Wednesday, January 20, 2010

با ادامه تهد یدهای ستاد کودتا

مردم با عزم مقابله
22 بهمن بیرون خواهند آمد
در دو هفته گذشته، دهها تن از زندانیان سیاسی دهه 60 در تهران و چند شهر دیگر ایران بازداشت شده اند. نه جرمی داشته اند و نه دلیلی برای این دستگیرها اعلام شده است. به آنها گفته اند "موقتا دوباره مهمان باشید. شب عید آزاد می شوید!"

این بازداشت ها و جمله ای که خطاب به اعتراض این زندانیان سابق گفته شده، باز هم بیشتر نشان میدهد که حاکمیت کودتائی تا چه حد نگران راهپیمائی 22 بهمن و حضور گسترده مردم در آنست. حتی در برابر اعتراض این زندانیان سابق که گفته اند "ما اصلا دیگر فعال نیستیم و کار به این کارها نداریم. زندگی مان را می کنیم و این بازداشت و دستگیری به زندگی و کار ما لطمه می زند"، بازداشت کنندگان گفته اند: "ما میدانیم شما فعالیتی ندارید، اما بالاخره این مردم از یک جائی تحریک می شوند، و ما دنبال این مرکز تحریک هستیم! شماها تجربه انقلاب بهمن و فعالیت های اول انقلاب را دارید. بهتر است یک مدت پیش ما باشید، زیاد نمی مانید."

این جملات و گفتگوهائی که رد و بدل شده، نقل به مضمون و مستند به شنیده های مستقیم است. کسانی که بازداشت شده اند نیز از فعالان سابق گروه ها و احزاب سیاسی متفاوت اند، اما از آنجا که افراد شناخته شده در جامعه نیستند و درمطبوعات سالهای گذشته نامشان مطرح نبوده، اخبار مربوط به دستگیری آنها مانند دیگر دستگیری ها بازتاب نیافته است.

همزمان با همین دستگیری ها که به پیک نت اطلاع داده شده و شمار آنها به دهها تن می رسد، در 48 ساعت گذشته عده دیگری از اعضای رهبری و فعالان نهضت آزادی و ملی مذهبی ها نیز بازداشت شده و به جمع بقیه زندانیان سیاسی بعد از کودتای 22 خرداد پیوسته اند. گفته می شود در گزارش محرمانه ای که کمیسیون امنتی ملی مجلس دراختیار دارد و برخی نمایندگان نیز از آن مطلع اند، اکنون با احتساب دستگیری های استان های دیگر، شمار روزنامه نگاران، فعالان سیاسی، رهبران احزاب، فعالان حقوق مدنی و... که از بعداز کودتای 22 خرداد دستگیر شده اند از مرز 500 تن گذشته است و رقم مجموع دستگیری های تهران و شهرهای دیگر به 10 هزار رسیده است. با آنکه رسما اعلام نشده، اما گزارش های غیر رسمی شمار کشته شدگان پس از کودتا را تا 500 تن در تهران و شهرهای دیگر تخمین ثبت کرده است. این گمان نزدیک به واقعیت است که اگر روند کنونی در حاکمیت ادامه یابد، صدها تن دیگر تا 22 بهمن دستگیر خواهند شد و باحتمال بسیار زیاد چند ترور دیگر نیز حکومت با هدف ترساندن استادان دانشگاهی، فعالان سیاسی هنوز دستگیر نشده و دانشجویان و زنان فعال مدنی انجام خواهد شد.

گفته می شود، فرماندهان کودتائی سپاه و شخص احمدی نژاد به علی خامنه ای اطمینان داده اند که 22 بهمن آرامی را نظام پشت سر خواهد گذاشت و هر نوع تصمیم به تغییر روش و یا ادامه روش کنونی، موکول به نوع برگزاری 22 بهمن است.

حکومت تصور می کند مردم گوسفنداند و بر این تصور است که با این دستگیری ها و ترور ها، مردم بدون چوپان خواهند شد و 22 بهمن به نقطه عطف برای تثبیت کودتا تبدیل خواهد شد. با همین تصور، حتی مطبوعات از انتشار هر نوع عکس از دوران انقلاب بهمن که یادآور قیام 8 ماه اخیر مردم باشد، نه تنها منع شده اند، بلکه به آنها از هم اکنون اخطار داده شده است. سیمای جمهوری اسلامی نیز خود بعنوان کانون هدایت کننده این سانسورها، امسال هیچ تصویر و فیلمی از انقلاب بهمن منتشر نخواهد کرد که مشابهتی با قیام 8 ماه اخیر مردم داشته باشد.

همه این تصورات و تدابیر، برای خانه نشین کردن مردم است. مردمی که نیاز به هیچ دعوت و رهبری خیابانی ندارد و خود میدانند که هر روز تاریخی که در 30 سال اخیر، روز راهپیمائی و تظاهرات و اجتماعات بوده، فرصتی است برای حضور اعتراضی در خیابان ها. مسئله به همین سادگی است و دستگیری های سیاسی اخیر، راه به جائی نخواهد برد.

