Sunday, October 19, 2014

بررسی حقوقی ماجرا و روایت یک شهروند از فضای شهر روایت یک اصفهانی از اسیدپاشی سریالی به زنان

بررسی حقوقی ماجرا و روایت یک شهروند از فضای شهر

روایت یک اصفهانی از اسیدپاشی سریالی به زنان

پاشیدن اسید به چند زن اصفهانی در خیابان، این روزها داغ‌ترین موضوع شبکه‌های اجتماعی است. مقامات رسمی وقوع ۴ مورد از اسیدپاشی به زنان این شهر را تایید کرده‌اند، گزارش‌های غیر رسمی اما حاکی از این است که دست‌کم ۸ زن در هفته‌های اخیر به صورت زنجیره‌ای قربانی اسیدپاشی شده‌اند. پزشکی قانونی اصفهان در پاسخ سوال روزآنلاین مبنی بر اینکه اسیدپاشی به چند زن به این مرجع قانونی گزارش شده، می‌گوید فعلا مجوز پاسخگویی در این خصوص را ندارد. نیروی انتظامی نیز تاکنون خبری مبنی بر شناسایی عاملان این حوادث منتشر نکرده است.
هر چند هنوز مشحص نیست این زنان دقیقا به چه دلیل قربانی اسیدپاشی شده‌اند، این فرضیه مطرح شده که به زنانی که پوشش آنها از نگاه مسئولان و مقامات مذهبی "نامناسب" خوانده می‌شود به صورت سازمان یافته حمله شده است. خبرگزاری ایسنا با چند تن از قربانیان این حوادث که مصاحبه کرده است، گرچه هر سه مورد گفته‌اند که حجابشان "مناسب" بوده است اما دست کم دو چیز در بین آنها مشترک است: زن بودن و اسیدپاشی به آنها وقتی پشت فرمان خودرو بوده‌اند. همچنین در حالی که استاندار اصفهان احتمال اسیدپاشی به دلیل "اختلافات شخصی" را مطرح کرده، دختران آسیب‌دیده گفته اند با هیچ کسی خصومت شخصی نداشته است.
روزآنلاین با صالح نیکبخت، حقوق‌دان و وکیل پایه دادگستری در خصوص ابعاد حقوقی این اتفاقات گفت‌وگو کرده و یک شهروند اصفهانی نیز در گفت‌وگو با روز، از جو ناامنی و ترس حاکم شده بر دختران اصفهانی می‌گوید.

مسوولیت دولت و نیروی انتظامی
درماه‌های اخیر انتقادات به وضع حجاب زنان ایرانی از سوی برخی مسوولان و چهره‌های مذهبی شدت گرفته است. صالح نیک‌بخت، وکیل دادگستری می‌گوید: "گرچه این عنوان شده که این موضوع در ارتباط با بدحجابی در شهر اصفهان اتفاق افتاده است، اما هنوز نمی‌توان با قاطعیت این موضوعات را به هم مرتبط کرد." او با اشاره به سخنان فضل‌الله کفیل، فرماندار اصفهان که گفته احتمال دارد این حوادث مربوط به "اختلافات شخصی" باشد، می‌گوید: "این حوادث به هر دلیلی که باشد نیروی انتظامی به نمایندگی از دولت و حاکمیت، مسئول حفظ امنیت افراد است و بدیهی است چنانچه جلوی این کارها گرفته نشود شیوع بیشتری پیدا می‌کند."
استاندار اصفهان پیش‌تر گفته بود تنها روی دو زن در این شهر اسید پاشیده شده‌است، این در حالی است که جانشین رئیس پلیس کشور روز شنبه ۲۶ مهرماه اسیدپاشی روی ۴ زن را تایید کرد و گفت: "با توجه به اطلاعات اولیه و سرنخ‌هایی که به دست آمده، امیدواریم با تلاش همکاران عوامل آن به زودی دستگیر شوند." او همچنین گفته است: "افرادی که مورد هدف اسید پاشی قرار گرفته‌، متفاوت بوده‌اند و این گونه نیست که این افرادی که قربانی اسید پاشی شده‌اند همگی جز یک دسته یا قشرخاص بوده باشند."
صالح نیکبخت، حقوقدانی که با روز گفت‌وگو می‌کند ضمن تاکید بر اینکه "وظیفه تامین امنیت افراد جامعه با دولت است"، می‌گوید: "هیچ کس نمی‌تواند بدون رعایت مقررات و قانون، خودش اعمال حق کند."
این وکیل دادگستری از برخی اظهارنظرها یاد می‌کند که منجر به تحریک برخی افراد برای دست زدن به اعمال غیرقانونی می‌شود: "بعضی سخنان بهانه دست افراد ناآگاه می‌دهد تا دست به چنین کارهایی می‌زنند. این حوادث جزو موارد مشکوک است. چرا که هم‌زمان شده با مواردی که در یک ماه اخیر نه تنها در اصفهان در اغلب نقاط کشور تحت عنوان مبارزه با بدحجابی و... مطرح بوده است."
او توضیح می‌دهد: "این رویه به نوعی حس عدم امنیت ایجاد می‌کند و برخی افراد به این استنتاج می‌رسند که دولت توانایی ایجاد نظم و امنیت را ندارد، پس خود وارد عمل می‌شوند؛مشابه حوادثی که در دهه 70 هم شاهدش بودیم."
او در پاسخ به این سوال که جرم کسانی که با چنین رفتاری در جامعه رعب و وحشت ایجاد کرده و شماری از زنان را دچار سوختگی شدید و نقص عضو کرده‌اند چیست، می‌گوید: "این اعمال از مصادیق افساد در زمین است یعی ایجاد عدم امنیت، رعب و وحشت و آسیب رساندن به مردم، در حقیقت این افراد مفسدفی‌الارض تلقی می‌شوند."

