Thursday, September 24, 2015
دستکم 220 نفر هنگام «رمی جمرات» در منا زیر دست و پا کشته شدند/ احتمال کشته شدن تعدادی از ایرانیان + عکس به گزارش رسانههای سعودی، در پی ازدحام جمعیت در خیابان 204 منا تاکنون 220 تن از حجاج جان خود را از دست دادند. بر اساس این گزارش تا این لحظه همچنین 400 نفر زخمی شدهاند. رئیس سازمان حج و زیارت با بیان اینکه آمار دقیقی از میزان تلفات حادثه اخیر در عربستان نداریم، گفت: هویت قربانیان هنوز تعیین نشده اما احتمال اینکه حجاج ایرانی هم بین آنها باشند وجود دارد. "سعید اوحدی" در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم درباره حادثه اخیر در عربستان اظهار داشت: هنوز آمار قطعی از تعداد کشتهشدگان و هویت آنها مبنی بر اینکه آیا زائران ایرانی هم هستند یا خیر نداریم. وی در تشریح وقوع این حادثه گفت: در مسیر رمی جمرات در دو نقطه ازدحام شدید ایجاد شد و در این موج جمعیت زائران کشورهای مختلف زیر دست و پا افتادند. اوحدی با بیان اینکه تعداد فوتیها و زخمیها بالاست خاطرنشان کرد: این نشان میدهد با وجود توسعهای که در مسجدالحرام و نقاط دیگر صورت دادهاند اما در مسیرهای ابتدایی رمیجمرات قدمی برنداشتهاند و نتوانستهاند آن را مدیریت کنند. رئیس سازمان حج و زیارت افزود: از همه کشورها کشتهشده ظاهرا وجود دارد اما هنوز آمار قطعی نداریم اما تعداد فوتیها بالاست. احتمال اینکه حجاج ایرانی هم بین کشتهشدکان باشند، وجود دارد.
| ||
Monday, September 21, 2015
Saturday, September 19, 2015
پیمانکار دیوار امنیتی ١١ میلیارد تومانی دور مجلس متعلق به سپاه است
پیمانکار دیوار امنیتی ١١ میلیارد تومانی دور مجلس متعلق به سپاه است
شرق: احداث دیوار بتنی دور مجلس تقریبا به اتمام رسیده و حالا دیگر دیواری بلند و بتنی «خانه ملت» را احاطه کرده است. سازوکار ورود و خروج مردم و خبرنگاران به مجلس نیز دستخوش تغییر شده و همچنان هم این موضوع مورد انتقاد برخی از نمایندگان است. پیش از این جعفرزاده ایمنآبادی در تذکری نسبت به ساخت این دیوار انتقاد کرده بود و احمد توکلی هم فروردین ماه خواستار توضیح هیأت رئیسه درباره جزئیات احداث این دیوار شده بود. اما اولین کسی که به این سازه اعتراض کرد، حسن کامران، نماینده اصفهان، بود. او اسفندماه سال گذشته در تذکری شفاهی در صحن علنی مجلس گفت: «حضور شرکت «ثامنسازه عرش» در مجلس چه صیغهای است؟ حضور این شرکت در مجلس شورای اسلامی چه معنایی دارد که پروژهای را با ترک تشریفات مقابل در شمالی مجلس اجرا میکند، این پروژه بدون هماهنگی با بخش فنی مهندسی مجلس است. نباید اجازه تشریفات زیاده از حد را بدهید. این دیوار بتنی مجلس را بیت رهبری هم ندارد».
«موسوینظر» مدیرکل پشتیبانی و مهندسی مجلس هم درباره پیمانکار این پروژه، به ایران گفته بود: «این پیمانکار متعلق به بنیاد تعاون سپاه است که در طرح توسعه مجلس با ما همکاری دارد و مورد تأیید پدافند غیر عامل مجلس هم هست». اما حسن کامران که اولین اعتراض را به ساخت این دیوار در صحن مجلس بیان کرده بود، پیش از تعطیلات شهریورماه مجلس هم بار دیگر نسبت به ساخت این دیوار، در صحن علنی مجلس انتقاد کرد.
شرق: احداث دیوار بتنی دور مجلس تقریبا به اتمام رسیده و حالا دیگر دیواری بلند و بتنی «خانه ملت» را احاطه کرده است. سازوکار ورود و خروج مردم و خبرنگاران به مجلس نیز دستخوش تغییر شده و همچنان هم این موضوع مورد انتقاد برخی از نمایندگان است. پیش از این جعفرزاده ایمنآبادی در تذکری نسبت به ساخت این دیوار انتقاد کرده بود و احمد توکلی هم فروردین ماه خواستار توضیح هیأت رئیسه درباره جزئیات احداث این دیوار شده بود. اما اولین کسی که به این سازه اعتراض کرد، حسن کامران، نماینده اصفهان، بود. او اسفندماه سال گذشته در تذکری شفاهی در صحن علنی مجلس گفت: «حضور شرکت «ثامنسازه عرش» در مجلس چه صیغهای است؟ حضور این شرکت در مجلس شورای اسلامی چه معنایی دارد که پروژهای را با ترک تشریفات مقابل در شمالی مجلس اجرا میکند، این پروژه بدون هماهنگی با بخش فنی مهندسی مجلس است. نباید اجازه تشریفات زیاده از حد را بدهید. این دیوار بتنی مجلس را بیت رهبری هم ندارد».
