Friday, January 29, 2010

همسر کاظمیان: انتظار انفعال و سکوت از ما نداشته باشید


یاسمن تهرانی


شبکه جنبش راه سبز (جرس): بازداشت در نیمه های شب،بی خبری از عزیزان، تحقیر خانواده ها، عدم پاسخگویی نهادهای مسئولو...وجه مشترک گفته خانواده تمام زندانیان پس از انتخابات است.در گفتگویی که با فهیمه ملتی،همسر مرتضی کاظمیان داشتیم هم این نکات تکرار می شود.
او سخنان خود را با این جملات به پایان می برد: از مسئولین قضایی انتظار دارم که ما خانواده های زندانیان سیاسی را در بی خبری نگذارند و به ما پاسخ بگویند. در غیر این صورت انتظار انفعال و سکوت از ما نداشته باشند. متن کامل گفتگوی جرس را با فهیمه ملتی در ادامه مطالعه کنید:

چند وقت است که از آقای کاظمیان بی خبر هستید؟

دقیقا یک ماه است که مرتضی دستگیر شده و به جز یک بار که با من و یک بار هم با مادرش تماس داشته، دیگر هیچ خبری از او ندارم. نمیدانم کجاست، در سلامت به سر می برد یا نه؟ نمی دانم در کدام بند و کدام زندان نگهداری می شود؟ این بی خبری نه تنها انصاف نیست بلکه حتی قانونی هم نیست.

تا حالا جایی هم مراجعه کردید؟

بله، اما جوابی دریافت نکرده ام. بارها هم خود من و هم وکیل مرتضی، خانم نسرین ستوده، به دادگاه انقلاب و دادسرای اوین مراجعه کردیم ولی هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم. در دادگاه انقلاب می گویند به اوین بروید و در اوین می گویند به دادگاه انقلاب مراجعه کنید. پنجشنبه هفته پیش رفتم پذیرش بند 209 برای اینکه بتوانم اگر همسرم آنجاست قرار ملاقاتی بگیرم و یا حداقل وسایلی برایش ببرم، مسئول پذیرش، کارت من را پرت کرد و اصلا سرش را بلند نکرد به من نگاه کند. این خیلی آزار دهنده است. اصلا اگر همسر من قاتل هم بود نباید با خانواده اش این طور برخورد کنند.

آیا می دانید همسر شما به چه اتهامی دستگیر شده است؟

خیر. اصلا چیزی به ما نگفته اند، حتی وقتی ساعت 1 نیمه شب آمدند و مرتضی را با خود بردند و خانه ما را تفتیش کردند، حکم را فقط به خود او نشان دادند و من اجازه پیدا نکردم که حکم را ببینم. حتی به سختی اجازه می دادند که در باره امور خانه مثل اجاره و قبض های برق و ... با من صحبت کند. همسر من هیچ جرمی مرتکب نشده است. او سالها کار روزنامه نگاری کرده است و همواره در چارچوب قانون اساسی عمل کرده است. نوشته ها و مقالاتش موجوداست، هیچ مقاله و نوشته تحریک آمیزی از او نمی توانید پیدا کنند.

توانسته اید با مقامات قوه قضائیه دیدار کنید و مشکلات خودتان را مطرح کنید، کاری که قبلا خانواده های زندانیان در دوره آقای شاهرودی می کردند؟

نخیر. ولی آنها حتما باید در جریان باشند که به چه طریقی افراد را دستگیر می کنند. دستگاه قضایی که خود مسئول اجرای عدالت و ضابط قانون است، باید خودش هم قانون را اجرا کند. به عنوان نمونه نیازی نبود که ساعت یک نیمه شب بریزند به خانه فردی که امکان فرار نداشته. هر ساعتی از روز می توانستند او را دستگیر کنند. آیا نیازی بود که اسباب رعب و وحشت برای خانواده ایجاد کنند، خانه را تفتیش کنند و هرچه صلاح می دانند با خود ببرند؟ آیا این کارها قانونی است؟ آیا این صحیح است که متهمی را با خود ببرند و سپس به دنبال مدرک جرم در منزل او بگردند؟ باید در نظر بگیرند که این فردی که به نظر آنها متهم است و هنوز اتهامش به اثبات نرسیده است، خانواده دارد، بچه دارد، باید ملاحظه این چیز ها را بکنند. من یک ماه است که سکوت کردم و تمام اقدامات قانونی را برای احقاق حقوق خودم و فرزند 4 ساله ام به انجام رساندم. هرچه از توانم بر می آمد انجام دادم ولی متاسفانه فریاد رسی نیافتم. من در مقابل پسرم احساس مسئولیت می کنم که دائم از من سراغ پدرش را می گیرد و نمی توانم برای او توضیح دهم که چه اتفاقی افتاده است. البه فرزند من به پدرش افتخار می کند.

تماس تلفنی قبلی آقای کاظمیان کی بوده است و در این تماس چیزی به شما گفته اند؟

تماس تلفنی ایشان همان اوایل دستگیری بود. از خلال صحبتهایش فهمیدیم که در سلول انفرادی است و فقط به کتاب قرآن دسترسی دارد. اما اینکه در کدام زندان، نمی دانم. هم این بی خبری آزار دهنده است و هم رفتاری که در دادگاه و یا دادسرا با ما به عنوان خانواده زندانیان می شود، که به گمان بنده کمی تحقیر آمیزاست. مثلا در قسمت پذیرش ملاقات اوین، یک نفر مسئول است که از ساعت حدود 10 تا 12 برای پاسخگویی به دو صف طویل زنان و مردان می آید. به دو سه نفر از مردها جواب می دهد و بعد به دو یا سه نفر از خانم ها جواب می دهد. می توانند دو نفر را برای این کار بگذراند. ما خانواده های این زندانیان هستیم. آنها در حبس هستند و خانواده آنها نیز به این علت که مبادا از حق ملاقات محروم شوند هیچ اعتراضی نمی کنند.

انتظار شما از دستگاه قضایی چیست؟

به نظر من دستگاهی که خود ضابط اجرای عدالت و قانون است، خود باید در درجه اول قانون را رعایت کند. اینکه ضابطین قضایی این اجازه را دارند که نیمه شب به خانه شهروندان این کشور بیایند و فردی از خانواده را دستگیر کنند که البته لازم به ذکر است که این فرد صرفا یک روزنامه نگار است نه یک تبهکار حرفه ای، اینها همه بر اساس قوانین مصوب خود این کشور غیر قانونی است. از طرف دیگر باید از مسئولین قضایی پرسید چگونه است که عده ای در این کشور از چنان امنیتی برخورداند که هر تهمت و ناسزایی را به شهروندان این کشور نسبت می دهند بدون این که در برابر مرجعی پاسخگو باشند که از جمله این افراد می توان به آقای رامین معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد اشاره کرد که اخیرا روزنامه نگاران در بند را دزد و اوباش خطاب کرده است.که البته ایشان باید بدانند که این افراد جزو شریف ترین و سالم ترین انسانهایی هستند که در این کشور زندگی کرده اند و هموار نان قلم شان را و چوب حقیقت طلبی شان را خورده اند. به اندک دستمزدی که از این طریق کسب می کردند بسنده کرده اند و هرگز هم به جهت خطراتی که در این راه وجود داشت نه خود و نه خانواده اشان از امنیت مالی و جانی برخوردار نبوده اند. بنابر این آقای رامین اگر دلیلی برای اثبات مدعای خود دارند ارائه کنند در غیر این صورت به لحاظ اخلاقی ایشان وظیفه دارند در محضر این مردم از این افراد و خانواده هایشان غذر خواهی کنند. البته این تهمت ها صرفا به این جا ختم نمی شود. ما هر روز شاهد هستیم که در رسانه های حامی دولت به برخی شهروندان توهین می شود و کسی هم مورد بازخواست قرار نمی گیرد. از جمله روزنامه کیهان، خبرگزاری فارس، رجا نیوز و برخی دیگر. انتظار ما ازدستگاه قضایی این است که اگر قرار است که یک نشریه صرفا به خاطر درج خبر درگذشت یک فقیه باید تعطیل شود حداقل با کسانی که با حیثیت و آبروی افراد، بدون ارائه هیچ مدرکی بازی می کنند نیز برخورد شود. و به عنوان حرف آخر از مسئولین قضایی انتظار دارم که ما خانواده های زندانیان سیاسی را در بی خبری نگذارند و به ما پاسخ بگویند. در غیر این صورت انتظار انفعال و سکوت از ما نداشته باشند.

بی خبری خانواده ها و تحیر جهانی ازاعدام دوزندانی پیش از انتخابات


بهار یکتا


شبکه جنبش راه سبز( جرس) : همزمان باآغاز ایام دهه فجر و نگرانی حکومت از برپایی مراسم خودجوش مردم در اعتراض به نتیجه انتخابات ، محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پور که فروردین ماه سالجاری دستگیر شده بودند بدون اطلاع وکیل و خانواده آنان پنچشنبه به دار آویخته شدند تا بر جو ارعاب و وحشت ایجاد شده بعد از انتخابات دامن زده شود. دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور بیانیه ای گفته است که "در پی اغتشاشات و اقدامات ضد انقلابی و ساختارشکنانه ماه های اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه های انقلاب اسلامی تهران به اتهام تعدادی از متهمان رسیدگی و یازده نفر را به اعدام محکوم کردند." این اطلاعیه می افزاید که احکام دو تن از این متهمان به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور که به تایید دادگاه تجدید نظر تهران رسیده بود "سحرگاه پنجشنبه اجرا شد."


