Friday, January 15, 2010

حاشیه های جالب سفر احمدی نژاد به خوزستان : پرتاب کیک و ساندیس میان مردم

حاشیه های جالب سفر احمدی نژاد به خوزستان : پرتاب کیک و ساندیس میان مردم

امروز: سفر روز گذشته محمود احمدی نژاد به خوزستان دارای حواشی جالبی بود.

خبرگزاری مهر حواشی سفر احمدی نژاد را اینگونه روایت می کند:

* حضورعشاير استان با لباس های متحدالشکل که با در دست داشتن پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ايران به دنبال ماشين حامل رئيس جمهور می دويدند، بسيار جالب بود.

* جمع کثيری از مردم با نزديک شدن به خودروی حامل خبرنگاران و اصحاب رسانه که رئيس جمهور را تا مصلی همراهی می کردند درخواست رساندن نامه هايشان را به رئيس جمهور داشتند.

* برخی از مردم از خبرنگارانی که برای پوشش اخبار سفر رئيس جمهور وی را همراهی می کردند می گفتند در روزنامه‌هايتان بنويسيد که بعد از ۳۰ سال هنوز مسئولان کشور برای خوزستان کاری نکردند.

* کارگران لوله سازی اهواز با پلاکاردهايی در مسير حرکت رئيس جمهور به اطلاع وی رساندند که در ۱۳ ماه اخير حقوق نگرفته اند.

* خانم مسنی می گفت من خانواده ۵ شهيد هستم ولی تا کنون بنياد شهيد استان به ما رسيدگی نکرده است.

* پيرمردی هم می گفت: به احمدی نژاد بگوييد چند سال است که مدام برايش نامه می نويسم اما هنوز جواب هيچکدام از نامه هايم را نداده است.

* عده ای از جوانان اهوازی هم با اشاره به مشکلات و کمبودهای شهر می گفتند ما مترو نمی خواهيم بايد به چه کسی بگوييم.

* حضور چشمگير دانش‌آموزان به ويژه دانش‌آموزان دختر با لباسهای متحدالشکل نظر عکاسان خبری را به خود جلب کرده بود.

* ايستگاه‌های صلواتی و خودروهای وانت متعددی‌ در مسير عبور رئيس جمهور قرار داشت که به ميان مردم سانديس و کيک پرتاب می کردند.

* عده ای از جوانان هم بسيار دوست داشتند که عکس و يا فيلمشان گرفته شود و از اصحاب رسانه درخواست می کردند که از آنان عکس يا فيلم بگيرند.



ايرنا: اين استقبال نشان داد تقلبی در کار نبوده است


خبرگزاری دولت هم نوشت: استقبال وصف‌ناپذير خوزستانی‌های خونگرم از احمدی‌نژاد پاسخی محکم به کسانی است که با گذشت ماه‌ها از حماسه ۴۰ ميليون ايرانی در انتخابات ۲۲ خرداد، همچنان به دنبال شبهه‌افکنی در نتيجه انتخابات هستند. جمعيت انبوهی از اقشار مختلف مردم استان خوزستان به استقبال رييس‌جمهوری آمده‌اند، به‌گونه‌ای که برای کسانی که کوچک‌ترين ترديدی در خصوص نتيجه انتخابات داشتند، ديگر جای هيچ‌گونه ابهام و ترديدی باقی نمی‌گذارد.

ایرنا همچنین نوشت: مردم با مراجعه به خودروی حامل خبرنگاران از آنها می‌خواهند که در اخبار و گزارش‌های خود به بهترين نحو ممکن ميزان عشق و علاقه خوزستانی‌ها نسبت به رييس‌جمهور را منعکس کنند.


پایان خبر

سند افتخار یا لکه ننگ؟


..... سند افتخار یا لکه ننگ؟..... متن کامل نامه 135 نفر از نمایندگان مجلس ششم به مقام رهبری در سال 81 Share


--------------------------------------------------------------------------------

امروز: در مناظره ی جواد اطاعت و زاکانی، که پنج شنبه شب از صدا وسیا پخش شد، زاکانی با قرائت یک جمله از نامه 135 نفر از نمایندگان مجلس ششم به مقام رهبری که در اردیبهشت ماه سال 81 ارسال و انتشار یافت، این نامه را نقطه سیاه و لکه ننگی برای مجلس ششم و اصلاح طلبان قلمداد کرد.
حال که مخالفان اصلاحات پرونده افتخارآفرین مجلس ششم و نامه تاریخی نماینگان اصلاح طلب خطاب به مقام رهبری را گشوده اند، امروز با انتشار کامل این نامه، امکان قضاوت را در این خصوص را برای خوانندگان محترم خود تسهیل می کند.
لازم به ذکر است پس از انتشار این نامه در سال 81، دستور داده شد که متن و حتی خبر آن در هيچ رسانه ای منتشر نشود. با اعلام اين دستور، بسیاری از خبرگزاری ها، متن و خبر انتشار اين نامه را از صفحات خود برداشتند و در روزنامه ها نيز هيچ اشاره ای به اين نامه نشد.

اين نامه که در کمال صراحت و در عین حال رعایت ادب، اشارات مهمی به شرايط دشوار و حساس آنزمان و مسئوليت رهبری در قبال سرنوشت کشور و پیش بینی های دقیقی از آینده جامعه ایران داشت، شنبه 3 خرداد، پس از سه روز تاخير انتشار بيرونی يافت.

