Saturday, December 12, 2009

حجاب از سر حکومت برداشته شده!


حجاب از سر حکومت برداشته شده!
رهبر، احمدی نژاد را به بهانه ساده زیستی به ملت تحمیل کرد. این که خود رهبر در چه شرایطی زندگی می کند و یا زندگی احمدی نژاد همان صحنه سازی سبزی کاشتن در حیاط خانه اش است تا چیز دیگر؟ بر کسی معلوم نیست. اما اگر بنا بر ساده زیستی باشد، امثال آیت الله بیات ساده زیست نمی کنند؟ آیت الله منتظری ساده زیست نیست؟ آیت الله صانعی و آیت الله دستغیب مانند شیخ محمد یزدی و شیخ محمدرضا مهدوی کنی بنیاد مالی دارند؟ یا مثل آیت الله جنتی یک برج سبز در شمال تهران پشت قباله دارند؟ این خانه آیت الله بیات است. با همان بخاری نفتی و مبلمان ساده و فرش مندرسی که زیر پایش است. اگر معیار ساده زیستی است و نه خط سیاسی و مذهبی، چرا امثال او که یک دوره نایب رئیس مجلس هم بوده، رهبر او را به جای شیخ محسنی اژه ای دادستان کل کشور نمی کند؟ یا علی خامنه ای همانگونه که به دیدار مصباح یزدی در خانه اش در قم رفت، به دیدار او نمی رود و مثل آیت الله صانعی از او عیادت نمی کند و حالش را نمی پرسد؟

همه پرده ها از پیش چشم ملت کنار رفته است. مشکل بزرگ آقای خامنه ای و سرداران کودتائی و امثال احمدجنتی و سیداحمد خاتمی و شیخ محمد یزدی همین است. این که پرده ها فرو افتاده است و حجاب از سر حکومت برداشته شده و مردم سراپای آن را دیده اند

ارکان قضائی، نظامی و امنیتی دراختیار آنهاست



ارکان قضائی، نظامی و امنیتی دراختیار آنهاست
هاشمی رفسنجانی درمحاصره
شکارچیان محفل مدرسه حقانی
عبدالله شهبازی



در زمانی که «عقلای قوم» در جستجوی راهکاری برای برون‌رفت از بحران فرساینده و خطرناک کنونی هستند، و برای ایجاد همدلی و تفاهم در میان سران جریان‌های سیاسی متعارض می‌کوشند، سخنان دیشب شیخ حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، در مدرسه فیضیه قم حیرت‌انگیز است. مصلحی اتهامات سنگینی را علیه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بیان کرد. او گفت:

«امروز مقام معظم رهبری برای چه کسانی آغوش خود را باز کرده و به آن‌ها محبت می‌کند ولی آن‌ها با فشارها و هجمه‌های سنگین خود و فرزندان‌شان قدردان این محبت‌ها نیستند... فتنه امروز چنان پیچیده است که هنوز عده‌ای فکر می‌کنند یک دعوای انتخاباتی است. متأسفانه، بر اساس اطلاعات دقیق، در این فتنه بسیاری از نیروهایی که از آن‌ها انتظار و توقع نداشتیم و باید سینه چاک ولایت می‌بودند با کسانی که در برابر ولایت ایستاده‌اند همراه شدند... کسانی که خود دچار بحران‌اند، فکر می‌کنند کشور بحران‌زده شده، ولی به عنوان یک مسئول مطلع اعلام می‌کنم که ما کار خود را انجام می‌دهیم و کشور هیچ بحرانی ندارد. کسانی که برای خود یک حاشیه امن قائل بودند، باید بدانند که دیگر جامعه این حاشیه امن را نمی‌پذیرد. آن‌ها به راحتی نمی‌توانند بچه‌های وزارت اطلاعات را در رسیدگی به پرونده‌های خود ذبح کنند... متأسفانه مجموعه‌ای از خواص، که ما آن‌ها را سرباز ولایت می‌دانستیم، سقوط کرده و هنوز هم حاضر نیستند کلام رهبری را بپذیرند و در مقابل فتنه به حرکت درآیند. جزوه‌ای در دفتر یکی از سران فتنه کشف شده که در آن براندازی نظام برنامه‌ریزی شده بود درحالی که این فرد از آقازاده‌ها می‌باشد. وقتی که از این فرد برای چگونه تهیه کردن این جزوه سئوالاتی مطرح شد ایشان از انسان‌هایی نام می‌برد که تکان‌دهنده است و همه حرکت‌ها و بیانیه‌ها نیز در راستای آن جزوه می‌باشد... رفت‌وآمد عده‌ای از دو هفته بعد از انقلاب [کذا. انتخابات] تاکنون به کشور انگلیس مشکوک، عجیب و غریب و تکان‌دهنده است. باید مرکزیت این فتنه مورد شناسایی قرار گیرد وکسانی که اهل تحقیق بوده اگر وارد شوند ما اسناد و مدارک مختلفی را در اختیار آن‌ها قرار داده تا این افراد را معرفی کنند و قبل از این‌که آن‌ها عملی انجام دهند ما آن را خنثی کنیم.»

تا این‌جا سخنان مصلحی بدون ذکر نام است ولی آگاهان سیاسی به سادگی در می‌یابند که او آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و خانواده وی را هدف قرار داده. اشاره‌ای صریح نیز دیده می‌شود به برکناری حسن (میثم) طائب، معاون وقت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات، به‌دستور آیت‌الله رفسنجانی رئیس جمهور. مصلحی در پاسخ به پرسش حضار صریح‌تر سخن می‌گوید:

«وزیر اطلاعات در پاسخ به سئوالی در مورد دلیل عدم برخورد با فرزندان هاشمی رفسنجانی گفت: اقداماتی در این زمینه در دست اقدام است ولی می‌خواهیم در این موارد معاندین نتوانند دست به اسطوره‌سازی بزنند. مصلحی در مورد مواضع هاشمی رفسنجانی گفت: ایشان در سفر اخیر خود به مشهد مقدس اعلام کرد که مواضع من همان است که در نمازجمعه تهران بیان کردم و تکان‌دهنده این است مباحثی را که در بیانیه‌های سران فتنه مطرح می‌شود بیان می‌کند. وی افزود: آقای هاشمی در یکی از این ادعاهایش گفته که درکشور سه میلیون دانشجوی فرهیخته با نظام همراه نیستند. مصلحی ادامه داد: هاشمی همچنین ادعا کرده است تا زمانی که مردم ولی فقیه را بخواهند باید باشد و اگر مردم او را نخواهند باید کنار برود. این سخنان با شعار "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "مرگ بر منافق " از سوی طلاب همراه شد.» [1]