دادسرای عمومی و انقلاب افزوده است که احکام نه نفر محکومان دیگر در مرحله تجدید نظرخواهی است که در صورت قطعیت، اجرا خواهد شد. این اطلاعیه می افزاید که "اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین از جمله اتهامات این محکومان است."

خبر صدور احکام اعدام برای محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران و فعالیت علیه رژیم جمهوری اسلامی قبلا انتشار یافته و با اعتراض شدید مدافعان حقوق بشر در سطح جهانی مواجه شده بود.



دستگیری پیش از انتخابات



این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند. محمد رضا علی زمانی ۳۷ سال سن دارد، در جلسه دوم دادگاه های علنی رسیدگی به اتهام های بازداشت شدگان حوادث پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، به اتهام هایی چون "محاربه از طریق عضویت و فعالیت در انجمن پادشاهی ایران، توهین به مقدسات، و تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور" متهم شد. نماینده دادستان او را به خروج غیرقانونی از کشور و دیدار با دو افسر آمریکایی در عراق متهم کرده و خواستار اعمال اشد مجازات برای او شده بود. نماینده دادستان گروه "انجمن پادشاهی ایران" را به بمب گذاری در چند مسجد و امامزاده در نقاط مختلف تهران و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی متهم کرد و آن را "قطعه ای از پازل براندازی مخملین" خواند.



خبرهای مستند حاکی از بازداشت محمد رضا به همراه تنی چند از افراد خانواده اش در فروردین ماه سال جاری است. مسئولان زندان در صورت همکاری به وی قول تخفیف در مجازاتش را داده بودند. به نظر می رسد که وی نیز همچون سایر افرادی که طی سالهای گذشته با این حیله اعترافاتی در برابر رسانه های گروهی داشتند و اقرار به جرم ناکرده نمودند.



حقایق تکان دهنده


ستوده وکیل آرش نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که "حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است." وی همچنین تاکید دارد: "رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است."



نسرین ستوده، وکیل آرش رحمانی پور جوان 20ساله ای که به دار آویخته شده است، در گفتگو با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» گفت: آرش بر خلاف مطلبی که در پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی انقلاب اعلام شده در ماجراهای پس از انتخابات بازداشت نشد. او در فروردین سال جاری و دوماه قبل از انجام انتخابات و در منزل خود بازداشت شد و در زمان دستگیری بیش از ۱۹ سال نداشت. بسیاری از اتهاماتی که علیه آرش مطرح شد مربوط به زمانی بود که کمتر از ۱۸ سال داشت.



وی همچنین افزود: "در تمام طول بازداشت و محاکمه، علیه وی فشارها و وعده و وعید های فراوانی در جریان بود. ابتدا خواهر آرش که باردار بود بازداشت شد و پس از دوماه با قرار منع تعقیب آزاد شد، اما فشارهایی که در زمان بازداشت تحمل کرده بود منجر به از دست دادن فرزندش شد. آرش در تنها ملاقاتی که من به مدت ربع ساعت با وی داشتم به من گفت که در دو بازجویی، خواهرش را روبروی او گذاشته اند و گفتند که اگر می خواهد آزاد شود باید به اعتراف هایی که از او درخواست می شود اقرار کند.."




نقش سعید مرتضوی


ستوده با توجه به نقش سعیدمرتضوی در این پرونده و لزوم بازبینی درچنین پرونده هایی به دلیل اتهاماتی که هم اکنون در گزارش مجلس علیه وی وارد شده گفت: من یکبار اجازه مطالعه پرونده را پیدا کردم متوجه شدم که اساسا قرار مجرمیتی در پرونده نیست. دوم آنکه کیفرخواست آرش در یک روند غیرمعمول توسط آقای مرتضوی که در آن زمان دادستانی تهران را به عهده داشت امضا شده بود. اگر پرونده اتهامی آقای مرتضوی در دادسرای انتظامی قضات به موجب گزارش کمیته ویژه مجلس در جریان است، بنابراین باید از اجرای کلیه احکامی که به استناد کیفرخواست صادره توسط ایشان صادر شده، جلوگیری شود.



بی خبری خانواده ها


ستوده در ادامه گفتگوی خود با «کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران» با بیان اینکه از شنیدن خبر اعدام موکل خود شوکه شده است، گفت: پدر آرش حتی تا امروز ظهر در تماس تلفنی که با من داشت از اجرای حکم اطلاع نشد. این نشان می دهد که نه تنها حکم مخفیانه اجرا شده بلکه حتی پس از اجرا هم خانواده را در جریان قرار ندادند. این درحالی است که قانون اجرای احکام مربوط به اعدام قوه قضاییه را ملزم می کند که در زمان اجرای حکم به خانواده اطلاع بدهد تا تشریفات قضایی و قانونی را پیش بینی کنند تا با حضور متهم و وکلا حکم اجرا شود. تمام این تشریفات در مورد موکلم آقای رحمانی پور نادیده گرفته شد تا به سرعت برق و باد اعدام شود و فقط پس از اجرای حکم خبر را در رسانه ها اعلام کردند.


پدر و خواهر آرش نیز در گفت وگویی با رسانه ها بی خبری کامل خود را از ماجرا اعلام کردند. آنها اظهار داشتند با توجه به اینکه انتشار خبر مصادف با تعطیلی دو روز دادسراست ما نمی دانیم باید به کجا مراجعه کنیم. خواهر آرش در حالی که می گریست گفت که آرش تنها یک روز پیش از این خبر از او خواسته بود که برایش کتاب ببرد.





واکنش مجامع حقوق بشر و بهت جهانی

دولت آمریکا اعدام دو نفر در ایران به اتهام "محاربه" را به شدت محکوم کرده و بریتانیا می گوید که از این اعدام ها "مشمئز" شده است. ساعاتی پیشتر دو گروه حقوق بشری عفو بین الملل و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، اعدام این دو نفر را محکوم کرده بودند.


در پی اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور در روز پنجشنبه، هشتم بهمن ماه ۱۳۸۸ بیل برتون سخنگوی کاخ سفید گفت: "آمریکا شدیدا این اعدام های ناموجه را محکوم می کند. ما این اقدام را یک حضیض تازه در سرکوب غیرقابل توجیه و بی رحمانه اعتراضات صلح آمیز توسط جمهوری اسلامی می دانیم."

او افزود: "قتل زندانیان سیاسی که حق جهانی خود را به کار گرفته اند به ارمغان آورنده احترام و مشروعیتی که جمهوری اسلامی در جستجوی آن است نخواهد بود. این تنها باعث انزوای بیشتر دولت ایران در جهان و از مردم خود خواهد شد."

به گزارش بی بی سی، دیوید میلیبند وزیر خارجه بریتانیا نیز ضمن ابراز "اشمئزاز" پس از شنیدن خبر اعدام این دو ایرانی گفت: "محاکمه و اعدام های متعاقب کنونی این ادعای ایران را که به عدالت، حقوق بشر و ارزش های دموکراتیک پایبند است تضعیف می کند."

میلیبند گفت: "به نظر می رسد این اعدام ها با انگیزه سیاسی صورت می گیرد و تلاش دیگری از سوی رژیم (ایران) برای خاموش کردن ناراضیان است." او از دولت ایران خواست به تعهداتش در زمینه حقوق بشر عمل کند.


نگرانی سازمان عفو بین الملل از اعدامها در ایران

سازمان حقوق بشری عفو بین الملل نیز ضمن "هولناک" دانستن این اعدام ها، اعلام کرده که این نوع اقدامات حکومت ایران نشان می دهد مسئولان این کشور برای خاموش کردن و "سرکوب اعتراضات آرام" مردم ایران دست به هر کاری می زنند.

حسیبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل در بیانیه جدید این سازمان گفت: "این افراد ابتدا به شکل ناعادلانه ای محکوم و اکنون ناعادلانه اعدام شدند. حتی با توجه به اینکه اعترافات این دو نفر تحت فشار انجام گرفته، معلوم نیست که اصلا آنها ارتباطی با این گروه داشته باشند".

سازمان عفو بین الملل همچنین از احتمال اینکه این اعدام ها آغاز موج جدیدی از اعدام مخالفان در ایران باشد ابراز نگرانی کرده است.

معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین الملل در مورد دلیل این اعدام ها گفت: "این اعدام ها نشان می دهد که چگونه مسئولان در ایران از نظام قضایی به عنوان وسیله ای برای سرکوب معترضان استفاده می کنند. آنها به این وسیله به کسانی که می خواهند از حق قانونی خود برای تظاهرات آرام علیه حکومت استفاده کنند هشدار می دهند که دیگر به خیابان ها نیایند".

