انقلاب جوانان مصر
تازه آغاز شده است!
این گفتگو با “ممدوح حبشی”، عضو هیئت مدیره مرکز پژوهش های عربی ـ آفریقائی در قاهره در روزنامه آلمانی “یونگه ولت” منتشر شده که آن را ترجمه و البته خلاصه کرده ام. بهرحال شاید روشنائی باشد به روی برخی تاریکی ها در صحنه پر گرد و خاک مصر.
پرسش: نزدیک به دوهفته است که تظاهرات مصر را تکان داده، بسیاری سخن از بحران می گویند.
پاسخ: من اصلا آن را بحران نمی نامم. این یک انقلاب است. ممکن است از لحاظ رژیم بحران باشد. برای ما انقلاب است. تمام شرایط یک انقلاب را ما در این قیام می بینیم. این آغاز یک عصر نو است. از 25 ژانویه مصر در جمع کشورهای آزاد جهان درآمده است. ویژگی آن در این است که مردم از مبارک می خواهند برود. کار او به آخر رسیده. او نمی تواند تصمیم به استعفا بگیرد و مردم هم تصمیم گرفته اند که او برود.
پرسش: ولی تظاهر کنندگان به ” نظام مبارک ” اعتراض دارند.
پاسخ : بله، کناره گیری مبارک به معنی پایان یافتن رژیم او نیست، ولی گامی مهم در آن جهت است. از این رو من سخن از یک دست آورد انقلابی می گویم.
پرسش: پس از کنار رفتن مبارک چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مردم به خانه هایشان باز می گردند؟
پاسخ: پس از کنار رفتن او دوران درازمدت گذار، برای تحقق واقعی خواست های انقلاب آغاز می گردد. انقلاب واقعی آن خواهد بود. تظاهر کنندگان در باره بسیاری از خواست ها با هم به توافق رسیده اند: منحل کردن حزب دموکرات ملی، منحل کردن سازمانهای امنیتی، منحل کردن دو مجلسی که ما آنها را “مجلس های تقلبی” نام نهاده ایم. صرفنظر از اختلافات عقیدتی، گروه ها، در این موارد که گفتم، با هم اتفاق نظر دارند. برای کسب قدرت، ما باید با رژیم مبارزه کنیم. سلاح ما در این نبرد، مردم هستند، فشار خیابان است، وحدت ماست. رژیم همه چیز دارد، جز مشروعیت.
پرسش: بنا بر این مبارزه واقعی تازه بعد از رفتن مبارک آغاز می شود؟
پاسخ: به هر حال این دوران گذار احتمالا یک یا دو سال بطول خواهد انجامید. ما باید در مورد انتخابات آزاد با هم به توافق برسیم. ما برای نفس کشیدن، برای بحث سیاسی، برای سازماندهی و تدارک انتخابات، به وقت نیاز داریم .
پرسش: ولی بنظر می رسد که بسیاری از تظاهر کنندگان خواهان تغییرات فوری اند.
پاسخ: البته، دموکراسی فقط انتخابات آزاد نیست. دموکراسی یعنی تغییرات ریشه ای و عدالت اجتماعی. ما به تجدید تقسیم ثروت در جامعه نیاز داریم، بالائی ها باید از آنچه دارند سهمی به پائینی ها بدهند، نه اینکه چیزی هم از این ها بگیرند. دستمزد ها باید بیشتر بشوند، در آمد مردم تهی دست باید بیشتر بشود. این کار ها باید در دوران گذار انجام شود. مردم نمی توانند برای دست یافتن به نیاز های اجتماعی خود، برای رسیدن به حق خود، در انتظار انتخابات و تشکیل دولت جدید بمانند.
پرسش: اولین خواست های مردم در 25 ژانویه عبارت بودند از کار، دستمزد عادلانه و حقوق اجتماعی.
پاسخ: دقیقا. به همین دلیل این تغییرات اولویت دارند. مبارزه با رشوه خواری و پارتی بازی در دستگاه قدرت هم از زمره این خواست ها هستند. ولی ما باید به فراتر از این هم فکر کنیم. به این دلیل در حال تهیه طرحی برای ایجاد کمیسیونی با شرکت، احتمالا پنجاه نفر، برای تدارک یک قانون اساسی جدید هستیم. این طرح باید مورد بحث وسیع و دراز مدت جامعه قرار گیرد. تمام گروه ها با تصورات متفاوت عقیدتی خود باید در این مباحثات شرکت کنند تا در نهایت بتوانیم به تقسیم متعادل قدرت دست یابیم.
پرسش: در این دوران با اهمیت گذار چه کسی می تواند رهبری سیاسی را در دست داشته باشد؟
پاسخ: این مسئله مهمی است. پس از تسلط 40 ساله دیکتاتوری بر مصر، چشم انداز سیاسی، در این کشور آسیب دیده است. ما احزاب واقعی نداریم، احزابی که ما داریم، دست نشانده رژیم هستند. ولی در عوض سازمانهای غیر قانونی فراوان داریم، مانند اخوان المسلمین، که غرب برای تخریب چهره آن تلاش می کند. روشن است که آنها هیولا نیستند، آنها بخشی از این جامعه هستند. ما گروههای مدنی فراوانی داریم که اهمیت دارند، چون فعالان سیاسی آنها می توانند در اینجا خود را سازمان دهند. ما اتحادیه های مستقل داریم، اتحادیه ها صنفی داریم، سازمانهای غیر دولتی داریم و غیره غیره فراوانند. گروه های فراوان جوانانی که از طریق اینترنت همدیگر را یافته اند. مثلا گروه “ما همه خالد سعید هستیم”. خالد سعید مرد جوانی بود که در اسکندریه به دست پلیس بقتل رسید. قبل از انقلاب 450 هزار نفر در این صفحه با هم ارتباط بر قرار کردند و این فقط یک نمونه است. این گروه ها از یک اصل جدید پیروی می کنند که عبارتست از سازماندهی پراکنده و با حداقل تفاهم، این مدل موفق بوده است.
پرسش : مناسبات این گروه های جدید با احزاب سازمان یافته سنتی چگونه است؟ چگونه باید از این میان مجامع پراکنده یک رهبری سیاسی بیرون آید؟
پاسخ: جوانان اکثر این احزاب را مطلقا قبول ندارند. ولی ما برای ایجاد رهبری طرحی در دست داریم. یک مجمع ملی باید یک کمیته ملی انتخاب کند که رهبری را به دست گیرد. البته این کار در یک جلسه درست نمی شود، ما باید با هم به توافق برسیم. تمام دسته های سیاسی باید با حقوق برابر حضور داشته باشند. چهار گروه سیاسی هست که عبارتند از ناسیونالیست ها، لیبرال ها، اسلامگرایان و چپ ها. شخصیت های منفرد هم هستند، گروه های اجتماعی، سازمانهای غیر دولتی، اصناف که همه آنها باید در دوران گذار حضور داشته باشند. آنچه اهمیت زیاد دارد این است که دست کم یک سوم از آنها باید نمایندگان جوانان باشند.
پرسش: صحبت از این هم هست که کمسیونی مرکب از 14 نفر باید هدایت سیاسی دوران گذار را در دست داشته باشند، حتی از آنها نام هم برده می شود.
پاسخ: بله، پیشنهاد های زیادی هست که من نمی دانم کدام یک از آنها پذیرفته خواهد شد. پرسشی که هست اینست که این افراد نماینده چه جریانی هستند و مشروعیت خود را از کجا کسب کرده اند؟ مهمترین نکته اینست که این افراد باید در یک روند دموکراتیک از سوی یک کمیته ای انتخاب شوند که خود در یک روند دموکراتیک بوجود آمده و مورد قبول است. با این چشم انداز سیاسی که ما داریم ، کار ساده ای نیست.
پرسش: بنظر می رسد که غرب محمد البرادعی یا عمر موسی، دبیرکل اتحادیه عرب را می پسندد، نظر شما چیست؟
پاسخ: البرادعی یا عمر موسی یا هرکس دیگری. از اعضای رژیم مبارک هم نام برده می شود ولی این آن تغییری نیست که مردم خواهان آن هستند. رژیم کسانی را می خواهد که غرب آنها را قبول داشته باشد، این با اسرائیل ارتباط پیدا می کند ـ و این برای ما ساده نیست. البرادعی می تواند شانس این را داشته باشد، مشروط بر این که با مردم همراه باشد و مردم به او مشروعیت بدهند. این امر، هم در مورد او صادق است و هم در مورد هر کس دیگر. این مردم هستند که باید نمایندگی بدهند و نه رژیم. ولی جامعه باصطلاح بین المللی که در حقیقت عبارتست از آمریکا و اروپا، تحت تاثیر علائق اسرائیل هستند. ببینید دستگاه دولتی آمریکا بعد از 25 ژانویه چه کرده است. دلیل رفتار آمریکا اهمیت ژئوپولیتیک سرزمین من است. مصر یکی از ستون های اصلی استراتژی نظامی آمریکاست که طبق آن جهان باید تحت کنترل آمریکا باشد. ولی مصر می تواند در جهتی دیگر هم حرکت کند همانطور که اشناتون نشان داد و جمال عبد الناصر نشان داد. به این دلیل است که امروز آنها می لرزند. آنها تلاش می کنند، وضعیت فعلی را، نا آنجائی که ممکن است، حفظ کنند.
http://www.jungewelt.de/2011/02-05/061.php
Sunday, February 6, 2011
اهمیت حاشیه ای در حد متن، در نماز جمعه خامنه ای
اهمیت حاشیه ای در حد متن، در نماز جمعه خامنه ای
فرماندهان سپاه پشت آقا نبودند
اما، پشت او را خالی نکرده اند!
حاشیه های نماز جمعه گذشته آقای خامنه ای کم اهمیت تر از متن نبود. از جمله غایب بودن چهره های شاخص جمهوری اسلامی در صف اول، از جمله هاشمی رفسنجانی. کنار هم چیدن دو لاریجانی و یک احمدی نژاد، که میوه پیوندی آنها، چشم و ابرو به هم نشان دادن دو لاریجانی و احمدی نژاد به یکدیگر بود. بویژه، هرگاه احمدی نژاد سعی می کرد نیم وجب جلوتر از دو لاریجانی رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه بایستد و با اخم دو لاریجانی عقب می نشست. البته همراه با تیک های پیاپی عصبی. تیک های عصبی او در نماز جمعه خامنه ای بیش از هر زمان دیگری بود. حتی شانه هایش وقتی جلو و بالا می پرید، از زیر کت خاکستری رنگ و خوش دوختی که یک شماره هم برای تنش بزرگتر گرفته بودند به چشم می خورد. احتمالا این کت را برای پنهان کردن تیک های عصبی او برایش گشاد گرفته بودند.
از بس، چهره کم آورده بودند، برای محمدی ریشهری تولیت شاه عبدالعظیم و امیرالحجاج بیت رهبری هم جا باز شده بود. چهره ای که بدلیل نفرتی که در حوزه های مذهبی نسبت به او وجود دارد، اغلب پشت صحنه نگه داشته می شد. سیلی او به صورت آیت الله شریعتمداری و نقش او در توطئه برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی آیت الله خمینی، اعدام حجت الاسلام سید مهدی هاشمی، نقش آفرینی در قتل عام سیاسی سال 1367 و صدور احکام اعدام برای شماری از افسران ارتش که به جرم وابستگی به حزب توده تیرباران شدند. او با این کارنامه، اغلب دو تا سه ردیف عقب تر از صف اول نماز جمعه های مقام معظم می ایستاد. مانند علی فلاحیان و یا علی رازینی رئیس دادگاه روحانیت و یا حجت الاسلام رئیسی یکی از سه عامل اجرای قتل عام سیاسی سال 67. روز جمعه آنقدر چهره و سران نظام کم آورده بودند که محسنی اژه ای هم در صف اول برای خود جا پیدا کرده بود!
