Tuesday, March 12, 2013

برهنه شدن فعالان زن ایرانی در اعتراض به حجاب اسلامی شنبه ۲ مارس ۲۰۱۳ در شهر استکهلم، به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، تعدادی از فعالان سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران، در اعتراض به حجاب اسلامی و اجرای قوانین تبعیض آمیز شریعه اسلام در ایران، برهنه شدند. آنها روی بدن خود نوشته بودن «نه به حجاب» و شعار می‌دادند «بدن من اعتراض من است»، «نه به قوانین شریعه»، «ایران، زندان زنان است» و… این گروه در صفحه فیسبوک رسمی خود می‌نویسند: تبعیض علیه زنان و جنبش برای رهائی زن یک خصوصیت برجسته شرایط سیاسی ایران است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران اولا بسیار شدید و وسیع است و ثانیا امری رسمی و قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی شان، از تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت و قضاوت و غیره یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، که در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه‌های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند، با اسلام و احکام اسلامی توجیه می‌شود. حجاب بیرق این بی حقوقی علیه زنان و برخورد به زن بعنوان یک کالای جنسی متعلق به مرد (شوهر و پدر و مرد خانواده) یک رکن اساسی آنست. نه به شریعه اسلامی… ملیکا آزادی، از افرادی که به نشانه اعتراض برهنه شده است در این مورد به خودنویس می‌گوید: هدف اصلی ما پیامی است که به دنیا می‌دهیم در مورد ایران. اینکه ابعاد فرودستی و زن ستیزی در ایران که توسط حکومت و با قوانین رسمی در حال اجراست چه قدر شنیع و وحشتناک است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران نه فقط بسیار شدید و وسیع است، بلکه امری رسمی، قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی شان، از تحصیل و تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت در دادگاه و قضاوت و غیره، یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند. اما سازمان فمن که بعد از علیه الماجده المهدی، کمپین‌های گسترده‌ای در اعتراض به وضعیت زنان در کشورهای مختلف جهان سازمان داده است، ضمن پوشش خبری این رویداد، در سایت رسمی خود نوشت: «با الهام از سازمان فمن، اعضای سازمان جوانان کمونیست در مرکز شهر استکهلم برهنه شدند. آنها به سبک فمن روی بدن خود شعارهایی نوشته بودن از جمله "نه بحجاب" و "بدن من اعتراض من است".» خبرگزاری روسیه نیز در گزارشی نوشت: این تصاویر که برای اولین بار در سایت سازمان فمن منتشر شدند، با اعتماد به نفس نوشته است که زنان در این نبرد تاریخی در مقابل اسلام برنده خواهند شد. گفتگوی ما با ملیکا آزادی از سازمان جوانان کمونیست را بخوانید: سیاوش شهابی: هر کس که حرکت شما را ببینید، اولین سوالش این است که هدف‌تان چیست؟ ملیکا آزادی: هدف ما شکستن تابوی مالکیت بر بدن زن و اعتراض به قوانین مذهبی، مردسالار و ارتجاعی است. چه قوانینی که در جمهوری اسلامی حاکم است و چه در کشورهای اسلام زده و نیز در همه جای دنیا که نیروهای مذهبی سعی در پیاده سازی آن دارند. اما هدف اصلی ما پیامی است که به دنیا می‌دهیم در مورد ایران. اینکه ابعاد فرودستی و زن ستیزی در ایران که توسط حکومت و با قوانین رسمی در حال اجراست چه قدر شنیع و وحشتناک است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران نه فقط بسیار شدید و وسیع است، بلکه امری رسمی، قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی ترین حقوق انسانی‌شان، از تحصیل و تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت در دادگاه و قضاوت و غیره، یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند. برای نمونه همین چند روز پیش یک مقام رسمی شهرداری تهران دلیل استفاده نکردن از کلمه «بهار» در تبریکات عید نوروز را، زنانه بودن این نام عنوان کرد. اما همه این بی‌حقوقی‌ها با اسلام و قوانین شریعه اسلامی توجیه میشود و حجاب، پرچم این بی حقوقی علیه زنان و برخورد به زن بعنوان یک کالای جنسی متعلق به مرد (شوهر و پدر و کلا مرد خانواده) یک رکن اساسی آنست. زنان در همه جای دنیا و همینطور ایران میخواهند از این تبعیض و بردگی جنسیتی رها شوند و ما علیه شریعه اسلامی و حجاب به عنوان سنبل بردگی زن، پرچم رهایی زنان را بالا می‌بریم. سیاوش شهابی: شاهد اعتراض‌های مختلفی به شکل برهنه در نقاط مختلفی از دنیا بوده‌ایم مثل اعتراضات سازمان فمن و همینطور علیا المهدی، چه تفاوتی بین این اعتراض شما و دیگر اعتراض‌ها به شکل برهنه وجود دارد؟ ملیکا آزادی: ما بیشتر نقطه اشتراک داریم تا نقطه تفاوت. و من سوال شما را از دریچه نقاط اشتراک پاسخ میدهم نه تفاوت. چرا که برهنگی علیا الماجده المهدی در قلب مصر، یک نه بزرگ به قوانین اسلامی، مذهب و هر ارتجاعی بود و نیز عریان شدن گروه فمن در اعتراض به همه قوانینی است که زن را محصور، ملک و برده یک شخص حقیقی یا حقوقی می‌کند. اعتراض عریان ما هم در همین چارچوب بوده. ما می‌گوییم زن و مرد برابرند برای اينكه انسان‌ها با هم برابرند٬ مهم نيست چه رنگ پوستی٬ چه جنسيتی و چه عقايدی داشته باشند٬ انسان‌ها بايد با هم برابر باشند و اين نه فقط حرف ما بلكه خواسته‌ای است كه سالهای سال است از طرف همه مردم و مخصوصا همین سازمان‌ها و افراد مترقی که اسم‌شان را بردید مطرح مي‌شود. ما معتقديم همه انسانها بايد بتوانند آزاد و برابر و مرفه زندگی كنند و كسی نبايد انسان‌ها را تحت ستم و يا استثمار قرار دهد. ما برای عملی كردن اين ايده مبارزه مي‌كنيم. اما پیش از این، ما برهنه شدیم که به حجاب، قوانین اسلامی و کلیت ادیان و ارتجاع حاکم در ایران و دیگر کشورهای اسلامی و نیز به کل سیستم موجود مرد سالار در دنیا که زن را جنس دوم تلقی می‌کند اعتراض کنیم. در واقع نقطه تفاوت ما تنها در این است که از کدام منطقه جغرافیایی می‌آییم ولی با این حال یک سیستم ضد انسانی به درجات متفاوت بر همه ما حاکم است. سیاوش شهابی: برخی فکر می‌کنند منظورتان این است که زنان برهنه شوند و به خیابان بیایند. آیا شما برهنه شدن را تبلیغ می‌کنید؟ جواب‌تان به آنها چیست؟ ملیکا آزادی: ما در این نوع فعالیت‌های‌مان برهنگی را به عنوان یک جور مد یا فرهنگ در جامعه تبلیغ نمی‌کنیم. این یک جنبش سیاسی اجتماعی است که هدف آن نفی نظام مبتنی بر سود که جوامع و زندگی انسان را در همه ابعاد تبعیض آمیز می‌کند و در بطن آن زن به عنوان جنس درجه دوم و کالا مورد بهره برداری جنسی قرار می‌گیرد. بهره‌برداری که در عمق آن نه فقط زن، بلکه کل جامعه به بردگی کشیده شده است. مخصوصا اعتراض ما به دست درازی ادیان به زندگی زنان است که این بردگی و بندگی را با قوانینش تئوریزه و اجرایی می‌کند. طبعا در نوک حمله به این جنبش، افرادی هم پیدا می‌شوند که با طرح این مباحث میخواهند ابعاد این جنبش را کوچک و بی اعتبار جلوه دهند. ما برهنه می‌شویم که اعتراض کنیم. در اعتراضات زنان که هم اکنون در دنیا از کشورهای آفریقایی گرفته تا آسیای شرق و از آمریکای جنوبی تا مصر و ایران و قلب اروپا در جریان است و ما اسم آن را انقلاب زنانه گذاشته‌ایم، برهنه شدن زنان یک شکلی از این اعتراض است. چرا که بدن زن همیشه تابو و در واقع ملک دنیای مردسالار بوده و آزاد و صاحب اختیار بودن زن مترادف با فساد و بی بند و باری معنی شده است. دقت کنید اگر عده‌ای مرد نیمه برهنه در خیابان ظاهر شوند به کسی بر نمی‌خورد و صدای کسی در نمی‌آید، اما همینکه تعدادی زن نیمه عریان شوند، جوری برخورد می‌شود که انگار یک نظم و قانونی به‌هم خورده است. مخصوصا در کشورهای اسلام زده که موجودیت زن بطور کامل نادیده گرفته می‌شود و او را در بسته‌بندی به نام حجاب، درون یک سلول انفرادی می‌اندازند. برهنه شدن ما نه تنها این تابو را می‌شکند بلکه به قوانین موجود هم اعتراض می‌کند. ما در بطن یک جنبش نوین زنان برای رهایی از قید و بند سنت، مذهب، مردسالاری و بطور کلی بردگی جنسی هستیم. ما به عنوان فعالین این عرصه خود را پیشرو در رهایی زن و دستیابی به آزادی و برابری میدانیم لذا نه تنها پرچم این جنبش را بالا برده‌ایم بلکه از اعتراض به شکل عریان استقبال و به آن عمل می‌کنیم. در واقع این یک شیوه اعتراضی است نه تبلیغی و اتفاقا بسیار هم تاثیر گذار است. سیاوش شهابی: در شعارهایتان گفته اید «برهنگی من اعتراض من است». بدن برهنه یک زن چطور می‌تواند نشانه اعتراض او باشد؟ ملیکا آزادی: این شعار رو به هر نیروی حقیقی و حقوقی است که می‌خواهد بر فکر و بدن من مالکیت داشته باشد و برایش تصمیم بگیرد. رو به همه ادیان است که من را به عنوان یک زن می‌خواهد در جامعه عقب براند و به محدوده آشپزخانه و چهاردیواری خانه بفرستد. رو به نظامی مبتنی بر استثمار آدم‌هاست که در آن، زن نقش یک کالای لوکس و تجملی را بازی می‌کند که به عناوین مختلف تحت بردگی گرفته شود. اعتراض ما علیه این نگاه پورنوگرافیک به زنان است. از بین بردن نگاه سکسی و ابزاری به زن، هدفی است که در پی این شعار است. این شعار به این معناست که نه تنها زیر بار بند و حصار نمی‌روم بلکه برهنه هم می‌شوم تا بگویم این بدن، این فکر، متعلق به من است و کسی حق ندارد برایش تصمیم بگیرد. این شعار دارد می‌گوید این حرکت جنبه سکسیستی ندارد بلکه جنبه اعتراضی دارد. سیاوش شهابی: فراخوان شما به زنان ایران چیست؟ ملیکا آزادی: من همیشه زنان ایران را در مبارزه با جمهوری اسلامی تحسین کرده‌ام . در طی بیش از سه دهه زنان در ایران نشان دادند که تحت هیچ فشاری زیر بار حجاب نمیروند. و علی رغم وجود قوانین مذهبی حاکم، بسیار مدرن زندگی میکنند و توانسته اند قوانین مذهبی، مردسالار و سنتی را در زندگی خود عقب برانند. زنان ایران تاریخا خود پرچمدار آزادی و برابری بوده اند. ولی در اینجا من از همه آنان میخواهم که همچنان در مقابل حاکمیت اسلامی و قوانین مذهبی تعرض و نیز اقدام به ایجاد تشکلهایی برای مبارزه کنند. ما باید به هم پیوندیم و سازمان و برنامه داشته باشیم تا علیه سیستم موجود مبارزه کنیم. فراخوان من پیوستن زنان و جوانان به این جنبش نوین وعظیم و جهانی رهایی زنان است. فیلم حرکت اعتراضی را می‌توانید اینجا ببینید.


