Monday, September 19, 2011

عنوان پستبا کلیک روی عکس فیلم را ببینید! فیلم زندگی سیاسی خامنه ای چرا با واکنش امنیتی همراه شد؟ تلویزیون بی بی سی، یک فیلم مستند از زندگی سیاسی علی خامنه ای در جمهوری اسلامی تهیه و پخش کرده است. طبیعی است که در فیلم مستندی که کمتر از یکساعت است، همه حوادث و اطلاعات نمی گنجد و تازه پاره ای ملاحظات سیاسی را نیز باید در نظر گرفت. این توضیح به این دلیل لازم بود که از دیروز، پیام های مختلفی روی شبکه فیسبوک منتشر شده در انتقاد از این فیلم و با تاکید بر این که بی بی سی از علی خامنه ای چهره ای معرفی کرده که چهره واقعی او بعنوان عامل بسیاری از خشونت ها و حق کشی ها و کشتارها نیست! این توضیح، درعین حال پاسخی است به کسانی که احتمالا از پیک نت نیز بدلیل پخش این فیلم انتقاد خواهند کرد. اما در داخل کشور. بموجب گزارش هائی که منتشر شده، در اولین لحظات پخش این فیلم، انواع پارازیت روی تلویزیون بی بی سی انداخته اند و باز گفته می شود که عده ای بعنوان همکاری با بی بی سی در داخل کشور برای تهیه این فیلم بازداشت شده اند. علاوه بر همه صحنه هائی از این فیلم که همگی از آرشیو استفاده شده و روی شبکه یوتیوب نیز موجود است، نکاتی خبری در این فیلم وجود دارد که برآشفتگی حکومت در داخل کشور را باید در اینجا جستجو کرد. ضمن آن که حتی مرور بسیار گذرای آنچه که در 22 خرداد روی داد نیز برای علی خامنه ای و فرماندهان سپاه تکاندهنده است. آن اخبار مربوط است به بیت رهبری و افراد گرداننده امور امنیتی و اطلاعاتی و خبری و... در این بیت. و شاید شاه بیت این فیلم که بی شک خشم علی خامنه ای را برانگیخته، انتشار عکس "مجبتی خامنه ای" ایست که در یک لحظه شکار شده است. یعنی همین عکسی که می بینید!


با کلیک روی عکس فیلم را ببینید!فیلم زندگی سیاسی خامنه ای
چرا با واکنش امنیتی همراه شد؟
تلویزیون بی بی سی، یک فیلم مستند از زندگی سیاسی علی خامنه ای در جمهوری اسلامی تهیه و پخش کرده است. طبیعی است که در فیلم مستندی که کمتر از یکساعت است، همه حوادث و اطلاعات نمی گنجد و تازه پاره ای ملاحظات سیاسی را نیز باید در نظر گرفت. این توضیح به این دلیل لازم بود که از دیروز، پیام های مختلفی روی شبکه فیسبوک منتشر شده در انتقاد از این فیلم و با تاکید بر این که بی بی سی از علی خامنه ای چهره ای معرفی کرده که چهره واقعی او بعنوان عامل بسیاری از خشونت ها و حق کشی ها و کشتارها نیست! این توضیح، درعین حال پاسخی است به کسانی که احتمالا از پیک نت نیز بدلیل پخش این فیلم انتقاد خواهند کرد.
اما در داخل کشور. بموجب گزارش هائی که منتشر شده، در اولین لحظات پخش این فیلم، انواع پارازیت روی تلویزیون بی بی سی انداخته اند و باز گفته می شود که عده ای بعنوان همکاری با بی بی سی در داخل کشور برای تهیه این فیلم بازداشت شده اند.
علاوه بر همه صحنه هائی از این فیلم که همگی از آرشیو استفاده شده و روی شبکه یوتیوب نیز موجود است، نکاتی خبری در این فیلم وجود دارد که برآشفتگی حکومت در داخل کشور را باید در اینجا جستجو کرد. ضمن آن که حتی مرور بسیار گذرای آنچه که در 22 خرداد روی داد نیز برای علی خامنه ای و فرماندهان سپاه تکاندهنده است. آن اخبار مربوط است به بیت رهبری و افراد گرداننده امور امنیتی و اطلاعاتی و خبری و... در این بیت. و شاید شاه بیت این فیلم که بی شک خشم علی خامنه ای را برانگیخته، انتشار عکس "مجبتی خامنه ای" ایست که در یک لحظه شکار شده است. یعنی همین عکسی که می بینید!

اینست آن نظامی که جنتی می گوید و آن کشتی که رهبر ناخدای آنست! علیه موسوی کودتا کردند تا 3 هزار میلیارد تومان به جیب بزنند ماجرای اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، امروز بر سر زبان مردم گرسنه و بیداد کشیده کشور ماست، چنانکه ابعاد آن به روزنامه‌ها و مطبوعات هم کشیده شده است. شواهد نشان می‌دهد که فتیله این ماجرا بزودی پایین کشیده خواه شد. بدلایل مختلف. دلیل اولش آن است که این اختلاس در دولتی روی داده که آقای خامنه‌ای آن را بهترین دولت ایران از مشروطیت به این سو نامیده است. طبعا کشف چنین اختلاسی در دید مردم به درستی ارزیابی‌های حکیمانه رهبر فرزانه لطمه می‌زند. ولی دلیل دیگر و بزرگتری هم برای سرپوش گذاشتن بر این اختلاس یا تبدیل کردن آن به این یا آن نام وجود دارد و آن هم این است که آنچه از آن به عنوان "اختلاس" نام می‌بردند در واقع مکانیسم و سازوکار این سیستم اقتصادی است که اکنون در جمهوری اسلامی حاکم شده است و در عین حال بازتاب مشکلات و مقاومت مردم دربرابر آن است. جمهوری اسلامی سالهاست که در حال گذار از یک اقتصاد سرمایه‌داری دولتی زیر نظارت نسبی مردم، به سرمایه‌داری خصوصی فاقد هر گونه نظارتی است. ماجرای این اختلاس و ابعاد و کشف آن را باید درون این گذار دید. اگر اقتصاد ما یک اقتصاد دولتی و زیر نظارت ملی بود، چنین اتفاقی در این ابعاد در آن هرگز روی نمی‌داد. حداکثر اختلاس گذشته در کشور ما ماجرای 124 میلیارد تومانی است که آن هم اختلاس به معنای از بین رفتن پول نبود. بلکه بهره برداری از سود پول بود و اصل پول بر سر جایش باقی بود. اگر اقتصاد ما یک اقتصادی سرمایه‌داری خصوصی کامل بود هم این اتفاق به معنای "اختلاس" نبود زیرا یک سرمایه‌دار 3000 میلیارد تومان پول را در جیبش گذاشته و سود کرده و به کسی هم ربطی نداشت. همان روندی که آقای خامنه‌ای با تغییر اصل 44 قانون اساسی می‌خواهد ایران را بدانسو ببرد. یعنی اگر نظام اقتصادی مورد نظر آقای خامنه‌ای حاکم شود ما بزودی کشوری خواهیم شد که کل نظام بانکی آن متعلق به چند سرمایه‌دار خصوصی نظامی و غیرنظامی خواهد بود که حق خود می‌دانند صدها میلیارد تومان پول را از سیستم بانکی و غیربانکی در جیب خود بگذارند و آن را سود شخصی خود می‌دانند که دولت و ملت حق دخالت در آن را ندارند. آنچه باعث شده اختلاس 3000 میلیارد تومانی بر پرده بیفتد آن است که این اختلاس در میانه راهی که کشور را دارند بدانجا می‌کشانند روی داده است. یعنی جامعه ما هنوز سود 3000 میلیارد تومانی را در کنار مردمی که نان برای خوردن ندارند و کلیه اشان را برای زندگی می‌فروشند نمی‌پذیرد، خصوصی سازی‌ها و تقسیم ثروت ملی میان سرمایه‌داران نظامی و دولتی و خصوصی هنوز به اتمام نرسیده است، نفت کشور هنوز در دست دولت یعنی در زیر نظارت ملت است، نهادهای نظارتی ملی هنوز به کلی فلج و نابود نشده اند، جنبش سبز در سراسر کشور و در تمام دستگاه دولتی دارای چشم و گوش است و گم شدن چنین ارقامی از چشم آن پنهان نمی‌ماند و بالاخره دولتی یک دست وجود ندارد و یک جناح نگران بهره برداری از این پول‌ها برای تبلیغات انتخاباتی رقیب است. آنچه در ماجرای اختلاس 3000 میلیارد تومانی افشا شده تنها گوشه‌ای از آن ویرانی اقتصادی است که از شروع کشاندن نظامیان به عرصه اقتصاد و خصوصی سازی و سرمایه‌دار پرستی و نابود کردن اصل 44 و از سر راه برداشتن نهادهای نظارتی و غیرپاسخگو کردن دولت و فرمایشی کردن مجلس آغاز شده است. هرچه در این راه پیشتر رویم از این سودها و اختلاس‌ها و گم شدن‌ها و دزدی‌ها بیشتر، ارقام آن بالاتر و امکان پیشگیری، افشا و مقابله با آن ناممکن‌تر خواهد شد. آن روی سکه این راه اقتصادی و سیاسی گرانی و تورم، قبض‌های آب و برق دهها برابر، بیمارانی که بدلیل نداشتن پول در جاده‌ها رها می‌شوند، کلیه فروشی، تن فروشی، نابودی همه ارزش‌های اخلاقی و ویرانی و اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن است. آن مخالفتی که با انتخاب میرحسین موسوی در حد کودتا علیه وی و جنبش سبز شد برای آن نبود که می‌اندیشیدند که موسوی با این یا آن فرد مخالف است، بلکه وی را و جنبش سبز را مخالف این "راه" می‌دیدند. مدام می‌گفتند: "موسوی طرفدار اقتصاد دولتی است" منظورشان چه بود؟ منظور این بود که موسوی با این راه اقتصادی که کشور را به آن کشانده اند مخالف است. پس باید همه اختلاس گرها و میلیاردرشده‌ها و کلان سرمایه دارهای خصوصی و دولتی و نظامی علیه او متحد شوند. کودتا علیه نتیجه انتخابات در اینجا، در این ترس، ساخته شد. هزینه اوباش و چماقدارها و بسیج صدها هزار تن در سراسر کشور را همین‌ها از همین پول‌ها ‌پرداختند. و این همان نظامی است که رهبر و امام جمعه های برگزیده اش – از جمله احمد جنتی در نماز جمعه هفته گذشت- گفت که موسوی و کروبی در برابر آن ایستادند و این ایستادگی در برابر خدا و پیامبر و امام زمان و رهبری بود! امروز هم باید به عمق ماجرای اختلاس 3000 میلیارد تومانی رفت. بحث نه بر سر این یا آن فرد، سخن بر سر نظام و سازوکاری اقتصادی و سیاسی است که اجازه می‌دهد – به بهای فقر و فلاکت و سرگشتگی عمومی - ده‌ها و صدها و هزاران میلیارد تومان از ثروت ملی بنام حق شرعی یا سود سرمایه یا اختلاس به جیب عده‌ای معدود ریخته شود. جنبش سبز نه در مخالفت با این یا آن فرد بلکه در زیر سوال بردن این نظام است که در سراسر جامعه و محروم ترین‌ها و باانگیزه‌ترین بخش‌های جامعه ریشه می‌دواند. راه توده 333 28 شهریور ماه 1390



