Saturday, March 1, 2014

سردار جزایری آزادی مرزبانان را تایید و سپس تکذیب کرد

سردار جزایری آزادی مرزبانان را تایید و سپس تکذیب کرد

خبرگزاری فارس به نقل از معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح ، خبر آزادی پنج سرباز گروگان رامنتشر کرد. واحد مرکزی خبر سپس به نقل از سردار جزایری، آزادی مرزبانان را تکذیب کرد.
تکمیلی: واحد مرکزی خبر در ساعت ۸:۲۵ امشب، به نقل از سردار جزایری، خبر آزادی مرزبانان را تکذیب کرد. این در حالی است که خبرگزاری فارس به نقل از سردار جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، خبر از آزادی مرزبانان نداده بود. جزایری در یک نشست خبری گفت: «پنج سرباز ایرانی که در مرزهای شرقی ایران گروگان گرفته و به پاکستان منتقل شده بودند آزاده شده‌اند. مذاکراتی با دولت پاکستان صورت گرفت و در نهایت به آزادی گروگان‌ها انجامید.»
ظهر روز شنبه دهم اسفندماه خبرگزاری‌های ایران از آزادی پنج مرزبان ایرانی که توسط گروه جیش‌العدل به گروگان گرفته شده بودند، خبر دادند، اما دقایقی پیش، معاون امنیتی استاندار سیستان و بلوچستان خبر آزادی مرزبانان را تایید نکرد. به گزارش ایرنا، علی اصغر میرشکاری گفت: «با دخالت نیروهای پاکستانی یازده نفر افراد دربند آزاد شده‌اند اما پس از بررسی‌های لازم مشخص شد مرزبانان ربوده شده در میان آنان نبودند.»
خبرگزاری فارس به نقل از علی اوسط هاشمی استاندار سیستان و بلوچستان نوشت که خبرهای اولیه از آزادی گروگان‌های ایرانی حکایت دارند. اوسط هاشمی گفت:« آزادسازی مرزبانان هنوز از مقامات رسمی به ما اعلام نشده است اما ‌خبر آزادی آنان رد نشده است و مقامات پاکستانی گفته‌اند که خبر خوشحال‌کننده‌ای داریم.»
اندکی بعد همین خبرگزاری به نقل از چند نماینده مجلس گفت که این اخبار قابل تایید نیستند.
سیدباقر حسینی نماینده زابل به خبرگزاری ایسنا گفت: «اخباری که در مورد آزادی مرزبانان ایران مطرح شده به نقل از مسوولان پاکستانی بوده که هنوز مورد تایید نیست و در این زمینه هنگ مرزی خبری به ما بدهد تا آن را تایید کنیم».
محمد سعید اربابی نماینده ایرانشهر اما گفت: «آزادی سربازان ایرانی قطعی است اما نحوه و یا جزییاتش تا ساعاتی دیگر مشخص و اعلام خواهد شد».
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) نیز به نقل از منابع خبری پاکستان گزارش داد که در عملیات نیروهای سپاه مرزی این کشور در روز شنبه، ۱۱ تبعه خارجی از جمله مرزبان ربوده شده ایرانی در مناطق ایالت بلوچستان نزدیک مرز با ایران آزاد شدند. 
ایرنا به نقل از دنیا نیوز نوشت: «مرزبان ربوده شده ایران نیز در میان اتباع خارجی آزاد شده در منطقه تربت قرار دارند».
براساس این گزارش، نیروهای سپاه مرزی پاکستان چند تبعه متعلق به کشورهای یمن و تانزانیا را یافته‌اند و استعلام به منظور مشخص کردن ملیت سایر افراد نیز در حال انجام است.
پنج دیده‌بان مرزبانی ایران، روز ۱۷ بهمن ماه در منطقه جکیگور استان سیستان و بلوچستان توسط گروه جیش‌العدل ربوده شده بودند.
حدود ساعت ۱۵:۳۰ به وقت ایران، حساب کاربری توییتر منتسب به جیش‌العدل خبر آزادی گروگان‌ها را تکذیب کرد.

