Saturday, February 1, 2014

نامه ی سی ام محمد نوری زاد به خامنه ای : شما تا کنون هیچگاه، هیچگاه درقبال مسئولیت های متعددی که برهمه ی آنها احاطه بسته اید، پاسخگو نبوده اید / راستی چرا گردشِ مالیِ بیت شما و خویشاوندان شما مشخص و آشکار نیست؟ وبلاگ محمد نوری زاد: به نام خدایی که راه گشود رفتن یا نرفتن، مسئله این است! سلام به محضررهبرگرامی حضرت آیت الله خامنه ای سالروزبرآمدن جمهوری اسلامی است و من هدیه ای آورده ام برای این روزهای تلخ جناب شما ازجنس لبخند، ازجنس شادمانی، ازجنس امید وشوق وسرفرازی، ازجنس نور، ازجنس هرچه که شما اراده فرمایید. اصلاً ازجنس چیزهایی که ازدسترس همه ی ثروتمندان و همه ی سرشناسان وهمه ی دشمنانی که شما به هربهانه از آنها یاد می فرمایید خارج است ومن آن را مخصوص جناب شما با زرورقی ازغیرت مندی ومردانگی وعیاری کادوپیچ کرده ام تا به محضِ یک عنایتِ مختصرویک رخصتِ مختصرترتقدیمتان کنم. راستی این روزها به چه متمایلید آقا؟ چه آرزوهایی درسرمی پرورانید؟ دوست ندارید دستی ازغیب که نه، ازآستین همین مردم ماتم زده برآید وشما را ازمتن هراس ها وزخم ها وآسیب ها وتلخکامی ها برهاند وبراریکه ای ازدلهای مردمان بنشاند؟ اطمینان دارم که خواهید فرمود بلی من بویژه این روزها به یک چنین آرزویی متمایلم وخواهان عملی شدنِ آنم. وحتی ای بسا هیجان زده فریاد برآورید: آهای ای محمد نوری زاد، بگوببینم مگر می شود ناگهان ازنگرانی های استخوان سوزاین روزها تهی گشت وهمزمان درهای بسته ی دلِ مردمان را وا گشود وبه کانونی ازرضایتِ آنان راه یافت ودرهمانجا خانه کرد ومرتب ازبرکات ذکرها وسپاس ها وشگفتی های شان ارتزاق کرد؟ که می گویم: بله آقا، چرا که نشود. من متن یک معامله را پیش روی جناب شما وا می گشایم. نیک بنگرید: طبقِ این معامله وقرارداد، شما چیزی می پردازید ومردم، همین هایی را که گفته آمد تقدیم شما می کنند. می بینید چه معامله ی خیرخواهانه ومنصفانه وهوشمندانه ونیکفرجامانه ای ست؟ طرف قرارداد با این که می بیند آسیب دیده وعمرش هدررفته وفرزندانش به پیریِ زودرس دچارشده اند، بازهمچنان جانب جناب شما را می گیرد ومعرکه ای ازنیکفرجامی را برای شما تدارک می بیند. با امضای این قرارداد، شما صادقانه می پذیرید که دراین بیست و چند سالِ رهبری، آن نبوده اید که باید می بودید. همین ودیگرهیچ. فکرنمی کنم قراردادی به این خوشایندی درعمرتان با کسی وکسانی بسته باشید. که چه؟ که شما با آن که وظیفه ی معهود خود را بجای نیاورده اید وبرسرِطرفِ قرارداد سیلابی ازخسارت وآسیب جاری فرموده اید اما همو- طرف قرارداد – شما را برمی گیرد وغبارپریشانی ازجمال شما می زداید ودست نازنین شما را می گیرد ومی برد کجا؟ وسط دلش! ودرآنجا شما را برتختی که ملاتِ پایه هایش محبت ومهراست می نشاند. حالا شاید خود شما اصراربفرمایید که: من می خواهم یک به یک آسیب ها وخسارت های دورانِ رهبری ام درمتن قرارداد آورده شود. که این نیزپیشنهاد خوبی است. چرا؟ هم به این دلیل که دوطرفِ معامله – حداقل پیش وجدان خودشان – اقناع می شوند، وهم بخاطراین که این قرارداد بصورت یک سند تاریخی برای آیندگان باقی می ماند تا همان آیندگان بدانند تا قیام قیامت باید ازجناب شما به نیکی یاد کنند و نسل اندرنسل وامدارشجاعت وهوشمندی وحرّیت وکیخسروگونگی شما باشند. پس من با اجازه ی جناب شما نه همه بل تعدادی ازآن موارد را درمتن قرارداد می گنجانم وبسرعت می رویم سروقتِ امضای آن. به محضِ امضای قرارداد، مردم شما را برسردست می گیرند ومی برند آنجایی که گفتم ملاتِ پایه های تختش محبت ومهراست. پیشنهاد می کنم ذهن مبارک تان رااصلاً درگیراین مواردی که من برمی شمرم نفرمایید وبه تلخی هایش نیزاعتنا نکنید ومستقیم به غوغای بعد ازامضای قرارداد بیندیشید وهمان تخت مهرومحبتی که جایش کجاست؟ براریکه ی دل ها: یک: شما دراین بیست وچند سال رهبری نشان داده اید که به راحتی فریب می خورید وبه راحتی اشتباه می کنید وبه راحتی برانجام خطاهای خود اصرارمی ورزید. وحال آن که قراربوده شما آگاه باشید وهوشمند باشید وقانونگرا. نه این که مدام به دام رنگینِ دسیسه گران بیفتید وخود نیزبه همین صفت متّصف شوید. یا قراربوده اگریک زمانی خطایی مرتکب شدید بدون شرم وبدون فوت وقت، روی درروی مردم بایستید وبه خطاهای خود اعتراف کنید وازمردم پوزش بخواهید. نه این که نخست خطا را به گردن دیگران بیندازید وسپس خود به انتقاد ازآن بپردازید. دو: شما ویاران همراهتان درسالهای نخستِ بعد ازانقلاب، با فریاد های الله اکبردرمجلس، آقای بنی صدررا بخاطراین که کفایت سیاسی اش کامل نیست ازجایگاه ریاست جمهوری کنارگذاردید. خوب، چه ایرادی دارد؟ تصمیمی بوده که شما درآن زمان اتخاذ فرمودید وحتماً نیزبرای آن تصمیم ادلّه های متقنی فراهم آورده بودید. پرسش این که آیا خداوکیلی میزانِ دانش وفهم وآگاهیِ شما نه تنها دروادیِ سیاست، بل درحوزه های اقتصادی وامنیتی واطلاعاتی ونظامی واجتماعی وفرهنگی وبین المللی نیزازکفایتِ مکفی برخورداربوده است وهست؟ اگربفرمایید بلی، باید برای این بلی دلیل درست بیاورید. مثلاً بفرمایید این تصمیمات من دراین جاها ودراین موارد باعث شده که کشورازاین نقطه ی سفلی به این نقطه علیا نقل مکان کند. واگرنه، قبول می فرمایید که کفایت های همه جانبه ی شما برای رهبریِ این مردم کافی نبوده ونیست، دراین صورت خودِ جناب شما کتاب قانون اساسی واسلامی را وابگشایید تا همه بدانیم قانون درباره ی رهبری که کفایت های همه جانبه اش ناکافی ومعکوس است، چه می گوید؟ ما برای این که جانب انصاف را رعایت کرده باشیم وازاین سندِ قرارداد چراغی بربیفروزیم برای آیندگانمان، آن را به استدلال می آراییم ودرآن به اشاره یِ چند مورد از ناکافی بودنِ کفایت های جناب شما بسنده می کنیم. سه: شما دراین سالهای رهبری، دست برهرچه که نهاده اید، ازهمانجا مفسده ها برآمده است. فرهنگ؟ واویلا. امنیت؟ عجبا. اقتصاد ورشد وآرامش وآبادانی؟ ای بدا. دریک مثال، به غوغای ” تهاجم فرهنگی” وداستان”عوام وخواصِ” شما اشاره می کنم که شما سال ها هرچه دراین دو وادی بیشترمتمرکزشدید جامعه را به مفسده های بیشتری مبتلا فرمودید. چهار: به راحتی فریب روسها را خوردید وبا ریسمان آنها به اعماق هسته ای فروشدید تا مگربا دستیابی به بمب اتمی دست به گلوی اسراییل وآمریکا ببرید واسم خود را با شجاعت بیامیزید ومدال آن را برگردن تاریخِ این مرزوبوم بیاویزید. روسها شما را بر زانوی خود نشاندند و پولهای مردم را با امضای شما برداشتند وبردند وآشغال های هسته ای خود را برای سرگرم شدن شما پیش روی شما فرش کردند وبرای شما فرصتی فراهم آوردند تا هرچه می خواهید شعاربدهید ورجزبخوانید وبرای آمریکا واسراییل خط ونشان بکشید وهمزمان به همان مدال شجاعت بیندیشید. شما هرگزندانستید واکنون نیزنمی دانید که: به موازات نفرتی که شما برسراسراییل می باریدید ومی بارید، کارگزارانِ نفوذیِ اسراییل درهیبت سرداران سپاه واحمدی نژاد وجناب شریعتمداریِ کیهان، خواسته های اسراییل را ازامضاها وفریادهای شما برمی کشیدند وهنوزنیزبرمی کشند. پنج: شما برای این که هست ونیستِ جامعه پیش پای جناب شما فرش شود، به ترساندنِ همگان حریص شدید. همگان را ترساندید وزبان مردم را به لکنت انداختید. جوری که ازمجلس شورای اسلامی اصطبلی پرداختید که درآن، صورت های انسانی، به مضحکه های حیوانی مشغولند. من البته جناب علی مطهری را ازاین اصطبل گند زده بیرون می کشم. مجلسی که دریک قلم، خون ستاربهشتی وصدها وصدها خون دیگررا دید وانکارشان کرد. ویا مجلسی که شلتاق های ویرانگراحمدی نژاد را دید وطبق خواسته ی شما راه بررواج حماقت های او گشود. مجلسی که جرأتِ نُطُق کشیدن ندارد تا شما را به هزاررفتارنادرستتان هشداردهد. شش: شما چهره ی دستگاه قضایی را به حیاط خلوت خواسته های خود بدل فرموده اید وهیچگاه اجازه نفرموده اید دراین دستگاه، یک خودیِ خاطی تأدیب شود ومجازات ببیند. به اشاره ی جناب شما لشگری ازخاطیانِ خودی ازمهلکه های قضایی بدرجسته اند وطلبکارانه به بُهت مردمان خندیده اند. یک قلم بگویم؟ جلال الدین فارسیِ قاتل. بازبگویم؟ همه ی زندانیان واعدامیان سیاسی درهمه ی سالهای پس ازانقلاب. که اغلبشان بی طیِّ مسیرِدرستِ قضایی به تیغ جفای این دستگاه – که خود مرعوب وزارت اطلاعات وسپاه است – زخمی شدند. که یا کشتندشان یا به زندان های بی دلیل گرفتارشان کردند. بیش ازبیست وهشت سال پاکمردی چون مهندس عباس امیرانتظام بنا به فرمان جناب شما درزندان های مخوف شما آسیب دید وجناب شما بموازات آسیب های توفنده ای که برجسم وجان اوجاری می شد مست قدرت وامنیت وآرامش بودید. واصلاً نیزبه این اعتنا نبستید که جنابتان رهبراسلامی وشیعیِ این مردم است. که درهرکجای جهان اگربی عدالتی وبی قانونی وخاصه خواری جاری است، درکانون وحیطه ی رهبریِ شما نباید چنین باشد. هفت: شورای نگهبان ومجلس خبرگان را آنچنان سطحی وآشکاربه طنزگاهِ متملقانِ ووابستگانِ خود بدل فرموده اید که هیچ نماینده وعضوی جرأت نکند یا نخواهد که برخسارت های جاریِ جناب شما انگشت نهد وبقای شما را درمسند رهبری به مخاطره اندازد یا به چالش بکشد. هشت: ستاد اجرایی فرمان امام را که قراربوده بساطش چند ماهه برچیده شود، ویا تشکیلات عریض وطویل آستان قدس و برخی دستگاههای با نام وبی نام دیگررا به اسم خزانه ی شخصی خود سند زده اید وهرگزاجازه نداده اید نماینده ای ازیک دستگاه دولتی حتی بدانها چپ بنگرد وحساب وکتابی ازآنان طلب کند. نه: با مسئولیت شخصی خود وبدون ارجاع به افکارعمومی، بشکلی گسترده درامورداخلی کشورهایی چون افغانستان وعراق وسوریه ولبنان وفلسطین دخالت کرده اید ودراین راه هم خسارت های جبران ناپذیری به آبرو وبه داشته های کشوروارد آورده اید وهم پولهای کلان مردم را بی اجازه ی مردم به این کشورها بخشوده اید واحتمالاً همچنان نیزمی بخشید. ده: کاری کرده اید که بجزخودتان هیچ رییس جمهوری ازآسیب ومفسده درامان نمانده باشد. مگرمی شود ازبنی صدرتا هاشمی تا خاتمی همه وهمه ناجوربوده باشند ویک احمدی نژاد همان باشد که شما خواهانِ آنید؟ یازده: احمدی نژاد را ازانبان بیت مکرم خود برکشیدید وبدو میدان دادید تا همچویک بی پروای بی چاک ودهان هاشمی یا هرکه را که درمدارنفرت شماست بخاک اندازد وذلیل کند وخود نیزمثل یک خادم و خدمتکار دربرابرشما دست به سینه بایستد وخواسته های شما را بی مزاحمتِ قانون اجابت کند ودقیقاً آن باشد که شما می خواهید. وآنگاه که همان فرد بی چاک ودهان به سمت خود شما خیزبرداشت، همین شمای رهبرفرزانه، برای افشا نشدن مفسده های فرزندان وخویشان واطرافیان تان برای اوفضا پرداختید وراه های بسته را به روی او واگشودید. دوازده: اگردرکارنامه ی رهبری شما جزفضاحت هسته ای هیچ نباشد، عدم کفایت شما دربایستگی های رهبری قطعی ومحرزاست. این را نه یک دشمنِ خونیِ شما، که دوست شما – محمد نوری زاد – می گوید. سیزده: جامعه ای که آراسته اید، یک جامعه ی هردمبیل وترسیده ودزد ودزد زده ومعتاد وبیکاروپریشان وگیج ومنگ وتحقیرشده وغارت شده هم درعرصه های داخلی وهم درمجامع بین المللی ست. با دزدانی عربده کش که قبه های سرداری شان را خود جناب شما بردوششان چسبانده اید وهمزمان موانع راهشان را دربلعیدن وبالا کشیدن اموال مردم به دستوری وامریه ای برچیده اید. چهارده: روحانیت ومراجع را به چند شاخه شقه شقه فرموده اید والبته خیلی ها را نیزذلیل خواسته های خود کرده اید. اینان را یا نمک گیرشان ساخته اید یا ترسانده اید یا رانده اید. راستی آقا جان، مگرنه این که شجاعت، یک ضرورت حتمی دربساط مرجعیت است؟ چرا اکثریت قریب به اتفاق مراجع ما شجاع نیستند وازجناب شما والبته ازشعبون بی مخ های دستگاه شما بشدت درهراس اند ونگران این هستند که به فرجام آقایان شریعتمداری ومنتظری وصانعی دچارشوند؟ پانزده: قبول می فرمایید که اسلام را ذلیل فرموده اید آقاجان. تا پیش ازانقلاب شیعه وسنی درکنارهم می زیستند ودرهیچ کجای جهان این دو را مشاجره ای ومجادله ای درمیان نبود. با ظهورجمهوری اسلامی ایران والبته با مدیریت مجدانه ی جناب شما دراین سالهای رهبری، وبا توهین ها وکجروی ها وفروکاستنِ شأنِ هموطنان سنی مان ازیکسوی، وبا سردادن فریادهای منافقانه ی وحدت از دیگرسوی ، به ظهورغده ی سرطانی ای توفیق یافته اید به اسم طالبان والقاعده که درگلوی مبارک جناب شما وسایرمسلمانان جهان جا خوش کرده جوری که نه پایین می رود ونه برمی آید وازهمانجا به خراش اندازی ونابودیِ چیزکی به اسم مسلمانی وآبروی مسلمانان مشغول است. بله آقا، ما به مقدسات آنان توهین کردیم وهیچ شان انگاشتیم وآنان با جلیقه های انتحاری برای ما آغوش گشودند. شانزده: من گاه به این می اندیشیدم که مشکل شما نداشتن شناخت ازجهان مدرن است. که دراین جهان، داستان مذهب وگرایشات دینی داستانی حاشیه ای وفردی ودرونی است وکلاًدرآن جوامع، حساسیت های دینی ازصورت جامعه کوچیده وبه درون افراد پناه برده وهرگزنیزفرصتی برای ظهورنمی یابند. مدت هاست که دانسته ام جناب شما نه تنها ازجهان مدرن، که شناختی نیزازجامعه ی خویش ندارید. شما خدا وکیلی چقدرکردستان را خوزستان را بلوچستان را وهمین تهران را می شناسید؟ شما که خوش سخن اید، تلاش کنید یک دقیقه – آری یک دقیقه – بدون شعاروبدون بکاربردن واژگان کلیشه ای درباره ی مردم ایران صحبت کنید. به امرجناب شما اقلیت های اعتقادی هرگزفرصتی برای برآمدن واستخدام وقرارگرفتن درجایگاه های بایسته ی کشورشان را که نداشته اند، به مختصربهانه ای نیز دستگیرشده اند ودرزندان یا اعدام یا بی دلیل درحبس مانده اند. به محض قرارگرفتن دریک محفل سنی یا زرتشتی یا یهودی شما اما به وادی شعارگریزمی زنید وهیچ نیزبه این نمی اندیشید که اگربشود بریک حباب پوک خانه ساخت به تربیت ناشی ازشعارنیزمی توان دل بست. هفده: شما سرمایه های نقدی وانسانیِ کشوررا یا تباه فرموده اید یا از ریخت انداخته اید آقا. جامعه ای پرداخته اید بی نخبه وانبوه ازمداحان. جامعه ی بی نخبه ومداح محور، مطلوب ترین فضا وفرصت را برای رفتارهای ناجورحکومتی فراخ کرده است. جامعه ی بی نخبه ومداح محورِامروزما، درست همان است که شما خواسته اید ومی خواهید. چرا که دریک ساختاردرست وپسندیده وقانونی، آقا مجتبای شما فرصت جولان نمی یابد وسپاه واطلاعات فرش زیرپای شما نمی شوند. سخن ازاطلاعات شد، شما خبردارید آیا چرا آقای روحانی وهمکاران او را هنوزکه هنوزاست به وزارت اطلاعات راه نداده اند؟ هجده: این مختصرنشان می دهد که شما به حوزه ی عمومیِ “حق الناس” پای نهاده اید ودرهمان حوزه به برداشت های خصوصی مشغولید. این ورود نابجا اگرازیک رهبرویک رییس جمهورِخدا ناباور روی بدهد، شاید پذیرفتنی ترباشد تا شما که خود را مغزاسلام ناب می دانید واحتمالاً که نه قطعاً خود را نایب امام زمان می دانید ومطمئناً نیزبه سرای باقی ایمان دارید وراجع به حق الناس ومطالبات اخرویِ آن ساعت ها سخن گفته اید ومیلیون ها مخاطب خود را به رعایت آن تشویق وترغیب وتحکم فرموده اید. نوزده: امروزیکی ازحق الناس هایی که شما ازحقوق حتمیِ مردم برداشته اید وهمچنان نیزبه برداشتن های خود اصرارمی ورزید، حق انتخاب است. شما مردم را ازحق انتخابشان بازداشته اید. شما آنان را درهربزنگاهِ انتخاب، با دوزوکلک های امنیتی به بن بست هایی می کشانید که بناچارهمانی را انتخاب کنند که شما بدو متمایلید. بیست: شما مردم را به انتخاب خودتان مجبورفرموده اید. واین، یک نقضِ غرضِ آشکاربا رهبریت اسلامی شماست. اگرقرآن فرموده: لااکراه فی الدین، این اکراه درپذیرش اجباریِ یک رهبر، به مراتب سهمگین ترونافذترازپذیرش اجباری دین است. لااکراه فی الدین یعنی آقای خامنه ای شما اجازه ندارید هم خود را وهم جمهوری اسلامی برمردم تحمیل کنید وازآنان بخواهید که همه ی مقدرات خود ونسل های خودرا به شما تفویض کنند. وحال آنکه شما سال هاست به همین کارِتحمیلی مشغولید ومردم را ازانتخاب آگاهانه وآزاد ومستقلشان بازداشته اید ومحرومشان فرموده اید. بیست ویک: شما تا کنون هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه درقبال مسئولیت های متعددی که برهمه ی آنها احاطه بسته اید، پاسخگونبوده اید. هیچگاه درهیچ مناظره ای شرکت نجسته اید وبه پرسش های صریح کسی ونماینده ای پاسخ نگفته اید. واین، یعنی چنگ بردن به همان “حق الناس”. همین تباه سازی های حق الناسی ست که می گویم شما را کفایتی برای رهبری نگذارده است. بیست ودو: یکی ازبزرگترین حق الناس هایی که شما آن را بخاک انداخته اید وهمچنان اسلام اسلام نیزمی فرمایید، گریزازقانون است. این شما بوده وهستید که بسیج وبسیجی را تا قلچماقانی فحاش وهتاک وتخریبگرتنزل داده اید. جوری که به هرفرموده ویا حتی به هرنافرموده ی جناب شما مثل صاعقه برسرمنتقدان ومعترضان ومراجع مغایر فرود می آیند وبساطشان بهم می ریزند تا به آنان بفهمانند دراینجا چه کسی برسرکاراست وچه می گوید وچه می خواهد. شما هرگزبه قانون مقید نبوده اید وهماره خود را فراترازقانون دانسته اید. یک پرسش قانونی: راستی چرا گردشِ مالیِ بیت مکرم شما وهرآنچه را که شما وکارگزاران مستقیم وخویشاوندان شما ازپول مردم برمی دارید وبرمی دارند، مشخص وآشکارنیست وهیچگاه حسابرسی نمی شود؟ واما امضای قرارداد: به محض امضای این قرارداد، شما داوطلبانه وآبرومندانه وبی سروصدا – همچون کیخسرو- به اسم استراحت وعبادت ازرهبری کنارمی روید وعرصه را برای انتخاب همه جانبه ی مردم وا می گشایید. مردم درقبال این رفتارشما چه می کنند؟ شما را به درون پرمهرخود راه می دهند وشما را برهمان تختی می نشانند که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست. وگرنه….. نه، اصلاً دلم نمی خواهد به این “وگرنه” بپردازم وآینده ی عنقریب شما را واشکافی کنم. اجازه بدهید مثبت اندیشی را برگزینیم وهمان پایان خوش وآن تختی را برای شما آرزوکنیم که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست. با احترام وادب محمد نوری زاد یازدهم بهمن ماه سال نود ودو – تهران

