Thursday, January 23, 2014

روحانی: می توان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران غیرممکن نیست حسن روحانی در اظهاراتی در سوییس اعلام کرد که می توان در صورت تلاش متقابل،دشمنی بیش از سه دهه ای بین ایران وآمریکا را به دوستی تبدیل کرد. به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، روحانی روز گذشته و در نخستین روز سفر دو روزه اش به سوییس برای شرکت در نشست سالانه مجمع اقتصاد جهانی در شهر داووس در مصاحبه ای با تلویزیون "RTS"سوییس ضمن اعلام این مطلب گفت:" هیچ دشمنی جاودان و هیچ دوستی پایدار و ابدی نیست و ما باید تلاش کنیم تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل کنیم." روحانی با اشاره به اینکه روابط ایران و آمریکا در سه دهه گذشته دارای مشکل بوده است افزود که ایجاد رابطه بهتر مستلزم همت و تلاش دو جانبه است. وی افزود:" این تلاش ها به منظور اعتماد سازی در دو طرف ضروری است. ایران دست دوستی به سمت همه کشورهای دنیا دراز کرده است و می خواهد با همه کشورهای جهان رابطه دوستانه داشته باشد." او در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا صلح با باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، امکان پذیر است؟ گفت: "هر اقدامی منوط به رفتارهاست. اگر دولت آمریکا به حقوق ملت ایران اعتراف کند و فضای مناسبی را برای پایان دادن به دشمنی فراهم کند در این صورت پاسخ ما مثبت است." روحانی درباره اینکه آیا آماده است با جان کری وزیر خارجه آمریکا در جریان کنفرانس داووس سوئیس، دست دهد گفت: "برنامه ای برای چنین دیداری نداریم." رئیس جمهور ایران همچنین در پاسخ به سؤالی درباره اینکه اگر اوباما دست خود را دراز کند آیا او با وی دست خواهد داد: "همه باید باهم فعالیت کنیم تا صلح برقرار شود." روحانی در پاسخ به سؤال دیگری درباره امکان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران هم گفت: "چنین اقدامی غیرممکن نیست."

روحانی: می توان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران غیرممکن نیست

حسن روحانی در اظهاراتی در سوییس اعلام کرد که می توان در صورت تلاش متقابل،دشمنی بیش از سه دهه ای بین ایران وآمریکا را به دوستی تبدیل کرد.
به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، روحانی روز گذشته و در نخستین روز سفر دو روزه اش به سوییس برای شرکت در نشست سالانه مجمع اقتصاد جهانی در شهر داووس در مصاحبه ای با تلویزیون "RTS"سوییس ضمن اعلام این مطلب گفت:" هیچ دشمنی  جاودان و هیچ دوستی پایدار و ابدی نیست و ما باید تلاش کنیم تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل کنیم."
روحانی با اشاره به اینکه روابط ایران و آمریکا در سه دهه گذشته دارای مشکل بوده است افزود که ایجاد رابطه بهتر مستلزم همت و تلاش دو جانبه است.
وی افزود:" این تلاش ها به منظور اعتماد سازی در دو طرف ضروری است. ایران دست دوستی به سمت همه کشورهای دنیا دراز کرده است و می خواهد با همه کشورهای جهان رابطه دوستانه داشته باشد."
او در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا صلح با باراک اوباما رئیس جمهور  آمریکا، امکان پذیر است؟ گفت: "هر اقدامی منوط به رفتارهاست. اگر دولت آمریکا به حقوق ملت ایران اعتراف کند و فضای مناسبی را برای پایان دادن به دشمنی فراهم کند در این صورت پاسخ ما مثبت است."
روحانی درباره اینکه آیا آماده است با جان کری وزیر خارجه آمریکا در جریان کنفرانس داووس سوئیس، دست دهد گفت: "برنامه ای برای چنین دیداری نداریم."
رئیس جمهور ایران همچنین در پاسخ به سؤالی درباره اینکه اگر اوباما دست خود را دراز کند آیا او با وی دست خواهد داد: "همه باید باهم فعالیت کنیم تا صلح برقرار شود."

روحانی در پاسخ به سؤال دیگری درباره امکان بازگشایی سفارت آمریکا در تهران هم گفت: "چنین اقدامی غیرممکن نیست."

Wednesday, January 22, 2014

بازگشت شبنم مددزاده از اوین به خانه پس از 5 سال زندان

شبنم مدد زاده٬ فعال دانشجویی که به همراه برادرش فرزاد از ۵ سال پیش در زندان بود آزاد شد. این خبر را ژیلا بنی یعقوب در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد.  شبنم مدد زاده، نایب رئیس شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و دبیر سیاسی انجمن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم اول اسفند۱۳۸۷ بازداشت شد و ۱۲ خرداد ۸۹ پس از یکسال و چهار ماه که از بازداشتش در زندان اوین می گذشت توسط قاضی مقیسه در دادگاه شعبه۲۸ انقلاب به اتهام ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدین خلق به ۵ سال همراه با تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شد.
 
بازگشت شبنم مددزاده
از اوین 
به خانه
 پس از 5 سال زندان

هیچی!

هیچی!

