Saturday, August 7, 2010

افشاگری حمزه کرمی

افشاگری حمزه کرمی


در شکنجه خدا را بنده نیستند

چه رسد به حضرت زهرا!







نامه افشاگرانه حمزه کرمی، از فرماندهان سابق سپاه که در کودتای 22 خرداد دستگیر شده، تاکنون در بسیاری از سایت های خبری انتشار یافته است. اما از آنجا که این نامه، یک سند تاریخی است و در بخش آرشیو پیک نت نیز چنین سندی باید ثبت شود، ما نیز آن را به نقل از سایت جرس منتشر می کنیم.



حمزه کرمی که بعد از چهارده ماه زندان به دلیل شدت شکنجه، هم اکنون در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان طالقانی تهران در حال اغماست؛ طی نامه ای پنج صفحه ای به مقام رهبری شرح شکنجه های هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن را نوشته است. وی موفق می شود این نامه را به هاشمی رفسنجانی برساند.



دراین نامه آمده است:



یکی از بازجویان از من می خواست اعتراف کنم روابط نامشروعی با یکی از بستگان طراز اول رهبران جنبش سبز و دو نفر از بستگان طراز اول یکی از مقامات عالیه بی بصیرت داشته ام (باحتمال بسیار همسر موسوی و دختر یا دختران هاشمی). من زیر بار نرفتم تا اینکه در بیستمین بار که سرم را در توالت فرنگی پر از نجاست فرو می کردند و احساس خفگی کردم تسلیم خواست بازجویان شدم و آنچه را می خواستند نوشتم.



هاشمی رفسنجانی نامه را شخصا نزد آقای خامنه ای می برد و به او می گوید این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ و خم نامه های اداری فراموش شود، می خواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دستتان بدهم فراموشش کنید، یا بدست یکی از کارگزاران بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامه ها دچار شود. وی تمام مفاد نامه پنج صفحه ای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی می خواند و بعد از آقای خامنه ای می پرسد باز هم می گوئید اعترافهای یک سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده است!؟



آقای خامنه ای می گوید نامه را به من بدهید، یکی را می گذارم رسیدگی کند. هاشمی رفسنجانی می گوید با عرض معذرت من به نمایندگان شما اعتماد ندارم، اجازه دهید من هم یک نفر نماینده تعیین کنم تا پا به پای نماینده شما مسئله را دنبال کند و تحقیقات خود را سریعا در اختیار من بگذارد. اگر مباحث مطروحه در این نامه بررسی شود پرده از بسیاری از امور دیگر بعد از انتخابات برخواهد داشت. آقای خامنه ای قول می دهد که نماینده وی با کمال بی طرفی به ادعاهای کرمی رسیدگی کند و عملا پیشنهاد هاشمی رفسنجانی را نمی پذیرد.



آقای خامنه ای رسیدگی به شکایت حمزه کرمی را به غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور و وزیر سابق اطلاعات می سپارد. محسنی اژه ای در جریان رسیدگی شکایات کرمی چند بار وی را احضار کرده جزئیات شکنجه ها را از وی جویا می شود، نام بازجویان را می پرسد و قول می دهد که با خاطیان برخورد کند.



حمزه کرمی از فرماندهان سپاه در دوران جنگ بوده و آخرین سمتش در سپاه رئیس ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استان تهران بوده است. کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بوده است. وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعاتی هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وبسایت جمهوریت را بر عهده داشت و در ستاد میرحسین موسوی فعالیت داشت.



وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۶ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده است. وی با ارائه لایحه تجدید نظرخواهی، تمامی اعترافات خود را در بازجویی ها و دادگاه اولیه (همان نمایش تلویزیونی که در آن ابطحی و عطریانفر را درهم شکسته و مچاله شده نشان دادند) تکذیب و اظهار کرده است که تمامی این اعترافات تحت فشارهای شدید از او اخذ شده و فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است. شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.



کرمی در اوایل مرداد جاری در حالی که برای دومین بار به مرخصی پنج روزه آمده بود در اثر حمله قلبی در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری شد. دکتر هادی منافی وزیر اسبق بهداشت ودرمان به نمایندگی از هاشمی رفسنجانی از وی عیادت کرد. او گفته است: مرا انواع شکنجه کردند. از جمله بیش از بیست بار سرم را در کاسه توالت فرنگی پر از کثافت کردند و می خواستند که آنچه را آنها می گویند اعتراف کنم! هرگاه فریاد "یا زهرا" سر می دادم، به آن حضرت جسارت می کردند! وقتی می گفتم: "یا الله"، می گفتند: خدایت امروز ماییم که هرکاری بخواهیم با تو می کنیم!