اما از نکات دیدنی و درعین حال خبری دیگر، غیب شدن فرماندهان سپاه از صف نمازگزاران بود. جز فرمانده کل سپاه "جعفری" و فرمانده بد نام و بد چهره بسیج "نقدی" معروف به سردار شکنجه، و وزیر دفاع در صف اول از فرمانده دیگری خبری نبود. حتی نجار وزیر کشور و احمدی فرمانده نیروی انتظامی هم لباس شخصی پوشیده بودند. و لابد بقیه فرماندهان هم با لباس غیر نظامی در صف های دوم و سوم به نماز ایستاده بودند. مانند سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد نیروهای نظامی که با کلاه سیاه و شال گردن مشکی در صف سوم پنهان شده بود. از فرماندهان ارتش هم خبری نبود! حتی نمایندگان فرمانده کل قوا در نیروهای مسلح نیز در صف اول نماز نبودند.
این درحالی است که در نماز های جمعه پس از کودتای 22 خرداد خامنه ای، صف اول و دوم را فرماندهان سپاه و ارتش اشغال می کردند.
این حاشیه، خبر از این متن می دهد که فرمانده کل قوا، برای پنهان کردن چهره نظامی و امنیتی حکومت، دستور داده این روزها و هفته ها فرماندهان سپاه زیاد آفتابی نشوند، تا داغ مردم تازه نشده و خشم آنها برانگیخته نشود!
این دستور احتمالی را خبری تائید و کامل می کند که بموجب آن، به فرماندهان سپاه دستور داده شده کمتر رسانه ای شوند و اظهار نظر سیاسی کنند!
فرماندهان سپاه پشت آقا نبودند
اما، پشت او را خالی نکرده اند!
حاشیه های نماز جمعه گذشته آقای خامنه ای کم اهمیت تر از متن نبود. از جمله غایب بودن چهره های شاخص جمهوری اسلامی در صف اول، از جمله هاشمی رفسنجانی. کنار هم چیدن دو لاریجانی و یک احمدی نژاد، که میوه پیوندی آنها، چشم و ابرو به هم نشان دادن دو لاریجانی و احمدی نژاد به یکدیگر بود. بویژه، هرگاه احمدی نژاد سعی می کرد نیم وجب جلوتر از دو لاریجانی رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه بایستد و با اخم دو لاریجانی عقب می نشست. البته همراه با تیک های پیاپی عصبی. تیک های عصبی او در نماز جمعه خامنه ای بیش از هر زمان دیگری بود. حتی شانه هایش وقتی جلو و بالا می پرید، از زیر کت خاکستری رنگ و خوش دوختی که یک شماره هم برای تنش بزرگتر گرفته بودند به چشم می خورد. احتمالا این کت را برای پنهان کردن تیک های عصبی او برایش گشاد گرفته بودند.
از بس، چهره کم آورده بودند، برای محمدی ریشهری تولیت شاه عبدالعظیم و امیرالحجاج بیت رهبری هم جا باز شده بود. چهره ای که بدلیل نفرتی که در حوزه های مذهبی نسبت به او وجود دارد، اغلب پشت صحنه نگه داشته می شد. سیلی او به صورت آیت الله شریعتمداری و نقش او در توطئه برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی آیت الله خمینی، اعدام حجت الاسلام سید مهدی هاشمی، نقش آفرینی در قتل عام سیاسی سال 1367 و صدور احکام اعدام برای شماری از افسران ارتش که به جرم وابستگی به حزب توده تیرباران شدند. او با این کارنامه، اغلب دو تا سه ردیف عقب تر از صف اول نماز جمعه های مقام معظم می ایستاد. مانند علی فلاحیان و یا علی رازینی رئیس دادگاه روحانیت و یا حجت الاسلام رئیسی یکی از سه عامل اجرای قتل عام سیاسی سال 67. روز جمعه آنقدر چهره و سران نظام کم آورده بودند که محسنی اژه ای هم در صف اول برای خود جا پیدا کرده بود!
اما از نکات دیدنی و درعین حال خبری دیگر، غیب شدن فرماندهان سپاه از صف نمازگزاران بود. جز فرمانده کل سپاه "جعفری" و فرمانده بد نام و بد چهره بسیج "نقدی" معروف به سردار شکنجه، و وزیر دفاع در صف اول از فرمانده دیگری خبری نبود. حتی نجار وزیر کشور و احمدی فرمانده نیروی انتظامی هم لباس شخصی پوشیده بودند. و لابد بقیه فرماندهان هم با لباس غیر نظامی در صف های دوم و سوم به نماز ایستاده بودند. مانند سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد نیروهای نظامی که با کلاه سیاه و شال گردن مشکی در صف سوم پنهان شده بود. از فرماندهان ارتش هم خبری نبود! حتی نمایندگان فرمانده کل قوا در نیروهای مسلح نیز در صف اول نماز نبودند.
این درحالی است که در نماز های جمعه پس از کودتای 22 خرداد خامنه ای، صف اول و دوم را فرماندهان سپاه و ارتش اشغال می کردند.
این حاشیه، خبر از این متن می دهد که فرمانده کل قوا، برای پنهان کردن چهره نظامی و امنیتی حکومت، دستور داده این روزها و هفته ها فرماندهان سپاه زیاد آفتابی نشوند، تا داغ مردم تازه نشده و خشم آنها برانگیخته نشود!
این دستور احتمالی را خبری تائید و کامل می کند که بموجب آن، به فرماندهان سپاه دستور داده شده کمتر رسانه ای شوند و اظهار نظر سیاسی کنند!
دیدار نخست وزیر اسرائیل با تونی بلر
دیدار نخست وزیر اسرائیل با تونی بلر
آغاز عقب نشینی اسرائیل
با وحشت سرایت قیام به این کشور
خبرگزاری اسوشیتدپرس، بعد از ظهر دیروز از اسرائیل گزارش داد که دولت این کشور در ادامه جلسات بی وقفه روزهای اخیر خود به ریاست "نتانیاهو" نخست وزیر این کشور برای دنبال کردن رویدادهای مصر، یک سلسله تصمیمات تازه در باره فلسطین گرفته که در دیدار نخست وزیر اسرائیل با نخست وزیر اسبق انگلستان "تونی بلر" اعلام شد. بموجب این تصمیمات، دولت اسرائیل بار دیگر آمادگی خود را برای گفتکو بر سر تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی اعلام می کند. دولت اسرائیل، همچنین تصمیم دارد امکانات اقتصادی در اختیار فعالان اقتصادی در فلسطین قرار بدهد تا به رشد اقتصادی در این مناطق کمک شود.
آنچه که خبرگزاری ها از اسرائیل مخابره کرده اند، بی شک تمام تصمیمات و تدابیری نیست که در جلسات کابینه نتانیاهو اتخاذ شده و یا در مذاکرات با تونی بلر عنوان شده است. تردید نیست که اسرائیل زیر فشار جنبش اعراب منطقه و بویژه مصر قرار گرفته و به همین دلیل تصمیم به برخی عقب نشینی ها و مانورهای سیاسی گرفته است. عمق قیام و تحولات منطقه چنان است که این مانورها و سیاست بازی ها پاسخگوی آن نیست و با آغاز اولین فشارهای سیاسی در داخل خود اسرائیل، دولت این کشور سقوط خواهد کرد و دولت بعدی گام هائی که باید به عقب بردارد، بسیار فراتر از مانورهائی است که نتانیاهو و تونی بلر بر سر آن با هم گفتگو کرده اند و یا درجلسه کابینه اسرائیل برای آن تصمیم گرفته شده است.
این همان مانورهای ناشیانه ایست که روز گذشته در تهران نیز مقام معظم فرزانه در نماز جمعه دست به آن زد و قیام انقلابی مردم مصر را قیام برای اسلام و نه قیام علیه استبداد و گرانی و بیکاری و فساد دستگاه دولتی معرفی کرد.
آغاز عقب نشینی اسرائیل
با وحشت سرایت قیام به این کشور
خبرگزاری اسوشیتدپرس، بعد از ظهر دیروز از اسرائیل گزارش داد که دولت این کشور در ادامه جلسات بی وقفه روزهای اخیر خود به ریاست "نتانیاهو" نخست وزیر این کشور برای دنبال کردن رویدادهای مصر، یک سلسله تصمیمات تازه در باره فلسطین گرفته که در دیدار نخست وزیر اسرائیل با نخست وزیر اسبق انگلستان "تونی بلر" اعلام شد. بموجب این تصمیمات، دولت اسرائیل بار دیگر آمادگی خود را برای گفتکو بر سر تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی اعلام می کند. دولت اسرائیل، همچنین تصمیم دارد امکانات اقتصادی در اختیار فعالان اقتصادی در فلسطین قرار بدهد تا به رشد اقتصادی در این مناطق کمک شود.
آنچه که خبرگزاری ها از اسرائیل مخابره کرده اند، بی شک تمام تصمیمات و تدابیری نیست که در جلسات کابینه نتانیاهو اتخاذ شده و یا در مذاکرات با تونی بلر عنوان شده است. تردید نیست که اسرائیل زیر فشار جنبش اعراب منطقه و بویژه مصر قرار گرفته و به همین دلیل تصمیم به برخی عقب نشینی ها و مانورهای سیاسی گرفته است. عمق قیام و تحولات منطقه چنان است که این مانورها و سیاست بازی ها پاسخگوی آن نیست و با آغاز اولین فشارهای سیاسی در داخل خود اسرائیل، دولت این کشور سقوط خواهد کرد و دولت بعدی گام هائی که باید به عقب بردارد، بسیار فراتر از مانورهائی است که نتانیاهو و تونی بلر بر سر آن با هم گفتگو کرده اند و یا درجلسه کابینه اسرائیل برای آن تصمیم گرفته شده است.
این همان مانورهای ناشیانه ایست که روز گذشته در تهران نیز مقام معظم فرزانه در نماز جمعه دست به آن زد و قیام انقلابی مردم مصر را قیام برای اسلام و نه قیام علیه استبداد و گرانی و بیکاری و فساد دستگاه دولتی معرفی کرد.
برخلاف اخبار جعلی، مینی بوس پلیس مصر مردم را زیر گرفت
برخلاف اخبار جعلی، مینی بوس پلیس مصر مردم را زیر گرفت
ستاد کودتای 22 خرداد
برای مصر هم خبر جعل می کند
صدا و سیمای جمهوری اسلامی – البته سیما بیشتر از صدا- تجربه جعل و تحریف اخبار و دروغگوئی را که در جریان سرکوب جنبش سبز تمرین کرده بودند، حالا در ارتباط با قیام مصر و تونس و دیگر کشورهای عرب منطقه به خدمت گرفته اند. درحالیکه پخش اخبار مستقل و نمایش فیلم های خبری شبکه های تلویزیون جهانی و محلی ممنوع است، فیلم های مونتاژ شده ای را سیما نشان میدهد و خود برای آنها خبر می سازد. این خبرسازی و مونتاژکاری همگی درجهت اثبات آن نظری است که احمدی نژاد و خامنه ای و لاریجانی و سران کودتا درباره اسلامی بودن قیام مردم گفته و منکر انقلاب مردم علیه استبداد و گرانی و بیکاری شده اند.