مسافرکش

می‌گن طرف تو خونه‌شون خیلی هوای زنش رو داشت! استکان‌های چایی را هم خودش می‌شست! / خب این کارهای خوب‌اش را یاد بگیر تو خونه بکن!
- مُسی! مُسی! حواس‌ات کجاست؟!
- هیچی دارم فک می‌کنم شوخی شوخی سی و پنج سال گذشت!
- بابا دست از این فکر و خیال‌ها بردار! اینا واسه آدم نون و آب نمی‌شه! راستی! ژوبین امروز کارنامه‌اش را گرفت... کارنامه‌ات را نشون دادی به بابا... پسرم معدل‌اش ۲۰ شده... خوشحال شدی؟!
- ...
- یعنی چی؟! چرا شونه بالا میندازی؟!
- یعنی هیچی!
- هیچی؟!!! بچه کارنامه گرفته معدل‌اش بیست شده اون‌وقت تو می‌گی هیچی؟! 
- این اوج خوش‌حالی من را نشون می‌ده! فک کن طرف بعد از سال‌ها به کشورش بر می‌گرده ازش می‌پرسن چه احساسی داری٬ می‌گه هیچی!
- ای بابا! دست بردار از این‌همه فکر و خیال. تو سر پیازی ته پیازی. ول کن بابا... راستی مامان‌ام اینا قراره آخر هفته بیان برا ژوبین جشن بگیریم. خوشحالی نه؟
- ...
- وا! چرا برّ و برّ نگام می‌کنی؟! یه چیزی بگو؟! 
- خب بر و بر نگاه می‌کنم لابد یعنی خوشحال‌ام دیگه. مگه ندیدی اون بابا هم که اومد همین جوری بر و بر نگاه می‌کرد...
- اصن می‌دونی چیه... جشن بی جشن. تو هم از صب تا شب خیابونا رو گز کن و هی فکر و خیال کن ببینیم کجای دنیا رو می‌گیری... ژوبین جان٬ مامان٬ آفرین پسر گلم که بیست گرفتی. بابا حواس‌اش پرته!
- چی چی رو حواس‌ام پرته! دارم تمرین جذبه گرفتن می‌کنم! آخه همه می‌گن خمینی آدم پر جذبه‌ای بود... دارم سعی می‌کنم من هم...
- خبه خبه! حالا می‌خواد واسه ما خمینی بشه. شما همینی که هستی باش از سرمون هم زیاده. لابد فردا هم می‌خوای دستور قتل عام صادر کنی؟!
- نه جان تو! می‌گن طرف تو خونه‌شون خیلی هوای زنش رو داشت! استکان‌های چایی را هم خودش می‌شست!
- خب این کارهای خوب‌اش را یاد بگیر تو خونه بکن! هه هه هه
- نه! صرف نمی‌کنه! همون هیچی و بر و بر نگاه کردن‌اش کافیه. هه هه هه

روایت‌های متناقض از مرگ جوان دستفروش در مترو تهران دویچه وله : روز شنبه، ۲۸ دی برخی منابع خبری ایران گزارش دادند جوان دستفروشی در ایستگاه مترو گلبرگ پس از افتادن بر روی ریل در اثر برخورد با قطار جان خود را از دست داده است. این حادثه در روزی رخ داد که نیروی انتظامی و انتظامات مترو پس از چند روز هشدار به دستفروشان داخل واگن‌ها، عملیات برخورد با آنها را آغاز کردند. در برخی از رسانه‌ها نیز به نقل از شاهدان عینی گزارش شده که این جوان قصد خودکشی نداشته و هنگامی که بر سکوی ایستگاه منتظر رسیدن قطار بوده تعادل خود را از دست می‌دهد و به داخل ریل سقوط می‌کند. روایت همکاران دستفروش احسان مقدم، مدیر روابط عمومی شرکت بهره‌برداری متروی تهران در نخستین واکنش رسمی به حادثه روز شنبه ضمن تکذیب گزارش‌های مربوط به برهم خوردن تعادل مرد دستفروش گفت او قصد خودکشی داشته و فیلم‌های ضبط شده توسط دوربین‌های ایستگاه گلبرگ این مسئله را تایید می‌کند. روزنامه اعتماد روز چهارشنبه (۲ بهمن/ ۲۲ ژانویه) از مسئولان مترو انتقاد می‌کند که ۵ روز پس از مرگ جوان دستفروش در ایستگاه گلبرگ همچنان او را "مجهول الهویه" می‌خوانند و "این حادثه را یك امر عادی تلقی می‌كنند". یک زن دستفروش به روزنامه اعتماد گفت: «مردی كه شنبه كشته شد را دورادور می‌شناختم، حدود ۲۷ سال داشت، دستفروش بود و سفره می‌فروخت، مامور دنبالش كرد و زمانی كه داشت فرار می‌كرد تعادلش را از دست داد و زیر قطار له شد.» دستفروش دیگری گفته است خودش شاهد ماجرا نبوده اما از دوستانش شنیده که مرد دستفروش پس از فرار از دست ماموران روی ریل افتاده است. احتمال خودکشی به خاطر اموال ضبط شده بنابر این گزارش، در حالی که چند دستفروش دیگر همین روایت را نقل کرده‌اند یکی از مسافران مترو که ظاهرا شنبه در ایستگاه گلبرگ حضور داشته این حادثه را به گونه‌ی متفاوتی شرح داده است. بر این اساس مرد دستفروش پس از این‌که ماموران از واگن پیاده‌اش کرده و سفره‌هایش را ضبط می‌کنند، ابتدا التماس می‌کند که اموالش را پس بدهند و با بی‌توجهی ماموران تهدید کرد که خودش را جلوی قطار می‌اندازد. یکی دیگر از مسافران که دخترش شاهد حادثه بوده به نقل از او خودکشی کردن مرد دستفروش را تایید کرده است. یکی از کارکنان مترو نیز گفته که روز شنبه به چشم خود دیده، مردی که "هویت او هنوز معلوم نیست" خودش را روی ریل انداخته و خودکشی کرده است. روزنامه اعتماد در این گزارش مسئولان مترو را متهم می‌کند که "تمامی این گونه اتفاق‌ها را خودكشی می‌دانند و پاسخگو نیستند". گرچه احتمال خودکشی مرد دستفروش منتفی نیست، پاسخگو نبودن مسئولان برای اطلاع‌رسانی درباره چنین حوادثی، از جمله آتش‌سوزی ۲۹ دی‌ماه در خیابان جمهوری، موضوعی سابقه‌دار است که شهردار تهران هم به آن اعتراف می‌کند. به گزارش خبرگزاری مهر، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، دوم بهمن ماه گفت، در جریان حوادث مشابه، مانند برخورد دو قطار در نیشابور یا سانحه مرگبار اتوبان قم هم مسئولان وعده رسیدگی داده‌اند "اما در آخر متوجه نشدیم که چه اتفاقی افتاد".