در همین حال دیگر گروههای حقوق بشری از جمله کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران هم ضمن محکوم کردن این اعدام ها اعلام کرده است: "با توجه به تعداد زیاد زندانیان سیاسی و افزایش حکم اعدام از زمان آغاز اعتراضات اخیر، خطر افزایش اعدام زندانیان سیاسی هم بسیار جدی به نظر می رسد".

آرون رودز، یکی از سخنگویان کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران معتقد است که این اعدام ها با هدف "مرعوب کردن" شهروندان ایرانی است تا از حضور آنها در تظاهرات جلوگیری شود.


ابهام این دو نفر شبهات زیادی به همراه دارد و بی خبری مطلق خانواده و وکیل مدافع بر این شبهات می افزاید. کارشناسان و آگاهان سیاسی معتقدند انتشار این خبر در آستانه دهه فجر تنها وسیله در دست حاکمیت برای اعمال جو ارعاب و وحشت در جامعه است. بر خلاف سالهای قبل که دهه فجر مصادف بود با عفو زندانیان این بار حاکمان با اعدام و مجازاتهای شدید می خواهند از حضور مردم در مراسم خودجوش و تظاهرات جلوگیری کنند. اما تجربه چند ماه گذشته نشان داده که هر چه حکومت فشارها و تهدیدها را بیشتر می کند، انگیزه مردم برای شرکت در تظاهرات بیشتر می شود. 22 بهمن ماههاست که به کابوس حاکمان تبدیل شده است و بهر وسیله در صدد مهار حضور سبز مردم هستند.

توضیح جرس درباره ادعاهای کذب معاون وزارت اطلاعات



شبکه جنبش راه سبز (جرس):معاون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران اخیرا طی مصاحبه ای که از رسانه های رسمی کشور منتشر شده است اتهامات متعددی را بر خلاف قانون بدون اقامه دلیل و قبل از اثبات در دادگاه صالحه متوجه جمعی از شهروندان ایرانی کرده است. از جمله در ادامه اعلامیه ماه گذشته وزارت اطلاعات "تیم جرس را مهمترین تیم جریان فتنه در خارج از کشور" دانسته است و مدعی شده "این تیم یک بازوی عملیاتی میانجی بین غرب و گروه فتنه داخل کشور است"! اگرچه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به میزانی از بدنامی و دروغگوئی است که کمتر کسی مدعیاتش را باور می کند، اما برای افشای بی پایه بودن اطلاعات این مقام امنیتی - که جرأت معرفی خود را هم ندارد - به اختصار به امور خلاف واقع در نسبتهایی که به جرس داده است، اشاره می کنیم

اول. شبکه جنبش راه سبز (جرس) شبکه اطلاع رسانی شناسنامه دار است که در چارچوب اساس نامه خود فعالیت می کند و جزء کوچکی از جنبش سبز ملت ایران است. مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی گردش آزاد اطلاعات، انتقاد و اعتراض مسالمت آمیز به عملکرد مسئولان مجاز است و اطلاق عنوان منفی "جریان فتنه" قابل پیگرد قانونی است.

دوم. اساس نامه جرس استقلال و عدم اتکاء سیاسی و مالی به دول خارجی را لازمه لاینفک فعالیت این شبکه اطلاع رسانی دانسته است.کار ما رساندن صدای اعتراض ملت مظلوممان به ایرانیان در سراسر جهان است. ما ترجمان اعتراض مسالمت آمیز و قانونی ملت ایران هستیم و به استقلال خود چه در خط مشی و چه در بودجه و منابع مالی افتخار می کنیم. ما ارتباط تنگاتنگ با آحاد سبز ملت ایران که به ستم حکومت معترضند را وظیفه اخلاقی و دینی خود می دانیم، اما اتهام میانجی گری بین غرب و داخل را افترائی بی پایه بیشتر نمی دانیم.

سوم. اعضای شورای سیاست گذاری جرس از آغاز به کار شبکه رسما به ملت ایران معرفی شده اند. آقایان محسن مخملباف و اکبر گنجی هرگز نه در این شورا و نه در دیگر اجزاء جرس فعالیت نداشته و ندارند. سرکار خانم دکتر فاطمه حقیقت جو نیز اگرچه مدت کمی عضو شورای سیاست گذاری جرس بوده، اما ماههاست از جرس کناره گیری کرده اند. بعید است وزارت اطلاعات از امور فوق بی اطلاع باشد، اما تجاهل و بی صداقتی دولت اقتضائی جز این ندارد.
دیگر ادعاهای این مقام امنیتی و وزارت اطلاعات نیز بر همین سیاق بی پایه و بی اساس است. مشت نمونه خروار

شبکه جنبش راه سبز (جرس)
9 بهمن 1388

وصیت منتظری: پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر


سپهر سعادت


شبکه جنبش راه سبز(جرس):انگشت شمارند انسانهایی که با مرگ خود حیاتی تازه بیافرینند و دوستان و دشمنان تازه پیدا کنند.انسانهایی که مرگشان پیام آور آگاهی برای گروهی باشد و کابوس گروهی دیگر.آیت الله العظمی منتظری یکی از این انسانهای انگشت شمار بود.مرگ او یادآور تمثیل ققنوس آن پرنده اسطوره ای است که از خاکسترش ققنوسی دیگر زاده می شو.پرنده ای که جاودانه و نامیراست.

شمشیر به روی روحانیت مستقل

از صبح 29 آذرماه که خبر درگذشت آیت الله العظمی منتظری میلیون ها نفر را در سراسر ایران داغدار و سیاه پوش کرد تا امروز که هنوز داغ این مرگ تازه است رخدادهای کوچک و بزرگی به وقوع پیوسته است.دشمنان همیشگی این مرجع عالی قدر شیعه آشکاراتر از گذشته دشمنی کرده اند و در عوض جماعت دوستان و همدلان وی روز به روز بیشتر شده اند.

حکومت در تشویش از میراث فکری آیت الله العظمی منتظری شمشیر خود را برای دیگر روحانیون مستقل از رو کشیده و آنها را خانه نشین کرده است.آیت الله صانعی،آیت الله طاهری اصفهانی،آیت الله بیات زنجانی وآیت الله دستغیب تنها تنی چند از روحانیون بلندپایه و مستقلی هستند که پس از درگذشت آیت الله العظمی منتظری مورد تضییقات مضاعف قرار گرفته اند.

خانه آیت الله صانعی برای چند روز پیاپی آماج حمله لباس شخصی های طرفدار حکومت بود.دیوارهای مجاور این خانه پر شد از شعارهای مرده باد و زنده باد و همگی در تایید رهبری آیت الله خامنه ای و در رد روحانیت مستقل. تابلوهای دفاتر وی نیز در این شهر و آن شهر مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفت و او این چنین به یک حبس خانگی غیررسمی درآمد. در همین اثنا بود که آیت الله صانعی از سوی یکی از تندروترین تشکل های روحانی وابسته به حکومت یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خلع مرجعیت شد تا عمق دشمنی حکومت با روحانیون مستقل روشن شود

در اصفهان نیز آنچه بر آیت الله طاهری رفت دست کمی از سرگذشت پیش آمده برای آیت الله صانعی نداشت.لباس شخصی ها مراسمی که قرار بود برای بزرگداشت آیت الله العظمی منتظری در مسجد امام اصفهان برگزار شود را با ضرب و شتم صدها عزادار این مرجع تقلید لغو کردند و هم زمان خانه آیت الله طاهری را به محاصره درآوردند.در شیراز مسجد قبا را که مامن همیشگی آیت الله دستغیب بوده پلمپ کردند و در نگرانی از روشنگریهای این مرجع مستقل در روز 13 دی اجازه پرواز وی از تهران به شیراز را ندادند.این ها تنها بخش کوچکی از مصایبی بود که حکومت در پیامد درگذشت آیت الله العظمی منتظری برای روحانیون مستقل ایجاد کرد.

بازداشت ده ها نفر از مشتاقان آیت الله منتظری در قم و تهران و بازداشت صدها نفر در اصفهان گوشه ای دیگر از این مصایب است. از آن جمله احمد قابل و عماد الدین باقی قابل ذکرند، که اولی در راه شرکت در مراسم تشییع استادش بازداشت شد و دومی به دلیل مصاحبه با مقتدایش. هنوز خیل فراوانی از کسانی که تنها به جرم شرکت در مراسم درگذشت آیت الله العظمی منتظری بازداشت شده اند در زندان به سر می برند و حکومت بیش از هر زمان کابوس دامن گیر شدن تفکر رهبر معنوی جنبش سبز را دارد.این نگرانی به حدی است که اکنون آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز به دلیل همراهی نکردن با رفتارهای حکومت طی ماه های اخیر تهدید به انزوا شده است.پیام اخیر آقای یزدی رییس سابق قوه قضاییه و دبیر جامعه مدرسین به او به حد کافی روشنگر است.آقای یزدی به آیت الله هاشمی پیام داده که دلمان نمی خواهد سرنوشت آقای منتظری برای شما تکرار شود.تهدید هاشمی به انزوا یعنی که حکومت مدام در حال صف بندی های تازه با مخالفان است و قرائن و شواهد هم حاکی از آن است که هر روز نیز بر خیل این مخالفان افزوده می شود.