برای این دعوت "وعده ما 22 بهمن، خیابان انقلاب و میدان آزادی" نیاز به هیچ اعلامیه و رهنمودی نیست. همه میدانند چه روزی و برای چه هدفی باید بیآیند و می آیند. وحشت حکومت از حضور مردم، ممنوعیت های جدید، تهدید به کنترل اینترنت ها، تهیه اطلاعیه های تصویری از سوی ستاد کودتا برای معرفی تظاهر کنندگان توسط مردم و ... همه و همه به جای آنکه باعث ترس مردم شود، خود به معنای دعوت مردم به تظاهرات و راهپمائی 22 بهمن است. بویژه که همه این تدابیر و پیشگیری ها بیش از پیش مردم را عصبی و مصمم به حضور خیابانی می کند و جنبه های مقابله و خشونت در برابر نیروهای انتظامی را تقویت می کند. مردم بیش از گذشته نقاب به صورت در خیابان ها ظاهر خواهند شد و در واکنش به تهدید هائی که حکومت در باره اعدام دستگیر شدگان می کند، مردم سعی خواهند کرد برای دستگیر نشدن به مقابله با دستگیر کنندگان برخیزند و این همان فاجعه جنگ داخلی است که دست های مرموز در کانون مرکزی حکومت و در میان فرماندهان سپاه کشور را به آن سو می برد.

توپ خالی فرمانده نیروی انتظامی

حمله و دفاع اینترنتی
میان جنبش سبز و کودتاچی ها




فرمانده نیروی انتظامی، سردار سرتیپ احمدی مقدم، درچارچوب طرح ترساندن مردم برای نیآمدن به خیابان ها در روزهای تاریخی و سنتی، مدعی شد که ای میل های ایرانی ها کنترل امنیتی می شود و کسانی که مردم را دعوت به راهپیمائی کنند تحت تعقیب قرار میگیرند.

شک نیست که اگر چنین کنترلی امکان پذیر بود، دیگر نیازی به تهدید نبود، بلکه عمل می کردند و از طریق این کنترل نه تنها می توانستند معرکه های تبلیغاتی تازه ای به پا کنند، بلکه قدرت و امکان کنترل اینترنتی خود را نیز به نمایش بگذارند. بنابراین، احمدی مقدم نیز مانند مجموعه دولتی ها و در صدر آنها "احمدی نژاد" دروغ می گوید و "بلوف" زده است.

اما، برای نشان دادن ناممکن بودن کنترل ای میل ها، به نقل از توضیحاتی که یک آشنا به امور اینترنتی نوشته و در "ایران پرس نیوز" منتشر شده، نکات زیر را می خوانید:



«در هیچ کجای جهان، هیچ دولتی نمیتواند ایمیل تمامی شهروندان را کنترل کرده و آنها را زیر نظر بگیرد. این نوع کنترل ها تنها برای باندهای تبهکار بین المللی که از آنها ردپائی در پلیس بین المللی وجود دارد دنبال می شود و تازه این کنترل هم موفق نیست، اگر بود تبهکاری باید خاتمه می یافت و یا دفتر ترورهای مهم سیاسی باید بسته می شد.

کاربران اینترنت در ایران از سوی منابع دولتی دستکم 21 میلیون نفر اعلام شده اند. کافیست تجسم کنید که تنها نیمی از آنها روزانه تنها یک ایمیل بفرستند. اگر فرض کنیم که حکومت به همه ای میل ها دسترسی دارد – که فرضی محال است- برای کنترل این ده میلیون ایمیل اگر برای دسترسی و خواندن هر ایمیل تنها چهار دقیقه وقت لازم باشد – که باز هم فرضی محال است- دستکم 83 هزار نیروی متخصص که روزانه هشت ساعت کار کنند نیاز است.

حکومت ایران، تاکنون با روش های بسیار پیش پا افتاده و ابتدایی مانند دستگیری و شکنجه به اطلاعات اینترنتی برخی افراد دست پیدا کرده و یا با دستگیری افراد مورد نظر، کامپیوتر آنها را با خود برده تا به اطلاعات درونی آن دسترسی پیدا کند. حتی موارد وجود دارد که لب تاپ افراد را از اتومبیل و یا حتی از خانه آنها ربوده تا به اطلاعات آنها دسترسی پیدا کند. از این جمله است سرقت لب تاپ "رمضان زاده" در زمانی که وی سخنگوی دولت خاتمی بود که بعد از کودتای 22 خرداد نیز همراه بسیاری از رهبران جبهه مشارکت دستگیر شده و همچنان در زندان است.

علیرغم همه این واقعیات آشکار، برای آنکه شب ها خواب آشفته نبینید، این نکات را هم می توانید رعایت کنید:

جابجایی اطلاعات روی اینترنت

اطلاعات روی اینترنت به دو شکل رمزگذاری و بصورت ساده رد و بدل میشوند.

معمولا آدرس وب سایت ها با پروتوکول http آغاز میشوند که به معنای "پروتوکول جابجایی متن" است. اطلاعاتی که شما با این سایتها رد و بدل میکنید بصورت ساده منتقل میشوند و در تمامی مسیر بین کامپیوتر شما تا کامپیوتر مقصد (یعنی همان سایت) با کمک برخی ابزارهای نرم افزاری توسط آی اس پی ها یا منابع دولتی قابل ردیابی، دیدن و خواندن هستند. امروزه از این پروتوکول برای ردوبدل اطلاعات کم ارزش و محتوای سایتهای اینترنتی استفاده میشود.

شاید با سایت هایی برخورد کرده باشید که آدرس آنها با https آغاز شده اند. این پروتوکول به معنای "پروتوکول جابجایی متن به روش امن" است. به این معنا که تمامی اطلاعاتی که شما از کامپیوتر مبدا دریافت میکنید بر اساس الگوهای پیچیده رمزنگاری شده و به کامپیوتر شما میرسد و در کامپیوتر شما این اطلاعات رمزگشایی می گردند و اطلاعات به شما نمایش داده میشود.

کامپیوتر شما نیز بر اساس همان الگو اطلاعات را رمزنگاری کرده و به کامپیوتر مقصد می فرستد و اطلاعات در کامپیوتر مقصد رمزگشایی شده و استفاده میشوند.