روایت‌های متناقض از مرگ جوان دستفروش در مترو تهران
دویچه وله : روز شنبه، ۲۸ دی برخی منابع خبری ایران گزارش دادند جوان دستفروشی در ایستگاه مترو گلبرگ پس از افتادن بر روی ریل در اثر برخورد با قطار جان خود را از دست داده است.
این حادثه در روزی رخ داد که نیروی انتظامی و انتظامات مترو پس از چند روز هشدار به دستفروشان داخل واگن‌ها، عملیات برخورد با آنها را آغاز کردند.
در برخی از رسانه‌ها نیز به نقل از شاهدان عینی گزارش شده که این جوان قصد خودکشی نداشته و هنگامی که بر سکوی ایستگاه منتظر رسیدن قطار بوده تعادل خود را از دست می‌دهد و به داخل ریل سقوط می‌کند.
روایت همکاران دستفروش
 احسان مقدم، مدیر روابط عمومی شرکت بهره‌برداری متروی تهران در نخستین واکنش رسمی به حادثه روز شنبه ضمن تکذیب گزارش‌های مربوط به برهم خوردن تعادل مرد دستفروش گفت او قصد خودکشی داشته و فیلم‌های ضبط شده توسط دوربین‌های ایستگاه گلبرگ این مسئله را تایید می‌کند.
روزنامه اعتماد روز چهارشنبه (۲ بهمن/ ۲۲ ژانویه) از مسئولان مترو انتقاد می‌کند که ۵ روز پس از مرگ جوان دستفروش در ایستگاه گلبرگ همچنان او را "مجهول الهویه" می‌خوانند و "این حادثه را یك امر عادی تلقی می‌كنند".
یک زن دستفروش به روزنامه اعتماد گفت: «مردی كه شنبه كشته شد را دورادور می‌شناختم، حدود ۲۷ سال داشت، دستفروش بود و سفره می‌فروخت، مامور دنبالش كرد و زمانی كه داشت فرار می‌كرد تعادلش را از دست داد و زیر قطار له شد.»
دستفروش دیگری گفته است خودش شاهد ماجرا نبوده اما از دوستانش شنیده که مرد دستفروش پس از فرار از دست ماموران روی ریل افتاده است.
احتمال خودکشی به خاطر اموال ضبط شده
 بنابر این گزارش، در حالی که چند دستفروش دیگر همین روایت را نقل کرده‌اند یکی از مسافران مترو که ظاهرا شنبه در ایستگاه گلبرگ حضور داشته این حادثه را به گونه‌ی متفاوتی شرح داده است.
بر این اساس مرد دستفروش پس از این‌که ماموران از واگن پیاده‌اش کرده و سفره‌هایش را ضبط می‌کنند، ابتدا التماس می‌کند که اموالش را پس بدهند و با بی‌توجهی ماموران تهدید کرد که خودش را جلوی قطار می‌اندازد.
یکی دیگر از مسافران که دخترش شاهد حادثه بوده به نقل از او خودکشی کردن مرد دستفروش را تایید کرده است.
یکی از کارکنان مترو نیز گفته که روز شنبه به چشم خود دیده، مردی که "هویت او هنوز معلوم نیست" خودش را روی ریل انداخته و خودکشی کرده است.
روزنامه اعتماد در این گزارش مسئولان مترو را متهم می‌کند که "تمامی این گونه اتفاق‌ها را خودكشی می‌دانند و پاسخگو نیستند".
گرچه احتمال خودکشی مرد دستفروش منتفی نیست، پاسخگو نبودن مسئولان برای اطلاع‌رسانی درباره چنین حوادثی، از جمله آتش‌سوزی ۲۹ دی‌ماه در خیابان جمهوری، موضوعی سابقه‌دار است که شهردار تهران هم به آن اعتراف می‌کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، دوم بهمن ماه گفت، در جریان حوادث مشابه، مانند برخورد دو قطار در نیشابور یا سانحه مرگبار اتوبان قم هم مسئولان وعده رسیدگی داده‌اند "اما در آخر متوجه نشدیم که چه اتفاقی افتاد".

