Tuesday, October 27, 2009

سخنگوی کارگزاران



سخنگوی کارگزاران
کجاهستند آن 24 میلیون ایرانی
که به احمدی نژاد رای داده اند؟


حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در مصاحبه با هفته نامه "مثلث" به واقعیتی اشاره کرده که پس از کودتای اخیر انتخاباتی، در بسیاری از محافل سیاسی ایران – حتی درمیان نظامی ها- به آن اشاره می شود. مرعشی گفته است:

سپاه به داشتن توپ و تانك و اسلحه كه سپاه نیست. سپاه به پشتوانه مردم سپاه است، همانطور كه نظام به پشتوانه مردم نظام است. حتی نیمی از مردم هم از رفتارها بعد از انتخابات سپاه راضی نیستند. درحالیکه سپاه زمانی می‌تواند از مردم و كشور دفاع كند كه محبوب باشد. قدرت اقتصادی، داشتن سلاح و سرباز ابزاری نیست كه بتواند سپاه را مقتدر كند.

دیدید كه بازداشت ها، بستن سایت‌ها و روزنامه‌ها، اعترافات ساختگی، وادار كردن انسان‌های بیمار یا دارای ضعف شخصیتی برای اعتراف‌‌گیری نمی‌تواند مانع از ادامه اعتراضات جریانی شود كه برای آنچه حق می‌داند اعتراض می‌كند.

اظهارات یك فرمانده كه منصوب حكومت است،در دفاع از حكومت چه ارزشی دارد آنها متوجه نیستند كه دفاع فرمانده سپاه از نظام، هیچ كمكی به نظام نمی‌كند و مانند این است كه فرمانده ارتش آمریكا در زمان بوش از او و حكومتش حمایت كند. اینها حقوق می‌گیرند تا حمایت و دفاع كنند اما چه مساله‌ای از مردم حل می‌شود؟

صبح روز شنبه 23 خرداد حوالی نماز صبح طرفداران کاندیدای به ظاهر پیروز كه از سوی بسیج سازماندهی شده بودند به خیابان ‌ها آمدند و بوق زدند و شیرینی پخش كردند. شعارها و شادی ‌آفرینی‌های آنان با سكوت و عدم پاسخ از جانب مردم مواجه شد لذا مجبور شدند در ساعت 8 صبح بساط خود را جمع كنند. ساعت 11 صبح آن روز تهران مانند شهر اموات بود و اصلا نشانی از تحرك و پویایی روزهای قبل را نداشت زیرا مردم بهت‌زده بودند.

روز یكشنبه 23 خرداد طرفداران رییس جمهور مستقر و پیروز انتخابات قرار بود جشن شادی بگیرند كه تعدادشان با افرادی كه با اتوبوس از شهرهای اطراف آمده بودند به 50 هزار نفر هم نمی‌رسید. این در حالی است كه صدا وسیما از چند روز قبل برای برگزاری این مراسم تبلیغ كرده بود. اما در اجتماع روز دوشنبه كه به هواداران اصلاحات اختصاص داشت و علی‌رغم اینكه اعلام شده بود خاتمی، موسوی و كروبی در آنها شركت نمی‌كنند، بیش از یك میلیون و نیم جمعیت حضور داشتند. جبهه‌ای كه در ظاهر پیروز انتخابات شده در هیچ جمعی حاضر نیست .

اجتماع اعتراضی کارگران در شیراز



هزار تن از کارگران مخابراتی راه دور شیراز روز گذشته با تجمع در مقابل استانداری فارس علیه احمدی نژاد و وعده های دروغش شعار دادند. پرداخت حقوق آنها 9 ماه به تعویق افتاده و حالا به 9 میلیارد تومان رسیده است. آنها خواستار برکناری فرماندار فارس شدند که پیش تر فرمانده سپاه شیراز بوده است. "استاندار، فرماندار ما اهل غزه هستیم"، و "انرژی رو رها کن فکری به حال ما کن" از شعارهای کارگران معترض بود. هیچیک از خبرگزاری های داخلی تاکنون این خبر را منتشر نکرده اند. لطفا شما خبررسانی کنید و از عکس ها هم استفاده کنید.

Monday, October 26, 2009

پشت آرامش ظاهری

پشت آرامش ظاهری
موجی از اخبار پنهان است

حصرعملی و خانگی موسوی را به دستگیری او ترجیح داده اند. ثروت عظیمی در اختیار علی خامنه ایست که او در توجیه آن می گوید "این اموال مال من نیست، بلکه من اختیار آن را دارم!". احمدی نژاد برخلاف تظاهری که می کند بشدت از اوضاع ترسیده است. رژیم بر این باور است که موج سبز حداقل 24 و حداکثر 30 میلیون رای دارد. فرمانده کل سپاه با یک لیست 300 نفره نزد خامنه ای رفته و ساده لوحانه مدعی شده بود که با دستگیری این عده کار جنبش تمام می شود. خامنه ای بسیار تلاش می کند با خاتمی و موسوی بازی کرده و آنها را از هم جدا و خانه نشین کند اما تاکنون موفق نشده است. فیلم مستند انتخاب خامنه ای بعنوان رهبر درجلسه خبرگان بعد از مرگ آقای خمینی، ناگهان از تلویزیون ژاپن سر درآورد!