این اطلاعات در تمامی مسیر بین کامپیوتر شما و کامپیوتر مقصد رمزنگاری شده و امن است و محتوای آن به هیچ وجه در بین راه توسط هیچ کس قابل خواندن نمی باشد.

با توجه به تعریفهای بالا حالا بسادگی میتوانید اینگونه سایتها را تشخیص داده و امنیت اطلاعات خود را کنترل کنید. یعنی اگر آدرس اینترنتی سایتی با https آغاز شده باشد رد و بدل اطلاعات امن است و کسی در بین راه به آن دسترسی نخواهد داشت.

درحال حاضر، تنها سایت ایمیل رایگان که اطلاعات شما را روی پروتوکول امن https رد و بدل میکند سایت جی میل میباشد که به گوگل مربوط است.

چند روزی است که جی میل بصورت پیش فرض، محتوای ایمیل ها را روی پروتوکول امن منتقل میکند. در گذشته شما بایستی بصورت دستی در جی میل این درخواست را انجام می دادید. برای اینکه این کار را بصورت دستی انجام دهید باید وارد بخش تنظیمات در جی میل شده و گزینه ای که نوشته Browser connection: Always use https را فعال می کردید. یاهو و هات میل و سایر ایمیلهای رایگان چنین خدماتی را پشتیبانی نمی کنند. بنابراین برای اینکه خیال شما آسوده باشد، بهتر است یک آدرس جی میل جداگانه برای خودتان باز کنید و برای رد و بدل کردن ایمیل هایی که میخواهید حکومت و یا هر کس دیگری از محتوای آن سردرنیاورد از آن استفاده کنید و از ایمیل شخصی یا محل کار خود برای این منظور استفاده نکنید.

راه های افزایش امنیت

از نام یا نام خانوادگی یا سایر مشخصاتی که بتوان از روی آن به شما دسترسی پیدا کرد برای درست کردن آدرس ایمیل خود استفاده نکنید. برای نمونه همگان با دیدن آدرس ایمیل ali_rezazadeh_1985@gmail.com صاحب و احتمالا سال تولد او را میتوانند حدس بزنند. آدرس ایمیلی که برای پخش خبرها یا دریافت خبر استفاده میکنید نباید اثری از شخصیت واقعی شما داشته باشد، همچنین بهتر است مانند آدرس seyed_ali_cholagh@gmail.com شک برانگیز هم نباشد. هرچند اطلاعاتی که شما رد و بدل میکنید کاملا امن است، ولی شاید یکی از گیرندگان پیام شما بصورتی غیرمسئولانه و بدون پاک کردن نام شما پیام تان را به صدها یا هزاران نفر بفرستند.

نکته دوم اینکه برای فرستادن یک پیام ایمیل به گروهی از کاربران، آدرس آنها را در بخش To نگذارید، زیرا تمامی کسانی که ایمیل شما را دریافت میکنند میتوانند آدرس تمامی کسانی که به آنها ایمیل داده اید را ببینند. برای این کار بهتر است تمامی آدرسها را در بخش BCC بگذارید. این کار باعث میشود تا آدرس دوستان شما پنهان شده و هیچیک از دریافت کنندگان آدرس دیگران را نبینند.

اگر پیام مهمی از دوستان به شما میرسد و می خواهید آنرا به دیگران بفرستید، حتما آدرسهای قبلی و همچنین آدرس ایمیل کسی که به شما پیام فرستاده است را پاک کنید تا مشخص نشود چه کسانی این ایمیل را دست به دست کرده اند.

در متن ایمیل خود از قرار دادن شماره تلفن، آدرس، اسم و مشخصات خود یا دوستان نزدیک خود، یا هرگونه اطلاعاتی که به هویت شما مربوط است پرهیز کنید تا درصورتی که ایمیل شما به سایرین فرستاده شد ردی از کسی در آن نماند.

بهتر است علاوه بر آدرس های ایمیل خود، یک آدرس ایمیل بیهوده هم داشته باشید که بیشتر به شخصیت واقعی شما نزدیک باشد. چنانچه در راهپیمایی یا جایی دستگیر شدید و ماموران رژیم آدرس ایمیل شما و رمز عبور آنرا خواستند شما بتوانید آن ایمیل بیهوده را به آنها بدهید. (با ویراستاری دوباره توسط پیک نت)

در باغ سبز جدید احمدی نژاد

ایرانی یک خانه ویلائی
با یک لوله نفت در کنار سفره اش!




احمدی‌نژاد در مراسم روز هوای پاك: از افرادی كه می‌توانند در شهرهای دیگر زندگی كنند خواهش و استدعا دارم از تهران به شهرهای دیگر مهاجرت كنند. می‌توان در ایران كاری انجام داد كه همه ایرانی‌ها در یك خانه ویلایی زندگی كرده و باغچه و حوضچه داخل خانه خود داشته باشند.

احمدی نژاد در آغاز رئیس جمهور اعلام شدن: پول نفت را به کنار سفره مردم می آورم.

حسن روحانی: دولت اول احمدی نژاد 370 میلیارد دلار دراختیارش بود که نه تنها چیزی از آن باقی نمانده، بلکه صندوق دولت زیر صفر است.

رئیس اتاق بازرگانی: آقازاده ها و مدیران دولتی وام های میلیاردی را گرفته و پس نمی دهند.

