Monday, January 7, 2013

فائزه کوچولو، قربانی شکنجه با «سیخ داغ» +تصویر پدر فائزه که در حال حاضر دارای شغل ثابت و مشخصی نیست، برای آغاز درمان و نجات فائزه از این وضعیت بغرنج نیاز به همت بالای ایرانیان دارد تا شاید فائزه شانس دیگر برای زندگی داشته باشد. فائزه به جرم نداشتن مادر با شکنجه‌های نامادری حدود چهار سال است، به جای رفتن به مدرسه گوشه‌نشین خانه شده و هر روز امیدش برای داشتن زندگی همانند همسالانش رنگ می‌بازد. به گزارش ایسنا، عقربه‌های ساعت وقتی به 9:30 رسید، موبایل «خلیل» (پدر فائزه) به صدا درآمد. «شریفه» (نامادری فائزه) هراسان فریاد می‌کشید: «برگرد خانه، دخترت تشنج کرده، برگرد». وقتی احمد به منزل رسید، قلب فائزه دیگر نمی‌تپید. پدر فائزه درباره آن صبح غم‌انگیز بر اساس نظریه‌پزشکی‌قانونی گفت: نامادری فائزه به طور مستمر و دائم نسبت به کودک‌آزاری و ایراد ضرب و جرح عمدی این کودک اقدام کرده و ضربه‌های وارده به مغز طفل سبب ورود وی به زندگی نباتی شده و قادر به دفع و کنترل ارادی ادرار و مدفوع نیست و هر دو دست و پاهای وی دچار فقدان حرکت ارادی است. پدر فائزه مدعی است که شریفه این طفل را سوزانده است و بارها پرسنل مدرسه به او اطلاع دادند که بدن فائزه کوچولو دارای زخم‌های ناشی از ضربات و شکنجه‌های نامادری‌اش است، اما شریفه این موضوع را تکذیب می‌کرد و منکر هر نوع ورود آسیب به فائزه کوچولو بود. وی گفت: شریفه در روز حادثه طبق روال همیشه شروع به سوزاندن بدن فائزه می‌کند سپس سیخ را بعد از داغ‌کردن، وارد نقاط حساس کودک کرده و وقتی با مقاومت او مواجه می‌شود، قصد خفگی او را داشته که ناگهان بی‌تحرکی فائزه، او را متوجه کارش کرد، اما... خلیل با بیان اینکه وقتی به خانه رسیدم، دخترم با ناخن‌های کبود روی زمین افتاده بود،‌ گفت: پزشکان در معاینه‌های اولیه در یکی از بیمارستان‌های کردستان اعلام کردند که به بچه دارو داده شده است و اجازه ندادند برای ادامه درمان او را به تهران منتقل کنم. بعد از چهار روز فائزه را مرخص کردند، او را به تهران آوردم اما جواب درست و حسابی از پزشکان نگرفتم و به اتفاق گفتند باید نامادری اتفاقات افتاده را برای آنان توضیح بدهد تا درمان را به نحو صحیح انجام دهند. خلیل با بیان اینکه دخترم هیچ مشکلی نداشت، گفت: ساعت 9 صبح 25 اسفند ماه سال 88 (تنها نیم ساعت قبل از حادثه) در حال شستشوی ماشین بودم که فائزه نیز به کمکم آمد بسیار سلامت و خندان بود. وی با بیان اینکه شریفه در جریان رسیدگی به پرونده منکر کودک‌آزاری شد، گفت: متهم انگیزه‌اش از این جنایت غیراخلاقی را بی‌تربیتی فائزه اعلام می‌کند و می‌گوید این بچه در ادرارش کنترل ندارد و خودش را خیس می‌کند. در حالی که این طوری نبود و فائزه شب ادراری ندارد. خلیل با اشاره به اینکه مادر فائزه به محض تولد این کودک از وی جدا شده و او وقتی فائزه سه ساله بود، با شریفه ازدواج کرده است، گفت: چشمان فائزه همیشه باز است اما دیدش خیلی کم است و نور را تشخیص می‌دهد و وقتی صدای کودکان را می‌شنود، بلند می‌خندد و عکس‌العمل‌ها در مقابل پدر و عمه‌اش دارد و آنان را می‌شناسد. وی با بیان اینکه منتظر صدور حکم طلاق شریفه است، گفت: دادگاه با وجود تمام اتفاقات افتاده، مهریه، نفقه و وسایل زندگی را به او داده است و الان وی با فائزه در شرایط بد مالی قرار گرفته است. پدر فائزه که در حال حاضر دارای شغل ثابت و مشخصی نیست، برای آغاز درمان و نجات فائزه از این وضعیت بغرنج نیاز به همت بالای ایرانیان دارد تا شاید فائزه شانس دیگر برای زندگی داشته باشد.


فائزه کوچولو، قربانی شکنجه با «سیخ داغ» +تصویر

پدر فائزه که در حال حاضر دارای شغل ثابت و مشخصی نیست، برای آغاز درمان و نجات فائزه از این وضعیت بغرنج نیاز به همت بالای ایرانیان دارد تا شاید فائزه شانس دیگر برای زندگی داشته باشد.
 فائزه به جرم نداشتن مادر با شکنجه‌های نامادری حدود چهار سال است، به جای رفتن به مدرسه گوشه‌نشین خانه شده و هر روز امیدش برای داشتن زندگی همانند همسالانش رنگ می‌بازد.

به گزارش ایسنا، عقربه‌های ساعت وقتی به 9:30 رسید، موبایل «خلیل» (پدر فائزه) به صدا درآمد. «شریفه» (نامادری فائزه) هراسان فریاد می‌کشید: «برگرد خانه، دخترت تشنج کرده، برگرد». وقتی احمد به منزل رسید، قلب فائزه دیگر نمی‌تپید.


پدر فائزه درباره آن صبح غم‌انگیز بر اساس نظریه‌پزشکی‌قانونی گفت: نامادری فائزه به طور مستمر و دائم نسبت به کودک‌آزاری و ایراد ضرب و جرح عمدی این کودک اقدام کرده و ضربه‌های وارده به مغز طفل سبب ورود وی به زندگی نباتی شده و قادر به دفع و کنترل ارادی ادرار و مدفوع نیست و هر دو دست و پاهای وی دچار فقدان حرکت ارادی است.

پدر فائزه مدعی است که شریفه این طفل را سوزانده است و بارها پرسنل مدرسه به او اطلاع دادند که بدن فائزه کوچولو دارای زخم‌های ناشی از ضربات و شکنجه‌های نامادری‌اش است، اما شریفه این موضوع را تکذیب می‌کرد و منکر هر نوع ورود آسیب به فائزه کوچولو بود.

وی گفت: شریفه در روز حادثه طبق روال همیشه شروع به سوزاندن بدن فائزه می‌کند سپس سیخ را بعد از داغ‌کردن، وارد نقاط حساس کودک کرده و وقتی با مقاومت او مواجه می‌شود، قصد خفگی او را داشته که ناگهان بی‌تحرکی فائزه، او را متوجه کارش کرد، اما...

خلیل با بیان اینکه وقتی به خانه رسیدم، دخترم با ناخن‌های کبود روی زمین افتاده بود،‌ گفت: پزشکان در معاینه‌های اولیه در یکی از بیمارستان‌های کردستان اعلام کردند که به بچه دارو داده شده است و اجازه ندادند برای ادامه درمان او را به تهران منتقل کنم. بعد از چهار روز فائزه را مرخص کردند، او را به تهران آوردم اما جواب درست و حسابی از پزشکان نگرفتم و به اتفاق گفتند باید نامادری اتفاقات افتاده را برای آنان توضیح بدهد تا درمان را به نحو صحیح انجام دهند.

خلیل با بیان اینکه دخترم هیچ مشکلی نداشت، گفت: ساعت 9 صبح 25 اسفند ماه سال 88 (تنها نیم ساعت قبل از حادثه) در حال شستشوی ماشین بودم که فائزه نیز به کمکم آمد بسیار سلامت و خندان بود.

وی با بیان اینکه شریفه در جریان رسیدگی به پرونده منکر کودک‌آزاری شد، گفت: متهم انگیزه‌اش از این جنایت غیراخلاقی را بی‌تربیتی فائزه اعلام می‌کند و می‌گوید این بچه در ادرارش کنترل ندارد و خودش را خیس می‌کند. در حالی که این طوری نبود و فائزه شب ادراری ندارد.

خلیل با اشاره به اینکه مادر فائزه به محض تولد این کودک از وی جدا شده و او وقتی فائزه سه ساله بود، با شریفه ازدواج کرده است، گفت: چشمان فائزه همیشه باز است اما دیدش خیلی کم است و نور را تشخیص می‌دهد و وقتی صدای کودکان را می‌شنود، بلند می‌خندد و عکس‌العمل‌ها در مقابل پدر و عمه‌اش دارد و آنان را می‌شناسد.

وی با بیان اینکه منتظر صدور حکم طلاق شریفه است، گفت: دادگاه با وجود تمام اتفاقات افتاده، مهریه، نفقه و وسایل زندگی را به او داده است و الان وی با فائزه در شرایط بد مالی قرار گرفته است.

پدر فائزه که در حال حاضر دارای شغل ثابت و مشخصی نیست، برای آغاز درمان و نجات فائزه از این وضعیت بغرنج نیاز به همت بالای ایرانیان دارد تا شاید فائزه شانس دیگر برای زندگی داشته باشد.