«موسوینظر» مدیرکل پشتیبانی و مهندسی مجلس هم درباره پیمانکار این پروژه، به ایران گفته بود: «این پیمانکار متعلق به بنیاد تعاون سپاه است که در طرح توسعه مجلس با ما همکاری دارد و مورد تأیید پدافند غیر عامل مجلس هم هست». اما حسن کامران که اولین اعتراض را به ساخت این دیوار در صحن مجلس بیان کرده بود، پیش از تعطیلات شهریورماه مجلس هم بار دیگر نسبت به ساخت این دیوار، در صحن علنی مجلس انتقاد کرد.
چهاردیواریهای مخروبهای که مدرسه نام دارند + عکس
چهاردیواریهای مخروبهای که مدرسه نام دارند + عکس

وی میافزاید: این منطقه حالت شبه جزیره دارد؛ یعنی سه طرف آن را آب محصور کردهاست، یک طرفش که استان خوزستان است، موقع بارندگی باید با لنج رفتو آمد کنیم.
این معلم اضافه میکند: طرف دیگر آن که چهارمحالوبختیاری است، گردنه برفگیر و بارشهای سنگینی دارد؛ در این منطقه تردد بسیار دشوار است و هنوز دارای گردنه خاکی است و آسفالت نشده است.
وی با اشاره به اینکه این منطقه خانه معلم ندارد، میگوید: معلمان مجبور هستند؛ اتاق اجاره کنند و وضعیت اتاقها و خانهها هم به صورتی است که حصار و دیوار مستحکمی ندارد و همچنین از دستشویی و حمام خوبی برخوردار نیست و ما اصلا از آن استفاده نمیکنیم. آشپزخانه هم به آن صورت ندارند و در حیاط باید کار شستوشو را انجام دهیم.
این معلم با بیان اینکه به دلیل دوری راه، کارها را با سایر همکاران تقسیم میکنیم، عنوان میکند: 3 روز یک سری از همکاران و 3 روز دیگر مابقی به این منطقه میروند؛ چرا که از خانه تا محل تدریس 240 کیلومتر فاصله وجود دارد.

وی درباره حقوقش توضیح میدهد: من با 8 سال سابقه امسال یک میلیون و 100 هزار تومان حقوق میگیریم و با وجود این شرایط سخت حق ایابذهاب و حق اسکان به ما تعلق نمیگیرد.
این معلم درباره هزینههای رفت و برگشت خود و سایر معلمان میگوید: هر هفته باید 50 هزار تومان برای رفت و برگشت بدهیم. هزینههای آنجا هم به جای خود و باید بابت اجاره اتاقها 50 هزار تومان به بالا بپردازیم.
وی با بیان اینکه در این منطقه عشایر اسکان یافته هستند، میافزاید: مدارس ابتدایی، آجری و به طوری ساخته شده که اصلا روکش ندارد. مواقعی که باران میآید؛ مجبور هستند؛ برای جلوگیری از ورود آب به داخل کلاس از سفره و پتو استفاده کنند.

این معلم در پاسخ به این سوال که در این منطقه چه تعداد دانش آموز تحصیل میکنند، میگوید: در این منطقه عشایری 2 دبیرستان دخترانه و پسرانه وجود دارد و در مجموع 200 دانش آموز دختر و پسر در آنها تحصیل میکنند. البته این مدارس در دو شیفت فعالیت میکنند که یک شیفت راهنمایی و یک شیفت دبیرستان است.
وی ادامه میدهد: ما نه تنها در این منطقه تدریس میکنیم، بلکه در یک روستای دیگر که در نزدیکی این منطقه قرار دارد، رفت و آمد داریم. این منطقه "شوارز" نام دارد و 17 دانش آموز بیشتر ندارد و 5 -6 دبیر برای 17 دانشآموز در گرمای طاقت فرسا به آنجا میرفتیم.
این معلم معتقد است که مدارس موجود در این منطقه مدارس کپری محسوب نمیشوند، اما چهاردیواریهایی هستند که سقف ندارند و در واقع خانههای مخروبه اهالی هستند که اجاره شده و سقف آن با تیرچوبی پوشانده شده است.

وی درباره نوع رفت و آمد دانشآموزان و معلمان به این روستا میگوید: بچههایی که از روستاهای دیگر به روستای "بارز و اوره" میآیند، سرویس ندارند، البته در گذشته هزینه سرویس را اداره آموزش و پرورش چهارمحال میداد، که دیگر پرداخت نشد و امسال نیز سرویشان وانت بود.