برهنه شدن فعالان زن ایرانی در اعتراض به حجاب اسلامی


image
شنبه ۲ مارس ۲۰۱۳ در شهر استکهلم، به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، تعدادی از فعالان سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران، در اعتراض به حجاب اسلامی و اجرای قوانین تبعیض آمیز شریعه اسلام در ایران، برهنه شدند. آنها روی بدن خود نوشته بودن «نه به حجاب» و شعار می‌دادند «بدن من اعتراض من است»، «نه به قوانین شریعه»، «ایران، زندان زنان است» و…
این گروه در صفحه فیسبوک رسمی خود می‌نویسند:
تبعیض علیه زنان و جنبش برای رهائی زن یک خصوصیت برجسته شرایط سیاسی ایران است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران اولا بسیار شدید و وسیع است و ثانیا امری رسمی و قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی شان، از تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت و قضاوت و غیره یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، که در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه‌های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند، با اسلام و احکام اسلامی توجیه می‌شود. حجاب بیرق این بی حقوقی علیه زنان و برخورد به زن بعنوان یک کالای جنسی متعلق به مرد (شوهر و پدر و مرد خانواده) یک رکن اساسی آنست. نه به شریعه اسلامی…
ملیکا آزادی، از افرادی که به نشانه اعتراض برهنه شده است در این مورد به خودنویس می‌گوید:
هدف اصلی ما پیامی است که به دنیا می‌دهیم در مورد ایران. اینکه ابعاد فرودستی و زن ستیزی در ایران که توسط حکومت و با قوانین رسمی در حال اجراست چه قدر شنیع و وحشتناک است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران نه فقط بسیار شدید و وسیع است، بلکه امری رسمی، قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی‌ترین حقوق انسانی شان، از تحصیل و تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت در دادگاه و قضاوت و غیره، یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند.
اما سازمان فمن که بعد از علیه الماجده المهدی، کمپین‌های گسترده‌ای در اعتراض به وضعیت زنان در کشورهای مختلف جهان سازمان داده است، ضمن پوشش خبری این رویداد، در سایت رسمی خود نوشت: «با الهام از سازمان فمن، اعضای سازمان جوانان کمونیست در مرکز شهر استکهلم برهنه شدند. آنها به سبک فمن روی بدن خود شعارهایی نوشته بودن از جمله "نه بحجاب" و "بدن من اعتراض من است".»
خبرگزاری روسیه نیز در گزارشی نوشت: این تصاویر که برای اولین بار در سایت سازمان فمن منتشر شدند، با اعتماد به نفس نوشته است که زنان در این نبرد تاریخی در مقابل اسلام برنده خواهند شد.
گفتگوی ما با ملیکا آزادی از سازمان جوانان کمونیست را بخوانید:
سیاوش شهابی: هر کس که حرکت شما را ببینید، اولین سوالش این است که هدف‌تان چیست؟
ملیکا آزادی: هدف ما شکستن تابوی مالکیت بر بدن زن و اعتراض به قوانین مذهبی، مردسالار و ارتجاعی است. چه قوانینی که در جمهوری اسلامی حاکم است و چه در کشورهای اسلام زده و نیز در همه جای دنیا که نیروهای مذهبی سعی در پیاده سازی آن دارند. اما هدف اصلی ما پیامی است که به دنیا می‌دهیم در مورد ایران. اینکه ابعاد فرودستی و زن ستیزی در ایران که توسط حکومت و با قوانین رسمی در حال اجراست چه قدر شنیع و وحشتناک است. فرودستی و بی‌حقوقی زن در ایران نه فقط بسیار شدید و وسیع است، بلکه امری رسمی، قانونی و دولتی است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از ابتدائی ترین حقوق انسانی‌شان، از تحصیل و تفریح و ورزش و معاشرت آزادانه گرفته تا آزادی پوشش و تا حق طلاق و حضانت از فرزندان و ارث و میراث و شهادت در دادگاه و قضاوت و غیره، یا کلا محرومند و یا حقوقی بسیار کمتر و محدودتری از مردان دارند. این تبعیض و بی‌حقوقی مفرط و فاحش نسبت به زنان، در بعد فرهنگی و فضای فکری و گفتمان رسانه های رسمی و دولتی به تحقیر و توهین آشکار به زنان بسط پیدا می‌کند. برای نمونه همین چند روز پیش یک مقام رسمی شهرداری تهران دلیل استفاده نکردن از کلمه «بهار» در تبریکات عید نوروز را، زنانه بودن این نام عنوان کرد. اما همه این بی‌حقوقی‌ها با اسلام و قوانین شریعه اسلامی توجیه میشود و حجاب، پرچم این بی حقوقی علیه زنان و برخورد به زن بعنوان یک کالای جنسی متعلق به مرد (شوهر و پدر و کلا مرد خانواده) یک رکن اساسی آنست. زنان در همه جای دنیا و همینطور ایران میخواهند از این تبعیض و بردگی جنسیتی رها شوند و ما علیه شریعه اسلامی و حجاب به عنوان سنبل بردگی زن، پرچم رهایی زنان را بالا می‌بریم.
سیاوش شهابی: شاهد اعتراض‌های مختلفی به شکل برهنه در نقاط مختلفی از دنیا بوده‌ایم مثل اعتراضات سازمان فمن و همینطور علیا المهدی، چه تفاوتی بین این اعتراض شما و دیگر اعتراض‌ها به شکل برهنه وجود دارد؟