کابوسی که به واقعیت بدل شد

تنها هفت روز پس از درگذشت آیت الله العظمی منتظری یعنی در عاشورای خونین تهران یک شعار طنین انداز شد:"منتظری مظلوم راهت ادامه دارد."کابوس حکومت به واقعیت بدل شد.هزاران هزار هوادار جنبش سبز پس از برگزاری باشکوه تشییع پیکر آیت الله العظمی منتظری نام او را در خیابان فریاد زدند و حکومت با سرکوب خونین تظاهرات به مخالفان خود ثابت کرد که بدیهی ترین شعائر دینی را نیز می تواند برای حفظ قدرت زیر پا بگذارد. مخالفان یاد آیت الله العظمی منتظری افتادند که در پاسخ به پرسش های فقهی محسن کدیور گفته بود "جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاق‏هاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولى‏ امور جامعه است و بدين‏گونه مخالفت مى‏ورزد جائر و ولايتش جائرانه است" این پاسخ حتی برای آنها که عمل سیاسی را فارغ از دغدغه های دینی دنبال می کنند مایه دلگرمی و تسلای خاطر بوده است.آیت الله العظمی منتظری در همراهی تمام عیار خود با مطالبات دموکراتیک مردم به اصلی ترین منادی سازواری دین و دموکراسی طلبی تبدیل شده و حتی حالا که دیده از جهان خاکی فروبسته است دیدگاه هایش طنین قدرتمندتری یافته است.نام او در ذهن میلیونها هوادار جنبش سبز حک شده است و شبکه های اجتماعی گسترده این جنبش در تبلیغ و تکثیر دیدگاه هایش تلاش می کنند.بدنه جنبش سبز با آموزه هایی که از آیت الله العظمی منتظری گرفته اند جانب روحانیت مستقل از حکومت را گرفته و از آنها حمایت می کنند.هواداران جنبش سبز چنان که در مراسم تشییع پیکر آیت الله منتظری شعار می دادند وصیت او را عمل در راستای یک هدف می دانند؛پایان این دیکتاتوری و به زبان فنی پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر.

کروبی در گفتگو با فایننشال تایمز: ایرانیان نمی پذیرند چیزی به آنها دیکته شود


شبکه جنبش راه سبز (جرس): مهدی کروبی در گفتگو با فاینشنال تایمز می گوید که قطعا در راهپیمایی 22 بهمن شرکت خواهد کرد و می افزاید: ایرانیان نمی پذیرند که چیزی به آنها دیکته شود؛ممکن است مدتی تحمل کنند اما یکباره منفجر می شوند.

متن کامل این مصاحبه بدین شرح است:



مهدی کروبی روحانی اصلاح طلبی است که پیشینه درازی از مبارزه علیه حکومت پیشین ایران را در کارنامه خود دارد. افزون بر این از بعد از انقلاب نیز پست های مهمی همچون ریاست پارلمان را بر عهده داشته است. وی در انتخابات ۲۰۰۵ و ۲۰۰۹ ریاست جمهوری از محمود احمدی نژاد شکست خورد. در هر دو دوره کروبی مدعی تقلبی بود که باعث روی کار آمدن رییس جمهوری بنیادگرا شد. از زمان انتخابات پر مناقشه اخیر در ماه ژوئن (خرداد) مهدی کروبی در جایگاه یکی از رهبران اپوزیسیون قرار گرفته است. نجمه بزرگمهر – خبرنگار فایننشال تایمز مستقر در تهران – با کروبی در روز دوشنبه ۲۵ ژانویه (۵ بهمن ماه) در منزل او گفتگویی ترتیب داد. متن تصحیح شده [ادیت شده] این گفتگو در زیر می آید:

فایننشال تایمز: رژیم ایران قرار است سی و یکمین سالگرد انقلاب را به زودی [ ۱ فوریه = ۱۲ بهمن] جشن بگیرد. آیا می شود کمی از نقش خود در انقلاب بگویید؟


کروبی: پدر من از هواداران جنبش رهایی بخش ملی [ یک حزب ملی – مذهبی ] بود و به لحاظ سیاسی هم فعالیت داشت. او یک روحانی بود و زمانی که در جنبش آزادی بخش ملی اختلافاتی بروز کرد طبیعتا از آیت الله ابوالقاسم کاشانی حمایت کرد. چنین بود که من از دوران کودکی و در منزل با سیاست انس گرفتم و به مبارزه با حکومت پهلوی ملحق شدم. وقتی به حوزه علمیه قم پیوستم در زمره شاگردان آیت الله خمینی [بنیانگذار جمهوری اسلامی] در آمدم و به شیوه ای باورنکردنی جذب ایشان شدم و در امور و نگرش های مذهبی حامی ایشان شدم. امام خمینی رهبری اعتراض سیاسی علیه محمد رضا شاه را در سال ۱۹۶۲ [۱۳۴۰ ] بدست گرفت و من هم مصمم شدم که فعالانه به ایشان کمک کنم. این تا زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ ادامه یافت. طی این مدت من ۹ بار زندانی شدم که مجموع آن ۶ سال می شود. یکسال به گنبد کاووس [ شمال غرب ایران] تبعید شدم و به مدت دو یا سه سال در جاهای مختلف زندگی مخفیانه ای داشتم. من حتا مجبور شدم در سال ۱۹۶۶ [ ۱۳۴۴ ] بطور غیرقانونی و برای گریز از فشارهای رژیم به مدت ۵ ماه به عراق بروم در حالی که فاقد گذرنامه [پاسپورت] بودم. این اولین و آخرین سفر خارجی من پیش از انقلاب بود.



چه احساسی به شما دست می دهد وقتی مخالفان تان خواهان اعدام شما یا زندانی کردن شما در اوین می شوند؛ همان زندانی که پیش از انقلاب در آن بودید؟


کروبی: احساسات متفاوتی دارم. یکی احساس تاسف است. احساس تاسف می کنم از دیدن اینکه کسانی که اکنون در زندان هستند فرزندان انقلاب هستند و سالها زندان را در دوره شاه در کارنامه دارند. آنها سالیانی را به جمهوری اسلامی خدمت کرده اند. از این در عجبم که برای این انقلاب چه رخ داده است؟ قرار بود که سایه خود را بگستراند و حتا مخالفان را جذب کند. قرار نبود که گردش [سیکل] انقلاب چنان سخت شود که حتا فرزندان خود را تحمل نکند. این مرا ناراحت می کند. به اصلاحی معتقدم که معنای آن همان جمهوری اسلامی بود که در انقلاب وعده داده بودیم. من متعهد به تدارک استقلال، آزادی و ایجاد جمهوری اسلامی. ما قول داده بودیم که به حقوق مردم احترام بگذاریم و به آنها آزادی دهیم. گفته بودیم اگر مخالفان مان متوسل به سلاح گرم و توطئه نشوند می توانند آزادانه عقاید خود را ابراز کنند و از حکومت انتقاد کنند. این قول ها و وعده ها واقعا دچار آسیب شده اند.

اما مخالفان شما می گویند که هدف این اقدامات سرنگونی رژیم است.


کروبی: انقلاب دیگر نمی خواهیم و به دنبال سرنگونی حکومت هم نیستیم. ما در پی جمهوری اسلامی واقعی هستیم، همانی که به مردم مان قولش را داده بودیم که با رأی ۹۸ درصدی مردم [در رفراندوم سال ۱۹۷۹ = ۱۳۵۹ ] مورد تصویب مردم قرار گرفت. شما می توانید جمهوریت را در اسلام و اسلام را در جمهوریت بیابید. من جوانی و زندگی و انگیزه ام را در راه این عقیده گذاشتم. اگر روزی جمهوری اسلامی از من گرفته شود احساس تهی بودن می کنم. انسان نمی تواند عمری را در راهی بگذارد اما نتیجه آن وقت هدر دادن وقت باشد. بنابراین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی اصل هستند. البته این به معنای نفی نقاط ضعف و کم و کاستی ها نیست.

چه شد که فرزندان جامعه اسلامی که آن را تاسیس کردند اکنون متهم به تلاش برای تضعیف [یا تخریب] آن می شوند؟


کروبی: به این دلیل که نه بخش اسلامی ِ جمهوری اسلامی مورد عنایت شایسته قرار گرفته و نه بخش جمهوری آن. جمهوریت مستلزم انتخابات آزاد است که در آن معیار باید رأی مردم باشد. به عبارت دیگر، مردم حرف آخر را می زنند [یا تصمیم نهایی را مردم می گیرند]. جمهوری اسلامی یعنی اینکه نهادهای دولتی و نظامی نباید در فرایند انتخابات و در جهت آسیب رساندن به بخش جمهوری ِحکومت دخالت کنند، کاری که امروز دارد انجام می شود. از سوی دیگر، اسلامیت نظام هم آسیب دیده است. یعنی اسلام به شیوه ای بسیار خرافاتی در بحث ها مطرح می شود در حالی که خرافات و باورهای خرافی نیز ترویج و منتشر می شود. اسلام منحصر به نماز و روزه نیست. احترام به مردم و نه تحقیر آنها و رعایت حقوق شان از جمله بخش های مهم اسلام است تا به جای دفع هواداران آنها را جذب کند. ما می گوییم فضای سیاسی ایجاد شده که از یکسو در حال تضعیف جمهوریت است چرا که به رأی مردم باور ندارد و در حال تضعیف اسلام است.