متن كامل اين نامه به اين شرح است:

بسمه تعالی


حضرت آیت الله خامنه ای
مقام معظم رهبری،

با عرض سلام و تحیت و آرزوی سلامت و توفیق الهی

نویسندگان این نامه چهره های ناآشنایی نیستند، وجه مشترک همه آنها در این است که در عرصه تلاش برای سرنگونی رژیم شاه و استقرار نظام مردمسالار بر پایه جمهوریت و اسلامیت و یا استمرار و استحکام پایه های آن، پرتلاش بودهاند و در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همگی در گوشه و کنار کشور در حفظ آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی و دستاوردهای گرانقدر خون شهیدان این ملت کوشیده اند و بسیاری از آنان متعلق به خانواده بزرگ شهدا و رزمندگان و جانبازان و آزادگان اند، اینک نگران هستند. نگران همان آرمانها، نگران پایه های مشروعیت نظام یعنی اسلامیت و جمهوریت و افزون بر همه اینها، اخیراً نگران تمامیت ارضی و امنیت ملی کشور.

آنچه ما را بر آن داشت تا بدین صورت مصدع اوقات شویم حساسیت شرایط، فرصت اندک و بزرگی خطری ست که پیش روی کشور است و با کمال تأسف نجواهای خیرخواهانه و پیشنهادهای آرام و مکتوم ما در سالهای گذشته ره به جایی نبرده است. پس اجازه دهید بر مبنای وظیفه شرعی و قانونی خود و تعهد و مسؤولیتی که در برابر خدا و مردم داریم، آنچه را به خیر و صلاح همه می دانیم با حضرتعالی، که بر اساس قانون اساسی _ یعنی میثاق ملی همه ما _ شخص اول کشور هستید در میان بگذاریم، به آن امید که این خیرخواهی منشاء آثار و برکات برای نظام باشد.

شاید در تاریخ پر فراز و نشیب معاصر ایران، هیچ زمانی را به حساسیت امروز نتوان یافت. تنها با تسامح می توان وضعیت ایران را در زمان اشغال در جنگ جهانی دوم و یا پیش از پذیرش قطعنامه 598 با وضع کنونی قابل مقایسه دانست که در اولی با قطع هرگونه امید در داخل، عامل خارجی سرنوشت کشور را رقم زد و در برهه دوم اراده و تدبیر و دوراندیشی حضرت امام خمینی(ره) و اتکای به مردم کشور را نجات داد.

اما شاید دوره کنونی از این لحاظ بی مانند باشد که شکافهای سیاسی و اجتماعی با تهدید خارجی و برنامه آشکار دولت ایالات متحده آمریکا (به عنوان قدرتی که در برابر خود مانعی نمی بیند) برای تغییر نقشه ژئوپولتیک منطقه همزمان شده و نظام ناچار به کنش و واکنش در برابر این برنامه است.

هنوز فضای سیاسی کشور را در سال 75 از یاد نبرده ایم که به دلایل گوناگون در عرصه سیاست خارجی، ایران در انزوای کامل و حتی کشور در معرض تهدید نظامی خارجی قرار داشت و متأسفانه وضعیت انفعال بر فضای سیاسی کشور حاکم بود. اما دوم خرداد 76 همه این تهدیدها را از بین برد و فرصتهای بسیاری را فراهم آورد و به قول حضرتعالی انقلاب را بیمه کرد، به گونه ای که به سرعت فضای جهانی به سود ایران تغییر نمود. سال 2001 به پیشنهاد ایران سال گفت وگوی تمدنها نام گرفت و حتی رئیس جمهور وقت آمریکا برای ادای احترام به ملت ایران، در سفر آقای خاتمی به نیویورک، به دنبال فرصت برای دیدار با رئیس جمهور ایران بود و بعدها حتی وزیر امور خارجه وقت آن کشور رسماً به خاطر برخی سیاست های گذشته آمریکا در قبال ایران عذرخواهی کرد.
فضای سیاسی_اجتماعی کشور نیز پس از دوم خرداد 76 پر نشاط و دورنمای توسعه همه جانبه امیدوار کننده گردید. حتی شاخصهای کلان اقتصادی نیز حرکتی امیدبخش را برای درمان بیماریهای مزمن و تاریخی اقتصاد کشور نوید داد.

اما هنوز دو سال از این نعمت بزرگ الهی نگذشته بود که جریانهایی که تا مدتی در بهت و حیرت ناشی از رأی مردم در دوم خرداد به سر می بردند، با برنامه ای حساب شده، برای فرصت سوزی و شکست آنچه اصلاحات نام گرفته و در برنامه رئیس جمهور تجلی یافته بود، به منظور بازگرداندن اوضاع به وضعیت قبل از دوم خرداد 76، فعال شدند. سیاهه اقدامات تخریبی آنها طولانی و مکرر و اندوهبار است و به قول آقای خاتمی هر 9 روز یک بحران آفریدند. از آن جمله است قتلهای زنجیره ای، جنایت کوی دانشگاه، تعطیلی مطبوعات و رسانه ها، دستگیری فعالان سیاسی، سرکوب دانشجویان و دانشگاهیان، اجرای علنی احکام قضایی بسیار کم سابقه، خنثی کردن تصمیمات مجلس و دولت و انتقال قدرت از آنها به نهادهایی مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت، شورای انقلاب فرهنگی و حتی برتری دادن اساسنامه کمیته امداد و آئین نامه فروش وسائل اسقاطی نیروی انتظامی بر قوانین مصوب مجلس! بی اختیار و بی اراده کردن مدیران و مسؤولان اجرایی با پرونده سازیها، مچ گیریها و تبلیغات سیاه، برخورد با نهادهای مستقل مدنی مانند احزاب، کانون وکلا، سازمانهای علمی و پژوهشی و مؤسسات فرهنگی و...

