Wednesday, April 23, 2014

سخنرانی علی مطهری در اصفهان "دل آقا با احمد نژاد است" فتنه 88 از اینجا آغاز شد!

سخنرانی علی مطهری در اصفهان
"دل آقا با احمد نژاد است"
فتنه 88 از اینجا آغاز شد! 
 
 
 
 
سخنرانی چهار روز پیش علی مطهری در دانشگاه اصفهان، یکی از پالایش شده ترین سخنرانی ها به جهت حاشیه نرفتن و موجز گوئی درباره اساسی ترین مسائل سیاسی کشور بود. 
به گزارش خبرگزاری ایسنا، علی مطهری در جمع هزار نفری دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان گفت:

از آن‌جا که انسان باید در هر دوره‌ای به وظیفه اش عمل کند من هم انتقادهای خودم را  در این دوره مجلس علنی کرده‌ام.
بنظر من خطر برخی از اصولگرای مجلس از اصلاح‌طلبان مجلس ششم بسیار بیشتر است.
من از همان ابتدای مجلس هشتم احساس کردم خطری انقلاب را تهدید می‌کند و آن برداشت‌های غلط از «ولایت فقیه»، «آزادی» و «ضد نظام» است که باعث شده خیال ‌کنیم برای «حفظ نظام» به راحتی می‌توانیم حقوق مردم را زیر پا بگذاریم.
در انتخابات ۸۸ اصولگرایان باید عاقلانه عمل می‌کردند. ما از آذرماه سال ۸۷ به این نتیجه رسیده بودیم که ادامه دولت احمدی‌نژاد سم مهلکی برای کشور است. از این رو شخصا به دنبال این بودم که اصولگرایان بر روی دکتر ولایتی اجماع کنند و حتی موافقت آقایان خاتمی و هاشمی را هم گرفته بودیم، اما به یکباره عده‌ای کاسه داغ تر از آش شدند و گفتند که دل آقا با احمدی‌نژاد است و این نقطه شروع فتنه بود.
خطر این جور نگاه‌ها به مراتب بیشتر از اصلاح‌طلبان است؛ چراکه اصلاح‌طلبان شاید در برخی مسائل فرهنگی اهل تساهل و تسامح باشند، اما عقل‌شان را به کار می‌برند.
من بازگشت اساتید و دانشجویان اخراجی به دانشگاه‌ها را امری مثبت ارزیابی می کنم  اما متاسفانه مجلس مانع این کار است و به جای این‌که از حقوق مردم دفاع کند بر عکس کار می‌کند.
در مورد تکالیف مردم در مقابل نظام همه صحبت می‌کنند، اما در دفاع از حقوق مردم کمتر افرادی می‌آیند و کمتر جرأت می‌کنند حرف بزنند، همان‌گونه که در مورد ستار بهشتی همه از من انتقاد کردند که چرا در مورد شهادت بسیجی‌ها حرفی نمی‌زنی که گفتم در مورد شهادت یک بسیجی همه نظام پشت سر او است و از او حمایت می‌کنند، اما در مورد ستار بهشتی کسی جرأت نمی‌کرد حرفی بزند.
حالا هم بر سر دفن ریچارد فرای شرق شناس در اصفهان جنجال می کنند. مدرکی را که نشان دهد او جاسوس است، من ندیده‌ام بلکه او یک ایران‌دوست بوده که در دولت خاتمی از دولت وقت می‌خواهد که اجازه دهند او را در خاک ایران دفن کنند و در دولت احمدی‌نژاد هم تعهد کتبی می‌گیرد که او را در کنار مقبره پوپ دفن کنند که حتی احمدی‌نژاد در آن جلسه یک منزل هم در اصفهان به او هدیه می‌کند. این‌که کسی می‌خواهد در خاک ایران دفن شود چیز عجیبی نیست و نشانه عظمت ایران است که یک دانشمند از کشوری که دشمن ماست می‌خواهد در ایران دفن شود و اگر هم جاسوس باشد، جاسوس را دفن کنیم که خیلی خوب است!
من بارها در باره حصر آقایان موسوی و کروبی گفتم و حتی در نطق پیش از دستور خودم در ۸ دی ماه سال گذشته در مجلس هم تأکید کردم که این روش مصلحت نیست و باید مشکل حل شود. در آن جلسه اگرچه برخی از نمایندگان حتی در صحن علنی به من اهانت کردند اما تحقیقا نیمی از نمایندگان به من گفتند با سخنانت موافق هستیم، اما جرأت بیان آن را نداریم.

بهترین راه حل این است که طرفین از خطاهای یکدیگر بگذرند، هرچند خطاهای موسوی و کروبی عکس‌العمل کارهایی بود که دولت احمدی‌نژاد انجام می‌داد، اما به هرحال مرتکب خطاهایی شده‌اند که باید دو طرف یکدیگر را ببخشند. در فتنه ۸۸ به عده‌ای از بزرگان نظام هم تهمت زده شد که باید اجازه دهیم بیایند و از خود دفاع کنند؛ اگرچه همان موقع از صدا و سیما خواستند اما اجازه سخن به آن‌ها ندادند.
اگر بنا بر بخشش نیست، بیایند و همه را در یک دادگاه علنی محاکمه کنند. موسوی، کروبی، احمدی نژاد و حتی آن‌ها که بر خلاف قانون از احمدی‌نژاد دفاع ‌کردند. انتظار می‌رود از عقلای قوم که به صحنه بیایند و این موضوع را حل کنند و این ‌که بگوییم آن‌ها باید توبه کنند تا آزاد شوند در اسلام چنین چیزی وجود ندارد و ظاهرا عده‌ای دوست دارند فتنه بماند و هر بار ۹ دی بگیرند.
برخی از نمایندگان حتی جرأت ندارند در نطق خود به موضوع حصر اشاره کنند، چه برسد به این‌که بخواهند آثار مکتوبی از خود بر جای بگذارند؛ چرا که می‌ترسند سرنوشتی همانند نامه بیش از ۱۰۰ نماینده مجلس ششم که در باب موضوع هسته‌ای به رهبری نوشتند و همگی به لیست سیاه رفتند و در دوره بعدی تأیید صلاحیت نشدند را پیدا کنند.
وی به اقدامات گشت ارشاد و اقدامات نیروی انتظامی نیز اشاره کرد و گفت: البته امر به معروف و نهی از منکر مراحلی دارد؛ کار فرهنگی باید انجام شود، اما بعد از کار فرهنگی اگر عده‌ای رعایت نکردند و دوباره با وضعیت ناهنجار در جامعه ظاهر شدند با توجه به این‌که ما در ایران روابط آزاد نداریم، پس نمی‌توانیم اجازه دهیم تحریک کنند و باید با آن مقابله کنیم.
همواره آرزو می‌کردم که ای کاش حداقل شهید مطهری دیرتر شهید می‌شدند تا در تدوین قانون اساسی حضور پررنگ‌تری داشته باشند تا قانون اساسی بهتری می‌داشتیم.
درباره مرگ ستار بهشتی در زندان عده‌ای در مجلس ناراحت بودند که چرا این سوال را از وزیر وقت کشور پرسیدم و معتقد بودند حفظ نظام بالاتر از این‌هاست که البته این‌ها برداشت‌های غلطی از قانون اساسی است؛ چرا که زندانی در زندان جز مجازاتی که دادگاه صادر کرده حق اعمال مجازات دیگری ندارند.
در اسلام نمی‌توانیم بگوییم هر عقیده‌ای آزاد است، اما هر تفکری آزاد است. انسان تنها موجودی است که با ماهیت ثابت به دنیا نمی‌آید و ماهیت او نیز از منفی بی‌نهایت تا مثبت بی نهایت قابل بررسی است. هنر اسلام در این است که تفاوت میان مادیت و معنویت را مطرح نکرد، بلکه به ترکیب ماده و معنا پرداخت در حالی که کلیسا و برخی دیگر میان مادیت و معنویت تفاوت قائل شدند و فاصله انداختند تا این‌که مردم از دین گریزان شدند. شهید مطهری بر آزادی تفکر اهتمام داشت و برای آن ارزش قائل بود.

