فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تعدادی از زندانیان سالن 12 جوانان مورد شکنجه وحشیانه و تهدید به تجاوز جنسی و انتقال آنها به بند 1 معروف به بند آخر خطیها شدند.
روز پنجشنبه 8 بهمن ماه 2 زندانی سالن جوانان که خود در اثر یورش وحشیانه گارد زندان از ناحیه های مختلف دچار صدماتی شده بودند به نماینگی از سایر زندانیان جهت شکایت کردن علیه یورش وحشیانه گارد زندان به محمود مغنیان رئیس بند 4 زندان گوهردشت مراجعه کردند و ماجرای یورش و ضرب وشتم زندانیان جوان که در اثر آن در حدود 25 نفر از آنها دچار زخمها و صدماتی شدیدی شده و تعدادی هم بر اثر جراحات وارده به بهداری زندان منتقل شده بودند. این 2 جوان زندانی پس از تشریح ماجرا به او گفتند که می خواهند علیه آنها شکایت کنند.
محمود مغنیان از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی، زندانیان مجتبی اسدی و میراحمد حسینی که برای شکایت به او مراجعه کرده بودند آنها را به زیر 8 برد وبه دستانشان دستبند زد وسپس آنها را آویزان کرد.مغنیان برای مدت طولانی این دو زندانی جوان را مورد شکنجه غیر انسانی قرار داد و همچنین به خانواده های آنها توهین می کرد. روز شنبه 11 بهمن ماه محمود مغنیان زندانیان مجتبی اسدی و میر احمد حسینی را به دفتر علی محمدی معاون زندان برد . او این دو جوان زندانی را مورد تهدید و توهین قرار داد و به آنها گفت:شماها را به بند 1 منتقل می کنم تا مورد تجاوز جنسی قرار دهند و هزار بلای دیگر بر سر شما بیاورند.
علی محمدی معاون زندان گوهردشت کرج از شکنجه گران شناخته شده زندان گوهردشت کرج است که سالها است در این زندان مشغول قتل،شکنجه،تجاوز، قاچاق دختران به دبی ،فروش اندام زندانیان،ورود مواد مخدر ،تشکیل باندهای مافیایی در بندهای مختلف برای فروش و سرکوب سایر زندانیان و از دستور دهندگان حملات گارد زندان به بندهای مختلف این زندان می باشد که همچنان ادامه دارد.
لازم به یاد آوری است در سالن 12 جوانان، تعداد زیادی از زندانیان جوان که در دوران کودکی مرتکب جرم و محکوم به مرگ شده اندو در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند نگهداری می شوند. روز سه شنبه 6 بهمن ماه گارد زندان به سالن 12 جوانان یورش برد و آنها را برای مدتی طولانی مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار داد که در اثر این یورش وحشیانه در حدود 25 نفر زخمی و مصدوم شدند که تعدادی از آنها بدلیل زخمهای شدید و شکستگی و خونریزی به بهداری زندان منتقل شدند.امیر آقایی یکی از فرمانده گارد زندان گوهردشت است که یورش وحشیانه را علیه جوانان زندانی را فرماندهی می کرد.
در طی 2 هفته گذشته گارد زندان 9 بار به سلولهای جوانان زندانی یورش برده است و این یورشها معمولا بین ساعت 24:00 تا ساعت 01:00 بعد از نیمه های شب صورت می گیرد. گارد زندان زندانیان را در سرمای شدید و گاها در زیر باران به محوطه زندان می برد و به آنها دستور میدهند که لباس ها ی خود را از تنشان بیرون آورند و سپس با باتونهای خود جوانان زندانی را برای مدت طولانی مورد ضرب وشتم وحشیانه قرار می دهند.
یورشهای وحشیانه گارد از بعد از اعتراضات گسترده مردم در روز عاشورا آغاز شده است و هر روز بر شدت آن افزوده می شود. این یورشها پیش از این در بند1،2 ،5 و 6 صورت گرفته بود . یورشها به فرماندهی افرادی مانند امیر آقایی، امیری ، سمیعی نژاد و خاکی صورت می گیرد و در هر یورش نزدیک به 50 نفر از نیروهای گارد زندان شرکت دارند. این یورشها تحت نظارت کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و محمد مغنیان صورت می گیرد و به دستور بازجویان وزارت اطلاعات و علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان گوهردشت کرج صورت گرفته است
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 10:40:30 توسط هادی
بايد اقدامی کرد سکوت در مقابل اين جانيان و دشمنان اسلام ديگر جايز نيست بايد متحد شويم و با حمله دسته جمعی به زندانها جوانان بيگناهمان را از زندانهای يزيد ملعون رهايی دهيم يعنی همان کاریکه پدران و مادران ما 31 سال پيش کردند و از عهده آن بر آمدند بنابر اين ما هم می توانيم ما بی شماريم پس می توانيم و به اميد خدا پيروز ميدان خواهيم شد.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:21:09 توسط mani
مجازات اين حيوانات خونخوار فاسد چيزي نيست مگر تجاوز به زنها و فرزندانشان از آن روز بترسيد
Sunday, January 31, 2010
اتهام محاربه به دلیل ارسال گزارشهای نقض حقوق بشر با ایمیل
ندای سبز آزادی : همانگونه که در اخبار منعکس شده بود آقایان مهرداد رحیمی ، سعید حائری و خانم شیوا نظرآهاری اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر که به اتهام محاربه بازداشت شده اند در روزهای اخیر تحت فشار شدیدی برای اعترافات تلویزیونی قرار دارند.
براساس اطلاعات کسب شده از منابع مختلف مبنای اتهام فوق ارسال ایمیلهای حاوی گزارشات نقض حقوق بشر به سایتهای مختلف دلیل اصلی این اتهام بوده است و بر اساس نظربازجویان یکی از ایمیلها متعلق به سایت "ایران خبر" وابسته به سازمان مجاهدین خلق بوده است.
همچنین اخبار رسیده حاکی از آن است که بازجویان وزارت اطلاعات موفق شده اند با تهدید و فشارهای مختلف بر روی یکی ازبازداشت شدگان مرتبط با این کمیته موفق به اخذ اعتراف تلویزیونی از وی شده اند و با استفاده از همین مساله فشار بر روی دیگر اعضا یکمیته را برای اخذ اعترافات مشابه افزایش داده اند.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 10:12:09 توسط تارزا
من متعقدم برای 22 ّبهمن مرد ها از لباس زنانه و بلعکس خانم ها از پوشاک و آرايش مردانه استفاده کنند.ضمنا"میتوانند از تافت اسپری موی زنانه برای پاشيدن به صورت و چشم مهاجمين استفاده کنند. ضمنا"پاشيدن اين اسپری به داخل مخزن دوربين نيز در نا خوانا کردن فيلم تاثير مثبت دارد.به هر حال قبل از روز موعود می توانيد همه را تمرين کنيد ومجهزّ و آماده به راهپيمايی 22 بهمن برويد و به اميد خدا مثل هميشه پيروز اين ميدان خواهيد بود. سر فراز باشيد.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:22:15 توسط مملي ف
با درود. اينكارها بي فايده است و حتي كودكان خردسال نيز به نخ نما بودن اين تلاشهاي مذبوهانه واقفند. آخر كجاي دنيا يك انسان را آنهم براي اينكه بوظائف انساني و همدلي با هموطنان دربندش پرداخته به زندان مي اندازند؟! اينها ميخواهند ملتي را دروغگو و چاپلوس بار بياورند كه اينكار جزو محالات خواهد بود و هزار سال هم تلاش كنند فايده اي نخواهد داشت. حاكمان, نهايتا به اين مهم وادار خواهند شد و در مورد اين جانوران, بزير كشيده خواهند شد و بر سرشان آن خواهد آمد كه بر سر بقيه ي مستبدين آمد. درود بر مبارزات برحق مردم شريف ايران بر عليه دجالان, آدمكشان, آدمخواران و منفورترين رژيم تاريخ ايران!!
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:43:01 توسط رنگین , محاربان جهان متحدشوید.
احمدی مقدم: با انتشار تصاویر، 70 درصد "اغتشاشگران" را دستگیر کردیم ـ۰ ای مردم, دفعه بعد به عکاسان رژیم رحم نکنید, دوربین آنها را از بین ببرید. ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر مستمندان.
براساس اطلاعات کسب شده از منابع مختلف مبنای اتهام فوق ارسال ایمیلهای حاوی گزارشات نقض حقوق بشر به سایتهای مختلف دلیل اصلی این اتهام بوده است و بر اساس نظربازجویان یکی از ایمیلها متعلق به سایت "ایران خبر" وابسته به سازمان مجاهدین خلق بوده است.
همچنین اخبار رسیده حاکی از آن است که بازجویان وزارت اطلاعات موفق شده اند با تهدید و فشارهای مختلف بر روی یکی ازبازداشت شدگان مرتبط با این کمیته موفق به اخذ اعتراف تلویزیونی از وی شده اند و با استفاده از همین مساله فشار بر روی دیگر اعضا یکمیته را برای اخذ اعترافات مشابه افزایش داده اند.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 10:12:09 توسط تارزا
من متعقدم برای 22 ّبهمن مرد ها از لباس زنانه و بلعکس خانم ها از پوشاک و آرايش مردانه استفاده کنند.ضمنا"میتوانند از تافت اسپری موی زنانه برای پاشيدن به صورت و چشم مهاجمين استفاده کنند. ضمنا"پاشيدن اين اسپری به داخل مخزن دوربين نيز در نا خوانا کردن فيلم تاثير مثبت دارد.به هر حال قبل از روز موعود می توانيد همه را تمرين کنيد ومجهزّ و آماده به راهپيمايی 22 بهمن برويد و به اميد خدا مثل هميشه پيروز اين ميدان خواهيد بود. سر فراز باشيد.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 09:22:15 توسط مملي ف
با درود. اينكارها بي فايده است و حتي كودكان خردسال نيز به نخ نما بودن اين تلاشهاي مذبوهانه واقفند. آخر كجاي دنيا يك انسان را آنهم براي اينكه بوظائف انساني و همدلي با هموطنان دربندش پرداخته به زندان مي اندازند؟! اينها ميخواهند ملتي را دروغگو و چاپلوس بار بياورند كه اينكار جزو محالات خواهد بود و هزار سال هم تلاش كنند فايده اي نخواهد داشت. حاكمان, نهايتا به اين مهم وادار خواهند شد و در مورد اين جانوران, بزير كشيده خواهند شد و بر سرشان آن خواهد آمد كه بر سر بقيه ي مستبدين آمد. درود بر مبارزات برحق مردم شريف ايران بر عليه دجالان, آدمكشان, آدمخواران و منفورترين رژيم تاريخ ايران!!
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 08:43:01 توسط رنگین , محاربان جهان متحدشوید.
احمدی مقدم: با انتشار تصاویر، 70 درصد "اغتشاشگران" را دستگیر کردیم ـ۰ ای مردم, دفعه بعد به عکاسان رژیم رحم نکنید, دوربین آنها را از بین ببرید. ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر مستمندان.
بیانیه حمایت 600 نفر از مهین فهیمی ، زهره تنکابنی و امید منتظری
بیش از بیست سال از کشتار زندانیان سیاسی در ایران می گذرد و هنوز هیچ پاسخی به خانواده های این زندانیان و نیز افکار عمومی داده نشده است که این افراد چرا و به حکم چه دادگاهی به مرگ محکوم شدند و آیا برای دولتی که در آن سال ها در صدد کسب کامل قدرت بود هیچ گریزی جز کشتار مخالفان وجود نداشت؟
پس از گذشت سالها هنوز تعداد دقیق کشته شدگان مشخص نیست و حاکمیت نه تنها تا به حال مسئولیت این فاجعه و پیامدهای آن را بر عهده نگرفته است ، بلکه حتی در تمام این سالها با برگزاری مراسم یادبودی که از سوی خانواده ها در معروف ترین گور دسته جمعی این زندانیان در خاوران و گورستانهای دیگربرگزار می گردد برخورد کرده اند.
از آن سالهای سیاه و خونین دو دهه گذشته است ولی خانواده های قربانیان این فاجعه تاریخی از گزند بی عدالتی ها در امان نمانده اند و سالهاست نه تنها از عمده حقوق اجتماعی خود به عنوان یک شهروند محروم بو ده اند بلکه همواره به بهانه های مختلف تحت بازجویی و فشار قرار گرفته اند، اما آنها به جای سرگردانی در دایره خشونت راهی دیگر جستند و در راه دستیابی به صلح و اجرای عدالت و قانون برای همه مردم فعالیت کردند، آنان چاره کار را در پایان خشونت جستجو می کردند و اکنون دیگر بار اسیر خشونتی شدند که گویا بی وقفه بر سرنوشت آن ها سایه افکنده است.
در نیمه شب ششم دی ماه 12 نفر از ماموران وزارت اطلاعات به منزل مهین فهیمی همسر یکی از کشته شدگان دهه شصت و زنی که در این سال ها جز برای صلح فعالیت نکرده است ، هجوم برده و پس از تفتیش منزل او و همسایگان با رفتاری توهین آمیز اقدام به ضبط وسایل شخصی و کامپیوترهای ساکنان این منازل و بازداشت آنان به همراه مهمانانشان کردند.صبح روز بعد زمانی که فرزند مهین فهیمی (امید منتظری) دانشجوی رشته حقوق دانشگاه علامه طباطبایی که در حوزه فرهنگ و اندیشه فعالیت می کرده است ، به اداره پیگیری اطلاعات مراجعه می کند و آستانه امتحانات آخرین ترم تحصیلیش ، توسط ماموران بازداشت می شود. این مادر و پسر سال ها قبل زمانی که مادر فرزند خویش را آبستن بوده نیز مدتی را با هم در زندان گذراندند و اکنون بعد از سال ها باز در کنار یکدیگر در محبس قرار گرفته اند ، اما این بار بی خبر از هم .
در یکی از همان روزهای ابتدایی دی ماه زهره تنکابنی یکی دیگر از بازماندگان دهه شصت نیز در منزل شخصی خود و علی رغم بیماری بازداشت شده است او همچون دوست و یار قدیمی خود مهین فهیمی همواره برای صلح فعالیت نموده و در این سال ها یکی از مادران صلح ایران زمین بوده است.یکی از زنانی که اگر چه شاهد زندان و شکنجه و کشتار بوده اند اما هرگز رویای صلح را از سر بیرون نکرده اند.
آنان در این سال ها صبورانه درد خود را تاب آورده اند تا فردایی صلح آمیز را برای این سرزمین به ارمغان آورند .
اکنون ما امضا کنندگان این بیانیه خواستار پایان فشارهای مضاعف بر بازماندگان کشتار دهه شصت بوده و با توجه به اینکه آنان فعالیتی خارج از چارچوب های قانونی نداشته و جز برای صلح و اجرای عدالت و قانون ، فعالیتی نکرده اند ، از تمامی سازمان های مدافع حقوق بشر خواهان حمایت از زهره تنکابنی, مهین فهیمی وامید منتظری و از مسئولان قضایی خواهان آزادی بی قید و شرط آنان و دیگر زندانیان هستیم.