اینست آن نظامی که جنتی می گوید
و آن کشتی که رهبر ناخدای آنست!
علیه موسوی
کودتا کردند
تا 3 هزار میلیارد
تومان به جیب بزنند

ماجرای اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی، امروز بر سر زبان مردم گرسنه و بیداد کشیده کشور ماست، چنانکه ابعاد آن به روزنامه‌ها و مطبوعات هم کشیده شده است. شواهد نشان می‌دهد که فتیله این ماجرا بزودی پایین کشیده خواه شد. بدلایل مختلف. دلیل اولش آن است که این اختلاس در دولتی روی داده که آقای خامنه‌ای آن را بهترین دولت ایران از مشروطیت به این سو نامیده است. طبعا کشف چنین اختلاسی در دید مردم به درستی ارزیابی‌های حکیمانه رهبر فرزانه لطمه می‌زند. ولی دلیل دیگر و بزرگتری هم برای سرپوش گذاشتن بر این اختلاس یا تبدیل کردن آن به این یا آن نام وجود دارد و آن هم این است که آنچه از آن به عنوان "اختلاس" نام می‌بردند در واقع مکانیسم و سازوکار این سیستم اقتصادی است که اکنون در جمهوری اسلامی حاکم شده است و در عین حال بازتاب مشکلات و مقاومت مردم دربرابر آن است. جمهوری اسلامی سالهاست که در حال گذار از یک اقتصاد سرمایه‌داری دولتی زیر نظارت نسبی مردم، به سرمایه‌داری خصوصی فاقد هر گونه نظارتی است. ماجرای این اختلاس و ابعاد و کشف آن را باید درون این گذار دید.
اگر اقتصاد ما یک اقتصاد دولتی و زیر نظارت ملی بود، چنین اتفاقی در این ابعاد در آن هرگز روی نمی‌داد. حداکثر اختلاس گذشته در کشور ما ماجرای 124 میلیارد تومانی است که آن هم اختلاس به معنای از بین رفتن پول نبود. بلکه بهره برداری از سود پول بود و اصل پول بر سر جایش باقی بود.
اگر اقتصاد ما یک اقتصادی سرمایه‌داری خصوصی کامل بود هم این اتفاق به معنای "اختلاس" نبود زیرا یک سرمایه‌دار 3000 میلیارد تومان پول را در جیبش گذاشته و سود کرده و به کسی هم ربطی نداشت. همان روندی که آقای خامنه‌ای با تغییر اصل 44 قانون اساسی می‌خواهد ایران را بدانسو ببرد. یعنی اگر نظام اقتصادی مورد نظر آقای خامنه‌ای حاکم شود ما بزودی کشوری خواهیم شد که کل نظام بانکی آن متعلق به چند سرمایه‌دار خصوصی نظامی و غیرنظامی خواهد بود که حق خود می‌دانند صدها میلیارد تومان پول را از سیستم بانکی و غیربانکی در جیب خود بگذارند و آن را سود شخصی خود می‌دانند که دولت و ملت حق دخالت در آن را ندارند.
آنچه باعث شده اختلاس 3000 میلیارد تومانی بر پرده بیفتد آن است که این اختلاس در میانه راهی که کشور را دارند بدانجا می‌کشانند روی داده است. یعنی جامعه ما هنوز سود 3000 میلیارد تومانی را در کنار مردمی که نان برای خوردن ندارند و کلیه اشان را برای زندگی می‌فروشند نمی‌پذیرد، خصوصی سازی‌ها و تقسیم ثروت ملی میان سرمایه‌داران نظامی و دولتی و خصوصی هنوز به اتمام نرسیده است، نفت کشور هنوز در دست دولت یعنی در زیر نظارت ملت است، نهادهای نظارتی ملی هنوز به کلی فلج و نابود نشده اند، جنبش سبز در سراسر کشور و در تمام دستگاه دولتی دارای چشم و گوش است و گم شدن چنین ارقامی از چشم آن پنهان نمی‌ماند و بالاخره دولتی یک دست وجود ندارد و یک جناح نگران بهره برداری از این پول‌ها برای تبلیغات انتخاباتی رقیب است.
آنچه در ماجرای اختلاس 3000 میلیارد تومانی افشا شده تنها گوشه‌ای از آن ویرانی اقتصادی است که از شروع کشاندن نظامیان به عرصه اقتصاد و خصوصی سازی و سرمایه‌دار پرستی و نابود کردن اصل 44 و از سر راه برداشتن نهادهای نظارتی و غیرپاسخگو کردن دولت و فرمایشی کردن مجلس آغاز شده است. هرچه در این راه پیشتر رویم از این سودها و اختلاس‌ها و گم شدن‌ها و دزدی‌ها بیشتر، ارقام آن بالاتر و امکان پیشگیری، افشا و مقابله با آن ناممکن‌تر خواهد شد. آن روی سکه این راه اقتصادی و سیاسی گرانی و تورم، قبض‌های آب و برق دهها برابر، بیمارانی که بدلیل نداشتن پول در جاده‌ها رها می‌شوند، کلیه فروشی، تن فروشی، نابودی همه ارزش‌های اخلاقی و ویرانی و اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن است.
آن مخالفتی که با انتخاب میرحسین موسوی در حد کودتا علیه وی و جنبش سبز شد برای آن نبود که می‌اندیشیدند که موسوی با این یا آن فرد مخالف است، بلکه وی را و جنبش سبز را مخالف این "راه" می‌دیدند. مدام می‌گفتند: "موسوی طرفدار اقتصاد دولتی است" منظورشان چه بود؟ منظور این بود که موسوی با این راه اقتصادی که کشور را به آن کشانده اند مخالف است. پس باید همه اختلاس گرها و میلیاردرشده‌ها و کلان سرمایه دارهای خصوصی و دولتی و نظامی علیه او متحد شوند. کودتا علیه نتیجه انتخابات در اینجا، در این ترس، ساخته شد. هزینه اوباش و چماقدارها و بسیج صدها هزار تن در سراسر کشور را همین‌ها از همین پول‌ها ‌پرداختند. و این همان نظامی است که رهبر و امام جمعه های برگزیده اش – از جمله احمد جنتی در نماز جمعه هفته گذشت- گفت که موسوی و کروبی در برابر آن ایستادند و این ایستادگی در برابر خدا و پیامبر و امام زمان و رهبری بود!
امروز هم باید به عمق ماجرای اختلاس 3000 میلیارد تومانی رفت. بحث نه بر سر این یا آن فرد، سخن بر سر نظام و سازوکاری اقتصادی و سیاسی است که اجازه می‌دهد – به بهای فقر و فلاکت و سرگشتگی عمومی - ده‌ها و صدها و هزاران میلیارد تومان از ثروت ملی بنام حق شرعی یا سود سرمایه یا اختلاس به جیب عده‌ای معدود ریخته شود. جنبش سبز نه در مخالفت با این یا آن فرد بلکه در زیر سوال بردن این نظام است که در سراسر جامعه و محروم ترین‌ها و باانگیزه‌ترین بخش‌های جامعه ریشه می‌دواند.

 
راه توده 333    28 شهریور ماه 1390

اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی همه می دانند کیست می ترسند اسمش را بگویند! حسین سبحانی نیا عضو هیات رئیسه مجلس روز گذشته درباره پرونده اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی بانک صادرات به مدیرعاملی "علینقی جهرمی" به خبرگزاری مهر گفت: "پرونده اختلاس با حضور وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی یکشنبه – دیروز- در مجلس بررسی شد اما نمایندگان نظر مناسبی نسبت به گزارش وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی نداشتند. " (توجه کنید که این بررسی مخفیانه انجام شده و نه آشکار که مردم در جریان آن قرارگیرند!) سبحانی اضافه کرد: در این جلسه حجت الاسلام پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی – معاون اسبق وزارت اطلاعات و اولین وزیر کشور کابینه احمدی نژاد- از ارتباطات و پشت پرده های اختلاس سه هزار میلیارد تومانی خبر داد. آنچه طرح شد با انتقاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی و شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد روبرو شد." قوه قضائیه، محسنی اژه ای وزیر سابق اطلاعات در کابینه احمدی نژاد و دادستان کل کنونی را مسئول بررسی این اختلاس کرده است. چند دست، که همه با هم در یک کاسه علیه اصلاحات و دولت خاتمی بودند و تا چند سال پیش جان در یک قالب بودند، حالا مامور شده اند مچ دست یکی از خودی ها را بگیرند! همه این بحث ها برای فرار از طرح ریشه ماجرا و جلوگیری از آگاهی مردم است. یک شبه، دهها وزیر و وکیل و دولتمرد سابق را گرفتند و کردند توی زندان و یک هفته بعد شوی مضحک عطریانفر و محمدعلی ابطحی را از تلویزیون پخش کردند. همین آقای محسنی اژه ای با کمک سردار نقدی که رئیس ضد اطلاعات نیروی انتظامی بود، بعد از انتخابات دوم خرداد، شهرداران 12 گانه تهران را دستگیر و در زیر زمین وصال شکنجه کردند و یک پرونده مالی برای کشاندن غلامحسین کرباسچی به دادگاه و زندانی کردن او برای 5 سال ساختند تا مبادا وزیر کشور خاتمی شود. حالا نمی توانند نام فردی را اعلام کنند که همه شان می دانند صاحب چندین شرکت است و از طریق تبانی با رئیس شعبه بانک صادرات در یک کارخانه فولاد در خوزستان، ال سی های (اسناد اعتباری) جعلی به مبالغ دهها میلیارد تومان می گرفته و بدون آنکه وجه آنها را به بانک بپردازد بعد از مدتی آنها را به بانک های دولتی و خصوصی دیگر می برده و در آنجا با قیمتی پائین تر از قیمت رسمی ال سی می فروخته است. نمی گویند، زیرا اولا پشت این اختلاس احمد جنتی خوابیده و دوم، افشای این مسئله و ارتباط آن با دولت احمدی نژاد، باز هم بر اعتبار میرحسین موسوی و کروبی و سقوط بیشتر خامنه ای در افکار عمومی می افزاید. آنها در مناظره های تلویزیونی مگر غیر از این گفتند که حالا یک قلم 3 هزار میلیارد تومانی آن فاش شده است؟


اختلاس 3 هزار میلیارد تومانیهمه می دانند کیست
می ترسند اسمش را بگویند!
 