دختر هند سوده راد در آخرین روزهای سال ۲۰۱۲، در حالیکه تنها چند روزی به جشن‌های سال نو میلادی باقی مانده بود، سرنوشت تلخ زنی جوان در هند جهانیان را متأثر کرد. تجاوز گروهی ۶ مرد به این زن ۲۳ ساله هندی در اتوبوسی در شهر دهلی نو و ضرب و شتم او و مرد همراهش تا سرحد مرگ، موجی از خشم و اعتراضات عمومی را در این کشور پهناور و در میان اقشار مختلف جامعه هند برانگیخت و پس از مرگ او، هزاران شمع در سرتاسر جهان برای «دختر هند» روشن شد. دفتر ملی ثبت جرایم هند، تعداد تجاوزهای جنسی را که در سال ۲۰۱۱ و تنها در شهر دهلی رخ داده است را ۵۷۲ مورد اعلام کرده است. این مرکز از ثبت ۶۳۵ مورد تجاوز جنسی درسال ۲۰۱۲ تا نیمه اول ماه دسامبر – بطور میانگین روزانه ۱/۸۱ مورد – تنها در همین کلان شهر خبر می‌دهد. این در حالیست که طبق آمار جهانی، از هر ۵ زن، یک زن در طول زندگی‌اش، حد اقل یک بار قربانی تجاوز جنسی و یا تلاش برای آن می‌شود و نمی توان از آن به عنوان پدیده ای نادر یاد کرد. بر خلاف تصور عمومی، تجاوز در ۸۰ درصد موارد، فرد متجاوز یکی از آشنایان زن است و در نیمی از موارد این فرد آشنا یکی از اعضا خانواده یا از نزدیکان زن است. در بسیاری از کشورها تجاوز جنسی شوهر به همسرش هم تعریف حقوقی دارد و مردی که بدون رضایت همسرش او را به برقراری هر نوع رابطه جنسی وادارد، متجاوز خوانده می شود. در ایران امروز، همچنان زن مجبور است به حکم تمکین در هر شرایطی و بی توجه به رضایت یا عدم رضایت به رابطه با همسرش تن دهد. در حالیکه تجاوز جنسی به «دختر هند» منجر به چنان اعتراضات گسترده ای شد که سیاستمداران هندی را مجبور به وضع قوانینی برای مجازات افردا متجاوز کرد، سردمداران جمهوری اسلامی همچنان بدحجابی را دلیل وقوع چنین جنایتی می دانند، بی آنکه به سرنوشت زنانی که در یک میهمانی خصوصی در خمینی شهر مورد تجاوز قرار گرفته بودند اشاره ای کنند. آنها با اعدام مردانی که وارد آن میهمانی شده بودند، نقطه پایانی بر این فاجعه و فجایع مشابه می گذارند، بی آنکه تلاش کنند از زنان طعمه و از مردان حیواناتی گرسنه جنسی نسازند. در کنار آنچه در مورد هورمون های مردانه و ناگزیری مردان از ارضای جنسی به هر قیمتی بر افکار عمومی تحمیل می شود، مقصر اصلی در وقوع تجاوز زنی نشان داده می شود که در زمان نامناسب، در مکانی نامناسب و احتمالاً با پوششی نامناسب حضور داشته است. این تصویر جامعه ای وحشی که زن را صید مردان صیاد می داند، حتی در این مورد هم استثنا قائل نمی شود و تنها با محدود کردن زن، مصونیتش را از این شکار عمومی نوید می دهد. مکانیزمی که از یک سو استانداردهای زیبایی را بر زنان تحمیل می کند تا «مردپسند» تر شوند و از سویی همان معیارهای زیبایی شناسی را بر مردان تحمیل می کند، موجب می شود ذهنیتی غلط پدید آید که گویی تنها زنان جوان و زیبا هستند که طعمه متجاوزین هستند. این در حالیست که زنان، فارغ از سن، ملیت، قومیت، زبان و محل زندگی و حتی تطابق ظاهری با معیارهای تحمیل شده زیبایی مورد تجاوز قرار می گیرند. در واقع هر زنی، می تواند در هر جای دنیا، به سرنوشت «دختر هند» دچار شود. در فرانسه هر ساله ۷۵هزار زن بین ۱۸ تا ۷۵ سال قربانی تجاوز می شوند و تنها ۲% از آنها شکایت نامه ای تنظیم می کنند. عدم ثبت شکایت در سنین کمتر و سنین بالا رایج تر است و هر دو این گروه از زنان از ترس و واهمه از نگاه جامعه به آنها، به عنوان کسانی که خود مقصر این جرم بوده اند، تن به سکوتی دردناک می دهند.در دنیای وحشی که قدر و شأن انسان به کالایی قابل داد و ستد کاهش داده شده است، این تنها زنان جوان و زیبا و یا با نوع خاصی از پوشش نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند و تنها مردانی از قشر ویژه اجتماعی نیستند که تجاوز را حق خود می دانند. مبارزه و حرکت برای تغییر در این فرهنگ، با آموزش از سنین کودکی ممکن است. تغییر باید از جایی شروع شود که پسران دبستانی وقتی از جلوی مدرسه دخترانه رد می شوند، احساس غلیان نکنند؛ از جایی که دختر بچه ها و پسر بچه ها، داماد و عروس خوانده نشوند و عقد های آسمانی از کودکی در ذهنشان نقش نبندد؛ از جایی که آموزش ها در عین در نظر گرفتن تفاوت های جنسی دختران و پسران، تبعیض جنسیتی را رد کند. تغییر از همان جایی شروع می شود که مردان و زنان از کودکی شأن یکدیگر را به یک اندازه و برابر به رسمیت بشناسند و با هم، دست در دست هم، جهانی زیباتر بسازند.


دختر هند

47_412514551_   سوده راد  Soudeh RAD
در آخرین روزهای سال ۲۰۱۲، در حالیکه تنها چند روزی به جشن‌های سال نو میلادی باقی مانده بود، سرنوشت تلخ زنی جوان در هند جهانیان را متأثر کرد. تجاوز گروهی ۶ مرد به این زن ۲۳ ساله هندی در اتوبوسی در شهر دهلی نو و ضرب و شتم او و مرد همراهش تا سرحد مرگ، موجی از خشم و اعتراضات عمومی را در این کشور پهناور و در میان اقشار مختلف جامعه هند برانگیخت و پس از مرگ او، هزاران شمع در سرتاسر جهان برای «دختر هند» روشن شد. دفتر ملی ثبت جرایم هند، تعداد تجاوزهای جنسی را که در سال ۲۰۱۱ و تنها در شهر دهلی رخ داده است را ۵۷۲ مورد اعلام کرده است. این مرکز از ثبت ۶۳۵ مورد تجاوز جنسی درسال ۲۰۱۲ تا نیمه اول ماه دسامبر – بطور میانگین روزانه ۱/۸۱ مورد – تنها در همین کلان شهر خبر می‌دهد. این در حالیست که طبق آمار جهانی، از هر ۵ زن، یک زن در طول زندگی‌اش، حد اقل یک بار قربانی تجاوز جنسی و یا تلاش برای آن می‌شود و نمی توان از آن به عنوان پدیده ای نادر یاد کرد.
بر خلاف تصور عمومی، تجاوز در ۸۰ درصد موارد، فرد متجاوز یکی از آشنایان زن است و در نیمی از موارد این فرد آشنا یکی از اعضا خانواده یا از نزدیکان زن است. در بسیاری از کشورها تجاوز جنسی شوهر به همسرش هم تعریف حقوقی دارد و مردی که بدون رضایت همسرش او را به برقراری هر نوع رابطه جنسی وادارد، متجاوز خوانده می شود. در ایران امروز، همچنان زن مجبور است به حکم تمکین در هر شرایطی و بی توجه به رضایت یا عدم رضایت به رابطه با همسرش تن دهد.
در حالیکه تجاوز جنسی به «دختر هند» منجر به چنان اعتراضات گسترده ای شد که سیاستمداران هندی را مجبور به وضع قوانینی برای مجازات افردا متجاوز کرد، سردمداران جمهوری اسلامی همچنان بدحجابی را دلیل وقوع چنین جنایتی می دانند، بی آنکه به سرنوشت زنانی که در یک میهمانی خصوصی در خمینی شهر مورد تجاوز قرار گرفته بودند اشاره ای کنند. آنها با اعدام مردانی که وارد آن میهمانی شده بودند، نقطه پایانی بر این فاجعه و فجایع مشابه می گذارند، بی آنکه تلاش کنند از زنان طعمه و از مردان حیواناتی گرسنه جنسی نسازند.
در کنار آنچه در مورد هورمون های مردانه و ناگزیری مردان از ارضای جنسی به هر قیمتی بر افکار عمومی تحمیل می شود، مقصر اصلی در وقوع تجاوز زنی نشان داده می شود که در زمان نامناسب، در مکانی نامناسب و احتمالاً با پوششی نامناسب حضور داشته است. این تصویر جامعه ای وحشی که زن را صید مردان صیاد می داند، حتی در این مورد هم استثنا قائل نمی شود و تنها با محدود کردن زن، مصونیتش را از این شکار عمومی نوید می دهد. مکانیزمی که از یک سو استانداردهای زیبایی را بر زنان تحمیل می کند تا «مردپسند» تر شوند و از سویی همان معیارهای زیبایی شناسی را بر مردان تحمیل می کند، موجب می شود ذهنیتی غلط پدید آید که گویی تنها زنان جوان و زیبا هستند که طعمه متجاوزین هستند. این در حالیست که زنان، فارغ از سن، ملیت، قومیت، زبان و محل زندگی و حتی تطابق ظاهری با معیارهای تحمیل شده زیبایی مورد تجاوز قرار می گیرند. در واقع هر زنی، می تواند در هر جای دنیا، به سرنوشت «دختر هند» دچار شود.
در فرانسه هر ساله ۷۵هزار زن بین ۱۸ تا ۷۵ سال قربانی تجاوز می شوند و تنها ۲% از آنها شکایت نامه ای تنظیم می کنند. عدم ثبت شکایت در سنین کمتر و سنین بالا رایج تر است و هر دو این گروه از زنان از ترس و واهمه از نگاه جامعه به آنها، به عنوان کسانی که خود مقصر این جرم بوده اند، تن به سکوتی دردناک می دهند.در دنیای وحشی که قدر و شأن انسان به کالایی قابل داد و ستد کاهش داده شده است، این تنها زنان جوان و زیبا و یا با نوع خاصی از پوشش نیستند که مورد تجاوز قرار می گیرند و تنها مردانی از قشر ویژه اجتماعی نیستند که تجاوز را حق خود می دانند.
مبارزه و حرکت برای تغییر در این فرهنگ، با آموزش از سنین کودکی ممکن است. تغییر باید از جایی شروع شود که پسران دبستانی وقتی از جلوی مدرسه دخترانه رد می شوند، احساس غلیان نکنند؛ از جایی که دختر بچه ها و پسر بچه ها، داماد و عروس خوانده نشوند و عقد های آسمانی از کودکی در ذهنشان نقش نبندد؛ از جایی که آموزش ها در عین در نظر گرفتن تفاوت های جنسی دختران و پسران، تبعیض جنسیتی را رد کند. تغییر از همان جایی شروع می شود که مردان و زنان از کودکی شأن یکدیگر را به یک اندازه و برابر به رسمیت بشناسند و با هم، دست در دست هم، جهانی زیباتر بسازند.