محمود بهمنی چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸در گفتگو با واحد مرکزی خبر، رسما اعلام کرد که بدهی دولت به بانک مرکزی تا پایان مرداد ماه ۱۳۸۸ بیش از ۱۳ میلیارد تومان برآورد شده است.
گزارش جدید بانک مرکزی میزان بدهی دولت را با دو درصد افزایش نسبت به سال ۸۷ بیش از ۱۳ هزار و ۲۸۲ میلیارد تومان اعلام کرده است. مطابق این گزارش، بانک های ایران بیش از 40 هزار میلیارد تومان(40 میلیارد دلار) از مشتری های خود طلبکاراند.

Tuesday, January 19, 2010

پاداش یک میلیارد تومانی



سردار نجار وزیر کشور و سردار ارشاد منش معاون وزیر
پاداش یک میلیارد تومانی
به 5 فرمانده کودتائی سپاه



سپاهیان سبز اندیش:

شرکت بین المللی توسعه ساختمان یکی از مهمترین شرکت های زیر مجموعه شرکت سرمایه گذاری غدیر می باشد . شرکت سرمایه گذاری غدیر در گذشته متعلق به بانک صادرات ایران بود که در جریان بلعیدن ثروت های ملی توسط سپاه، نصیب سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) شد .

سوء استفاده های مالی مدیریت شرکت سرمایه گذاری غدیر (مهندس
معماری – همكلاسی احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت) که مستقیماً توسط برادر رئیس جمهور ساده زیست (حاج داوود) با تهدید، زور و ارعاب نصب شده است، داستان مفصل و غم انگیزی است که اگر عمری باقی باشد بزودی آنرا نیز افشاء خواهیم کرد.

موضوع حیرت انگیزی که برحسب تصادف امروز متوجه آن شدیم، پرداخت یک میلیارد تومان پاداش به اعضاء هیئت مدیره شرکت بین المللی ساختمان است.

همانطورکه در سند رسمی سازمان بورس اوراق بهادار تهران مشاهده می شود، (اگر تاکنون این سند را از روی سایت برنداشته باشند) مجمع عمومی عادی شرکت مزبور با پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان بعنوان پاداش اعضاء هیئت مدیره (پنج نفر سپاهی و اطلاعاتی) موافقت کرده است.

حال بد نیست بدانید که اعضاء هیئت مدیره این شرکت از چه کسانی هستند.

چند ماه قبل از کودتای 22 خرداد 1388 فردی به نام سردار ارشاد منش که محرم اسرار سردار نجار (وزیر دفاع وقت و وزیر کشور کنونی) می باشد با مأموریتی مشخص به
ریاست هیئت مدیره شرکت بین المللی توسعه ساختمان منصوب و كودتاگونه ظرف کمتر از 48 ساعت کلیه اعضاء هیئت مدیره و مدیران عامل شرکت مادر و شرکتهای زیر مجموعه را از کار برکنار و عوامل سپاه را به جای آنها منصوب نمود. پس از تسلط کامل وی بر یک شرکت چند میلیارد دلاری پیدا کردن منبع هزینه های سرسام آور تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد دیگر کارمشکلی نیست.

سردار ارشاد منش هم اکنون با یار گرمابه و گلستان خود سردار نجار به وزارت کشور نقل مکان نموده و معاون وزیر است.



آدرس سند تصویب یک میلیارد تومان پاداش در سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران در اینجا






آدرس سایت رسمی شرکت بین المللی توسعه ساختمان در اینجا



آدرس سایت رسمی شرکت سرمایه گذاری غدیراینجا

آدرس سایت رسمی ساتا اینجا

پیش بینی علی خامنه ای

پیش بینی علی خامنه ای
از راهیپمائی 22 بهمن

سلام- بنده خبر دارم که آقای خامنه ای گفته اند که حتی اگر در روز 22بهمن با وجود تمام تدابیر امنیتی در تهران یک میلیون نفر هم تظاهرات کنند - که امری غیر ممکن است- اهمیتی ندارد و ایشان یک قدم هم عقب نخواهند نشست و اینگونه امور تاثیری درادامه حمایت ایشان از انتخابات 22 خرداد و دولت احمدی نژاد ندارد و نظام و دولت با قدرت به حرکت خود ادامه خواهد داد. ضمن اینکه نظر ایشان این است که در شرایط فعلی، حتی اگر به جنبش سبز مجوز تظاهرات هم بدهند فقط در تهران و شیراز و اصفهان شلوغ خواهد شد و در تهران هم اگر مجوز داده شود در خوش بینانه ترین حالت حداکثریک میلیون و نیم به خیابان خواهند آمد و البته تا چند ماه دیگر این مقدار بسیار کمتر هم خواهد شد و از نظر ایشان وجود این مقدار معترض خاموش و پنهان که عمدتا مربوط به نقاط متوسط به بالای شهر تهران هستند طبیعی است و تا کار به اعتصاب کشیده نشود خطری برای ادامه کار نظام و دولت احمدی نژاد ندارد. هرچند بنای نظام بر این است که اجازه حضور گسترده و جدی به معترضان داده نشود و چنین جمعیتی برای تظاهرات در سطح خیابانها خصوصا به صورت یکجا و مجتمع ظهور و بروز پیدا نکند.