"همه جا حرف اسیدپاشی است، ما می‌ترسیم"
"ماجرای اسیدپاشی را اولین بار ۳ هفته پیش شنیدم، آن موقع هنوز رسانه‌ای نشده بود. دیده بودند ترک‌نشین یک موتورسیکلت روی زنی که در ماشین پارک شده‌اش نشسته بود، اسید می‌پاشد و فرار می‌کند. در خیابان مهرداد که از مناطق خوب اصفهان است و مرکز خرید و کافه و... آنجا هست."
این را یک وبلاگ‌نویس اصفهانی به روزآنلاین می‎گوید و ادامه می‌دهد: "بلافاصله از جای دیگر شنیدم در خیابان خاقانی که آن هم موقعیت مشابهی دارد روی زن دیگری اسید پاشیده‌اند. گویا در محله کاوه که خارج اصفهان محسوب می‌شود هم همین اتفاق افتاده است." این زن وبلاگ‌نویس اصفهانی می‌گوید: "همه جا حرف اسیدپاشی است، ما می‌ترسیم، راننده سرویس مدرسه یکی از اقوام ما که زن بوده گفته فعلا کار نمی‌کند، دوستم که کافه دارد می‌گوید مشتری ندارد و دخترها بیرون نمی‌آیند، مردم ترسیده‌اند..."
یکی از شاهدان حادثه شامگاه چهارشنبه هم به روزنامه شرق گفته است:"آن زن پشت چراغ قرمز میدان توحید ایستاده بود و من پشت‌ سر او توقف کرده بودم. در ترافیک متوجه شدم دو موتورسوار که کلاه‌کاسکت داشتند از میان ماشین‌ها رد می‌شوند و داخل خودروها را نگاه می‌کنند. کاغذی هم دست ترک‌نشین بود تا وانمود کند می‌خواهد آدرس بپرسد. او وقتی به سمند مشکی‌رنگ جلو من رسید، به شیشه زد و وقتی آن زن شیشه پنجره را پایین کشید، ترک‌نشین بطری قهوه‌ای‌رنگی را از زیر لباسش درآورد و مایعی را به طرف او پاشید و به‌سرعت فرار کرد. اسید، هم روسری آن زن را کاملا از بین برد و هم به خودرو آسیب رساند. بعد از این حادثه مردم به آن زن کمک کردند." علی شجاعی، یکی از کسبه خیابان مهرداد هم به ایسنا گفته است: "زنی که مورد اسیدپاشی قرار گرفت حدود ۲۷ساله بود و حجاب معمولی داشت."
"مریم- د"، یکی از قربانیان، که روز حادثه برای تدارک جشن تولد پسرش به خیابان آمده بود به به ایسنا گفته است: "یک موتورسوار، نزدیک به دو لیتر اسید از شیشه پایین ماشین و سمت راننده به صورت، دست، پا و همه بدنم پاشید. تا کنون در خصوص این اسیدپاشی زنجیره‌ای در اصفهان نشنیده بودم و فکر می‌کنم جزء اولین افرادی هستم که قربانی شدم." این زن در توضیح وضعیت جسمی خود هم گفته: "یکی از قرنیه‌هایم را از دست دادم و باید پیوند قرنیه انجام دهم. بدنم به شدت آسیب دیده، یک قسمت از سر من سوراخ شده و هنوز شوک هستم که چطور یک نفر با انسان این کار را می‌کند؟ آیا او هم انسان است؟!"
ایسنا با دو قربانی دیگر اسیدپاشی سریالی در اصفهان گفت‌وگو کرده، آنها هم در شرایط بد روحی و جسمی به سر می‌برند، زنانی که برای انجام کارهای روزمره خود از خانه بیرون آمده‌ بودند و حالا زخمی همیشگی با آنها همراه شده است.
برخلاف مواردی مانند "کلیپ هپی" که نیروی انتظامی مدعی بود دست‌اندرکاران آن "ظرف دو ساعت شناسایی شده و بعد از ۶ ساعت همگی دستگیر شدند"، هنوز اطلاعی در مورد اقدامات پلیس و موفقیت احتمالی آنها در دستگیری اسیدپاش‌های اصفهان در دست نیست.

