نگهبان گفتند و سپس موضوع را به سمت آقای احمدی نژاد کشاندند که ایشان در سخنرانیشان در میدان ولیعصر به ما گفته اند همجنس باز و لیبرال .
حضرت آقا فرمودند که :" آقای زنگنه حالا چرا شما به خودتان گرفته اید ؟
آقا صحبت های جناب زنگنه را تمام کردند و گفتند که آقای زنگنه شما نوعا آدم احساساتی هستید و همواره در موضع گیری ها و بیان مطالبتان احساساتتان بر منطق و عقل می چربد . این خوب نیست. الان هم من این صحبت های شما را می گذارم روی احساسی بودنتان . بارها شده که شما مطلبی را با حرارت گفته اید و سپس با اشک نزد بنده آن مطلب را پس گرفته اید .
آقا فرمودند یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید . اگر امروز تمام دنیا نیز روبه رویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات بایست ابطال شود بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت .
در همین انتخابات سال 76 وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آنچنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده ، اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری نمایید .
البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید ، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست . حالا یک زمانی صحبت بر سر 100 هزار رای بود احتمال می دادیم . اگر 200 هزار رای بود 300 هزار رای بود می پذیرفتیم . الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رای است اختلاف 11 میلیون رای است . مگر می شود پذیرفت . البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ نماید تا با حضور نمایندگان کاندیداها آن صندوق هایی که اعتراض دارند بازشماری شود . هر چند که بنده مطمئن هستم تغییری در آراء بوجود نخواهد آمد .
آقای آخوندی که باجناق آقای ناطق نوری و وزیر مسکن کابینه آقا بوده اند ، دستان خود را بالا بردند. داشتند شروع به صحبت می کردند که آقا فرمودند : خودتان را معرفی کنید ؟ ایشان با تعجب گفتند که آخوندی هستم عضو ستاد موسوی . آقا فرمودند بله مواضعتان را اخیرا در روزنامه ها دیده ام .
آقا فرمودند که دیگر خسته شده اند . والسلامی گفتند و بلند شدند .
به غیر از چند نفر که بدون خداحافظی رفتند ، همه به گرد رهبری حلقه زدند . خانم کروبی جلو آمدند و با آقا احوالپرسی کردند و گفتند : آقا نمی شود این هایی که دستگیر شده اند را آزاد نمایید ؟ آقا فرمودند : "خانم کروبی به ایشان بگویید که این افتخار نیست که کسی مجرمی را آزاد نماید . " خانم کروبی گفتند در بین این ها خانواده شهید هست .
آقای منتجب نیا گفتند که آیا شما در جریان هستید که امروز آقای ابطحی را گرفته اند ؟
آقا فرمودند : بنده در جریان دستگیری ایشان نیستم ، در این امور دخالت هم نمی کنم . به دستگاه ها هم گفته ام که خودشان حسب تکلیفشان به وظایف ذاتی خود عمل کنند .
آقا از حلقه بزرگان سابق خارج شدند که آقای طلایی نیک نزدیک به خروجی در به جلو رفتند و به آقا گفتند که : آقا در این مدت به بزرگان خیلی توهین شد و شخصیت بزرگان نظام در تلویزیون مستقیما تخریب شد و ..... شما نظرتان چیست ؟ آقا در حالیکه داشتند خارج می شدند گفتند : " بله بنده هم مانند همه مردم از تلویزیون برنامه های انتخاباتی را می دیدم . واقعا وقتی می دیدم درست جلوی دید مردم به رئیس جمهور قانونی کشور مدام می گویند دروغگو دروغگو دلم می شکست . "
نگوئید احمدی نژاد دروغگوست
دل آقای خامنه ای می شکند!
درهفته نخست پس از کودتای 22 خرداد، علی خامنه ای در ادامه مانورهائی که برای توجیه کودتا می کرد، خواهان دیدار با نمایندگان ستادهای انتخاباتی کاندیداها شد. از ستاد موسوی، کروبی، رضائی و احمدی نژاد هیات هائی به بیت رهبری رفته و با وی دیدار کردند. فیلم کوتاهی از این دیدار، منتشر شد که شامل سخنرانی خامنه ای بود و نه اعتراض ها و استدلال های هیات های معترض به نتیجه کودتائی انتخابات. مدتی پس از این دیدار و سرکوب خونین مردم، مرتضی الویری نیز گزارشی از این دیدار و جلسه منتشر کرد که چوب آن را خورد. یعنی بازداشت شد و مدتی نیز در اوین بود. الویری از جمله زندانیان سیاسی – مذهبی مشهور دوران شاه است و همشهری حسین شریعتمداری. یعنی دماوندی است، اما در برابر شریعتمداری! الویری بعد از انقلاب در صدر نشست و نماینده مجلس و رئیس مناطق آزاد نیز شد. او نیز مانند حجت الاسلام منتجب نیا از ستاد کروبی به دیدار و مذاکره خامنه ای رفته بود و شاید انگیزه اصلی انتخاب او برای حضور در این هیات، سوابق دوستی او با خامنه ای بود.
