Thursday, August 21, 2014

مهدی هاشمی: خامنه‌ای خانه ما که می‌آمد، شب‌ها توی اتاق من می‌خوابید

مهدی هاشمی: خامنه‌ای خانه ما که می‌آمد، شب‌ها توی اتاق من می‌خوابید

انتشار گفتگویی در کیهان لندن که بیژن فرهودی مدعی است به دست وزارت اطلاعات و بازجویان مهدی هاشمی افتاده است.

مهدی هاشمی در گفتگویی که دو سال پیش انجام شده، به بیژن فرهودی گفته‌ است که خامنه‌ای هر وقت خانه‌شان می‌آمده، در اتاق او می خوابیده و همچنین او و پدرش به ولایت فقیه اعتقادی ندارند.
بیژن فرهودی، مجری سابق صدای آمریکا در نسخه روز ۲۹ مرداد روزنامه کیهان لندن، ماجرایی را بازگو می‌کند که می‌تواند پیش از برگزاری جلسه بعدی دادگاه مهدی هاشمی، زاویه‌های متفاوت پرونده و حساسیت‌های قاضی دادگاه انقلاب را معلوم کند. فرهودی می‌نویسد: «دیدار من با مهدی هاشمی رفسنجانی که به درخواست وی انجام شد قرار نبود حالت مصاحبه داشته باشد اما کوته زمانی پس از شروع، تبدیل به نوعی گفت و شنود شد که طی آن درباره یک رشته مسایل جاری کشور صحبت کردیم. بسیاری اوقات این مکالمه توأم با پرسش‌های چالشی من از مهدی هاشمی بود.در همان ابتدای گفتگو از مهدی سوال کردم آیا دارد این گفتگو را ضبط می‌کند و او با قهقهه اظهار داشت: من؟ من از شما باید بپرسم!  او اضافه کرد که ما «شورت ترم» فکر نمی‌کنیم. ما سی ساله تو حکومتیم و اگر یکی از این خلاف‌ها  بکنیم هیچ کس با ما حرف نمی‌زند.»
فرهودی در ادامه می‌نویسد: «من اما از آنجا که نمی‌خواستم از مهدی هاشمی رفسنجانی به اصطلاح رودست بخورم محض احتیاط این گفتگو را با گوشی تلفنم ضبط کردم بدون آنکه آن را در جایی پخش کنم. تا اینکه اخیرا از یک منبع موثق شنیدم که نسخه‌ای از این گفتگو به دست وزارت اطلاعات افتاده و حتی یک کپی آن در دست بازجوی مهدی هاشمی رفسنجانی قرار دارد! پس معلوم شد که وی بر خلاف آنچه مدعی شده بود، این گفتگو را ضبط کرده است! اینک من برای جلوگیری از سوء استفاده رژیم از این گفتگو و احیانا تحریف آن، تصمیم به انتشار بخش‌هایی از آن، که در آنها صدای هر دویمان قابل فهم بوده است، گرفته‌ام.»
بیژن فرهودی در دنباله مطلب، برخی از سوال‌های خود و پاسخ‌های مهدی هاشمی را منتشر کرده است:
فرهودی: از وضعیت  خودت در رابطه با شکایت‌های موسوی و بوذری بگو.
-موسوی که مزخرف میگه… بوذری  مهم نیست… حکم غیابی گرفته از اون دادگاه… اون تو خیاله اینو من بگم…
فرهودی: الان تو آکسفورد تحصیلت ادامه داره و کلاس میری؟
-کلاس نمیرم اصلا…
فرهودی: مکاتبه‌ایه؟
 مگه نشونت ندادم نامه رو… دو صفحه نامه دارم از آکسفورد که ازم معذرت‌خواهی کردن…
فرهودی: چرا منتشرش نکردی؟
بی بی سی گفت… بی بی سی یه گزارش داشت… بررسی کرد… با من مصاحبه کرد.
فرهودی: من ندیدمش… کی پخش شد؟
-همون یه سال پیش…
فرهودی: من یک سال پیش را کاری ندارم… من دارم راجع به مقاله‌ای صحبت می‌کنم در اون روزنامه… که بهت زنگ زدم…
-اون مزخرفه… روزنامه نوشته بود که آقای حاج شیخ الاسلام [دکتر رضا شیخ الاسلامی اولین استاد مطالعات ایرانی در آکسفورد] گفته که من پول نمیدم… روزنامه به من زنگ زد گفتم اگر شیخ الاسلامی  بخواد چنین پولی بده من خودم از اکسفورد میام بیرون!  نه اون مزخرفه…
دو سال پیش آقای[کاوه] موسوی شکایت کرده بود… آکسفورد همه  ما رو جمع کرد با من ۱۲ ساعت مصاحبه کرد بعد یک نامه داد که به تو اتهام زدن ولی ما هیچ دلیلی نداریم که این اتهامات درست باشه. برات نامه‌شو می‌فرستم [تا به امروز چنین نامه‌ای از مهدی هاشمی دریافت نکرده ام]… اذیت می‌خواست منو بکنه… این جریان خیلی به نفع من شد تو آکسفورد… رییس قبلی و رییس فعلی آکسفورد و یه آقای دیگری با من جلسه گذاشتن و گفتن این جریان نشون داد به ما که تو انقدر استعداد داری که بهتره تمام دانشکده با تو کار بکنن  و تو بهتر از یک استاد میتونی همه را سورپرایز کنی!
فرهودی: تو مقیم آکسفوردی یا دوبی؟
-آکسفورد.
نقش هاشمی رفسنجانی در نظام
فرهودی در دنباله، بحث در باره رهبری و رابطه رهبر جمهوری اسلامی با هاشمی رفسنجانی را پی‌گیری می‌کند.
فرهودی: با بابات تماس داری؟
-آره، هر شب حرف می‌زنیم.
فرهودی: آیا بابات بعد از ابقا در پست رییس مجمع تشخیص مصلحت هنوز مغضوبه؟  خامنه‌ای چرا ابقاش کرد؟ آیا خامنه‌ای می‌ترسید هاشمی کاری کنه؟
-نه… این دو دلیل داشت… آقای هاشمی این پستش مهم نیست و خوب پا می‌شد می‌رفت قم  و می‌شد رییس بزرگ‌ترین گروه اپوزیسیون کشور… این به نفع آقای خامنه‌ای نبود که هاشمی را ابقا کنه [نکنه]. البته بابام که این کار را نمی‌کرد… این عاطفیه… پنجاه ساله دوستند با هم… تمام کارهایی که با هاشمی کردن آقای خامنه‌ای گفت که من نکردم… قوه قضاییه کرد و من دخالتی نکردم.
فرهودی: من همیشه معتقد بودم که پدرت از ارکان اصلی این نظامه و شیشه حیات رژیم دستشه…
-پدر من قوه عاقله کشوره، تو نقاط بحرانی مواظب کشوره البته تا شش هفت سال پیش، وجودش در مسائل بحرانی کشور تضمین کننده بود هرچند، الان وجودش مثل آن دوران تضمین کننده نیست. از سال ۶۸ تا ۷۰ همه‌کاره آقای هاشمی بود.
فرهودی:  پدرت به «رسماجانی» شهرت یافته [که این اشاره‌ای به ترورهای مخالفان در دوران ریاست جمهوری اوست] درزمان پدرت  بیشترین تعداد ترورشخصیت‌های سیاسی و مدنی اجتماعی اتفاق افتاد چیزی حدود ۲۷۰ ترور که در  فیلم مستند «جنایت مقدس» رضا علامه‌زاده به آن پرداخته شده.
-این واژه را شماها سکه زده‌اید اصلا درست نیست. قبول ندارم. لیست بیاورید نشان دهید.