Friday, October 17, 2014

Sunday, October 12, 2014

خشایار دیهیمی به صادق لاریجانی: نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است

خشایار دیهیمی به صادق لاریجانی: نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت

من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است

خشایار دیهیمی به صادق لاریجانی: نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت
یکی از روشنفکران سرشناس ایرانی در اعتراض به اظهارات امروز صادق لاریجانی، خطاب به وی گفت: «بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک لاقبا متوجه تو می‌داند جواب بده. وگرنه من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است.»
خشایار دیهیمی، مترجم معروف آثار فلسفی و ادبی، به عنوان یک «شهروند» در یادداشتی صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی را خطاب قرار داده و گفته است:‌ «من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرامی‌خوانم. بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک لاقبا متوجه تو می‌داند جواب بده.»
متن کامل این یادداشت که با عنوان «مملکت بی قانون!» در صفحه فیس‌بوک خشایار دیهیمی منتشر شده، به این شرح است:
«آقای رئیس قوه قضائیه! باز هم که تهدید می‌کنی! جز تهدید و ارعاب و زندان و شلاق چیزی هم نمی‌شناسی.  در دست تو شلاق است در دل من اخلاق! تو تهدید به احضار شهروندانی می‌کنی که فریادشان از فساد لانه کرده در نظام به هواست. آن هم نه فقط فساد مالی، بلکه فساد اخلاقی، دروغگویی، و حق را ناحق کردن. مرا هم زبان تهدید هست. مرجع من هم تو نیستی. عدالت است. تو از بزرگنمایی فساد در نظام می‌گویی من از لاپوشانی فساد در نظام. ‌
مسئول ارشد قانون! قانون‌شکنان، رانت‌خواران، دروغگویان و تهمت زنندگان راست راست در این مملکت راه می‌روند و اگر بگویی بالای چشمتان ابروست متهم به بزرگنمایی فساد در نظام می‌شوند و عقوبت می‌بینند. طشت رسوایی هشت سال دولت از بام افتاده است. معاون اول رئیس جمهور بعد از مکیدن خون مردم تازه حالا که منصبش را از دست داده دارد محاکمه می‌شود و تازه یقین دارم که مجازات نمی‌شود آنچنان که باید. وقتی فساد معاون اول رئیس جمهور سابق محرز شده دیگر چه جای بزرگ‌نمایی می‌ماند؟ تازه این یکی از آن هزاری است که نشد لاپوشانی‌اش کنید. و تو تهدید هم می‌کنی؟ از تو بزرگترهایش در طول تاریخ لاف‌های بزرگتر زده‌اند. اما عاقبتشان را دیده‌ایم. من از قانون سخن می‌گویم. از همان چیز فراموش شده در این مملکت. اگر راست می‌گویی به قانون و به همین گزافه‌گویی‌ات عمل کن. من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرامی‌خوانم. بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک لاقبا متوجه تو می‌داند جواب بده. وگرنه من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است. نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت. مردم قضاوتشان را کرده‌اند و باز هم خواهند کرد. امروز بر مسند قدرتی و غره به این مسند. من نه مسندی دارم و نه جز عزت انسانی‌ام سرمایه و قدرتی. قامت من اگر زیر بار زورتان خمیده است دلم سرفراز است. تو دلت خمیده است. فخر مفروش. روزگار تکلیف ما را با هم روشن خواهد کرد.
شهروند - خشایار دیهیمی»
گفتی است که امروز صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه، رسانه‌هایی را که به فساد حکومتی می‌پردازند، تهدید کرد.