بهرحال، از آن جلسه تاکنون جز همین دو فیلم و گزارش مطلبی در جائی منتشر نشده بود تا اخیرا که فردی بنام جعفر فرجی، در وبلاگ یکی از دوستان همفکرش گزارشی با تفسیرهای خود منتشر کرد. فرجی طرفدار دو آتشه احمدی نژاد است و نوع نوشته اش نشان میدهد که از دار و دسته الله کرم و خود احمدی نژاد و بقیه این دسته بندی هاست.
ما افاضات شخصی فرجی را از گزارشی که نوشته – تا آنجا که توانستیم- حذف کردیم تا گزارشی مستقل را منتشر کنیم. در صورت تمایل می توانید به وبلاگ خود وی نیز مراجعه کنید. از اینجا
حتی همین گزارش و تفسیرهای طرفدارانه و پرستایش از "آقا" نیز نشان میدهد که در آن دیدار و مذاکره، حتی افرادی نظیر الویری با صراحت به وی گفته اند که انتخابات باید باطل شود. اما خامنه ای پس از شنیدن همه استدلال ها، باز هم حرف خود را تکرار می کند و می گوید تقلب در انتخابات ممکن نیست. البته او راست گفته است، زیرا تقلب نشد، بلکه کودتا شد و چند رقم را بعنوان آراء احمدی نژاد و موسوی و کروبی و رضائی اعلام کردند که هیچ ربطی به آنچه در صندوق ها بود نداشت. دفاع حضرت آقا از دروغگوئی های احمدی نژاد هم در گزارش فرجی خواندنی است.
متن زیر از گزارش فرجی استخراج شده است:
دقایق زیادی بود که نفرات شورای مرکزی ستادهای مختلف تکمیل شده بودند. سکوت سنگین و حزن انگیزی بر فضا حاکم بود. جلسه قرار بود راس ساعت 18 شروع شود. هیچ یک از نفرات شورای مرکزی ستادهای کاندیداهای مختلف با یکدیگر صحبت نمی کردند. تا حدودی می شود گفت غم خاصی در چهره شان موج می زد...
رأس ساعت 18حضرت آقا وارد شدند. وقتی بر روی صندلی نشستند، تک به تک، به چهره تمامی حضار می نگریستند و "سلام علیکم"ی می گفتند. برخی که ارادت ویژه ای به آقا داشتند، وقتی نوبتشان می رسید، تمام قد بلند می شدند و سلامی عرض می کردند.(ستاد احمدی نژاد و رضائی!)
- آقا بسم اللهی گفتند و مقدمه کوتاهی فرمودند که: جمع ویژه ای است، رفقای دیروز و رقبای امروز در سر یک چهار راهی پرترافیک به هم رسیده اند. سر و صدا و ترافیک اگر با بی تحملی افراد همراه شود، محیط ناراحت کننده ای را بوجود می آورد. ولی اگر افراد در این چهاراه پرترافیک با صبر و نظم و قانون عمل کنند، بالاخره راه باز می شود و هر کس به مقصد می رسد و از تصادم جلوگیری می شود...
من از آقایان واقعاً خواهش می کنم که هر چه در ته دلشان دارند، بدون ملاحظه هیچ کس حتی خود من بهراحتی بر زبان بیاورند. مدیریت جلسه هم با خود من است.
بر اساس سن کاندیداها شروع به صحبت کنید. با این اوصاف از آقای کروبی شیخ الکاندیداها شروع می کنیم.
تریبون که جلوی آقای الویری(ستاد کروبی) قرار گرفت آقا به شوخی گفتند:
- آقای الویری در حالی که صحبت می کنید مدام به ساعت هم نگاه کنید. ساعت آن قسمت سالن نصب شده است. دوستانی هم که کنار این عزیزان نشسته اند به سخنرانان یک طوری وقت را تذکر دهند.
آقای نجفی(ستاد احمدی نژاد) که کنار آقای الویری نشسته بودند، با آرنج خود اشاره ای کردند و گفتند آقا نگران نباشید وقت تمام شد، من به ایشان می زنم. در حالی که همه می خندیدند آقا گفتند نه آقای نجفی زدن خوب نیست. آقای کلهر که نوعاً موجود شلوغ و شوخي است، گفتند که آقا آخه اینها عادت دارند به کتک زدن... یکدفعه سکوت سنگینی حاکم شد و آقا چپ چپ نگاهی کردن.
آقای الویری از روی برگه صحبت می کردند و مطالب منسجمی را از دید خودشان در لزوم ابطال انتخابات و مخدوش بودن آن آماده کرده بودند. ایشان صحبت های خود را اینگونه آماده کرده بودند که: من در قبل از انقلاب و راهپیمایی های دوران انقلاب "مسئول صدا" بودم. بهخاطر همین در تمام راهپیمایی ها بوده ام. من باید اعتراف کنم از ابتدای شروع حرکت انقلاب تاکنون راهپیمایی به بزرگی آنچه که دیروز در مسیر انقلاب- آزادی در اعتراض به انتخابات رخ داد، ندیده ام.