اقبال ماهوری ۱۵ دی ۱۳۹۱


اقبال ماهوری
۱۵ دی ۱۳۹۱

    شکایت از روح‌الله حسینیان به خاطر ارتباط با یک زن شوهردار روح‌الله حسینیان یا همان خسرو خوبان، از چهره‌های امنیتی و از نماینده‌های فعلی مجلس در پی یک شکایت در رابطه با ارتباط با یک زن شوهردار پرونده‌ی جدیدی در دادگستری برای او باز شده است. به نوشته‌ی وب‌سایت «ملی مذهبی» روح الله حسینیان با یک زن شوهردار ارتباط غیراخلاقی داشته است و شوهر این خانم به ریخت و پاش‌های مالی همسرش مشکوک می‌شود و او را زیر نظر می‌گیرد و یک بار در میان وسایل کیف خانمش یک قطعه چک به نام روح الله حسینیان می‌بیند. این خانم بعد از اینکه مساله لو میرود موضوع را به حسینیان اطلاع می‌دهد و آن‌طور که این سایت نوشته است براثر این شوک حسینیان به هم می‌ریزد و بیمار می‌شود. در همین حال همسر این خانم هم شکایتی به دادگستری می‌برد و هم اکنون این پرونده به صورت بی سروصدا در دادگستری در جریان است.


    شکایت از روح‌الله حسینیان به خاطر ارتباط با یک زن شوهردار

    image
    روح‌الله حسینیان یا همان خسرو خوبان، از چهره‌های امنیتی و از نماینده‌های فعلی مجلس در پی یک شکایت در رابطه با ارتباط با یک زن شوهردار پرونده‌ی جدیدی در دادگستری برای او باز شده است.
    به نوشته‌ی وب‌سایت «ملی مذهبی» روح الله حسینیان با یک زن شوهردار ارتباط غیراخلاقی داشته است و شوهر این خانم به ریخت و پاش‌های مالی همسرش مشکوک می‌شود و او را زیر نظر می‌گیرد و یک بار در میان وسایل کیف خانمش یک قطعه چک به نام روح الله حسینیان می‌بیند.

    این خانم بعد از اینکه مساله لو میرود موضوع را به حسینیان اطلاع می‌دهد و آن‌طور که این سایت نوشته است براثر این شوک حسینیان به هم می‌ریزد و بیمار می‌شود.

    در همین حال همسر این خانم هم شکایتی به دادگستری می‌برد و هم اکنون این پرونده به صورت بی سروصدا در دادگستری در جریان است.

    فرزاد جمشیدی به شلاق محکوم شد مجری حزب‌اللهی تلویزیون و فریب زنان نیما فرح آبادی فرزاد جمشیدی، مجری حزب اللهی صدا و سیما که اجرای برنامه های ویژه مذهبی در تلویزیون و رادیو را بر عهده دارد، به علت فریب یک دختر و برقراری رابطه جنسی با او به شلاق محکوم شده است. بر اساس گزارش رسانه ها، مجری معروف صدا و سیما که با شکایت دختری جوان به "زنای به عنف و با اکراه" متهم شده بود، پس از برگزاری جلسات دادگاه و اخذ اظهارات شاکی و دفاعیات متهم، در نهایت به جهت ایجاد شبهه برای دادگاه در موضوع اتهامی زنای به عنف و با اکراه و بر اساس مصداق قاعده درء و به استناد به مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آیین‌دادرسی کیفری از اتهام زنای به عنف با شرایط احصان تبرئه شده است. شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران‌، همچنین اعلام کرده است که متهم بر اساس احراز بزهکاری در ملاقات با شاکیه پیش از اجرای صیغه عقد موقت و با استناد به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۸۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شود. بر اساس اعلام دادگاه، رای صادره حضوری بوده و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است. اما وکیل فرزاد جمشیدی با این تاکید که موکلش از از ادعاهای شاکی پرونده تبرئه شده افزوده است که "درباره رابطه جنسی و حکم شلاق، ما تابع قانون هستیم و به این حکم هم طبق روال قانونی اعتراض می کنیم و هرچه پیش آید آن را می پذیریم". فرزاد جمشیدی مجری برنامه "ماه خدا"، از برنامه های صدا و سیما برای ماه رمضان، به حمایت از محمود احمدی نژاد، علی خامنه ای و اجرای برنامه های مذهبی مشهور است. او در آخرین ماه رمضان به نقل یکی از فرماندهان نیروی انتظامی آرزو کرد که کاش اعضای این نیرو در زمان حضرت زهرا حضور داشتند و مانع شهادت وی می شدند. مهر در این ارتباط نوشت که فرزاد جمشیدی مجری برنامه سحرگاهی "ماه خدا"، سحرگاه گذشته پیش از دعای سحر، به تقدیر از نیروی انتظامی پرداخت. وی در این برنامه گفت: "من یادم می آد یه سالی در سفر به مدینه مصطفی(ص) با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی، همسفر بودم و شبانه ای در خلوت و در همسایگی با آرام گاه فریادهای خاموش- جنت بقیع- می شنیدم که به مادر سادات فاطمه ی زهرا(س) عرض می کرد: بانو! ای کاش وقتی اراذل در خانه ات را می شکستند بچه های نیروی انتظامی بودند اگه حضور داشتیم نمی‌ذاشتیم به شما بی احترامی کنند! نمی ذاشتیم همسرتان علی بن ابیطالب(ع) رو به مسجد بکشانند! نمی‌ذاشتیم محسنتان را سقط کنند." مجری متأهل و اغفال دختران شاکی فرزاد جمشیدی در نخستین جلسه دادگاه که اوایل آبان برگزار شده بود گفت: "این مجری می گفت مجرد است و به من علاقه مند شده است اما مدتی بعد پدرم مجله ای را دید که در آن با این مجری و همسر و فرزندانش مصاحبه شده بود. بعد از آن بود که فهمیدم فریب خورده ام و همه حرف های این مرد دروغ است. به دنبال ثبت این شکایت این مجری به دادگاه احضار شد." پدر این دختر نیز در حاشیه برگزاری دادگاه به روزنامه خراسان گفت: "حدود ۲ سال قبل زمانی که این مجری در حال اجرای برنامه زنده بود دخترم از طریق شماره اعلام شده از تلویزیون پیامکی به این برنامه فرستاد. بعد از این ارتباط این مجری از دخترم می خواهد با او تماس بگیرد. بعد از اولین تماس او به دخترم می گوید صدایش شباهت زیادی به صدای نامزد سابقش دارد....بعد از سفر وی از دخترم خواست به استقبالش به فرودگاه برود. او وقتی دخترم را در فرودگاه دید با ظاهرسازی به زمین افتاد و خدا را شکر کرد و گفت: چهره دخترم هم شبیه چهره نامزد سابقش است. به این ترتیب طولی نکشید که از دخترم خواستگاری کرد و رابطه آن ها با یکدیگر ادامه پیدا کرد." او افزود: "در این بین یک روز او مدعی شد مشکلات شدید مالی دارد و در چنین وضعیتی دخترم از یک موسسه مالی ـ– اعتباری برایش صد میلیون تومان وام گرفت و حتی ۴۰ میلیون تومان هم سفته از دخترم گرفت. از سوی دیگر این مجری دخترم را همراه با خودش به مسافرت می برد و چند بار با او رابطه برقرار کرد." پدر دختر شاکی در ادامه گفت: "این ماجرا ادامه داشت تا اینکه مدتی قبل مجله ای را دیدم که در آن مصاحبه ای از او و همسر و فرزندانش چاپ شده بود. از دیدن این مصاحبه شوکه شدم. وقتی این مجری فهمید دستش برایمان رو شده است تهدید کرد که سفته ها را به اجرا می گذارد. آن زمان بود که ما از وی شکایت کردیم." از سفر حج شروع شد خود این دختر نیز در مصاحبه جداگانه ای گفته است: "سال ۸۸ بود که این مجری گزارشی زنده از صحرای عرفات در یکی از شبکه‌های تلویزیون داشت. در ارتباط زنده با تلویزیون اعلام کرد که شماره موبایلش را از طریق زیرنویس اعلام کنند تا هرکس التماس دعا دارد، نامش را بر صحرای عرفات بنویسد. من هم مانند این همه افراد دیگری که آن روز با او تماس گرفتند، تماس گرفتم و گفتم که نام مرا هم بر خاک صحرای عرفات بنویسید. اما چون اسم و فامیلم کمی سخت بود، گفت که برایش پیامک بزنم و من هم زدم و دیگر مساله برایم در آن مقطع تمام شد. منتها از سه روز بعد تلفن‌ها و پیام‌های او تمامی نداشت. مدام پیام می‌داد که گفته بودی دعایت کنم در فلان‌جا دعایت کردم. یا اینکه شب‌ها تماس می‌گرفت و می‌گفت فلان برنامه‌ام فلان ساعت روی آنتن می‌رود، نگاه کنید، شب سوم بعد از اینکه برنامه‌اش تمام شد تماس گرفت و گفت نمی‌دانم چرا با شما تماس گرفتم، من معمولا عادت ندارم با کسی تماس بگیرم. ولی به شما زنگ زدم." او افزوده که "این رابطه ادامه داشت تا زمانی که فرزاد جمشیدی از مکه برگشت و آن موقع از من خواست که برای استقبال از او به فرودگاه مهرآباد بروم. به محض اینکه از گیت رد شد، کیف از دستش افتاد". به گفته شاکی، "سه الی چهار روز بعد از آمدن فرزاد جمشیدی از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش می‌روم. من به برگزارکنندگان مراسم گفته‌ام که با خواهرزاده‌ام می‌آیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفته‌اند. آن مقطع به او گفتم که اگر برای من جایی در نظر نگرفته‌اید، من کلید آپارتمان خودمان را از مادرم بگیرم و من به آنجا بروم. ولی او به من گفت که نه، برای تو اتاق مجزا گرفته‌اند." او گفته که "شب در کیش یک سوئیت برای ماندن پیدا کردیم که یک هال و یک اتاق خواب داشت. قرار شد من در اتاق بخوابم و او هم در هال. شب خواب بودم که دیدم او بالای سرم است و اتفاقی که نباید، افتاد." سایت بازتاب نیز با اشاره به این اتفاق نوشت: "در حالی که بخش های خبری صداوسیما با آب و تاب به رسوایی های اخلاقی واقعی و جعلی در مورد مجریان شبکه های ماهواره ای می پردازند، با وجود صدور حکم دادگاه درباره رسوایی اخلاقی مجری مشهور صداوسیما، همچنان به وی آنتن زنده، آن هم در برنامه های مذهبی داده می شود." به نوشته این سایت، "اغفال دختران جوان با استفاده از وجهه مذهبی فرد، اگر در یک مورد اتفاق می افتاد و مجرم اقدام به توبه می کرد، شاید قابل صرف نظر کردن بود. اما زمانی که این موضوع به چند مورد می رسد که دست کم سه مورد آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است، دیگر نمی توان از آن صرف نظر کرد و همچنان این فرد را به عنوان سمبل مراسم دینی، در رسانه ملی طرح کرد، به ویژه آنکه این موضوع به چند مورد ضرب و جرح میان خانمهای قربانی این مجری در فرودگاه و منزل منجر گردیده است."