اسامی امضا کنندگان این بیانیه:
آذر محلوجیان ، آراز فنی، آرزو امید، آرش ، آذر جلیلی، آرش بهمنی ،آرش حافظی، آرش سلیمانی ، آرش کیا ، آرش نصیری اقبالی، آرمین م ، آرمین مالکی ، آزاده ثبوت ، آزاده خسروشاهی ، آزاده شکوهی ، آزاده فرامرزیها ، آسام رفعتی ، آسیه امینی
، آلش صارمی، آمادور نویدی، آوا شكيب، آیدا سعادت، آیدا قجر، آینده آزاد، ابراهيم امدادي ، ابراهیم رنجکش ، ابولفضل ارکوخانی، احسان صفایی ، احمد باطبی ، احمد زاهدی لنگرودی، احمد عبدالهی ، احمد مصطفی لو، احمد نجاتی، احمد نوری، احمدرضا علی حسینی، اختر قاسمی، اسد شهیار، اسفندیار طبری ، اسماعیل ختائی، اصغر نصرتی ، اعظم شاهچراغی ، افسانه شهره، افسانه گودرزی، اقبال نظرگاهی، اکبر سیف، اکبر محمدی فر، اکرم ابویی، اکرم رفعتی، اکرم محمدی، اکرم مصباح، اکرم موسوی، البرز سربلند، الناز انصاری، الناز ناطقی، الهام کامیابی، الهام هومين فر، الهه صدر، الینا آذری، امید آقابابایی، امید کوهی، امیده سحر، امیر جواهری لنگرودی، امیر حاجی شریفی، امیر رشیدی، امیر مهرمنش، امیر مومبینی، امیر یعقوبعلی، امین حصوری، انور میرستاری، ایرن رضا زاده
بابک امیرخسروی، بابک جانی، بابک حقوقی، بابک خرم، بانو صابری، برزین ایرانی، برومند صادق پور، بلال مرادویسی، بهار امیدوار، بهار خسور، بهار مجدزاده، بهاره افقهی، بهرام امامی، بهروز پورنام، بهروز خليق، بهروز سورن، بهروز فتحعلی، بهروز فدائی، بهروز قاسمی، بهروز معظمی، بهزاد عباسی، بهزاد کریمی، بهمن امینی، بهمن شفیق، بهمن محمدی، بهمن نیرومند، بهنام دارایی زاده، بهنام وفاسرشت، بيتا طاهباز، بيژن رحمانِيان، بیان محمدی، بیژن کیارسی، بیژن میثمی
پارس، پانته آ بهرامی، پاتریک بیلی، پرتو نوری علا ، پردیس درخشانده، پردیس رحمان فرد، پرستو دوکوهکی، پروانه مسلمی، پرویز پور، پرویزقلیچخانی، پروین ضرابی، پروین ابراهیم زاده، پروین اردلان، پروین پیروانی، پروین قاسمی، پریسا ، پریسا تنکابنی، پریسا روشنفکر، پریسا عمادیان، پوران شهپر، پويش عزيزالدين، پویا دوستی، پویا عزیزی، پیام اطیابی، پیام روشنفکر، پیمان پیدار، پیوند باشکندی
تیرداد بنکدار، ت. خوشکلام ثریا یوسفی، جادی میرمیرانی، جانی خسروآبادی، جعفر ادمین، جعفر بهکیش، جعفر حسین زاده، جلوه جواهری، جلیل مبشری، جمشید اطیابی، جمشید جزستانی، جهان خلوتی، جیران مقدم
حامد شیبان، حجت نارنجی، حجت نیابلی، حسن عربزاده حجازی، حسن اعتمادی، حسن جعفری، حسن درويش پور، حسن زهتاب، حسن شمس، حسن نایب هاشم، حسن نظری، حسنی، حسین بابایی، حسین دریانی، حسین ولیزاده، حمزه فراهتی، حمید، حمید حمیدی، حمید رضا عسگری نژاد، حمید کینگ، حمیدرضا برهانی، حمیلا نیسگیلی
خاطره معینی، خدیجه مقدم، خسرو تجربه کار
دانش باقرپور، داود معزمی، داوود نوائيان، دکتر شهین نوائی، دکتر حسن مثلی، دکتر رسول رضوی، دلارام علی، دنا بابا احمدی، دنیا راد
راحله ایرانی، راحله حسینی، راضيه زيدي، رامین امن گستر، رامین مسلمیان، رحمان شجاع، رزیتا رجایی، رضا کاویانی، رضا اسدی، رضا امین، رضا جعفری، رضا جوشنی، رضا چرندابی، رضا دهقان، رضا شهابي، رضا صفری، رضا ظهیری، رضا عفتی، رضا کریمی، رضا مرزبان، رضا نیکفر، رضا همیانی، رضوان مقدم، رفعت لنگرودی، رها عسگری زاده، روح الله شجاع، روزبهان امیری، رويا ديناروند، رویا پازوکی، رویا رودسری، رویا واحدی، ریکاردو آساطور، ریما فریدونی
زارا کیا، زهره اسدپور، زویا موسسیان، زیبا رحیمی، زینب پیغمبرزاده
سارا ایرانی، سارا حبیبی، سارا دهکردی، سارا روزدار، سارا شعر، سارا عظيمي، سارا فدوی، ساسان سترگ ، سام الدین ضیائی، ساناز محسن پور، سپیده پور محمدی، سپیده خاکسار، سپیده عباس زاده، ستار آوهنگ، ستاره، ستاره شجاعی، ستاره علوی، سحر جامعي، سروش دشتستانی، سعدی عزمیان، سعید احمدی، سعید ارجمندی، سعید محمد زاده، سعید نیکزاد، سعید ولدبیگی، سلطانی، سمانه عابديني، سهراب خوشبویی، سهراب مختاری، سهيلا مسافر، سهیل حاتمی، سهیل کشاورز، سهیلا گلشاهی، سوسن شعبانی، سوسن کولیوند، سيامک سلطانی، سیامک مؤیدزاده، سیاوش دریایی، سیاوش فرجی، سیاوش کوهرنگ، سیاوش محمودی، سیما حسین زاده، سیما محضری، سیمین اصفهانی، سیمین رادمنش، سیمین مرعشی، سینا انصاری
شاهین انزلی، شبنم ایرانی، شكوفه سخی، شکوفه منتظری، شکوه ش، شهاب الدین شیخی، شهاب سیروان، شهاب فیضی، شهاب مولوی، شهباز نخعی ، شهرام رفیع زاده، شهرزاد صادقی، شهریار آهی، شهلا ابقری، شهلا بهاردوست، شهلا فرید، شيما فرزادمنش، شیرین صوفی، شیرین فامیلی، شیرین فدوی
صادق کار، صادق کشاورز، صادق ناهومی، صبری نجفی، صحرا آزاد، صدیقه پاک ضمیر، صفا بهرام، صفا مرادی
طاهره امام قلی، طاهره سوری، طلعت تقی نیا
عباس شکری، عباس فرد، عباس مظاهری، عذرا اباذری، عذرا طبری، عسل اخوان، عسل تقی پور، عشا مومنی، عفت ماهباز، علي رضاجباري، علي مشمولي، علي معظمي، عليرضا اخوان، علی اشرف یاراحمدی، علی اکبر خسروشاهی، علی پور نقوی، علی توفیق، علی حسنی ، علی دروازه غاری، علی دشتی، علی س، علی ساکی، علی ستاری، علی صادقی، علی صمد پوری، علی طایفی، علی عاشوری، علی کلائی، علی ماهباز، علی مختاری، علی مغازه ای، علی ملک زاده، علی موسوی، علی ندیمی، علیرضا پورنوروز، علیرضا حیرتی، علیرضا صادقی، علیرضا منصوبی، غلام حسین عسگری
فائزه محسنی، فائزه منزوی، فاطیما آرا، فخری شادفر، فراز صفوی، فرامرز سبزعلی زاده، فرامرز شیراوند، فرج الله برجیان، فرح خلیل نژاد، فرحناز محمدی، فرخ قهرمانی، فرخنده جبارزادگان، فرداد پورمند، فردوس تاجدینی، فرزانه ايل بيگي، فرزانه سوری، فرزانه شریفی، فرزانه عظیمی ، فرزین آصفی، فرزین شریفی، فرشته صوفی، فرشته فراهانی، فرشته قاضی، فرشته مجیدی، فرشید، فرشین کاظمی نیا، فرنگیس ایرانی، فرنگیس بایقره، فرهاد رها، فرهاد فرجاد، فروزان عبدرزاده، فریبا تحقیقی، فریبا حمیدی، فریبا مجد، فریبا هادی زاده، فریبرز شمشیری، فریده آزاد، فریده پور عبدالله، فریده رضایی، فریده یزدی، فریدون رمضانی، فرین فخاری، فواد محمودی، فیروزه راد، فیروزه مهاجر، قاسم ارسیان، قدسی سرمست
کارن جواهري، کامران احمدی، کامران پارسایی، کامران طاهباز، کاوه آهنگری، کاوه بنایی، کاوه قاسمی کرمانشاهی، کاوه مظفری، کاوه یغمایی، کبری کریمی، کریم پورحمزاوی، کریم دیناروند، کسری شیخ، کولیایی، کیانا حسینی، کیانا مالکی، کیخسرو خسروپرویز
گلرخ جهانگیری، گلناز خواجه گیری، گلناز ملک، گوهرشميراني، گیتی سلامی
ليدا صدرالعلمايي، لیلا آرا، لیلا اصلانی، لیلا انصاری، لیلا جدیدی، لیلا منصور، لیلا نظری
ماریا رشیدی، ماشاله سلیمی، مانا علوی، مازیار پ، ماندانا کایدی، مبین حوتک، مجتبی عابدینی، مجید تمیمی، مجید جعفری هرستانی، مجید عبدالرحیم پور، محبوبه حسین زاده، محبوبه کرمی، محسن خوشبین، محسن نژاد، محمد بهشتی، محمد تک دهقان، محمد شمس، محمد شیرازی، محمد طرفه نژاد، محمد علی اصغری ، محمد فلاح نيا، محمد ق، محمد کلاهی، محمد محمدی، محمدرضا یدک، محمدرضاراعی، محمود عراقی ، محمود ارغوان ، محمود خلیلیان ، محمود علوی، محمود کرد، محمود معمار نژاد، مرتضی صادقی، مرجان افتخاری، مرسده محسنی ، مرضیه بخشی زاده، مرضیه مهاجر، مروارید مناهی، مريم زندي، مریم امیری، مریم حبیبی، مریم حقیقی، مریم رام، مریم نوری، مژگان ثروتی، مسعود خدادادی، مسعود رسا، مسعود سرابچیان، مسعود شب افروز، مسعود فتحی، مسعود کرمی، مصطفی بیگلری، مصطفی محمدرضایی، مقصود صالحی، ملودی دادرسان، ملیحه پویا بهار، مناف عماری، منصوره بهکیش، منصوره خسرو شاهی، منصوره درزی، منوچهر راستا، منوچهر شهرکی، منوچهر لرستانی، منيژه نجم عراقي، منیره کاظمی، منیژه احمدی، مه ناز طالبی طاری، مهدی ابراهیم زاده، مهدی احمدلو، مهدی حسینی، مهدی شوقی، مهدی فتاپور، مهدی ماهباز، مهدیه صالح پور، مهدیه طایفه کلهری، مهرآفرین ثابتیان، مهران ادیب، مهران کشاورز، مهرداد دادرسان، مهرداد درویش پور، مهرداد گیلانی، مهرداد مهران، مهرداد نای داوودی، مهرگان پسگویی، مهرنوش اعتمادی، مهری جعفری، مهری معمارحسینی، مهسا شکرلو، مهشید معتضدی، مهناز دشتی، مهناز ده بزرگی، مهین جوشک، مهین خدیوی، مونا محمد زاده، ميتراابراهيمي، ميلا مسافر، میترا خلعتبری، میترا یوسفی، میثم اخوان، میرعلیرضا میرمویدی، میلاد زرکری، میلاد م، مینا خانی، مینا مشکات، مینو فروغ، مینو همیلی، میهن قریشی- جزنی
نادرساده، نازلی فرخی، نازنین پروین، نازی عرفانی، ناسیه صوفی، ناصر اشجاری، ناصر رحمانی نژاد، ناهید جعفری، ناهید میرحاج، ناهید ناظمی، ناهید نصرت، نیلوفر سنندجی زاده، نبی صمیمی، ندا اقبالی، ندا حق، ندا منابادی، نرگس ساجدی، نرگس مقدم، نسرين چنگيزيان، نسرین بصیری، نسرین حمیدی، نسرین صادقی، نسرین عباسی، نسیم روشنایی، نسیم سلطان بیگی، نصور نقی پور، نقی حمیدنیا، نقی حمیدیان، نگار مرتضوی، نهال شرفی،نوشين كشاورزنيا، نوشین شاهرخی، نويد محبي، نيما نامداري، نیره توکلی، نیکزاد زنگنه، نیلوفر گلکار، نیما حیدری، نیما علوی
هادی ابراهیمی، هادی قادری، هادی میرمویدی، هانا دارابی، هایده تابش، هایده دراگاگی، هایده راوش، هدا امینیان، هدی جوانمرد، هدیه آسمانی، هما علیزاده، هما مرادی، هوشنگ حسین پور، هوشنگ ديناروند، هژیر پلاسچی، هادی معینی،
وحید آرال، وحید میرشکار، وحیده محمودی، وحیده مولوی، وهاب انصاری، وهاب دوستی دوکوشکانی، ویدا بیگلری
ياسمن نيلفروشان، یاسمن صوفی، یاور خسروشاهی، یوسف احمدی،یلدا نادری، یوسف فاطمی
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 13:42:28 توسط feri
مقاله شما بسیار بجا بود
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:56:30 توسط شهیدان شهر
بخش 2 ایران عزیز حسن تو دایم در این قرار نماند مست تو دایم در این خمار نماند
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:35:42 توسط شهیدان شهر
این پشتیبانی ها هیچ تاتیری در روند آدم کشی های جانیان بی بدیل جهانی نخواهد گذاشت باید به اینان فهماند که بیش از 30 سال است که میکشید هنوز مشروعیتی کسب نکرده اید اگر 30 سال دیگر هم بکشید باز هم همین آش است وهمین کاسه اینکه شما به نام دین بکشید هیچ از تقصر وجرم شما وفرزندان ونوه های شما کم نخواهد کرد انسانیت دراین عصر وزمان نمیپذیرد که شما انسانهای بیگناهی را که فکری غیر ازشما دارند بنام خدا بکشید بخود آیید بنگرید هیچ جای جهان این رسم وجود ندارد به سیاست باز گردید ودین رابرای مردم وخلوت مردم ودل مردم بگذارید که اگر غیر ازاین کنید به انسانیت قسم به فرزندان خود به نوه ونتیجه های خود ظلمی عظیم کرده اید مردم به هرروی روزی این دکان را بر سرشما برسر فرزندان شما برسر نوه های شما خراب خواهند کرد فکر کنید باز هم میگویم فکر کنید به کینه های انباشته مردم که با خدا دشمن نیستند با شما دشمن اند که به دروغ او را نمایندگی میکنید وخود نیز میدانید که این نمایندگی دروغ است زیرا اعمال خود شما خدایی نیست شما فکر میکنید که مردم باورتان میکنند که اینگونه نیست از عده ای کاسب دین که تنها فکر بردن اند بگذرید
پس از گذشت سالها هنوز تعداد دقیق کشته شدگان مشخص نیست و حاکمیت نه تنها تا به حال مسئولیت این فاجعه و پیامدهای آن را بر عهده نگرفته است ، بلکه حتی در تمام این سالها با برگزاری مراسم یادبودی که از سوی خانواده ها در معروف ترین گور دسته جمعی این زندانیان در خاوران و گورستانهای دیگربرگزار می گردد برخورد کرده اند.