ما شما را پدر ملت ایران می دانیم و بهخاطر همین این مطالب را به حساب صحبت فرزندانی در نزد پدر خود بگذارید.
آقای الویری صحبتهایشان در چند محور خلاصه می شد که عبارت بود از:
- شورای نگهبان نبايد صلاحیت آقای احمدینژاد را تأیید می کرد. آقای احمدینژاد که رجل سیاسی نیست. تازه گاهي در مواردی دیده شده، بی تقوا و دروغگو هم هست.
- صلاحیت اتفاقات قبل از انتخابات نیز زیر سؤال است. از آن جمله است، توزیع سهام عدالت، افزایش حقوق بازنشستگان با هدف خرید رأی، بی حرمتی به بزرگان و... در رودهن آقای کروبی 1400 رأی داشته ولی آن را صفر کردند. به برخی از ناظرین کارت نداده اند و...
در نهایت آقای الویری گفتند که این مهندسی انتخاباتی که صورت گرفت و چینشی که از آراء اعلام شد، بهخاطر این بود که اولاً 22 میلیون آقای خاتمی را تحت الشعاع قرار دهند و بگویند بیشتر از خاتمی رأی داریم و ثانیاً آقای کروبی کمتر از آراء باطله و سر جمع همه مخالفان 13 میلیون چیزی در حدود نصف ما رأی دارند. لذا باید انتخابات ابطال شود...
فرزند شهید بهشتی به نمایندگی از ستاد موسوی صحبت کردند و گفتند اکثر مطالبی که مدنظر بود، آقای الویری گفتند. نتایج و میزان آراء اعلام شده، بیان کننده میزان نظر و آراء مردم نیست و بايد انتخابات ابطال شود.
آقای دانش جعفری نیز از طرف آقای رضایی صحبت کردند. آقای دانش نیز گفتند که اکثر مطالب را آقای الویری و دوستان دیگر گفتند، چند نکته هم بنده می گویم.
در این انتخابات تخلفات بزرگی رخ داد. یکی از این تخلفات استفاده از ارگانهای نظامی و آراء آنان توسط یک کاندیدا بود.
آقا به شوخی به آقای دانش فرمودند آقای دانش آیا آن کاندیدا سابقاً نظامی نبوده است؟
هر گاه فضای جلسه بشدت جدی و سنگین می شد، آقا یک شوخی می کردند.
آقای دانش در ادامه صحبت های خود رو به آقا گفتند، صحبت های شما در کردستان بهگونه ای بود که این احساس و تلقی پیش می آمد که مردم بايد به آقای احمدینژاد رأی دهند و...
آقای دانش نیز تقاضای ابطال انتخابات را کردند.
نوبت به آقای ثمره از ستاد احمدی نژاد رسید. تنها کسی که شروع کلام را با یاد خدا و با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز کرد، آقای ثمره بودند. تنها کسی که از آقا بابت برگزاری جلسه تشکر کردند و حضور 40 میلیونی را تبریک گفتند، آقای ثمره بودند. تنها کسی که وقت را رعایت کرد و سر 5 دقیقه خودشان به آقا وقت را یادآوری کرد، آقای ثمره بودند. آقای ثمره گفتند که آقایان فریاد اخلاق و قانونگراییاشان گوش فلک را کرده، ولی روز انتخابات در حالی که رأی گیری در حال جریان است با رسانه های خارجی کنفرانس مطبوعاتی می گذارند و می گویند پیروز انتخاباتیم. بحث افزایش حقوق ها هم یک قانونی در زمان مجلس و دولت های قبلي خودشان تصویب کردند. نتوانستند اجرا کنند ولی این دولت با کمک مجلس سالانه به افزایش حقوق ها دست زده است. چیز عجیبی هم نبوده و هر ساله مجلس در بودجه قرار داده و دولت مکلف بوده که کما فی السابق انجام دهد. بروید به مجلس و قانون هایی که خودتان 7 تا 8 سال پیش تصویب کردید، اعتراض کنید.
آقا قبل از اینکه اعضا محترم شورای نگهبان و وزارت کشور صحبت کنند، گفتند که:
راجع به صحبت های آقای دانش( سخنان علی خامنه ای در حمایت غیر مستقیم از رای به احمدی نژاد در سفر به کردستان در آستانه برگزاری انتخابات 22 خرداد) بنده یک مطلبی بگویم. بنده 20 سال است که چنین مطالبی را می گویم. اصلاً ادامه حیات بنده وابسته به تکرار چنین مطالبی است و اگر روزی بنده دست از تکرار این مطالب بکشم، آن روزی است که در این دنیا نخواهم بود. بنده تکلیفم این است که به مردم معیارها را بدهم، تشخیص مصادیق با خود مردم است. بنده در بحث مصادیق یک رأی دارم که آن را هم هیچ کس مطلع نمی شود.
آقایان راجع به انتخابات مدارک مستندی تاکنون ارائه نکرده اند و برخی از مطالبی که می گویند، اصلاً شورای نگهبان امکان دخالت ندارد.