    فرزاد جمشیدی به شلاق محکوم شد

    مجری حزب‌اللهی تلویزیون و فریب زنان

    فرزاد جمشیدی، مجری حزب اللهی صدا و سیما که اجرای برنامه های ویژه مذهبی در تلویزیون و رادیو را بر عهده دارد، به علت فریب یک دختر و برقراری رابطه جنسی با او به شلاق محکوم شده است.
    بر اساس گزارش رسانه ها، مجری معروف صدا و سیما که با شکایت دختری جوان به "زنای به عنف و با اکراه" متهم شده بود، پس از برگزاری جلسات دادگاه و اخذ اظهارات شاکی و دفاعیات متهم، در نهایت به جهت ایجاد شبهه برای دادگاه در موضوع اتهامی زنای به عنف و با اکراه و بر اساس مصداق قاعده درء و به استناد به مواد ۵۴ و ۱۷۷ قانون آیین‌دادرسی کیفری از اتهام زنای به عنف با شرایط احصان تبرئه شده است.
     شعبه ۷۸ دادگاه کیفری استان تهران‌، همچنین اعلام کرده است که متهم بر اساس احراز بزهکاری در ملاقات با شاکیه پیش از اجرای صیغه عقد موقت و با استناد به ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۸۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم می‌شود.
     بر اساس اعلام دادگاه، رای صادره حضوری بوده و ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در دیوان عالی کشور است.
    اما وکیل فرزاد جمشیدی با این تاکید که موکلش از از ادعاهای شاکی پرونده تبرئه شده افزوده است که "درباره رابطه جنسی و حکم شلاق، ما تابع قانون هستیم و به این حکم هم طبق روال قانونی اعتراض می کنیم و هرچه پیش آید آن را می پذیریم".
    فرزاد جمشیدی مجری برنامه "ماه خدا"، از برنامه های صدا و سیما برای ماه رمضان، به حمایت از محمود احمدی نژاد، علی خامنه ای و اجرای برنامه های مذهبی مشهور است.
    او در آخرین ماه رمضان به نقل یکی از فرماندهان نیروی انتظامی آرزو کرد که کاش اعضای این نیرو در زمان حضرت زهرا حضور داشتند و مانع شهادت وی می شدند. مهر در این ارتباط نوشت که فرزاد جمشیدی مجری برنامه سحرگاهی "ماه خدا"، سحرگاه گذشته پیش از دعای سحر، به تقدیر از نیروی انتظامی پرداخت.
    وی در این برنامه گفت: "من یادم می آد یه سالی در سفر به مدینه مصطفی(ص) با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی، همسفر بودم و شبانه ای در خلوت و در همسایگی با آرام گاه فریادهای خاموش- جنت بقیع- می شنیدم که به مادر سادات فاطمه ی زهرا(س) عرض می کرد: بانو! ای کاش وقتی اراذل در خانه ات را می شکستند بچه های نیروی انتظامی بودند اگه حضور داشتیم نمی‌ذاشتیم به شما بی احترامی کنند! نمی ذاشتیم همسرتان علی بن ابیطالب(ع) رو به مسجد بکشانند! نمی‌ذاشتیم محسنتان را سقط کنند."

    مجری متأهل و اغفال دختران
    شاکی فرزاد جمشیدی در نخستین جلسه دادگاه که اوایل آبان برگزار شده بود گفت: "این مجری می گفت مجرد است و به من علاقه مند شده است اما مدتی بعد پدرم مجله ای را دید که در آن با این مجری و همسر و فرزندانش مصاحبه شده بود. بعد از آن بود که فهمیدم فریب خورده ام و همه حرف های این مرد دروغ است. به دنبال ثبت این شکایت این مجری به دادگاه احضار شد."
    پدر این دختر نیز در حاشیه برگزاری دادگاه به روزنامه خراسان گفت: "حدود ۲ سال قبل زمانی که این مجری در حال اجرای برنامه زنده بود دخترم از طریق شماره اعلام شده از تلویزیون پیامکی به این برنامه فرستاد. بعد از این ارتباط این مجری از دخترم می خواهد با او تماس بگیرد. بعد از اولین تماس او به دخترم می گوید صدایش شباهت زیادی به صدای نامزد سابقش دارد....بعد از سفر وی از دخترم خواست به استقبالش به فرودگاه برود. او وقتی دخترم را در فرودگاه دید با ظاهرسازی به زمین افتاد و خدا را شکر کرد و گفت: چهره دخترم هم شبیه چهره نامزد سابقش است. به این ترتیب طولی نکشید که از دخترم خواستگاری کرد و رابطه آن ها با یکدیگر ادامه پیدا کرد."
    او افزود: "در این بین یک روز او مدعی شد مشکلات شدید مالی دارد و در چنین وضعیتی دخترم از یک موسسه مالی ـ– اعتباری برایش صد میلیون تومان وام گرفت و حتی ۴۰ میلیون تومان هم سفته از دخترم گرفت. از سوی دیگر این مجری دخترم را همراه با خودش به مسافرت می برد و چند بار با او رابطه برقرار کرد."
    پدر دختر شاکی در ادامه گفت: "این ماجرا ادامه داشت تا اینکه مدتی قبل مجله ای را دیدم که در آن مصاحبه ای از او و همسر و فرزندانش چاپ شده بود. از دیدن این مصاحبه شوکه شدم. وقتی این مجری فهمید دستش برایمان رو شده است تهدید کرد که سفته ها را به اجرا می گذارد. آن زمان بود که ما از وی شکایت کردیم."

    از سفر حج شروع شد
    خود این دختر نیز در مصاحبه جداگانه ای گفته است: "سال ۸۸ بود که این مجری گزارشی زنده از صحرای عرفات در یکی از شبکه‌های تلویزیون داشت. در ارتباط زنده با تلویزیون اعلام کرد که شماره موبایلش را از طریق زیرنویس اعلام کنند تا هرکس التماس دعا دارد، نامش را بر صحرای عرفات بنویسد. من هم مانند این همه افراد دیگری که آن روز با او تماس گرفتند، تماس گرفتم و گفتم که نام مرا هم بر خاک صحرای عرفات بنویسید. اما چون اسم و فامیلم کمی سخت بود، گفت که برایش پیامک بزنم و من هم زدم و دیگر مساله برایم در آن مقطع تمام شد. منتها از سه روز بعد تلفن‌ها و پیام‌های او تمامی نداشت. مدام پیام می‌داد که گفته بودی دعایت کنم در فلان‌جا دعایت کردم. یا اینکه شب‌ها تماس می‌گرفت و می‌گفت فلان برنامه‌ام فلان ساعت روی آنتن می‌رود، نگاه کنید، شب سوم بعد از اینکه برنامه‌اش تمام شد تماس گرفت و گفت نمی‌دانم چرا با شما تماس گرفتم، من معمولا عادت ندارم با کسی تماس بگیرم. ولی به شما زنگ زدم."
    او افزوده که "این رابطه ادامه داشت تا زمانی که فرزاد جمشیدی از مکه برگشت و آن موقع از من خواست که برای استقبال از او به فرودگاه مهرآباد بروم. به محض اینکه از گیت رد شد، کیف از دستش افتاد".
    به گفته شاکی، "سه الی چهار روز بعد از آمدن فرزاد جمشیدی از حج بود که دو بلیط کیش گرفته بود و گفت که برای اجرای یک برنامه به کیش می‌روم. من به برگزارکنندگان مراسم گفته‌ام که با خواهرزاده‌ام می‌آیم و برایت یک اتاق جدا در هتل در نظر گرفته‌اند. آن مقطع به او گفتم که اگر برای من جایی در نظر نگرفته‌اید، من کلید آپارتمان خودمان را از مادرم بگیرم و من به آنجا بروم. ولی او به من گفت که نه، برای تو اتاق مجزا گرفته‌اند."
    او گفته که "شب در کیش یک سوئیت برای ماندن پیدا کردیم که یک هال و یک اتاق خواب داشت. قرار شد من در اتاق بخوابم و او هم در هال. شب خواب بودم که دیدم او بالای سرم است و اتفاقی که نباید، افتاد."
    سایت بازتاب نیز با اشاره به این اتفاق نوشت: "در حالی که بخش های خبری صداوسیما با آب و تاب به رسوایی های اخلاقی واقعی و جعلی در مورد مجریان شبکه های ماهواره ای می پردازند، با وجود صدور حکم دادگاه درباره رسوایی اخلاقی مجری مشهور صداوسیما، همچنان به وی آنتن زنده، آن هم در برنامه های مذهبی داده می شود."
    به نوشته این سایت، "اغفال دختران جوان با استفاده از وجهه مذهبی فرد، اگر در یک مورد اتفاق می افتاد و مجرم اقدام به توبه می کرد، شاید قابل صرف نظر کردن بود. اما زمانی که این موضوع به چند مورد می رسد که دست کم سه مورد آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است، دیگر نمی توان از آن صرف نظر کرد و همچنان این فرد را به عنوان سمبل مراسم دینی، در رسانه ملی طرح کرد، به ویژه آنکه این موضوع به چند مورد ضرب و جرح میان خانمهای قربانی این مجری در فرودگاه و منزل منجر گردیده است."