هفته سوته دلان هسته‌ای ژنوزده

هفته سوته دلان هسته‌ای ژنوزده

رنجنامه مادر ستار بهشتی: آن فرد در برابر دیدگانِ حاضرین از من عذرخواهی کرد و گفت: “ستار را زیر شکنجه کشته است” مادر ستار بهشتی با انتشار رنج نامه ای خطاب به مردم ایران گفته: “خدای من شاهد است که با تمام توان دویدم و شیون کردم تا در میان مسئولینِ مدعیِ “اسلام مداری”، گوش شنونده ای پیدا شود و ندایِ دادخواهیِ مادری داغدار را پاسخ گوید. مرا اجابت نکردند که هیچ، پرونده ستار مرا در دادگاهِ عدل اسلامی بستند و تلاشهایِ ما را برای برپاییِ یک دادگاهِ عادل، بی پاسخ گذاشتند.” به گزارش سحام نیوز، متن کامل رنج نامه گوهرعشقی بدین شرح است: ملت شریف ایران، مردم آزاده وطنم این صدای لرزان مادری داغدار است که عمرش در این دنیای فانی رو به زوال است و از قضا حاصل عمرش را در فصل زوال جسمش از او ستانده اند.”ستار” حاصل عمر من بود که به ناگاه از جلوی دیدگان من پر کشید و به بهشت خداوند شتافت و “بهشتی” شد. خدای بزرگ را شاکرم که افتخار پرورش چنین فرزند برومندی را به من داد ؛ فرزندی که شجاعانه در طلب آرمانهای حقیقی و تاریخی این کشور استبداد زده، قربانی شد و نامش در تاریخ ایران جاودانه گشت. خدای من شاهد است که با تمام توان دویدم و شیون کردم تا در میان مسئولینِ مدعیِ “اسلام مداری”، گوش شنونده ای پیدا شود و ندایِ دادخواهیِ مادری داغدار را پاسخ گوید. مرا اجابت نکردند که هیچ، پرونده ستار مرا در دادگاهِ عدل اسلامی بستند و تلاشهایِ ما را برای برپاییِ یک دادگاهِ عادل، بی پاسخ گذاشتند. در روزهای ابتدایی قتل ستار در کنار فردی بنام “حاج آقا مسعودی” که از مسئولین پرونده فرزندم بود، شکنجه گر ستار را نزد من آوردند و او در برابر دیدگانِ حاضرین از من عذرخواهی و تقاضایِ گذشت از شکایتم را کرد و بمن گفت: “ستار را زیر شکنجه کشته است”. فرزندان عزیزم “ابوالفضل عابدینی” و “حسین رونقی ملکی” بارها اعلام آمادگی کردند که در دادگاه شهادت دهند که ستار را با تن و بدن پاره و کبود دیده اند و آثار شکنجه بر بدن او نمایان بوده است. اما دریغ و درد که دادگاه عدل اسلامی، بجای فراخوانیِ شاهدان و تحقیق و رسیدگی عادلانه به این پرونده، یکی از شاهدان (ابوالفضل عابدینی) را به اهواز تبعید و دیگری را در زندان اوین محبوس کردند و حتی به او اجازه درمانِ نارسایی های بدن خود را هم نمی دهند، چه رسد به شهادت در دادگاه ستار! در نهایت نیز پرونده “قتل عمد” ستار مرا بستند و اعلام کردند که از دست رفتن او تعمدی نبوده است! در عجبم که اگر عمدی در میان نبوده است چگونه و چرا قاتل در جلوی چشمانِ من روایت کرد که ستار را زیر شکنجه کشته است،در حالیکه او بصورت مداوم به شکنجه گرش می خندید؟ چرا قاتل از من تقاضای بخشش کرد؟! مگر نه اینکه اگر کسی گناهی انجام داده باشد، برای گذشت از گناهش تقاضای بخشش می کند؟ همگان می دانند که من بدنبال فروش خون فرزند مظلومم نیستم،چرا که اگر اراده می کردم خون ستارم را معامله کنم ،در برابر پیشنهاد “هفتصد میلیون تومانی” سرهنگ ناجا دست و پایم شل میشد و… کافی بود خواسته آنها را اجابت و در مصاحبه ای علنی اعلام کنم:” ستار در یک تصادف! کشته شده و خبری از شکنجه و قتل در بازداشتگاه نبوده است”. با این اعلام نه تنها آن مبلغ کلان را دریافت می کردم، بلکه نام فرزندم را در لیست اسامی “شهدای” بنیاد شهید ثبت و از مزایای آن بهره مند میشدم. من دادگاه “صالح وعادلی” در جمهوری اسلامی نیافتم که داد خود را به آن ببرم و تقاضای ستاندن آن را بنمایم بهمین علت ،در نهایت عزت و افتخار از طرح شکایت مجدد در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، خودداری می کنم و اعلام میدارم ” قتل ستار بهشتی براساس گزارش پزشکی قانونی و اقرار صریح متهم نزد اینجانب و تقاضای بخشش وی از من بعنوان شاکی پرونده، قتل عمد بوده و دلیلی برای طرح شکایت مجدد به اتهام “قتل غیر عمد” در دادگاه وجود ندارد”. و اما صحبت آخرم را خطاب به دینداران جامعه اسلامی و مراجع عظام تقلید و مسئولین حکومت اسلامی با ذکر آیه ای از قرآن کریم به پایان می برم.آنجا که خداوند بزرگ در سوره نساء آیه ۷۵ می فرماید: «چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمی کنید. همان افراد (ستمدیده ای) که می گویند : خدایا ! ما را از این شهر که اهل آن، ستمگرند، بیرون ببر و برای ما از طرف خود، سرپرست قرار ده و برای ما از طرف خود، یار و یاوری تعیین فرما!» اگر هنوز اندک اعتقادی به روز معاد در نزد دینداران باقی مانده است با صدای بلند اعلام می کنم؛ “من ،گوهر عشقی،مادر پیر و داغدار ستار بهشتی ظلم رفته بر خود و خانواده ام را به بارگاه خدای تعالی واگذار میکنم و در روز حساب و جزا، از تمامی افرادی که میتوانستند یاور من باشند و نبودند، به درگاه خداوند شکوه و ناله میکنم و از حق خود در دادگاه عدل الهی بهیچ عنوان گذشت نمی کنم”. گوهر عشقی