بالاخره انتخابات حق مردم است و نمی توان دستگاهی اختراع کرد و دنبال نیات مردم گشت که هر کسی به چه دلیلی به یک کاندید رأی داده. اصلاً اگر باب این ادعاها باز شود که عده ای پیدا بشوند و از موضع قیومیت بگویند که اگر مردم به فلانی رأی داده باشند، فریب خورده هستند، آیا اساس فلسفه انتخابات زیر سؤال نمی رود؟
اگر راجع به قبل از انتخابات مبنی بر سهام عدالت و افزایش حقوق و... اعتراض دارند که این مطالب را از 5 تا 6 ماه قبل از انتخابات می دانستند و مدام در سخنرانی هایشان می گفتند. خوب اگر به شرایط اعتراض داشتید، شرکت نمی کردید. بالاخره وقتی کاندیدا شده اید، یعنی با علم به همه این ها وارد صحنه شده اید.
آقای کامران دانشجو ( معاون سیاسی وقت وزارت کشور در برگزاری انتخابات 22 خرداد و از عاملین کودتا در وزارت کشور که اکنون وزیر علوم است) نیز راجع به بی سابقه ترین تعداد ناظرین کاندیدا توسط آقای موسوی در طول انتخاباتهای کشور از ابتدا تاکنون گفت و از صندوق های سیار در گذشته و هم اکنون گفت و گزارش روند انتخابات را داد و جواب هجمه تبلیغاتی علیه این همه تلاش کارمندان خدوم وزارت کشور را به روز قیامت و خدا سپرد.
با اتمام صحبت ها تازه اصل جلسه شروع شد که حدود 30 دقیق به طول انجامید. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید و جلسه وارد مرحله خصوصي شد ...
وقتی دوربین ها کامل خارج شد ، آقا فرمودند که : " آقای الویری شما 30 ثانیه وقت خواستید ، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می دهیم ."
آقای الویری شروع کردند و گفتند که : " از دید ما این انتخابات بایستی ابطال شود . هر گونه تصمیم دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت . بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردم است ، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین حضرتعالی شورای حکمیتی شکل دهید تا میان طرفین قضاوت کند ،آنوقت هر آنچه آن شورا حکمیت نمود ما هم می پذیریم .
این کار در زمان امام هم سابقه داشته است . مثلا در ماجرای 14 اسفند در زد و خورد مابین طرفداران بنی صدر و شهید بهشتی ، چون یک طرف دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بودند ، امام برای حل مساله شورایی 3 نفره را شکل دادند . با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد ."
حضرت آقا بلافاصله بعد از این جمله آقای الویری که "مشکل حل شد " فرمودند : " و مشکل حل نشد ...."
الویری گفت: آقا حل شد .... و حضرت آقا فرمودند:" نخیر مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آنطرف می برد هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد ."
آقا فرمودند یک مطلبی را اینجا جا دارد بیان کنم .
برخی از دوستانی که در این جلسه حضور دارند هر گاه به انتخاباتها نزدیک می شویم ، مدام با یک ژست خاصی در شعارهایشان تبلیغ می کنند که اختیارات رهبری در چهارچوب قانون اساسی است و رهبری در چهارچوب قانون اساسی بایست عمل کند و اختیارات فراقانونی و یا حکم حکومتی نداریم.
جناب آقای خاتمی نیز وقتی سال 76 می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند . بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت . در طول سالهای ریاست جمهوری ، ایشان بارها نامه می زدند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند .
شما ببینید این اختیارات رهبری در انتخاباتهای مختلف مثل تایید انتخابات مجلس تهران و یا تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری و ... تاکنون به نفع چه جریانی بیشتر بکار گرفته شده است . در همین جمع اکثر دوستان در زمان تصدی خود بر پست های مختلف در مواقع بحرانی کشور ، همین درخواستها را بصورت مکتوب برای استفاده از اختیارات رهبری داشته اند ولی چرا هر وقت انتخاباتی می شود ، مدام تکرار می کنید که حکم حکومتی نداریم و ...
الان هم شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چهارچوب های قانونی ، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده ، جهت حکمیت شکل دهم . نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید عمل شود و بایست همه گروهها در چهارچوب قانون عمل نمایند . راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چهارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم ."
آقای زنگنه دست خود را بالا بردند و اجازه گرفتند که صحبت کنند . آقای زنگنه مطالبی پیرامون عدم بیطرفی شورای نگهبان گفتند و سپس موضوع را به سمت آقای احمدی نژاد کشاندند که ایشان در سخنرانیشان در میدان ولیعصر به ما گفته اند همجنس باز و لیبرال .
حضرت آقا فرمودند که :" آقای زنگنه حالا چرا شما به خودتان گرفته اید ؟
آقا صحبت های جناب زنگنه را تمام کردند و گفتند که آقای زنگنه شما نوعا آدم احساساتی هستید و همواره در موضع گیری ها و بیان مطالبتان احساساتتان بر منطق و عقل می چربد . این خوب نیست. الان هم من این صحبت های شما را می گذارم روی احساسی بودنتان . بارها شده که شما مطلبی را با حرارت گفته اید و سپس با اشک نزد بنده آن مطلب را پس گرفته اید .