نوری‌زاد پس از آزادی: «باز آمدم؛ پیروز!» محمد نوری‌زاد یک روز پس از بازداشت، آزاد شد

نوری‌زاد پس از آزادی: «باز آمدم؛ پیروز!»

محمد نوری‌زاد یک روز پس از بازداشت، آزاد شد

نوری‌زاد پس از آزادی: «باز آمدم؛ پیروز!»
یک روز پس از بازداشت محمد نوری‌زاد در خیابان پاستور توسط «سربازان گمنام آقا» وی در فیس‌بوک، از آزادی خود خبر داد

محمد نوری‌زاد که روز گذشته توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده بود، امروز پس از آزادی، با انتشار یک عکس سلفی (خودگرفت) مقابل زندان اوین، در صفحه فیس‌بوکخود نوشت:
باز آمدم، پیروز!
امروز بعد از ظهر از زندان اوین بیرون آمدم. پیروز. گونه سمت راستم شکافته. و زیر چشمم نیز. عکس‌ها را دیشب در دستشویی کلانتری جامی از خود گرفتم.
به هنگام ورود به کلانتری، و در شلوغی و ازدحامی که در گرفته بود، کسی از من نپرسید تلفن داری یا نداری. می‌نویسم برایتان. سپاس از همه شما عزیزان که نگرانم بودید. من از تار و پود همین نگرانی‌های شما به چشم و دل و دست و پای خود رمق می‌تنم.
در بیرون زندان اوین، با تن‌پوش پاره و خونینم عکسی به یادگار گرفتم.
محمد نوری‌زاد
بیست مهر نود و سه - تهران
--------
بازداشت پیشین نوری‌زاد در اسفندماه سال گذشته مقابل وزارت اطلاعات نیز، که با انتشار تصویری مشابه همراه بود، پس از چند ساعت، به آزادی انجامید.
خبر ضرب و شتم و بازداشت نوری‌زاد را روز گذشته پسر او اباذر نوری‌زاد همراه با انتشار عکس‌های سلفی (خودگرفت) پدرش در فیس‌بوک منتشر کرده بود. پسر نوری‌زاد که در آمریکا زندگی می‌کند، گفته بود: «پدرم این عکس‌ها را از طریق وایبر برای من ارسال کرده».
خبر بازداشت نوری‌زاد و انتشار عکس‌های سلفی او، واکنش‌های متفاوتی را در فضای مجازی برانگیخت؛ و توضیحات وی پس از آزادی نیز به نظر می‌رسد پاسخی است به برخی از این واکنش‌ها.
صفحه فیس‌بوک «سپیده‌دم» در گزارشی از این واکنش‌ها با عنوان «نوری‌زاد، سِلفی، کلانتری، کالیفرنیا» در مورد واکنش‌ها نسبت به خبر ضرب و شتم و دستگیری محمد نوری‌زاد نوشته است:
انتشار تصاویر محمد نوری زاد، فیلمنامه‌نویس و از نویسندگان سابق روزنامه کیهان، در صفحه فیس‌بوک «تقاطع» باعث بحث و جنجال در این صفحه شد.
تقاطع گزارش داده است که محمد نوری‌زاد، اعلام کرده بود از روز شنبه (۱۹ مهر)، اعتراض خود را با هدف پس گرفتن اموالش از سپاه پاسداران، به خیابان پاستور تهران می‌برد، و سپس توسط ماموران امنیتی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و بازداشت شد.
تقاطع در ادامه نوشته است اباذر نوری‌زاد، فرزند آقای نوری‌زاد که این عکس‌ها را از پدرش دریافت کرده، نوشته که او به کلانتری منتقل شده تا احتمالا از آنجا به دادسرای زندان اوین انتقال یابد.
جنجال از آنجا آغاز شد که یکی‌ از کاربران فیس‌بوک به نام روناک در کامنتی در صفحه تقاطع نوشت: «مگه میشه همچین آدمی توی کلانتری باشه گوشیش رو نگیرن؟؟؟»
و فردی به نام پویا با فحاشی پاسخ داد: « ... گوشی آوردن تو کلانتری کاری نداره این عکسا رو پسرش گرفته ... زور داره واسه آدم وقتی میبینه یه سری نشستن پشت کامپیوتر فقط حرف مفت میزنن تا قبل از این میگفتن چرا کسی کاریش نداره الان که کتک خورده میگن چه جوری عکس گرفته تا اینو نکنید توی گور راحت نمیشید میدونم دیگه اخرشم میگید اینم از خودشون بود.»
