Sunday, October 2, 2016

به دبیرکلی شیخ مشکوکی بنام آقا تهرانی فرشته چون بیرون شود دیو "جبهه پایداری" در آید!

فرشته چون بیرون شود
دیو "جبهه پایداری" در آید!
همه جمع اند. آقا تهرانی کنار مصباح، رسائی و با یک فاصله
 کوچک زاده  نشسته و روح الله حسینیان با 
شکم برآمده.

با اعلام انحلال تمام احزاب سیاسی واقعی و شناسنامه دار در جمهوری اسلامی جز حزب موتلفه، نوبت رسید به شبکه مداحان و دار و دسته مصباح یزدی که حزب تشکیل بدهند و کنگره برگزار کنند.
اولی با آهنگ های هایده و مهستی و دلکش و گلپایگانی که روی آنها اشعار باصطلاح مذهبی گذاشته اند و جای دلبر و معشوق را با "حسین" و "فاطمه" عوض کرده اند به شهرت رسید و دومی با جمع کردن همه طرد شدگان هر انتخاباتی، کفن پوشان حرفه ای، لباس شخصی ها، بازجوها و روحانیون متهم به قتل های زنجیره ای مانند روح الله حسینیان میداندار شد و اسمش شد جبهه پایداری!
این جبهه همگی از متهمین دوران احمدی نژاد اند که اگر روزی دادگاه او تشکیل شود، یکی یکی باید بروند پای میز محاکمه. از جمله "آقا تهرانی" نماینده مجلس نهم که نماینده روحانیت در آن مجلس و معلم اخلاق کابینه احمدی نژاد بود. شیخ مجهول الهویه ای که چند سالی در امریکا بوده و ناگهان سر و کله اش در تهران پیدا شد و رفت به مجلس. حالا هم در کنگره چند روز پیش جبهه پایداری شد دبیرکل این جبهه. همه آنها دلشان لک زده که سعید جلیلی بشود رئیس جمهوری و دور بیفتد بار دیگر به دست آنها. بگیر و ببند و بدزد و بکوب.
آنها مشهد را تبدیل کرده اند به ستاد خود. بویژه حالا که ابراهیم رئیسی از سه قاضی شرع قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 شده تولیت آستانقدس و سر کیسه این آستان در اختیارش است و می شود سر سفره اش نشست و علم الهدا که همچنان از رانت سخنرانی در راهپیمائی ساندیسی 9 دی علیه مردم معترض به کودتای انتخاباتی سال 88 می خورد. او سخنران آن راهپیمائی بود و در آن مردم معترض به کودتا را مشتی گوساله و بزغاله خطاب کرد.
آنها یک روزنامه ارگان هم دارند بنام "9 دی" که شیخ میانه سال، بی حیا و هتاکی بنام "رسائی"  آن را اداره می کند و از رانده شدگان انتخابات مجلس دهم است.

بازی فوتبال ايران و کره جنوبی در روز تاسوعا/ رئيس فدراسيون فوتبال آخوندی: بنر می آوریم،جریمه اش را می‌دهیم ايران واير - رسانه ها در ایران خبر داده اند که «کارلوس کی روش» در رنکینگ گران ترین مربیان ملی جهان، در رده پنجم ایستاده است؛ یعنی بعد از «فاتح تریم»، سرمربی تیم ملی ترکیه (با ۲.۷ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «تیته»، سرمربی تیم ملی برزیل (با ۲.۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «یوآخیم لو»، سرمربی تیم ملی آلمان (با ۲.۱۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه) و «یورگن کلینزمن»، سرمربی تیم ملی امریکا (با ۲.۰۱ میلیون پوند دستمزد سالیانه). او بالاتر از مردانی مانند «دیده دشان» و «خوزه پکرمن»، یا همتای خودش، «فرناندو سانتوس» در تیم ملی پرتغال قرار گرفته است. اما همین کی روش که طی سال های اخیر توانایی اداره کلیت فوتبال ایران (به جز تیم ملی) را داشته است، هنوز به صورت قطعی از زمان بازی تیم خود مقابل کره جنوبی مطلع نیست. شاید هم برای همین باید بالاترین دستمزد میان مربیان آسیا و افریقا در تمام رده های ملی و باشگاهی را داشته باشد. داستان از بیانیه آیت الله «هاشم بطحایی گلپایگانی» آغاز شد؛ این عضو مجلس خبرگان رهبری در وب سایت خود نوشت: «آقای "مهدی تاج"، رییس فدراسیون فوتبال با کمال تاسف، بدون توجه به افکار عمومی و مقدسات کشور و انظار علما و مراجع و مقام معظم رهبری، از برنامه ریزی فدراسیون فوتبال کره جنوبی تبعیت کرده و الزاماً مسابقات را در بیستم مهرماه، مطابق با شب تاسوعای حسینی برگزار می کنند.» این درحالی است که برگزاری مسابقات بین المللی کم ترین ارتباطی با فدراسیون های فوتبال هر کشور ندارد. فدراسیون ها تابع تاریخ و زمان بندی فدراسیون جهانی فوتبال هستند و به جز در موارد بسیار خاص، اجازه تغییر در زمان بازی ها یا دست بردن در «فیفادی» را ندارند. این بیانیه روز 30 شهریورماه روی وب سایت بطحایی گلپایگانی منتشر شد اما فدراسیون فوتبال براساس معذوریت های قانونی، از کنار آن گذشت. تصور این است که بازی ایران مقابل کره جنوبی شبیه به دیدار «استقلال» برابر «دالیان» چین در محرم سال 1378 خواهد بود؛ روزی که استقلال موفق شد حریف چینی خود را شکست دهد و به فینال باشگاه های آسیا برسد. همان روز صداوسیمای جمهوری اسلامی به بهانه عزاداری ماه محرم، بدون دادن اطلاع قبلی، از پخش مستقیم بازی نماینده ایران خودداری کرد و فقط 80 هزار تماشاگر داخل ورزشگاه، بازی را به صورت مستقیم تماشا کردند. حتی هیچ شبکه رادیویی هم اجازه پخش مستقیم گزارش بازی را نداشت. اما مسابقه بدون حاشیه و بیانیه برگزار شد. «علی موسوی» در وقت های تلف شده، گل برتری استقلال را به ثمر رساند و نماینده ایران به فینال رفت. آن روزها روزنامه «خبرورزشی» چنین تیتری را روی جلد خود برد: «صداوسیما شرمنده مردم شد». مهدی تاج ابتدا با سکوت از کنار بیانیه و اعتراض عضو مجلس خبرگان رهبری گذشت اما وزیر ورزش و جوانان حاضر به سکوت نیست. برای «محمود گودرزی»، تداوم محبوبیت و مقبولیتش در جبهه اصول گرایان آن قدر دارای اهمیت است که به رییس فدراسیون فوتبال ایران دستور دهد به صورت مستقیم با فدراسیون جهانی فوتبال برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی وارد مذاکره شود. «ایسنا» روز هشتم مهرماه و پس از رسانه ای شدن گسترده بیانیه آیت الله بطحایی گلپایگانی، خبر از برگزاری نشست فوری با رییس فدراسیون فوتبال و ابلاغ دستوری به او برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی داد: «وزیر ورزش و جوانان به مهدی تاج ماموریت داد تا ضمن سفر به هند و حضور در کنگره فیفا، رایزنی‌های جدی خود با مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای تغییر زمان برگزاری دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل کره به انجام برساند.» این خبرگزاری نزدیک به وزارت ورزش در همان روز خبر از رایزنی های فدراسیون فوتبال با «جیانی اینفانتینو»، رییس فدراسیون جهانی فوتبال داد و نوشت: «رییس فیفا در پاسخ به درخواست رییس فدراسیون فوتبال ایران درباره‌ امکان تغییر زمان بازی ایران و کره، هرگونه جابه جایی در برنامه این بازی را موکول به توافق دو تیم کرده است.» یعنی اگر کره ای ها برای تغییر زمان مقابل ایران مشکلی نداشته باشند، بازی در زمانی غیر از روز بیستم مهر (تاسوعای محرم) برگزار می شود. اما رییس تازه وارد فدراسیون فوتبال یک روز بعد میهمان برنامه تلویزیونی «ورزش و مردم» شد و مقابل «بهرام شفیع»، مجری برنامه و همین طور رییس فدراسیون هاکی نشست و گفت: «بازی با کره در روز تاسوعا قطعی است.» این حرف یعنی فدراسیون موفق به تغییر نظر کره ای ها نشده است. کره جنوبی بلیت سفر تیم خود، رزرو هتل و همین طور لیگش را براساس تاریخ بیستم تنظیم کرده بود و دلیلی برای تغییر زمان بازی نمی دید. اما این برنامه مناظره بود، نه مصاحبه. در حقیقت، بهرام شفیع نه فقط به عنوان مجری بازنشسته صداوسیما که در قامت رییس فدراسیون هاکی و یکی از نزدیکان وزیر ورزش و جوانان مقابل مهدی تاج نشست. ریتم برنامه هم به شکلی تنظیم شده بود که رییس فدراسیون فوتبال گوشه رینگ باشد. بهرام شفیع بازنشسته صداوسیما است و برای ادامه همکاری با فدراسیون هاکی ایران، منع قانونی دارد؛ اردیبهشت ماه سال 1390 هیات دولت فعالیت افراد بازنشسته در دوایر و دستگاه های دولتی را ممنوع کرد اما مدیرانی مانند «محمود مشحون» و بهرام شفیع با اخذ مجوز از هیات دولت، موفق شده اند هم‎چنان به عنوان رییس در فدراسیون های بسکتبال و هاکی ریاست کنند. شفیع در بخشی از برنامه ورزش و مردم، دبیر ورزشی خبرگزاری «تسنیم» را روی خط آورد و از او خواست در مورد برگزاری بازی ایران مقابل کره جنوبی در روز تاسوعا نظر بدهد. انتخاب خبرگزاری تسنیم از سوی بهرام شفیع برای شرکت در این برنامه، هوشمندانه بود. تسنیم و «فارس» شاید تنها خبرگزاری هایی بودند که مجبور به محکوم کردن زمان انتخابی فیفا برای این مسابقه رسمی شدند. سایر رسانه ها اما باید به جبر قانونی فیفا و کنفدراسیون آسیا در این انتخاب هم اشاره ای می کردند. مهدی تاج در نهایت چنین استدلالی آورد: «تقویم فیفا چهار ساله تنظیم می‌شود و در سال 1391 نوشته شده است. الان در سایت فیفا تا سال 2024 هم برنامه‌ریزی شده است. آن جا هم گفته شده که در مجموع 11 اکتبر که 20 مهر می شود، زمان بازی ایران و کره جنوبی است.» تاج به این نکته هم اشاره می کند که ساعت بازی نه با عزاداری ظهر تاسوعا تداخل دارد و نه شب عاشورا. اما رییس فدراسیون فوتبال در نهایت مقابل رییس فدراسیون هاکی وعده داده است که در روز بازی ایران و کره جنوبی، در ورزشگاه «آزادی» تهران، هم پرچم های مذهبی نصب شود و هم مراسم عزاداری برپا. تاج به شفیع گفت: «کار دیگری نمی توان کرد. چیزی که وجود دارد، ممنوعیت استفاده از شعایر مذهبی در بازی‌ها است اما ما حتی اگر بخواهیم جریمه هم بدهیم، باز هم این کار را می‌کنیم و پرچم های مشکی بزرگ در ورزشگاه نصب خواهد شد.» حداقل میزان جریمه فیفا برای شعارهای مذهبی، سیاسی، قومیتی و نژادی در ورزشگاه های فوتبال، 60هزار دلار تعیین شده است. به عبارتی، فدراسیون فوتبال ایران پیشاپیش به استقبال جریمه 210 میلیون تومانی رفته است. به یاد داشته باشیم بازیکنان تیم ملی فوتسال ایران به دلیل کیفیت نامرغوب البسه و همین طور نداشتن حتی یک دست لباس اضافه، شب قبل از بازی با روسیه، پیراهن های پاره خود را می دوختند. به نظر می رسد نه نظر عضو مجلس خبرگان رهبری برآورده شده، نه خواسته وزیر ورزش و جوانان؛ فعلا توییت هایی در فضای مجازی دست به دست می شوند در شوخی با فدراسیون فوتبال، خواسته وزارت ورزش و برنامه ورزش و مردم. پنجمین مربی گران فوتبال ملی دنیا فعلا در قبال این اتفاقات سکوت کرده است.