نامه ی سی ام محمد نوری زاد به خامنه ای : شما تا کنون هیچگاه، هیچگاه درقبال مسئولیت های متعددی که برهمه ی آنها احاطه بسته اید، پاسخگو نبوده اید / راستی چرا گردشِ مالیِ بیت شما و خویشاوندان شما مشخص و آشکار نیست؟
وبلاگ محمد نوری زاد:
به نام خدایی که راه گشود
 رفتن یا نرفتن، مسئله این است!
سلام به محضررهبرگرامی
حضرت آیت الله خامنه ای
سالروزبرآمدن جمهوری اسلامی است و من هدیه ای آورده ام برای این روزهای تلخ جناب شما ازجنس لبخند، ازجنس شادمانی، ازجنس امید وشوق وسرفرازی، ازجنس نور، ازجنس هرچه که شما اراده فرمایید. اصلاً ازجنس چیزهایی که ازدسترس همه ی ثروتمندان و همه ی سرشناسان وهمه ی دشمنانی که شما به هربهانه از آنها یاد می فرمایید خارج است ومن آن را مخصوص جناب شما با زرورقی ازغیرت مندی ومردانگی وعیاری کادوپیچ کرده ام تا به محضِ یک عنایتِ مختصرویک رخصتِ مختصرترتقدیمتان کنم.
راستی این روزها به چه متمایلید آقا؟ چه آرزوهایی درسرمی پرورانید؟ دوست ندارید دستی ازغیب که نه، ازآستین همین مردم ماتم زده برآید وشما را ازمتن هراس ها وزخم ها وآسیب ها وتلخکامی ها برهاند وبراریکه ای ازدلهای مردمان بنشاند؟ اطمینان دارم که خواهید فرمود بلی من بویژه این روزها به یک چنین آرزویی متمایلم وخواهان عملی شدنِ آنم.
وحتی ای بسا هیجان زده فریاد برآورید: آهای ای محمد نوری زاد، بگوببینم مگر می شود ناگهان ازنگرانی های استخوان سوزاین روزها تهی گشت وهمزمان درهای بسته ی دلِ مردمان را وا گشود وبه کانونی ازرضایتِ آنان راه یافت ودرهمانجا خانه کرد ومرتب ازبرکات ذکرها وسپاس ها وشگفتی های شان ارتزاق کرد؟ که می گویم: بله آقا، چرا که نشود. من متن یک معامله را پیش روی جناب شما وا می گشایم. نیک بنگرید: طبقِ این معامله وقرارداد، شما چیزی می پردازید ومردم، همین هایی را که گفته آمد تقدیم شما می کنند.
می بینید چه معامله ی خیرخواهانه ومنصفانه وهوشمندانه ونیکفرجامانه ای ست؟ طرف قرارداد با این که می بیند آسیب دیده وعمرش هدررفته وفرزندانش به پیریِ زودرس دچارشده اند، بازهمچنان جانب جناب شما را می گیرد ومعرکه ای ازنیکفرجامی را برای شما تدارک می بیند. با امضای این قرارداد، شما صادقانه می پذیرید که دراین بیست و چند سالِ رهبری، آن نبوده اید که باید می بودید. همین ودیگرهیچ.
فکرنمی کنم قراردادی به این خوشایندی درعمرتان با کسی وکسانی بسته باشید. که چه؟ که شما با آن که وظیفه ی معهود خود را بجای نیاورده اید وبرسرِطرفِ قرارداد سیلابی ازخسارت وآسیب جاری فرموده اید اما همو- طرف قرارداد – شما را برمی گیرد وغبارپریشانی ازجمال شما می زداید ودست نازنین شما را می گیرد ومی برد کجا؟ وسط دلش! ودرآنجا شما را برتختی که ملاتِ پایه هایش محبت ومهراست می نشاند. حالا شاید خود شما اصراربفرمایید که: من می خواهم یک به یک آسیب ها وخسارت های دورانِ رهبری ام درمتن قرارداد آورده شود. که این نیزپیشنهاد خوبی است. چرا؟
هم به این دلیل که دوطرفِ معامله – حداقل پیش وجدان خودشان – اقناع می شوند، وهم بخاطراین که این قرارداد بصورت یک سند تاریخی برای آیندگان باقی می ماند تا همان آیندگان بدانند تا قیام قیامت باید ازجناب شما به نیکی یاد کنند و نسل اندرنسل وامدارشجاعت وهوشمندی وحرّیت وکیخسروگونگی شما باشند. پس من با اجازه ی جناب شما نه همه بل تعدادی ازآن موارد را درمتن قرارداد می گنجانم وبسرعت می رویم سروقتِ امضای آن. به محضِ امضای قرارداد، مردم شما را برسردست می گیرند ومی برند آنجایی که گفتم ملاتِ پایه های تختش محبت ومهراست. پیشنهاد می کنم ذهن مبارک تان رااصلاً درگیراین مواردی که من برمی شمرم نفرمایید وبه تلخی هایش نیزاعتنا نکنید ومستقیم به غوغای بعد ازامضای قرارداد بیندیشید وهمان تخت مهرومحبتی که جایش کجاست؟ براریکه ی دل ها:
یک: شما دراین بیست وچند سال رهبری نشان داده اید که به راحتی فریب می خورید وبه راحتی اشتباه می کنید وبه راحتی برانجام خطاهای خود اصرارمی ورزید. وحال آن که قراربوده شما آگاه باشید وهوشمند باشید وقانونگرا. نه این که مدام به دام رنگینِ دسیسه گران بیفتید وخود نیزبه همین صفت متّصف شوید. یا قراربوده اگریک زمانی خطایی مرتکب شدید بدون شرم وبدون فوت وقت، روی درروی مردم بایستید وبه خطاهای خود اعتراف کنید وازمردم پوزش بخواهید. نه این که نخست خطا را به گردن دیگران بیندازید وسپس خود به انتقاد ازآن بپردازید.
دو: شما ویاران همراهتان درسالهای نخستِ بعد ازانقلاب، با فریاد های الله اکبردرمجلس، آقای بنی صدررا بخاطراین که کفایت سیاسی اش کامل نیست ازجایگاه ریاست جمهوری کنارگذاردید. خوب، چه ایرادی دارد؟ تصمیمی بوده که شما درآن زمان اتخاذ فرمودید وحتماً نیزبرای آن تصمیم ادلّه های متقنی فراهم آورده بودید. پرسش این که آیا خداوکیلی میزانِ دانش وفهم وآگاهیِ شما نه تنها دروادیِ سیاست، بل درحوزه های اقتصادی وامنیتی واطلاعاتی ونظامی واجتماعی وفرهنگی وبین المللی نیزازکفایتِ مکفی برخورداربوده است وهست؟ اگربفرمایید بلی، باید برای این بلی دلیل درست بیاورید. مثلاً بفرمایید این تصمیمات من دراین جاها ودراین موارد باعث شده که کشورازاین نقطه ی سفلی به این نقطه علیا نقل مکان کند.
واگرنه، قبول می فرمایید که کفایت های همه جانبه ی شما برای رهبریِ این مردم کافی نبوده ونیست، دراین صورت خودِ جناب شما کتاب قانون اساسی واسلامی را وابگشایید تا همه بدانیم قانون درباره ی رهبری که کفایت های همه جانبه اش ناکافی ومعکوس است، چه می گوید؟ ما برای این که جانب انصاف را رعایت کرده باشیم وازاین سندِ قرارداد چراغی بربیفروزیم برای آیندگانمان، آن را به استدلال می آراییم ودرآن به اشاره یِ چند مورد از ناکافی بودنِ کفایت های جناب شما بسنده می کنیم.
سه: شما دراین سالهای رهبری، دست برهرچه که نهاده اید، ازهمانجا مفسده ها برآمده است. فرهنگ؟ واویلا. امنیت؟ عجبا. اقتصاد ورشد وآرامش وآبادانی؟ ای بدا. دریک مثال، به غوغای ” تهاجم فرهنگی” وداستان”عوام وخواصِ” شما اشاره می کنم که شما سال ها هرچه دراین دو وادی بیشترمتمرکزشدید جامعه را به مفسده های بیشتری مبتلا فرمودید.
چهار: به راحتی فریب روسها را خوردید وبا ریسمان آنها به اعماق هسته ای فروشدید تا مگربا دستیابی به بمب اتمی دست به گلوی اسراییل وآمریکا ببرید واسم خود را با شجاعت بیامیزید ومدال آن را برگردن تاریخِ این مرزوبوم بیاویزید. روسها شما را بر زانوی خود نشاندند و پولهای مردم را با امضای شما برداشتند وبردند وآشغال های هسته ای خود را برای سرگرم شدن شما پیش روی شما فرش کردند وبرای شما فرصتی فراهم آوردند تا هرچه می خواهید شعاربدهید ورجزبخوانید وبرای آمریکا واسراییل خط ونشان بکشید وهمزمان به همان مدال شجاعت بیندیشید.
شما هرگزندانستید واکنون نیزنمی دانید که: به موازات نفرتی که شما برسراسراییل می باریدید ومی بارید، کارگزارانِ نفوذیِ اسراییل درهیبت سرداران سپاه واحمدی نژاد وجناب شریعتمداریِ کیهان، خواسته های اسراییل را ازامضاها وفریادهای شما برمی کشیدند وهنوزنیزبرمی کشند.
پنج: شما برای این که هست ونیستِ جامعه پیش پای جناب شما فرش شود، به ترساندنِ همگان حریص شدید. همگان را ترساندید وزبان مردم را به لکنت انداختید. جوری که ازمجلس شورای اسلامی اصطبلی پرداختید که درآن، صورت های انسانی، به مضحکه های حیوانی مشغولند. من البته جناب علی مطهری را ازاین اصطبل گند زده بیرون می کشم. مجلسی که دریک قلم، خون ستاربهشتی وصدها وصدها خون دیگررا دید وانکارشان کرد. ویا مجلسی که شلتاق های ویرانگراحمدی نژاد را دید وطبق خواسته ی شما راه بررواج حماقت های او گشود. مجلسی که جرأتِ نُطُق کشیدن ندارد تا شما را به هزاررفتارنادرستتان هشداردهد.
شش: شما چهره ی دستگاه قضایی را به حیاط خلوت خواسته های خود بدل فرموده اید وهیچگاه اجازه نفرموده اید دراین دستگاه، یک خودیِ خاطی تأدیب شود ومجازات ببیند. به اشاره ی جناب شما لشگری ازخاطیانِ خودی ازمهلکه های قضایی بدرجسته اند وطلبکارانه به بُهت مردمان خندیده اند. یک قلم بگویم؟ جلال الدین فارسیِ قاتل. بازبگویم؟ همه ی زندانیان واعدامیان سیاسی درهمه ی سالهای پس ازانقلاب. که اغلبشان بی طیِّ مسیرِدرستِ قضایی به تیغ جفای این
دستگاه – که خود مرعوب وزارت اطلاعات وسپاه است – زخمی شدند. که یا کشتندشان یا به زندان های بی دلیل گرفتارشان کردند.
بیش ازبیست وهشت سال پاکمردی چون مهندس عباس امیرانتظام بنا به فرمان جناب شما درزندان های مخوف شما آسیب دید وجناب شما بموازات آسیب های توفنده ای که برجسم وجان اوجاری می شد مست قدرت وامنیت وآرامش بودید. واصلاً نیزبه این اعتنا نبستید که جنابتان رهبراسلامی وشیعیِ این مردم است. که درهرکجای جهان اگربی عدالتی وبی قانونی وخاصه خواری جاری است، درکانون وحیطه ی رهبریِ شما نباید چنین باشد.