این در حالیست که در متن خبر به صراحت نوشته شده محمد نوری زاد عکس‌ها را برای پسر خود اباذر نوری‌زاد فرستاده است. و اباذر نوری‌زاد که ساکن کالیفرنیای آمریکاست عملا نمی‌توانسته از پدرش در یک کلانتری در داخل شهر تهران عکس بگیرد!
یکی‌ از کاربران فیس‌بوک هم پرسیده: «چطوره که یک شخص کاملا مخالف با جمهوری اسلامی ایران باشه ببرنش کلانتری و گوشیش رو نگیرن ، اونوقت اینقدر آزاد بزارن که با گوشی عکس بگیره و اینترنتم وصل باشه و عکسارو ارسال کنهتازه این شخص هم که مشکل فوق سیاسی داره.»
یکی‌ دیگر از کاربران به نام سپیده نوشته است: «موضوع چیه؟ با اینکه من خودم از این حکومت آخوندی متنفرم اما اینکه هر کسی چندتا عکس خونین و مالی از خودش بگیره و بذاره تو فیس‌بوک و ادعا کنه که چون با این نظام آخوندی مخالفه٬ پس حتما آدم درستیه و حق با اونه٬ درست نیست. پس لطفا توضیح بدید که کل ماجرا چیه! اینطوری به شعور مردم هم احترام میذارید.»
در ادامه نظرات کاربران دیگر را هم می‌خوانیم:
- بعد از کتک خوردن سر فرصت سلفی گرفت , آپ کرد تو فیس‌بوک بعد دستگیر شد!!؟؟ عجب...نمیگم دروغه ولی با عقل جور در نمیاد مگه اینکه بعد از کتک خوردن چندساعت بعد دستگیر شده باشه...
- نمیدونم چرا این نوری زاد قابل اعتماد نیست واسم هرکاری میکنه فقط یه جورایی داره تبلیغ میکنه واس خودش دلش میخواد نامش موندگار بشه شهامتش قابل تحسینه ولی من ندیدم یه جریان یا اشخاص معتبری ازش حمایت کنن نمیدونم والا شایدم احساسم اشتبا باشه ولی درکل تردید دارم
- عینکش صافه اونوقت از چشماش خون میاد. بس کنید این تابلو بازیارو
- نوری زاد پاک نهاد یک ایرانی اصیل و آزاده است امیدوارم هرچه زودتر به آغوش گرم خانواده‌اش برگردد
- واسه هالووين اين شكلى تراشيده خودشو
- فتوشاپه یا گریم؟ خالی بندیش که معلومه
- به نظرت ما خریم؟! نه واقعا ما خریم؟! نه دیگه ماخریم حتما!
- عاره به قول یکی ایشون نقش کف گیر رو دارن هم میزنن ماهی خوبا میان بالا شیکار میشن اینام فیلمه همش یارو دستگیر میکنن بعد میذارن از خودش سلفی بگیره بده داداشش بذاره فیسبوک؟؟
- نوري زاد از هواپيماي مفغودي مالزي مشكوك تره
سلفي . من و كلانتري يهويي همين العان
- داداش من چی شد همه این اتفاقات بعد اعتراضات کاربرا به اینکه چرا شما اینطوری آ زادانه به رعبر فحش میدین هیشکیم با شما کاری نداره میفته! ملت خر نیستن که
- آقاي نوري زاد قابل اعتماد نيست، فقط هم دنبال اموالش هست نه چيز ديگه، قهرمان سازي نكنيم.
و در انتها كامنت يكي از هموطنان در صفحه سپيده دم: « اين اقاي نوري‌زاده همون آدميه كه در سال ٦٧ اون همه إعدام و جنايت رو ميديد ولي هر روز تو روزنامه از فوائد انقلاب و جنگ مينوشت. ولي الان راه ميفته ميره واسه دلداري دادن به مادران خاوران. اينو من يكي نميتونم قبول كنم كه خانوم غنچه قوامي به خاطر رفتن به استاديوم بره زندان ولي آقاي نوري زاد به خاطر مخالفت با سران حكومت از تو كلانتري از خودش عكس بگيره.»