این معلم با اشاره به اینکه تا حدود 3، 4 سال برای رفتوآمد سرویس داشتیم که البته باز هم هزینه را خودمان میدادیم، ادامه میدهد: ما 19 نفر خانم و 15 نفر آقا هستیم و از وقتی سرویس برداشته شد، همکارانی که آقا هستند و ماشین دارند؛ ما را با خود میبرند، اما هزینه را میگیرند. البته در بعضی مواقع نیز با وانت رفتوآمد میکنیم

ایلنا : در منطقهای عشایری که در مرز استان چهارمحالوبختیاری، خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد واقع شده، شرایط به گونهای است که معلمانش بدون دریافت حق ایاب و ذهاب و حقوق حداقلی بیادعا مشغول خدمت کردن به دانشآموزان این مرز و بوم هستند.
یکی از معلمان مقطع دبیرستان که در منطقه محروم و عشایری "بارز و اوره" تدریس میکند، درباره شرایط این منطقه به خبرنگار ایلنا، میگوید: این منطقه دقیقا مرز استان چهارمحالوبختیاری، خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد میشود و حالت شبه جزیره دارد و شرایط در اینجا به گونهای است که از مناطق مرزی محرومتر و موقعیت مناسبی از لحاظ امکانات ندارد.وی میافزاید: این منطقه حالت شبه جزیره دارد؛ یعنی سه طرف آن را آب محصور کردهاست، یک طرفش که استان خوزستان است، موقع بارندگی باید با لنج رفتو آمد کنیم.
این معلم اضافه میکند: طرف دیگر آن که چهارمحالوبختیاری است، گردنه برفگیر و بارشهای سنگینی دارد؛ در این منطقه تردد بسیار دشوار است و هنوز دارای گردنه خاکی است و آسفالت نشده است.
این معلم با بیان اینکه به دلیل دوری راه، کارها را با سایر همکاران تقسیم میکنیم، عنوان میکند: 3 روز یک سری از همکاران و 3 روز دیگر مابقی به این منطقه میروند؛ چرا که از خانه تا محل تدریس 240 کیلومتر فاصله وجود دارد.

وی درباره حقوقش توضیح میدهد: من با 8 سال سابقه امسال یک میلیون و 100 هزار تومان حقوق میگیریم و با وجود این شرایط سخت حق ایابذهاب و حق اسکان به ما تعلق نمیگیرد.
این معلم درباره هزینههای رفت و برگشت خود و سایر معلمان میگوید: هر هفته باید 50 هزار تومان برای رفت و برگشت بدهیم. هزینههای آنجا هم به جای خود و باید بابت اجاره اتاقها 50 هزار تومان به بالا بپردازیم.
وی با بیان اینکه در این منطقه عشایر اسکان یافته هستند، میافزاید: مدارس ابتدایی، آجری و به طوری ساخته شده که اصلا روکش ندارد. مواقعی که باران میآید؛ مجبور هستند؛ برای جلوگیری از ورود آب به داخل کلاس از سفره و پتو استفاده کنند.

این معلم در پاسخ به این سوال که در این منطقه چه تعداد دانش آموز تحصیل میکنند، میگوید: در این منطقه عشایری 2 دبیرستان دخترانه و پسرانه وجود دارد و در مجموع 200 دانش آموز دختر و پسر در آنها تحصیل میکنند. البته این مدارس در دو شیفت فعالیت میکنند که یک شیفت راهنمایی و یک شیفت دبیرستان است.
وی ادامه میدهد: ما نه تنها در این منطقه تدریس میکنیم، بلکه در یک روستای دیگر که در نزدیکی این منطقه قرار دارد، رفت و آمد داریم. این منطقه "شوارز" نام دارد و 17 دانش آموز بیشتر ندارد و 5 -6 دبیر برای 17 دانشآموز در گرمای طاقت فرسا به آنجا میرفتیم.
این معلم معتقد است که مدارس موجود در این منطقه مدارس کپری محسوب نمیشوند، اما چهاردیواریهایی هستند که سقف ندارند و در واقع خانههای مخروبه اهالی هستند که اجاره شده و سقف آن با تیرچوبی پوشانده شده است.

وی درباره نوع رفت و آمد دانشآموزان و معلمان به این روستا میگوید: بچههایی که از روستاهای دیگر به روستای "بارز و اوره" میآیند، سرویس ندارند، البته در گذشته هزینه سرویس را اداره آموزش و پرورش چهارمحال میداد، که دیگر پرداخت نشد و امسال نیز سرویشان وانت بود.
این معلم با اشاره به اینکه تا حدود 3، 4 سال برای رفتوآمد سرویس داشتیم که البته باز هم هزینه را خودمان میدادیم، ادامه میدهد: ما 19 نفر خانم و 15 نفر آقا هستیم و از وقتی سرویس برداشته شد، همکارانی که آقا هستند و ماشین دارند؛ ما را با خود میبرند، اما هزینه را میگیرند. البته در بعضی مواقع نیز با وانت رفتوآمد میکنیم
Friday, September 18, 2015
هشدار خامنهای در مورد نفوذ «دشمن» در نظام خامنهای: دشمن در پی نفوذ در مراکز تصمیمگیرنده و تصمیمساز است
هشدار خامنهای در مورد نفوذ «دشمن» در نظام
خامنهای: دشمن در پی نفوذ در مراکز تصمیمگیرنده و تصمیمساز است
رهبر جمهوری اسلامی در جمع فرماندهان سپاه ضمن هشدار در مورد برنامه «دشمن» گفت: «برای هیچ سازمان و نهادی همچون سپاه وظیفه سازمانی برای پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان عزیزترین حادثه تاریخی و جاری کشور، تعریف نشده است.»
