پنج خوان پرپیج و خم
بر سر راه حاکمیت کودتائی
مصطفی تاج زاده
سایت "تحول سبز" مقاله ای تحلیل به قلم مصطفی تاج زاده منتشر کرده است. تاج زاده دراین مقاله که متن را می خوانید، بحران در جناح راست حاکم در جمهوری اسلامی و بن بست انتخابات پیش روی مجلس و ریاست جمهوری را بررسی کرده است.
متن مقاله چنین است:
ماه عسل اقتدارگراها رو به پایان است و دو انتخابات پیشرو (مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم) اختلافات جناح راست را به طور کامل آشکار خواهد کرد. اما مشکلات جناح حاکم به مراتب بیش از اختلافات افراد و باندها و احزاب آنهاست. به باور من جناح حاکم دستکم با پنج مشکل مهم در حال دست و پنجه نرم کردن است؛ مشکلاتی که بعضاً در حال تبدیل به بحران هستند. اولین مسأله همین اختلافات رو به رشد آنان است. حزب پادگانی با حذف اصلاحطلبان و اخیراً آقای هاشمی از مدیریت کشور، اکنون وظیفه و مأموریت آقای احمدینژاد و دوستانش را خاتمه یافته تلقی میکند. وی و اطرافیانش با توجه به حرکت اعتراضی اخیر خود تا پایان دوره ریاست جمهوری تحمل خواهد شد ولی بعد از آن در هیچ یک از سه قوه دست بالا نخواهند داشت.
حزب پادگانی در عین حال مایل نیست هر سه قوه به طور کامل در اختیار جناح محافظهکار (راست سنتی) قرار گیرد. وضعیت ایدهآل برای آنان حضور افرادی در عرصه مدیریت (هر سه قوه) کشور است که حتیالامکان وابستگی حزبی و شناخته شده به گروههای قوی و منتفذ و مستقل از کانون قدرت، نداشته باشند تا امربران و کارگزاران سر به زیر باشند. بنابراین منافع و علایق حزب پادگانی کاملاً هماهنگ با جناح راست سنتی نیست و میکوشد مهرههای خود را به تدریج جایگزین افراد شاخص آنها کند که معدل سنی بسیاری از آنان بالای ۷۰ سال است. پس حذفشان توجیه دارد.
اما راست سنتی یا محافظهکاران قصد دارند به نام اتحاد اصولگراها در انتخابات سال جاری مجلس، مانند مجلس هشتم در شهرهای بزرگ فهرست مشترک ارائه کنند. چون به این ترتیب میتوانند اکثریت مجلس نهم را نیز در اختیار بگیرند (آنان چهرههای شناخته شده بیشتری از حزب پادگانی و نیز گروه احمدینژاد برای نامزدی مجلس دارند). این اتحاد به سود آنان و به ضرر آقای احمدینژاد است. البته حزب پادگانی خود رأساً فهرستی ارائه نمیکند چون هویت آشکار و شناخته شده ندارد. آنان سعی میکنند نامزدهای وابسته به خود را در فهرست متحد اصولگراها قرار دهند. به نظر میرسد آقای احمدینژاد از این سناریو نگران است، زیرا به نام وحدت، در مجلس نهم اقلیتی به مراتب ضعیفتر از مجلس هشتم به دست خواهد آورد، بویژه که خود وی دیگر رییس دولت نخواهد بود و نمیتواند نقش مؤثری در عرصه قدرت ایفا کند.
از آنجا که این گروه توان ایجاد یک حزب منسجم را چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ تشکیلاتی و راهبردی و برنامهای ندارند و پس از این دوره، جز شخص احمدینژاد (آن هم در عرصههای محدود) امکان حضور چندان مؤثری در قلمرو سیاستورزی و قدرت نخواهند داشت، به همین دلیل گروه وی درصدد ارائه فهرست مستقلی است تا بتوانند اکثریت قاطع (نیم به علاوه یک نمایندگان یعنی حدود ۱۵۰ کرسی) یا دستکم اکثریت قوی را به طرفداران خود اختصاص دهند تا زمینه برای ریاستجمهوری نامزد مطلوب آن گروه کوچک فراهم شود. استدلال آنان چنین است که به احتمال زیاد اصلاحطلبان در انتخابات حاضر نخواهند شد، بنابراین برای افزایش مشارکت مردمی و ایجاد شور انتخاباتی دستکم در شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و… اصولگراها باید حداقل دو لیست ارائه و با هم رقابت کنند.
رقابت درونی اصولگراها به ضرر جناح راست سنتی خواهد شد، به همین دلیل محافظهکاران در ماههای اخیر اصلاحطلبان را به مشارکت در انتخابات تشویق میکنند تا به این طریق بتوانند همه اصولگراها را مجبور کنند تا با فهرست واحد در انتخابات حاضر شوند. یعنی مانند انتخابات پیشین با فشار از بالا و چانهزنی از پایین آقای احمدینژاد را به ارائه فهرست واحد مجبور خواهند کرد. به این ترتیب خواهند توانست با حضور ضعیف و دست و پا بسته اصلاحطلبان هم به انتخابات مشروعیت بخشند و هم اکثریت مجلس را بدون رقابت جدی به دست آورند. حرکت اعتراضی اخیر، موضع آقای احمدینژاد را تضعیف و مقابله با اطرافیان نزدیکش را تسهیل کرد.
مشکل دوم جناح حاکم مشکلات اقتصادی است. به نظر من در سال جاری و نیز در سال آینده همچنان شاهد افزایش قیمتها، واردات انبوه، بیکاری گسترده، تضییقات روزافزون بخشهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی خواهیم بود و هیچ طیفی از جناح حاکم (حزب پادگانی- احمدینژاد- محافظهکاران یا راست سنتی) راهی برای برونرفت از تورم و رکود اقتصادی ندارند، تحریمهای جهانی همچنان ادامه خواهد داشت، افزایش قیمت نفت نیز حلال نهایی مسأله نیست. زیرا در عین افزایش درآمد دولت، انتظارات مردم را نیز بالا میبرد و قیمت محصولات در سطح جهانی نیز افزایش مییابد که قیمت واردات انبوه، حتی چینی را بیشتر میکند. به باور من دوره شعارهای عوامپسند جناح راست (از هر طیفی) به سر آمده است و این مسأله در نرخ مشارکت مردم در انتخابات مؤثر خواهد بود، اختلافات درونی اصولگراها نارضایتی گسترده مردم را علنیتر میکند. کما اینکه در مباحث مربوط به لایحه بودجه تا حدودی ابعاد نارسایی و نارضایتیهای اقتصادی آشکار شد. عدم انتشار آمارهای اقتصادی نیز مشکل را حل نمیکند چون مشکلات اقتصادی عینی و ملموس است و مردم برای درک آنها نیاز به آمار و ارقام ندارند.
معضل سوم تفاوت دیدگاههای ذهنی در جناح حاکم است. محافظهکاران همچنان بر طبل ایجاد محدودیت و بگیر و ببند میکوبند و حزب پادگانی نیز چنین روشی را درست میخواند، ولی گروه احمدینژاد سیاست فوق را شکست خورده و رأی شکن در انتخابات ارزیابی میکنند. طبق تحلیل دولتیها، اکثریت ایرانیان بخصوص در شهرهای بزرگ با این بگیر و ببندها و حتی با تلقی سنتیها از اسلام (از آقایان مصباح و جنتی تا مهدویکنی و ناطقنوری) مخالفاند و من حدس میزنم نظرسنجیهایی نیز در این زمینهها به عمل آوردهاند. تغییر فاز گفتمان آنان از «اسلام فقاهتی» آن هم به قرائت آقای مصباح یزدی به «مکتب ایرانی» و بزرگداشت کوروش هخامنشی ناشی از چنین تحلیل و نظرسنجیهایی است. از نظر گروه احمدینژاد دفاع از بگیر و ببند فرهنگی کمر آنان را در انتخابات میشکند. این اختلاف دیدگاه روز به روز پررنگتر میشود و حمله اصولگراها به رییس دفتر آقای احمدینژاد نمود این شکاف است. با گذشت زمان و با فعالیت گسترده شبکههای ماهوارهای، موج دموکراسیخواهی در منطقه و افزایش مشکلات اقتصادی این اختلاف دیدگاه علنیتر و گستردهتر خواهد شد.
معضل چهارم وضعیت ایران در عرصه بینالمللی است. اکنون دیگر معلوم شده در انتخابات آتی آمریکا، چه اوباما پیروز شود و چه نامزد جمهوریخواهان، دستکم در کوتاهمدت گرهی از مشکلات دو کشور باز نخواهد شد و تحریمها و تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت. با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و اختلافات اصولگراها ممکن است فشارها بیشتر شود. از طرف دیگر غنیسازی اورانیوم همزمان با نقض دیگر حقوق مسلم ملت ایران جاذبه کمتری برای افکار عمومی خواهد داشت. از طرف دیگر حوادث منطقه و قیامهای مردمی، اگرچه آمریکا و اسرائیل را تضعیف کرده است، اما در عرصه داخلی برای اقتدارگراها از هر سه طیف حزب پادگانی، احمدینژاد و محافظهکاران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب که در صورت حرکت کشورهای منطقه مانند مصر و تونس و… به سوی معیارهای دموکراتیک (احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد، تجمعهای اعتراضی، آزادی سبک زندگی و…) جناح حاکم در ایران نیز در فشار بیشتری قرار میگیرد تا حقوق و آزادیهای قانونی ایرانیان را به رسمیت بشناسد. اگر هم سلفیها در این کشورها اکثریت را به دست آورند جهتگیریهای شدید ضد شیعی و ضد ایرانی از خود نشان خواهند داد، حتی اگر شدیداً علیه آمریکا و اسرائیل موضع بگیرند (نمونه رادیکال آنان بنلادن بود)، در هر دو حال یعنی چه شریعتگراها حاکم شوند و چه دموکراسی حرف اول را در این کشورها بزند، مشکلات جناح حاکم بیشتر خواهد شد.
مشکل پنجم اصولگراها گسترش فساد مالی و اداری در کشور به رغم همه شعارهاست. این نارساییها خود را در زندگی روزه مردم نشان میدهد و با رقابتهای درونی و ظهور اختلافات جناح حاکم، فسادها به طور علنیتری مطرح خواهد شد. درست است که صدا و سیما و مطبوعات کاملاً کنترل شدهاند اما ماهواره و اینترنت انحصار اطلاع رسانی را شکسته و وضعیت دشواری برای اعمال روشهای اقتدارگراها ایجاد میکند.
با توجه به مشکلات فوق که هر کدام میتواند به بحرانی برای اقتدارگراها و حتی در جامعه تبدیل شود باید گفت وضعیت جناح حاکم به شدت نااستوار و سست است. به همین علت نگرانی از سر و رویشان میبارد و میکوشند انسداد و سانسور شدیدی اعمال کنند. آنان در صددند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی عملاً نظریه «النصر بالرعب» یا پیروزی بر اساس ایجاد ترس را تحقق بخشند. اما روند حوادث به سود آنان نیست و دیر یا زود مجبور خواهند شد که به رغم اشتراک نظر همه اصولگراها در نفی و نقض و سرکوب حقوق و آزادیهای اساسی ایرانیان، این حقوق و آزادیها را به رسمیت بشناسند. ما باید خود را برای چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است.
Tuesday, June 7, 2011
پنج خوان پرپیج و خم
پنج خوان پرپیج و خم
بر سر راه حاکمیت کودتائی
مصطفی تاج زاده
سایت "تحول سبز" مقاله ای تحلیل به قلم مصطفی تاج زاده منتشر کرده است. تاج زاده دراین مقاله که متن را می خوانید، بحران در جناح راست حاکم در جمهوری اسلامی و بن بست انتخابات پیش روی مجلس و ریاست جمهوری را بررسی کرده است.
متن مقاله چنین است:
ماه عسل اقتدارگراها رو به پایان است و دو انتخابات پیشرو (مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم) اختلافات جناح راست را به طور کامل آشکار خواهد کرد. اما مشکلات جناح حاکم به مراتب بیش از اختلافات افراد و باندها و احزاب آنهاست. به باور من جناح حاکم دستکم با پنج مشکل مهم در حال دست و پنجه نرم کردن است؛ مشکلاتی که بعضاً در حال تبدیل به بحران هستند. اولین مسأله همین اختلافات رو به رشد آنان است. حزب پادگانی با حذف اصلاحطلبان و اخیراً آقای هاشمی از مدیریت کشور، اکنون وظیفه و مأموریت آقای احمدینژاد و دوستانش را خاتمه یافته تلقی میکند. وی و اطرافیانش با توجه به حرکت اعتراضی اخیر خود تا پایان دوره ریاست جمهوری تحمل خواهد شد ولی بعد از آن در هیچ یک از سه قوه دست بالا نخواهند داشت.
حزب پادگانی در عین حال مایل نیست هر سه قوه به طور کامل در اختیار جناح محافظهکار (راست سنتی) قرار گیرد. وضعیت ایدهآل برای آنان حضور افرادی در عرصه مدیریت (هر سه قوه) کشور است که حتیالامکان وابستگی حزبی و شناخته شده به گروههای قوی و منتفذ و مستقل از کانون قدرت، نداشته باشند تا امربران و کارگزاران سر به زیر باشند. بنابراین منافع و علایق حزب پادگانی کاملاً هماهنگ با جناح راست سنتی نیست و میکوشد مهرههای خود را به تدریج جایگزین افراد شاخص آنها کند که معدل سنی بسیاری از آنان بالای ۷۰ سال است. پس حذفشان توجیه دارد.