    چگونه می توان در ایران یک شبه مولتی میلیاردر شد؟ بازتاب : در ادامه افشاگری ها درباره دانه درشتهای اقتصادی، «بازتاب» از یکی از بزرگترین و ناشناخته ترین پدرخوانده های اقتصاد ایران، یعنی بابک زنجانی که از معاملات نفتی تا هتلداری، هواپیمایی و صنایع بهداشتی – آرایشی دست دارد، رونمایی می کند. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نام بابک زنجانی اگرچه در ایران ناشناخته است، اما به جهت گردش هنگفت اموال و حسابهای وی، اتحادیه اروپا نام وی را در فهرست تحریم های خود قرار داده است و به تازگی پلیس دبی گذرنامه وی را توقیف کرده است. پرداختن به همه اموال و فعالیتهای اقتصادی بابک زنجانی در یک گزارش میسر نیست، اما تلاش می شود به برخی از سرفصلهای ارتباطات وی پرداخته شود. بابک زنجانی که تا قبل از به قدرت رسیدن احمدی نژاد فردی معمولی بود، امروز از گردش مالی چند میلیارد دلاری برخوردار است. او با 64 شرکت فعال اقتصادی، برند سورینت در لوازم بهداشتی و آرایشی و هتلداری، برج سازی و معاملات نفتی یکی از کارتل های اقتصادی است که با ارتباطات پشت پرده و غیرشفاف، یک شبه متولد شده اند. وی از یک سو خود را از نزدیکان مشایی معرفی می کند و از سوی دیگر از پشتوانه و حمایتهای امنیتی سود می برد. از نقش آفرینی به عنوان دلال نفتی در فروش محموله های روی آب نفت ایران با شرکت دولتی نیکو تا خرید و فروش هواپیما از طریق دلالی هواپیما برای هواپیمایی قشم، و همچنین مالکیت تعداد زیادی هتل بزرگ در آسیای میانه، از جمله فعالیت های اقتصادی وی می باشد. اما نکته مهم در عملکرد بابک زنجانی آن است که به نظر می رسد وی بیشتر از آن که یک فعال اقتصادی باشد، پوششی است برای برخی فعالیتها و به جهت آن که صلاحیت های وی نیز زیر سوال قرار دارد، احتمال عدم صداقت در معاملات نفتی و همچنین تخلفات مالی وی نیز می رود.

    چگونه می توان در ایران یک شبه مولتی میلیاردر شد؟


    بازتاب : در ادامه افشاگری ها درباره دانه درشتهای اقتصادی، «بازتاب» از یکی از بزرگترین و ناشناخته ترین پدرخوانده های اقتصاد ایران، یعنی بابک زنجانی که از معاملات نفتی تا هتلداری، هواپیمایی و صنایع بهداشتی – آرایشی دست دارد، رونمایی می کند.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نام بابک زنجانی اگرچه در ایران ناشناخته است، اما به جهت گردش هنگفت اموال و حسابهای وی، اتحادیه اروپا نام وی را در فهرست تحریم های خود قرار داده است و به تازگی پلیس دبی گذرنامه وی را توقیف کرده است.
    پرداختن به همه اموال و فعالیتهای اقتصادی بابک زنجانی در یک گزارش میسر نیست، اما تلاش می شود به برخی از سرفصلهای ارتباطات وی پرداخته شود.
    بابک زنجانی که تا قبل از به قدرت رسیدن احمدی نژاد فردی معمولی بود، امروز از گردش مالی چند میلیارد دلاری برخوردار است.
    او با 64 شرکت فعال اقتصادی، برند سورینت در لوازم بهداشتی و آرایشی و هتلداری، برج سازی و معاملات نفتی یکی از کارتل های اقتصادی است که با ارتباطات پشت پرده و غیرشفاف، یک شبه متولد شده اند.

    وی از یک سو خود را از نزدیکان مشایی  معرفی می کند و از سوی دیگر از پشتوانه و حمایتهای امنیتی سود می برد. از نقش آفرینی به عنوان دلال نفتی در فروش محموله های روی آب نفت ایران با شرکت دولتی نیکو تا خرید و فروش هواپیما از طریق دلالی هواپیما برای هواپیمایی قشم، و همچنین مالکیت تعداد زیادی هتل بزرگ در آسیای میانه، از جمله فعالیت های اقتصادی وی می باشد.

    اما نکته مهم در عملکرد بابک زنجانی آن است که به نظر می رسد وی بیشتر از آن که یک فعال اقتصادی باشد، پوششی است برای برخی فعالیتها و به جهت آن که صلاحیت های وی نیز زیر سوال قرار دارد، احتمال عدم صداقت در معاملات نفتی و همچنین تخلفات مالی وی نیز می رود.

    چگونه می توان در ایران یک شبه مولتی میلیاردر شد؟ بازتاب : در ادامه افشاگری ها درباره دانه درشتهای اقتصادی، «بازتاب» از یکی از بزرگترین و ناشناخته ترین پدرخوانده های اقتصاد ایران، یعنی بابک زنجانی که از معاملات نفتی تا هتلداری، هواپیمایی و صنایع بهداشتی – آرایشی دست دارد، رونمایی می کند. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نام بابک زنجانی اگرچه در ایران ناشناخته است، اما به جهت گردش هنگفت اموال و حسابهای وی، اتحادیه اروپا نام وی را در فهرست تحریم های خود قرار داده است و به تازگی پلیس دبی گذرنامه وی را توقیف کرده است. پرداختن به همه اموال و فعالیتهای اقتصادی بابک زنجانی در یک گزارش میسر نیست، اما تلاش می شود به برخی از سرفصلهای ارتباطات وی پرداخته شود. بابک زنجانی که تا قبل از به قدرت رسیدن احمدی نژاد فردی معمولی بود، امروز از گردش مالی چند میلیارد دلاری برخوردار است. او با 64 شرکت فعال اقتصادی، برند سورینت در لوازم بهداشتی و آرایشی و هتلداری، برج سازی و معاملات نفتی یکی از کارتل های اقتصادی است که با ارتباطات پشت پرده و غیرشفاف، یک شبه متولد شده اند. وی از یک سو خود را از نزدیکان مشایی معرفی می کند و از سوی دیگر از پشتوانه و حمایتهای امنیتی سود می برد. از نقش آفرینی به عنوان دلال نفتی در فروش محموله های روی آب نفت ایران با شرکت دولتی نیکو تا خرید و فروش هواپیما از طریق دلالی هواپیما برای هواپیمایی قشم، و همچنین مالکیت تعداد زیادی هتل بزرگ در آسیای میانه، از جمله فعالیت های اقتصادی وی می باشد. اما نکته مهم در عملکرد بابک زنجانی آن است که به نظر می رسد وی بیشتر از آن که یک فعال اقتصادی باشد، پوششی است برای برخی فعالیتها و به جهت آن که صلاحیت های وی نیز زیر سوال قرار دارد، احتمال عدم صداقت در معاملات نفتی و همچنین تخلفات مالی وی نیز می رود.

    چگونه می توان در ایران یک شبه مولتی میلیاردر شد؟


    بازتاب : در ادامه افشاگری ها درباره دانه درشتهای اقتصادی، «بازتاب» از یکی از بزرگترین و ناشناخته ترین پدرخوانده های اقتصاد ایران، یعنی بابک زنجانی که از معاملات نفتی تا هتلداری، هواپیمایی و صنایع بهداشتی – آرایشی دست دارد، رونمایی می کند.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نام بابک زنجانی اگرچه در ایران ناشناخته است، اما به جهت گردش هنگفت اموال و حسابهای وی، اتحادیه اروپا نام وی را در فهرست تحریم های خود قرار داده است و به تازگی پلیس دبی گذرنامه وی را توقیف کرده است.
    پرداختن به همه اموال و فعالیتهای اقتصادی بابک زنجانی در یک گزارش میسر نیست، اما تلاش می شود به برخی از سرفصلهای ارتباطات وی پرداخته شود.
    بابک زنجانی که تا قبل از به قدرت رسیدن احمدی نژاد فردی معمولی بود، امروز از گردش مالی چند میلیارد دلاری برخوردار است.
    او با 64 شرکت فعال اقتصادی، برند سورینت در لوازم بهداشتی و آرایشی و هتلداری، برج سازی و معاملات نفتی یکی از کارتل های اقتصادی است که با ارتباطات پشت پرده و غیرشفاف، یک شبه متولد شده اند.

    وی از یک سو خود را از نزدیکان مشایی  معرفی می کند و از سوی دیگر از پشتوانه و حمایتهای امنیتی سود می برد. از نقش آفرینی به عنوان دلال نفتی در فروش محموله های روی آب نفت ایران با شرکت دولتی نیکو تا خرید و فروش هواپیما از طریق دلالی هواپیما برای هواپیمایی قشم، و همچنین مالکیت تعداد زیادی هتل بزرگ در آسیای میانه، از جمله فعالیت های اقتصادی وی می باشد.

    اما نکته مهم در عملکرد بابک زنجانی آن است که به نظر می رسد وی بیشتر از آن که یک فعال اقتصادی باشد، پوششی است برای برخی فعالیتها و به جهت آن که صلاحیت های وی نیز زیر سوال قرار دارد، احتمال عدم صداقت در معاملات نفتی و همچنین تخلفات مالی وی نیز می رود.