 
 
 
حسین سبحانی نیا عضو هیات رئیسه مجلس روز گذشته درباره پرونده اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی بانک صادرات به مدیرعاملی "علینقی جهرمی" به خبرگزاری مهر گفت: "پرونده اختلاس با حضور وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی یکشنبه – دیروز- در مجلس بررسی شد اما نمایندگان نظر مناسبی نسبت به گزارش وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی نداشتند. "
(توجه کنید که این بررسی مخفیانه انجام شده و نه آشکار که مردم در جریان آن قرارگیرند!)   
سبحانی اضافه کرد: در این جلسه حجت الاسلام پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی – معاون اسبق وزارت اطلاعات و اولین وزیر کشور کابینه احمدی نژاد- از ارتباطات و پشت پرده های اختلاس سه هزار میلیارد تومانی خبر داد. آنچه طرح شد با انتقاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی و شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد روبرو شد."
قوه قضائیه، محسنی اژه ای وزیر سابق اطلاعات در کابینه احمدی نژاد و دادستان کل کنونی را مسئول بررسی این اختلاس کرده است.
چند دست، که همه با هم در یک کاسه علیه اصلاحات و دولت خاتمی بودند و تا چند سال پیش جان در یک قالب بودند، حالا مامور شده اند مچ دست یکی از خودی ها را بگیرند!
همه این بحث ها برای فرار از طرح ریشه ماجرا و جلوگیری از آگاهی مردم است. یک شبه، دهها وزیر و وکیل و دولتمرد سابق را گرفتند و کردند توی زندان و یک هفته بعد شوی مضحک عطریانفر و محمدعلی ابطحی را از تلویزیون پخش کردند. همین آقای محسنی اژه ای با کمک سردار نقدی که رئیس ضد اطلاعات نیروی انتظامی بود، بعد از انتخابات دوم خرداد، شهرداران 12 گانه تهران را دستگیر و در زیر زمین وصال شکنجه کردند و یک پرونده مالی برای کشاندن غلامحسین کرباسچی به دادگاه و زندانی کردن او برای 5 سال ساختند تا مبادا وزیر کشور خاتمی شود. حالا نمی توانند نام فردی را اعلام کنند که همه شان می دانند صاحب چندین شرکت است و از طریق تبانی با رئیس شعبه بانک صادرات در یک کارخانه فولاد در خوزستان، ال سی های (اسناد اعتباری) جعلی به مبالغ دهها میلیارد تومان می گرفته و بدون آنکه وجه آنها را به بانک بپردازد بعد از مدتی آنها را به بانک های دولتی و خصوصی دیگر می برده و در آنجا با قیمتی پائین تر از قیمت رسمی ال سی می فروخته است.
نمی گویند، زیرا اولا پشت این اختلاس احمد جنتی خوابیده و دوم، افشای این مسئله و ارتباط آن با دولت احمدی نژاد، باز هم بر اعتبار میرحسین موسوی و کروبی و سقوط بیشتر خامنه ای در افکار عمومی می افزاید. آنها در مناظره های تلویزیونی مگر غیر از این گفتند که حالا یک قلم 3 هزار میلیارد تومانی آن فاش شده است؟

Sunday, September 18, 2011

جلاس جهانی اهل بیت با اعلام این کشف پایان یافت کشف آقای خامنه ای ناتو و امریکا برای پیروزی زودتر مردم به لیبی حمله کردند! اجلاس اهل بیت در تهران پایان یافت. اجلاسی که بین المللی اعلام شد و در آن عده ای روحانی و غیر روحانی شیعه و سنی را از کشورهای مختلف اسلامی به تهران دعوت کرده و نامش را اجلاس بین المللی گذاشتند. و لابد چون بین المللی بود، علمای اهل سنت داخل کشور را به آن راه ندادند! پایان بخش اجلاسی که بیت رهبری خود میزبان و برگزار کننده واقعی آن بود و علی اکبر ولایتی وزیر خارجه بیت رهبری گرداننده آن، سخنان علی خامنه ای بود. آقای خامنه ای که تاکنون چندین موضع رنگارنگ در باره جنبش ضد استبدادی در کشورهای منطقه داشته و هر بار آن را تغییر داده و به مقتضای اوضاع کشورهائی که در آن مردم به پا خاسته اند و یا بموجب تنگناهائی که خود در داخل کشور با آنها روبروست سخن گفته، اینبار نیز در اجلاس بین المللی یک تحلیل پر تناقض دیگر درباره حوادث لیبی ارائه داد. وی گفت: "اگر دخالت نظامی ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمی شد. این همه نفوس بی گناه از زنان و کودکان کشته نمی شدند." به این ترتیب و با این استدلال، یگانه گناه امریکا و ناتو و فرانسه که آقای خامنه ای یادش رفت اسم آن را بیآورد(!) اینست که به مردم لیبی کمک کرده اند تا قذافی زودتر سقوط کند! ایشان استراتژی شرکت های بزرگ نفتی در تصرف کشورهای نفت خیز خاورمیانه و شمال افریقا را اینگونه می فهمد و یا اگر طور دیگری هم می فهمد، اینگونه بیان می کند. آقای خامنه ای یادش رفت که در آخرین سفر غیر محرمانه به مشهد، طی سخنانی گفت که اگر قذافی فعالیت های اتمی اش را تحویل امریکا نداده بود، جرات نمی کردند به این کشور حمله کنند و ضمنا مردم لیبی از همین مسئله، یعنی تحویل تکنولوژی اتمی عصبی اند و شورش کرده اند! آقای خامنه ای در باره سوریه سکوت کرد و در عوض، به وحدت نیروها و همگامی ملی در جنبش های انقلابی کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا حمله کرد و گفت: الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی یا ناسیونالسیم افراطی یا گرایش های چپ مارکسیستی نباید در کشورهای اسلامی الگو شوند." و این یعنی همان بلائی که بر سر ایران و انقلاب آن آمد. انقلابی که با شعار "همه با هم" به پیروزی رسید و حالا شعار آقای خامنه ای "همه با من" است و آنکس که با من نیست جایش در زندان است! ایشان این الگو را به مردمی توصیه می کند که اتفاقا علیه همین طاغوت قیام کرده اند. طاغوت استبداد و حکومت مطلقه. والا همه میدانند که وضع اقتصادی لیبی خوب بود و رفاه مردم آن در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه بسیار پیشرفته. و یا در سوریه که توصیه های بالای آقای خامنه ای دنبال شده، حاصلش همان است که شاهدیم. اگر مواضع و تحلیل های چند ماه اخیر آقای خامنه ای در باره تحولات منطقه را یکی از کارکنان بیت رهبری کنار هم گذاشته و از آن یک گزارش تقدیم مقام معظم فرزانه کند، شاید ایشان بپذیرد که ذهنی آشفته و مغشوش، قدرت تفکری محدود و استقلال نظری تابع اطرافیان و بویژه فرماندهان سپاه و افرادی مانند احمد خاتمی و احمد جنتی و شماری دیگر دارد. همیشه، بخشی از خشونت و کشتار نهفته در وجود افراد ناشی از همین ضعف هاست. یک بخش دیگر از سخنان ایشان را بخوانید و خود قضاوت کنید که اگر انسانی تیزهوش باشد، پس از 33 سال قرار داشتن در راس یک نظام ( از معاونت وزارت دفاع و رئیس بخش ضد جاسوسی سپاه، تا ریاست جمهوری و سپس رهبر) توان و بضاعت شناخت و تفسیرش از وقایع عظیم دو دهه اخیر این می تواند باشد: "اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده است و عاقبت خیری هم برای آن متصور نیست. کشورهای منطقه بالکان و قفقاز پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند. چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیست های ظالم نجات یابد؟"


جلاس جهانی اهل بیت با اعلام این کشف پایان یافتکشف آقای خامنه ای ناتو و امریکا برای پیروزی
زودتر مردم به لیبی حمله کردند!
 
 
 
 
اجلاس اهل بیت در تهران پایان یافت. اجلاسی که بین المللی اعلام شد و در آن عده ای روحانی و غیر روحانی شیعه و سنی را از کشورهای مختلف اسلامی به تهران دعوت کرده و نامش را اجلاس بین المللی گذاشتند. و لابد چون بین المللی بود، علمای اهل سنت داخل کشور را به آن راه ندادند!
پایان بخش اجلاسی که بیت رهبری خود میزبان و برگزار کننده واقعی آن بود و علی اکبر ولایتی وزیر خارجه بیت رهبری گرداننده آن، سخنان علی خامنه ای بود.
آقای خامنه ای که تاکنون چندین موضع رنگارنگ در باره جنبش ضد استبدادی در کشورهای منطقه داشته و هر بار آن را تغییر داده و به مقتضای اوضاع کشورهائی که در آن مردم به پا خاسته اند و یا بموجب تنگناهائی که خود در داخل کشور با آنها روبروست سخن گفته، اینبار نیز در اجلاس بین المللی یک تحلیل پر تناقض دیگر درباره حوادث لیبی ارائه داد.
وی گفت: "اگر دخالت نظامی ناتو و آمریکا نبود، ممکن بود مردم اندکی دیرتر پیروز شوند ولی در عوض این همه زیرساخت نابود نمی شد. این همه نفوس بی گناه از زنان و کودکان کشته نمی شدند."
به این ترتیب و با این استدلال، یگانه گناه امریکا و ناتو و فرانسه که آقای خامنه ای یادش رفت اسم آن را بیآورد(!) اینست که به مردم لیبی کمک کرده اند تا قذافی زودتر سقوط کند!
ایشان استراتژی شرکت های بزرگ نفتی در تصرف کشورهای نفت خیز خاورمیانه و شمال افریقا را اینگونه می فهمد و یا اگر طور دیگری هم می فهمد، اینگونه بیان می کند.
آقای خامنه ای یادش رفت که در آخرین سفر غیر محرمانه به مشهد، طی سخنانی گفت که اگر قذافی فعالیت های اتمی اش را تحویل امریکا نداده بود، جرات نمی کردند به این کشور حمله کنند و ضمنا مردم لیبی از همین مسئله، یعنی تحویل تکنولوژی اتمی عصبی اند و شورش کرده اند!
آقای خامنه ای در باره سوریه سکوت کرد و در عوض، به وحدت نیروها و همگامی ملی در جنبش های انقلابی کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا حمله کرد و گفت: الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی یا ناسیونالسیم افراطی یا گرایش های چپ مارکسیستی نباید در کشورهای اسلامی الگو شوند."
و این یعنی همان بلائی که بر سر ایران و انقلاب آن آمد. انقلابی که با شعار "همه با هم" به پیروزی رسید و حالا شعار آقای خامنه ای "همه با من" است و آنکس که با من نیست جایش در زندان است!
ایشان این الگو را به مردمی توصیه می کند که اتفاقا علیه همین طاغوت قیام کرده اند. طاغوت استبداد و حکومت مطلقه. والا همه میدانند که وضع اقتصادی لیبی خوب بود و رفاه مردم آن در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه بسیار پیشرفته. و یا در سوریه که توصیه های بالای آقای خامنه ای دنبال شده، حاصلش همان است که شاهدیم.
اگر مواضع و تحلیل های چند ماه اخیر آقای خامنه ای در باره تحولات منطقه را یکی از کارکنان بیت رهبری کنار هم گذاشته و از آن یک گزارش تقدیم مقام معظم فرزانه کند، شاید ایشان بپذیرد که ذهنی آشفته و مغشوش، قدرت تفکری محدود و استقلال نظری تابع اطرافیان و بویژه فرماندهان سپاه و افرادی مانند احمد خاتمی و احمد جنتی و شماری دیگر دارد. همیشه، بخشی از خشونت و کشتار نهفته در وجود افراد ناشی از همین ضعف هاست.
یک بخش دیگر از سخنان ایشان را بخوانید و خود قضاوت کنید که اگر انسانی تیزهوش باشد، پس از 33 سال قرار داشتن در راس یک نظام ( از معاونت وزارت دفاع و رئیس بخش ضد جاسوسی سپاه، تا ریاست جمهوری و سپس رهبر) توان و بضاعت شناخت و تفسیرش از وقایع عظیم دو دهه اخیر این می تواند باشد:
"اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده است و عاقبت خیری هم برای آن متصور نیست. کشورهای منطقه بالکان و قفقاز پس از هشتاد سال از چنگال شوروی سابق نجات یافتند. چرا فلسطین مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهیونیست های ظالم نجات یابد؟"