فرهودی: یکی از این افراد شاپور بختیار بود که در زمان بابات ترور شد.
-در مورد بختیار، معتقدم پدر خبر داشتند. اولاً مرگ بختیار وصیت آیت‌الله خمینی بود. دوم اینکه بختیار دلیل حمله به ایران بود. در دادگاهی به ریاست آیت‌الله یزدی، اوبه عنوان یک مجرم جنگی شناخته شد. اسنادی ارائه شده که نشان می‌دهد بختیار به نزد صدام رفته و او را برای حمله به ایران تحریک کرده بوده.
فرهودی: آیا بابات از ترس جلب شدن توسط اینترپول خارج نمیره؟
-نه اینطور نیست. بابام رد نوتیس اینترپول نداره. بابام هرگز به خارج سفر نکرده  [توضیح مصاحبه‌کننده: هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری‌اش به چندین کشور از جمله شوروی پیشین، عربستان و چند کشور خاور دور سفر کرده بود اما بعداز ماجرای  ترور بختیار و بمب‌گذاری آرژانتین و قرار گرفتن در لیست سرخ اینترپول دیگر از ایران خارج نشد]. ده بار شیراک دعوتش کرد نرفت. بابا اندونزی، مالزی رفت، کشورهای غربی نرفت. از او دعوت زیادی هم می‌شد، میتران هم از او دعوت کرده بود… به چه علت نرفت؟ چون گفت اگر من برم خارج می‌فهمند که من کاره‌ای نیستم و نمی‌تونم قول بهشون بدم.
فرهودی: بابات ارتش خصوصی داره؟
-نه، نداره. محافظانش از بچه‌های سپاه هستن… از افراد خود آقای خامنه‌ای…
فرهودی: تو فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستی آیا خودت را هم جزئی از نظام می‌دانی؟
-خیر، خودم رو جزیی از حکومت نمی‌دانم.‌‌ همان طور که می‌دانید حکم دستگیری من به خاطر ماجرای انتخابات است. این‌ها معتقدند که من پشت پرده تمامی وقایع انتخابات را سازماندهی کردم در حالی که مردم خودشان بیرون آمدند و به خیابان‌ها ریختند. سه میلیون نفری که بیرون اومدند به خاطر علاقه‌شون به آقای موسوی بود.  اگر آقای خامنه‌ای ما را به زندان بفرستد به ضررش خواهد بود.
فرهودی:  حتما به عنوان یکی از اعضای وابسته به این نظام، به ولایت فقیه معتقد هستی؟
-نه، التزامی به ولایت فقیه ندارم، پدرم هم مخالف است. به گفته پدرم این موضوع دارای اشکال است. او در یک سخنرانی به این نکته اشاره کرده اما اگر بگویم با نظام جمهوری اسلامی مخالفم دروغ گفته‌ام. من معتقدم اصلاحیه برای قانون اساسی نوشته شود. قانون اساسی ما بر اساس قانون اساسی فرانسه نوشته شده. رئیس جمهور معاون ولایت فقیه ماست، نخست وزیر معاون رئیس جمهور است. اشکال این بخش از قانون اساسی این است که در آن اشاره شده که ولایت فقیه نباید زمان داشته باشد. اگر ولی فقیه هشت یا ده سال بماند خبرگان کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهد. قانون اساسی ما به خاطر این موضوع مشکل دارد.
بیژن فرهودی، سپس بحث را به ماجرای «استات اویل» نروژ و دارایی‌های خانواده رفسنجانی می‌برد:
-هنوز هم معتقدی که رشوه ۱۵ میلیون دلاری استات اویل به حساب شرکت شما واریز نشده؟
-بار‌ها گفتم، من ۱۵ میلیونی نگرفتم این یک قرارداد بوده، تمام دنیا بررسی کرده، رئیس جمهور آذربایجان را متهم کردند. این موضوع از سوی پلیس نروژ و سوئیس و اف بی ‌آی آمریکا بررسی شد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ همه چیز زندگی من مشخص است. من هیچ جا در خارج کشور حتی یک خانه هم ندارم، به نام هیچ کس ندارم. این موضوع واقعا دروغ است. یک قرآن از این مبلغ به حساب من واریز نشده. حتی آن طور که شایعه است در کانادا خانه‌سازی نداریم.
-با گذشت سی و چند سال از انقلاب، هنوز از هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از میلیاردرهای معروف در ایران یاد می‌شود. این جوک را شنیده‌ای که میگن بابات گفته ما نشسته بودیم یهو دیدیم ایران افتاد وسط زمین‌های ما… آیا  این ثروت جدّ اندر جدّ به خانواده شما رسیده؟
-پدر من قبل از انقلاب هزار تا زمین داشت ۹۸۰ قطعه از این زمین‌ها را بخشید به طلاب، ۲۰ قطعه بقیه را داد به بچه‌هایش، یک زمین بیرون قم بود، جای خوبی قرار داشت با سه نفر شریک شد، آقای تولیت و عمویم، آن زمان آن وقت یک میلیون متر زمین را متری یک ریال خریدند. در‌‌ همان زمان پیش از انقلاب قیمت آن زمین‌ها یک باره گران شد.
-می‌گویند تو و پدرت و بقیه خانواده پول هنگفتی به جیب زده‌اید و آن را به خارج فرستادید. حقیقت داره؟
-نه، دروغ محض است. درست مثل اینکه می‌گفتند شاه  ۲۵ میلیارد دلاربرده. شاه چیزی نبرده بود. قبول؟
-قبول داری اینو که شاه چنین ثروتی  نبرده بود؟
-قبول دارم اینو… شاه همون تخمینی که میگن درسته  ۵۰ میلیون برده بود. یه مشت آدم‌های دست دو بیشتر پول خارج کردن. جمهوری اسلامی هم همینطوره… آدم‌های دست دو خیلی بردن… مثل این آقای خاوری… صدتا مثل خاوری هستن. الان این آقای رضا پهلوی کجا زندگی میکنه؟…(پوتومک)… خوب بیایین مقایسه کنید… دو تا زندگی رو مقایسه کنید، حتی من حاضرم هر چی دارم با رضا پهلوی عوض کنم و تو هم بشو وکیل بین ما!
-تو از اون پولدارتری!
-نه به خدا… به والله نه… من حاضرم هرچی دارم با او معاوضه کنم … تو بشو وکیل.
-ولی پیداکردن اموال تو  مثل پیدا کردن یک سوزن در انبار کاهه…
-نه، اصلا اینطور نیست، ماهمه چیزمون ثبته. وکیل می‌گیریم ثروت‌ها رو پیدا کنه.
-میگن عباس یزدی خزانه‌دارته؟
-نه بابا، مزخرف میگن.
-مهدی، تو خدای تکذیبی!
-بگم خزانه دار منه؟ خوب نیست دیگه!
-آره دیگه، تو احتیاجی نداری به خزانه‌دار… پولی نداری!
-نه، نه اینکه ندارم… من وضعم خوبه، زندگیم رو می‌چرخونم، ولی عددهایی که اینها میگن نیست.