آقا فرمودند یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید . اگر امروز تمام دنیا نیز روبه رویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات بایست ابطال شود بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت .
در همین انتخابات سال 76 وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آنچنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده ، اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری نمایید .
البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید ، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست . حالا یک زمانی صحبت بر سر 100 هزار رای بود احتمال می دادیم . اگر 200 هزار رای بود 300 هزار رای بود می پذیرفتیم . الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رای است اختلاف 11 میلیون رای است . مگر می شود پذیرفت . البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ نماید تا با حضور نمایندگان کاندیداها آن صندوق هایی که اعتراض دارند بازشماری شود . هر چند که بنده مطمئن هستم تغییری در آراء بوجود نخواهد آمد .
آقای آخوندی که باجناق آقای ناطق نوری و وزیر مسکن کابینه آقا بوده اند ، دستان خود را بالا بردند. داشتند شروع به صحبت می کردند که آقا فرمودند : خودتان را معرفی کنید ؟ ایشان با تعجب گفتند که آخوندی هستم عضو ستاد موسوی . آقا فرمودند بله مواضعتان را اخیرا در روزنامه ها دیده ام .
آقا فرمودند که دیگر خسته شده اند . والسلامی گفتند و بلند شدند .
به غیر از چند نفر که بدون خداحافظی رفتند ، همه به گرد رهبری حلقه زدند . خانم کروبی جلو آمدند و با آقا احوالپرسی کردند و گفتند : آقا نمی شود این هایی که دستگیر شده اند را آزاد نمایید ؟ آقا فرمودند : "خانم کروبی به ایشان بگویید که این افتخار نیست که کسی مجرمی را آزاد نماید . " خانم کروبی گفتند در بین این ها خانواده شهید هست .
آقای منتجب نیا گفتند که آیا شما در جریان هستید که امروز آقای ابطحی را گرفته اند ؟
آقا فرمودند : بنده در جریان دستگیری ایشان نیستم ، در این امور دخالت هم نمی کنم . به دستگاه ها هم گفته ام که خودشان حسب تکلیفشان به وظایف ذاتی خود عمل کنند .
آقا از حلقه بزرگان سابق خارج شدند که آقای طلایی نیک نزدیک به خروجی در به جلو رفتند و به آقا گفتند که : آقا در این مدت به بزرگان خیلی توهین شد و شخصیت بزرگان نظام در تلویزیون مستقیما تخریب شد و ..... شما نظرتان چیست ؟ آقا در حالیکه داشتند خارج می شدند گفتند : " بله بنده هم مانند همه مردم از تلویزیون برنامه های انتخاباتی را می دیدم . واقعا وقتی می دیدم درست جلوی دید مردم به رئیس جمهور قانونی کشور مدام می گویند دروغگو دروغگو دلم می شکست . "
بیانیه موسوی و کروبی بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن 57
بیانیه موسوی و کروبی بمناسبت سالگرد انقلاب 22 بهمن 57
اوباش سالاری
در سلطنتِ باز تولید شده
دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی در مقابل این خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک، حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه و یا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند بتدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست. ما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغه منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
مردم به جای کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، نهادینه شدن مدارا و مفاهمه و گذشت را می خواهند. مردم خواهان پایان اوباش سالاری و حاکمیت نهادینه شایسته سالاری اند!
این بیانیه روز گذشته و بمناسبت سالگرد انقلاب 57 با امضای مشترک موسوی و کروبی منتشر شد:
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد، از همان فردای سال ۴۱ متولد شد. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابان ها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک، حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه و یا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند بتدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد و از رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخود نمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت نردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول و اقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود می فرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی
اوباش سالاری
در سلطنتِ باز تولید شده
دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از احساس مسئولیت همگانی در مقابل این خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک، حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه و یا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند بتدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست. ما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغه منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
مردم به جای کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، نهادینه شدن مدارا و مفاهمه و گذشت را می خواهند. مردم خواهان پایان اوباش سالاری و حاکمیت نهادینه شایسته سالاری اند!
این بیانیه روز گذشته و بمناسبت سالگرد انقلاب 57 با امضای مشترک موسوی و کروبی منتشر شد:
در آستانه سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران هستیم، انقلابی که جلوه درخشان تعیین سرنوشت مردم ما به دست خودشان بود و برای یکایک ما ایرانیان، شناخت و بازشناخت این حادثه بزرگ و مهم تاریخی، اهمیت بسیار دارد. شاید از آن رو که شناخت هویت تاریخی هر ملت، در تعیین راه آیندة آن مؤثر است، شاید از آن رو که این روزها از خود می پرسند که راه طی شده تا چه اندازه صحیح بوده، و شاید هم از آن رو که بیش از هر زمان دیگر، شاهد تلاش برای تحریف این تاریخ هستیم.