رنجنامه مادر ستار بهشتی: آن فرد در برابر دیدگانِ حاضرین از من عذرخواهی کرد و گفت: “ستار را زیر شکنجه کشته است”
مادر ستار بهشتی با انتشار رنج نامه ای خطاب به مردم ایران گفته: “خدای من شاهد است که با تمام توان دویدم و شیون کردم تا در میان مسئولینِ مدعیِ “اسلام مداری”، گوش شنونده ای پیدا شود و ندایِ دادخواهیِ مادری داغدار را پاسخ گوید. مرا اجابت نکردند که هیچ، پرونده ستار مرا در دادگاهِ عدل اسلامی بستند و تلاشهایِ ما را برای برپاییِ یک دادگاهِ عادل، بی پاسخ گذاشتند.”
به گزارش سحام نیوز، متن کامل رنج نامه گوهرعشقی بدین شرح است:
ملت شریف ایران، مردم آزاده وطنم
این صدای لرزان مادری داغدار است که عمرش در این دنیای فانی رو به زوال است و از قضا حاصل عمرش را در فصل زوال جسمش از او ستانده اند.”ستار” حاصل عمر من بود که به ناگاه از جلوی دیدگان من پر کشید و به بهشت خداوند شتافت و “بهشتی” شد. خدای بزرگ را شاکرم که افتخار پرورش چنین فرزند برومندی را به من داد ؛ فرزندی که شجاعانه در طلب آرمانهای حقیقی و تاریخی این کشور استبداد زده، قربانی شد و نامش در تاریخ ایران جاودانه گشت.
خدای من شاهد است که با تمام توان دویدم و شیون کردم تا در میان مسئولینِ مدعیِ “اسلام مداری”، گوش شنونده ای پیدا شود و ندایِ دادخواهیِ مادری داغدار را پاسخ گوید. مرا اجابت نکردند که هیچ، پرونده ستار مرا در دادگاهِ عدل اسلامی بستند و تلاشهایِ ما را برای برپاییِ یک دادگاهِ عادل، بی پاسخ گذاشتند.
در روزهای ابتدایی قتل ستار در کنار فردی بنام “حاج آقا مسعودی” که از مسئولین پرونده فرزندم بود، شکنجه گر ستار را نزد من آوردند و او در برابر دیدگانِ حاضرین از من عذرخواهی و تقاضایِ گذشت از شکایتم را کرد و بمن گفت: “ستار را زیر شکنجه کشته است”. فرزندان عزیزم “ابوالفضل عابدینی” و “حسین رونقی ملکی” بارها اعلام آمادگی کردند که در دادگاه شهادت دهند که ستار را با تن و بدن پاره و کبود دیده اند و آثار شکنجه بر بدن او نمایان بوده است. اما دریغ و درد که دادگاه عدل اسلامی، بجای فراخوانیِ شاهدان و تحقیق و رسیدگی عادلانه به این پرونده، یکی از شاهدان (ابوالفضل عابدینی) را به اهواز تبعید و دیگری را در زندان اوین محبوس کردند و حتی به او اجازه درمانِ نارسایی های بدن خود را هم نمی دهند، چه رسد به شهادت در دادگاه ستار! در نهایت نیز پرونده “قتل عمد” ستار مرا بستند و اعلام کردند که از دست رفتن او تعمدی نبوده است! در عجبم که اگر عمدی در میان نبوده است چگونه و چرا قاتل در جلوی چشمانِ من روایت کرد که ستار را زیر شکنجه کشته است،در حالیکه او بصورت مداوم به شکنجه گرش می خندید؟ چرا قاتل از من تقاضای بخشش کرد؟! مگر نه اینکه اگر کسی گناهی انجام داده باشد، برای گذشت از گناهش تقاضای بخشش می کند؟
همگان می دانند که من بدنبال فروش خون فرزند مظلومم نیستم،چرا که اگر اراده می کردم خون ستارم را معامله کنم ،در برابر پیشنهاد “هفتصد میلیون تومانی” سرهنگ ناجا دست و پایم شل میشد و… کافی بود خواسته آنها را اجابت و در مصاحبه ای علنی اعلام کنم:” ستار در یک تصادف! کشته شده و خبری از شکنجه و قتل در بازداشتگاه نبوده است”. با این اعلام نه تنها آن مبلغ کلان را دریافت می کردم، بلکه نام فرزندم را در لیست اسامی “شهدای” بنیاد شهید ثبت و از مزایای آن بهره مند میشدم.
من دادگاه “صالح وعادلی” در جمهوری اسلامی نیافتم که داد خود را به آن ببرم و تقاضای ستاندن آن را بنمایم بهمین علت ،در نهایت عزت و افتخار از طرح شکایت مجدد در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، خودداری می کنم و اعلام میدارم ” قتل ستار بهشتی براساس گزارش پزشکی قانونی و اقرار صریح متهم نزد اینجانب و تقاضای بخشش وی از من بعنوان شاکی پرونده، قتل عمد بوده و دلیلی برای طرح شکایت مجدد به اتهام “قتل غیر عمد” در دادگاه وجود ندارد”.
و اما صحبت آخرم را خطاب به دینداران جامعه اسلامی و مراجع عظام تقلید و مسئولین حکومت اسلامی با ذکر آیه ای از قرآن کریم به پایان می برم.آنجا که خداوند بزرگ در سوره نساء آیه ۷۵ می فرماید:
«چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمی کنید. همان افراد (ستمدیده ای) که می گویند : خدایا ! ما را از این شهر که اهل آن، ستمگرند، بیرون ببر و برای ما از طرف خود، سرپرست قرار ده و برای ما از طرف خود، یار و یاوری تعیین فرما!»
اگر هنوز اندک اعتقادی به روز معاد در نزد دینداران باقی مانده است با صدای بلند اعلام می کنم؛ “من ،گوهر عشقی،مادر پیر و داغدار ستار بهشتی ظلم رفته بر خود و خانواده ام را به بارگاه خدای تعالی واگذار میکنم و در روز حساب و جزا، از تمامی افرادی که میتوانستند یاور من باشند و نبودند، به درگاه خداوند شکوه و ناله میکنم و از حق خود در دادگاه عدل الهی بهیچ عنوان گذشت نمی کنم”.