حیدر مصلحی [2] پیش‌تر نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقات و امور خیریه و قبل از آن رئیس دفتر نمایندگی ولی فقیه در نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بود. او، به دلیل پیوند با برخی محافل ذینفوذ در دستگاه حکومتی و به‌ویژه در نهادهای امنیتی و قضایی، از مدت‌ها پیش نامزد ایشان برای تصدی یکی از وزارتخانه‌های مهم سیاسی و امنیتی بود. از اینرو، در ماجرای کردان (آبان 1387) نام وی به عنوان نامزد وزارت کشور مطرح شد. سرانجام، مصلحی، بدون برخورداری از هر گونه پیشینه و تجربه اطلاعاتی یا سیاسی، به شکلی غیرمترقبه وزیر اطلاعات شد.

مصلحی با سخنان فوق به اقدامی دست زد که در تاریخ وزارت اطلاعات سابقه نداشت. وزیران پیشین اطلاعات، از بدو تأسیس، هماره می‌کوشیدند، در ظاهر، به مناقشات سیاسی روز وارد نشوند. اقدام شیخ حیدر مصلحی، که به سبک برخی روحانیون و وعاظ تندرو حامی احمدی‌نژاد در جمع گروهی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم حضور یافت و سخنانی ایراد کرد که قطعاً به تشدید تعارضات داخلی خواهد انجامید، در تاریخ این وزارتخانه حساس پدیده‌ای نو به‌شمار می‌رود.

مدتی است رسانه‌های افراطی جناح احمدی‌نژاد حملات خود را علیه آیت‌الله رفسنجانی متمرکز کرده و می‌کوشند نه تنها کارکرد «تعادل‌بخش» این سیاست‌مدار باتجربه و تأثیرگذار را خنثی کنند بلکه او را به تقابل با آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، سوق دهند. به‌رغم سخنان صریح رهبری در جهت ایجاد همدلی با آیت‌الله رفسنجانی، و حتی نهی اکید از مطرح نمودن شعارهای تفرقه‌انگیز علیه نامزدهای معترض به نتایج انتخابات، مانند "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، دستگاه تبلیغاتی فوق همچنان به اقدامات تحریک‌آمیز خود ادامه داد. تا زمانی که این حملات به رسانه‌های افراطی و آشوب‌طلب منحصر بود، خطر تعمیق تعارض‌ها، که خواست کانون فوق است، جدّی جلوه نمی‌کرد. اینک، با ورود وزیر اطلاعات به این کارزار، به‌نظر می‌رسد تهاجمی سنگین و سازمان‌یافته برای قطع نهایی پیوندهای ژرف و دیرین رهبر و هاشمی رفسنجانی آغاز شده. این تهاجم، بحران کنونی را به مرحله‌ای جدید وارد خواهد کرد، روزنه‌های بالفعل و بالقوه موجود برای تفاهم را مسدود و تعارض‌های جاری را آشتی‌ناپذیر (آنتاگونیستی) خواهد نمود. این همان خواستی است که کانون آشوب‌طلب از آغاز در پی تحقق آن بوده و هست.


--------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت (پنجشنبه 19 آذر 1388، ساعت 2:30 بعد از ظهر):

توضیحی کوتاه درباره محسنی اژه ای و «محفل حقانی»

در یادداشت فوق نوشتم که مصلحی از مدت‌ها پیش نامزد «برخی محافل ذینفوذ در دستگاه حکومتی و به‌ویژه نهادهای امنیتی و قضایی برای تصدی یکی از وزارتخانه‌های مهم سیاسی و امنیتی بود.»

منظورم از «محافل» فوق کانونی است که به «طلاب مدرسه حقانی» شهرت یافته. این کانون از زمان تصدی دادستانی کل کشور توسط آیت‌الله قدوسی مناصب مهم را در نهادهای قضایی و امنیتی به دست گرفت و به‌تدریج به اقتدار بلامنازع رسید. در این سال‌های طولانی قوه قضائیه و وزارت اطلاعات در کنترل این کانون بوده و رؤسای قوه قضائیه را عملاً اعضای این کانون هدایت می‌کردند. اعضای کانون امنیتی- قضایی فوق، که دانش‌آموختگان مدارسی غیر از مدرسه حقانی نیز در آن حضور دارند، دارای جلسات منظم‌اند و کاملاً سازمان‌یافته و منسجم عمل می‌کنند. در زمانی که مسئولیت بازسازی و تجدید سازمان مرکز اسناد بنیاد مستضعفان و جانبازان به عنوان «مؤسسه تخصصی مطالعات تاریخ معاصر ایران» را داشتم، به دلیل حضور حسین طارمی، از دانش‌آموختگان مدرسه حقانی و هم حجره‌ای پیشین سید اصغر حجازی و علی فلاحیان، یکی دو بار جلسات «محفل حقانی» در مؤسسه فوق برگزار ‌شد. پنجشنبه مؤسسه را کاملاً تعطیل می‌کردند و مقامات بلندپایه از این و آن سو در این ساختمان حفاظت شده حضور می‌یافتند.

هیاهویی که با سخنان دیشب مصلحی علیه آیت‌الله رفسنجانی آغاز شد، از چند روز پیش با سخنان محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و عضو دیگر «محفل حقانی»، کلید خورد. اژه‌ای در واپسین روزهای دولت احمدی‌نژاد در اقدامی نمایشی، با تظاهر به تمکین در برابر دستور رهبری و اعتراض به عملکرد مشائی، از وزارت اطلاعات کنار گذارده شد. با این ترفند، که در زمان خود به آن اشاره کردم، [1] آیت‌الله دری نجف‌آبادی، دادستان کل کشور، را، که در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری مواضعی بی‌طرفانه اتخاذ کرده و گویا باطناً به میرحسین موسوی تمایل داشت، به‌رغم پیشینه مفصل در مناصب عالی قضایی برای اقامه نماز جمعه به اراک فرستادند! به این ترتیب، علاوه بر وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور، دادستانی کل کشور نیز در دست اعضای «محفل حقانی» قرار گرفت.