مدتی پیش، محسن مخملباف پیرامون اوضاع ایران گفتگوئی با دختر خویش کرده بود که در سایت "روز" منتشر شد. این گفتگوی بسیار مشروح در سه قسمت منتشر شد و این احتمال که بسیاری حوصله نکرده باشند آن را کامل خوانده باشند زیاد است. درحالیکه در این گفتگو علاوه بر نظرات و تفسیرهائی که مخملباف بعنوان دیدگاه های خود مطرح می کند، نکاتی خبری وجود دارد که در نوع خود بسیار قابل توجه است. بویژه که مخملباف در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در خارج از کشور فعال بود و اکنون نیز بعنوان یکی از فعالان جدی جنبش سبز در خارج از کشور فعالیت می کند. ما سعی کردیم از هر سه بخش این گفتگوی مشروح، نکات خبری آن را استخراج و منتشر کنیم که در شماره امروز بخش اول آن را می خوانید.



- جنبش سبز حداقل 24 میلیون و حداکثر 30 میلیون رای دارد.

- تظاهرات ایرانی های خارج از ایران در بیش از صد شهر برگزار می شود. رسانه هایی مثل صدای آمریکا و بی بی سی نقش مهمی در اطلاع رسانی دارند.

- رژیم در جلسات خصوصی اش - که به بیرون هم درز کرده - تحلیل می کند که انباشت نارضایتی 30 ساله به اعتراض جمعی پایدار بدل شده است. رژیم توان کنترل آن را دارد اما توانایی اداره کشور را ندارد.

- احمدی نژاد در جلسات خصوصی کاملا ترسوست. چه در شورای امنیت ملی و چه در هیات دولت، مدام ترسش از سرنگونی را ابراز می کند. به خلاف کله شقی هایی که در مصاحبه هایش نشان می دهد.

- موسوی، در شرایط حصر است. لازم نیست کسی یا کسانی را برای بازداشت او بفرستند. کافی است به پاسداران محافظ او بگویند: حالا او را بیاورید. یا او را همان جا که هست کنترل کنید. همانطور که به محافظین او در روز قدس گفتند او را به میان احمدی نژادی ها ببرید تا مورد توهین قرار بگیرد. تمام تلفن ها و موبایل های خانه او میکروفن هایی هستند که کوچک ترین صدا را به مرکز اطلاعات سپاه وصل می کنند. آنقدر سیستم شنود در محل زندگی موسوی زیاد است که او مجبور است برای حرف زدن با اطرافیان خود صدای رادیو و تلویزیون را زیاد کند و به آهستگی و از طریق لب خوانی حرف هم را بفهمند تا تصمیم گیری کنند. هر رفت و آمدی با او را کنترل می کنند.

- مسیح مهاجری روحانی سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی که برای ملاقات با میرحسین رفته بود را 3 ساعت بازداشت کردند و بازجویی شد.

- سه گزینه در شورای کودتا با حضور خامنه ای بررسی شده است :

اول- حصر خانگی مدلی که منتظری سالها حصر بود. احتمالا این گزینه اصلی است. چون هزینه کمتری دارد.

دوم- تبعید، اگر حصر جواب نداد.

سوم- دستگیری که خامنه ای استراتژی دستگیری را پیش نخواهد گرفت. یکی دوبار شایعه دستگیری موسوی را مطرح کردند و در روزنامه ها و خبرگزاری های خود نوشتند تا واکنش جامعه را بسنجند و جواب تست چنان بود که عقب کشیدند.

- برای آقای خاتمی آدم می فرستادند تا در تظاهرات عمامه را از سرش بردارند و به او تعرض کنند.

- موسوی و خاتمی و کروبی که در دفتر و خانه شان شنود می شوند و در خیابان ها مورد هجوم لباس شخصی ها قرار می گیرند و هر نوع رفت و آمدی با آن ها تحت کنترل شدید قراردارد و تمام دوستان و حتی برخی از اقوامشان در زندان و زیر بازجویی و شکنجه و تجاوزقرار دارند.

- عزیز جعفری فرمانده کل سپاه 2 لیستی را به آقای خامنه ای پیشنهاد کرده بود. یک لیست 150 نفره و یک لیست 300 نفره و گفته بود شما اجازه دستگیری 300 نفر را به من بدهید، من این جنبش را سرکوب می کنم. اما خامنه ای ترسیده بود. نگرانی او از واکنش جامعه به دستگیری وسیع و بویژه دستگیری رهبران است. می ترسد ابعاد عکس العمل از کنترل آن ها خارج شود. در نتیجه در بیت رهبری دستگیری قطره ای را تصویب کردند. چند نفر را بگیرند و تحت فشار قرار دهند، یکی دو نفر آن ها را آزاد کنند، بعد از چند روز، چند نفر دیگر را بگیرند. این دستگیری ها و آزاد کردن ها یک بازی روانی با جامعه است تا اجازه ندهند جامعه دچار شوک شود و عکس العمل نهایی از خود نشان دهد.

- رهبران و دست اندرکاران جنبش سبز تحت فشار قرار دارند تا داخل و خارج را مرزبندی کنند. آقای حجازی از دفتر رهبری به طور مشخص از رهبران جنبش خواسته است مرزبندی کنید و صف خود را با نیروهای خارجی جدا کنید.

- روز 26 خرداد موسوی و خامنه ای با یکدیگر ملاقات کردند. موسوی به خامنه ای گفت: "اگر مشکل تو من هستم، انتخابات تقلبی را باطل کن، در مقابل من خودم انصراف می دهم، اما با مردم بازی نکن."

و خامنه ای در جواب گفته بود: "تو جنس ات با خاتمی فرق می کند برو سراغ زندگی خودت."

از آن سو برای خاتمی هم پیغام فرستاده بود که " تو جنس ات با بقیه فرق می کند. تو مثل کروبی نیستی، خودت را قاطی نکن. بیا با هم صحبت کنیم. "

- هاشمی رفسنجانی هنوز سه شنبه ها خامنه ای را ملاقات می کند و همدیگر را ارزیابی می کنند. خامنه ای هر سه شنبه از او می خواهد که "جنبش سبز را رها کن. نظام مال خود توست. من نباشم تو باید این نظام را اداره کنی". دروغی که هاشمی دیگر باور نمی کند.