(چون این مطلب را بنده از منبع مطمئن نقل می کنم و انتشار آن ممکن است به اراده قاطع مردم برای شرکت در تظاهرات ضرر بزند اگر خواستید می توانید آن را منتشر نکنید ولی اگر خواستید منتشر شود لطفا ایمیل بنده و شهر محل سکونتم را ذکر ننمائید- با تشکر

Monday, January 18, 2010

دو توطئه همزاد یکدیگر

دو توطئه همزاد یکدیگر
جنگ با عراق – سیاست نظامی- اتمی



انقلاب 57 ایران، توطئه های بزرگ و انقلاب برافکنی را به خود دیده است. حزب توده ایران در همان سالهای نخست پیروزی انقلاب، پس از یورش ارتش عراق به ایران، آغاز این جنگ را بزرگترین ضربه به انقلاب ارزیابی کرد. با آغاز مرحله دوم جنگ، یعنی ورود ایران به خاک عراق، حزب ما این مرحله از جنگ را، تکامل توطئه آغاز جنگ اعلام داشت و بارها بصورت علنی و گاه در چند نامه غیرعلنی به آیت الله خمینی نظر خود را درباره توطئه امپریالیسم برای تحمیل یک جنگ فرسایشی به انقلاب ایران، برای شکستن کمر آن ابراز داشت.
جنگ با عراق یک هزار میلیارد دلار خسارت و ویرانی برای کشور ما به بار آورد. برخی از شهرهای جنوب ایران برای همیشه ویران شدند. زبده ترین کادرهای مذهبی انقلاب دراین جنگ کشته شدند. جنگ، نزدیک به یک میلیون کشته و معلول و اسیر ایرانی به همراه آورد، دهها توطئه ترور هدفمند برای تصفیه دستگاه رهبری جمهوری اسلامی از کادرهای انقلابی- مذهبی در جبهه ها، سقوط هواپیماهای غیر نظامی در مسیر جبهه های جنگ و کشته شدن فرماندهان ارتش و سپاه و روحانیون انقلابی، تسلط گام به گام سرمایه داری تجاری بر کشور و دهها و دهها حادثه دیگر از دل این جنگ بیرون آمد. در طول همین جنگ، بیت آیت الله خمینی توسط توطئه گران محاصره شد و عنان اختیار از دست او که شکست های جنگی، ترور یاران قدیمی وی توسط مجاهدین خلق و کهولت و پیری توانی برایش باقی نگذاشته بود خارج شد. علاوه بر آنكه در طول جنگ انفجار حزب جمهوری اسلامی و بدنبال آن، انفجار ساختمان نخست وزیری، توطئه دستچین کردن روحانیون هم خط او و سپس ترور هدفمند آنها شرایط را برای این وضع فراهم كرده بود. سرانجام، پایان جنگ را با قتل عام زندانیان سیاسی توام کردند و پایان حیات وی را با تجدید نظر در قانون اساسی و گنجاندن"ولایت مطلقه" و یا "سلطنت مذهبی" در این قانون کامل کردند. دراین فصل پایانی، مردم چنان غرق درگذشت آیت الله خمینی بودند که ندانستند چه وقت و چگونه و بر مبنای چه بحث و معیاری "ولایت مطلقه" در قانون اساسی گنجانده شد.
تمام این رویدادها، از دل توطئه بزرگ جنگ عراق و ایران و سپس ایران و عراق بیرون آمد.
امروز اگر از ما سئوال شود، همتائی برای آن توطئه بزرگ در جمهوری اسلامی سراغ داریم یا نه؟ خواهیم گفت: بله. سیاست اتمی و سیاست جنگی، پشت جلد آن توطئه و تقریبا با اهدافی مشترک است.
سیاست جنگی – اتمی حدود 5 سال است که به ملت ایران تحمیل شده است. نتایج این سیاست، مانند نتایج جنگ ایران و عراق و موشک باران و بمباران ها، در برابر چشم مردم قرار ندارد، اما واقعیت اینست که نه تنها حوادث پیش از کودتای 22 خرداد، نه تنها توطئه رئیس جمهور کردن احمدی نژاد و تشکیل کابینه سپاهی، بلکه تمام حوادث بعد از 22 خرداد، تا همین امروز که این سرمقاله نوشته می شود، تمام رویدادها از دل همین سیاست بیرون آمده است.
در آغاز حمله عراق به ایران، حاکمیت خیلی زود به این نتیجه رسید که این حمله یک توطئه امپریالیستی است، اما در جریان آغاز مرحله دوم جنگ، حاکمیت نتوانست درک کند و آنها که در حاکمیت نفوذ کرده بودند، اجازه ندادند رهبری وقت جمهوری اسلامی درک کند، که این مرحله، ادامه مرحله قبلی جنگ است. و فاجعه 8 سال ادامه یافت. ضربات وارده ناشی از ترورها و انفجارها و از صحنه زندگی خارج شدن بسیاری از روحانیون و مذهبیون غیر روحانی و ضربات وارده به حزب توده ایران و دیگر نیروهای سیاسی مذهبی و غیر مذهبی نقش مهمی در ناتوانی رهبری باقی مانده جمهوری اسلامی برای درک ناممکن بودن فتح عراق و صدور جمهوری اسلامی داشت. این جنگ و رویدادهای پس از آن، جاده را برای نفوذ، رخنه و جاسازی کادرهای حجتیه و یا همسو با حجتیه و یا سازمان های وابسته به آن اما با نام های گمراه کننده هموار كرد.
پشت جلد آن توطئه بزرگ جنگی، توطئه سیاست نظامی- اتمی است، که اکنون ملت ایران درگیر کودتای بیرون آمده از دل این توطئه است. آنها که تا مغز استخوان رهبری جمهوری اسلامی نفوذ کرده اند، تئوری پردازان این سیاست اند و امثال علی خامنه ای که او را بدنبال سراب تولید بمب اتمی و تبدیل ایران به قدرتی در کنار سه قدرت بزرگ امریکا، روسیه و چین تا اینجا کشانده اند، فعلا کارزاران شیفته این سیاست.
این سیاست، تا اینجا تحریم های اقتصادی و سیاسی گسترده ای را برای ایران به ارمغان آورده است. اختناق دوران شاه را زنده کرده است. زندان های ایران را لبریز از زندانیان سیاسی شده - و از سر طنز تلخ تاریخ، عمدتا نیز مذهبی و بقایای کادرهای انقلاب که در دوران جنگ و حوادث آن نابود نشدند- كرده است، ملت و سپاه روبروی هم ایستاده اند. خطر بمباران تاسیسات اتمی و نظامی و از بین رفتن دو دهه سرمایه گذاری دهها میلیارد دلاری را به همراه آورده است. مخالفان مذهبی انقلاب 57 و خط فکری – مذهبی- سیاسی- اقتصادی آیت الله خمینی را برحاکمیت مسلط ساخته است. مرز ملت و حاکمیت را با جویباری از خون از هم جدا ساخته است. آخرین پل های انقلاب 57 در حال ویرانی است و واپسین سنگرهای انقلاب 57 زیر آتشبار طرفداران سیاست نظامی- اتمی قرار دارد. اگر از دل 8 سال جنگ با عراق، فتح بغداد و کربلا و آزادی قدس بیرون آمد، از دل این سیاست نیز آبادانی ایران، دست یابی ایران به تکنولوژی تولید سلاح اتمی بیرون خواهد آمد. در راس لیست خسارات توطئه جنگ فرسایشی با عراق همان است که در بالا به آن فهرست وار اشاره شد. نتیجه این توطئه، یعنی سیاست نظامی- اتمی نیز، اگر مردم نتوانند در همین مرحله ای که در آن قرار داریم، هدایت کنندگان این سیاست را از ارکان حاکمیت و قدرت به زیر کشیده و حکومتی ملی و مردمی را بر سر نوشت ایران حاکم نکنند، کمتر از آن نخواهد بود و این در هر دو به سود امپریالیسم تمام شده و خواهد شد. اهمیت جنبش سبز و انگیزه تاریخی حمایت از آن، چنین ابعاد بزرگ و ملی دارد.