اما راست سنتی یا محافظهکاران قصد دارند به نام اتحاد اصولگراها در انتخابات سال جاری مجلس، مانند مجلس هشتم در شهرهای بزرگ فهرست مشترک ارائه کنند. چون به این ترتیب میتوانند اکثریت مجلس نهم را نیز در اختیار بگیرند (آنان چهرههای شناخته شده بیشتری از حزب پادگانی و نیز گروه احمدینژاد برای نامزدی مجلس دارند). این اتحاد به سود آنان و به ضرر آقای احمدینژاد است. البته حزب پادگانی خود رأساً فهرستی ارائه نمیکند چون هویت آشکار و شناخته شده ندارد. آنان سعی میکنند نامزدهای وابسته به خود را در فهرست متحد اصولگراها قرار دهند. به نظر میرسد آقای احمدینژاد از این سناریو نگران است، زیرا به نام وحدت، در مجلس نهم اقلیتی به مراتب ضعیفتر از مجلس هشتم به دست خواهد آورد، بویژه که خود وی دیگر رییس دولت نخواهد بود و نمیتواند نقش مؤثری در عرصه قدرت ایفا کند.
از آنجا که این گروه توان ایجاد یک حزب منسجم را چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ تشکیلاتی و راهبردی و برنامهای ندارند و پس از این دوره، جز شخص احمدینژاد (آن هم در عرصههای محدود) امکان حضور چندان مؤثری در قلمرو سیاستورزی و قدرت نخواهند داشت، به همین دلیل گروه وی درصدد ارائه فهرست مستقلی است تا بتوانند اکثریت قاطع (نیم به علاوه یک نمایندگان یعنی حدود ۱۵۰ کرسی) یا دستکم اکثریت قوی را به طرفداران خود اختصاص دهند تا زمینه برای ریاستجمهوری نامزد مطلوب آن گروه کوچک فراهم شود. استدلال آنان چنین است که به احتمال زیاد اصلاحطلبان در انتخابات حاضر نخواهند شد، بنابراین برای افزایش مشارکت مردمی و ایجاد شور انتخاباتی دستکم در شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و… اصولگراها باید حداقل دو لیست ارائه و با هم رقابت کنند.
رقابت درونی اصولگراها به ضرر جناح راست سنتی خواهد شد، به همین دلیل محافظهکاران در ماههای اخیر اصلاحطلبان را به مشارکت در انتخابات تشویق میکنند تا به این طریق بتوانند همه اصولگراها را مجبور کنند تا با فهرست واحد در انتخابات حاضر شوند. یعنی مانند انتخابات پیشین با فشار از بالا و چانهزنی از پایین آقای احمدینژاد را به ارائه فهرست واحد مجبور خواهند کرد. به این ترتیب خواهند توانست با حضور ضعیف و دست و پا بسته اصلاحطلبان هم به انتخابات مشروعیت بخشند و هم اکثریت مجلس را بدون رقابت جدی به دست آورند. حرکت اعتراضی اخیر، موضع آقای احمدینژاد را تضعیف و مقابله با اطرافیان نزدیکش را تسهیل کرد.
مشکل دوم جناح حاکم مشکلات اقتصادی است. به نظر من در سال جاری و نیز در سال آینده همچنان شاهد افزایش قیمتها، واردات انبوه، بیکاری گسترده، تضییقات روزافزون بخشهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی خواهیم بود و هیچ طیفی از جناح حاکم (حزب پادگانی- احمدینژاد- محافظهکاران یا راست سنتی) راهی برای برونرفت از تورم و رکود اقتصادی ندارند، تحریمهای جهانی همچنان ادامه خواهد داشت، افزایش قیمت نفت نیز حلال نهایی مسأله نیست. زیرا در عین افزایش درآمد دولت، انتظارات مردم را نیز بالا میبرد و قیمت محصولات در سطح جهانی نیز افزایش مییابد که قیمت واردات انبوه، حتی چینی را بیشتر میکند. به باور من دوره شعارهای عوامپسند جناح راست (از هر طیفی) به سر آمده است و این مسأله در نرخ مشارکت مردم در انتخابات مؤثر خواهد بود، اختلافات درونی اصولگراها نارضایتی گسترده مردم را علنیتر میکند. کما اینکه در مباحث مربوط به لایحه بودجه تا حدودی ابعاد نارسایی و نارضایتیهای اقتصادی آشکار شد. عدم انتشار آمارهای اقتصادی نیز مشکل را حل نمیکند چون مشکلات اقتصادی عینی و ملموس است و مردم برای درک آنها نیاز به آمار و ارقام ندارند.
معضل سوم تفاوت دیدگاههای ذهنی در جناح حاکم است. محافظهکاران همچنان بر طبل ایجاد محدودیت و بگیر و ببند میکوبند و حزب پادگانی نیز چنین روشی را درست میخواند، ولی گروه احمدینژاد سیاست فوق را شکست خورده و رأی شکن در انتخابات ارزیابی میکنند. طبق تحلیل دولتیها، اکثریت ایرانیان بخصوص در شهرهای بزرگ با این بگیر و ببندها و حتی با تلقی سنتیها از اسلام (از آقایان مصباح و جنتی تا مهدویکنی و ناطقنوری) مخالفاند و من حدس میزنم نظرسنجیهایی نیز در این زمینهها به عمل آوردهاند. تغییر فاز گفتمان آنان از «اسلام فقاهتی» آن هم به قرائت آقای مصباح یزدی به «مکتب ایرانی» و بزرگداشت کوروش هخامنشی ناشی از چنین تحلیل و نظرسنجیهایی است. از نظر گروه احمدینژاد دفاع از بگیر و ببند فرهنگی کمر آنان را در انتخابات میشکند. این اختلاف دیدگاه روز به روز پررنگتر میشود و حمله اصولگراها به رییس دفتر آقای احمدینژاد نمود این شکاف است. با گذشت زمان و با فعالیت گسترده شبکههای ماهوارهای، موج دموکراسیخواهی در منطقه و افزایش مشکلات اقتصادی این اختلاف دیدگاه علنیتر و گستردهتر خواهد شد.
معضل چهارم وضعیت ایران در عرصه بینالمللی است. اکنون دیگر معلوم شده در انتخابات آتی آمریکا، چه اوباما پیروز شود و چه نامزد جمهوریخواهان، دستکم در کوتاهمدت گرهی از مشکلات دو کشور باز نخواهد شد و تحریمها و تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت. با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و اختلافات اصولگراها ممکن است فشارها بیشتر شود. از طرف دیگر غنیسازی اورانیوم همزمان با نقض دیگر حقوق مسلم ملت ایران جاذبه کمتری برای افکار عمومی خواهد داشت. از طرف دیگر حوادث منطقه و قیامهای مردمی، اگرچه آمریکا و اسرائیل را تضعیف کرده است، اما در عرصه داخلی برای اقتدارگراها از هر سه طیف حزب پادگانی، احمدینژاد و محافظهکاران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب که در صورت حرکت کشورهای منطقه مانند مصر و تونس و… به سوی معیارهای دموکراتیک (احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد، تجمعهای اعتراضی، آزادی سبک زندگی و…) جناح حاکم در ایران نیز در فشار بیشتری قرار میگیرد تا حقوق و آزادیهای قانونی ایرانیان را به رسمیت بشناسد. اگر هم سلفیها در این کشورها اکثریت را به دست آورند جهتگیریهای شدید ضد شیعی و ضد ایرانی از خود نشان خواهند داد، حتی اگر شدیداً علیه آمریکا و اسرائیل موضع بگیرند (نمونه رادیکال آنان بنلادن بود)، در هر دو حال یعنی چه شریعتگراها حاکم شوند و چه دموکراسی حرف اول را در این کشورها بزند، مشکلات جناح حاکم بیشتر خواهد شد.
مشکل پنجم اصولگراها گسترش فساد مالی و اداری در کشور به رغم همه شعارهاست. این نارساییها خود را در زندگی روزه مردم نشان میدهد و با رقابتهای درونی و ظهور اختلافات جناح حاکم، فسادها به طور علنیتری مطرح خواهد شد. درست است که صدا و سیما و مطبوعات کاملاً کنترل شدهاند اما ماهواره و اینترنت انحصار اطلاع رسانی را شکسته و وضعیت دشواری برای اعمال روشهای اقتدارگراها ایجاد میکند.
با توجه به مشکلات فوق که هر کدام میتواند به بحرانی برای اقتدارگراها و حتی در جامعه تبدیل شود باید گفت وضعیت جناح حاکم به شدت نااستوار و سست است. به همین علت نگرانی از سر و رویشان میبارد و میکوشند انسداد و سانسور شدیدی اعمال کنند. آنان در صددند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی عملاً نظریه «النصر بالرعب» یا پیروزی بر اساس ایجاد ترس را تحقق بخشند. اما روند حوادث به سود آنان نیست و دیر یا زود مجبور خواهند شد که به رغم اشتراک نظر همه اصولگراها در نفی و نقض و سرکوب حقوق و آزادیهای اساسی ایرانیان، این حقوق و آزادیها را به رسمیت بشناسند. ما باید خود را برای چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است.
بر سر راه حاکمیت کودتائی
مصطفی تاج زاده
سایت "تحول سبز" مقاله ای تحلیل به قلم مصطفی تاج زاده منتشر کرده است. تاج زاده دراین مقاله که متن را می خوانید، بحران در جناح راست حاکم در جمهوری اسلامی و بن بست انتخابات پیش روی مجلس و ریاست جمهوری را بررسی کرده است.
متن مقاله چنین است:
ماه عسل اقتدارگراها رو به پایان است و دو انتخابات پیشرو (مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم) اختلافات جناح راست را به طور کامل آشکار خواهد کرد. اما مشکلات جناح حاکم به مراتب بیش از اختلافات افراد و باندها و احزاب آنهاست. به باور من جناح حاکم دستکم با پنج مشکل مهم در حال دست و پنجه نرم کردن است؛ مشکلاتی که بعضاً در حال تبدیل به بحران هستند. اولین مسأله همین اختلافات رو به رشد آنان است. حزب پادگانی با حذف اصلاحطلبان و اخیراً آقای هاشمی از مدیریت کشور، اکنون وظیفه و مأموریت آقای احمدینژاد و دوستانش را خاتمه یافته تلقی میکند. وی و اطرافیانش با توجه به حرکت اعتراضی اخیر خود تا پایان دوره ریاست جمهوری تحمل خواهد شد ولی بعد از آن در هیچ یک از سه قوه دست بالا نخواهند داشت.
حزب پادگانی در عین حال مایل نیست هر سه قوه به طور کامل در اختیار جناح محافظهکار (راست سنتی) قرار گیرد. وضعیت ایدهآل برای آنان حضور افرادی در عرصه مدیریت (هر سه قوه) کشور است که حتیالامکان وابستگی حزبی و شناخته شده به گروههای قوی و منتفذ و مستقل از کانون قدرت، نداشته باشند تا امربران و کارگزاران سر به زیر باشند. بنابراین منافع و علایق حزب پادگانی کاملاً هماهنگ با جناح راست سنتی نیست و میکوشد مهرههای خود را به تدریج جایگزین افراد شاخص آنها کند که معدل سنی بسیاری از آنان بالای ۷۰ سال است. پس حذفشان توجیه دارد.
اما راست سنتی یا محافظهکاران قصد دارند به نام اتحاد اصولگراها در انتخابات سال جاری مجلس، مانند مجلس هشتم در شهرهای بزرگ فهرست مشترک ارائه کنند. چون به این ترتیب میتوانند اکثریت مجلس نهم را نیز در اختیار بگیرند (آنان چهرههای شناخته شده بیشتری از حزب پادگانی و نیز گروه احمدینژاد برای نامزدی مجلس دارند). این اتحاد به سود آنان و به ضرر آقای احمدینژاد است. البته حزب پادگانی خود رأساً فهرستی ارائه نمیکند چون هویت آشکار و شناخته شده ندارد. آنان سعی میکنند نامزدهای وابسته به خود را در فهرست متحد اصولگراها قرار دهند. به نظر میرسد آقای احمدینژاد از این سناریو نگران است، زیرا به نام وحدت، در مجلس نهم اقلیتی به مراتب ضعیفتر از مجلس هشتم به دست خواهد آورد، بویژه که خود وی دیگر رییس دولت نخواهد بود و نمیتواند نقش مؤثری در عرصه قدرت ایفا کند.
از آنجا که این گروه توان ایجاد یک حزب منسجم را چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ تشکیلاتی و راهبردی و برنامهای ندارند و پس از این دوره، جز شخص احمدینژاد (آن هم در عرصههای محدود) امکان حضور چندان مؤثری در قلمرو سیاستورزی و قدرت نخواهند داشت، به همین دلیل گروه وی درصدد ارائه فهرست مستقلی است تا بتوانند اکثریت قاطع (نیم به علاوه یک نمایندگان یعنی حدود ۱۵۰ کرسی) یا دستکم اکثریت قوی را به طرفداران خود اختصاص دهند تا زمینه برای ریاستجمهوری نامزد مطلوب آن گروه کوچک فراهم شود. استدلال آنان چنین است که به احتمال زیاد اصلاحطلبان در انتخابات حاضر نخواهند شد، بنابراین برای افزایش مشارکت مردمی و ایجاد شور انتخاباتی دستکم در شهرهای بزرگ مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد و… اصولگراها باید حداقل دو لیست ارائه و با هم رقابت کنند.
رقابت درونی اصولگراها به ضرر جناح راست سنتی خواهد شد، به همین دلیل محافظهکاران در ماههای اخیر اصلاحطلبان را به مشارکت در انتخابات تشویق میکنند تا به این طریق بتوانند همه اصولگراها را مجبور کنند تا با فهرست واحد در انتخابات حاضر شوند. یعنی مانند انتخابات پیشین با فشار از بالا و چانهزنی از پایین آقای احمدینژاد را به ارائه فهرست واحد مجبور خواهند کرد. به این ترتیب خواهند توانست با حضور ضعیف و دست و پا بسته اصلاحطلبان هم به انتخابات مشروعیت بخشند و هم اکثریت مجلس را بدون رقابت جدی به دست آورند. حرکت اعتراضی اخیر، موضع آقای احمدینژاد را تضعیف و مقابله با اطرافیان نزدیکش را تسهیل کرد.