هفت: شورای نگهبان ومجلس خبرگان را آنچنان سطحی وآشکاربه طنزگاهِ متملقانِ ووابستگانِ خود بدل فرموده اید که هیچ نماینده وعضوی جرأت نکند یا نخواهد که برخسارت های جاریِ جناب شما انگشت نهد وبقای شما را درمسند رهبری به مخاطره اندازد یا به چالش بکشد.
هشت: ستاد اجرایی فرمان امام را که قراربوده بساطش چند ماهه برچیده شود، ویا تشکیلات عریض وطویل آستان قدس و برخی دستگاههای با نام وبی نام دیگررا به اسم خزانه ی شخصی خود سند زده اید وهرگزاجازه نداده اید نماینده ای ازیک دستگاه دولتی حتی بدانها چپ بنگرد وحساب وکتابی ازآنان طلب کند.
نه: با مسئولیت شخصی خود وبدون ارجاع به افکارعمومی، بشکلی گسترده درامورداخلی کشورهایی چون افغانستان وعراق وسوریه ولبنان وفلسطین دخالت کرده اید ودراین راه هم خسارت های جبران ناپذیری به آبرو وبه داشته های کشوروارد آورده اید وهم پولهای کلان مردم را بی اجازه ی مردم به این کشورها بخشوده اید واحتمالاً همچنان نیزمی بخشید.
ده: کاری کرده اید که بجزخودتان هیچ رییس جمهوری ازآسیب ومفسده درامان نمانده باشد. مگرمی شود ازبنی صدرتا هاشمی تا خاتمی همه وهمه ناجوربوده باشند ویک احمدی نژاد همان باشد که شما خواهانِ آنید؟
یازده: احمدی نژاد را ازانبان بیت مکرم خود برکشیدید وبدو میدان دادید تا همچویک بی پروای بی چاک ودهان هاشمی یا هرکه را که درمدارنفرت شماست بخاک اندازد وذلیل کند وخود نیزمثل یک خادم و خدمتکار دربرابرشما دست به سینه بایستد وخواسته های شما را بی مزاحمتِ قانون اجابت کند ودقیقاً آن باشد که شما می خواهید. وآنگاه که همان فرد بی چاک ودهان به سمت خود شما خیزبرداشت، همین شمای رهبرفرزانه، برای افشا نشدن مفسده های فرزندان وخویشان واطرافیان تان برای اوفضا پرداختید وراه های بسته را به روی او واگشودید.
دوازده: اگردرکارنامه ی رهبری شما جزفضاحت هسته ای هیچ نباشد، عدم کفایت شما دربایستگی های رهبری قطعی ومحرزاست. این را نه یک دشمنِ خونیِ شما، که دوست شما – محمد نوری زاد – می گوید.
سیزده: جامعه ای که آراسته اید، یک جامعه ی هردمبیل وترسیده ودزد ودزد زده ومعتاد وبیکاروپریشان وگیج ومنگ وتحقیرشده وغارت شده هم درعرصه های داخلی وهم درمجامع بین المللی ست. با دزدانی عربده کش که قبه های سرداری شان را خود جناب شما بردوششان چسبانده اید وهمزمان موانع راهشان را دربلعیدن وبالا کشیدن اموال مردم به دستوری وامریه ای برچیده اید.
چهارده: روحانیت ومراجع را به چند شاخه شقه شقه فرموده اید والبته خیلی ها را نیزذلیل خواسته های خود کرده اید. اینان را یا نمک گیرشان ساخته اید یا ترسانده اید یا رانده اید. راستی آقا جان، مگرنه این که شجاعت، یک ضرورت حتمی دربساط مرجعیت است؟ چرا اکثریت قریب به اتفاق مراجع ما شجاع نیستند وازجناب شما والبته ازشعبون بی مخ های دستگاه شما بشدت درهراس اند ونگران این هستند که به فرجام آقایان شریعتمداری ومنتظری وصانعی دچارشوند؟
پانزده: قبول می فرمایید که اسلام را ذلیل فرموده اید آقاجان. تا پیش ازانقلاب شیعه وسنی درکنارهم می زیستند ودرهیچ کجای جهان این دو را مشاجره ای ومجادله ای درمیان نبود. با ظهورجمهوری اسلامی ایران والبته با مدیریت مجدانه ی جناب شما دراین سالهای رهبری، وبا توهین ها وکجروی ها وفروکاستنِ شأنِ هموطنان سنی مان ازیکسوی، وبا سردادن فریادهای منافقانه ی وحدت از دیگرسوی ، به ظهورغده ی سرطانی ای توفیق یافته اید به اسم طالبان والقاعده که درگلوی مبارک جناب شما وسایرمسلمانان جهان جا خوش کرده جوری که نه پایین می رود ونه برمی آید وازهمانجا به خراش اندازی ونابودیِ چیزکی به اسم مسلمانی وآبروی مسلمانان مشغول است. بله آقا، ما به مقدسات آنان توهین کردیم وهیچ شان انگاشتیم وآنان با جلیقه های انتحاری برای ما آغوش گشودند.
شانزده: من گاه به این می اندیشیدم که مشکل شما نداشتن شناخت ازجهان مدرن است. که دراین جهان، داستان مذهب وگرایشات دینی داستانی حاشیه ای وفردی ودرونی است وکلاًدرآن جوامع، حساسیت های دینی ازصورت جامعه کوچیده وبه درون افراد پناه برده وهرگزنیزفرصتی برای ظهورنمی یابند. مدت هاست که دانسته ام جناب شما نه تنها ازجهان مدرن، که شناختی نیزازجامعه ی خویش ندارید. شما خدا وکیلی چقدرکردستان را خوزستان را بلوچستان را وهمین تهران را می شناسید؟
شما که خوش سخن اید، تلاش کنید یک دقیقه – آری یک دقیقه – بدون شعاروبدون بکاربردن واژگان کلیشه ای درباره ی مردم ایران صحبت کنید. به امرجناب شما اقلیت های اعتقادی هرگزفرصتی برای برآمدن واستخدام وقرارگرفتن درجایگاه های بایسته ی کشورشان را که نداشته اند، به مختصربهانه ای نیز دستگیرشده اند ودرزندان یا اعدام یا بی دلیل درحبس مانده اند. به محض قرارگرفتن دریک محفل سنی یا زرتشتی یا یهودی شما اما به وادی شعارگریزمی زنید وهیچ نیزبه این نمی اندیشید که اگربشود بریک حباب پوک خانه ساخت به تربیت ناشی ازشعارنیزمی توان دل بست.
هفده: شما سرمایه های نقدی وانسانیِ کشوررا یا تباه فرموده اید یا از ریخت انداخته اید آقا. جامعه ای پرداخته اید بی نخبه وانبوه ازمداحان. جامعه ی بی نخبه ومداح محور، مطلوب ترین فضا وفرصت را برای رفتارهای ناجورحکومتی فراخ کرده است. جامعه ی بی نخبه ومداح محورِامروزما، درست همان است که شما خواسته اید ومی خواهید. چرا که دریک ساختاردرست وپسندیده وقانونی، آقا مجتبای شما فرصت جولان نمی یابد وسپاه واطلاعات فرش زیرپای شما نمی شوند. سخن ازاطلاعات شد، شما خبردارید آیا چرا آقای روحانی وهمکاران او را هنوزکه هنوزاست به وزارت اطلاعات راه نداده اند؟
هجده: این مختصرنشان می دهد که شما به حوزه ی عمومیِ “حق الناس” پای نهاده اید ودرهمان حوزه به برداشت های خصوصی مشغولید. این ورود نابجا اگرازیک رهبرویک رییس جمهورِخدا ناباور روی بدهد، شاید پذیرفتنی ترباشد تا شما که خود را مغزاسلام ناب می دانید واحتمالاً که نه قطعاً خود را نایب امام زمان می دانید ومطمئناً نیزبه سرای باقی ایمان دارید وراجع به حق الناس ومطالبات اخرویِ آن ساعت ها سخن گفته اید ومیلیون ها مخاطب خود را به رعایت آن تشویق وترغیب وتحکم فرموده اید.
نوزده: امروزیکی ازحق الناس هایی که شما ازحقوق حتمیِ مردم برداشته اید وهمچنان نیزبه برداشتن های خود اصرارمی ورزید، حق انتخاب است. شما مردم را ازحق انتخابشان بازداشته اید. شما آنان را درهربزنگاهِ انتخاب، با دوزوکلک های امنیتی به بن بست هایی می کشانید که بناچارهمانی را انتخاب کنند که شما بدو متمایلید.
بیست: شما مردم را به انتخاب خودتان مجبورفرموده اید. واین، یک نقضِ غرضِ آشکاربا رهبریت اسلامی شماست. اگرقرآن فرموده: لااکراه فی الدین، این اکراه درپذیرش اجباریِ یک رهبر، به مراتب سهمگین ترونافذترازپذیرش اجباری دین است. لااکراه فی الدین یعنی آقای خامنه ای شما اجازه ندارید هم خود را وهم جمهوری اسلامی برمردم تحمیل کنید وازآنان بخواهید که همه ی مقدرات خود ونسل های خودرا به شما تفویض کنند. وحال آنکه شما سال هاست به همین کارِتحمیلی مشغولید ومردم را ازانتخاب آگاهانه وآزاد ومستقلشان بازداشته اید ومحرومشان فرموده اید.
بیست ویک: شما تا کنون هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه درقبال مسئولیت های متعددی که برهمه ی آنها احاطه بسته اید، پاسخگونبوده اید. هیچگاه درهیچ مناظره ای شرکت نجسته اید وبه پرسش های صریح کسی ونماینده ای پاسخ نگفته اید. واین، یعنی چنگ بردن به همان “حق الناس”. همین تباه سازی های حق الناسی ست که می گویم شما را کفایتی برای رهبری نگذارده است.
بیست ودو: یکی ازبزرگترین حق الناس هایی که شما آن را بخاک انداخته اید وهمچنان اسلام اسلام نیزمی فرمایید، گریزازقانون است. این شما بوده وهستید که بسیج وبسیجی را تا قلچماقانی فحاش وهتاک وتخریبگرتنزل داده اید. جوری که به هرفرموده ویا حتی به هرنافرموده ی جناب شما مثل صاعقه برسرمنتقدان ومعترضان ومراجع مغایر فرود می آیند وبساطشان بهم می ریزند تا به آنان بفهمانند دراینجا چه کسی برسرکاراست وچه می گوید وچه می خواهد. شما هرگزبه قانون مقید نبوده اید وهماره خود را فراترازقانون دانسته اید. یک پرسش قانونی: راستی چرا گردشِ مالیِ بیت مکرم شما وهرآنچه را که شما وکارگزاران مستقیم وخویشاوندان شما ازپول مردم برمی دارید وبرمی دارند، مشخص وآشکارنیست وهیچگاه حسابرسی نمی شود؟
واما امضای قرارداد:
به محض امضای این قرارداد، شما داوطلبانه وآبرومندانه وبی سروصدا – همچون کیخسرو- به اسم استراحت وعبادت ازرهبری کنارمی روید وعرصه را برای انتخاب همه جانبه ی مردم وا می گشایید. مردم درقبال این رفتارشما چه می کنند؟ شما را به درون پرمهرخود راه می دهند وشما را برهمان تختی می نشانند که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست. وگرنه….. نه، اصلاً دلم نمی خواهد به این “وگرنه” بپردازم وآینده ی عنقریب شما را واشکافی کنم. اجازه بدهید مثبت اندیشی را برگزینیم وهمان پایان خوش وآن تختی را برای شما آرزوکنیم که ملات پایه هایش ازمحبت ومهراست.