نتیجه خواسته و ناخواسته این همه، جز این نبود که به مردم ایران و جهان نشان داده شود در ایران هیچ تغییری اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد و ثابت شود رأی مردمی که خواست اصلی آنها تغییر در روشها و بینشها بوده است، هیچ اثری ندارد و اعلام گردد که نهادهای مظهر اراده ملت قدرتی ندارند و آشکار شود که نهادهایی که باید کانون حل منازعه و مظهر حاکمیت ملی و جایگاه اجماع و وحدت ملی باشند، به دست تندترین نیروهای مخالف اصلاحات سپرده می شود، تا در نهایت رأی مردم بلاموضوع گردد.

با این حال و روز کشور، فرصت چندانی باقی نمانده است. غالب ملت ناراضی و نا امید، اکثریت نخبگان ساکت یا مهاجر، سرمایه های مادی گریزان و نیروهای خارجی از هر طرف کشور را احاطه کرده اند. با این وضع برای آینده کشور دو حالت بیش متصور نیست؛ یا دیکتاتوری و استبداد، که در خوش بینانه ترین حالت فرجامی جز وابستگی و در نهایت فروپاشی یا استحاله ندارد و یا بازگشت به اصول قانون اساسی و تمکین صادقانه به قواعد دموکراتیک. چنین رویکردی، هم مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ملی این ملت است و هم قابل تعامل با همه جهان.
آنچه مانع عملی شدن تهدیدات خارجی می شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح بلکه افزایش مشروعیت نظام، وحدت ملی و یگانگی حکومت و ملت است. تنها راه برطرف کردن تهدید خارجی همان راهی است که ملت ما را در برابر رژیم دیکتاتوری شاه، متحد و بر سرنگونی آن مصمم ساخت و این تنها در صورتی میسر است که ملت مطمئن باشد خواسته و رأی او منشأ اثر و تغییر خواهد بود.

وحدت ملی یعنی تمکین به رأی مردم، یعنی همه با مردم، یعنی «میزان رأی ملت» و ... با این تفسیر از وحدت ملی نه تنها تهدیدهای بیگانه خنثی خواهد شد، بلکه میتوان امیدوار بود تا به فرصت نیز تبدیل شود.

آنچه ما میفهمیم این است که مسئولان حاکمیت باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقب نشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان می شود.

اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود و بی تردید این برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوی ملت با همان پاداشی مواجه می شود که امام عزیز راحل روبرو شد.

این اقدام نشانه تدبیر، دور اندیشی، مصلحت جویی، خیرخواهی و توفیق الهی است و البته نشانه این تغییرات در بینش باید با علائمی در منش و روش همراه باشد. باید در چهره ها و یا حداقل رفتار نهادهای اجماعی و بی طرف تغییرات اساسی پدید آورد. شورای نگهبان، قوه قضائیه، صدا و سیما و همه نهادهایی که ملت نقش مستقیمی در انتخاب مسؤولان آنها ندارند، باید واقعاً بی طرفانه رفتار کنند که متأسفانه امروز چنین رویکردی مشاهده نمی شود.

امروز شورای نگهبان به عنوان بزرگترین مانع فراراه مجلس با توسل به تفسیرهایی عجیب و احتجاجاتی غریب، متأسفانه موجبات وهن و بی اعتباری شرع و قانون اساسی را فراهم ساخته است. مفسران قانون اساسی چنان بی پروا به تفسیر برخی از اصول قانون اساسی می پردازند (به عنوان نمونه اختیارات بی حد و حصر برای رهبر) گویی همه شرع و قانون اساسی تنها یک اصل است. بی تردید اگر در سال پنجاه و هشت در هنگام رفراندوم، چنین تفسیرهایی از قانون اساسی مطرح می شد، سرنوشت نظام ما چیز دیگری بود.

اگر مردم و مجلس و دولت و همه نهادها هیچ هستند و تمرکز اصلی قدرت و منشأ همه اعمال در یک اصل است و به قول آقایان اصل یکصد و ده قانون اساسی، تنها کف اختیارات رهبری است، آیا بهتر نیست برای همیشه با صداقت و صراحت تکلیف مردم را روشن کنیم و از این همه دوگانگی ها، شعار دادنها و افزودن صفت و قید بر کلمات معناداری چون مردمسالاری و آزادی، رهایی یابیم؟ و اگر غیر از این است، که قطعاً چنین است و روش و منش امام نیز مؤید ابطال نظریه فوق است، پس چرا نباید با این رفتارهای فروکاهنده اعتبار و شأن نظام و اعتماد عمومی جداً مقابله کرد؟

اکنون فرصت مناسبی برای آزمون همگان فراهم است. دو لایحه مصوب مجلس همه ما را در ادعاهای خود خواهد آزمود.

انتخابات آزاد و جلوگیری از نقض قانون اساسی دو مبنای محوری هر حکومت مردمسالار است. نمیتوان برای مردم عراق رفراندوم را تجویز کرد و از تریبون نماز جمعه خواستار انتخابات آزاد در آن کشور شد ولی مردم خودمان را از این حق مسلم محروم کرد.

البته پس از انتخابات آزاد و تضمین حقوق منتخبین ملت به خصوص رئیس جمهور و در اجرای قانون اساسی باید موانع مصنوعی بر سر راه فعالیت قانونی و آزاد آنها را نیز برطرف کرد.

آنچه امروز در قوه قضائیه، آنهم به دست برخی افراد فاقد صلاحیتهای لازم، که سپر برنامه ریزان ضد اصلاحات شده اند، در محدود کردن حق نمایندگان مجلس از اظهار نظر، که حق مسلم ضروری به رسمیت شناخته شده در هر نظام متکی بر مجلس است، میگذرد، نه قابل تحمل است و نه قابل دوام.