از جمله خبرسازی هائی که همزمان با دنبال کردن هدف بالا، سعی در توجیه و انکار فجایعی که خود در جریان سرکوب مردم در خیابان های تهران آفریدند دارد، تحریف واقعیت زیر گرفته شدن مردم در میدان آزادی ( التحریر) قاهره توسط اتومبیل ون پلیس است. درست شبیه همان جنایتی که نیروی انتظامی در تهران مرتکب شد. فیلم این جنایت در تهران، همچنان روی شبکه یوتیوب است و فراموش کردن آن ناممکن، همچنان که فیلم زیر گرفته شدن مردم در میدان التحریر قاهره در شبکه یوتیوب است و مردم ایران دیده و می بینند. این ون بزرگ سبز رنگ، ویژه انتقال دستگیر شدگان میدان التحریر به زندان بود و در جریان انتقال دستگیر شدگان، از ترس گرفتار شدن در محاصره مردم، با سرعت از میان آنها گذشته و تعدادی را زیر گرفت. بدنبال آن، یک آمبولانس سفید از راه رسیده و مجروحان بر زمین مانده را مردم به داخل آن منتقل کردند تا به بیمارستان برسانند.
کسانی که اخبار صدا و سیمای دیروز تهران را دنبال کرده اند، بارها در نوبت های مختلف خبری شنیده اند که جاعلان و دروغگویان صدا و سیما، این خبر را اینگونه پخش کرده اند: اتومبیل متعلق به سفارت امریکا مردم را در میدان التحریر زیر گرفت!
این خبر هم مانند آن خبر ایرناست که مدعی شده بود کماندوهای اسرائیلی برای سرکوب مردم وارده قاهره شده اند!
نه امریکا چنین حماقتی می کند و نه اسرائیل، این خصلت ویژه کسانی است که صدا و سیما را هدایت می کنند!
لباس شخصی های حسنی مبارک و شتر سوارها و الاغ و اسب سوارهای امنیتی و نظامی حسنی مبارک باندازه کافی تمرین جنایت کرده اند و نیازی به کماندوی اسرائیلی و اتومبیل سفارت امریکا ندارند. با این دروغگوئی ها، عملا آن نقش واقعی که امریکا و اسرائیل چندین دهه در خاورمیانه و در مصر داشته اند مخدوش می شود و لاغیر!
ستاد کودتای 22 خرداد
برای مصر هم خبر جعل می کند
صدا و سیمای جمهوری اسلامی – البته سیما بیشتر از صدا- تجربه جعل و تحریف اخبار و دروغگوئی را که در جریان سرکوب جنبش سبز تمرین کرده بودند، حالا در ارتباط با قیام مصر و تونس و دیگر کشورهای عرب منطقه به خدمت گرفته اند. درحالیکه پخش اخبار مستقل و نمایش فیلم های خبری شبکه های تلویزیون جهانی و محلی ممنوع است، فیلم های مونتاژ شده ای را سیما نشان میدهد و خود برای آنها خبر می سازد. این خبرسازی و مونتاژکاری همگی درجهت اثبات آن نظری است که احمدی نژاد و خامنه ای و لاریجانی و سران کودتا درباره اسلامی بودن قیام مردم گفته و منکر انقلاب مردم علیه استبداد و گرانی و بیکاری شده اند.
از جمله خبرسازی هائی که همزمان با دنبال کردن هدف بالا، سعی در توجیه و انکار فجایعی که خود در جریان سرکوب مردم در خیابان های تهران آفریدند دارد، تحریف واقعیت زیر گرفته شدن مردم در میدان آزادی ( التحریر) قاهره توسط اتومبیل ون پلیس است. درست شبیه همان جنایتی که نیروی انتظامی در تهران مرتکب شد. فیلم این جنایت در تهران، همچنان روی شبکه یوتیوب است و فراموش کردن آن ناممکن، همچنان که فیلم زیر گرفته شدن مردم در میدان التحریر قاهره در شبکه یوتیوب است و مردم ایران دیده و می بینند. این ون بزرگ سبز رنگ، ویژه انتقال دستگیر شدگان میدان التحریر به زندان بود و در جریان انتقال دستگیر شدگان، از ترس گرفتار شدن در محاصره مردم، با سرعت از میان آنها گذشته و تعدادی را زیر گرفت. بدنبال آن، یک آمبولانس سفید از راه رسیده و مجروحان بر زمین مانده را مردم به داخل آن منتقل کردند تا به بیمارستان برسانند.
کسانی که اخبار صدا و سیمای دیروز تهران را دنبال کرده اند، بارها در نوبت های مختلف خبری شنیده اند که جاعلان و دروغگویان صدا و سیما، این خبر را اینگونه پخش کرده اند: اتومبیل متعلق به سفارت امریکا مردم را در میدان التحریر زیر گرفت!
این خبر هم مانند آن خبر ایرناست که مدعی شده بود کماندوهای اسرائیلی برای سرکوب مردم وارده قاهره شده اند!
نه امریکا چنین حماقتی می کند و نه اسرائیل، این خصلت ویژه کسانی است که صدا و سیما را هدایت می کنند!
لباس شخصی های حسنی مبارک و شتر سوارها و الاغ و اسب سوارهای امنیتی و نظامی حسنی مبارک باندازه کافی تمرین جنایت کرده اند و نیازی به کماندوی اسرائیلی و اتومبیل سفارت امریکا ندارند. با این دروغگوئی ها، عملا آن نقش واقعی که امریکا و اسرائیل چندین دهه در خاورمیانه و در مصر داشته اند مخدوش می شود و لاغیر!
Saturday, February 5, 2011
قیام مردم علیه استبداد، گرانی و بیکاری چه باید کرد؟
قیام مردم علیه استبداد، گرانی و بیکاری چه باید کرد؟
رایزنی بزرگ سیاسی
در واشنگتن- بروکسل- آلمان
امریکا تمام کادر دیپلماتیک خود را که شمار آنها بالای 3500 تن اعلام شده، از سراسر جهان، به واشنگتن فراخواند تا در سمینار بررسی سیاست خارجی این کشور، پس از رویدادها و تحولات جاری خاورمیانه شرکت کنند. این سمینار به ابتکار وزیر خارجه امریکا "هیلاری کلینتون" که درجریان انقلاب تونس سرگرم دیدار و مذاکره با کشورهای خلیج فارس بود، تشکیل شد. وی در جریان همان سفر، هنگامی که در قطر بود، یکی از صریح ترین سخنرانی های تاریخ دیپلماسی امریکا را ایراد کرد و در آن از دولت های عربی خواست، تا پیش از شورش مردم، هرچه سریع تر تن به اصلاحات داده، دست از استبداد بکشند و برای درمان سیستم های فاسد دولتی خود چاره ای بیاندیشند.
همزمان با تشکیل سمینار سیاست خارجی امریکا در واشنگتن، در اروپا نیز کلیه رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا به همراه کادر دیپلماتیک دولت های خود تشکیل جلسه دادند تا اوضاع مصر و آینده خاورمیانه را بررسی کنند. بیانیه پایانی این دیدار، تاکید بر ضرورت کنار رفتن حسنی مبارک از قدرت و تشکیل یک دولت انتقالی بود.
بدنبال این دو رایزنی بزرگ سیاسی، از امروز کنفرانس امنیت با حضور 360 نماینده کشورها در مونیخ آلمان تشکیل شد. این عده بعنوان هیات های نمایندگی سیاست دفاعی کشورهای غربی در این کنفرانس شرکت می کنند و دستور کار آن، خاورمیانه، پس از تحولات اخیر در کشورهای آن منطقه است.
رایزنی بزرگ سیاسی
در واشنگتن- بروکسل- آلمان
امریکا تمام کادر دیپلماتیک خود را که شمار آنها بالای 3500 تن اعلام شده، از سراسر جهان، به واشنگتن فراخواند تا در سمینار بررسی سیاست خارجی این کشور، پس از رویدادها و تحولات جاری خاورمیانه شرکت کنند. این سمینار به ابتکار وزیر خارجه امریکا "هیلاری کلینتون" که درجریان انقلاب تونس سرگرم دیدار و مذاکره با کشورهای خلیج فارس بود، تشکیل شد. وی در جریان همان سفر، هنگامی که در قطر بود، یکی از صریح ترین سخنرانی های تاریخ دیپلماسی امریکا را ایراد کرد و در آن از دولت های عربی خواست، تا پیش از شورش مردم، هرچه سریع تر تن به اصلاحات داده، دست از استبداد بکشند و برای درمان سیستم های فاسد دولتی خود چاره ای بیاندیشند.
همزمان با تشکیل سمینار سیاست خارجی امریکا در واشنگتن، در اروپا نیز کلیه رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا به همراه کادر دیپلماتیک دولت های خود تشکیل جلسه دادند تا اوضاع مصر و آینده خاورمیانه را بررسی کنند. بیانیه پایانی این دیدار، تاکید بر ضرورت کنار رفتن حسنی مبارک از قدرت و تشکیل یک دولت انتقالی بود.
بدنبال این دو رایزنی بزرگ سیاسی، از امروز کنفرانس امنیت با حضور 360 نماینده کشورها در مونیخ آلمان تشکیل شد. این عده بعنوان هیات های نمایندگی سیاست دفاعی کشورهای غربی در این کنفرانس شرکت می کنند و دستور کار آن، خاورمیانه، پس از تحولات اخیر در کشورهای آن منطقه است.
خطبه های آقای خامنه ای
خطبه های آقای خامنه ای
با تقلید از مبارک و بن علی
آقای خامنه ای، روز گذشته نماز جمعه تهران را اقامه کرد تا بعنوان خطبه نماز، اولا گزارشی از دوران رهبری خود بدهد و دوم، تقریبا و غیر مستقیم همان سخنانی را بگوید که بن علی پیش از خروج از تونس گفت و حسنی مبارک نیز 10 روز پیش در سخنرانی تلویزیونی اش بر زبان آورد. او برای نخستین بار پس از 22 سال بر زبان آورد که رهبر در جمهوری اسلامی انتخابی و منتخب مجلس خبرگان است و نه به قول آیت الله محمد یزدی و آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جنتی برگمار شده از جانب خداوند! او با این گریز به قانون اساسی، ضمنا خواست به شیوه حسنی مبارک و علی عبدالله صالح یمنی بگوید که نمی خواهد پسرش – مجتبی- را جانشین خود کند و از آنچه در مصر و یمن گذشت درس گرفته است!
او از التزام به قانون اساسی سخن گفت و از مردمسالاری دفاع کرد و این که تاکنون از هر جناح در ایران دولت تشکیل شده است. و این که این دولت هم رفتنی است و می تواند دولت دیگری از جناح دیگر و یا تلفیقی از جناح ها روی کار بیآید. او در تقبیح دیکتاتوری و استبداد سخن گفت و مدعی شد که در جمهوری اسلامی نقد و بحث آزاد است! در عین حال، وی نیز مانند همه مستبدان تاریخ، در خطبه های نماز دیروزش، درحالیکه یک پا به عقب می گذاشت، نیم پا هم به جلو بر میداشت تا زیاد هم منتقدانش را امیدوار نکرده باشد! او درهمان حال که از آزادی سخن گفت و حکومت مستبد مبارک را تقبیح کرد، از عدالت اقتصادی نیز سخن گفت، اما با انکار ریشه قیام مردم مصر و تونس و دیگر کشورهای خاورمیانه. آقای خامنه ای نیز مانند حسین شریعتمداری که پنجشنبه شب در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شده و مشتی دروغ و دغل و تحریف را سر هم کرد تا بگوید مردم مصر برای اسلام قیام کرده اند، مدعی شد که قیام مردم عرب خاورمیانه برای اسلام است! و لابد همان اسلامی که ایشان سکاندار آنست! فرازهای مهم و غیر تکراری سخنان روز گذشته آقای خامنه ای را باید با دقت خواند تا هم از بحث های جاری در پشت صحنه با اطلاع شد و هم از وحشتی که قیام مصر و تونس در دل کودتاچی ها در ایران انداخته است. آنچه را که ما بعنوان گزیده تحلیلی سخنان روز گذشته آقای خامنه ای منتشر می کنیم، تلاشی است در همین جهت.
آقای خامنه ای گفت:
برنامه حکومتی مراسم 22 بهمن امسال را با پیوند زدن قیام مردم خاورمیانه به سالگرد 22 بهمن اعلام کرد و دستور خوردن یک میوه پیوندی کال و تلخ را صادر کرد.