راه توده 252 18.01.2009

ملت همان را می خواهد که فرمانده سپاه نگران آنست


فرمانده سپاه پاسداران
دو جمله حرف حساب زد!



سرلشگر عزیزجعفری فرمانده کل سپاه پاسداران، سه شنبه گذشته در همایش بسیجیان استان چهار محال و بختیاری در یک سخنرانی طولانی چهار خط حرف اساسی زد. او گفت:

1- هدف اصلی مخالفان کم کردن اختيارات ولايت فقيه و تبديل اين پست در ساختار جمهوری اسلامی ايران به يک «مقام تشريفاتی» است.

2- ريشه اختلافات در انتخابات و حوادث 8 ماه پس از آن، بر سر دو ديدگاه در قبال اداره جامعه است. یعنی نوع مديريت، اقتصاد، مسائل سياسی و فرهنگی و نحوه توزيع ثروت‌های ملی.

هر حاشیه ای را که او در این سخنرانی به این دو جمله خود اضافه کرده باشد – که کرده- باید حذف کرد و روی همین دو جمله که جان کلام است متمرکز شد.



اما تفسیر این جمله:



کم کردن اختیارات رهبری واقعا هم از اهداف جنبش اصلاحی است، زیرا اختیارات کنونی رهبر، عملا سلطنت را به ایران باز گردانده و بیت رهبری به دربار شاهنشاهی با تمام فساد و فتنه ای که در آن لانه فساد جمع بود تبدیل شده است. ولایت فقیه از ساختار اولیه ای که برای آن در قانون اساسی پیش بینی کرده بودند، یعنی نظارت بر روند جاری در کشور که از چارچوب قانون اساسی و اسلام تعریف شده در قانون اساسی خارج نشود، عملا نه تنها خارج شده، بلکه برفراز قانون اساسی نیز قرار گرفته است. یعنی قانون اساسی شده "رهبر". یعنی رهبر جانشین شاه شده است. شاه فرمانده کل قوا بود و ایشان هم هست. شاه به نظامی ها درجه اهداء می کرد، رهبر نیز می کنند. شاه می گفت قانون اساسی را قبول دارد اما با تفسیری که خود وی از آن دارد، و رهبر نیز همین را می گوید و عمل می کند. هیچکس از شاه نمی توانست بپرسد که بر چه اساس و معیاری درجات سرتیپی و سرلشگری و سپهبدی و ارتشبدی می دهد و چرا خودش شده بزرگ ارتشداران؟ رهبر نیز دقیقا همین کار را می کند. هیچکس از شاه نمی توانست بپرسد خریدهای نظامی چرا و چگونه انجام می شود، از رهبر هم نمی توان سئوال کرد. هیچکس از شاه نمی توانست سئوال کند که چرا یکباره در اروند رود و شط العرب جنگ میان ارتش ایران و ارتش عراق آغاز شد، از رهبر نیز کسی نیست سئوال کند و اگر سئوال کند پاسخ هم نمی گیرد که سیاست نظامی و جنگی کنونی در کدام مرجع قانونی اتخاذ شده است.