Saturday, September 17, 2011

فعالان حقوق بشری در سوریه می گویند که بر اثر حملات امروز نیروهای امنیتی سوریه به مخالفان حکومت بشار اسد، دست کم ۲۰ نفر کشته شده اند. شاعدان عینی از شهر حلفایا در نزدیکی حمص گزارش داده اند که سربازان ارتش و نیروهای امنیتی سوریه پس از برگزاری نماز جمعه امروز شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۱، با تیراندازی به سوی مردم سعی داشتند تا مانع از شکل گیری تجمع و راهپیمایی اعتراضی علیه حکومت اسد شوند. مطالب مرتبط پیشنهاد احمدی‌نژاد برای مداخله کشورهای اسلامی در سوریه فرانسه سوریه را به جنایت علیه بشریت متهم کرد بازدید دبیر کل اتحادیه عرب از دمشق به تاخیر افتاد لینک‌های مرتبط موضوعات مرتبط سوریه رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه امروز جمعه با اظهار نظر در مورد حکومت سوریه که زمانی از متحدان نزدیک ترکیه به حساب می آمد، گفته است که حکومت خودکامه این کشور به دلیل ریختن خون شهروندان خود سقوط خواهد کرد. ناظران می گویند این سخنان آقای اردوغان که در طرابلس، پایتخت لیبی بیان شده است، می تواند سوریه را در موضعی به مراتب منزوی تر نسبت به گذشته قرار دهد. در همین حال مقام های ارتش لبنان می گویند که نیروهای امنیتی سوریه روز گذشته با تعقیب گروهی از معترضان سوری، با گذشتن از مرز در حدود ۲۰۰ متر وارد خاک لبنان شدند و به سوی این گروه شلیک کردند. مقام های لبنانی می گویندکه به یکی از اتومبیل های ارتش لبنان در این ماجرا آسیب رسیده است. در همین حال گزارش ها از دیگر نقاط سوریه از جمله حوالی شهر دمشق، پایتخت این کشور حاکی از حملات مشابهی علیه معترضان است. گزارش شده است که در این حملات یک پسر بچه ۱۲ ساله هم کشته شده است. با وجود تدابیر شدید امنیتی در پایتخت، در حومه این شهر برخی از معترضان پلاکاردهایی در دست داشتند که بر آنها شعارهایی علیه بشار اسد نوشته شده بود. پس از حملات ماه گذشته در بسیاری از شهرهای سوریه، فعالان سوری می گویند که نیروهای ارتش این کشور در هفته های اخیر با حمله به مناطق روستایی و کشتن و بازداشت مخالفان و سربازانی که از ارتش خارج شده اند، سعی دارند از گسترش ناآرامی ها در سوریه جلوگیری کنند. سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از زمان آغاز ناآرامی ها در سوریه از ماه مارس گذشته تا به حال دست کم ۲۶۰۰ نفر از معترضان کشته شده اند. اما آماری که از سوی سازمان های حقوق بشری سوری ارائه شده، شمار کشته شدگان این اعتراضات را در بیش از ۳۰۰۰ نفر ذکر می کند. فیسبوک تویتر سهیم کنید ارسال صفحه چاپ مطلب در این زمینه بیشتر بخوانید مطالب مرتبط پیشنهاد احمدی‌نژاد برای مداخله کشورهای اسلامی در سوریه09.09.11 فرانسه سوریه را به جنایت علیه بشریت متهم کرد07.09.11 بازدید دبیر کل اتحادیه عرب از دمشق به تاخیر افتاد07.09.11 انتشار پیام صوتی منسوب به دادستان شهر حماة سوریه05.09.11 موضوعات مرتبط سوریه خبرهای بیشتر از سوریه برگزاری جلسه مخالفان بشار اسد در


فعالان حقوق بشری در سوریه می گویند که بر اثر حملات امروز نیروهای امنیتی سوریه به مخالفان حکومت بشار اسد، دست کم ۲۰ نفر کشته شده اند.
شاعدان عینی از شهر حلفایا در نزدیکی حمص گزارش داده اند که سربازان ارتش و نیروهای امنیتی سوریه پس از برگزاری نماز جمعه امروز شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۱، با تیراندازی به سوی مردم سعی داشتند تا مانع از شکل گیری تجمع و راهپیمایی اعتراضی علیه حکومت اسد شوند.
رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه امروز جمعه با اظهار نظر در مورد حکومت سوریه که زمانی از متحدان نزدیک ترکیه به حساب می آمد، گفته است که حکومت خودکامه این کشور به دلیل ریختن خون شهروندان خود سقوط خواهد کرد.
ناظران می گویند این سخنان آقای اردوغان که در طرابلس، پایتخت لیبی بیان شده است، می تواند سوریه را در موضعی به مراتب منزوی تر نسبت به گذشته قرار دهد.
در همین حال مقام های ارتش لبنان می گویند که نیروهای امنیتی سوریه روز گذشته با تعقیب گروهی از معترضان سوری، با گذشتن از مرز در حدود ۲۰۰ متر وارد خاک لبنان شدند و به سوی این گروه شلیک کردند.
مقام های لبنانی می گویندکه به یکی از اتومبیل های ارتش لبنان در این ماجرا آسیب رسیده است.
در همین حال گزارش ها از دیگر نقاط سوریه از جمله حوالی شهر دمشق، پایتخت این کشور حاکی از حملات مشابهی علیه معترضان است.
گزارش شده است که در این حملات یک پسر بچه ۱۲ ساله هم کشته شده است.
با وجود تدابیر شدید امنیتی در پایتخت، در حومه این شهر برخی از معترضان پلاکاردهایی در دست داشتند که بر آنها شعارهایی علیه بشار اسد نوشته شده بود.
پس از حملات ماه گذشته در بسیاری از شهرهای سوریه، فعالان سوری می گویند که نیروهای ارتش این کشور در هفته های اخیر با حمله به مناطق روستایی و کشتن و بازداشت مخالفان و سربازانی که از ارتش خارج شده اند، سعی دارند از گسترش ناآرامی ها در سوریه جلوگیری کنند.
سازمان ملل متحد اعلام کرده است که از زمان آغاز ناآرامی ها در سوریه از ماه مارس گذشته تا به حال دست کم ۲۶۰۰ نفر از معترضان کشته شده اند.
اما آماری که از سوی سازمان های حقوق بشری سوری ارائه شده، شمار کشته شدگان این اعتراضات را در بیش از ۳۰۰۰ نفر ذکر می کند.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