او گفت: "22 بهمن امسال یك شور و حال دیگری دارد، زیرا مردم مشاهده میكنند كه انعكاس صدای آنها، امروز در مناطق دیگری از دنیای اسلام شنیده میشود."
این درحالی است که تحولات تونس و مصر و یمن و مراکش و اردن و الجزایر و ... مستقیما تحت تاثیر قیام به خون کشیده شده مردم ایران در جریان کودتای 22 خرداد است.
خامنه ای حرف های پنجشنبه شب حسین شریعتمداری در سیمای جمهوری اسلامی را تکرار کرد و قیام مردم مصر و تونس را، که در هر عکس و تصویر و خبر و شعار و گزارشی که در سراسر جهان منتشر شده؛ قیام علیه گرانی و استبداد ارزیابی و اعلام شده، قیام برای اسلام معرفی کرد. و لابد، یعنی قیام برای عبور از استبداد حسنی مبارکی و رفتن به سوی استبداد مذهبی از نوع کودتائی آن که اکنون در ایران حاکم است و فرمانده آن آقای خامنه ایست!
آقای خامنه ای که سالهاست زبان مردم را نمی داند و بلندگوی قدرتی مشابه حسنی مبارک و صدام حسین است، در نماز جمعه دیروز خود چند کلامی هم به زبان عربی، برای جهان عرب سخنرانی کرد!
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه های خود، اشاره به تاریخ شکل گیری کشورهای خاورمیانه از بعد از جنگ اول جهانی کرد و هدف کشورهای استعماری را از روی کارآوردن دولت های دست نشانده. او در همین بخش گفت:
"غرب میخواست كه این كشورها از لحاظ اقتصادی مصرفكننده باشند. یعنی "نفتی" را كه تقریباً مفت از چنگشان خارج میكردند، پول همان نفت را دوباره خرج واردات كنند و خرج مصرف كنند تا كارخانههای غربی رونق بگیرند."
ای کاش، ایشان در یک مصاحبه و یا در یک بحث چند جانبه؛ بجای خطبه خواندن و یک تنه به قاضی رفتن شرکت می کرد و این نظرات را مطرح می کرد، تا از او سئوال می شد، مگر واردات 65 تا 70 میلیارد دلاری کنونی جمهوری اسلامی که سکان رهبری آن در دست جنابعالی است، غیر از همان خواست و نقشه غرب است که اشاره فرمودید؟ مردم ایران که به چشم می بینند مغازه ها و بازارهای ایران مملو از اجناس وارداتی است. حتی پرده بکارت چینی! چای و برنج و شکر و پنبه و گندم و دامداری و ... ایران نابود نشده؟ صرف، دست یافتن به تکنولوژی اتمی که اگر نبود فروپاشی اتحاد شوروی و خریدن کارشناسان اتمی آن کشور – که بیشترین آنها را اسرائیل خرید- یعنی پیشرفت؟ نگاهی به اقتصاد ترکیه باید کرد. کشوری که فاقد نفت و متکی به تولید داخلی و صنعت توریسم. بازار میوه و تره بار و لبنیات اروپا را ترکیه فتح کرده است! اگر مصر و تونس الگوئی را هم برای سامان دادن اقتصاد خود انتخاب کنند، قطعا الگوی اقتصاد فاجعه بار و سراپا فاسد و آلوده به رشوه و رانت خواری جمهوری اسلامی نیست. در کدام کشور منطقه، اعتیاد و فحشای برخاسته از فقر اینگونه حاکم است که درجمهوری اسلامی حاکم است؟ مردم مصر و تونس قیام کرده اند که قهرمان اعتیاد به تریاک و هروئین و شیشه و دهها مشتقات آن شوند؟ مردم مصر و تونس قیام کرده اند که از این پس، با رفتن بن علی و مبارک، دستگیری و شکنجه روشنفکران، معترضان، روزنامه نگاران، زنان خواهان حقوق برابر با مردن با احکام شرعی صورت گیرد؟
حرف های آقای خامنه ای در مرور تاریخ استعماری منطقه، بی راه نیست، اما مصداق مقابله با این استعمار و کوشش برای استقلال اقتصادی و سیاسی، قطعا جمهوری اسلامی نیست!
بنابراین، نسخه ای که ایشان برای مصر و تونس و منطقه می نویسد، در هیچ داروخانه ای پیچیده نمی شود!
ایشان خود، رطب خورده ایست،که نمی تواند منع رطب کند. به همین جهت است که وقتی از استبداد حسن مبارک سخن می گوید و قیام علیه آن را به حق می داند، مردم ایران توحشی را پیش چشم خود مجسم می کنند که پس از کودتای 22 خرداد علیه آنها به کار گرفته شد. زندان های پر از زندانی سیاسی در نظرشان مجسم می شود، اعتراف گیری و نمایش تلویزیونی آن را مجسم می کنند و تحمیل رئیس جمهور کارگزار خویش به مردم را و سپس می گویند: "کلَ، اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی"!
یکسال و 7 ماه است که مردم را می کوبید و می گوئید آن فریب خورده اند و رهبران سیاسی مردم را می کوبید و می گوئید آنها سران فتنه اند. و یکسال و 7 ماه است که مردم می گویند، به ما اجازه یک راهپیمائی مسالمت آمیز بدهید تا معلوم شود فریب خورده کیست و فتنه گر چه کسی است؟
حتی برای همین سالگرد 22 بهمن هم تظاهرات مهندسی شده به سبک شتر سواران و الاغ و اسب سواران حسنی مبارک در میدان التحریر- آزادی- قاهره ترتیب ندهید و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی باندازه ارتش مصر غیرت کند و به جای سرکوب مردم و کیش کردن قمه بدستان و چماق داران و باطوم به مشت های عضو سپاه فدائیان ولایت، حفظ امنیت مردم را عهده دار شود تا واقعا در کف خیابان های تهران و شهرهای دیگر ایران وزن حکومت و آقای خامنه ای و دولت برکشیده اش و وزن- به قول ایشان- فتنه گران و فریب خوردگان معلوم شود.
این که کمال اتاتورک چه کرد و رضاخان میرپنج چگونه خواست تقلید از او بکند و یا علی امینی را امریکا آورد و شاه امریکائی ها را راضی کرد تا بتواند علی امینی را که نمی پسندید برکنار کند، در صدها جلد کتاب و رساله و مقاله تکرار شده است. پاسخ شکم گرسنه مردم را باید داد، پاسخ گرانی را باید داد، پاسخ قطع یارانه ها را باید داد که منجر به شورش در خاورمیانه شده، پاسخ خانواده اعدام شدگان و به زندان افتاده ها را باید داد، و در یک کلام، پاسخ بالای 20 سال سکانداری جمهوری اسلامی و وضع کنونی کشور را شخص ایشان باید بدهد.
خطبه خواندن و بلغور کردن غلط غلوط تاریخ که نه نان می شود و نه آب و نه آزادی و نه رضایت و وحدت ملی!
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه سیاسی- تاریخی خود، با اشاره به انقلاب 57 گفت:
"امام مثل كوه ایستاد و ملت هم پشت سر امام مانند كوه استواری ایستاد."
امام و ملت مثل کوه ایستادند تا مصباح یزدی و احمد جنتی و احمد خاتمی و علم الهدا و احمدی نژاد حاکم بر سرنوشت ایران و ایرانی شوند؟
آنها ایستادند که سلطنت برود و سلطنت جنابعالی بعنوان "حکومت ولائی" جانشین آن شود؟ مردم خاورمیانه علیه سلطنت و استبداد به پا خاسته اند. مردم رئیس جمهور مادام العمر نمی خواهند. چه مبارک باشد و چه اسد، چه ملک عبدالله باشد و چه بنی علی. مردم ایران نیز سلطان و سلطنت نمی خواهند. چه نامش سلطنت باشد و چه ولایت! حسنی مبارک هم دولت و نخست وزیر دارد. همانگونه که شما رئیس جمهور و دولت دست نشانده خویش دارید! مردم همین را نمی خواهند. صورت مسئله به همین روشنی است. اگر دولت مجری دربار ولایت نبود، برای برعهده گرفتن طرح حذف یارانه ها، سیاست های اتمی و نظامی، مصرف پول نفت، سیاست واردات، نوع مناسبات خارجی؛ باید تابع ملت می بود و راه حال قانونی آن انتخابات سالم و آزاد پارلمانی بود. جرم مبارک تغییر قانون اساسی مصر است، و مگر شما جز این کرده اید؟ چه کسی و مطابق چه اختیارات قانونی اصول اقتصادی قانون اساسی را تغییر دادید و دولت را مامور اجرای بی سابقه ترین خصوصی سازی در کشور کردید؟ این بگیر و ببند و بکش و اعدام کن و اعتراف بگیر و سیما سازی، این دخالت در جزئی ترین مسائل کشور- حتی رنگ لباس خانم ها- در کنار تعطیل کردن قانون اساسی کشور مصداق استبداد نیست؟
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه های دیروز خود گفت:
هدف دشمنان این بود كه اگر براندازی موفق نشد، نظام جمهوری اسلامی را استحاله كنند، یعنی صورت انقلاب باقی بماند، اما سیرت انقلاب و روح آن از بین برود كه در این زمینه تلاش بسیاری كردند و آخرین بخش نمایشنامه آنها نیز همین فتنه 88 بود.
اگر آقای خامنه ای یک مو از صداقت بر صورت داشت، حداقل از خود می پرسید: این جمهوری اسلامی که سکان آن را دو دستی چسبیده، واقعا همان جمهوری اسلامی که آقای خمینی درپاریس وعده داده بود؟ آن شعارهائی که جیره بگیران در نماز جمعه ایشان تکرار کردند، شعارهای انقلاب 57 بود؟ استحاله از این واضح تر؟ اگر آن مو بر صورت ایشان بود، اجازه میداد فیلم های دوران انقلاب و ابتدای جمهوری اسلامی را از سیمای جمهوری اسلامی پخش کنند و سپس اجازه میداد تا دوربین سیما برود در خیابان های تهران و یا هر شهر دیگری و زندگی و حرف های واقعی مردم را پخش کند. "تا سیه روی شود، آن که در او غش باشد!"
رهبر فرزانه در خطبه دیروز خود گفت:
"فتنه 88 نتیجه تلاش عدهای در داخل به دلیل حب نفس و حب مقام بود. برخی افراد به دلیل این امراض خطرناك نفسانی اسیر این توطئه شدند، بنده بارها گفتهام كه مدیر، طراح و نقشهكش این صحنه در بیرون مرزها بوده و هست و برخی در داخل دانسته و یا ندانسته با آنها همراهی كردند. "
اگر آقای خامنه ای در حب مقام و نفس، با حسنی مبارک رقابت نمی کرد، اجازه می داد آن افراد مریض نفسانی در سیما ظاهر شده و حرفشان را بزنند. ایشان این اتهام را در بیانیه ای که بمناسبت درگذشت آیت الله منتظری صادر کرد نیز تکرار کرد. هرکس بگوید شما جائری و مستبدی که پا جای پای شاه گذاشته، گرفتار مرض خطرناک نفسانی است؛ جز خود ایشان! عجیب نیست؟ و عجیب تر، سخنان همین روزهای حسنی مبارک در باره وابسته بودن قیام مردم مصر به خارج، فریب خوردن مصری ها و قدر ناشناسی آنها از خدمات 60 ساله وی نیست؟ شاه هم در جریان انقلاب 57 دقیقا همین استدلال حسنی مبارک در باره قیام کنونی مصر و سخنان علی خامنه ای در باره قیام مردم علیه کودتای 22 خرداد را بارها تکرار نکرد؟ ریشه همه اینها به بیماری لاعلاج استبداد و خوی خود بزرگ بینی باز نمی گردد؟
آقای خامنه ای دیروز گفت:
" پیش از انقلاب حكومت ایران سلطنتی بود.مردم در حكومت سلطنتی هیچ نقشی ندارند. اما نقطه مقابل این حكومت سلطنتی، مردمسالاری است كه مردم در آن نقش تأثیرگذاری دارند.