به گزارش خبرگزاریها، روز چهارشنبه، آیتالله خامنهای در دیداری با فرماندهان سپاه پاسداران با تأکید بر وظیفه اصلی سپاه «رصد دائمِ مسائل داخلی، منطقه ای و بین المللی بمنظور شناخت تهدیدها» گفت:«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان سر به زیر و سرگرم کارهای اداری خود نیست بلکه یک ناظرِ آگاه و بینا و متوجه مسائل داخلی و خارجی است.»
به عقیده خامنهای، دشمن همچنان به دنبال راههای نفوذ میگردد. او گفت: «راه مقابله با چنین نفوذی، مجهز شدن سپاهیان به منطق مستحکم انقلاب از طریق افزایش قدرت اقناعی، منطقی و بیانی در مورد انقلاب اسلامی است.» رهبر جمهوری اسلامی افزود: «برای هیچ سازمان و نهادی همچون سپاه وظیفه سازمانی برای پاسداری از انقلاب اسلامی به عنوان عزیزترین حادثه تاریخی و جاری کشور، تعریف نشده است.»
خامنهای همچنین با تاکید روی اهمیت مجموعه اطلاعات سپاه افزود: «مجموعه اطلاعات سپاه باید بطور دائم مسائل را رصد و تهدیدها را شناسایی کند.»
در سالهای اخیر، دستگیری عده زیادی از منتقدان حکومت بر عهدهی اطالاعات سپاه بوده است. گفته میشود جیسون رضائیان، خبرنگار واشینگتن پست نیز بهوسیلهی سپاه دستگیر شد. به نظر کارشناسان، بسیاری از این دستگیریها برای فشار به دولت روحانی بوده است.
Thursday, September 3, 2015
عکس کودک سوری غرقشده اروپا را تکان داد + عکس
عکس کودک سوری غرقشده اروپا را تکان داد + عکس

آیلان کوردی سه ساله در جریان گریز خانوادهاش به اروپا در آبهای دریای مدیترانه جان خود را از دست داد. پیکر بیجان این کودک که تیشرتی قرمز رنگ بر تن داشت به ساحل بودروم در ترکیه رسید. چهرهی او در شن فرو رفته بود و موجهای آب بر تناش فرومیریخت. در تصویری دیگر مأمور پلیسی را میتوان دید که جسد این کودک را بلند کرده و حمل میکند.
به گزارش دویچه وله، طبق اطلاعات نشریه بریتانیایی "گاردین" این کودک سه ساله از یک گروه پناهجویان سوری بوده که روز چهارشنبه (۲ ستپامبر) در آبهای سواحل ترکیه غرق شده بودند. گفته میشود که برادر پنج ساله این کودک نیز جان خود را جریان این واقعه دلخراش از دست داده است. روزنامه کانادایی "اوتاوا سیتیزن" نوشته که خانواده این کودک احتمالا قصد مهاجرت به کانادا را داشته است.
شوک در شبکههای توئیتر و فیسبوک
عکس این کودک سوری غرقشده که در شبکههای اجتماعی تحت هشتگهای #KiyiyaVuranInsalik و #HumanityWashedAshore دست به دست میگردد، در عرض زمانی کوتاه به یکی از پرخوانندهترین مضامین شبکه اجتماعی توئیتر بدل شد.
نشریه ایتالیایی لا رپوبلیکا در این ارتباط نوشت: «عکسی که جهان را به خاموشی وامیدارد.» نشریه اسپانیایی ال پریودیکو نیز از "زوال اروپا" سخن گفت. نشریه بریتانیایی ایندیپندنت نیز این پرسش را مطرح ساخت: «اگر نه این عکس، پس دیگر چه عکسی میتواند موضع اروپاییان در قبال پناهجویان را تغییر دهد؟» این عکس وحشت فاجعهای بشری را روایت میکند که امروزه در سواحل اروپا شاهد آن هستیم.

نیروهای امدادگر جنوب ترکیه احتمال میدهند که آیالان سرنشین یکی از دو قایق حامل پناهجویان بوده که بامداد چهارشنبه (۲ سپتامبر) در حین حرکت از سواحل ترکیه به سوی یکی از جزایر یونان واژگون و غرق شده است. این سانحه ۱۲ قربانی داشت، از جمله آیالان، برادر پنج سالهاش و سه کودک دیگر. جان ۱۵ سرنشین نجات داده شد ولی سه تن همچنان مفقودالاثر هستند.
به گفته پیتر بوکرت، یکی از مسئولان سازمان دیدهبان حقوق بشر، پناهجویانی که در این سانحه جان خود را از دست دادند، تازهترین قربانیان پاسخ فلاکتبار اروپا به بحرانی هستند که هر روز بیش از پیش شدت مییابد.


