Friday, July 30, 2010

اعتراف فرمانده کل سپاه

اعتراف فرمانده کل سپاه


ترس از رشد جنبش سبز

به داخل سپاه پاسداران





سرلشگر پاسدار عزیز جعفری در اولین دوره آموزش مربیان درس آمادگی دفاعی فاش ساخت که جنبش سبز در درون سپاه و بویژه بدنه آن نفوذ دارد و به همین دلیل عضو گیری و استخدام در سپاه تابع مقررات جدید شده است.



جعفری به نوشته خبرگزاری وابسته به سپاه "فارس" گفت: روش عضوگيري در سپاه عوض شده و به عضويابي تبديل شده است كه در حال انجام مي‌باشد. اگر فرزندان پاسداران جزء بهترين‌ها باشند حتما عضويابي مي شوند و در سپاه شاغل خواهند شد. (که معنای دیگر آن اینست که فرزندان پاسداران می توانند گرایش سبز داشته و جزء بهترین ها نباشند!)



فرمانده كل سپاه در پاسخ به اين سؤال كه چرا با پاسداران حامي فتنه- جنبش اعتراضی علیه کودتای 22 خرداد- برخورد نشد، گفت: خيلي از ابهامات رفع شده و آنها قانع شدند حركت اشتباه بوده و اين بهتر از برخورد فيزيكي و حذف است

نامه مهدی کروبی: ملت ایران خوب می داند

نامه مهدی کروبی: ملت ایران خوب می داند




احمد جنتی



سمبل جنایت و دروغ است







بسمه تعالی



آیت الله آقای حاج شیخ احمد جنتی



دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران





باسلام

طبق اخبار و گزارشات منتشره از سوی برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری، جنابعالی اخیراً به مناسبت تولد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسجد جمکران قم سخنرانی سیاسی مبسوطی داشته اید و از اجتماع خالصانه و بی ریای مذهبی مردم مسلمانی که صرفاً با انگیزه های عقیدتی و جهت توسل و اظهار ارادت به حضرت حجت علیه السلام در آن مکان گرد آمده بودند، بدترین نوع سوء استفاده را کرده و با تکیه بر قدرت و مصونیت خیالی از پاسخگویی به آنچه می بافید مطالبی واهی، بی سند و تفرقه افکنانه را مطرح کرده و به آتش اختلافی که خود افروخته اید نفت نفرت و نفاق پاشیده اید. در این میان آنچه علاوه بر تهمت ها و افتراهای نخ نما و تکراری شما به یاران امام خمینی و مدافعان حقوق اساسی ملت و قاطبه ی آزادگان و آزادی خواهان تازگی داشت آن بود که گفته بودید: « من سندی را بدست آوردم که آمریکائی ها یک میلیاردلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد».



آقای جنتی آنچه را شما فتنه می نامید و برایش سر و دست و پا می تراشید، انتخاباتی بود که طبق معمول توسط شما و اتاق های فکر هدایت کننده ی امثال جنابعالی در شورای نگهبان و وزارت کشور و … مهندسی شد تا در شکلی ظاهرالصلاح مطلوب مهندسان انتخابات را فراهم آورد. اما برخلاف انتظار و بر سیاق قاعده ی (( … والله خیرالماکرین)) تدبیر شما بند نمایان و دیگر اربابان قدرت کارساز نیفتاد و آش شوری که با تعجیل به کام ملّت فرو ریختید آنان را برآشفت و کاسه و کوزه بساط انتخابات فرمایشی شما را برهم ریخت. شما و دیگر طراحان ومهندسان سناریوی انتخاباتی نیز با کمال ناباوری و علیرغم ادعاهای پوشالی تمکین به رأی مردم اعتراض آنان را با شدیدترین وجه و بی رحمانه ترین شکل ممکن سرکوب کردید. بعد هم در اوج وحشت از خشم مردم ژست پیروزی گرفتید و برای تکمیل پروژه های خویش دادگاههای نمایشی برگزار کردید تا بقایای هر صدای اعتراضی را به سکوت کشانده و مهر خاموشی بر گورستانی که خیالش را در سر پرورانده اید بنشانید. این روش استناد و صدور حکم متأسفانه همان روشی بوده است که بر اساس آن سال هاست بسیاری از فرزندان صالح این ملت را از دستیابی به حقوق خویش مثل انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده است چون آنان نیز طبق همین نوع گزارشات همواره ردّ صلاحیت شده اند.



با این همه و پس از گذشته یکسال و اندی از آن ماجرا هنوز هم از آنچه کرده و پاسخی که دریافت کرده اید خواب خوش ندارید و هر آن در پی یافتن مستمسکی هستید تا نتایج خیالی که بافته و خلاف واقعی که ساخته اید را بر خود هموار سازید.



آقای جنتی در فرهنگی که شما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خلق کردید اگرچه گروهی را فتنه گر خواندید که اکثریت ملت ایران بودند و برای آنها سرانی را قلمداد کردید که حتماً مهدی کروبی هم از جمله ی آنهاست ولی در همان قاموس که خوشبختانه در میان ملّت به درستی شناخته شده است عده ای نیز به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید.



اگر من فتنه گرم، چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر. امّا این بار به اتهام بهتانی که به سران به قول خودتان فتنه !! زده اید که از سعودی ها پول گرفته اند تا نظام را منقرض نمایند از شما اولاً شکایت می کنم آن هم در محاکم جمهوری اسلامی، اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم. و ثانیاً این نامه را می نویسم که بدانید به آنچه گفته اید اعتراض دارم و همین جا از شما می خواهم که در این مورد هر دلیل و مدرک و سندی دارید افشا کنید وگرنه دروغگویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد.



در پایان یادآور می شوم شما در پایان راهی هستید که زندگی نام دارد و هرچه کرده اید اگر با میل دست یابی به دنیا و متعلقات آنهم بوده باشد حتماً به مقصود رسیده اید. ریاست دنیا اگر بقا و وفایی داشت به امثال ما و شما نمی رسید.



آقای جنتی تاریخ تکرار می شود و بر سیاست ورزان است که عبرت بگیرند. حتماً به خاطر دارید که پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام و جمعی از علمای بزرگ و توده های مردم و کشتار ملت توسط سربازان و دژخیمان حکومتی در شهرهای مختلف، رژیم شاه اعلام کرد که فردی به نام « وجو» را در فرودگاه مهرآباد دستگیر کرده است که از سوی جمال عبدالناصر مبلغ دو میلیون تومان پول برای خمینی آورده است تا در جریان اغتشاش علیه رژیم مورد استفاده قرار گیرد. طراحان و سناریو سازان وابسته به شاه معدوم آنقدر پخته به نظر می رسیدند که اگر دروغی هم می بافتند به گونه ای باشد که مورد پذیرش احتمالی عده ای از مردم واقع شود ولی شما و دوستانتان یا بهتر بگویم منابعتان وقتی متأسفانه دروغی هم می سازید نچسب و باور نکردنی است. به خدا پناه می برم از جفایی که توسط مربیان دیانت و مروجان شریعت حکومتی بر روحانیت اصیل و مظلوم و مبلغان حقیقی اسلام و تشیع رفته است و می رود.



شما نیز به خدا پناه ببرید و از عقوبت آخرت بیمناک باشید. توبه کنید و از محضر ملت رشید ایران طلب بخشش نمایید. امید است مردم و خدای بزرگ از گناهان شما در گذرند.



فاعتبروا یا اولی الابصار



مهدی کروبی





۷/۵/۱۳۸۹

فشرده بخش دوم شرح بازجوئی از احمد قابل

فشرده بخش دوم شرح بازجوئی از احمد قابل


آقای خامنه ای حسابش را

از انقلاب و انقلابیون جدا کرده!







آنچه را می خوانید فشرده بخش دوم شرحی است که حجت الاسلام احمد قابل در باره دوران بازجوئی و دادگاهش نوشته است. بخش اول را که قبلا در پیک نت منتشر شده می توانید از اینجا بخوانید.











احمد قابل در بخش دوم می نویسد:



اتهام عمده ی من، انتقاد صریح از رهبری کشور بود. این موضوع بارها و بارها مورد بحث و پرسش قرار گرفت.



در یکی از پرسش ها، بازجو دلایل تقلب در انتخابات را از من پرسید.



نوشتم؛ «چرا آقای خامنه ای با شتاب و قبل از آنکه مهلت شکایت و رسیدگی به شکایات سپری شود و مقامات رسمی و قانونی اعلام نتایج، نتیجه ی قطعی را اعلام کنند، چند ساعت پس از رأی گیری به اظهار نظر پرداخت و با قاطعیت از «صحت و اتقان کامل انتخابات» خبر داد؟ آیا این تخلف قانونی بدون دلیل بود؟ چرا در بین حدود 3200 صندوق انتخاباتی (مجموع صندوق ها در سه استان کشور) که احتمال ختم شدن تعرفه ها در هر 100 صندوق به عدد 100 تنها یک در صد (1%) است، بیش از 500 صندوق معادل 15.6% به عدد صد ختم شده است؟!! کدام عقل سلیمی در تقلبی بودن این نتایج تردید می کند؟



بازجو پرسید: «مگر شما مدعی نیستید که به قانون اساسی و قوانین کشور پایبندید؟ مگر بر اساس قانون انتخابات، شورای نگهبان به عنوان "داور" در قانون نیست؟ چرا به نظر شورای نگهبان احترام نمی گذارید؟.»