محسنی اژه‌ای در سخنان اخیرش، که پیش‌درآمد سخنان دیشب مصلحی است و بیانگر سازمان‌یافته بودن این حرکت، گفت: «اگر اتهام مهدی هاشمی ثابت شود او را شدیدتر مجازات می‌کنم.» [2]



این جمله دارای چند ایراد حقوقی است. اوّل، اژه‌ای فراموش کرده که دادستان است نه قاضی و لذا نمی‌تواند کسی را مجازات کند. این قاضی و دادگاه است که حکم می‌دهد و مجازات می‌کند نه دادستان (مدعی‌العموم) که تنها وظیفه‌اش صدور کیفرخواست است. دوّم، گویا اصل بر مجازات مهدی هاشمی رفسنجانی است چه اتهامش ثابت شود چه بی‌گناه باشد! سوّم، اژه‌ای به نحوی سخن گفته که گویا قانون یعنی او. می‌گوید: «می‌کنم!» انسان به یاد جمله معروف لوئی چهاردهم می‌افتد که گفته بود: «قانون یعنی من!»

آیت الله منتظری در مراسم دریافت تندیس حقوق بشر:



آیت الله منتظری در مراسم دریافت تندیس حقوق بشر:
تفرقه ملی درست کرده اند
و اسمش را گذاشته اند "وحدت"



كانون مدافعان حقوق بشر ایران روز پنجشنبه 19 آذر ماه‏ ‏1388 مطابق با روز جهانی "حقوق بشر" با حضور در بیت آیت الله‏ ‏العظمی منتظری و طی دیدار و گفتگو با ایشان، تندیس حقوق بر را تقدیم وی کرد.

در این دیدار آیت الله العظمی منتظری ضمن تشكر و قدردانی از‏ ‏اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر كه در راه دفاع از حقوق‏ ‏شهروندان، با اشاره به حوادث پس از‏ ‏انتخابات و برخوردهای تند و خشن با مردم گفت:

‏هیچ یك از برخوردهایی كه با مردم شد شرعی و قانونی نیست و‏ ‏آمرین و عاملین ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بین زن و‏ ‏مرد، پیر و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند; حتی زن ها و دخترها را‏ ‏بیشتر كتك زده اند. آقایان می‎گویند این كارها را برای حفظ نظام‏ ‏انجام می‎دهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام‏ ‏نیستیم اما حفظ نظام وجوب نفسی ندارد، بلكه حفظ آن وجوب‏ ‏مقدمی دارد، یعنی نظام را ما می‎خواهیم كه در سایه آن احكام‏ ‏اسلامی اجرا شود نه این كه به بهانه حفظ نظام احكام اسلامی و‏ ‏شرعی زیر پا گذاشته شود و مرادشان هم از نظام شخص باشد. شما‏ ‏به چه مجوزی مردم را كتك می‎زنید؟ برای این كه شما را قبول‏ ‏ندارند؟! خب قبول نداشته باشند .مگر شما خدایید یا پیامبرید؟‏ ‏آنچه كه شما به نام اسلام و دین انجام می‎دهید موجب بدنامی‏ ‏برای اسلام می‎شود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد می‎كنید؟

جلوی ‏ضرر را از هر كجا بگیرید به نفع است. آقایان از اول، انتخابات را‏ ‏منحرف كردند. بعد عده ای را زدند، عده ای را زندانی كردند، بعد‏ ‏گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه‏ ‏بازداشت ها برای چه بود؟ مصاحبه های تلویزیونی برای چه بود؟‏ ‏اعتراف گیری چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار برای‏ ‏چه بود؟! مگر بازداشتی ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه‏ ‏پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتی ها را آزاد می‎كردند، از‏ ‏آنها معذرت خواهی می‎شد، چه بسا اوضاع به اینجا نمی رسید كه‏ ‏هر روز ادامه پیدا كند. خودتان آمدید و ادامه اش دادید، خود شما‏ ‏تفرقه ایجاد كردید و حالا آمده اید از وحدت دم می‎زنید؟! اگر به‏ ‏دنبال آرامش و وحدت هستید برای چه بی گناهان را در بازداشت‏ ‏نگه داشته اید و با فشار از آنها اعتراف می‎گیرید و بر اساس همان‏ ‏اعتراف ها محاكمه می‎كنید و احكام سنگین صادر می‎كنید؟ مگر‏ ‏روایت نداریم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثری‏ ‏ندارد؟ بدانید این اعتراف ها ذره ای ارزش ندارد و بر خلاف‏ ‏موازین اسلام است .

‏زمانی كه ما در رژیم سابق زندان بودیم روزی ازغندی كه بازجوی‏ ‏ما بود به زندان آمد و عباس اشراقی را دستش را گرفت و برد. به او‏ ‏گفتم عباس را كجا بردی؟ گفت: آزادش كردم . چون حالت صرع‏ ‏دارد و اگر در زندان بمیرد در مجامع بین المللی برایمان مشكل‏ ‏درست می‎كنند.

آنها عاقلانه برخورد می‎كردند ولی این آقایان‏ ‏آقای بهزاد نبوی را كه داخل زندان نبود و برای عمل جراحی و‏ ‏معالجه چند روزی مرخصی داده بودند، در حال بیماری به زندان‏ ‏عودت داده اند. آیا این عمل عاقلانه است ؟! یكی از هموطنان‏ ‏كردمان آقای احسان فتاحیان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم‏ ‏كردند، پس از تحمل زندان ایشان را به اعدام محكوم كردند! در‏ ‏حالی كه دادگاه تجدیدنظر حق ندارد مجازات را تشدید كند. چون‏ ‏10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و این حكم‏ ‏برخلاف قانون است .

‏‏ما به این آقایان می‎گوییم والله این كشور مال ما مردم است و ما به‏ ‏كشورمان علاقه داریم . كشور هم حاكمیت می‎خواهد و با‏ ‏شرایطش باید برقرار باشد. اما كشور مطابق رأی و نظر مردم باید‏ ‏اداره شود. ‏ ‏باید حقوق ملت استیفا شود.