-همین که تو انگلیس کار نمی‌کنی…
-چطور کار نمی‌کنم؟ من حقوق می‌گیرم اینجا. ماهی هفت/هشت هزار پوند می‌گیرم.  دانشگاه آزاد کار می‌کنم. ما ۸ تا شعبه داریم خارج کشور. من دایم به اینها سر می‌زنم. من خرجم ماهی ده/یازده هزار پونده… خرج خودم و خانمم تهران،  ما خونه زندگی داریم… خرج بچه دارم ماهی هزار پوند… خرج دانشگاه آکسفورد دارم، سالی ۱۵ هزار پونده…
- آقا، تو  زبان انگلیسی‌ات در چه وضعیه؟
-من زبان انگلیسیم  ایلتس‌ام ۶ بود  وقتی رفتم… الان ۷ هست. هفته پیش امتحان دادم  فکر کنم هفت و نیم.
-تزت رو خودت می‌نویسی به انگلیسی یا میدی برات ترجمه کنن؟
 -خودم می‌نویسم. نمیشه  تز را ترجمه کرد. من ۱۰ صفحه‌اش را دادم ترجمه،  دیدم نمیشه ازش دفاع کرد.
-می‌دونی که شاهزاده [رضا پهلوی] در حال تلاش برای تشکیل نهادی به نام شورای ملّی است. آیا به این تلاش بهایی می‌دهی. فکر می‌کنی به جایی برسه؟ آیا در ایران [در حکومت] از شاهزاده می‌ترسند؟
-آره می دونم… بچه خوبیه… نه، به جایی نمی‌رسه، ولی همین که تلاش دارد تا نیرو‌ها را به یک سمت جلب کند کار خوبیه، ولی اینوری‌ها همه با هم دعوا دارند. نه نمی‌ترسن…
-شنیدم از مادرش بیشتر می‌ترسن.
-نه… اینا از هیچ کی نمی‌ترسن… از کسی می‌ترسن که بتونه ارگنایز کنه. تا موقعی که تنها باشی و دو هزار تا فحش هم بدی کاریت ندارن.از من اما می‌ترسن… چون می‌تونم ارگنایز [سازماندهی] کنم. من می‌تونم به اعتبار نامم از خیلی پولدارای دنیا به راحتی  ۵۰ میلیون پول جمع‌آوری کنم . پلان که داشته باشی کمک مالی میدن…
-پلان برای براندازی؟ در خارج یا داخل؟
-برای هر کاری… همین خارج هم.
-شما کانادا خانه‌سازی ندارید؟
-هیچی نداریم.
-جزیره نخل چی؟ اونجا سرمایه‌گذاری ندارید؟
-نه… هیچی نداریم… نخل مال دولت اماراته.
-شما خارج ایران هیچی ندارید؟
-نه، هیچی نداریم. من یه حساب تو دوبی دارم.
-حاج آقا چی؟
-حاج آقا به چه دردش میخوره؟ پس فردا می‌میره…
-وضع سلامت بابات چطوره؟
-خوبه…
-خامنه‌ای وضع سلامتش چطوره؟ می‌گفتن سرطان پروستات داره و زیاد زنده نخواهد موند.
-سرطانش خوب شد. 
-دپرسیون هم میگن داره.
-آره،  بعضی موقع‌ها داره.
-میگن تریاک هم میکشه؟
-نمی‌دونم، سیگار و پیپ می کشه تریاک و موادشو من خبر ندارم، من ندیدم .الان سیگار و پیپ می‌کشه، دیدم. کسی ندیده تریاک بکشه… میگن  ولی کسی ندیده… من نمیگم آره یا نه…. هر وقت می‌اومد خونه ما شب‌ها تو اتاق من می‌خوابید. خامنه‌ای بعضی وقتا خونه نیاوران می‌خوابه چهار پنج تا خونه داره، شب‌ها بیشتر مواقع در پاستور می‌خوابه.
-این دعواها بین روسای قوا واقعیه یا جنگ زرگری است؟
-همین دعواها جمهوری اسلامی را نگهداشته. این دعواها منجر به ثبات این حکومت شده چون مردم این دعواها را دموکراسی می‌بینند. جنگ زرگری نیست واقعا دعواست. البته این دعواها در میان خودشونه… داخل حکومت خودمون دموکراسیه… اینا در میان خودشون دموکراسی دارن ولی خارج از نخبگان سیستم دیکتاتوری است. خامنه‌ای این گونه دعواهارو تشویق هم می‌کنه. همه نخبگان می‌دونن که تا کجا باید پیش بروند. یعنی اصولی را پذیرفتن. دوره قبل ۴۰ میلیون نفر اومدن رای دادن، قبل اون ۳۰ میلیون اومدن به آقای خاتمی رای دادن. این انتخابات‌ها جمهوری اسلامی را سر پا نگه داشته. اما در انتخابات قبلی آقای موسوی اصول را رد کرد.  حتی بابام هم [علی اکبر هاشمی رفسنجانی] اصول را رد کرد و دعوایی که شد مشروعیت [نظام] را زیر سوال برد. اینا با ما خیلی بدن چون میگن شما از بازی خارج شدید. ما میگیم شما از بازی خارج شدید چون انتخابات باید سالم باشه در میان خودمون. 
-واقعا فکر می‌کنی در انتخابات ریاست جمهوری  ۸۸ تقلب شده؟
 -من معتقدم اگر انتخابات به مرحله دوم می‌رفت  موسوی برنده می‌شد. من آمار دارم رأی موسوی بیشتر بود  در  مرحله اول، ‪. موسوی  در مرحله اول دو درصد جلوتر از احمدی نژاد بود حدود ۴۸ به ۴۶…
-چه قراری بین خودتون گذاشته بودید؟ قرار بود کی انتخاب بشه؟
-گفتیم هر کی رأی بیشتر آورد.
-پس چرا نذاشتن؟
-خریت کردن… می‌دونی چرا این انتخابات بحران‌ساز شد؟ آقای خامنه‌ای [همراه با خنده] می‌خواست بابای منو بیرون کنه و موسوی هم بیرون کنه…
-فکر می‌کنی این حکومت تا کی دوام بیاره؟
-سی ساله اینور آبی‌ها میگن امسال این حکومت میره. این حکومت سه تا پایگاه داره:   پول که دارن،  یک رهبر قدرتمند  که دارن و  یه تعداد هم ساپورتر. ممکن است فشار خارجی از یک حدی بیشتر بشه از مدل‌های مختلف اتفاقاتی رخ دهد ولی به این راحتی‌ها نیست کار ایران [رژیم] تمام بشه. خارجی‌ها ممکنه بروند روی مدل لیبی یا کشورهای دیگه کار کنن و  تحریم‌های سنگین رخ بده. آمریکایی‌ها تمام سعی‌شونو می‌کنند که جواب بگیرند.
-فکر نمی‌کنی که اگر دستگاه‌های امنیتی  در داخل شکاف بین‌شون پیش بیاد و اعتصابات بشه در داخل؟
-از داخل سیستم گزینشی قویست در بخش‌های امنیتی. هر کس استخدام شود تا پنج نسل‌شون معلوم هست چه کسانی هستند در این سیستم بزرگ شده‌اند. البته اگر تحریم‌ها سنگین بشه و خارجی‌ها برن رو مدل‌های مختلف مثل مدل لیبی کار کنن ممکنه اتفاقی بیافته ولی نه با این بچه‌بازی‌ها. برای تعویض حکومت چند مدل داریم مثل مدل یوگسلاوی، مدل عراق و… مدل عراق مُرده… مدل لیبی احتیاج به مجوز شورای امنیت داره، اگر روس‌ها کوتاه بیان جواب میده،  حملات نظامی از بالا و استفاده از نیروهای داخلی نه خارجی، مثل کردها،  و مردم برن تو خیابون.