 گوهر عشقی
 

Sunday, January 19, 2014

مداح تیرانداز از هم‌کاران خود قدردانی کرد کریمی: از کسانی که از دستگاه سیدالشهدا حمایت کردند تشکر می‌کنم

مداح تیرانداز از هم‌کاران خود قدردانی کرد

کریمی: از کسانی که از دستگاه سیدالشهدا حمایت کردند تشکر می‌کنم

مداح معروف تهرانی بابت «لرزیدن دل عده‌ای» پس از خبری شدن تیراندازی‌اش به سوی خودروی یک شهروند عذرخواهی کرد و گفت از رسانه‌های خارجی توقعی جز رذالت ندارد.
محمود کریمی، مداحی که تیراندازی او به سوی خودروی یک زوج در اتوبان بابایی تهران خبرساز شده بود، شنبه شب ۲۸ دی در امام‌زاده علی‌اکبر چیذر از حامیان خود عذرخواهی و از سایر مداحان تشکر کرد.
وی در سخنان خود گفت: «ممکن است در ماجرای اخیر عده‌ای دل‌شان لرزیده باشد، عده‌ای هم اذیت و نگران شدند، من از این عزیزان عذر می‌خواهم که موضوع من باعث این اتفاق شد». 
کریمی ادامه داد: «از همه کسانی که در این قضیه از بنده و بالاتر از آن از دستگاه سیدالشهدا علیه‌السلام حمایت کردند بویژه حاج آقا منصور، حاج سعید آقای حدادیان، حاج محمد آقای طاهری و حاج حسین آقای سازور و دیگر مداحان اهل بیت تشکر می‌کنم».
در روزهای پس از واقعه تیراندازی چند مداح مشهور مانند محمد طاهری به دفاع از کریمی پرداخته‌ و سعید حدادیان اسلحه کمری او را به عصای موسی تشبیه کرده بود.  حدادیان در بخشی از یادداشت خود نوشت که «رسانه‌های صهیونیستی» در عصای محمود کریمی‌ها «اژدهایی» می‌بینند که «جادوهای شیطانی‌شان» را می‌بلعد. خانه مداحان نیز دربیانیه‌ای از وی حمایت کرد؛ هرچند که پس از رضایت شاکی، بیانیه رسماتکذیب شد.
محمود کریمی که در مراسمی به مناسبت تولد پیامبر مسلمانان در هیات رایه‌العباس سخن می‌گفت، ادامه داد: «من کسانی که حلالیت طلبیدند را نیز حلال کردم. برای آن‌هایی هم که دوست داشتند سر و صدایی راه بیندازند، از درگاه خدا طلب مغفرت می‌کنم».
کریمی هم‌چنین به خبرهای رسانه‌ها درباره روی‌داد اتوبان بابایی اشاره کرده و گفت: «از بی‌بی‌سی و رادیو اسراییل توقعی جز رذالت نداریم اما الحمدلله حتی آن‌ها هم از ما توقع صداقت و عصمت دارند و می‌گویند فلانی نباید دروغ بگوید. خدا را شکر که دستگاه امام حسین ما را به جایی رسانده که دشمن هم از ما توقع عصمت دارد ولی ما از آن‌ها توقع دروغ‌گویی و رذالت داریم».
این مداح مشهور تهرانی سه هفته پیش در اتوبان بابایی تهران اقدام به تیراندازی به سوی خودروی حامل زوجی جوان کرد. در پی شکایت این زوج و جنجالی شدن خبر مذکور، شنبه هفته گذشته (۲۱ دی) اعلام شد که شاکی پرونده «به علت تعلقات به اهل بیت» رضایت داده است.
در پی انتشار خبر رضایت شاکی، سایت پارسینه نوشت: «براساس گزارش کلانتری که مورد تایید حاج محمود کریمی نیز هست، ایشان نیمه شب اقدام به تیراندازی با دست‌کم شش گلوله در معبر عمومی کرده است، در حالی که استفاده از تفنگ آب پاش برهم ریختن نظم عمومی و تشویش اذهان عمومی به حساب می‌آید بعید است شلیک چندین گلوله وسط یک خیابان جنبه عمومی نداشته باشد».
این سایت افزود: «حامیان حاج محمود کریمی، باید به سرعت تکلیف سناریوی صهیونیستی خود را معلوم کنند، چرا که آنان نوشته بودند گروهی از عوامل اسراییلی به این مداح ارزشی حمله کرده وحالا که این عوامل با پای خود به دادسرا آمده تا اعلام رضایت کنند، باید به‌سرعت وارد عمل شوند و حاج محمود کریمی به‌جای روبوسی و تشکر از دادن رضایت باید این عوامل را دستگیر و با استفاده از اسلحه خود به مراجع امنیتی تحویل دهند