آنها چگونه این قدر قوی می شوند و به قدرت دست می اندازند؟


کروبی: بطور خلاصه، برخی مراکز قدرت به آنها در کنترل برخی مراکز اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کمک می کنند. آنها که به یک اسلام سفت و سخت باور دارند اکنون در قدرت اند و باورهای خود را به جمهوریت نظام نیز تسری داده اند. اینکه چگونه اینها چنین می کنند مجال دیگری می طلبد. برخی اقدامات ناپخته می توانست در دهه اول انقلاب – دوره ای که به آن می بالیم – برای ایجاد یک سیستم جدید که غیر از سیستم فاسد شاه و در تلاش برای جنگ با عراق بود توجیه داشته باشد. اما همان دوران امام خمینی معتقد بود که نیروهای امنیتی در صورتی که برای مصادره سلاح وارد خانه مخالفین می شوند نباید مثلا به دنبال مواد مخدر باشند. اکنون اما آلبوم های خانوادگی هم در امان نیست. امام خمینی معتقد بود که برخی اقدامات نامربوط در عرصه سیاست خارجی، موضوعات قضایی و مالی مثل مصادره اموال مردم باید پس از یک برهه خاصی متوقف شود.



شما چقدر شخص احمدی نژاد را مسبب آشفتگی های سیاسی اخیر می دانید؟
کروبی: هم شخص احمدی نژاد و هم جریان های سیاسی حامی او در بسط این مشکلات بسیار دخیل اند. قطعا آقای احمدی نژاد تنها نیست. گروهی پشت سر اوست که نفوذ فراوانی بر او دارند. گروهی که با او کار می کند نه چپ است نه راست. چپ گرایان و راست گرایان سنتی در عین دوستی به رقابت می پردازند. اما این جریان به چنین رابطه ای باور ندارد.



آیا شما احمدی نژاد و حامیان او را یک خطر برای جمهوری اسلامی می دانید؟
کروبی: خطر نه به آن معنا که دست در دست قدرت های خارجی دارند. منظورم این نیست بلکه باید ثابت شود. اما خانه نشین کردن [یا حاشیه نشین کردن] احزاب و گروه ها، افکار، دانشجویان، دانشگاهیان و روحانیان اصلاح طلب واقعا نگران کننده است. نگاه کنید ببینید با روحانیان ارشد، مطبوعات، دانشجویان و زندانیان چگونه برخورد می شود.

آیا شما نگران هستید که چنین رفتارهایی منجر به فروپاشی جمهوری اسلامی شود؟
کروبی: این رفتارها آسیب هایی وارد کرده است و ضربات بیشتری خواهد زد اما منجر به فروپاشی نخواهد شد. بر این باورم که جمهوری اسلامی ریشه های قوی دارد. درست است که نظام مخالفانی دارد اما ریشه های اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی عمیق است. همچنین معتقدم که بسیاری از مراکز قدرت مانند نهادهای سیاسی، غیر سیاسی و مذهبی وجود دارند که نمی توانند مانع جریان رادیکالیسم شوند. بسیاری از روحانیان ارشد از این وضعیت نگران اند. زمانی که آسیب های جدی وارد می شود آنها تحمل نمی کنند. آنها قطعا ممانعت می کنند.



آیا فکر می کنید دولت احمدی نژاد بتواند چهار سال خود را به پایان برساند؟ آیا احتمال کنار زدن او وجود دارد؟
کروبی: وقتی چنین نظراتی در ۴ سال اول دولت احمدی نژاد هم افتاد من موافق نبودم و اصرار داشتم که او باید دوره خود را به اتمام برساند. این اتفاق هم افتاد. با عنایت به مشکلات سیاسی و اقتصادی داخلی افزون بر سیاست خارجی مناقشه برانگیز، شخصا معتقدم که او نمی تواند دوره ۴ ساله خود را به اتمام برساند. ببینید او چگونه کشور را اداره می کند. او دیروز [۱۷ ژانویه = ۲۷ دی ماه] بودجه را به مجلس برد که خیلی دیر بود. می خواهم بگویم که از نقطه نظر فرهنگی، سیاست خارجی، اقتصادی، مدیریتی و امنیتی، دولت مشکلات جدی دارد. با عنایت به تمام این موارد فکر می کنم دولت ۴ سال دوام نیاورد.

اعتراضات خیابانی علیه دولت چقدر به تردید شما برای بقای آن افزود؟
کروبی: این یکی از مشکلات است. دولت قادر نبود که واکنش معقولی بروز دهد، انتخابات سالمی برگزار کند و گروهی را تشکیل دهد برای مطالعه اعتراضات مربوط به انتخابات. اگر دولت دوراندیش بود این مشکلات خلق نمی شد.



آیا میانه روهای دو جناح برای نجات جمهوری اسلامی به یکدیگر نزدیک شده اند؟ و آیا آنها معتقدند که یکی از راه حل ها کنار زدن دولت است؟
کروبی: این هفته آقای هاشمی رفسنجانی [رییس جمهور سابق] یکبار دیگر گفت که نیروهای میانه روی دو جناح باید گردهم آیند و راه حلی بیابند. او به درستی گفت که بهترین فردی که می تواند به این امر کمک کند رهبری است. با او موافقم. نیروهای دو جناح که خواهان نظام اسلامی هستند زمانی به هم ملحق خواهند شد که خدای ناکرده ببینند انقلاب، نظام و جمهوری اسلامی در خطر است. این به زودی اتفاق خواهد افتاد.

چقدر زود؟
کروبی: نمی دانم چقدر طول بکشد اما فکر می کنم خیلی طول نخواهد کشید. به برخی شاخص ها نگاه کنید: تورم، رکود اقتصادی، تعطیلی مراکز اقتصادی به ویژه واحدهای صنعتی که با ظرفیت ۲۰ تا ۴۰ درصدی کار می کنند، افزایش بیکاری، خط فقر ۷۰۰ هزار تومانی که به معنای فقر بالای ۴۰ درصد است. تداوم این وضعیت مشکل ساز خواهد بود. دولت نمی تواند با تمام این مشکلات دست و پنجه نرم کند و ظرفیت آن را هم ندارد. نگاه کنید چند مرتبه دولت وزرای کشور و اقتصاد خود را تغییر داد.



اگر همانگونه که شما می گویید گردهمایی نیروهای میانه رو در اینده نزدیک انجام شود رویه شما چه خواهد بود؟ آیا بر این پافشاری می ورزید که احمدی نژاد باید برود؟ یا شما سازش می کنید و مشروعیت به این دولت می دهید؟
کروبی: بسته به این است که چه مباحث و گزینه هایی طرح شود. یک گزینه تجدید سازمان هیات دولت [کابینه] است که به واسطه آن نه تمام اعضا بلکه آنهایی که کارامدی ندارند تغییر یابند و مداخلات [رییس جمهور] در امور وزرا قطع گردد. آقای احمدی نژاد هر روز یک چیزی می گوید و برای کشور مشکل ساز می شود. آنچه من دنبال آن هستم یک دولت کارامد است. اما با شناختی که از این آدم دارم می دانم که تغییر رفتار نخواهد داد.





بنابراین شما دولت را پذیرفته اید و از موضع پیشین خود عقب نشینی کرده اید که این دولت مشروع نیست؟
کروبی: هر آنچه که در مورد انتخابات گفتم هنوز در جای خود معتبر است و تکرار می کنم که این یک انتخابات سالم نبود. اما واقعیت این است که مجلس به او رأی داد و او هم سوگند یاد کرد. اما به شما اطمینان می دهم که همین نمایندگانی که در غیاب ۲ هزار اصلاح طلب و رد صلاحیت شدن آنها از سوی شورای نگهبان پیروز انتخابات شدند اگر برخی احتیاط کاری ها و برخی ملاحظات را کنار بگذارند در عرض یک ماه احمدی نژاد را کنار می زنند.

قبلا می گفتید که این دولت نامشروع و غیر قانونی است. اکنون می خواهید هیات دولت [کابینه] را کارامدتر جلوه دهید یا اینکه احمدی نژاد را محدود کنید؟
کروبی: آنچه من گفتم این است که اگر یک گروهی با هم نشینند – که سوال شما بود – آنها تصمیم خواهند گرفت که احمدی نژاد باید بماند یا برود. من نمی توانم از جانب خودم تصمیم بگیرم که چه اتفاقی برای او رخ خواهد داد. اگر اکثریتی در این نشست بگوید که او باید بماند اما تغییر رفتار دهد نمی توانم مخالفت کنم. اما شخصا می گویم این فرد ظرفیت ادامه ۴ سال کار را ندارد. درآمدهای نفتی ایران در دوران او حدود ۳۵۰ میلیارد دلار بود که درآمدی استثنایی بود.