    Friday, January 4, 2013

    تنظیم تبلیغات انتخاباتی مشائی روی نقش رهبر در کودتای 1388 درآخرین ماه های دولت احمدی نژاد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، شورای عالی امنیت ملی دستوری شفاهی را از بیت رهبری دریافت داشته تا در چارچوب آن، تبلیغات انتخاباتی را هدایت کرده و رسانه ها را هدایت (کنترل) کند. مهم ترین نکته دراین پیام که در روزهای اخیر در برخی محافل سیاسی تهران دهان به دهان می شود آنست که "از هر مطلب، سخن، خطبه و گفته ای که در آن روی نقش مقام معظم رهبری در مقابله با فتنه 88 باشد،جلوگیری شود." شاید با همین دستور بود که مراسم سالگرد راهپیمائی حکومتی معروف به "راهپیمائی ساندیسی" امسال بسیار کمرنگ برگزار شد و سخنرانان از برجسته کردن سخن رهبری که این تظاهرات را "یوم الله" نام نهاده و همچنین نقش رهبر در سرکوب 88 خود داری کردند. حتی سخنان ضد موسوی امام جمعه مشهد "علم الهدا" نیز در مطبوعات سانسور شد. در همین محافل گفته می شود که از شورای فرماندهی سپاه و نزدیک ترین معتمدین علی خامنه ای نیز خواسته شده در تجلیل از نقش رهبر در وقایع سال 88 خودداری کنند. دلائل این تصمیم و توصیه می تواند گوناگون باشد، اما یک دلیل عمده می تواند تمرکز باند احمدی نژاد و حتی تنظیم کارزار تبلیغاتی رحیم مشائی روی بزرگ کردن نقش رهبر در سرکوب 88 باشد. این تمرکز، در عمل و با توجه به نفرت روز افزون مردم از علی خامنه ای و شهرت رحیم مشائی به مخالفت با خامنه ای و نزدیک ترین اطرافیان او – از جمله با فرماندهان سپاه – بسیار به سود او می تواند تمام شود. این نکته ایست که دقیقا از سوی احمدی نژاد و باند او تدوین و همآهنگ شده و رحیم مشائی را پرچمدار آن تبلیغ می کنند. در چارچوب همین سناریوست که احمدی نژاد ناگهان منتقد فشار نظام بر زنان و دانشجویان و منتقد فرماندهان سپاه شده و تلویحا این فشارها بر مردم را به گردن خامنه ای و اطرافیانش انداخته و می کوشد حساب خود را جدا نشان بدهد. از هم اکنون، مشایی تقریبا با چهره ای "ضد ولایت فقیه " وارد کارزار انتخاباتی شده است.


    تنظیم تبلیغات انتخاباتی مشائیروی نقش رهبر
    در کودتای 1388
    درآخرین ماه های دولت احمدی نژاد و با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، شورای عالی امنیت ملی دستوری شفاهی را از بیت رهبری دریافت داشته تا در چارچوب آن، تبلیغات انتخاباتی را هدایت کرده و رسانه ها را هدایت (کنترل) کند.
    مهم ترین نکته دراین پیام که در روزهای اخیر در برخی محافل سیاسی تهران دهان به دهان می شود آنست که "از هر مطلب، سخن، خطبه و گفته ای که در آن روی نقش مقام معظم رهبری در مقابله با فتنه 88 باشد،جلوگیری شود."
    شاید با همین دستور بود که مراسم سالگرد راهپیمائی حکومتی معروف به "راهپیمائی ساندیسی" امسال بسیار کمرنگ برگزار شد و سخنرانان از برجسته کردن سخن رهبری که این تظاهرات را "یوم الله" نام نهاده و همچنین نقش رهبر در سرکوب 88 خود داری کردند. حتی سخنان ضد موسوی امام جمعه مشهد "علم الهدا" نیز در مطبوعات سانسور شد.
    در همین محافل گفته می شود که از شورای فرماندهی سپاه و نزدیک ترین معتمدین علی خامنه ای نیز خواسته شده در تجلیل از نقش رهبر در وقایع سال 88 خودداری کنند.
    دلائل این تصمیم و توصیه می تواند گوناگون باشد، اما یک دلیل عمده می تواند تمرکز باند احمدی نژاد و حتی تنظیم کارزار تبلیغاتی رحیم مشائی روی بزرگ کردن نقش رهبر در سرکوب 88 باشد. این تمرکز، در عمل و با توجه به نفرت روز افزون مردم از علی خامنه ای و شهرت رحیم مشائی به مخالفت با خامنه ای و نزدیک ترین اطرافیان او – از جمله با فرماندهان سپاه – بسیار به سود او می تواند تمام شود. این نکته ایست که دقیقا از سوی احمدی نژاد و باند او تدوین و همآهنگ شده و رحیم مشائی را پرچمدار آن تبلیغ می کنند.
    در چارچوب همین سناریوست که احمدی نژاد ناگهان منتقد فشار نظام بر زنان و دانشجویان و منتقد فرماندهان سپاه شده و تلویحا این فشارها بر مردم را به گردن خامنه ای و اطرافیانش انداخته و می کوشد حساب خود را جدا نشان بدهد.
    از هم اکنون، مشایی تقریبا با چهره ای "ضد ولایت فقیه " وارد کارزار انتخاباتی شده است.