مردم ایران نگران تکفیری های داخلی اند علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در دیداری که بمناسبت میلاد رسول اکرم با شماری از مسئولان نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی و جمعی از مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی برایش ترتیب داده بودند، طی سخنانی گفت: «عده ای تکفیری بجای توجه به رژیم خبیث صهیونیستی، به اسم اسلام و شریعت، اکثر مسلمانان را تکفیر می کنند و زمینه ساز جنگ و خشونت و اختلاف می شوند و به همین علت وجود این جریان تکفیری مژده ای برای دشمنان اسلام است. با این وضع آیا کسی می تواند تردید کند که وجود این جریان و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن، کار دستگاه های امنیتی و خبیث دولت های استکباری و دست نشاندگان آنها نیست؟ مستکبران تلاش می کنند پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار عمومی جهانیان زشت جلوه دهند.» جدا از واقعیتی که در این سخنان علی خامنه ای نهفته است، ابتدا او از خویش و سپس مردم از او باید بپرسند که این تبعیض مذهبی که در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ حتی علیه فعالان سیاسی شیعه که قانون اساسی جمهوری اسلامی را نیز قبول دارند. نگاه کنید به کارنامه روزنامه کیهان، نگاه کنید به سرنوشت ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ایران. همین سرمقاله اخیر(هفته گذشته) سردبیر روزنامه "بنیاد رسالت" بنام "کاظم انبار لوئی" علیه گروهی از مسلمانان به دستور چه کسی نوشته شده بود که در آن زشت ترین و توهین آمیزترین اتهامات متوجه وزیر ارشاد اسبق "عطاء الله مهاجرانی"، حجت الاسلام از لباس بیرون آمده "یوسفی اشکوری"، حجت الاسلام در لباس مانده "محسن کدیور" شده و خاتمی و هاشمی رفسنجانی نیز از آن بی نصیب نماندند. توهین هائی که هنوز به آیت الله منتظری که گسترده ترین مقلدان مذهبی را در ایران دارد، همچنین آیت الله صانعی می شود، محدودیت هائی که امثال آیت الله دستغیب و آیت الله بیات زنجانی تحمل می کنند و حصر خانگی شیخ مهدی کروبی و دهها مثال و نمونه دیگر در کنار محدودیت هائی که برای مسلمانان اهل سنت در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ و تازه اینها بخشی از کشاکش مذهبی است، دفتر کشاکش های سیاسی حکومت که آلوده به حب و بغض ها و اختلافات مذهبی نیز هست، خود دفتری جداگانه است که در راس همین دفتر "میرحسین موسوی" قرار دارد که ریشه کینه و حتی کودتای انتخاباتی 88 در آن نهفته است. در تفاوت برداشت از اسلام در دیدگاههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی. ابتدا در داخل کشور برای این سر کچل این تکفیر و تکفیری ها چاره ای بیابید، بعد به فکر فر زدن موی مسلمانان دیگر کشورهای جهان باشید! مردم ایران نگران تکفیری های داخلی اند علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در دیداری که بمناسبت میلاد رسول اکرم با شماری از مسئولان نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی و جمعی از مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی برایش ترتیب داده بودند، طی سخنانی گفت: «عده ای تکفیری بجای توجه به رژیم خبیث صهیونیستی، به اسم اسلام و شریعت، اکثر مسلمانان را تکفیر می کنند و زمینه ساز جنگ و خشونت و اختلاف می شوند و به همین علت وجود این جریان تکفیری مژده ای برای دشمنان اسلام است. با این وضع آیا کسی می تواند تردید کند که وجود این جریان و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن، کار دستگاه های امنیتی و خبیث دولت های استکباری و دست نشاندگان آنها نیست؟ مستکبران تلاش می کنند پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار عمومی جهانیان زشت جلوه دهند.» جدا از واقعیتی که در این سخنان علی خامنه ای نهفته است، ابتدا او از خویش و سپس مردم از او باید بپرسند که این تبعیض مذهبی که در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ حتی علیه فعالان سیاسی شیعه که قانون اساسی جمهوری اسلامی را نیز قبول دارند. نگاه کنید به کارنامه روزنامه کیهان، نگاه کنید به سرنوشت ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ایران. همین سرمقاله اخیر(هفته گذشته) سردبیر روزنامه "بنیاد رسالت" بنام "کاظم انبار لوئی" علیه گروهی از مسلمانان به دستور چه کسی نوشته شده بود که در آن زشت ترین و توهین آمیزترین اتهامات متوجه وزیر ارشاد اسبق "عطاء الله مهاجرانی"، حجت الاسلام از لباس بیرون آمده "یوسفی اشکوری"، حجت الاسلام در لباس مانده "محسن کدیور" شده و خاتمی و هاشمی رفسنجانی نیز از آن بی نصیب نماندند. توهین هائی که هنوز به آیت الله منتظری که گسترده ترین مقلدان مذهبی را در ایران دارد، همچنین آیت الله صانعی می شود، محدودیت هائی که امثال آیت الله دستغیب و آیت الله بیات زنجانی تحمل می کنند و حصر خانگی شیخ مهدی کروبی و دهها مثال و نمونه دیگر در کنار محدودیت هائی که برای مسلمانان اهل سنت در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ و تازه اینها بخشی از کشاکش مذهبی است، دفتر کشاکش های سیاسی حکومت که آلوده به حب و بغض ها و اختلافات مذهبی نیز هست، خود دفتری جداگانه است که در راس همین دفتر "میرحسین موسوی" قرار دارد که ریشه کینه و حتی کودتای انتخاباتی 88 در آن نهفته است. در تفاوت برداشت از اسلام در دیدگاههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی. ابتدا در داخل کشور برای این سر کچل این تکفیر و تکفیری ها چاره ای بیابید، بعد به فکر فر زدن موی مسلمانان دیگر کشورهای جهان باشید!