مشکل دوم جناح حاکم مشکلات اقتصادی است. به نظر من در سال جاری و نیز در سال آینده همچنان شاهد افزایش قیمتها، واردات انبوه، بیکاری گسترده، تضییقات روزافزون بخشهای تولیدی و صنعتی و کشاورزی خواهیم بود و هیچ طیفی از جناح حاکم (حزب پادگانی- احمدینژاد- محافظهکاران یا راست سنتی) راهی برای برونرفت از تورم و رکود اقتصادی ندارند، تحریمهای جهانی همچنان ادامه خواهد داشت، افزایش قیمت نفت نیز حلال نهایی مسأله نیست. زیرا در عین افزایش درآمد دولت، انتظارات مردم را نیز بالا میبرد و قیمت محصولات در سطح جهانی نیز افزایش مییابد که قیمت واردات انبوه، حتی چینی را بیشتر میکند. به باور من دوره شعارهای عوامپسند جناح راست (از هر طیفی) به سر آمده است و این مسأله در نرخ مشارکت مردم در انتخابات مؤثر خواهد بود، اختلافات درونی اصولگراها نارضایتی گسترده مردم را علنیتر میکند. کما اینکه در مباحث مربوط به لایحه بودجه تا حدودی ابعاد نارسایی و نارضایتیهای اقتصادی آشکار شد. عدم انتشار آمارهای اقتصادی نیز مشکل را حل نمیکند چون مشکلات اقتصادی عینی و ملموس است و مردم برای درک آنها نیاز به آمار و ارقام ندارند.
معضل سوم تفاوت دیدگاههای ذهنی در جناح حاکم است. محافظهکاران همچنان بر طبل ایجاد محدودیت و بگیر و ببند میکوبند و حزب پادگانی نیز چنین روشی را درست میخواند، ولی گروه احمدینژاد سیاست فوق را شکست خورده و رأی شکن در انتخابات ارزیابی میکنند. طبق تحلیل دولتیها، اکثریت ایرانیان بخصوص در شهرهای بزرگ با این بگیر و ببندها و حتی با تلقی سنتیها از اسلام (از آقایان مصباح و جنتی تا مهدویکنی و ناطقنوری) مخالفاند و من حدس میزنم نظرسنجیهایی نیز در این زمینهها به عمل آوردهاند. تغییر فاز گفتمان آنان از «اسلام فقاهتی» آن هم به قرائت آقای مصباح یزدی به «مکتب ایرانی» و بزرگداشت کوروش هخامنشی ناشی از چنین تحلیل و نظرسنجیهایی است. از نظر گروه احمدینژاد دفاع از بگیر و ببند فرهنگی کمر آنان را در انتخابات میشکند. این اختلاف دیدگاه روز به روز پررنگتر میشود و حمله اصولگراها به رییس دفتر آقای احمدینژاد نمود این شکاف است. با گذشت زمان و با فعالیت گسترده شبکههای ماهوارهای، موج دموکراسیخواهی در منطقه و افزایش مشکلات اقتصادی این اختلاف دیدگاه علنیتر و گستردهتر خواهد شد.
معضل چهارم وضعیت ایران در عرصه بینالمللی است. اکنون دیگر معلوم شده در انتخابات آتی آمریکا، چه اوباما پیروز شود و چه نامزد جمهوریخواهان، دستکم در کوتاهمدت گرهی از مشکلات دو کشور باز نخواهد شد و تحریمها و تهدیدها همچنان ادامه خواهد داشت. با افزایش مشکلات اقتصادی مردم و اختلافات اصولگراها ممکن است فشارها بیشتر شود. از طرف دیگر غنیسازی اورانیوم همزمان با نقض دیگر حقوق مسلم ملت ایران جاذبه کمتری برای افکار عمومی خواهد داشت. از طرف دیگر حوادث منطقه و قیامهای مردمی، اگرچه آمریکا و اسرائیل را تضعیف کرده است، اما در عرصه داخلی برای اقتدارگراها از هر سه طیف حزب پادگانی، احمدینژاد و محافظهکاران مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب که در صورت حرکت کشورهای منطقه مانند مصر و تونس و… به سوی معیارهای دموکراتیک (احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد، تجمعهای اعتراضی، آزادی سبک زندگی و…) جناح حاکم در ایران نیز در فشار بیشتری قرار میگیرد تا حقوق و آزادیهای قانونی ایرانیان را به رسمیت بشناسد. اگر هم سلفیها در این کشورها اکثریت را به دست آورند جهتگیریهای شدید ضد شیعی و ضد ایرانی از خود نشان خواهند داد، حتی اگر شدیداً علیه آمریکا و اسرائیل موضع بگیرند (نمونه رادیکال آنان بنلادن بود)، در هر دو حال یعنی چه شریعتگراها حاکم شوند و چه دموکراسی حرف اول را در این کشورها بزند، مشکلات جناح حاکم بیشتر خواهد شد.
مشکل پنجم اصولگراها گسترش فساد مالی و اداری در کشور به رغم همه شعارهاست. این نارساییها خود را در زندگی روزه مردم نشان میدهد و با رقابتهای درونی و ظهور اختلافات جناح حاکم، فسادها به طور علنیتری مطرح خواهد شد. درست است که صدا و سیما و مطبوعات کاملاً کنترل شدهاند اما ماهواره و اینترنت انحصار اطلاع رسانی را شکسته و وضعیت دشواری برای اعمال روشهای اقتدارگراها ایجاد میکند.
با توجه به مشکلات فوق که هر کدام میتواند به بحرانی برای اقتدارگراها و حتی در جامعه تبدیل شود باید گفت وضعیت جناح حاکم به شدت نااستوار و سست است. به همین علت نگرانی از سر و رویشان میبارد و میکوشند انسداد و سانسور شدیدی اعمال کنند. آنان در صددند با ایجاد فضای امنیتی و پلیسی عملاً نظریه «النصر بالرعب» یا پیروزی بر اساس ایجاد ترس را تحقق بخشند. اما روند حوادث به سود آنان نیست و دیر یا زود مجبور خواهند شد که به رغم اشتراک نظر همه اصولگراها در نفی و نقض و سرکوب حقوق و آزادیهای اساسی ایرانیان، این حقوق و آزادیها را به رسمیت بشناسند. ما باید خود را برای چنین شرایطی آماده نگه داریم. من به آینده بسیار امیدوارم. کافی است با هوشیاری و متانت عمل کنیم. حق پیروز است.
گزینه علی خامنه ای
گزینه علی خامنه ای
علی اکبر صالحی
در انتظار سقوط احمدی نژاد
سردبیر محترم پیک نت- این اطلاع را جهت آگاهی دیگران منتشر فرمائید:
بر اساس گزارش منابع نزدیک به دفتر مقام رهبری در تهران، درصورت قطعی شدن بر کناری احمدی نژاد از ریاست جمهوری، علی اکبر صالحی وزیرامور خارجه نخستین گزینه آقا برای جانشینی وی است.
علی اکبر صالحی متولد عراق و دارای تابعیت این کشور است. در دانشگاه آمریکائی بیروت تحصیل کرده و از دانشگاه ام آی تی بوستون آمریکا دکترای خود را دریافت داشته است.
از هم اکنون طرفداران احمدی نژاد بسرعت مشغول پخش کردن اطلاعاتی در باره زندگی خصوصی وی هستند. از جمله این که دخترش تابعیت آمریکا را دارد و اخیرا به ایران باز گشته است. همچنین ،خواهر و برادر وی نیزتابعیت آمریکا را دارند و در شرق امریکا در استخدام بخش دولتی امریکا هستند.
علی اکبر صالحی
در انتظار سقوط احمدی نژاد
سردبیر محترم پیک نت- این اطلاع را جهت آگاهی دیگران منتشر فرمائید:
بر اساس گزارش منابع نزدیک به دفتر مقام رهبری در تهران، درصورت قطعی شدن بر کناری احمدی نژاد از ریاست جمهوری، علی اکبر صالحی وزیرامور خارجه نخستین گزینه آقا برای جانشینی وی است.
علی اکبر صالحی متولد عراق و دارای تابعیت این کشور است. در دانشگاه آمریکائی بیروت تحصیل کرده و از دانشگاه ام آی تی بوستون آمریکا دکترای خود را دریافت داشته است.
از هم اکنون طرفداران احمدی نژاد بسرعت مشغول پخش کردن اطلاعاتی در باره زندگی خصوصی وی هستند. از جمله این که دخترش تابعیت آمریکا را دارد و اخیرا به ایران باز گشته است. همچنین ،خواهر و برادر وی نیزتابعیت آمریکا را دارند و در شرق امریکا در استخدام بخش دولتی امریکا هستند.
Monday, June 6, 2011
در سخنرانی 14 خرداد
در سخنرانی 14 خرداد
پیام احمدی نژاد به آقای خامنه ای
ساسان کردستانی
شب 14 خرداد، مراسم سالگرد مرگ آقای خمینی در آرامگاه او برگزار شد . در جریان سخنرانی احمدی نژاد، طرفداران آقای خامنه ای با شعارهای تند علیه رحیم مشائی در اصل به خود احمدی نژاد تاختند و سخنان او را به کرات قطع کردند.
شاید احمدی نژاد هرگز تصور نمی کرد همان اتفاقی برای او خواهد افتاد که درست یک سال پیش در همین مکان و بدستور و نقشه او در سخنرانی حسن خمینی، نوه آقای خمینی پیش آمد. ایشان از طرف کودتاچیان به هواداری از جنبش سبز متهم شد و اجازه ادامه سخنرانی اش را نیافت.
سال گذشته احمدی نژاد، پشتگرم به بانیان و حامیان کودتا، هنوز محبوب رهبر فرزانه بود و امسال مغضوب و مطرود همان کسانی شد که با تقلب وکودتای انتخاباتی، او را بر سر کار نگاه داشتند تا میلیون ها مردم معترض را سرکوب کنند.
سال گذشته آیت اله جنتی و آیت الله مصباح یزدی که مخالفت با احمدی نژاد را مخالفت با خدا در بوق می کردند، امسال همانها به رنگ دیگر ظاهر شده اند.
اما، دراین میان پیام احمدی نژاد به خامنه ای را در جریان همین سخنرانی نباید دست کم گرفت. زمانی که عوامل لباس شخص و بیت رهبری در میان سخنرانی او به کرات علیه مشائی شعار دادند و حتا مرگ بر مشائی هم گفنتد، احمدی نژاد گفت : "مخلص آقای رئیس هم هستیم ! نوبت شما هم می شود ! ..."
بدون شک خامنه ای می داند در فضای نظامی – امنیتی امروز ایران جز او کسی رئیس، رئیس جمهور نیست و این "آقای رئیس جمهور" یعنی تعیین کننده رئیس جمهور!
شاید این گفته احمدی نژاد را بتوان در شمار معدود سخنان راستی بدانیم که در خلال 7 سال اخیر بر زبان ایشان جاری شده و تاریخ جز این نمی گوید که قدرت و دولت اگر ثابت و ماندنی بود به دیگری نمی رسید
پیام احمدی نژاد به آقای خامنه ای
ساسان کردستانی
شب 14 خرداد، مراسم سالگرد مرگ آقای خمینی در آرامگاه او برگزار شد . در جریان سخنرانی احمدی نژاد، طرفداران آقای خامنه ای با شعارهای تند علیه رحیم مشائی در اصل به خود احمدی نژاد تاختند و سخنان او را به کرات قطع کردند.
شاید احمدی نژاد هرگز تصور نمی کرد همان اتفاقی برای او خواهد افتاد که درست یک سال پیش در همین مکان و بدستور و نقشه او در سخنرانی حسن خمینی، نوه آقای خمینی پیش آمد. ایشان از طرف کودتاچیان به هواداری از جنبش سبز متهم شد و اجازه ادامه سخنرانی اش را نیافت.
سال گذشته احمدی نژاد، پشتگرم به بانیان و حامیان کودتا، هنوز محبوب رهبر فرزانه بود و امسال مغضوب و مطرود همان کسانی شد که با تقلب وکودتای انتخاباتی، او را بر سر کار نگاه داشتند تا میلیون ها مردم معترض را سرکوب کنند.
سال گذشته آیت اله جنتی و آیت الله مصباح یزدی که مخالفت با احمدی نژاد را مخالفت با خدا در بوق می کردند، امسال همانها به رنگ دیگر ظاهر شده اند.
اما، دراین میان پیام احمدی نژاد به خامنه ای را در جریان همین سخنرانی نباید دست کم گرفت. زمانی که عوامل لباس شخص و بیت رهبری در میان سخنرانی او به کرات علیه مشائی شعار دادند و حتا مرگ بر مشائی هم گفنتد، احمدی نژاد گفت : "مخلص آقای رئیس هم هستیم ! نوبت شما هم می شود ! ..."
بدون شک خامنه ای می داند در فضای نظامی – امنیتی امروز ایران جز او کسی رئیس، رئیس جمهور نیست و این "آقای رئیس جمهور" یعنی تعیین کننده رئیس جمهور!