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی) + فیلم

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی)  + فیلم


کلمه : فیلم ادعایی باشگاه خبرنگاران و رییس سازمان زندان های کشور تدوینش تمام شد و در برنامه ۲۰:۳۰ از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. رییس سازمان زندان های کشور پیش از گفته بود از همه مراحل بازرسی روز پنج شنبه بند ۳۵۰ زندان اوین فیلمبرداری شده و فیلمش موجود است و باشگاه خبرنگاران هم در خبری عنوان کرده بود که فیلم در حال تدوین است و به زودی منتشر می شود.
به نظر می رسد واکنش شتابزده رییس زندان ها و رسانه در اختیار اقتدارگرایان نتوانست کاری از پیش ببرد. تلویزیون تصاویری نشان داد که هیچ کدام امضای پنج شنبه را ندارد. تصویری از در و دیوار در حالی که بیشتر حجم گزارش صحبت های رییس سازمان زندان ها بود. اما خود این تصاویر نه چندان گویا تناقض های خبری و گفتاری خودشان را بر ملا می کرد. روز گذشته اسماعیل کوثری فرمانده سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس خبر از کشف ادواتی می کرد که به ضعم خودشان می توانست برخورد ماموران را شاید اندکی توجیه کند. او با بیان اینکه در نهایت یازده موبایل ماهواره‌ای،‌ لپ‌تاپ و حتی سلاح سرد در بازرسی از اتاق‌ها یافته می‌شود، گفته بود: زندانیان بند ۳۵۰ اوین با جوسازی و ادعای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مسأله را واژگونه جلوه می‌دهند؛ البته سازمان زندانها مراحل بازرسی را کاملا فیلم برداری کرده که قرار است از سوی سازمان زندان‌ها فیلم های گرفته شده که نشانه قانونی انجام شدن مراحل بازرسی است، برای کسانی که در حال بررسی این مسأله هستند، نمایش داده شود.”
این تجهیزاتی که نماینده مجلس از آن سخن می گفت در پخش تلویزیونی و افشاگرانه ۲۰:۳۰ تبدیل به نمایش تعدادی سیم کارت، گوشی های تلفن همراه در مدل های بسیار قدیمی ، ام پی تری (پخش کننده موسیقی)، هندزفری و از تلفن های ماهواره ای و لپ تاپ خبری نبود. حالا بگذریم از ادعای تلفن ماهواره ای که به لحاظ فنی فقط در فضای باز امکان برقراری ارتباط دارد و یا باید تجهیزاتی بسیار پیشرفته روی پشت بام اوین داشته باشد تا بتواند ارتباطی را برقرار کند.
نمایش بیست و سی بیشتر نمایش ناتوانی در جمع کردن دروغ هایی بود که این چند روز از سوی مسوولان زندان و سازمان زندان ها و برخی نماینده های مجلس گفته شده بود. میرحسین راست می گفت:
ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کند و به مردم دروغ می گوید.
دروغگو گاه یک فرد است، گاه یک رسانه ملی و گاه یک سیستم کشوری.
در همان دقایق اول پس از پخش ۲۰:۳۰ کاربران فیس بوک به آنچه از تلویزیون به عنوان پخش تصاویر افشاگر از بند ۳۵۰ پخش شد، واکنش نشان دادند.
بخشی از این واکنش ها را در زیر می خوانید:
*آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
*مفهوم رذالت
مفهوم سیاهی
نفرین به ظالمین و دروغگوییشون
حفظ ابروی افراد دربند
شصت پای یکی در رفته بود
خودشون دستشون رو میبرن
: ۲۰/۳۰
*استیصال شما به غایت رقت انگیز است. حتی دیگر خشم هم بر نمی انگیزد. خوشحالم که با پایداری و شجاعت اسرا و خانواده هایشان و واکنش های دیگر ایرانیان، برنامه تان دود شد رفت هوا !
*ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کنه و به مردم دروغ می گه.
آقای اسماعیلی سه روز از اینکه گفتی تو زندان هیچ خبری نبوده و همه چی آرومه و اینا دارن دروغ می گن نگذشته به خدا. یعنی فیلم افشاگرانه تون ترکوند :))
*صرف نظر از ادعاها دو طرف واقعه پنج شنبه اوین؛ مستند منفعلانه صداوسیما؛ نشان داد؛ زندان اوین؛ یک سوراخ واقعی است
۲۰:۳۰ مچکریم!!
اعتراف می‌کنم که پیش‌بینی نمی‌کردم مستند صدا و سیما درباره‌ی پنجشنبه‌ی سیاه اوین انقدر ضعیف و غیرتاثیرگذار باشد (حتی در مقایسه با مستندهای مشابه خود صداوسیما برای قلب واقعیت درباره‌ی عاشورای ۸۸ یا کنفرانس برلین و امثالهم)!
ضمنا، گذشته‌ از دروغ‌های شاخ‌دار اصلی‌‌‌اش که بر خلاف شهادت ۷۴ شاهد عادل است، تصویر لانگ‌شاتی که نشان دادند از ۳۵۰ نیست (به شهادت دوستانی که آنجا بوده‌اند). ۳۵۰ نه پرده داره و نه پنکه‌ی سقفی.
*در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش می‌شود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.معروفترین مورد استفاده‌ای که از این تاکتیک،در زمان هیتلر و به وسیله گوبلز بوده است. گوبلز می‌گوید: «دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است.
راستش کامل ترین تعریفی که برای این جعبه سانسورِ دست پخت ضرغامی می بینم همین تعریف است. «شگرد دروغ بزرگ » که استاد اول آن اگر یوزف گوبلز وزیر تبلیغات
هیتلر باشد استاد دومش خود ضرغامی است بدون تردید.
امشب حتی تمامی شگردهای دروغ بزرگ هم به کمک ضرغامی نیامد ، او حتی نتوانست دو تا صحنه را کنار هم مونتاژ کند و تحویل بینندگانش بدهد و این نشان از این دارد که اوضاع بسیار اسفبار بوده است چرا که این دستگاه دروغ پرداز از کمترین امکانات نهایت بهره را می برد و امشب نشان داد در مقابل وقاحت پنجشنبه سیاه آن قدر دستشان خالی بود که «شگرد دروغ بزرگ» هم کمکی نکرد.
*با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است…..
میر حسین موسوی
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*شما یادتان نمی آید در سال ۸۸ شعار میدادیم ننگ ما ننگ ما صدای سیما ما
*بابا زدین دیگه ۳۵۰ ایا رو … این ادا و اطوارا و مستندا چیه که می ذارین … رو اعصاب ملت گیتار برقی می زنین … زدین ، لااقل اینقده مرد باشین که بگین … زدیم …
*نمایش سقوط صدا و سیما را می شود در فیلم سراسر دروغشان از ماجرای بند ۳۵۰ زندان اوین دید. گزارش صدا و سیما به کنار،این برادران جان بر کف خبرنگار ۲۰:۳۰ ذره ای شرافت ندارند و نمی دانند در خبرنگاری باید صادق بود.
*تا الان میگفتم بی … ترین آدم شریعتمداریِ اما اسماعیلی رئیس سازمان زندانها را که دیدم فهمیدم شریعتمداری پیش اون مثل سارا ۴ساله از تهران هست در مقابل خفاش شب
*سریال اعصاب و روان ۲۰:۳۰ باز هم حماسه ای دیگر آفرید…
هورا به آقای ضرغامی
* در مستند سراسر دروغ بیست و سی
جرات نکردند یک تصویر از برخورد ها را نشان دهند
جرات نکردند یک تصویر از زندانیان کتک خورده و کبود شده را نشان دهند
جرات نکردند نشان دهند چه کسی با باتوم شیشه ها را شکانده
جرات نکردند اسم اکبر امینی را بیاورند و بگویند واقعا سرش شکسته شده
جرات نکردند نشان دهند که چطور عماد بهاور را سیلی زدندو با باتوم حمله کردند
جرات نکردند تونل باتوم را نشان دهند
جرات نکردند اوین به خون نشسته و زمین های خونی را نشان دهند
جرات نکردند بگویند ۲۰ نفر در انفرادی هستند
جرات نکردند کتف در رفته را نشان دهند
جرات نکردند و فقط دروغ بافتند
فقط “لبخند های تصنعی رئیس سازمان زندان ها ” را نشان دادند
این تصویر را به خاطر بسپارید و منتظر روزی هستیم که خدا لبخندش را به بدترین شکل به گریه تبدیل کند در اتش جهنم
یعنی خدا رو شکر که مجموعه این احمق ها دارند ظلم می کنند

* تاکید بر “لندن و واشنگتن” ثابت می‌کند که هدف اصلی‌ دفاع از منافع جناحی و خشم از همکاری با جامعه جهانی‌ و پیگیری منافع ملی‌ است.
بگذار که راحتت کنم، گند زدى
*خرداد تا عاشورا و ۲۵ بهمن ۸۹ این مردم بودند که کتک خوردند شهید دادند، زندانی شدند سر از کهریزک درآوردند و … و در نهایت مردمی که گفته بودند تنها رای ما کجاست هم هزینه دادند و هم در نهایت متهم شدند.حالا هم داستان تکراری دوباره تکرار می شود ‫#‏بند۳۵۰اوین‬ آمده اند زدند و حالا نه تنها زندانی ها شاهد و هزینه داده هستند بلکه خانواده ها شاهد هستند که به عزیزانشون چه گذشته! تلویزیون ضرغامی همیشه دروغ گفته! همیشه دروغ تحویل داده تا از جنایت ها و قصورات خود را مبری کنند!
*در دروغ گویی این ها همین بس که همین آقا ( رییس سازمان زندانها) دو روز قبل گفته بود : هیچ درگیری ای اتفاق نیوفتاده
*تا چند روز پیش که اصلا اتفاقی نیفتاده بود ولی الان تصاویر دست اول صداسیمای آقا و شرکا می‌گه عده‌ای با شیشه‌های شکسته خودشان را زخمی کردند در حالی که مأموران خویشتن‌داری نشان می‌دادند!! کم مونده ضرغام بگه گل هم هدیه می‌دادند.
*یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*یوم تُبلی السرائر…
بعد از مدتها امشب تلویزیون رو روشن کردم و ۲۰:۳۰ رو دیدم. یکی از دوستان پیغام گذاشته بود که برنامه ای درباره وقایع بند ۳۵۰ می خواد پخش بشه.
موقع دیدن یاد روزهایِ سخت و آزار دهنده ۸۸ و ۸۹ افتادم. زمانی که بصورت مازوخیستی می نشستم و بخش های مختلف خبری تلویزیون رو می دیدم و حرص می خوردم و ویران می شدم!
اما امشب آروم بودم، انگار نه انگار. حتی تلخند یا زنجه موره زیر لبی و دری وری هم نگفتم! سِر بودم شاید! شایدم اون سالها هنوز و با وجود “هویت” و “کنفرانس برلین” و… فکر می کردم چیزی اون تهش براشون مونده! ولی خب ۸۸ و ۸۹ خیلی چیزا رو روشن کرد برای ماهایی که خودمون رو بچه های انقلاب می دونستیم و می دونیم…
آره! خیلی آروم نشستم و تا تهش دیدم و بعد خاموش کردم و با خودم زیر لب گفتم:
“یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند…-
 *اوشین هم از سیمای میلی پخش شد.
۱٫تصاویر کاملی که از زندان پخش شد اندرزگاه ۷ بود و احتمالا سالن ۶٫
بند محکومان مالی و اکثرا برادران کلاهبردار.
نه بند ۳۵۰ زندان اوین.
۲٫ما خواهان پخش کامل و پس و پیش تصاویر هستیم.همچنان که در مورد روز عاشورا و روزهای دیگر.
۳٫چگونه است که در بازرسی های دائمی دوره ای اتفاق خاصی رخ نداده بود.حضور فیلمبردار در این روز نشان از برنامه قبلی دارد.
۴٫وجود فرضا تلفن در بند چه اشکالی دارد؟مگر چه اطلاعاتی سری وجود دارد که ترس از مخابره هست؟
اورانیوم در انجا غنی میشود؟
۵٫وقتی بین زندانیان سیاسی و امنیتی تمایز قایل نشوید و جاسوسانی که برای ۹ دی مراسم بزرگداشت برگزار میکنند را در یک بند محبوس کنید امکان دیده شدن برخی واکنش ها و تصاویر هم هست.
*میرحسین موسوی: «یکی از مشکلات ما این است که با یک پدیده‌ی واقعا شگفت‌آوری مواجه هستیم که می‌تواند در برابر مردم به دوربین نگاه کند و بگوید سفید، سیاه است. هزار را بگوید ۲ هزار. ۲ ضرب‌در ۲ را بگوید ۴ نمی‌شود، می‌شود ۱۰. هیچ چیز بدتر از این نیست که حکومت به مردم دروغ بگوید.»
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*آقای روحانی، مبادا فراموش کنی که من، شخصاً به این دلیل بجای آقای گازانبری از رای به شمای حقوقدان حمایت کردم که لااقل در چنین روزهایی شاهد محکوم کردن آنچه در بند ۳۵۰ اتفاق افتاد باشم. سکوت شما با سکوت قالیباف یا جلیلی چه فرقی دارد؟!
* آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
* آقایان طراح صحنه ۲۰:۳۰ یک نکته ظریف؛ وقتی زندانیان شیشه را بشکنند، تکه های شیشه داخل حیات نمی ریزد، می ریزد داخل سالن سمت مأمورها…
این قسمت ادیت شود لطفن
تشکر هم لازم نیست.

*پس ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ۱۱ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﻭ ﯾﮏ ﻟﭗﺗﺎﭖ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﻣﺎﻟﺰﯾﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ.