‏در قانون اساسی فصل جداگانه ای هست به عنوان حقوق ملت.‏ ‏آقایان این اصول را نادیده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات،‏ ‏اظهارنظر و آزادی مردم آمده است. مراد، آزادی مسئولان نیست‏ ‏بلكه مراد آزادی مردم است.

‏آیت الله خمینی در پاریس درباره آزادی می‎گفتند: "حتی‏ ‏كمونیست ها هم در حكومت آینده ما حق اظهارنظر دارند." حالا‏ ‏كه مسلمانها هم، حتی آنها كه برای انقلاب زحمت كشیدند و‏ ‏زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم می‎كنند، آنها را بازداشت‏ ‏می‎كنند و به زور اعتراف می‎گیرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام‏ ‏هستیم !

‏همه ما بر اساس آیات قرآن وظیفه داریم كه امر به معروف و نهی از‏ ‏منكر كنیم . صرف دعا كردن كافی نیست و فایده ندارد و نباید‏ ‏دلمان را به این كه گوشه ای بنشینیم و دعا كنیم خوش كنیم، بلكه‏ ‏علاوه بر آن باید در جای خودش وارد شد و به وظیفه عمل كرد.‏ ‏امر به معروف و نهی از منكر هم فقط مربوط به امور جزئی نیست بلكه‏ ‏مربوط می‎شود به امر جامعه و حكومت.

‏‏من لازم است همین جا از شما و تمام كسانی كه در فعالیت های‏ ‏حقوق بشری برای تمامی انسانها فارغ از قوم، قبیله و عقیده تلاش‏ ‏می‎كنند تشكر كنم .
به پاس یک عمر دفاع از آزادی و حقوق بشر
کانون مدافعان حقوق بشر که خانم شیرین عبادی از بنیانگذاران آن است، تندیسی را تهیه و به پاس یک عمر پایداری آیت الله منتظری در راه دفاع از آزادی و حقوق بشر مردم ایران، به وی اهداء کرد. این تندیس "تلاشگر حقوق بشر" نام دارد. از جمع مدافعان حقوق بشر تاکنون بارها چند وکیل سرشناس و شناخته شده عضو این کانون زندانی، آزاد و بار دیگر بازداشت و زندانی شده اند و به حکم دادستانی تهران محل این کانون نیز تسخیر امنیتی شده است. عکس بالا مربوط به اهدای این تندیس به آیت الله منتظری است.

میرحسین موسوی:


میرحسین موسوی:
پاره کردن عکس امام مشکوک
و نمایش تلویزیونی آن غلط است





روزنامه جمهوری اسلامی در یک تماس کوتاه با مهندس میرحسین موسوی، نظر وی را درباره معرکه ای که سیمای جمهوری اسلامی درباره پاره شدن عکس آیت الله خمینی در روز 16 آذر راه انداخته پرسید.

موسوی گفت: حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستكبران است. ایشان به گردن همه ملت ها بویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عكس ایشان بكند.

كسانی كه به اینجانب محبتی دارند هرگز كوچكترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب می دانند .اطمینان دارم كه دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشكنی هائی نمی زنند زیرا همه میدانیم كه دانشجویان به امام عشق می ورزند و حاضرند برای آرمان های امام جان فشانی كنند.

اطلاعات دقیقی درباره اینكه اصولا چنین كاری صورت گرفته باشد ندارم، كما اینكه درباره عاملان این اقدام ساختارشكنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین كاری صورت گرفته باشد این یك اقدام مشكوك است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه های بیگانه كه همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست كه با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتكب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی كه موجودیت خود را به بركت انقلاب عظیمی كه به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است بهیچوجه قابل قبول نیست .

Friday, December 11, 2009

فيلم : سخنرانی يک دانشجو در دانشگاه هنر 16 آذر


نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 11:35:35 توسط مریم گلی
دیدیم که ...دیدیم که...واقعا چه مزخرفاتی در باب اسلام و خمینی.بله ما هم دیدیم آن اسلام خمینی و موسوی را که نسل کشی دهه 60 را برای همان اسلام نای محمدی آفرید. دیدیم کردستان را، دانشگاهها را، ترکمن صحرا را، خوزستان را و و و هنوز هم بلاانقطاع داریم میبینیم. درسته که ما از این رژیم خون آشام جان به لبیم ولی معنی اش این نیست که برای هر اراجیف مریدان این به اصطلاح اصلاح طلب هورا بکشیم. دیگه آش این رژیم اینقدر شور شده که خود خان هم فهمیده و زبان به انتقاد گشاده ولی بصیرت ازادگان کجا رفته؟!!!

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 11:24:12 توسط حجت
این جوان دلیر را باید بارها گوش کرد و از آن قدرت گرفت. درود بر تو اس مبارز راستین و شجاع. تو غرور یم ملتی و همراهانت و آن بازی راه اندازی اذان برای جلوگیری از کلام دل نوازت چه بی اثر و چه احمقانه بود. تو دانشجوی هنر نیستی، تو استاد هنری که این چنین استوار به پیامت ادامه دادی؟ آنها که مانند تو هستند اطرافت بودند و برایت هورا میکشیدند و چه ماهرانه عنان شنخ را گرفته و آنرا به مقصد رساندی. درود بر تو و امثال تو که بایران فخر شاهنامه فردوسی را باز گردانده اید. درود درود دود بر دلاوران وطن و درود بر ضد ولایت فقیه.

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 09:29:00 توسط mela
چه زيبا چه رسا وچه واضح درود بر تو

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 09:10:29 توسط amir
درود بر شما عزیزان شجاع که از شجاعت شما عزیزان ظالمان از ترس شبانه روز به لرزه افتادن مرگ بر رژِم خونخوار کثیف اسلامئ

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 08:14:59 توسط bhman
مردم عزيز ايران دورد بر شما . يکي از راههاي پيروزي بر حکومت فاشيستي مذهبي ايران اتحاد و همبستگي بين اقشار مختلف جامعه است . جنبش سبز مردمي بقدري عظمت دارد که اگر هر کدام ما تفي بطرف اين مزدوران پرت کنيم سيل همه آنان را خواهد برد .

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 07:38:35 توسط امیر
درود بر وجدان پاک شما دانشجویان بیدار.