فرجی دانا و روحانی خیلی دانا

فرجی دانا و روحانی خیلی دانا

"هوای گریه" حالا با "همه" است!


غزل "هوای گریه"، از شعرهای ماندگار سیمین بهبهانی است که همایون شجریان نیز آن را در قالب یک ترانه خوانده و بسیار هم دلنشین خوانده است. در کنسرتی که هفته گذشته، پس از سالها انتظار در سالن وزارت کشور برگزار شد و همزمان شد با نارسائی قلبی خانم بهبهانی و انتقال او به بیمارستان، مردم با چشمانی گریان بارها از همایون شجریان و ارکستر همراه او خواهان خواندن این غزل شدند و او نیز متاثر از غیبت خانم بهبهانی که قرار بود در شب اول این کنسرت حضور داشته باشد، شاید غمگین تر از هر زمان دیگری این غزل را خواند و در بخش های پایانی نیز مردم زیر لب آن او را همراهی کردند. همه میدانستند سفر خانم بهبهانی به بیمارستان پارس بی بازگشت است. چنان که همین نیز شد. او که در سالهای اخیر پا به پای مادران صلح و نه تنها صلح، بلکه هرجا مردم بودند و خواست های خود را مطرح می کردند، علیرغم سن و سال بالائی که داشت حضور می یافت.

عکس / کارگران 6 تا 60 ساله در مزارع همدان

عکس / کارگران 6 تا 60 ساله در مزارع همدان
























Sunday, August 17, 2014

افزایش جمعیت با زایمان در توالت بیمارستان؟

وقتی امکانات، تناسبی با سیاست‌های جمعیتی جدید ندارد

افزایش جمعیت با زایمان در توالت بیمارستان؟


نمایندگان مجلس سرگرم تصویب قوانینی در جهت تسهیل افزایش جمعیت هستند و وزارت بهداشت هم توانش را به کار گرفته تا این خواسته رهبر جمهوری اسلامی محقق شود اما چنین پیداست که امکانات و شرایط عمومی کشور، این برنامه را هم به شکست می رساند. رسانه‌های راستگرا مدام درباره ضرورت و محسنات افزایش فرزندآوری می‌نویسند و از زبان افرادی مانند وزیر بهداشت، از ریسک یک بچه داشتن به دلیل امکان مرگ او خبر می‌دهند! اما ناگهان انتشار یک خبر همه رشته ها را پنبه می کند.
همین روزها خبری شوک‌آور منتشر شد که برخی رسانه‌ها هیچ به آن نپرداختند. یک زن کوهدشتی برای زایمان سومین فرزندش به زایشگاه مراجعه کرده اما او را نپذیرفتند و مجبور به وضع حمل در توالت متعفن و تاریک زایشگاه شده است. حالا همان وزیری که تشویق به فرزندآوری می‌کرد و تعداد کم بچه‌ها را ریسک می‌دانست، دستور پیگیری داده و زن هم با نوزادش به روستایشان برگشته‌اند، در کنار یک فرزند بیمار دیگر و مادربزرگی که می‌گوید خدا بزرگ است و حافظ این بچه‌ها.