هاشمی می گوید :خودم خامنه ای را به رهبری رسانده ام و حالا چون رفیق نیمه راه اسب قدرت را سوار شد و رفت.

- هاشمی در آخر عمر رویای امیرکبیری خود را در این جا ارضاء شده می بیند. او دیگر دنبال پول و قدرت نیست. می خواهد نام نیکی از خود در تاریخ باقی بگذارد و برود. او می گوید این من بودم که پس از مرگ خمینی و قبل از به خاکسپاری او، بی آنکه وصیتی از خمینی وجود داشته باشد، مجلس خبرگان را راضی کردم که به جای شورای رهبری، شخص خامنه ای را به رهبری انتخاب کند. (اخیرا تلویزیون NHK ژاپن در یک مستند این روز تاریخی را افشاء کرده است.) آدم از خودش می پرسد چه کسی این فیلم افشاء کننده را در اختیار جهان گذاشته است؟

- او در نامه ای به خامنه ای نوشته بود "یار خراسانی من". با این مضمون که تو خوبی، دولت احمدی نژاد بد است. نوشته بود این ها احساس می کنند بین ما تفرقه است...

این نامه البته یک توافق بود بین هاشمی و خامنه ای که اول هاشمی این نامه را بدهد و در جواب خامنه ای هم یک نامه فدایت شوم برای او بنویسد. هاشمی نامه را نوشت و فرستاد و منتظر نامه خامنه ای شد. اما در لحظه ای نامه خامنه ای به دستش رسید، که همسر پسرش ( مهدی ) را دستگیر کرده بودند. و فاطمه دخترش سراسیمه در اطاق او را باز کرد و خبر را به او داد. هاشمی نامه خامنه ای را در این حالت خواند و دید جواب آبکی ای به او داده است و از انتشار نامه منصرف شد.

از دفتر رهبری با هاشمی تماس گرفتند که چرا نامه ات را منتشر نمی کنی؟ هاشمی پاسخ داد منصرف شده ام. نامه ام را پس بدهید. نامه اش را پس ندادند. هاشمی زنگ زد که اگر نامه را پس ندهید، خودم می آیم و پس می گیرم. این همان جایی است که شیر حتی در هنگام مرگ هم با خودش به یاد می آورد که روزی برای خود شیری بوده است. خامنه ای با او تماس گرفت و هاشمی گفت: نامه تو نامه ای نبود که قرار بود بنویسی و برخورد سیستم ات برخوردی نبود که قرار بود با من داشته باشید. عروسم را گرفته اند و زده اند، برای چه باید نامه رفاقت بنویسم؟

- بچه های هاشمی هم نقش بسیار بنیادی ای در کنترل هاشمی دارند. آن ها مدام نامه های او را می خوانند تا مبادا در این روزها یک خطای استراتژیک بکند. مدام به او می گویند مگر خون بچه های هاشمی رنگین تر از خون بچه های مردم است. زن هاشمی حتی در مصاحبه ای که از تلویزیون ها نشان دادند گفت در صورت تقلب مردم به خیابان ها بریزند. حرف های هاشمی گاهی از دهان زن و بچه هایش در می آید.

- عده ای معتقدند هاشمی یک فرصت تاریخی است برای جنبش سبز. می گویند: او کسی بود که زمینه های درونی نظام را برای فرصت اصلاحات آماده کرد، اما ضربه ای که بخشی از اصلاحات به او زد هم او را و هم اصلاحات را ضعیف کرد. آقای خاتمی همچنان ازکاری که تندروها با هاشمی در اصلاحات کردند می نالد. و آن را ضربه کاری به اصلاحات می داند. کسانی که جرات زدن خامنه ای را نداشتند و به جایش هاشمی را زدند.

- درجریان نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری اخیر خامنه ای در پیغامی که توسط حسن خمینی فرستاده بود از آقای خاتمی خواست تا کنار بکشد و آقای خاتمی هم در مقابل خواست که او هم از پشت احمدی نژاد کنار برود و این یک معامله ضمنی بود که اتفاق افتاد. خامنه ای در مشهد اعلام کرد که حمایت او از دولت، حمایت از کاندیداتوری احمدی نژاد نیست. البته بعدها معلوم شد که این یک توافق ظاهری بوده است. و خامنه ای زیر حرفش زد.

- خامنه ای از حلقه روحانیتی که دور خود جمع کرده، حالت قدسی برای خود می سازد. در گرد او دایره ای به نام روحانیت و مداحان هستند .

منابع اقتصادی خامنه ای در مشهد است. آستان قدس یکی از کارتل های بزرگ مشهد، که از قضا باعث نفرت مردم مشهد هم هست. رب گوجه، نان رضوی، کاشی، قطعات خودرو، همه کارخانه های مادر و یا بنیاد 15 خرداد و میلیاردها دلار زمین و امکانات. مجتمع اقتصادی کوثر (5 هولدینگ يا شرکت مادر دارد.) دارائیش 20 میلیارد دلار است. به اسم خامنه ای نیست اما هیچ کس حق جابه جایی یک ملک را بدون مجوز او ندارد.

کمیته امداد با 6 میلیون نفری که تحت پوشش دارد و با 60 میلیارد دلار ثروت تحت نظر خامنه ایست.

- 30 درصد بانک پارسیان

- 30 درصد ایران خودرو

- کل بانک دی

- شرکت سرمایه گذاری تدبیر که خودش از بزرگترین شرکت های سرمایه گذاری است.

- جامعه الزهرا (که یک کارتل اقتصادی است و چندین کارخانه در کشور دارد . فقط در یک مورد یک پروژه 3هزار واحدی خانه سازی دارد که با مشارکت سرمایه گذار قطری می سازد. همه این اموال در اختیار ولی فقیه است و در سربرگش هم نوشته شده.