در آن زمان یك نفر میمرد و یك نفر دیگر را به جای خود معرفی میكرد و در این میان مردم هیچ نقشی نداشتند و مجبور بودند كه شاه جدید را بپذیرند، اما در جمهوری اسلامی ایران به بركت انقلاب، حكومت مردمی استقرار یافته است كه در این نظام، مردم نقش تأثیرگذاری دارند.
پیش از انقلاب، حكومت ایران دیكتاتوری امنیتی بود، اما انقلاب اسلامی فضای آزاد نقد و اصلاح را در جامعه ایجاد كرد و در طول این 32 سال گذشته نیز این روند ادامه داشته است.
یک متفكر غربی میگوید كه اگر در بین ملتهای مسلمان جهان دو نكته وجود داشته باشد، همه تابوهای غربی در هم شكسته خواهد شد. مساله اول، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است كه یك حكومت پیشرفته دینی را برای مسلمانان جهان ممكن میسازد و نشان میدهد با این قانون میتوان یك حكومت متجدد امروزی و كاملا دینی ایجاد كرد. دومین نكته مورد توجه این متفكر غربی را كارنامه موفقیتهای علمی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی را دانستند. امروز طبق گزارشاتی كه من دارم البته تا 22 بهمن، به توفیق الهی كشور به طور كامل از واردات بنزین بینیاز میشود. بعد از 22بهمن ما حتی میتوانیم بنزین را صادر كنیم كه دستورش را هم دادهاند."
نه ایشان گفت و نه ما می دانیم آن متفکر غربی کیست که چنین گفته و اساسا چه نیازی به طلب شاهد از غرب است؟ اما این را میدانیم که همان سران باصطلاح فتنه و همه آنها که اکنونی زندانی سیاسی اند، یکصدا می گویند: قانون اساسی را اجرا کنید! و آن که مانع اجرای کامل و همه جانبه این قانون اساس شخص خود ایشان است! بنابراین باید گفت: آن که لالائی بلد است، چرا خوابش نمی برد!
حضور علی خامنه ای در نماز جمعه دیروز تهران و خطبه هائی که خواند، در واقع گزارشی بود یکطرفه ای از 22 سال رهبری خویش و درعین حال او از بیم مقایسه ناگزیر حسنی مبارک و بن علی تونسی با خودش، به نماز جمعه آمد تا بگوید برخلاف حسنی مبارک و بن علی، او از دمکراسی و مردم سالاری دفاع می کند. در حقیقت، حضور خامنه ای در نماز جمعه دیروز تهران، همان حضور مبارک و بن علی در تلویزیون کشورهایشان درجریان قیام مردم و اعلام فریبکارانه "درک خواست مردم" بود.
به این جملات خطبه دیروز آقای خامنه ای توجه کنید:
"از اول امام اعلام كرد كه باید مردم نظر بدهند. چه در اصل انتخاب جمهوری اسلامی، چه در تدوین قانون اساسی و چه در پذیرش آن قانون. قانونی كه در مجلس خبرگان تصویب شده بود. چه در انتخاب رئیس جمهور و چه در انتخاب مجلس. 32 سال از انقلاب میگذرد؛ ما با محاسبه رفراندومهایی كه شده است 33 تا حضور مردم داشتیم، در طول 32 سال 32 یا 33 مرتبه مردم رفتهاند و رای دادهاند و انتخاب كردهاند. یعنی به طور متوسط سالی یكی. امروز مسئولین كشور از خبرگان رهبری كه رهبر را نصب یا عزل میكنند گرفته تا ریاست جمهوری تا مجلس و شوراها، منتخبین مردم هستند، جریانهای گوناگون هم سر كار آمدند؛ این جور هم نبوده است كه ما بگوییم تنها یك جریان بوده، گرایشهای سیاسی از اول تا امروز در این چند رئیس جمهوری كه سر كار آمدند هر كدام یك جهتگیری و یك شكل داشتند و همه با انتخاب مردم بر سر كار آمدند.
از اول امام اعلام عدالت كردند. خوب عدالت اجتماعی از همه این كارها سختتر است؛ از حفظ مردم سالاری و بقیه كارهایی كه در جمهوری اسلامی شده است، استقرار عدالت اجتماعی كار سختتر و دشوارتری است، نمیگویم كه ما تا امروز توانستیم به طور كامل عدالت اجتماعی را مستقر كنیم، نه! عدالتی كه اسلام از ما خواسته است با آنچه كه امروز در جامعه ما است فاصله دارد اما حركت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشد و ادامه پیدا كرد و روز به روز شدیدتر شده است؛ امروز حركت به سمت عدالت اجتماعی از سالها و دورههای قبل هم بیشتر است. "
این سخنان که ادامه آن را می خوانید، کپی برداری از سخنان حسنی مبارک و بویژه علی عبدالله صالح یمنی در روز پنجشنبه گذشته و یا بشار اسد در سوریه و ... نیست! اگر هست، که قطعا هست، آن که باید ناقوس قیام دوباره مردم زیر گوشش در ایران صدا کرده باشد، خود ایشان نیست؟ اگر هست؛ که قطعا هست، راه حل آن خطبه خواندن است و یا خاتمه دادن به متهم کردن امثال موسوی و خاتمی و رفسنجانی و کروبی به سران فتنه و مردم را فریب خورده معرفی کردن، یا جسارت تشکیل یک مجمع ملی، برای یافتن راه حلی برای برون رفت از بحران کنونی؟ آزاد کردن زندانیان، موافقت با یک انتخابات آزاد و...
همه ملت ایران دراین روزها متوجه شده اند که حسنی مبارک نه تنها نتوانست پسرش را جانشین خود کند، بلکه حالا خود او نیز درحال رفتن است. رئیس جمهور مادام العمر یمن هم گفته که پسرش دیگر قصد نشستن به جای او را ندارد. البته خودش هم در آستانه سقوط است. بشار اسد نیز در پی یافتن راه حلی برای لغو ریاست جمهوری مادام العمر خود است و البته شاید شرمنده جانشینی پدر! اگر طرح جانشینی "آقا مجتبی"، با دیدن این اوضاع در منطقه منتفی شده، بهتر نیست به جای ذکر آن اصول قانون اساسی که درباره انتخاب رهبری است و ایشان در نماز جمعه دیروز پس از 22 سال آن را بر زبان آورد، حداقل در همان مجمع ملی پیشنهاد، اعلام کند که جانشینی آقا مجتبی منتفی است و ایشان بابت فاجعه ای که در مملکت آفریده توبه کرده است؟ و ضمنا بهتر است یک محدودیت زمانی برای رهبر در نظر گرفته شود که مردم فکر نکنند ایران هم مصر است و ایشان هم حسنی مبارک!
آقای خامنه ای که آشکارا نگران تکرای قیام مردم مصر و تونس و یمن و... علیه گرانی و بیکاری و استبداد در ایران است، در بخش دیگری از خطبه های دیروز خود، باز هم مانند حکام عرب منطقه، گریزی به همین نگرانی زد و همان حرف هائی را زد که آنها در هفته ها و روزهای گذشته در باره بی عدالتی و فقر در کشورشان زده اند. آقای خامنه ای گفت:
"این همه مسكنسازی در روستاها و جادهسازی به سمت شهرهای دور كشور و روستاها و راههای ارتباطی، ارتباطهای گوناگون و نیروی برق، آب، تلفن، امكانات زندگی اینها در سرتاسر كشور توزیع شده است. مسئله هدفمند كردن یارانهها یك كار بزرگی است كه اگر انشاءالله مسئولین كشور بتوانند خوب این را عمل كنند خیلی مهم است"
آقای خامنه ای که تردید نیست میداند آنچه باعث انفجار در خاورمیانه شده نتیجه اجرای همین طرح حذف یارانه هاست که دستور دهنده آن صندوق بین المللی پول است و اجرای آن را بی آن که به رفراندوم بگذارد و اجازه بدهد مردم درجریان واقعیات پشت آن قرار بگیرند و نظر بدهند شخصا ابلاغ کرده است، در ادامه خطبه های خود، مانند امثال حسین شریعتمداری، چند خبر و رویداد روزهای اخیر را در جهت تائید نظرات خود تحریف کرد. از جمله این که در روزهای اخیر، رسانه های امریکائی و اروپائی بیش از هر چیز روی خطر اسلام گرائی در مصر تاکید می کنند. پشت این تبلیغات رسانه های مهم تصویری و صوتی و انتشاراتی جهان، اسرائیل قرار دارد. آنها، مدلی را بعنوان نمونه ارائه میدهند که جمهوری اسلامی آقای خامنه ایست. درحالیکه، در قیام مردم مصر و تونس، شعاراسلامی و یا تظاهر اسلامی کمترین نمود را دارد. هر کلام مقامات ایران در جهت اسلامی اعلام کردن قیام مردم مصر و دیگر کشورهای عربی، عملا گامی است در جهت توطئه امریکا واروپا علیه قیام ضد استبدادی و عدالت خواهانه مردم منطقه.
حال ببینیم آقای خامنه ای از قول جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق امریکا که همآهنگ با سیاست تبلیغاتی یاد شده در بالا این روزها مرتب اظهار نظر می کند، چه نکته ای را نقل می کند:
"آن رئیسجمهور آمریكا در دوره انقلاب، همین چند روز پیش مصاحبه كرده و گفته این صداهایی كه در مصر شنیده میشود برای من آشنا است."
کارتر برای حفظ مبارک و سرکوب مردم چنین می گوید و آقای خامنه ای او را شاهد توهمات خود کرده است!
بخش دیگری از توهمان آقای خامنه ای که حاصل رایزنی با امثال علی اکبر ولایتی و حسین شریعتمداری و لابد آقازاده خویش "مجتبی" است، مربوط به ضربه ایست که امریکا از سقوط حسنی مبارک می خورد!
این درحالی است که بتدریج و با اشاره، برخی مطبوعات مترقی زمزمه می کنند که اوباما اگر از پیش هم نقشی در تشویق رهبران سیاسی و مذهبی مصر برای برکنار مبارک نداشته، اکنون با حمایت علنی از برکناری او، بزرگترین پشت پا را به دولت سرکش نتانیاهو در اسرائیل زده است. با تغییر دولت ها و حکومت ها در مصر و دیگر کشورهای منطقه، عملا زمینه سقوط دولت اسرائیل و سپس تشکیل دولت فلسطین و دور زدن سیاست حمله نظامی به ایران پیش برده می شود و در همین ارتباط تلاش اسرائیل برای جلوگیری از کشیدن شدن ریاست جمهوری اوباما برای یک دوره دیگر نقش بر آب می شود.
اینهاست آن نکات مهم و ظریفی که نیروهای مترقی منطقه و جهان؛ بتدریج سرگرم تحلیل آن هستند و این تکاپوهای تحلیلی فاصله ای نجومی دارد با حرف های تبلیغاتی و ارزان آقای خامنه ای. حرف هائی که نه در داخل، در میان مردم خریدار دارد، نه حتی در میان بخش مهمی از نیروهای سیاسی و فهیم جمهوری اسلامی و نه در منطقه. که اتفاقا در بخش منطقه ای، باعث واکنش های تند رهبران جنبش مصر نیز شده است.