ملیکا آزادی: ما بیشتر نقطه اشتراک داریم تا نقطه تفاوت. و من سوال شما را از دریچه نقاط اشتراک پاسخ میدهم نه تفاوت. چرا که برهنگی علیا الماجده المهدی در قلب مصر، یک نه بزرگ به قوانین اسلامی، مذهب و هر ارتجاعی بود و نیز عریان شدن گروه فمن در اعتراض به همه قوانینی است که زن را محصور، ملک و برده یک شخص حقیقی یا حقوقی می‌کند. اعتراض عریان ما هم در همین چارچوب بوده. ما می‌گوییم زن و مرد برابرند برای اينكه انسان‌ها با هم برابرند٬ مهم نيست چه رنگ پوستی٬ چه جنسيتی و چه عقايدی داشته باشند٬ انسان‌ها بايد با هم برابر باشند و اين نه فقط حرف ما بلكه خواسته‌ای است كه سالهای سال است از طرف همه مردم و مخصوصا همین سازمان‌ها و افراد مترقی که اسم‌شان را بردید مطرح مي‌شود. ما معتقديم همه انسانها بايد بتوانند آزاد و برابر و مرفه زندگی كنند و كسی نبايد انسان‌ها را تحت ستم و يا استثمار قرار دهد. ما برای عملی كردن اين ايده مبارزه مي‌كنيم. 
اما پیش از این، ما برهنه شدیم که به حجاب، قوانین اسلامی و کلیت ادیان و ارتجاع حاکم در ایران و دیگر کشورهای اسلامی و نیز به کل سیستم موجود مرد سالار در دنیا که زن را جنس دوم تلقی می‌کند اعتراض کنیم. در واقع نقطه تفاوت ما تنها در این است که از کدام منطقه جغرافیایی می‌آییم ولی با این حال یک سیستم ضد انسانی به درجات متفاوت بر همه ما حاکم است.
سیاوش شهابی: برخی فکر می‌کنند منظورتان این است که زنان برهنه شوند و به خیابان بیایند. آیا شما برهنه شدن را تبلیغ می‌کنید؟ جواب‌تان به آنها چیست؟
ملیکا آزادی: ما در این نوع فعالیت‌های‌مان برهنگی را به عنوان یک جور مد یا فرهنگ در جامعه تبلیغ نمی‌کنیم. این یک جنبش سیاسی اجتماعی است که هدف آن نفی نظام مبتنی بر سود که جوامع و زندگی انسان را در همه ابعاد تبعیض آمیز می‌کند و در بطن آن زن به عنوان جنس درجه دوم و کالا مورد بهره برداری جنسی قرار می‌گیرد. بهره‌برداری که در عمق آن نه فقط زن، بلکه کل جامعه به بردگی کشیده شده است. مخصوصا اعتراض ما به دست درازی ادیان به زندگی زنان است که این بردگی و بندگی را با قوانینش تئوریزه و اجرایی می‌کند. 
طبعا در نوک حمله به این جنبش، افرادی هم پیدا می‌شوند که با طرح این مباحث میخواهند ابعاد این جنبش را کوچک و بی اعتبار جلوه دهند. ما برهنه می‌شویم که اعتراض کنیم. در اعتراضات زنان که هم اکنون در دنیا از کشورهای آفریقایی گرفته تا آسیای شرق و از آمریکای جنوبی تا مصر و ایران و قلب اروپا در جریان است و ما اسم آن را انقلاب زنانه گذاشته‌ایم، برهنه شدن زنان یک شکلی از این اعتراض است. چرا که بدن زن همیشه تابو و در واقع ملک دنیای مردسالار بوده و آزاد و صاحب اختیار بودن زن مترادف با فساد و بی بند و باری معنی شده است. 
دقت کنید اگر عده‌ای مرد نیمه برهنه در خیابان ظاهر شوند به کسی بر نمی‌خورد و صدای کسی در نمی‌آید، اما همینکه تعدادی زن نیمه عریان شوند، جوری برخورد می‌شود که انگار یک نظم و قانونی به‌هم خورده است. مخصوصا در کشورهای اسلام زده که موجودیت زن بطور کامل نادیده گرفته می‌شود و او را در بسته‌بندی به نام حجاب، درون یک سلول انفرادی می‌اندازند.
برهنه شدن ما نه تنها این تابو را می‌شکند بلکه به قوانین موجود هم اعتراض می‌کند. ما در بطن یک جنبش نوین زنان برای رهایی از قید و بند سنت، مذهب، مردسالاری و بطور کلی بردگی جنسی هستیم. ما به عنوان فعالین این عرصه خود را پیشرو در رهایی زن و دستیابی به آزادی و برابری میدانیم لذا نه تنها پرچم این جنبش را بالا برده‌ایم بلکه از اعتراض به شکل عریان استقبال و به آن عمل می‌کنیم. در واقع این یک شیوه اعتراضی است نه تبلیغی و اتفاقا بسیار هم تاثیر گذار است. 
سیاوش شهابی: در شعارهایتان گفته اید «برهنگی من اعتراض من است». بدن برهنه یک زن چطور می‌تواند نشانه اعتراض او باشد؟
ملیکا آزادی: این شعار رو به هر نیروی حقیقی و حقوقی است که می‌خواهد بر فکر و بدن من مالکیت داشته باشد و برایش تصمیم بگیرد. رو به همه ادیان است که من را به عنوان یک زن می‌خواهد در جامعه عقب براند و به محدوده آشپزخانه و چهاردیواری خانه بفرستد. رو به نظامی مبتنی بر استثمار آدم‌هاست که در آن، زن نقش یک کالای لوکس و تجملی را بازی می‌کند که به عناوین مختلف تحت بردگی گرفته شود. اعتراض ما علیه این نگاه پورنوگرافیک به زنان است. از بین بردن نگاه سکسی و ابزاری به زن، هدفی است که در پی این شعار است. این شعار به این معناست که نه تنها زیر بار بند و حصار نمی‌روم بلکه برهنه هم می‌شوم تا بگویم این بدن، این فکر، متعلق به من است و کسی حق ندارد برایش تصمیم بگیرد. این شعار دارد می‌گوید این حرکت جنبه سکسیستی ندارد بلکه جنبه اعتراضی دارد.
سیاوش شهابی: فراخوان شما به زنان ایران چیست؟
ملیکا آزادی: من همیشه زنان ایران را در مبارزه با جمهوری اسلامی تحسین کرده‌ام . در طی بیش از سه دهه زنان در ایران نشان دادند که تحت هیچ فشاری زیر بار حجاب نمیروند. و علی رغم وجود قوانین مذهبی حاکم، بسیار مدرن زندگی میکنند و توانسته اند قوانین مذهبی، مردسالار و سنتی را در زندگی خود عقب برانند. زنان ایران تاریخا خود پرچمدار آزادی و برابری بوده اند. ولی در اینجا من از همه آنان میخواهم که همچنان در مقابل حاکمیت اسلامی و قوانین مذهبی تعرض و نیز اقدام به ایجاد تشکلهایی برای مبارزه کنند. ما باید به هم پیوندیم و سازمان و برنامه داشته باشیم تا علیه سیستم موجود مبارزه کنیم. فراخوان من پیوستن زنان و جوانان به این جنبش نوین وعظیم و جهانی رهایی زنان است.
فیلم حرکت اعتراضی را می‌توانید اینجا ببینید.