با احترام وادب
محمد نوری زاد
یازدهم بهمن ماه سال نود ودو – تهران 

Friday, January 31, 2014

اخبار زندانیان سیاسی پدر زانیار مرادی: به دلیل پر سر و صدا بودن حکم محاربه می خواهند به اتهام قتل اعدام کنند پدر زانیار مرادی، زندانی کردی که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که پرونده تازه ایی برای زانیار و لقمان مرادی (متهم دیگر این پرونده) در دادگاه کیفری تشکیل شده است. پدر زانیار مرادی به کمپین گفت که به دلیل فشارهای سازمان های حقوق بشری برای جلوگیری از اعدام زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه، دولت ایران اکنون پرونده قتل را مجددا بررسی می کند تا آنها با حکم قصاص اعدام شوند. اقبال مرادی، پدر این زندانی کرد گفت: « اما فرزند من و لقمان هر دو بارها گفته اند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف قتل شده اند. همه مردم مریوان می دانند که این دو قاتل پسر امام جمعه مریوان نبوده اند. آنها یکبار به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند اما حالا که سروصدا برای این اعدام به پا شده است می خواهند آنها را به اتهام قتل و قصاص به اعدام محکوم کنند.» زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه و دست داشتن در قتل فرزند امام جمعه مریوان به اعدام محکوم شدند اما این دو زندانی هیچگاه این اتهامات را نپذیرفته بودند و این اتهام را سناریوی وزارت اطلاعات دانسته و با انتشار رنج نامه ایی اعلام کردند به سبب شکنجه های شدید روحی و جسمی مجبور به اعترافات ساختگی شدند. احضار عبدالغفور قلندری‌نژاد به دادگاه انقلاب بندر عباس مجذوبان نور: شعبه دوم دادگاه انقلاب بندر عباس، عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش گنابادی ساکن این شهر را برای رسیدگی به پرونده اتهامی وی احضار کرد. پس از صدور کیفرخواست اتهامات آقای عبدالغفور قلندری‌نژاد، شعبه دوم دادگاه انقلاب بندرعباس برای رسیدگی به اتهامات این درویش، جلسه دادگاهی مورخ ۲۶ بهمن ماه سال جاری تعیین کرد. در کیفرخواست صادر شده برای وی اتهامات این درویش گنابادی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروه‌های معارض کشور عنوان شده است. این درویش گنابادی تا کنون دوبار دستگیر شده که در جریان آخرین دستگیری وی در فروردین ۹۲، عده‌ای از دراویش شهر بندرعباس در حمایت از وی در مقابل ساختمان اطلاعات دست به تجمع زدند، که این اقدام باعث آزادی زود هنگام وی شد. یادآور می‌شود از شهریور ۱۳۹۰ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به شدت با فعالان حقوق دراویش و همکاران سایت مجذوبان نور برخورد کرده‌اند که در نتیجه آن ۲۰ تن از مدیران، وکلا و همکاران سایت مجذوبان نور بازداشت و بازجویی شده‌ و ۱۰ تن از آنان در حال سپری کردن احکام سنگین محکومیت خود در زندان‌های تهران و شیراز هستند.

اخبار زندانیان سیاسی
پدر زانیار مرادی: به دلیل پر سر و صدا بودن حکم محاربه می خواهند به اتهام قتل اعدام کنند
پدر زانیار مرادی، زندانی کردی که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که پرونده تازه ایی برای زانیار و لقمان مرادی (متهم دیگر این پرونده) در دادگاه کیفری تشکیل شده است. پدر زانیار مرادی به کمپین گفت که به دلیل فشارهای سازمان های حقوق بشری برای جلوگیری از اعدام زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه، دولت ایران اکنون پرونده قتل را مجددا بررسی می کند تا آنها با حکم قصاص اعدام شوند.
اقبال مرادی، پدر این زندانی کرد گفت: « اما فرزند من و لقمان هر دو بارها گفته اند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف قتل شده اند. همه مردم مریوان می دانند که این دو قاتل پسر امام جمعه مریوان نبوده اند. آنها یکبار به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند اما حالا که سروصدا برای این اعدام به پا شده است می خواهند آنها را به اتهام قتل و قصاص به اعدام محکوم کنند.»
زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه و دست داشتن در قتل فرزند امام جمعه مریوان  به اعدام محکوم شدند اما این دو زندانی هیچگاه این اتهامات را نپذیرفته بودند و این اتهام را سناریوی وزارت اطلاعات دانسته و با انتشار رنج نامه ایی اعلام کردند به سبب شکنجه های شدید روحی و جسمی مجبور به اعترافات ساختگی شدند.
احضار عبدالغفور قلندری‌نژاد به دادگاه انقلاب بندر عباس
مجذوبان نور: شعبه دوم دادگاه انقلاب بندر عباس، عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش گنابادی ساکن این شهر را برای رسیدگی به پرونده اتهامی وی احضار کرد.
 پس از صدور کیفرخواست اتهامات آقای عبدالغفور قلندری‌نژاد، شعبه دوم دادگاه انقلاب بندرعباس برای رسیدگی به اتهامات این درویش، جلسه دادگاهی مورخ ۲۶ بهمن ماه سال جاری تعیین کرد. در کیفرخواست صادر شده برای وی اتهامات این درویش گنابادی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروه‌های معارض کشور عنوان شده است.
این درویش گنابادی تا کنون دوبار دستگیر شده که در جریان آخرین دستگیری وی در فروردین ۹۲، عده‌ای از دراویش شهر بندرعباس در حمایت از وی در مقابل ساختمان اطلاعات دست به تجمع زدند، که این اقدام باعث آزادی زود هنگام وی شد.

یادآور می‌شود از شهریور ۱۳۹۰ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به شدت با فعالان حقوق دراویش و همکاران سایت مجذوبان نور برخورد کرده‌اند که در نتیجه آن ۲۰ تن از مدیران، وکلا و همکاران سایت مجذوبان نور بازداشت و بازجویی شده‌ و ۱۰ تن از آنان در حال سپری کردن احکام سنگین محکومیت خود در زندان‌های تهران و شیراز هستند.

 

اخبار زندانیان سیاسی پدر زانیار مرادی: به دلیل پر سر و صدا بودن حکم محاربه می خواهند به اتهام قتل اعدام کنند پدر زانیار مرادی، زندانی کردی که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که پرونده تازه ایی برای زانیار و لقمان مرادی (متهم دیگر این پرونده) در دادگاه کیفری تشکیل شده است. پدر زانیار مرادی به کمپین گفت که به دلیل فشارهای سازمان های حقوق بشری برای جلوگیری از اعدام زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه، دولت ایران اکنون پرونده قتل را مجددا بررسی می کند تا آنها با حکم قصاص اعدام شوند. اقبال مرادی، پدر این زندانی کرد گفت: « اما فرزند من و لقمان هر دو بارها گفته اند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف قتل شده اند. همه مردم مریوان می دانند که این دو قاتل پسر امام جمعه مریوان نبوده اند. آنها یکبار به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند اما حالا که سروصدا برای این اعدام به پا شده است می خواهند آنها را به اتهام قتل و قصاص به اعدام محکوم کنند.» زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه و دست داشتن در قتل فرزند امام جمعه مریوان به اعدام محکوم شدند اما این دو زندانی هیچگاه این اتهامات را نپذیرفته بودند و این اتهام را سناریوی وزارت اطلاعات دانسته و با انتشار رنج نامه ایی اعلام کردند به سبب شکنجه های شدید روحی و جسمی مجبور به اعترافات ساختگی شدند. احضار عبدالغفور قلندری‌نژاد به دادگاه انقلاب بندر عباس مجذوبان نور: شعبه دوم دادگاه انقلاب بندر عباس، عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش گنابادی ساکن این شهر را برای رسیدگی به پرونده اتهامی وی احضار کرد. پس از صدور کیفرخواست اتهامات آقای عبدالغفور قلندری‌نژاد، شعبه دوم دادگاه انقلاب بندرعباس برای رسیدگی به اتهامات این درویش، جلسه دادگاهی مورخ ۲۶ بهمن ماه سال جاری تعیین کرد. در کیفرخواست صادر شده برای وی اتهامات این درویش گنابادی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروه‌های معارض کشور عنوان شده است. این درویش گنابادی تا کنون دوبار دستگیر شده که در جریان آخرین دستگیری وی در فروردین ۹۲، عده‌ای از دراویش شهر بندرعباس در حمایت از وی در مقابل ساختمان اطلاعات دست به تجمع زدند، که این اقدام باعث آزادی زود هنگام وی شد. یادآور می‌شود از شهریور ۱۳۹۰ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به شدت با فعالان حقوق دراویش و همکاران سایت مجذوبان نور برخورد کرده‌اند که در نتیجه آن ۲۰ تن از مدیران، وکلا و همکاران سایت مجذوبان نور بازداشت و بازجویی شده‌ و ۱۰ تن از آنان در حال سپری کردن احکام سنگین محکومیت خود در زندان‌های تهران و شیراز هستند.