پاسخ دادم:«طبق قانون انتخابات، اعضای شورای نگهبان حق حمایت از یک کاندیدا را نداشتند. این در حالی است که 7 نفر از 12 نفر شورای نگهبان، صراحتا و با نام از نامزدی احمدی نژاد حمایت کرده بودند. اول باید همه ی آنان عزل می شدند و سپس افراد بی طرف انتخاب شده و در مقام داوری می نشستند».







بازجو پرسید: ؛«مگر اعضای شورای نگهبان عادل نیستند؟ مگر برای قضاوت، عدالت کافی نیست؟».



پاسخ دادم:«در فقه اسلامی و خصوصا شیعه، یکی از شرایط عدالت است و شرط دیگر "عدم تهمت" است. یعنی داور نباید پیشاپیش به طرفداری از یک سوی دعوا، متهم باشد. شورای نگهبان فاقد این شرط بود و همه ی آنان به طرفداری از دولت، متهم بلکه 7 نفر آنان بر اساس قانون انتخابات، مجرم بودند و به همین خاطر از سوی مراجع و علماء، پیشنهاد یک هیأت بی طرف شد که مورد قبول رهبری واقع نشد! در کجای دنیا، حتی برای بازی های گروهی مثل فوتبال، داور را از تیم رقیب انتخاب می کنند. وقتی در بازی و تفریح، جنین امری ناپسند و نامعقول شمرده می شود، چگونه انتظار دارید که در این صحنه ی جدی زندگی اجتماعی، چنین تصمیم غیرعاقلانه ای را بخش عمده ای از ملت و فرهیختگانش بپذیرند؟علاوه بر آنکه عدالت اکثریت شورای نگهبان زیر سئوال است و من و همفکرانم آنان را عادل نمی دانیم.







بازجومن پرسید: «چرا همراه با دشمنان قسم خورده ی انقلاب، ستون خیمه ی انقلاب و نظام، یعنی ولایت فقیه و رهبری را مورد هدف قرار می دهید؟»



در پاسخ نوشتم:«چه کسی گفته که انقلاب و نظام همچون خیمه ای است که بر یک ستون استوار است؟ من انقلاب و نظام پیشنهادی قانون اساسی را همچون ساختمان محکمی ارزیابی می کنم که بر ستون های مختلفی قرار گرفته و اصلی ترین و بنیادی ترین ستون آن "حق حاکمیت ملت" است که در اصل 56 بر آن تصریح شده است و ولایت فقیه نیز زیرمجموعه ی حق حاکمیت مطلقه ی ملت است و کوچکترین حق تخلف از خواست ملت را ندارد و باید توسط مجلس خبرگانی که حقیقتا نماینده ی ملت اند، دائما کنترل شود و اگر برخلاف خواست ملت و قانون اساسی اقدام کرد، او را استیضاح کنند و در صورت عدم توجه، عزل کنند.

البته یکی از ستون های فرعی این نظام، ولایت فقیه است. مسئولیت های مهمی که بر عهده ی ولی فقیه است، مراقبت همیشگی و نقد مستمر این مقام را لازم می گرداند، تا با سوء استفاده از مقام و موقعیت، بر خلاف قانون اساسی و قوانین کشور، حق حاکمیت ملت را سلب نکند و در اختیار خویش یا گروه خاصی قرار ندهد(که صراحتا در اصل 56 به آن هشدار داده شده است) و این مراقبت با نقد و انتقاد همیشگی همه ی آحاد ملت و رسانه های آزاد، تأمین می شود که متأسفانه حاکمیت کنونی مانع آن شده و می شوند. عدم مراقبت است که منجر به سلب حق حاکمیت ملت و استبداد و دیکتاتوری می شود. تصور نمی کنید که امثال من، خطرات انجام وظیفه را به جان می خرند و انواع محرومیت ها را تحمل می کنند تا حقوق ملت مورد دستبرد حاکمان قرار نگیرد و گرفتار استبداد نشویم؟.



بازجو گفت: وجدانا صلاح نبود برای مراسم تشییع آقای منتظری شما به قم برسید. با زبان تند و تیزی که داری حتما سخنرانی می کردی و هم کار ما را خراب می کردی و هم کار خودت را!



گفت: از تشییع و تدفین ایشان خبر داری؟



گفتم: نه. من در بازداشتگاه بودم. استقبال چطوری بود؟



گفت: خودشان می گویند بین 500000 تا یک میلیون نفر بودند. آقا(رهبری) هم بیانیه دادند و دستوردادند که هرجای حرم حضرت معصومه که خانواده ی مرحوم مایلند، دفن کنند. آن ها هم کنار قبر شهید محمد منتظری دفن کردند.



پرسید بیانیه ی آقا را دیده ای؟!



گفتم: من از کجا باید می دیدم؟



رفت و بیانیه را آورد و به من داد تا بخوانم. پس از آن پرسید: نظرت چیست؟



گفتم: کاش یک دهم این نوشته و احترام را در زمان حیات ایشان مراعات می کردند!



گفت: رهبری در این قضیه احترام کردند ولی چشمت روز بد نبیند، تا بخواهی، اهانت کردند. هتاکی کردند. فحش دادند و بد و بیراه گفتند. هیچ چیز برای هیچ کس نگذاشتند!



دل پری داشت و من بی خبر را از مطالبی مطلع می کرد که بسیار مشتاق دانستن آن ها بودم. در آن بی خبری، فرصت مغتنمی بود تا تسلایی پیدا کنم و از قدردانی ملت از پیر فرزانه ای دلشاد شوم که همه ی هستی اش را برای دفاع از آزادی و حقوق انسان ها فدا کرده بود. روحش شاد و ملت و میهنش قرین پیروزی و بهروزی و شادکامی باد.



بازجو پرسید:«به نظر شما چه کسانی باعث عزل آیة الله منتظری شدند؟».



نوشتم: «دو گروه در دو نهاد آن روزگار مستقر بودند که هریک با انگیزه ی خاص خود با دیگری همکاری می کرد تا آیةالله منتظری را برکنار کرده و گزینه ی مطلوب خویش را جایگزین کند. یک گروه در وزارت اطلاعات به رهبری ری شهری و گروه دیگر در دفتر آیة الله خمینی. هردو از مخالفت رهبری وقت با انتخاب مجلس خبرگان در مورد قائم مقام رهبری، خبر داشتند. شاید برخی از آنان، خدمت به انقلاب و نظام را در این می دانستند که "مطلوب رهبری" را رقم بزنند که نتیجه اش عزل قائم مقام رهبری بود. البته آقای ری شهری و تیمش گمان می کردند که در صورت عزل آیة الله منتظری، نوبت به انتخاب آقای مشکینی می رسد و با توجه به سیاسی نبودن ایشان، عملا رهبری کشور به داماد ایشان یعنی ری شهری می رسد که با تجربه ی وزارت اطلاعات و همراهانی چون سعید امامی و همفکران و یارانش، می تواند کشور را مدیریت کند. برخی افراد در بیت رهبری وقت نیز به تصور گنجاندن نام "حاج احمد آقا خمینی" در شورای رهبری، تصور می کردند که با اشراف تامی که ایشان بر تصمیم گیری های کشور تا آن زمان داشت و نزدیک ترین فرد به بنیانگذار جمهوری اسلامی و تصمیمات ایشان بود، عملا رهبری کشور در همان بیت باقی خواهد ماند و از اقتدار آنان کاسته نخواهد شد! البته هردو گروه ناکام ماندند و قرعه به نام آقای خامنه ای افتاد که نقش مستقیمی در عزل آیة الله منتظری نداشت.»