اینها مربوط به بخش نظامی است که دست خود سرلشگر جعفری نیز زیر ساطور آنست و به همین دلیل هم نگران کم شدن اختیارات رهبری است. زیرا اگر همین اختیارات نظامی ساختار قانونی پیدا کرده و دارای ضابطه ای قانونی شود، آنگاه فرماندهان سپاه مانند ژنرال های شاه مجری چشم و گوش بسته شاه و رهبر نمی توانند باشند، زیرا به قانون و مراجع قانونی باید پاسخگو باشند نه به شاه و به رهبر. درجات نظامی نیز مثل نقل و نبات توسط رهبر تقسیم نمی شود، بلکه تابع معیارهای قانونی می شود. دراینصورت است که وقتی فرمان کشتار داده می شود، فرمانده نظامی ناچار است به آینده برخورد قانونی که با وی می شود بیاندیشد. امری که حداقل دراین 7 ماه شاهدیم چنین نیست و می کشند، بنا به دستور رهبر و تصمیماتی که در بیت ایشان در جمع فرماندهان گرفته می شود.

همین روند در دیگر امور نیز جاری است. مثل رئیس قوه قضائیه به هیچ قانونی پاسخگو نیست و صرفا مجری فرامین رهبر است. فاجعه بار تر آن که حتی دادستان ها و قضات هم خود را تابع فرامین رهبری می دانند. درست شبیه همان بساطی که در زمان شاه جاری بود. همه آنها وقتی می خواهند دیگران را تابع تصمیم خود کنند، استنادشان به نظر و دستور و تمایل رهبری است. همین است که هرگز دیده نشده رئیس یک زندان و بازجو و زندانبان مرتکب قتل شده و یا عاملی و آمرین شکنجه زندانیان به کسی پاسخگو باشند، زیرا تابع دستورات سیاسی اند نه دستورات قضائی و دستورات سیاسی همه از بیت رهبری بیرون می آیند.

همین وضع در باره مجلس نیز صادق است. یعنی بعد از هفت دوره، مجلس گام به گام تبدیل شد به مجلس بشین و پاشو و تابع دستوراتی که از بیت رهبری می رسد و توسط رئیس و نایب رئیس مجلس ابلاغ می شود و تازه هنوز این پایان کار مجلس نیست. اگر بتوانند مجلس نهم را پر خواهند کرد از امثال حسین فدائی و زاکانی و حسینیان و دیگر کسانی که معلوم نیست چه تعدادشان در دهه شخصت بازجو و شکنجه گر و شلاق بدست در اوین و زندان توحیه بوده اند و چه تعدادشان درعملیات ترورهای داخل و خارج از کشور نقش داشته اند. که اگر چنین باشد، آنوقت نظارت رهبر بر مجلس صد در صد می شود.

در زمینه قوه مجریه هم وضع همین است و اساسا و بقول سردار جعفری اختلافات بعد از انتخابات نیز همین است که رهبر به سبک شاه نخست وزیر تعیین و ابلاغ کرده است. درست مثل شاه که قوام السلطنه را جانشین مصدق اعلام کرد و البته با قیام 30 تیر 1331 عقب نشینی کرد و مصدق دوباره به سرکار بازگشت. بعد از کودتای 28 مرداد آنچه را که در قیام 30 تیر تسلیم شده و پس گرفته بود، تا پایان سلطنتش ادامه داد و اجرا کرد.

امام جمعه ها را رهبر تعیین می کند. وزرای کلیدی مثل وزیر خارجه و وزیر اقتصاد و وزیر اطلاعات و وزیر ارشاد کابینه را رهبر تعیین می کند، برای حجاج به سبک گله داران چوپان تعیین می کند، حساب و کتاب آستانقدس رضوی در دست ایشان است، حساب و کتاب بنیاد مستضعفان و قرارگاه خاتم النبیاء که دهها زیر مجموعه دارد نیز دراختیار ایشان است و برای آنها ایشان رئیس منصوب می کند. شورای انقلاب فرهنگی و شورای عالی امنیت ملی نیز زیر نظر ایشان است و روسای آنها را منصوب می کند. تفسیر قانون اساسی هم با ایشان است. نه تنها تفسیر، بلکه تغییر قانون اساسی هم شده از وظائف ایشان، همانگونه که درباره اصل 44 قانون اساسی کرد و این اصل را از اصل حمایت از دو بخش دولتی و تعاونی تبدیل کرد به اصل حمایت از بخش خصوصی و دولت را نیز موظف کرد که حتی آن بخش هائی که شاه هم جرات نکرد آنها را خصوصی کند، مثل راه آهن، هواپیمائی، پست و تلگراف و مخابرات و ... خصوصی کرد و داد به دست شرکت های وابسته به فرماندهان سپاه.

این لیست سیاه را می توان باز هم ادامه داد، اما نیازی نیست، زیرا امروز همه مردم این واقعیات را میدانند و علیه آن به خیابان آمده اند. سرلشگر جعفری درست فهمیده و درست گفته است. مردم آمده اند به خیابان تا هم تکلیف خودشان را با رهبر و این اختیارات شاهنشاهی و دستگاه عریض و طول بیت رهبری که دولت خود تبدیل به یکی از زیر مجموعه های آن شده روشن کنند. اختلاف را هم سردار جعفر درست فهمیده. اختلاف بر سر اداره کشور است. بر سر مدیریت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی است. یک مدیریت شاهنشاهی است و یک مدیریت قانونی. مردم به میدان آمده اند که دومی را جانشین اولی کنند و تا اختیارات رهبر؛ علیرغم نگرانی های امثال سرلشگر جعفری محدود نشود، کار به سامان نخواهد شد. مقاومت او در برابر مردم و خواست های آنان در 7 ماه گذشته، حجت را بر آنها تمام کرده است. مردم فهمیده اند کار از کدام سرچشمه خراب است. آن سرچشمه را که مردم با خاک و خون بستند و ویرانی های سیل ویرانگر قدرت را ترمیم کردند، آنوقت امثال سرلشگر جعفری و سرلشگر فیروزآبادی و بقیه سردارانی که مطابق فرمان عمل می کنند و نه مطابق قانون و ضابطه، به گونه متفاوت با سخنرانی های کنونی سخن خواهند گفت، چرا که پاسخگوی قدرت مردم می شوند نه پاسخگوی قدرت رهبر! (نقل از راه توده)

لیستی که در نوبت بعدی است



مردم ، بعد از انتخابات
از احمدی کُشون عبور کردند!