آنچه در آن روزها شاهد بودیم، نه یک جابجایی قدرت سیاسی صرف، که ورود یک گفتمان نو و خروج یک گفتمان کهنه بود: گفتمان کهنه ای که می انگاشت که با بستن همه راه ها به روی اصلاح تدریجی حکومت و جامعه، با کودتایی متکی بر بیگانگان سلطه جو و غفلت دلسوختگان این مرز و بوم، با در بند کردن فوج فوج آزادیخوهان، با اعمال سانسور بر مطبوعات، با سرازیر کردن درآمد نفتی سرشار به جیب منفعت جویان شریک در قدرت، با تا دندان مسلح شدن به سلاح های ریز و درشت، با به کارگیری ماشین تبلیغاتی پر سر و صدا، با توهم ایفای نقشی بزرگ در تحولات منطقه وجهان، با هیچ خواندن مخالفان و منتقدان و همه خواندن خود و هم سفرگان، با نماد فره ایزدی انگاشتن قدرت فاقد اقتدار ناشی از رضایت مردم، ماندنی است.
اما گفتمان نوین پس از کودتای شوم ۲۸ مرداد، از همان فردای سال ۴۱ متولد شد. بازنگری به کارنامه گذشته و به دنبال آن، جستجو برای یافتن راه رهایی از استبدادی که با پشتوانه استعمار بر کشور یکه تازی می کرد، آغاز شد. در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست. می دانستند که ملت های دیگر برای رسیدن به آزادی، عدالت ، استقلال و پبشرفت، راهی بس دراز پیموده اند و تلاش برای دستیابی به جامعه ای که از چنین نعمت هایی برخوردار باشد، خود، عین زندگی است. چنین بود که هنگامی که خواسته های خود را در گفتار رهبری استوار چون امام خمینی (ره) یافتند که در این راه مصمم گام نهاده بود، با او همراه شدند و بساط ظلم و جور را برچیدند. با تجربه ای که از گذشته به دست آمده بود، از همان فردای پیروزی، دغدغه حراست و مراقبت از این دستاورد بزرگ در دل زن و مرد و پیر و جوان به جنبش درآمد تا مبادا کودتایی دیگر، تجاوز نظامی، و مهم تر از همه، انحراف از آرمان های انقلاب اسلامی، این نهال تازه رسته را در هم شکند.
درس هایی که از آن واقعه و سالیان پس از آن فراگرفته شد، موجب شد که مردم ما بارها عزم خود را برای جلوگیری از انحراف از راهی که می توانست آنها را به سرمنزل مقصود برساند به نمایش بگذارند. مشارکت گسترده در دفاع از میهن در مقابل دشمن متجاوز، تلاش های ستایش برانگیز در رونق اقتصاد ملی، کوشش برای انجام اصلاحات گسترده در عرصه های گوناگون و حضور آگاهانه در عرصة انتخابات، تبلور این احساس مسئولیت ملی است که مردم ما را اینگونه در صف مقدم تحولات فکری و اجتماعی چند دهة اخیر منطقه قرار داده است.
گفتمان نو باید با دیده بانی مستمر، خود را با نیازهای نو سازگار می کرد و نوشوندگی خود را پاس می داشت که بارزترین و غیرقابل انکارترین ویژگی آن، جهت گیری در مقابل باز تولید مناسبات استبدادی و شاهنشاهی بود. یادمان هست که بزرگترین دغدغه خبرگان قانون اساسی جستن راه هایی بود که جلوی ظهور استبداد و خود رایی و دیکتاتوری را به هر شکل و شمایل بگیرد و قانون اساسی در شرایطی نوشته شد که بیرون از مجلس خبرگان، مردم در خیابان ها شعار میدادند «برابری، برادری، حکومت عدل علی».
درکتاب« پیکار صفین، نصرابن مزاحم» که شاید قدیمیترین کتاب روایی– تاریخی در مورد جنگ صفین باشد، آمده است که بعد از استقرارحضرت امیر (ع) در کوفه، ایشان مسافرتی به مناطق فارس نشین و ایرانی در نزدیکی کوفه می کنند و در یک آبادی از مردم در مورد شاهان ایرانی سوال می کنند. بزرگ روستا میگوید:« در سنت شاهان ایرانی چیزهایی بود به نفع رعیت و چیزهایی بود به نفع پادشاه، تا این که خسروپرویز آمد و هرچه به نفع رعیت بود منسوخ کرد و هرچه به نفع پادشاه بود نگاه داشت و این موجب اضمحلال پادشاهی آنان شد.»
این روایت، دقیقا فضای روحی و سیاسی کشور در دهه اول انقلاب فارغ از ضعف ها و خودسری هایی که دامنگیر هر انقلابی در آغاز آن می شد را تشکیل می داد: مردمی که انقلاب کردند قصدشان این بود که آن مناسبات رابا الگو گرفتن از حکومت عدل علی از بین ببرند.
آیا دردناک نیست که بعد از گذشت بیش از سی سال از انقلاب، دوباره دغدغه مردم مواجهه با باز تولید همان مناسبات پادشاهی و این بار به نام دین باشد؟ در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمانهای انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراقآمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد.