اخبار زندانیان سیاسی
پدر زانیار مرادی: به دلیل پر سر و صدا بودن حکم محاربه می خواهند به اتهام قتل اعدام کنند
پدر زانیار مرادی، زندانی کردی که به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که پرونده تازه ایی برای زانیار و لقمان مرادی (متهم دیگر این پرونده) در دادگاه کیفری تشکیل شده است. پدر زانیار مرادی به کمپین گفت که به دلیل فشارهای سازمان های حقوق بشری برای جلوگیری از اعدام زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه، دولت ایران اکنون پرونده قتل را مجددا بررسی می کند تا آنها با حکم قصاص اعدام شوند.
اقبال مرادی، پدر این زندانی کرد گفت: « اما فرزند من و لقمان هر دو بارها گفته اند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف قتل شده اند. همه مردم مریوان می دانند که این دو قاتل پسر امام جمعه مریوان نبوده اند. آنها یکبار به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند اما حالا که سروصدا برای این اعدام به پا شده است می خواهند آنها را به اتهام قتل و قصاص به اعدام محکوم کنند.»
زانیار و لقمان مرادی به اتهام محاربه و دست داشتن در قتل فرزند امام جمعه مریوان  به اعدام محکوم شدند اما این دو زندانی هیچگاه این اتهامات را نپذیرفته بودند و این اتهام را سناریوی وزارت اطلاعات دانسته و با انتشار رنج نامه ایی اعلام کردند به سبب شکنجه های شدید روحی و جسمی مجبور به اعترافات ساختگی شدند.
احضار عبدالغفور قلندری‌نژاد به دادگاه انقلاب بندر عباس
مجذوبان نور: شعبه دوم دادگاه انقلاب بندر عباس، عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش گنابادی ساکن این شهر را برای رسیدگی به پرونده اتهامی وی احضار کرد.
 پس از صدور کیفرخواست اتهامات آقای عبدالغفور قلندری‌نژاد، شعبه دوم دادگاه انقلاب بندرعباس برای رسیدگی به اتهامات این درویش، جلسه دادگاهی مورخ ۲۶ بهمن ماه سال جاری تعیین کرد. در کیفرخواست صادر شده برای وی اتهامات این درویش گنابادی تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروه‌های معارض کشور عنوان شده است.
این درویش گنابادی تا کنون دوبار دستگیر شده که در جریان آخرین دستگیری وی در فروردین ۹۲، عده‌ای از دراویش شهر بندرعباس در حمایت از وی در مقابل ساختمان اطلاعات دست به تجمع زدند، که این اقدام باعث آزادی زود هنگام وی شد.

یادآور می‌شود از شهریور ۱۳۹۰ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به شدت با فعالان حقوق دراویش و همکاران سایت مجذوبان نور برخورد کرده‌اند که در نتیجه آن ۲۰ تن از مدیران، وکلا و همکاران سایت مجذوبان نور بازداشت و بازجویی شده‌ و ۱۰ تن از آنان در حال سپری کردن احکام سنگین محکومیت خود در زندان‌های تهران و شیراز هستند.

 

تشکیل کمیته پارازیت در وزارت ارتباطات رییس سازمان حفاظت محیط زیست با حضور در یک صفحه فیسبوک به سوالات مخاطبان به صورت آنلاین پاسخ داد. به گزارش سایت خبری محیط زیست ایران (IENA)، معصومه ابتکار در این پرسش و پاسخ گفت: در جلسه دولت از همه دستگاه‌ها خواسته شد تا نظام مدیریت سبز، اجرایی شود. چند سال است که قاچاق ماهیان خاویاری بسیار لطمه‌ زده، وضعیت هوای عسلویه اصلا مناسب نیست، اولین کار دولت تدبیر و امید، راه‌اندازی ساز و کارهای محیط زیست بود که در 8 سال گذشته تعطیل شده بود، وزارت نفت تا پایان سال وعده توزیع 50 درصد بنزین یورو 4 در تهران داده است، در بودجه 93 خواسته‌ایم که وزارت نیرو از مازوت به هیچ عنوان استفاده نکند، وزارت ارتباطات کمیته‌ای برای موضوع پارازیت‌ها تشکیل داده است، مساله نگران‌کننده در خصوص پارازیت‌ها اظهار بی‌اطلاعی دستگاه‌های نظارتی است، رسانه‌ها در زمینه مساله خروج از تهران به عنوان راهکار فوری مقابله با آلودگی هوا بداخلاقی کردند، پرداختن به موضوع مرگ پلنگ‌ها تا این حد اندکی ژورنالیستی بوده است، ادغام سازمان محیط زیست کار مناسبی نبوده و به نفع محیط زیست نیست اما تابع نظر نمایندگان مجلس هستیم، مهم‌ترین اقدام در خصوص احیای دریاچه ارومیه اصلاح الگوی کشت اطراف دریاچه است، ۴۵ تالاب بحرانی شناسایی شده‌اند و سواحل خزر باید طوری باشند که مردم بتوانند به راحتی استفاده کنند. وی که مقارن ساعت 16:30 روز پنجشنبه برای ساعاتی به صورت آنلاین به سوالات مخاطبان پاسخ می‌داد در ابتدا با اشاره به اینکه تشکیل این صفحه کار بسیار ارزشمندی است، افزود: باید از همه روش‌ها برای استمرار امید در جامعه استفاده کرد و در برابر مسئولیت‌ها و وعده‌های داده شده به مردم پاسخگو بود. ابتکار با تاکید بر اینکه مردم باید بدانند تغییری در جامعه صورت گرفته است و دولت با رویکردی متفاوت مسائل را به پیش می‌برد، تصریح کرد: از آنجا که در هشت سال گذشته بین مردم و دولت فاصله ایجاد شده است، باید تلاش کرد که اعتماد به مردم و جوانان برگردد تا آنها باری دیگر در جامعه حضور فعال داشته باشند. وی ادامه داد: در مورد پاسخ به سوالات تخصصی لازم است تاکید کنم که طی چهار تا پنج ماه گذشته در فضای مجازی و رسانه‌ای پاسخ‌های بسیاری توسط بنده و سایر متخصصان محیط زیست داده شده است و فکر می‌کنم بسیاری از سوالات شما در بین آنها وجود دارد. به علاوه کارشناسان بسیاری در سطوح مختلف برای پاسخگویی به سوالات تخصصی تلاش می‌کنند. همچنین فکر می‌کنم که اگر در همه سطوح یک نفر پاسخگو باشد صحیح نیست، اجازه دهید که تشریح مسائل تخصصی به عهده کارشناسان باشد.

تشکیل کمیته پارازیت در وزارت ارتباطات
رییس سازمان حفاظت محیط زیست با حضور در یک صفحه فیسبوک به سوالات مخاطبان به صورت آنلاین پاسخ داد.
به گزارش سایت خبری محیط زیست ایران (IENA)، معصومه ابتکار در این پرسش و پاسخ گفت: در جلسه دولت از همه دستگاه‌ها خواسته شد تا نظام مدیریت سبز، اجرایی شود. چند سال است که قاچاق ماهیان خاویاری بسیار لطمه‌ زده، وضعیت هوای عسلویه اصلا مناسب نیست، اولین کار دولت تدبیر و امید، راه‌اندازی ساز و کارهای محیط زیست بود که در 8 سال گذشته تعطیل شده بود، وزارت نفت تا پایان سال وعده توزیع 50 درصد بنزین یورو 4 در تهران داده است، در بودجه 93 خواسته‌ایم که وزارت نیرو از مازوت به هیچ عنوان استفاده نکند، وزارت ارتباطات کمیته‌ای برای موضوع پارازیت‌ها تشکیل داده است، مساله نگران‌کننده در خصوص پارازیت‌ها اظهار بی‌اطلاعی دستگاه‌های نظارتی است، رسانه‌ها در زمینه مساله خروج از تهران به عنوان راهکار فوری مقابله با آلودگی هوا بداخلاقی کردند، پرداختن به موضوع مرگ پلنگ‌ها تا این حد اندکی ژورنالیستی بوده است، ادغام سازمان محیط زیست کار مناسبی نبوده و به نفع محیط زیست نیست اما تابع نظر نمایندگان مجلس هستیم، مهم‌ترین اقدام در خصوص احیای دریاچه ارومیه اصلاح الگوی کشت اطراف دریاچه است، ۴۵ تالاب بحرانی شناسایی شده‌اند و سواحل خزر باید طوری باشند که مردم بتوانند به راحتی استفاده کنند.
وی که مقارن ساعت 16:30 روز پنجشنبه برای ساعاتی به صورت آنلاین به سوالات مخاطبان پاسخ می‌داد در ابتدا با اشاره به اینکه تشکیل این صفحه کار بسیار ارزشمندی است، افزود: باید از همه روش‌ها برای استمرار امید در جامعه استفاده کرد و در برابر مسئولیت‌ها و وعده‌های داده شده به مردم پاسخگو بود.
ابتکار با تاکید بر اینکه مردم باید بدانند تغییری در جامعه صورت گرفته است و دولت با رویکردی متفاوت مسائل را به پیش می‌برد، تصریح کرد: از آنجا که در هشت سال گذشته بین مردم و دولت فاصله ایجاد شده است، باید تلاش کرد که اعتماد به مردم و جوانان برگردد تا آنها باری دیگر در جامعه حضور فعال داشته باشند.
وی ادامه داد: در مورد پاسخ به سوالات تخصصی لازم است تاکید کنم که طی چهار تا پنج ماه گذشته در فضای مجازی و رسانه‌ای پاسخ‌های بسیاری توسط بنده و سایر متخصصان محیط زیست داده شده است و فکر می‌کنم بسیاری از سوالات شما در بین آنها وجود دارد. به علاوه کارشناسان بسیاری در سطوح مختلف برای پاسخگویی به سوالات تخصصی تلاش می‌کنند. همچنین فکر می‌کنم که اگر در همه سطوح یک نفر پاسخگو باشد صحیح نیست، اجازه دهید که تشریح مسائل تخصصی به عهده کارشناسان باشد. 

فرمانده پلیس ایران: به توصیه احمدی‌نژاد نفت فروختیم

فرمانده پلیس ایران: به توصیه احمدی‌نژاد نفت فروختیم

اسماعیل احمدی‌مقدماسماعیل احمدی‌مقدم
اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران، می‌گوید پلیس ایران «به توصیه محمود احمدی‌نژاد»، رئیس‌جمهوری پیشین، اجازه داشته است برای «تامین کسری بودجه» خود نفت بفروشد.