در عرصه جامعه مدنی نیز فشارهای غیرقانونی و برخوردهای ناهنجار به حد غیرقابل تحمل رسیده است. برخوردهای قضایی از حد فعالان سیاسی و کادرهای اصلی اصلاحات فراتر رفته و همه نهادهای مدنی را تهدید می کند. احضار، دستگیری و محاکمه تعدادی از وکلای دادگستری، برخی از فعالان عرصه های فرهنگ و هنر و رسانه ها در چند ماه گذشته، با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.

اقدام بایسته در این عرصه، التزام کامل و فارغ از تأویل های ناروا به قانون اساسی، اجتناب اکید نهادهای اجماعی نظیر شورای نگهبان، قوه قضائیه، نیروهای مسلح و صدا و سیما، از هرگونه دخالت در عرصه منازعات سیاسی به نفع این یا آن جناح، متوازن ساختن ترکیب نهادهای حل منازعه، نظیر مجمع تشخیص مصلحت، بر اساس گرایشهای موجود در جامعه و ... می باشد.

مسلماً در عرصه زندگی مردم همچون گذشته مشکلات معیشتی نیز وجود دارد؛ کمافی السابق فساد اداری و مالی خودنمایی می کند و علاوه بر آن در سایه تبلیغات سیاه و بزرگنمایی مفاسد و مشکلات توسط مخالفین اصلاحات، مردم چنان تصور می کنند که فساد و تباهی صدر تا ذیل را دربرگرفته است. آن مشکلات و این تبلیغات همراه با انبوه نارضایتی های حاصله، همه ما را بر سر یک انتخاب دشوار قرار داده است.

بی شک مهمترین وظیفه همه ما، رفع فقر و ایجاد رفاه برای مردم، بهبود و تقویت اساس و پایه های اقتصاد کشور و تضمین رشد پایدار اقتصادی و تولید ثروت است. این همه میسر نمی شود جز با تزریق سرمایه و نیروی انسانی کارآمد و مدیریت توانمند به سیستم اقتصادی کشور و این دو حاصل نمی شوند جز با تأمین امنیت سیاسی، اقتصادی که این نیز جز با حکومت برآمده از مردم محقق نمی گردد.

امروز از سوی برخی از محافل جهانی زمزمه هایی مبنی بر رفراندوم به عنوان حربه اصلی تغییر نظامهای منطقه ما شنیده می شود؛ روندی که معمولاً جامعه جهانی نیز اگر از آن حمایت نکند، در برابر آن ساکت می نشیند. ما گر چه مبنای مشروعیت هرگونه تصمیم درباره نظامها را صرفاً اراده ملی و رأی مردم کشورها می دانیم، در عین حال بهترین شیوه مواجهه با چنین ترفندهایی را نه ایجاد جامعه ای تک صدایی و تشدید روشهای اقتدارگرایانه و مرعوب کننده، بلکه آشتی با مردم و استقرار و تمکین به روند مردمسالاری واقعی و ارائه الگوی عملی سازگار با حریت و کرامت شهروندان، از جانب حکومت می دانیم. اگر چنین قرائت و تفسیری از جمهوری اسلامی حاکم شود، حتی اگر بارها از مردم همه پرسی شود همچون ابتدای انقلاب با دل و جان به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد. به اعتقاد ما در شرایط کنونی انتخاب چنین رویکردی در اختیار شماست.

از خداوند قادر متعال میخواهیم که ما را بر صراط حق، مستقیم بدارد و نیتهای ما را خالص کند و عاقبت امر همه ما را خیر گرداند.

از درگاه حضرت احدیت برای جنابعالی طول عمر و سلامت و عزت مسألت داریم.


31 اردیبهشت 1381

135 نفر از نمایندگان مجلس ششم

پایان خبر

Thursday, January 14, 2010

لیست تصویری


لیست تصویری
آنها که باید حذف شوند!


دومین شماره نشریه "همت" با هدف زیر ضربه گرفتن هاشمی رفسنجانی در قم، با چاپ اعلا و بصورت رنگی منتشر شد. هدف از انتشار این شماره "همت" که با همت ستاد کودتا منتشر شده، آن بوده که تمام چهره های طرفدار اصلاحات و همه کارگزاران 3 دهه اخیر جمهوری اسلامی - جز آنها که درکنار دولت احمدی نژاد و کودتای اخیر قرار گرفته اند- را مجمع توطئه معرفی کرده و هاشمی رفسنجانی را هم سردسته این توطئه معرفی کند. طبیعی است که در نهایت، با این "همت" خواسته اند علیه جنبش اعتراضی به کودتای 22 خرداد – جنبش سبز- یک لیست از سران ارائه دهند. سرانی که لابد بقیه آنها که هنوز دستگیر نشده اند، باید دستگیر و یا ترور شوند و یا حبس خانگی.

آیت الله صانعی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله امینی، آیت الله جواد فاضل لنکرانی و همچین مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سعید حجاریان و حتی نوه آیت الله خمینی در این تصویر و در واقع در این لیست جای گرفته اند. لیستی تصویری از آنها که باید حذف شوند.

وبلاگ تورجان درباره این نشریه و شماره اول آن نوشت: شماره پیشین این نشریه که پیش از انتخابات منتشر شد، به موضوع «احمدی کشان» پرداخته و بر اساس این تئوری منتشر شده بود که جمعی از بزرگان به مدیریت هاشمی، قصد زمین زدن احمدی نژاد را دارند.

--وقتی به کلاس درس- آیت الله سید علی محقق داماد رسیدم، این نشریه را به حاج حسن آقای خمینی – نوه آیت الله خمینی که در همین کلاس حاضر می شود- نشان دادم. ایشان تبسمی کرد و گفت: قبلا دیدم. اینها نمی فهمند که – با این کارها- به نفع آقای هاشمی کار می کنند نه به ضررش.

گفتم بعضی از سایت های حامی دولت هم این کار را محکوم کرده اند. ایشان گفت:«بله. خُب، این که غیر از من، همه آدم حسابی ها را در کنار آقای هاشمی قرار داده اند به ضررشان است.»