آری انتخابات سال ۸۸ جلوه ای از این احساس مسئولیت همگانی در مقابل خطرات بود. مردمی که احساس خطر می کردند، مردمی که از مدیریت ناتوان دستگاه اداره کشور ناامید شده بودند، مردمی که از دروغ به تنگ آمده بودند، مردمی که احساس می کردند برای پیشرفت کشور به دگرگونی های فراگیرتر و بنیادی تر نیازمندند، به میدان آمدند و چه بسیار کسانی که سال ها بود در انتخابات شرکت نمی کردند و این بار قفل سکوت خود را شکستند و چه بسیار کسانی که پا را از رقابت های سیاسی رایج فراتر نهادند و برای ایجاد تحولی بزرگ همنوا گشتند.
دریغا که آنچه بر سر نتایج انتخابات آمد و آنچه در پی شبه کودتای اقتدارگرایان رخ داد، حق اساسی تعیین سرنوشت ملت به دست خویش را خدشه دار کرد. اما دستگیری معترضان، ضرب و شتم آنان در خیابان ها، کشته شدن عده زیادی از جوانان و زنان و مردان در خیابان ها و بازداشتگاه ها، فجایع کوی دانشگاه و کهریزک، حمله به بیوت و دفاتر مراجع تقلید، به راه انداختن تجمعات اتوبوسی و نمایشی، هجمه تبلیغاتی یک سویه مملو از دروغ و افترا، سرکوب کارگران و معلمان و جنبش زنان و دانشجویان و استادان، راه اندازی کارناوال های شرم آور و مانورهای امنیتی با هدف ایجاد رعب، تلاش مستمر برای انحراف افکار عمومی به سمت مسائل فرعی و انحرافی، برخورد غیراخلاقی با خانواده های شهدا و زندانیان، واعلام مرگ جنبش سبز در مناسبت های متوالی، هیچ یک نتوانسته است اقتدارگرایان را از چالش بزرگ حاصل از بی اعتمادی مردم به دولت نجات دهد، همچنان که نتوانسته خواسته های برحق مردم برای برخورداری از حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی را به دست فراموشی بسپارد.
در طول این ماه ها، تحولات مهمی رخ داده است که توجه هر ناظر آگاهی را جلب می کند. بسیاری از کسانی که در ارگان های نظامی و انتظامی و امنیتی شاغل بودند نتوانستند سوابق جبهه و فداکاری هایشان برای حفظ مرزها و امنیت کشور را به سرکوب و ضرب و شتم مردم بی گناه بفروشند . برخی از روی تقیه و یا اطلاعات ناکافی و برخی از افراد ساده که بر اثر تبلیغات دولتی گمان می کردند که معترضان، ایمان دینی شان را نشانه رفته اند بتدریج متوجه شدند که چنین نیست. بسیاری از کسانی که فکر می کردند جنبش اعتزاضی مردم از توطئه های قدرت های سلطه جوی بیگانه یا خشونت ورزانی که در بحبوحه جنگ به دامان دشمن پناه آورده و به خدمتش کمر بسته بودند سرچشمه می گیرد، فهمیدند که این ترفندی برای بدنام ساختن منتقدان و موجه ساختن اعمال غیرانسانی اقتدارگرایان بیش نیست.
وما دور نمی بینیم آنانی که بصورت واقعاً اصولی دغدغة منافع ملی و ارزشهای اسلامی را دارند در کنار همه ملت (یا به تعبیر مستبدین «خس و خاشاک») قرار گیرند و صف خود را از زیاده خواهان ودست اندازان به حقوق و بیت المال ملت جدا سازند. ما بویژه اعتقاد داریم که در نهایت، بسیج و سپاه و نیروهای نظامی، ملت خود را تنها نخواهند گذاشت.
در طول سال های اخیر و بویژه دو سال گذشته، گفتمانی نو متولد شده و هیچ چیز نمی تواند مانع رشد آن شود. گفتمانی که فساد را تحمل نمیکند و با وعدۀ آوردن نفت بر سر سفره مردم، یکشبه قیمت نان وسوخت و برق و گاز را چند برابر نمی سازد. گفتمانی که به حفظ نیروی کار کشور ایمان دارد و منابع و تولیدملی را با تحویل بازار ملی به واردات خارجی ویران نمی سازد .گفتمانی که عزت کارگر و کار آفرین را میخواهد نه ذلت آنها را. گفتمانی که اعتیاد و دزدی و طلاق را نتیجه سی در صد بیکاری جوانان می داند و در نتیجه اجازه نمی دهد مشکل جرم و جنایت با بر پا کردن چوبه های دار و قساوتی تاریخی حل شود و به بهانه جنایت و خیانت گروهی اندک، دور جدید تواب سازی و اعتراف گیری و شکنجه در محبس ها راه بیفتد. (به راستی شمایانی که هر روز و ساعت سنگ اسلام و معنویت را بر سینه میزنید، چند زن را میتوانید نشان دهید که در صدر اسلام اعدام شده باشند؟) گفتمانی که از رأی مردم نمی ترسد و از رجوع به قانون اساسی نمی هراسد. گفتمانی که نه در شعار وهیئت ماکیاولیستی بلکه در عمل بدنبال وحدت اسلامی ونزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر است و میلیونها شهروند ایرانی را تحت عنوان سنی و درویش و اهل حق و نام های دیگر ازخود نمی راند.