آیلان کوردی سه ساله در جریان گریز خانوادهاش به اروپا در آبهای دریای مدیترانه جان خود را از دست داد. پیکر بیجان این کودک که تیشرتی قرمز رنگ بر تن داشت به ساحل بودروم در ترکیه رسید. چهرهی او در شن فرو رفته بود و موجهای آب بر تناش فرومیریخت. در تصویری دیگر مأمور پلیسی را میتوان دید که جسد این کودک را بلند کرده و حمل میکند.
به گزارش دویچه وله، طبق اطلاعات نشریه بریتانیایی "گاردین" این کودک سه ساله از یک گروه پناهجویان سوری بوده که روز چهارشنبه (۲ ستپامبر) در آبهای سواحل ترکیه غرق شده بودند. گفته میشود که برادر پنج ساله این کودک نیز جان خود را جریان این واقعه دلخراش از دست داده است. روزنامه کانادایی "اوتاوا سیتیزن" نوشته که خانواده این کودک احتمالا قصد مهاجرت به کانادا را داشته است.
شوک در شبکههای توئیتر و فیسبوک
عکس این کودک سوری غرقشده که در شبکههای اجتماعی تحت هشتگهای #KiyiyaVuranInsalik و #HumanityWashedAshore دست به دست میگردد، در عرض زمانی کوتاه به یکی از پرخوانندهترین مضامین شبکه اجتماعی توئیتر بدل شد.
نشریه ایتالیایی لا رپوبلیکا در این ارتباط نوشت: «عکسی که جهان را به خاموشی وامیدارد.» نشریه اسپانیایی ال پریودیکو نیز از "زوال اروپا" سخن گفت. نشریه بریتانیایی ایندیپندنت نیز این پرسش را مطرح ساخت: «اگر نه این عکس، پس دیگر چه عکسی میتواند موضع اروپاییان در قبال پناهجویان را تغییر دهد؟» این عکس وحشت فاجعهای بشری را روایت میکند که امروزه در سواحل اروپا شاهد آن هستیم.

نیروهای امدادگر جنوب ترکیه احتمال میدهند که آیالان سرنشین یکی از دو قایق حامل پناهجویان بوده که بامداد چهارشنبه (۲ سپتامبر) در حین حرکت از سواحل ترکیه به سوی یکی از جزایر یونان واژگون و غرق شده است. این سانحه ۱۲ قربانی داشت، از جمله آیالان، برادر پنج سالهاش و سه کودک دیگر. جان ۱۵ سرنشین نجات داده شد ولی سه تن همچنان مفقودالاثر هستند.
به گفته پیتر بوکرت، یکی از مسئولان سازمان دیدهبان حقوق بشر، پناهجویانی که در این سانحه جان خود را از دست دادند، تازهترین قربانیان پاسخ فلاکتبار اروپا به بحرانی هستند که هر روز بیش از پیش شدت مییابد.

Wednesday, September 2, 2015
بسیجی ها پرچم آمریکا را به آتش کشیدند+ عکس
بسیجی ها پرچم آمریکا را به آتش کشیدند+ عکس
سنگ یادبود یکصد لقب خمینی به دولت آمریکا در دیوار اصلی سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، صبح امروز سنگنوشته یکصد لقب دولت آمریکا در کلام و سخنان آخوند خمینی در مقابل دیوار سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.
در مراسم رونمایی از این سنگنوشته پرچم آمریکا، انگلیس و اسرائیل توسط دانشجویان بسیجی به آتش کشیده شد و شرکت کنندگان در این مراسم با سردادن شعارهای از قبیل «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «سازشگری با شیطان خیانت است به قرآن» نفرت خود را از جنایتهای صورت گرفته این دولت آمریکا نسبت به ملت ایران اعلام کردند.
در این مراسم جمعی از دانشجویان و مسئولان سازمان بسیج دانشجویی حضور داشتند.



سنگ یادبود یکصد لقب خمینی به دولت آمریکا در دیوار اصلی سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، صبح امروز سنگنوشته یکصد لقب دولت آمریکا در کلام و سخنان آخوند خمینی در مقابل دیوار سفارت سابق آمریکا در تهران رونمایی شد.
در مراسم رونمایی از این سنگنوشته پرچم آمریکا، انگلیس و اسرائیل توسط دانشجویان بسیجی به آتش کشیده شد و شرکت کنندگان در این مراسم با سردادن شعارهای از قبیل «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «سازشگری با شیطان خیانت است به قرآن» نفرت خود را از جنایتهای صورت گرفته این دولت آمریکا نسبت به ملت ایران اعلام کردند.
در این مراسم جمعی از دانشجویان و مسئولان سازمان بسیج دانشجویی حضور داشتند.
نامه خشمگینانه عفت هاشمی به محسنی اژهای همزمان با نامه بیت هاشمی به محسنی اژهای
نامه خشمگینانه عفت هاشمی به محسنی اژهای
همزمان با نامه بیت هاشمی به محسنی اژهای
عفت هاشمی، پاسخ محسنی اژهای به سوالی در باره ضبط سکه طلا و موبایل از مهدی هاشمی را «جواب سوالهای معلومالحال» خواند و ادعا کرد که محسنی اژهای با این جوابها خودش را «تسکین» میدهد.