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 07:30:53 توسط ye nafar
درود بر تو دانشجوی شجاع ، درود بر تو ای جوان دست از جان شسته . این یکی از زیباترین سخنرانیهای بود كه این مدت شنیدم. به امید اینکه در فردای آزادی ایران، دوش به سوش یکدیگر کشورمان را آباد کنیم. نابود باد جمهوری اسلامی.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران: مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات او هستیم


بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران

پیرامون تکرار اتفاقات تلخ 16 آذر 32در پنجاه و ششمین سالگرد آن

شانزدهم آذرماه هر سال یادآور شهادت سه آذر اهورایی جنبش دانشجویی حق‌طلب ایران مصطفی بزرگ‌نیا، آذر شریعت‌رضوی و احمد قندچی در شانزدهم آذرماه سال سیاه 1332 یعنی نزدیک به چهار ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد است. کسانی که بدون ترس از جان خود در برابر مأموران رژیم ستم‌شاهی ایستادند و با شهامتی مثال‌زدنی انزجار خود را از شخص اوّل مملکت و قدرت‌های نفرت‌انگیز حامی‌اش فریاد زدند. شهامتی که باعث شد نام این سه تن برای همیشه در ذهن دانشگاهیان ایران باقی بماند و آن‌ها را دانشجویان همیشة دانشگاه تهران نگه دارد.

شانزدهم آذر امسال را امّا در حالی پشت سر گذاشتیم که اتّفاقات بی‌نظیری در تاریخ دانشگاه در این روز رخ داد. اگر در شانزدهم آذر 32 این مأموران مزدور حکومت بودند که به زور اسلحه به دانشگاه ریختند و حرمت نهاد مقدّس دانشگاه را شکستند، امسال امّا این مسئولان دانشگاه تهران بودند که با علم به تمام اتّفاقاتی که ممکن است بیفتد، اجازه ورود گروه‌های مختلفی از غیر دانشجویان طرفدار دولت را از پایگاه‌ها و پادگانها به دانشگاه صادر کردند. این افراد که با بیش از پانزده اتوبوس و مینی‌بوس از نقاط مختلف شهر تهران به دانشگاه آورده شده بودند با کارت‌هایی که روی آن‌ها عنوان «جشن الغدیر» حک شده بود، وارد دانشگاه شدند. در شرایطی که در هر یک از درهای ورودی دانشگاه نیروهای متعدّد انتظامات به کرّات کارت‌های دانشجویان را بررسی می‌کردند و حتّی مانع ورورد دانشجویان فاقد کارت با هولوگرام جدید می‌شدند، این افراد که از لحاظ ظاهری به صورت مشخصی با دانشجویان تفاوت داشتند، به راحتی وارد دانشگاه می‌شدند.

دیروز دانشگاه تهران شاهد حضور نیروهایی بود که مجهز به گاز اشک‌آور، گاز فلفل، باتوم الکتریکی، چماق، چاقو و میلگرد بودند و بی‌رحمانه به دانشجویان حمله می‌بردند و از همه این ابزارها که انحصار استفاده برخی از انها در دست نیروهای امنیتی و انتظامی است، بر علیه دانشجویان استفاده کردند و نهایتا پس از قربانی کردن مذهب و عدالت و انسانیت، معاویه وار، نماز فتح خواندند.

دیروز برای اولین بار در سر در دانشگاه تهران مذهب در قالب پارچه سفید و بزرگ تبریک عید غدیر، ابزاری شد برای پنهان کردن انبوه نیروهای نظامی از چشم مردم تا مبادا مردم محاصره فرزندانشان در چنگال نیروهای امنیتی و انتظامی را ببینند.

دیروز دانشگاه تهران شاهد انتقال سرکوب خیابانی مردم به دانشگاه و اقدام عملی برای حذف فرزندان ملت بود.

دیروز دانشگاه تهران شاهد ضرب و شتم و بازداشت فرزندان خود، تنها به جرم حضور در دانشگاه در روز «دانشجو» بود.

دیروز دانشگاه تهران، شاهد بود که چگونه نیروهایی معلوم‌الحال به دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی یورش برده، اعضای انجمن را مورد ضرب و شتم قرار داده، اموال انجمن را تخریب کرده (به راستی مگر اموال انجمن اسلامی و شیشه های دانشگاه اموال عمومی نیست؟) و بی‌مهابا بر فراز دانشکده فنی پرچم فتح به اهتزاز درآوردند.

دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه با وانت و بلندگو وارد دانشگاه شدند و نوحه خواندند و سینه زدند؛ چگونه بر پیکره زخمی دانشگاه زخمی چندباره زدند و فرزندان ملت را آماج چکمه‌های خود قرار دادند.

دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه اهمال در برخورد سخت و قاطع با آمران حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 و پس از آن 25 خرداد 1388، مسئولین و نیروهای خشونت طلب و سرکوبگر را در حمله به حریم دانشگاه و شکستن حرمت شهدای دانشجو در روز دانشجو جری کرده است.

دیروز دانشگاه تهران شاهد دانشجویانی بود که علیرغم همه تهدیدها و همه تدبیرها برای خالی کردن صحن دانشگاه از حضور آنها به صورت کاملا خودجوش به رسالت تاریخی خود یعنی فریادکردن ظلم و بی‌عدالتی عمل کردند و نشان دادند که حقیقتا دانشگاه زنده است و زنده خواهد ماند تا همچون همیشه ندای آرمان‌خواهی و عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی ملت ایران باشد.

دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که علیرغم آن هم برخورد امنیتی و انضباطی و قضایی در طول چند ماه گذشته و آن همه محروم از تحصیل و ممنوع الورود و ... ، هیچ تسلیم و مرعوب نشده است و همچنان عدالت علوی را فریاد می‌کند.

خطابمان به همة مسئولان است؛ آن‌هایی که در رسیدگی به پرونده‌ی کوی دانشگاه اهمال کردند و کار را به جایی رساندند که اگر دیروز در ظلمت شب به دانشجویان حمله می‌کردند و همه ابا داشتند که مسئولیتش را بپذیرند و هر کس مسئولیت را به دیگری حواله می‌کرد، اما امروز به جایی رسیدند که در روز روشن به خانه‌ی دانشجویان حمله می‌کنند و به نام دانشجو در روز دانشجو، دانشجوی مظلوم حقیقی را مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند و دانشگاه را هتک حرمت می‌نمایند و مسئولیتش را نیز با افتخار می‌پذیرند.