آری امروز گفتمانی تازه متولد شده است. گفتمانی که شهدای آن، پیشقراولان و دربندشدگانش پرچم داران آن هستند. گفتمانی که خشونت را طرد می کند و راه تغییر را از طرق مسالمت آمیز جستجو می کند. گفتمانی که پاسخ دروغ و نهمت و ناسزا را با راستی و حقیقت و ادب می دهد. گفتمانی که چشم امیدی به بازی های پنهانی قدرت های جهانی ندارد و راه حل شفاف ملی را تنها راه تحول به سوی اصلاح امور می داند. گفتمانی که خودی را ناخودی نمی کند بلکه سعی در خودی کردن ناخودی ها دارد. گفتمانی که چندصدایی را به رسمیت می شناسد و اتحاد ملی را نه در سکوت گورستانی که در تمسک به عقلانیت جمعی می جوید. گفتمانی که مردم را نسبت به آنچه در کشور می گذرد نامحرم نمی شناسد و گسترش آگاهی ها به میان همة اقشار و گوشه کنار این مرز بوم را وجه همت خویش قرار داده است. گفتمانی که با گسترش و تقویت شبکه های اجتماعی، افراد را گرد هم می آورد و فضای مدنی را توسعه می دهد. گفتمانی که سرمشق بسیاری از حرکت های آزادیخواهانة دیگر شده است. گفتمانی که خطاهای گذشته را نقد می کند اما دستاوردهای روشن آن را نفی نمی کند. گفتمانی که عدالت را نه در اقتصاد صدقه ای، بلکه در ایجاد فرصت های برابر و توانمندسازی محرومان می داند. گفتمانی که بجای انتشار کینه و انتقامجویی در میان فقیر و غنی، روستایی و شهری، اقوام، ادیان و مذاهب، به نهادینه کردن مدارا و مفاهمه و گذشت می پردازد. گفتمانی که درصدد پایان دادن به اوباش سالاری و حاکمیت نهادینة شایسته سالاری است تا در پرتو آن، شکوفایی و رشد استعدادها در میان ایرانیان، زمینه ساز ارتقای این سرزمین به جایگاهی که شایستة آن است، شود.
گفتمانی که بدنبال یافتن منجیان قهرمان نیست بلکه می خواهد هر ایرانی در نجات کشورش سهیم باشد. گفتمانی که به تعداد معتقدانش رهبر دارد. گفتمانی که می داند حفظ نظام یعنی حفظ ارزش هایی که نظام برای آن بوجود آمده، نه حفظ اشخاص در مناصب قدرت. گفتمانی که چرخش قدرت و پاسخگویی به مردم و برابری همه در قبال قانون را ضامن سلامت و زمینه ساز پیشرفت می شمرد. گفتمانی که اسلامیت و جمهوریت نظام و حاکمیت مردم سالاری بر همه شئونات کشور را تنها راه سعادت نردم می داند.
گفتمانی که در آن، تصمیمات و مصلحت بینی های شخصی جای خود را به عقلانیت جمعی می دهد. گفتمانی که با ایمان به خدایی که تعالی انسان را می خواهد، حق خواهی، و با استعانت از کردار نیکو، صبر و استقامت، راه امید را می پیماید و به پایندگی حق و زوال باطل یقین دارد.
امروز حاکمیت در ورای ایجاد این نگرانی که اگر او نباشد دین از بین میرود سنگر گرفته است و مرتبا با این اعلام خطر سعی میکند اقشار مذهبی را در پشت سر خود بسیج و منسجم کند، حال آن که در واقعیت، آن چیزی که بیشترین لطمه را به فضای دینی جامعه زده است رفتارهای ستمکارانه و ضددینی خود حاکمیت است. پایههای همه ادیان الهی در فطرت انسان ها قرار دارد و اگر اسلام پس از چهارده قرن باقی مانده است علتش مستحکم بودن پایههای فطری آن است، تا جایی که حتی ورود مغول و اقدامات پهلوی اول نتوانست آن را از بین ببرد.
و این دین از ما خواسته است که به افراد ستمکار متمایل نشویم که در این صورت از کمک خداوند محروم خواهیم شد: «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله اولیاء ثم لا تنصرون»، و به کسانی که ستم کردهاند میل نکنید که آتش شما را لمس خواهد کرد، و شما را سرپرستی جز خداوند نیست، سپس دیگر به شما یاری نخواهد شد.
در آستانه سی و دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی، به عنوان دو همراه کوچک به شما حاملان بی شمار گفتمان جدید درود می فرستیم و از خداوند متعال میخواهیم همه ما را از یاران مظلومان و دشمنان ظالمان قرار دهد.
وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
مهدی کروبی میر حسین موسوی
Subscribe to:
Posts (Atom)