نوزادی که بند نافش را در توالت بریدند
نخستین بار نرگس جودکی در گزارش وبسایت شبکه آفتاب، از تولد نوزاد کوهدشتی در توالت بیمارستان خبر داد. پروانه، ساکن روستای "دهقان" در نخستین دقایق هجدهم مرداد ماه، سوار یک وانت نیسان یک ساعت در راه بود تا به بیمارستان امام خمینی کوهدشت برسد. اما پزشک متخصص در بیمارستان حضور ندارد و بهتر است فردا برای زایمان بیاید.
چند روز بعد، خبرنگاران اعزامی خبرآنلاین، شرح مفصل‌تری از ماجرا می‌دهند. پس از پذیرش نشدن، پروانه احساس می‌کند که زایمانش نزدیک است اما "شرم دارد" دیگران متوجه بشوند، پس برادر و جاری‌اش او را در توالتی متعفن و بی‌چراغ روی زمین می‌خوابانند و برادر دستش را در دهان پروانه می‌گذارد تا صدایش را کسی نشنود.
زیر نور موبایل نوزاد به دنیا می‌آید و توی کاسه توالت می‌افتد، بیرون می‌آورندش و بند نافش را می‌برند. تازه بعد از آن زائو را بستری می‌کنند اما حتی به او سرم هم نمی‌زنند: "وقتی که بستری شدم؛ هیچ پرستاری بالای سرم نیامد. احساس می کردم؛ خون در تنم جاری نیست. نمی توانستم راه بروم. سرم گیج خورد. از روی تخت پایین افتادم. برای لحظه ای نفهمیدم کجا هستم؟ دنبال بچه ام گشتم. کمی که به خودم آمدم؛ فهمیدم از روی تخت پایین افتاده‌ام. خودم را کشان کشان به روی تخت انداختم. آن شب حتا سرم را هم تزریق نکردند. گفتند سرم برای چه می خواهی؟!" پروانه هنوز هم درد دارد و نمی‌تواند راه برود.
جالب این که در برابر این نوع پذیرش در بیمارستان، طلب دو میلیون تومان پول شده که با "هزار التماسِ" برادر پروانه، ۲۷۶ هزار تومان دریافت می‌کنند: " بچه ی خواهر من در توالت به دنیا آمد. هیچ کسی بالای سرش نیامد؛ حتا بند نافش را هم زن برادرم می برد. معاینه ای در کار نبوده است. این پول بابت چیست؟"
او با گلایه از بی‌توجهی بیمارستان و نوع رفتار آنها روایت کرده است: " می‌شنویم عشایر ذخایر یک مملکت هستند؛ اما ما آن شب را بدتر از شبهای غزه گذراندیم. حالا از طرف بیمارستان تماس می گیرند و می خواهند که ما رضایت بدهیم. ما نمی دانیم بیمارستان بعد از رفتن پروانه چه چیزی را در پرونده‌ی او نوشته است."
برای نوزاد نام "شیدا" را انتخاب کرده‌اند. مادرش گفته است: " از وقتی به خانه آمده‌ایم؛ فامیل هایمان برای تبریک قدم نورسیده نیامده‌اند. آن ها ماجرا را می‌دانند و می ترسند شیدا بیماری داشته باشد."
شیدا برادری به نام شایان دارد، کودک خردسالی که پایش سوخته و لنگ‌لنگان راه می‌رود، خانواده از پس هزینه درمان برنمی‌آیند و روی زخم عمیق پای کودک، حنا گذاشته‌اند که کمکی به بهبود او نمی‌کند.
زهرا، خواهر بزرگ‌تر شیدا هم تولد کم‌نظیری داشته است. مادرش نمی‌توانسته به او شیر بدهد و طبق روایت اعضای خانواده، " شیر در سینه مادر بزرگش جوشید" و مادربزرگ به نوه شیر داد. این یپرزن روستایی معتقد است: "زهرا با عظمت خداوند بزرگ شده است. هوای شیدا را هم خدا دارد."

دستور وزیر بهداشت، انگشت اتهام به سوی مادر
پس از بازنشر خبر شبکه آفتاب در خبرآنلاین، وزیر بهداشت دستور پیگیری ماجرا را صادر کرده است. روابط عمومی این وزارتخانه خبر داده که معاون وزیر موظف شده تا " بازرسینی از معاونت درمان وزارتخانه برای رسیدگی فوری به این اتفاق و شناسایی عوامل قصور و برخورد قانونی با ایشان به بیمارستان اعزام نموده و گزارش کامل به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ارائه کنند. همچنین آقای دکتر هاشمی تاکید کرده اند در صورتی که این بیمارستان به لحاظ نیروی تخصصی و امکانات دچار کمبودها و یا نواقصی است در جهت رفع کمبودهای این مرکز درمانی سریعا اقدام شود."
از صدور این دستور پنج روز می‌گذرد اما از نتیجه اعزام بازرسان فعلا خبری نیست. اما معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی لرستان، از بیمارستان رفع تکلیف کرده و بیشترین تقصیر را متوجه خود شخص زائو کرده است: " به هر حال باید قبول کرد که این یک تخلف شخصی است و ربطی به مدیریت بیمارستان ندارد. با همراه آن خانم باردار تماس گرفتم و به این نتیجه رسیده ام که خانمی که برای وضع حمل به زایشگاه مراجعه کرده بود برای پیداکردن همراه خود از زایشگاه بیرون می‌رود و نمی‌دانسته که در آستانه زایمان است. آن زن وقتی به محوطه بیمارستان می‌رسد احساس می‌کند به دستشویی احتیاج دارد اما به محض رسیدن به دستشویی زایمان می کند."
سیاوش بیرانوند همچنین عنوان کرده که "مامای کشیک مدعی است به بیمار گفته است در صورت وجود عارضه با رضایت خودتان به خرم آباد اعزام می شوید و بیمار چنین برداشت کرده که شما باید خودتان با ماشین شخصی به خرم آباد اعزام شوید. ماما باز مدعی است که چند دقیقه سراغ بیمار دیگری رفته تا به معاینه اش بپردازد و در حین برگشتن متوجه شده زن مذکور از زایشگاه بیرون رفته است."
کوهدشت به لحاظ پراکندگی و جمعیت سومین شهرستانِ لرستان است و ۲۱۸ هزار نفر جمعیت دارد. محمد، یکی از کارکنان شبکه بهداشت کوهدشت به "َشبکه آفتاب" گفته است: "نبود پزشکان متخصص و دیگر امکانات پزشکی، کمبود تخت، خراب ‌شدن گه‌گاهِ دستگاه سی‌تی‌اسکن و بسیاری از مسایل دیگر همیشه موجب دلخوری و گله‌‌ی شهروندان است اما مسئولان بیمارستان همواره به‌جای پی‌گیری به‌دنبال توجیه این مشکلات هستند."
حسینی، یکی دیگر از اهالی کوهدشت هم بارها برای درمان خانواده و ملاقات با بستگانش به بیمارستان کوهدشت رفته: "خدا نکند کسی بیماری جدی پیدا کند یا مصدوم شود، چون یا باید به خرم‌آباد برود یا سهل‌انگاری‌ و نبود امکانات را در بیمارستان ببیند و تحمل کند. در اینجا بیماران به جای درمان با مشکلات جدی مواجه می‌شوند."
 اما این همه مشکلات و معضلات کوهدشت نیست. خبرگزاری ایسنا به سراغ رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران رفته که دست برقضا از اهالی لرستان است. کوروش محمدی می‌گوید: "اگر مسئولان وزارت بهداشت وارد عمل می‌شدند و زودتر به بیمارستان سرک می‌کشیدند، در می‌یافتند که این مکان حتی به لحاظ شکلی هم شبیه بیمارستان نیست و ساختمان فرسوده دارد که حتی نمی‌تواند ساده‌ترین خدمات را به مردمش ارائه دهد. این بیمارستان از لحاظ فضای بهداشتی، امکانات و تجهیزات و نیروی متخصص هم دچار مشکلات عدیده است."
او اضافه می‌کند: " حدود پنج یا شش سال است که بیمارستان کوهدشت رئیس ندارد و انتظار می رود وزیر بهداشت بررسی کند که چرا مدیران شبکه بهداشت و درمان کوهدشت اجازه ندادند شخصی اداره امور بیمارستان را به دست بگیرد. ما سال‌های قبل هم شاهد مرگ مادران باردار در این بیمارستان بوده‌ایم. حتی هزینه‌های گزافی برای برخی اعمال از این مردم که درآمد بالایی ندارند درخواست می‌شود. چه کسی پاسخگوست؟"
این کارشناس مسائل اجتماعی از کمبودهای بسیار این شهرستان گفته و اشاره کرده که کوهدشت فضای سبز مناسب، سینما، فضای آموزشی و امکانات تفریحی وجود ندارد و خانواده‌ها به دلیل وضعیت اقتصادی نامناسب نمی‌توانند پاسخگوی فرزندان خود و تامین رفاه آنها باشند. به همین خاطر بیکاری و اعتیاد در حال رشد است و حتی خود خانواده‌ها به کودکانشان الگوی اعتیاد را ارائه می‌دهند.
حالا صرف‌نظر از این که حل این مشکلات در اختیار و توان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باشد یا نه، می‌توان او را مورد سوال قرار داد که با شرایط موجود چگونه شهروندان را تشویق به فرزندآوری می‌کند و می‌گوید که "بزرگترین سرمایه هر خانواده بچه اوست... خیلی مایه تأسف است که آدم در قسمتی که مربوط به خودش است و سرمایه اصلی زندگی اوست، کم سرمایه باشد