از آن سالهای سیاه و خونین دو دهه گذشته است ولی خانواده های قربانیان این فاجعه تاریخی از گزند بی عدالتی ها در امان نمانده اند و سالهاست نه تنها از عمده حقوق اجتماعی خود به عنوان یک شهروند محروم بو ده اند بلکه همواره به بهانه های مختلف تحت بازجویی و فشار قرار گرفته اند، اما آنها به جای سرگردانی در دایره خشونت راهی دیگر جستند و در راه دستیابی به صلح و اجرای عدالت و قانون برای همه مردم فعالیت کردند، آنان چاره کار را در پایان خشونت جستجو می کردند و اکنون دیگر بار اسیر خشونتی شدند که گویا بی وقفه بر سرنوشت آن ها سایه افکنده است.
در نیمه شب ششم دی ماه 12 نفر از ماموران وزارت اطلاعات به منزل مهین فهیمی همسر یکی از کشته شدگان دهه شصت و زنی که در این سال ها جز برای صلح فعالیت نکرده است ، هجوم برده و پس از تفتیش منزل او و همسایگان با رفتاری توهین آمیز اقدام به ضبط وسایل شخصی و کامپیوترهای ساکنان این منازل و بازداشت آنان به همراه مهمانانشان کردند.صبح روز بعد زمانی که فرزند مهین فهیمی (امید منتظری) دانشجوی رشته حقوق دانشگاه علامه طباطبایی که در حوزه فرهنگ و اندیشه فعالیت می کرده است ، به اداره پیگیری اطلاعات مراجعه می کند و آستانه امتحانات آخرین ترم تحصیلیش ، توسط ماموران بازداشت می شود. این مادر و پسر سال ها قبل زمانی که مادر فرزند خویش را آبستن بوده نیز مدتی را با هم در زندان گذراندند و اکنون بعد از سال ها باز در کنار یکدیگر در محبس قرار گرفته اند ، اما این بار بی خبر از هم .
در یکی از همان روزهای ابتدایی دی ماه زهره تنکابنی یکی دیگر از بازماندگان دهه شصت نیز در منزل شخصی خود و علی رغم بیماری بازداشت شده است او همچون دوست و یار قدیمی خود مهین فهیمی همواره برای صلح فعالیت نموده و در این سال ها یکی از مادران صلح ایران زمین بوده است.یکی از زنانی که اگر چه شاهد زندان و شکنجه و کشتار بوده اند اما هرگز رویای صلح را از سر بیرون نکرده اند.
آنان در این سال ها صبورانه درد خود را تاب آورده اند تا فردایی صلح آمیز را برای این سرزمین به ارمغان آورند .
اکنون ما امضا کنندگان این بیانیه خواستار پایان فشارهای مضاعف بر بازماندگان کشتار دهه شصت بوده و با توجه به اینکه آنان فعالیتی خارج از چارچوب های قانونی نداشته و جز برای صلح و اجرای عدالت و قانون ، فعالیتی نکرده اند ، از تمامی سازمان های مدافع حقوق بشر خواهان حمایت از زهره تنکابنی, مهین فهیمی وامید منتظری و از مسئولان قضایی خواهان آزادی بی قید و شرط آنان و دیگر زندانیان هستیم.
اسامی امضا کنندگان این بیانیه:
آذر محلوجیان ، آراز فنی، آرزو امید، آرش ، آذر جلیلی، آرش بهمنی ،آرش حافظی، آرش سلیمانی ، آرش کیا ، آرش نصیری اقبالی، آرمین م ، آرمین مالکی ، آزاده ثبوت ، آزاده خسروشاهی ، آزاده شکوهی ، آزاده فرامرزیها ، آسام رفعتی ، آسیه امینی
، آلش صارمی، آمادور نویدی، آوا شكيب، آیدا سعادت، آیدا قجر، آینده آزاد، ابراهيم امدادي ، ابراهیم رنجکش ، ابولفضل ارکوخانی، احسان صفایی ، احمد باطبی ، احمد زاهدی لنگرودی، احمد عبدالهی ، احمد مصطفی لو، احمد نجاتی، احمد نوری، احمدرضا علی حسینی، اختر قاسمی، اسد شهیار، اسفندیار طبری ، اسماعیل ختائی، اصغر نصرتی ، اعظم شاهچراغی ، افسانه شهره، افسانه گودرزی، اقبال نظرگاهی، اکبر سیف، اکبر محمدی فر، اکرم ابویی، اکرم رفعتی، اکرم محمدی، اکرم مصباح، اکرم موسوی، البرز سربلند، الناز انصاری، الناز ناطقی، الهام کامیابی، الهام هومين فر، الهه صدر، الینا آذری، امید آقابابایی، امید کوهی، امیده سحر، امیر جواهری لنگرودی، امیر حاجی شریفی، امیر رشیدی، امیر مهرمنش، امیر مومبینی، امیر یعقوبعلی، امین حصوری، انور میرستاری، ایرن رضا زاده
بابک امیرخسروی، بابک جانی، بابک حقوقی، بابک خرم، بانو صابری، برزین ایرانی، برومند صادق پور، بلال مرادویسی، بهار امیدوار، بهار خسور، بهار مجدزاده، بهاره افقهی، بهرام امامی، بهروز پورنام، بهروز خليق، بهروز سورن، بهروز فتحعلی، بهروز فدائی، بهروز قاسمی، بهروز معظمی، بهزاد عباسی، بهزاد کریمی، بهمن امینی، بهمن شفیق، بهمن محمدی، بهمن نیرومند، بهنام دارایی زاده، بهنام وفاسرشت، بيتا طاهباز، بيژن رحمانِيان، بیان محمدی، بیژن کیارسی، بیژن میثمی
پارس، پانته آ بهرامی، پاتریک بیلی، پرتو نوری علا ، پردیس درخشانده، پردیس رحمان فرد، پرستو دوکوهکی، پروانه مسلمی، پرویز پور، پرویزقلیچخانی، پروین ضرابی، پروین ابراهیم زاده، پروین اردلان، پروین پیروانی، پروین قاسمی، پریسا ، پریسا تنکابنی، پریسا روشنفکر، پریسا عمادیان، پوران شهپر، پويش عزيزالدين، پویا دوستی، پویا عزیزی، پیام اطیابی، پیام روشنفکر، پیمان پیدار، پیوند باشکندی
تیرداد بنکدار، ت. خوشکلام ثریا یوسفی، جادی میرمیرانی، جانی خسروآبادی، جعفر ادمین، جعفر بهکیش، جعفر حسین زاده، جلوه جواهری، جلیل مبشری، جمشید اطیابی، جمشید جزستانی، جهان خلوتی، جیران مقدم
حامد شیبان، حجت نارنجی، حجت نیابلی، حسن عربزاده حجازی، حسن اعتمادی، حسن جعفری، حسن درويش پور، حسن زهتاب، حسن شمس، حسن نایب هاشم، حسن نظری، حسنی، حسین بابایی، حسین دریانی، حسین ولیزاده، حمزه فراهتی، حمید، حمید حمیدی، حمید رضا عسگری نژاد، حمید کینگ، حمیدرضا برهانی، حمیلا نیسگیلی
خاطره معینی، خدیجه مقدم، خسرو تجربه کار
دانش باقرپور، داود معزمی، داوود نوائيان، دکتر شهین نوائی، دکتر حسن مثلی، دکتر رسول رضوی، دلارام علی، دنا بابا احمدی، دنیا راد
راحله ایرانی، راحله حسینی، راضيه زيدي، رامین امن گستر، رامین مسلمیان، رحمان شجاع، رزیتا رجایی، رضا کاویانی، رضا اسدی، رضا امین، رضا جعفری، رضا جوشنی، رضا چرندابی، رضا دهقان، رضا شهابي، رضا صفری، رضا ظهیری، رضا عفتی، رضا کریمی، رضا مرزبان، رضا نیکفر، رضا همیانی، رضوان مقدم، رفعت لنگرودی، رها عسگری زاده، روح الله شجاع، روزبهان امیری، رويا ديناروند، رویا پازوکی، رویا رودسری، رویا واحدی، ریکاردو آساطور، ریما فریدونی
زارا کیا، زهره اسدپور، زویا موسسیان، زیبا رحیمی، زینب پیغمبرزاده
سارا ایرانی، سارا حبیبی، سارا دهکردی، سارا روزدار، سارا شعر، سارا عظيمي، سارا فدوی، ساسان سترگ ، سام الدین ضیائی، ساناز محسن پور، سپیده پور محمدی، سپیده خاکسار، سپیده عباس زاده، ستار آوهنگ، ستاره، ستاره شجاعی، ستاره علوی، سحر جامعي، سروش دشتستانی، سعدی عزمیان، سعید احمدی، سعید ارجمندی، سعید محمد زاده، سعید نیکزاد، سعید ولدبیگی، سلطانی، سمانه عابديني، سهراب خوشبویی، سهراب مختاری، سهيلا مسافر، سهیل حاتمی، سهیل کشاورز، سهیلا گلشاهی، سوسن شعبانی، سوسن کولیوند، سيامک سلطانی، سیامک مؤیدزاده، سیاوش دریایی، سیاوش فرجی، سیاوش کوهرنگ، سیاوش محمودی، سیما حسین زاده، سیما محضری، سیمین اصفهانی، سیمین رادمنش، سیمین مرعشی، سینا انصاری
شاهین انزلی، شبنم ایرانی، شكوفه سخی، شکوفه منتظری، شکوه ش، شهاب الدین شیخی، شهاب سیروان، شهاب فیضی، شهاب مولوی، شهباز نخعی ، شهرام رفیع زاده، شهرزاد صادقی، شهریار آهی، شهلا ابقری، شهلا بهاردوست، شهلا فرید، شيما فرزادمنش، شیرین صوفی، شیرین فامیلی، شیرین فدوی
صادق کار، صادق کشاورز، صادق ناهومی، صبری نجفی، صحرا آزاد، صدیقه پاک ضمیر، صفا بهرام، صفا مرادی
طاهره امام قلی، طاهره سوری، طلعت تقی نیا
عباس شکری، عباس فرد، عباس مظاهری، عذرا اباذری، عذرا طبری، عسل اخوان، عسل تقی پور، عشا مومنی، عفت ماهباز، علي رضاجباري، علي مشمولي، علي معظمي، عليرضا اخوان، علی اشرف یاراحمدی، علی اکبر خسروشاهی، علی پور نقوی، علی توفیق، علی حسنی ، علی دروازه غاری، علی دشتی، علی س، علی ساکی، علی ستاری، علی صادقی، علی صمد پوری، علی طایفی، علی عاشوری، علی کلائی، علی ماهباز، علی مختاری، علی مغازه ای، علی ملک زاده، علی موسوی، علی ندیمی، علیرضا پورنوروز، علیرضا حیرتی، علیرضا صادقی، علیرضا منصوبی، غلام حسین عسگری
فائزه محسنی، فائزه منزوی، فاطیما آرا، فخری شادفر، فراز صفوی، فرامرز سبزعلی زاده، فرامرز شیراوند، فرج الله برجیان، فرح خلیل نژاد، فرحناز محمدی، فرخ قهرمانی، فرخنده جبارزادگان، فرداد پورمند، فردوس تاجدینی، فرزانه ايل بيگي، فرزانه سوری، فرزانه شریفی، فرزانه عظیمی ، فرزین آصفی، فرزین شریفی، فرشته صوفی، فرشته فراهانی، فرشته قاضی، فرشته مجیدی، فرشید، فرشین کاظمی نیا، فرنگیس ایرانی، فرنگیس بایقره، فرهاد رها، فرهاد فرجاد، فروزان عبدرزاده، فریبا تحقیقی، فریبا حمیدی، فریبا مجد، فریبا هادی زاده، فریبرز شمشیری، فریده آزاد، فریده پور عبدالله، فریده رضایی، فریده یزدی، فریدون رمضانی، فرین فخاری، فواد محمودی، فیروزه راد، فیروزه مهاجر، قاسم ارسیان، قدسی سرمست
کارن جواهري، کامران احمدی، کامران پارسایی، کامران طاهباز، کاوه آهنگری، کاوه بنایی، کاوه قاسمی کرمانشاهی، کاوه مظفری، کاوه یغمایی، کبری کریمی، کریم پورحمزاوی، کریم دیناروند، کسری شیخ، کولیایی، کیانا حسینی، کیانا مالکی، کیخسرو خسروپرویز
گلرخ جهانگیری، گلناز خواجه گیری، گلناز ملک، گوهرشميراني، گیتی سلامی
ليدا صدرالعلمايي، لیلا آرا، لیلا اصلانی، لیلا انصاری، لیلا جدیدی، لیلا منصور، لیلا نظری
ماریا رشیدی، ماشاله سلیمی، مانا علوی، مازیار پ، ماندانا کایدی، مبین حوتک، مجتبی عابدینی، مجید تمیمی، مجید جعفری هرستانی، مجید عبدالرحیم پور، محبوبه حسین زاده، محبوبه کرمی، محسن خوشبین، محسن نژاد، محمد بهشتی، محمد تک دهقان، محمد شمس، محمد شیرازی، محمد طرفه نژاد، محمد علی اصغری ، محمد فلاح نيا، محمد ق، محمد کلاهی، محمد محمدی، محمدرضا یدک، محمدرضاراعی، محمود عراقی ، محمود ارغوان ، محمود خلیلیان ، محمود علوی، محمود کرد، محمود معمار نژاد، مرتضی صادقی، مرجان افتخاری، مرسده محسنی ، مرضیه بخشی زاده، مرضیه مهاجر، مروارید مناهی، مريم زندي، مریم امیری، مریم حبیبی، مریم حقیقی، مریم رام، مریم نوری، مژگان ثروتی، مسعود خدادادی، مسعود رسا، مسعود سرابچیان، مسعود شب افروز، مسعود فتحی، مسعود کرمی، مصطفی بیگلری، مصطفی محمدرضایی، مقصود صالحی، ملودی دادرسان، ملیحه پویا بهار، مناف عماری، منصوره بهکیش، منصوره خسرو شاهی، منصوره درزی، منوچهر راستا، منوچهر شهرکی، منوچهر لرستانی، منيژه نجم عراقي، منیره کاظمی، منیژه احمدی، مه ناز طالبی طاری، مهدی ابراهیم زاده، مهدی احمدلو، مهدی حسینی، مهدی شوقی، مهدی فتاپور، مهدی ماهباز، مهدیه صالح پور، مهدیه طایفه کلهری، مهرآفرین ثابتیان، مهران ادیب، مهران کشاورز، مهرداد دادرسان، مهرداد درویش پور، مهرداد گیلانی، مهرداد مهران، مهرداد نای داوودی، مهرگان پسگویی، مهرنوش اعتمادی، مهری جعفری، مهری معمارحسینی، مهسا شکرلو، مهشید معتضدی، مهناز دشتی، مهناز ده بزرگی، مهین جوشک، مهین خدیوی، مونا محمد زاده، ميتراابراهيمي، ميلا مسافر، میترا خلعتبری، میترا یوسفی، میثم اخوان، میرعلیرضا میرمویدی، میلاد زرکری، میلاد م، مینا خانی، مینا مشکات، مینو فروغ، مینو همیلی، میهن قریشی- جزنی
نادرساده، نازلی فرخی، نازنین پروین، نازی عرفانی، ناسیه صوفی، ناصر اشجاری، ناصر رحمانی نژاد، ناهید جعفری، ناهید میرحاج، ناهید ناظمی، ناهید نصرت، نیلوفر سنندجی زاده، نبی صمیمی، ندا اقبالی، ندا حق، ندا منابادی، نرگس ساجدی، نرگس مقدم، نسرين چنگيزيان، نسرین بصیری، نسرین حمیدی، نسرین صادقی، نسرین عباسی، نسیم روشنایی، نسیم سلطان بیگی، نصور نقی پور، نقی حمیدنیا، نقی حمیدیان، نگار مرتضوی، نهال شرفی،نوشين كشاورزنيا، نوشین شاهرخی، نويد محبي، نيما نامداري، نیره توکلی، نیکزاد زنگنه، نیلوفر گلکار، نیما حیدری، نیما علوی
هادی ابراهیمی، هادی قادری، هادی میرمویدی، هانا دارابی، هایده تابش، هایده دراگاگی، هایده راوش، هدا امینیان، هدی جوانمرد، هدیه آسمانی، هما علیزاده، هما مرادی، هوشنگ حسین پور، هوشنگ ديناروند، هژیر پلاسچی، هادی معینی،
وحید آرال، وحید میرشکار، وحیده محمودی، وحیده مولوی، وهاب انصاری، وهاب دوستی دوکوشکانی، ویدا بیگلری
ياسمن نيلفروشان، یاسمن صوفی، یاور خسروشاهی، یوسف احمدی،یلدا نادری، یوسف فاطمی
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 13:42:28 توسط feri
مقاله شما بسیار بجا بود
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:56:30 توسط شهیدان شهر
بخش 2 ایران عزیز حسن تو دایم در این قرار نماند مست تو دایم در این خمار نماند
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:35:42 توسط شهیدان شهر
این پشتیبانی ها هیچ تاتیری در روند آدم کشی های جانیان بی بدیل جهانی نخواهد گذاشت باید به اینان فهماند که بیش از 30 سال است که میکشید هنوز مشروعیتی کسب نکرده اید اگر 30 سال دیگر هم بکشید باز هم همین آش است وهمین کاسه اینکه شما به نام دین بکشید هیچ از تقصر وجرم شما وفرزندان ونوه های شما کم نخواهد کرد انسانیت دراین عصر وزمان نمیپذیرد که شما انسانهای بیگناهی را که فکری غیر ازشما دارند بنام خدا بکشید بخود آیید بنگرید هیچ جای جهان این رسم وجود ندارد به سیاست باز گردید ودین رابرای مردم وخلوت مردم ودل مردم بگذارید که اگر غیر ازاین کنید به انسانیت قسم به فرزندان خود به نوه ونتیجه های خود ظلمی عظیم کرده اید مردم به هرروی روزی این دکان را بر سرشما برسر فرزندان شما برسر نوه های شما خراب خواهند کرد فکر کنید باز هم میگویم فکر کنید به کینه های انباشته مردم که با خدا دشمن نیستند با شما دشمن اند که به دروغ او را نمایندگی میکنید وخود نیز میدانید که این نمایندگی دروغ است زیرا اعمال خود شما خدایی نیست شما فکر میکنید که مردم باورتان میکنند که اینگونه نیست از عده ای کاسب دین که تنها فکر بردن اند بگذرید
سایه احکام غیرقانونی اعدام برسرمخالفان سیاسی ایران
10 بهمن ماه --1388 کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد که در دادگاه نمایشی 16 نفر از بازداشت شدگان پس از عاشورا، این 16 نفر به گونه ای انتخاب شده اند که هر کدام نماینده یکی از گروه های فکری مخالف باشند و به این ترتیب زمینه محارب خواندن همه مخالفین و معترضین فراهم شود.5 نفر از جوانان با اتهام محاربه روبرو شدند که می تواند مجازات اعدام را برای آنها به همراه بیاورد.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد دادگاه امروز گفت: " پس از کشتارهای وسیع زندانیان سیاسی سال ۱۹۸۸ باری دیگر مقامات جمهوری اسلامی، پس از برگزاری دادگاه نمایشی که پایه ای ترین اصول دادگاه های عادلانه را نادیده میگیرد، به محارب خواندن مخالفان حکومت اقدام می کند و مخالفان سیاسی را برای چوبه دار آماده می کند".