آقای خامنه ای به مخبر رئیس ستاد اجرایی در حضور گلپایگانی و حجازی گفته است غیر از من کسی حق جابه جایی املاک را ندارد، حتی این آقایان. خامنه ای فهمیده است که برای اعمال قدرت و تداوم مشروعیت احتیاج به پول دارد. این پول ها به او امکان می دهد که به کردستان برود و بنام خودش 200 میلیارد تعهد کند. امام جمعه ها، شورای نگهبان، حوزه علمیه از او حقوق می گیرند. طلبه ها از 100 تا 150 هزار تومان از خامنه ای حقوق می گیرند. در حالی که مثلا طلبه های صانعی 15 تا 20 هزار تومان از صانعی حقوق می گیرند. خامنه ای همه طلبه ها را بیمه کرده و دارد برای تمام طلبه ها خانه می سازد. شهرک های اطراف قم با پول هائی که خامنه ای در اختیار دارد بالا می رود. او همیشه می گوید سرمایه مال من نیست بلکه در اختیار من است.

فرماندهان نظامی نیز مشروعیتشان را از ولی فقیه می گیرند. این ها 20 درصدشان ناراضی اند اما جرات حرف زدن ندارند.

بدنه نظامی80 درصدشان کارمندند.این ها با هر نیرویی کار می کنند. فردا اگر جنبش سبز به قدرت برسد، با جنبش سبز کار می کنند.

این 20 در صد فرماندهان از حفاظت اطلاعات که شد سازمان اطلاعات سپاه می ترسند. سپاه حدود 150هزار نیروی رسمی دارد و 350 هزار نفر به نوعی از بسیج حقوق می گیرند.

برخی از افراد عالیرتبه سپاه از ایثارگرانی هستند که روزگاری جان بر کف به دفاع از ایران در مقابل عراق برخاستند و امروزه از اینکه عامل نظامی رژیمی هستند که همه موازین اخلاقی را زیر پا می گذارد به ستوه آمده اند و احساس عذاب وجدان دارند. از همه بالاتر خانواده های آن ها هستند. بسیاری از زنان و بچه های این ها سبزند و مورد بازخواست خانواده های خود قرار دارند. حتی درون بچه های خود خامنه ای اختلاف نظر وجود دارد و فاصله قلبی آن ها با استبداد یک اندازه نیست.

در وزارت اطلاعات، حالا کار به جایی رسیده که در معرفی وزیر اطلاعات جدید در جلسه معارفه، هیچ کس به احترام احمدی نژاد از جایش برنمی خیزد.



قدرت در دست چه کسی است؟

این عنوان بخش دوم اخباری است که از درون مصاحبه بسیار مشروح مخملباف با دخترش استخراج کرده و فردا منتشر می کنیم.

گزارشی متفاوت از نمایشگاه مطبوعات




گزارشی متفاوت از نمایشگاه مطبوعات
لنگه کفش جعلی عکاس خبرگزاری فارس
مریم رحمانی- مدرسه فمینیستی



جمعه بعد ازظهر با حضور مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات یک بار دیگر صدای اعتراض مردم به تقلب در انتخابات با سردادن شعار یا حسین میرحسین زیر گوش خبرگزاری هایی که کمی احتیاج به شنیدن حرف راست (و نه دروغ) داشتند، پیچید. خبرگزاری هایی که در حضور مردم و جلوی چشم آنان به سرعت به جعل خبر پرداختند. موضوع از این قرار بود که با حضور مهدی کروبی سبزها بار دیگر حضور خود را به رخ کشیدند و برادران بسیجی مستقر در نمایشگاه با باتوم الکتریکی به جان مردم افتادند. زمانی که مهدی کروبی قصد داشت به سمت روابط عمومی مصلا برود در حالی که جمعیت شعار زنده باد کروبی سر داده بود در نزدیکی نمازخانه داخل شبستان ماموران گاز اشک آور زدند. حراست و بسیج مانع ادامه حضور کروبی شدند و علاوه بر حمله به او و شکستن سرش او را به بیرون نمایشگاه هدایت کردند.

خبرگزاری فارس به سرعت و با استفاده از فتوشاب تصویر لنگه کفشی را بر سر کروبی کوبید در حالی که اصلا لنگه کفشی در کار نبود. با خروج کروبی از نمایشگاه بسیجی ها جلوی خبرگزاری فارس و ایرنا مرگ بر منافق سر دادند اما این صدا در برابر صدای یاحسین میرحسین مردم زمزمه ای بیش نبود.

با آرام تر شدن جو نمایشگاه از طبقه دوم نمایشگاه پایین آمدم و سری به غرفه فارس زدم بادی گاردی جلوی در غرفه ایستاده بود به او گفتم: چرا در عکس شما لنگه کفش؟ چرا همان قسمتی که سر آقای کروبی شکسته قرار ندارد، گفت: این یکی دیگرست. گفتم اصلا لنگه کفشی در کار نبود. اصولا مگر نه اینکه تعهد ما به ملت است نه دولت چرا این همه جعل خبر؟ گفت شما هنوز ذهنت بسته است. گفتم به نظر من روزنامه نگار باید حقایق رو بگه. گفت: تو کی هستی؟ گفتم یه روزنامه نگار. گفت: نیستی، گفتم چرا؟ گفت: چون بی ادبی. گفتم من چه بی ادبی کردم جز اینکه گفتم عکس رو مونتاژ کردید؟ پسری کنارم ایستاد و به «بادی گارد» گفت کجا مردم شعار می دادند مرگ بر منافق ؟ چند نفری جمع شدند و یکی از خانم های روزنامه نگار فارس به من گفت شماها دروغ می گید! و من از خودم می پرسم تا به حال کجای دنیا دم در غرفه های خبرگزاری ها بادی گارد می ایستد؟

به غرفه سایر روزنامه های دولتی هم سری زدم و به دفترهایی که گذاشته بودند نگاهی انداختم. پر بود از «مرگ بر دیکتاتور»، «به ما بگروید» و... در دفتر روزنامه رسالت یادداشتی به چشم می خورد:

سبزیم و پایدار

از سلاله خورشید و ماندگار

و تو ای شحنه تاریکی

کسوفی بیش نیستی

گذرا و میرا

به غرفه کیهان رفتم دفترشان را پنهان کرده بودند. گفتم پس دفترتان؟ گفت می آوریم. رفت و آورد اما بالای سرم ایستاد.