نامه متهم پرونده سه هزار میلیاردی به خامنه‌ای

نامه متهم پرونده سه هزار میلیاردی به خامنه‌ای

مهرگان امیرخسروی، برادر مه‌آفرید در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: «او[مه‌آفرید] نه مفسد بود و نه اخلال‌گر که تنها مقصود و هدفش اشتغال آفرينی و خدمت به توليد واقتصاد در رشته‌های مختلف بود. »
مهرگان، برادر مه‌آفرید امیر خسروی با انتشار نامه‌ای خطاب به آیت الله خامنه‌ای به مسایلی را مطرح کرده و خود و برادرش را قربانی اختلافات سیاسی میان جناح‌های حاکم در جمهوری اسلامی عنوان کرده است. برادران امیر خسروی با تاسیس مجموعه‌ای اقتصادی با نام گروه امیر منصور آریا از متهمین اصلی بزرگترین اختلاس در تاریخ ایران بودند. مهره اصلی این گروه یعنی مه آفرید امیرخسروی بعد از سپری شدن سه سال و چندین جلسه محاکمه علنی و غیر علنی عاقبت در سوم خرداد ماه سال ۱۳۹۳ در زندان اوین به جرم اخلال در نظام اقتصادی اعدام شد.
برادر وی مهرگان امیر خسروی که هم اکنون ساکن شهر مونترآل در شمال کانادا است در نامه‌اش با خطاب قرار دادن رهبر جمهوری اسلامی گفته است:
 «حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب
من وبرادرم که با هدف فعاليت اقتصادی ، توليدی و ايجاد کار در ميهنمان از هيچ کوششی دريغ نداشته‌ايم، قربانی اختلاف‌های جناحی و سياسی برخی از دولت‌مردان شده و چنانچه جنابعالی مانع اين بي‌عدالتی نشويد، سرمايه گذاران ديگر به وحشت افتاده و در بهترين حالت با عدم سرمايه گذاری و يا خارج کردن سرمايه هايشان از کشور اقتصاد کشور را به نابودی خواهند کشاند . اينجانب و خانواده‌ام همانند برادرم که تقاضاهايش ناديده گرفته شد انتظار داريم با دستور مؤکد حضرت عالی به اين بی عدالتی و ظلم پايان و از برادرم اعاده حيثيت گردد.»
مهرگان خسروی در نامه اش با اشاره به روند دادگاه که آن را نا عادلانه خوانده نوشته است:
«در طول سه سال تمامی دستگاه های تبليغاتی عليه گروه آريا و خانواده اميرخسروی به کار گرفته شدند در طول اين مدت با وجود اشتياق رسانه‌های بين‌المللی به انجام مصاحبه، من وفرزندان و همسرم از هر گونه مصاحبه و اظهار نظر خودداری نموده به اميد اينکه از يک قضاوت عادلانه و بی طرفانه برخوردار شويم اما افسوس که که حتی اجازه ندادند اخبار مدافعات برادرم و وکيل مدافعش انتشار يابد، چون قرار بود از او و شرکت توسعه سرمايه گذاری امير منصور آريا يک مجموعه مجرمانه که تنها هدفش کلاهبرداری بوده به جامعه معرفی کنند و در سايه اين تبليغات سوء و سياه نمایی اين پرونده را نماد مبارزه با فساد جلوه دهند.
خبری که حضرت عالی به حق بر آن تأکيد داشته‌ايد ولی قوه قضائيه در اجرای آن ناموفق بوده و وقتی مجلس شورای اسلامی اين قوه را زير سوال مي‌برد که در مبارزه با يقه سفيدها چه کرده است اقای دادستان کل کشور با شتاب در مجلس حاضر مي‌شود و به جای پاسخگویی به سوالات نمايندگان، تمام وقت جلسه را به تشريح ماجرای به اصطلاح فساد بانکی آن هم با قسمت‌های گزينش شده اختصاص مي‌دهد و زمينه روانی اعدام برادر کارافرين و نه اخلال گر و کلاهبردارم را همان‌گونه که در اولين ملاقات ده دقيقه ای که با برادرم داشت و به او قبل از هرگونه بازپرسی وعده سخت ترين حکم را داده بود ( در نامه اول برادرم به جنابعالی اين موضوع عنوان شده بود ) ، فراهم مي‌کند و سه روز بعد آن هم در سحرگاه روزی که مصادف با فتح خرمشهر و شادمانی ملی است نه تنها خانواده اميرخسروی بلکه خانواده ١٧ هزار نفری کارگران و کارمندان شرکت آريا را به عزا مي‌نشاند.
در حالي‌که او نه مفسد بود و نه اخلال‌گر که تنها مقصود و هدفش اشتغال آفرينی و خدمت به توليد واقتصاد در رشته‌های مختلف بود. او چگونه مي‌تواند اخلال‌گر باشد در حالي‌که در ٣٨ رشته توليدی، شرکت و کارخانجات اقتصادی ايجاد کرده و بيش از ١٧ هزار نفر در اين واحدها مشغول به کار بوده‌اند.
اين چگونه اخلال‌گری است که حتی يک دلار پول از کشور خارج نشده و هر چه از بانک‌ها دريافت شده در داخل کشور در واحدهای صنعتی و توليدی نظير گروه ملی فولاد ايران ، کارخانه ام دی اف ، کارخانه آهن و فولاد لوشان ، شرکت شفاف شيمی، کارخانه گهر لرستان ، داماش و دهها کارخانه توليدی ديگر هزينه کرده و حاصل آن علاوه بر اشتغال زائی و کار آفرينی بالا بردن توان اقتصاد ملی در جهت نيل به خودکفایی و بی‌نيازی به خارج از کشور بوده، موضوعی که همواره حضرت‌عالی به مسوولين توصيه و تأکيد کرده‌ايد.»
مهرگان امیر خسروی در ادامه به ارایه سابقه خانوادگی خود پرداخته و می‌گوید:
«خانواده ما يک خانواده ريشه دار و معتقد بوده و هست . برادرم با وجود اين‌که شديدا تحت ظلم و ستم و بی عدالتی بود هرگز حاضر نشد دادخواهيش در رسانه‌های خارج از کشور منعکس شود و اگر مي‌بينيد علی‌رغم اين ظلم و بی عدالتی شديد از افراد خانواده و خصوصا اينجانب که در خارج از کشور دسترسی کامل به رسانه ها داشته‌ام ، کمترين مصاحبه صورت نگرفته، در همين جهت بوده است چون همواره بر اين عقيده بوده‌ايم اگر حقايق به محضر جناب‌عالی به درستی انتقال داده شود با قدرت فائقه‌ای که داريد جلوی مفاسد و مظالم را خواهيد گرفت . چون مکاتبات با مسوولين داخلی مستقيم و غير مستقيم نتيجه نداشته و بنابر مصاحبه دادستان کل کشور حکم غيابی عليه اينجانب در مر حله اجرایی است ناچارم به چند نکته اشاره و تقاضا کنم به منظور حصول اطمينان ازعرايضم بازرسی ويژه ای بگماريد:
١ : عنوان اختلاس سه هزار ميليارد تومانی يک جعل أشکار و فريب عمومی است چون گروه آريا از طريق شرکت گروه ملی فولاد ايران که يک واحد توليدی عظيم با پنج هزار پرسنل است در طول سه سال مجموعا ٢٨٥٥ ميليارد تومان اعتبار اسنادی استفاده کرده که اين تسهيلات در طول زمان بر قرار و در مواعد ١٨٠ روزه تسويه وپرداخت شده و اعتبارات جديد تصويب و بر قرار گرديده به طوريکه در زمان تشکيل پرونده أصولا هيچ بدهی معوقه ای وجود نداشت و به سر رسيد اعتبارات اسنادی باقی مانده هنوز شش ماه فاصله بود و به همين علت هيئت کارشناسی نيز تائيد کرده است که گروه اريا هيچگونه بدهی معوق نداشته و از اعتبارات گشايش شده معادل ٩٠٠ ميليارد تومان در سر رسيدهای مقرره پرداخت شده بود در حاليکه وقفه و تاخيری در پرداخت بدهی بانکها روی نداده بود و ارزش واحدهای توليدی و اقتصادی متعلق به گروه اريا نيز به مراتب بيش از اعتبارات اسنادی هنوز سر رسيد نشده بوده و همه اعتبارات هم در واحدهای ٣٨ گانه هزينه شد و ارزش افزوده قابل توجهی ايجاد کرده و ريالی به خارج نرفته و حيف و ميل نشده ، چگونه ممکن است اخلال در نظام اقتصادی روی داده باشد . ايا أحيا و راه اندازی شرکت ورشکسته گروه ملی فولاد که در زمان واگذاری به گروه اريا ٧٥٠ ميليارد تومان بدهی معوق و زيان إنباشته سنواتی داشت و به همين دليل در حال ورشکستگی بود مصداق اخلال در نظام اقتصادی و إفساد فی الارض است؟!
قضيه به اندازه ای روشن بوده که بانک مرکزی در گزارش ١٨ صفحه ای تحقق إخلال در نظام اقتصادی را رد کرده است.
٢ : لازمه رسيدگی دادگاه به مفاسد اقتصادی اين است که مرتکب از طريق اقتصاد بخواهد امنيت داخلی يا خارجی را به نحوی مختل و خدشه دار کند . اين مطالبی بود که برادرم و وکيلش تأکيد داشتند و مقامات قضائی با وجود إذعان به اينکه برادرم و گروه اريا قصد و نيت بر اندازی و ضديت با نظام نداشته اند او را به اعدام محکوم کردند ان هم با استناد به فتوای آيات إعظام مکارم شيرازی و نوری همدانی که بعدا معلوم شد أصولا بر خلاف ادعای دادستانی از انها استفتائی نشده و انها در اين مورد فتوائی صادر نکرده و همچنين به تقاضای اقای اوائی رئيس کل دادگستری تهران که درخواست اعمال ماده ١٨ نموده بودند هيچگونه توجهی نگرديد.
٣ : اتهام ديگر برادرم پول‌شوئی ان هم به مقدار کل اعتبارات موضوع پرونده مطرح شده است وقتی منشاء وجوه بانک‌های کشور است و مصرف ان هم در واحدهای توليدی است پولشوئی چه مفهومی دارد؟ پول‌شوئی مربوط به اقدامات مجرمانه‌ای نظير خريد و فروش مواد مخدر و أسلحه است نه سرمايه گذاری در واحدهای توليدی و اقتصادی که محصول ان فقط در گروه ملی فولاد توليد ٣ ميليون تن ميلگرد و تير اهن و ديگر محصولات فولادی در عرض کمتر از ٢٦ ماه ان هم با راه اندازی و توسعه واحدهای مربوطه که تحت مديريت برادرم بوده است .
بر يک عمل مشروع و مجاز يعنی استفاده از اعتبارات اسنادی دو عنوان مجرمانه گذاشتند اخلال در نظام اقتصادی منجر به إفساد فی الارض و در عين حال پولشوئی. در حاليکه به موجب قانون بغرض إطلاق چنين عناوين فقط يک مجازات به عنوان مجازات أشد قابل أجرا بود هم او را اعدام کردند و هم ٦٤٠ ميليارد تومان از دارائيهای گروه اريا و برادرم را به عنوان جزائی نقدی محسوب کردند و رئيس قوه قضائيه در مصاحبه با رسانه ها اعلام کرد ٧٠٠ ميليارد تومان جزای نقدی وصول کرده‌ايم اين اقدامات نشان ميدهد پرونده به اصطلاح فساد بانکی وسيله ای شد که قوه قضائيه با استناد به ان ، اتهام عدم برخورد با فسادهای اقتصادی را از خود دور کند و در استانه فرا رسيدن انتصاب مجدد رئيس قوه کارنامه قابل قبولی ارائه شود . ايا برادرم بايد قربانی اين معادلات قدرت باشد شما قضاوت بفرمائيد همين يک مساله را حقوقدانان جواب بدهند که ايا در حالت تعدد جرم و در حاليکه فعل مادی مجرمانه واحد است مجازاتهای چنين پرونده ای جمع و همگی ميشود يا بايد فقط مجازات أشد أجرا شود ؟ دادستان تهران ميگويد اگر مجازات أشد ( اعدام ) را أجرا ميکرديم نمی توانستيم جريمه را بگيريم چون فوت متهم باعث موقوفی تعقيب ميشد بنا بر اين اول جريمه را گرفتيم بعد اعدام کرديم .