چماق بدستان احمدی‌نژاد! محمد علی‌ انصاری ۲۱ اسفند ۱۳۹۱


چماق بدستان احمدی‌نژاد!


    چماق بدستان احمدی‌نژاد! محمد علی‌ انصاری ۲۱ اسفند ۱۳۹۱


    چماق بدستان احمدی‌نژاد!


      Monday, March 11, 2013

      احمدی‌نژاد به مشایی نشان داد؛ تبلیغ «بهار»، پیش از آغاز بهاری طوفانی عکس: ایسنا بخش تحلیل خودنویس: وقتی روزنامه کیهان، نشان فرهنگ ریاست جمهوری به اسفندیار مشایی را «مدال الکی» می‌خواند، می‌توان حدس زد که نماینده رهبری در این روزنامه از چیزی ناراضی است. تبلیغ «بهاری» احمدی‌نژاد برای مشایی که کاندیدای مورد حمایت رئیس جمهوری در انتخابات آتی خواهد بود، نه حامیان رهبری و نه حامیان مصباح یزدی و نه اصلاح‌طلبان را خوشحال می‌کند. اعطای نشان فرهنگ به اسفندیار مشایی از سوی ریاست جمهوری، می‌تواند یادآور خاطره برنامه اعطای نشان لیاوت به کرباسچی از سوی هاشمی رفسنجانی باشد، با یک تفاوت؛ دفتر رهبری به هاشمی دستور داد که در مراسمی در کنار «طرح نواب»، سردار سازندگی نشان لیاقت درجه اول ریاست جمهوری را به کرباسچی ندهد. حتی متنی که کرباسچی آن روز خواند، که گفته می‌شد مسعود هوشمند رضوی، که ارتباطی ویژه با خاندان هاشمی داشت و از زیردستان عطریانفر در روزنامه همشهری متن را نوشته بود، اثربخش نشد و هاشمی به کرباسچی، نشان نداد. همین مساله آن زمان برای بسیاری، نشانه برخورد رهبری با شهردار تهران در آینده‌ای نامعلوم بود...کرباسچی ماه‌ها بعد با دستور محسنی اژه‌ای بازداشت شد و به اوین رفت و یادگارش از اوین یک جمله بود: «ما رأيت الا جميلاً». این بار، بسیاری این احتمال را مطرح می‌کنند که پس از پایان دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، سرنوشتی بدتر از کرباسچی در انتظار اسفندیار رحیم مشایی است و اگر هاشمی در انتخابات مجلس ششم ذلیل شد، احمدی‌نژاد ذلت را در فاصله‌ای کمتر از ترک خیابان پاستور تجربه خواهد کرد. امروز، روزنامه کیهان سخنان احمدی‌نژاد در وصف رحیم مشایی را به باد انتقاد گرفته است. احمدی‌نژاد در مراسم دیروز گفته بود: «در اين مراسم از فرزند برومند ملت ايران تجليل شد. براي من سخن گفتن از جناب مهندس مشايي سخت است. بايد شهادت دهم اين مرد، دلي پاك و زلال دارد...من ايشان را مديري مسلط و مدبر مي دانم. ايشان مرد هنر و مرد عشق است... آقاي مشايي صاحب انديشه است، صاحب نظريه است. در زمينه هاي گوناگون و اساسي جهان و انسان و رابطه انسان با خدا و مديريت جهاني صاحب نظر است، بر خودم وظيفه مي دانم به نمايندگي از ملت ايران از ايشان تقدير كنم. البته من براي نصب نشان از ايشان اجازه گرفتم كه آيا اجازه مي دهيد آن را نصب كنم و آن را جزو افتخارات خود مي دانم كه عليرغم تمام ناملايمات، خداوند متعال اين توفيق را به بنده داد كه بنده به نمايندگي از ملت از يك فرزند برومند ملت تجليل كنم... ملت قدر فرزندان خود را مي‌داند و مي‌شناسد، اگر من بخواهم آقاي مهندس مشايي را در يك كلمه معرفي كنم ايشان مردي "بهاري بهاري بهاري" است.» نویسنده کیهان انتقاد خود را چنین آغاز می‌کند: «احمدي‌نژاد در متن طولاني حكم رياست مشايي بر دبيرخانه جنبش عدم تعهد نيز از وي با القاب و عناوين ويژه‌اي ياد كرده بود كه بعضا در شأن انسان كامل و امام معصوم(ع) است. اين در حالي است كه مسئوليت برخي انحرافات فرهنگي و اقتصادي و سياسي حلول كرده در برخي اجزاي دولت مستقيما متوجه آقاي مشايي و برخي افراد نزديك به وي است. ادعاي پايان دوران اسلام‌گرايي با وجود بودن اسلام- همانند پايان دوره اسب سواري با وجود بودن اسب!- از جمله گزافه‌گويي هاي اسفنديار رحيم مشايي بود و معلوم نيست گوينده چنين تعابيري، چه نسبتي مي‌تواند با بهار جان‌ها" حضرت ولي عصر(عج) داشته باشد؟ اما از اين طنز بي‌مايه و نابجا كه بگذريم، طنز بعدي در نسبت قائل شدن ميان "نظريه" و آقاي مشايي است. انصافا اين آقا نظريه‌اش كجا بود؟ قطعا درباره او سوء تفاهمي نزد آقاي احمدي‌نژاد به وجود آمده و گرنه، بايد عامل وقوع برخي قانون شكني‌ها و انحرافات را توبيخ و مواخذه كرد يا حداكثر نشان بي‌فرهنگي به او داد.» اما انتقادها از احمدی‌نژاد و مشایی به اینجا ختم نمی‌شود. حجت‌الاسلام قاسم روان‌بخش، عضو جبهه پایداری معتقد است که احمدی‌نژاد و مشایی برای انتخابات برنامه‌ریزی کرده‌اند و رئیس جمهوری در صورت عدم تایید اسفندیار رحیم مشایی، ممکن است به «تحرکات احتمالی» دست زند. روان‌بخش معتقد است که این تحرکات «عدم اقدام برای برگزاری انتخابات از سوی دولت و برکناری وزیرکشور و استعفای شخص محمود احمدی‌نژاد در صورت رد صلاحیت مشایی» خواهد بود. او البته معتقد است که «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» در پشت پرده با هم توافق کرده‌اند. با این همه، روان‌بخش می‌گوید که کاری از دست احمدی‌نژاد و گروه‌های انحرافی بر نمی‌آید و «در صورت برکناری وزیر کشور، رهبری از جایگاه رهبری خود استفاده می کند و وزیر کشور را در مقام خود ابقا می‌کند و در صورت استعفای رئیس جمهوری، معاون اول به جای وی اداره کشور را تا بر روی کار امدن رئیس جمهور جدید بر عهده می‌گیرد». .این شاگرد آیت‌الله مصباح یزدی به خبرگزاری مهر در باره فقدان صلاحیت مشایی و حتمی بودن رد شدن او از سوی شورای نگهبان می‌گوید: «حتی مقام معظم رهبری با حکم حکومتی برای معاونت اولی هم فرمودند که [مشایی] صلاحیت ندارد، حال با این فرایند شورای نگهبان آیا کسی را که برایی معاونت اولی صلاحیت نداشته برای انتخابات ریاست جمهوری تائید صلاحیت می کند، هرگز!» افزایش انتقادها از رئیس دولت و نیز اسفندیار رحیم مشایی در ماه‌های پایانی عمر دولت، فزونی یافته و به نظر نمی‌رسد شاهد کاهش این روند باشیم، به‌ویژه پس از اعطای نشان ویژه‌ای که حساسیت جناح اصول‌گرا را بیشتر خواهد کرد. در هفته‌های آینده، ناظران سیاسی ممکن است متوجه ناپایداری «جبهه‌ پایداری» در حمایت از دولت احمدی‌نژاد شوند. از سوی دیگر، بخشی از اصلاح‌طلبان امیدوارند با یادآوری خاطرات انتخابات ۸۸ و انداختن همه تقصیرها به گردن احمدی‌نژاد و تیم او کم‌رنگ نشان دادن نقش رهبری و سپاه در سرکوب‌ها خون تازه‌ای را به کالبد کم‌جان جناح چپ نظام تزریق کنند. طبیعتا مطرح شدن اسفندیار مشایی به عنوان کسی که خواهان کاهش نقش روحانیون در قدرت و تغییرات گسترده در حاکمیت است، به نفع اصلاح‌طلبان نخواهد بود. در ماه‌های آینده، روزنامه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان، سیاست‌های اقتصادی دولت را مورد حمله قرار خواهند داد، شاید با شدتی کم و بیش برابر باتعدادی از روزنامه‌های جناح اصول‌گرا. به این ترتیب، نوعی اتحاد ناخواسته میان جناح راست و جناح چپ علیه احمدی‌نژاد و مشایی شکل بگیرد. حال اگر بدکینه‌ترین سیاست‌مدار طول انقلاب پس از آیت الله خامنه‌ای، یعنی هاشمی رفسنجانی به کمک اصلاح‌طلبان بیاید، شرایط چندان به نفع احمدی‌نژاد و مشایی نخواهد بود، به‌ویژه با توجه به روابط دیرینه بسیاری از روزنامه‌نگاران خارج از کشور با اعضای خانواده هاشمی. اینجا است که «مصلحت نظام» و «مصلحت» اصلاح‌طلبان و رسانه‌های به ظاهر منتقد، در یک راستا و امتداد خواهند بود. از فواید سیکل خبری دوران پیش از انتخابات، برملا شدن بسیاری از رازهای مگو است. در طول ماه‌های باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری، احتمالا شاهد افشاگری‌های زیادی علیه جناح‌های رقیب خواهیم بود. باید دید که زیردستان رهبری تا چه حد، فیلترینگ و پارازیت ماهواره‌ای را برای تضعیف کاندیداهای ناخواسته، کاهش خواهند داد؟