عنوان پستنامه سرگشاده اهل سُنت به خامنه ای قافیه سنجان چو قلم در کشند / گنج دو عالم به سخن بر کشند گنج سخن موجود در این رنجنامه توسط پاره ای از نمایندگان و فعالان اهل سنت در داخل کشور که امکان امضاء و نشر این نامه برای آنان، علیرغم درکشیدن قلم، به دلایل واضح، میسر نیست، برای نگارنده ایمیل شده است. از من درخواست شده با رعایت امانتداری استفهامی و با پرهیز از واژه ها و ادبیات رایج در بین اپوزیسیون برونمرزی، خواسته های برحق و مطالبات قانونی و مشروع اهل سُنت را ویرایش و جهت اطلاع و انتشار در رسانه های فارسی زبان منعکس کنم. بسم الله الرحمن الرحيم (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا) حضور محترم آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران پیام آنحضرت بمناسبت افتتاح نخستين كنفرانس دو روزه بين‌المللي بيداري اسلامي که امروز شنبه ۲۶ شهریور ماه در پایتخت ایران اسلامی عزیز آغاز بکار کرد مایه مسرت و امیدواری می باشد. حضرتعالی در پیام خویش فرمودید: "توصیه‌ی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می‌زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله‌ی شیطانند". در پیام حضرتعالی آمده است: "آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها ارکان نهضت‌های امروز کشورهای اسلامی است و‌ همه برگرفته از اسلام و قرآن است" و هشدار دادید که " پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است". و گروهها و اشخاصی را که در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمت های به دست آمده از قیام های اسلامی مردم هستند، نفی کردید. ما اهل سُنت ایران از قریب به ۳۳ سال پیش که بنیانگزار فقید جمهوری سلامی وعده برادری و برابری شیعه و سُنی را در یک ایران اسلامی دادند، همواره مصرانه خواهان برادری و برابری اهل سُنت و تشیع بخصوص در عمل و در کلام بوده و هستیم و مخالف هرگونه عملکردی که موجب تفرقه و تبعیض و برتری قومی و نژادی و بخصوص تبعیض بین برادران شیعه و سُنی، و نتیجتا ً دستاویزی برای دشمنان ایران و اسلام گردد، می باشیم. حضرتعالی از موج بیداری ملت های عمدتا ً سنی مذهب منطقه بر علیه سلطه تفرقه افکنان و دشمنان اسلام سخن می گوئید و نظام جمهوری اسلامی را الگوی این قیام ها می دانید. سوال اینجاست که چگونه ملت های عمدتا ً سنی مذهب منطقه، نظام دینی ای را الگوی خود قرار خواهند داد که به آنان یعنی سُنی ها اجازه ساخت مسجد و حتی اقامه نماز در پایتخت نظام یا بعبارتی اُم القرای جهان اسلام را نمی دهد؟ متاسفانه درخواست های خیرخواهانه و قانونی اهل سنت ایران اسلامی برای نفی خشونت، ترور، تعصب، تفرقه و رفع تبعیض و احیای برادری و برابری در عمل با دستگیری و زندان پاسخ داده می شود. بسیاری از علمای اهل سُنت از مناطق مختلف ایران از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان و هـُرمُزگان به دلیل اعتراض به توهین مذهبی علیه اهل سُنت، تفرقه اندازی ها و مطالبه حق قانونی خود در زندان بسر می برند. نامه سرگشاده ۳۰۰ تن از علماء و روحانیون اهل سُنت کردستان و یا درخواست مکرر رهبران اهل سُنت برای ملاقات حضوری با مقام معظم رهبری بی جواب مانده است. نامه مورخ ۲ شهریور ۱۳۹۰ مجمع نمایندگان اهل سنت در مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهور محترم کشور و دبیر مجمع تقریب مذاهب و مشاور رئیس‌ جمهور در امور اهل سنت در اعتراض به ممنوعیت نماز عید فطر اهل سُنت در تهران نیز همچنان بی جواب مانده است. طبق نص صریح قانون اساسی و وعده بنیانگزار نظام جمهوری اسلامی اهل سنت باید در انجام فرایض دینی و آموزش مذهبی خود آزاد باشند. اما در عمل متاسفانه اینگونه نیست. فشار بر علمای اهل سُنت برای کنترل و مدیریت مدارس دینی اهل سنت افزایش یافته است. برخی از علمای اهل سنت از جمله مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی رهبر مذهبی اهل سُنت مردم سیستان و بلوچستان نه تنها از کشور که بلکه حتی از استان نیز ممنوع الخروج می باشند. بسیاری از فعالان اهل سُنت در آیینه بُهتان به جرم های واهی دستگیر و زندانی می شوند. دلسوزان اسلام و پیروان سُنت نبوی اجازه ترویج دین مبین اسلام و تبلیغ مذهبی در مناطق اهل سُنت را ندارند و بسیاری از مبلغین دینی دستگیر و زندانی شده اند. این در حالیست که برادران شیعه ما کاملا ً آزاد هستند حتی در مناطق سُنی نشین مذهب و فقه خود را تبلیغ و ترویج کنند – که ما را بر آن اعتراضی نیست!. ممانعت غیر قانونی از برگزاری نماز عید فطر اهل سنت در تهران و برخی از کلان شهرهای کشور، و محکومیت اخیر حافظ قران آقای محمد اسماعیل ملازهی داماد مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی، به جرم جاسوسی برای بیگانه مثال واضحی از فشار روزافزون بر اهل سُنت و رهبران مذهبی آنها می باشد. بر طبق اظهارات خیرخواهانه و دلسوزانه مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی که کارنامه درخشانی در حمایت از انقلاب اسلامی، ترویج اخوت و برادری اسلامی و تقریب مذاهب اهل سُنت و تشیع دارد، "جریاناتی چون ساماندهی حوزه های علمیه اهل سنت، صدور شناسنامه برای مساجد و کنترل آنها، ایجاد محدودیتهای بیشتر برای جماعت های تبلیغی، جلوگیری از برگزاری نمازهای جماعت سربازان اهل سنت در مراکز نظامی، تعطیل کردن نمازهای جمعه و عیدین در برخی کلان شهرهای کشور و به طور کلی محدود کردن بیش از پیش آزادیهای مذهبی، مصادیقی از تغییر و یا بعبارتی تشدید سیاستهای مسئولان نسبت به مسایل اهل سنت می باشد". ما اهل سُنت ایران اسلامی در تداوم بی علاج برزخ ِ انتظار، سه دهه نابرابری، تبعیض و "ملاحظات و محضوریت ها" را تحمل کرده ایم. اما اکنون بدون امید سپری شدن شب ِ تیره از تنگه های سحر با تبعیضات فراقانونی فزاینده روبرو هستیم. اکثر نسل جوان اهل سُنت ایران که تا به امروز خویشتن را به بستر تقدیر سپرده، و رخت یاس را بر قامت خویش آراسته، و از تیزه های غرور مذهبی خویش فرود آمده و برای حفظ وحدت و انسجام دینی و ملی در دهلیزهای انزوا و یا خرسنگ های تفته که خیزاب های تبعیض و تحقیر بر آن می جوشند، سکوت را اختیار کرده اند؛ آنان اینک چشم انداز دیگرگونه ای را مطلبند. چشم اندازی که ادامه تحقیر مستمر در میدانچه های تلخ تبعیض نباشد. در این عصر اطلاعات و اینترنت مسلما ً ملت های مسلمان منطقه از قوانین نظام جمهوری اسلامی و تبعیضات قانونی و فراقانونی جاری بر علیه اهل سُنت در ایران اسلامی مطلع هستند. احتمالا ً استکبار جهانی، صهیونیسم و غرب نیز به توطئه های خود برای ایجاد تفرقه و تبعیض بین مسلمانان و بخصوص بین برادران شیعه و سُنی ادامه خواهند داد. اما برای ما اهل سُنت ایران جای تامل و تعمق جدی است مبنی بر اینکه چرا غرب از جمله آمریکا و انگلیس و حتی روسیه در پایتخت های کشور خود آزادی کامل فرایض دینی از جمله اجازه ساخت مسجد و اقامه نماز به مسلمانان شیعه و سُنی و دیگر ادیان و مسلک ها را می دهند، اما تلاش دارند در ایران اسلامی بین شیعه و سُنی تفرقه بیندازند؟ آیا این وظیفه اسلامی همه ما نیست تا آنها را خلع سلاح کرده و دستاویز و سببیت فرافکنی آنان را سلب کنیم؟ براستی در مقیاس با آزادی مذهبی موجود در کشورهای غربی، و در حالیکه ادیان دیگر در تهران صاحب کلیسا و کنیسه و محل عبادت خویش هستند؛ محرومیت حداقل صدها هزار اهل سنت ایرانی ساکن تهران از داشتن یک مسجد در اُم القرای جهان اسلام چگونه قابل توجیه است؟ با چنین وضعیتی چگونه می توان بر مخمل اندیشه های نسل جوان و مسلمان کشورهای بیدار منطقه تاثیرگذاری کرد و آنها را متقاعد نمود تا از ایران اسلامی الگوبرداری کنند و نه از غرب؟ استدعا می کنیم تا مقام معظم رهبری مرحمت فرموده یکبار برای همیشه دلیل ممانعت از صدور مجوز برای مسجد اهل سنت در تهران را بیان بفرمایند. جناب آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی دبیر اولین اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی و مشاور امور بین‌المللی رهبر معظم انقلاب فرموده اند که "هیچ محدودیتی درخصوص حضور متفکرین جهان اسلام در این همایش وجود ندارد و هر متفکری از هر گوشه دنیا می‌تواند دیدگاه‌ها و مسائل جاری منطقه را در این همایش تبیین کند". ایکاش متفکرین و علمای اهل سنت ایران نیز مستفیض این بذل و خیرخواهی می شدند. متاسفانه هزار نکته باریکتر از مو اینجاست که اندیشمندان و علمای اهل سنت ایران محبوس و یا به تبعیدگاههای سکوت هراس انگیز رانده شده اند در حالیکه برخی از پژوهشگران سُنی مذهب مورد اعتماد نظام از فراسوی مرزهای کشور برای شرکت در کنفرانس های مختلف وحدت و بیداری اسلامی با خرج بیت المال در تهران پذیرائی می شوند تا با حمد و ثنا از وحدت اسلامی موجود در ایران الگوبرداری کنند. ما از مقام معظم رهبری تقاضا می کنیم که چراغ نورانی برادری و برابری اسلامی را ابتدا بعنوان یک سرمشق در خانه عزیز خودمان یعنی ایران ِ اسلامی بیفروزیم، و سپس آن را بعنوان یک الگوی روشن به مساجد دیگران بفرستیم. متاسفانه اینک عرصه آنقدر بر ما تنگ شده است که ناچاریم بدلیل وحشت از دهلیزهای لاینقطع و خوفناک سربازان گمنام امام زمان، نقاب ایمنی به پهنای رخساره ِ خویش بردوانده و درد های خود را "پنهانی" نجوا کنیم، زیرا از عقوبت جانفرسای آه کشیدن با صدای بلند آگاهیم! حقیقتا ً ما اهل سُنت ایران را دردیست در دل که گر گوئیم زبان سوزد، و گر پنهان کنیم ترسیم که مغز استخوان سوزد. ما اینک گام در صحرای دل نهاده و درد دو عالم به سخن بر کشیده ایم، امیدواریم حضرتعالی به درد دلهای ما گوش فرادهید زیرا صدف زان سبب گشت گوهرفروش، که از پای تا سر همه گشت گوش! دکـتـرعـبـدالسـتـار دوشـوکـی مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن (از طرف جمعی از نمایندگان و فعالان اهل سنت داخل کشور) شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۰ doshoki@gmail.com