روز گذشته، عفت هاشمی و «بیت» هاشمی، نامههایی جداگانه به محسنی اژهای در اعتراض به گفتههای اخیر او در باره یافت شدنسکههای طلا و گوشی موبایل متعلق به مهدی هاشمی در زندان، نوشتند. محسنی اژهای گفته بود: «از مهدی هاشمی یک گوشی تلفن همراه با سیم کارت و ۳۰ سکه طلا اعم از ربع سکه، نیم سکه و سکه گرمی کشف شد».
این مساله با واکنش خانواده هاشمی رفسنجانی مواجه شد که فرزند هاشمی را از هر خطایی مبرا دانستهاند.
نامه عفت هاشمی، به سرح زیر است:
«جناب محسنی اژهای گویا عذاب وجدان به خاطر ستمی که بر مهدی رفته شما را راحت نمیگذارد که با جواب سوالهای معلومالحال خودتان را تسکین میفرمایید. گوشهای سؤالات فراوان از جریان به اصطلاح دادگاه مهدی را برایتان میفرستم اگر جواب دادید، سؤالات مهمتر را میفرستم شاید شفای دردتان باشد.»
نامه منتسب به «بیت» هاشمی هم بعد از نامه همسر هاشمی رفسنجانی منتشر شد:
بسمالله العالم العادل
پس از شدت گرفتن تهمتها و دروغها در سالیان اخیر، مهدی تصمیم به بازگشت گرفت. او معتقد بود که تیر کینهتوزیهای سیاسی دیر یا زود بر او خواهد نشست و ما میدانستیم که مهدی، مدتهاست به بزرگترین هدف برای ضربه به پدر تبدیل شده است. او مدتها قبل از این که به ایران بیاید، تصمیم به بازگشت داشت. اما بسیاری از رجال سیاسی، حتی در بالاترین سطح در قوه قضاییه، پیغام میدادند که به ایران باز نگردد.
در مقابل، مهدی مصرانه عنوان مینمود که تنها راه پایان دادن به اتهامات و دروغها، حضور در برابر قانون است. در هر صورت، او به عنوان یک شهروند مقید به قانون، خود را موظف به پاسخگویی در برابر ابهامات مطروحه پیرامون خود دانست، لذا در برابر قانون تمکین کرد و به ایران آمد تا قانون بر پرونده وی حکم نماید. او با میل خود و با وجود مخالفت بسیاری از رجال، به احترام قانون خود را به قانون و دستگاهی سپرد که محل تحقق عدالت باید باشد. اما مهدی علاوه بر اتهاماتی که شکل قضایی یافته بود، با یک هجمه و فضای پیرامونی نیز مواجه بود. معطوف به یک تخریب سیاسی و دروغپراکنی طولانی، هنوز دادرسی آغاز نشده بود که آنچنان بیرحمانه بر مهدی تاختند که عامه مردم، بدون آن که مستندی باشد، به بسیاری از موضوعات ذهنیت پیدا کرده بودند و هیاهو و تبلیغات فراوان رسانهای، مقدمهای بود که دورنمای پرونده را کدر و تیره مینمایاند.
در ابتدا، قبل و سرانجام، در حین رسیدگی به پرونده، روزنامهها، سایتها و برخی از رجال سیاسی بیپروا در خصوص مجرمیت وی سخن میگفتند، اما هر چه گذشت، و هر چه اطلاعات بیشتری از پرونده به دست آمد، بیگناهی وی در نظر ناظرین و به ویژه کسانی که بر جریان دادرسی نظارت داشتند، تقویت گردید. و در مقابل ما که اطلاعات و جریان مرتبط با پرونده را به دقت پیگیری مینمودیم، آنقدر بیقانونی دیدیم که باور نمیکردیم. پروندهسازان و برخی سیاسیون، برای متهم کردن مهدی به هر اقدام خلاف قانون و حتی غیراخلاقی دست میزدند. پیشبینی همین امر بود که موجب شد اولین خواسته ما از دادگاه، علنی بودن دادرسی باشد. این امر موجب میشد که جلوی بسیاری از تخلفات و نقضهای آشکار قانون گرفته شود، اما هرگز چنین نشد. هنوز هم معتقدیم که اگر قوه قضاییه به سلامت این دادرسی اعتقاد دارد، لازم است که فیلم تمامی جلسات دادگاه را بدون سانسور پخش نماید.
در این پرونده، از همان ابتدا موارد فراوانی از آنچه گذشت، بیعدالتی آشکار بود و نقض مکرر قانون. ما به احترام کسی که اوامرش برایمان محترم است، در آن ابتدا بر تخلف آشکار تغییر قاضی و تغییر شعبه سکوت کردیم و برای تخلفات متعدد، مانند جعل متون فقهیه و تحریف و دستکاری اقاریر و اسناد و تغییر اسامی و زمانها و وقایع، تنها، توسط وکلا مکررا در دادگاه اعلام جرم شد. اما حال که وظیفه تمکین در برابر قانون به سرمنزل رسانیده شد، لازم است که اندکی از ناگفتهها بیان شود.