5 نفر از 16 نفری که امروز دادگاهی شدند به محاربه متهم شده اند. طبق اطلاعات منتشره توسط خبرگزاری ایسنا، نفر اول به دلایل عضویت در فیس بوک و ارتباطات ایمیلی، امضاء نامه خطاب به دادگاه لاهه و شرکت در تظاهرات اعتراضی متهم به براندازی نرم، نفر دوم متهم به اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق عضویت در دفتر تحکیم وحدت، نفر سوم با داشتن گرایش های چپ کمونیستی از نوع چپ نو اندیش متهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام با حضور در اعتراضات روز عاشورا و مصاحبه با رسانه های خارجی، نفر چهارم از اعضای جامعه بهائیان متهم به اجتماع و تبانی از طریق اقدام علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام، نفرات پنجم و هفتم متهم به محاربه از طریق ارتباط و هواداری و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران، نفر ششم متهم به محاربه و مفسد فی الرض، نفرات هشتم و نهم نیز متهم به محاربه، نفرات دهم تا شانزدهم متهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام شدند.
تنها یک روز پس از اعدام دو جوان آرش رحمانی پور ومحمدعلی زمانی در روزپنج شنبه، آیت الله علی جنتی عضو فقیه شورای نگهبان و امام جمعه تهران با دفاع از اعدام این دو خواستار اعدام دیگر معترضان شد. اقدامی که با توجه به جایگاه مذهبی جنتی در میان تندروهای حکومتی، به عنوان چراغ سبزی برای اعدام های بیشتر معترضان به شمار می رود. او صریحا گفته که با اعدام بیشتر مخالفان اعترضات بعد از انتخابات 22 خرداد ادامه پیدا نمی کرد. جنتی خطاب به رییس قوه قضاییه ایران گفته است: "بیایید برای رضای خدا همین طور که دو نفر را صریح اعدام کردید، دست شما درد نکند، مردانه بایستید."
اسامی متهمین و وکلای آنها در گزارش های رسمی اعلام نشده است. اما شکوفه منتظری؛ خواهر امید منتظری؛ روزنامه نگار و فرزند مهین فهیمی از فعالان مادران صلح به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که امروز امید بدون اطلاع و حضور وکیل در دادگاه محاکمه شد. شکوفه منتظری در مورد اظهارات امید منتظری که در اخبار رسمی بعنوان متهم سوم و تحت نام الف – میم از آن یاد شده است به کمپین گفت که این ادبیات ، ادبیات امید نیست و این نگرانی وجود دارد که او تحت فشارهای جسمی و روحی باشد. امید منتظری؛ خبرنگار و شاعری است که در روز 7 دیماه به همراه مادرش بازداشت شد. پدر امید در کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال 1367 اعدام شد. به گفته شکوفه منتظری، امید در این مدت بیش از یک ماه بازداشت، هیچ ملاقاتی نداشته و فقط دو تماس بسیار کوتاه تلفنی گرفته است. شکوفه منتظری با تاکید بر اینکه اتهامات امید کاملا واهی هستند به کمپین گفت که پس از اعدام پدرش در سال 1367، خانواده او با هیچ سازمان و گروه سیاسی ارتباط نداشته اند.
گزارش تفصیلی از سه متهم اول گویای آن است که هیچ سندی مبنی بر ارتکاب جرم بجزاعتراف آنها به شرکت در تجمع های مسالمت آمیز اعتراضی ،عضویت در تشکل رسمی دانشجویی تحکیم وحدت و ارتباطات اینترنتی از طرف مدعی العموم ارائه نشده است و حتی متهمین از پذیرش هر گونه مشارکت در تخریب اموال عمومی هم سرباز زدند .حتی متهم ردیف دوم طی اعترافات خود تاکید کرد که "آقای دادستان به من گفته است طوری حرف بزن تا بر آنهایی که بیرون هستند تاثیر بگذارد."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که هدف از برگزاری این دادگاه نمایشی در آستانه 22 بهمن؛ سالروز انقلابی که مردم برای حضورو بیان آزادانه اعتراضات در آن، خود را آماده می کنند، کاملا روشن است. چیدمان افراد برای محاکمه و نوع اتهامات آنها به گونه ای است که همه گروه های فکری جامعه را در خود جای می دهد.
این محاکمه در حالی در جریان است که حداقل 4 نفر از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت، 7 نفر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر وبسیاری از بازداشتی ها در دانشگاه ها و خیابان ها، با اتهام محاربه و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق روبرو هستند. همه این افراد از دسترسی به وکیل محرومند و تحت فشارهای شدید برای اعتراف برای پذیرش اتهامات وارده هستند.
هادی قائمی در باره این دادگاه های نمایشی و نتایج آن گفت:"جامعه بین المللی هرگزتصور نمی کرد که جمهوری اسلامی برای مرعوب کردن ومتوقف کردن مخالفان خودش به اعدام بدون دلیل آنها آن هم پس یک روند دادرسی سوال برانگیز اقدام کند. اعدام دو نفر از متهمینی که حتی قبل از انتخابات بازداشت شده بودند و به آنها گفته شده بود که اگر در دادگاه اعتراف کنند، آزاد خواهند شد، باید همه اعضای جامعه بین المللی را هوشیار کند که مقامات جمهوری اسلامی مصرهستند تا با اعدام جوانان بیگناه صدای معترضان قانونی را خاموش کنند.اگر این اتهامات وارده که فاقد هر گونه بنیان و اساس قضایی است از سوی جامعه بین المللی با سکوت مواجه شود، می تواند به کشتار بسیاری ازجوانان زندانی منجر شود."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بار دیگر با تاکید بر حقوق اولیه مردم ایران در برگزاری تجمع، تشکل و بیان آزاد عقاید و اندیشه ها خواستار توقف این دادگاه های نمایشی و آزادی همه زندانیانی شده است که جرم آنها استفاده از حقوق تضمین شده خود در قانون اساسی و قوانین بین المللی است.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 10:35:07 توسط شورا
اگرچه جمهوری اسلامی با پیشبرد سیاست گسترش اعدام، تا پیش از این نیزهرگز قادر نشده بود سکوت گورستانی خود را در جامعه حاکم کند و توده ها را از مبارزه علیه رژیم باز دارد، ليكن همانند قبل دستگاه سرکوب حکومت اسلامی در طول ۸ ماه گذشته، تمام شیوههای سرکوب و مرعوبسازی را به کار گرفت تا موج اعتراضات وسیع تودهای را مهار کند. در این مدت هزاران تن از مردم مبارز دستگیر و روانه زندان شدند. دهها تن از مبارزین را در خیابانها به ضرب گلوله کشتند. زندانیان را زیر شکنجه به قتل رساندند. به زنان و مردان جوان در زندانها تجاوز کردند. مردم را از روی پلها به پایین پرتاب کردند و زیر ماشینهای پلیس له کردند. باندهای آدمکش وزارت اطلاعات ترور را در دستور کار قرار دادند.خلاصه کلام، هر کاری از دستشان ساخته بود علیه تودههای معترض مردم ایران انجام دادند، اما اعتراضات و مبارزات خاموش نشد كه هيچ بلكه هر روزه تا سرنگوني ددمنشان بر گسترش آن افزوده خواهد شد٠
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد دادگاه امروز گفت: " پس از کشتارهای وسیع زندانیان سیاسی سال ۱۹۸۸ باری دیگر مقامات جمهوری اسلامی، پس از برگزاری دادگاه نمایشی که پایه ای ترین اصول دادگاه های عادلانه را نادیده میگیرد، به محارب خواندن مخالفان حکومت اقدام می کند و مخالفان سیاسی را برای چوبه دار آماده می کند".
5 نفر از 16 نفری که امروز دادگاهی شدند به محاربه متهم شده اند. طبق اطلاعات منتشره توسط خبرگزاری ایسنا، نفر اول به دلایل عضویت در فیس بوک و ارتباطات ایمیلی، امضاء نامه خطاب به دادگاه لاهه و شرکت در تظاهرات اعتراضی متهم به براندازی نرم، نفر دوم متهم به اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق عضویت در دفتر تحکیم وحدت، نفر سوم با داشتن گرایش های چپ کمونیستی از نوع چپ نو اندیش متهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام با حضور در اعتراضات روز عاشورا و مصاحبه با رسانه های خارجی، نفر چهارم از اعضای جامعه بهائیان متهم به اجتماع و تبانی از طریق اقدام علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام، نفرات پنجم و هفتم متهم به محاربه از طریق ارتباط و هواداری و همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران، نفر ششم متهم به محاربه و مفسد فی الرض، نفرات هشتم و نهم نیز متهم به محاربه، نفرات دهم تا شانزدهم متهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام شدند.
تنها یک روز پس از اعدام دو جوان آرش رحمانی پور ومحمدعلی زمانی در روزپنج شنبه، آیت الله علی جنتی عضو فقیه شورای نگهبان و امام جمعه تهران با دفاع از اعدام این دو خواستار اعدام دیگر معترضان شد. اقدامی که با توجه به جایگاه مذهبی جنتی در میان تندروهای حکومتی، به عنوان چراغ سبزی برای اعدام های بیشتر معترضان به شمار می رود. او صریحا گفته که با اعدام بیشتر مخالفان اعترضات بعد از انتخابات 22 خرداد ادامه پیدا نمی کرد. جنتی خطاب به رییس قوه قضاییه ایران گفته است: "بیایید برای رضای خدا همین طور که دو نفر را صریح اعدام کردید، دست شما درد نکند، مردانه بایستید."
اسامی متهمین و وکلای آنها در گزارش های رسمی اعلام نشده است. اما شکوفه منتظری؛ خواهر امید منتظری؛ روزنامه نگار و فرزند مهین فهیمی از فعالان مادران صلح به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که امروز امید بدون اطلاع و حضور وکیل در دادگاه محاکمه شد. شکوفه منتظری در مورد اظهارات امید منتظری که در اخبار رسمی بعنوان متهم سوم و تحت نام الف – میم از آن یاد شده است به کمپین گفت که این ادبیات ، ادبیات امید نیست و این نگرانی وجود دارد که او تحت فشارهای جسمی و روحی باشد. امید منتظری؛ خبرنگار و شاعری است که در روز 7 دیماه به همراه مادرش بازداشت شد. پدر امید در کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال 1367 اعدام شد. به گفته شکوفه منتظری، امید در این مدت بیش از یک ماه بازداشت، هیچ ملاقاتی نداشته و فقط دو تماس بسیار کوتاه تلفنی گرفته است. شکوفه منتظری با تاکید بر اینکه اتهامات امید کاملا واهی هستند به کمپین گفت که پس از اعدام پدرش در سال 1367، خانواده او با هیچ سازمان و گروه سیاسی ارتباط نداشته اند.