در یک نوبت دیگر نوشتم: «مگر آقای خامنه ای در خطبه های نمازجمعه اش نگفت:همه ی آنانی که رأی آورده یا رأی نیاورده اند، جزو خانواده ی انقلاب اند؟مگر این بخش از خانواده، بر اساس همان آمار دروغ، بیش از نیمی از رأی بخش پیروز را ندارد؟ چرا 7 کانال تلویزیونی داخلی، تماما در اختیار یک بخش است و حتی یک ساعت به صورت اختیاری، یک کانال تلویزیونی را هم به مخالفان نمی دهند تا از خود دفاع کنند؟ این چگونه پدری است که بر این تقسم ناعادلانه ی فرصت های رسانه ای در درون خانواده ی انقلاب و نظام در تمامی این دوران، چشم بسته یا عملا به این بی عدالتی حکم می کند؟ اگر پدری بین فرزندان خود چنین تبعیضی روا دارد، دیگران او را سرزنش نمی کنند و این را بی عدالتی نمی دانند؟ مگر آقای خامنه ای نمی گوید که؛ "مخالفان عددی نیستند. صفرند و در برابر دریای عظیم ملت، به حساب نمی آیند". اگر این مطلب را واقعا اعتقاد دارند، چرا مجوز راهپیمایی به معترضان نمی دهند؟ اگر واقعا صفرند یا عدد کمی هستند، نباید از طرح درخواست مجوز راهپیمایی، رنگ از رخساره شان بپرد. یک بار باید مجوز بدهند تا این عدد کم، به میدان بیاید. آن گاه برای خود معترضان ثابت خواهد شد که عددشان اندک است. آبرویشان پیش شما و ملت از بین رفته و طبیعتا رسوا می شوند! اگر اینگونه که ایشان می گوید نیست(که نیست) معلوم می شود که این ها صفرهای قبل از یک نیستند و صفرهای پس از یک اند، که اگر یکی از آن ها کم کنید، همه ی صفرها به 9 تبدیل می شوند! نمایش این صفرها در روز 25 خرداد 88 در زیر بارانی از تهدیدهای دادستانی و نیروی انتظامی و بسیج و سپاه و اطلاعات، آنچنان چشم حاکمیت را خیره کرد که هنوز از برق آن می هراسند و جرأت دادن مجوز به معترضان را از حاکمیت گرفته است.



من آقای خامنه ای را رهبر وابسته به جناح راست می دانم. ایشان می گوید: درخواست نظارت بین المللی بر انتخابات در ایران، بی شرمی است. اما من می گویم:کشتن ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه اطلاعات در سنندج و نشان دادن قبر بتون شده ی وی به خانواده ای که منتظر آزادی او بودند، کمال بی شرمی است!



من می گویم: کشتن زهرا بنی یعقوب در بازداشتگاه همدان و ممانعت از کشف حقیقت این جنایت، کمال بی شرمی است!



من می گویم: کشتن زهرا کاظمی، کشتن شهید فروهر و همسر بزرگوارش توسط مأموران حاکمیت، باید عرق شرم را بر پیشانی مسئولان کشور بنشاند که نمی نشاند!



از طرفی، ایران به عنوان ناظر بین المللی در انتخابات چند کشور شرکت کرده و اظهار نظر کرده است، چگونه است که حضور ایران به عنوان ناظر بین المللی، خوب است اما نظارت دیگران بر انتخابات ایران، بی شرمی به شمار می آید؟



در بازجویی های کتبی و شفاهی تکرار کردم که ایشانمکرر به مخالفان سیاست هایش توهین می کند. توهین های ایشان به مسئولان سایر کشورها را نیز یادآور شدم و گفتم و نوشتم که: اگر ما بخواهیم فقط جواب اهانت های ایشان در طول این مدت را بدهیم (که شرعا و قانونا چنین حقی داریم) مطمئنا نمی توانیم، چرا که ایشان و نمایندگان شان همچنان به اهانت کردن مشغول اند و تمامی رسانه ها را نیز در اختیار دارند.



البته رفتار و گفتار ایشان به گونه ای است که احتیاجی به توهین دیگران به ایشان نیست. متأسفانه همان گفتارها و رفتارها، موجبات توهین و هتک حیثیت ایشان را به صورتی گسترده فراهم کرده و می کند و البته «خود کرده را تدبیر نیست!»



هردو بازجو با تأکید می گفتند:«شما هر انتقادی از رهبری دارید را خصوصی بنویسید و برای ایشان بفرستید. اگر فکر می کنید که ممکن است نرسد، به خود ما(وزارت اطلاعات) بدهید تا ما برسانیم و رسید بگیریم، ولی از انتشار علنی آن در گفته ها و نوشته ها پرهیز کنید!



من گفتم:« دستور شریعت محمدی(ص) این است که خیرخواهی و اندرز به پیشوایان مسلمانان در خفا و پیش چشم مردم".







یک روز بحث مفصلی در مورد وزارت اطلاعات و «مأموران دروغگو»یش شد!.



بازجوی گفت:«شما به وزارت اطلاعات و مأمورانش اهانت کرده اید».



گفتم:«مطمئنا مأموران دروغگویی در بین شما هست».



گفت:«به خدا قسم آقای قابل؛ کسی که می خواهد به عضویت اطلاعات کشور درآید، از فیلترهای مختلف می گذرد تا از نظر دیانت و تقوا و سایر موارد، تأیید گردد. بسیار بیشتر از سایر ارگان ها حساسیت بخرج داده می شود. آن وقت شما با یک جمله، حیثیت همه را زیر سئوال می برید؟».



گفتم: «از نظر ادبی، بیان "قید" برای تخصیص است. اصطلاحا می گویند؛ "قیود هم مُدخل اند و هم مُخرج". وقتی می گویند:"مأموران دروغگو" یعنی مأموران راستگو را از این حکم خارج می دانند و فقط دروغگویان آن ها را داخل در حکم می دانند. اگر من مقصودم این بود که "همه ی مأموران اطلاعات، دروغگو هستند" می توانستم تصریح کنم که همه ی شما دروغگویید. قبول دارید که جرأت ابراز این سخن را داشته ام. پس اگر آنگونه نگفته ام دلیلش این است که من هم قبول دارم که برخی از مأموران اطلاعاتی، آدم های خوب و اهل مراعات مسائل اند.



پس از آنکه اصرار بر تقوای مأموران از سوی بازجو را دیدم و خود را همچنان متهم به اهانت به مأموران اطلاعات! با پرخاش گفتم:«مگر آنانی که همسر سعید امامی را با آن طرز فجیع شکنجه کرده و بازجویی می کردند و از او می خواستند تا الفاظ رکیک در مورد روابط نامشروع با پسرش یا همکاران همسرش را بر زبان براند و با رکیک ترین وجه به قرآن کریم اهانت کند، مأمور اطلاعاتی نبودند؟



مگر آنان که همکار سعید امامی بودند و اهانت های ناموسی و حیثیتی را می شنیدند، همکاران سابق بازجوها نبودند که برخی از آن ها، شهید فروهر و همسرش را کارد آجین کرده بودند؟



با آن ها چه کردند؟ آیا فقط شش ماه تعلیق برای این جنایت کافی بود؟ حالا هم که می گویند مجددا برای سرکوب معترضان به کار فراخوانده شده اند.



این ها همه نشانه ی تقوای این مأموران اطلاعاتی بوده و هست؟ آن ها از روی تقوا در نوبت قبلی بازداشتم در اوین، شش جلسه ی تمام به من فحش می دادند؟ آن ها از روی تقوا به متهمان مختلف اهانت می کنند؟ در همین بازداشتگاه، یکی از متهمان می گفت:بازجویم از من پرسید؛آن خانمی که پیگیر کارهایت هست، خواهر تو است؟ و وقتی با پاسخ مثبت رو برو می شود، می پرسد:خواهرت ازدواج کرده است؟ و پس از پاسخ منفی به او گفته است؛ نوبت بعد که به اینجا مراجعه کند، دختر از اینجا نخواهد رفت! این هم یک نمونه از مأموران باتقوایی هستند که از فیلترهای مختلف می گذرند؟



در ادامه با اشاره به تراکت؛ «النجاة فی الصدق= نجات شما در راستگویی است» که پیش روی متهمان و بر دیوار نصب می شود، گفتم:



«این تراکت را بردارید و بالای سر خودتان و مسئولان کشور نصب کنید که از صدر تا ذیل، دروغ می گویند. رئیس جمهورتان دروغ می گوید. مقام بالاترش دروغ می گوید مقامات دیگر دروغ می گویند! امام جمعه دروغ می گوید. امام شنبه دروغ می گوید. والله در جمهوری اسلامی، به گونه ای است که دروغ از واجبات شده است! به گفته ی مرحوم پدرم: امامت جمعه یعنی دروغ. امامت جمعه یعنی نفاق. امامت جمعه یعنی فریب!.



با ناراحتی پرسید:«پس چرا خودشان امام جمعه بودند؟».



گفتم: برای اینکه دروغ ها را می فرستادند تا بگوید و او نمی گفت.

















گفتم: من به شما ها لطف کردم که تاکنون به پرسش هاتان جواب داده ام. می توانم از نظر قانونی حتی به یک سئوال شما پاسخ ندهم!!



پرسید: برای چه و کدام قانون؟



گفتم:«مگر شما عضو وزارت اطلاعات نیستید



گفت: چرا هستیم.



گفتم:«طبق اصل 57 قانون اساسی، قوای حاکم بر کشور، مستقل از یکدیگرند. شما که جزو قوه ی مجریه هستید، با کدام مجوز قانونی به بازجویی که کاری قضایی است می پردازید؟



گفت:«نیابت قضائی داریم و مقام قضائی به ما مجوز داده است!!».



گفتم:«مقام قضائی بی جا کرده است که به شما نیابت قضائی داده است. مگر مقام قضائی از قانون اساسی بالاتر است و حق نقض قانون اساسی را دارد؟ اساسا کار دستگاه قضائی در واگذاری تحقیقات قضائی به وزارت اطلاعات و پذیرش و انجام آن از سوی وزارت اطلاعات، بر خلاف صریح قانون اساسی است!