Wednesday, January 13, 2010

اختصاصی جرس / آیت الله صادقی تهرانی: ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی ، حرام است


‬

شبکه جنبش راه سبز (جرس): در پی سخنان رحیم مشایی درباره پیامبران الهی در پانزدهمین جشنوارۀ تحقیقاتی علوم پزشکی رازی که طی آن گفته بود: "اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد" آیت الله صادقی تهرانی مفسّر قرآن کریم در حوزه علمیه قم نامه ای به این شرح منتشر کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم

دوشنبه 21/10/88 اطلاع یافتم که رحیم مشایی حرفهایی گفته که به ترتیب ذیل پاسخ می دهیم:

1- او می گوید : حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است!؟

پاسخ :قرآن مجید می فرماید:(سلام علی نوح فی العالمین). (انا کذلک نجزی المحسنین)( صافات/ 80-79) سلامی [ربانی] بر نوح در [میان تمام] جهانیان . براستی ما اینگونه [ با عظمت] نیکو کاران را پاداش [ شایسته] می دهیم.

آری ،این تحسین و تعریف و تأیید وتمجيد خدای متعال نسبت به حضرت نوح علیه السلام است .

و باید دانست که ایجاد عدالت تنها همراه با خود سازی آحاد جامعه و سپس عملکرد حاکمان امکان پذیر خواهد بود . و الا وقتی می بینیم که سران مستبد قوم نوح، با بدترین نوع برخوردها سد راه دعوت توحیدی حضرت نوح بوده اند. ولی آن پیامبر اولواالعزم با عزمی راسخ و کوششی طاقت فرسا ، طی 950 سال مردم را به سوی حق و صلاح و رستگاری و عدالت رهنمون می ساخت ؛ و این در حالی بود که افرادی از داخل خانه ،همچون زن و فرزندش با حاکمان دیکتاتور زمان همکاری می نمودند ؛ دیگر آن حضرت باید از چه طریقی برای ایجاد عدالت تلاش می کرد که نکرده باشد ؟

2- رحیم مشایی می گوید : آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره های قبلی بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد این را من از خودم نمی گویم قرآن می گوید!!!

پاسخ: معنای این حرف این است که پیامبران علیهم السلام- معاذالله- مدیریت درستی نکرده اند!

کجای قرآن چنین حرفهایی را نسبت به پیامبران الهی گفته است ؟! د رحالی که قرآن می فرماید: (ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین ) (صافات /171) ...(وسلامٌ علی المرسلین ) ( صافات/181) .

و به راستی و درستی سبقت گرفت کلمۀ [ حق ] ما برای بندگان فرستاده شدۀ ما [ نسبت به حرفهای ناقص و یا باطل دیگران ] ... و سلامی [ ربانی ] بر تمامی فرستادگان [ الهی ] .

3- رحیم مشایی می گوید : بی تردید هیچ راهی برای هیچ مرسل و نبی وجود ندارد برای اینکه عدالت را محقق کند جز اینکه علم را بگستراند.

پاسخ: معنای این حرف این است که هیچ مرسلی برای تحقق عدالت و گسترش علم تلاش نکرده است ! آیا شما نمی دانید دعوت برای تحقق عدالت و نیز آغاز گسترش علم از سوی پیامبران بوده است ؟ آیا علم آن چیزی است که شما خیال می کنیدودر جلسات مختلف از آن سخن مي گوييد؟یا علم حقیقی آن است که پیامبر اکرم( صلّی الله علیه و آله وسلّم ) فرمود:« العلم ثلاثه : آیة محکمة ، فریضةٌ عادلة و سنةٌ قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل »

علم سه بخش است : آیۀ محکم قرآنی و فریضه ای ثابت [ بدون افراط و تفریط از سوی هر پیامبری به وحی الهی ] و اخلاقی استوار [ برای خود سازی مردم] ؛ و آنچه غیر آن است تنها فضیلتی [ نسبت به دیگران ] است و بس.

آیا علم صرفاً تکنولوژی وفن آوري اطلاعات است یا اینکه شريعت و اخلاق والاي انسانی ، اصل علم است و فرع آن تکنولوژی است ، تازه به شرطی که در مسیر اخلاق متعالی باشد .

4- رحیم مشایی می گوید : برخی گمان می کنند جامعۀ آرمانی جامعه ای است که ظلم و فساد و قتل در آن نباشد و فقیر ، گرسنه نخوابد بلکه این جامعه آرمانی نیست و تنها مقدماتی است برای امکان بروز استعداد ها !!!

پاسخ : عجبا که جامعۀ آرمانی ، جامعه ای نیست که در آن ظلم و فسادو قتل و فقر و گرسنگی نباشد حال آنکه حتی رفع یکی از پنج گزینۀ فوق طبق قرآن ، نشانه ای مهم از جامعۀ آرمانی است. مثلاً تعبیر قرآن از جامعه ای که در آن قتلی رخ ندهد این است که گویی کل مردمان جهان ، احیاء شده اند. آیا احیای بشریت نشانۀ جامعۀ آرمانی نیست ؟ ( و من احیاها فکأنّما احیا النّاس جمیعاً )( مائده /32) هر که انسانی را از قتل [ یا گمراهی ] حیات بخشد پس گویی همۀ مردم را جمیعاً زندگی بخشیده است .