آنچه شما می گویید شبیه آن چیزی است که اقایان خاتمی و هاشمی اخیرا گفتند. آیا این بدین معناست که رهبران اپوزیسیون تصمیم گرفته اند به دلیل اینکه آینده جمهوری اسلامی را در خطر می بینند از در مصالحه در آیند؟


کروبی: دیدگاه شخصی من این است که دولت ظرفیت ندارد و رای مردم را نیز با خود ندارد. اما این دولتی است که ما با آن مشکل داریم. فکر می کنم دولت باید برود اما اگر دیگران نه بگویند من نمی توانم بر آنها فشار وارد کنم. مشکلات کشور بدتر خواهد شد و هیچ چاره ای [برای رژیم] باقی نخواهد ماند جز یافتن راه حل. اما واقعیت این است که هیچ اخباری هنوز وجود ندارد که طرف دیگر دنبال راه حل باشد. طرف مقابل هنوز فکر می کند که حوادث پس از انتخابات «اغتشاش» بود. آنها معتقدند امور در حال بازگشت به روال معمول خود است و این به اصطلاح اغتشاش در حال فروکش کردن است.

همانگونه که گفتم این موضع پیشین شما نیست که دولت باید تغییراتی ایجاد کند؟


کروبی: من قبلا چه گفتم؟ جمهوری اسلامی باید برود؟

نه. اما شما دولت را به رسمیت نمی شناختید. اکنون می گویید او در پارلمان سوگند یاد کرده است.


کروبی: شما می گویید راه حل چیست و من می گویم راه حل تنها با من نیست. ما ابتدا باید همدیگر را بپذیریم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم.

تمام مولفه هایی که شما ذکر کردید در مورد اینکه دولت نمی تواند ۴ سال دیگر به کار خود ادامه دهد در همان ۴ سال اول نیز وجود داشت. دفعه قبل نیز جان به در برد. چرا دولت نباید این بار ۴ سال خود را به پایان برساند؟


کروبی: شما بدنی قوی دارید اما در پی حوادث و بیماری ها ضعیف می شود. جمهوری اسلامی طی ۴ – ۵ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هزینه های بسیاری پرداخت کرده است. توانایی دیگری ندارد. آنچه در انتخابات ریاست جمهوری رخ داد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ و دو انتخابات پارلمانی پیشین نیز رخ داد. اما خشم پایمال شده و سرکوب شده این بار به صورت انفجار خود را نشان داد. این چیزها یک شبه رخ نمی دهد. درآمدهای عظیم نفتی تا کنون پوشش خوبی بوده است. اکنون معوقه های بانک ها به ۴۰ میلیارد دلار رسیده است. این همچون یک بدن قوی می ماند که می تواند سختی ها را تا یک مدت کوتاهی تحمل کند. بدن اکنون ضعیف است.

تظاهرکنندگان در اعتراضات خیابانی خود در ابتدا و پس از انتخابات احمدی نژاد را هدف می گرفتند. اما همانگونه که می دانید پس از مدتی کل نظام و رهبری هدف اعتراضات و شعارهای مردم قرار گرفتند. مردم اکنون خواهان یک دولت سکولار هستند. شما چه فکر می کنید؟


کروبی: فکر می کنم این شعارها ۱۰۰ درصد اشتباه بود و حاصلی نخواهد داشت. من حتی به این شعارها بدبین هستم و نمی دانم که آیا به راستی از سوی جوانان احساسی و ناپخته سر داده شد یا از سوی مراکز [قدرت] خاص که سعی می کردند مردم را عصبانی کنند تا بهانه برای سرکوب آنها بیابند. شعارهای ما در چارچوب نظام و قانون اساسی هستند. قانون اساسی ما نقطه ضعف هایی دارد اما ظرفیت های [دموکراتیک] فراوانی هم دارد.

چرا به هواداران خود نمی گویید که این شعارها را ندهند؟
کروبی: به آنها می گویم. گروه معدودی از مردم شعار دادند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران». دیدید که چگونه از سوی طرف مقابل مورد سوء تفسیر قرار گرفت. برخی عقلا بر این اعتقادند که شعارها باید باید این گونه می بود:« هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران».

متحدان شما دستگیر شده اند. دفتر کار و روزنامه شما تعطیل شد. تصمیم شما در حال حاضر چیست؟

کروبی: تا جایی که امکان داشته باشد ادامه داده ام و میدهم. اما احساس ناراحتی می کنم که بسیاری از دوستانم در زندان هستند. احساس سرخوردگی می کنم که جمهوری اسلامی به نقطه ای رسیده که وزرا، وکلا، معاونان رییس جمهور، معاونان وزرا، مقام های دولتی و روزنامه نگاران را دستگیر می کند. اینها سالها به انقلاب خدمت کرده اند و در دوران شاه در زندان بودند. در مورد محدودیت برای من هم، احساس می کنم که تحت حبس نیمه خانگی هستم. سیاست دولت پرداخت هزینه برای حبس خانگی ِ رسمی ِ من نیست. اما در حال حاضر هر گاه دیداری در جایی دارم گروهی از بسیجیان برای بر هم ریختن دیدارهایم حضور می یابند. من بیانیه هایی دادم و دیدارهایی با خانواده های زندانیان سیاسی داشتم. تا حدی کار می کنم. اما این محدودیت ها در پشت رادیکالیزه شدن شعارهاست که با آن موافق نیستم. فشار زیاد نتایجی هم خواهد داشت. وقتی به مردم آسیب می زنید آنها هم شعارهای رادیکال می دهند.

آیا شما نگران نیستید که الان که می گویید شعارهای مردم اشتباه بود شکاف میان شما و مردم بیشتر شود؟


کروبی: من از مردم حمایت می کنم و نمی خواهم آنها را بفریبم. به مردم می گویم که ما اصلاح می خواهیم و به آزادی شما معتقدیم. من بارها گفته ام که مردم رهبر خود هستند. بارها گفته ام که ما جنبش را هدایت نمی کنیم. مردم به نحوه برخورد با خودشان اعتراض دارند. آنها احساس تحقیر می کنند. ایرانیان نمی پذیرند که چیزی به آنها دیکته شود. ممکن است مدتی تحمل کنند اما یکباره منفجر می شوند. مهمترین مولفه موفقیت امام خمینی این بود که مردم را محترم می شمرد و به رأی آنها احترام می گذاشت. بله، مردم جلوتر از من هستند. جلوتر بودن یعنی اینکه مصمم تر هستند و آمده تر برای دستیابی به حقوق شان بدون هیچ گونه تمنای شخصی. نگاه کنید ببینید چگونه زنان معترض قربانی می شوند. موافقت یا مخالفت من با رژیم تاثیری بر مردم ندارد. رژیم باید عاقل باشد و راه حلی بیابد و موانع را بردارد تا مانع رادیکالیزه شدن بعدی شود. مردم در صورتی که تقاضاهایشان برآورده شود و اگر مباحث سیاسی را در مطبوعات برگزار کنند رویکرد مثبتی در پیش خواهند گرفت.

آیا فکر می کنید که مردم اکنون خواهان سرنگونی [تغییر] رژیم هستند؟
کروبی: اکثریت مردم خواهان تغییر رژیم نیستند. در واقع، هر کسی که نگران آینده این کشور است به دنبال تغییر رژیم نمی رود چرا که مشخص نیست که از درون آن چه چیزی بیرون می آید. اگر به خاطر رهبری فوق العاده استثنایی امام خمینی نبود خدا می داند با انقلاب ۱۳۵۷ چه بر سر ایران می آمد. باید از نظام حمایت کنیم و جمهوری اسلامی که ما وعده آن را داده بودیم باید به واقعیت تبدیل شود. در آن صورت، اکثریت مردم نیز خوشحال خواهند شد. ما باید بنشینیم و ببینیم که شکاف ها کجاست و آن را تصحیح و ترمیم کنیم.

اما مخالفان شما می گویند این عمل به معنای سرنگونی نظام است.
کروبی: آنها به اشتباه می گویند که ایالات متحده و انگلیس از ما حمایت می کنند پس ما به خطا می رویم. و اینکه بی بی سی از ما حمایت می کند. بی بی سی همین کار را در انقلاب ۵۷ هم کرد[حمایت از انقلاب]. نه ما خواهان تغییر رژیم هستیم و نه مخالفان. ما مخالف انحصار، دیکتاتوری و کوته فکری هستیم که اسلام را بی اعتبار می سازد.

آیا آقای موسوی را بطور مرتب می بینید؟
کروبی: بله. ما بطور منظم با هم دیدار داریم و تبادل نظر می کنیم.

آیا شما سیاست ها را تعدیل می کنید؟
کروبی: بله و نه. آقای موسوی و همراهان شان دیدگاه های خاصی دارند. همین نگاه در مورد من و همراهانم نیز صادق است.

آیا شما با پیشنهادات ایشان برای پایان دادن به بحران سیاسی موافقید؟
کروبی: بله. بسیار زیاد

ایا نشانه ای وجود دارد که این پیشنهادات از سوی رژیم جدی گرفته شود؟
هنوز نشانه ای وجود ندارد.

در مورد آقای خاتمی چطور؟
کروبی: ایشان را کمتر از آقای موسوی می بینم.