علی خامنه ای و احمدی نژاد

علی خامنه ای و احمدی نژاد


کدامیک سر دیگری را خواهد خورد؟





مجتبی واحدی سردبیر سابق آفتاب یزد: احمدی‌نژاد در چندسال گذشته، به‌خصوص در دو سال گذشته، ده‌ها میلیارد دلار پول در گلوی بچه‌های سپاه ریخته و به این ترتیب بخشی از سپاه را برای خودش خریده است. این موضوع را ساده نبینید. بعد از آن که ماجرای کهریزک لو رفت و مرتضوی بعنوان متهم اصلی آن مطرح شد، احمدی‌نژاد تنها کسی بود که مرتضوی را برد بغل‌دست خودش و اختیارات ویژه به او داد. در واقع ایشان با این کارش به نیروهای تندرو در مجموعه‌ی حاکمیت گفت، تنها پناهگاه‌تان من هستم و آنها نیز این را باور کرده‌اند. یعنی آقای احمدی‌نژاد برای خودش یارگیری کرده است.



یالثارات(ارگان حزب الهی های قدیمی):در كشور جریانی در حال ظهور است كه می‌خواهد بگوید من از رهبری انقلابی‌ترم؛ جریانی كه درصدد است طیف حزب‌اللهی جامعه را مقابل آقا قرار دهد و نسبت به ایشان مساله‌دار كند. این جریانی است كه نمی‌خواهد كشور روی آرامش ببیند و حتی‌المقدور دور آقا را خلوت كند و فقط خوش بماند و زمانی كه چنین شد بگوید حالا كه فقط من مانده‌ام باید اختیارات را تفویض كنید چراكه 25 میلیون رای دارم و شما پنج میلیون هم رای نداری.



پیک نت: گزارش دوم تیرماه 88 پیک نت از شب کودتای 22 خرداد در بیت رهبری و همچنین تفسیر 5 مرداد 88 درباره تبدیل خامنه ای به چرخ پنجم درشکه کودتائی که احمدی نژاد آن را می کشد مصاحبه آقای واحدی و مطلب نشریه یالثارات را کامل می کند.











آیا ماه عسل 5 ساله احمدی نژاد و علی خامنه ای رو به پایان است؟ در اینصورت کدامیک دیگری را از خانه قدرت بیرون خواهد کرد؟



هفته‌نامه یالثارات – ارگان آن گروه از حزب الله ی ها که در دوران خاتمی بی وقفه در رکاب بیت رهبری علیه اصلاحات رکاب زده بودند و در روی کار آمدن احمدی نژاد نقش مهمی ایفاء کردند- در شماره هفته اول مردادماه خود متن سخنرانی فردی از اعضای حزب الله بنام مهدی محمدی را منتشر کرده است. نویسنده که بارها نامش در صدر برخی مقالات روزنامه کیهان شریعتمداری بوده در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله گفته است: «در كشور جریانی در حال ظهور است كه می‌خواهد بگوید من از رهبری انقلابی‌ترم؛ جریانی كه درصدد است طیف حزب‌اللهی جامعه را مقابل آقا قرار دهد و نسبت به ایشان مساله‌دار كند. این جریانی است كه نمی‌خواهد كشور روی آرامش ببیند و حتی‌المقدور دور آقا را خلوت كند و فقط خوش بماند و زمانی كه چنین شد بگوید حالا كه فقط من مانده‌ام باید اختیارات را تفویض كنید چراكه 25 میلیون رای دارم و شما پنج میلیون هم رای نداری»







مجتبی واحدی، سردبیر روزنامه آفتاب یزد، که از کشور خارج شده، در مصاحبه ای با رادیو زمانه به تاریخ 14 مرداد گفته است:



دایره تنگ تر شده و رسیده به آقایان علی لاریجانی، محسن رضایی و قالیباف. الان دیگر کار دولت به آنجا رسیده است که باید بتدریج علیه آقای خامنه‌ای هم بگویند و خواهند گفت. بزودی خبرهای ایشان هم سانسور خواهد شد. در مرحله‌ اول بعضی خبرها را که باب میل‌شان نیست منتشر نخواهند کرد و بعد هم دروغ علیه ایشان و یا از قول ایشان خواهند گفت. همان کاری که روزنامه‌ی ایران چند وقت پیش کرد و به دروغ از قول آقای صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه نوشت که موضوع وقف دانشگاه آزاد منتفی شده است.