٤ : هدف أصلی از تشکيل پرونده أعاده بيت المال عنوان شد . بانکها جمعا حدود ١٦٠٠ ميليارد تومان در اين پرونده طلب دارند که بيشترين طلب متوجه بانک ملی ايران است و در حالی که مسئولين بانک ملی ، برادرم و وکيلش در مرحله نهائی برای تهاتر گروه ملی فولاد ايران با طلب بانک ملی به مقدار ١٠٥٠ ميليارد تومان بودند ( مصاحبه اقای همتی مدير عامل بانک ملی با رسانه ها به تاريخ ١٣/٥/٩٣ ) ناگهان مه افريد اعدام ميشود ان هم بدون اطلاع دادن به خانواده و حتی وکيلش؟!
ايا اين نحو اقدام موجب رد مال و أعاده بيت المال و پرداخت طلب بزرگترين بانک دولتی کشور شده و ميشود ؟ همه اينها در حالی است که مطابق قانون وحتی حکم اقای سراج ابتدا بايد رد مال يعنی طلب بانکها انجام گيرد سپس نوبت جريمه ان هم در حالتی که قرار است مه افريد به عنوان مجازات أشد اعدام شود ديگر وصول جريمه موضوعا منتقی است.
٥ : من هرگز از کشور فرار نکردم بلکه در زمان تشکيل پرونده خارج از کشور بودم برادرم گفت چون شما از جريانات اطلاع نداريد و در فضای ملتهب و شديد زمان تشکيل پرونده امکان دارد بازداشت شويد ، بر نگرديد تا من پاسخ اتفاقات را بدهم و وقتی ديدم با چه بی عدالتی با برادرم و خانواده اش برخورد ميشود در خارج از کشور ماندم چون اقای خاوری که با مجوز مسئول قضائی و دولتی از کشور خارج و بعد از سه سال به پرونده اش رسيدگی نشده چون وکيلش اقای جواد الله قدمی فاميل نزديک اقای محسنی اژه ای است و در حاشيه أمن به سر مي‌برد.
من هيچ حامی و پشتيبان قضائی و دولتی ندارم فرق من با اقای خاوری چيست که پرونده ام غيابی رسيدگی مي‌شود و حکم هم به أجرا در ميايد در حاليکه بارها به صورت کتبی و حتی سند وکالت رسمی محضری که بر اساس کنوانسيون های رسمی به صورت قانون تنظيم گرديده اقای غلامعلی رياحی به عنوان وکيل خود و همسرم معرفی کرده ام ولی اقای تورگ معاون دادستان و اقای احمد زاده قاضی پرونده ايشان را به محاکمه قبول نکردند و حکم غيابی دادند که هر چه ميخواهند به من وهمسرم نسبت و دفاعی در مقابل‌شان عنوان نشود.
اينجانب مجددا اعلام ميدارم وکيل مدافع اينجانب اقای غلامعلی رياحی و تقاضا دارم با دخالت ايشان پرونده مجددا مورد رسيدگی قرار گيرد زيرا حکم صادره دارای اشتباهات عديده است که فقط به چند مورد اشاره می‌کنم:
١ : بر اساس حکم صادره اينجانب را به عنوان عضو هيئت مديره گروه ملی فولاد و همسرم را به عنوان عضو اللبدل شرکت اريا معرفی نموده اند که هر دو مورد از اساس دروغ و کذب است
٢ : اينجانب حتی يک مورد در گشايش اعتبارات دخالت نداشته ام و ٢٣ فقره در خواست گشايش اعتبار که به اينجانب منتسب گرديده قطعا جعلی و به إمضاء من نيست
.
٣ : گفته شده است که بيش از هفتصد ميليارد تومان از وجوه «ال سی»ها به حساب اينجانب واريز شده در صورتی که کذب محض است يک استعلام ساده از حسابهای اينجانب در بانکها موضوع را روشن مي‌کند.
٤ : اقای سراج، برادرم را به عنوان عامل أصلی علاوه بر اعدام به پرداخت ١/٤ مبلغ ٢٥٠٠ ميليارد تومان به عنوان جريمه محکوم کرده در حاليکه اقای احمد زاده به جای ٢٥٠٠ ميليارد تومان در مورد من ٢٨٥٥ ميليارد تومان را مدرک تعيين جزای نقدی قرار داده است ايا از يک دادگاه دو حکم با اين اختلاف شديد پذيرفتنی است؟
حکم و کيفر خواست بدون دفاع اينجانبان صادر گرديده و دارای إشکالات شکلی و ماهوی زياد است که تقاضا دارم با قبول رسيدگی مجدد مرتفع گردد.
حضرت آيت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب،
من وبرادرم که با هدف فعاليت اقتصادی ، توليدی و ايجاد کار در ميهنمان از هيچ کوششی دريغ نداشته ايم ، قربانی اختلافهای جناحی و سياسی برخی از دولتمردان شده و چنانچه جنابعالی مانع اين بيعدالتی نشويد ، سرمايه گذاران ديگر به وحشت افتاده و در بهترين حالت با عدم سرمايه گذاری و يا خارج کردن سرمايه هايشان از کشور اقتصاد کشور را به نابودی خواهند کشاند . اينجانب و خانواده ام همانند برادرم که تقاضاهايش ناديده گرفته شد انتظار داريم با دستور مؤکد حضرت عالی به اين بی عدالتی و ظلم پايان و از برادرم أعاده حيثيت گردد.»