"رضا ضراب" از زندان ترکیه آزاد شد بهزاد دولت آبادی - استانبول امروز 28 ماه فوریه "رضا ضراب" معروف به "رضا صراف" به همراه 4 متهم دیگر پرونده پولشوئی از جمله فرزندان دو تن از وزرای دولت اردوغان ( باریش گولر پسر وزیر سابق کشور و صالح چاغلایان پسر وزیر سابق اقتصاد ترکیه ) با حکم دادگاه آزاد شدند. ضراب و سایر آزاد شدگان ممنوع الخروج اعلام شده اند و هر هفته یک بار باید جهت اعلام حضور در محل اقامتشان به نزدیکترین مرکز نیروی انتظامی مراجعه و دفتری را امضا کنند، که این البته نمایشی است برای آرام کردن افکار عمومی مبنی بر این که دولت علیرغم آزاد کردن متهمان برای رسیدگی به این پرونده جدی است. امروز، همچنین اردوغان در یکی از میتینگ های انتخاباتی اش در شهر "بالیکسیر" گفت که "آزادی این افراد نشانه پیروزی قانون در ترکیه است!" در پی بازداشت رضا ضراب اردوغان گفته بود که وی یکی از با شرف ترین و خیرخواه ترین سرمایه داران ترکیه است. در ماه اخیر و خصوصا با نزدیک شدن انتخابات محلی در ترکیه حزب حاکم بیش از پنج هزار تن از افراد نیروی قضایی - امنیتی و هر قوه ای که به نوعی با پرونده فساد و اختلاس در ترکیه در ارتباط است را تحت عنوان "نفوذ نیروهای موازی در دولت" تصفیه و از کار بر کنار کرد و در این راستا بسیاری از مدارک مربوط به پرونده فساد و اختلاس دولت و نزدیکانش را از بین برد! نکته مهم اینست که اقدامات اینچنینی از طرف دولت و حزب حاکم عموما در پی اقدامات و سخنرانی های دکتر حسن روحانی صورت می گیرد. رضا ضراب دقیقا پس از سخنرانی روحانی در هرمزگان و صحبت هایش در باره دزدی بابک زنجانی ( کسی که بنا به گفته رضا ضراب رئیس وی بوده) آزاد شد. تا انتخابات سی ام ماه مارس هنوز یک ماه مانده و بی شک تحولات و خصوصا افشاگری های دیگری در انتظار دولت و شخص اردوغان است. برخی نظر سنجی ها نشان می دهد که نتیجه انتخابات در بسیاری از شهرهای بزرگ و حتی استانبول به نفع نامزد های حزب جمهوریت خلق می باشد. ولی جای شک نیست که اعتبار حزب عدالت و توسعه و خصوصا شخص اردوغان بسیار کاهش یافته است. حال سوال اینجا است که آیا وی در ماه ژوئن امسال بعنوان رییس جمهور از طرف مردم انتخاب خواهد شد ؟ همچنین آیا حزبش در انتخابات پارلمانی سال 2015 بار دیگر اکثریت قاطع کرسی های مجلس را کسب خواهد کرد ؟ "رضا ضراب" از زندان ترکیه آزاد شد بهزاد دولت آبادی - استانبول امروز 28 ماه فوریه "رضا ضراب" معروف به "رضا صراف" به همراه 4 متهم دیگر پرونده پولشوئی از جمله فرزندان دو تن از وزرای دولت اردوغان ( باریش گولر پسر وزیر سابق کشور و صالح چاغلایان پسر وزیر سابق اقتصاد ترکیه ) با حکم دادگاه آزاد شدند. ضراب و سایر آزاد شدگان ممنوع الخروج اعلام شده اند و هر هفته یک بار باید جهت اعلام حضور در محل اقامتشان به نزدیکترین مرکز نیروی انتظامی مراجعه و دفتری را امضا کنند، که این البته نمایشی است برای آرام کردن افکار عمومی مبنی بر این که دولت علیرغم آزاد کردن متهمان برای رسیدگی به این پرونده جدی است. امروز، همچنین اردوغان در یکی از میتینگ های انتخاباتی اش در شهر "بالیکسیر" گفت که "آزادی این افراد نشانه پیروزی قانون در ترکیه است!" در پی بازداشت رضا ضراب اردوغان گفته بود که وی یکی از با شرف ترین و خیرخواه ترین سرمایه داران ترکیه است. در ماه اخیر و خصوصا با نزدیک شدن انتخابات محلی در ترکیه حزب حاکم بیش از پنج هزار تن از افراد نیروی قضایی - امنیتی و هر قوه ای که به نوعی با پرونده فساد و اختلاس در ترکیه در ارتباط است را تحت عنوان "نفوذ نیروهای موازی در دولت" تصفیه و از کار بر کنار کرد و در این راستا بسیاری از مدارک مربوط به پرونده فساد و اختلاس دولت و نزدیکانش را از بین برد! نکته مهم اینست که اقدامات اینچنینی از طرف دولت و حزب حاکم عموما در پی اقدامات و سخنرانی های دکتر حسن روحانی صورت می گیرد. رضا ضراب دقیقا پس از سخنرانی روحانی در هرمزگان و صحبت هایش در باره دزدی بابک زنجانی ( کسی که بنا به گفته رضا ضراب رئیس وی بوده) آزاد شد. تا انتخابات سی ام ماه مارس هنوز یک ماه مانده و بی شک تحولات و خصوصا افشاگری های دیگری در انتظار دولت و شخص اردوغان است. برخی نظر سنجی ها نشان می دهد که نتیجه انتخابات در بسیاری از شهرهای بزرگ و حتی استانبول به نفع نامزد های حزب جمهوریت خلق می باشد. ولی جای شک نیست که اعتبار حزب عدالت و توسعه و خصوصا شخص اردوغان بسیار کاهش یافته است. حال سوال اینجا است که آیا وی در ماه ژوئن امسال بعنوان رییس جمهور از طرف مردم انتخاب خواهد شد ؟ همچنین آیا حزبش در انتخابات پارلمانی سال 2015 بار دیگر اکثریت قاطع کرسی های مجلس را کسب خواهد کرد ؟

"رضا ضراب" از زندان ترکیه آزاد شد
بهزاد دولت آبادی - استانبول

امروز 28 ماه فوریه "رضا ضراب" معروف به "رضا صراف" به همراه 4 متهم دیگر پرونده پولشوئی از جمله فرزندان دو تن از وزرای دولت اردوغان ( باریش گولر پسر وزیر سابق کشور و صالح چاغلایان پسر وزیر سابق اقتصاد ترکیه ) با حکم دادگاه آزاد شدند.
ضراب و سایر آزاد شدگان ممنوع الخروج اعلام شده اند و هر هفته یک بار باید جهت اعلام حضور در محل اقامتشان به نزدیکترین مرکز نیروی انتظامی مراجعه و دفتری را امضا کنند، که این البته نمایشی است برای آرام کردن افکار عمومی مبنی بر این که دولت علیرغم آزاد کردن متهمان برای رسیدگی به این پرونده جدی است.

امروز، همچنین اردوغان در یکی از میتینگ های انتخاباتی اش در شهر "بالیکسیر" گفت که "آزادی این افراد نشانه پیروزی قانون در ترکیه است!"
در پی بازداشت رضا ضراب اردوغان گفته بود که وی یکی از با شرف ترین و خیرخواه ترین سرمایه داران ترکیه است.
در ماه اخیر و خصوصا با نزدیک شدن انتخابات محلی در ترکیه حزب حاکم بیش از پنج هزار تن از افراد نیروی قضایی - امنیتی و هر قوه ای که به نوعی با پرونده فساد و اختلاس در ترکیه در ارتباط است را تحت عنوان "نفوذ نیروهای موازی در دولت" تصفیه و از کار بر کنار کرد و در این راستا بسیاری از مدارک مربوط به پرونده فساد و اختلاس دولت و نزدیکانش را از بین برد!
نکته مهم اینست که اقدامات اینچنینی از طرف دولت و حزب حاکم عموما در پی اقدامات و سخنرانی های دکتر حسن روحانی صورت می گیرد. رضا ضراب دقیقا پس از سخنرانی روحانی در هرمزگان و صحبت هایش در باره دزدی بابک زنجانی ( کسی که بنا به گفته رضا ضراب رئیس وی بوده) آزاد شد.
تا انتخابات سی ام ماه مارس هنوز یک ماه مانده و بی شک تحولات و خصوصا افشاگری های دیگری در انتظار دولت و شخص اردوغان است. برخی نظر سنجی ها نشان می دهد که نتیجه انتخابات در بسیاری از شهرهای بزرگ و حتی استانبول به نفع نامزد های حزب جمهوریت خلق می باشد. ولی جای شک نیست که اعتبار حزب عدالت و توسعه و خصوصا شخص اردوغان بسیار کاهش یافته است. حال سوال اینجا است که آیا وی در ماه ژوئن امسال بعنوان رییس جمهور از طرف مردم انتخاب خواهد شد ؟ همچنین آیا حزبش در انتخابات پارلمانی سال 2015 بار دیگر اکثریت قاطع کرسی های مجلس را کسب خواهد کرد ؟


مجلس روسیه درخواست پوتین برای اعزام نیرو به اوکراین را پذیرفت خبرگزاری‌ آلمان از پذیرفتن درخواست ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه مبنی بر اعزام نیروی نظامی به منطقه کریمه اوکراین خبر می‌دهد. به گزارش دویچه وله، پوتین روز شنبه (۱ مارس/ ۱۰ اسفند) از پارلمان این کشور درخواست کرد، مجوز گسیل نیرو به اوکراین را صادر کند. او گفت، قصد دارد تا عادی شدن دوباره وضعیت سیاسی اوکراین نیروهای ارتش روسیه را به این کشور که همسایه روسیه است اعزام کند. پوتین در بیانیه‌ای که به این منظور از کرملین صادر شد، به منظور موجه نشان دادن درخواست خود اوضاع اوکراین را "فوق‌العاده" و "تهدیدی" برای روس‌های ساکن آن کشور خوانده است.