به زودی و با انتشار جریان دادگاه، آشکار خواهد شد که آنچه رخ داد، مجموعهای از تخلفات قضایی در یک پرونده بود. اما خواهیم گفت که متعاقب اعلام مکرر و متعدد جرم و تخلف از سوی وکلا به دادستان و به قاضی، هرگز هیچ اتفاقی رخ نداد به جز آن که پروندههایی علیه وکلای مهدی تشکیل شود! در ذیل، بخش کوچکی از تخلفات آشکار قضایی و کوچکی از دلایل بطلان رأی صادر آمده است:
۱ـ در پرونده، هیچ سند و دلیلی برای اینکه مهدی وجهی گرفته وجود نداشت و دادستان و قاضی، هیچ کدام ادعای این را که مهدی هاشمی وجهی را گرفته باشد، نداشتند. نماینده دادستان (در جلسه دادگاه، مورخ ۱۵/۶/۹۳) در جواب قاضی که میپرسد: «آیا شما در این ۳۰ هزار صفحه در مورد پورسانت (پول گرفتن مهدی) به سرنخی رسیدهاید؟» جواب میدهد: «ما مدعی دریافت پول توسط مهدی نبودهایم.» این امر، در دادگاه صورتجلسه شد و البته تمامی اسناد پرونده و اسناد رسمی کشور و احکام و اسناد خارجی هم این مسأله را اثبات میکنند که هیچ پولی به مهدی نرسیده است. همه این اسناد که اسناد رسمی کشور هم هستند، از جمله ردیابیهای مالی عباس یزدی و شرکتهایش تا سه رده در یک بازه زمانی هشت ساله در پرونده موجود است. به تعبیر سادهتر، سرنوشت ریال به ریال آن قرارداد کذایی در ردیابیهای وزارت اطلاعات مشخص و حتی معلوم است که چه کسانی از عباس یزدی در ایران باجخواهی کردهاند. واقعیت این است که این نخستین پرونده در تاریخ قضای ایران است، که شخصی بدون این که ریالی پول گرفته باشد و حتی قاضی پرونده بگوید که علم دارد متهم پول نگرفته است، اما به گرفتن پول متهم شود و حکم بگیرد!
۲ـ در زمان اتفاقات هم در کیفرخواست و هم در دادنامه بدوی دست برده شده و در خصوص تاریخ رخدادها، جعل صورت گرفته است، تا بتوان بلکه به هر طریق ممکنه، تأثیر و نقشی را در یک اتهام برای مهدی تراشید!
۳ـ اقاریر افراد جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. در دادنامه از قول افراد که اصل اظهاراتشان در پرونده موجود است، دست برده شده و جعل صورت گرفته است.
۴ـ اسامی اشخاص در اظهارات عوض شده و به مهدی هاشمی تغییر پیدا کرده است! در حالی که اصل اظهارات در پرونده موجود است!
۵ـ اظهارات مهدی نیز جعل و مورد تحریف قرار گرفته است. جالب این است که در اینجا نیز اصل اظهارات در پرونده موجود است!
۶ـ مدارک به نفع مهدی که در سازمانها و نهادهای مختلف بود، با وجود درخواست فراوان و با وجودی که اسناد رسمی دال بر برائت بودند، خواسته نشد. مسخرهتر این بود که در دادگاه و دادنامه به این مستندات استناد میشد ولی خواسته نمیشد!
۷ـ با وجود این که قاضی سراج و بازپرس ویژه پرونده دستور ارجاع امر به کارشناسی را دادند، پرونده به کارشناسی داده نشد.
۸ـ حتی یک شاهد به دادگاه خواسته نشد. وکلای مهدی، شهود متعددی را به دادگاه فراخواندند، اما قاضی مقیسه حاضر به احضار رسمی آنها به جلسه دادگاه نشد و حق سوال و جرح آنها از ما گرفته شد. اینها دلایل اصلی و کلیدی ما در دعوا بودند.
۹ـ به اظهارات کسانی استناد شد که به جلسه دادگاه خوانده نشدند و حتی خود، متهم در این پرونده بودند. این در حالی بود که صریح قانون و فتوای علما اجازه این کار را نمیداد.
۱۰- اسناد رسمی کشور به کنار گذاشته شد و به اسناد کپی، بدون امضا و بدون هویت استناد شد.
۱۱- با وجود این که اصرار بر این بود که پرونده مهدی اقتصادی است، پرونده را به قضاتی در بدوی و تجدیدنظر ارجاع دادند که تخصصی در این امر نداشتند و بیش از هر چیز، پروندههای امنیتی و یا مواد مخدر به آنها ارجاع میشد. این در حالی بود که این قضات، حتی با وجود عدم تخصص، حتی در یک مورد هم حاضر نشدند که پرونده به کارشناسی ارجاع شود!