Saturday, October 11, 2014

ترور یک مقام فرمانداری ایرانشهر طی روزهای گذشته چند مامور و سرباز نیروی انتظامی در کمین مهاجمان کشته شدند

ترور یک مقام فرمانداری ایرانشهر

طی روزهای گذشته چند مامور و سرباز نیروی انتظامی در کمین مهاجمان کشته شدند

در پی کشته‌شدن چند سرباز و درجه‌دار نیروی انتظامی در سراوانِ سیستان و بلوچستان، صبح شنبه یک مقام فرمانداری ایرانشهر هدف گلوله قرار گرفت.
در ادامه درگیری‌های مسلحانه روزهای گذشته در استان سیستان و بلوچستان، صبح شنبه رییس امور اجتماعی فرمانداری ایرانشهر ترور شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، بهرام باشنده مسوول امور اجتماعی فرمانداری ایرانشهر پیش از عزیمت به محل کار، در مقابل منزل مسکونی خود توسط دو فرد مسلح ناشناس هدف گلوله قرار گرفت.
بر مبنای این گزارش، مهاجمان لباس ماموران شهرداری را بر تن داشته و بهرام باشنده را با اسلحه کلت کمری مورد هدف قرار دادند. مجروح به بیمارستان خاتم الانبیاء ایرانشهر انتقال یافت و پس از عمل جراحی از مرگ رهایی یافت.
فرماندار ویژه ایرانشهر در همین رابطه گفت: «هیچ توضیحی ندارم و ابعاد این حادثه در دست بررسی است».
خبر دیگری حاکی‌ست که طی روزهای گذشته پلیس سراوان در چند تله گرفتار شد و تعدادی از پرسنل آن کشته و مجروح شدند. روز چهارشنبه یک درجه‌دار پلیس به همراه دو سرباز که پس از یک تماس تلفنی با پلیس ۱۱۰ عازم ماموریت شده بودند، در طول مسیر در کمین «اشراری» افتادند که در انتظار آنها بوده‌اند. گفته شده مهاجمان با حمله به خودروی پلیس از لحظه کشته شدن سرنشینان آن فیلم‌برداری کرده و سلاح‌‌های این ماموران را نیز با خود برده‌اند.
کمتر از ۱۲ ساعت بعد و در صبح پنج‌شنبه، حمله مجدد به همان پاسگاهی انجام شد که سه پرسنل آن کشته شده بودند. براساس گزارش‌ها انفجار یک خودروی بمب‌گذاری شده در داخل پاسگاه علت اصلی مرگ یک درجه‌دار و مجروح شدن چند سرباز دیگر بوده است.
ماموران پلیس این خودرو را در منطقه‌ای از شهر سراوان یافته و آن را به داخل پاسگاه انتقال داده بودند؛ اما ساعت هفت صبح بمب  کار گذاشته شده در این خودرو منفجر شد.
اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در حاشیه رژه نیروهای انتظامی استان قم در واکنش به ترورهای اخیر گفت: «در حال پی‌گیری و نابودی تروریست‌ها هستیم و با وجود اینکه تعدادی از آن‌ها به کشور پاکستان فرار کرده‌اند باید دستگاه دیپلماسی به کشور پاکستان تذکرات لازم را برای همکاری بیشتر بدهند».

غنچه قوامی 'اعتصاب غذای خشک کرد

غنچه قوامی 'اعتصاب غذای خشک کرد'

خانواده غنچه قوامی، شهروند ایرانی-بریتانیایی می‌گویند که او از روز شنبه، یازدهم اکتبر (۱۹ مهر) تصمیم به اعتصاب غذای خشک گرفته است.

یه گزارش بی بی سی، غنچه قوامی هم‌اکنون در زندان اوین تهران در بازداشت است و از حدود یازده روز پیش، "در اعتراض به وضعیت بلاتکلیف و ادامه بازداشت موقت خود" در اعتصاب غذا به سر می‌برد. اما به نقل از او گفته شده است که تصمیم دارد از نوشیدن آب و چای هم خودداری کند.

ایمان قوامی، برادر غنچه قوامی به بی‌بی‌سی فارسی گفت که طبق قرار قبلی، والدین آنها روز شنبه، ۱۹ مهر، به دفتر معاون دادستان تهران رفته بودند و به آنها گفته شده بود که نه تنها می‌توانند با دیگر اعضای خانواده، از جمله خاله و فرزندان خاله غنچه، برای دیدار با او به آنجا بروند، بلکه می‌توانند غذای مورد علاقه‌اش را هم با خود ببرند تا او اعتصاب غذایش را بشکند، ولی در آنجا متوجه شده‌اند که قرار نیست با غنچه دیداری داشته باشند.

به گفته ایمان قوامی، والدین او به اتاقی برده شده‌اند که در آنجا دوربین و تجهیزات فیلمبرداری قرار داشت و از آنها خواسته شده است تا در مقابل دوربین در حال ضبط بگویند که دخترشان در اعتصاب غذا نیست.