به این توهم پروری های مقام معظم فرزانه توجه کنید، که در هیچ فیلم و عکس و خبری نشانی از آن نیست و صرفا برای عوامفریبی و مردم فریبی و انکار انگیزه اصلی قیام مردم طرح شده است:
" به مجرد اینكه این خائن(نام بن علی را ایشان نیآورد تا نام خود او تداعی نشود!) از تونس فرار كرد و اوضاع به هم ریخت، دختران دانشجو با حجاب به دانشگاهها رفتند كه این نشاندهنده انگیزه عمیق اسلامی است، ولی این موضوع را تحلیلگران غربی میخواهند كتمان كرده و مخفی نگهدارند. "
یعنی آنچه که نیست و نبوده را باید مطبوعات غربی بنویسند!
آقای خامنه ای که فقر و خانه بدوشی و کارتن خوابی درایران را فراموش کرده و یا خود را به فراموشی زده، درباره مصر در خطبه دیروزش گفت:
" چند صدهزار نفر از فقرای قاهره در قبرستانها زندگی میكنند؛ 40 درصد مردم زیر خط فقر و آواره و بیابانگرد. البته بنده تا 2-3 میلیون نفر را نیز شنیدهام.
با تقلید از مبارک و بن علی
آقای خامنه ای، روز گذشته نماز جمعه تهران را اقامه کرد تا بعنوان خطبه نماز، اولا گزارشی از دوران رهبری خود بدهد و دوم، تقریبا و غیر مستقیم همان سخنانی را بگوید که بن علی پیش از خروج از تونس گفت و حسنی مبارک نیز 10 روز پیش در سخنرانی تلویزیونی اش بر زبان آورد. او برای نخستین بار پس از 22 سال بر زبان آورد که رهبر در جمهوری اسلامی انتخابی و منتخب مجلس خبرگان است و نه به قول آیت الله محمد یزدی و آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جنتی برگمار شده از جانب خداوند! او با این گریز به قانون اساسی، ضمنا خواست به شیوه حسنی مبارک و علی عبدالله صالح یمنی بگوید که نمی خواهد پسرش – مجتبی- را جانشین خود کند و از آنچه در مصر و یمن گذشت درس گرفته است!
او از التزام به قانون اساسی سخن گفت و از مردمسالاری دفاع کرد و این که تاکنون از هر جناح در ایران دولت تشکیل شده است. و این که این دولت هم رفتنی است و می تواند دولت دیگری از جناح دیگر و یا تلفیقی از جناح ها روی کار بیآید. او در تقبیح دیکتاتوری و استبداد سخن گفت و مدعی شد که در جمهوری اسلامی نقد و بحث آزاد است! در عین حال، وی نیز مانند همه مستبدان تاریخ، در خطبه های نماز دیروزش، درحالیکه یک پا به عقب می گذاشت، نیم پا هم به جلو بر میداشت تا زیاد هم منتقدانش را امیدوار نکرده باشد! او درهمان حال که از آزادی سخن گفت و حکومت مستبد مبارک را تقبیح کرد، از عدالت اقتصادی نیز سخن گفت، اما با انکار ریشه قیام مردم مصر و تونس و دیگر کشورهای خاورمیانه. آقای خامنه ای نیز مانند حسین شریعتمداری که پنجشنبه شب در سیمای جمهوری اسلامی ظاهر شده و مشتی دروغ و دغل و تحریف را سر هم کرد تا بگوید مردم مصر برای اسلام قیام کرده اند، مدعی شد که قیام مردم عرب خاورمیانه برای اسلام است! و لابد همان اسلامی که ایشان سکاندار آنست! فرازهای مهم و غیر تکراری سخنان روز گذشته آقای خامنه ای را باید با دقت خواند تا هم از بحث های جاری در پشت صحنه با اطلاع شد و هم از وحشتی که قیام مصر و تونس در دل کودتاچی ها در ایران انداخته است. آنچه را که ما بعنوان گزیده تحلیلی سخنان روز گذشته آقای خامنه ای منتشر می کنیم، تلاشی است در همین جهت.
آقای خامنه ای گفت:
برنامه حکومتی مراسم 22 بهمن امسال را با پیوند زدن قیام مردم خاورمیانه به سالگرد 22 بهمن اعلام کرد و دستور خوردن یک میوه پیوندی کال و تلخ را صادر کرد.
او گفت: "22 بهمن امسال یك شور و حال دیگری دارد، زیرا مردم مشاهده میكنند كه انعكاس صدای آنها، امروز در مناطق دیگری از دنیای اسلام شنیده میشود."
این درحالی است که تحولات تونس و مصر و یمن و مراکش و اردن و الجزایر و ... مستقیما تحت تاثیر قیام به خون کشیده شده مردم ایران در جریان کودتای 22 خرداد است.
خامنه ای حرف های پنجشنبه شب حسین شریعتمداری در سیمای جمهوری اسلامی را تکرار کرد و قیام مردم مصر و تونس را، که در هر عکس و تصویر و خبر و شعار و گزارشی که در سراسر جهان منتشر شده؛ قیام علیه گرانی و استبداد ارزیابی و اعلام شده، قیام برای اسلام معرفی کرد. و لابد، یعنی قیام برای عبور از استبداد حسنی مبارکی و رفتن به سوی استبداد مذهبی از نوع کودتائی آن که اکنون در ایران حاکم است و فرمانده آن آقای خامنه ایست!
آقای خامنه ای که سالهاست زبان مردم را نمی داند و بلندگوی قدرتی مشابه حسنی مبارک و صدام حسین است، در نماز جمعه دیروز خود چند کلامی هم به زبان عربی، برای جهان عرب سخنرانی کرد!
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه های خود، اشاره به تاریخ شکل گیری کشورهای خاورمیانه از بعد از جنگ اول جهانی کرد و هدف کشورهای استعماری را از روی کارآوردن دولت های دست نشانده. او در همین بخش گفت:
"غرب میخواست كه این كشورها از لحاظ اقتصادی مصرفكننده باشند. یعنی "نفتی" را كه تقریباً مفت از چنگشان خارج میكردند، پول همان نفت را دوباره خرج واردات كنند و خرج مصرف كنند تا كارخانههای غربی رونق بگیرند."
ای کاش، ایشان در یک مصاحبه و یا در یک بحث چند جانبه؛ بجای خطبه خواندن و یک تنه به قاضی رفتن شرکت می کرد و این نظرات را مطرح می کرد، تا از او سئوال می شد، مگر واردات 65 تا 70 میلیارد دلاری کنونی جمهوری اسلامی که سکان رهبری آن در دست جنابعالی است، غیر از همان خواست و نقشه غرب است که اشاره فرمودید؟ مردم ایران که به چشم می بینند مغازه ها و بازارهای ایران مملو از اجناس وارداتی است. حتی پرده بکارت چینی! چای و برنج و شکر و پنبه و گندم و دامداری و ... ایران نابود نشده؟ صرف، دست یافتن به تکنولوژی اتمی که اگر نبود فروپاشی اتحاد شوروی و خریدن کارشناسان اتمی آن کشور – که بیشترین آنها را اسرائیل خرید- یعنی پیشرفت؟ نگاهی به اقتصاد ترکیه باید کرد. کشوری که فاقد نفت و متکی به تولید داخلی و صنعت توریسم. بازار میوه و تره بار و لبنیات اروپا را ترکیه فتح کرده است! اگر مصر و تونس الگوئی را هم برای سامان دادن اقتصاد خود انتخاب کنند، قطعا الگوی اقتصاد فاجعه بار و سراپا فاسد و آلوده به رشوه و رانت خواری جمهوری اسلامی نیست. در کدام کشور منطقه، اعتیاد و فحشای برخاسته از فقر اینگونه حاکم است که درجمهوری اسلامی حاکم است؟ مردم مصر و تونس قیام کرده اند که قهرمان اعتیاد به تریاک و هروئین و شیشه و دهها مشتقات آن شوند؟ مردم مصر و تونس قیام کرده اند که از این پس، با رفتن بن علی و مبارک، دستگیری و شکنجه روشنفکران، معترضان، روزنامه نگاران، زنان خواهان حقوق برابر با مردن با احکام شرعی صورت گیرد؟
حرف های آقای خامنه ای در مرور تاریخ استعماری منطقه، بی راه نیست، اما مصداق مقابله با این استعمار و کوشش برای استقلال اقتصادی و سیاسی، قطعا جمهوری اسلامی نیست!
بنابراین، نسخه ای که ایشان برای مصر و تونس و منطقه می نویسد، در هیچ داروخانه ای پیچیده نمی شود!
ایشان خود، رطب خورده ایست،که نمی تواند منع رطب کند. به همین جهت است که وقتی از استبداد حسن مبارک سخن می گوید و قیام علیه آن را به حق می داند، مردم ایران توحشی را پیش چشم خود مجسم می کنند که پس از کودتای 22 خرداد علیه آنها به کار گرفته شد. زندان های پر از زندانی سیاسی در نظرشان مجسم می شود، اعتراف گیری و نمایش تلویزیونی آن را مجسم می کنند و تحمیل رئیس جمهور کارگزار خویش به مردم را و سپس می گویند: "کلَ، اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی"!
یکسال و 7 ماه است که مردم را می کوبید و می گوئید آن فریب خورده اند و رهبران سیاسی مردم را می کوبید و می گوئید آنها سران فتنه اند. و یکسال و 7 ماه است که مردم می گویند، به ما اجازه یک راهپیمائی مسالمت آمیز بدهید تا معلوم شود فریب خورده کیست و فتنه گر چه کسی است؟
حتی برای همین سالگرد 22 بهمن هم تظاهرات مهندسی شده به سبک شتر سواران و الاغ و اسب سواران حسنی مبارک در میدان التحریر- آزادی- قاهره ترتیب ندهید و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی باندازه ارتش مصر غیرت کند و به جای سرکوب مردم و کیش کردن قمه بدستان و چماق داران و باطوم به مشت های عضو سپاه فدائیان ولایت، حفظ امنیت مردم را عهده دار شود تا واقعا در کف خیابان های تهران و شهرهای دیگر ایران وزن حکومت و آقای خامنه ای و دولت برکشیده اش و وزن- به قول ایشان- فتنه گران و فریب خوردگان معلوم شود.
این که کمال اتاتورک چه کرد و رضاخان میرپنج چگونه خواست تقلید از او بکند و یا علی امینی را امریکا آورد و شاه امریکائی ها را راضی کرد تا بتواند علی امینی را که نمی پسندید برکنار کند، در صدها جلد کتاب و رساله و مقاله تکرار شده است. پاسخ شکم گرسنه مردم را باید داد، پاسخ گرانی را باید داد، پاسخ قطع یارانه ها را باید داد که منجر به شورش در خاورمیانه شده، پاسخ خانواده اعدام شدگان و به زندان افتاده ها را باید داد، و در یک کلام، پاسخ بالای 20 سال سکانداری جمهوری اسلامی و وضع کنونی کشور را شخص ایشان باید بدهد.
خطبه خواندن و بلغور کردن غلط غلوط تاریخ که نه نان می شود و نه آب و نه آزادی و نه رضایت و وحدت ملی!
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه سیاسی- تاریخی خود، با اشاره به انقلاب 57 گفت:
"امام مثل كوه ایستاد و ملت هم پشت سر امام مانند كوه استواری ایستاد."