درپاسخ به پرسشی که می گفت:«طبق مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی، مصاحبه با رسانه های بیگانه، جرم است»



نوشتم: «شورای عالی امنیت ملی، حق قانونگزاری ندارد. تنها مجلس است که می تواند قانونی را تصویب کند. علاوه بر اینکه محروم ساختن ملت از حقوق قانونی خود، بر خلاف قانون اساسی است و مصوبه ی مجلس هم نمی تواند حق مردم را از آنان بگیرد.



چگونه است که همین بی بی سی و تلویزیون های امریکایی در کنفرانس خبری احمدی نژاد و رئیس مجلس و سایر مسئولان حاضر می شوند و پرسش هایی را مطرح کرده و پاسخ می گیرند ولی نوبت ما که می رسد، این رسانه ها استکباری می شوند و ممنوع. اگر حکومتیان حق مصاحبه با رسانه های بیگانه را دارند، همه ی افراد ملت هم دارند و اگر نه، همه باید محروم باشند! در قانون نباید تبعیضی وجود داشته باشد.



اوایل بازجویی، بازجوی اول وقتی به نام آقای میرحسین موسوی اشاره کردم و سوابق و دلبستگی ایشان به نظام جمهوری اسلامی را یادآور شدم، با صدایی کشدار گفت:«او که خائن است."



وقتی پاسخ کتبی او را می نوشتم به این سخن او اشاره کردم و نوشتم:«امروزه کار حاکمیت به آنجا رسیده است که دایره ی مخالفان و معترضان و حتی خائنین را به بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیةالله طالقانی، آیةالله منتظری، آیةالله بهشتی، آیة الله مطهری، آیة الله موسوی اردبیلی، آیةالله صانعی ، شهید رجایی، شهید باکری، شهید همت، آقایان هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، موسوی خوئینی، عبدالله نوری، بهزاد نبوی، ناطق نوری و دهها و صدها نفر از مسئولان رده ی بالای کشور از مجلس و دولت و قوه ی قضائیه کشانده و در روزنامه ی کیهان تحت امر رهبری کشور، هشت ساله ی نخست وزیری مورد تأیید بنیانگذار جمهوری اسلامی و شانزده ساله ی ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی (که سیاستگزار کلی اش طبق قانون اساسی، رهبری فعلی بود) به دوران خیانت بر کشور افزوده می شود، دیگر کسی نمی ماند که خیانت نکرده باشد. حتی خود رهبری هم در این دایره ی خیانت قرار می گیرد. پیش از این نیز دولت موقت و دولت بنی صدر و نیروهای معترض ملی و مذهبی به خیانت متهم می شدند. یک نگاه به لیست طولانی این خائنین ادعایی بیاندازید. آیا مو بر اندام خودتان راست نمی شود؟



من وقتی می دیدم که فردی بی اطلاع از وقایع گذشته، صرفا بخاطر رویکرد غلط رهبری کشور، با این دست و دلبازی، بزرگان کشور خود را متهم به خیانت می کند، تأسفم عمیق تر شد، چرا که می دیدم آقای خامنه ای با ادعای «خواص بی بصیرت» چه چاهی برای خود و پیروان اندک خود می کند. ایشان هرگز به این نمی اندیشد که از جمع یاران همراه، امروز تنها او است که جدا شده و در مسیر مخالف اتوبان، برخلاف می راند و برخلاف آهنگ نوحه خوان و دسته ی زنجیرزن، زنجیر بر پشت خویش فرو می آورد و همگانی را که همگن بر پشت می زنند متهم می کند که «تک می زنند» و نوحه خوان همراه با جمع را متهم می کند که غلط می خواند و فقط ایشان است که آهنگ نوحه را درست می نوازد.



برفرض که با دروغ «مبارزه ی با فساد اقتصادی» پرده ی غفلت بر «فساد سیاسی» خود کشیدید، آیا می توانید مخالفت میرحسین موسوی و بهزاد نبوی و بسیاری از پاکترین افراد به لحاظ اقتصادی و معترض از نظر سیاسی را نیز با این فریب و حیله از میدان به در کنید؟



کاش فریبکاران عالم به این نکته می رسیدند که دور فریب و ریا و دروغ و دغل، برای اهل آن، بسی ناپایدار است، هرچند تقدیرشان این باشد که با دروغ و فریبی دیگر از میدان بیرون رانده شوند و نه با صدق و صفا!



اگر عمری باقی بود و اختیارم در دست، ادامه ی مطلب را در بخش سوم به اطلاع هم میهنان عزیز و آزادیخواهان گرامی خواهم رساند.

Thursday, July 29, 2010

گفتگوی العربیه با احمد قابل

لیست دستگیری ها را


شخص خامنه ای امضاء می کند





حجت الاسلام احمدقابل، از شاگردان سرشناس آیت الله منتظری که دادگاه ویژه روحانیت او را خلع لباس کرده، بدنبال انتشار شرح بازجوئی هایش در دوران بازداشت و دادگاه، روز گذشته با تلویزیوه العربیه مصاحبه کرده و نکات مهمی را مطرح کرد. او گفت:



یکی از مراجع تقلید قم در مدتی که من در زندان بودم، با آیت الله خامنه ای دیداری داشت. بعد من رفتم ملاقات آقایان که برای من تعریف کردند. از جمله مسائلی که در این دیدار درباره آن صحبت می شود، مسائل بعد از انتخابات است. این مرجع تقلید با زبان انتقاد به آیت الله خامنه ای می گوید که "شرایط بعد از انتخابات و سیاستی که اتخاذ کردید، چه سودی برای شما داشته؟ شما این همه آدم را دستگیر کردید، محاکمات عجیب و غریبی که راه انداختید، این ها که به نفع شما نشده است. اینها را آزاد کنید، این بساط را خاتمه دهید و شیوه دیگری را در پیش بگیرید." آقای خامنه ای در جواب این مرجع تقلید می گوید: "تازه یک لیست پنجاه نفره آورده بودند من آن را امضا کنم تا دستگیرشان کنند که من امضا نکردم." بعد این مرجع تقلید برای دوستان ما نقل می کند که این نشان می دهد لیست تمام کسانی که دستگیر شده اند آیت الله خامنه ای امضا کرده است. ایشان تا این حد دخالت می کند و بر رفتارهایی که انجام می گیرد نظارت دارد. خبرهای موثقی داریم گاهی جایی می خواهند استاندار انتخاب کنند، ایشان دخالت می کند یا وقتی که مجلس می خواهد وزیری را استیضاح کند، توصیه می کند که به او رای بدهند یا ندهند. وقتی ما این دخالت ها را می بینیم، عملا نتیجه ای که می گیریم این است که رهبری در تمام مسائل دخالت می کند، همه چیر را زیر نفوذ خود گرفته است، همه اموری که در کشور رخ می دهد، زیر نظر رهبری است و بنابراین کسی که تا این حد دخالت می کند، هر اتفاقی که بیفتد ولو این که او راضی نباشد، او مسئول است.



راه حل اینست که معتمدان مردم را دعوت کنند و با آن ها وارد مذاکره شوند و راهکاری برای برون رفت از این وضعیت تدوین کنند. البته خبر دارم گروهی در درون حاکمیت با بعضی از دوستان ما در باره این که چه کار باید کرد، در حال مذاکره هستند. منتهی عزمی در رأس حاکمیت برای جواب دادن به این تلاش ها وجود ندارد .30 سال فرصت طولانی بوده که مردم به حاکمیت دادند. ولی نمی دانم حاکمیت از کجا خود را این همه از مردم طلبکار می داند و از کجا این حق را برای خود قائل است؟ الا این که با همان اندیشه عجیب و غریب "ولایت فقیه منصوب از جانب خدا" بشود آن را توجیه کرد که اینها خیال کنند خداوند واقعا به آن ها برای سرکوب مردم و عمل بر خلاف میل مردم، حق ویژه داده است.







- شما در گزارشی که از دادگاه خود دادید، آیت الله خامنه ای را مسئول هر آنچه دانستید که در ایران در حال رخ دادن است. آیا به نظر شما ایشان در جریان جزئیات هر آن چه که در حال رخ دادن در جامعه ایران، یعنی در زندان ها و در حوزه های دیگر تصمیم گیریهای سیاسی هست؟



قابل: قطعا! مقصود من این نیست که آیت الله خامنه ای مثلا در جریان رفتار قاضی یا زندانبان در فلان دادگاه یا فلان زندان است یا خود این دستور را داده. این برای هیچ فرد صاحب منصبی در حوزه سیاست مقدور نیست که رفتار همه ماموران خود را با همه جزئیات آن ها بخواهد دستور بدهد. اما سیاست هایی که در کشور اعمال می شود، مثلا نحوه برخورد با مخالفان سیاسی و دستور العملی که در این خصوص وجود دارد قطعا مطابق نظر ایشان است.