چرا؟
دلیل خاصی ندارد. آقای خاتمی مثل ما بیانیه ای صادر نمی کند.

آقای رفسنجانی چطور؟ نقش ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟


کروبی: ایشان باید در چارچوب خود مورد ارزیابی قرار گیرند. لطفی که ایشان به ما کرده این است که ما را محکوم نکرده هر چند تحت فشارهای زیادی برای این کار بوده است. اگر روزی اجماعی قرار باشد بدست آید ایشان نقش مهمی خواهند داشت. هیچ کس دیگری نمی تواند نقش ایشان را میان اصلاح طلبان و بنیادگرایان بازی کند به دلیل پیشینه اش در انقلاب و نقشی که در انتخاب رهبری فعلی داشته است. همچنین دو مقام مهم را نیز در دست دارد: مجمع تشخیص و ریاست خبرگان رهبری. او می تواند کارهایی انجام دهد که هیچ یک از نخبگان دو طرف نمی توانند.

آیا در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور خواهید یافت؟

کروبی: قطعا.

ممکن است مورد حمله قرار بگیرید. خودروی شما اخیرا مورد اصابت گلوله قرار گرفت.


کروبی: اصلا نمی ترسم. خیلی آرام بودم. اساسا از هر خطری در زندگی ام استقبال می کنم. دوست دارم مثل هر انسان دیگری زندگی کنم و وقتی پیر می شوی احساس می کنی که بیشتر به خانواده ات و فرزندانت وابسته ای. حتی این تیراندازی مانع نمی شود که من در میان مردم نروم و گاهی با ماشین ضد گلوله سفر نکنم چنان که گاهی همسرم شکایت می کند [خنده].

همیشه ممکن است خطری به زندگی شما وجود داشته باشد. همانگونه که می دانید خواهرزاده میر حسین موسوی اخیرا کشته شد. آیا ترسی از خانواده خود ندارید؟


کروبی: بدون اغراق می توانم بگویم که ترسی ندارم. این به دلیل این است که من قویا به عقایدم معتقدم. فرزندانم سن و سالی ازشان گذشته و ریش شان سفید شده است [خنده]. جوان ترین فرزندم ۳۱ ساله است. چه می توانم بکنم؟ بگذارم هر کسی را می خواهند بکشند؟

آخرین سوال. شما با طرح تجاوز و شکنجه در زندان ها طوفانی به پا کردید و تحت فشار زیادی قرار گرفتید. آیا تفاوتی ایجاد کرد؟
کروبی: زندانیان می گویند وضعیت شان بسیار بهتر شده است. احساس پشیمانی از طرح آن ندارم چرا که نگفتم که نظام بطور سیستماتیک چنین می کند. اما برخی بی دقتی هایی وجود داشت که می خواستم مانع آن شوم.

انتقاد شدید رهبر مذهبی اهل سنت از اعدام ها و انتقادناپذیری مسئولین رژیم


جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸
مولوي عبدالحميد ؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌هاي نماز جمعه امروز (نهم بهمن) زاهدان در مسجد مكي اين شهر گفت : پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 با قيام و به خواست مردم ايران بود و مانند بسياري از كشورهاي ديگر با كودتاي نظامي اين انقلاب پيروز نشد. و امروز نيز استمرار و بقاي آن به خواست و اراده مردم بستگي دارد.
وي گفت : من آنچه را كه به خير و صلاح ملت و مسئولان و دلسوزانه مي‌دانم بيان مي‌كنم و نبايد سخنان من مورد سوءتعبير قرار گرفته و مغرضانه تعبير شوند. همه ما مسئوليتهايي داريم كه نبايد از زيربار آنها شانه خالي كنيم.
وي افزود : جمهوري اسلامي كه به جاي نظام پادشاهي در ايران مستقر شد با راي و انتخاب مردم استقرار يافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هيچ سيستم حكومتي در دنيا با قدرت اسلحه حفظ نشده است بلكه آنچه موجب بقاي حكومتهاست ، گسترش عدالت و حفظ مردم در صحنه است. انقلاب اسلامي نيز با زور اسلحه پيروز نشده است بلكه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده كه انقلاب را پيروز كرده است امروز نيز خواست مردم و رضايتمندي آنان موجب بقاي نظام است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : متاسفانه ما دسترسي مستقيم به مسئولان نظام نداريم و اگر مي‌داشتيم من بطور مستقيم اين مسايل را با آنان مطرح مي‌كردم كه بايد آنان چاره‌اي براي بدست‌آوردن و جلب رضايت مردم بيانديشند. نظام نمي‌تواند با يك جناح اصولگرا يا اصلاح‌طلب حفظ شود زيرا در اين كشور گروهها و تفكرات و اقوام و مذاهب مختلفي زندگي مي‌كنند كه بايد همه آنان در قدرت شريك باشند و تنها راه جلب رضايت مردم و ضامن بقاي نظام در شرايط فعلي مي‌تواند تشكيل يك دولت فراگير متشكل از گروههاي مختلف اصولگرا و اصلاح‌طلب و اقوام و مذاهب با سعه صدر باشد.
مولوي عبدالحميد گفت : در بسياري از ممالك شرق و غرب دنيا زمانيكه يك سياست جواب نمي‌دهد آنرا تغيير مي‌دهند . در كشور ما نيز بسياري از سياستها جواب نداده و اعتراضات و مسايلي كه در كشور بوجود آمده است حكايت از مطالباتي دارند كه بي‌پاسخ مانده است. اين اعتراضات بايد شنيده شوند و سياستهاي نادرستي كه موجب آن شده‌اند تغيير يابند.
وي افزود : آنچه قابل تغيير نيست قرآن و احاديث پيامبر است . اما قانون وحي منزل نيست كه قابل تغيير نباشد. بلكه بايد به نحوي قوانين و سياستها را تنظيم و اصلاح كرد كه رضايت همه مردم جلب شود. با كوچكترين انتقاد و سخني نگوييم كه اسلام و نظام در خطر هستند. اسلام و نظام زماني در خطر هستند كه دايره و حلقه براي مردم در آن روزبروز تنگ‌تر شود. اگر اعتراضات به حق پذيرفته شوند و اعتراضات ناحق نيز پاسخ قانع‌كننده‌اي دريافت كنند مشكلات بهتر حل خواهند شد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : وقتي ما سخني را از سر خيرخواهي و دلسوزي بيان مي‌كنيم و يا از حق و حقوقمان سخن مي‌گوييم اين به معناي زياده‌خواهي نيست . ما مي‌گوييم اگر نظام به اعتراضات و انتقادات اقوام و اهل سنت و اقشار ديگر مردم ايران گوش فرا دهد استمرار آن تضمين مي‌شود و اگر سعه صدر و تحمل وجود نداشته باشد مردم احساس مي‌كنند كه نظام اسلامي نمي‌تواند مشكلات را حل كند.
مولوي عبدالحميد افزود : آنچه موجب نجات و علاج كشور مي‌شود اين است كه هيچكس نبايد خود را بالاتر از انتقاد بداند . در اسلام همه انسانها مسئول هستند و خط قرمزي براي انتقاد سازنده نبايد وجود داشته باشد. بطور معمول دوستان و مشاوران انتقادات را صريح و روشن بيان نمي‌كنند. مشكلي كه شاه داشت نيز همين بود كه دوستان و مشاوران وي اعتراضات و انتقادات مردم را به او نمي‌گفتند و او زماني صداي اعتراضات را شنيد كه ديگر خيلي دير شده بود.
وي گفت : هيچكس نبايد از انتقاد فرار كرده و از آن دوري كند . جمهوريت نظام به معناي حق حاكميت مردم است و اسلاميت آن اين حق و آزادي را بيشتر مي‌كند نه اينكه آنرا محدود نمايد. بنيانگذار انقلاب اسلامي و رهبر انقلاب بارها براين نكته تاكيد كرده‌اند كه مردم ولي نعمت نظام هستند. پس بگذاريم مردم انتقاد كنند. و همه بايد پاسخگو باشند حتي در بسياري از كشورهاي غيراسلامي مردم براحتي از عاليترين مقامات كشور و روساي جمهور انتقاد مي‌كنند . اگر فضاي انتقاد سازنده در كشور وجود داشته باشد تخريب و انفجار فريادهاي مردم بوجود نمي‌آيد.
مولوي عبدالحميد در ادامه با اشاره به افزايش آمار اعدامها در كشور گفت : مسئله اعدامها در كشور ما موجب نگراني مردم شده است. كشور ما از معدود كشورهايي است كه آمار اعدام در آن زياد است. بويژه آمار اعدامها در استان سيستان و بلوچستان از همه استانهاي كشور بيشتر است. در حاليكه اسلام فقط در مورد قتل اجازه قصاص قاتل را آنهم در صورت عدم رضايت اولياي دم داده است و در موارد ديگر راههاي بهتري مانند زندان و ... وجود دارد. اعدام نمي‌تواند مشكلات جامعه را حل كند بلكه بر ميزان مشكلات مي‌افزايد. ( تكبير مردم ) بايد توجه داشته باشيم كه در طول دوران پيامبر و خلفاي راشدين بويژه حضرت علي تعداد اعدامها بسيار معدود و انگشت‌شمار بوده‌اند.
وي افزود : ما در ميان مردم مي‌بينيم كه اين اعدامها آثار مثبتي نداشته‌اند و درخواست خيرخواهانه و دلسوزانه ما اين است كه براي اين مسئله چاره‌جويي شود زيرا اعدام نمي‌تواند امنيت و همگرايي و همدلي رابيشتر كند . (تكبير مردم )
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : مطلب ديگري كه موجب نگراني مردم شده است اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شكنجه است كه چنين پديده‌اي را نه اسلام و دين قبول دارد و نه قانون اساسي ( تكبير مردم ) . ما مي‌گوييم بايد قانون اجرا شود و مسئولان نيز مجري قانون باشند.
مولوي عبدالحميد در بخش پاياني سخنان خود به مشكلات مرزي و معيشتي مردم استان سيستان و بلوچستان اشاره كرد و گفت : اين استان كشاورزي و دامداري و صنعت قابل توجهي ندارد و مردم از طريق مرزها امرار معيشت مي‌كردند. با بسته شدن مرزها مشكلات مردم چند برابر شده است و نرخ بيكاري نيز افزايش يافته است تا آنجائيكه برخي از مردم حتي قدرت خريد نان را ندارند.و هر چه ميزان فقر بيشتر باشد فساد و ناامني در جامعه بيشتر خواهد شد. و مسئولان بايد با درايت و تدبير مرزها را باز كنند تا مردم زندگي راحتي داشته باشند.