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی) + فیلم

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی)  + فیلم


کلمه : فیلم ادعایی باشگاه خبرنگاران و رییس سازمان زندان های کشور تدوینش تمام شد و در برنامه ۲۰:۳۰ از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. رییس سازمان زندان های کشور پیش از گفته بود از همه مراحل بازرسی روز پنج شنبه بند ۳۵۰ زندان اوین فیلمبرداری شده و فیلمش موجود است و باشگاه خبرنگاران هم در خبری عنوان کرده بود که فیلم در حال تدوین است و به زودی منتشر می شود.
به نظر می رسد واکنش شتابزده رییس زندان ها و رسانه در اختیار اقتدارگرایان نتوانست کاری از پیش ببرد. تلویزیون تصاویری نشان داد که هیچ کدام امضای پنج شنبه را ندارد. تصویری از در و دیوار در حالی که بیشتر حجم گزارش صحبت های رییس سازمان زندان ها بود. اما خود این تصاویر نه چندان گویا تناقض های خبری و گفتاری خودشان را بر ملا می کرد. روز گذشته اسماعیل کوثری فرمانده سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس خبر از کشف ادواتی می کرد که به ضعم خودشان می توانست برخورد ماموران را شاید اندکی توجیه کند. او با بیان اینکه در نهایت یازده موبایل ماهواره‌ای،‌ لپ‌تاپ و حتی سلاح سرد در بازرسی از اتاق‌ها یافته می‌شود، گفته بود: زندانیان بند ۳۵۰ اوین با جوسازی و ادعای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مسأله را واژگونه جلوه می‌دهند؛ البته سازمان زندانها مراحل بازرسی را کاملا فیلم برداری کرده که قرار است از سوی سازمان زندان‌ها فیلم های گرفته شده که نشانه قانونی انجام شدن مراحل بازرسی است، برای کسانی که در حال بررسی این مسأله هستند، نمایش داده شود.”
این تجهیزاتی که نماینده مجلس از آن سخن می گفت در پخش تلویزیونی و افشاگرانه ۲۰:۳۰ تبدیل به نمایش تعدادی سیم کارت، گوشی های تلفن همراه در مدل های بسیار قدیمی ، ام پی تری (پخش کننده موسیقی)، هندزفری و از تلفن های ماهواره ای و لپ تاپ خبری نبود. حالا بگذریم از ادعای تلفن ماهواره ای که به لحاظ فنی فقط در فضای باز امکان برقراری ارتباط دارد و یا باید تجهیزاتی بسیار پیشرفته روی پشت بام اوین داشته باشد تا بتواند ارتباطی را برقرار کند.
نمایش بیست و سی بیشتر نمایش ناتوانی در جمع کردن دروغ هایی بود که این چند روز از سوی مسوولان زندان و سازمان زندان ها و برخی نماینده های مجلس گفته شده بود. میرحسین راست می گفت:
ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کند و به مردم دروغ می گوید.
دروغگو گاه یک فرد است، گاه یک رسانه ملی و گاه یک سیستم کشوری.
در همان دقایق اول پس از پخش ۲۰:۳۰ کاربران فیس بوک به آنچه از تلویزیون به عنوان پخش تصاویر افشاگر از بند ۳۵۰ پخش شد، واکنش نشان دادند.
بخشی از این واکنش ها را در زیر می خوانید:
*آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
*مفهوم رذالت
مفهوم سیاهی
نفرین به ظالمین و دروغگوییشون
حفظ ابروی افراد دربند
شصت پای یکی در رفته بود
خودشون دستشون رو میبرن
: ۲۰/۳۰
*استیصال شما به غایت رقت انگیز است. حتی دیگر خشم هم بر نمی انگیزد. خوشحالم که با پایداری و شجاعت اسرا و خانواده هایشان و واکنش های دیگر ایرانیان، برنامه تان دود شد رفت هوا !
*ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کنه و به مردم دروغ می گه.
آقای اسماعیلی سه روز از اینکه گفتی تو زندان هیچ خبری نبوده و همه چی آرومه و اینا دارن دروغ می گن نگذشته به خدا. یعنی فیلم افشاگرانه تون ترکوند :))
*صرف نظر از ادعاها دو طرف واقعه پنج شنبه اوین؛ مستند منفعلانه صداوسیما؛ نشان داد؛ زندان اوین؛ یک سوراخ واقعی است
۲۰:۳۰ مچکریم!!
اعتراف می‌کنم که پیش‌بینی نمی‌کردم مستند صدا و سیما درباره‌ی پنجشنبه‌ی سیاه اوین انقدر ضعیف و غیرتاثیرگذار باشد (حتی در مقایسه با مستندهای مشابه خود صداوسیما برای قلب واقعیت درباره‌ی عاشورای ۸۸ یا کنفرانس برلین و امثالهم)!
ضمنا، گذشته‌ از دروغ‌های شاخ‌دار اصلی‌‌‌اش که بر خلاف شهادت ۷۴ شاهد عادل است، تصویر لانگ‌شاتی که نشان دادند از ۳۵۰ نیست (به شهادت دوستانی که آنجا بوده‌اند). ۳۵۰ نه پرده داره و نه پنکه‌ی سقفی.
*در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش می‌شود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.معروفترین مورد استفاده‌ای که از این تاکتیک،در زمان هیتلر و به وسیله گوبلز بوده است. گوبلز می‌گوید: «دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است.
راستش کامل ترین تعریفی که برای این جعبه سانسورِ دست پخت ضرغامی می بینم همین تعریف است. «شگرد دروغ بزرگ » که استاد اول آن اگر یوزف گوبلز وزیر تبلیغات
هیتلر باشد استاد دومش خود ضرغامی است بدون تردید.
امشب حتی تمامی شگردهای دروغ بزرگ هم به کمک ضرغامی نیامد ، او حتی نتوانست دو تا صحنه را کنار هم مونتاژ کند و تحویل بینندگانش بدهد و این نشان از این دارد که اوضاع بسیار اسفبار بوده است چرا که این دستگاه دروغ پرداز از کمترین امکانات نهایت بهره را می برد و امشب نشان داد در مقابل وقاحت پنجشنبه سیاه آن قدر دستشان خالی بود که «شگرد دروغ بزرگ» هم کمکی نکرد.
*با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است…..
میر حسین موسوی
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*شما یادتان نمی آید در سال ۸۸ شعار میدادیم ننگ ما ننگ ما صدای سیما ما
*بابا زدین دیگه ۳۵۰ ایا رو … این ادا و اطوارا و مستندا چیه که می ذارین … رو اعصاب ملت گیتار برقی می زنین … زدین ، لااقل اینقده مرد باشین که بگین … زدیم …
*نمایش سقوط صدا و سیما را می شود در فیلم سراسر دروغشان از ماجرای بند ۳۵۰ زندان اوین دید. گزارش صدا و سیما به کنار،این برادران جان بر کف خبرنگار ۲۰:۳۰ ذره ای شرافت ندارند و نمی دانند در خبرنگاری باید صادق بود.
*تا الان میگفتم بی … ترین آدم شریعتمداریِ اما اسماعیلی رئیس سازمان زندانها را که دیدم فهمیدم شریعتمداری پیش اون مثل سارا ۴ساله از تهران هست در مقابل خفاش شب
*سریال اعصاب و روان ۲۰:۳۰ باز هم حماسه ای دیگر آفرید…
هورا به آقای ضرغامی
* در مستند سراسر دروغ بیست و سی
جرات نکردند یک تصویر از برخورد ها را نشان دهند
جرات نکردند یک تصویر از زندانیان کتک خورده و کبود شده را نشان دهند
جرات نکردند نشان دهند چه کسی با باتوم شیشه ها را شکانده
جرات نکردند اسم اکبر امینی را بیاورند و بگویند واقعا سرش شکسته شده
جرات نکردند نشان دهند که چطور عماد بهاور را سیلی زدندو با باتوم حمله کردند
جرات نکردند تونل باتوم را نشان دهند
جرات نکردند اوین به خون نشسته و زمین های خونی را نشان دهند
جرات نکردند بگویند ۲۰ نفر در انفرادی هستند
جرات نکردند کتف در رفته را نشان دهند
جرات نکردند و فقط دروغ بافتند
فقط “لبخند های تصنعی رئیس سازمان زندان ها ” را نشان دادند
این تصویر را به خاطر بسپارید و منتظر روزی هستیم که خدا لبخندش را به بدترین شکل به گریه تبدیل کند در اتش جهنم
یعنی خدا رو شکر که مجموعه این احمق ها دارند ظلم می کنند

* تاکید بر “لندن و واشنگتن” ثابت می‌کند که هدف اصلی‌ دفاع از منافع جناحی و خشم از همکاری با جامعه جهانی‌ و پیگیری منافع ملی‌ است.
بگذار که راحتت کنم، گند زدى
*خرداد تا عاشورا و ۲۵ بهمن ۸۹ این مردم بودند که کتک خوردند شهید دادند، زندانی شدند سر از کهریزک درآوردند و … و در نهایت مردمی که گفته بودند تنها رای ما کجاست هم هزینه دادند و هم در نهایت متهم شدند.حالا هم داستان تکراری دوباره تکرار می شود ‫#‏بند۳۵۰اوین‬ آمده اند زدند و حالا نه تنها زندانی ها شاهد و هزینه داده هستند بلکه خانواده ها شاهد هستند که به عزیزانشون چه گذشته! تلویزیون ضرغامی همیشه دروغ گفته! همیشه دروغ تحویل داده تا از جنایت ها و قصورات خود را مبری کنند!
*در دروغ گویی این ها همین بس که همین آقا ( رییس سازمان زندانها) دو روز قبل گفته بود : هیچ درگیری ای اتفاق نیوفتاده
*تا چند روز پیش که اصلا اتفاقی نیفتاده بود ولی الان تصاویر دست اول صداسیمای آقا و شرکا می‌گه عده‌ای با شیشه‌های شکسته خودشان را زخمی کردند در حالی که مأموران خویشتن‌داری نشان می‌دادند!! کم مونده ضرغام بگه گل هم هدیه می‌دادند.
*یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*یوم تُبلی السرائر…
بعد از مدتها امشب تلویزیون رو روشن کردم و ۲۰:۳۰ رو دیدم. یکی از دوستان پیغام گذاشته بود که برنامه ای درباره وقایع بند ۳۵۰ می خواد پخش بشه.
موقع دیدن یاد روزهایِ سخت و آزار دهنده ۸۸ و ۸۹ افتادم. زمانی که بصورت مازوخیستی می نشستم و بخش های مختلف خبری تلویزیون رو می دیدم و حرص می خوردم و ویران می شدم!
اما امشب آروم بودم، انگار نه انگار. حتی تلخند یا زنجه موره زیر لبی و دری وری هم نگفتم! سِر بودم شاید! شایدم اون سالها هنوز و با وجود “هویت” و “کنفرانس برلین” و… فکر می کردم چیزی اون تهش براشون مونده! ولی خب ۸۸ و ۸۹ خیلی چیزا رو روشن کرد برای ماهایی که خودمون رو بچه های انقلاب می دونستیم و می دونیم…
آره! خیلی آروم نشستم و تا تهش دیدم و بعد خاموش کردم و با خودم زیر لب گفتم:
“یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند…-
 *اوشین هم از سیمای میلی پخش شد.
۱٫تصاویر کاملی که از زندان پخش شد اندرزگاه ۷ بود و احتمالا سالن ۶٫
بند محکومان مالی و اکثرا برادران کلاهبردار.
نه بند ۳۵۰ زندان اوین.
۲٫ما خواهان پخش کامل و پس و پیش تصاویر هستیم.همچنان که در مورد روز عاشورا و روزهای دیگر.
۳٫چگونه است که در بازرسی های دائمی دوره ای اتفاق خاصی رخ نداده بود.حضور فیلمبردار در این روز نشان از برنامه قبلی دارد.
۴٫وجود فرضا تلفن در بند چه اشکالی دارد؟مگر چه اطلاعاتی سری وجود دارد که ترس از مخابره هست؟
اورانیوم در انجا غنی میشود؟
۵٫وقتی بین زندانیان سیاسی و امنیتی تمایز قایل نشوید و جاسوسانی که برای ۹ دی مراسم بزرگداشت برگزار میکنند را در یک بند محبوس کنید امکان دیده شدن برخی واکنش ها و تصاویر هم هست.
*میرحسین موسوی: «یکی از مشکلات ما این است که با یک پدیده‌ی واقعا شگفت‌آوری مواجه هستیم که می‌تواند در برابر مردم به دوربین نگاه کند و بگوید سفید، سیاه است. هزار را بگوید ۲ هزار. ۲ ضرب‌در ۲ را بگوید ۴ نمی‌شود، می‌شود ۱۰. هیچ چیز بدتر از این نیست که حکومت به مردم دروغ بگوید.»
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*آقای روحانی، مبادا فراموش کنی که من، شخصاً به این دلیل بجای آقای گازانبری از رای به شمای حقوقدان حمایت کردم که لااقل در چنین روزهایی شاهد محکوم کردن آنچه در بند ۳۵۰ اتفاق افتاد باشم. سکوت شما با سکوت قالیباف یا جلیلی چه فرقی دارد؟!
* آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
* آقایان طراح صحنه ۲۰:۳۰ یک نکته ظریف؛ وقتی زندانیان شیشه را بشکنند، تکه های شیشه داخل حیات نمی ریزد، می ریزد داخل سالن سمت مأمورها…
این قسمت ادیت شود لطفن
تشکر هم لازم نیست.