مجلس روسیه درخواست پوتین برای اعزام نیرو به اوکراین را پذیرفت
خبرگزاری‌ آلمان از پذیرفتن درخواست ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه مبنی بر اعزام نیروی نظامی به منطقه کریمه اوکراین خبر می‌دهد.
به گزارش دویچه وله، پوتین روز شنبه (۱ مارس/ ۱۰ اسفند) از پارلمان این کشور درخواست کرد، مجوز گسیل نیرو به اوکراین را صادر کند. او گفت، قصد دارد تا عادی شدن دوباره وضعیت سیاسی اوکراین نیروهای ارتش روسیه را به این کشور که همسایه روسیه است اعزام کند.

پوتین در بیانیه‌ای که به این منظور از کرملین صادر شد، به منظور موجه نشان دادن درخواست خود اوضاع اوکراین را "فوق‌العاده" و "تهدیدی" برای روس‌های ساکن آن کشور خوانده است.

Friday, February 28, 2014

افزایش ۱۴ درصدی خودکشی در ایران ارزش ها و هنجارهای فرهنگی جامعه خرد شده است (امیر پارسی‌نژاد) بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان پزشکی قانونی، میزان خودکشی در کشور ۱۴ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است... ادامه >>>> https://khodnevis.org/article/55691 ‫#‏خودنویس‬ ‫#‏خودکشی‬ ‫#‏روانشناسی‬ ‫#‏روانپزشکی‬ ‫#‏روانی‬ ‫#‏هنجارفرهنگی‬ ‫#‏هنجارها‬ Khodnevis - خودنویس رسانه صداهای خاموش اشتراک = گسترش آگاهی افزایش 14 درصدی خودکشی در ایران

افزایش ۱۴ درصدی خودکشی در ایران
ارزش ها و هنجارهای فرهنگی جامعه خرد شده است
(امیر پارسی‌نژاد)

بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان پزشکی قانونی، میزان خودکشی در کشور ۱۴ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است...

ادامه >>>>
https://khodnevis.org/article/55691

‫#‏خودنویس‬ ‫#‏خودکشی‬ ‫#‏روانشناسی‬ ‫#‏روانپزشکی‬ ‫#‏روانی‬ ‫#‏هنجارفرهنگی‬‫#‏هنجارها‬

Khodnevis - خودنویس
رسانه صداهای خاموش
اشتراک = گسترش آگاهی

رضا ضراب؛ متهم ردیف اول پرونده فساد مالی ترکیه آزاد شد روزنامه حریت چاپ ترکیه از آزادی رضا ضراب تاجر ایرانی و همسر ابرو گوندش خبر داد. به گزارش تیک، پسر وزرای سابق کشور و اقتصاد نیز به حکم دادگاه آزاد شدند. براساس این گزارش، دادگاه اعلام کرده است که امکان فرار از سوی این افراد وجود ندارد. با آزادی این افراد، دیگر هیچیک از مظنونین پرونده فساد مالی در بازداشت به سر نمی برند. رضا ضراب تاجر ایرانی که شهروند ترکیه نیز هست، متهم به پول شویی و تخلف در تجارت طلا و انتقال ارز شده است. رضا ضراب به همراه فرزندان سه تن از وزیران کابینه سابق اردوغان در عملیات پلیس استانبول در ۱۷ دسامبر گذشته مصادف با ۲۶ آذرماه گذشته به دستور قوه قضائیه در ترکیه دستگیر شده بودند. دولت آنکارا و به ویژه ˈ رجب طیب اردوغان ˈ نخست وزیر ترکیه این عملیات را به عنوان کودتا علیه دولت و ضربه زدن به اعتبار حزب حاکم عدالت و توسعه در آستانه انتخابات شهرداری ها ارزیابی و عنوان کرد و گفت که این عملیات بخشی از توطئه محافلی است که در صدد تشکیل دولت موازی در ترکیه می باشند.

رضا ضراب؛ متهم ردیف اول پرونده فساد مالی ترکیه آزاد شد
روزنامه حریت چاپ ترکیه از آزادی رضا ضراب تاجر ایرانی و همسر ابرو گوندش خبر داد.

به گزارش تیک، پسر وزرای سابق کشور و اقتصاد نیز به حکم دادگاه آزاد شدند. براساس این گزارش، دادگاه اعلام کرده است که امکان فرار از سوی این افراد وجود ندارد. با آزادی این افراد، دیگر هیچیک از مظنونین پرونده فساد مالی در بازداشت به سر نمی برند.

رضا ضراب تاجر ایرانی که شهروند ترکیه نیز هست، متهم به پول شویی و تخلف در تجارت طلا و انتقال ارز شده است. رضا ضراب به همراه فرزندان سه تن از وزیران کابینه سابق اردوغان در عملیات پلیس استانبول در ۱۷ دسامبر گذشته مصادف با ۲۶ آذرماه گذشته به دستور قوه قضائیه در ترکیه دستگیر شده بودند.

دولت آنکارا و به ویژه ˈ رجب طیب اردوغان ˈ نخست وزیر ترکیه این عملیات را به عنوان کودتا علیه دولت و ضربه زدن به اعتبار حزب حاکم عدالت و توسعه در آستانه انتخابات شهرداری ها ارزیابی و عنوان کرد و گفت که این عملیات بخشی از توطئه محافلی است که در صدد تشکیل دولت موازی در ترکیه می باشند. 

اصغر فرهادی، فیلمساز ایرانی و نخستین برنده جایزه اسکار در ایران، نشان عالی هنر و ادبیات کشور فرانسه را از آن خود کرد. به گزارش وب‌سایت وزرات فرهنگ و ارتباطات فرانسه، آقای فرهادی روز پنج‌شنبه، هشتم اسفندماه، این نشان عالی را از خانم اورلی فیلیپتی، وزیر فرهنگ این کشور، دریافت کرد. به گزارش شبکه «ون مینوت» [۲۰ دقیقه]، و آن‌ طور که عکس مدال آقای فرهادی نشان می‌دهد او برنده نشان افسری شده است. نشانی که همراه با یک گل پارچه‌ای تزئینی بر سینه چپ فرد برنده نصب می‌شود و هر ساله ۶۰ نفر برنده آن اعلام می‌شوند. نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه از سال ۱۹۵۷ هر ساله به کسانی اعطا می‌شود که مشارکتی چشمگیر در زمینه اعتلای فرهنگ، هنر و ادبیات داشته‌اند.