شاید این گفته احمدی نژاد را بتوان در شمار معدود سخنان راستی بدانیم که در خلال 7 سال اخیر بر زبان ایشان جاری شده و تاریخ جز این نمی گوید که قدرت و دولت اگر ثابت و ماندنی بود به دیگری نمی رسید
ارگان سیاسی سپاه : همه موظفیم به جای "رهبری" بگوییم "امام خامنهای"
ارگان سیاسی سپاه : همه موظفیم به جای "رهبری" بگوییم "امام خامنهای"
آفتاب: هفتهنامه «صبح صادق» ارگان سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادااشتی به قلم سردار یدالله جوانی، از ائمه جمعه و صدا و سیما خواست در سخنرانیها و برنامههای خود از رهبری معظم انقلاب اسلامی با عنوان «امام» یاد کنند و در ترویج آن بکوشند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، این هفتهنامه در شماره روز دوشنبه (۱۶ خرداد) خود نوشته که "امروز باید با صراحت و شجاعت اعتراف کنیم که در سال 8631 و پس از رحلت امام خمینی پس از اعلام نام «خامنه ای عزیز» از سوی خبرگان رهبری، دچار اشتباهی بزرگ شدیم و آن اشتباه این بود که از ایشان با عنوان «امام» یاد نکردیم".
سردار جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه در سرمقاله هفتهنامه «صبح صادق» افزوده است: «باید اهتمام ویژهای داشت و اشتباهی را که در گذشته به هر دلیلی مرتکب شدیم، جبران نماییم.»
به اعتقاد سردار جوانی «صدا و سیما باید در این مسیر به رسالت رسانهای خود عمل نماید. ائمه جمعه سراسر کشور و دیگر صاحبان تریبون و قلم باید بسیج گردند».
وی افزوده است: «وظیفه خود بدانیم که اولاً از رهبر معظم انقلاب اسلامی برای ادای حق جایگاهش، با عنوان امام خامنهای یاد کنیم و ثانیاً دلیل به کار بردن این عنوان را برای مردم تبیین نماییم».
آفتاب: هفتهنامه «صبح صادق» ارگان سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادااشتی به قلم سردار یدالله جوانی، از ائمه جمعه و صدا و سیما خواست در سخنرانیها و برنامههای خود از رهبری معظم انقلاب اسلامی با عنوان «امام» یاد کنند و در ترویج آن بکوشند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، این هفتهنامه در شماره روز دوشنبه (۱۶ خرداد) خود نوشته که "امروز باید با صراحت و شجاعت اعتراف کنیم که در سال 8631 و پس از رحلت امام خمینی پس از اعلام نام «خامنه ای عزیز» از سوی خبرگان رهبری، دچار اشتباهی بزرگ شدیم و آن اشتباه این بود که از ایشان با عنوان «امام» یاد نکردیم".
سردار جوانی رئیس اداره سیاسی سپاه در سرمقاله هفتهنامه «صبح صادق» افزوده است: «باید اهتمام ویژهای داشت و اشتباهی را که در گذشته به هر دلیلی مرتکب شدیم، جبران نماییم.»
به اعتقاد سردار جوانی «صدا و سیما باید در این مسیر به رسالت رسانهای خود عمل نماید. ائمه جمعه سراسر کشور و دیگر صاحبان تریبون و قلم باید بسیج گردند».
وی افزوده است: «وظیفه خود بدانیم که اولاً از رهبر معظم انقلاب اسلامی برای ادای حق جایگاهش، با عنوان امام خامنهای یاد کنیم و ثانیاً دلیل به کار بردن این عنوان را برای مردم تبیین نماییم».
علی آبادی رئیس نشست اوپک شد
علی آبادی رئیس نشست اوپک شد
* سیداحمد خاتمی: منظور من هاشمی رفسنجانی نبود
علی آبادی رئیس نشست اوپک شد
فارس : معاون اول رئیس جمهور از حضور محمد علی آبادی در جلسه روز 18 خرداد ماه اوپک به عنوان رئیس این اجلاس خبر داد.
محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در حاشیه تودیع و معارفه سرپرست جدید وزارت نفت در جمع خبرنگاران گفت: آقای علی آبادی در جلسه آتی اوپک که در تاریخ 18 خرداد ماه جاری در وین برگزار می شود از طرف ایران شرکت می کند و ریاست این سازمان را برعهده می گیرد.
وی ادامه داد: حضور احتمالی وزیر اقتصاد در جلسه اوپک مربوط به زمانی می شد که وزارت نفت سرپرستی نداشت، اما با معرفی آقای علی آبادی به عنوان سرپرست وزارت نفت حضور ایشان در جلسه اوپک مسجل شده است.
سیداحمد خاتمی: منظور من هاشمی رفسنجانی نبود
خبر انلاین : عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره سخنان روز گذشته اش توضیح داد.
پس از آنکه سیداحمد خاتمی روز گذشت تلویحا به سخنان اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرده و به نقد دآن پرداخت امروز به ایسنا گفت:« امروز مطلع شدم بسیاری از سایتها و رسانهها سخنان اینجانب را مبنی بر اینکه "عدهای میگویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است" به جناب آقای هاشمی رفسنجانی نسبت دادهاند و گفتهاند که خاتمی اعلام کرده که آقای هاشمی رفسنجانی دروغ گفته است.
وی با بیان اینکه «در این ارتباط توضیح چند نکته را ضروری میدانم» ادامه داد: اولا سخنان من نقد آن سخن بود نه نقد گوینده آن و این سخن حدود دو سال است که از سوی رسانههای ضدانقلاب و بیگانه گفته میشود که اعتماد مردم از نظام سلب شده است و من در آنجا در مقام نقد سخن هستم و به تعبیری «ماقال» را نقد کردهام نه «منقال» را و اینکه برخی خطاب این حرف را به آقای هاشمی نسبت میدهند سخن نادرستی است.
وی به صحبتهای هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: سخنی که آقای هاشمی گفتهاند این است که اگر بخواهیم حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام دهیم این است که باید به طور کلی تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته یا به تردید افتادهاند باید این اعتماد را برگردانیم و صفا بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم ایجاد کنیم و این کار آسانتری است. چون مردم آگاه آسانتر برمیگردند و لجبازی نمیکنند به شرط اینکه واقعیت را ببینند.
این عضو هیات رییسه مجلس خبرگان افزود: بنابراین آقای هاشمی نگفته است هنوز میتوانیم اعتماد مردم را برگردانیم و من نیز در سخنانم گفتم این سخن که برخی میگویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است و نسبت دادن این سخنانم به آقای هاشمی را تکذیب میکنم و در واقع به هم بافتن آسمان و ریسمان میدانم که مبنایی ندارد.
* سیداحمد خاتمی: منظور من هاشمی رفسنجانی نبود
علی آبادی رئیس نشست اوپک شد
فارس : معاون اول رئیس جمهور از حضور محمد علی آبادی در جلسه روز 18 خرداد ماه اوپک به عنوان رئیس این اجلاس خبر داد.
محمد رضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور در حاشیه تودیع و معارفه سرپرست جدید وزارت نفت در جمع خبرنگاران گفت: آقای علی آبادی در جلسه آتی اوپک که در تاریخ 18 خرداد ماه جاری در وین برگزار می شود از طرف ایران شرکت می کند و ریاست این سازمان را برعهده می گیرد.
وی ادامه داد: حضور احتمالی وزیر اقتصاد در جلسه اوپک مربوط به زمانی می شد که وزارت نفت سرپرستی نداشت، اما با معرفی آقای علی آبادی به عنوان سرپرست وزارت نفت حضور ایشان در جلسه اوپک مسجل شده است.
سیداحمد خاتمی: منظور من هاشمی رفسنجانی نبود
خبر انلاین : عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره سخنان روز گذشته اش توضیح داد.
پس از آنکه سیداحمد خاتمی روز گذشت تلویحا به سخنان اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اشاره کرده و به نقد دآن پرداخت امروز به ایسنا گفت:« امروز مطلع شدم بسیاری از سایتها و رسانهها سخنان اینجانب را مبنی بر اینکه "عدهای میگویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است" به جناب آقای هاشمی رفسنجانی نسبت دادهاند و گفتهاند که خاتمی اعلام کرده که آقای هاشمی رفسنجانی دروغ گفته است.
وی با بیان اینکه «در این ارتباط توضیح چند نکته را ضروری میدانم» ادامه داد: اولا سخنان من نقد آن سخن بود نه نقد گوینده آن و این سخن حدود دو سال است که از سوی رسانههای ضدانقلاب و بیگانه گفته میشود که اعتماد مردم از نظام سلب شده است و من در آنجا در مقام نقد سخن هستم و به تعبیری «ماقال» را نقد کردهام نه «منقال» را و اینکه برخی خطاب این حرف را به آقای هاشمی نسبت میدهند سخن نادرستی است.
وی به صحبتهای هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و گفت: سخنی که آقای هاشمی گفتهاند این است که اگر بخواهیم حرف درستی بزنیم و نصیحتی انجام دهیم این است که باید به طور کلی تلاش کنیم که اگر اعتماد بخشی از مردم از بین رفته یا به تردید افتادهاند باید این اعتماد را برگردانیم و صفا بین دولت و مردم، نظام و مردم و حکومت و مردم ایجاد کنیم و این کار آسانتری است. چون مردم آگاه آسانتر برمیگردند و لجبازی نمیکنند به شرط اینکه واقعیت را ببینند.
این عضو هیات رییسه مجلس خبرگان افزود: بنابراین آقای هاشمی نگفته است هنوز میتوانیم اعتماد مردم را برگردانیم و من نیز در سخنانم گفتم این سخن که برخی میگویند اعتماد مردم از نظام سلب شده دروغ است و نسبت دادن این سخنانم به آقای هاشمی را تکذیب میکنم و در واقع به هم بافتن آسمان و ریسمان میدانم که مبنایی ندارد.
بازداشت پنج شهروند بهایی در شهرهای شمال کشور
بازداشت پنج شهروند بهایی در شهرهای شمال کشور
شامگاه روز شنبه و یک شنبه ماموران امنیتی با مراجعه به منازل ۳ تن از شهروندان بهایی در بابل و بابلسر اقدام به بازداشت پنج نفر از شهروندان بهایی کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ماموران اداره اطلاعات به همراه نیروی انتظامی در ساعت ده و نیم شامگاه روز شنبه در حالیکه به اسلحه و باتوم مجهز بودند وارد منزل یک شهروند بهایی ساکن بابلسرکه در آن جلسهای مذهبی مخصوص بهاییان موسوم به ضیافت برقرار بود شده و ضمن جمع آوری کتب و عکسهای مربوط به آئین بهائی، دو شهروند بهایی حاضر در جلسه مذکوربه نامهای میثاق لقائی (۷۶ ساله) و دخترشان مهوند لقائی را بازداشت نمودند.
همچنین ماموران با استفاده از باتوم و اسلحه و ایجاد رعب و وحشت به حاضرین فشار میاورند تا تعهدی را مبنی بر عدم حضور در جلسه دینی ضیافت را امضا کنند.
از طرف دیگر در تاریخ فوق ماموران اداره اطلاعات به منزل یک شهروند بهایی دیگر بابلسر به نام «نادیا فرهادی (ایمانیان)» که مسئول علمی دانشگاه مجازی بهائی در شهرستان بابلسر میباشد نیزهجوم آورده و پس از مصادره کتب و عکسهای مذهبی و کیس کامپیوتر، نامبرده را نیز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل میکنند.
در پس این واقعه، ماموران اداره اطلاعات بابل در روز یکشنبه ۱۵ خرداد به منزل یک شهروند بهایی شهر مزبور که در آن جلسه مذهبی بهاییان موسوم به ضیافت برگزار میشده مراجعه کرده که پس از تفتیش منزل، صاحبخانه به نام «پژمان نیکونژاد» و همسرش «شراره کاشانینژاد» را نیز بازداشت میکنند.
قابل ذکر است در این جلسه ماموران ضمن ضرب و شتم یکی از حضار، از سایرشهروندان بهایی میخواهند که برگه تعهدی را مبنی بر عدم حضور در جلسات مذهبیشان را امضا کنند
شامگاه روز شنبه و یک شنبه ماموران امنیتی با مراجعه به منازل ۳ تن از شهروندان بهایی در بابل و بابلسر اقدام به بازداشت پنج نفر از شهروندان بهایی کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ماموران اداره اطلاعات به همراه نیروی انتظامی در ساعت ده و نیم شامگاه روز شنبه در حالیکه به اسلحه و باتوم مجهز بودند وارد منزل یک شهروند بهایی ساکن بابلسرکه در آن جلسهای مذهبی مخصوص بهاییان موسوم به ضیافت برقرار بود شده و ضمن جمع آوری کتب و عکسهای مربوط به آئین بهائی، دو شهروند بهایی حاضر در جلسه مذکوربه نامهای میثاق لقائی (۷۶ ساله) و دخترشان مهوند لقائی را بازداشت نمودند.
همچنین ماموران با استفاده از باتوم و اسلحه و ایجاد رعب و وحشت به حاضرین فشار میاورند تا تعهدی را مبنی بر عدم حضور در جلسه دینی ضیافت را امضا کنند.
از طرف دیگر در تاریخ فوق ماموران اداره اطلاعات به منزل یک شهروند بهایی دیگر بابلسر به نام «نادیا فرهادی (ایمانیان)» که مسئول علمی دانشگاه مجازی بهائی در شهرستان بابلسر میباشد نیزهجوم آورده و پس از مصادره کتب و عکسهای مذهبی و کیس کامپیوتر، نامبرده را نیز بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل میکنند.
در پس این واقعه، ماموران اداره اطلاعات بابل در روز یکشنبه ۱۵ خرداد به منزل یک شهروند بهایی شهر مزبور که در آن جلسه مذهبی بهاییان موسوم به ضیافت برگزار میشده مراجعه کرده که پس از تفتیش منزل، صاحبخانه به نام «پژمان نیکونژاد» و همسرش «شراره کاشانینژاد» را نیز بازداشت میکنند.