*پس ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ۱۱ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﻭ ﯾﮏ ﻟﭗﺗﺎﭖ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﻣﺎﻟﺰﯾﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ.

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی) + فیلم

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی)  + فیلم


کلمه : فیلم ادعایی باشگاه خبرنگاران و رییس سازمان زندان های کشور تدوینش تمام شد و در برنامه ۲۰:۳۰ از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. رییس سازمان زندان های کشور پیش از گفته بود از همه مراحل بازرسی روز پنج شنبه بند ۳۵۰ زندان اوین فیلمبرداری شده و فیلمش موجود است و باشگاه خبرنگاران هم در خبری عنوان کرده بود که فیلم در حال تدوین است و به زودی منتشر می شود.
به نظر می رسد واکنش شتابزده رییس زندان ها و رسانه در اختیار اقتدارگرایان نتوانست کاری از پیش ببرد. تلویزیون تصاویری نشان داد که هیچ کدام امضای پنج شنبه را ندارد. تصویری از در و دیوار در حالی که بیشتر حجم گزارش صحبت های رییس سازمان زندان ها بود. اما خود این تصاویر نه چندان گویا تناقض های خبری و گفتاری خودشان را بر ملا می کرد. روز گذشته اسماعیل کوثری فرمانده سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس خبر از کشف ادواتی می کرد که به ضعم خودشان می توانست برخورد ماموران را شاید اندکی توجیه کند. او با بیان اینکه در نهایت یازده موبایل ماهواره‌ای،‌ لپ‌تاپ و حتی سلاح سرد در بازرسی از اتاق‌ها یافته می‌شود، گفته بود: زندانیان بند ۳۵۰ اوین با جوسازی و ادعای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مسأله را واژگونه جلوه می‌دهند؛ البته سازمان زندانها مراحل بازرسی را کاملا فیلم برداری کرده که قرار است از سوی سازمان زندان‌ها فیلم های گرفته شده که نشانه قانونی انجام شدن مراحل بازرسی است، برای کسانی که در حال بررسی این مسأله هستند، نمایش داده شود.”
این تجهیزاتی که نماینده مجلس از آن سخن می گفت در پخش تلویزیونی و افشاگرانه ۲۰:۳۰ تبدیل به نمایش تعدادی سیم کارت، گوشی های تلفن همراه در مدل های بسیار قدیمی ، ام پی تری (پخش کننده موسیقی)، هندزفری و از تلفن های ماهواره ای و لپ تاپ خبری نبود. حالا بگذریم از ادعای تلفن ماهواره ای که به لحاظ فنی فقط در فضای باز امکان برقراری ارتباط دارد و یا باید تجهیزاتی بسیار پیشرفته روی پشت بام اوین داشته باشد تا بتواند ارتباطی را برقرار کند.
نمایش بیست و سی بیشتر نمایش ناتوانی در جمع کردن دروغ هایی بود که این چند روز از سوی مسوولان زندان و سازمان زندان ها و برخی نماینده های مجلس گفته شده بود. میرحسین راست می گفت:
ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کند و به مردم دروغ می گوید.
دروغگو گاه یک فرد است، گاه یک رسانه ملی و گاه یک سیستم کشوری.
در همان دقایق اول پس از پخش ۲۰:۳۰ کاربران فیس بوک به آنچه از تلویزیون به عنوان پخش تصاویر افشاگر از بند ۳۵۰ پخش شد، واکنش نشان دادند.
بخشی از این واکنش ها را در زیر می خوانید:
*آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
*مفهوم رذالت
مفهوم سیاهی
نفرین به ظالمین و دروغگوییشون
حفظ ابروی افراد دربند
شصت پای یکی در رفته بود
خودشون دستشون رو میبرن
: ۲۰/۳۰
*استیصال شما به غایت رقت انگیز است. حتی دیگر خشم هم بر نمی انگیزد. خوشحالم که با پایداری و شجاعت اسرا و خانواده هایشان و واکنش های دیگر ایرانیان، برنامه تان دود شد رفت هوا !
*ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کنه و به مردم دروغ می گه.
آقای اسماعیلی سه روز از اینکه گفتی تو زندان هیچ خبری نبوده و همه چی آرومه و اینا دارن دروغ می گن نگذشته به خدا. یعنی فیلم افشاگرانه تون ترکوند :))
*صرف نظر از ادعاها دو طرف واقعه پنج شنبه اوین؛ مستند منفعلانه صداوسیما؛ نشان داد؛ زندان اوین؛ یک سوراخ واقعی است
۲۰:۳۰ مچکریم!!
اعتراف می‌کنم که پیش‌بینی نمی‌کردم مستند صدا و سیما درباره‌ی پنجشنبه‌ی سیاه اوین انقدر ضعیف و غیرتاثیرگذار باشد (حتی در مقایسه با مستندهای مشابه خود صداوسیما برای قلب واقعیت درباره‌ی عاشورای ۸۸ یا کنفرانس برلین و امثالهم)!
ضمنا، گذشته‌ از دروغ‌های شاخ‌دار اصلی‌‌‌اش که بر خلاف شهادت ۷۴ شاهد عادل است، تصویر لانگ‌شاتی که نشان دادند از ۳۵۰ نیست (به شهادت دوستانی که آنجا بوده‌اند). ۳۵۰ نه پرده داره و نه پنکه‌ی سقفی.
*در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش می‌شود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.معروفترین مورد استفاده‌ای که از این تاکتیک،در زمان هیتلر و به وسیله گوبلز بوده است. گوبلز می‌گوید: «دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است.
راستش کامل ترین تعریفی که برای این جعبه سانسورِ دست پخت ضرغامی می بینم همین تعریف است. «شگرد دروغ بزرگ » که استاد اول آن اگر یوزف گوبلز وزیر تبلیغات
هیتلر باشد استاد دومش خود ضرغامی است بدون تردید.
امشب حتی تمامی شگردهای دروغ بزرگ هم به کمک ضرغامی نیامد ، او حتی نتوانست دو تا صحنه را کنار هم مونتاژ کند و تحویل بینندگانش بدهد و این نشان از این دارد که اوضاع بسیار اسفبار بوده است چرا که این دستگاه دروغ پرداز از کمترین امکانات نهایت بهره را می برد و امشب نشان داد در مقابل وقاحت پنجشنبه سیاه آن قدر دستشان خالی بود که «شگرد دروغ بزرگ» هم کمکی نکرد.
*با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است…..
میر حسین موسوی
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*شما یادتان نمی آید در سال ۸۸ شعار میدادیم ننگ ما ننگ ما صدای سیما ما
*بابا زدین دیگه ۳۵۰ ایا رو … این ادا و اطوارا و مستندا چیه که می ذارین … رو اعصاب ملت گیتار برقی می زنین … زدین ، لااقل اینقده مرد باشین که بگین … زدیم …
*نمایش سقوط صدا و سیما را می شود در فیلم سراسر دروغشان از ماجرای بند ۳۵۰ زندان اوین دید. گزارش صدا و سیما به کنار،این برادران جان بر کف خبرنگار ۲۰:۳۰ ذره ای شرافت ندارند و نمی دانند در خبرنگاری باید صادق بود.
*تا الان میگفتم بی … ترین آدم شریعتمداریِ اما اسماعیلی رئیس سازمان زندانها را که دیدم فهمیدم شریعتمداری پیش اون مثل سارا ۴ساله از تهران هست در مقابل خفاش شب
*سریال اعصاب و روان ۲۰:۳۰ باز هم حماسه ای دیگر آفرید…
هورا به آقای ضرغامی
* در مستند سراسر دروغ بیست و سی
جرات نکردند یک تصویر از برخورد ها را نشان دهند
جرات نکردند یک تصویر از زندانیان کتک خورده و کبود شده را نشان دهند
جرات نکردند نشان دهند چه کسی با باتوم شیشه ها را شکانده
جرات نکردند اسم اکبر امینی را بیاورند و بگویند واقعا سرش شکسته شده
جرات نکردند نشان دهند که چطور عماد بهاور را سیلی زدندو با باتوم حمله کردند
جرات نکردند تونل باتوم را نشان دهند
جرات نکردند اوین به خون نشسته و زمین های خونی را نشان دهند
جرات نکردند بگویند ۲۰ نفر در انفرادی هستند
جرات نکردند کتف در رفته را نشان دهند
جرات نکردند و فقط دروغ بافتند
فقط “لبخند های تصنعی رئیس سازمان زندان ها ” را نشان دادند
این تصویر را به خاطر بسپارید و منتظر روزی هستیم که خدا لبخندش را به بدترین شکل به گریه تبدیل کند در اتش جهنم
یعنی خدا رو شکر که مجموعه این احمق ها دارند ظلم می کنند