آیا صرفاً بروز استعداد ها نشانۀ جامعۀ آرمانی است ؟ آیا بروز استعدادی که با اخلاق دینیِ تعلیم شده از سوی پیامبران الهی همراه نباشد و یا با مکارم اخلاقی که پیامبر اکرم فقط برای آن مبعوث شده ، توأم نگردد ، انسان ها را به سوی عدالت رهنمون می سازد ؟

آیا کسی که با پیشرفت تکنولوژی و امکانات وسیع پژوهشی ، استعدادش به گونه ای بروز می کند که بمب اتمی می سازد و میلیونها انسان بی گناه را به خاک و خون می کشاند ؛ عالم است یا جاهل ؟ عدالت گستر است یا ستم گستر ؟آیا او فرصت شکوفایی انسانها را فراهم کرده است ؟ آیا تجدید حیات نو برای آدمیان نموده است؟ آیا مکانیزم توسعۀ عدالت در جهان را می داند؟

یا تنها بی سواد نادانی است که اسم انسان را یدک می کشد.

در اینجا با توجه محض به خدای سبحان و به یاد همۀ پیامبران معصوم الهی ( عليهم السلام )،شکایت خود رابه درگاه خدای قادر متعال و محضر ولی امر مسلمین جهان حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام ، عرضه داشته ، و اعلام می نمایم که : « ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی ، حرام است».

«والسّلام علی من اتّبع الهدی»

قم المشرّفة – محمّد صادقی تهرانی22/10/1388

دیپلمات پناهنده، برادر مجری مشهور تلویزیون


دیپلمات پناهنده، برادر مجری مشهور تلویزیون
فرهمند علیپور


شبکه جنبش راه سبز(جرس): تقاضای پناهندگی ایرانیان خصوصا آنهایی که نام و نشانی دارند و مهر نخبگی نیز بر کارنامه شان نشسته است، خبر تازه ای نیست، وقوع دو رخداد بزرگ انقلاب سال 57 از یک سو و هشت سال جنگ خارجی موجبات فرهم شدن بستر موج گسترده ای از مهاجرت ایرانیان به سوی کشورهای غربی شد.
طی این سالها هر چند کمابیش شاهد خروج تعداد زیادی از هموطنانمان بودیم، ولی موج دوم پس از انتخابات پر مناقشه 22 خرداد امسال به وقوع پیوست. هیچ کس را گمان بر این نبود که جدال دو گروه انقلابی که اشتراکات و سوابق فراوانی با یکدیگر داشتند، کار را به جایی برساند که نظامیان با گلوله های آتشین به خیابان ها بیایند، عده ای را روانه گورستان کنند و هزاران تن را نیز دربند کنند. این چنین شد که در 7 ماه گذشته روزی نبود که در صحفات روزنامه های دنیا خبری از تقاضای پناهندگی لااقل یک ایرانی نباشد.

حتی غیبت ها و بی خبری های چد روزه فردی شناخته شده کافی بود تا رسانه ها به گمانه زنی در خصوص احتمال پناهنده شدن آن فرد بپردازند. آخرین نمونه آن مرتضی حیدری چهره آشنای بخش خبر تلوزیون بود. دو ماه غیبت او را خبر بیست و سی هم نتوانست توجیه کنید و بگوید که برای ثبت نام در دانشگاهی در خارج از کشور به سر می برد؛ اما ظهور او در تلویزیون پایانی بود بر این گمانه.



دیپلماتهایی که پناهنده می شوند

هنوز نام مرتضی حیدری و خبر پناهنده شدنش کاملا از ذهن ها خارج نشده بود که نام یک "حیدری" دیگر بر زبان رسانه ها افتاد. این بار تلویزیون نروژ بود که خبر سازی را آغاز و اعلام کرد که محمد رضا حیدری کنسول ایران در اسلو، ضمن استعفا از سمت خود، تقاضای پناهندگی کرده است.



شبكه تلویزیونی نروژ مدعی شد كه حیدری در اعتراض به وقایع داخل ایران چنین اقدامی كرده است و سخنگوی كمیته نروژی – ایرانی حمایت از مردم ایران نیز تاکید کرد كه محمد رضا حیدری، كنسول سفارت جمهوری اسلامی در اسلو، در اعتراض به «كشتار» معترضان در ایران از سمت خود استعفا كرده است.



اما رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه این خبر را شایعه خواند و تکذیب کرد و در نشست خبری با خبرنگاران گفت: آقای حیدری کارمند بخش کنسولی است و ماموریتش در نروژ تمام شده و به صورت طبیعی مدتی طول می کشد که جابجایی انجام شود. مهمانپرست اضافه کرد: ایشان مشکلی در رابطه با وضعیت تحصیلی فرزندش دارد و تمایل دارد مدت بیشتری برای حل مشکل دانشگاه فرزندش در نروژ بماند.



تکذیبی بر یک تکذیبیه

سخنان مهماپرست را اما کسی چندان جدی نگرفت چرا که خود حیدری در تلویزیون "ان آر کی" نروژ ظاهر شد و از دولت این کشور خواستار کمک شد.



از سوی دیگر رحمان ساكی، سخنگوی كمیته نروژی – ایرانی حمایت از مردم ایران در باره چگونگی استعفای كنسول سفارت ایران در نروژ توضیحاتی داد تا شاید اگر وزارت امور خارجه از این موضوع بی خبر است، چندان در بی خبری نماند. او گفت: به دنبال جستجوی راهی بودیم كه بتوانیم با آقای حیدری مستقیم حرف بزنیم و این قضیه را روشن كنیم. ما از طریق فردی كه قبلا ارتباطاتی با افرادی از سفارت داشت تحقیق كردیم كه آیا آقای حیدری استعفاء كرده یا فرد دیگری است؛ كه از این طریق مطمئن شدیم آقای حیدری است.بعد من به طور مستقیم با خود وی تماس گرفتم. آقای حیدری دلیل استعفاء را مخالفت با كشتاری اعلام كرد كه طی ماه های اخیر انجام شده است.