بازی فوتبال ايران و کره جنوبی در روز تاسوعا/
رئيس فدراسيون فوتبال آخوندی: بنر می آوریم،جریمه اش را می‌دهیم 


ايران واير - رسانه ها در ایران خبر داده اند که «کارلوس کی روش» در رنکینگ گران ترین مربیان ملی جهان، در رده پنجم ایستاده است؛ یعنی بعد از «فاتح تریم»، سرمربی تیم ملی ترکیه (با ۲.۷ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «تیته»، سرمربی تیم ملی برزیل (با ۲.۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه)، «یوآخیم لو»، سرمربی تیم ملی آلمان (با ۲.۱۵ میلیون پوند دستمزد سالیانه) و «یورگن کلینزمن»، سرمربی تیم ملی امریکا (با ۲.۰۱ میلیون پوند دستمزد سالیانه).

 
او بالاتر از مردانی مانند «دیده دشان» و «خوزه پکرمن»، یا همتای خودش، «فرناندو سانتوس» در تیم ملی پرتغال قرار گرفته است. اما همین کی روش که طی سال های اخیر توانایی اداره کلیت فوتبال ایران (به جز تیم ملی) را داشته است، هنوز به صورت قطعی از زمان بازی تیم خود مقابل کره جنوبی مطلع نیست. شاید هم برای همین باید بالاترین دستمزد میان مربیان آسیا و افریقا در تمام رده های ملی و باشگاهی را داشته باشد.
 
داستان از بیانیه آیت الله «هاشم بطحایی گلپایگانی» آغاز شد؛ این عضو مجلس خبرگان رهبری در وب سایت خود نوشت: «آقای "مهدی تاج"، رییس فدراسیون فوتبال با کمال تاسف، بدون توجه به افکار عمومی و مقدسات کشور و انظار علما و مراجع و مقام معظم رهبری، از برنامه ریزی فدراسیون فوتبال کره جنوبی تبعیت کرده و الزاماً مسابقات را در بیستم مهرماه، مطابق با شب تاسوعای حسینی برگزار می کنند.»
 
این درحالی است که برگزاری مسابقات بین المللی کم ترین ارتباطی با فدراسیون های فوتبال هر کشور ندارد. فدراسیون ها تابع تاریخ و زمان بندی فدراسیون جهانی فوتبال هستند و به جز در موارد بسیار خاص، اجازه تغییر در زمان بازی ها یا دست بردن در «فیفادی» را ندارند.
 
این بیانیه روز 30 شهریورماه روی وب سایت بطحایی گلپایگانی منتشر شد اما فدراسیون فوتبال براساس معذوریت های قانونی، از کنار آن گذشت. تصور این است که بازی ایران مقابل کره جنوبی شبیه به دیدار «استقلال» برابر «دالیان» چین در محرم سال 1378 خواهد بود؛ روزی که استقلال موفق شد حریف چینی خود را شکست دهد و به فینال باشگاه های آسیا برسد.
 