    هفته‌ی «بازار داغ روحانیت» و «امام‌زاده‌های اختلاس‌کار» این هفته بازار کاسب‌ها کساد بود اما موحدی کرمانی امام جمعه جدید الورود تهران اعلام کرد «بازار روحانیت در ایران گرم است» از آن طرف مجلس کمیته تحقیق و تفحص راه انداخته تا ده‌ها میلیارد درآمد امامزاده‌های «فاقد شجره‌نامه» را بررسی کند، احمدی‌نژاد انگار قرص کارکن خورده باشد از تعطیلی مجلس استفاده کرد یک شخم اساسی به کابینه‌اش زد و... از واق واق تا نوار مغزی این خانم والده ما از قدیم ندیم ها یک نذری کرده بود که اگر خدا بعد از دو جین دختر یک پسر کاکل زری (یعنی بنده هفته زاده) نصیبش کرد هر سال اربعین یک شعله زردی به پا کند و در و همساده را به فیض برساند. در سال‌های اخیر هم هر چه با خانم والده وارد مذاکره شدیم و مثل امریکا تمامی گزینه‌ها را روی میز گذاشتیم که سر جدش بی‌خیال شود اما انگار نه انگار تا این که به دلیل مشکلات ارزی و بحران اقتصادی و به دنبال آن گرانی زعفران و برنج و شکر و باقی غذایا و قضایا امسال نذری شعله زرد تغییر کاربری داد و خانم والده با یک کیلو آرد و یک لیوان گلاب، حلوا درست کرد و سر و ته قضیه را هم اورد در این هاگیر واگیر بی پولی! حالا غرض از این بیاض طولانی این بود که عرض کنم در حین پخت حلوای تولد ما، چنان شور حسینی خانم والده ما را فراگرفت که دستور داد یک نوحه‌ای، روضه‌ای، مصیبتی (خودمان کم مصیبت داریم) خلاصه چیزی پخش کنیم و فضا را معنوی کنیم. ما هم از سر کوچه دو تا سی دی نوحه خریدیم تا این خانم والده دست از یخه ما بردارد و خلاص شویم. اما چشمتان روز بد نبیند سی دی اول را گذاشتیم مداحی یک پسر بچه ای بود به اسم سید علی مومنی که گویا از شاگردان سید جواد ذاکر است. همان که قلاده به گردنش می‌انداخت و نوحه (من سگ درگاه حسینم... واق واق حسین... واق واق حسین...) خیلی گل کرد! اما خب دیگر الان دوره و زمانه واق واق کردن گذشته است و مداحی‌ها همه به سبک تکنو (اوپس اوپس) شده است بنابر این این مداح دم گرفته بود که «رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم» بعد همه ملت هم لخت و پتی بودند و همنوایی می‌کردند. خانم والده ما این صحنه‌ها را دید یک تفی انداخت به صورت ما که «پسر حیا کن! من دارم حلوای تو را درست می‌کنم، این دری وری‌ها چی است گذاشتی» و خلاصه کلی قسم و آیه که حتما اشتباه عوضی شده و سی دی دوم را گذاشتیم حالا این یکی پاک قاطی کرده بود و می‌گفت: نوار مغز سرم در محضر دکترا خط خطی و قاطی بود... خودتان گوش بدهید اگر از خنده پخش نشدید کف زمین! حدس بزنید واکنش خانم والده ما را... مسوولان و احساس ناب تکلیف کاش این نمایندگان مجلس که زحمت کشیدند و قانون انتخابات را اصلاح کردند و فحش و فضیحت احمدی‌نژاد را به جان خریدند یک زحمت مضاعفی می‌کشیدند و این تاریخ انتخابات را چند ماه جلو می‌انداختند چون خدا وکیلی وضعیت خیلی قاراشمیش شده است... شما نگاه کنید هنوز شش ماه مانده به انتخابات روزی سه نفر از مسوولان کار و زندگی را تعطیل کرده و برای حضور در صحنه احساس تکلیف می‌کنند. حالا این تکلیف چه کوفتی است ما نمی‌دانیم اما همین قدر بگویم که جدا از همه وزرا و نماینده های مجلس و اعضای هیئت دولت و وزاری سابق و غیره.. کار به جاهای باریک کشیده و مثلا همین پیش پای شما صفر نعیمی رز نماینده آستارا هم اعلام کرد که «حضور در صحنه انتخابات یک تکلیف است و اگر فضا ایجاب کند به عنوان سرباز ولایت، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‌شوم». وضعیت به همین منوال پیش برود من نگرانم بعد از آقا صفر این منزل جان ما هم کلا امورات منزل و زندگی را بی خیال شود و یک وقت شبی نصف شبی احساس تکلیف کند و حالا خر بیار باقالی بار کن. احمدی نژاد و قرص کار کن یعنی این مجلس که یک هفته تعطیل می شود انگار این احمدی نژاد یک مشت قرص بیزاکودیل (کار کن) می اندازد بالا و چنان سه موتوره کار می‌کند که انگار نشادر استعمال کرده است. شما نگاه کنید همین یک هفته اخیر که بهارستان نشینان دنبال ددر دودور بودند و مجلس تعطیل بود، احمدی نژاد یک وزیر زن که البته مموتی گفته بود «تنها مرد کابینه است» را کله پا کرد، و زمزمه های شوت کردن وزیر نفت و کشور و معاون اولش هم به گوش رسید و دستور استخدام ۱۵۰۰ نفر به حمید بقایی و ۴۰۰۰ نفر به هر استانداری و هفت-هشت-ده تا مصاحبه چکشی علیه دولت و مجلس و خلاصه به کوب کار کردها... یادتان است زمان اجلاس بی‌تعهدها هم که شش روز مملکت تعطیل بود این احمدی‌نژاد هفت تا استاندار را یک جا عوض کرد. در واقع اگر یکی دو هفته دیگر مجلس تعطیل شود بعید نیست احمدی‌نژاد کمباین بردارد برود بیت رهبری را شخم بزند و یک باغ وحشی آنجا تاسیس کند و حضرت آقا را هم بگذارد مثلا سفیر ایران در سوریه! معجزه مشاغل آقای الهام درست است که آمارهای رسمی دولت در حوزه اشتغال از سال ۸۴ تا ۹۰، نشان از افزایش ۲۰۲ هزار نفری تعداد بیکاران کشور دارد اما سرت سلامت. مهم این است که در عوض شوهر معجزه هزاره سوم یعنی آقای الهام (به خدا فامیلی اش الهام است) هنوز نیامده ظرف دو هفته سه تا شغل را یک جا روی شغل های دیگرش هاپولی کرد. این معجزه این طوری اتفاق افتاد که ابتدا ۲۱ آذر الهام شوهر فاطمه یا برعکس رئیس شورای اطلاع‌رسانی و سخنگوی دولت شد، بعد در ۶ دی معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی احمدی‌‌نژاد شد و بلافاصله در ۱۰ دی نماینده رییس‌ جمهور در شورای نظارت بر سازمان صدا‌ و‌ سیمای جمهوری اسلامی ایران شد و عن قریب بود که احمدی‌نژاد تابلوی تعویض محمد رضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد با آقای الهام را بالا ببرد که گویا حضرت آقا دستور دادند این تعویض را بی خیال شود. اختلاس امام‌زاده‌ها ببین کار به کجا رسیده که از بس در این ۳۰ سال امام‌زاده تاسیس کرده‌اند حالا باید در مجلس کمیته ویژه تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امور خیریه کشور به خاطر ابهام در ده‌ها میلیارد تومان درآمد‌ امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» راه بیاندازند. طبق آمار رسمی اعلام شده که در ایران بیش از ۱۲۷هزار موقوفه٬ یک‌ میلیون رقبه و ۱۸هزار بقعه و امامزاده وجود دارد که درآمدهای هنگفت شان طوری است که باید پشت سر شهرام جزایری و خاوری و امیر خسروی نماز بخوانیم. اول امرداد ماه سال ۱۳۹۰ سایت «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرده بود در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ «امام‌زاده» در سال به امام‌زاده‌های کشور افزوده شده است. حالا ما کار به این امام‌زاده‌های درآمد زا نداریم اما خدا وکیلی مسئولان باید یک فکری به حال این امام‌زاده‌ای که در جاده منتهی به یکی از شهرهای شمالی کشور است و مردم منطقه به آن «امام‌زاده بی‌غیرت» می‌گویند بکنند. لامصب چند هزار سال است که این امام‌زاده این همه پول از ملت گرفته اما حتی یک نفر را محض رضای خدا شفا نداده است تو بگو یک سرما خوردگی ساده! نسل سوسول بیسکوئیت وقتی می گوییم ما نسل سوخته هستیم باور نمی‌کنید. زمان ما این «سوسول بیسکوئیت» بازی های آلودگی هوا و تعطیلی مدارس و این حرف‌ها نبود. صبح بلند می شدیم برف تا خرتناق آدم بالا آمده بود باید از جلوی خانه تونل مانش می‌زدیم تا مدرسه خودمان را می‌رساندیم تازه به علت تاخیر، نیم ساعت دست هایمان را باید در برف می‌خواباندیم تا یخ بزند بعد ناظم مدرسه که حکم پدر خانواده تناردیه را داشت با سیم بلندگو به کف دست‌هایمان بزند. تازه برف که هیچی، شما سن تان قد نمی‌دهد باور کنید از آسمان موشک می‌بارید باز ما می‌رفتیم مدرسه در پناهگاه درس می‌خواندیم تازه این وضع مان است که حتی نمی‌توانیم سه هزار میلیارد تومان را به عدد بنویسم! بازار روحانیت داغ است خب خدا رو شکر یک سوژه جدید برای این ستون هفته خوانی ما پیدا شد. محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه جدید الورود تهران در همین اولین خطبه‌اش کلی دل ما را تسخیر کرد و خنده بر لبان ملت نشاند تا جای خالی نمیرالمومنین جنتی احساس نشود. باور کنید خطبه این هفته محمد موحدی کرمانی بامزه تر از «قصه های مجید» هوشنگ مرادی کرمانی بود. موحدی کرمانی در تایید حدیث «آقای گودرزی چه ربطی به خانم شقایقی دارد» یا همان روایت «گوزن و شقایق» گفته که امیدوارم «جنبش اشغال وال استریت» مقدمه ظهور «امام زمان» باشد. بعد هم در این وانفسای کسادی بازار گفته که «دنیا بداند بازار ما روحانیت به عنوان خادم مردم هنوز گرم است» بر منکرش لعنت! بازار پر رونق که چه عرض کنم، امروز و فرداست که بعد از بورس نفت و بورس ارز و بورس کشاورزی و بورس کوفت و زهرمار یک بورس روحانیت هم راه بیاندازند هر روحانی درصدی از سهامش را برای خرید و فروش در اختیار علاقه مندان قرار دهد. حالا شما سهام کدام آخوند را می‌خرید؟


    هفته‌ی «بازار داغ روحانیت» و «امام‌زاده‌های اختلاس‌کار»

    image
    این هفته بازار کاسب‌ها کساد بود اما موحدی کرمانی امام جمعه جدید الورود تهران اعلام کرد «بازار روحانیت در ایران گرم است» از آن طرف مجلس کمیته تحقیق و تفحص راه انداخته تا ده‌ها میلیارد درآمد امامزاده‌های «فاقد شجره‌نامه» را بررسی کند، احمدی‌نژاد انگار قرص کارکن خورده باشد از تعطیلی مجلس استفاده کرد یک شخم اساسی به کابینه‌اش زد و...



    از واق واق تا نوار مغزی

    این خانم والده ما از قدیم ندیم ها یک نذری کرده بود که اگر خدا بعد از دو جین دختر یک پسر کاکل زری (یعنی بنده هفته زاده) نصیبش کرد هر سال اربعین یک شعله زردی به پا کند و در و همساده را به فیض برساند.

    در سال‌های اخیر هم هر چه با خانم والده وارد مذاکره شدیم و مثل امریکا تمامی گزینه‌ها را روی میز گذاشتیم که سر جدش بی‌خیال شود اما انگار نه انگار تا این که به دلیل مشکلات ارزی و بحران اقتصادی و به دنبال آن گرانی زعفران و برنج و شکر و باقی غذایا و قضایا امسال نذری شعله زرد تغییر کاربری داد و خانم والده با یک کیلو آرد و یک لیوان گلاب، حلوا درست کرد و سر و ته قضیه را هم اورد در این هاگیر واگیر بی پولی!

    حالا غرض از این بیاض طولانی این بود که عرض کنم در حین پخت حلوای تولد ما، چنان شور حسینی خانم والده ما را فراگرفت که دستور داد یک نوحه‌ای، روضه‌ای، مصیبتی (خودمان کم مصیبت داریم) خلاصه چیزی پخش کنیم و فضا را معنوی کنیم.

    ما هم از سر کوچه دو تا سی دی نوحه خریدیم تا این خانم والده دست از یخه ما بردارد و خلاص شویم.

    اما چشمتان روز بد نبیند  سی دی اول را گذاشتیم مداحی یک پسر بچه ای بود به اسم سید علی مومنی که گویا از شاگردان سید جواد ذاکر است. همان که قلاده به گردنش می‌انداخت و نوحه (من سگ درگاه حسینم... واق واق حسین... واق واق حسین...) خیلی گل کرد!

    اما خب دیگر الان دوره و زمانه واق واق کردن گذشته است و مداحی‌ها همه به سبک تکنو  (اوپس اوپس) شده است بنابر این این مداح دم گرفته بود که «رقاصم و رقاصم، رقاصه عباسم» بعد همه ملت هم لخت و پتی بودند و همنوایی می‌کردند.

    خانم والده ما این صحنه‌ها را دید یک تفی انداخت به صورت ما که «پسر حیا کن! من دارم حلوای تو را درست می‌کنم، این دری وری‌ها چی است گذاشتی» و خلاصه کلی قسم و آیه که حتما اشتباه عوضی شده و سی دی دوم را گذاشتیم حالا این یکی پاک قاطی کرده بود و می‌گفت: نوار مغز سرم در محضر دکترا خط خطی و قاطی بود... خودتان گوش بدهید اگر از خنده پخش نشدید کف زمین! حدس بزنید واکنش خانم والده ما را...

    مسوولان و احساس ناب تکلیف

    کاش این نمایندگان مجلس که زحمت کشیدند و قانون انتخابات را اصلاح کردند و فحش و فضیحت احمدی‌نژاد را به جان خریدند یک زحمت مضاعفی می‌کشیدند و این تاریخ انتخابات را چند ماه جلو می‌انداختند چون خدا وکیلی وضعیت خیلی قاراشمیش شده است...

    شما نگاه کنید هنوز شش ماه مانده به انتخابات روزی سه نفر از مسوولان کار و زندگی را تعطیل کرده و برای حضور در صحنه احساس تکلیف می‌کنند.

    حالا این تکلیف چه کوفتی است ما نمی‌دانیم اما همین قدر بگویم که جدا از همه وزرا و نماینده های مجلس و اعضای هیئت دولت و وزاری سابق و غیره.. کار به جاهای باریک کشیده و مثلا همین پیش پای شما صفر نعیمی رز نماینده آستارا هم اعلام کرد که «حضور در صحنه انتخابات یک تکلیف است و اگر فضا ایجاب کند به عنوان سرباز ولایت، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری می‌شوم».