قابل ذکر است در این جلسه ماموران ضمن ضرب و شتم یکی از حضار، از سایرشهروندان بهایی میخواهند که برگه تعهدی را مبنی بر عدم حضور در جلسات مذهبیشان را امضا کنند
جانشین نماینده ولایت فقیه در سپاه : رهبری جریان انحرافی را مشایی بعهده دارد/ انحراف جدید خطرناکتر از همه انحرافهای تاریخ شیعه است/ سپاه قاطعانه با جریان انحرافی برخورد خواهد کرد
جانشین نماینده ولایت فقیه در سپاه : رهبری جریان انحرافی را مشایی بعهده دارد/ انحراف جدید خطرناکتر از همه انحرافهای تاریخ شیعه است/ سپاه قاطعانه با جریان انحرافی برخورد خواهد کرد
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به نقش سپاه در حفظ انقلاب و اسلام در برابر دشمنان گفت: «هر جریان یا گروهی که درصدد تهدید دستاوردهای نظام اسلامی باشد قطعا با واکنش جدی سپاه مواجه خواهند شد».
حجت الاسلام مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولایت فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران ضمن تشریح ماهیت جریان انحرافی گفت: «جریان انحرافی درصدد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق امکانات خود نظام است که این جریان توسط مشائی هدایت و رهبری میشود».
وی تصریح کرد: «متأسفانه این جریان با نقاب دین و مذهب درصدد ایجاد انشعاب هایی در طول مسیر اصلی انقلاب بوده تا شاید از این طریق به خواسته خود برسند».
وی افزود: «سپاه با جریانهای انحرافی متناسب با میزان تقابل آنان با ارزشهای انقلاب به طور جدی مقابله خواهد کرد».
ذوالنور در ادامه به اهداف یکسان جریان انحرافی و فتنه اشاره کرد و گفت: «هر یک از این دو طیف با استراتژی جدید در حال ضربه زدن به نظام بوده تا حرکت اصلی نظام را متوقف کنند».
وی افزود: «جریان فتنه با تلفیق حق و باطل درصدد تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی بودند؛ لذا خواسته خود را در قالب شعارهای جذاب به مردم القا می کردند ولی جریان انحرافی با استفاده از امکانات نظام و با نقاب مذهب پا به عرصه مقابله با نظام گذاشته است».
ذوالنور خاطرنشان کرد: «سپاه در هیچ انتخاباتی مستقیما ورود نکرده و در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نیز رویه قبلی را پیش خواهد گرفت و تنها از طریق بیان شاخصها به سالم اجرا شدن انتخابات کمک خواهد کرد».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در خصوص هشدار رهبر انقلاب در مورد جریانهای الحادی گفت: «فرقه سازی و انحراف اعتقادی و تضعیف دین به عنوان عنصر واقعی انقلاب اسلامی از طریق تکثر مذاهب خود ساخته امروز در دستور کار جدی دشمن قرار دارد».
ذوالنور تاکید کرد: «معتقدم انحراف جدید خطرناکتر از همه انحرافهای تاریخ شیعه است و حتی از انجمن حجتیه خطرناکتر است».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه انجمن حجتیه مبنایش این است که هر پرچم حکومتی قبل از دوره امام زمان برداشته شود باطل است، گفت: «این انجمن به حکومت اسلامی در دوران غیبت اعتقاد ندارد و از این رو نمیتوانند بر مصادر قدرت دست بیاندازند اما جریان انحرافی با وجود همان اعتقادات انجمن حجتیه و افراطی گری بیشتر و از سوی دیگر نفوذ در مراکز قدرت بسیار خطرناک تر از انجمن حجتیه است».
وی اظهار داشت: «خطر جریان انحرافی از اصلاح طلبان هم بیشتر است، زیرا اصلاح طلبان به صورت شفاف با مظاهر دینی و اعتقادی درگیر می شدند، در تریبونهای خود اعلام می کردند که نظام اسلامی ناکارآمد است و هر روز علیه تفکرات دینی در روزنامههای زنجیره ای موضع صریح اتخاذ می کردند، اما جریان انحرافی نقاب نفاق مذهب را به چهره آویزان کرده و به قدرت و ثروت نیز دسترسی دارد لذا از آن جریان نیز خطرناک تر است».
ذوالنور با بیان اینکه روسای جریان انحرافی با رئیس جمهور گره خوردهاند، گفت: «امیدواریم این گره باز شود اما بسیار سخت است که به این زودیها شاهد این تفکیک باشیم».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بیان کرد: «زمانی میتوانیم این موضوع را بپذیریم که راس فتنه جدید توسط رئیس جمهور حذف شود و لذا تا وقتی این افراد در دولت وجود دارند نمیتوان انحراف اخیر را از دامان دولت پاک کرد».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به نقش سپاه در حفظ انقلاب و اسلام در برابر دشمنان گفت: «هر جریان یا گروهی که درصدد تهدید دستاوردهای نظام اسلامی باشد قطعا با واکنش جدی سپاه مواجه خواهند شد».
حجت الاسلام مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولایت فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران ضمن تشریح ماهیت جریان انحرافی گفت: «جریان انحرافی درصدد ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق امکانات خود نظام است که این جریان توسط مشائی هدایت و رهبری میشود».
وی تصریح کرد: «متأسفانه این جریان با نقاب دین و مذهب درصدد ایجاد انشعاب هایی در طول مسیر اصلی انقلاب بوده تا شاید از این طریق به خواسته خود برسند».
وی افزود: «سپاه با جریانهای انحرافی متناسب با میزان تقابل آنان با ارزشهای انقلاب به طور جدی مقابله خواهد کرد».
ذوالنور در ادامه به اهداف یکسان جریان انحرافی و فتنه اشاره کرد و گفت: «هر یک از این دو طیف با استراتژی جدید در حال ضربه زدن به نظام بوده تا حرکت اصلی نظام را متوقف کنند».
وی افزود: «جریان فتنه با تلفیق حق و باطل درصدد تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی بودند؛ لذا خواسته خود را در قالب شعارهای جذاب به مردم القا می کردند ولی جریان انحرافی با استفاده از امکانات نظام و با نقاب مذهب پا به عرصه مقابله با نظام گذاشته است».
ذوالنور خاطرنشان کرد: «سپاه در هیچ انتخاباتی مستقیما ورود نکرده و در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نیز رویه قبلی را پیش خواهد گرفت و تنها از طریق بیان شاخصها به سالم اجرا شدن انتخابات کمک خواهد کرد».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در خصوص هشدار رهبر انقلاب در مورد جریانهای الحادی گفت: «فرقه سازی و انحراف اعتقادی و تضعیف دین به عنوان عنصر واقعی انقلاب اسلامی از طریق تکثر مذاهب خود ساخته امروز در دستور کار جدی دشمن قرار دارد».
ذوالنور تاکید کرد: «معتقدم انحراف جدید خطرناکتر از همه انحرافهای تاریخ شیعه است و حتی از انجمن حجتیه خطرناکتر است».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه انجمن حجتیه مبنایش این است که هر پرچم حکومتی قبل از دوره امام زمان برداشته شود باطل است، گفت: «این انجمن به حکومت اسلامی در دوران غیبت اعتقاد ندارد و از این رو نمیتوانند بر مصادر قدرت دست بیاندازند اما جریان انحرافی با وجود همان اعتقادات انجمن حجتیه و افراطی گری بیشتر و از سوی دیگر نفوذ در مراکز قدرت بسیار خطرناک تر از انجمن حجتیه است».
وی اظهار داشت: «خطر جریان انحرافی از اصلاح طلبان هم بیشتر است، زیرا اصلاح طلبان به صورت شفاف با مظاهر دینی و اعتقادی درگیر می شدند، در تریبونهای خود اعلام می کردند که نظام اسلامی ناکارآمد است و هر روز علیه تفکرات دینی در روزنامههای زنجیره ای موضع صریح اتخاذ می کردند، اما جریان انحرافی نقاب نفاق مذهب را به چهره آویزان کرده و به قدرت و ثروت نیز دسترسی دارد لذا از آن جریان نیز خطرناک تر است».
ذوالنور با بیان اینکه روسای جریان انحرافی با رئیس جمهور گره خوردهاند، گفت: «امیدواریم این گره باز شود اما بسیار سخت است که به این زودیها شاهد این تفکیک باشیم».
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه بیان کرد: «زمانی میتوانیم این موضوع را بپذیریم که راس فتنه جدید توسط رئیس جمهور حذف شود و لذا تا وقتی این افراد در دولت وجود دارند نمیتوان انحراف اخیر را از دامان دولت پاک کرد».
Sunday, June 5, 2011
بیانیه بيش از ۷۵۰ نفر از فعالان دموکراسی خواه پیرامون جانباختن هاله سحابی
بیانیه بيش از ۷۵۰ نفر از فعالان دموکراسی خواه پیرامون جانباختن هاله سحابی
امروز روز تسلا نیست، روز اعتراض است
تسلیت نه، فریاد اعتراض!
هاله سحابی، مادر صلح، دختر آفتاب، از میان ما پر کشید و رفت. ۱۱خرداد روز اندوه، روز فریاد و روز داد علیه بیداد است.
هاله را از دست دادیم! هاله را از ما ربودند، او را که از دست شبزیان جنازه، چشم از پیکر خاموش پدر برنداشته بود. این دزدان با چراغ آمدند، با اسلحه و باتوم و همچون همیشه عربده کشان. این راهزنان روز، به دزدی پیکر بیجان و هم جانِ زنده آمدند. این دزدان، دزدانِ شرافت یک ملتاند و آبدیده این حرفه.
جنبش زنان و جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران هاله را از دست داد. اما نه به مرگی آرام. او را ایستاده به اعتراض از ما ربودند. جانش را ستاندند. صدایش را و مشتش را ربودند و شبانگاه جسم بیجانش را نیز ربودند تا چشمان خفته در بیداریاش را در خاک پنهان کنند.
تسلیتی در کار نیست! وای برما که هماره در پی تسلای خویشیم. وای بر ما، که ستمی که در زمان ما بر زنان و مردان سرزمینمان میرود در تاریخ این دیار، جز شرم و شرم و شرم تاریخ دیگری نخواهد نوشت.
تسلیتی در کار نیست! بگذارید فریاد برآوریم به این همه ستم. ننگتان باد که از پیام صلح و ایمان، شمشیری از کینه میسازید. شرمتان باد که از الهه نیکی و خرد، نفرین و هیهات، علم میکنید.
رنج سحابی پدر و دختر اگر چه امروز به آرامشی ابدی بدل شده است، اما ایمان داریم به ادامه مبارزهٔ آنان برای آزادی و صلح و برابری، برای ایرانی سربلند و ایمان داریم که این مبارزه، دمی ستمکاران و حاکمان آلوده دست را آرام نخواهد گذاشت.
امروز روز تسلا نیست. روز اعتراض است!
حکومت ایران چه بخواهد و چه نخواهد، زندگی و مرگ سحابیها با نام مبارزه برای آزادی این سرزمین گره خورده است. ما؛ دوستان و خواهران، برادران و همراهان هاله سحابی، خاطرهاش را گرامی میداریم و به یاد نازنینش سوگند میخوریم که نام همه جان باختگان راه آزادی و آرزویشان را بر هر کوی و برزن این بوم، فریاد کنیم.