نوشتم: «همکاران گرامی، تنها تعهد ما به مردم است نه دولت مردان که مردم ماندگارند و دولت مردان رفتنی... صبح نزدیک است»

دیدم با خودکار سبز کسی قبل از من نوشته بود: «بزودی آنچه باید اتفاق افتد روی خواهد داد».

و در صفحه قبل مردم حرف های دل شان را در اعتراض به استبداد و دعوت از کیهانی ها برای پیوستن به خیل مردم، نوشته بودند.

به روزنامه ایران سری می زنم و نگاهی به دفترشان می کنم، نوشته هایی از جنس قبلی ها نوشته شده. این نوشته توجه ام را جلب می کند: «ایران سرزمین اندیشمندان و سربداران، تو ماندگاری و ضحاک رفتنی»

دنبال روزنامه های اصلاح طلب می گردم. عکاس روزنامه جوان می گوید: «می خوای بری کوچه چپی ها ؟ پشت ایرناست..» و با خنده می گویم: چرا اینقدر آن ها را پس و پشت پرده برده اند؟ می گوید: «فارس رو می بینی 150میلیون داده برای غرفه آرایی و...»

به «کوچه چپی ها» می رسم که با آفتاب یزد شروع می شود و با روزنامه نگار داخل غرفه به گپ و گفت درباره فارس و خبرش. او هم مثل من با فارسی ها حرف زده بود، گفتگویی بی حاصل.، که اصولا این جماعت گوش هایی بس ناشنوا دارند که راه بر هر استدلالی می بندد. زوجی جوان می آیند و سراغ کیهان را می گیرند و می گویند می خواهند بروند مثل من یادگاری بنویسند در دفترشان...

به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب نگاه می کنم، پر است از دست مریزاد و تشکر و البته مرگ بر دیکتاتور اینجا هم هست .

یکی دردفتر یک روزنامه اصلاح طلب نوشته بود: «فقط اوس محمود!»

به روزنامه اعتماد می رسم بحث بسیجی ها با یکی از روزنامه نگاران داغ داغ است درباره اشک آور زدن در این محوطه کنار نمازخانه ...

به دفتر نگاهی می اندازم پر است از

موفق باشید

دوستتان داریم

به امید آزادی مطبوعات

به امید آزادی ایران

به امید آزادی روزنامه نگاران دربند.

به امید آزادی همکارانمان بهمن امویی، احمد زید آبادی، محمد قوچانی

Saturday, October 24, 2009

دولت خود را آماده تحریم بنزین می کند!

دولت خود را آماده تحریم بنزین می کند!
وحشت اتومبیل داران
از گازوئیل رقیق شده بجای بنزین




روزگذشته برای ساعاتی، خبر تولید بنزین داخلی روی سایت وابسته به کودتا، یعنی خبرگزاری فارس قرار گرفت و سپس حذف شد. این خبر با عنوان اجرای طرح ضربتی بنزین از ساعت 12 شب امشب (شب گذشته) منتشر شده بود و گفته می شود با انتشار آن نه تنها یقین حاصل شد که پاسخ ایران به طرح آژانس اتمی منفی است، بلکه از هم اکنون دولت خود را آماده تحریم فروش بنزین به ایران می کند.

بدنبال انتشار این خبر، نگرانی در بازار تهران شدت گرفت و افزایش قیمت ها در بخش های عمده فروشی آغاز شد. این در حالی است که در هفته گذشته و بدنبال اعلام خبر لغو یارانه ها، که امام جمعه پرت و پلا گوی موقت تهران "صدیقی" نیز در نماز این هفته خود چند بار بر اجرای آن تاکید کرد، افزایش قیمت ها بصورت ساعت به ساعت آغاز شد. امام جمعه تهران که یارانه را با رایانه اشتباه کرده بود، نزدیک به 8 بار درنماز جمعه خود خواهان اجرای مصوبه مجلس در باره "رایانه" شد!

در محافل مطبوعاتی تهران گفته می شود طرح دولت برای باصطلاح تولید بنزین داخلی، رقیق کردن گازوئیل و فروش آن به جای بنزین است که بسیاری از مردم از آن اطلاع یافته و نگرانی نسبت به خراب شدن موتور اتومبیل ها را باعث شده است. در عین حال که چنین سوختی هوای آلوده و غیر قابل تحمل تهران را غیر قابل تحمل تر خواهد کرد.

خبرگزاری کودتا "فارس" در خبر روز گذشته خود مدعی شده بود:

طرح 48 ساعته بنزین طرحی است كه از سوی وزیر نفت تببین و در دستور كار قرار گرفته است. این طرح با تغییر فرآیند در تولید بعضی از واحد‌های مجتمع‌های پتروشیمی كشور محقق می‌شود. بر پایه این گزارش، طرح خودكفایی 48 ساعته از واردات بنزین شامل یك بسته جامع متشكل از تولید مكمل‌های جدید با قابلیت افزایش درجه آرام سوزی بنزین، تولید بنزین از نفتای سبك و محصولات آروماتیكی دو مجتمع پتروشیمی در عسلویه و بندرماهشهر و شناسایی فرمول جدید برای تبدیل " نفتا " و " لایت‌اند " به بنزین با اكتان بالاست.