همان روز صداوسیمای جمهوری اسلامی به بهانه عزاداری ماه محرم، بدون دادن اطلاع قبلی، از پخش مستقیم بازی نماینده ایران خودداری کرد و فقط 80 هزار تماشاگر داخل ورزشگاه، بازی را به صورت مستقیم تماشا کردند. حتی هیچ شبکه رادیویی هم اجازه پخش مستقیم گزارش بازی را نداشت. اما مسابقه بدون حاشیه و بیانیه برگزار شد. «علی موسوی» در وقت های تلف شده، گل برتری استقلال را به ثمر رساند و نماینده ایران به فینال رفت. آن روزها روزنامه «خبرورزشی» چنین تیتری را روی جلد خود برد: «صداوسیما شرمنده مردم شد».
 
مهدی تاج ابتدا با سکوت از کنار بیانیه و اعتراض عضو مجلس خبرگان رهبری گذشت اما وزیر ورزش و جوانان حاضر به سکوت نیست. برای «محمود گودرزی»، تداوم محبوبیت و مقبولیتش در جبهه اصول گرایان آن قدر دارای اهمیت است که به رییس فدراسیون فوتبال ایران دستور دهد به صورت مستقیم با فدراسیون جهانی فوتبال برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی وارد مذاکره شود.
 
«ایسنا» روز هشتم مهرماه و پس از رسانه ای شدن گسترده بیانیه آیت الله بطحایی گلپایگانی، خبر از برگزاری نشست فوری با رییس فدراسیون فوتبال و ابلاغ دستوری به او برای تغییر زمان بازی ایران و کره جنوبی داد: «وزیر ورزش و جوانان به مهدی تاج ماموریت داد تا ضمن سفر به هند و حضور در کنگره فیفا، رایزنی‌های جدی خود با مقامات کنفدراسیون فوتبال آسیا و فیفا را برای تغییر زمان برگزاری دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل کره به انجام برساند.»
 
این خبرگزاری نزدیک به وزارت ورزش در همان روز خبر از رایزنی های فدراسیون فوتبال با «جیانی اینفانتینو»، رییس فدراسیون جهانی فوتبال داد و نوشت: «رییس فیفا در پاسخ به درخواست رییس فدراسیون فوتبال ایران درباره‌ امکان تغییر زمان بازی ایران و کره، هرگونه جابه جایی در برنامه این بازی را موکول به توافق دو تیم کرده است.»
یعنی اگر کره ای ها برای تغییر زمان مقابل ایران مشکلی نداشته باشند، بازی در زمانی غیر از روز بیستم مهر (تاسوعای محرم) برگزار می شود.
 
اما رییس تازه وارد فدراسیون فوتبال یک روز بعد میهمان برنامه تلویزیونی «ورزش و مردم» شد و مقابل «بهرام شفیع»، مجری برنامه و همین طور رییس فدراسیون هاکی نشست و گفت: «بازی با کره در روز تاسوعا قطعی است.» 
این حرف یعنی فدراسیون موفق به تغییر نظر کره ای ها نشده است. کره جنوبی بلیت سفر تیم خود، رزرو هتل و همین طور لیگش را براساس تاریخ بیستم تنظیم کرده بود و دلیلی برای تغییر زمان بازی نمی دید.
 
اما این برنامه مناظره بود، نه مصاحبه. در حقیقت، بهرام شفیع نه فقط به عنوان مجری بازنشسته صداوسیما که در قامت رییس فدراسیون هاکی و یکی از نزدیکان وزیر ورزش و جوانان مقابل مهدی تاج نشست. ریتم برنامه هم به شکلی تنظیم شده بود که رییس فدراسیون فوتبال گوشه رینگ باشد. بهرام شفیع بازنشسته صداوسیما است و برای ادامه همکاری با فدراسیون هاکی ایران، منع قانونی دارد؛ اردیبهشت ماه سال 1390 هیات دولت فعالیت افراد بازنشسته در دوایر و دستگاه های دولتی را ممنوع کرد اما مدیرانی مانند «محمود مشحون» و بهرام شفیع با اخذ مجوز از هیات دولت، موفق شده اند هم‎چنان به عنوان رییس در فدراسیون های بسکتبال و هاکی ریاست کنند.
 
شفیع در بخشی از برنامه ورزش و مردم، دبیر ورزشی خبرگزاری «تسنیم» را روی خط آورد و از او خواست در مورد برگزاری بازی ایران مقابل کره جنوبی در روز تاسوعا نظر بدهد. انتخاب خبرگزاری تسنیم از سوی بهرام شفیع برای شرکت در این برنامه، هوشمندانه بود. تسنیم و «فارس» شاید تنها خبرگزاری هایی بودند که مجبور به محکوم کردن زمان انتخابی فیفا برای این مسابقه رسمی شدند. سایر رسانه ها اما باید به جبر قانونی فیفا و کنفدراسیون آسیا در این انتخاب هم اشاره ای می کردند. 
مهدی تاج در نهایت چنین استدلالی آورد: «تقویم فیفا چهار ساله تنظیم می‌شود و در سال 1391 نوشته شده است. الان در سایت فیفا تا سال 2024 هم برنامه‌ریزی شده است. آن جا هم گفته شده که در مجموع 11 اکتبر که 20 مهر می شود، زمان بازی ایران و کره جنوبی است.»
 
تاج به این نکته هم اشاره می کند که ساعت بازی نه با عزاداری ظهر تاسوعا تداخل دارد و نه شب عاشورا. اما رییس فدراسیون فوتبال در نهایت مقابل رییس فدراسیون هاکی وعده داده است که در روز بازی ایران و کره جنوبی، در ورزشگاه «آزادی» تهران، هم پرچم های مذهبی نصب شود و هم مراسم عزاداری برپا.
 
تاج به شفیع گفت: «کار دیگری نمی توان کرد. چیزی که وجود دارد، ممنوعیت استفاده از شعایر مذهبی در بازی‌ها است اما ما حتی اگر بخواهیم جریمه هم بدهیم، باز هم این کار را می‌کنیم و پرچم های مشکی بزرگ در ورزشگاه نصب خواهد شد.»
 
حداقل میزان جریمه فیفا برای شعارهای مذهبی، سیاسی، قومیتی و نژادی در ورزشگاه های فوتبال، 60هزار دلار تعیین شده است. به عبارتی، فدراسیون فوتبال ایران پیشاپیش به استقبال جریمه 210 میلیون تومانی رفته است.
 
به یاد داشته باشیم بازیکنان تیم ملی فوتسال ایران به دلیل کیفیت نامرغوب البسه و همین طور نداشتن حتی یک دست لباس اضافه، شب قبل از بازی با روسیه، پیراهن های پاره خود را می دوختند.
 

به نظر می رسد نه نظر عضو مجلس خبرگان رهبری برآورده شده، نه خواسته وزیر ورزش و جوانان؛ فعلا توییت هایی در فضای مجازی دست به دست می شوند در شوخی با فدراسیون فوتبال، خواسته وزارت ورزش و برنامه ورزش و مردم. پنجمین مربی گران فوتبال ملی دنیا فعلا در قبال این اتفاقات سکوت کرده است.

حکومت پلیسی اسلامی ایران همیشه در حال مانور است مانور "رهایی گروگان" در سیتی‌سنتر اصفهان

حکومت پلیسی اسلامی ایران همیشه در حال مانور است
مانور "رهایی گروگان" در سیتی‌سنتر اصفهان



مانور رهایی گروگان پلیس ویژه نیروی انتظامی (نوپو) به مناسبت هفته نیروی انتظامی.




















شورش قم علیه حسن روحانی به بهانه کنسرت موسیقی + عکس

شورش قم علیه حسن روحانی به بهانه کنسرت موسیقی + عکس
ایران وایر : محمد یزدی، رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که مهم ترین نهاد سیاسی داخلی محسوب می شود، با انتقاد شدید از حسن روحانی، رییس جمهور ایران از مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان قم خواسته است استعفا بدهد و برود. او به دیگران هم توضیح داده که عذرخواهی مدیرکل ارشاد را نپذیرند.