او اضافه کرد که از والدینش خواسته شده است تا یک سند مکتوب را هم امضا کنند و بگویند که ادعای اعتصاب غذای دخترشان اشتباه است و او اعتصاب نکرده است، ولی هر دو درخواست، با اعتراض خانواده غنچه قوامی روبه‌رو می‌شود و وضعیت به گونه‌ای پیش می‌رود که حال مادر غنچه بد و به بیمارستان منتقل می‌شود.

ایمان قوامی گفت که غنچه، خواهرش، در تماس تلفنی با خاله‌اش در جریان این برخورد با والدین خود قرار گرفته و در پی آن، گفته است که در اعتراض به این برخورد، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

او اضافه کرد: وقتی غنچه گفت که دیگر هیچ چیزی نخواهد خورد، ارتباط تلفنی او با خاله‌ام قطع شد و به همین دلیل، فرصتی برای ادامه صحبت نداشت و الان نمی‌دانیم که خواهرم در چه صورتی حاضر است اعتصابش را بشکند.

برادر غنچه قوامی گفت: "خواهرم به دلیل اعتصاب غذا در روزهای گذشته، در وضعیت جسمی مناسبی نیست و اگر از آشامیدن آب و چای هم خودداری کند، جانش به خطر می‌افتد."
او از رئیس قوه قضائیه ایران خواست تا به وضعیت خواهرش رسیدگی کند.

غنچه قوامی ۲۵ سال دارد و از ۱۰۵ روز پیش در بازداشت بوده است.

براساس گزارش‌ها، او روز ۳۰ خرداد و زمانی که برای تماشای مسابقات والیبال مردان به ورزشگاه آزادی تهران رفته بود، بازداشت و بعد از ساعاتی آزاد شد، ولی چند روز بعد، وقتی برای دریافت وسایل شخصی خود مراجعه کرد، دوباره بازداشت شد و از آن زمان، در زندان به سر می‌برد.

پیش از این، محمود علیزاده طباطبایی وکیل غنچه قوامی، گفته بود که اتهام موکلش "فعالیت تبلیغی علیه نظام" اعلام شده است.

غلامحسین محسنی ا‌ژ‌ه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه ایران هم تاکید کرده است که بازداشت خانم قوامی، ربطی به ورزش ندارد.

اخراج خلبان ایرانی بزرگترین هواپیمای جهان! + عکس

اخراج خلبان ایرانی بزرگترین هواپیمای جهان! + عکس



در پی فرود بزرگترین هواپیمایی مسافرتی جهان در تهران که این هواپیما متعلق به شرکت هواپیمایی الامارات است خلبان آن که ایرانی بود پس از فرود هواپیما اقدام به برافراشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران در کابین این هواپیما کرد که همزمان با انتشار این تصاویر شرکت هواپیمایی امارات این خلبان را اخراج کرد.

به گزارش ایسنا، رسانه های امارات به نقل از منابع آگاه در وزارت کشور و شرکت هواپیمایی امارات، خبراخراج این خلبان را تایید کردند و نوشتند که این حرکت غیر اخلاقی و سیاسی خلبان باعث اخراج وی شده است!

هم چنین رسانه‌های امارات گزارش دادند که شبکه های اجتماعی در امارات تصاویر این خلبان با پرچم ایران را منتشر کردند که باعث انتقاد شدید کاربران در این شبکه ها شده است. 

نوری‌زاد توسط «سربازان گمنام آقا» مجروح و دستگیر شد

نوری‌زاد توسط «سربازان گمنام آقا» مجروح و دستگیر شد

 نوری‌زاد توسط «سربازان گمنام آقا» مجروح و دستگیر شد
فرزند محمد نوری‌زاد، از ضرب و شتم و دستگیری پدرش توسط «سربازان گمنام آقا» خبر داده است