۱۲- بعد از برگزاری جلسه دفاع آخر و اعلام رسمی ختم مذاکرات، نمایندهی دادستانی دهها ساعت بر خلاف قانون با قاضی جلسه برگزار نمود که به معنی نیاز به دفاع آخر مجدد و تفهیم اتهام ادله و مستنداتی بود که نماینده دادستان ارائه کرده بود. اما علیرغم درخواست ما برای دفاع، قاضی اجازه دفاع در برابر آن ادعاها و مطالب مطروحه نداد. در واقع، با توجه به این که براساس قانون، آخرین حرف را در دادگاه، تنها و تنها این متهم است که باید در دادگاه ایراد کند و هیچ سخن و اقدامی بعد از آن مسموع یا جایز نیست. حتی وفق قانون دادگاه بدوی نیز براساس قانون هنوز تمام نشده است و باید فرصت دفاع به ساعات مطلبی که نماینده دادستان در جلسات با قاضی مقیسه گفته داده شود!
۱۳- مسئولیت اعمال افراد دیگر بر دوش مهدی گذاشته شده است. در واقع، رأی بدوی که صادر شد، تنها چند روز پس از تعیین قضات خاص که رویارویی آنان در مقابل خانواده آیتالله هاشمی مشخص و زبانزد بود، وضعیت و مفاد رأی دادگاه تجدیدنظر قابل پیشبینی شد.
هدایت پرونده را به کسی سپردند که از وی به عالیترین شخص این کشور، حتی قبل از ارجاع پرونده به وی، شکایت و اعلام جرم نموده بودیم، لذا انتظار داشتیم که وفق قانون، رئیس دادگاه انقلاب که تصدی پرونده در مرحله تجدیدنظر را برعهده گرفته بود، قرار امتناع از رسیدگی صادر نماید. رئیس دادگاه انقلاب که در مرحله بدوی، رئیس قاضی مقیسه بود و بر دادگاه نظارت و هدایت داشت، با رد اعتراض، با وجود قابل تجدیدنظر بودن این نظر، آن را قطعی اعلام کردند و اعتراض به صلاحیت خود را قابل تجدیدنظر ندانستند!! نهایتاً به اعتراض ما رسیدگی نشد و در واقع حق قانونی مهدی در رسیدگی به صلاحیت قاضی تعمداً ضایع شد و این در حالی است که اگر کسی، دیگری را از حقوق مندرج در قانون اساسی مانند حق تظلم و شکایت به مراجع صالح محروم نماید، مجرم است و باید منفصل از خدمت شود. اما راستی قانون چه جایگاهی دارد؟ چرا تقابل سیاسی و حب و بغضهای سیاسی اینطور میتواند مؤثر باشد؟ چرا دستگاه قضا و دادستانی به تظلمات واصله در مورد خود واکنشی نشان نمیدهد؟ لذا مجدداً از دستگاه قضا میخواهیم که جلسات دفاعیه مهدی را به طور کامل و بدون سانسور، در اختیار مردم قرار دهد. ما از ابتدای رسیدگی درخواست کردیم که این دادگاه علنی باشد. در دادگاه تجدیدنظر درخواست را تکرار کردیم، اما حتی یک جلسه غیرعلنی نیز تشکیل نشد. اگر حقیقتاً تخلفات مهدی محرز و مستند بود، چرا به قضاوت مردم واگذار نشد؟
مگر در قانون اساسی، اصل علنی بودن دادرسیها، مقرره و تدبیری برای نظارت مردم بر عملکرد دستگاه قضا نیست؟ تلختر و غمانگیزتر از تمامی این وقایع، این است که چند ماهی قبل از اعلان حکم نهایی، پیشنویس حکمی به دست ما رسید که ادعا میشد حکم نهایی مهدی است و میگفتند که تصمیم از قبل گرفته شده است. متأسفانه باید گفت که حکم صادره، عیناً بخشی از آن متن بود! ما آن حکم را جدی نگرفته بودیم و تصور میکردیم که آن متن ارسالی تنها یک شوخی برای ایجاد واهمه در مهدی و وکلایش است. اما حکم نهایی که صادر شد، حقیقت تلخ موضوعی که بازگفتنی نیست، بر ما آشکار گردید و مهمتر از همه اینها این است که قاضی در جواب اعتراضات با «مأمور و معذور» خود را تبرئه میکند. و گیریم که بتوان چند صباحی عدالت را از مردم پنهان نگاه داشت، آیا خداوند از آنچه کردهاند بیاطلاع و غافل است؟ آیا نمیدانند که خداوند چه وعدهای به این افراد داده است؟
بیت آیتالله هاشمی رفسنجانی
لازم به ذکر است که بازگشت مهدی هاشمی به ایران بعد از تعطیل شدن دانشگاه آزاد شعبه آکسفورد و نیز عدم امکان ادامه تحصیل نامبرده در دانشگاه آکسفورد به خاطر حل نشدن پرونده در کانادا و احتمال تشدید حکم در خارج از کشور انجام گرفت. مهدی هاشمی یک ماه و نیم پیش از بازگشت به ایران، در مقابل وکیل شاکی، راستی آزمایی شد.
بهنظر میرسد خانواده هاشمی رفسنجانی وقایع مربوط به سال ۱۳۹۱ را به طور کامل فراموش کرده باشند. خانواده هاشمی در موارد مختلف نیز، برخورد با مهدی هاشمی را سیاسی خوانده و جرایم مرتبط با استاتاویل و سازمان بهینه سازی را به رسمیت نمیشناسند.
Subscribe to:
Posts (Atom)