محمد یزدی به حسن روحانی گفته «غیرت روحانیت لباس تان ایجاب می کند وقتی این قبیل چیزها را می شنوید، نتوانید تحمل کنید» و به علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد هم گفته است: «اکثر اقدامات شما مشتمل بر منکرات است.»

ماجرا به برگزاری کنسرت موسیقی «گروه مهبد» باز می گردد که شش مهرماه با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم برگزار شد. رسانه ها از  این برنامه به عنوان اولین کنسرت رسمی قم یاد کردند.

دو روز بعد از برگزاری این کنسرت، صافی گلپایگانی، مرجع تقلید ساکن شیعه گفت برگزاری کنسرت قلب امام زمان را به درد می آورد و باید با برگزاری کنسرت در قم برخورد جدی شود.

همان روز حجت الاسلام عباس دانشی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد قم گفت ما به دغدغه مراجع تقلید احترام می گذاریم، هیچ کنسرتی برگزار نشده، چند سرود انقلابی با استفاده از اشعار فاخر حافظ مولوی اجرا شد و هنرمندان شئونات اسلامی را رعایت کردند و ما هم از این برنامه های فاخر حمایت می کنیم.

این توضیحات اما مقبول نیفتاد و اعتراض ها اوج گرفت. بر خلاف گفته های مدیرکل ارشاد قم، محمد یزدی گفته است «عکس های بسیار زننده ای از این کنسرت دیدم» و کنسرت را مصداق حرمت شکنی خوانده است.

اما محمد یزدی، تنها روحانی بلندپایه قم نیست که دادش به آسمان رفته است. آخوندحسین نوری همدانی، مرجع تقلید ساکن قم هم به دولت روحانی کنایه زده که «اگر می خواهید جوانان را شاد کنید، جای کنسرت برایشان کار و ازدواج ایجاد کنید.»‌ احمد خاتمیِ، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم گفته است فیلم و تصاویر کنسرت را دیده، این کار «خلاف شرع» بوده و «باورکردنی نیست.» وی همچنین حرمت شکنی شهر قم را دستورکار استکبار دانسته است.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم اطلاعیه تندی داد و نوشت «صبر مردم متدین و مراجع بزرگ محدود است» و «شخص وزیر ارشاد باید در این زمینه پاسخگو باشد.» نمایندگان قم در مجلس هم امروز بیانیه دادند که این کنسرت «جلسه ای خلاف شئونات اسلامی و اخلاقی» بوده و وزیر ارشاد با متخلفان به ویژه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم انجام دهد. این نامه را علی لاریجانی، رییس مجلس ایران که نماینده قم است نیز امضا کرده است.

جنگ جدید قم با دولت روحانی در حالی شکل گرفته است که دولت روحانی در طول سه سال گذشته تلاش بسیار زیادی کرده بود که رابطه اش با مراجع تقلید را بهبود ببخشید.

۵ شهریور امسال، محمد نهاوندیان، رییس دفتر رییس جمهور ایران در سفر به قم به جلسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم رفت و پاسخ های حسن روحانی، رییس جمهور ایران به انتقادهای آنان را منتقل کرد. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پیش از این در سه نامه محرمانه به حسن روحانی، انتقادهایی درباره رویکرد سیاست داخلی و خارجی او مطرح کرده بود.

پس از این نشست، ایرنا، خبرگزاری دولت به نقل از محمد غروی، عضو جامعه مدرسین خبر داد که «رویکرد جامعه مدرسین نسبت به دولت بسیار خوب بود» ولی حادثه کنسرت قم نشان داد این روابط به تار مویی وصل است.





Monday, September 26, 2016

جزئیات دیدار خامنه ای با احمدی نژاد منتشر شد به گزارش «تابناک»، در زیر خلاصه ای از این سخنان خامنه‌ای در درس خارج فقه روز یک‌شنبه (چهارم مهر) را میخوانید : *از مطلبی که دیروز گفتم مثل اینکه سوء برداشت شده. بعضی سوء تلقی کردند. *سوء برداشت فی نفسه چیز مشکلی نیست. لکن وقتی که منتهی بشود به بگومگو و مایه کدورت و دل چرکینی برادران مومن بشود چیز بدی است. *بنده حقیر که این همه اصرار دارم به وحدت قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد کشور به خصوص گروههای مومن و انقلابی. نباید این چیزها را مايه اختلاف کرد. *یک آقایی آمد پیش من. من هم ملاحظه حال صلاح خود او و صلاح کشور به او گفتم در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتم هم شرکت نکنید گفتم صلاح نمی دانم. *انسان باید آن چیزی را که می بیند و می فهمد به نفع برادر مومنش است به او بگوید. ما هم صلاح کشور را بهتر از اغلب افراد آشنا هستیم هم آدمهایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بهتر از دیگران می شناسیم. با ملاحظه حال مخاطب به آقایی توصیه می کنیم یک دوقطبی در کشور ایجاد می شود. دو قطبی مضر است به حال کشور. من صلاح نمی دانم. *این چیز مهمی که نیست. خیلی طبیعی و ساده است. بله ما این توصیه را به یکی از آقایان کردیم. حالا مایه اختلاف بشود بین برادران مومن؟ یکی بگوید گفته یکی بگوید نگفته. چرا پشت بلندگو نگفته؟ این هم پشت بلندگو. (لبخند آقا و خنده حضار) *دشمنان هم سوءاستفاده کنند. رادیوی فردا و بی بی سی چه ارتباطی دارد به اینها این قضیه؟ برنامه بگذارند علت چیست؟ چرا گفتند؟ این معنایش چیست؟ دشمن استفاده کند. ما در نقطه مقابل دشمن باید حرکت کنیم. *خیلی عادی! شما برادر مومن هستی. یک چیز را به مصلحت شما می دانم می گویم واجب هم است شرعا نصیحت للمومنین چیز خوبی است. نصیحت یعنی خیرخواهی. *من به جنابعالی که آقای شیخ عبدالعالی هستی علاقمندم می دانم وارد بشوی به ضرر خودت است به ضرر کشور است نمی گویم نشو. امر و نهی نیست حالا یک عده گفتند دستور داده نه من صلاح نمی دانم. این چیز خوبی است. *اینم که فلانی تحت تاثیر زید و عمر و بکر است، اين حرفها چیست؟ بنده از زید و عمر هم اطلاع بیشتر دارم هم انگیزه بیشتر. *ما باید به خدا جواب بدهیم. فردا از ما سوال می کنند چرا فلان چیز را گفتی چرا فلان چیز را نگفتی از نگفتیدها هم سوال می کنند. *این فقره هم که ما دیروز معنا کردیم ناظر به این معنا نبود داشتیم حدیث را معنا می کردیم. *یک نفر سومی هم منتظر باشد از میانه سود خودش را ببرد. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد به خصوص نیروهای مومن و پاکار سعی کنند اختلاف به وجود نیآورند.

جزئیات دیدار خامنه ای با احمدی نژاد منتشر شد

به گزارش «تابناک»، در زیر خلاصه ای از این سخنان خامنه‌ای در درس خارج فقه روز یک‌شنبه (چهارم مهر) را میخوانید :

*از مطلبی که دیروز گفتم مثل اینکه سوء برداشت شده. بعضی سوء تلقی کردند.

*سوء برداشت فی نفسه چیز مشکلی نیست. لکن وقتی که منتهی بشود به بگومگو و مایه کدورت و دل چرکینی برادران مومن بشود چیز بدی است.

*بنده حقیر که این همه اصرار دارم به وحدت قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد کشور به خصوص گروههای مومن و انقلابی. نباید این چیزها را مايه اختلاف کرد.

*یک آقایی آمد پیش من. من هم ملاحظه حال صلاح خود او و صلاح کشور به او گفتم در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتم هم شرکت نکنید گفتم صلاح نمی دانم.

