Thursday, June 10, 2010

شاید حاکمیت بخواهد شمار مخالفان احمدی نژاد را نشانش بدهد

شاید حاکمیت بخواهد شمار مخالفان احمدی نژاد را نشانش بدهد
پیش بینی دو احتمال
برای راهپیمائی شنبه 22 خرداد


تظاهر مسلحانه حاکمیت، درحالی از روز گذشته در خیابان های مرکزی تهران آغاز شد، که هنوز به بهانه های مختلف پاسخ صریح به درخواست راهپیمائی 22 خرداد داده نشده است. وزارت کشور با بهانه های مختلف همچنان وقت کشی می کند و لشگر کشی سپاه و بسیج و نیروی انتظامی به خیابان های تهران زودتر از پاسخ وزارت کشور تکلیف را روشن کرده است. آنها که در پشت صحنه حاکمیت را پیش می برند و اجازه سخنرانی به حسن خمینی در سالروز درگذشت آیت الله خمینی ندادند و آنها که در تمام یکسال گذشته از باصطلاح "پایان فتنه" سخن گفته اند و سخن نوشته اند، بسیار طبیعی است که از حضور چند میلیون مردم در خیابان های مرکزی تهران وحشت داشته باشند، زیرا همه ادعاها را از دست رفته خواهند دید.

بنابراین، دو پیش بینی قابل تصور است:

1- مردم علیرغم همه لشگر کشی های نظامی و بسیجی حکومت و مخالفت وزارت کشور با راهپیمائی نه در وسعتی که درحالتی عادی می توانند به خیابان بیایند، روز 22 خرداد خود را به خیابان های مرکزی تهران برسانند و سال دوم حکومت کودتا نیز با صحنه های درگیری مردم و نیروهای نظامی و انتظامی و لباس شخصی شروع شود.

2- پس از وقایع 14 خرداد در آرامگاه آیت الله خمینی، شخص خامنه ای و بخشی از همگامان او درحاکمیت به این نتیجه قطعی برسند که وقت یک تو دهنی به احمدی نژاد رسیده است و برای گوشمالی او که باندازه کافی دلیل وجود دارد با صدور مجوز راهپیمائی موافقت شود. بویژه که زمزمه طرح و توطئه کشف شده دیگری آغاز شده که در همین شماره پیک نت به آن اشاره شده است. توطئه ای خونین!

از تهران شب گذشته به ما گزارش حضور و استقرار نیروهای نظامی و شبه نظامی در خیابان ها را دادند و در میان این گزارش ها، پیامی نیز وجود داشت که وسعت وحشت از حضور مردم در خیابان ها را می رساند. نویسنده پیام شرح داده است:

امروز برای گزارش سرقت از خودرو (یک نوت بوک از داخل اتومبیلم) به اداره آگاهی شاپور رفتم که بزرگترین اداره آگاهی کل کشور است. باور کنید که این اداره به این عظمت تعطیل بود و به مراجعین می گفتند تا روز یکشنبه مراجعه نکنید!

نمی گفتند چرا، اما همه به هم لبخند می زدند و حتی بلند بلند میگفتند که هرچی نیرو داشته اند برده اند توی خیابان ها. حتی نیروی اراده آگاهی را!

در اداره آگاهی کل کشور نیروئی باقی نبود، در عوض، در تمام نقاط مهم شهر نیرو انتظامی به وفور دیده می شد. یک آقای دزد زده ای که مثل من سنگ روی یخ شده بود، جلوی آگاهی با صدای بلند می گفت: تا یکشنبه دزدی، قتل، تجاوز آزاد است اما تظاهرات نه!

No comments:

Post a Comment