آقای احمدی‌مقدم، دهم بهمن ماه، در جمع خبرنگاران گفته است سال گذشته آقای احمدی‌نژاد «جلسه‌ای را برگزار کردند و کسری اعتبار در قالب فروش یک محموله نفتی به ناجا واگذار شد و محموله نیز به فروش رفت و در قالب ۱۱ درصد کسری اعتبار، تامین شد.»

او در عین حال از کسانی که اطلاعات در مورد این موضوع را فاش کرده‌اند انتقاد کرده و می‌گوید «زیبا نبود در شرایط تحریم که همگی به دنبال راه حل هستند، ‌راهکار‌ها و مسیر‌ها فاش شود.»

اشاره رئیس‌پلیس ایران به انتشار این موضوع در گزارش تفریغ بودجه است که به گفته او نام نیروی انتظامی «در کنار مفسدان» قرار داده شده است.

احمدی مقدم  روز پنجشنبه گفت نيروی انتظامی بابت فروش نفت، ۱۸۵ ميليون دلار به وزارت نفت بدهی معوقه داشته است و امسال قرار بوده اين بدهی تسويه شود.

بنا بر گزارش‌ها و آنچه در تفریغ بودجه دولت در سال ۱۳۹۱ آمده است شرکت ملی نفت ایران در همان سال با ضمانت فرمانده نیروی انتظامی یک میلیون و ۶۳۹ هزار بشکه نفت به یکی از شرکت‌های وابسته به پلیس داده است. آن شرکت نیز با وجود فروش نفت و دریافت بهای آن، از پرداخت بدهی خود به شرکت ملی نفت خودداری کرده است.

خبرگزاری فارس پنجم بهمن ماه در گزارشی به پاسخ کتبی معاون نظارت مالی و خزانه‌دار کل کشور در ایران، به شرکت ملی نفت اشاره کرده که در آن آمده است «به دلیل عدم تکافوی مبالغ تخصیص اعتبارات پرداخت نشده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، امکان پرداخت بهای نفت خام تحویلی به شرکت یاد‌شده، وجود ندارد».

در این گزارش شرکت دیگری که بهای نفت خام و گاز فروخته شده از طریق آن وصول نشده است نیز به بابک زنجانی، میلیاردر بازداشت‌شده ایرانی، تعلق دارد.

فرمانده پلیس ایران در مورد بدهی به شرکت نفت گفته است «کار به صورت کاملا قانونی و با مجوزهای رسمی دولت انجام شد و تنها در زمان حساب‌رسی کمی تعلل شد».

۸۰۰ مامور پلیس» ترکیه از کار خود برکنار شدند

«۸۰۰ مامور پلیس» ترکیه از کار خود برکنار شدند

رجب طیب اردوغان
رجب طیب اردوغان
بنا بر گزارش‌ها از ترکیه، دولت آن کشور در روز دهم بهمن ماه، ۸۰۰ مامور پلیس و مقام دولتی را در پی انتشار پرونده فساد اقتصادی از کار برکنار کرده یا آنها را در محل یا مقامی دیگر منصوب کرده است.

روزنامه حریت می‌نویسد در میان کسانی که در ماه میلادی ژانویه کار خود را از دست داده‌اند، گروهی از افسران عالی‌رتبه در شهرهایی مانند آنکارا یا ازمیر نیز دیده می‌شوند.

تنها در پایتخت ترکیه ۵۰۰ افسر پلیس از مقام یا محل کار خود برکنار شده‌اند.

علاوه بر روزنامه حریت، روزنامه ملیت نیز گزارش مشابهی را منتشر کرده است.

بنا بر این گزارش‌ها دو مقام دادستانی نیز در روز چهارشنبه گذشته از ادامه تحقیق در مورد پرونده فساد مالی در آن کشور که در ۲۶ آذرماه به بازداشت ده‌ها نفر انجامید، منع شده‌اند.

نزدیک به یک ماه پیش گزارش‌هایی از برکناری یا تغییر محل خدمت ۶۰۰ نفر از ماموران پلیس حکایت داشت.

روزنامه‌های ترکیه می‌گویند دولت رجب طیب اردوغان طی این زمان در حدود شش هزار مامور پلیس -از جمله گروهی از افسران عالی‌رتبه- را در سراسر کشور «مجازات» کرده است.

در این میان دست‌کم ۱۱۵ مقام قضایی استانبول نیز در میان کسانی بوده‌اند که به شکلی از کار یا محل کار خود برکنار شده‌اند.

در پایان آذر ماه رسانه‌های ترکیه از عملیات گسترده پلیس خبر دادند که به بازداشت ده‌ها نفر از جمله فرزندان سه وزیر، رئيس اجرايی بانک دولتی «هالک بانک» و افراد نزديک به دولت به خاطر دريافت رشوه، فساد مالی و مشارکت در پولشویی ۸۷ ميليارد يورويی خبر دادند. آنچه پای رضا ضراب تاجر ايرانی را نیز در آن کشور به میان کشید. خود آقای ضراب نيز در ميان بازداشت‌شدگان بود.

اما نخست وزیر ترکیه این موضوع را «دسیسه» نامیده و عملیات پلیس را نیز «کثیف» خوانده است.

اردوغان یکی هفته پس از بازداشت‌ها ۱۰ عضو کابینه خود را نیز تغییر داد.

او پیشتر از رسانه‌ها نیز به‌خاطر افشای این موضوع انتقاد کرده و گفته بود «دست‌هایی درصدد بدنام کردن و ساقط کردن» حزب حاکم ترکیه است.

ناظران معتقدند در میان این تنش‌ها نبردی سیاسی میان فتح‌الله گولن، از متحدان پیشین اردوغان و از منتقدان فعلی او، نیز در جریان است.

گفته می‌شود آقای گولن -واعظ و چهره مشهور ترکیه که در تبعید خودخواسته در آمریکا به سر می‌برد- در پلیس و ساز و کار قضایی آن کشور صاحب نفوذ است.

این چهره منتقد دولت در نامه‌ای به رئیس‌جمهوری ترکیه، موضوع دخالت یا تاثیرگذاری خود در جریان این پرونده و عملیات مربوط به آن را رد کرده است.

تنها 4 در صد اینترنت پرسرعت دارند 96 در صد ایرانی ها گرفتار اینترنت "کنُد" اند مدیر فناوری اطلاعات شركت ملی نفت در سمینار جامع رایانش ابری اعلام کرد: تنها 4 درصد ایرانی ها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. 13 میلیون كاربر اینترنت در كشور از خدمات بانكداری الكترونیكی استفاده می كنند و در دو سال اخیر خرید آنلاین از طریق موبایل 10 برابر افزایش داشته است. 52 درصد جوانان كشور از اینترنت استفاده می كنند ولی متاسفانه كشورمان در زمینه ICT جایگاه خوبی ندارد. 25 میلیون خریدار بازی‌های رایانه‌ای، 25 میلیون مشترك تلفن ثابت و 60 میلیون سیم كارت فعال وجود دارد. صادرات كالا و خدمات دانش بنیان در سال 84 حدود 161 میلیون دلار بود كه در سال 91 به حدود 900 میلیون دلار رسید و ضریب نفوذ تلفن ثابت در سال 92 به حدود 79 درصد رسید. ضریب نفوذ تلفن همراه در سال 91 حدود 78 درصد بوده و حدود 42 درصد خانوارهای ایرانی دارای رایانه هستند و 27 درصد به اینترنت دسترسی دارند. این درحالی است که نیمی از جمعیت جهان به نسل سوم موبایل دسترسی دارند و حدود 96 درصد جمعیت جهان از موبایل استفاده می كنند و 38 درصد به اینترنت دسترسی دارند. رشد سریع تلفن های هوشمند تا سال 2020 به 50 بیلیون و داده‌های موجود به مرز 500 بیلیون گیگ خواهد رسید. درآمد شركت اپل در سال 2012 برابر درآمد فروش نفت امارات متحده عربی بود. در سال 2010 كمپانی IBM مطالعاتی بر روی 1500 مدیرعامل در دنیا درخصوص آینده ICT انجام داده و براساس نتایج به دست آمده 80 درصد این مدیران معتقدند كه رشد محیط كسب و كار پیچیده‌تر شده است.


 
تنها 4 در صد اینترنت پرسرعت دارند
96 در صد ایرانی ها
گرفتار اینترنت "کنُد" اند 
 
 
 
 
مدیر فناوری اطلاعات شركت ملی نفت در سمینار جامع رایانش ابری اعلام کرد:
تنها 4 درصد ایرانی ها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. 13 میلیون كاربر اینترنت در كشور از خدمات بانكداری الكترونیكی استفاده می كنند و در دو سال اخیر خرید آنلاین از طریق موبایل 10 برابر افزایش داشته است. 52 درصد جوانان كشور از اینترنت استفاده می كنند ولی متاسفانه كشورمان در زمینه ICT جایگاه خوبی ندارد. 25 میلیون خریدار بازی‌های رایانه‌ای، 25 میلیون مشترك تلفن ثابت و 60 میلیون سیم كارت فعال وجود دارد.
صادرات كالا و خدمات دانش بنیان در سال 84 حدود 161 میلیون دلار بود كه در سال 91 به حدود 900 میلیون دلار رسید و ضریب نفوذ تلفن ثابت در سال 92 به حدود 79 درصد رسید.
ضریب نفوذ تلفن همراه در سال 91 حدود 78 درصد بوده و حدود 42 درصد خانوارهای ایرانی دارای رایانه هستند و 27 درصد به اینترنت دسترسی دارند. این درحالی است که نیمی از جمعیت جهان به نسل سوم موبایل دسترسی دارند و حدود 96 درصد جمعیت جهان از موبایل استفاده می كنند و 38 درصد به اینترنت دسترسی دارند. رشد سریع تلفن های هوشمند تا سال 2020 به 50 بیلیون و داده‌های موجود به مرز 500 بیلیون گیگ خواهد رسید. درآمد شركت اپل در سال 2012 برابر درآمد فروش نفت امارات متحده عربی بود. در سال 2010 كمپانی IBM مطالعاتی بر روی 1500 مدیرعامل در دنیا درخصوص آینده ICT انجام داده و براساس نتایج به دست آمده 80 درصد این مدیران معتقدند كه رشد محیط كسب و كار پیچیده‌تر شده است.
 