من برای تایید سخن خود به این نکته اشاره می کنم که یکی از مراجع تقلید قم (1 (در مدتی که من در زندان بودم، با آیت الله خامنه ای دیداری داشت. بعد من رفتم ملاقات آقایان که برای من تعریف کردند. از جمله مسائلی که در این دیدار درباره آن صحبت می شود، مسائل بعد از انتخابات است. این مرجع تقلید با زبان انتقاد به آیت الله خامنه ای می گوید که "شرایط بعد از انتخابات و سیاستی که اتخاذ کردید، چه سودی برای شما داشته؟ شما این همه آدم را دستگیر کردید، محاکمات عجیب و غریبی که راه انداختید، این ها که به نفع شما نشده است. اینها را آزاد کنید، این بساط را خاتمه دهید و شیوه دیگری را در پیش بگیرید." آقای خامنه ای در جواب این مرجع تقلید می گوید: "تازه یک لیست پنجاه نفره آورده بودند من آن را امضا کنم تا دستگیرشان کنند که من امضا نکردم." بعد این مرجع تقلید برای دوستان ما نقل می کند که این نشان می دهد لیست تمام کسانی که دستگیر شده اند آیت الله خامنه ای امضا کرده است. ایشان تا این حد دخالت می کند و بر رفتارهایی که انجام می گیرد نظارت دارد.



وقتی که ما دخالت آیت الله خامنه ای را تا این حد می بینیم، یا این که فردی در قامت دادستان تهران را که رئیس پیشین قوه قضائیه می خواست عوض کند اما ایشان دخالت کرد و مانع شد، یا مثلا خبرهای موثقی داریم گاهی جایی می خواهند استاندار انتخاب کنند، ایشان دخالت می کند یا وقتی که مجلس می خواهد وزیری را استیضاح کند، توصیه می کند که به او رای بدهند یا ندهند، یا در زمان دولت آقای خاتمی وقتی ایشان در دولت اول خود می خواست وزیر اطلاعات معرفی کند، 15 نفر را ایشان برای تصدی این پست معرفی کرد که ایشان قبول نکرد تا آخر به نفر 16 رسید که آیت الله خامنه ای رضایت داد، در صورتی که اینها بر خلاف قانون اساسی است. قانون اساسی می گوید که رئیس جمهور مسئول انتخاب وزرا است و ایشان حق ندارد در این مسائل دخالت کند؛ ولی وقتی ما این دخالت ها را می بینیم، عملا نتیجه ای که می گیریم این است که رهبری در تمام مسائل دخالت می کند، همه چیر را زیر نفوذ خود گرفته است، اجازه نمی دهد دیگران از حدود و اختیارات قانونی خود استفاده کنند و همه اموری که در کشور رخ می دهد، زیر نظر رهبری است و از نظر قانونی هم کسی که تا این حد دخالت می کند، هر اتفاقی که بیفتد ولو این که او راضی نباشد، او مسئول است. مگر با آن واقعا مخالفت کند. مثلا اتفاقی در کهریزک بیفتد، اگر مخالفت ایشان در این حد باشد که "اگر جا ندارید این ها را آزاد کنید" یا این که برای مسائل بهداشتی این بازداشتگاه تعطیل شود، این مخالفت با آن چیزی که در کهریزک رخ داده است نیست.

در کهریزک انسان ها کشته شده اند، به حیثیت انسان ها تجاوز شده است. ایشان باید دستور می داد تمام کسانی که دست اندر کار این جریان بودند، آمرین و مأمورین را تحت تعقیب قضایی قرار دهند. اما این کار را متاسفانه نکرد و دخالت ایشان در حد یک اظهار تاسف کوچک بود.



آن وقت از سویی دیگر در روز عاشورا مردم را می کشند، ایشان اظهار تأسف نمی کند. تنها از این بابت اظهار تأسف می کند که عده ای کف زدند و حرمت روز عاشورا را شکستند. حرمت عاشورا با ریختن خون یک انسان بی گناه شکسته می شود؟ یا با سوت و کف زدن یک عده؟ کدامیک از نظر اسلامی اهمیت بیشتری دارد؟ قرآنی که می گوید اگر خون یک انسان به ناحق ریخته شود مانند این است که خون تمام انسانیت ریخته شده است مهمتر است یا این که بر فرض عده ای حرمت مراسم عزاداری را نگه نداشتند؟



- به نظر شما راهی را که جنبش سبز می رود راه درستی است؟



قابل: جنبش سبز یک وجه اکثریتی دارد که تیپ مذهبی داخل جامعه هستند. طبیعی است که من به عنوان یک روحانی و به عنوان فردی که در حیطه دین اظهار نظر می کند، اگر بنا باشد اظهار علاقه ای بکنم، بیشتر به همین تیپ مذهبی است. من دوست ندارم تدین مردم و پایبندی آن ها به اسلام مخدوش شود. کمال مطلوب من این بود که شرایط به گونه ای رقم می خورد که مردم را در برابر دین قرار نمی دادیم. متاسفانه در طول این سی ساله پس از انقلاب، کاری که کردیم این بود که یک تیغ برداشتیم و افراد را با اسم دین با رفتارهای ضد دینی برش زدیم. یعنی با خشم و خشونتی که خداوند از آن پرهیز داده، مردم را در مقابل دین قرارر دادیم. اگر امروز اتفاقی در کشور رخ بدهد و مردم در مقابل دین قرار بگیرند، گناه آن گردن مخالفان دین نیست بلکه گناه آن بر گردن مدعیان دین است. آن ها بودند که این صدمه را به دین زدند و باید جوابگو باشند، کسانی که به اسم دین سوار بر مملکت و بر سرنوشت آن شدند و آن را به این منجلاب کشاندند.



وقتی می گوییم جنبش سبز، با این چهره های مختلف روبرو هستیم. آن چیزی که آقای موسوی، آقای کروبی، و آقای خاتمی می گویند تا جایی که در محدوده منطق، اخلاق، شریعت، انسانیت و حقوق بشر باشد، ما همراه هستیم و از روشهای قانونی هم استفاده می کنیم. هر جا هم بخواهد بر خلاف قانون و عقلانیت و منطق باشد، طبیعی است که همراهی نمی کنیم.



در مجموع گمان می کنم این طولانی شدن حرکت اعتراضی مردم و زود پیروز نشدنش، یک نعمت برای جنبش سبز است. جنبش سبز اگر با تأمل و تدنی پیش برود، کم کم به عقلانیت مشترکی خواهد رسید که مانع صدمه خوردن مردم و کشور و متوقف شدن این حرکت خواهد شد. مگر این که افراد رادیکال بخواهند زمام این حرکت را در دست بگیرند. من حتی در بازداشتگاه به بازجوها گفتم شما باید خودتان کمک می کردید که سردمداری اعتراض ها به دست کسانی بیفتد که پیرو عقل و منطق و شعور و اصلاحات هستند نه کسانی که می خواهند همه چیز را منهدم کنند، چون نسخه براندازی و انقلاب به معنی دگرگون کردن همه چیز، بدترین گزینه برای تحولات اجتماعی است. همانگونه که ما از این تحول در سال 57 نتیجه نگرفتیم و امروز تأسف خیلی مسائل آن را می خوریم. اگر بخواهیم بار دیگر تاسف نخوریم و این چرخه را تکرار نکنیم، بهترین راه آن اصلاح است. اما اصلاح دو سویه دارد؛ یک سویه آن این است که حاکمیت این اصلاح را بپذیرد و یک سویه آن هم این است که آن کسی که خود را اصلاح طلب و منتقد می داند، واقعا راهکاری که ارائه می دهد، راهکار اصلاحی باشد.



راه برون رفت از اوضاع فعلی این است که حاکمیت، حکمیتی را از عقلای جامعه قبول کند. عقلای جامعه کسانی هستند که حد اقل در مقاطعی از مردم رأی اعتماد گرفته اند، حاکمیت می تواند از مردم بپرسد چه کسانی میان آن ها بیشترین نفوذ را دارند. واقعا معتمدان مردم را دعوت کنند و با آن ها وارد مذاکره شوند و راهکاری برای برون رفت از این وضعیت بدون این که به کشور صدمه ای وارد شود تدوین کنند. البته خبر دارم گروهی در درون حاکمیت با بعضی از دوستان ما در باره این که چه کار باید کرد، در حال مذاکره هستند. منتهی عزمی در رأس حاکمیت برای جواب دادن به این تلاش ها وجود ندارد.



آقای هاشمی با این که من شخصا به خاطر سوابقشان به ایشان هنوز نمی توانم اعتماد کنم، ولی راهکارهایی در خطبه نماز جمعه مطرح کرد و هنوز هم بر همانها تأکید می کند.آقایونی در قم اظهار نظرهایی کردند همچون آیت الله اردبیلی، آیت الله جوادی آملی و دیگران. کسانی از دو طرف باید یک توافقی ایجاد کنند و به این اوضاع نابسامانی که پس از انتخابات آقایون درست کرده اند، خاتمه بدهند. به هر حال اعتراض مردم بر اساس قانون اساسی بود. مردم حق داشتند به خیابان بیایند و تظاهرات بکنند. اصل 27 قانون اساسی بر این مساله تصریح دارد. این آقایون حتی از دادن مجوز پرهیز می کنند. قانون اساسی را که نمی شود میلی اجرا کرد. البته قانون اساسی 30 سال است که به صورت میلی اجرا می شود. ولی روزی بالاخره حوصله مردم سر می رود چون طرف قرار داد حاکمیت، ملت هستند.