احمدی نژاد در راستای، تودهنی زدن به آقای خامنه‌ای حرکت می کند. احمدی‌نژاد از وقتی آقای خامنه‌ای ایشان را مجبور کرد که حکم معاون اولی، رحیم مشایی را لغو کند، طی یک‌سال گذشته تقریباً هرماه یک اختیار جدید به آقای مشایی واگذار کرده است. از سال ۶۸ تا حالا که رئیس دفتر رئیس جمهور در جلسه‌ هئیت دولت شرکت می‌کند، هیچ‌گاه رئیس دفتر رییس جمهور آن بالا کنار رییس جمهور در جلسه‌ هیئت دولت نمی‌نشسته است. این کار را ایشان کرده است تا هر هفته آقای خامنه‌ای حداقل یکبار در تلویزیون ببیند که احمد‌ی‌نژاد برای حرف ایشان تره هم خرد نمی‌کند .



این که تصمیم کلی حاکمیت برای آقای احمدی‌نژاد چیست؟، یک موضوع است و این که آقای احمدی‌نژاد چه رفتاری خواهد کرد یک موضوع دیگر. در طی یک هفته‌ی گذشته سه قانون را آقای لاریجانی ابلاغ کرده است. براساس قانون مصوب مجلس، اگر رییس‌جمهور ظرف پنج روز قانون مصوب مجلس را ابلاغ نکند، رییس مجلس این کار را خواهد کرد.



چون رییس مجلس موظف است قوانین مصوب مجلس را بدهد تا در روزنامه‌ی رسمی منتشر و در واقع ابلاغ رسمی شود تا همه‌ی مردم و دستگاه از آن مطلع شوند. احمدی‌نژاد ابلاغ سه قانون مصوب مجلس را در مدت اخیر انجام نداده است . ایشان به‌هیچ‌وجه برای آقای خامنه‌ای هم تره خُرد نمی‌کند چه برسد برای مجلس.



رفتار آقای احمدی‌نژاد، حتماً موجب واکنش جدی‌تر حکومت نسبت به ایشان خواهد شد. صحبت‌های اخیر آقای احمد توکلی، آقای علی لاریجانی، آقای علی مطهری و دیگران، حرف‌های بی‌سابقه‌ای بوده است.



یعنی حتی در دوره‌ای که آقای خاتمی رییس جمهور بود و بعضی از روزنامه‌ها با وقاحت تمام علیه ایشان می‌نوشتند، موضع‌گیری به این حد نرسیده بود که رییس جمهور را به یک بچه‌ی لج‌باز تشبیه کنند؛ کاری که آقای علی مطهری در مورد احمدی‌نژاد انجام داد؛ یا حرفی که آقای توکلی در مورد احمدی‌نژاد زد و گفت گردن‌کشی می‌کند و عین همین حرف را آقای علی لاریجانی هم تکرار کرد.



به نظر می‌رسد حاکمیت به این نتیجه رسیده که احمدی‌نژاد خطر بزرگی برای ادامه‌ی کار آقای خامنه‌ای و دیگران است. حتماً نقشه‌ای برای احمدی‌نژاد دارند. حالا ممکن است عزرائیل کمک‌شان کند و ایشان در حادثه‌ای‌، در تصادفی جان بدهد، یا این که وضعیت دیگری پیش بیاید که آقای احمدی‌نژاد متقابلاً به سر دیگران بیاورد.



آقای احمدی‌نژاد در چندسال گذشته، به‌خصوص در دو سال گذشته، ده‌ها میلیارد دلار پول در گلوی بچه‌های سپاه ریخته و به این ترتیب بخشی از سپاه را برای خودش خریده است. این موضوع را ساده نبینید. بعد از آن که ماجرای کهریزک لو رفت و مرتضوی بعنوان متهم اصلی آن مطرح شد، احمدی‌نژاد تنها کسی بود که مرتضوی را برد بغل‌دست خودش و اختیارات ویژه به او داد. در واقع ایشان با این کارش به نیروهای تندرو در مجموعه‌ی حاکمیت گفت، تنها پناهگاه‌تان من هستم و آنها نیز این را باور کرده‌اند. یعنی آقای احمدی‌نژاد برای خودش یارگیری کرده است. اگر غیر از این بود، شما مطمئن باشید که احمدی‌نژاد این قدر با وقاحت تمام و با جسارت تمام در مقابل آقای خامنه‌ای نمی‌ایستاد.