کاهش خريدهای نفتی چهار مشتری بزرگ آسيايی، ۴۶ ميليارد دلار به ايران ضرر زد رادیو فردا : چين، هند، ژاپن و کره جنوبی، چهارمشتری بزرگ آسيايی نفت ايران، سال گذشته ميلادی، نسبت به دوره قبل از اعمال تحريم های نفتی عليه ايران، ۱۵ درصد کمتر از ايران نفت خريداری کردند. خبرگزاری رويترز به نقل ازآمارهای صنعتی و دولتی گزارش داد که اين کشورها در مجموع حدود ۹۵۰ هزار بشکه در روز کمتراز ايران نفت خريداری کرده‌اند. کاهش خريدهای نفتی اين چهار کشورباعث شده که ايران در قياس با قبل از اعمال تحريم ها در سال ۲۰۱۲ که روزانه بيش از دو ميليون بشکه نفت صادر می‌کرد، حدود۴۶ ميليارد دلار از درآمد نفتی ساليانه خود را از دست بدهد . بيشترين کاهش خريد نفت از ايران از جانب هند بوده که ۳۸ درصد واردات نفت خود از ايران را کاهش داده و کمترين آن از سوی چين بوده که کمی بيش از دو درصد از واردات خود را کاهش داده است. کره جنوبی بيش از ۱۴ درصد و ژاپن نيزبيش از شش درصد واردات نفت خود از ايران را کاهش داده‌اند. اين گزارش می‌افزايد عليرغم توافق ژنو و تعليق برخی تحريم‌های نفتی عليه ايران، انتظار نمی‌رود سطح خريد اين چهار خريدار بزرگ نفت ايران خيلی سريع به سطح سال ۲۰۱۲ برگردد.

کاهش خريدهای نفتی چهار مشتری بزرگ آسيايی، ۴۶ ميليارد دلار به ايران ضرر زد
رادیو فردا : چين، هند، ژاپن و کره جنوبی، چهارمشتری بزرگ آسيايی نفت ايران، سال گذشته ميلادی، نسبت به دوره قبل از اعمال تحريم های نفتی عليه ايران، ۱۵ درصد کمتر از ايران نفت خريداری کردند.
خبرگزاری رويترز به نقل ازآمارهای صنعتی و دولتی گزارش داد که اين کشورها در مجموع حدود ۹۵۰ هزار بشکه در روز کمتراز ايران نفت خريداری کرده‌اند.
کاهش خريدهای نفتی اين چهار کشورباعث شده که ايران در قياس با قبل از اعمال تحريم ها در سال ۲۰۱۲  که روزانه بيش از دو ميليون بشکه نفت صادر می‌کرد، حدود۴۶ ميليارد دلار از درآمد نفتی  ساليانه خود را از دست بدهد .
بيشترين کاهش خريد نفت از ايران از جانب هند بوده که ۳۸ درصد واردات نفت خود از ايران را کاهش داده و کمترين آن از سوی چين بوده که کمی بيش از دو درصد از واردات خود را کاهش داده است. کره جنوبی بيش از ۱۴ درصد و ژاپن نيزبيش از شش درصد واردات نفت خود از ايران را کاهش داده‌اند.

اين گزارش می‌افزايد عليرغم توافق ژنو و تعليق برخی تحريم‌های نفتی عليه ايران، انتظار نمی‌رود سطح خريد اين چهار خريدار بزرگ نفت ايران خيلی سريع به سطح سال ۲۰۱۲  برگردد. 

نوه امام (فتوشاپ‌السادات) و امام در ماه (toonistan.com) St. Daumier

نوه امام (فتوشاپ‌السادات) و امام در ماه (toonistan.com)

St. Daumier

ضراب، زنجانی و طلاهای نفتی ایران بازی پنهان ضراب، زنجانی و سیاست‌مداران ترکیه با اموال متعلق به یک ملت

ضراب، زنجانی و طلاهای نفتی ایران

بازی پنهان ضراب، زنجانی و سیاست‌مداران ترکیه با اموال متعلق به یک ملت

رسوایی مالی رضا ضراب در ترکیه، مسیر خاص انتقال محموله‌های گران‌قیمتی را فاش کرد که با شرکت‌های صوری در دوبی، به بابک زنجانی می‌رسید و راهی بود برای دور زدن تحریم‌ها و رسیدن پول نفت ایران به نظام.

رضا ضراب، تاجر ۳۰ ساله ایرانی که پس از اخذ شهروندی ترکیه در سال ۲۰۰۷ نام رضا صراف را برگزید، در گزارشی که روز چهارشنبه ۲۹ ژانویه توسط سایت بلومبرگ منتشر شد، مرکز حلقه‌ای نام گرفته که با جعل اسناد، رشوه، فساد گسترده مالی و قاچاق عمده شمش‌های طلا، باعث دستگیری ده‌ها تن و استعفای سه وزیر کابینه شد.
وزرایی که طبق متن اظهارات ضراب در بازجویی‌ها و مکالمات شنودشده توسط پلیس، خود و خانواده‌شان با دریافت میلیون‌ها دلار پول نقد و هدایای گران‌بها، همیشه در دسترس او بودند و برای مثال، حتی زمانی که اتومبیلش پشت ترافیک سنگین استانبول گیر می‌کرد، از مُعمر گولر وزیر کشور می‌خواست تا با فرستادن اسکورت پلیس، او را از خطوط ویژه پرسرعت عبور دهد.
ضراب اما با استفاده از سیاست‌مداران و تجار ترک، کاری مهم‌تر انجام می‌داد: ایجاد یک مسیر برای دور زدن تحریم‌ها علیه ایران.
ورود آهسته به جمع چهره‌های پرنفوذ ترکیه
زمانی که حلقه‌های محاصره تحریم‌ها علیه نفت و گاز ایران تنگ‌تر می‌شد رضا ضراب در حال بالا کشیدن خود در طبقه متنفذین ترکیه بود. وی که تنها یک هدیه‌اش به ابرو گوندش، ستاره محبوب موسیقی پاپ ترکیه (که در سال ۲۰۱۰ با وی ازدواج کرد)، ویلایی به قیمت ۷۲ میلیون دلار در ساحل استانبول و یک رشوه‌اش به ظفر کاگلایان وزیر اقتصاد مستعفی ترکیه، ساعتی به ارزش تقریبی ۴۰۰هزار دلار بود، از ارتباطاتش برای باز کردن راهی استفاده کرد که با آن برای یک‌ونیم سال، روزانه یک تُن طلا به ایران می‌فرستاد. محموله‌هایی که با ارزیابی بلومبرگ، ۲۸ میلیارد دلار ارزش داشته و راهی بود برای بازپرداخت غیر بانکی مبلغ نفت و گاز فروخته شده ایران به دولت‌مردان این کشور.
روزی که محموله زنجانی رسوایی به بار آورد
نخستین جرقه شعله‌هایی که در ترکیه دامن تجار و سیاست‌مداران رشوه‌گیر را گرفته است، توسط معاملات شخصی زده شد که در ایران نامی آشناست: بابک زنجانی!
یک سال پیش و در شب سال نوی ۲۰۱۳ میلادی، هواپیمای مرموزی از فرودگاه آکرا (پایتخت غنا) برخاست. روال همیشگی این بود که این پرواز مخصوص، در یکی از فرودگاه‌های ترکیه سوخت‌گیری کرده و به دوبی برود. آن شب خاص نیز رضا ضراب منتظر رسیدن ایرباس SAS A300 ویژه‌ای بود که محموله گرانقیمتش را بر روی ۳۰ پالت چوبی حمل می‌کرد.
مه شدید اما باعث شد تا هواپیما به جای نشستن در فرودگاه صبیحا گوکچن در نزدیکی استانبول، در فرودگاه مرکزی و مهم این شهر (فرودگاه آتاتورک) مجبور به فرود اضطراری شود. ماموران گمرک ترکیه هواپیما را به دلیل این‌که بارنامه‌اش مشخص نبود توقیف کردند و از آن زمان بود که تلاش دوهفته‌ای ضراب و تماس‌های او با بالاترین مقام‌های سیاسی ترکیه برای آزادسازی هواپیما شروع شد. تماس‌هایی که گوش دیگری علاوه بر مخاطبین خاص، آن‌ها را می‌شنیدند و ضبط می‌کردند.
مقصد نهایی این محموله حاوی یک‌ونیم تن طلای معدنی و بازیافت شده که در ظاهر توسط شرکت صادرات و واردات سارا توریسم از کمپانی معادن طلای اومانیه غنا خریداری شده بود، کسی نبود جز بابک زنجانی.
از زمانی که ماموران گمرگ ترکیه با کشف محموله این هواپیمای متعلق به خطوط هوایی یو.ال.اس، آن‌را مصادره کردند، مذاکرات فشرده ضراب از یک سو با مقامات ترک و از سوی دیگر با بابک زنجانی که در لیست سیاه تحریم‌های اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا قرار داشت، شروع شد.
برای مثال، یکی از گزینه‌های ضراب برای حل مشکل، انتقال غیرقانونی محموله با جت شخصی‌اش به خارج از کشور بود و برای این کار با همان وزیری تماس گرفت که ساعت چندصدهزار دلاری مارک پاتک فیلیپ اهدایی تاجر معروف، بر دستانش خودنمایی می‌کرد.
سرانجام در هجدهم ژانویه سال ۲۰۱۳ هواپیما آزاد شد اما ماجرا پایان نیافت. کمپانی معادن طلای اومانیه غنا هرگز پول خود را دریافت نکرد و شکایتی علیه وحید مرادی مقدم، کسی که مالک شرکت سارا توریسم معرفی شده تنظیم کرد.
آدرس روی مدارک، به یک دفتر خالی در دوبی منتهی شد و نشانی ثانویه هم به مجموعه دیگری در این شهر که ماه‌ها هیچ کسی در آن کار نمی‌کرد.
از سوی دیگر سارا توریسم مدعی شد که کمپانی اومانیه طلای تقلبی به آن‌ها فروخته و آنالیزی از لابراتوار صنعتی امارات ضمیمه کرد که طبق آن، شمش‌ها ۹۹ درصد از سرب تشکیل شده و با آلیاژی از نیکل ۹۶ درصدی روکش شده بودند. در میانه این کشمکش‌ها، مدیر عامل اومانیه در ماه آگست ۲۰۱۳ درگذشت و دسترسی به جانشین او برای اطلاع از سرنوشت شکایت تا زمان انتشار گزارش بلومبرگ مقدور نبود.
عاقبت سربازان ویژه جنگ تحریم
شمش‌های این محموله ظاهرا برای هیچ‌کدام از اعضای حلقه انتقال طلا شانس نیاورد. مکالمات معمر گولر وزیر کشور وقت ترکیه و پسرش باریش گولر شنیده شد در حالی که چمدان‌های پول میان صراف و باریش جابه‌جا می‌شد.
رضا ضراب به زندانی افتاد که البته با نام نوع-تیشناخته شده و با اتاق چهار-پنج نفره، دسترسی روزانه به زمین بسکتبال و دیگر امکانات، نسبت به سایر زندانیان که همگی در یک سالن زندگی می‌کنند وضع بهتری دارد اما بی‌شک زندگی‌اش مانند آن روزها نیست که در جشن عروسی فرزند چاگلایان، جایی که همسرش اجرا داشت شرکت و با اردوغان ملاقات کرده، باریش گولر را با جت شخصی‌اش از آنکارا به استانبول می‌رساند.
بابک زنجانی نیز اکنون جت اختصاصی‌اش را سوار نمی‌شود، با دخترکان تاجیک نمی‌رقصد و مغرورانه با سلاح‌های مختلف عکس نمی‌گیرد و با بی.بی.سی فارسی مصاحبه نمی‌کند. او نیز ظاهرا در یکی از زندان‌های ایران روزگار می‌گذراند.