13 آبان


--------------------------------------------------------------------------------

13 آبان
مردم "سگ استبداد" را دنبال کنند

راهپیمائی 13 آبان تبدیل به کابوس حکومت و امید جنبش ضد کودتا برای حضوری دوباره در خیابان ها شده است. در روزهای اخیر اطلاعیه های مختلفی پیرامون این روز و نحوه تظاهرات مردم در ایران و بویژه در تهران پخش شده است. از جمله اطلاعیه ای که روز گذشته وسیعا در تهران پخش شد و در آن از قول آیت الله صانعی در دیدار با نمایندگان دانشجویان قید شده است:

" استبداد مثل سگ می ماند. اگر فرار کنی دنبالت می کنه و اگر دنبالش کنی فرار می کنه. سیزده آبان روزیست که باید مستبد را دنبال کنیم!"

هنوز رسما در سایت آیت الله صانعی دراین باره مطلبی منتشر نشده، اما جمله ای که از وی نقل شده وسیعا درحال پخش در جامعه است.

قرارداد اخیر اتمی

قرارداد اخیر اتمی
درگرداب اختلافات حکومتی




گفته می شود رفسنجانی برای رهبر پیام فرستاده که 70 میلیارد دلار پولی که خرج غنی سازی شده در توافق اخیر برباد رفته و سه قطعنامه شورای امنیت علیه ایران هم روی دست نظام مانده است و اینها همه حاصل سیاست اتمی است که شما شخصا هدایت آن را برعهده داشته اید!





طی چند روز گذشته، تند ترین بحث ها، حتی توام با تهدید یکدیگر، بر سر نتیجه مذاکرات اتمی وین در پشت صحنه حاکمیت جریان داشته است. شماری از فرماندهان سپاه که در حاکمیت سیاسی کشور حضور دارند با توافقی که میان دبیرشورای عالی امنیت ملی و هیات آژانس انرژی اتمی بدست آمده موافق نیستند و از طرح اعلام برائت از این توافق دفاع می کنند و عده کمتری هنوز از این توافق دفاع می کنند. دلیل تاخیر در پاسخ به طرح انتقال 70 درصد اورانیم 5ر3 درصدی ایران به روسیه و از طریق روسیه به فرانسه برای غنی سازی تا 20 درجه و بارگرداندن آن به ایران همین بحث است. بحثی که باحتمال بسیار زیاد با برتری گروه مخالف تمام خواهد شد. یعنی ایران زیر توافق اخیر هیات نمایندگی ایران در وین خواهد زد. این اعلام برائت از قراردادی که از طرف ایران "جلیلی" دبیرشورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی آن را قبول کرده، احتمالا با برکناری جلیلی از سمت سرپرست تیم مذاکره کننده اتمی و حتی برکناری از دبیری شورای عالی امنیت ملی همراه خواهد شد. بخشی از بحث های تند توام با برخوردهای تند لفظی در روزهای اخیر متوجه جلیلی بوده است. مخالفان توافق اخیر، او را ساده لوحی اعلام کرده اند که نتوانست در مذاکرات وین پیروز شود.

سرنوشت جلیلی هر چه باشد، پاسخ ایران به طرح انتقال اورانیوم ایران به خارج از کشور برای غنی سازی منفی خواهد بود و به همین دلیل از هم اکنون پیش بینی تحریم های قطعی که شامل تحریم فروش بنزین به ایران می شود آغاز شده است. همین تصمیم خود گویای پاسخ منفی ایران به آژانس خواهد بود.

در 48 ساعت گذشته مطالبی از قول هاشمی رفسنجانی درانتقاد شدید از نتیجه مذاکرات وین و همچنین از قول علی لاریجانی رئیس مجلس در همین مورد بر سر زبان هاست. این هر دو، در نقش منتقد احمدی نژاد و تیم مذاکره کننده اتمی جمهوری اسلامی به سرپرستی جلیلی و رئیس انرژی اتمی ایران "سلطانیه" وارد میدان شده اند. حتی گفته می شود رفسنجانی برای رهبر پیام فرستاده که 70 میلیارد دلار پولی که خرج غنی سازی شده در توافق اخیر برباد رفته و سه قطعنامه شورای امنیت علیه ایران هم روی دست نظام مانده است و اینها همه حاصل سیاست اتمی است که شما شخصا هدایت آن را برعهده داشته اید!

پسر کروبی: حراست ارشاد در حمله روز جمعه دست داشت


پسر مهدی کروبی می گوید که مأموران اداره حراست وزارت ارشاد ایران، در سازماندهی حمله روز جمعه به آقای کروبی دست داشته اند.

حسین کروبی روز شنبه ۲ آبان (۲۴ اکتبر) در گفت و گو با وبسایت تغییر (پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی) گفته است: "در ابتدای حضور آقای کروبی در نمایشگاه، افراد معلوم الحال شوکه شده بودند و با توجه به سرزده بودن این بازدید و عدم اطلاع رسانی خبری، نمی توانستند این استقبال پرشکوه را تحمل کنند. لذا... در برنامه ای هماهنگ شده با حراست نمایشگاه، هجمه بی ادبانه ای را طراحی کردند".

او گفته است که در پایان بازدید آقای کروبی از نمایشگاه، مأموران حراست وزارت ارشاد پیشنهاد کرده اند که به منظور "حفظ نظم" بهتر است که آقای کروبی از طبقه دوم خارج شود و وقتی محافظان او با این پیشنهاد موافقت می کنند، مأموران حراست اجازه ورود هواداران آقای کروبی را به طبقه دوم نمی دهند. "در این حین دیده می شود که ۱۰-۲۰ نفر از افراد سازمان یافته گرد آنان را می گیرند".