نامه سرگشاده اهل سُنت به خامنه ای

قافیه سنجان چو قلم در کشند  /  گنج دو عالم به سخن بر کشند
گنج سخن موجود در این رنجنامه توسط پاره ای از نمایندگان و فعالان اهل سنت در داخل کشور که امکان امضاء و نشر این نامه برای آنان، علیرغم درکشیدن قلم، به دلایل واضح، میسر نیست، برای نگارنده ایمیل شده است.  از من درخواست شده با رعایت امانتداری استفهامی و با پرهیز از واژه ها و ادبیات رایج در بین اپوزیسیون برونمرزی، خواسته های برحق و مطالبات قانونی و مشروع اهل سُنت را ویرایش و جهت اطلاع و انتشار در رسانه های فارسی زبان منعکس کنم.
بسم الله الرحمن الرحيم
(وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا)
حضور محترم آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران
پیام آنحضرت بمناسبت افتتاح نخستين كنفرانس دو روزه بين‌المللي بيداري اسلامي که امروز شنبه ۲۶ شهریور ماه در پایتخت ایران اسلامی عزیز  آغاز بکار کرد مایه مسرت  و امیدواری می باشد. حضرتعالی در پیام خویش فرمودید: "توصیه‌ی مهم دیگر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله‌ئی و مرزی است. تفاوتها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید. تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است. آنها که آتش تفرقه‌ مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می‌زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله‌ی شیطانند".  در پیام حضرتعالی آمده است:  "آزادی، عدالتخواهی، تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیضهای قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم. اینها ارکان نهضت‌های امروز کشورهای اسلامی است و‌ همه برگرفته از اسلام و قرآن است" و هشدار دادید که " پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است". و گروهها و اشخاصی را که در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمت های به دست آمده از قیام های اسلامی مردم هستند، نفی کردید.
ما اهل سُنت ایران از قریب به ۳۳ سال پیش که بنیانگزار فقید جمهوری سلامی وعده برادری و برابری شیعه و سُنی را در یک ایران اسلامی دادند، همواره مصرانه خواهان برادری و برابری اهل سُنت و تشیع بخصوص در عمل و در کلام  بوده و هستیم و مخالف هرگونه عملکردی که موجب تفرقه و تبعیض و برتری قومی و نژادی و بخصوص تبعیض بین برادران شیعه و سُنی، و نتیجتا ً دستاویزی برای دشمنان ایران و اسلام گردد، می باشیم.  حضرتعالی از موج بیداری ملت های عمدتا ً سنی مذهب منطقه بر علیه سلطه تفرقه افکنان و دشمنان اسلام سخن می گوئید و نظام جمهوری اسلامی را الگوی این قیام ها می دانید.
سوال اینجاست که چگونه ملت های عمدتا ً سنی مذهب منطقه،  نظام دینی ای را الگوی خود قرار خواهند داد که به آنان یعنی سُنی ها اجازه ساخت مسجد و حتی اقامه نماز در پایتخت نظام یا بعبارتی اُم القرای جهان اسلام را نمی دهد؟ متاسفانه درخواست های خیرخواهانه  و قانونی اهل سنت ایران اسلامی برای نفی خشونت، ترور، تعصب، تفرقه و رفع تبعیض و احیای برادری و برابری در عمل با دستگیری و زندان پاسخ داده می شود. بسیاری از علمای اهل سُنت از مناطق مختلف ایران از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان، خراسان و هـُرمُزگان به دلیل اعتراض به توهین مذهبی علیه اهل سُنت، تفرقه اندازی ها و مطالبه حق قانونی خود در زندان بسر می برند. نامه  سرگشاده ۳۰۰ تن از علماء و روحانیون اهل سُنت کردستان و یا درخواست مکرر رهبران اهل سُنت برای ملاقات حضوری با مقام معظم رهبری بی جواب مانده است. نامه مورخ ۲ شهریور ۱۳۹۰ مجمع نمایندگان اهل سنت در مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهور محترم کشور و دبیر مجمع تقریب مذاهب و مشاور رئیس‌ جمهور در امور اهل سنت در اعتراض به ممنوعیت نماز عید فطر اهل سُنت در تهران نیز همچنان بی جواب مانده است.
طبق نص صریح قانون اساسی و وعده بنیانگزار نظام جمهوری اسلامی اهل سنت باید در انجام فرایض دینی و آموزش مذهبی خود آزاد باشند. اما در عمل متاسفانه اینگونه نیست. فشار بر علمای اهل سُنت برای کنترل و مدیریت مدارس دینی اهل سنت افزایش یافته است. برخی از علمای اهل سنت از جمله مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی رهبر مذهبی اهل سُنت مردم سیستان و بلوچستان نه تنها از کشور که بلکه حتی از استان نیز ممنوع الخروج می باشند. بسیاری از  فعالان اهل سُنت در آیینه بُهتان به جرم های واهی دستگیر و زندانی می شوند. دلسوزان اسلام و پیروان سُنت نبوی اجازه ترویج دین مبین اسلام و تبلیغ مذهبی در مناطق اهل سُنت را ندارند و بسیاری از مبلغین دینی دستگیر و زندانی شده اند. این در حالیست که برادران شیعه ما کاملا ً آزاد هستند حتی در مناطق سُنی نشین مذهب و فقه خود را تبلیغ و ترویج کنند – که ما را بر آن اعتراضی نیست!.  ممانعت غیر قانونی از برگزاری نماز عید فطر اهل سنت در تهران و برخی از کلان شهرهای کشور، و  محکومیت اخیر حافظ قران آقای محمد اسماعیل ملازهی داماد  مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی، به جرم جاسوسی برای بیگانه مثال واضحی از فشار روزافزون بر اهل سُنت و رهبران مذهبی آنها می باشد.
بر طبق اظهارات خیرخواهانه و دلسوزانه مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی  که کارنامه درخشانی در حمایت از انقلاب اسلامی، ترویج اخوت و برادری اسلامی و تقریب مذاهب اهل سُنت و تشیع دارد، "جریاناتی چون ساماندهی حوزه های علمیه اهل سنت، صدور شناسنامه برای مساجد و کنترل آنها، ایجاد محدودیتهای بیشتر برای جماعت های تبلیغی، جلوگیری از برگزاری نمازهای جماعت سربازان اهل سنت در مراکز نظامی، تعطیل کردن نمازهای جمعه و عیدین در برخی کلان شهرهای کشور و به طور کلی محدود کردن بیش از پیش آزادیهای مذهبی، مصادیقی از تغییر و یا بعبارتی تشدید سیاستهای مسئولان نسبت به مسایل اهل سنت می باشد". ما اهل سُنت ایران اسلامی در تداوم بی علاج برزخ ِ انتظار،  سه دهه  نابرابری، تبعیض و "ملاحظات و محضوریت ها" را تحمل کرده ایم. اما اکنون بدون امید سپری شدن شب ِ تیره از تنگه های سحر با تبعیضات فراقانونی فزاینده روبرو هستیم. اکثر نسل جوان اهل سُنت ایران که تا به امروز خویشتن را به بستر تقدیر سپرده، و رخت یاس را بر قامت خویش آراسته، و از تیزه های غرور مذهبی خویش فرود آمده  و برای حفظ وحدت و انسجام دینی و ملی در دهلیزهای انزوا و یا خرسنگ های تفته که خیزاب های تبعیض و تحقیر بر آن می جوشند، سکوت را اختیار کرده اند؛  آنان اینک چشم انداز دیگرگونه ای را مطلبند. چشم اندازی که ادامه تحقیر مستمر در میدانچه های تلخ تبعیض نباشد.
در این عصر اطلاعات و اینترنت مسلما ً ملت های مسلمان منطقه از قوانین نظام جمهوری اسلامی و تبعیضات قانونی و فراقانونی جاری بر علیه اهل سُنت در ایران اسلامی مطلع هستند. احتمالا ً استکبار جهانی، صهیونیسم و غرب نیز به توطئه های خود برای ایجاد تفرقه و تبعیض بین مسلمانان و بخصوص بین برادران شیعه و سُنی ادامه خواهند داد. اما برای ما اهل سُنت ایران جای تامل و تعمق جدی است مبنی بر اینکه چرا غرب از جمله آمریکا و انگلیس و حتی روسیه در پایتخت های کشور خود آزادی کامل فرایض دینی از جمله اجازه ساخت مسجد و اقامه نماز به مسلمانان شیعه و سُنی و دیگر ادیان و مسلک ها را می دهند، اما تلاش دارند در ایران اسلامی بین شیعه و سُنی تفرقه بیندازند؟
 آیا این وظیفه اسلامی همه ما نیست تا آنها را خلع سلاح کرده و دستاویز و سببیت فرافکنی آنان را سلب کنیم؟ براستی در مقیاس با آزادی مذهبی موجود در کشورهای غربی، و در حالیکه ادیان دیگر در تهران صاحب کلیسا و کنیسه و محل عبادت خویش هستند؛ محرومیت حداقل صدها هزار اهل سنت ایرانی ساکن تهران از داشتن یک مسجد در اُم القرای جهان اسلام چگونه قابل توجیه است؟ با چنین وضعیتی چگونه می توان بر مخمل اندیشه های نسل جوان و مسلمان کشورهای بیدار منطقه تاثیرگذاری کرد و آنها را متقاعد نمود تا از ایران اسلامی الگوبرداری کنند و نه از غرب؟ استدعا می کنیم تا مقام معظم رهبری مرحمت فرموده یکبار برای همیشه دلیل ممانعت از صدور مجوز برای مسجد اهل سنت در تهران را بیان بفرمایند.
جناب آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی دبیر اولین اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی و مشاور امور بین‌المللی رهبر معظم انقلاب فرموده اند که "هیچ محدودیتی درخصوص حضور متفکرین جهان اسلام در این همایش وجود ندارد و هر متفکری از هر گوشه دنیا می‌تواند دیدگاه‌ها و مسائل جاری منطقه را در این همایش تبیین کند". ایکاش متفکرین و علمای اهل سنت ایران نیز مستفیض این بذل و خیرخواهی می شدند.  متاسفانه هزار نکته باریکتر از مو اینجاست که اندیشمندان و علمای اهل سنت ایران محبوس و یا به تبعیدگاههای سکوت هراس انگیز رانده شده اند در حالیکه برخی از پژوهشگران سُنی مذهب مورد اعتماد نظام از فراسوی مرزهای کشور برای شرکت در کنفرانس های مختلف وحدت و بیداری اسلامی با خرج بیت المال در تهران پذیرائی می شوند تا با حمد و ثنا از وحدت اسلامی موجود در ایران الگوبرداری کنند.
ما از مقام معظم رهبری تقاضا می کنیم که چراغ نورانی برادری و برابری اسلامی را ابتدا بعنوان یک سرمشق در خانه عزیز خودمان یعنی ایران ِ اسلامی بیفروزیم، و سپس آن را بعنوان یک الگوی روشن به مساجد دیگران بفرستیم. متاسفانه اینک عرصه آنقدر بر ما تنگ شده است که ناچاریم بدلیل وحشت از دهلیزهای لاینقطع و خوفناک سربازان گمنام امام زمان، نقاب ایمنی  به پهنای رخساره  ِ خویش  بردوانده و درد های خود را "پنهانی" نجوا کنیم، زیرا از عقوبت جانفرسای آه کشیدن با صدای بلند آگاهیم!  حقیقتا ً ما اهل سُنت ایران را دردیست در دل که گر گوئیم زبان سوزد، و گر پنهان کنیم ترسیم که مغز استخوان سوزد. ما اینک گام در صحرای دل نهاده و درد دو عالم به سخن بر کشیده ایم، امیدواریم حضرتعالی به درد دلهای ما گوش فرادهید زیرا صدف زان سبب گشت گوهرفروش، که از پای تا سر همه گشت گوش!
دکـتـرعـبـدالسـتـار دوشـوکـی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
(از طرف جمعی از نمایندگان و فعالان اهل سنت داخل کشور)
شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۰
doshoki@gmail.com

موسوی خوئینی‌ها: اگر اکثریت مردم «جمهوری اسلامی» را نخواهند، حق تحمیل نداریم کلمه : آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها ضمن تاکید بر اینکه همچنان «جمهوری اسلامی» را بهترین نظام حکومتی برای مردم مسلمان ایران می‌داند و خواستار اصلاحات در چارچوب آن است، تصریح کرد که اگر اکثریت این نظامی را نخواهند، هیچ‌کس حق ندارد حکومت دینی را با قوه قهریه بر مردم تحمیل کند. به گزارش کلمه، این چهره شاخص اصلاح طلب که به تازگی به راه‌اندازی وب‌سایتی، به سؤالات مخاطبان و کاربران اینترنت پاسخ می‌دهد، در پاسخ به سؤالی با این مضمون که «اگر اکثریت مردم خواهان حکومت غیر دینی باشند (از طریق انتخابات) با توجه به این که میزان رای ملت است شما دوستان اصلاح طلب و روحانی آن را قبول می کنید؟» نوشت: «حکومت دینی اگر از طرف اکثریّت مردم مورد قبول و تائید نباشد مقبولیّت خودرا از دست می دهد و قابلیّت اجرا ندارد وهیچکس حق ندارد حکومت دینی را با قوّه قهریّه براکثریّت مخالف تحمیل کند.» وی در عین حال تصریح کرد: «اگر اکثریّت مردم آن را نخواهند خود بخود ما از حاکمیّت کنار گذاشته خواهیم شد و هرگز برای حفظ قدرت یا حفظ اسلامیّت به قوّه قهریّه برخلاف اراده اکثریّت متوسل نخواهیم شد ولی اگر اکثریّت مردم طرفدار نظام اسلامی باشند ما با تمام قدرت درحفظ خواسته اکثریّت ایستادگی خواهیم کرد.»