اصغر فرهادی، فیلمساز ایرانی و نخستین برنده جایزه اسکار در ایران، نشان عالی هنر و ادبیات کشور فرانسه را از آن خود کرد. به گزارش وب‌سایت وزرات فرهنگ و ارتباطات فرانسه، آقای فرهادی روز پنج‌شنبه، هشتم اسفندماه، این نشان عالی را از خانم اورلی فیلیپتی، وزیر فرهنگ این کشور، دریافت کرد.
به گزارش شبکه «ون مینوت» [۲۰ دقیقه]، و آن‌ طور که عکس مدال آقای فرهادی نشان می‌دهد او برنده نشان افسری شده است. نشانی که همراه با یک گل پارچه‌ای تزئینی بر سینه چپ فرد برنده نصب می‌شود و هر ساله ۶۰ نفر برنده آن اعلام می‌شوند. نشان عالی هنر و ادبیات فرانسه از سال ۱۹۵۷ هر ساله به کسانی اعطا می‌شود که مشارکتی چشمگیر در زمینه اعتلای فرهنگ، هنر و ادبیات داشته‌اند.

سکینه محمدی آشتیانی دست به خودکشی زد اما از مرگ نجات یافت" به گزارش کمیته بین المللی علیه سنگسار جمهوری اسلامی، درخواست بررسی مجدد پرونده سکینه محمدی آشتیانی را مردود اعلام کرده و دیوانعالی حکومت اسلامی در حقیقت با این اقدام حکم سنگسار سکینه را تائید کرده و پرونده را به تبریز فرستاده است. سکینه با شنیدن این خبر و بعد از سالها فشارهای طاقت فرسای روحی و روانی در زندان جمهوری اسلامی و بویژه فشارهای چند ماه اخیر برای اعتراف علیه خود در تلویزیون، زندانی شدن سجاد پسر او و دستگیری وکیل او، با بریدن رگ دست بوسیله شیشه شکسته، دست به خودکشی میزند اما ماموران او را به بیمارستان میرسانند و او از خودکشی نجات پیدا میکند. سکینه در وضعیت روحی بسیار بدی به سر میبرد و امکان دست زدن به خودکشی مجدد کماکان بسیار زیاد است. سکینه محمدی آشتیانی متهم به زنای محصنه و محکوم به اعدام شده است. جان هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی در خطر است همزمان به گزارش کمیته بین المللی علیه سنگسار جمهوری اسلامی هوتن کیان را زیر شدیدترین فشارها قرار داده و برای وی پرونده سنگینی تهیه کرده است و او را به چهار بار اعدام محکوم کرده است. ظاهرا سه حکم اعدام او را لغو و یکی از این احکام را تایید کرده اند. بنا بر خبری بطور شفاهی به هوتن گفته اند که بزودی او را اعدام میکنند. هوتن از روز ١٠ اکتبر ٢٠١٠که به همراه دو خبرنگار آلمانی و سجاد قادرزاده فرزند سکینه محمدی آشتیانی دستگیر شد، مورد شکنجه و اذیت و آزار فراوان قرار گرفت و طبق خبرها بر روی بدنش جای شکنجه و خاموش کردن سیگار و کتک زدن کاملا مشهود است. هوتن را در زندان های تبریز و سپس در بند ٢٠٩ زندان اوین مورد شدیدترین آزارها قرار دادند و اکنون در زندان تبریز برای قتل او زمینه چینی میکنند. مادر هوتن که ساکن امریکا بود٬ به محض ورود به ایران برای کمک به هوتن، ممنوع المصاحبه و ممنوع الخروج شد. پدر هوتن نیز توسط حکومت اسلامی در سال ١٣۵٩ اعدام شد.

سکینه محمدی آشتیانی دست به خودکشی زد اما از مرگ نجات یافت" 
به گزارش کمیته بین المللی علیه سنگسار جمهوری اسلامی،  درخواست بررسی مجدد پرونده سکینه محمدی آشتیانی را مردود اعلام کرده و دیوانعالی حکومت اسلامی در حقیقت با این اقدام حکم سنگسار سکینه را تائید کرده و پرونده را به تبریز فرستاده است.
سکینه با شنیدن این خبر و  بعد از سالها فشارهای طاقت فرسای روحی و روانی در زندان جمهوری اسلامی و بویژه فشارهای چند ماه اخیر برای اعتراف علیه خود در تلویزیون، زندانی شدن سجاد پسر او و دستگیری وکیل او، با بریدن رگ دست بوسیله شیشه شکسته، دست به خودکشی میزند اما ماموران او را به بیمارستان میرسانند و او از خودکشی نجات پیدا میکند. سکینه در وضعیت روحی بسیار بدی به سر میبرد و امکان دست زدن به خودکشی مجدد کماکان بسیار زیاد است.
 سکینه محمدی آشتیانی متهم به زنای محصنه و محکوم به اعدام شده است.
جان هوتن کیان وکیل سکینه محمدی آشتیانی در خطر  است
 همزمان  به گزارش کمیته بین المللی علیه سنگسار جمهوری اسلامی هوتن کیان را زیر شدیدترین فشارها قرار داده و برای وی پرونده سنگینی تهیه کرده است و او را به چهار بار اعدام محکوم  کرده است. ظاهرا سه حکم اعدام او را لغو و یکی از این احکام را تایید کرده اند. بنا بر خبری  بطور شفاهی به هوتن گفته اند که بزودی او را اعدام میکنند.
هوتن از روز ١٠ اکتبر ٢٠١٠که به همراه دو خبرنگار آلمانی و سجاد قادرزاده فرزند سکینه محمدی آشتیانی دستگیر شد، مورد شکنجه و اذیت و آزار فراوان قرار گرفت و طبق خبرها بر روی بدنش جای شکنجه و خاموش کردن سیگار و کتک زدن کاملا مشهود است. هوتن را در زندان های تبریز و سپس در بند ٢٠٩ زندان اوین مورد شدیدترین آزارها قرار دادند و اکنون در زندان تبریز برای قتل او زمینه چینی میکنند.

مادر هوتن که ساکن امریکا بود٬ به محض ورود به ایران برای کمک به هوتن، ممنوع المصاحبه و ممنوع الخروج شد. پدر هوتن نیز توسط حکومت اسلامی در سال ١٣۵٩ اعدام شد.