گزارش تفصیلی از سه متهم اول گویای آن است که هیچ سندی مبنی بر ارتکاب جرم بجزاعتراف آنها به شرکت در تجمع های مسالمت آمیز اعتراضی ،عضویت در تشکل رسمی دانشجویی تحکیم وحدت و ارتباطات اینترنتی از طرف مدعی العموم ارائه نشده است و حتی متهمین از پذیرش هر گونه مشارکت در تخریب اموال عمومی هم سرباز زدند .حتی متهم ردیف دوم طی اعترافات خود تاکید کرد که "آقای دادستان به من گفته است طوری حرف بزن تا بر آنهایی که بیرون هستند تاثیر بگذارد."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که هدف از برگزاری این دادگاه نمایشی در آستانه 22 بهمن؛ سالروز انقلابی که مردم برای حضورو بیان آزادانه اعتراضات در آن، خود را آماده می کنند، کاملا روشن است. چیدمان افراد برای محاکمه و نوع اتهامات آنها به گونه ای است که همه گروه های فکری جامعه را در خود جای می دهد.
این محاکمه در حالی در جریان است که حداقل 4 نفر از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت، 7 نفر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر وبسیاری از بازداشتی ها در دانشگاه ها و خیابان ها، با اتهام محاربه و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق روبرو هستند. همه این افراد از دسترسی به وکیل محرومند و تحت فشارهای شدید برای اعتراف برای پذیرش اتهامات وارده هستند.
هادی قائمی در باره این دادگاه های نمایشی و نتایج آن گفت:"جامعه بین المللی هرگزتصور نمی کرد که جمهوری اسلامی برای مرعوب کردن ومتوقف کردن مخالفان خودش به اعدام بدون دلیل آنها آن هم پس یک روند دادرسی سوال برانگیز اقدام کند. اعدام دو نفر از متهمینی که حتی قبل از انتخابات بازداشت شده بودند و به آنها گفته شده بود که اگر در دادگاه اعتراف کنند، آزاد خواهند شد، باید همه اعضای جامعه بین المللی را هوشیار کند که مقامات جمهوری اسلامی مصرهستند تا با اعدام جوانان بیگناه صدای معترضان قانونی را خاموش کنند.اگر این اتهامات وارده که فاقد هر گونه بنیان و اساس قضایی است از سوی جامعه بین المللی با سکوت مواجه شود، می تواند به کشتار بسیاری ازجوانان زندانی منجر شود."
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران بار دیگر با تاکید بر حقوق اولیه مردم ایران در برگزاری تجمع، تشکل و بیان آزاد عقاید و اندیشه ها خواستار توقف این دادگاه های نمایشی و آزادی همه زندانیانی شده است که جرم آنها استفاده از حقوق تضمین شده خود در قانون اساسی و قوانین بین المللی است.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 10:35:07 توسط شورا
اگرچه جمهوری اسلامی با پیشبرد سیاست گسترش اعدام، تا پیش از این نیزهرگز قادر نشده بود سکوت گورستانی خود را در جامعه حاکم کند و توده ها را از مبارزه علیه رژیم باز دارد، ليكن همانند قبل دستگاه سرکوب حکومت اسلامی در طول ۸ ماه گذشته، تمام شیوههای سرکوب و مرعوبسازی را به کار گرفت تا موج اعتراضات وسیع تودهای را مهار کند. در این مدت هزاران تن از مردم مبارز دستگیر و روانه زندان شدند. دهها تن از مبارزین را در خیابانها به ضرب گلوله کشتند. زندانیان را زیر شکنجه به قتل رساندند. به زنان و مردان جوان در زندانها تجاوز کردند. مردم را از روی پلها به پایین پرتاب کردند و زیر ماشینهای پلیس له کردند. باندهای آدمکش وزارت اطلاعات ترور را در دستور کار قرار دادند.خلاصه کلام، هر کاری از دستشان ساخته بود علیه تودههای معترض مردم ایران انجام دادند، اما اعتراضات و مبارزات خاموش نشد كه هيچ بلكه هر روزه تا سرنگوني ددمنشان بر گسترش آن افزوده خواهد شد٠
مشاهدات یکی از شرکت کنندگان اعتراضات شب گذشته در مقابل زندان اوین
گزارشات تکمیلی رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، از تجمع گسترده شب گذشته خانواده های زنداینان سیاسی ،زندانیان آزاد شده اخیر،مادران عزادار و تعداد زیادی از اقشار مختلف مردم در مقابل زندان اوین که تا نیمه های شب ادامه داشت و منجر به آزادی در حدود 40 نفر از زندانیان سیاسی گردید.
این تجمع اعتراضی در اعتراض به اعدام 2 زندانی سیاسی و اعلام اعدام های بیشتر و همچنین خواستار آزادی فوری وبی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی صورت گرفت.هنگامی که جمعیت در حال تجمع گسترده خود بود مسئولین زندان اوین اعلام کردند که 23 نفر از زندانیان سیاسی را آزاد خواهند کرد. اولین خانمی که آزاد شد دختر جوانی بود که زانو زد و خاک را بوسید. چشم های همه پر از اشک شوق بود. در ابتدای آزاد شدن زندانیان اکثرا خانواده ها گریه می کردند البته بیشتر اشک شوق بود ولی بعد از آزادی 4-3 نفر چند تا از مادران به خانواده ها می گفتند که باید شاد باشید و بخندید تا بدانند این زندانی کردن ها ما را از پای در نمی آورد و وقتی بقیه زندانیان که اکثرا مردان جوان بودند آزاد می شدند تعدادی با فرستادن صلوات و تعدادی با دست زدن و ابراز احساسات از آن ها استقبال می کردند.
فضای خیلی احساسی و پر شوری بود و در حقیقت روحیه آزاد شدگان از خانواده هایشان بالاتر بود. به خصوص وقتی ما یکی از هم بندی هامون را که روز عاشورا دستگیر شده بود بین آزادشدگان دیدیم و از او از حال بقیه که در آن دو روز دیده بودیم باخبر شدیم. فهمیدیم که هنوز تعدادی از بچه ها آزاد نشده اند.
پسر جوانی می گفت این چند روز خیلی ها را به خاطر 22 بهمن آزاد خواهند کرد. یکی از مادرها که دو پسر ش را گرفته بودند و یکی از آن ها را دیروز آزاد کرده بودند می گفت ما ساعت 2 آمدیم گفتند: بروید ساعت 7 بیایید آنموقع آزاد می شود ما که رفتیم دیدیم ساعت 4 خودش آمد طفلک در این مدت یک ماه 13 کیلو وزنش کم شده بود. ولی می گفت در بند 1-الف سپاه با اینکه شرایط خیلی سختر است ولی روحیه بچه ها خیلی بالاتر از وقتی است که به بند 3 می روند. می گفت ریه پسرش عفونت کرده و نیز هنگام بازپرسی اذیت اش کرده بودند.
پسرکی هم با مادرش برای آزادی پدر آمده بود که فکر میکرد به کیش رفته پدرش که مردی حدودا 32-30 ساله بود وقتی آمد از شوق آزادی گریه می کرد.
گروهی از مادران کمی دیرتر آمدند و با خود نوشته هایی آورده بودند که بر روی آن نوشته شده بود "پروانه مادر عزادار را آزاد کنید". کسانی که آزاد می شدند از بند 209 خبری نداشتند. از مرد جوانی در این مورد پرسیدیم او گفت 209 ای ها را شما باید پیگیری کنید ما از داخل نمی توانستیم کاری بکنیم.
علیرغم اینکه مسئولین زندان اوین گفته بودند 23 نفر را آزاد خواهیم کرد ولی با حضور جمعیت گسترده و پافشاری آنها تعداد کسانی که شب گذشته آزاد شدند به 40 نفر می رسید.
با امید رسیدن بهاران آزادی و آزاد شدن تمامی زندانیان سیاسی
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 13:02:58 توسط رنگین ,محاربان جهان متحد شوید.
تهمتن عزیز. منهم با شما در اینکه شرایط فرق کرده موافق هستم. اما تا آنجا که من میدانم خیلی از بچه ها اگر دستگیر شوند بدجوری زیر ضرب میروند. من فقط مینویسم که حساب شده قدم بردارند تا کمتر تلافات بدهیم. وگرنه آنقدر رِژیم جنایت کرده که مردم از انگیزه ای قوی برای سرنگونی آن برخوردار هستند,. اگر احمقی نژاد سقوط نکند آینده بدتری در انتظار ما مردم هست. ما باید بیشترین ضربه را به رژیم بزنیم و کمترین ضربه را خودمان بخوریم هنر مبارزه و پیوستگی آن در همین هست.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:56:47 توسط آرش
درود به مادران داغدار و درود به تمام مادرانی که حماسه مبارزاتی را به ایران زجر دیده هدیه میکنند.آزادی پرستو های قفس رسته شما را به خانه تبریک میگوییم .اشگهای گرم غلطانی برای شما و رهروان شما به ارمغان آورده ایم.ما فرزندان ایران ، فرزندان شماییم و هر چه داریم از شماست.بر دیگر برادارن و خواهران خود نیز می اندیشیم و برای رهایی آنان باز چون همیشه از شما تبعیت میکنیم،دستهای ما را بگیرید و بر تمامی زندانهای ایران زمین ببرید ، ما زندانها را در هم میشکنیم ،ما فرزندان خانواده ایران را با شاخه های کلّ به آغوش میکشیم. و زندانها را بر آزادگان آزادی اندیشه برای همیشه نابود میکنیم...به امید آنروز... فدای شما فرزندان..
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:35:25 توسط تهمتن
رنگين عزيز با درود; مدتي ست كه شما دلسوزانه هشدارهاي امنيتي به مبارزين داده كه هشدارهاي شما قابل تحسين است. اما رژيم اسلامي درقدرت وجنبره سالهاي ٦۵ و٦٦ واصولا سالهاي ٦٠ نبوده وهم اكنون چنان آشفته وريشه هاي حكومت ازهم پاشيده شده كه حتا كنترل نيروهاي مزدور خودرا هم ازدست داده است! چه رسد بمبارزيني كه حتا درهمين خبر كه يكي ازمبارزين درمحوطه زندان و با مقابله با دژخيمان ميگويد كه بايد شاد باشيم تاجنايتكاران بدانند كه اين زنداني كردنها مارا از پاي در نمي آورد..دوست عزيز; آزادي ٤٠ مبارز را بايد مديون جمعيت مبارزي بود كه پوزه خامنه اي جنايتكار را بخاك ماليدند واو را مجبور به آزادي مبارزين كردند;آنهم دربحبوحه ٢٢بهمن! بنظرم حكومتي كه درآستانه فروپاشي ست وازهرسو; چه خارجي و چه داخلي مورد هجوم قرارگرفته; براي رهايي ازاين مخمصه وگرفتاري دست بهر كاري براي رضايت مردمي كه اورا نمي خواهند;خواهد زد;حتا آزادي مبارزين; كه نمونه آنرا باآزادي اين مبارزين وپايداري وايستادگي وخواست مردم را شاهديم..
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:22:20 توسط نازنین
هموطنانم هر کدام که با شهرستانها تماس دارید حتی یک خبر هم در تماس خود بدهید خبر رسانی کردید من با یکی از شهرستانها صحبت میکردم دیدم از بعضی خبر ها خبر ندارند و اظهار میداشتند که خبر به ما دهن به دهن میرسد یا اگر تلاش کنیم از رسانه های خارجی بگیریم ..تبریزیها هم برای 22 بهمن به تهران خواهند رفت ...چون بد جوری حواسشان به تبریز هست که تکانی کاری نخورند.ولی مردم پاتک خواهند زد.. امروز با خبر شدم که ما هم روز عاشورا غزیزی از اشنایان را که جوانی 22 ساله بود را از دست دادیم با شلیک گلوله مزدوران رزیم ...عزیزان برای مردم غیور اذربایجان بیام بدین که در تهران باشند چون در تبریز بیشتر از مردم نیرو ریختند...
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:18:29 توسط كشكساب.محارب
بخاطر سالروز آغاز اسارت.حقارت و غارت ايران و ايرانى.بخش كوچك از فرزندانمان را آزاد ميكنند؟؟واقعا كه ماآاآشاالله دزدان و تجاوزكاران و شكنجه گران و آدمكشان بشدت مسلمان حكومت خيلى اسلامى.پس بهتراست به اين روز افتخاركنيم و آنرا گرامى بداريم؟چون چندتن از فرزندانمان آزادخواهندگرديد؟سپس دوباره.اسارت و خفت و تجاوز و شكنجه و كشتار را تا يكسال ديگر بپذيريم؟آنها كه اينگونه بيانديشندو القا كنند.يا خايننديا آنقدر نادان كه معاشرت با آنها خفتبار است.آزادى همه ايرانيان از اسارت خواسته بنده است و برايش تلاش ميكنم.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:16:51 توسط رنگین ,محاربان جهان متحد شوید.
ما هم از شنیدن خبر آزادی عزیزان خوشحال شدیم. اما من از خانواده ها و مردم خواهش میکنم که هر قدمی را حساب شده بردارند و به جای یکبار دو بار فکر کنند. بنا بر تجربه ما که از نسل قدیمی هستیم, رژیم زندانی را آزاد میکند و تمام روابط او را زیر نظر میگیرد و به این شکل کسانی را که فکر میکند مهره ای مهم هستند به اصطلاح به تور میاندازد. در سالهای 1365 و 1366 یک زندانی از بچه های راه کارگر ندانسته و نخواسته 60 نفر را به زندان انداخت. حفظ جوانان از وظیفه مهم مردم هست, چرا که رژیم غرق در خرافات از کشتن جوانان لذت میبرد. آزموده را آزمودن خطاست. لازم نیست همه تجربه ها تکرار شود ما باید از تجارب همدیگر برای پیشبرد مبارزه استفاده کنیم.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:03:50 توسط hani
به اميد آزادي همه عزيزان در اسارت در همه شهرها٠ بسياري از جوانان مبارز ما امروز در بدترين شرايط در شهرستانهايي مثل خرم آباد اصفهان شيراز سنندج زاهدان و٠٠٠اسيرندوصداي عدالت خواهي شان به گوش كسي نمي رسد٠اميدوارم به زودي شاهد اين صحنه هاي زيبا در همه جاي ايران باشيم٠٠٠سبز باشيد
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:00:42 توسط zede DIN
ساعت 6:30 بعد از ظهر ظاهرا به بهانه شروع دهه فجر اتوموبيلها از چهارراه پارك وی تا تجريش درست مثل جو شبهای پيش از انتخابات درحال بوق زدن شادی كردن و V نشون دادن هستن دو طرف خيابون ترافيك سنگينه صدای موسيقی ماشينها بلند و عابران پياده كه هرلحظه به تعدادشون افزوده ميشه با ماشينها همكاری ميكنن عده ای هم با تعجب به هم نگاه ميكنن تا الان خبری از پليس نيست
این تجمع اعتراضی در اعتراض به اعدام 2 زندانی سیاسی و اعلام اعدام های بیشتر و همچنین خواستار آزادی فوری وبی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی صورت گرفت.هنگامی که جمعیت در حال تجمع گسترده خود بود مسئولین زندان اوین اعلام کردند که 23 نفر از زندانیان سیاسی را آزاد خواهند کرد. اولین خانمی که آزاد شد دختر جوانی بود که زانو زد و خاک را بوسید. چشم های همه پر از اشک شوق بود. در ابتدای آزاد شدن زندانیان اکثرا خانواده ها گریه می کردند البته بیشتر اشک شوق بود ولی بعد از آزادی 4-3 نفر چند تا از مادران به خانواده ها می گفتند که باید شاد باشید و بخندید تا بدانند این زندانی کردن ها ما را از پای در نمی آورد و وقتی بقیه زندانیان که اکثرا مردان جوان بودند آزاد می شدند تعدادی با فرستادن صلوات و تعدادی با دست زدن و ابراز احساسات از آن ها استقبال می کردند.