این هم نشان لیاقتی دیگر بر سینة بی‌کفایت مدیریت دولت حاضر که در روز دانشجو دانشجویان را زدند و تاریخ را دوباره تکرار کردند. به راستی آیا این همه هزینه و از دست دادن همین یک ذرّه اعتماد باقی‌مانده را برای به‌دست‌آوردن چند دقیقه برنامة تلویزیونی و چند عکس فدا می‌کنید؟ شمایی که به آسانی آبروی مؤمنان را می‌ریزید و به آن‌ها افترا و بهتان می‌زنید و دروغ می‌گویید، اگر بیست نفر هم جمع می‌کردید می‌‌توانستید در این روزگاری که همة رسانه‌های ملّی منحصر به شماست آن را طوری جلوه دهید که هزاران نفر بوده‌اند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران با محکوم کردن این حرکت شنیع گروهی بی‌نام‌ونشان که بسیاری از آن‌ها اصولاً دانشجوی دانشگاه تهران نبودند و بدون مجوز اقدام به برگزاری تجمّع و حمله به دانشجویان کردند، مسئولیت تمام این بی‌حرمتی به دانشجویان را به طور مستقیم متوجه مسئولان دانشگاه تهران و شخص فرهاد رهبر می‌داند که زمینة حضور جمعی از افراد غیردانشجو را در روز دانشجو فراهم کرده است. افرادی که با خود اسپری فلفل و باتوم و میل‌گرد برای ضرب‌وشتم دانشجویان وارد دانشگاه کردند، افرادی که مسجد دانشگاه را هم بلد نبودند، افرادی که هیچ وقت در دانشگاه نماز نخوانده‌اند تا قبله را بلد باشند و افرادی که از هیچ توهین و خشونتی ابا ندارند. آقای رهبر که در اظهارات برخی فرماندهان نظامی تهران اخیراً به عنوان کسی که درخواست ورود نیروهای نظامی به کوی دانشگاه را در واقعة أسف‌بار 25 خرداد داده بود، مطرح شده این بار نیز اگر نگوییم خود به قصد انتقام‌گیری از دانشجویان این جمعیت را سازمان‌دهی کرده یا با طرح «سرکوب از درون» افراطیان در برابر دانشجویان در روز دانشجو همدست بوده است، در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل با بی‌مبالاتی دانشجویان را در معرض خطر قرار داد. گویی تا روزی که فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران است، کسی روز خوش نخواهد دید.

لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات وی در یک دادگاه صالح است و حضور چنین افراد دارای سوءنیتی را که همه چیز را با دید امنیتی می‌بینند، بیش از این در رأس دانشگاه تهران به صلاح نمی‌بیند.
نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 13:34:53 توسط Hamid H
این آقای رهبر باید در زندان اوین یا سپاه پاسداران پستی میگرفت نه در دانشگاه.

نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 08:47:36 توسط Mordad
برو جمش كن دانشجوي اسلامي توي جمهوري آخوندي هم دادكاه صالح و غير صالح هست?!

فیلم : اتوبوس‌های بسیجیان اعزامی به دانشگاه علم و صنعت - ۱۶ آذر

بسیجیانی كه به علم و صنعت آورده شده بودند و بعدا ذكر شد كه آنها دانشجو بوده‌اند

نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ بيستم آذر ۱۳۸۸ برابر با يازدهم دسامبر ۲۰۰۹ ، 04:01:30 توسط علي
: اتوبوس‌های بسیجیان اعزامی به دانشگاه علم و صنعت - ۱۶ آذر /......هر وقت خبري از دانشكده علم و صنعت است بياد زنده ياد رفيقم علي اكبر صفائي فراهاني . دوست عزيزي كه در جنبش سياهكل به دست مزدوران شاه به شهادت رسيد. شخصيتي كه جانبازي هاي او زبان زد بود ودر محوطه همين دانشكده بارها با هم بر عليه مزدوراني مثل هنر بخش رئيس دانشكده ايستاده بوديم ..سالهاي ١٣٤٤تا ٤٨ .. ولي گذشت زمان به آنجا رسيده است كه محمود احمدي نژاد و يارانش از اين مكان مقدس بيرون آيند و گروهي لاشخور بسيجي را بر اين دانشكده تحميل كنند..واقعا درد آور است.....

شکاف در صف کودتا


شکاف در صف کودتا
انسجام در جبهه ضد کودتا



سالگرد 16 آذر، در کنار همه حوادثی که به همراه داشت، حامل چند رویداد مهم سیاسی کمتر مرتبط با حوادث دانشگاهی و خیابانی بود که تا فرا رسیدن ماه محرم و بویژه دو روز "تاسوعا" و "عاشوا" و حتی "شام غریبان" جلوه های دیگری از آن نیز نمایان خواهد شد. این رویدادها را اینگونه می توان دسته بندی کرد:

1- تطبیق موضع گیری ها و سخنرانی ها و بیانیه های خاتمی، موسوی، کروبی و حتی هاشمی رفسنجانی با شکوفائی گام به گام جنبش مردم در دوران 6 ماهه پس از انتخابات که آن را می توان دوران بلوغ جنبش سبز نیز نامید. چنین انسجامی نه تنها دردوران 8 ساله اصلاحات وجود نداشت، بلکه در سال 57 و انقلابی که منجر به سرنگونی استبداد سلطنتی شد نیز شاهد آن نبودیم. خونسردی و حرکت آرام اما پیگیر جنبش از برجسته ترین خصلت های جنبش سبز در 6 ماهه گذشته است. کافی است بیانیه های موسوی و یا سخنرانی های خاتمی و یا گفته ها و مصاحبه های کروبی و حتی اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه اش تا سخنان اخیرش در مشهد مرور شود. و شعارهای مردم و روش های حضور خیابانی آنها در سالگردها و خونسردی اعجاب انگیز مردم در رویاروئی با نیروهای انتظامی همزمان با شعار علیه چماق بدستان و چاقو کش هائی که بنام بسیج به خیابان آورده می شوند، مرور و بازبینی شود تا صحت این ارزیابی مشخص شود.