مجله "همت" ظاهرا بدستور هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. اما این توقیف یک شوخی مطبوعاتی است، زیرا چاقو دسته اش را نمی بُرد. مجله ای که خط دهنده اش حسین شریعتمداری است و شخص احمدی نژاد در تهران و مصباح یزدی در قم پشت آن سنگر گرفته اند، مگر قابل توقیف است؟ به صد دلیل پاسخ منفی است. یک دلیلش آن که نه تنها در قم همچنان وسیعا در حال پخش و توزیع است، بلکه در تهران، از هر باجه فروش روزنامه ای می توان آن را 400 تومان خرید. البته مجانی هم وسیعا توزیع می شود!

نه تنها شماره دوم دوره جدید این مجله که در قم انتشار می یابد، همچنان در بورس توزیع و توطئه است، بلکه شماره جنجال برانگیز سال گذشته آن نیز یکبار دیگر تجدید چاپ و توزیع شده است.

ما روی جلد هر دو شماره را منتشر می کنیم. روی جلد شماره جدید را در شماره پنجشنبه گذشته منتشر کردیم، اما تجدید انتشار آن درکنار شماره سال گذشته معنای کامل تری را تداعی می کند.

شماره سال پیش مربوط به دوران پیش از انتخابات 22 خرداد است که منتشر کنندگان دولتی "همت" تصور کرده بودند با ادامه استفاده از حمله تبلیغاتی علیه هاشمی رفسنجانی احمدی نژاد رای خواهد آورد. همان شگردی که احمدی نژاد خود نیز در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی آن را به کار گرفت. نه آن شماره مجله همت و نه مناظره تلویزیونی و حملات احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی در انتخابات 22 خرداد افاقه نکرد. گروهی از فرماندهان سپاه و آقا زاده رهبر "مجتبی" طرح آلترناتیو را تهیه کرده بودند تا اگر احمدی نژاد علیرغم همه چراغ سبزهائی که به او برای استفاده از صدا و سیما و حمله به هاشمی رفسنجانی رای نیآورد آن طرح آلترناتیو را به اجرا بگذارند. این طرح آلترناتیو "کودتا 22 خرداد" بود، که اکنون به هشتمین ماه آن نزدیک می شویم و دولت همچنان زیر بار فشار مردم معترض به این کودتا فلج است.

آنها تصور کرده بودند با چاپ عکس هاشمی و عنوان "احمدی کُشون" به تقلید از فصل غم انگیز "سیاوش کشان" شاهنامه فردوسی و فصل زیبای رمان "سیاوشون" خانم دانشور که "یوسف" قهرمان داستان همان "جلال آل احمد" را تداعی می کرد، مردم خودشان را برای احمدی نژاد قربانی خواهند کرد. همانقدر اوضاع کشور در دستشان نبود، که امروز نیست. همانقدر مردم و جامعه را نشناخته بودند که امروز نمی شناسند.

مردم نه تنها خودشان را قربانی احمدی نژاد نکردند، بلکه از "احمدی کشون" عبور هم کردند و فریاد زدند "مجتبی بمیری- رهبری رو نبینی" و یک پله هم بالاتر رفتند و گفتند "مرگ بر دیکتاتور". شعاری که نیروی انتظامی و ماموران امنیتی، لباس شخصی های سپاه و اونیفورم پوشان سپاه، مردمی را که در تظاهرات دستگیر می کنند، می زنند و در حین زدن می گویند: پدرسوخته، منظورت از دیکتاتور، آقاست

Sunday, January 17, 2010

فیلم : گزارش CNN در مورد کهريزک و مرتضوی

سخنرانی بی پروای یک استاد دانشگاه کاشان

22 بهمن را سران حکومت
آزمون مرگ و زندگی می دانند



دكتر عباس شكاری عضو هیئت علمی دانشگاه كاشان در جمع دانشجویان و فعالان سیاسی گفت: در این برهه از زمان وظیفه آحاد جامعه است كه انسجام خود را در برابر ظلم حفظ كنند ، وظیفه نخبگان كشور خط دادن و رهبری راهپیمایی 22 بهمن است. این راهپیمایی فرصتی است برای افشای قاتلان ملت.

دکتر شکاری در بخش دیگری از سخنرانی خود ضمن اشاره به شایعات مربوط به بیماری علی خامنه ای اضافه کرد: صفوف سپاه واطلاعات از هم جدا شده و تشتت آراء بین كودتا چیان مشهود به نظر می رسد. بنده با برخی از منابع آگاه حكومتی در ارتباط هستم و می دانم كه سران حكومت، حتی خود رهبر اذعان دارند كه 22 بهمن امسال برای حكومت یک آزمون مرگ و زندگی است. در پایان همین جلسه برخی دانشجویان راهكارهائی را برای هدایت سیل مردم معترض در روز 22 بهمن ارائه کردند که دکتر شکاری روی ابتکار جوانان و دانشجویان برای تشکیل گروه های رهبری کننده راهپیمایان تاکید کرد.

(بنده – ارسال کننده این خبر- اطلاع دارم که بعد از این جلسه، دکتر شکاری مستقیم و غیر مستقیم تهدید به ترور شده است. لطفا اطلاع رسانی کنید.)