      احمدی‌نژاد به مشایی نشان داد؛ تبلیغ «بهار»، پیش از آغاز بهاری طوفانی


      imageعکس: ایسنا
      بخش تحلیل خودنویس: وقتی روزنامه کیهان، نشان فرهنگ ریاست جمهوری به اسفندیار مشایی را «مدال الکی» می‌خواند، می‌توان حدس زد که نماینده رهبری در این روزنامه از چیزی ناراضی است. تبلیغ «بهاری» احمدی‌نژاد برای مشایی که کاندیدای مورد حمایت رئیس جمهوری در انتخابات آتی خواهد بود، نه حامیان رهبری و نه حامیان مصباح یزدی و نه اصلاح‌طلبان را خوشحال می‌کند.
      اعطای نشان فرهنگ به اسفندیار مشایی از سوی ریاست جمهوری، می‌تواند یادآور خاطره برنامه اعطای نشان لیاوت به کرباسچی از سوی هاشمی رفسنجانی باشد، با یک تفاوت؛ دفتر رهبری به هاشمی دستور داد که در مراسمی در کنار «طرح نواب»، سردار سازندگی نشان لیاقت درجه اول ریاست جمهوری را به کرباسچی ندهد. حتی متنی که کرباسچی آن روز خواند، که گفته می‌شد مسعود هوشمند رضوی، که ارتباطی ویژه با خاندان هاشمی داشت و از زیردستان عطریانفر در روزنامه همشهری متن را نوشته بود، اثربخش نشد و هاشمی به کرباسچی، نشان نداد. همین مساله آن زمان برای بسیاری، نشانه برخورد رهبری با شهردار تهران در آینده‌ای نامعلوم بود...کرباسچی ماه‌ها بعد با دستور محسنی اژه‌ای بازداشت شد و به اوین رفت و یادگارش از اوین یک جمله بود: «ما رأيت الا جميلاً».
      این بار، بسیاری این احتمال را مطرح می‌کنند که پس از پایان دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، سرنوشتی بدتر از کرباسچی در انتظار اسفندیار رحیم مشایی است و اگر هاشمی در انتخابات مجلس ششم ذلیل شد، احمدی‌نژاد ذلت را در فاصله‌ای کمتر از ترک خیابان پاستور تجربه خواهد کرد.
      امروز، روزنامه کیهان سخنان احمدی‌نژاد در وصف رحیم مشایی را به باد انتقاد گرفته است. احمدی‌نژاد در مراسم دیروز گفته بود: «در اين مراسم از فرزند برومند ملت ايران تجليل شد. براي من سخن گفتن از جناب مهندس مشايي سخت است. بايد شهادت دهم اين مرد، دلي پاك و زلال دارد...من ايشان را مديري مسلط و مدبر مي دانم. ايشان مرد هنر و مرد عشق است... آقاي مشايي صاحب انديشه است، صاحب نظريه است. در زمينه هاي گوناگون و اساسي جهان و انسان و رابطه انسان با خدا و مديريت جهاني صاحب نظر است، بر خودم وظيفه مي دانم به نمايندگي از ملت ايران از ايشان تقدير كنم. البته من براي نصب نشان از ايشان اجازه گرفتم كه آيا اجازه مي دهيد آن را نصب كنم و آن را جزو افتخارات خود مي دانم كه عليرغم تمام ناملايمات، خداوند متعال اين توفيق را به بنده داد كه بنده به نمايندگي از ملت از يك فرزند برومند ملت تجليل كنم... ملت قدر فرزندان خود را مي‌داند و مي‌شناسد، اگر من بخواهم آقاي مهندس مشايي را در يك كلمه معرفي كنم ايشان مردي "بهاري بهاري بهاري" است.»
      نویسنده کیهان انتقاد خود را چنین آغاز می‌کند: «احمدي‌نژاد در متن طولاني حكم رياست مشايي بر دبيرخانه جنبش عدم تعهد نيز از وي با القاب و عناوين ويژه‌اي ياد كرده بود كه بعضا در شأن انسان كامل و امام معصوم(ع) است. اين در حالي است كه مسئوليت برخي انحرافات فرهنگي و اقتصادي و سياسي حلول كرده در برخي اجزاي دولت مستقيما متوجه آقاي مشايي و برخي افراد نزديك به وي است. ادعاي پايان دوران اسلام‌گرايي با وجود بودن اسلام- همانند پايان دوره اسب سواري با وجود بودن اسب!- از جمله گزافه‌گويي هاي اسفنديار رحيم مشايي بود و معلوم نيست گوينده چنين تعابيري، چه نسبتي مي‌تواند با بهار جان‌ها" حضرت ولي عصر(عج) داشته باشد؟ اما از اين طنز بي‌مايه و نابجا كه بگذريم، طنز بعدي در نسبت قائل شدن ميان "نظريه" و آقاي مشايي است. انصافا اين آقا نظريه‌اش كجا بود؟ قطعا درباره او سوء تفاهمي نزد آقاي احمدي‌نژاد به وجود آمده و گرنه، بايد عامل وقوع برخي قانون شكني‌ها و انحرافات را توبيخ و مواخذه كرد يا حداكثر نشان بي‌فرهنگي به او داد.»
      اما انتقادها از احمدی‌نژاد و مشایی به اینجا ختم نمی‌شود. حجت‌الاسلام قاسم روان‌بخش، عضو جبهه پایداری معتقد است که احمدی‌نژاد و مشایی برای انتخابات برنامه‌ریزی کرده‌اند و رئیس جمهوری در صورت عدم تایید اسفندیار رحیم مشایی، ممکن است به «تحرکات احتمالی» دست زند.  روان‌بخش معتقد است که این تحرکات «عدم اقدام برای برگزاری انتخابات از سوی دولت و برکناری وزیرکشور و استعفای شخص محمود احمدی‌نژاد در صورت رد صلاحیت مشایی» خواهد بود. او البته معتقد است که «جریان فتنه» و «جریان انحرافی» در پشت پرده با هم توافق کرده‌اند.
      با این همه، روان‌بخش می‌گوید که کاری از دست احمدی‌نژاد و گروه‌های انحرافی بر نمی‌آید و «در صورت برکناری وزیر کشور، رهبری از جایگاه رهبری خود استفاده می کند و وزیر کشور را در مقام خود ابقا می‌کند و در صورت استعفای رئیس جمهوری، معاون اول به جای وی اداره کشور را تا بر روی کار امدن رئیس جمهور جدید بر عهده می‌گیرد».
      .این  شاگرد آیت‌الله مصباح یزدی به  خبرگزاری مهر در باره فقدان  صلاحیت مشایی و حتمی بودن رد شدن او از سوی شورای نگهبان می‌گوید: «حتی مقام معظم رهبری با حکم حکومتی برای معاونت اولی هم فرمودند که [مشایی] صلاحیت ندارد، حال با این فرایند شورای نگهبان آیا کسی را که برایی معاونت اولی صلاحیت نداشته برای انتخابات ریاست جمهوری تائید صلاحیت می کند، هرگز!»
      افزایش انتقادها از رئیس دولت و نیز اسفندیار رحیم مشایی در ماه‌های پایانی عمر دولت، فزونی یافته و به نظر نمی‌رسد شاهد کاهش این روند باشیم، به‌ویژه پس از اعطای نشان ویژه‌ای که حساسیت جناح اصول‌گرا را بیشتر خواهد کرد. در هفته‌های آینده، ناظران سیاسی ممکن است متوجه ناپایداری «جبهه‌ پایداری» در حمایت از دولت احمدی‌نژاد شوند.
      از سوی دیگر، بخشی از اصلاح‌طلبان امیدوارند با یادآوری خاطرات انتخابات ۸۸ و انداختن همه تقصیرها به گردن احمدی‌نژاد و تیم او کم‌رنگ نشان دادن نقش رهبری و سپاه در سرکوب‌ها خون تازه‌ای را به کالبد کم‌جان جناح چپ نظام تزریق کنند. طبیعتا مطرح شدن اسفندیار مشایی به عنوان کسی که خواهان کاهش نقش روحانیون در قدرت و تغییرات گسترده در حاکمیت است، به نفع اصلاح‌طلبان نخواهد بود. در ماه‌های آینده، روزنامه‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان، سیاست‌های اقتصادی دولت را مورد حمله قرار خواهند داد، شاید با شدتی کم و بیش برابر باتعدادی از روزنامه‌های جناح اصول‌گرا. به این ترتیب، نوعی اتحاد ناخواسته میان جناح راست و جناح چپ علیه احمدی‌نژاد و مشایی شکل بگیرد. حال اگر بدکینه‌ترین سیاست‌مدار طول انقلاب پس از آیت الله خامنه‌ای، یعنی هاشمی رفسنجانی به کمک اصلاح‌طلبان بیاید، شرایط چندان به نفع احمدی‌نژاد و مشایی نخواهد بود، به‌ویژه با توجه به روابط دیرینه بسیاری از روزنامه‌نگاران خارج از کشور با اعضای خانواده هاشمی. اینجا است که «مصلحت نظام» و «مصلحت» اصلاح‌طلبان و رسانه‌های به ظاهر منتقد، در یک راستا و امتداد خواهند بود.
      از فواید سیکل خبری دوران پیش از انتخابات، برملا شدن بسیاری از رازهای مگو است. در طول ماه‌های باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری، احتمالا شاهد افشاگری‌های زیادی علیه جناح‌های رقیب خواهیم بود. باید دید که زیردستان رهبری تا چه حد، فیلترینگ و پارازیت ماهواره‌ای را برای تضعیف کاندیداهای ناخواسته، کاهش خواهند داد؟

      Sunday, March 10, 2013

      از فیلترینگ با راه حل Hotspot Shield با قطع شدن VPN ها، راه‌های جایگزین دیگری از طرف کاربران اینترنت در ایران مورد استفاده قرار گرفته است که یکی از آنها Hotspot Shield است. این سیستم در حقیقت برای امنیت بیشتر در زمان استفاده از اینترنت به صورت پنهان مورد استفاده قرار می گیرد و در تعریف آن آمده است به منظور استفاده از اینترنت امن در کافه ها با اینترنت بیسیم ساخته شده است تا کاربران از هکرها در امان باشند. استفاده از این نرم افزار به صورت رایگان هم قابل انجام است. در نسخه رایگان آن آگهی های گوگل برای کاربران به نمایش در می آید. این نرم افزار، محتوای اینترنتی را رمزگذاری کرده و ایمیل، پیغام های فوری، تماس های صوتی و صفحه های اینترنتی را از دسترس هکرها دور می کند و به گفته خود سازندگانش، آن رات به قیمت ارزان و بدون تجهیزات خاصی در اختیار کاربران قرار می‌دهد. استفاده از اپلیکیشن‌های موبایل و تبلت Hotspot Shield این امکان را می‌دهد که کاربران روی این دستگاه‌ها هم بتوانند از این اینترنت استفاده کنند. این سیستم هم برای کامپیوترهایی با سیستم عامل ویندوز و هم مکینتاش قابل استفاده است، اما لینوکسی‌ها نمی‌توانند آن استفاده کنند. تا امروز این نرم افزار، راهی خوش‌نام برای استفاده امن از اینترنت است، راهی که در ایران به عنوان مسیری تازه برای گذر از فیلترینگ استفاده می‌شود.


      از فیلترینگ با راه حل Hotspot Shield


      image

      با قطع شدن VPN ها، راه‌های جایگزین دیگری از طرف کاربران اینترنت در ایران مورد استفاده قرار گرفته است که یکی از آنها Hotspot Shield است. این سیستم در حقیقت برای امنیت بیشتر در زمان استفاده از اینترنت به صورت پنهان مورد استفاده قرار می گیرد و در تعریف آن آمده است به منظور استفاده از اینترنت امن در کافه ها با اینترنت بیسیم ساخته شده است تا کاربران از هکرها در امان باشند.