امام و ملت مثل کوه ایستادند تا مصباح یزدی و احمد جنتی و احمد خاتمی و علم الهدا و احمدی نژاد حاکم بر سرنوشت ایران و ایرانی شوند؟
آنها ایستادند که سلطنت برود و سلطنت جنابعالی بعنوان "حکومت ولائی" جانشین آن شود؟ مردم خاورمیانه علیه سلطنت و استبداد به پا خاسته اند. مردم رئیس جمهور مادام العمر نمی خواهند. چه مبارک باشد و چه اسد، چه ملک عبدالله باشد و چه بنی علی. مردم ایران نیز سلطان و سلطنت نمی خواهند. چه نامش سلطنت باشد و چه ولایت! حسنی مبارک هم دولت و نخست وزیر دارد. همانگونه که شما رئیس جمهور و دولت دست نشانده خویش دارید! مردم همین را نمی خواهند. صورت مسئله به همین روشنی است. اگر دولت مجری دربار ولایت نبود، برای برعهده گرفتن طرح حذف یارانه ها، سیاست های اتمی و نظامی، مصرف پول نفت، سیاست واردات، نوع مناسبات خارجی؛ باید تابع ملت می بود و راه حال قانونی آن انتخابات سالم و آزاد پارلمانی بود. جرم مبارک تغییر قانون اساسی مصر است، و مگر شما جز این کرده اید؟ چه کسی و مطابق چه اختیارات قانونی اصول اقتصادی قانون اساسی را تغییر دادید و دولت را مامور اجرای بی سابقه ترین خصوصی سازی در کشور کردید؟ این بگیر و ببند و بکش و اعدام کن و اعتراف بگیر و سیما سازی، این دخالت در جزئی ترین مسائل کشور- حتی رنگ لباس خانم ها- در کنار تعطیل کردن قانون اساسی کشور مصداق استبداد نیست؟
آقای خامنه ای در بخش دیگری از خطبه های دیروز خود گفت:
هدف دشمنان این بود كه اگر براندازی موفق نشد، نظام جمهوری اسلامی را استحاله كنند، یعنی صورت انقلاب باقی بماند، اما سیرت انقلاب و روح آن از بین برود كه در این زمینه تلاش بسیاری كردند و آخرین بخش نمایشنامه آنها نیز همین فتنه 88 بود.
اگر آقای خامنه ای یک مو از صداقت بر صورت داشت، حداقل از خود می پرسید: این جمهوری اسلامی که سکان آن را دو دستی چسبیده، واقعا همان جمهوری اسلامی که آقای خمینی درپاریس وعده داده بود؟ آن شعارهائی که جیره بگیران در نماز جمعه ایشان تکرار کردند، شعارهای انقلاب 57 بود؟ استحاله از این واضح تر؟ اگر آن مو بر صورت ایشان بود، اجازه میداد فیلم های دوران انقلاب و ابتدای جمهوری اسلامی را از سیمای جمهوری اسلامی پخش کنند و سپس اجازه میداد تا دوربین سیما برود در خیابان های تهران و یا هر شهر دیگری و زندگی و حرف های واقعی مردم را پخش کند. "تا سیه روی شود، آن که در او غش باشد!"
رهبر فرزانه در خطبه دیروز خود گفت:
"فتنه 88 نتیجه تلاش عدهای در داخل به دلیل حب نفس و حب مقام بود. برخی افراد به دلیل این امراض خطرناك نفسانی اسیر این توطئه شدند، بنده بارها گفتهام كه مدیر، طراح و نقشهكش این صحنه در بیرون مرزها بوده و هست و برخی در داخل دانسته و یا ندانسته با آنها همراهی كردند. "
اگر آقای خامنه ای در حب مقام و نفس، با حسنی مبارک رقابت نمی کرد، اجازه می داد آن افراد مریض نفسانی در سیما ظاهر شده و حرفشان را بزنند. ایشان این اتهام را در بیانیه ای که بمناسبت درگذشت آیت الله منتظری صادر کرد نیز تکرار کرد. هرکس بگوید شما جائری و مستبدی که پا جای پای شاه گذاشته، گرفتار مرض خطرناک نفسانی است؛ جز خود ایشان! عجیب نیست؟ و عجیب تر، سخنان همین روزهای حسنی مبارک در باره وابسته بودن قیام مردم مصر به خارج، فریب خوردن مصری ها و قدر ناشناسی آنها از خدمات 60 ساله وی نیست؟ شاه هم در جریان انقلاب 57 دقیقا همین استدلال حسنی مبارک در باره قیام کنونی مصر و سخنان علی خامنه ای در باره قیام مردم علیه کودتای 22 خرداد را بارها تکرار نکرد؟ ریشه همه اینها به بیماری لاعلاج استبداد و خوی خود بزرگ بینی باز نمی گردد؟
آقای خامنه ای دیروز گفت:
" پیش از انقلاب حكومت ایران سلطنتی بود.مردم در حكومت سلطنتی هیچ نقشی ندارند. اما نقطه مقابل این حكومت سلطنتی، مردمسالاری است كه مردم در آن نقش تأثیرگذاری دارند.
در آن زمان یك نفر میمرد و یك نفر دیگر را به جای خود معرفی میكرد و در این میان مردم هیچ نقشی نداشتند و مجبور بودند كه شاه جدید را بپذیرند، اما در جمهوری اسلامی ایران به بركت انقلاب، حكومت مردمی استقرار یافته است كه در این نظام، مردم نقش تأثیرگذاری دارند.
پیش از انقلاب، حكومت ایران دیكتاتوری امنیتی بود، اما انقلاب اسلامی فضای آزاد نقد و اصلاح را در جامعه ایجاد كرد و در طول این 32 سال گذشته نیز این روند ادامه داشته است.
یک متفكر غربی میگوید كه اگر در بین ملتهای مسلمان جهان دو نكته وجود داشته باشد، همه تابوهای غربی در هم شكسته خواهد شد. مساله اول، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است كه یك حكومت پیشرفته دینی را برای مسلمانان جهان ممكن میسازد و نشان میدهد با این قانون میتوان یك حكومت متجدد امروزی و كاملا دینی ایجاد كرد. دومین نكته مورد توجه این متفكر غربی را كارنامه موفقیتهای علمی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی را دانستند. امروز طبق گزارشاتی كه من دارم البته تا 22 بهمن، به توفیق الهی كشور به طور كامل از واردات بنزین بینیاز میشود. بعد از 22بهمن ما حتی میتوانیم بنزین را صادر كنیم كه دستورش را هم دادهاند."
نه ایشان گفت و نه ما می دانیم آن متفکر غربی کیست که چنین گفته و اساسا چه نیازی به طلب شاهد از غرب است؟ اما این را میدانیم که همان سران باصطلاح فتنه و همه آنها که اکنونی زندانی سیاسی اند، یکصدا می گویند: قانون اساسی را اجرا کنید! و آن که مانع اجرای کامل و همه جانبه این قانون اساس شخص خود ایشان است! بنابراین باید گفت: آن که لالائی بلد است، چرا خوابش نمی برد!
حضور علی خامنه ای در نماز جمعه دیروز تهران و خطبه هائی که خواند، در واقع گزارشی بود یکطرفه ای از 22 سال رهبری خویش و درعین حال او از بیم مقایسه ناگزیر حسنی مبارک و بن علی تونسی با خودش، به نماز جمعه آمد تا بگوید برخلاف حسنی مبارک و بن علی، او از دمکراسی و مردم سالاری دفاع می کند. در حقیقت، حضور خامنه ای در نماز جمعه دیروز تهران، همان حضور مبارک و بن علی در تلویزیون کشورهایشان درجریان قیام مردم و اعلام فریبکارانه "درک خواست مردم" بود.
به این جملات خطبه دیروز آقای خامنه ای توجه کنید:
"از اول امام اعلام كرد كه باید مردم نظر بدهند. چه در اصل انتخاب جمهوری اسلامی، چه در تدوین قانون اساسی و چه در پذیرش آن قانون. قانونی كه در مجلس خبرگان تصویب شده بود. چه در انتخاب رئیس جمهور و چه در انتخاب مجلس. 32 سال از انقلاب میگذرد؛ ما با محاسبه رفراندومهایی كه شده است 33 تا حضور مردم داشتیم، در طول 32 سال 32 یا 33 مرتبه مردم رفتهاند و رای دادهاند و انتخاب كردهاند. یعنی به طور متوسط سالی یكی. امروز مسئولین كشور از خبرگان رهبری كه رهبر را نصب یا عزل میكنند گرفته تا ریاست جمهوری تا مجلس و شوراها، منتخبین مردم هستند، جریانهای گوناگون هم سر كار آمدند؛ این جور هم نبوده است كه ما بگوییم تنها یك جریان بوده، گرایشهای سیاسی از اول تا امروز در این چند رئیس جمهوری كه سر كار آمدند هر كدام یك جهتگیری و یك شكل داشتند و همه با انتخاب مردم بر سر كار آمدند.
از اول امام اعلام عدالت كردند. خوب عدالت اجتماعی از همه این كارها سختتر است؛ از حفظ مردم سالاری و بقیه كارهایی كه در جمهوری اسلامی شده است، استقرار عدالت اجتماعی كار سختتر و دشوارتری است، نمیگویم كه ما تا امروز توانستیم به طور كامل عدالت اجتماعی را مستقر كنیم، نه! عدالتی كه اسلام از ما خواسته است با آنچه كه امروز در جامعه ما است فاصله دارد اما حركت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشد و ادامه پیدا كرد و روز به روز شدیدتر شده است؛ امروز حركت به سمت عدالت اجتماعی از سالها و دورههای قبل هم بیشتر است. "
این سخنان که ادامه آن را می خوانید، کپی برداری از سخنان حسنی مبارک و بویژه علی عبدالله صالح یمنی در روز پنجشنبه گذشته و یا بشار اسد در سوریه و ... نیست! اگر هست، که قطعا هست، آن که باید ناقوس قیام دوباره مردم زیر گوشش در ایران صدا کرده باشد، خود ایشان نیست؟ اگر هست؛ که قطعا هست، راه حل آن خطبه خواندن است و یا خاتمه دادن به متهم کردن امثال موسوی و خاتمی و رفسنجانی و کروبی به سران فتنه و مردم را فریب خورده معرفی کردن، یا جسارت تشکیل یک مجمع ملی، برای یافتن راه حلی برای برون رفت از بحران کنونی؟ آزاد کردن زندانیان، موافقت با یک انتخابات آزاد و...
همه ملت ایران دراین روزها متوجه شده اند که حسنی مبارک نه تنها نتوانست پسرش را جانشین خود کند، بلکه حالا خود او نیز درحال رفتن است. رئیس جمهور مادام العمر یمن هم گفته که پسرش دیگر قصد نشستن به جای او را ندارد. البته خودش هم در آستانه سقوط است. بشار اسد نیز در پی یافتن راه حلی برای لغو ریاست جمهوری مادام العمر خود است و البته شاید شرمنده جانشینی پدر! اگر طرح جانشینی "آقا مجتبی"، با دیدن این اوضاع در منطقه منتفی شده، بهتر نیست به جای ذکر آن اصول قانون اساسی که درباره انتخاب رهبری است و ایشان در نماز جمعه دیروز پس از 22 سال آن را بر زبان آورد، حداقل در همان مجمع ملی پیشنهاد، اعلام کند که جانشینی آقا مجتبی منتفی است و ایشان بابت فاجعه ای که در مملکت آفریده توبه کرده است؟ و ضمنا بهتر است یک محدودیت زمانی برای رهبر در نظر گرفته شود که مردم فکر نکنند ایران هم مصر است و ایشان هم حسنی مبارک!