آذر جلیلی/ آذر رهایی/ آرزو آزادی/ آرش کمانگیر/ آرش مهرکی/ ارش نراقي/ آرش نصیری اقبالی/ آریا علیزاده فر/ آریان ملک/ آزاده ایران تبار/ آزاده تهرانی/ آزاده دواچي/ آزاده فرهانی/ آزرم نوروزی/ آزیتا فاضلی/ آسیه امینی/ آسیه رییسی/ آنجلا نوبهار/ آیدا ابروفراخ/ آیدا سعادت/ آیدا قجر/ آیلین خاچاطوریان/ آینده آزاد/ آ. معتمد/ ابراهیم آوخ/ ابراهیم حیدری/ ابراهیم سلیمی/ ابراهیم مکی/ ابراهیم مهتری/ ابوالفضل اردوخانی/ ابوالفضل(پویا) جهاندار/ ابوترابی/ ابورحمان سینایی/ ابوسعید شاهین/ ابی گلپا/ ابی محسنی/ احسان دهکردی / احمد پورمندی/ احمد شاه فرید/ احمد عین اللهی/ اردوان فرشاد/ ارژنگ برهان آزاد/ ارژنگ گرایلی/ ارش نراقي/ اسفندیار دانشور/ اسماعیل ختائی/ اسماعیل خوئی/ اسماعیل وفا یغمائی/ اشکان رضوی/ اصغر ایزدی/ اصغر برزو/ افسانه گایینی/ افسانه گودرزی/ افسانه نجاتی/ افشین مهرآسا/ اقدس شعبانی/ اکبر اقلی/ اکبر صوری/ اکبر کریمیان/ اکرم دعائی زاده / الاهه شکرائی/ الهه احمدی/ الهه امانی/ الهه صدر/ الینا آذری/ امیر رشیدی/ امیر قاسمی / امیر گرگانی/ امیر مسعود خاقانی/ امیر مهر/ امیر نژادیان/ امیرحسین میرابیان/ امیررضا امیربختیار/ امین انواری پور/ امین بیات/ انور میرستاری/ ایراندخت امیدوار/ ایرج رستگار/ ایرج یزدانی/ ایرنه بختیاری/ ایسان میران/ اینگمار لیندبورگ/ بابک اسدی/ بابک پارسی/ بابک خرم/ بابیلون رامک/ باقر ابراهیم زاده/ باقر فاطمي/ برهان عظیمی/ بنفشه حجازی/ بنیتا پاپاستاسی/ بهارک هبی/ بهاره امیدوار/ بهاره کشاورز/ بهبهانی / بهجت امید/ بهجت مهرآسا/ بهداد ثابت آزاد/ بهرام امامی/ بهرام سعیدی/ بهرام شفیعی/ بهروز بیات/ بهروز حشمت/ بهروز خليق/ بهروز سورن/ بهروز فدائی/ بهروز معظمی/ بهمن امینی/ بهمن محمدی/ بهمن نیرومند/ بهناز مهرانی/ بهنام شباهنگ/ بهنام مبشری/ بيجان بيک محمود/ بيژن رحمانيان/ بيژن کريمی/ بیژن بهاران/ بیژن یحیی پور/ پ. نیکو/ پارسا جعفری/ پرتو نوری علا/ پردیس درخشنده/ پرژاد طرفه نژاد/ پرستو فروهر/ پروانه باطنی/ پروانه وحیدمنش/ پرویز داورپناه/ پرویز سروش/ پرویز قلیچ خانی/ پرویز موسوی/ پرویز میرمکری/ پروین شیبانی/ پروین اردلان / پروین پرتوی/ پروین شهبازی/ پروین ملک / پری آذری/ پریس عطاران/ پریسا احمدیان / پریسا علیزاده/ پگاه پگاه/ پوران رضایتی/ پورزاد رخشان/ پوری صدیق/ پونه قدیمی/ تارا دژدار/ تارا سپهرى فر / تاگ لیندبورگ/ تراب مستوفی/ ترانه ساغری/ تقی علیرضا/ توران اسدی/ توران نمازی/ تورج پارسی/ ثریا مانی/ جابر طایی سمیرمی/ جاوید جاویدیان/ جعفر یگانه/ جلال اشرف زاده/ جلال علوی نیا / جمال سفری/ جمشید انور/ جمشید بابایی / جمشید کابلیان/ جمیله فرود/ جهان پاکزاد/ جهانگیر گلزار/ جواد اسماعیلی/ جواد جواهری/ جواد خادم/ جواد قاسم آبادی/ جواد منتظری/ ح . لاسا کی/ حامد نجات/ حجت نارنجی / حسن بهگر/ حسن جعفری/ حسن حسام/ حسن حسنی/ حسن سربخشیان/ حسن شریعت مداری/ حسین فرمنش/ حسین فیاض/ حسن عرب زاده حجازی/ حسن ماسالی/ حسن نادری/ حسن نایب هاشم/ حسن وصاف/ حسین امیر/ حسین بهادر/ حسین شهیدی/ حسین عابدیان/ حسین عالی/ حسین علوی/ حسین کندری/ حسین وصال/ حشمت برزنجه / حمیدرضا ظریفی نیا/ حمید ارهنجی پور/ حمید حمیدی/ حمید رضا مسیبیان/ حمید رضایی/ حمید شاه سیا/ حمید صدر/ حمید غلامی پور/ حمید مهدی پور/ حمیدرضا کامیار/ حمیده سهرابی/ حمیده نظامی/ خدیجه مقدم/ خسرو تجربه کار/ داریوش آشوری/ داریوش عظیم پور/ داریوش مجلسی/ داوود نوائيان/ درنا بندری/ درویش رنجبر/ دیان علایی/ راضیه رضوی/ رامین اسکویی/ رامین امن گستر/ رامین فارسی/ رباب محب/ رجب مجابی/ رحمت غلامی/ رحیم محمدی/ رستم فرنوش/ رضا آقایی / رضا ابراهیمی/ رضا اصلی نیا/ رضا اغنامی/ رضا اکرمی/ رضا دولتشاه/ رضا پژوهنده/ رضا جعفری/ رضا جعفریان/ رضا دانشور/ رضا سلامی/ رضا شاهمیرزادی/ رضا علوی/ رضا علیجانی/ رضا قاسمی/ رضا کاظم زاده/ رضا کاویانی/ رضا کریمی/ رضا مومنی/ رضا هیوا/ رضوان مقدم/ رها بحرینی/ روجا فلاح/ روحی شفیعی/ روزبه آقاجانی/ روشنک بیگناه/ رویا برومند/ رویا کاشفی/ رویا شمس/ رویا ملکی/ ری را ملک/ ریحانه جدیدفرد/ ریحانه گلی زاده/ زری اصفهانی/ زهرا شمس/ زهره رحمانیان/ زهره صادقی/ زینب قراویسکی/ ژ. شریعت پناهی/ ژاله گوهری/ ژاله بی نظیر/ ژاله وفا/ ساحل سیستانی/ سارا اسمی زاده/ سارا زمانی/ سارا سهرابی/ سارا شهرکی/ سارا مغمومی/ سارا نبوی/ سارا نسامی/ سام شهدادی/ سام قندچی/ سامانتا راج بخش/ ساناز شهیدی/ ساناز محسن پور/ سبا پاکدل/ سپیده فارسی/ سپیده یوسف زاده/ ستاره آسمانی/ ستاره الیاسی/ ستاره شاروعی/ ستاره فارسی/ سحر قاسمی/ سحر مفخم/ سراج پورعزیزی/ سرور صاحبی/ سرور متین/ سعید پیوندی/ سعید جلالی فر/ سعید رحیمی/ سعید رهنما/ سعید زنگنه/ سعید شاهسوندی/ سعید کلانکی/ سعید فتاحی/ سکینه زارع محمدی/ سمیه رشیدی/ سهراب بهداد/ سهراب مهدوی/ سهیلا ستاری/ سودابه فرخ نیا/ سوده راد/ سودی زاده/ سوزان الین/ سوسن ابراهیمی/ سوسن اتحادیه/ سوسن شاد/ سوسن طهماسبی/ سوفیا صدیق پور/ سونا صفاییان/ سیامک انصاری/ سیامک شجاع/ سیامک فرید/ سیامند زندی/ سیاوش عابدیان/ سیاوش عبقری/ سیاوش فرجی/ سیّدقدرتالّلهاتابک / سیده مکرم قربان نژاد/ سیروس شرفشاهی/ سیروس میرزایی/ سیروس هوشنگی/ سیما بختیاری/ سیما حسین زاده/ سیمین پور/ سیمین سعدی/ سیمین صبری/ سیمین هوشنگی/ شادی صفری دریایی/ شاهين فاطمي/ شاهین انزلی/ شاهین حیدری/ شبنم رحيمي/ شبنم طلوعی/ شعله ایرانی/ شکوفه امیری/ شکوه جوادیان/ شکوه محمودزاده/ شمس تولایی/ شهاب فیضی/ شهاب جعفرلو / شهرام گودرزی/ شهرام موسوی/ شهران طبری/ شهرام قنبری/ شهرنوش پارسی پور/ شهره سالک/ شهره شایگان/ شهریار سنگری/ شهزاد بهادر/ شهلا اثری/ شهلا بهاردوست/ شهلا عبقری/ شهلا فرید/ شهمرد اتوس/ شهناز نیکبخش/ شهین دوستدار/ شیرین تولایی/ شیرین عبادی/ شیرین فامیلی/ شیوا ایرانی/ شیوا بدیهی نژاد/ شیوا دری/ شیوا زنگی/ شیوا سخن/ شیوا نوجو/ صادق کمالی/ صبری نجفی/ صفورا الیاسی/ طاهره سوری /طلعت ابراهیمی/ طلعت تقی نیا/ عاطفه جعفری/ عاطفه اقبال/ عاطفه نصراللهی/ عالیه مطلب زاده/ عباس مظاهری/ عبدالحميد معصومي تهراني/ عبدالکریم لاهیجی/ عبدل خیامی/ عثمان احمدی/ عشرت بستجانی / عطا هودشتیان/ عفت ماهباز/ علي اكبر مهدي/ علی پورواحدی/ علی صدارت/ علی احمدی/ علی افشاری/ علی اکبر صفاییان/ علی اکبر قنبری/ علی پیشرو/ علی تاجبخش/ علی دانش/ علی دردشتی/ علی دماوندی/ علی ستاری/ علی صالحزاده/ علی صمد پوری/ علی گوشه/ علی ماهباز/ علی مختاری/ علی مقصودی/ علی معینی/ علی نادری/ علی هنری/ علیرضا رضائی/ علیرضا فرج نظام/ علي رضا جباري/ عنایت مودتی/ غلامرضا اقاييزاده/ فائزه سجودی/ فائزه منزوی/ فاطمه اسماعیلی/ فاطمه جمشیدی/ فاطمه رضایی/ فاطمه میلانی/ فاطیما شهرابی/ فتانه کیان ارثی/ فخری ذرشگه/ فرا آریا/ فرامرز بهار/ فرامرز دادور/ فرح سلوکی / فرح طاهری/ فرح کمانگر/ فرحناز محمدی/ فرزانه راجی/ فرزانه سوری/ فرزانه عظیمی/ فرزانه فرود/ فرشته بهاری/ فرشته تختی/ فرشته جلیلی/ فرشته شيرازي/ فرشته فراهانی/ فرشته قاضی/ فرشید آذرنیوش/ فرشید یاسائی/ فرناز فرود/ فرناز کمالی/ فرنوش شاهین/ فرهاد بهادر/ فرهاد دفتری/ فرهاد مهدوی/ فرهاد نعمانی/ فرهنگ قاسمی/ فروزان عاملی/ فریبا ثابت/ فریبا داودی مهاجر/ فریبا روستایی/ فریبا کاظمی/ فریبرز سروش/ فرید اشکان/ فرید حدادی/ فریده باقری/ فریده پورعبدالله / فریده غائب/ فریده یزدی/ فریدون شیبانی/ فریدون فرود/ فضل اله روحانی/ فضل اله روحانی/ فهیمه صادقی/ فهیمه ملتی/ فیروز آذر/ فیروزه بهادر/ فیروزه فولادی/ فیروزه مهاجر/ قدسی ابوالقاسم/ قدسی بختیاری/ كيوان مهجور/ کارمن کانو/ کارین فرند/ کاظم ایزدی/ کاظم فخاران/ کاظم کردوانی/ کامبیز دولتشاهی/ کامبیز شبانکاره/ کامبیز کامبیزیان/ کامران بزرگ نیا/ کامران بهنیا/ کامران صادقی/ کامران هاشمی/ کاوه کرمانشاهی/ کاویان میلانی/ کتایون امیرپور/ کتایون عطیمی فرد/ کمال ارس/ کمال دستیاری/ کورش پارسا/ کوروش آزادسر/ کوروش گلنام/ کوشیار پارسی/ کیان گرزدست/ کیانوش توکلی/ کیانوش رمضانی/ کیوان فروزان/ گرجی مرزبان/ گلرخ جهانگیری/ گلریز فرود/ گلنار جهانبانی/ گلناز غبرایی لنگرودی/ گیتی تحویلداری/ گیتی ساوجی/ گیتی شریفی/ گیتی منفرد رضائی/ گیسو جهانگیری/ گیل آوایی/ لاله جلوه / لعبت والا/ لهراسب پورزند/ لیدا حسینینژاد/ لیلا اصلانی/ لیلا جدیدی/ لیلا سیف اللهی/ لیلا مجتهدی/ م. اقتصادی/ مارال حیات/ مارته گوتیر/ مازیار خسروبیک/ ماشالله عباس زاده / مانوئل مونتالبان/ مانی صورتگر/ مجتبي راجي/ مجید تولایی/ مجید میرزایی/ مجید نیکنام امینی/ محبوبه انگلوند/ محبوبه حسین زاده/ محبوبه عباسقلی زاده/ محبوبه محبی/ محسن عمادی/ محسن نژاد/ محمد آبسالان / محمد آل احمد/ محمد اعظمی/ محمد افشاری/ محمد انوشه/ محمد ایل بیگی/ محمد پویافر/ محمد حسین جعفری/ محمد حسین قاسمی/ محمد خادمی/ محمد طلوع/ محمد علی متحیر/ محمد علی مهرآسا/ محمد مردانی/ محمد منتظری/ محمدرضاراعی/ محمود ارگی/ محمود ایمانی/ محمود حیدری/ محمود خادمی/ مراد آرمیتاژ/ مرتضی انواری/ مرتضی رفیعی/ مرتضی کاظمیان/ مرتضی مرتضوی/ مرسده هاشمی/ مرضیه موسوی/ مریم ارامش/ مریم ازاد/ مریم افشاری/ مریم اهری/ مریم حسین خواه/ مریم حکمت شعار/ مریم زند/ مریم عظیمی/ مریم کیانی/ مریم نوری/ مزدک بابکان/ مزدک نصیری/ مژگان بختیاری/ مژگان ثروتی/ مستوره احمدزاده/ مسعود اکبری راد/ مسعود راد/ مسعود شب افروز/ مسعود فتحی/ مسعود معمار/ مصطفا مرید/ مصطفی قهرمانی/ معصومه حکیمیان/ معصومه شفیعی/ معصومه لطفی/ ملوک مرزبان/ ملیحه تیره گل/ ملیحه شریف زاده/ ملیحه گلزار/ منصوره بهکیش/ منصوره بیات/ منصوره شجاعی/ منصوره مسعودی/ منوچهر تقوی بیات/ منوچهر شهرکی/ منوچهر فاضل/ منوچهر کمیجانی/ منوچهر نامور آزاد/ منیر فرهودی/ منیرا واحدی/ منیره برادران/ منیره کاظمی/ منیژه دهکردی/ منیژه شکوهی/ مهدی امینی/ مهدی پناهنده/ مهدی جامی/ مهدی خانبابا تهرانی/ مهدی خوش بین/ مهدی رفیعی شفیق/ مهدی شاهین/ مهدی مرزبان/ مهدی یوسفی/ مهدیه صالحپور / مهران براتی/ مهران دیوان بیگی زند/ مهران مصطفوی/ مهران میرعبدالباقی/ مهران میرفخرائی/ مهرانگیز کار/ مهرداد آرین نژاد/ مهرداد احسانی پور/ مهرداد باران/ مهرداد درویش پور/ مهرداد فتحى/ مهراد مشایخی / مهرزاد روحانی/ مهری معمارحسینی/ مهسا جزینی/ مهسا حسین خان/ مهشید پگاهی/ مهشید راستی / مهکامه شیرازی/ مهناز پنجه پور/ مهناز شفقی/ مهین رنجبر/ مهین شمسی نژاد/ مهین طایران/ مهین علی بابایی/ موسی مرزبان/ ميثم عظمائى/ میترا ابراهیمی/ میترا نجفی/ میترا هاشمی/ میثاق پارسا/ میکایل عزیزی/ میلاد ملک/ مینا صائب/ مینا لبادی / مینا مطلق/ مینا انصاری/ میهن جزنی/ نادر بیرمی/ نادر فروزی/ نادر نصیری/ نادره افشار/ نازگل مشتاقی/ نازنین شقاقی/ نازی عظیما/ ناصر پاکدامن/ ناصر رحمانی نژاد/ ناصر زراعتی/ ناصح فریدی/ ناهید انتصاری/ ناهید باقری/ ناهید پیلوار/ ناهید توسلی/ ناهید جعفری/ ناهید حسینی/ ناهید علیزاده/ ناهید قاسمی/ ناهید کشاورز/ ناهید مظفری/ ناهید میرحاج/ ناهید همت بلند/ ناهید همت پور/ نجیب احمدی/ ندا فرخ / ندا متولیان/ نرگس طیبات/ نرگس هاشمی/ نریمان رحیمی/ نریمان مصطفوی/ نسترن حسینی/ نسرین افضلی/ نسرین الماسی/ نسرین حمیدی/ نسرین قربانی/ نسیم خاکسار/ نسیم داریاب/ نفیسه آزاد/ نعیمه کفشدوز/ نقی نقاشیان/ نوا صوفی/ نوشابه امیری/ نوشین شاهرخی/ نوید محبی/ نیره توحیدی/ نیره جلالی(مادر بهکیش)/ نیکی میرزایی/ نیلوفر بیضایی/ نیلوفر گلکار/ نیما مشعوف / نیما هاتفی/ هادی امینیان/ هادی بابایی/ هادی بختیاری/ هادی جواهری لنگرودی / هادی میرمویدی/ هانا دارابی/ هانری نحرینی/ هایده راوش/ هایده مغیثی/ هدایت پارسی/ هدیه جهانبخت/ هما راد/ همایون مهمنش/ هوشنگ شهابی/ هوشنگ کشاورز صدر/ وحیده مولوی/ ویدا فرهودی/ ویدا هوشیار/ ویکتوریا آزاد/ یاور خسروشاهی/ یدالله قربانی/ یوسف پریدخت
امروز روز تسلا نیست، روز اعتراض است
تسلیت نه، فریاد اعتراض!