فضای خیلی احساسی و پر شوری بود و در حقیقت روحیه آزاد شدگان از خانواده هایشان بالاتر بود. به خصوص وقتی ما یکی از هم بندی هامون را که روز عاشورا دستگیر شده بود بین آزادشدگان دیدیم و از او از حال بقیه که در آن دو روز دیده بودیم باخبر شدیم. فهمیدیم که هنوز تعدادی از بچه ها آزاد نشده اند.
پسر جوانی می گفت این چند روز خیلی ها را به خاطر 22 بهمن آزاد خواهند کرد. یکی از مادرها که دو پسر ش را گرفته بودند و یکی از آن ها را دیروز آزاد کرده بودند می گفت ما ساعت 2 آمدیم گفتند: بروید ساعت 7 بیایید آنموقع آزاد می شود ما که رفتیم دیدیم ساعت 4 خودش آمد طفلک در این مدت یک ماه 13 کیلو وزنش کم شده بود. ولی می گفت در بند 1-الف سپاه با اینکه شرایط خیلی سختر است ولی روحیه بچه ها خیلی بالاتر از وقتی است که به بند 3 می روند. می گفت ریه پسرش عفونت کرده و نیز هنگام بازپرسی اذیت اش کرده بودند.
پسرکی هم با مادرش برای آزادی پدر آمده بود که فکر میکرد به کیش رفته پدرش که مردی حدودا 32-30 ساله بود وقتی آمد از شوق آزادی گریه می کرد.
گروهی از مادران کمی دیرتر آمدند و با خود نوشته هایی آورده بودند که بر روی آن نوشته شده بود "پروانه مادر عزادار را آزاد کنید". کسانی که آزاد می شدند از بند 209 خبری نداشتند. از مرد جوانی در این مورد پرسیدیم او گفت 209 ای ها را شما باید پیگیری کنید ما از داخل نمی توانستیم کاری بکنیم.
علیرغم اینکه مسئولین زندان اوین گفته بودند 23 نفر را آزاد خواهیم کرد ولی با حضور جمعیت گسترده و پافشاری آنها تعداد کسانی که شب گذشته آزاد شدند به 40 نفر می رسید.
با امید رسیدن بهاران آزادی و آزاد شدن تمامی زندانیان سیاسی
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 13:02:58 توسط رنگین ,محاربان جهان متحد شوید.
تهمتن عزیز. منهم با شما در اینکه شرایط فرق کرده موافق هستم. اما تا آنجا که من میدانم خیلی از بچه ها اگر دستگیر شوند بدجوری زیر ضرب میروند. من فقط مینویسم که حساب شده قدم بردارند تا کمتر تلافات بدهیم. وگرنه آنقدر رِژیم جنایت کرده که مردم از انگیزه ای قوی برای سرنگونی آن برخوردار هستند,. اگر احمقی نژاد سقوط نکند آینده بدتری در انتظار ما مردم هست. ما باید بیشترین ضربه را به رژیم بزنیم و کمترین ضربه را خودمان بخوریم هنر مبارزه و پیوستگی آن در همین هست.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:56:47 توسط آرش
درود به مادران داغدار و درود به تمام مادرانی که حماسه مبارزاتی را به ایران زجر دیده هدیه میکنند.آزادی پرستو های قفس رسته شما را به خانه تبریک میگوییم .اشگهای گرم غلطانی برای شما و رهروان شما به ارمغان آورده ایم.ما فرزندان ایران ، فرزندان شماییم و هر چه داریم از شماست.بر دیگر برادارن و خواهران خود نیز می اندیشیم و برای رهایی آنان باز چون همیشه از شما تبعیت میکنیم،دستهای ما را بگیرید و بر تمامی زندانهای ایران زمین ببرید ، ما زندانها را در هم میشکنیم ،ما فرزندان خانواده ایران را با شاخه های کلّ به آغوش میکشیم. و زندانها را بر آزادگان آزادی اندیشه برای همیشه نابود میکنیم...به امید آنروز... فدای شما فرزندان..
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:35:25 توسط تهمتن
رنگين عزيز با درود; مدتي ست كه شما دلسوزانه هشدارهاي امنيتي به مبارزين داده كه هشدارهاي شما قابل تحسين است. اما رژيم اسلامي درقدرت وجنبره سالهاي ٦۵ و٦٦ واصولا سالهاي ٦٠ نبوده وهم اكنون چنان آشفته وريشه هاي حكومت ازهم پاشيده شده كه حتا كنترل نيروهاي مزدور خودرا هم ازدست داده است! چه رسد بمبارزيني كه حتا درهمين خبر كه يكي ازمبارزين درمحوطه زندان و با مقابله با دژخيمان ميگويد كه بايد شاد باشيم تاجنايتكاران بدانند كه اين زنداني كردنها مارا از پاي در نمي آورد..دوست عزيز; آزادي ٤٠ مبارز را بايد مديون جمعيت مبارزي بود كه پوزه خامنه اي جنايتكار را بخاك ماليدند واو را مجبور به آزادي مبارزين كردند;آنهم دربحبوحه ٢٢بهمن! بنظرم حكومتي كه درآستانه فروپاشي ست وازهرسو; چه خارجي و چه داخلي مورد هجوم قرارگرفته; براي رهايي ازاين مخمصه وگرفتاري دست بهر كاري براي رضايت مردمي كه اورا نمي خواهند;خواهد زد;حتا آزادي مبارزين; كه نمونه آنرا باآزادي اين مبارزين وپايداري وايستادگي وخواست مردم را شاهديم..
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:22:20 توسط نازنین
هموطنانم هر کدام که با شهرستانها تماس دارید حتی یک خبر هم در تماس خود بدهید خبر رسانی کردید من با یکی از شهرستانها صحبت میکردم دیدم از بعضی خبر ها خبر ندارند و اظهار میداشتند که خبر به ما دهن به دهن میرسد یا اگر تلاش کنیم از رسانه های خارجی بگیریم ..تبریزیها هم برای 22 بهمن به تهران خواهند رفت ...چون بد جوری حواسشان به تبریز هست که تکانی کاری نخورند.ولی مردم پاتک خواهند زد.. امروز با خبر شدم که ما هم روز عاشورا غزیزی از اشنایان را که جوانی 22 ساله بود را از دست دادیم با شلیک گلوله مزدوران رزیم ...عزیزان برای مردم غیور اذربایجان بیام بدین که در تهران باشند چون در تبریز بیشتر از مردم نیرو ریختند...
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 12:18:29 توسط كشكساب.محارب
بخاطر سالروز آغاز اسارت.حقارت و غارت ايران و ايرانى.بخش كوچك از فرزندانمان را آزاد ميكنند؟؟واقعا كه ماآاآشاالله دزدان و تجاوزكاران و شكنجه گران و آدمكشان بشدت مسلمان حكومت خيلى اسلامى.پس بهتراست به اين روز افتخاركنيم و آنرا گرامى بداريم؟چون چندتن از فرزندانمان آزادخواهندگرديد؟سپس دوباره.اسارت و خفت و تجاوز و شكنجه و كشتار را تا يكسال ديگر بپذيريم؟آنها كه اينگونه بيانديشندو القا كنند.يا خايننديا آنقدر نادان كه معاشرت با آنها خفتبار است.آزادى همه ايرانيان از اسارت خواسته بنده است و برايش تلاش ميكنم.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:16:51 توسط رنگین ,محاربان جهان متحد شوید.
ما هم از شنیدن خبر آزادی عزیزان خوشحال شدیم. اما من از خانواده ها و مردم خواهش میکنم که هر قدمی را حساب شده بردارند و به جای یکبار دو بار فکر کنند. بنا بر تجربه ما که از نسل قدیمی هستیم, رژیم زندانی را آزاد میکند و تمام روابط او را زیر نظر میگیرد و به این شکل کسانی را که فکر میکند مهره ای مهم هستند به اصطلاح به تور میاندازد. در سالهای 1365 و 1366 یک زندانی از بچه های راه کارگر ندانسته و نخواسته 60 نفر را به زندان انداخت. حفظ جوانان از وظیفه مهم مردم هست, چرا که رژیم غرق در خرافات از کشتن جوانان لذت میبرد. آزموده را آزمودن خطاست. لازم نیست همه تجربه ها تکرار شود ما باید از تجارب همدیگر برای پیشبرد مبارزه استفاده کنیم.
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:03:50 توسط hani
به اميد آزادي همه عزيزان در اسارت در همه شهرها٠ بسياري از جوانان مبارز ما امروز در بدترين شرايط در شهرستانهايي مثل خرم آباد اصفهان شيراز سنندج زاهدان و٠٠٠اسيرندوصداي عدالت خواهي شان به گوش كسي نمي رسد٠اميدوارم به زودي شاهد اين صحنه هاي زيبا در همه جاي ايران باشيم٠٠٠سبز باشيد
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 11:00:42 توسط zede DIN
ساعت 6:30 بعد از ظهر ظاهرا به بهانه شروع دهه فجر اتوموبيلها از چهارراه پارك وی تا تجريش درست مثل جو شبهای پيش از انتخابات درحال بوق زدن شادی كردن و V نشون دادن هستن دو طرف خيابون ترافيك سنگينه صدای موسيقی ماشينها بلند و عابران پياده كه هرلحظه به تعدادشون افزوده ميشه با ماشينها همكاری ميكنن عده ای هم با تعجب به هم نگاه ميكنن تا الان خبری از پليس نيست
پدر محسن روح الامینی، درخواست ضرغامی را نپذیرفت
پدر محسن روح الامینی، درخواست ضرغامی را نپذیرفت
جنبش راه سبز(جرس): عبدالحسین روح الاميني، پدر شهيد محسن روح الاميني كه در بازداشتگاه غيرقانوني كهريزك به شهادت رسيد درخواست "عزت الله ضرغامي" ، رييس صدا و سيماي جمهوري اسلامي براي شركت در مناظره هاي اخير اين رسانه را رد كرد.
به گزارش خبرنگار جرس، روح الاميني در پاسخ به ضرغامي كه از او خواهش كرده است در مناظره شركت و حتی از صدا و سيما و رييس آن انتقاد كند، گفته است: اجازه دهيد ابتدا دادگاه محاكمه متهمان اصلي شكنجه و كشتار در كهريزك برگزار شود تا آن گاه نوبت به مناظره برسد.
وضعیت نگران کننده یک فعال حقوق کودک در اوین
جنبش راه سبز (جرس): مریم ضیاء از فعالان حقوق کودک در وضعیت نا مناسبی بسر می برد.
بنابر گزارشات دریافتی، یکی از زندانیان تازه آزاد شده با بیان این مطلب اظهار داشته است که شرایط مریم ضیاء نسبت به هفته ی اول بازداشت بسیار تغییر کرده و فشارها بر وی شدت یافته است.
به گزارش وبلاگ تا آزادی زندانیان سبز، اتهام تفهیم شده به ضیاء در مراحل اولیه بازجویی ، همکاری با منافقین اعلام شده است .
گفتنی است که این فعال زندانی تنها در هفته ی اول بازداشت امکان تماس با خانوده خود را یافته و در طول مدتی که از بازداشت وی می گذرد، خانواده اش به هیچ وجه امکان ملاقات با وی را نداشته اند.
مریم ضیاء فعال حقوق کودک و مدیر جمعیت تلاش برای جهانی شایسته ی کودک است که در روز دهم دی ماه در منزل خود بازداشت و به اوین منتقل شد.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 03:23:56 توسط S.Lahijani
ما ها بالا بپرید ،پایین بپرید ،فرو می ریزید،!! دین قلا بی عرب ساخته شما هم دارد مانند یخ در بهار سبز آب می شود !! خا منه ای مولتی میلیاردر و پسران کثیف باید در دادگاه ملت محاکمه شوند .دیگر جانوران حکومت هم همین طور .!!یادمان باشد :حق گرفتنی ست و ما داریم هنین کار را می کنیم .!!! پس ما پیروزیم و متنفر از شیخ و شاه !!(ساسان لاهیجانی )
جنبش راه سبز(جرس): عبدالحسین روح الاميني، پدر شهيد محسن روح الاميني كه در بازداشتگاه غيرقانوني كهريزك به شهادت رسيد درخواست "عزت الله ضرغامي" ، رييس صدا و سيماي جمهوري اسلامي براي شركت در مناظره هاي اخير اين رسانه را رد كرد.
به گزارش خبرنگار جرس، روح الاميني در پاسخ به ضرغامي كه از او خواهش كرده است در مناظره شركت و حتی از صدا و سيما و رييس آن انتقاد كند، گفته است: اجازه دهيد ابتدا دادگاه محاكمه متهمان اصلي شكنجه و كشتار در كهريزك برگزار شود تا آن گاه نوبت به مناظره برسد.
وضعیت نگران کننده یک فعال حقوق کودک در اوین
جنبش راه سبز (جرس): مریم ضیاء از فعالان حقوق کودک در وضعیت نا مناسبی بسر می برد.
بنابر گزارشات دریافتی، یکی از زندانیان تازه آزاد شده با بیان این مطلب اظهار داشته است که شرایط مریم ضیاء نسبت به هفته ی اول بازداشت بسیار تغییر کرده و فشارها بر وی شدت یافته است.
به گزارش وبلاگ تا آزادی زندانیان سبز، اتهام تفهیم شده به ضیاء در مراحل اولیه بازجویی ، همکاری با منافقین اعلام شده است .
گفتنی است که این فعال زندانی تنها در هفته ی اول بازداشت امکان تماس با خانوده خود را یافته و در طول مدتی که از بازداشت وی می گذرد، خانواده اش به هیچ وجه امکان ملاقات با وی را نداشته اند.
مریم ضیاء فعال حقوق کودک و مدیر جمعیت تلاش برای جهانی شایسته ی کودک است که در روز دهم دی ماه در منزل خود بازداشت و به اوین منتقل شد.
نظرات خوانندگان
نوشته شده در تاريخ يازدهم بهمن ۱۳۸۸ برابر با سی و يکم ژانويه ۲۰۱۰ ، 03:23:56 توسط S.Lahijani
ما ها بالا بپرید ،پایین بپرید ،فرو می ریزید،!! دین قلا بی عرب ساخته شما هم دارد مانند یخ در بهار سبز آب می شود !! خا منه ای مولتی میلیاردر و پسران کثیف باید در دادگاه ملت محاکمه شوند .دیگر جانوران حکومت هم همین طور .!!یادمان باشد :حق گرفتنی ست و ما داریم هنین کار را می کنیم .!!! پس ما پیروزیم و متنفر از شیخ و شاه !!(ساسان لاهیجانی )
پایانی که برای سناریوی زندگی "تورجان" تنظیم می کنند
دست هائی انتقام انقلاب 57 را
از نسل انقلاب و مردم ایران می گیرد
علی اشرف فتحی، نویسنده وبلاگ تورجان، از جمله بازداشت شدگان مراسم چهلم آیت الله منتظری در شهر قم است که مقابل خانه آیتالله العظمی منتظری دستگیر شد.