تصور من این هست که مردم خیلی مراعات کرده اند. واقعا 30 سال فرصت طولانی بوده که به حاکمیت داده شد. ولی نمی دانم حاکمیت از کجا خود را این همه از مردم طلبکار می داند و از کجا این حق را برای خود قائل است؟ الا این که با همان اندیشه عجیب و غریب "ولایت فقیه منصوب از جانب خدا" بشود آن را توجیه کرد که اینها خیال کنند خداوند واقعا به آن ها برای سرکوب مردم و عمل بر خلاف میل مردم، حق ویژه داده. و الا اصل 56 قنون اساسی تصریح دارد که حاکمیت پس از خدا از آن مردم است و این حق خدادادی را نمی شود از مردم سلب کرد و در اختیار شخص یا گروه خاصی قرار داد.







توضیحات پیک نت:



1- اشاره به دیدار آیت الله موسوی اردبیلی عضو شورای انقلاب و رئیس قوه قضائیه با حکم آیت الله خمینی، پس از کشته شدن آیت الله بهشتی است. البته قوه قضائیه در آن زمان شورائی اداره می شد. یعنی شورای عالی قضائی آن را اداره می کرد که این شورا یک رئیس با حکم آیت الله خمینی داشت که نخست آیت الله بهشتی بود و سپس آیت الله اردبیلی

* پس از امتناع احمدی‌نژاد، لاریجانی 2 قانون دیگر را ابلاغ کرد

پس از امتناع احمدی‌نژاد، لاریجانی 2 قانون دیگر را ابلاغ کرد




رييس مجلس شورای اسلامی بار دیگر دو قانون را راسا برای اجرا ابلاغ کرد.

به گزارش دنیای اقتصاد، علی لاریجانی که هفته گذشته برای نخستین بار پس از استنکاف محمود احمدی‌نژاد از ابلاغ قانون اختصاص دو میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی به مترو، راسا آن را ابلاغ کرده بود، این هفته نیز دو قانون کمتر مورد مناقشه را برای انتشار در روزنامه رسمی و اجرا توسط دستگاه‌های دولتی ابلاغ کرد.

ابلاغ دو قانون بی‌حاشیه «شناسايی و حمايت از مصدومان شيميايی» و «الزام دولت به پيگيري و استيفاي حقوق اتباع و ديپلمات‌هاي ايراني آسيب‌ديده از اقدامات دولت‌هاي خارجي به ويژه دولت اشغالگر آمريكا» پس از آن صورت می گیرد که به اعتقاد رییس مجلس، مهلت پنج روزه رییس جمهور برای ابلاغ این دو قانون منقضی شده و محمود احمدی‌نژاد آنها را ابلاغ نکرده است.

این در حالی است که احتمال استنکاف احمدی‌ن‌ژاد از ابلاغ این دو قانون کم سروصدا بسیار اندک بود، اما به نظر می‌رسد پس از ابلاغ قانون اختصاص 2میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی به مترو، رییس قوه‌ مقننه راه تازه را آسان‌تر از چشم انتظار ماندن برای ابلاغ قوانین از سویاحمدی‌نژاد دیده است.



دیدار جمعی از اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با موسوی



صبح روز پنج شنبه ۷مرداد ماه برخی از اعضای مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با مهندس میرحسین موسوی در یک نشست صمیمانه به بررسی و تحلیل مهمترین مسائل روز کشور پرداختند.

به گزارش کلمه، در این دیدار تعدادی از اعضای مجمع محققین و مدرسین به بیان دیدگاه های خود پیرامون مهمترین مسائل روز و چالش های پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸پرداختند موسوی نیز دیدگاه های خود را پیرامون مسائل مطروحه بیان داشتند.

فیلم / فشار تحریمها بر کشتیهای ایرانی

"نگاهی به اظهارات جنتی درباره «یک میلیارد دلاری که "سران فتنه" از عربستان گرفتند» "

عصر ایران - اظهارات اخیر آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان درباره پرداخت پول آمریکا به افرادی که این روزها " سران فتنه " خوانده می شوند ، بسیار قابل تامل به نظر می رسد .




پرواضح است که اختلافات داخلی و سیاسی در هر کجای جهان و در هر کشوری از کشورهای روی کره زمین وجود دارد ، اما نکته در اینجاست که نخبگان سیاسی حاکم و اپوزیسیون در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه دنیا خود را ملتزم به رعایت اصول رقابت سیاسی می دانند .



از جمله اینکه همه نخبگان سیاسی راهکار " صندوق رای " را یگانه مرجع تعیین فرد یا حزب حاکم می دانند و در عوض گروه پیروز در انتخابات یا همان حزب یا ائتلاف حاکم نیز خود را مقید به حفظ شان ، جایگاه و حقوق ذاتی و قانونی مخالفان می داند ، چه آنکه ماهیت ادواری بودن گردش قدرت سبب می شود همان گروه حاکم چند سال و یا حتی چند ماه بعد خود تبدیل به گروه اقلیت شود . همان گونه که شکست خوردگان انتخابات نیز باید به نتایج تمکین کنند.



این سخنان را از آن رو مثال آوردیم که بر این نکته اذعان کنیم که متاسفانه عرصه سیاست ورزی در کشور ما از همان ابتدای راه یافتن تفکر دولت مدرن در کشورمان ، فاقد قاعده مندی است .



در کشور ما نه اقلیت مراعات حال اکثریت را می کند و نه اکثریت خود را مقید و ملتزم به رعایت حق قانونی اقلیت می داند و این چنین است که فضای رقابت های سیاسی در چارچوب قانون نمانده و عموما با تنش و درگیری همراه است و در بسیاری از مواقع حتی مکانیزم و راهکار حل و فصل اختلافات سیاسی نیز به خارج از چارچوب قانون کشیده می شود و گاه مثل استخوانی لای زخم می ماند تا در برهه هایی به صورت انفجار و تنش خود را بروز می دهد .



از همین زاویه اگر به تحلیل آنچه که در کشور ما پس از انتخابات جنجالی دور دهم ریاست جمهوری گذشت ، بنشینیم می توانیم واقعیت پیش گفته را به عینه مشاهده کنیم .



اما اظهارات اخیر آیت الله جنتی درباره پرداخت 1 میلیارد دلار از سوی عربستان به رهبران مخالف دولت که "سران فتنه " خوانده می شوند ، نیز می تواند مصداق بی قاعده مند بودن فضای رقابت سیاسی در ایران باشد.



اگر اظهارات این مقام صحیح باشد که طبیعتا این امر خیانتی بزرگ به کشور و ملت می باشد و می بایست مورد رسیدگی قضایی و قانونی قرار بگیرد ، خاصه آن که ایشان می گوید مدرک این ادعا را هم دارد ؛ اما اگر این اظهارات نادرست بوده باشد ، فارغ از معصیتی که متوجه قائل آن است ، نشان از این امر می دهد که فضای رقابت سیاسی از وادی قانونی خود خارج شده و همچنان در وادی تهمت افکنی آن هم در سطوح بالا سیر می کند.



به هر روی کشور ما از بی قاعده مندی فضای رقابت سیاسی تا کنون متحمل خسارات جبران ناپذیر زیادی شده و درست تر آن است که همه به قانون اساسی و دیگر قوانین عادی کشور مراجعه کنیم و دولتمردان خود را ملتزم به رعایت قانون بدانند و مخالفان نیز اگر مخالفتی دارند ، در چارچوب قانون و از مجاری قانونی مطالبات خود را پیگیری کنند .



در این صورت است که کشور می تواند روی آرامش ببیند و دولتمردان به رفع و رجوع مشکلات و نابسامانی های موجود در کشور بپردازند و مخالفان نیز با حرکت های منطقی و در چارچوب قانون تلاش کنند از طریق مجاری قانونی به فعالیت سیاسی و مدنی بپردازند .

اسامی شانزده زندانی سیاسی اوین که در اعتصاب غذا بسر ميبرند

کلمه :اسامی شانزده زندانی سیاسی که سه روز پیش و هم زمان با سالروز میلاد امام زمان (عج ) از بندعمومی ۳۵۰ به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده بودند ، مشخص شد.همه این زندانی ها در اعتراض به انتقال شان به سلول انفرادی اعتصاب غذای خود را آغاز کردند.




بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی نخستین زندانی هایی بودند که ظهر دوشنبه به سلول انفرادی منتقل شدند .بقیه زندانی های ساعت سه بامداد روز سه شنبه از سلول های خود در بند ۳۵۰ به سلول های انفرادی در بند ۲۴۰ منتقل شدند.