 

Tuesday, February 25, 2014

«نظام» ابروی نوری‌زاد را شکافت ضرب و شتم محمد نوری‌زاد توسط مأموران وزارت اطلاعات

«نظام» ابروی نوری‌زاد را شکافت

ضرب و شتم محمد نوری‌زاد توسط مأموران وزارت اطلاعات

«نظام» بی‌آبرو و شکافته، ابروی نوری‌زاد را شکافت
نوری‌زاد: در مقابل وزارت اطلاعات، آن‌چنان با استحکام قدم می‌زدم که گویا هر قدمم، کلنگی است بر بیخ قلعه به‌ظاهر محکم اما پوک تباهی.

محمد نوری‌زاد، نویسنده و مستندساز منتقد نظام جمهوری اسلامی و رهبر آن، چندی است به ظاهر برای چند خواسته محدود و گویا در واقع برای شکستن ابهت و هیمنه پوشالی وزارت اطلاعات به قدم زدن مقابل آن می‌پردازد؛ چنان‌چه به نوشته خود او: «آن‌چنان با استحکام قدم می‌زدم که گویا هر قدمم، کلنگی است بر بیخ قلعه به‌ظاهر محکم اما پوک تباهی».
نوری‌زاد که در پایان هر روز گزارش آن را در وب‌سایت شخصی و صفحه فیس‌بوک خود منتشر می‌سازد، روز گذشته در چهل و دومین روز این اقدام، از ضرب و شتم خود توسط چند مأمور وزارت اطلاعات و نیز بازداشت چندساعته و انتقال خود به دادسرای زندان اوین خبر داد.
لازم به توضیح است که نوری‌زاد به‌تازگی هنگام قدم زدن در مقابل وزارت اطلاعات، لباس سفیدی شبیه کفن نیز بر تن می‌کند که بر روی آن خواسته‌های خود را نوشته است؛ خواسته‌های نوری‌زاد عبارتند از: بازپس گرفتن اموال حرفه‌ای فیلم‌برداری و مستندسازی او که چند سال پیش توسط وزارت اطلاعات توقیف شده‌اند؛ رفع ممنوع‌الخروجی نوری‌زاد و خانواده‌اش و ملاقات با وزیر اطلاعات.
نوری‌زاد در بخشی از گزارش خود، به گفتگوی خود با قاضی مستقر در دادسرای زندان اوین می‌پردازد و می‌نویسد: «قاضی گفت: کجاست آدم درست؟ گفتم: شما چرا خود را ذلیل این اطلاعاتی‌ها کرده‌اید؟ مگر نه این که شما باید مستقل باشید؟ گفت: اگر قاضی مستقل پیدا کردی سلام مرا به او برسان. من قاضی دادسرا هستم. یک قاضیِ دادسرا مگر می‌تواند مستقل باشد؟»
متن کامل گزارش نوری‌زاد، به نقل از صفحه فیس‌بوک او به شرح زیر است:

اولین خون
من همیشه برای قدم زدن، لباس راحت می‌پوشم. اما دیروز تیپ زده بودم چه جور. با کت و شلوار مشکی و کفش چرمی و رخت و لباس مرتب و خلاصه به قول جوان‌ها: توپ. شاید به این دلیل که من چند تا از فیلم‌های جشنواره را از همان‌جا و با لباس و کفش راحت رفته و دیده بودم. بعدش که نشستم و اوضاع را ورانداز کردم به خود گفتم: شاید پسندیده نبود. این شد که دیروز کت و شلوار پوشیدم و نونوارترین رخت و لباس‌هایم را به تن کردم.

صورت من چسبیده بود به زمین. تعدادی از سنگریزه‌ها تمایلشان به این بود که از سطح پوست گذر کنند و به قسمت‌های زیرین داخل شوند. این شدنی نبود مگر این که نازکی پوست را بدرند. خوب، دریدند. به همین سادگی. و من با صورتی که یک پرسش کوچک با پوست دریده‌اش آمیخته بود به اوین برده شدم. پرسشم چه بود؟ این که: من مگر چه می‌خواهم از شما خوش‌انصاف‌ها؟
صبح یکی زنگ زد. همسرم گوشی را برداشت. شما؟ من «بلندبالا» هستم. کمی صحبت کرد و به توجیه قضایای دیروزش پرداخت. همسرم کمی که به او گوش کرد گفت: ببیند آقای بلندبالا، من نه وسایلم را می‌خواهم، و نه می‌خواهم ممنوع‌الخروجی‌ام برطرف شود. اگر راست می‌گویید که صداقت دارید وسایل مرا و گذرنامه‌ام را بیاوید دمِ در تحویل دهید. همان‌گونه که برده‌اید و می‌برید.