*انسان باید آن چیزی را که می بیند و می فهمد به نفع برادر مومنش است به او بگوید. ما هم صلاح کشور را بهتر از اغلب افراد آشنا هستیم هم آدمهایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند بهتر از دیگران می شناسیم. با ملاحظه حال مخاطب به آقایی توصیه می کنیم یک دوقطبی در کشور ایجاد می شود. دو قطبی مضر است به حال کشور. من صلاح نمی دانم.

*این چیز مهمی که نیست. خیلی طبیعی و ساده است. بله ما این توصیه را به یکی از آقایان کردیم. حالا مایه اختلاف بشود بین برادران مومن؟ یکی بگوید گفته یکی بگوید نگفته. چرا پشت بلندگو نگفته؟ این هم پشت بلندگو. (لبخند آقا و خنده حضار)

*دشمنان هم سوءاستفاده کنند. رادیوی فردا و بی بی سی چه ارتباطی دارد به اینها این قضیه؟ برنامه بگذارند علت چیست؟ چرا گفتند؟ این معنایش چیست؟ دشمن استفاده کند. ما در نقطه مقابل دشمن باید حرکت کنیم.

*خیلی عادی! شما برادر مومن هستی. یک چیز را به مصلحت شما می دانم می گویم واجب هم است شرعا نصیحت للمومنین چیز خوبی است. نصیحت یعنی خیرخواهی.

*من به جنابعالی که آقای شیخ عبدالعالی هستی علاقمندم می دانم وارد بشوی به ضرر خودت است به ضرر کشور است نمی گویم نشو. امر و نهی نیست حالا یک عده گفتند دستور داده نه من صلاح نمی دانم. این چیز خوبی است.

*اینم که فلانی تحت تاثیر زید و عمر و بکر است، اين حرفها چیست؟ بنده از زید و عمر هم اطلاع بیشتر دارم هم انگیزه بیشتر.

*ما باید به خدا جواب بدهیم. فردا از ما سوال می کنند چرا فلان چیز را گفتی چرا فلان چیز را نگفتی از نگفتیدها هم سوال می کنند.

*این فقره هم که ما دیروز معنا کردیم ناظر به این معنا نبود داشتیم حدیث را معنا می کردیم.

*یک نفر سومی هم منتظر باشد از میانه سود خودش را ببرد. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد به خصوص نیروهای مومن و پاکار سعی کنند اختلاف به وجود نیآورند.

وزارت خارجه ایران از آزادی هما هودفر، استاد ایرانی کانادایی، خبر داد کمتر از یک هفته پس از دیدار وزیران خارجه ایران و کانادا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، سخنگوی وزارت خارجه ایران از آزادی هما هودفر، شهروند ایرانی کانادایی، «به دلایل انسان‌دوستانه» خبر داد. به نوشتهف راديو فردا، بر اساس گزارش روز دوشنبه خبرگزاری دولتی ایرنا، بهرام قاسمی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران از هما هودفرد به عنوان «استاد بازنشسته دانشگاه‌های کانادا» یاد کرد و خبر داد که او عصر روز دوشنبه آزاد شده و از طریق عمان به کانادا بازگشته است. او بدون اشاره به جزئیات بیشتر گفت که خانم هودفر به دلیل «برخی اتهامات» در ایران بازداشت بود و «به دلایل انسان‌دوستانه از جمله بیماری» آزاد شده است. هما هودفر، شهروند ۶۵ ساله ایرانی کانادایی، که از آخرین روزهای سال گذشته چندین بار به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود، روز ۱۷ خرداد بازداشت شد، و در اوائل تیرماه دادستان تهران اعلام کرد که او متهم است که «در حوزه‌های فمینیسم و جرایم امنیتی ورود داشته است». عباس جعفری دولت‌آبادی چند هفته پس از آن هم خبر داد که کیفرخواست خانم هودفر به همراه چند دوتابعیتی دیگر صادر شده و به دادگاه ارسال شده است. در اواخر خرداد ماه امسال وزیر دادگستری ایران با اشاره به پرونده محمودرضا خاوری رئیس پیشین بانک ملی ایران که پس از افشای پرونده موسوم به «فساد سه هزار میلیارد تومانی» به کانادا گریخت، گفته بود که کانادا برای بازگرداندن او همکاری لازم را با جمهوری اسلامی نمی‌کند. در آن زمان روزنامه کانادایی «گلوب اند میل» با اشاره به این سخنان، این احتمال را مطرح کرد که حکومت ایران از بازداشت خانم هودفر، استاد ایرانی- کانادایی دانشگاه کنکوردیا، به عنوان اهرم فشاری علیه دولت کانادا استفاده می‌کند. در اوائل شهریور ماه امسال، اعلام شد که رسانه‌های کانادایی گزارش دادند که خانم هودفر، به دلیل ناراحتی جسمی در بیمارستان بستری شده و کتایون هودفر، خواهر او که در لندن زندگی می‌کند، در گفت‌وگو با رادیو فردا، بستری شدن این استاد ایرانی کانادایی را تأیید کرد. او ضمن ابراز نگرانی از وضعیت هما هودفر گفت که نمی‌داند که او چه مدتی در بیمارستان بستری شده، و یادآوری کرد که خواهرش مدت سه ماه در سلول انفرادی به سر برده است. در آن زمان روزنامه کانادایی «تورنتو استار» بیانیه خانواده خانم هودفر را بازتاب داد که در آن اشاره شده این استاد دانشگاه از بیماری «ضعف شدید عضلانی» رنج می‌برد، و نسبت به وضعیت سلامت او ابراز نگرانی شده بود. نگرانی از وضعیت سلامت خانم هودفر در بیانیه چندین نهاد دانشگاهی و حقوق بشری نیز بازتاب داشت و از جمله اواخر شهریور ماه، سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه‌ای، از وضعیت سلامتی هما هودفر ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط وی شده بود. کانادا که از جمله در مسائل حقوق بشری از منتقدان جمهوری اسلامی است، در سال ۹۱ روابط خود را با ایران قطع کرد اما اخیراً با روی کار آمدن دولت لیبرال جاستین ترودو، نشانه‌هایی حاکی از تمایل برای احیای روابط با تهران مشاهده شد. تا اینکه در آخرین روز فروردین ماه، وزیران خارجه دو کشور برای نخستین بار از زمان قطع روابط با یکدیگر دیدار کردند و به گفته مقام‌های کانادایی «پرونده‌های کنسولی» و نیز «مسائل منطقه‌ای» از جمله موضوعاتی بود که در این دیدار بر سر آنها گفت‌وگو شد.

وزارت خارجه ایران از آزادی هما هودفر، استاد ایرانی کانادایی، خبر داد 

 کمتر از یک هفته پس از دیدار وزیران خارجه ایران و کانادا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، سخنگوی وزارت خارجه ایران از آزادی هما هودفر، شهروند ایرانی کانادایی، «به دلایل انسان‌دوستانه» خبر داد.

 
به نوشتهف راديو فردا، بر اساس گزارش روز دوشنبه خبرگزاری دولتی ایرنا، بهرام قاسمی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی ایران از هما هودفرد به عنوان «استاد بازنشسته دانشگاه‌های کانادا» یاد کرد و خبر داد که او عصر روز دوشنبه آزاد شده و از طریق عمان به کانادا بازگشته است.
 
او بدون اشاره به جزئیات بیشتر گفت که خانم هودفر به دلیل «برخی اتهامات» در ایران بازداشت بود و «به دلایل انسان‌دوستانه از جمله بیماری» آزاد شده است.
 
هما هودفر، شهروند ۶۵ ساله ایرانی کانادایی، که از آخرین روزهای سال گذشته چندین بار به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود، روز ۱۷ خرداد بازداشت شد، و در اوائل تیرماه دادستان تهران اعلام کرد که او متهم است که «در حوزه‌های فمینیسم و جرایم امنیتی ورود داشته است».
 