      استفاده از این نرم افزار به صورت رایگان هم قابل انجام است. در نسخه رایگان آن آگهی های گوگل برای کاربران به نمایش در می آید. این نرم افزار، محتوای اینترنتی را رمزگذاری کرده و ایمیل، پیغام های فوری، تماس های صوتی و صفحه های اینترنتی را از دسترس هکرها دور می کند و به گفته خود سازندگانش، آن رات به قیمت ارزان و بدون تجهیزات خاصی در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

      استفاده از اپلیکیشن‌های موبایل و تبلت Hotspot Shield این امکان را می‌دهد که کاربران روی این دستگاه‌ها هم بتوانند از این اینترنت استفاده کنند. این سیستم هم برای کامپیوترهایی با سیستم عامل ویندوز و هم مکینتاش قابل استفاده است، اما لینوکسی‌ها نمی‌توانند آن استفاده کنند. تا امروز این نرم افزار، راهی خوش‌نام برای استفاده امن از اینترنت است، راهی که در ایران به عنوان مسیری تازه برای گذر از فیلترینگ استفاده می‌شود.

      آزادی احسان مازندرانی، روزنامه‌نگار


      آزادی احسان مازندرانی، روزنامه‌نگار


        اعتراض سعيد مرتضوي به غیرعلنی بودن دادگاه سعید مرتضوی قاضي متهم پرونده كهريزك با بیان اینکه هنگام وقوع حادثه کهریزک در مرخصی بودم و اتهام مشارکت و معاونت علیه من صحیح نیست گفت: دستورات مبني بر بازداشت موقت و تایید بازداشت موقت را قضات دیگری داده‌اند. به گزارش مهر، همزمان با اذان ظهر دومين جلسه رسيدگي به پرونده قضات كهريزيك به پايان رسيد و سعيد مرتضوي بعد از خروج از دادگاه در جمع خبرنگاران گفت: من در این جلسه به کیفرخواست صادره اعتراض و حدود40صفحه لایحه دفاعیه تنظیم کردم که فرصت قرائت 25 صفحه آن راپیدا کردم و مابقی را فردا صبح در جلسه سوم دادگاه می‌خوانم. سعيد مرتضوي در مورد دلیل غيرعلني برگزار شدن دادگاه گفت: این موضوع به تشخیص رئیس دادگاه است و تعیین نوع دادگاه به عهده طرفین پرونده نیست. من خودم را برای دفاع علنی آماده کرده بودم ودلم می خواست که مردم بدانند که قضات کوچکترین دخالتی در حادثه کهریزک نداشتند و این اتهامات فقط برمبنای اغراض سیاسی بوده است. من و همکارانم هیچ دخالتی در این حادثه نداشته ایم. غیرعلنی شدن دادگاه به ضرر قضات بوده است که متاسفانه افکار عمومی در جریان پرونده قرار نگرفتند. امیدواریم که ریاست دادگاه اجازه بدهند که مردم از دفاعیات ما مطلع شوند. همچنين طی این چهارسال خانواده شکات مرتب در رسانه ها علیه ما اظهارنظر کرده اند ولی ما از دفاع محروم بودیم. افکارعمومی در جریان دلایل ودفاعیات ما قرار نگرفته است.


        اعتراض سعيد مرتضوي به غیرعلنی بودن دادگاه
        سعید مرتضوی قاضي متهم پرونده كهريزك با بیان اینکه هنگام وقوع حادثه کهریزک در مرخصی بودم و اتهام مشارکت و معاونت علیه من صحیح نیست گفت: دستورات مبني بر بازداشت موقت و تایید بازداشت موقت را قضات دیگری داده‌اند.
        به گزارش مهر، همزمان با  اذان ظهر دومين جلسه رسيدگي به پرونده قضات كهريزيك به پايان رسيد و سعيد مرتضوي بعد از خروج از دادگاه در جمع خبرنگاران گفت: من در این جلسه به کیفرخواست صادره اعتراض و حدود40صفحه لایحه دفاعیه تنظیم کردم که فرصت قرائت 25 صفحه آن راپیدا کردم و مابقی را فردا صبح در جلسه سوم دادگاه می‌خوانم.
        سعيد مرتضوي در مورد دلیل غيرعلني برگزار شدن دادگاه گفت: این موضوع به تشخیص رئیس دادگاه است و تعیین نوع دادگاه به عهده طرفین پرونده نیست. من خودم را برای دفاع علنی آماده کرده بودم ودلم می خواست که مردم بدانند که قضات کوچکترین دخالتی در حادثه کهریزک نداشتند و این اتهامات فقط برمبنای اغراض سیاسی بوده است. من و همکارانم هیچ دخالتی در این حادثه نداشته ایم. غیرعلنی شدن دادگاه به ضرر قضات بوده است که متاسفانه افکار عمومی در جریان پرونده قرار نگرفتند. امیدواریم که ریاست دادگاه اجازه بدهند که مردم از دفاعیات ما مطلع شوند.
        همچنين طی این چهارسال خانواده شکات مرتب در رسانه ها علیه ما اظهارنظر کرده اند ولی ما از دفاع محروم بودیم. افکارعمومی در جریان دلایل ودفاعیات ما قرار نگرفته است.




        مهندسی معکوس: پیرمرد را با فتوشاپ به جای مادر چاوز گذاشتند! البرادعی چگونه جای مادر چاوزراگرفت؟ +عکس در پی انتشار عکس محمود احمدی نژاد و مادر هوگو چاوز ، که در آن ، دستان احمدی نژاد در میان دست های مادر چاوز است ، موجی از انتقادات علیه رئیس جمهور اصولگرای ایران به راه افتاد که چرا نه قواعد شرع را رعایت نکرده و نه ، مقررات دیپلماتیک کشور را ؟! به گزارش عصرخبر، واکنش حامیان دولت به انتشار این عکس ، چند مرحله ای بود: 1 - ابتدا سعی کردند در تماس با رسانه های داخلی ، عکس را حذف و از انتشار آن جلوگیری کنند. با این حال ، آنها دیر جنبیدند و عکس ، در کل رسانه ها منتشر شد. 2 - سپس در صدد توجیه برآمدند. شبکه ایران در این باره نوشت که احمدی نژاد مانند مردم شرق آسیا ، دستانش را به هم فشرده بود ولی شگردش کارگر نیفتاد و مادر چاوز دستانش را به دور دستان احمدی نژاد گره زد. 3 - متعاقب این اقدامات ، مقامات دولتی ، کل ماجرا را منکر شدند. در همین باره ، صالحی وزیر خارجه ، گفت که اصلاً چنین چیزی وجود نداشت و میرتاج الدینی ، معاون رئیس جمهور هم مدعی شد که عکس را تغییر داده اند! با این حال ، میرتاج الدینی ، متعاقب این تکذیب ، واقعیت را گفت: از آنجایی که بنده و دکتر صالحی شاهد ماجرا بودیم، رئیس جمهور طبق معمول دست های خود را در مقابل هم فشرد و به عرض تسلیت به مادر چاوز پرداخت، اما به دلیل اینکه حال مادر چاوز دگرگون شده بود، با ابراز تأثر شدید ناگهان دستان خود را بر دست رئیس جمهور گذاشت اما احمدی نژاد دست‌هایش را می‌کشید. (شبکه دولتی ایران) 4 - اما با مزه ترین روشی که به کار بردند ، فتوشاپ عکس "احمدی نژاد و مادر چاوز" بود ؛ بدین شکل که با فتوشاپ ، عکس یک پیرمرد را جایگزین عکس مادر چاوز کردند و با ارسال آن به رسانه ها ، مدعی شدند که اصل عکس ، "احمدی نژاد و پیرمرد" بوده و عکس "احمدی نژاد و مادر چاوز" فتوشاپی بوده است! این در حالی است که اندک تأملی مشخص می کند که کدام عکس جعلی و کدام اصلی است: الف - عکس احمدی نژاد و مادر چاوز را رسانه های معتبر جهان ، از رویترز گرفته تا فرانس پرس و حتی رسانه های ونزوئلا ، منتشر شده است. این یک اصل بدیهی رسانه ای است که هیچگاه خبرگزاری های معتبر جهان ، عکس فتوشاپی منتشر نمی کنند. اگر عکس ، فتوشاپ بوده ، باید به فتوشاپ کار آن ، جایزه ویژه داد که توانسته است یک عکس فتوشاپ را به همه رسانه های جهان ، با آن همه "کارشناس فنی عکس" ، قالب کند! ب - عکس احمدی نژاد و پیرمرد ، تا کنون در جایی دیده نشده است. این چه عکسی بوده که ناگهان امروز صبح پدیدار شده است؟! معلوم است که عکس ، جدید الاحداث(!) است. ج - احمدی نژاد در مراسم چاوز ، کت مشکی ، پیراهن روشن با خطوط آبی و مهم تر از همه ، آن شال سیاه را بر گردن داشت. در عکس پیرمرد نیز همان لباس ها را می بینید. لذا عکس پیرمرد فتوشاپ است. نگاهی به عکس های دیگر احمدی نژاد در مراسم چاوز بیندازید ، خواهید دید که لباس های احمدی نژاد همین است. د - این چگونه فتوشاپی است که عکس اصلی ، کیفیت پایین تری از عکس فرعی دارد؟ به عکس ها نگاه کنید: عکس احمدی نژاد و مادر چاوز ، کیفیت حرفه ای دارد ولی عکس پیرمرد ، کیفیتی نازل و دست دوم دارد. ه - در عکس پیرمرد ، شکل لب های پیرمرد را ببینید! او دارد هوا را می بوسد؟! جالب این که فتوشاپ کاران، در توضیح ادعای خود ، می گویند: نگاه کنید ، عکس ها عین هم هستند! البته ، آنها درست می گویند؛ عکس ها عین همند ولی عکس اصلی همان عکس احمدی نژاد و مادر چاوز است و عکس جعلی ، تصویر پیرمرد است. روش دولتی ها در مهندسی معکوس عکس احمدی نژاد و فتوشاپ جلوه دادن یک عکس معتبر جهانی ، هر چند می تواند ساده لوحان را فریب دهد ولی کارشناسان و اهل نظر را هرگز. دولتی ها اگر راست می گویند ، هر دو عکس را به کارشناسی بدهند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