اشرف فتحی که از روحانیون جوانی ساکن قم است که بر خلاف بسیاری از روحانیون، به فارسی نویس روان مسلط است و نقش مهمی در آشنا ساختن نسل جوان با تاریخ روحانیت و شناخت از چهره های روحانی داشت. او از سال 1378 در حوزه علمیه قم تحصیل می کند و فرزند یکی از نخستین فرماندهان سپاه است که در کردستان کشته شد. او فرمانده سپاه سقز بود. مدتی پیش، سردار رادان به بهانه آشنائی قدیمی با پدر تورجان در جبهه کردستان در قم به دیدار وی رفت و آلبوم عکس های آن دوران را ورق زد و گفت که سیمای جمهوری اسلامی قصد ساختن فیلمی از زندگی پدر وی را دارد. ظاهرا سناریوی آن فیلم، با دستگیری تورجان و بردن وی برای اعتراف گیری، باید پایانی مطابق با سرنوشت دیگر بازماندگان نسل اول رهبرای جمهوری اسلامی می داشت. مانند پسر آیت الله بهشتی!
دستی در حاکمیت جمهوری اسلامی انتقام انقلاب 57 را از مردم ایران و بنیانگذاران جمهوری اسلامی و فعالان انقلاب 57 می گیرد. همان دستی که در دهه اول جمهوری اسلامی از دگراندیشان غیر مذهبی طرفدار انقلاب 57 انتقامی خونین گرفت، با جنگ عراق از مردم انتقام گرفت، در دهه دوم جمهوری اسلامی از نواندیشان مذهبی و ملی مذهبی ها انتقام گرفت و در آخرین سالهای دهه سوم جمهوری اسلامی انتقال از بقایای رهبران جمهوری اسلامی وانقلاب 57 را آغاز کرد که اکنون رسیده است به امثال تورجان و پسر آیت الله بهشتی و... و در کمین موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی و صانعی، بیات و خوئینی هاست و برای سر مجاهدین انقلاب اسلامی که زندانی کودتا هستند نقشه ها دارد!
از نسل انقلاب و مردم ایران می گیرد
علی اشرف فتحی، نویسنده وبلاگ تورجان، از جمله بازداشت شدگان مراسم چهلم آیت الله منتظری در شهر قم است که مقابل خانه آیتالله العظمی منتظری دستگیر شد.
اشرف فتحی که از روحانیون جوانی ساکن قم است که بر خلاف بسیاری از روحانیون، به فارسی نویس روان مسلط است و نقش مهمی در آشنا ساختن نسل جوان با تاریخ روحانیت و شناخت از چهره های روحانی داشت. او از سال 1378 در حوزه علمیه قم تحصیل می کند و فرزند یکی از نخستین فرماندهان سپاه است که در کردستان کشته شد. او فرمانده سپاه سقز بود. مدتی پیش، سردار رادان به بهانه آشنائی قدیمی با پدر تورجان در جبهه کردستان در قم به دیدار وی رفت و آلبوم عکس های آن دوران را ورق زد و گفت که سیمای جمهوری اسلامی قصد ساختن فیلمی از زندگی پدر وی را دارد. ظاهرا سناریوی آن فیلم، با دستگیری تورجان و بردن وی برای اعتراف گیری، باید پایانی مطابق با سرنوشت دیگر بازماندگان نسل اول رهبرای جمهوری اسلامی می داشت. مانند پسر آیت الله بهشتی!
دستی در حاکمیت جمهوری اسلامی انتقام انقلاب 57 را از مردم ایران و بنیانگذاران جمهوری اسلامی و فعالان انقلاب 57 می گیرد. همان دستی که در دهه اول جمهوری اسلامی از دگراندیشان غیر مذهبی طرفدار انقلاب 57 انتقامی خونین گرفت، با جنگ عراق از مردم انتقام گرفت، در دهه دوم جمهوری اسلامی از نواندیشان مذهبی و ملی مذهبی ها انتقام گرفت و در آخرین سالهای دهه سوم جمهوری اسلامی انتقال از بقایای رهبران جمهوری اسلامی وانقلاب 57 را آغاز کرد که اکنون رسیده است به امثال تورجان و پسر آیت الله بهشتی و... و در کمین موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی و صانعی، بیات و خوئینی هاست و برای سر مجاهدین انقلاب اسلامی که زندانی کودتا هستند نقشه ها دارد!
فیلم تعطیل عمومی در نجف آباد

فیلم تعطیل عمومی در نجف آباد
متن و حاشیه مراسم
چهلم آیت الله منتظری در قم
مراسم با حضور هزاران تن از مردم برگزار شد. شهر قم حال وهوای دیگری داشت. علیرغم مشکلات عدیده اطلاعرسانی و عدم همراهی رسانههای رسمی و غیر رسمی کشور، هزاران تن از مردم قم و دیگر شهرها جهت شرکت در مراسم در دفتر، بیت ایشان و کوچه های اطراف جمع شدند و با سکوت خود یکبار دیگر نشان دادند که مردم معترض اهل تخریب و تهاجم و اغتشاش نیستند، بلکه اغتشاشگران از درون خود حکومت اند.
حضور چشمگیر مردم باعث شد که دفتر مملو از جمعیت شود و پس از آن کوچه منتهی به بیت توسط اعضای دفتر فرش شد ولی با این حال تعدادی در بلوار شهید محمد منتظری و تعدادی کنار رودخانه حضور یافته بودند.
در این مراسم ، علاوه بر قرائت قرآن ، گوشه هایی از اندیشه ها و دیدگاه های آیت الله منتظری توسط مجری قرائت و در بین مراسم چند بار صدای فقیه عالیقدر با موضوعات لزوم امر به معروف و نهی از منکر ، لزوم آزادی زندانیان سیاسی، سفارش امام علی (ع) به مالک اشتر درباره رعایت حقوق انسانها با هر ایده و اعتقادی و شعارهای اول انقلاب از بلندگو پخش شد و مردمی که چهل روز بود صدای او را نشنیده بودند، تحت تاثیر قرار گرفته بودند.
سخنران این مراسم، حجت الاسلام دکتر ادیب عضو هیأت علمی دانشگاه مفید بود که به فضایل اخلاقی و مبارزاتی آیت الله منتظری اشاره داشت. وی آیت الله منتظری را یار عسرت و تنهایی و غربت آیت الله خمینی دانست. و از آنها که مسائل انقلاب اطلاعی ندارند خواست که نه تنها خاطرات آیت الله منتظری، بلکه خاطرات دیگران را بخوانند تا حوادث تاریخی برایشان آشکار گردد.
حاشیه مراسم
1- روز قبل از مراسم نمایندگانی از اداره اطلاعات قم و فرمانداری با آقای احمد منتظری دیدار کرده بودند. آنها درخواست عدم تشنج کرده بودند که آقای احمد منتظری از آنها درخواست کرد که برای رسیدن به این هدف، نیروهای خودسر را کنترل کنند.
2- نیروهای امنیتی قم از برپایی چادر و سقف بر روی کوچه منتهی به دفتر به دلیل این که امکان آتش سوزی دارد! جلوگیری کردند.
3- نیروهای امنیتی و انتظامی قم به صورت چشمگیر تمامی مبادی منتهی به مراسم را کنترل میکردند و از تجمع مردم در خیابان جلوگیری کرده و به طور وسیع فیلمبرداری میکردند.
4- نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی، بسیج و انصار در برخی مکانهای متعلق به سپاه و بسیج در اطراف محل مراسم مستقر شده بودند و تعداد زیادی از آنها در اطراف مکان برگزاری تجمع کرده بودند اما متانت و هوشمندی برگزار کنندگان و مردم عزادار سوژهای به دست آنها نداد.
5- تعدادی از دانشجویان و جوانان شرکتکننده در مراسم بازداشت شدند که تا لحظه تهیه این خبر دو تن از آنها آزاد شدند و از وضعیت دیگران اطلاعی در دست نیست.
6- قبل از آغاز مراسم و پایان آن پیام و سفارش احمد منتظری مبنی بر حفظ آرامش و سکوت و متانت قرائت شد، که با این درخواست تجمع نیروهای لباس شخصی و انصار حزب الله کاملا خلع سلاح شده و محل را ترک کردند و امکان فتنهگری توسط آنها نبود.
7- تعدادی از شخصیتهای حوزوی، دانشگاهی و سیاسی که در این مراسم حضور یافتند: آیت الله العظمی صانعی، آیت الله العظمی مدنی تبریزی، آیت الله امینی، آیت الله محقق داماد، آیت الله بیات زنجانی، آیت الله جواد فاضل لنکرانی، آیت الله مروارید، آیت الله گرامی، آیت الله صادقی تهرانی و بیوت آیات عظام صافی گلپایگانی، سیستانی، شیرازی، شبیری زنجانی، وحید خراسانی، وحیدی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و آقایان عبدالله نوری، کرباسچی، سراج الدین موسوی، حجتی، اشرفی اصفهانی، هاشمی نژاد، ابراهیمی، مهندس بدیعی، مهندس طاهری، خانم اعظم طالقانی و جمعی از اعضای دفتر حضرت امام خمینی در جماران.
فیلم تعطیل عمومی در "نجف آباد" اصفهان، زادگاه آیت الله منتظری بمناسبت چهلمین روز در گذشت وی را از اینجا ببینید!
http://unity4iran.posterous.com/iran-najaf-abad-28-jan-2010-montazeris-day-40
فرماندهان کم عقل سپاه
فرماندهان کم عقل سپاه
نورچشمی های رهبر شده اند
فرماندهان سپاه، تا پیش از انتخابات 22 خرداد، هم در قدرت بودند و هم در سایه حرکت می کردند. از دست آوردهای 7 ماه گذشته، آشنائی مردم با این فرماندهان است. از آنجا که صدا و سیما دراختیار یکی از فرماندهان سپاه بنام سردار ضرغامی است و همه شبکه های تلویزیونی در اختیار سپاه، فرماندهان سپاه با سخنرانی ها و اظهارنظرهایشان که از صدا و سیما پخش می شود، به مردم این امکان و فرصت را داده اند تا آنها را بشناسند. دروغگوئی، لاف زنی، سیاه را سفید جلوه دادن، وابستگی را استقلال معرفی کردن، واردات را صادرات و ورشکستگی صنایع را پیشرفت های صنعتی اعلام کردن، توهین به مردم و دهها خصلت و ویژگی این فرماندهان دراین 7 ماه در معرض دید و قضاوت مردم قرار گرفته است. وقتی گفته می شود که سپاه در چشم مردم فرو ریخت، هم بدلیل جنایاتی است که مردم به چشم خویش در این 7 ماه دیدند و هم نادانی و حماقت ها و لاف زدن هائی است که مردم به گوش خود از این فرماندهان شنیدند. سخنان فرمانده سپاه محمد رسوالله تهران بزرگ که روز گذشته توسط خبرگزاری های داخلی منتشر شد، مشتی است نمونه خروار. آن هم از دهان فرماندهی که هم خود و هم واحدش در جنایات خیابانی 7 ماه گذشته نقش درجه اول را داشته است.
بخوانید:
سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی فرمانده سپاه محمدرسول الله تهران بزرگ صبح شنبه(دیروز) در یك نشست خبری كه به منظور تشریح برنامههای سپاه برای دهه فجر برگزار شده بود، گفت:
ما نمایندگان مردم هستیم. مردم ما در روز نهم دی اتمام حجت كردند و خواستار ختم غائله بودند .
ما به هیچ عنوان اجازه نمیدهیم چیزی به عنوان موج سبز خودی نشان بدهد.ما مطمئن هستیم كسانی كه تا پیش از 9 دی متوجه نبودند و تشخیص نمیدادند و فكر میكردند میشود حركتی انجام داد، در روز 9 دی متوجه شدند. روز 22 بهمن روز اعتراض نیست، بلكه روز یكپارچگی است و اگر هم بخشی از جامعه ما اعتراضی داشته كه به حق هم هست كه اعتراضی به برخی رفتارهای دولتمردان داشته باشند، مطمئنیم روز 22 بهمن چنین كاری نخواهند كرد.
(کدام فرمانده و مسئول عاقلی ابتدا مردم را از هم جدا کرده و بعنوان "مردم ما" صحبت می کند و سپس از یکپارچگی دم می زند که ایشان زده؟ کدام آدم عاقل و فرمانده دانائی است که نداند روز 9 دیماه مردم را با چه تهدیدها و فریب ها و رشوه ها به یک راهپیمائی نمایشی کشاندند؟ آنها که آمدند، نیروی حامی سپاه و حاکمیت کنونی اند؟ 80 در صد همان ها که عمدتا کارمندان ادارات و دانش آموزان بودند در یک چرخش سریع حوادث در دل جنبش سبز جای نخواهند گرفت؟ آن لات و لوت ها و قمه کش هائی که بنام نیروی مدافع ولایت و کودتا به خیابان آورند واقعا نیروی مدافع انقلاب و کشور بود؟)
روز 22 بهمن روز ملی ماست، هر صدا، رنگ و حركتی كه غیر از صدای ملت ایران و انقلاب اسلامی باشد، باید از صف مردم ما بیرون رانده شود و قطعا چنین حركتی را هم شاهد نخواهیم بود و اگر هم عده قلیلی باشند كه حركتی انجام دهند، به شدت برخورد خواهیم کرد.
« مردم ایران در دهه فجر امسال حجت را بر همه استكبار جهانی تمام خواهد كرد» امسال پیام همه مردم شریف ایران و ولایتمداران كشور در روز 22 بهمن، اتمام حجت است؛ اتمام حجت با همه كسانی كه حیله پرورانی میكنند؛ اینها باید درس گرفته باشند.
(واقعا ملت ایران صدای احمدی نژاد و این گروه از فرماندهان و جنایتکارانی که امور امنیتی و مطبوعاتی و دولتی را قبضه کرده اند، صدای ملت می دانند؟ مشتی قاتل که فراکسیون قاتلین را در مجلس تشکیل داده اند، صدای ملت اند؟)
فرمانده سپاه ادامه میدهد:
پیش از انقلاب حتی نیازهای اولیه ما از آن سوی مرزها به كشور وارد میشد؛ در حالی كه امروز در بخشهای گوناگون صنعت به خودكفایی رسیدهایم. این حركت به سرعت ادامه پیدا میكند و با ظرفیت ملت ما میتوانیم جزو كشورهایی باشیم كه در جدول كشورهای صادركننده مقام پیدا كنیم.
( او یا نمی داند و یا می داند و دروغ می گوید. والا مردمی که تمام مدت در شهر جنس خارجی و بویژه چینی را می بینند، کارگرانی که کارخانه هایشان بسته شده و اخراج شده اند به این حرف ها نمی خندند؟ صنایع نابود شده، وارداتی که از مرز 64 میلیارد دلار در سال گذشته، یعنی پیشرفت صنعتی؟)
فرمانده سپاه می گوید:
هفت هزار و 50 رده مقاومت بسیج در تهران بزرگ داریم. رژه موتورسواران به مقصد حرم امام خمینی(ره) از برنامه های دهه فجر است. مردمسالاری دینی، قانون و عدالتگستری شعار دومین روز دهه فجر است.