* تاکید بر “لندن و واشنگتن” ثابت می‌کند که هدف اصلی‌ دفاع از منافع جناحی و خشم از همکاری با جامعه جهانی‌ و پیگیری منافع ملی‌ است.
بگذار که راحتت کنم، گند زدى
*خرداد تا عاشورا و ۲۵ بهمن ۸۹ این مردم بودند که کتک خوردند شهید دادند، زندانی شدند سر از کهریزک درآوردند و … و در نهایت مردمی که گفته بودند تنها رای ما کجاست هم هزینه دادند و هم در نهایت متهم شدند.حالا هم داستان تکراری دوباره تکرار می شود ‫#‏بند۳۵۰اوین‬ آمده اند زدند و حالا نه تنها زندانی ها شاهد و هزینه داده هستند بلکه خانواده ها شاهد هستند که به عزیزانشون چه گذشته! تلویزیون ضرغامی همیشه دروغ گفته! همیشه دروغ تحویل داده تا از جنایت ها و قصورات خود را مبری کنند!
*در دروغ گویی این ها همین بس که همین آقا ( رییس سازمان زندانها) دو روز قبل گفته بود : هیچ درگیری ای اتفاق نیوفتاده
*تا چند روز پیش که اصلا اتفاقی نیفتاده بود ولی الان تصاویر دست اول صداسیمای آقا و شرکا می‌گه عده‌ای با شیشه‌های شکسته خودشان را زخمی کردند در حالی که مأموران خویشتن‌داری نشان می‌دادند!! کم مونده ضرغام بگه گل هم هدیه می‌دادند.
*یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*یوم تُبلی السرائر…
بعد از مدتها امشب تلویزیون رو روشن کردم و ۲۰:۳۰ رو دیدم. یکی از دوستان پیغام گذاشته بود که برنامه ای درباره وقایع بند ۳۵۰ می خواد پخش بشه.
موقع دیدن یاد روزهایِ سخت و آزار دهنده ۸۸ و ۸۹ افتادم. زمانی که بصورت مازوخیستی می نشستم و بخش های مختلف خبری تلویزیون رو می دیدم و حرص می خوردم و ویران می شدم!
اما امشب آروم بودم، انگار نه انگار. حتی تلخند یا زنجه موره زیر لبی و دری وری هم نگفتم! سِر بودم شاید! شایدم اون سالها هنوز و با وجود “هویت” و “کنفرانس برلین” و… فکر می کردم چیزی اون تهش براشون مونده! ولی خب ۸۸ و ۸۹ خیلی چیزا رو روشن کرد برای ماهایی که خودمون رو بچه های انقلاب می دونستیم و می دونیم…
آره! خیلی آروم نشستم و تا تهش دیدم و بعد خاموش کردم و با خودم زیر لب گفتم:
“یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند…-
 *اوشین هم از سیمای میلی پخش شد.
۱٫تصاویر کاملی که از زندان پخش شد اندرزگاه ۷ بود و احتمالا سالن ۶٫
بند محکومان مالی و اکثرا برادران کلاهبردار.
نه بند ۳۵۰ زندان اوین.
۲٫ما خواهان پخش کامل و پس و پیش تصاویر هستیم.همچنان که در مورد روز عاشورا و روزهای دیگر.
۳٫چگونه است که در بازرسی های دائمی دوره ای اتفاق خاصی رخ نداده بود.حضور فیلمبردار در این روز نشان از برنامه قبلی دارد.
۴٫وجود فرضا تلفن در بند چه اشکالی دارد؟مگر چه اطلاعاتی سری وجود دارد که ترس از مخابره هست؟
اورانیوم در انجا غنی میشود؟
۵٫وقتی بین زندانیان سیاسی و امنیتی تمایز قایل نشوید و جاسوسانی که برای ۹ دی مراسم بزرگداشت برگزار میکنند را در یک بند محبوس کنید امکان دیده شدن برخی واکنش ها و تصاویر هم هست.
*میرحسین موسوی: «یکی از مشکلات ما این است که با یک پدیده‌ی واقعا شگفت‌آوری مواجه هستیم که می‌تواند در برابر مردم به دوربین نگاه کند و بگوید سفید، سیاه است. هزار را بگوید ۲ هزار. ۲ ضرب‌در ۲ را بگوید ۴ نمی‌شود، می‌شود ۱۰. هیچ چیز بدتر از این نیست که حکومت به مردم دروغ بگوید.»
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*آقای روحانی، مبادا فراموش کنی که من، شخصاً به این دلیل بجای آقای گازانبری از رای به شمای حقوقدان حمایت کردم که لااقل در چنین روزهایی شاهد محکوم کردن آنچه در بند ۳۵۰ اتفاق افتاد باشم. سکوت شما با سکوت قالیباف یا جلیلی چه فرقی دارد؟!
* آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
* آقایان طراح صحنه ۲۰:۳۰ یک نکته ظریف؛ وقتی زندانیان شیشه را بشکنند، تکه های شیشه داخل حیات نمی ریزد، می ریزد داخل سالن سمت مأمورها…
این قسمت ادیت شود لطفن
تشکر هم لازم نیست.

*پس ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ۱۱ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﻭ ﯾﮏ ﻟﭗﺗﺎﭖ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﻣﺎﻟﺰﯾﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ.

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی) + فیلم

واکنش گسترده افکار عمومی به تحریف واقعیت در گزارش صداوسیما (تکمیلی)  + فیلم


کلمه : فیلم ادعایی باشگاه خبرنگاران و رییس سازمان زندان های کشور تدوینش تمام شد و در برنامه ۲۰:۳۰ از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد. رییس سازمان زندان های کشور پیش از گفته بود از همه مراحل بازرسی روز پنج شنبه بند ۳۵۰ زندان اوین فیلمبرداری شده و فیلمش موجود است و باشگاه خبرنگاران هم در خبری عنوان کرده بود که فیلم در حال تدوین است و به زودی منتشر می شود.
به نظر می رسد واکنش شتابزده رییس زندان ها و رسانه در اختیار اقتدارگرایان نتوانست کاری از پیش ببرد. تلویزیون تصاویری نشان داد که هیچ کدام امضای پنج شنبه را ندارد. تصویری از در و دیوار در حالی که بیشتر حجم گزارش صحبت های رییس سازمان زندان ها بود. اما خود این تصاویر نه چندان گویا تناقض های خبری و گفتاری خودشان را بر ملا می کرد. روز گذشته اسماعیل کوثری فرمانده سابق سپاه و نماینده فعلی مجلس خبر از کشف ادواتی می کرد که به ضعم خودشان می توانست برخورد ماموران را شاید اندکی توجیه کند. او با بیان اینکه در نهایت یازده موبایل ماهواره‌ای،‌ لپ‌تاپ و حتی سلاح سرد در بازرسی از اتاق‌ها یافته می‌شود، گفته بود: زندانیان بند ۳۵۰ اوین با جوسازی و ادعای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مسأله را واژگونه جلوه می‌دهند؛ البته سازمان زندانها مراحل بازرسی را کاملا فیلم برداری کرده که قرار است از سوی سازمان زندان‌ها فیلم های گرفته شده که نشانه قانونی انجام شدن مراحل بازرسی است، برای کسانی که در حال بررسی این مسأله هستند، نمایش داده شود.”
این تجهیزاتی که نماینده مجلس از آن سخن می گفت در پخش تلویزیونی و افشاگرانه ۲۰:۳۰ تبدیل به نمایش تعدادی سیم کارت، گوشی های تلفن همراه در مدل های بسیار قدیمی ، ام پی تری (پخش کننده موسیقی)، هندزفری و از تلفن های ماهواره ای و لپ تاپ خبری نبود. حالا بگذریم از ادعای تلفن ماهواره ای که به لحاظ فنی فقط در فضای باز امکان برقراری ارتباط دارد و یا باید تجهیزاتی بسیار پیشرفته روی پشت بام اوین داشته باشد تا بتواند ارتباطی را برقرار کند.
نمایش بیست و سی بیشتر نمایش ناتوانی در جمع کردن دروغ هایی بود که این چند روز از سوی مسوولان زندان و سازمان زندان ها و برخی نماینده های مجلس گفته شده بود. میرحسین راست می گفت:
ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کند و به مردم دروغ می گوید.
دروغگو گاه یک فرد است، گاه یک رسانه ملی و گاه یک سیستم کشوری.
در همان دقایق اول پس از پخش ۲۰:۳۰ کاربران فیس بوک به آنچه از تلویزیون به عنوان پخش تصاویر افشاگر از بند ۳۵۰ پخش شد، واکنش نشان دادند.
بخشی از این واکنش ها را در زیر می خوانید:
*آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
*مفهوم رذالت
مفهوم سیاهی
نفرین به ظالمین و دروغگوییشون
حفظ ابروی افراد دربند
شصت پای یکی در رفته بود
خودشون دستشون رو میبرن
: ۲۰/۳۰
*استیصال شما به غایت رقت انگیز است. حتی دیگر خشم هم بر نمی انگیزد. خوشحالم که با پایداری و شجاعت اسرا و خانواده هایشان و واکنش های دیگر ایرانیان، برنامه تان دود شد رفت هوا !
*ما امروز با پدیده ای روبرو هستیم که به دوربین نگاه می کنه و به مردم دروغ می گه.
آقای اسماعیلی سه روز از اینکه گفتی تو زندان هیچ خبری نبوده و همه چی آرومه و اینا دارن دروغ می گن نگذشته به خدا. یعنی فیلم افشاگرانه تون ترکوند :))
*صرف نظر از ادعاها دو طرف واقعه پنج شنبه اوین؛ مستند منفعلانه صداوسیما؛ نشان داد؛ زندان اوین؛ یک سوراخ واقعی است
۲۰:۳۰ مچکریم!!
اعتراف می‌کنم که پیش‌بینی نمی‌کردم مستند صدا و سیما درباره‌ی پنجشنبه‌ی سیاه اوین انقدر ضعیف و غیرتاثیرگذار باشد (حتی در مقایسه با مستندهای مشابه خود صداوسیما برای قلب واقعیت درباره‌ی عاشورای ۸۸ یا کنفرانس برلین و امثالهم)!
ضمنا، گذشته‌ از دروغ‌های شاخ‌دار اصلی‌‌‌اش که بر خلاف شهادت ۷۴ شاهد عادل است، تصویر لانگ‌شاتی که نشان دادند از ۳۵۰ نیست (به شهادت دوستانی که آنجا بوده‌اند). ۳۵۰ نه پرده داره و نه پنکه‌ی سقفی.
*در فریب با استراتژی دروغ بزرگ، کوشش می‌شود تا مخاطب مورد نظر، به سمت یک فضای روانی متفاوت با واقعیت سوق داده شود. این فضای درونی باید به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که گروه هدف بدون ابزار مقاومت، در آن فضا قرار گیرد و مفاهیم و علائم انتقالی، مورد قبول و پذیرش او باشد.معروفترین مورد استفاده‌ای که از این تاکتیک،در زمان هیتلر و به وسیله گوبلز بوده است. گوبلز می‌گوید: «دروغ هر قدر بزرگتر باشد، باور آن برای توده‌های مردم راحت‌تر است.
راستش کامل ترین تعریفی که برای این جعبه سانسورِ دست پخت ضرغامی می بینم همین تعریف است. «شگرد دروغ بزرگ » که استاد اول آن اگر یوزف گوبلز وزیر تبلیغات
هیتلر باشد استاد دومش خود ضرغامی است بدون تردید.
امشب حتی تمامی شگردهای دروغ بزرگ هم به کمک ضرغامی نیامد ، او حتی نتوانست دو تا صحنه را کنار هم مونتاژ کند و تحویل بینندگانش بدهد و این نشان از این دارد که اوضاع بسیار اسفبار بوده است چرا که این دستگاه دروغ پرداز از کمترین امکانات نهایت بهره را می برد و امشب نشان داد در مقابل وقاحت پنجشنبه سیاه آن قدر دستشان خالی بود که «شگرد دروغ بزرگ» هم کمکی نکرد.
*با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است…..
میر حسین موسوی
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*شما یادتان نمی آید در سال ۸۸ شعار میدادیم ننگ ما ننگ ما صدای سیما ما
*بابا زدین دیگه ۳۵۰ ایا رو … این ادا و اطوارا و مستندا چیه که می ذارین … رو اعصاب ملت گیتار برقی می زنین … زدین ، لااقل اینقده مرد باشین که بگین … زدیم …
*نمایش سقوط صدا و سیما را می شود در فیلم سراسر دروغشان از ماجرای بند ۳۵۰ زندان اوین دید. گزارش صدا و سیما به کنار،این برادران جان بر کف خبرنگار ۲۰:۳۰ ذره ای شرافت ندارند و نمی دانند در خبرنگاری باید صادق بود.
*تا الان میگفتم بی … ترین آدم شریعتمداریِ اما اسماعیلی رئیس سازمان زندانها را که دیدم فهمیدم شریعتمداری پیش اون مثل سارا ۴ساله از تهران هست در مقابل خفاش شب
*سریال اعصاب و روان ۲۰:۳۰ باز هم حماسه ای دیگر آفرید…
هورا به آقای ضرغامی
* در مستند سراسر دروغ بیست و سی
جرات نکردند یک تصویر از برخورد ها را نشان دهند
جرات نکردند یک تصویر از زندانیان کتک خورده و کبود شده را نشان دهند
جرات نکردند نشان دهند چه کسی با باتوم شیشه ها را شکانده
جرات نکردند اسم اکبر امینی را بیاورند و بگویند واقعا سرش شکسته شده
جرات نکردند نشان دهند که چطور عماد بهاور را سیلی زدندو با باتوم حمله کردند
جرات نکردند تونل باتوم را نشان دهند
جرات نکردند اوین به خون نشسته و زمین های خونی را نشان دهند
جرات نکردند بگویند ۲۰ نفر در انفرادی هستند
جرات نکردند کتف در رفته را نشان دهند
جرات نکردند و فقط دروغ بافتند
فقط “لبخند های تصنعی رئیس سازمان زندان ها ” را نشان دادند
این تصویر را به خاطر بسپارید و منتظر روزی هستیم که خدا لبخندش را به بدترین شکل به گریه تبدیل کند در اتش جهنم
یعنی خدا رو شکر که مجموعه این احمق ها دارند ظلم می کنند