عباس جعفری دولت‌آبادی چند هفته پس از آن هم خبر داد که کیفرخواست خانم هودفر به همراه چند دوتابعیتی دیگر صادر شده و به دادگاه ارسال شده است.
 
در اواخر خرداد ماه امسال وزیر دادگستری ایران با اشاره به پرونده محمودرضا خاوری رئیس پیشین بانک ملی ایران که پس از افشای پرونده موسوم به «فساد سه هزار میلیارد تومانی» به کانادا گریخت، گفته بود که کانادا برای بازگرداندن او همکاری لازم را با جمهوری اسلامی نمی‌کند.
 
در آن زمان روزنامه کانادایی «گلوب اند میل» با اشاره به این سخنان، این احتمال را مطرح کرد که حکومت ایران از بازداشت خانم هودفر، استاد ایرانی- کانادایی دانشگاه کنکوردیا، به عنوان اهرم فشاری علیه دولت کانادا استفاده می‌کند.
 
در اوائل شهریور ماه امسال، اعلام شد که رسانه‌های کانادایی گزارش دادند که خانم هودفر، به دلیل ناراحتی جسمی در بیمارستان بستری شده و کتایون هودفر، خواهر او که در لندن زندگی می‌کند، در گفت‌وگو با رادیو فردا، بستری شدن این استاد ایرانی کانادایی را تأیید کرد.
 
او ضمن ابراز نگرانی از وضعیت هما هودفر گفت که نمی‌داند که او چه مدتی در بیمارستان بستری شده، و یادآوری کرد که خواهرش مدت سه ماه در سلول انفرادی به سر برده است.
 
در آن زمان روزنامه کانادایی «تورنتو استار» بیانیه خانواده خانم هودفر را بازتاب داد که در آن اشاره شده این استاد دانشگاه از بیماری «ضعف شدید عضلانی» رنج می‌برد، و نسبت به وضعیت سلامت او ابراز نگرانی شده بود.
 
نگرانی از وضعیت سلامت خانم هودفر در بیانیه چندین نهاد دانشگاهی و حقوق بشری نیز بازتاب داشت و از جمله اواخر شهریور ماه، سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه‌ای، از وضعیت سلامتی هما هودفر ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط وی شده بود.
 
کانادا که از جمله در مسائل حقوق بشری از منتقدان جمهوری اسلامی است، در سال ۹۱ روابط خود را با ایران قطع کرد اما اخیراً با روی کار آمدن دولت لیبرال جاستین ترودو، نشانه‌هایی حاکی از تمایل برای احیای روابط با تهران مشاهده شد.
 

تا اینکه در آخرین روز فروردین ماه، وزیران خارجه دو کشور برای نخستین بار از زمان قطع روابط با یکدیگر دیدار کردند و به گفته مقام‌های کانادایی «پرونده‌های کنسولی» و نیز «مسائل منطقه‌ای» از جمله موضوعاتی بود که در این دیدار بر سر آنها گفت‌وگو شد.

Sunday, September 25, 2016

فساد مالی نهادینه در ساختار دینی ایران و همراهی رسانه‌ها با پدرخوانده‌ها

فساد مالی نهادینه در ساختار دینی ایران

و همراهی رسانه‌ها با پدرخوانده‌ها

تقدس، عاملی است که مانع سوال و بررسی می‌شود. حکومت‌های ایرانی راه مسکوت گذاشتن بررسی و حقیقت‌یابی را به خوبی یافته بودند، خیلی پیش از ماکیاولی. جمهوری اسلامی، تبلور تقدس فاسد است. از اول انقلاب، اصلاح‌طلبان و اصول‌گرا از این تقدس و عدم‌ پاسخگویی همراه آن بهره بسیار برده‌اند، و رسانه‌ها به جای بررسی و پیگیری، به استحکام فساد کمک کرده‌اند.
مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی خوانده‌اند، اما این تنها در شرایط ایده‌آل مفهوم پیدا می‌کند نه در مکان و زمانی که منفعت سیاسی و رسانه‌ای گره خورده باشد. در غرب، هر از گاهی شاهد کارهای مستقل از سیاست رسانه‌ها برای درک واقعیت پشت ماجراها بوده‌ایم و بسیاری از اهالی رسانه، به همین واسطه شغل خود را برگزیده‌اند.
اما در ایران، گروهی ادامه فعالیت سیاسی خود که در دانشگاه یا مراکز دیگر آغاز کرده بودند با مطبوعات ادامه داده‌اند. بررسی کنید چه تعدادی از فعالان دانشجویی دبیران و سردبیران مطبوعات ایران شدند. این فعالان سیاسی، با بخش‌هایی از قدرت در ارتباط می‌مانند و طبیعتاً منافع بخشی از قدرت که به آن وابستگی دارند، با کمک آنها از بررسی و پژوهش و تحقیق مصون می‌ماند.
هر کدام از ما درسال‌های همکاری‌مان با رسانه‌های داخلی، به نحوی با این پدیده آشنا شده‌ایم، اما همه ما حاضر به اعتراف به این بلا نیستیم.
من زمانی این مساله را به خوبی لمس کردم که در سال ۱۳۸۰، طی یادداشت‌هایی به روند سدسازی افراطی و بدون دلیل دولت خاتمی پرداختم و پس از چند شماره انتشار یادداشت‌ها در روزنامه نوروز، سانسور از سوی جماعت مشارکتی که اتفاقاً با سدسازان هم‌حزبی رابطه‌ای تنگاتنگ داشتند، آغاز شد.  این مساله به کناره گرفتن من از روزنامه نوروز انجامید.
جالب اینجا است که حبیب‌الله بی‌طرف، رئیس اسبق آب و نیرو و وزیر نیروی وقت، وفا تابش، محمد نعیمی‌پور، رجبعلی مزروعی و دیگران در دوره‌های مختلف سهم زیادی در ساخت و یا توجیه ساخت سدهای اشتباهی و پرخرج داشته‌اند. سدهایی که عملاً نظارتی بر ساخت‌سان و بر پول‌های رد و بدل شده اعمال نشده است. البته از مشارکت اعضای تحریریه سلام که شرکت‌های مختلفی ثبت کرده بودند، در نوشتن توجیه‌های اجتماعی ساخت این سدها حرف‌هایی به میان آمده است. توجیه‌هایی چند ۱۰ میلیونی، که در زمان خود رقم بسیار بالایی محسوب می‌شده است.
امروز اما، واقعیت‌های جالبی معلوم شده است:

بسیاری از سدسازی‌های اشتباه و پروژه‌های بزرگ انتقال آب از استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه گرفته است، به ویژه از زمان دولت نخست خاتمی. اما چه کسی استاندار وقت چهار محال بود؟
صفدر حسینی!
صفدر حسینی امروز یکی از متهمان درجه یک فساد دولتی است و بر حسب اتفاق، دخترش نماینده مجلس شورای اسلامی شده و مدارک بازی‌های پولی این دو و داماد خانواده عمومی شده است.
مساله مهم این است که دختر او، که باید ناظر باشد مبارزه کننده با فساد، کاندیدای «لیست امید» بود که مورد تایید سید محمد خاتمی قرار گرفته است.
از سوی دیگر، حسین فریدون، برادر رئیس جمهوری به عنوان جمع‌کننده پول برای کمپین ریاست جمهوری بعدی روحانی متهم به دخالت در نصب شریک صرافی خود به عنوان رئیس بانک رفاه کارگران شده است؛ کسی که فیش حقوقی‌اش این همه سر و صدا به‌پا کرده است.
مساله مهم این است که چرا موارد مختلف فساد را روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب پی‌گیری نکرده‌اند و باید منتظر ماند که جناح رقیب دولت برای حال‌گیری تحقیق را شروع کرده باشد.
اگر از همان زمان قدرت گرفتن خاتمی، رسانه‌ها تبدیل ناظران مستقل قدرت شده بودند، امروز شاهد چنین فضاحتی نمی‌بودیم. همکاران رسانه‌ای خاتمی با نفوذ خود و انحراف افکار عمومی، فشاد نهادینه شده در دوران هاشمی رفسنجانی را دنبال کردند و گسترش دادند.
فساد همیشه وجود داشته و وجود هم خواهد داشت. فساد مالی شاید کهن‌ترین رقیب فحشا باشد، اما شان فحشا بسیار بیشتر از فساد جماعت ظاهراً اصلاح‌طلب و وابسته به کارگزاران و تیم روحانی و جناح رقیب‌شان است که خود را «دینی» می‌خوانند ولی جایگاه اعتقادات را از فضل به فضله رسانده‌اند.
اما مشکل من با روزنامه‌نگارانی است که خود را طالب اصلاح‌ می‌خوانند اما در محکم‌تر شدن موقعیت فاسدان و تشکیل مافیای قدرتمند مالی شریکند، حتی اگر خود سهمی نبرده باشند. این روزنامه‌نگاران با سکوت در برابر تبعیض اقتصادی و رانت‌خواری و فساد، به اصلاح‌طلبان مشروعیتی غیر واقعی دادند.
بهمن احمدی امویی می‌نویسد: «آبشخور مشترک تمام اصلاح‌طلب‌های دولتی و حکومتی و محافظه‌کارانی که خود را این روزها اصول‌گرا می‌نامند، رانت‌خواری و مال خودسازی مناصب و موقعیت‌ها و امکانات اجتماعی و اقتصادی کشور است . یکی کم و دیگری زیاد. اما در این نقطه باهم مشترک‌اند. ازاین‌رو از هیچ‌کدام از کسانی که به‌نوعی از این رانت برخوردار بوده‌اند، نمی‌توان انتظار کمترین اقدامی جهت کاهش فساد داشت. فسادی که سال‌ها است سیستمی، همه‌گیر و عمومی شده است. از این زاویه دولت روحانی تفاوت معنی‌داری با اصولگرایان ندارد و تنها شکل و ظاهر رفتارش با آن‌ها متفاوت است.»
تاکید دوباره‌ای می‌کنم بر جمله مهم پاراگراف بالا: «هیچ‌کدام از کسانی که به‌نوعی از این رانت برخوردار بوده‌اند، نمی‌توان انتظار کمترین اقدامی جهت کاهش فساد داشت». به عبارتی، بخشی از روسای روزنامه‌نگارانی که از این رانت‌ها برخوردار بوده‌اند، نمی‌توانند و یا نمی‌خواهند اقدامی برای مقابله با فساد کنند.
اما مشکل دیگر، فساد جامعه دینی است. فسادی که در پناه دین انجام می‌گیرد و نظارتی روی‌اش نیست. چرا؟ چون تقدس مانع پرسش‌گری می‌شود. تقدس، ابزار تحمیق است. ابزار سرکوب است. فساد، کل جمهوری اسلامی را گرفته و تا وقتی نهادهایی با بهره‌گیری از تقدس ناظران مستقل قدرت را ساکت می‌کنند، و فعالان سیاسی را به زندان می‌اندازند، کاری از پیش نخواهد رفت.
اما سوال بعدی از رای‌دهندگان به جماعت فاسد است! رای دهندگان به «لیست امید» آیا اطلاعی از فساد مالی مرتبط با او داشتند؟ چرا رسانه‌ها کار خودشان را نکردند؟ چرا الان ساکت هستند؟ گرچه رطب خورده منع رطب نمی‌کند، اما خوردن رطب از سوی مدیران رسانه‌های ساکت، کافی نیست؟

نگاهی به سخنرانی آیت الله دری نجف آبادی "آنان" چه کسانی هستند که در جنایت کهریزک نقش داشتند ؟


 
نگاهی به سخنرانی آیت الله دری نجف آبادی
"آنان" چه کسانی هستند
که در جنایت کهریزک نقش داشتند ؟
 
 
 
 

آیت‌الله دری‌ نجف‌آبادی وزیر اطلاعات اسبق (در دولت اول خاتمی و در اوج قتل های زنجیره ای) و عضو رهبری مجلس خبرگان اخیرا در گردهمایی روحانیون شهرستان خمینی‌شهر پیرامون دو فقره قتل در پرونده قاضی مرتضوی نکات مهمی را مطرح کرده است. از جمله این که در ماجرای کهریزک از کلمه اشاره "آنان" در کنار قاضی مرتضوی نام می برد اما نمی گوید "آنان" کیستند. دری نجف آبادی می گوید:
در سال ٨٨ در قضیه زندان کهریزک صد درصد مخالف بعضی از اعمال و رفتار مسئولان وقت بودم.
در آن زمان به ‌عنوان دادستان کل کشور دستور دادم که انتقال زندانیان صورت نگیرد و حتی دیگران نیز مخالفت خود را در این موضوع اعلام کردند ولی آنان (؟) خودسرانه دست به این حرکت غلط زدند و اکنون بعد از هفت سال اعلام می‌کنند که اشتباه کرده‌اند.
در زمانی که دادستان کل کشور بودم بر اثر غفلت بعضی از افراد، یک خانم(زهرا کاظمی عکاس خبرنگار ایرانی تبار) بر اثر حادثه‌ای فوت و این موضوع موجب قطع رابطه دولت کانادا با ایران شد. گاهی به ‌خاطر اشتباه و کار غلط یک فرد، ٨٠ ‌میلیون نفر جمعیت زیر سؤال می‌روند.
زهرا کاظمی خبرنگار - عکاس ایرانی - کانادایی بود که در خردادماه۱۳۸۲ مقابل زندان اوین بازداشت شد. بنا به گفته سعید مرتضوی، دادستان وقت عمومی و انقلاب تهران، زهرا کاظمی متهم به عکس‌برداری از اماکن و مناطق ممنوعه و ارسال آن برای سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه بوده ‌است. زهرا کاظمی در حالی‌ که مدت ۱۸ روز در بازداشت به سر می‌برد، در روز ۲۰ تیر و در زندان جان خود را از دست داد. مقامات وقت دادستانی دلیل مرگ را غش و برخورد سر خانم کاظمی با زمین و نهایتا ضربه مغزی ذکر کردند.
محسن آرمین، نماینده مجلس ششم از تریبون مجلس گفت: «به گفته‌ مقامات وزارت اطلاعات این وزارت اعلام می‌کند که بازداشت وی ضرورت ندارد و ایشان را به محل اقامت خود بفرستید و ما در همان‌ جا از او بازجویی می‌کنیم ولی قاضی مرتضوی نمی‌پذیرد. مرتضوی پس از دو روز بازجویی از زهرا کاظمی به ‌دلیل نامعلومی این خبرنگار را به نیروی انتظامی تحویل داده که پس از آن زهرا کاظمی به بازجویان نیروی انتظامی گفته بود که او را به هنگام بازجویی در دادستانی از ناحیه سر مورد ضرب‌ و جرح قرار داده‌اند .
قاضی مرتضوی پس از درگذشت زهرا کاظمی خارج از حیطه‌ مسئولیت و بدون اطلاع به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل رسانه‌های خارجی این وزارت را احضار و از او می‌خواهد در مصاحبه‌ای فوت او را به علت سکته مغزی اعلام کند. او پس از مصاحبه مدیرکل مذکور، چند بار با خبرگزاری تماس می‌گیرد تا خبر فوت را به‌ سرعت اعلام کند.
فاطمه راکعی، یکی دیگر از نمایندگان مجلس ششم، نیز به رسانه‌ها گفته بود شخص قاضی مرتضوی در تماسی با محمدحسین خوشوقت، معاون رسانه‌های خارجی وزارت ارشاد، او را به دادستانی فراخوانده و از او خواسته است نامه تایپ‌شده‌ای را مبنی بر این که «علت مرگ زهرا کاظمی سکته مغزی بوده است» امضا کند. سعید مرتضوی در پاسخ به گزارش تحقیق‌ و تفحص مجلس ششم، جوابیه‌ای به مجلس ارسال کرد و نوشت: «مصاحبه، خواست خود آقای خوشوقت بوده که برای دریافت اطلاعات و سوابق «زهرا کاظمی» و این که مطمئن شود وزارت اطلاعات او را تأیید نکرده بوده، به دادسرا مراجعه کرده ‌است.
این پاسخ با واکنش خوشوقت روبه‌رو ‌شد و درجوابیه‌ای برای مجلس پاسخ مرتضوی را داد. او نوشت: «دادستان تهران به گونه‌ای شگفت‌آور درخواست کرد آنچه او می‌گوید، بنویسم.»