او گفته است که این افراد با پرتاب اشیاء به سوی آقای کروبی باعث زخمی شدن پیشانی او شده اند و ضمن فحاشی علیه او، کوشیده اند به او آب دهان بیندازند.

حسین کروبی حمله به آقای کروبی را با "رفتار کفار در صدر اسلام" مقایسه کرده و نسبت به "رواج هنجارهای عصر جاهلیت" هشدار داده است.

او گفته است: "گویا نامه آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است".

اشاره حسین کروبی به نامه ای است که مهدی کروبی پس از اجلاسیه مجلس خبرگان به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس این مجلس نوشت و در آن از بی اثر شدن این مجلس انتقاد کرد.

آقای کروبی در آن نامه مجلس خبرگان را نهادی توصیف کرده بود که "مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی، عهده دار معماری و نظارت بر رآس هرم قدرت در ساختار حکومتی ایران است و مسئول انتخاب و تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد آن و سازمان های تابعه اش" و به تندی از این که اعضای این مجلس نسبت به عملکرد نهادهای زیرنظر رهبر جمهوری اسلامی بی تفاوت بوده اند، گلایه کرده بود.

پسر آقای کروبی در گفت و گو با وبسایت تغییر همچنین موضوع پرتاب کفش به آقای کروبی در جریان حمله روز جمعه را رد کرده است.

پیش تر خبرگزاری فارس در گزارشی تصویری از این حمله، مراحل مختلف پرتاب یک لنگه کفش به سوی آقای کروبی را در چند عکس منتشر کرده بود.

علی لاریجانی پیشنهاد برادعی را فریب خواند


رئیس مجلس ایران ضمن مخالفت با خروج ذخیره اورانیوم غنی شده از این کشور، طرف های غربی مذاکره با ایران را به تلاش برای فریب این کشور متهم کرد.

علی لاریجانی که خود در زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود مسئولیت مذاکرات هسته ای این کشور را به عهده داشت، روز شنبه ۲ آبان (۲۴ اکتبر) به خبرگزاری ایسنا گفته است: "احساس می کنم و در سفر اخیر به ژنو هم بر اساس مذاکراتی که داشتیم این تلقی برای من بیشتر شد که غربی ها اصرار دارند به سمت نوعی فریبکاری بروند و مسائلی را به ما تحمیل کنند؛ به این معنا که مطرح کرده اند ما زمانی سوخت ۲۰ درصد را به ایران می دهیم که شما مواد غنی شده خود را به ما بدهید".

رئیس مجلس ایران گفته است که "هیچ ارتباطی بین این دو مسئله" نمی بیند.


اشاره آقای لاریجانی به پیشنهادی است که محمد برادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه ۲۹ مهر (۲۱ اکتبر) در وین به نمایندگان ایران، روسیه و فرانسه ارائه کرد و گفت که انتظار دارد این سه کشور تا روز جمعه به آن پاسخ دهند.

این طرح ظاهرا بر اساس توافق روز ۹ مهر میان سعید جلیلی (مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران) و نمایندگان گروه ۱+۵ تدوین شده است و پیشنهاد می کند که ایران ۷۰ درصد ذخیره اورانیوم غنی شده خود را برای غنی سازی بیشتر و تبدیل به سوخت قابل استفاده در رآکتور تحقیقاتی تهران به روسیه و از آنجا به فرانسه بفرستد.


محمود احمدی نژاد - ۹ مهر ۱۳۸۸
نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی روز جمعه اول آبان گفت که کشورش سخنان آقای برادعی را به معنای تعیین ضرب الاجل نمی داند و پاسخ خود را به پیشنهاد او هفته آینده ارائه خواهد کرد.

اکنون آقای لاریجانی می گوید: "حدس من این است که آمریکایی ها در پشت صحنه با برخی از کشورها زد و بندهایی دارند تا به بهانه تأمین سوخت نیروگاه اتمی، مواد غنی شده در ایران به میزان ۴ ونیم درصد را از ما بگیرند و توسط کشورهایی مثل فرانسه و روسیه آن را تبدیل به میوه سوخت کنند. شاید تصور آنها این است که به این طریق این مواد غنی شده را از دست ما در آورند که امیدواریم ایرانی ها به این مسئله توجه لازم را داشته باشند".

این تردید در حالی توسط آقای لاریجانی مطرح می شود که پیشنهاد ارسال اورانیوم غنی شده به خارج از ایران برای تبدیل به سوخت، ابتدا توسط رئیس جمهوری این کشور مطرح شده بود.

محمود احمدی نژاد روز ۸ مهر، یک روز پیش از ملاقات نمایندگان ایران و گروه ۱+۵ در ژنو، در جمع خبرنگاران گفته بود که یکی از موضوعاتی که در این ملاقات مطرح خواهد شد، خرید سوخت هسته ای برای رآکتور تهران است و "ما حتی آمادگی داریم که مواد ۳.۵ درصد را بدهیم و آنها آن را تا ۱۹.۷۵ یا ۲۰ درصد غنی کنند و به ما تحویل دهند".

به نظر می رسد که اهمیت این پیشنهاد و علت موافقت کشورهای غربی با طرح آقای برادعی در این است که با خروج ۷۰ درصد ذخیره اورانیوم غنی شده در ایران، اورانیوم باقی مانده به اندازه ای نیست که قابل استفاده در یک برنامه نظامی احتمالی باشند.