        مهندسی معکوس: پیرمرد را با فتوشاپ به جای مادر چاوز گذاشتند!
         البرادعی چگونه جای مادر چاوزراگرفت؟ +عکس

        در پی انتشار عکس محمود احمدی نژاد و مادر هوگو چاوز ، که در آن ، دستان احمدی نژاد در میان دست های مادر چاوز است ، موجی از انتقادات علیه رئیس جمهور اصولگرای ایران به راه افتاد که چرا نه قواعد شرع را رعایت نکرده و نه ، مقررات دیپلماتیک کشور را ؟!

        به گزارش عصرخبر، واکنش حامیان دولت به انتشار این عکس ، چند مرحله ای بود:

        1 - ابتدا سعی کردند در تماس با رسانه های داخلی ، عکس را حذف و از انتشار آن جلوگیری کنند. با این حال ، آنها دیر جنبیدند و عکس ، در کل رسانه ها منتشر شد.

        2 - سپس در صدد توجیه برآمدند. شبکه ایران در این باره نوشت که احمدی نژاد مانند مردم شرق آسیا ، دستانش را به هم فشرده بود ولی شگردش کارگر نیفتاد و مادر چاوز دستانش را به دور دستان احمدی نژاد گره زد.

        3 - متعاقب این اقدامات ، مقامات دولتی ، کل ماجرا را منکر شدند. در همین باره ، صالحی وزیر خارجه ، گفت که اصلاً چنین چیزی وجود نداشت و میرتاج الدینی ، معاون رئیس جمهور هم مدعی شد که عکس را تغییر داده اند! با این حال ، میرتاج الدینی ، متعاقب این تکذیب ، واقعیت را گفت: از آنجایی که بنده و دکتر صالحی شاهد ماجرا بودیم، رئیس جمهور طبق معمول دست های خود را در مقابل هم فشرد و به عرض تسلیت به مادر چاوز پرداخت، اما به دلیل اینکه حال مادر چاوز دگرگون شده بود، با ابراز تأثر شدید ناگهان دستان خود را بر دست رئیس جمهور گذاشت اما احمدی نژاد دست‌هایش را می‌کشید. (شبکه دولتی ایران)

        4 - اما با مزه ترین روشی که به کار بردند ، فتوشاپ عکس "احمدی نژاد و مادر چاوز" بود ؛ بدین شکل که با فتوشاپ ، عکس یک پیرمرد را جایگزین عکس مادر چاوز کردند و با ارسال آن به رسانه ها ، مدعی شدند که اصل عکس ، "احمدی نژاد و پیرمرد" بوده و عکس "احمدی نژاد و مادر چاوز" فتوشاپی بوده است!

        این در حالی است که اندک تأملی مشخص می کند که کدام عکس جعلی و کدام اصلی است:

        الف - عکس احمدی نژاد و مادر چاوز را رسانه های معتبر جهان ، از رویترز گرفته تا فرانس پرس و حتی رسانه های ونزوئلا ، منتشر شده است. این یک اصل بدیهی رسانه ای است که هیچگاه خبرگزاری های معتبر جهان ، عکس فتوشاپی منتشر نمی کنند.
        اگر عکس ، فتوشاپ بوده ، باید به فتوشاپ کار آن ، جایزه ویژه داد که توانسته است یک عکس فتوشاپ را به همه رسانه های جهان ، با آن همه "کارشناس فنی عکس" ، قالب کند!

        ب - عکس احمدی نژاد و پیرمرد ، تا کنون در جایی دیده نشده است. این چه عکسی بوده که ناگهان امروز صبح پدیدار شده است؟! معلوم است که عکس ، جدید الاحداث(!) است.

        ج - احمدی نژاد در مراسم چاوز ، کت مشکی ، پیراهن روشن با خطوط آبی و مهم تر از همه ، آن شال سیاه را بر گردن داشت. در عکس پیرمرد نیز همان لباس ها را می بینید. لذا عکس پیرمرد فتوشاپ است. نگاهی به عکس های دیگر احمدی نژاد در مراسم چاوز بیندازید ، خواهید دید که لباس های احمدی نژاد همین است.

        د - این چگونه فتوشاپی است که عکس اصلی ، کیفیت پایین تری از عکس فرعی دارد؟ به عکس ها نگاه کنید: عکس احمدی نژاد و مادر چاوز ، کیفیت حرفه ای دارد ولی عکس پیرمرد ، کیفیتی نازل و دست دوم دارد.

        ه - در عکس پیرمرد ، شکل لب های پیرمرد را ببینید! او دارد هوا را می بوسد؟!

        جالب این که فتوشاپ کاران، در توضیح ادعای خود ، می گویند: نگاه کنید ، عکس ها عین هم هستند!
        البته ، آنها درست می گویند؛ عکس ها عین همند ولی عکس اصلی همان عکس احمدی نژاد و مادر چاوز است و عکس جعلی ، تصویر پیرمرد است.

        روش دولتی ها در مهندسی معکوس عکس احمدی نژاد و فتوشاپ جلوه دادن یک عکس معتبر جهانی ، هر چند می تواند ساده لوحان را فریب دهد ولی کارشناسان و اهل نظر را هرگز.

        دولتی ها اگر راست می گویند ، هر دو عکس را به کارشناسی بدهند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.