    وضعیت به همین منوال پیش برود من نگرانم بعد از آقا صفر این منزل جان ما هم کلا امورات منزل و زندگی را بی خیال شود و یک وقت شبی نصف شبی احساس تکلیف کند و حالا خر بیار باقالی بار کن.



    احمدی نژاد و قرص کار کن

     یعنی این مجلس که یک هفته تعطیل می شود انگار این احمدی نژاد یک مشت قرص بیزاکودیل (کار کن) می اندازد بالا و چنان سه موتوره کار می‌کند که انگار نشادر استعمال کرده است.

    شما نگاه کنید همین یک هفته اخیر که بهارستان نشینان دنبال ددر دودور بودند و مجلس تعطیل بود، احمدی نژاد یک وزیر زن که البته مموتی گفته بود «تنها مرد کابینه است» را کله پا کرد، و زمزمه های شوت کردن وزیر نفت و کشور و معاون اولش هم به گوش رسید و دستور استخدام ۱۵۰۰ نفر به حمید بقایی و ۴۰۰۰ نفر به هر استانداری و هفت-هشت-ده تا مصاحبه چکشی علیه دولت و مجلس و خلاصه به کوب کار کردها...

    یادتان است زمان اجلاس بی‌تعهدها هم که شش روز مملکت تعطیل بود این احمدی‌نژاد هفت تا استاندار را یک جا عوض کرد.

    در واقع اگر یکی دو هفته دیگر مجلس تعطیل شود بعید نیست احمدی‌نژاد کمباین بردارد برود بیت رهبری را شخم بزند و یک باغ وحشی آنجا تاسیس کند و حضرت آقا را هم بگذارد مثلا سفیر ایران در سوریه!

    معجزه مشاغل آقای الهام

     درست است که آمارهای رسمی دولت در حوزه اشتغال از سال ۸۴ تا ۹۰، نشان از افزایش ۲۰۲ هزار نفری تعداد بیکاران کشور دارد اما سرت سلامت.

    مهم این است که در عوض شوهر معجزه هزاره سوم یعنی آقای الهام (به خدا فامیلی اش الهام است) هنوز نیامده ظرف دو هفته سه تا شغل را یک جا روی شغل های دیگرش هاپولی کرد.

    این معجزه این طوری اتفاق افتاد که ابتدا ۲۱ آذر الهام شوهر فاطمه یا برعکس رئیس شورای اطلاع‌رسانی و سخنگوی دولت شد، بعد در ۶ دی معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی احمدی‌‌نژاد شد و بلافاصله در ۱۰ دی نماینده رییس‌ جمهور در شورای نظارت بر سازمان صدا‌ و‌ سیمای جمهوری اسلامی ایران شد و عن قریب بود که احمدی‌نژاد تابلوی تعویض محمد رضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد با آقای الهام  را بالا ببرد که گویا حضرت آقا دستور دادند این تعویض را بی خیال شود.

    اختلاس امام‌زاده‌ها

    ببین کار به کجا رسیده که از بس در این ۳۰ سال امام‌زاده تاسیس کرده‌اند حالا باید در مجلس کمیته ویژه تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امور خیریه کشور به خاطر ابهام در ده‌ها میلیارد تومان درآمد‌ امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» راه بیاندازند.

     طبق آمار رسمی اعلام شده که در ایران بیش از ۱۲۷هزار موقوفه٬ یک‌ میلیون رقبه و ۱۸هزار بقعه و امامزاده وجود دارد که درآمدهای هنگفت شان طوری است که باید پشت سر شهرام جزایری و خاوری و امیر خسروی نماز بخوانیم.

     اول امرداد ماه سال ۱۳۹۰ سایت «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرده بود در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ «امام‌زاده» در سال به امام‌زاده‌های کشور افزوده شده است.

     حالا ما کار به این امام‌زاده‌های درآمد زا نداریم اما خدا وکیلی مسئولان باید یک فکری به حال این امام‌زاده‌ای که در جاده منتهی به یکی از شهرهای شمالی کشور است و مردم منطقه به آن «امام‌زاده بی‌غیرت» می‌گویند بکنند.

    لامصب چند هزار سال است که این امام‌زاده این همه پول از ملت گرفته اما حتی یک نفر را محض رضای خدا شفا نداده است تو بگو یک سرما خوردگی ساده!

    نسل سوسول بیسکوئیت

    وقتی می گوییم ما نسل سوخته هستیم باور نمی‌کنید.

    زمان ما  این «سوسول بیسکوئیت» بازی های آلودگی هوا و تعطیلی مدارس و این حرف‌ها نبود.

    صبح بلند می شدیم برف تا خرتناق آدم بالا آمده بود باید از جلوی خانه تونل مانش می‌زدیم تا مدرسه خودمان را می‌رساندیم تازه به علت تاخیر، نیم ساعت دست هایمان را باید در برف می‌خواباندیم تا یخ بزند بعد ناظم مدرسه که حکم پدر خانواده تناردیه را داشت با سیم بلندگو به کف دست‌هایمان بزند.

    تازه برف که هیچی، شما سن تان قد نمی‌دهد باور کنید از آسمان موشک می‌بارید باز ما می‌رفتیم مدرسه در پناهگاه درس می‌خواندیم تازه این وضع مان است که حتی نمی‌توانیم سه هزار میلیارد تومان را به عدد بنویسم!

    بازار روحانیت داغ است

    خب خدا رو شکر یک سوژه جدید برای این ستون هفته خوانی ما پیدا شد.

    محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه جدید الورود تهران در همین اولین خطبه‌اش کلی دل ما را تسخیر کرد و خنده بر لبان ملت نشاند تا جای خالی نمیرالمومنین جنتی احساس نشود.

    باور کنید خطبه این هفته محمد موحدی کرمانی بامزه تر از «قصه های مجید» هوشنگ مرادی کرمانی بود.

    موحدی کرمانی در تایید حدیث «آقای گودرزی چه ربطی به خانم شقایقی دارد» یا همان روایت «گوزن و شقایق» گفته که امیدوارم «جنبش اشغال وال استریت» مقدمه ظهور «امام زمان» باشد.

    بعد هم در این وانفسای کسادی بازار گفته که «دنیا بداند بازار ما روحانیت به عنوان خادم مردم هنوز گرم است»

    بر منکرش لعنت! بازار پر رونق که چه عرض کنم، امروز و فرداست که بعد از بورس نفت و بورس ارز و بورس کشاورزی و بورس کوفت و زهرمار  یک بورس روحانیت هم راه بیاندازند هر روحانی درصدی از سهامش را برای خرید و فروش در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

    حالا شما سهام کدام آخوند را می‌خرید؟

    عکس فتوشاپ شده احمدی نژاد تصویر اول رپورتاژ یک رسانه اسرائیلی + عکس العربیه : اسرائیلی ها همواره محمود احمدی نژاد را شخصیتی جنجال برانگیز توصیف کرده اند؛ به ویژه در سایه جنگ کلامی و رسانه ای که میان تل آویو و تهران درباره برنامه اتمی ایران در جریان است. از همین رو، یکی از رسانه های اسرائیلی، احمدی نژاد را به عنوان قهرمان رپورتاژ آگهی خود برگزید. در سایه اهمیت شایانی که دو طرف اسرائیلی و ایرانی به پی گیری تحولات داخلی یکدیگر می دهند، شبکه رادیویی ''ریشیت بیت'' اسرائیل، عکس فتوشاپ شده احمدی نژاد را برای یکی از رپورتاژهای تبلیغاتی خود برگزید. این عکس، احمدی نژاد را در حالی نشان می دهد که در وان حمام نشسته و استحمام می کند و در همان حال اخبار اسرائیل را از طریق رادیو پی گیری می کند. این رسانه، بر روی تصویر اول رپورتاژ خود که برای انتخابات پارلمانی اسرائیل تهیه شده، خطاب به اسرائیلی ها نوشته است: ''وقتی که برای تو مهم باشد چه در انتخابات روی می دهد.'' این شبکه خبری می خواهد بگوید که احمدی نژاد هم تحولات، تحلیل ها و گمانه زنی های مرتبط با انتخابات پارلمانی ۲۰۱۳ اسرائیل را پی گیری می کند؛ پس اسرائیلی ها باید از تحولات کشورشان مطلع تر باشند. [تاريخ مطلب: پانزدهم دی ۱۳۹۱ برابر با چهارم ژانويه ۲۰۱۳]


    عکس فتوشاپ شده احمدی نژاد تصویر اول رپورتاژ یک رسانه اسرائیلی + عکس

    العربیه  : اسرائیلی ها همواره محمود احمدی نژاد را شخصیتی جنجال برانگیز توصیف کرده اند؛ به ویژه در سایه جنگ کلامی و رسانه ای که میان تل آویو و تهران درباره برنامه اتمی ایران در جریان است.

    از همین رو، یکی از رسانه های اسرائیلی، احمدی نژاد را به عنوان قهرمان رپورتاژ آگهی خود برگزید.
    در سایه اهمیت شایانی که دو طرف اسرائیلی و ایرانی به پی گیری تحولات داخلی یکدیگر می دهند، شبکه رادیویی ''ریشیت بیت'' اسرائیل، عکس فتوشاپ شده احمدی نژاد را برای یکی از رپورتاژهای تبلیغاتی خود برگزید.
    این عکس، احمدی نژاد را در حالی نشان می دهد که در وان حمام نشسته و استحمام می کند و در همان حال اخبار اسرائیل را از طریق رادیو پی گیری می کند.
    این رسانه، بر روی تصویر اول رپورتاژ خود که برای انتخابات پارلمانی اسرائیل تهیه شده، خطاب به اسرائیلی ها نوشته است: ''وقتی که برای تو مهم باشد چه در انتخابات روی می دهد.''

    این شبکه خبری می خواهد بگوید که  احمدی نژاد  هم تحولات، تحلیل ها و گمانه زنی های مرتبط با انتخابات پارلمانی ۲۰۱۳ اسرائیل را پی گیری می کند؛ پس اسرائیلی ها باید از تحولات کشورشان مطلع تر باشند.
    [تاريخ مطلب: پانزدهم دی ۱۳۹۱ برابر با چهارم ژانويه ۲۰۱۳]