به این دو خبر که حتی فیلم یکی از آنها نیز پخش شده کمتر مورد توجه قرار گرفت: صحنه هدیه گل از سوی دانشجویان به فرماندهان پلیس و انتظامی از سوی دانشجویان دانشگاه تهران و صحنه بسیار مهم مشاجره و کشاکش بین نیروهای انتظامی و چماقداران و شلاق بدست ها در میدان ولیعصر در نیمروز 16 آذر. آنها که این صحنه را شاهد بوده اند، گزارش کوتاه آن را اینگونه برای پیک نت فرستاده اند: من ابتدا مشاهده کردم که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی با یکی از کسانی که لباس شخصی ها از او فرمانبرداری می کردند وارد بحث شده بود. بحث بر سر مخالفت فرمانده نیروی انتظامی با حمله به مردم در حاشیه خیابان و پیاده روها بود. بعد از مدتی هم از طرف نیروهای انتظامی عده ای وارد این بحث شدند و هم از طرف لباس شخصی ها و بحث تبدیل به مشاجره بسیار تند شد. هر دو طرف با بی سیم به یک محلی گزارش این مشاجره را میدادند و سرانجام لباس شخصی ها بنا به دستوری که به آنها داده شده بود کوتاه آمده و صحنه را ترک کردند و از آن به بعد نیروی انتظامی با ملایمت بیشتری با مردم روبرو شد و حتی با برخی از مردم شوخی کرده و محترمانه می خواست که نایستند.

اینها پدیده های کوچکی نیست. همانگونه که پیاده شدن موسوی از اتومبیل در محوطه فرهنگستان و رفتن به سوی لباس شخصی ها و صحبت با آنها پدیده کوچکی نیست.



2- شکافی که در این حوادث به ظاهر کوچک در خیابان ها شاهد آن هستیم، در زمینه سیاسی و در پشت صحنه، میان کودتاچی ها و در حاکمیت بسیار جدی تر است. ما این شکاف را مانند بحث خیابانی نیروی انتظامی و لباس شخصی ها نمی بینیم، اما نتیجه آن را اگر دقت کنیم شاهدیم.

این نتیجه را در لجام گسیختگی تبلیغاتی، فرصت نداشتن برای تنظیم یک سناریوی امنیتی و اشتباهات مهمی که باعث تمسخر مردم می شود، جامعه در بطن خود فروپاشی را حس می کند.

به چند نمونه توجه کنید:

مجید توکلی را بیرون از دانشگاه می گیرند و 24 ساعت بعد چادر سرش می اندازند و می گویند با این پوشش او را شناسائی کرده و گرفته اند! می دانند که چند هفته و یا حتی چند روز دیگر تق ماجرا در می آید و معلوم میشود به زور شلاق و شکنجه این چادر را سرش کرده و از او عکس گرفته اند و از هم اکنون هم مردم میدانند اینها همه صحنه سازی است. اما آنها فرصت فکر ندارند. شتابزده این صحنه ها را می سازند. چرا؟ برای توجیه خشونت و جنایاتی که مرتکب می شوند. ازادامه خشونت و جنایت وحشت دارند، زیرا نگران شکاف در نیروهای خودشان هستند. به همین دلیل با شتاب و برای عبور از امروز و رسیدن به فردا به هر وسیله ای متوسل می شوند. همین شتابزدگی و اشتباه را در صحنه سازی پاره کردن عکس آقای خمینی در دانشگاه تهران مرتکب شدند. یعنی چون وقت تهیه سناریوی تازه نداشتند، همان سناریوی عصر عاشورا در جریان انتخابات 2 خرداد را از بایگانی بیرون کشیده و اجرا کردند. عکس آقای خمینی را در دانشگاه پاره کرده و زیر پا انداختند و از آن عکس و فیلم تهیه کردند و شب در سیما نشان دادند. دراینجا نیز قصدشان توجیه خشونت و سرکوب بود. چه نیازی به این توجیه است؟ چرا 4 یا 5 ماه پیش نیازمند این روش های توجیهی نبودند؟ پاسخ روشن است: از شکاف در میان خودشان وحشت کرده اند و از همراه شدن روز افزون مردم با جنبش.

چرا صحنه سازی با عکس آقای خمینی و پخش آن، و نه پخش صحنه واقعی پاره کردن عکس خامنه ای در خیابان ها توسط مردم؟

بازهم پاسخ روشن است: پخش پاره شدن عکس خامنه ای با خوشحالی و تائید مردم همراه می شود و اساسا اعتباری بین مردم ندارد که پاره شدن عکسش باعث ناراحتی مردم بشود. درست برعکس، آقای خمینی در میان مردم همچنان اعتبار مذهبی و سیاسی دارد و پاره شدن عکس او مردم را می تواند ناراحت کند. سناریو سازان کودتا به این دلیل برای سرکوب آنها که عکس خامنه ای را واقعا پاره کرده و زیر پا له کردند، عکس آقای خمینی را پاره می کنند و زیر پای چماقدارانی که وارد دانشگاه کرده اند می اندازند.

پرتاب نارنجک گاز خردل و فلفل و انواع مواد شیمیائی که در اختیار سپاه پاسداران است و البته بسیج هم به آن دسترسی دارد، به طرف مردم بی سلاح، نه تنها خشم و نفرت مردم را تشدید کرده، بلکه در میان خودی های نظامی و انتظامی هم با واکنش روبرو شده است. به این دلیل است که خبرگزاری کودتا "فارس" اعلام می کند طرفداران موسوی به طرف دانشجویان (منظور همان نیروی بسیج است که وارد دانشگاه کرده بودند) گاز اشک آور پرتاب کردند!

خنده دار است، اما بیش و پیش از خنده باید دلائل این دروغ سازی ها را پیدا کرد. وقتی چند تنی که زیر چادر سیاه اند و معلوم نیست زن و یا مرد، از نیم متری گاز فلفل به صورت دکتر زهرا رهنورد پرتاب می کنند و باعث کوری موقت او می شوند و خشم مردم را آتشین تر می کنند، سناریوی پرتاب گاز اشک آور طرفداران موسوی را در خبرگزاری فارس منتشر می کنند!

برویم به سراغ مقامات قضائی

رئیس قوه قضائیه شب 16 آذر در سیما ظاهر شده (خبر یک همایش قضائی) و می گوید اجازه نمی دهیم در سایه مصونیت سیاسی عده ای نظم جامعه را بهم بزنند.