* تاکید بر “لندن و واشنگتن” ثابت می‌کند که هدف اصلی‌ دفاع از منافع جناحی و خشم از همکاری با جامعه جهانی‌ و پیگیری منافع ملی‌ است.
بگذار که راحتت کنم، گند زدى
*خرداد تا عاشورا و ۲۵ بهمن ۸۹ این مردم بودند که کتک خوردند شهید دادند، زندانی شدند سر از کهریزک درآوردند و … و در نهایت مردمی که گفته بودند تنها رای ما کجاست هم هزینه دادند و هم در نهایت متهم شدند.حالا هم داستان تکراری دوباره تکرار می شود ‫#‏بند۳۵۰اوین‬ آمده اند زدند و حالا نه تنها زندانی ها شاهد و هزینه داده هستند بلکه خانواده ها شاهد هستند که به عزیزانشون چه گذشته! تلویزیون ضرغامی همیشه دروغ گفته! همیشه دروغ تحویل داده تا از جنایت ها و قصورات خود را مبری کنند!
*در دروغ گویی این ها همین بس که همین آقا ( رییس سازمان زندانها) دو روز قبل گفته بود : هیچ درگیری ای اتفاق نیوفتاده
*تا چند روز پیش که اصلا اتفاقی نیفتاده بود ولی الان تصاویر دست اول صداسیمای آقا و شرکا می‌گه عده‌ای با شیشه‌های شکسته خودشان را زخمی کردند در حالی که مأموران خویشتن‌داری نشان می‌دادند!! کم مونده ضرغام بگه گل هم هدیه می‌دادند.
*یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند
*شوی تلویزیونی ۲۰ و ۳۰ نماد سقوط اخلاقی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است
*یوم تُبلی السرائر…
بعد از مدتها امشب تلویزیون رو روشن کردم و ۲۰:۳۰ رو دیدم. یکی از دوستان پیغام گذاشته بود که برنامه ای درباره وقایع بند ۳۵۰ می خواد پخش بشه.
موقع دیدن یاد روزهایِ سخت و آزار دهنده ۸۸ و ۸۹ افتادم. زمانی که بصورت مازوخیستی می نشستم و بخش های مختلف خبری تلویزیون رو می دیدم و حرص می خوردم و ویران می شدم!
اما امشب آروم بودم، انگار نه انگار. حتی تلخند یا زنجه موره زیر لبی و دری وری هم نگفتم! سِر بودم شاید! شایدم اون سالها هنوز و با وجود “هویت” و “کنفرانس برلین” و… فکر می کردم چیزی اون تهش براشون مونده! ولی خب ۸۸ و ۸۹ خیلی چیزا رو روشن کرد برای ماهایی که خودمون رو بچه های انقلاب می دونستیم و می دونیم…
آره! خیلی آروم نشستم و تا تهش دیدم و بعد خاموش کردم و با خودم زیر لب گفتم:
“یوم تبلی السرائر”-روزی که پرده ها فرو اُفتند…-
 *اوشین هم از سیمای میلی پخش شد.
۱٫تصاویر کاملی که از زندان پخش شد اندرزگاه ۷ بود و احتمالا سالن ۶٫
بند محکومان مالی و اکثرا برادران کلاهبردار.
نه بند ۳۵۰ زندان اوین.
۲٫ما خواهان پخش کامل و پس و پیش تصاویر هستیم.همچنان که در مورد روز عاشورا و روزهای دیگر.
۳٫چگونه است که در بازرسی های دائمی دوره ای اتفاق خاصی رخ نداده بود.حضور فیلمبردار در این روز نشان از برنامه قبلی دارد.
۴٫وجود فرضا تلفن در بند چه اشکالی دارد؟مگر چه اطلاعاتی سری وجود دارد که ترس از مخابره هست؟
اورانیوم در انجا غنی میشود؟
۵٫وقتی بین زندانیان سیاسی و امنیتی تمایز قایل نشوید و جاسوسانی که برای ۹ دی مراسم بزرگداشت برگزار میکنند را در یک بند محبوس کنید امکان دیده شدن برخی واکنش ها و تصاویر هم هست.
*میرحسین موسوی: «یکی از مشکلات ما این است که با یک پدیده‌ی واقعا شگفت‌آوری مواجه هستیم که می‌تواند در برابر مردم به دوربین نگاه کند و بگوید سفید، سیاه است. هزار را بگوید ۲ هزار. ۲ ضرب‌در ۲ را بگوید ۴ نمی‌شود، می‌شود ۱۰. هیچ چیز بدتر از این نیست که حکومت به مردم دروغ بگوید.»
*حمله اقایان به بند ۳۵۰ حداقل ۳ ساعت طول کشیده اما مجموعا ۱ دقیقه تصویر از داخل زندان نتوانستند پخش کنند، چرا؟‌ چون تمام آن ۲ ساعت و۵۹ دقیقه دیگر را داشتند باتوم می زدند و مشت و لگد، دستشان بند بود اساسی.
*آقای روحانی، مبادا فراموش کنی که من، شخصاً به این دلیل بجای آقای گازانبری از رای به شمای حقوقدان حمایت کردم که لااقل در چنین روزهایی شاهد محکوم کردن آنچه در بند ۳۵۰ اتفاق افتاد باشم. سکوت شما با سکوت قالیباف یا جلیلی چه فرقی دارد؟!
* آقای بیست و سی … با استاندارد های مسخره خودت هم گند زدی…
* آقایان طراح صحنه ۲۰:۳۰ یک نکته ظریف؛ وقتی زندانیان شیشه را بشکنند، تکه های شیشه داخل حیات نمی ریزد، می ریزد داخل سالن سمت مأمورها…
این قسمت ادیت شود لطفن
تشکر هم لازم نیست.

*پس ﺍﺯ ﮐﺸﻒ ۱۱ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩﺍﯼ ﻭ ﯾﮏ ﻟﭗﺗﺎﭖ، ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﻣﺎﻟﺰﯾﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﮐﺸﻒ ﺷﺪ.

Tuesday, April 22, 2014

اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری

اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری

سهراب سپهری شاعر، نویسنده و نقاش ایرانی در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد. شاید او را بتوان به تعبیری موفق‌ترین شاعر معاصر ایرانی دانست که از طرفی در میان نخبگان و شعرخوانان حرفه‌ای طرفدار دارد و از سوی دیگر در میان توده مردم نیز اشعارش دهان به دهان می‌چرخد.
اشعار سپهری به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیایی و فرانسوی ترجمه شده است.
سپهری در خانواده‌ای اهل فرهنگ و هنر و ادبیات به دنیا آمد. پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رئیس تلگراف‌خانه کاشان و پدر و مادرش نیز اهل هنر بودند. سپهری در سال ۱۳۳۰ اولین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام “مرگ رنگ” منتشر کرد. او در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد. در همین سال سپهری در چند نمایشگاه نقاشی در تهران نیز شرکت کرد و دومین مجموعه شعر خود با نام “زندگی خواب‌ها” را نیز منتشر ساخت.
سپهری به فرهنگ مشرق‌زمین علاقه بسیاری داشت و از بابت همین علاقه بود که سفرهای متعددی به هندوستان و افغانستان و پاکستان و چین و ژاپن کرد.
سهرای سپهری در سال ۱۳۵۸ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در غروب ۱ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در بیمارستان پارس تهران به علت همین بیماری درگذشت. او را در صحن امزاده سلطان‌علی‌بن‌محمدباقر در روستای اردهال در اطراف کاشان به خاک سپردند.
سهراب سپهری در نامه‌ای که ازنیویورک برای احمدرضا احمدی نوشته بود می‌گوید:
“آدم چه دیر می‌فهمد...من چه دیر فهمیدم که انسان یعنی عجالتا ...ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر...
و همین …”
مجموعه اشعار سهراب سپهری در کتابی با نام “هشت کتاب” گردآوری شده است.
شعر طولانی “مسافر” یکی از اشعار معروف سهراب سپهری است. در بخشی از این شهر بلند سپهری می‌گوید:

نگاه مرد مسافر به روي زمين افتاد :
"چه سيب هاي قشنگي !
حيات نشئه تنهايي است."
و ميزبان پرسيد:
قشنگ يعني چه؟
- قشنگ يعني تعبير عاشقانه اشكال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمي يك سيب مي كند مانوس.
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد ،
مرا رساند به امكان يك پرنده شدن.
- و نوشداري اندوه؟
- صداي خالص اكسير مي دهد اين نوش.