چهل و پنج دقیقه از قدم زدن‌های من می‌گذشت که «بلندبالا» آمد و دم در ورودی ایستاد و مثل همیشه به من اشاره کرد که به آنجا بروم. با تکان دست به او فهماندم که بین ما و شما حرفی نیست. خودش آمد. که بله هیچ دروغی و زد و بندی در کار نبوده و فلان و فلان. گفتم: بنیان اینجا با دروغ بالا رفته و این‌جور کارها بخشی از طبیعت وزارت اطلاعات است. گفت: حکم جلب جدید گرفته‌اند بیا برویم. گفتم: از رییس قوه قضاییه هم حکم گرفته باشند هیچ اعتنایی بدان نخواهم کرد. و گفتم: شماها مگر جنازه مرا ازاینجا بردارید و ببرید. برو بگو با گونی بیایند. بگو دوازده نفره بیایند. چون من با پای خودم سوار ماشینشان نخواهم شد.
من، سپیدپوش و پرچم به دوش، قدم می‌زدم و اطلاعاتی‌ها در اطراف من پرسه می‌زدند و فیلم می‌گرفتند. آرامش پیش از توفان بود. مراقب اطراف بودم که از پس و پهلو غافلگیرم نکنند. اتومبیل شاسی‌بلندشان را هم آوردند و خلاصه جنس‌شان جور شد. بلندبالا پشت در ایستاده بود و از شبکه‌های ریز در، چشم به راه تماشای یک فیلم کوتاه پر از هیجان اما تکراری بود.
رَجَزِ دوازده نفره من کارگر نیفتاد. سه نفر آمدند طرف من؛ که یعنی اندازه این پیرمرد همین سه نفر است و نه بیش‌تر. نخست سرتیمشان که همیشه سربه زیر اما قُدّ است حمله آورد. خود را کشاندم سمت بزرگراه. همان‌جا مرا زمین زدند و خوابیدند روی سینه‌ام و دست و پایم را گرفتند. یکی‌شان رفت تا اتومبیل‌های بزرگراه را به سمتی دیگر هدایت کند. یکی هم رفت تا دستبند بیاورد. من ماندم و سرتیم سربه زیر که روی من افتاده بود و تلاش داشت مرا مهار کنند. تقلایی کردم و دست به گلویش بردم. فریاد کشید و مجتبی را به کمک طلبید، که بیا و پاهایش را بگیر.
سه نفری زور زدند و مرا برگرداند. صورتم بر آسفالت بزرگراه نشست. سربه زیر زانویش را بر پس کله‌ام نهاد. سنگ‌ریزه‌ها بالای ابرویم را شکافتند و خون بیرون زد. بینی‌ام نیز با همین مشکل مواجه بود. گرچه تقلای من بیهوده می‌نمود اما تلاش کردم از ورود سنگریزه‌ها به آن سوی پوست صورتم جلوگیری کنم. زانویی که سربه زیر بر سرم نشانده بود کار را دشوار می‌کرد. عینکم زیر صورتم مانده بود و هر آن ممکن بود بشکند و صورتم را بشکافد. راننده داد زد: همین را می‌خواستی روانی؟ با دهانی که به آسفالت خیابان چسبیده بود گفتم: من فردا باز همین‌جایم.
دستنبد آمد. اتومبیل آمد. جنازه سپیدپوش را از جا بلند کردند و به صورت هُل دادند بر صندلی عقب. اتومبیل از بزرگراه بیرون رفت و در جایی ایستاد. کمی که هماهنگی کردند، مرا نشاندند. داخل خیابان مجاورِ اطلاعات بودیم. همسایه‌ها حساس شده بودند. همه را راندند. سربه زیر جلو نشست و فیلمبردار کنار من و آنکه مرا روانی خطاب کرده بود رفت پشت فرمان. اتومبیل به حرکت درآمد و از دم در شمالی وزارت به بزرگراه پیوست. به سرباز نگهبان دم در لبخندی زدم و به اطلاعاتی‌های داخل اتومبیل گفتم: من فردا این‌جایم.
سرتیم سربه زیر گفت: ما کاری به خواسته‌های تو نداریم ما طبق قانون عمل می‌کنیم. گفتم: حرف قانون را نزن که حالم به هم می‌خورد. مگر خود تو نبودی که با یک حکم جلب، که تنها برای یک بار جلب اعتبار دارد، سه بار مرا به اوین بردی؟ حرفی برای گفتن نداشت. چه بگوید؟ قانونش جریحه‌دار شده بود.
از بزرگراه حقانی می‌گذشتیم که تلفن سرتیم سربه زیر زنگ خورد. به مِنّ و مِنّ افتاد که: چیزی نشده حاجی فقط کمی... و با دست به پیشانی و بالای ابروانش اشاره کرد. بلند گفتم: بله، بهش بگو چیزی نشده چند تا خراش جزیی است. ظاهراً آنکه پشت خط بود صدای مرا شنید. سربه زیر تلفنش را که خاموش کرد به پهلو چرخید و شمرده شمرده اما محکم به من گفت: تو یاد نگرفته‌ای تا وقتی از تو سؤالی نشده جواب ندهی؟ و تأکید کرد: این تربیت را به تو یاد نداده‌اند؟ داد زدم: به تو مربوط نیست که من حرف می‌زنم یا نمی‌زنم. تو کارت را انجام داده‌ای جایزه‌ات هم در راه است. و گفتم: با همه هیاهویت آن‌قدر شهامت نداری که بگویی ابرویش شکافته خون بیرون زده و بینی‌اش آسیب دیده و چند جای بدنش خراشیده و پارچه سفیدش هم خونی است.
سربه زیر ساکت شد و دم نزد و راننده رادیو را روشن کرد. اینها محکوم به این هستند که یا رادیو قرآن را روشن کنند یا رادیو معارف را. جناب حجت‌الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای نقوی دامت افاضاته داشت صحبت می‌کرد. چه می‌گفت؟ با سوزی که این‌جور مواقع به لحن‌شان می‌افزایند می‌گفت: ای مردم، گاهی می‌بینید یک نگاه حرام یک لقمه شبهه‌ناک بیست سال بعد آثارش ظهور کرده و دودمان یکی را به باد داده. و با سوزی بیشتر ادامه داد: به همین امام هشتم حضرت ثامن‌الحجج قسم ای مردم همین‌طور است که می‌گویم. مراقب نگاه‌ها و لقمه‌هایتان باشید. صحبت نقوی که تمام شد گفتم: به دزدی‌های تریلیاردی آقایان هیچ اشاره نکرد که!
رفتیم اوین. عینکم خش برداشته بود و قابل استفاده نبود. با صورت خاک‌آلود و خونین و پارچه سپیدی که به تن داشتم و چند جایش خونی بود به راهروی طبقه بالا داخل شدیم. مرا مقابل درِ شعبه شش نشاندند. نگاه حاضرین در راهرو به هیبت من بود. هم به نوشته‌های خاک‌آلود پارچه سفید و هم به صورت خونینم. کمی بعد سربازی آمد و خبر آورد که گفته‌اند برویم پایین. برافروختم و گفتم: قاضیِ شعبه شش حکم جلب مرا داده من از اینجا تکان نمی‌خورم. اطلاعاتی‌ها به احتجاج افتادند. قیل و قالشان برایم مهم نبود. سرباز به التماس درآمد که برای من بد می‌شود، اگر ممکن است برویم پایین. به احترام همو رفتیم پایین. و همان داستان مسخره همیشگی تکرار شد.
اطلاعاتی‌ها نرم و خزنده رفتند و من ماندم با سربازانی که مقابلم نشسته بودند. سه ربع بعد برخاستم و به سرباز پشت میز گفتم: اینها اجازه ندارند مرا اینجا نگه دارند تا شب شود و آزادم کنند. ظاهراً من نباید از جا برمی‌خاستم اما برخاسته بودم. دو سرباز برای مهار من پیش دویدند. در همان حال لگدی به یکی از درها که باز بود زدم و داد زدم این کارشان غیرقانونی است. آن دری که با لگد بازش کردم، اتاق کسی بود که نمی‌دانم مسئولیتش چه بود اما سربازان با هربار عبور او برایش به‌پا می‌خاستند و احترامش می‌کردند. لگدهای بعدی را به درهای دیگر و به میز سربازان کوفتم.
از اتاق لگدخورده، مردی بیرون آمد و به من گفت: خبر دادم الآن می‌آیند. سربازی که مسئول نگهداری من بود از من قول گرفت که تکان نخورم تا برود و اوضاع را به دفتر شعبه شش بگوید. کمی بعد با مسئول دفتر شبعه شش که همیشه دمپایی به پا و لخ‌لخ کنان در رفت و آمد است، پایین آمد؛ که برویم بالا. رفتیم بالا. به اتاقی که قاضی شمالی شعبه شش در آن بود. عده‌ای نیز مهمانش بودند.
قاضیِ شمالی به صورت من نگاه کرد و با تعجب و افسوسی تصنعی گفت: اوه اوه چه کسی شما را به این روز انداخته؟ گفتم: من معمولا به پرسش‌های بی‌دلیل پاسخ نمی‌دهم. و گفتم: تقصیر شماست که در جایگاه قانونی نشسته‌اید و رفتار غیرقانونی انجام می‌دهید. به کنایه و با همان لهجه شیرین شمالی‌اش گفت: همه تقصیرها با من است، شما راست می‌گویید. گفتم: برای چه دست به دست اطلاعاتی‌ها داده‌اید؟ مگر نه این که شما باید مستقل باشید؟ چرا از یک حکم جلب مستعمل چند باره استفاده کردید و مرا به اینجا کشاندید؟ این کار شما غیرقانونی هست یا نیست؟ گفت: هست. بله غیرقانونی است.
گفتم: من می‌توانم از شما شکایت کنم. خیالش از بیهودگی شکایت من راحت بود. گفت: برای شکایت باید بروید دادگاه انتظامی قضات. گفتم: آن حکم جلب تقلبی را به من بدهید تا از شما شکایت کنم. چهره‌اش را به تعجب آلود و گفت: من مدرک به شما بدهم علیه خود من ازش استفاده کنید؟ گفتم: اگر در کارتان درستی بود حتماً این کار را می‌کردید. گفت: کجاست آدم درست؟ گفتم: شما چرا خود را ذلیل این اطلاعاتی‌ها کرده‌اید؟ مگر نه این که شما باید مستقل باشید؟ گفت: اگر قاضی مستقل پیدا کردی سلام مرا به او برسان. من قاضیِ دادسرا هستم. یک قاضیِ دادسرا مگر می‌تواند مستقل باشد؟
حرف زدن با او بیهوده بود. او، مأمور کاری بود که باید انجام می‌شد. گفت: فردا بیا تا من تکلیف شما را یک‌سره کنم. گفتم: همین حالا یک‌سره کنید. گفت: نه، باید با یکی دو نفر مشورت کنم. قرار شد امروز سه‌شنبه بین ساعت نه و ده پیشش بروم تا تکلیفم را روشن کند.
پارچه سفید را از تن درآوردم و زدم بیرون و با یک اتومبیل کرایه رفتم طرف قدمگاه. هنوز تا غروب کلی راه بود. در آینه راننده به صورت خود نگریستم. عجب مخوف اما خنده‌دار شده بودم: خاک و خون و زخم و ژولیدگی. مقابل در شمالی اطلاعات از اتومبیل پیاده شدم. سفید پوشیدم و پرچم به دوش رفتم به سرنگهبان متعجب گفتم: به اینها بگو تلفن و عینک مرا بیاورند. رفت تا خبر بدهد. و من، شروع کردم به قدم زدن. با صورتی که خونی بود و پارچه سفیدی که به خاک و لکه‌های خون آغشته بود.
یکی از مأموران حفاظت فیزیکی از پژوی ۲۰۶ پیاده شد و آمد در کنار مسیر من ایستاد و به صورت من نگاه کرد. اعتنایی به او نکردم. احتمالاً از او خواسته بودند میزان آسیب صورت مرا رصد کند. همو رفت کمی آن‌سوتر و گزارش داد؛ که یعنی این بابا صورتش از اینجاها خونی است و با همین شکل و شمایل دارد قدم می‌زند. رهگذران حالا علاوه بر نوشته‌های پارچه سفید، به صورتم نیز نگاه می‌کردند. آن‌چنان با استحکام قدم می‌زدم که گویا هر قدمم، کلنگی است بر بیخ قلعه به‌ظاهر محکم اما پوک تباهی.
غروب شد. خورشید رفت و نورش را از ما دریغ کرد. تلفن را آوردند اما عینک توی ماشینشان بود، قرار شد امروز تحویلم بدهند. پارچه سفید را از تن درآوردم و کت و شلوار خاکی‌ام را تکاندم. اصلاً صلاح نبود با آن شکل و شمایل به افتتاحیه تئاتر آقای محمد رحمانیان بروم. از چند روز پیش مرا به حضور در آن افتتاحیه دعوت کرده بود. به ایشان و به همسر خوبشان سرکار خانم مهتاب نصیرپور ارادت ویژه‌ای دارم. دو زوج خوب هنری. بی هیچ حاشیه و قیل و قالی. چه خوب که آن دو مرا با آن شکل و شمایل نمی‌دیدند. همان‌جا رو به تالار وحدت ایستادم و دست برسینه نهادم و سلامشان گفتم و پوزش خواستم.