دیپلمات پناهنده برادر مجری تلوزیون است؟

پس از انتشار خبر پناهده شدن یک کارمند عالی رتبه وزارت خارجه، آنهم در اعتراض به رفتار دولت به شهروندان کشورش، خبرهای بیشتری هم منتشر شد مثل این خبر که آمار واقعی پناهنده شدن دیپلمات ها 7 نفر است و نه تنها آقای حیدری. اما برخی رسانه ها نیز آماری بسیار بیشتری را اعلام کردند. در این میان اما خبری منتشر نشد که محمدرضا حیدری برادر مرتضی حیدری مجری شناخته شده تلویزیون است؛ همانکه شایع شده بود تقاضای پناهندگی کرده است، حال برادرش چنین تقاضایی کرده است. منابع موثق ضمن تایید این خبر منتشر نشده، بدنبال علت غیبت دو ماهه مجری تلویزیون و ارتباط آن با پناهندگی برادرش هستند.



سبز بودن یا نبودن؟

برخی می گویند محمد رضا حیدری سبز است. می گویند بسیاری از دیپلماتهای ایرانی سبز هستند و حامی جریان اصلاحات. برای همین یک به یک استعفا می دهند و می روند کنار مردم. نمی خواهند نامشان در تاریخ ثبت شود که در مواجهه خونین دولت و مردم در برابر مردم عزاداربی تفاوت ایستاده اند.

برخی دیگر این مضون را قبول ندارند و مثال می آورند از بسیاری از افرادی که همچنان در اردوگاه اصولگرایی نشسته اند و علیرغم اینکه نمی توانند اقدامات دولت و سرکوب های خشن را تایید کنند، ولی به مسئولیت شان ادامه می دهند.

این در حالیست که کارکنان وزارتخارجه که تعلق خاطری به جنبش سبز دارند و از نزدیک حیدری دیپلمات را می شناسند، در سبز بودن او تردید دارند و اخبار منتشره در مورد وی را ناشی از فرصت طلبی و سوار شدن بر موج در راستای تسریع امر پناهندگی وی می دانندوی عنوان کرده اند.

لحظاتی بعد از انفجار قیطریه

لحظاتی بعد از حمله تروریستی به استاد دانشگاه/۲۲ دی ۱۳۸۸ مسعود علي محمدي استاد فيزيک دانشگاه تهران صبح امروز در اقدام تروريستي در قیطریه کشته شد

Tuesday, January 12, 2010

دادستان تهران : شهروند ترور شده مدرس انرژی هسته ای بود

تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۱۶ قبل از ظهر |
دادستان تهران : شهروند ترور شده مدرس انرژی هسته ای بود
شبکه جنبش راه سبز (جرس): دادستان تهران با تاييد وقوع انفجار در منطقه قيطريه و كشته شدن يك استاد دانشگاه بر اثر اين انفجار گفت: تا اين لحظه مظنوني در اين رابطه دستگير نشده است.

عباس جعفري دولت آبادي در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار كرد: صبح امروز -سه‌شنبه- يك استاد دانشگاه كه قصد سوار شدن به خودرويش را داشته با انفجار موتور مجاور خودرواش كشته شده است.

وي گفت: مسعود علي محمدي، استاد در زمينه انرژي هسته‌اي است و تاكنون عوامل اين انفجار يا مظنوني در اين رابطه دستگير نشده است.

دادستان تهران افزود: بازپرس از محل بازديد كرده و دستور انتقال جسد به پزشكي قانوني را صادر كرده است و تحقيقات به منظور دستگيري عامل اين انفجار و علت و انگيزه آن در دادسراي جنايي آغاز شده است.

سرپرست دادسراي جنايي تهران:

سرپرست دادسراي جنايي تهران:
-پيگيري براي شناسايي عامل ياعاملان بمب‌گذاري قيطريه آغاز شد
-احتمالا بمب به وسيله ريموت از راه دور كنترل و منفجر شده است سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي
1388/10/22
01-12-2010
11:20:08
8810-11307: كد خبر



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي


معاون دادستان تهران از آغاز بررسي‌هاي قضايي براي پيگيري مرگ يكي از اساتيد دانشگاه تهران بر اثر بمب گذاري خبر داد.

قاضي فخر الدين جعفرزاده در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، تصريح كرد: ساعت 8 و 10 دقيقه صبح امروز خبر انفجار منتهي به مرگ مسعود علي محمدي استاد دانشگاه تهران به بازپرس كشيك قتل اطلاع داده شد كه بلافاصله بازپرس جنايي با حضور در صحنه تحقيقات خود را آغاز كرد.

وي افزود: در بررسي‌هاي ابتدايي مشخص شد كه اين استاد دانشگاه سوار بر خودروي خود در حال خروج از پاركينگ منزلش واقع در محله پل رومي بر اثر انفجار يك دستگاه موتورسيكلت كشته شده است.

سرپرست دادسراي امور جنايي تهران خاطرنشان كرد: به احتمال زياد بمبي كه به اين موتورسيكلت در مقابل خانه آقاي علي محمدي بسته شده بوده به وسيله ريموت از راه دور كنترل و منفجر شده است.

معاون دادستان تهران از پيگيري‌هاي قضايي و امنيتي براي شناسايي و بازداشت عامل يا عاملان اين بمب گذاري خبر داد.