فرمانده نیروی انتظامی: براى تجمع ۱۳ آبان مجوز بگيريد


فرمانده نيروى انتظامى ایران به کسانى که قصد دارند، روز ۱۳ آبان «تجمعى داشته باشند»، توصيه کرده است، «مجوزهاى لازم» را بگيرند تا از حمايت نيروى انتظامى برخوردار شوند.

به گزارش خبرگزارى ايلنا، اسماعيل احمدى‌مقدم، فرمانده نيروى انتظامى جمهورى اسلامى روز شنبه در محل نمايشگاه مطبوعات در پاسخ به پرسشى در باره قصد معترضان به نتايج انتخابات براى برگزارى تجمعى ديگر در روز ۱۳ آبان اظهار داشت: «توصيه‌ من اين است هر کس مى‌خواهد تجمعى داشته باشد مجوزهاى لازم را بگيرد تا از حمايت‌هاى نيروى انتظامى برخوردار باشد».




اين سخنان در حالى بيان شده است که مقام‌هاى جمهورى اسلامى ایران تاکنون هيچگاه مجوزى براى گردهمايى معترضان به نتايج انتخابات در ايران صادر نکرده و همواره به نیروهای امنیتی تجمع های اعتراضی را سرکوب کرده اند.

در حالى که ده روز ديگر تا ۱۳ آبان که سالروز تصرف سفارت آمریکا در تهران به دست دانشجویان پیرو خط امام و نیز «روز دانش‌آموز» است، باقى مانده، معترضان به نتیجه انتخابات همگان را به شرکت در راه‌پيمايى اين روز دعوت مى‌کنند.

پيشتر احمد جنتى امام جمعه موقت تهران و دبير شوراى نگهبان به عنوان نخستين مقام رسمى جمهورى اسلامى ایران نسبت به قصد معترضان به نتايج انتخابات براى شرکت در تظاهرات ۱۳ آبان از خود واکنش نشان داده بود.

وى با «آمريکايى و اسراييلى» خواندن معترضان گفته بود:«عده‌اى که مهره دست ديگران هستند مى‌خواهند در اين روز ماهيت آمريکايى و اسرائيلى خود را نشان دهند».

به دنبال آغاز اعتراض‌ها به نتايج انتخابات رياست جمهورى ۲۲ خرداد ماه، معترضان در تهران و ساير شهرهاى بزرگ ايران با استفاده از مناسبت‌هاى مختلف دست به تجمع و راه‌پيمايى زده‌اند.

در اواخر شهريور و در آخرين جمعه ماه رمضان نيز طرفداران جنبش سبز با ناديده گرفتن هشدارهاى رهبر جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران در مورد برگزارى هر گونه تجمع اعتراض‌آميز همزمان با برگزارى راه‌پيمایی روز قدس، با حضور پرشمار خود در خيابان‌ها دست به تظاهرات زده بودند.

در اين ميان سردار اسماعيل احمدى مقدم که نيروهاى تحت امرش پيشتر بارها تظاهرات آرام معترضان را به شدت سرکوب کرده‌اند، با تاکيد بر «لزوم قانونى بودن تجمع‌ها» گفته است: « ما بارها گفته‌ايم هر تجمع قانونى قطعا چتر امنيتى پليس را به دنبال خواهد داشت و از هر اقدام قانونى حمايت مى‌کنيم. اما در مقابل از اقدامات غيرقانونى به ويژه به قصد ايجاد تنش جلوگيرى و برابر قانون برخورد مى‌شود».

اين در حالى است که به موجب قانون اساسى ایران برگزارى تجمعات «بدون حمل سلاح» آزاد و نيازى به دريافت مجوز هم ندارد.

«اتهام ماموران کهريزک در حد قرار بازداشت نست»

فرمانده نيروى انتظامى جمهورى اسلامى که پيشتر گفته بود، «دلش نمى‌آيد» ماموران متخلف نيروى انتظامى را که در سرکوب مردم نقش داشتند، توبيخ کند، در باره گزارش‌هاى منتشره در خصوص آزادى بيشتر متهمان پرونده بازداشتگاه کهريزک هم گفته است : « اين چه اهميتى دارد؟ مهم اين است که مراحل قضايى‌اش براى کشف حقيقت و مجازات متخلفان طى شود».

به دنبال اوج گرفتن اعتراض‌ها نسبت به نتايج انتخابات در ايران و انتشار گزارش‌هايى در باره شکنجه و بدرفتارى با بازداشت‌شدگان و حتى تجاوز جنسى به آنها در زندان‌هاى جمهورى اسلامى ایران و به ويژه بازداشتگاه کهريزک رهبر جمهورى اسلامى دستور برچيدن اين بازداشتگاه را صادر کرده بود.

هر چند مقام‌هاى دولتی گفته‌اند که با ماموران متخلف برخورد خواهند کرد، با اين حال در روزهاى اخير گزارش‌هايى در باره «آزادى بيشتر متهمان بازداشتگاه کهريزک» منتشر شده بود.

احمدى‌مقدم در اين باره گفته است:«البته من خودم فکر مى‌کنم که تعدادى از متهمان پرونده کهريزک اتهاماتشان در حدى نيست که قرار بازداشت صادر شود. قرار بازداشت براى جلوگيرى از فرار يا تبانى متهم است و اگر چنين ظنى در کار نباشد مى‌توان از قرارهاى ديگر استفاده کرد».

اين در حالى است که از زمان آغاز اعتراض‌ها نسبت به نتايج انتخابات در ايران شمار زيادى از فعالان سياسى و رسانه‌اى حتى بدون قراربازداشت و صدور حکم دادگاه همچنان در زندان به سر مى‌برند و حتى اجازه تماس با خانواده و استفاده از وکيل را هم ندارند.
چاپ کنید برای دوستان خود بفرستید