براساس گزارش های رسیده به کلمه ،اسامی این زندانی ها که به خاطر اعتراض یه رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنین شرایط نامناسب بند ۳۵۰ از جمله مانع تراشی در ملاقات زندانیان ، از سه روز پیش به سلول انفرادی منتقل شده اند ،عبارت است از:علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار ،حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم ،علی پرویز فعال دانشجویی ،حمیدرضا محمدی فعال سیاسی ،جعفراقدامی فعال مدنی ،بابک بردبار عکاس خبری ،ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل ،ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق ،کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجید دری فعال دانشجویی ، مجید توکلی فعال دانشجویی ، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی ،پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا از میان این زندانیان بهمن احمدی امویی از سه روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن پنج نفر دیگر از جمله مجید توکلی ، عبدالله مومنی و کوهیار گودرزی به این اعتصاب غذا پیوستند . سایر این زندانی ها در حمایت از اعتصاب غذای یاران خود ،از امروز( پنج شنبه) اعتصاب غذا کرده و گفته اند که تا تحقق خواسته هایشان دست از اعتصاب بر نمی دارند.



درخواست زندانیان پوزش ماموران و مسوولان زندان از زندانیان به خاطر رفتار نامناسب و همچنین بازگرداندن تمامی این شانزده زندانی به بند عمومی است.

دلارهائی که اسنادشان به منزل آیت الله ها می رود!

جرس، امیررضا پرحلم: پول های امریکائی و چمدانهای پر از دلار از جمله مسائل پر رمز و رازی است که اسناد آن از قضا یا سر از دفتر حسین شریعتمداری در می آورند یا اشتباها از آدرس آقایان مصباح یزدی یا احمد جنتی سر در می آورند.


آخرین نوع این ادعا به رقم بسیار کلانی اشاره دارد که ظاهرا طبق اظهارات آقای جنتی خرج آشوب و براندازی در ایران شده است.



این ادعاها تازگی ندارد و اساسا می توان گفت که مطرح کردن چنین مواردی دارای کاربردهای سیاسی برای از میدان به در کردن حریف در عرصه سیاسی است.



نکته جالب در این بین معمائی است که مدعیان در باره آن به اظهار نظر می پردازند و البته شنونده عاقل و تیز هوش می تواند بلافاصله دریابد که نکته ای در ادعای مطرح شده وجود دارد و آن این است که اسناد واریز دلار به حساب های مخالفان نظام مستقیما سر از دفتر آیت الله ها و برخی افراد نامرتبط با موضوع در می آورد.



دو آیت الله معروف که سابقه اظهار نظر در باره دلارهای امریکائی دارند محمد تقی مصباح یزدی و احمد جنتی هستند.



ماجرای چمدان پر از دلار



از اوايل بهمن ماه 78 و در حالي که فضاي سياسي کشور در آستانه انتخابات مجلس ششم قرار داشت، هجوم تريبون هاي رسمي به مطبوعات نيز شديداً افزايش يافت. در همان روزها اظهارات جنجال برانگيز آيت الله مصباح يزدي در قم منتشر شد که تأکيد کرده بود رئيس سابق سازمان سيا با چمداني پر از دلار براي پرداخت به برخي از روزنامه ها و مراکز فرهنگي وارد ايران شده است! او گفته بود: «اين فرد بعنوان توريست وارد کشورمان شده و با چند مسئول نشريات و روزنامه ها تماس گرفته و دلارها را به خير پدرش به آنان داده است» [روزنامه صبح امروز–هفتم بهمن 1378]



سيد عطاالله مهاجراني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بلافاصله با ارسال نامه اي به وزير اطلاعات و رئيس دادگاه انقلاب اسلامي تهران، از آنان خواست تا درخصوص سخنان آيت الله مصباح يزدي درباره کمک سازمان سيا به مطبوعات ايران، واکنش نشان دهند.



در نامه مهاجراني به علي يونسي، وزير اطلاعات و رهبرپور رئيس دادگاه انقلاب اسلامي تهران آمده بود: حضرت آيت الله مصباح يزدي مطالبي را در مورد مسافرت رئيس سابق سازمان سيا با يک چمدان پول به ايران مطرح فرموده‌اند که خبر آن در روزنامه هاي روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه نيز منعکس شد. انتظار مي‌رود درباره چگونگي درستي و يا نادرستي داعيه ايشان پيگيري لازم صورت گيرد و اسامي روزنامه‌هايي که به قول جناب مصباح يزدي از رئيس سابق سازمان سيا دلار گرفته اند به هيات نظارت بر مطبوعات اعلام شود تا مطابق قانون مطبوعات اقدام شود و در صورت نادرستي ادعاي جناب مصباح نيز ضرورت دارد که براي حفظ حرمت و اعتبار مطبوعات و روزنامه نگاران اين ادعا تکذيب شود.



در همين زمان گروهي از افراد وابسته به موسسه آيت‌الله مصباح يزدي، در مسجد اعظم قم دست به تحصن زدند. آنان که خود را جمعي از طلاب و فضلاي قم مي ناميدند، از چهاردهم بهمن ماه تا شامگاه شانزدهم بهمن به تحصن خود ادامه دادند. گفته مي شد نهايتاً اين تحصن با نقل پيام شفاهي رهبر ايران توسط آيت الله مشکيني، پايان مي‌يابد. معترضين روز پنجشنبه ابتدا در مسجد فيضيه تجمع کرده و در يک راهپيمايي تا مسجد اعظم، تحصن خود را آغاز کردند. آنان طي بيانيه‌اي تاکيد داشتند که تحصن ما آرام و بدون تشنج است و در صورت دستور مقام معظم رهبري و يا مراجع عظام، تحصن را لغو خواهيم کرد». متحصنين داراي کارت مخصوص و سازماندهي منظم، ستاد اطلاع رساني، واحد تبليغات و تدارکات بوده و امکانات لازم براي اقامت آنان در مسجد از قبل مهيا شده بود. متحصنين همچنين خواستار عزل و محاکمه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بودند.



آیت الله مصباح یزدی از آن زمان تا کنون هیچ مدرک و سندی در باره اظهارات کذب خود در باره چمدان پر از دلار نتوانست ارائه کند و حتی در بحبوحه جدال حکومت با اصلاح طلبان و دستور تعطیلی فله ای مطبوعات نیز لا اقل این سند مطرح و در روزنامه های اصولگرای افراطی منتشر نشد.



ادعاهای شیخ احمد جنتی در جمکران



دومین آیت الله نیز جمکران را برای مطرح کردن ادعای دروغش انتخاب می کند . احمد جنتی نیز مخاطبان سخن خود را از میان کسانی انتخاب می کند که برخی از آنها مستعد باور کردن چنین ادعاهایی هستند . اما ظاهرا آیت الله این بار شانس زیادی برای بر انگیختن احساسات حضار ندارد پرا که تا این لحظه خبر هیچگونه تجمعی بر ضد آنچه که وی آنها را سران فتنه خوانده درجائی مشاهده نشده است.



جنتی ظهر سه شنبه در میان زائران مسجد جمکران گفته بود : آمریکایی ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشور‌های منطقه هستند، به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند، اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر را هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد !



وی دستهای خود را به حالت دعا بالا آورد و اینگونه دعا کرد: خدایا به حق صاحب الزمان(عج)، انتقام بچه های مسلمانی که این ها(سران فتنه)، یا کشتند و یا بلا به سرشان آوردند، یا فریب دادند، خدایا انتقام این ها را از سران فتنه بگیر.



احمد جنتی قبلا نیز برای مقاصد خاص سیاسی خود دست به دعا شده بود و با حضور در جمع بچه هئیتی های هئیت رزمندگان اسلام آنها ، هنگام قرائت زیارت عاشورا از عبارت اللهم اللعن سعید الحجاریان و دیگر اصلاح طلبان استفاده کرده بود که چند روز پس از آن فردی که اکنون در بخش ایثارگران بنیاد شهید سمت دارد حجاریان را مورد سوء قصد قرار داد.



موشکافی از یک معما



یکی از فعالان سیاسی در رابطه با ادعای احمد جنتی می گوید: یک میلیارد دلار رقم بسیار کلانی است و اساسا استفاده از این پول برای بر اندازی نظام جمهوری اسلامی آن هم در داخل ایران امری محال و تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد.



وی می افزاید: حتی در سیستم بانکی ایران حد مجازی از دریافت ارز از طریق حساب بانکی پیش بینی شده که آن هم مقررات بسیار سخت و پیچیده ای دارد چرا که ورود این مبلغ کلان اولا با کنترل های امنیتی موجود در ایران و بدون مساعدت و چراغ سبز مقامات مطلقا امکان پذیر نیست. در ثانی اگر بپذیریم که این پول به صورت خورد خورد و تدریجی وارد شده این امر نیز غیر ممکن است و صاحب حساب نمی تواند از گزند کنترل های امنیتی در امان باشد به خصوص که آنچه برخی ها سران فتنه می خوانند طی یک سال گذشته شدیدا زیر کنترل نهادهای امنیتی بوده و تا ریز ترین جزئیات کاری آنها از دید مراقبت های امنیتی دور نمی ماند.



نکته دیگر چگونگی هزینه کردن پول های مورد ادعاست.