و حال ، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چاي مي خوردند.

- چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهايي.
- چقدر هم تنها!
- خيال مي كنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستي.
- دچار يعني
- عاشق.
- و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهي كوچك ، دچار آبي درياي بيكران باشد.
- چه فكر نازك غمناكي !
- و غم تبسم پوشيده نگاه گياه است.
و غم اشاره محوي به رد وحدت اشياست.
- خوشا به حال گياهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست.
- نه ، وصل ممكن نيست ،
هميشه فاصله اي هست .
اگر چه منحني آب بالش خوبي است.
براي خواب دل آويز و ترد نيلوفر،
هميشه فاصله اي هست.
دچار بايد بود
و گرنه زمزمه حيات ميان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشني اهتراز خلوت اشياست.
و عشق
صداي فاصله هاست.
صداي فاصله هايي كه
- غرق ابهامند
- نه ،
صداي فاصله هايي كه مثل نقره تميزند
و با شنيدن يك هيچ مي شوند كدر.
توانا : آموزشکده ای برای جامعه‌ مدنی ایران's photos

Monday, April 21, 2014

اعلام اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین ۱۲ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در بیانیه ای اعلام کردند که در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت ۹۳ دست به اعتصاب غذا می زنند. به گزارش کلمه، حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی زندانیان سیاسی ای هستند که وارد اعتصاب غذا شده اند. ۲۸ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی با شرح جزییاتی از حادثه روز پنج شنبه در زندان اوین این اتفاقات را وحشتناک، بسیارخشن، فاجعه و بی سابقه خوانده و خواستار بررسی و پیگیری از سوی ریاست جمهوری و شورای عالی امنیت ملی شده بودند. این زندانیان سیاسی تعداد مجروحین و آسیب دیدگان پنج شنبه سیاه را بیش از ۳۰ نفرعنوان کردند و از آمرین فحاشی خبر دادند که دستور به کتک زدن زندانیان می دادند

اعلام اعتصاب غذای ۱۲ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین
۱۲ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در بیانیه ای اعلام کردند که در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت ۹۳ دست به اعتصاب غذا می زنند.

به گزارش کلمه، حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی زندانیان سیاسی ای هستند که وارد اعتصاب غذا شده اند.

۲۸ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی با شرح جزییاتی از حادثه روز پنج شنبه در زندان اوین این اتفاقات را وحشتناک، بسیارخشن، فاجعه و بی سابقه خوانده و خواستار بررسی و پیگیری از سوی ریاست جمهوری و شورای عالی امنیت ملی شده بودند. این زندانیان سیاسی تعداد مجروحین و آسیب دیدگان پنج شنبه سیاه را بیش از ۳۰ نفرعنوان کردند و از آمرین فحاشی خبر دادند که دستور به کتک زدن زندانیان می دادند

مادر اکبر امینی، زندانی سیاسی که در ۲۵ بهمن ٨٩ با پرچمی سبز بالای جرثقیل رفت، پس از ملاقات با فرزندش در زندان اوین غش کرد و با آمبولانس به اورژانس منتقل شد. او پسرش را با سر و گردن شکسته در زندان ملاقات کرد.

مادر اکبر امینی، زندانی سیاسی که در ۲۵ بهمن ٨٩ با پرچمی سبز بالای جرثقیل رفت، پس از ملاقات  با فرزندش در زندان اوین  غش کرد و با آمبولانس به اورژانس منتقل شد.

 او پسرش را با سر و گردن شکسته در زندان  ملاقات کرد.

دولت مستعجل قبح‌زدایی از پورمحمدی

دولت مستعجل قبح‌زدایی از پورمحمدی



موضع‌گیری اخیر پورمحمدی، سند دیگری بر ابطال توجیهاتی است که عده‌ای از مدافعان گفتمان اعتدال و رای دادن به حسن روحانی از منظر بهبود حقوق بشر در ایران طرح کرده و می‌کنند.



مصطفی پورمحمدی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال ایسنا درباره‌ جزییات برخورد غیر انسانی و خشونت آمیز با زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین، گفت:«ما تحقیقات اولیه را انجام دادیم و دیدیم که درگیری نبوده و طبق روال عادی از بندهای زندان اوین بازرسی‌هایی شده تا کسانی که اشیاء ممنوعه مانند موبایل و سیم کارت خارج از قاعده معمول در اختیار دارند، مورد بازرسی قرار گیرند.»
وی افزود: «در دو اتاق از زندان اوین مقاومت‌هایی از سوی زندانیان صورت گرفت و برای خود اشخاص مشکلاتی به وجود آورد و یکی دو نفر از زندانیان در این بازرسی دچار جراحت مختصری شدند.»
او نسبت به ملاقات خانواده زندانیان سیاسی مضروب شده چنین واکنش نشان داد: «خانواده زندانیان درخواست ملاقات سریع کردند ولی باید بگوییم که اتفاقی نیفتاده است که ملاقات سریع بخواهند. مجلس هم خواستار پاسخگویی ما شده است. مجلس موظف است خودش هیات بفرستد و بعد گزارشاتی را ارائه بدهد.»
اما قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها بر خلاف نظر پورمحمدی به خانواده زندانیان یاد شده ملاقات داد و آنها وابستگان خود را با بدن‌های همراه با جراحت و سر‌های تراشیده مشاهده کردند تا معلوم شود که بخش مسلط قدرت عامدانه می‌خواهد نشان دهد که برخورد با زندانیان صورت گرفته و تکذیب‌های ظاهری و رسانه‌ای تغییری در اراده حکومت برای پایان بخشیدن به ارتباطات غیر رسمی بین بیرون و داخل زندان ایجاد نمی‌کند. البته زندانیانی که شدید تر آسیب دیده بودند و در سلول انفرادی بسر می‌برند، اجازه ملاقات پیدا نکردند.
طبق برخی از گزارش‌ها قرار است بزودی فیلمی از درگیری‌ها در زندان در تلویزیون پخش شود و در ادامه پروپاگانداهای قبلی سیاست قوه قضائیه وسازمان زندان‌ها در ارائه تصویر مطلوب خود از ماجرا و محکوم کردن زندانیان و حامیان آنها اجرا شود.
به نظر می‌رسد سناریوی حکومت نمایش وسائل ار تباطی مکشوفه ادعایی برای اثبات وابستگی زندانیان به رسانه‌های خارجی از جمله بی بی سی است. اما هدف بلندتر واکنش به مطالبات حقوق بشری پارلمان اروپا و تداوم الگوی اقتدار گرایانه در حکمرانی و رویه‌های امنیتی و قضائی است.
 موضع‌گیری پورمحمدی وزیر دادگستری دولت اعتدال در وهله نخست انتظارات خوش‌بینانه از دولت روحانی را به چالش می‌کشد. عده‌ای بعد از وقوع حادثه تاسف بار ضرب و شتم سنگین برخی از زندانیان بند ۳۵۰ اوین خواستار دخالت روحانی و تشکیل کمیته حقیقت یاب شدند!
 اما اظهارات پورمحمدی چون آب سردی بود که بر سر این تصورات غیر واقع‌بینانه ریخته شد. بعید است روحانی موضع متفاوتی با وزیر دادگستری اش بگیرد و یا حتی اگر نظر مخالفی داشته باشد آن را علنی سازد.
اظهارات پورمحمدی و نوع نگاه وی به مسائل کاملا با سوابق منفی امنیتی وی تطبیق می‌کند. او از زمانی که وزیر دادگستری شد نیز رفتاری متفاوت با گذشته خود بروز نداده است.
موضع‌گیری اخیر او سند دیگری بر ابطال توجیهاتی است که عده‌ای از مدافعان گفتمان اعتدال و رای دادن به حسن روحانی از منظر بهبود حقوق بشر در ایران طرح کرده و می‌کنند. آنها وقتی روحانی فرد خشونت‌طلبی چون پورمحمدی که دستش به خون انسان‌های بی‌گناه زیادی آلوده است، از عاملان وصحنه آفرینان جنابت در دوران سیاه سیاسی در ایران بعد از انقلاب بوده و هیچ‌گاه نیز نسبت به گذشته تاریک خود ابراز ندامت نکرده است را به سمت وزارت دادگستری برگزید، شروع به استدلال کردند که پورمحمدی می‌تواند به دلیل اعتماد دستگاه قضائی و امنیتی می‌تواند با آنها مذاکره کرده و نظر آنها را برای کاهش فضای امنیتی و تقض حقوق بشر جلب نماید.
نگاه خیال‌بافانه و کاریکاتوری مستتر پشت این نگاه که مرز‌های آن با آگاهی کاذب معلوم نیست، از همان ابتدا معلوم بود که راه به جایی نمی‌برد. وزارت دادگستری اساسا یک نهاد تشریفاتی است که وظیفه انجام امور تدارکاتی و امکانات لجستیکی قوه قضائیه را در دست دارد. وزیر دادگستری نقشی در تصمیم گیری‌ها وتصمیم سازی‌های قوقه قضائیه ندارد اما شخصیتی به مانند پورمحمدی با سوابق و نظراتش اگر حتی میانجیگری هایش نیز موثر باشد معلوم است طرف اقتدار گرایان و مدافعان سیاست ارعاب و وحشت را خواهد گرفت.
البته افرادی که این مواضع را طرح کرده و می‌کنند آنقدر هوش و فهم سیاسی دارند که متوجه این قضیه بشوند، اما آنچه باعث می‌شود این نظرات را طرح کنند نوع نگاه آنان به قدرت است. ان افراد اگر چه غالبا مدعی هستند که اعلامیه جهانی حقوق بشر را قبول دارند و خواهان برقراری موازین حقوق بشری در ایران هستند، اما این مساله نه برای آنها اولویت دارد و نه به عنوان قید وشرطی برای سیاست‌ورزی آنان بشمار می‌آورد. بلکه در بهترین حالت معیاری در کنار معیار‌های دیگر است که نقش تعیین کننده و غالب را ندارد.
برای آنها در تحلیل آخر ملاحظات ایدئولوژیک، غرب ستیزی، شیفتگی به ایده‌ها و برساخته‌های ذهنی و از همه مهم‌تر جایگاه آنان در تحولات سیاسی است. اگر موقعیت خود را در اتفاقات سیاسی اعم از رادیکال و محافظه کار مثبت ارزیابی کنند حامی آن حرکت شده و برخورد‌های سیاسی آنها تابعی از این پشتیبانی می‌شود واصول ثابت ومشخص رفتاری رنگ می‌بازد.
در انتخابات اخیر این افراد مصلحت سیاسی خود را در رای دادن به روحانی و تقویت پروژه سیاسی وی دیدند و از رفتن کشور به سمت تغییر‌های بنیادی احساس خطر کردند. نتیجه این شد کسانی که خود از قربانیان نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی هستند به حمایت تلویحی انتخاب پورمحمدی بر مسند وزارت دادگستری پرداختند و تعارض انتخاب روحانی با وعده‌ها و برنامه‌های انتخاباتی اش را توجیه و پرده پوشی کردند.
اگر چه باور آنکه فردی توجیه‌گر انتخاب کسی شود که جزو هیات قضائی صادر کننده دستور اعدام خیلی زیادی از هم بندان وی در زندان بوده است یا کسی که اساسا در افشاگری علیه حلقه سازمان دهنده قتل‌های زنجیره‌ای و از جمله پورمحمدی منزلت سیاسی و اجتماعی کسب کرده بود، دشوار و دور از انتظار بود، اما بررسی تاریخ معاصر و رفتار بازیگران سیاسی ایران آشکار می‌سازد وقتی حقوق بشر معیار اصلی و یا قید عمل سیاسی نباشد و برخورد تزئینی، غیر استراتژیک و یا تبعی با آن صورت بگیرد آنگاه انتخاب پورمحمدی و یا دیگر افراد تباهکاری مانند او قبحش را از دست می‌دهد.
از این منظر یکی از نقاط آسیب شناسی وضعیت ناهنجار حقوق بشری در ایران وجود همین نگرش در بخشی از کنش‌گران سیاسی است که به حقوق بشر باور دارند اما در سر بزنگاه ها، فاکتور‌های دیگر را در تصمیم گیری‌ها بر آن برتری می‌بخشند.
ولی پورمحمدی طولی نکشید که آب پاکی را روی دست این افراد ریخت و پروژه وجاهت بخشیدن و قبح زدائی از عوامل جنایت و خشونت دولتی در سپهر نیرو‌های معترض زود تر از حد انتظار به پایان خود رسید که پیشاپیش نافرجامی آن معلوم بود.