آقای خامنه ای که آشکارا نگران تکرای قیام مردم مصر و تونس و یمن و... علیه گرانی و بیکاری و استبداد در ایران است، در بخش دیگری از خطبه های دیروز خود، باز هم مانند حکام عرب منطقه، گریزی به همین نگرانی زد و همان حرف هائی را زد که آنها در هفته ها و روزهای گذشته در باره بی عدالتی و فقر در کشورشان زده اند. آقای خامنه ای گفت:
"این همه مسكنسازی در روستاها و جادهسازی به سمت شهرهای دور كشور و روستاها و راههای ارتباطی، ارتباطهای گوناگون و نیروی برق، آب، تلفن، امكانات زندگی اینها در سرتاسر كشور توزیع شده است. مسئله هدفمند كردن یارانهها یك كار بزرگی است كه اگر انشاءالله مسئولین كشور بتوانند خوب این را عمل كنند خیلی مهم است"
آقای خامنه ای که تردید نیست میداند آنچه باعث انفجار در خاورمیانه شده نتیجه اجرای همین طرح حذف یارانه هاست که دستور دهنده آن صندوق بین المللی پول است و اجرای آن را بی آن که به رفراندوم بگذارد و اجازه بدهد مردم درجریان واقعیات پشت آن قرار بگیرند و نظر بدهند شخصا ابلاغ کرده است، در ادامه خطبه های خود، مانند امثال حسین شریعتمداری، چند خبر و رویداد روزهای اخیر را در جهت تائید نظرات خود تحریف کرد. از جمله این که در روزهای اخیر، رسانه های امریکائی و اروپائی بیش از هر چیز روی خطر اسلام گرائی در مصر تاکید می کنند. پشت این تبلیغات رسانه های مهم تصویری و صوتی و انتشاراتی جهان، اسرائیل قرار دارد. آنها، مدلی را بعنوان نمونه ارائه میدهند که جمهوری اسلامی آقای خامنه ایست. درحالیکه، در قیام مردم مصر و تونس، شعاراسلامی و یا تظاهر اسلامی کمترین نمود را دارد. هر کلام مقامات ایران در جهت اسلامی اعلام کردن قیام مردم مصر و دیگر کشورهای عربی، عملا گامی است در جهت توطئه امریکا واروپا علیه قیام ضد استبدادی و عدالت خواهانه مردم منطقه.
حال ببینیم آقای خامنه ای از قول جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق امریکا که همآهنگ با سیاست تبلیغاتی یاد شده در بالا این روزها مرتب اظهار نظر می کند، چه نکته ای را نقل می کند:
"آن رئیسجمهور آمریكا در دوره انقلاب، همین چند روز پیش مصاحبه كرده و گفته این صداهایی كه در مصر شنیده میشود برای من آشنا است."
کارتر برای حفظ مبارک و سرکوب مردم چنین می گوید و آقای خامنه ای او را شاهد توهمات خود کرده است!
بخش دیگری از توهمان آقای خامنه ای که حاصل رایزنی با امثال علی اکبر ولایتی و حسین شریعتمداری و لابد آقازاده خویش "مجتبی" است، مربوط به ضربه ایست که امریکا از سقوط حسنی مبارک می خورد!
این درحالی است که بتدریج و با اشاره، برخی مطبوعات مترقی زمزمه می کنند که اوباما اگر از پیش هم نقشی در تشویق رهبران سیاسی و مذهبی مصر برای برکنار مبارک نداشته، اکنون با حمایت علنی از برکناری او، بزرگترین پشت پا را به دولت سرکش نتانیاهو در اسرائیل زده است. با تغییر دولت ها و حکومت ها در مصر و دیگر کشورهای منطقه، عملا زمینه سقوط دولت اسرائیل و سپس تشکیل دولت فلسطین و دور زدن سیاست حمله نظامی به ایران پیش برده می شود و در همین ارتباط تلاش اسرائیل برای جلوگیری از کشیدن شدن ریاست جمهوری اوباما برای یک دوره دیگر نقش بر آب می شود.
اینهاست آن نکات مهم و ظریفی که نیروهای مترقی منطقه و جهان؛ بتدریج سرگرم تحلیل آن هستند و این تکاپوهای تحلیلی فاصله ای نجومی دارد با حرف های تبلیغاتی و ارزان آقای خامنه ای. حرف هائی که نه در داخل، در میان مردم خریدار دارد، نه حتی در میان بخش مهمی از نیروهای سیاسی و فهیم جمهوری اسلامی و نه در منطقه. که اتفاقا در بخش منطقه ای، باعث واکنش های تند رهبران جنبش مصر نیز شده است.
به این توهم پروری های مقام معظم فرزانه توجه کنید، که در هیچ فیلم و عکس و خبری نشانی از آن نیست و صرفا برای عوامفریبی و مردم فریبی و انکار انگیزه اصلی قیام مردم طرح شده است:
" به مجرد اینكه این خائن(نام بن علی را ایشان نیآورد تا نام خود او تداعی نشود!) از تونس فرار كرد و اوضاع به هم ریخت، دختران دانشجو با حجاب به دانشگاهها رفتند كه این نشاندهنده انگیزه عمیق اسلامی است، ولی این موضوع را تحلیلگران غربی میخواهند كتمان كرده و مخفی نگهدارند. "
یعنی آنچه که نیست و نبوده را باید مطبوعات غربی بنویسند!
آقای خامنه ای که فقر و خانه بدوشی و کارتن خوابی درایران را فراموش کرده و یا خود را به فراموشی زده، درباره مصر در خطبه دیروزش گفت:
" چند صدهزار نفر از فقرای قاهره در قبرستانها زندگی میكنند؛ 40 درصد مردم زیر خط فقر و آواره و بیابانگرد. البته بنده تا 2-3 میلیون نفر را نیز شنیدهام.
دو کلام هم، از علی لاریجانی
دو کلام هم، از علی لاریجانی
از سرکوب موتوری درتهران
تا سرکوب شتری در قاهره
آقای لاریجانی رئیس مجلس درجریان سفر به بابلسر سخنرانی کرده و جلوتر از علی خامنه ای گفته است:
« قیام مردم تونس و مصر "بیداری اسلامی" است. دولت آمریکا در امور مصر دخالت نکند، زیرا مردم مصر دموکراسی شتری نمی خواهند. اگر امریکا بدنبال دموکراسی واقعی بود، دستور نمی داد که با خشونت و اسب و شتر به مردم حمله شود، این دموکراسی شتری است. جوانان امروز از مسائل سیاسی مطلع هستند و با قطع اینترنت و شبکه ها دردی دوا نمی شود."»
پاسخ این سئوال که چرا اخبار مصر را تحریف می کنند؟ چرا فیلم های خبری مصر را از سیما پخش نمی کنند، چرا خبرسازی می کنند و جعل خبر را پخش می کنند؟ و .... اینست که حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی بیش از حاکمیت هر کشور منطقه در چاله تناقض گوئی درباره قیام مردم منطقه افتاده است و این نیست مگر دست و پا زدن برای انکار تشابه جنبش مردم منطقه با جنبش سبز و ضد کودتائی سال 88.
دروغگوئی و تحریف خبری آقای لاریجانی هم بخشی از همین ماجراست. اولا اسب سوار و شتر سواری که در میدان آزادی قاهره (التحریر) راه افتاد و خواست "جنگ جمل" را تداعی کند، همان نظامی های ارتش مصر بودند که بدستور مبارک وارد میدان شدند. این تلاش حسنی مبارک که کاملا از روی مدل موتورسوارهای چماق بدست و طرفدار ولایت و کودتا در جریان سرکوب خونین مردم ایران تقلید شده بود، ربطی به مواضع امریکا در برابر حسنی مبارک و رویدادهای مصر نداشت. دوم، اگر در مصر دمکراسی شتری را خواستند به مردم تحمیل کنند، در ایران مدل موتوری آن را به میدان آوردند و همه مردمی که در ایران فیلم شتر سواران و اسب سواران چماق بدست را در میدان آزادی دیدند، فورا صحنه های سرکوب مردم را در هفته های پس از کودتا بخاطر آوردند. همچنان که با قطع اینترنت در مصر و پارازیت روی تلویزیون های ماهواره ای و قطع اس ام اس ها و ... مردم حال و روز خودشان را در ایران به یاد آوردند. اگر شتر و قطع اینترنت و شبکه ها درد مبارک و رژیم مصر را داوا نمی کند، بی شک درد آقای لاریجانی و دولت و حکومت کنونی را هم دوا نخواهد کرد!
از سرکوب موتوری درتهران
تا سرکوب شتری در قاهره
آقای لاریجانی رئیس مجلس درجریان سفر به بابلسر سخنرانی کرده و جلوتر از علی خامنه ای گفته است:
« قیام مردم تونس و مصر "بیداری اسلامی" است. دولت آمریکا در امور مصر دخالت نکند، زیرا مردم مصر دموکراسی شتری نمی خواهند. اگر امریکا بدنبال دموکراسی واقعی بود، دستور نمی داد که با خشونت و اسب و شتر به مردم حمله شود، این دموکراسی شتری است. جوانان امروز از مسائل سیاسی مطلع هستند و با قطع اینترنت و شبکه ها دردی دوا نمی شود."»
پاسخ این سئوال که چرا اخبار مصر را تحریف می کنند؟ چرا فیلم های خبری مصر را از سیما پخش نمی کنند، چرا خبرسازی می کنند و جعل خبر را پخش می کنند؟ و .... اینست که حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی بیش از حاکمیت هر کشور منطقه در چاله تناقض گوئی درباره قیام مردم منطقه افتاده است و این نیست مگر دست و پا زدن برای انکار تشابه جنبش مردم منطقه با جنبش سبز و ضد کودتائی سال 88.
دروغگوئی و تحریف خبری آقای لاریجانی هم بخشی از همین ماجراست. اولا اسب سوار و شتر سواری که در میدان آزادی قاهره (التحریر) راه افتاد و خواست "جنگ جمل" را تداعی کند، همان نظامی های ارتش مصر بودند که بدستور مبارک وارد میدان شدند. این تلاش حسنی مبارک که کاملا از روی مدل موتورسوارهای چماق بدست و طرفدار ولایت و کودتا در جریان سرکوب خونین مردم ایران تقلید شده بود، ربطی به مواضع امریکا در برابر حسنی مبارک و رویدادهای مصر نداشت. دوم، اگر در مصر دمکراسی شتری را خواستند به مردم تحمیل کنند، در ایران مدل موتوری آن را به میدان آوردند و همه مردمی که در ایران فیلم شتر سواران و اسب سواران چماق بدست را در میدان آزادی دیدند، فورا صحنه های سرکوب مردم را در هفته های پس از کودتا بخاطر آوردند. همچنان که با قطع اینترنت در مصر و پارازیت روی تلویزیون های ماهواره ای و قطع اس ام اس ها و ... مردم حال و روز خودشان را در ایران به یاد آوردند. اگر شتر و قطع اینترنت و شبکه ها درد مبارک و رژیم مصر را داوا نمی کند، بی شک درد آقای لاریجانی و دولت و حکومت کنونی را هم دوا نخواهد کرد!
شتر سوارهای ایران
غیر از آنها که در صف اول نماز آقای خامنه ای شانه به شانه هم فشار داده و جا برای خود باز کرده بودند (امثال ریشهری، وزیر دفاع، فرمانده نیروی انتظامی، اژه ای، سردار نقدی، سردار قالیباف، برادران لاریجانی، عزیز جعفری فرمانده سپاه، احمدی نژاد و احمد خاتمی و … که در عین حال هر کدام رقیب هم و تشنه به خود یکدیگراند) و صف های مهندسی شده نماز در پشت میله ها آهنی و سنگرهای فلزی، اینهائی که درعکس می بینید را هم به نماز جمعه رهبر برده بودند. همیشه در صحنه هائی که گاه برای جمع شدن مقابل یکی از سفارتخانه ها اعزام می شوند، گاه برای پرچم آتش زدن و عکس مبارک به هوا بلند کردن و بموقع نیز با چماق و دشنه و اسپری گاز خردل ترک موتور سیکلت ها نشسته و به جان مردم می افتند. همان هائی هستند که معروف به لباس شخصی اند و فدائی ولایت. البته تا زمانی که باد سپاه در پرچم مقام عظمای فرزانه است. باد که از این پرچم افتاد، آنها در رکاب قدرت بعدی چماق می کشند و تیراندازی می کنند و اسپری افشانی می کنند! شبیه همانهائی نیستند که حسنی مبارک با شتر و اسب و الاغ به میدان التحریر فرستاد؟
Subscribe to:
Posts (Atom)