یکی از فعالان رسانه ای می گوید: اگر بالفرض بپذیریم که پولی هم در کار بوده این سوال مطرح می شود که سران به قول مدعیان فتنه این پول را برای چه منظوری می خواستند . بیشتر روزنامه های منتقد که تار و مار شده اند و اندک رسانه باقی مانده نیز اخبار کنترل شده حکومتی را منعکس می کنند.احزاب نیز که در فصل خزان خود به سر می برند و با اعلام تک حزب بودن کشور عملا فاتحه آنها خوانده شده و توان فعالیت ندارند.همچنین تشکل های غیر دولتی نیز تماما زیر کنترل بسیج و سپاه پاسداران هستند و کانون های فرهنگی بسیج و مساجد جایگزین اندک تشکل های غیر دولتی نا کار آمد شده اند.در خارج از ایران نیز که هیچ نماینده ای از سوی رهبران جنبش سبز معرفی نشده و اساسا اگر پولی هم در اختیار مخالفان نظام قرار می گیرد هیچ ارتباطی به جنبش سبز ندارد.



وی می افزاید: نکته مهم دیگر روال پرداخت پول به مخالفان نظام از سوی غربی هاست. تا این لحظه بودجه های اعلام شده از سوی امریکا برای مقابله با نظام مشخص بوده و تا کنون رقمی به این بزرگی آن هم برای مخالفان نظام در داخل ایران تداک دیده نشده است چرا که امکان استفاده از آن عملا غیر ممکن است و احیانا اگر واقعا دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی مدرک مستند و دقیقی در خصوص یک میلیار دلار مورد ادعا داشتند با جنجال های تبلیغاتی وسیع آن رامطرح می کردند . همچنین اگر سندی موجود بود دقیقا امکان شناسائی مشخصات افراد و سازمانهائی که پول برای آنها واریز شده وجود داشت و به شرط عدم جعل سند که ظاهرا برخی نهاد های رسانه ای هم در آن تبحر دارند، تا امروز افراد مورد ادعای آقای جنتی مورد سوال و جواب قرار می گرفتند اینها همه در حالی است که اکنون سپاه پاسداران رقم های کلانی از پول بیت المال را در اختیار دارد و نظام عملا مبالغی بسیار هنگفت از بودجه کشور را در خارج از ایران و حتی در امریکای لاتین هزینه می کند و هر کس در این خصوص انتقاد کند عامل بیگانه و صهیونیزم خوانده می شود.

کروبی در نامه ای خطاب به جنتی: شریک دزدان رای مردم و نارفیق این قافله اید/ ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است

میزان:مهدی کروبی از رهبران مخالف دولت در نامه ای به رییس شورای نگهبان او را "شریک دزدان رای مردم" خواند.




کروبی در این نامه که به مناسبت سخنرانی اخیر جنتی و ایراد اتهام دریافت پول از دول خارجی نوشته شده است ضمن اعلام شکایت از امام جمعه موقت تهران خطاب به او گفت: «اگر من فتنه گرم چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر.»



متن کامل نامه ی مهدی کروبی که نسخه ای از آن در اختیار «میزان خبر» قرار گرفته است به شرح زیر است:



بسمه تعالی



آیت الله آقای حاج شیخ احمد جنتی

دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران

باسلام

طبق اخبار و گزارشات منتشره از سوی برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری، جنابعالی اخیراً به مناسبت تولد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسجد جمکران قم سخنرانی سیاسی مبسوطی داشته اید و از اجتماع خالصانه و بی ریای مذهبی مردم مسلمانی که صرفاً با انگیزه های عقیدتی و جهت توسل و اظهار ارادت به حضرت حجت علیه السلام در آن مکان گرد آمده بودند، بدترین نوع سوء استفاده را کرده و با تکیه بر قدرت و مصونیت خیالی از پاسخگویی به آنچه می بافید مطالبی واهی، بی سند و تفرقه افکنانه را مطرح کرده و به آتش اختلافی که خود افروخته اید نفت نفرت و نفاق پاشیده اید.در این میان آنچه علاوه بر تهمت ها و افتراهای نخ نما و تکراری شما به یاران امام خمینی و مدافعان حقوق اساسی ملت و قاطبه ی آزادگان و آزادی خواهان تازگی داشت آن بود که گفته بودید: « من سندی را بدست آوردم که آمریکائی ها یک میلیاردلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد».



آقای جنتی آنچه را شما فتنه می نامید و برایش سر و دست و پا می تراشید، انتخاباتی بود که طبق معمول توسط شما و اتاق های فکر هدایت کننده ی امثال جنابعالی در شورای نگهبان و وزارت کشور و … مهندسی شد تا در شکلی ظاهرالصلاح مطلوب مهندسان انتخابات را فراهم آورد. اما برخلاف انتظار و بر سیاق قاعده ی (( … والله خیرالماکرین)) تدبیر شما بند نمایان و دیگر اربابان قدرت کارساز نیفتاد و آش شوری که با تعجیل به کام ملّت فرو ریختید آنان را برآشفت و کاسه و کوزه بساط انتخابات فرمایشی شما را برهم ریخت. شما و دیگر طراحان ومهندسان سناریوی انتخاباتی نیز با کمال ناباوری و علیرغم ادعاهای پوشالی تمکین به رأی مردم اعتراض آنان را با شدیدترین وجه و بی رحمانه ترین شکل ممکن سرکوب کردید. بعد هم در اوج وحشت از خشم مردم ژست پیروزی گرفتید و برای تکمیل پروژه های خویش دادگاههای نمایشی برگزار کردید تا بقایای هر صدای اعتراضی را به سکوت کشانده و مهر خاموشی بر گورستانی که خیالش را در سر پرورانده اید بنشانید. این روش استناد و صدور حکم متأسفانه همان روشی بوده است که بر اساس آن سال هاست بسیاری از فرزندان صالح این ملت را از دستیابی به حقوق خویش مثل انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده است چون آنان نیز طبق همین نوع گزارشات همواره ردّ صلاحیت شده اند.



با این همه و پس از گذشته یکسال و اندی از آن ماجرا هنوز هم از آنچه کرده و پاسخی که دریافت کرده اید خواب خوش ندارید و هر آن در پی یافتن مستمسکی هستید تا نتایج خیالی که بافته و خلاف واقعی که ساخته اید را بر خود هموار سازید.



آقای جنتی در فرهنگی که شما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خلق کردید اگرچه گروهی را فتنه گر خواندید که اکثریت ملت ایران بودند و برای آنها سرانی را قلمداد کردید که حتماً مهدی کروبی هم از جمله ی آنهاست ولی در همان قاموس که خوشبختانه در میان ملّت به درستی شناخته شده است عده ای نیز به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید.



اگر من فتنه گرم، چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر. امّا این بار به اتهام بهتانی که به سران به قول خودتان فتنه !! زده اید که از سعودی ها پول گرفته اند تا نظام را منقرض نمایند از شما اولاً شکایت می کنم آن هم در محاکم جمهوری اسلامی، اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم. و ثانیاً این نامه را می نویسم که بدانید به آنچه گفته اید اعتراض دارم و همین جا از شما می خواهم که در این مورد هر دلیل و مدرک و سندی دارید افشا کنید وگرنه دروغگویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد.



در پایان یادآور می شوم شما در پایان راهی هستید که زندگی نام دارد و هرچه کرده اید اگر با میل دست یابی به دنیا و متعلقات آنهم بوده باشد حتماً به مقصود رسیده اید. ریاست دنیا اگر بقا و وفایی داشت به م امثال ما و شما نمی رسید.



آقای جنتی تاریخ تکرار می شود و بر سیاست ورزان است که عبرت بگیرند حتماً به خاطر دارید که پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام و جمعی از علمای بزرگ و توده های مردم و کشتار ملت توسط سربازان و دژخیمان حکومتی در در شهرهای مختلف، رژیم شاه اعلام کرد که فردی به نام « جوجو» را در فرودگاه مهرآباد دستگیر کرده است که از سوی جمال عبدالناصر مبلغ دو میلیون تومان پول برای خمینی آورده است تا در جریان اغتشاش علیه رژیم مورد استفاده قرار گیرد. طراحان و سناریو سازان وابسته به شاه معدوم آنقدر پخته به نظر می رسیدند که اگر دروغی هم می بافتند به گونه ای باشد که مورد پذیرش احتمالی عده ای از مردم واقع شود ولی شما و دوستانتان یا بهتر بگویم منابعتان وقتی متأسفانه دروغی هم می سازید نچسب و باور نکردنی است به خدا پناه می برم از جفایی که توسط مربیان دیانت و مروجان شریعت حکومتی بر روحانیت اصیل و مظلوم و مبلغان حقیقی اسلام و تشیع رفته است و می رود.



شما نیز به خدا پناه ببرید و از عقوبت آخرت بیمناک باشید توبه کنید و از محضر ملت رشید ایران طلب بخشش نمایید. امید است مردم و خدای بزرگ از گناهان شما در گذرند.



فاعتبروا یا اولی الابصار

مهدی کروبی

۷/۵/۱۳۸۹