موضع‌گیری اخیر پورمحمدی، سند دیگری بر ابطال توجیهاتی است که عده‌ای از مدافعان گفتمان اعتدال و رای دادن به حسن روحانی از منظر بهبود حقوق بشر در ایران طرح کرده و می‌کنند.
مصطفی پورمحمدی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال ایسنا درباره‌ جزییات برخورد غیر انسانی و خشونت آمیز با زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ اوین، گفت:«ما تحقیقات اولیه را انجام دادیم و دیدیم که درگیری نبوده و طبق روال عادی از بندهای زندان اوین بازرسی‌هایی شده تا کسانی که اشیاء ممنوعه مانند موبایل و سیم کارت خارج از قاعده معمول در اختیار دارند، مورد بازرسی قرار گیرند.»
وی افزود: «در دو اتاق از زندان اوین مقاومت‌هایی از سوی زندانیان صورت گرفت و برای خود اشخاص مشکلاتی به وجود آورد و یکی دو نفر از زندانیان در این بازرسی دچار جراحت مختصری شدند.»
او نسبت به ملاقات خانواده زندانیان سیاسی مضروب شده چنین واکنش نشان داد: «خانواده زندانیان درخواست ملاقات سریع کردند ولی باید بگوییم که اتفاقی نیفتاده است که ملاقات سریع بخواهند. مجلس هم خواستار پاسخگویی ما شده است. مجلس موظف است خودش هیات بفرستد و بعد گزارشاتی را ارائه بدهد.»
اما قوه قضائیه و سازمان زندان‌ها بر خلاف نظر پورمحمدی به خانواده زندانیان یاد شده ملاقات داد و آنها وابستگان خود را با بدن‌های همراه با جراحت و سر‌های تراشیده مشاهده کردند تا معلوم شود که بخش مسلط قدرت عامدانه می‌خواهد نشان دهد که برخورد با زندانیان صورت گرفته و تکذیب‌های ظاهری و رسانه‌ای تغییری در اراده حکومت برای پایان بخشیدن به ارتباطات غیر رسمی بین بیرون و داخل زندان ایجاد نمی‌کند. البته زندانیانی که شدید تر آسیب دیده بودند و در سلول انفرادی بسر می‌برند، اجازه ملاقات پیدا نکردند.
طبق برخی از گزارش‌ها قرار است بزودی فیلمی از درگیری‌ها در زندان در تلویزیون پخش شود و در ادامه پروپاگانداهای قبلی سیاست قوه قضائیه وسازمان زندان‌ها در ارائه تصویر مطلوب خود از ماجرا و محکوم کردن زندانیان و حامیان آنها اجرا شود.
به نظر می‌رسد سناریوی حکومت نمایش وسائل ار تباطی مکشوفه ادعایی برای اثبات وابستگی زندانیان به رسانه‌های خارجی از جمله بی بی سی است. اما هدف بلندتر واکنش به مطالبات حقوق بشری پارلمان اروپا و تداوم الگوی اقتدار گرایانه در حکمرانی و رویه‌های امنیتی و قضائی است.
 موضع‌گیری پورمحمدی وزیر دادگستری دولت اعتدال در وهله نخست انتظارات خوش‌بینانه از دولت روحانی را به چالش می‌کشد. عده‌ای بعد از وقوع حادثه تاسف بار ضرب و شتم سنگین برخی از زندانیان بند ۳۵۰ اوین خواستار دخالت روحانی و تشکیل کمیته حقیقت یاب شدند!
 اما اظهارات پورمحمدی چون آب سردی بود که بر سر این تصورات غیر واقع‌بینانه ریخته شد. بعید است روحانی موضع متفاوتی با وزیر دادگستری اش بگیرد و یا حتی اگر نظر مخالفی داشته باشد آن را علنی سازد.
اظهارات پورمحمدی و نوع نگاه وی به مسائل کاملا با سوابق منفی امنیتی وی تطبیق می‌کند. او از زمانی که وزیر دادگستری شد نیز رفتاری متفاوت با گذشته خود بروز نداده است.
موضع‌گیری اخیر او سند دیگری بر ابطال توجیهاتی است که عده‌ای از مدافعان گفتمان اعتدال و رای دادن به حسن روحانی از منظر بهبود حقوق بشر در ایران طرح کرده و می‌کنند. آنها وقتی روحانی فرد خشونت‌طلبی چون پورمحمدی که دستش به خون انسان‌های بی‌گناه زیادی آلوده است، از عاملان وصحنه آفرینان جنابت در دوران سیاه سیاسی در ایران بعد از انقلاب بوده و هیچ‌گاه نیز نسبت به گذشته تاریک خود ابراز ندامت نکرده است را به سمت وزارت دادگستری برگزید، شروع به استدلال کردند که پورمحمدی می‌تواند به دلیل اعتماد دستگاه قضائی و امنیتی می‌تواند با آنها مذاکره کرده و نظر آنها را برای کاهش فضای امنیتی و تقض حقوق بشر جلب نماید.
نگاه خیال‌بافانه و کاریکاتوری مستتر پشت این نگاه که مرز‌های آن با آگاهی کاذب معلوم نیست، از همان ابتدا معلوم بود که راه به جایی نمی‌برد. وزارت دادگستری اساسا یک نهاد تشریفاتی است که وظیفه انجام امور تدارکاتی و امکانات لجستیکی قوه قضائیه را در دست دارد. وزیر دادگستری نقشی در تصمیم گیری‌ها وتصمیم سازی‌های قوقه قضائیه ندارد اما شخصیتی به مانند پورمحمدی با سوابق و نظراتش اگر حتی میانجیگری هایش نیز موثر باشد معلوم است طرف اقتدار گرایان و مدافعان سیاست ارعاب و وحشت را خواهد گرفت.
البته افرادی که این مواضع را طرح کرده و می‌کنند آنقدر هوش و فهم سیاسی دارند که متوجه این قضیه بشوند، اما آنچه باعث می‌شود این نظرات را طرح کنند نوع نگاه آنان به قدرت است. ان افراد اگر چه غالبا مدعی هستند که اعلامیه جهانی حقوق بشر را قبول دارند و خواهان برقراری موازین حقوق بشری در ایران هستند، اما این مساله نه برای آنها اولویت دارد و نه به عنوان قید وشرطی برای سیاست‌ورزی آنان بشمار می‌آورد. بلکه در بهترین حالت معیاری در کنار معیار‌های دیگر است که نقش تعیین کننده و غالب را ندارد.
برای آنها در تحلیل آخر ملاحظات ایدئولوژیک، غرب ستیزی، شیفتگی به ایده‌ها و برساخته‌های ذهنی و از همه مهم‌تر جایگاه آنان در تحولات سیاسی است. اگر موقعیت خود را در اتفاقات سیاسی اعم از رادیکال و محافظه کار مثبت ارزیابی کنند حامی آن حرکت شده و برخورد‌های سیاسی آنها تابعی از این پشتیبانی می‌شود واصول ثابت ومشخص رفتاری رنگ می‌بازد.
در انتخابات اخیر این افراد مصلحت سیاسی خود را در رای دادن به روحانی و تقویت پروژه سیاسی وی دیدند و از رفتن کشور به سمت تغییر‌های بنیادی احساس خطر کردند. نتیجه این شد کسانی که خود از قربانیان نقض حقوق بشر جمهوری اسلامی هستند به حمایت تلویحی انتخاب پورمحمدی بر مسند وزارت دادگستری پرداختند و تعارض انتخاب روحانی با وعده‌ها و برنامه‌های انتخاباتی اش را توجیه و پرده پوشی کردند.
اگر چه باور آنکه فردی توجیه‌گر انتخاب کسی شود که جزو هیات قضائی صادر کننده دستور اعدام خیلی زیادی از هم بندان وی در زندان بوده است یا کسی که اساسا در افشاگری علیه حلقه سازمان دهنده قتل‌های زنجیره‌ای و از جمله پورمحمدی منزلت سیاسی و اجتماعی کسب کرده بود، دشوار و دور از انتظار بود، اما بررسی تاریخ معاصر و رفتار بازیگران سیاسی ایران آشکار می‌سازد وقتی حقوق بشر معیار اصلی و یا قید عمل سیاسی نباشد و برخورد تزئینی، غیر استراتژیک و یا تبعی با آن صورت بگیرد آنگاه انتخاب پورمحمدی و یا دیگر افراد تباهکاری مانند او قبحش را از دست می‌دهد.
از این منظر یکی از نقاط آسیب شناسی وضعیت ناهنجار حقوق بشری در ایران وجود همین نگرش در بخشی از کنش‌گران سیاسی است که به حقوق بشر باور دارند اما در سر بزنگاه ها، فاکتور‌های دیگر را در تصمیم گیری‌ها بر آن برتری می‌بخشند.
ولی پورمحمدی طولی نکشید که آب پاکی را روی دست این افراد ریخت و پروژه وجاهت بخشیدن و قبح زدائی از عوامل جنایت و خشونت دولتی در سپهر نیرو‌های معترض زود تر از حد انتظار به پایان خود رسید که پیشاپیش نافرجامی آن معلوم بود.