مردم می خندند و می گویند: خواب دیدی خیر است حاج آقا. حسین شریعتمداری در روزنامه اش می نویسد کروبی، شعبان بی مخ است و کسی در قوه قضائیه نیست به او بگوید لابد مخ هر دو را داده اند به تو!

دادستان کل کشور، یعنی آقای اژه ای هم در سیما ظاهر می شود و به خانواده ها توصیه می کنند جلوی بچه هایتان را بگیرید که در تظاهرات شرکت نکنند، چون از این به بعد سفت و سخت با تظاهر کنندگان برخورد خواهیم کرد.

مردم می گوید: شما را که احمدی نژاد به دلیل نفی نقش عوامل خارجی در تظاهرات بعد از انتخابات از کابینه کنار گذاشت. البته کسی که به دروغ قسم جلاله بخورد و تلویزیون آن را پخش کند ( بعد از صدور حکم 5 سال زندان برای کرباسچی شهردار تهران) باز هم می تواند دروغ بگوید.

مردم می گویند: مگر در این شش ماه "شُل" برخورد کردید که حالا می خواهید "سفت" برخورد کنید؟ دیگه از سوله کهریزک بدتر هم دارید؟

ضمنا، حاج آقا! پدر و مادرها خودشان هم در تظاهرات اند. حتی سینه چاک تر از بچه هایشان. کجای کاری؟ برای مردم ایران حرف می زنی و یا مردم تاجیکستان؟ ایرانی ها که همه دستشان توی تظاهرات است. چه پدر و چه مادر، چه دختر و چه پسر!

گزارش تلویزیون دانمارک


دیوار برلین
در ایران شکاف برداشته!



در اوج اخبار مربوط به کنفرانس جهانی محیط زیست در کپنهاک پایتخت کشور دانمارک، توجه افکار عمومی این کشور عمدتا متوجه گزارش هائی بود که ایستگاه های تلویزیونی این کشور در باره ایران و سالگرد 16 آذر پخش کردند. شاید پرتوجه ترین حادثه در کنفرانس محیط زیست و برای شرکت کنندگان آن که از کشورهای مختلف جهان در این همایش بین المللی حضور دارند نیز همانا رویدادهای ایران بود که در سالن های پهلوئی محل کنفرانس روشن بودند و اخبار ایران را پوشش می دادند.

روز جمعه این همایش پایان می یابد. گفته می شود سران بسیاری از کشورها در مراسم پایانی شرکت خواهند کرد و حتی شایع است که احمدی نژاد نیز قرار بود در مراسم پایانی همایش شرکت کند. حضوری که از ابتدا نیز با تردید روبرو بود و اکنون با تردید بیشتر! شک نیست که اگر در این مراسم حاضر شود، بیش از مسائل محیط زیست، از او درباره محیط دانشگاه های ایران سئوال خواهند کرد!

تلويزيون 2 دانمارک در گزارشی از سالروز 16 آذر در ایران، شرایط حاکم بر کشور را حامل نشانه های یک فروپاشی کامل حکومتی ارزیابی کرد. دربخش از این گزارش
خبرنگار پرسابقه دانمارکی که از قیام ها و انقلاب های بسیاری گزارش تهیه کرده است گفت:

اگر از من سوال کنید که آیا فکر می کردم دیوار برلین چه وقت فرو می ریزد؟ می‌گفتم که فکر می کردم فرو می ریزد ولی‌ فکر نمی کردم با این سرعت فرو بریزد.

حالا، می گویم رژیم حاکم بر ایران رفتنی است و رفتن آن آغاز شده است. حال یک هفته، یک ماه، شاید هم یک سال دیگر طول بکشد، اما رفتنی است. هرگز در تاریخ ۳۰ ساله جمهوری اسلامی اتفاق نیفتاده بود که مردم چنین از جان گذشته و بدون ترس، به اخطار و تهدیدهای خامنه‌ای و سران حکومت بی اعتنائی کنند و به خیابان بیآیند. شما در همین تظاهرات 16 آذر ببینید رژیم ایران چه کرد: تمام ارتباطات (موبیل، اینترنت) را در منطقه حوالی دانشگاه‌ها قطع کرد، فعالیت خبرنگاران خارجی را ممنوع کرد، خبر رسانی را مختل کرد، اما با این همه تدابیر خبرها مثل برق در سرتاسر جهان پخش شد.

فیلم این برنامه را می توانید از اینجا ببینید.



نامه اعتراضی کروبی به ضرغامی



نامه اعتراضی کروبی به ضرغامی
سناریو نویسان کودتا
فیلم پاره کردن عکس خمینی را تهیه کردند!



بدنبال پخش فیلم پاره کردن عکس آیت الله خمینی در تظاهرات 16 آذر که یک سناریوی از پیش تنظیم شده ستاد کودتا بود، مهدی کروبی نامه زیر را برای سردار ضرغامی رئیس صدا و سیما نوشت:

«به تلاش های شخص جناب عالی در سازمان متبوع خود احترام می گذارم اما متاسفانه برخی از مجموعه های خبری این سازمان اقدام به تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن کرده و می کنند. آخرین نمونه تاسف بار آن انتشار فیلم هایی از وقایع ۱۶ آذر بود. در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعیت شد و برای اولین بار تصاویری از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که مورد احترام مردم است ، بود. در کنار این تصاویر، متاسفانه تصاویر مونتاژ شده ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می شد عکس های بینانگذار انقلاب توسط این دانشجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است. به نظر می رسد برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن اعتراضات واقعی و حقیقی مردم که پس از انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده است، می باشند و درصدد هستند راه را برای جریانات افراطی که جز به قانون شکنی و سرکوب مردم نمی اندیشند، باز کنند.

از شخص جناب عالی درایت بیشتری انتظار می رود. آیا می دانید به دست خود تبر به تنه چه درختی می زنید؟ صدا و سیما باید مظهر نماد ملی و وحدت اسلامی باشد و از ورود به تنازعات سیاسی بپرهیزد اما متاسفانه مجموعه ای در این سازمان شکل گرفته است که بر این اعتقاد است با هزینه کردن نام و اعتبار امام، سرکوب مردم را توجیه نماید. لذا انتظار می رود ریاست این سازمان با ذکاوت بیشتری مانع از تکرار این نوع برنامه ها شود.»