مردم ایران نگران
تکفیری های داخلی اند

علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در دیداری که بمناسبت میلاد رسول اکرم با شماری از مسئولان نظامی – سیاسی جمهوری اسلامی و جمعی از مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی برایش ترتیب داده بودند، طی سخنانی گفت:
«عده ای تکفیری بجای توجه به رژیم خبیث صهیونیستی، به اسم اسلام و شریعت، اکثر مسلمانان را تکفیر می کنند و زمینه ساز جنگ و خشونت و اختلاف می شوند و به همین علت وجود این جریان تکفیری مژده ای برای دشمنان اسلام است. با این وضع آیا کسی می تواند تردید کند که وجود این جریان و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن، کار دستگاه های امنیتی و خبیث دولت های استکباری و دست نشاندگان آنها نیست؟ مستکبران تلاش می کنند پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار عمومی جهانیان زشت جلوه دهند.»
جدا از واقعیتی که در این سخنان علی خامنه ای نهفته است، ابتدا او از خویش و سپس مردم از او باید بپرسند که این تبعیض مذهبی که در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ حتی علیه فعالان سیاسی شیعه که قانون اساسی جمهوری اسلامی را نیز قبول دارند. نگاه کنید به کارنامه روزنامه کیهان، نگاه کنید به سرنوشت ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ایران. همین سرمقاله اخیر(هفته گذشته) سردبیر روزنامه "بنیاد رسالت" بنام "کاظم انبار لوئی" علیه گروهی از مسلمانان به دستور چه کسی نوشته شده بود که در آن زشت ترین و توهین آمیزترین اتهامات متوجه وزیر ارشاد اسبق "عطاء الله مهاجرانی"، حجت الاسلام از لباس بیرون آمده "یوسفی اشکوری"، حجت الاسلام در لباس مانده "محسن کدیور" شده و خاتمی و هاشمی رفسنجانی نیز از آن بی نصیب نماندند. توهین هائی که هنوز به آیت الله منتظری که گسترده ترین مقلدان مذهبی را در ایران دارد، همچنین آیت الله صانعی می شود، محدودیت هائی که امثال آیت الله دستغیب و آیت الله بیات زنجانی تحمل می کنند و حصر خانگی شیخ مهدی کروبی و دهها مثال و نمونه دیگر در کنار محدودیت هائی که برای مسلمانان اهل سنت در جمهوری اسلامی جریان دارد دستپخت کیست؟ و تازه اینها بخشی از کشاکش مذهبی است، دفتر کشاکش های سیاسی حکومت که آلوده به حب و بغض ها و اختلافات مذهبی نیز هست، خود دفتری جداگانه است که در راس همین دفتر "میرحسین موسوی" قرار دارد که ریشه کینه و حتی کودتای انتخاباتی 88 در آن نهفته است. در تفاوت برداشت از اسلام در دیدگاههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی. ابتدا در داخل کشور برای این سر کچل این تکفیر و تکفیری ها چاره ای بیابید، بعد به فکر فر زدن موی مسلمانان دیگر کشورهای جهان باشید!


دیدار با رهبر! این دو عکس مربوط به گزارش تصویری از مراسم میلاد پیامبر اسلام در حضور رهبر جمهوری اسلامی است. سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، فرمانده ارتش، احمدی نژاد در کنار علی اصغر میرحجازی منشی رهبر که سر نخ بسیاری از فتنه ها و جنایات و از جمله تشکیلات امنیت موازی در دست اوست و سرانجام حداد عال پدر زن مجتبی خامنه ای که هنوز در رویای رهبر شدن مجتبی بسر می برد!


دیدار با رهبر!
این دو عکس مربوط به گزارش تصویری از مراسم میلاد پیامبر اسلام در حضور رهبر جمهوری اسلامی است. سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، فرمانده ارتش، احمدی نژاد در کنار علی اصغر میرحجازی منشی رهبر که سر نخ بسیاری از فتنه ها و جنایات و از جمله تشکیلات امنیت موازی در دست اوست و سرانجام حداد عال پدر زن مجتبی خامنه ای که هنوز در رویای رهبر شدن مجتبی بسر می برد!

زید آبادی و طبرزدی به زندان کودتای 88 بازگشتند درحالیکه خبرگزاری های داخلی از لیست عفو زندانیان و مرحمت ملوکانه مقام رهبری که شامل حال 878 زندانی محکم در دادگاه ها خبر داده اند، در یک خبر دیگر، احمد زید آبادی و حشمت الله طبرزدی که از شناخته شده ترین زندانیان سیاسی- مذهبی هستند بار دیگر به زندان فراخوانده شده و زندانی شدند. زید آبادی که از چهره های ملی مذهبی است چهار ماه پیش همراه با عیسی سحرخیز و نسرین ستوده به مرخصی فرستاده شده بود. وی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم است و فردای کودتای انتخابات 1388 بازداشت شده بود. این هر دو به زندان رجائی شهر احضار و زندانی شدند. همچنین، دکتر علی رشیدی، عضو هیات رهبری “جبهه ملی ایران” و رئیس “انجمن اقتصاددانان” نیز جهت سپری کردن دوره‌ محکومیت دو سال حبس خود، به زندان اوین بازگشت. زید آبادی و طبرزدی به زندان کودتای 88 بازگشتند درحالیکه خبرگزاری های داخلی از لیست عفو زندانیان و مرحمت ملوکانه مقام رهبری که شامل حال 878 زندانی محکم در دادگاه ها خبر داده اند، در یک خبر دیگر، احمد زید آبادی و حشمت الله طبرزدی که از شناخته شده ترین زندانیان سیاسی- مذهبی هستند بار دیگر به زندان فراخوانده شده و زندانی شدند. زید آبادی که از چهره های ملی مذهبی است چهار ماه پیش همراه با عیسی سحرخیز و نسرین ستوده به مرخصی فرستاده شده بود. وی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم است و فردای کودتای انتخابات 1388 بازداشت شده بود. این هر دو به زندان رجائی شهر احضار و زندانی شدند. همچنین، دکتر علی رشیدی، عضو هیات رهبری “جبهه ملی ایران” و رئیس “انجمن اقتصاددانان” نیز جهت سپری کردن دوره‌ محکومیت دو سال حبس خود، به زندان اوین بازگشت.


زید آبادی و طبرزدی
به زندان کودتای 88 بازگشتند

درحالیکه خبرگزاری های داخلی از لیست عفو زندانیان و مرحمت ملوکانه مقام رهبری که شامل حال 878 زندانی محکم در دادگاه ها خبر داده اند، در یک خبر دیگر، احمد زید آبادی و حشمت الله طبرزدی که از شناخته شده ترین زندانیان سیاسی- مذهبی هستند بار دیگر به زندان فراخوانده شده و زندانی شدند.
زید آبادی که از چهره های ملی مذهبی است چهار ماه پیش همراه با عیسی سحرخیز و نسرین ستوده به مرخصی فرستاده شده بود.
وی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم است و فردای کودتای انتخابات 1388 بازداشت شده بود. این هر دو به زندان رجائی شهر احضار و زندانی شدند.
همچنین، دکتر علی رشیدی، عضو هیات رهبری “جبهه ملی ایران” و رئیس “انجمن اقتصاددانان” نیز جهت سپری کردن دوره‌ محکومیت دو سال حبس خود، به زندان اوین بازگشت.