دقایقی پیش، اباذر نوری‌زاد، فرزند محمد نوری‌زاد، مستندساز و از منتقدان جمهوری اسلامی، در صفحه فیس‌بوک پدرش، با انتشار عکس‌هایی از او با چهره‌ای خون‌آلود، نوشت:
«امروز، محمد نوری‌زاد در خیابان پاستور مورد ضرب و شتم سربازان گمنام آقا قرار گرفته و دستگیر شده است. رسانه شمایید.»
برخی گزارش‌ها نیز حاکی از آن است که نوری‌زاد بعد از دستگیری و انتقال به کلانتری، به دادسرای مستقر در زندان اوین منتقل شده است.
محمد نوری‌زاد در وبسایت خود، گفته بود که از روز شنبه (۱۹ مهرماه) در خیابان پاستور و مقابل حفاظت اطلاعات سپاه قدم خواهد زد:
قدم زدن در خیابان پاستور، مثل قدم زدن بر مرز مویین بهشت و دوزخ است. دوزخش برای من، و بهشتش از آنِ مردمی که حاکمان اسلامیِ ما، جهنمی از تحقیر و غارت و دروغ و ترس و ریا و عقب ماندگی و بی‌اعتباری و بدکاری و بی‌تربیتی را بر آنان آوار کرده‌اند. من از روز شنبه آینده و روزهای زوج از ساعت ده تا دوازده در خیابان پاستور قدم خواهم زد. در اعتراض به اموالی که سپاه معززِ پاسداران انقلاب اسلامی از من برداشته است و برده است و پس نمی‌دهد. به شرط بقا البته.
آخرین مطلب وبسایت محمد نوری‌زاد، گزارشی بود از سفر وی به سوسنگرد؛ وی در این زمینه نوشته است:
می‌گویم: وقتی از رهبر گرفته تا آقا مجتبی تا بابک زنجانی تا سپاه تا آخوندها تا آیت‌الله‌ها تا امام جمعه‌ها تا دولت‌مردان تا مجلسیان تا قاضیان تا ما مردم، همه هر کدام‌مان به یک جوری مبتلای دزدی و دروغیم و در ریا غرقیم و به مفسده مبتلا، چرا باید سوسنگرد و سوسنگردها آباد باشند و مرفه و شاداب و سرزنده؟ وقتی به سوسنگرد وارد شدم، به یک شهر غارت‌شده داخل شدم گویا. به شهری رها شده و مکیده شده و ول‌معطل. با جوانانی مطرود و منفور و بیکار و معتاد. در روستای خود ما پیرمردی بود که وقتی از یکی عصبانی می‌شد، به غیرتِ نداشته طرف تف می‌کرد. من به کنار، شما از جناب رهبر بپرسید: پول نفتی که از زمین زیر پای سوسنگرد بیرون کشیده می‌شود، در سوریه و لبنان و فلسطین چه می‌کند؟

عکاس خانه

عکاس خانه



Friday, October 10, 2014

نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه پانزدهم مهرماه با اکثریت آرا هرگونه تبلیغ پیشگیری از بارداری را ممنوع کردند.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز سه شنبه پانزدهم مهرماه با اکثریت آرا هرگونه تبلیغ پیشگیری از بارداری را ممنوع کردند.
این تصمیم در جریان بررسی طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت کشور که از سوی شورای نگهبان به مجلس پس فرستاده شده بود، به پیشنهاد کمیسیون بهداشت اتخاذ شده است.
مطابق قانون اساسی ایران شورای نگهبان باید برای لازم الاجرا شدن، مصوبات مجلس را بررسی و تایید کند.

ممنوعیت تبلیغ پیشگیری از بارداری با ۱۲۷ رای موافق، ۱۸ رای مخالف و ۱۲ رای ممتنع از مجموع ۲۲۵ نماینده حاضر در جلسه تصویب شد.
بر اساس بندی از این مصوبه "موارد آموزشی و ضروری در راستای احتراز از تهدیدات سلامت جسمی و روانی مادر و کودک از شمول این قانون مستثنی" شده است.

۸۲ نماینده مجلس که "طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت" را اوایل سال جاری خورشیدی ارائه کرده بودند اقدام خود را "در راستای بیانات مقام معظم رهبری در بازنگری سیاست‌های جمعیتی و اتخاذ مسیر هوشمندانه برای افزایش جمعیت" عنوان کرده بودند.

آیت الله خامنه ای در مرداد ۱۳۹۱ با تاکید بر اینکه "در سیاست تحدید نسل حتما باید تجدیدنظر بشود" گفته بود "همان طور که یک وقتی امام فرمودند، رقم ۱۵۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون را اول امام گفتند و درست هم هست، باید برسیم به آن رقم ها."

آقای خامنه ای در مرداد سال ۱۳۹۰ هم در سخنانی در جمع مسئولین نظام گفته بود "من معتقدم که کشور ما با امکاناتى که داریم، می‌تواند ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت داشته باشد. هر اقدام و تدبیرى که می‌خواهد براى متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از ۱۵۰ میلیون انجام بگیرد."