هاله سحابی، مادر صلح، دختر آفتاب، از میان ما پر کشید و رفت. ۱۱خرداد روز اندوه، روز فریاد و روز داد علیه بیداد است.
هاله را از دست دادیم! هاله را از ما ربودند، او را که از دست شبزیان جنازه، چشم از پیکر خاموش پدر برنداشته بود. این دزدان با چراغ آمدند، با اسلحه و باتوم و همچون همیشه عربده کشان. این راهزنان روز، به دزدی پیکر بیجان و هم جانِ زنده آمدند. این دزدان، دزدانِ شرافت یک ملتاند و آبدیده این حرفه.
جنبش زنان و جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران هاله را از دست داد. اما نه به مرگی آرام. او را ایستاده به اعتراض از ما ربودند. جانش را ستاندند. صدایش را و مشتش را ربودند و شبانگاه جسم بیجانش را نیز ربودند تا چشمان خفته در بیداریاش را در خاک پنهان کنند.
تسلیتی در کار نیست! وای برما که هماره در پی تسلای خویشیم. وای بر ما، که ستمی که در زمان ما بر زنان و مردان سرزمینمان میرود در تاریخ این دیار، جز شرم و شرم و شرم تاریخ دیگری نخواهد نوشت.
تسلیتی در کار نیست! بگذارید فریاد برآوریم به این همه ستم. ننگتان باد که از پیام صلح و ایمان، شمشیری از کینه میسازید. شرمتان باد که از الهه نیکی و خرد، نفرین و هیهات، علم میکنید.
رنج سحابی پدر و دختر اگر چه امروز به آرامشی ابدی بدل شده است، اما ایمان داریم به ادامه مبارزهٔ آنان برای آزادی و صلح و برابری، برای ایرانی سربلند و ایمان داریم که این مبارزه، دمی ستمکاران و حاکمان آلوده دست را آرام نخواهد گذاشت.
امروز روز تسلا نیست. روز اعتراض است!
حکومت ایران چه بخواهد و چه نخواهد، زندگی و مرگ سحابیها با نام مبارزه برای آزادی این سرزمین گره خورده است. ما؛ دوستان و خواهران، برادران و همراهان هاله سحابی، خاطرهاش را گرامی میداریم و به یاد نازنینش سوگند میخوریم که نام همه جان باختگان راه آزادی و آرزویشان را بر هر کوی و برزن این بوم، فریاد کنیم.
آذر جلیلی/ آذر رهایی/ آرزو آزادی/ آرش کمانگیر/ آرش مهرکی/ ارش نراقي/ آرش نصیری اقبالی/ آریا علیزاده فر/ آریان ملک/ آزاده ایران تبار/ آزاده تهرانی/ آزاده دواچي/ آزاده فرهانی/ آزرم نوروزی/ آزیتا فاضلی/ آسیه امینی/ آسیه رییسی/ آنجلا نوبهار/ آیدا ابروفراخ/ آیدا سعادت/ آیدا قجر/ آیلین خاچاطوریان/ آینده آزاد/ آ. معتمد/ ابراهیم آوخ/ ابراهیم حیدری/ ابراهیم سلیمی/ ابراهیم مکی/ ابراهیم مهتری/ ابوالفضل اردوخانی/ ابوالفضل(پویا) جهاندار/ ابوترابی/ ابورحمان سینایی/ ابوسعید شاهین/ ابی گلپا/ ابی محسنی/ احسان دهکردی / احمد پورمندی/ احمد شاه فرید/ احمد عین اللهی/ اردوان فرشاد/ ارژنگ برهان آزاد/ ارژنگ گرایلی/ ارش نراقي/ اسفندیار دانشور/ اسماعیل ختائی/ اسماعیل خوئی/ اسماعیل وفا یغمائی/ اشکان رضوی/ اصغر ایزدی/ اصغر برزو/ افسانه گایینی/ افسانه گودرزی/ افسانه نجاتی/ افشین مهرآسا/ اقدس شعبانی/ اکبر اقلی/ اکبر صوری/ اکبر کریمیان/ اکرم دعائی زاده / الاهه شکرائی/ الهه احمدی/ الهه امانی/ الهه صدر/ الینا آذری/ امیر رشیدی/ امیر قاسمی / امیر گرگانی/ امیر مسعود خاقانی/ امیر مهر/ امیر نژادیان/ امیرحسین میرابیان/ امیررضا امیربختیار/ امین انواری پور/ امین بیات/ انور میرستاری/ ایراندخت امیدوار/ ایرج رستگار/ ایرج یزدانی/ ایرنه بختیاری/ ایسان میران/ اینگمار لیندبورگ/ بابک اسدی/ بابک پارسی/ بابک خرم/ بابیلون رامک/ باقر ابراهیم زاده/ باقر فاطمي/ برهان عظیمی/ بنفشه حجازی/ بنیتا پاپاستاسی/ بهارک هبی/ بهاره امیدوار/ بهاره کشاورز/ بهبهانی / بهجت امید/ بهجت مهرآسا/ بهداد ثابت آزاد/ بهرام امامی/ بهرام سعیدی/ بهرام شفیعی/ بهروز بیات/ بهروز حشمت/ بهروز خليق/ بهروز سورن/ بهروز فدائی/ بهروز معظمی/ بهمن امینی/ بهمن محمدی/ بهمن نیرومند/ بهناز مهرانی/ بهنام شباهنگ/ بهنام مبشری/ بيجان بيک محمود/ بيژن رحمانيان/ بيژن کريمی/ بیژن بهاران/ بیژن یحیی پور/ پ. نیکو/ پارسا جعفری/ پرتو نوری علا/ پردیس درخشنده/ پرژاد طرفه نژاد/ پرستو فروهر/ پروانه باطنی/ پروانه وحیدمنش/ پرویز داورپناه/ پرویز سروش/ پرویز قلیچ خانی/ پرویز موسوی/ پرویز میرمکری/ پروین شیبانی/ پروین اردلان / پروین پرتوی/ پروین شهبازی/ پروین ملک / پری آذری/ پریس عطاران/ پریسا احمدیان / پریسا علیزاده/ پگاه پگاه/ پوران رضایتی/ پورزاد رخشان/ پوری صدیق/ پونه قدیمی/ تارا دژدار/ تارا سپهرى فر / تاگ لیندبورگ/ تراب مستوفی/ ترانه ساغری/ تقی علیرضا/ توران اسدی/ توران نمازی/ تورج پارسی/ ثریا مانی/ جابر طایی سمیرمی/ جاوید جاویدیان/ جعفر یگانه/ جلال اشرف زاده/ جلال علوی نیا / جمال سفری/ جمشید انور/ جمشید بابایی / جمشید کابلیان/ جمیله فرود/ جهان پاکزاد/ جهانگیر گلزار/ جواد اسماعیلی/ جواد جواهری/ جواد خادم/ جواد قاسم آبادی/ جواد منتظری/ ح . لاسا کی/ حامد نجات/ حجت نارنجی / حسن بهگر/ حسن جعفری/ حسن حسام/ حسن حسنی/ حسن سربخشیان/ حسن شریعت مداری/ حسین فرمنش/ حسین فیاض/ حسن عرب زاده حجازی/ حسن ماسالی/ حسن نادری/ حسن نایب هاشم/ حسن وصاف/ حسین امیر/ حسین بهادر/ حسین شهیدی/ حسین عابدیان/ حسین عالی/ حسین علوی/ حسین کندری/ حسین وصال/ حشمت برزنجه / حمیدرضا ظریفی نیا/ حمید ارهنجی پور/ حمید حمیدی/ حمید رضا مسیبیان/ حمید رضایی/ حمید شاه سیا/ حمید صدر/ حمید غلامی پور/ حمید مهدی پور/ حمیدرضا کامیار/ حمیده سهرابی/ حمیده نظامی/ خدیجه مقدم/ خسرو تجربه کار/ داریوش آشوری/ داریوش عظیم پور/ داریوش مجلسی/ داوود نوائيان/ درنا بندری/ درویش رنجبر/ دیان علایی/ راضیه رضوی/ رامین اسکویی/ رامین امن گستر/ رامین فارسی/ رباب محب/ رجب مجابی/ رحمت غلامی/ رحیم محمدی/ رستم فرنوش/ رضا آقایی / رضا ابراهیمی/ رضا اصلی نیا/ رضا اغنامی/ رضا اکرمی/ رضا دولتشاه/ رضا پژوهنده/ رضا جعفری/ رضا جعفریان/ رضا دانشور/ رضا سلامی/ رضا شاهمیرزادی/ رضا علوی/ رضا علیجانی/ رضا قاسمی/ رضا کاظم زاده/ رضا کاویانی/ رضا کریمی/ رضا مومنی/ رضا هیوا/ رضوان مقدم/ رها بحرینی/ روجا فلاح/ روحی شفیعی/ روزبه آقاجانی/ روشنک بیگناه/ رویا برومند/ رویا کاشفی/ رویا شمس/ رویا ملکی/ ری را ملک/ ریحانه جدیدفرد/ ریحانه گلی زاده/ زری اصفهانی/ زهرا شمس/ زهره رحمانیان/ زهره صادقی/ زینب قراویسکی/ ژ. شریعت پناهی/ ژاله گوهری/ ژاله بی نظیر/ ژاله وفا/ ساحل سیستانی/ سارا اسمی زاده/ سارا زمانی/ سارا سهرابی/ سارا شهرکی/ سارا مغمومی/ سارا نبوی/ سارا نسامی/ سام شهدادی/ سام قندچی/ سامانتا راج بخش/ ساناز شهیدی/ ساناز محسن پور/ سبا پاکدل/ سپیده فارسی/ سپیده یوسف زاده/ ستاره آسمانی/ ستاره الیاسی/ ستاره شاروعی/ ستاره فارسی/ سحر قاسمی/ سحر مفخم/ سراج پورعزیزی/ سرور صاحبی/ سرور متین/ سعید پیوندی/ سعید جلالی فر/ سعید رحیمی/ سعید رهنما/ سعید زنگنه/ سعید شاهسوندی/ سعید کلانکی/ سعید فتاحی/ سکینه زارع محمدی/ سمیه رشیدی/ سهراب بهداد/ سهراب مهدوی/ سهیلا ستاری/ سودابه فرخ نیا/ سوده راد/ سودی زاده/ سوزان الین/ سوسن ابراهیمی/ سوسن اتحادیه/ سوسن شاد/ سوسن طهماسبی/ سوفیا صدیق پور/ سونا صفاییان/ سیامک انصاری/ سیامک شجاع/ سیامک فرید/ سیامند زندی/ سیاوش عابدیان/ سیاوش عبقری/ سیاوش فرجی/ سیّدقدرتالّلهاتابک / سیده مکرم قربان نژاد/ سیروس شرفشاهی/ سیروس میرزایی/ سیروس هوشنگی/ سیما بختیاری/ سیما حسین زاده/ سیمین پور/ سیمین سعدی/ سیمین صبری/ سیمین هوشنگی/ شادی صفری دریایی/ شاهين فاطمي/ شاهین انزلی/ شاهین حیدری/ شبنم رحيمي/ شبنم طلوعی/ شعله ایرانی/ شکوفه امیری/ شکوه جوادیان/ شکوه محمودزاده/ شمس تولایی/ شهاب فیضی/ شهاب جعفرلو / شهرام گودرزی/ شهرام موسوی/ شهران طبری/ شهرام قنبری/ شهرنوش پارسی پور/ شهره سالک/ شهره شایگان/ شهریار سنگری/ شهزاد بهادر/ شهلا اثری/ شهلا بهاردوست/ شهلا عبقری/ شهلا فرید/ شهمرد اتوس/ شهناز نیکبخش/ شهین دوستدار/ شیرین تولایی/ شیرین عبادی/ شیرین فامیلی/ شیوا ایرانی/ شیوا بدیهی نژاد/ شیوا دری/ شیوا زنگی/ شیوا سخن/ شیوا نوجو/ صادق کمالی/ صبری نجفی/ صفورا الیاسی/ طاهره سوری /طلعت ابراهیمی/ طلعت تقی نیا/ عاطفه جعفری/ عاطفه اقبال/ عاطفه نصراللهی/ عالیه مطلب زاده/ عباس مظاهری/ عبدالحميد معصومي تهراني/ عبدالکریم لاهیجی/ عبدل خیامی/ عثمان احمدی/ عشرت بستجانی / عطا هودشتیان/ عفت ماهباز/ علي اكبر مهدي/ علی پورواحدی/ علی صدارت/ علی احمدی/ علی افشاری/ علی اکبر صفاییان/ علی اکبر قنبری/ علی پیشرو/ علی تاجبخش/ علی دانش/ علی دردشتی/ علی دماوندی/ علی ستاری/ علی صالحزاده/ علی صمد پوری/ علی گوشه/ علی ماهباز/ علی مختاری/ علی مقصودی/ علی معینی/ علی نادری/ علی هنری/ علیرضا رضائی/ علیرضا فرج نظام/ علي رضا جباري/ عنایت مودتی/ غلامرضا اقاييزاده/ فائزه سجودی/ فائزه منزوی/ فاطمه اسماعیلی/ فاطمه جمشیدی/ فاطمه رضایی/ فاطمه میلانی/ فاطیما شهرابی/ فتانه کیان ارثی/ فخری ذرشگه/ فرا آریا/ فرامرز بهار/ فرامرز دادور/ فرح سلوکی / فرح طاهری/ فرح کمانگر/ فرحناز محمدی/ فرزانه راجی/ فرزانه سوری/ فرزانه عظیمی/ فرزانه فرود/ فرشته بهاری/ فرشته تختی/ فرشته جلیلی/ فرشته شيرازي/ فرشته فراهانی/ فرشته قاضی/ فرشید آذرنیوش/ فرشید یاسائی/ فرناز فرود/ فرناز کمالی/ فرنوش شاهین/ فرهاد بهادر/ فرهاد دفتری/ فرهاد مهدوی/ فرهاد نعمانی/ فرهنگ قاسمی/ فروزان عاملی/ فریبا ثابت/ فریبا داودی مهاجر/ فریبا روستایی/ فریبا کاظمی/ فریبرز سروش/ فرید اشکان/ فرید حدادی/ فریده باقری/ فریده پورعبدالله / فریده غائب/ فریده یزدی/ فریدون شیبانی/ فریدون فرود/ فضل اله روحانی/ فضل اله روحانی/ فهیمه صادقی/ فهیمه ملتی/ فیروز آذر/ فیروزه بهادر/ فیروزه فولادی/ فیروزه مهاجر/ قدسی ابوالقاسم/ قدسی بختیاری/ كيوان مهجور/ کارمن کانو/ کارین فرند/ کاظم ایزدی/ کاظم فخاران/ کاظم کردوانی/ کامبیز دولتشاهی/ کامبیز شبانکاره/ کامبیز کامبیزیان/ کامران بزرگ نیا/ کامران بهنیا/ کامران صادقی/ کامران هاشمی/ کاوه کرمانشاهی/ کاویان میلانی/ کتایون امیرپور/ کتایون عطیمی فرد/ کمال ارس/ کمال دستیاری/ کورش پارسا/ کوروش آزادسر/ کوروش گلنام/ کوشیار پارسی/ کیان گرزدست/ کیانوش توکلی/ کیانوش رمضانی/ کیوان فروزان/ گرجی مرزبان/ گلرخ جهانگیری/ گلریز فرود/ گلنار جهانبانی/ گلناز غبرایی لنگرودی/ گیتی تحویلداری/ گیتی ساوجی/ گیتی شریفی/ گیتی منفرد رضائی/ گیسو جهانگیری/ گیل آوایی/ لاله جلوه / لعبت والا/ لهراسب پورزند/ لیدا حسینینژاد/ لیلا اصلانی/ لیلا جدیدی/ لیلا سیف اللهی/ لیلا مجتهدی/ م. اقتصادی/ مارال حیات/ مارته گوتیر/ مازیار خسروبیک/ ماشالله عباس زاده / مانوئل مونتالبان/ مانی صورتگر/ مجتبي راجي/ مجید تولایی/ مجید میرزایی/ مجید نیکنام امینی/ محبوبه انگلوند/ محبوبه حسین زاده/ محبوبه عباسقلی زاده/ محبوبه محبی/ محسن عمادی/ محسن نژاد/ محمد آبسالان / محمد آل احمد/ محمد اعظمی/ محمد افشاری/ محمد انوشه/ محمد ایل بیگی/ محمد پویافر/ محمد حسین جعفری/ محمد حسین قاسمی/ محمد خادمی/ محمد طلوع/ محمد علی متحیر/ محمد علی مهرآسا/ محمد مردانی/ محمد منتظری/ محمدرضاراعی/ محمود ارگی/ محمود ایمانی/ محمود حیدری/ محمود خادمی/ مراد آرمیتاژ/ مرتضی انواری/ مرتضی رفیعی/ مرتضی کاظمیان/ مرتضی مرتضوی/ مرسده هاشمی/ مرضیه موسوی/ مریم ارامش/ مریم ازاد/ مریم افشاری/ مریم اهری/ مریم حسین خواه/ مریم حکمت شعار/ مریم زند/ مریم عظیمی/ مریم کیانی/ مریم نوری/ مزدک بابکان/ مزدک نصیری/ مژگان بختیاری/ مژگان ثروتی/ مستوره احمدزاده/ مسعود اکبری راد/ مسعود راد/ مسعود شب افروز/ مسعود فتحی/ مسعود معمار/ مصطفا مرید/ مصطفی قهرمانی/ معصومه حکیمیان/ معصومه شفیعی/ معصومه لطفی/ ملوک مرزبان/ ملیحه تیره گل/ ملیحه شریف زاده/ ملیحه گلزار/ منصوره بهکیش/ منصوره بیات/ منصوره شجاعی/ منصوره مسعودی/ منوچهر تقوی بیات/ منوچهر شهرکی/ منوچهر فاضل/ منوچهر کمیجانی/ منوچهر نامور آزاد/ منیر فرهودی/ منیرا واحدی/ منیره برادران/ منیره کاظمی/ منیژه دهکردی/ منیژه شکوهی/ مهدی امینی/ مهدی پناهنده/ مهدی جامی/ مهدی خانبابا تهرانی/ مهدی خوش بین/ مهدی رفیعی شفیق/ مهدی شاهین/ مهدی مرزبان/ مهدی یوسفی/ مهدیه صالحپور / مهران براتی/ مهران دیوان بیگی زند/ مهران مصطفوی/ مهران میرعبدالباقی/ مهران میرفخرائی/ مهرانگیز کار/ مهرداد آرین نژاد/ مهرداد احسانی پور/ مهرداد باران/ مهرداد درویش پور/ مهرداد فتحى/ مهراد مشایخی / مهرزاد روحانی/ مهری معمارحسینی/ مهسا جزینی/ مهسا حسین خان/ مهشید پگاهی/ مهشید راستی / مهکامه شیرازی/ مهناز پنجه پور/ مهناز شفقی/ مهین رنجبر/ مهین شمسی نژاد/ مهین طایران/ مهین علی بابایی/ موسی مرزبان/ ميثم عظمائى/ میترا ابراهیمی/ میترا نجفی/ میترا هاشمی/ میثاق پارسا/ میکایل عزیزی/ میلاد ملک/ مینا صائب/ مینا لبادی / مینا مطلق/ مینا انصاری/ میهن جزنی/ نادر بیرمی/ نادر فروزی/ نادر نصیری/ نادره افشار/ نازگل مشتاقی/ نازنین شقاقی/ نازی عظیما/ ناصر پاکدامن/ ناصر رحمانی نژاد/ ناصر زراعتی/ ناصح فریدی/ ناهید انتصاری/ ناهید باقری/ ناهید پیلوار/ ناهید توسلی/ ناهید جعفری/ ناهید حسینی/ ناهید علیزاده/ ناهید قاسمی/ ناهید کشاورز/ ناهید مظفری/ ناهید میرحاج/ ناهید همت بلند/ ناهید همت پور/ نجیب احمدی/ ندا فرخ / ندا متولیان/ نرگس طیبات/ نرگس هاشمی/ نریمان رحیمی/ نریمان مصطفوی/ نسترن حسینی/ نسرین افضلی/ نسرین الماسی/ نسرین حمیدی/ نسرین قربانی/ نسیم خاکسار/ نسیم داریاب/ نفیسه آزاد/ نعیمه کفشدوز/ نقی نقاشیان/ نوا صوفی/ نوشابه امیری/ نوشین شاهرخی/ نوید محبی/ نیره توحیدی/ نیره جلالی(مادر بهکیش)/ نیکی میرزایی/ نیلوفر بیضایی/ نیلوفر گلکار/ نیما مشعوف / نیما هاتفی/ هادی امینیان/ هادی بابایی/ هادی بختیاری/ هادی جواهری لنگرودی / هادی میرمویدی/ هانا دارابی/ هانری نحرینی/ هایده راوش/ هایده مغیثی/ هدایت پارسی/ هدیه جهانبخت/ هما راد/ همایون مهمنش/ هوشنگ شهابی/ هوشنگ کشاورز صدر/ وحیده مولوی/ ویدا فرهودی/ ویدا هوشیار/ ویکتوریا آزاد/ یاور خسروشاهی/ یدالله قربانی/ یوسف پریدخت
امام جمعه مشهد : میخواهند ورود بسجیان و فدائیان رهبر به مجلس را بگیرند/ بعد از انقلاب مردم آزادانه خدا را پرستش ميکنند
امام جمعه مشهد : میخواهند ورود بسجیان و فدائیان رهبر به مجلس را بگیرند/ بعد از انقلاب مردم آزادانه خدا را پرستش ميکنند
ایسنا: امام جمعه مشهد گفت: امروز مسئله مهم، انتخابات مجلس است و احساس ميشود جريانهاي سياسي رانده شده و بعضي جريانهاي سياسي در صحنه به عنوان اصولگرايي، بهدنبال کنار زدن و به حاشيه راندن قشر بسيجي هستند.
آيتالله "سيد احمد علمالهدي"، در مراسم گراميداشت بيستودومين سالگرد مرگ خميني در حسينيه خميني مشهد، افزود: آنها ميدانند كه اگر در مجلس و دولت قشر بسيجي و فدايي رهبري حضور داشته باشد، نميگذارد جريانهاي انحرافي رشد کند و آن را بايکوت ميکند.
وي ادامه داد: آنان در انتخابات مجلس بعد از کنار زدن بسيجيها، عناصري را بر سر کار ميآورند که بر سر ميز مذاکره با خارجيها و آمريکاييها مينشينند. پس امروز هوشيار باشيد و نگذاريد اين عناصر وارد مجلس شوند.
وی گفت : (پیش از انقلاب) در اين کشور دين در چهارديواري مسجد و حسينهها زنداني شده بود و کوچه و خيابان و در و ديوار شهر پر از فسق و فجور و فساد و فحشا شده بود، اين ظلمت و خفقان بود که مردم از آن بيرون آمدند و آزادانه خدا را پرستش ميکنند.
وي ادامه داد: امروز در اين بستر هر روز يک جريان بعد از جرياني سر برميآورد؛ جريانهاي قدرتطلبي که از دين براي رسيدن به قدرت استفاده ميکنند؛ فتنه 88 با مديريت رهبري به خار و خاکستر تبديل شد و بعضي جريانهاي انحرافي نيز مثل ويروس به كشور چسبيدهاند.
ایسنا: امام جمعه مشهد گفت: امروز مسئله مهم، انتخابات مجلس است و احساس ميشود جريانهاي سياسي رانده شده و بعضي جريانهاي سياسي در صحنه به عنوان اصولگرايي، بهدنبال کنار زدن و به حاشيه راندن قشر بسيجي هستند.
آيتالله "سيد احمد علمالهدي"، در مراسم گراميداشت بيستودومين سالگرد مرگ خميني در حسينيه خميني مشهد، افزود: آنها ميدانند كه اگر در مجلس و دولت قشر بسيجي و فدايي رهبري حضور داشته باشد، نميگذارد جريانهاي انحرافي رشد کند و آن را بايکوت ميکند.
وي ادامه داد: آنان در انتخابات مجلس بعد از کنار زدن بسيجيها، عناصري را بر سر کار ميآورند که بر سر ميز مذاکره با خارجيها و آمريکاييها مينشينند. پس امروز هوشيار باشيد و نگذاريد اين عناصر وارد مجلس شوند.
وی گفت : (پیش از انقلاب) در اين کشور دين در چهارديواري مسجد و حسينهها زنداني شده بود و کوچه و خيابان و در و ديوار شهر پر از فسق و فجور و فساد و فحشا شده بود، اين ظلمت و خفقان بود که مردم از آن بيرون آمدند و آزادانه خدا را پرستش ميکنند.
وي ادامه داد: امروز در اين بستر هر روز يک جريان بعد از جرياني سر برميآورد؛ جريانهاي قدرتطلبي که از دين براي رسيدن به قدرت استفاده ميکنند؛ فتنه 88 با مديريت رهبري به خار و خاکستر تبديل شد و بعضي جريانهاي انحرافي نيز مثل ويروس به كشور چسبيدهاند.
Subscribe to:
Posts (Atom)