حسنی : هزينه کردن براي حفاظت سران فتنه غير قابل قبول است



ایرنا - نماينده ولي فقيه در آذربايجان غربي گفت: هزينه کردن از بيت المال مسلمين، براي حفاظت از سران فتنه صحيح نيست و غير قابل قبول مي باشد.
به گزارش ايرنا، حجت الاسلام غلامرضا حسني، در خطبه هاينمازجمعه ابن شهر افزود: چرا بايد روز به روز حلقه هاي حفاظتي از سران فتنه افزايش يابد و چرا بايد مردم انقلابي را با هزينه کردن پولهاي بيت المال براي حفاظت از سران فتنه، ناراحت کنيم.
وي اظهارداشت: تحمل اينکه سران فتنه را درکمال امنيت نگهداري کنيم و اينها به فکر براندازي حکومت صالحان باشند براي ملت خون داده ايران، سخت است.
وي يادآورشد: تمنا و خواهش ملت اين است که فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي را به سمع ملت ايران برسانند و چشم فتنه را از بيخ و بن برکنند.
امام جمعه اروميه، با اشاره به اعدام دو نفر از عوامل فتنه گر و سلطنت طلب و محکوميت 11 نفر از عوامل ديگر گفت: بايد براي جلوگيري از آشوبها، جنازه هاي اعدام شده ها در خيابانهاي تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.
وي افزود: اين زباني که به جاي جمهوري اسلامي، جمهوري ايراني مي گويد بايد کنده شود و قلوب داغدار خانواده هاي شهدا و دلسوزان انقلاب با اعدام آنهايي که به عاشوراي حسيني اهانت کردند، درمان مي يابد.
امام جمعه اروميه گفت: ايران براي فتنه گران جا ندارد بايد اينها بروند اگر اين افراد بمانند نماز مقدس جمعه را آلوده مي کنند، اينها افرادي هستند که در نماز جمعه تهران رقصيدند، اينها در ايران ماندني نيستند.

محکوميت اعدام های ديروز توسط پارلمان اروپا

راديو فرانسه : بعد از ظهر روز پنجشنبه 8 بهمن، 121نفر از اعضای پارلمان اروپا، با امضای بیانیه ای، ضمن حمایت از مخالفان در ایران، از شورای امنیت سازمان ملل، شورای اروپا و اتحادیه اروپا خواستند تا اقداماتی فوری برای آزادی زندانیان سیاسی انجام بدهند و از سرکوب معترضین جلوگیری کنند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، بیانیه مذکور به ابتکار عضو انگلیسی محافظه کار پارلمان اروپا، "نایجل اوانس" تهیه شده و چند ساعت پس از بدار آویخته شدن این دو ایرانی منتشر گردید.

در یک واکنش دیگر، داوید میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا درباره اعدامهای دیروز در ایران گفت این اعدامها ادعای ایران در مورد رعایت حقوق بشر، عدالت و ارزشهای دمکراتیک را تضعیف می کند.

وی این اعدام ها را تلاشی برای خاموش کردن مخالفان سیاسی در ایران توصیف کرد که بقول وی با "انگیزه سیاسی" صورت می گیرد

نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:42:15 توسط پرويز
تا سر ديو مكار بريده نشود ايران ايران نشود پيش بسوي ازادي.. جوانان غيور و سنگر شكن ايران سر ديو بايد بريده شود ٢٢ بهمن روز مقابله با ديو سيرتان..اي مردم ايران اين گوي و اين ميدان.

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:32:26 توسط camalledin
برای به وجود آوردن دشمنان اسلام کبیر صلوات بفرستد. خمینی جانی

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:08:37 توسط irani
این کشورها دلشون برای مردم ایران نسوخته و فقط برای منافع خودشون تلاش می‌کنن الان هم که دارن همه جای دنیا رو به هوای زلزله و دموکراسی ... اشغال کردن. مردم ایران باید هشیار باشه که دیگه تره هم برای دلسوزی‌های این کشور‌ها خورد نکنه و کار خودشو بکنه. ملت ما خودش برای سرنوشتش تصمیم میگیره و منتظر نگرانی این و اون نمی‌شه. تمام این کشورها در طول تاریخ نشون دادن که چقدر دوست مردم ایران هستن. دیگه ملت گوله این حرفا رو نمیخورن و هدف خودشون رو دنبال می‌کنن.

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:01:54 توسط ارش
شما كشور هاي اروپا ٣٠ ساله از ج ا ا حمايت عملي مي كنيد دادو ستد داريد حداقل خفه شويد ..تا مردم خودشان تكليف و اينده خودشان را تعين كنند ..مرگ بر ضد ايراني چه خودي چه خارجي.درود بر جوانان ايران زمين

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:01:32 توسط مهدی سابق ( خسرو ) محارب
آخوند سيدحميد روحاني، رئیس بنیاد تاریخ پژوهشی ایران معاصر،سخنران پیش از خطبه‌های نمایش جمعه تهران گفت: "ملت ما باید خود را آماده مقابله با جهانخواران کنند و به دنبال به خـــــــطر انداختن منافع آنان باشد." مفهوم این پیام، عملیات خرابکارانه و تروریستی، توسط مزدوران ولایت وقیح در کشورهای غربی است!؟ عزیزان هموطن مقیم در غربت ،لطفا" هوشیار باشید، و نسبت به معرفی ایادی رژیم در خارج، به پلیس ، کمترین تردیدی بخود راه نداده ، و اینگونه تهدیدهای عریان تروریستهای رژیم اسلامی را، به زبان کشور محل اقامتتان ترجمه، و برای سرویسهای امنیتی ارسال نمائید.

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:57:50 توسط ناصر
"وزیر خارجه بریتانیا درباره اعدامهای دیروز در ایران گفت این اعدامها ادعای ایران در مورد رعایت حقوق بشر، عدالت و ارزشهای دمکراتیک را تضعیف می کند." وای بر ما که به اینها دل ببندیم!

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:41:27 توسط ايراندوست محارب
٢٢ بهمن روز حمله سيل آساي فرزندان شايسته ميهن بزندانها و لانه هاي اين اشغاگران در تمامي خاك ميهن است٠وباشكوه ترازحمله به زندان باستيل در انقلاب فرانسه خواهد بود٠پيروز باشيد اي جوانان ٠ دست يك يك شمارا ميبوسيم٠ ميبپنيد چگونه پس از اينهمه ظلم و ستم جنتي جهنمي نا گهان فتوا ميد هد٠٠٠مردم (واجب الخدمت) هستند ! ! ! و در هما ن نشست به قاتلان ميگويد٠٠ براي رضاي خدا ! دونفر را سريعن اعدام كرديد دستتان درد نكند٠ اي بيخبران فريبخورده بازهم در خون و جنون بودن ان حكومت شك داريد ؟ وحتي ببينيد چگونه قاتلان مزدور و دژخيم را تهديد ميكند كه ٠٠٠اگر ضعف نشان دهيد اگر بيشتر نكشيد آينده بدتري در انتظار شماست٠ علنن ميگويد اگر براي بقاي ماكثافات بيشتر نكشيد ما شما را سر به نيست ميكنيم٠اينها حتا از بيدار و پشيمان شدن مزوران خود نيز باكي ندارند٠

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با بيست و نهم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:20:32 توسط بابک
بهتره آقايون به جاي محکوم کردن، يک اقدام عملي انجام بدن

فيلم : گزارش CNN از دروغپردازی رژیم در مورد اعدام محمدعلی زمانی و آرش رحمانی پور

فیلم : مصاحبه الجزیره با پدر آرش رحمانی (انگليسی)

پدر آرش رحمانی پور: پسر من شهید راه دموکراسی است. من فقط پیام تبریک میپذیرم