بهمن فرزانه مترجمی است که به‌رغم ترجمه بیش از ۵۰ اثر از نویسندگان اروپایی و آمریکای لاتین به فارسی، بیشتر به عنوان مترجم «صد سال تنهایی» اثر جاودان گابریل گارسیا مارکز شناخته می‌شود. این مترجم که به زبان‌های ایتالیایی، اسپانیایی، فرانسوی و انگلیسی مسلط بود سال‌ها در فلورانس و رم ایتالیا زندگی کرد و سرانجام تنها چند ماه بعد از این که به ایران برگشت در ۷۵ سالگی درگذشت. فرج سرکوهی، منتقد ادبی و روزنامه‌نگار مهمان برنامه «نمای دور، نمای نزدیک» این هفته است تا از بهمن فرزانه بگوید. این گفتگو را بخوانید یا بشنوید:




بهمن فرزانه مترجمی است که به‌رغم ترجمه بیش از ۵۰ اثر از نویسندگان اروپایی و آمریکای لاتین به فارسی، بیشتر به عنوان مترجم «صد سال تنهایی» اثر جاودان گابریل گارسیا مارکز شناخته می‌شود. این مترجم که به زبان‌های ایتالیایی، اسپانیایی، فرانسوی و انگلیسی مسلط بود سال‌ها در فلورانس و رم ایتالیا زندگی کرد و سرانجام تنها چند ماه بعد از این که به ایران برگشت در ۷۵ سالگی درگذشت. فرج سرکوهی، منتقد ادبی و روزنامه‌نگار مهمان برنامه «نمای دور، نمای نزدیک» این هفته است تا از بهمن فرزانه بگوید. این گفتگو را بخوانید یا بشنوید:

Sunday, February 23, 2014

محمد مرسی متهم به «تحویل اسرار امنیتی مصر به سپاه پاسداران» شد رادیو فردا : دادستان‌های مصر روز یک‌شنبه چهارم اسفندماه محمد مرسی، رییس‌جمهوری برکنارشده این کشور، را متهم کردند که «با هدف بی‌ثبات کردن مصر»، اسرار دولتی این کشور را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحویل می‌داده‌است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، در بیانیه جلسه دادگاه مرسی آمده‌است که وی و ۳۵ اسلام‌گرای دیگر که شامل رهبران اخوان‌المسلمین می‌شوند، «اسرار دفاع ملی را به یک کشور خارجی تحویل داده و به سپاه پاسداران ایران گزارش‌های امنیتی ارائه داده‌اند تا به امنیت و ثبات کشور ضربه بزنند.» در این بیانیه در مورد محتوای اطلاعاتی که به گفته دادستان‌ها به دست سپاه پاسداران افتاده است، جزئیاتی ذکر نشده و نام «کشور خارجی» مربوطه نیز ذکر نشده‌است. در بخشی دیگر از این بیانیه اما آمده‌است که مرسی و ۳۵ اسلام‌گرای دیگر «با قدرت‌های خارجی، جنبش شبه‌نظامی حماس، و ایران شیعه توطئه‌ای را ترتیب داده‌اند تا به ثبات مصر ضربه بزنند.» به گزارش خبرگزاری فرانسه، این اتهام در دومین جلسه محاکمه محمد مرسی که روز یک‌شنبه برگزار شد مطرح شده‌است. جلسات محاکمه مرسی به اتهام «جاسوسی» از ۱۶ فوریه آغاز شده و به‌جز جلسه روز یک‌شنبه قرار است دو جلسه دیگر در این خصوص برگزار شود. خبرگزاری آلمان نیز گزارش می‌دهد که در جلسه روز یک‌شنبه دادگاه، دادستان‌ها مرسی و ۳۵ تن دیگر را متهم کردند که با حماس و حزب‌الله لبنان برای انجام عملیات‌هایی تروریستی به توافق رسیده‌بودند تا از این طریق «ایجاد آشوب کرده و دولت مصر و نهادهای آن را سرنگون کنند.» در این دادگاه، مرسی و افراد یادشده هم‌چنین متهم به انتقال غیرقانونی اسلحه به مصر شدند و در بیانیه دادگاه آمده‌است که آنان با افشای اطلاعات دولتی استقلال کشور را به خطر انداخته‌اند. در صورتی که اتهامات یادشده علیه مرسی و این افراد در دادگاه پذیرفته شود احتمال آن وجود دارد که برای آنان حکم اعدام صادر شود. هم‌اینک تقریباً تمامی رهبران ارشد گروه اخوان‌المسلمین مصر در زندان یا در تبعید به‌سر می‌برند و برای آنها پرونده‌های قضایی تشکیل شده‌است. محمد مرسی در کل با پنج پرونده مفتوحه قضایی علیه خود روبه‌رو است که یکی از آنها اتهام «تحریک به قتل در تظاهرات مقابل کاخ ریاست جمهوری در آذر ماه گذشته» است. محمد مرسی از زمان برکناری‌اش توسط ارتش مصر در ۱۲ تیر امسال، در یکی از مراکز نظامی نگهداری می‌شود. بحران مصر پس از آن آغاز شد که ارتش مصر، آقای مرسی را از سمت ریاست جمهوری برکنار کرد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که صدها هزار نفر از مخالفان وی برای تحت فشار قرار دادن او به استعفاء دست به تظاهرات زدند. محمد مرسی نخستین رییس جمهوری منتخب مصر از راه انتخابات آزاد پس از انقلاب دو سال و نیم پیش این کشور است.

محمد مرسی متهم به «تحویل اسرار امنیتی مصر به سپاه پاسداران» شد
رادیو فردا : دادستان‌های مصر روز یک‌شنبه چهارم اسفندماه محمد مرسی، رییس‌جمهوری برکنارشده این کشور، را متهم کردند که «با هدف بی‌ثبات کردن مصر»، اسرار دولتی این کشور را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحویل می‌داده‌است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، در بیانیه جلسه دادگاه مرسی آمده‌است که وی و ۳۵ اسلام‌گرای دیگر که شامل رهبران اخوان‌المسلمین می‌شوند، «اسرار دفاع ملی را به یک کشور خارجی تحویل داده و به سپاه پاسداران ایران گزارش‌های امنیتی ارائه داده‌اند تا به امنیت و ثبات کشور ضربه بزنند.»

در این بیانیه در مورد محتوای اطلاعاتی که به گفته دادستان‌ها به دست سپاه پاسداران افتاده است، جزئیاتی ذکر نشده و نام «کشور خارجی» مربوطه نیز ذکر نشده‌است.

در بخشی دیگر از این بیانیه اما آمده‌است که مرسی و ۳۵ اسلام‌گرای دیگر «با قدرت‌های خارجی، جنبش شبه‌نظامی حماس، و ایران شیعه توطئه‌ای را ترتیب داده‌اند تا به ثبات مصر ضربه بزنند.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این اتهام در دومین جلسه محاکمه محمد مرسی که روز یک‌شنبه برگزار شد مطرح شده‌است.

جلسات محاکمه مرسی به اتهام «جاسوسی» از ۱۶ فوریه آغاز شده و به‌جز جلسه روز یک‌شنبه قرار است دو جلسه دیگر در این خصوص برگزار شود.

خبرگزاری آلمان نیز گزارش می‌دهد که در جلسه روز یک‌شنبه دادگاه، دادستان‌ها مرسی و ۳۵ تن دیگر را متهم کردند که با حماس و حزب‌الله لبنان برای انجام عملیات‌هایی تروریستی به توافق رسیده‌بودند تا از این طریق «ایجاد آشوب کرده و دولت مصر و نهادهای آن را سرنگون کنند.»

در این دادگاه، مرسی و افراد یادشده هم‌چنین متهم به انتقال غیرقانونی اسلحه به مصر شدند و در بیانیه دادگاه آمده‌است که آنان با افشای اطلاعات دولتی استقلال کشور را به خطر انداخته‌اند.

در صورتی که اتهامات یادشده علیه مرسی و این افراد در دادگاه پذیرفته شود احتمال آن وجود دارد که برای آنان حکم اعدام صادر شود.

هم‌اینک تقریباً تمامی رهبران ارشد گروه اخوان‌المسلمین مصر در زندان یا در تبعید به‌سر می‌برند و برای آنها پرونده‌های قضایی تشکیل شده‌است.

محمد مرسی در کل با پنج پرونده مفتوحه قضایی علیه خود روبه‌رو است که یکی از آنها اتهام «تحریک به قتل در تظاهرات مقابل کاخ ریاست جمهوری در آذر ماه گذشته» است.

محمد مرسی از زمان برکناری‌اش توسط ارتش مصر در ۱۲ تیر امسال، در یکی از مراکز نظامی نگهداری می‌شود.

بحران مصر پس از آن آغاز شد که ارتش مصر، آقای مرسی را از سمت ریاست جمهوری برکنار کرد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که صدها هزار نفر از مخالفان وی برای تحت فشار قرار دادن او به استعفاء دست به تظاهرات زدند.

محمد مرسی نخستین رییس جمهوری منتخب مصر از راه انتخابات آزاد پس از انقلاب دو سال و نیم پیش این کشور است.