انتهاي پيام

كد خبر: 8810-11307

Monday, January 11, 2010

سرمقاله اومانیته 29 دسامبر

محاسبه رهبران ج. اسلامی
روی ترس مردم شکست خورده
ترجمه پیک نت



"ایران را پس می گیریم" از شعارهای تظاهركنندگان هفته اخیر در ایران بود. رویارویی تازه ای در خیابان های تهران و بسیاری از شهرهای دیگر آغاز شده است كه هیچكس امروز نمی تواند سرانجام آن را پیش بینی كند. سركوب بشدت خشن است. هشت كشته و صدها مجروح بطور رسمی تایید شده است.(این رقم را اکنون بطور غیر رسمی 38 نفر در سراسر کشور ذکر می کنند) بسیاری از مردم عادی و البته نزدیكان رهبران اپوزیسیون یعنی محمد خاتمی و میرحسین موسوی دستگیر شده اند. خواهرزاده او نیز كشته شده است.

"ایران را پس می گیریم" شعاری است بسیار فراتر از احساس عمومی دزدیده شدن آرای مردم در انتخابات ژوئن گذشته، انتخاباتی كه موجب تظاهرات عظیم اعتراضی در ایران شد. از آن پس حكومت نتوانست هیچ مسئله ای را حل كند و اكنون روشن شده است كه محاسبه آنان بر روی ایجاد ترس و خستگی در مردم بیهوده بوده است. خیابان های ایران خاموش نشده است. آیا اکنون بحث تنها بر سر انتخابات است؟ قطعا نه.

ایران كشور بزرگی است با تاریخی غنی كه همه نسل كنونی وارثان "ایران" كبیر می توانند به آن افتخار كنند. ایران ضمنا كشوری مدرن با جوانان و زنان هر روز بیشتر و بیشتر آموزش دیده و با فرهنگ است. آنان در خواست مدرنیته در تقابل با تاریك اندیشی قرار گرفته اند كه احمدی نژاد تجسم آن است و نماینده یكی از ارتجاعی ترین شاخه های اقلیتی اسلامی موسوم به حجتیه است. مركز دیدگاه آنان عبارتست از آنست که در روز محشر، امام غایب بر روی زمین دست در دست مسیح باز می گردد.

اما آنچه در ایران می گذرد تنها یك مسئله ایدئولوژیك، مذهبی یا غیرمذهبی نیست. علیرغم وعده های فراموش شده احمدی نژاد، ایران امروز درگیر باندبازی و فساد گروه های بزرگ و تجار بزرگ بازار است كه البته بخوبی می توانند با گروه های بزرگ خارجی هماهنگ شوند كه نمونه آن گروه های اتومبیل سازی فرانسوی است.

توده مردم در ایران در سال های اخیر شاهد وخامت شدید وضعیت خود، علیرغم امیدهای طبقات متوسط جدید بوده است. انفجار قیمت مسكن و تورم كه از 25 درصد در سال 2008 به 60 درصد در سه ماهه اول 2009 افزایش یافته است. دستمزدهای پرداخت نشده در بسیاری از بنگاه ها و اخراج های وسیع.

ایران را پس می گیریم. عبارت زیبایی است كه نشاندهنده اراده مردم به بازپس گرفتن كشور خود و فرهنگ آن و بدست گرفتن سرنوشت خود است. اما همه صداهایی كه در غرب بلند شده است با همین خواسته ها همسوست؟ بیزاری از سركوب مردم مشروع است به همان شكل كه خواست یك راه حل دمكراتیك و صلح آمیز برای مسئله ایران. اما اینها دلیل نمی شود كه غرب بخواهد تحت عنوان اهداف استراتژیك از این موقعیت بسود خود بهره برداری كند. دخالت احتمالی در امور ایران یك استفاده ابزاری رسوا و جنایتكارانه از مبارزه خیابانی و تلاش بخش بزرگی از مردم این كشور است

پیشنهاد غیر مستقیم احمدی نژاد به امریکا و انگلیس

شبکه های تلویزیونی را ببندید
و بیائید با هم همکاری کنیم!



بزرگ ترین کارخانه آلومینیوم سازی ایران با حضوراحمدی نژاد افتتاح شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، احمدی نژاد در این مراسم گفت: « گمان نکنید با ایجاد شبکه تلویزیونی می توانید ملت ایران را تسلیم خود کنید. دیگر آن دوره تمام شد؛ ما گفتیم اهل تعامل به جای دعوا هستیم و همکاری می کنیم، ما از دعوا استقبال نمی کنیم اما شما به طور دائم زیاده خواهی و پررویی می کنید. شما هم اکنون هشت تان گرو نه تان است و نمی توانید خود را اداره کنید و قادر نیستید در معادلات جهانی تاثیری بگذارید. اما ملت ایران قادر است، ملت ایران علاوه بر اینکه ایران را با قوت خواهد ساخت قادر است بر اساس عدالت در معادلات جهانی دخالت کند. تقابل ما تقابل فکری و فرهنگی و تقابل اندیشه است. ما اهل استفاده از زور نیستیم و قدرت ما برآمده از زور نیست بلکه برآمده از فرهنگ و تمدن است. معتقدیم اندیشه بر زور، فرهنگ بر بی فرهنگی و منطق بر بی منطقی غلبه خواهد کرد.» ایران 5 سال دیگر، 10 سال دیگر قدرت بلامنازع در جهان است...»

(کسی از رئیس دولت کودتا سئوال نکرد که چرا در خود ایران و در خیابانها، به جای تقابل اندیشه به گلوله و نارنجک و قمه و چماق با مردم حرف می زنید؟ البته همه این صغرا و کبرا چیدن ها که بخش اندکی از آن را در اینجا آوردیم و بخشی از آن مربوط به تهدید امریکا و انگلستان (دولت وقت شوروی که دیگر وجود ندارد) طلب های اشغال ایران درجریان جنگ دوم است، برای گفتن همان یک خط و نیمی است که برای توجه بیشتر خوانندگان؛ آن را رنگی کرده ایم. یعنی پیشنهاد قبول دولت کودتا توسط قدرت های جهانی و سپس همکاری و تعامل با هم، برای چاپیدن مردم ایران»