فیلم / گزارش تکان دهنده از غم انگیزترین مدارس ایران

فیلم / گزارش تکان دهنده از غم انگیزترین مدارس ایران 

از دروازه مدرسه ای که دختر بچه دانش آموز را ساعتی قبل از تهیه این گزارش کشته بود تا نشستن روی سنگ های داغی که نامشان کلاس است... اینجا نه آب دارند، نه برق و نه حتی دستشویی: فاجعه در فاجعه در فاجعه!




سفارتخانه 12 میلیون دلاری ایران در واشنگتن خاک می‌خورد، آمریکا علف‌ها را هرس می‌کند + عکس

سفارتخانه 12 میلیون دلاری ایران در واشنگتن خاک می‌خورد، آمریکا علف‌ها را هرس می‌کند + عکس


به گزارش ایلنا به نقل از نیویورک تایمز، ملک ۱۲ میلیون دلاری سفارت ایران در واشنگتن که روزی میزبان الیزابت تیلور (بازیگر هالیود) و ریچارد نیکسون (رییس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا) بوده، در حال حاضر خاک می‌خورد.
کنسولگری ایران مدت‌هاست که به عنوان دفتر یکی از دلال‌های تابلوهای نقاشی‌های قدیمی تغییر کاربری داده است. خانه ویلایی هفت اتاق خوابه‌ای که دیپلمات‌های ایرانی از آن برای مواقع تفریح استفاده می‌کردند امروز محل اقامت یک خانواده پنج نفره است.
این املاک به علاوه هفت ملک دیگر در سراسر آمریکا در جمع چیزی حدود ۵۰ میلیون دلار ارزش دارد که همگی همچنان به جمهوری اسلامی ایران تعلق دارند. اما نزدیک به ۴۰ سال است که وظیفه نگهداری و اجاره دادن این املاک به وزارت امور خارجه آمریکا سپرده شده است.
در نتیجه قطع روابط دیپماتیک ایران و آمریکا در سال ۱۹۷۹ در پی بحران گروگانگیری، دارایی‌های ایران در ایالات متحده همچنان در برزخ باقی مانده و تغییر چندانی در چشم‌انداز آن به وجود نیامده است.
به گفته کریم سجادپور در بنیاد صلح بین‌الملل کارنگی گفت‌وگوهایی بین ایران و آمریکا در جریان است اما رنجش سالیان گذشته هنوز مرتفع نشده است.
درصدر دارایی‌های ایران در آمریکا محل ساختمان سفارت ایران قرار دارد. این محل میهمانی‌های بی‌حساب و کتاب و اسراف‌های اردشیر زاهدی آخرین سفیر ایران در آمریکا در دهه ۱۹۷۰ بوده است.
زاهدی در مصاحبه‌ای با یک رسانه سوییسی با به طراحی سفارتخانه در دهه ۱۹۶۰ توسط معماران ایرانی و آمریکایی به عنوان ترکیبی از معماری اصیل ایرانی و مدرن اشاره کرده و گفته بود که قلب من هنوز آنجاست. این سفارتخانه مانند بچه من بود. شب و روز می‌جنگیدم تا بودجه ساخت این سفارتخانه را تامین کنم.
دفتر نمایندگی‌های خارجی در وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۶۱ به ساز و کار کنوانسیون وین مبنی بر ادامه روابط بین ملت‌ها حتی درصورت قطع روابط دیپلماتیک بین دولت‌ها پیوست و به همین خاط مسئول املاک و مستغلات ایران از زمان قطع روابط فی‌مابین است.
این دفتر تعمیر، حفظ امنیت و محوطه‌سازی‌ها شامل کوتاه کردن چمن‌ها و استخدام بنگاه‌ها برای قرار دادن این املاک در لیست اجاره را برعهده دارد ۶ تا از این ده ملک هم‌اکنون تحت اجاره‌اند.
سم و ربرگ سخنگوهای وزارت امور خارجه گفته که این دفتر تلاش کرده تا این املاک را باتوجه به نرخ بازار اجاره بدهد و از عایدات این اجاره‌ها برای هزینه‌های نگهداری آنها استفاده کند.
براساس ارزیابی‌های مالیاتی دست‌کم هشت تا از ده ملک ایران ارزشی بیش از ۱ میلیون دلار دارد و در صورتی که اینها وارد بازار آزاد شوند ارزشی بیش از این نیز خواهند داشت. حتی اگر ایران می‌خواست هم روشن نبود آیا می‌تواند این املاک را بدون وجود روابط دیپلماتیک بفروشد یا نه.
تصویر زیر سفارتخانه ایران در واشنگتن است.
24embassy2-sub-master675
در کنار سفارت سابق ایران «خانه گرجستان» قرار دارد که با ۴۴ اتاق ارزشی معادل ۱۰ میلیون دلار را به خود اختصاص داده و هم‌اکنون خالی است. اینجا محل اقامت زاهدی بوده است.
دفتر سابق وابسته علمی و نظامی ایران نیز در سال ۱۹۹۰ به سفیر رومانی به قیمتی که قابل انتشار نیست اجاره داده شده است.
در ویلای بتزدای مرینلند، خانواده ۵ نفره یک دیپلمات سابق آلمان زندگی می‌کنند. این خانه با دو کافه و یک استخر بهطور کامل به این خانواده داده شده است. بنگاه املاک محلی در سال ۲۰۱۵ این خانه را با ارزش ماهانه ۵۵۰۰ دلار در لیست اجاره قرار داده بود.
ریچارد فین، متخصص آثار نقاشی‌های قدیمی و نوگرایان اروپایی دفتر مرکزی‌اش را سال ۲۰۰۲ در محل کنسولگری سابق ایران در نیویورک در خیابان ۶۹ بین مدیسون و خیابان پارک بنا کرد. آقای فین مانند باقی اجاره‌نشین‌ها از ترسش برای عصبانی کردن صاحبخانه‌اش گفته است.
تصویر زیر یکی از املاک ایران در آمریکاست که به کنسول ایران در این کشور قبل از انقلاب تعلق داشته است.
املاک ایران در آمریکا
در سانفرانسیسکو خانه‌ای به ابعاد ۸۷۰۰ فوت مربع وجود دارد که ارزش آن بیش از ۱۰ میلیون دلار ارزیابی شده است.
در واشنگتن ساختمان سفارت سابق برای عروسی‌ها و دیگر مراسم اجاره داده می‌شد اما امروز پنجره‌های آن با پرده پوشانده شده است.
زاهدی که در مراسم‌هایش خاویار ایرانی و شراب‌های گرانقیمت سرو می‌کرد و هزینه این میهمانی‌ها ده‌ها هزار دلار بود گفته که این مراسم‌ها به تحکیم روابطش با واشنگتن کمک می‌کرد.

سجادپور گفته که زاهدی و اخلاف او به سیاست‌مداران آمریکایی و بانکداران و سوپراستارهای آمریکا بسیار نزدیک بودند. اما بعد از ۱۹۷۹ این نفوذ بی‌حد و حصر ایران در واشنگتن به سمت و سوی دیگری کشیده شد.