موسوی خوئینی‌ها: اگر اکثریت مردم «جمهوری اسلامی» را نخواهند، حق تحمیل نداریم

کلمه : آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها ضمن تاکید بر اینکه همچنان «جمهوری اسلامی» را بهترین نظام حکومتی برای مردم مسلمان ایران می‌داند و خواستار اصلاحات در چارچوب آن است، تصریح کرد که اگر اکثریت این نظامی را نخواهند، هیچ‌کس حق ندارد حکومت دینی را با قوه قهریه بر مردم تحمیل کند.
 به گزارش کلمه، این چهره شاخص اصلاح طلب که به تازگی به راه‌اندازی وب‌سایتی، به سؤالات مخاطبان و کاربران اینترنت پاسخ می‌دهد، در پاسخ به سؤالی با این مضمون که «اگر اکثریت مردم خواهان حکومت غیر دینی باشند (از طریق انتخابات) با توجه به این که میزان رای ملت است شما دوستان اصلاح طلب و روحانی آن را قبول می کنید؟» نوشت: «حکومت دینی اگر از طرف اکثریّت مردم مورد قبول و تائید نباشد مقبولیّت خودرا از دست می دهد و قابلیّت اجرا ندارد وهیچکس حق ندارد حکومت دینی را با قوّه قهریّه براکثریّت مخالف تحمیل کند.»

وی در عین حال تصریح کرد: «اگر اکثریّت مردم آن را نخواهند خود بخود ما از حاکمیّت کنار گذاشته خواهیم شد و هرگز برای حفظ قدرت یا حفظ اسلامیّت به قوّه قهریّه برخلاف اراده اکثریّت متوسل نخواهیم شد ولی اگر اکثریّت مردم طرفدار نظام اسلامی باشند ما با تمام قدرت درحفظ خواسته اکثریّت ایستادگی خواهیم کرد.»

Friday, September 16, 2011

شکایت نمایندگان از احمدی نژاد هفته آینده در صحن علنی قرائت می‌شود قرائت گزارش کمیسیون اصل نود درباره شکایت نمایندگان از احمدی نژاد و بررسی گزارش کمیسیون برنامه و بودجه در مورد تحقیق و تفحص از عملکرد دولت در برنامه چهارم توسعه از مهمترین و پربحث‌ترین برنامه‌های هفته آینده نمایندگان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی است. به گزارش مهر، براساس دستور هفتگی مجلس، گزارش کمیسیون اصل نود قانون اساسی درباره چهار مورد شکایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از احمدی نژاد در هفته آینده در خانه ملت قرائت می شود. مجلس شورای اسلامی هفته جاری روزهای یک ‌شنبه، سه ‌شنبه و چهارشنبه جلسه علنی دارد. همچنین گزارش کمیسیون اجتماعی مبنی بر تصویب تقاضای تحقیق و تفحص از عملکرد صندوق بازنستگش صنعت فولاد کشور هفته آینده در مجلس بررسی می شود.

شکایت نمایندگان از احمدی نژاد هفته آینده در صحن علنی قرائت می‌شود

قرائت گزارش کمیسیون اصل نود درباره شکایت نمایندگان از احمدی نژاد و بررسی گزارش کمیسیون برنامه و بودجه در مورد تحقیق و تفحص از عملکرد دولت در برنامه چهارم توسعه از مهمترین و پربحث‌ترین برنامه‌های هفته آینده نمایندگان در صحن علنی مجلس شورای اسلامی است.
به گزارش مهر، براساس دستور هفتگی مجلس، گزارش کمیسیون اصل نود قانون اساسی درباره چهار مورد شکایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی از احمدی نژاد در هفته آینده در خانه ملت قرائت می شود.
مجلس شورای اسلامی هفته جاری روزهای یک ‌شنبه، سه ‌شنبه و چهارشنبه جلسه علنی دارد.
همچنین گزارش کمیسیون اجتماعی مبنی بر تصویب تقاضای تحقیق و تفحص از عملکرد صندوق بازنستگش صنعت فولاد کشور هفته آینده در مجلس بررسی می شود.

Thursday, September 15, 2011

ارتش سایبری گروه و گروهان فیسبوکی راه انداخته است! همزمان با شایعه سازیهائی که در باره شرکت و حضور و یا عدم شرکت و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس آینده جریان دارد، و از داخل و خارج کشور دنبال می شود، روی شبکه فیسبوک نیز در هفته های اخیر دهها گروه ظاهر شده اند که با دقت تمام نیرو جمع می کنند تا در سر بزنگاه نقش آفرینی کنند. ارتش سایبری سپاه و بسیج با همه امکانات شیطانی خود در این زمینه وارد میدان شده است. سیاست گریزی و سیاست زدگی، تبلیغ پرسش نامه های پوچ و مضحک( نظیر: دست بلند تر است یا پا؟)، با برچسب جملاتی که نامش را گذاشته اند شعر و همگی آغشته به سوز و گداز عشق و عاشقی، دور زدن مشکلاتی که مردم در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنند، گمُ کردن و خاک پاشیدن بر روی رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد و به فراموشخانه سپردن نام موسوی و کروبی و خاتمی و دیگران، جاکن کردن روح و ذهن جوان ها از مسائل سیاسی داخل کشور، وصل کردن فیسبوکی (چت بازی) جوان و سالمند به یکدیگر و .... شکار از میان آنها و... این تازه بخشی از کارنامه ارتش سایبری سازمان امنیت سپاه است. بخش دیگری از این بازی، پخش انواع باصطلاح اخبار موثق درباره نفوذ در جی میل و کنترل و کشف و لو رفتن و آدرس ها و نام رمزها و .... است، که با آب و تاب و اغراق آمیز روی شبکه اینترنت پخش می شود و بنام این و آن، روی این آتش نفت می پاشند. حتی مستندات بین المللی نیز با خرید و رشوه به شرکت ها، درست می کنند. رابطه ها را می خواهند قطع کنند. با ایجاد ترس می خواهند مردم را از هم جدا کنند. مردم را می خواهند غیر سیاسی کنند. سری به پیام های گروهی که سیل آسا ارسال می شوند و یا گروه هائی که با نام های مختلف و فریبنده تشکیل می شوند بزنید. حتی با راه انداختن گروه های خودشان، می کوشند اعتماد میان اعضای گروه های قدیمی و تا حدودی آشنا با هم را نیز از میان ببرند. حکومت را دست کم نگیرید. گربه وقتی در اتاق به دام می افتد و پنجره ها برای فرار بسته است، خطرناک تراست و مهاجم تر. روی میلیاردها دلار نفت خوابیده اند و برای نگهداشتن شیر لوله های نفت در اختیار خودشان، سر کیسه را می دانند کجا "شُل" کنند و چگونه به پیشباز حوادثی نظیر انتخابات بروند! نمونه هائی از پیام های مورد اشاره را بصورت مستقل در همین شماره پیک نت آورده ایم که می خوانید.


ارتش سایبری
گروه و گروهان فیسبوکی 
راه انداخته است!
 
 
 
 
همزمان با شایعه سازیهائی که در باره شرکت و حضور و یا عدم شرکت و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس آینده جریان دارد، و از داخل و خارج کشور دنبال می شود، روی شبکه فیسبوک نیز در هفته های اخیر دهها گروه ظاهر شده اند که با دقت تمام نیرو جمع می کنند تا در سر بزنگاه نقش آفرینی کنند. ارتش سایبری سپاه و بسیج با همه امکانات شیطانی خود در این زمینه وارد میدان شده است.
سیاست گریزی و سیاست زدگی، تبلیغ پرسش نامه های پوچ و مضحک( نظیر: دست بلند تر است یا پا؟)، با برچسب جملاتی که نامش را گذاشته اند شعر و همگی آغشته به سوز و گداز عشق و عاشقی، دور زدن مشکلاتی که مردم در داخل کشور با آن دست و پنجه نرم می کنند، گمُ کردن و خاک پاشیدن بر روی رویدادهای پس از انتخابات 22 خرداد و به فراموشخانه سپردن نام موسوی و کروبی و خاتمی و دیگران، جاکن کردن روح و ذهن جوان ها از مسائل سیاسی داخل کشور، وصل کردن فیسبوکی (چت بازی) جوان و سالمند به یکدیگر و .... شکار از میان آنها و...
این تازه بخشی از کارنامه ارتش سایبری سازمان امنیت سپاه است. بخش دیگری از این بازی، پخش انواع باصطلاح اخبار موثق درباره نفوذ در جی میل و کنترل و کشف و لو رفتن و آدرس ها و نام رمزها و .... است، که با آب و تاب و اغراق آمیز روی شبکه اینترنت پخش می شود و بنام این و آن، روی این آتش نفت می پاشند. حتی مستندات بین المللی نیز با خرید و رشوه به شرکت ها، درست می کنند. رابطه ها را می خواهند قطع کنند. با ایجاد ترس می خواهند مردم را از هم جدا کنند. مردم را می خواهند غیر سیاسی کنند. سری به پیام های گروهی که سیل آسا ارسال می شوند و یا گروه هائی که با نام های مختلف و فریبنده تشکیل می شوند بزنید. حتی با راه انداختن گروه های خودشان، می کوشند اعتماد میان اعضای گروه های قدیمی و تا حدودی آشنا با هم را نیز از میان ببرند. حکومت را دست کم نگیرید. گربه وقتی در اتاق به دام می افتد و پنجره ها برای فرار بسته است، خطرناک تراست و مهاجم تر. روی میلیاردها دلار نفت خوابیده اند و برای نگهداشتن شیر لوله های نفت در اختیار خودشان، سر کیسه را می دانند کجا "شُل" کنند و چگونه به پیشباز حوادثی نظیر انتخابات بروند!
نمونه هائی از پیام های مورد اشاره را بصورت مستقل در همین شماره پیک نت آورده ایم که می خوانید.