این که در مقابل آقای خامنه‌ای ایستاده و تو دهنی به آقای خامنه‌ای می‌زند، معنایش این است که ایشان از پایگاه خودش در بین عناصر تندرو حکومت مطمئن شده است. البته باید بگویم این‌طور نیست که فقط ایشان پایگاه داشته باشد، آقای خامنه‌ای هم پایگاه دارد و به همین جهت بزودی شاهد جنگ قدرت علنی این دو شریک حکومتی خواهیم بود.







پیک نت: یکسال و دوماه وقت لازم بود تا بتدریج پرده های دیگر تراژدی کودتای 22 خرداد کنار برود و مشخص شود که کودتائی که بیانیه آن را با امضای آقای خامنه ای روز 23 خرداد از صدا و سیما پخش کردند و نتیجه کودتائی انتخابات را پیش از تشریفات باصطلاح قانونی آن طی شود تائید شد، به نوعی، کودتا علیه خود خامنه ای هم بود. سقوط مشروعیت مذهبی و غیر مذهبی او در میان مردم بخشی از سناریوئی بود که اجرا شد. آنها که در پشت صحنه احمدی نژاد و خامنه ای را جلو انداخته و دقیق ترین طرح ها را تدوین کرده و به اجرا می گذارند، بخوبی میدانستند که پس از پخش آن اطلاعیه 23 خرداد، علی خامنه ای دیگر امکان بازگشت نخواهد داشت و تا پایان خط باید بدنبال ماجرای احمدی نژاد برود و گاهی بسرعت بدود تا به او برسد!



8 مرداد 1388 پیک نت، این مسیر را حدس زد و نوشت که می توانید از اینجا بخوانید.



درهمان روزهای پر خبر پس از کودتای 22 خرداد، گزارشی به پیک نت رسید که آن را بعنوان گزارش رسیده منتشر کردیم. در آن گزارش که بنظر ما حداقل بخش هائی از آن سند تاریخی کودتای 22 خرداد است، قید شده بود که از سحرگاه 23 خامنه ای را به همان سبک که اسدالله علم وزیر در روز شورش 15 خرداد، شاه را در اتاقش حبس کرد و خود فرمان نیروهای نظامی برای کوبیدن شورش را بدست گرفت و خون به پا کرد، ستاد کودتا نیز که خامنه ای را متزلزل دیده بود، سکان را بدست گرفت و پس از انتشار بیانیه 23 خرداد، ایشان را تبدیل به چرخش پنجم درشکه کودتا کرد. آن گزارش را هم از اینجا می توانید بخوانید.



بحث بر سر کاهش نقش خیانت آمیز علی خامنه ای در کودتای 22 خرداد و حوادث پس از آن نیست، بحث بر سر فعل و انفعالاتی است که در پشت صحنه کودتا انجام شده و هنوز ابعاد آن فاش نشده است. از جمله همین حالت دوگانه کودتا. یعنی هم علیه موسوی و نتیجه واقعی انتخابات و هم علیه خود خامنه ای اما بدست و بنام خامنه ای! این همان کاری است که در باره آیت الله خمینی نیز شد. یعنی بنام او انواع جنایات ثبت شد، آیت الله منتظری حذف شد، قتل عام زندانیان سیاسی انجام شد، بازنگری قانون اساسی با گنجاندن "ولایت مطلقه" در آن تدوین و تائید شد، حکم ترور سلمان رشدی گرفته شد و... در سرانجام، احمد خمینی که به امید نشست به جای پدر با مافیای پشت صحنه همدست شده بود نه تنها به رهبری نرسید بلکه اندک زمانی پس از انتخاب علی خامنه ای در مجلس خبرگان با کوله باری از اطلاعات پشت صحنه به زیر خاک فرستاده شد. علی خامنه ای که ضعف های او را خوب شناسائی کرده بودند و روی خودخواهی، خود بزرگ بینی و ضعف پایگاه مذهبی اش حساب کرده بودند، بر کرسی رهبری نشانده شد تا کار به فاجعه امروز ختم شود.























مصاحبه آقای واحدی را از اینجا میتوانید بخوانید.