( فرض می کنیم چنین ادعائی درباره رده های مقاومت واقعیت داشته باشد. در اینصورت اگر هر رده مقاومتی 10 عضو داشته باشد، جمعیت آن بیشتر از آن جمعیتی می شود که احمدی نژاد در میدان ولیعصر جمع کرد تا جشن پیروزی بگیرد. درحالیکه آن جمعیت به 50 هزار نفر هم نمی رسید. این رده های مقاومت همانهائی هستند که زیر نظر سپاه بعنوان لباس شخصی جنایت می کنند و اعتبار بسیج به همین دلیل نزد مردم سقوط کرد و دفتر آن بسته شد. رژه موتورسوارها و جنایت آفریدن را هم مردم در خیابان ها دیده اند، بیهوده سر موتور را به سمت مقبره آقای خمینی کج می کنند. آقای خمینی با موتور سوار حکومت نکرده بود که حالا در آن دنیا به مانور موتور سوارها نیازمند باشد. مردمسالاری دینی را هم که مردم به چشم دارند می بینند. همانگونه که عدالت سپاهی را شاهدند. چه کسی قبول می کند، این فرمانده سپاه عقل، یا آگاهی و یا احتمالا اندکی صداقت هم داشته باشد؟)
نورچشمی های رهبر شده اند
فرماندهان سپاه، تا پیش از انتخابات 22 خرداد، هم در قدرت بودند و هم در سایه حرکت می کردند. از دست آوردهای 7 ماه گذشته، آشنائی مردم با این فرماندهان است. از آنجا که صدا و سیما دراختیار یکی از فرماندهان سپاه بنام سردار ضرغامی است و همه شبکه های تلویزیونی در اختیار سپاه، فرماندهان سپاه با سخنرانی ها و اظهارنظرهایشان که از صدا و سیما پخش می شود، به مردم این امکان و فرصت را داده اند تا آنها را بشناسند. دروغگوئی، لاف زنی، سیاه را سفید جلوه دادن، وابستگی را استقلال معرفی کردن، واردات را صادرات و ورشکستگی صنایع را پیشرفت های صنعتی اعلام کردن، توهین به مردم و دهها خصلت و ویژگی این فرماندهان دراین 7 ماه در معرض دید و قضاوت مردم قرار گرفته است. وقتی گفته می شود که سپاه در چشم مردم فرو ریخت، هم بدلیل جنایاتی است که مردم به چشم خویش در این 7 ماه دیدند و هم نادانی و حماقت ها و لاف زدن هائی است که مردم به گوش خود از این فرماندهان شنیدند. سخنان فرمانده سپاه محمد رسوالله تهران بزرگ که روز گذشته توسط خبرگزاری های داخلی منتشر شد، مشتی است نمونه خروار. آن هم از دهان فرماندهی که هم خود و هم واحدش در جنایات خیابانی 7 ماه گذشته نقش درجه اول را داشته است.
بخوانید:
سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی فرمانده سپاه محمدرسول الله تهران بزرگ صبح شنبه(دیروز) در یك نشست خبری كه به منظور تشریح برنامههای سپاه برای دهه فجر برگزار شده بود، گفت:
ما نمایندگان مردم هستیم. مردم ما در روز نهم دی اتمام حجت كردند و خواستار ختم غائله بودند .
ما به هیچ عنوان اجازه نمیدهیم چیزی به عنوان موج سبز خودی نشان بدهد.ما مطمئن هستیم كسانی كه تا پیش از 9 دی متوجه نبودند و تشخیص نمیدادند و فكر میكردند میشود حركتی انجام داد، در روز 9 دی متوجه شدند. روز 22 بهمن روز اعتراض نیست، بلكه روز یكپارچگی است و اگر هم بخشی از جامعه ما اعتراضی داشته كه به حق هم هست كه اعتراضی به برخی رفتارهای دولتمردان داشته باشند، مطمئنیم روز 22 بهمن چنین كاری نخواهند كرد.
(کدام فرمانده و مسئول عاقلی ابتدا مردم را از هم جدا کرده و بعنوان "مردم ما" صحبت می کند و سپس از یکپارچگی دم می زند که ایشان زده؟ کدام آدم عاقل و فرمانده دانائی است که نداند روز 9 دیماه مردم را با چه تهدیدها و فریب ها و رشوه ها به یک راهپیمائی نمایشی کشاندند؟ آنها که آمدند، نیروی حامی سپاه و حاکمیت کنونی اند؟ 80 در صد همان ها که عمدتا کارمندان ادارات و دانش آموزان بودند در یک چرخش سریع حوادث در دل جنبش سبز جای نخواهند گرفت؟ آن لات و لوت ها و قمه کش هائی که بنام نیروی مدافع ولایت و کودتا به خیابان آورند واقعا نیروی مدافع انقلاب و کشور بود؟)
روز 22 بهمن روز ملی ماست، هر صدا، رنگ و حركتی كه غیر از صدای ملت ایران و انقلاب اسلامی باشد، باید از صف مردم ما بیرون رانده شود و قطعا چنین حركتی را هم شاهد نخواهیم بود و اگر هم عده قلیلی باشند كه حركتی انجام دهند، به شدت برخورد خواهیم کرد.
« مردم ایران در دهه فجر امسال حجت را بر همه استكبار جهانی تمام خواهد كرد» امسال پیام همه مردم شریف ایران و ولایتمداران كشور در روز 22 بهمن، اتمام حجت است؛ اتمام حجت با همه كسانی كه حیله پرورانی میكنند؛ اینها باید درس گرفته باشند.
(واقعا ملت ایران صدای احمدی نژاد و این گروه از فرماندهان و جنایتکارانی که امور امنیتی و مطبوعاتی و دولتی را قبضه کرده اند، صدای ملت می دانند؟ مشتی قاتل که فراکسیون قاتلین را در مجلس تشکیل داده اند، صدای ملت اند؟)
فرمانده سپاه ادامه میدهد:
پیش از انقلاب حتی نیازهای اولیه ما از آن سوی مرزها به كشور وارد میشد؛ در حالی كه امروز در بخشهای گوناگون صنعت به خودكفایی رسیدهایم. این حركت به سرعت ادامه پیدا میكند و با ظرفیت ملت ما میتوانیم جزو كشورهایی باشیم كه در جدول كشورهای صادركننده مقام پیدا كنیم.
( او یا نمی داند و یا می داند و دروغ می گوید. والا مردمی که تمام مدت در شهر جنس خارجی و بویژه چینی را می بینند، کارگرانی که کارخانه هایشان بسته شده و اخراج شده اند به این حرف ها نمی خندند؟ صنایع نابود شده، وارداتی که از مرز 64 میلیارد دلار در سال گذشته، یعنی پیشرفت صنعتی؟)
فرمانده سپاه می گوید:
هفت هزار و 50 رده مقاومت بسیج در تهران بزرگ داریم. رژه موتورسواران به مقصد حرم امام خمینی(ره) از برنامه های دهه فجر است. مردمسالاری دینی، قانون و عدالتگستری شعار دومین روز دهه فجر است.
( فرض می کنیم چنین ادعائی درباره رده های مقاومت واقعیت داشته باشد. در اینصورت اگر هر رده مقاومتی 10 عضو داشته باشد، جمعیت آن بیشتر از آن جمعیتی می شود که احمدی نژاد در میدان ولیعصر جمع کرد تا جشن پیروزی بگیرد. درحالیکه آن جمعیت به 50 هزار نفر هم نمی رسید. این رده های مقاومت همانهائی هستند که زیر نظر سپاه بعنوان لباس شخصی جنایت می کنند و اعتبار بسیج به همین دلیل نزد مردم سقوط کرد و دفتر آن بسته شد. رژه موتورسوارها و جنایت آفریدن را هم مردم در خیابان ها دیده اند، بیهوده سر موتور را به سمت مقبره آقای خمینی کج می کنند. آقای خمینی با موتور سوار حکومت نکرده بود که حالا در آن دنیا به مانور موتور سوارها نیازمند باشد. مردمسالاری دینی را هم که مردم به چشم دارند می بینند. همانگونه که عدالت سپاهی را شاهدند. چه کسی قبول می کند، این فرمانده سپاه عقل، یا آگاهی و یا احتمالا اندکی صداقت هم داشته باشد؟)
دیدارتدارکاتی موسوی وکروبی
برای راهپیمائی 22 بهمن ---<
اکثریت مردم با شعار
"انتخابات آزاد" بیرون می آید
شرایط سیاسی حاکم بر ایران، از خرداد ماه گذشته تا اکنون شرایط یک جنبش عظیم خواهان تحولات است. در چنین شرایطی، هر اندازه حکومت بیشتر خیرسری می کند، بیشتر در گرداب فرو می رود. هر دروغ و جنایت آن به عمق جنبش اعتراضی می افزاید، هر دست و پا زدن حاکمیت برای فرار از تحولات و دگرگون جلوه دادن جنبش، به ضد خود تبدیل می شود. این حکم عام و جهانی را، نسل انقلاب 57 به چشم خویش دیده و تجربه کرده اند.
مردم ایران در 8 ماه گذشته، این حکم عام را بارها تجربه کرده اند و مصمم تر از گذشته به جلو می روند. جلوه های تازه ای از مقاومت را نیز بزودی شاهد خواهیم بود.
آخرین اشتباه حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی، که دهها اشتباه 8 ماه گذشته را کامل کرد، اعدام دو تن از زندانیان سیاسی برای ترساندن مردم و خانه نشین کردن آنها در 22 بهمن بود. آنها درحالیکه بشدت از صدور بیانیه موسوی و کروبی برای دعوت مردم به تظاهرات 22 بهمن وحشت داشتند و با انواع مانورها سعی داشتند مانع صدور چنین بیانیه ای بشوند، با اشتباه اعدام دو زندانی سیاسی، عملا به همان دامی افتادند که از آن پرهیز داشتند. حتی اگر چند روز پیش از 22 بهمن قرار بود موسوی و کروبی اطلاعیه ای منتشر کنند، با اعدامی که انجام شد، این دعوت جلو افتاد. نه تنها چنین شد، بلکه این دو برای نخستین بار بصورت مشترک مردم را دعوت به راهپیمائی 22 بهمن برای اعتراض به جنایات ماه های گذشته، خیانت به آرای مردم و خواست صریح "انتخابات آزاد" کردند!
ادامه اعدام ها نیز، عزم شرکت در 22 بهمن را راسخ تر خواهد کرد، نه عزم خانه نشینی را. این اعدام ها ثابت کرد که اگر مردم خیابان ها را ترک کنند، حکومتی که چنین بی پروا خون می ریزد، بزرگترین قتل عام تاریخ معاصر را در ایران انجام خواهد داد و هزاران نفر از مردم و سیاسیون قربانی خواهند شد. همین حجت برای برنداشتن نیم گام به عقب کافی است. این حجت را اعدام های اخیر بر مردم و رهبران و هواداران با نام و نشان جنبش سبز تمام کرد.
این سخنان مشترک مهدی کروبی و مهندس موسوی در دیداری که روز گذشته پس از اعدام دو زندانی سیاسی در خانه کروبی با یکدیگر داشتند، جز این معنائی ندارد. بویژه وقتی آنها گفتند:
به نظر می رسد کسانی که اعدام شدگان ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است.(مراجعه کنید به گزارش منتشره در شماره روز گذشته پیک نت و سوابقی که موسوی و کروبی به آن اشاره کردند.) و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است .بازداشت های گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد .
در نماز جمعه این هفته خطیب نماز بجای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده کند با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا بوجود نمی آمد، مسئولان را به کشتار مردم ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند.
تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد است . اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچگونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای این اکثریت شنیده نمی شود .
ادامه وضع موجود موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایران است. به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد .
اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است.
فیلم این دیدار را از اینجا ببینید!
اکثریت مردم با شعار
"انتخابات آزاد" بیرون می آید
شرایط سیاسی حاکم بر ایران، از خرداد ماه گذشته تا اکنون شرایط یک جنبش عظیم خواهان تحولات است. در چنین شرایطی، هر اندازه حکومت بیشتر خیرسری می کند، بیشتر در گرداب فرو می رود. هر دروغ و جنایت آن به عمق جنبش اعتراضی می افزاید، هر دست و پا زدن حاکمیت برای فرار از تحولات و دگرگون جلوه دادن جنبش، به ضد خود تبدیل می شود. این حکم عام و جهانی را، نسل انقلاب 57 به چشم خویش دیده و تجربه کرده اند.
مردم ایران در 8 ماه گذشته، این حکم عام را بارها تجربه کرده اند و مصمم تر از گذشته به جلو می روند. جلوه های تازه ای از مقاومت را نیز بزودی شاهد خواهیم بود.
آخرین اشتباه حاکمیت کودتائی جمهوری اسلامی، که دهها اشتباه 8 ماه گذشته را کامل کرد، اعدام دو تن از زندانیان سیاسی برای ترساندن مردم و خانه نشین کردن آنها در 22 بهمن بود. آنها درحالیکه بشدت از صدور بیانیه موسوی و کروبی برای دعوت مردم به تظاهرات 22 بهمن وحشت داشتند و با انواع مانورها سعی داشتند مانع صدور چنین بیانیه ای بشوند، با اشتباه اعدام دو زندانی سیاسی، عملا به همان دامی افتادند که از آن پرهیز داشتند. حتی اگر چند روز پیش از 22 بهمن قرار بود موسوی و کروبی اطلاعیه ای منتشر کنند، با اعدامی که انجام شد، این دعوت جلو افتاد. نه تنها چنین شد، بلکه این دو برای نخستین بار بصورت مشترک مردم را دعوت به راهپیمائی 22 بهمن برای اعتراض به جنایات ماه های گذشته، خیانت به آرای مردم و خواست صریح "انتخابات آزاد" کردند!
ادامه اعدام ها نیز، عزم شرکت در 22 بهمن را راسخ تر خواهد کرد، نه عزم خانه نشینی را. این اعدام ها ثابت کرد که اگر مردم خیابان ها را ترک کنند، حکومتی که چنین بی پروا خون می ریزد، بزرگترین قتل عام تاریخ معاصر را در ایران انجام خواهد داد و هزاران نفر از مردم و سیاسیون قربانی خواهند شد. همین حجت برای برنداشتن نیم گام به عقب کافی است. این حجت را اعدام های اخیر بر مردم و رهبران و هواداران با نام و نشان جنبش سبز تمام کرد.
این سخنان مشترک مهدی کروبی و مهندس موسوی در دیداری که روز گذشته پس از اعدام دو زندانی سیاسی در خانه کروبی با یکدیگر داشتند، جز این معنائی ندارد. بویژه وقتی آنها گفتند:
به نظر می رسد کسانی که اعدام شدگان ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است.(مراجعه کنید به گزارش منتشره در شماره روز گذشته پیک نت و سوابقی که موسوی و کروبی به آن اشاره کردند.) و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است. به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است .بازداشت های گسترده فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد .
در نماز جمعه این هفته خطیب نماز بجای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده کند با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا بوجود نمی آمد، مسئولان را به کشتار مردم ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند.
تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد است . اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچگونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای این اکثریت شنیده نمی شود .
ادامه وضع موجود موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایران است. به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد .
اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است.
فیلم این دیدار را از اینجا ببینید!
Subscribe to:
Posts (Atom)