کذیب دروغ پردازی جدید رسانه های اقتدارگرا: حکم ننگین کاملا اجرا شده / سمیه توحیدلو را یک مرد شلاق زد کلمه : یک منبع آگاه به دروغ پردازی های رسانه های اقتدارگرا واکنش نشان داد و تصریح کرد که خلاف این دروغ پردازی ها، حکم ننگین شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و برخلاف قانون، این عمل توسط یک مامور مرد صورت گرفته است. رجانیوز امروز ادعا کرده بود که شلاق خوردن سمیه توحیدلو «ادعای دروغ» است، خبری که به نظر می‌رسد هدفی جز مخدوش کردن واقعیت شرم‌آور این برخورد دستگاه قضایی و تحت الشعاع قرار دادن ابعاد تاسف بار این اقدام ندارد. این منبع آگاه به کلمه گفت: سمیه توحیدلو از زنان مسلمان و روشنفکر ایرانی است که در سالهای گذشته یکی از جوانان فعال در جمع های اصلاح طلب بوده است. او دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران است و یکی از شاخص ترین زنان فعال در ستادهای انتخاباتی چند انتخابات اخیر از جمله انتخابات ریاست جمهوری دهم و ستاد مهندس موسوی بوده است. وی افزود: عوامل کودتای انتخاباتی که از شکل‌گیری زنجیره افتخارآمیز سبز از تجریش تا راه آهن عصبانی بودند، در اولین روز بعد از انتخابات، یکی از اولین اقداماتشان بازداشت سمیه توحیدلو بود که نقش مهمی در سازماندهی این زنجیره انسانی داشت. به گفته این منبع آگاه، آنها خانم توحیدلو را در شب بیست و سوم خرداد ۸۸ دستگیر کردند و نزدیک به هشتاد روز در زندان نگه داشتند. اما در نهایت تمام آنچه بازجویان در پرونده وی جمع کرده‌اند و منجر به صدور مجازات «یک سال حبس، پنجاه ضربه شلاق و یک ملیون ریال جزای نقدی» شده، چند نوشته‌ی وی در وبلاگش در انتقاد از دولت احمدی‌نژاد بود. او تاکید کرد: برخلاف آنچه رسانه های اقتدارگرا سعی در القای آن دارند، حکم شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و مانند همه خانم‌ها که حکم شلاق آنها را از روی لباس اجرا می‌کننند، به همین نحو اجرا شده است. از نوشته‌ی مسئولانه و متواضعانه‌ی ایشان هم که گفته‌اند اجرای شلاق در واقع «نمادین» و با هدف تحقیر بوده، نباید اینطور برداشت شود که شلاق زده نشده است. دقیقا زده شده و تنها ایشان از سر تواضع و برای اینکه هیچ اغراق و کار غیر اخلاقی انجام نشود یا دوستانش نگران نشوند، توضیح داده‌اند که زدن شلاق اینطور نبوده که بدن ایشان را زخم کند یا جای آن باقی بماند. بلکه بیشتر به قصد تحقیر بوده است. این منبع مطلع تاکید کرد: خیلی تاسف‌بار است که وقتی خانم توحیدلو تا این حد اخلاقی برخورد می‌کند و حتی حاضر نیست به رفتارهای زشت و شرم‌آور بازجویان و موارد دیگری اشاره کند تا مبادا طرح علنی آنها به توهین به ارزش‌های اسلامی و انقلابی منجر شود، حالا دوستان از آن طرف بام افتاده‌اند که به جای آنکه لااقل عمل زشت قوه قضاییه را توجیه کنند، به تکذیب آن می‌پردازند. وی افزود: ای کاش اقتدارگرایان به جای اینکه دستپاچه شوند و اصل ماجرا را دروغ بخوانند، اینقدر دغدغه اسلام و قانون داشتند که می‌پرسیدند به چه حقی یک مرد بر بدن این زن مسلمان شلاق زده؛ چطور جرات کرده‌اند در پرونده قضایی ایشان به دروغ بنویسند که زن منشی دادگاه این شلاق را زده؛ چگونه آن دادیار نامرد توانسته بر بدن این خانم چادری که در حال قرآن خواندن بوده شلاق بزند و چطور شرم نکرده که در میانه‌ی شلاق زدن، قرآن را به زور از دست او گرفته است و چطور … این منبع آگاه در پایان گفت: خانم توحیدلو دقیقا و منحصرا به استناد مطالب وبلاگی و فعالیت‌هایش در فضای مجازی به حبس و شلاق و جزای نقدی محکوم شده است. بازجویان با همه‌ی بی‌اخلاقی‌ها، هیچ اتهامی را نتوانستند به ایشان بچسبانند و اتهام اصلی ایشان، دو نوشته‌ی وبلاگی در نقد احمدی‌نژاد بوده است. در نهایت هم حبس یک ساله‌ی ایشان بخشیده شده، اما شلاق و جزای نقدی برای ایشان اجرا شده تا سندی باشد بر رفتارهای ننگین و جفای دستگاه قضایی به بهترین نخبگان متدین و متعهد این کشور، و تاریخ درباره‌ی اینها قضاوت کند.

کذیب دروغ پردازی جدید رسانه های اقتدارگرا: حکم ننگین کاملا اجرا شده / سمیه توحیدلو را یک مرد شلاق زد

کلمه : یک منبع آگاه به دروغ پردازی های رسانه های اقتدارگرا واکنش نشان داد و تصریح کرد که خلاف این دروغ پردازی ها، حکم ننگین شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و برخلاف قانون، این عمل توسط یک مامور مرد صورت گرفته است.
رجانیوز امروز ادعا کرده بود که شلاق خوردن سمیه توحیدلو «ادعای دروغ» است، خبری که به نظر می‌رسد هدفی جز مخدوش کردن واقعیت شرم‌آور این برخورد دستگاه قضایی و تحت الشعاع قرار دادن ابعاد تاسف بار این اقدام ندارد.
این منبع آگاه به کلمه گفت: سمیه توحیدلو از زنان مسلمان و روشنفکر ایرانی است که در سالهای گذشته یکی از جوانان فعال در جمع های اصلاح طلب بوده است. او دانشجوی دکترای جامعه شناسی دانشگاه تهران است و یکی از شاخص ترین زنان فعال در ستادهای انتخاباتی چند انتخابات اخیر از جمله انتخابات ریاست جمهوری دهم و ستاد مهندس موسوی بوده است.
وی افزود: عوامل کودتای انتخاباتی که از شکل‌گیری زنجیره افتخارآمیز سبز از تجریش تا راه آهن عصبانی بودند، در اولین روز بعد از انتخابات، یکی از اولین اقداماتشان بازداشت سمیه توحیدلو بود که نقش مهمی در سازماندهی این زنجیره انسانی داشت.
به گفته این منبع آگاه، آنها خانم توحیدلو را در شب بیست و سوم خرداد ۸۸ دستگیر کردند و نزدیک به هشتاد روز در زندان نگه داشتند. اما در نهایت تمام آنچه بازجویان در پرونده وی جمع کرده‌اند و منجر به صدور مجازات «یک سال حبس، پنجاه ضربه شلاق و یک ملیون ریال جزای نقدی» شده، چند نوشته‌ی وی در وبلاگش در انتقاد از دولت احمدی‌نژاد بود.
او تاکید کرد: برخلاف آنچه رسانه های اقتدارگرا سعی در القای آن دارند، حکم شلاق برای سمیه توحیدلو دقیقا اجرا شده و مانند همه خانم‌ها که حکم شلاق آنها را از روی لباس اجرا می‌کننند، به همین نحو اجرا شده است. از نوشته‌ی مسئولانه و متواضعانه‌ی ایشان هم که گفته‌اند اجرای شلاق در واقع «نمادین» و با هدف تحقیر بوده، نباید اینطور برداشت شود که شلاق زده نشده است. دقیقا زده شده و تنها ایشان از سر تواضع و برای اینکه هیچ اغراق و کار غیر اخلاقی انجام نشود یا دوستانش نگران نشوند، توضیح داده‌اند که زدن شلاق اینطور نبوده که بدن ایشان را زخم کند یا جای آن باقی بماند. بلکه بیشتر به قصد تحقیر بوده است.
این منبع مطلع تاکید کرد: خیلی تاسف‌بار است که وقتی خانم توحیدلو تا این حد اخلاقی برخورد می‌کند و حتی حاضر نیست به رفتارهای زشت و شرم‌آور بازجویان و موارد دیگری اشاره کند تا مبادا طرح علنی آنها به توهین به ارزش‌های اسلامی و انقلابی منجر شود، حالا دوستان از آن طرف بام افتاده‌اند که به جای آنکه لااقل عمل زشت قوه قضاییه را توجیه کنند، به تکذیب آن می‌پردازند.
وی افزود: ای کاش اقتدارگرایان به جای اینکه دستپاچه شوند و اصل ماجرا را دروغ بخوانند، اینقدر دغدغه اسلام و قانون داشتند که می‌پرسیدند به چه حقی یک مرد بر بدن این زن مسلمان شلاق زده؛ چطور جرات کرده‌اند در پرونده قضایی ایشان به دروغ بنویسند که زن منشی دادگاه این شلاق را زده؛ چگونه آن دادیار نامرد توانسته بر بدن این خانم چادری که در حال قرآن خواندن بوده شلاق بزند و چطور شرم نکرده که در میانه‌ی شلاق زدن، قرآن را به زور از دست او گرفته است و چطور …
این منبع آگاه در پایان گفت: خانم توحیدلو دقیقا و منحصرا به استناد مطالب وبلاگی و فعالیت‌هایش در فضای مجازی به حبس و شلاق و جزای نقدی محکوم شده است. بازجویان با همه‌ی بی‌اخلاقی‌ها، هیچ اتهامی را نتوانستند به ایشان بچسبانند و اتهام اصلی ایشان، دو نوشته‌ی وبلاگی در نقد احمدی‌نژاد بوده است. در نهایت هم حبس یک ساله‌ی ایشان بخشیده شده، اما شلاق و جزای نقدی برای ایشان اجرا شده تا سندی باشد بر رفتارهای ننگین و جفای دستگاه قضایی به بهترین نخبگان متدین و متعهد این کشور، و تاریخ درباره‌ی اینها قضاوت کند.